WEBVTT

00:05.000 --> 00:13.000
ارائـــه ای از     Movie App Free On Google
Movie App Free On Google

01:18.746 --> 01:20.913
کارت عالي بود؛ عالي

01:23.459 --> 01:24.876
موفق شدي، موفق شدي

01:28.755 --> 01:34.052
هيأت منصفه، جزييات اين پرونده‌ پيچيده
براي شما روشن شد، قتل عمد

01:34.135 --> 01:39.182
قتل عمد يکي از خطيرترين اتهامات در
دادگاههاي جنايي کشور ماست

01:39.266 --> 01:43.980
به اعترافات شهود گوش کرديد
و همچنين به تفسير قانون از اين اعترافات

01:44.064 --> 01:48.775
و حالا، وظيفه داريد بنشينيد
و حق و باطل را از هم تشخيص دهيد

01:48.859 --> 01:53.114
يک انسان کشته شده
و جان انساني ديگر هم در گرو راي شماست

01:53.197 --> 01:57.244
اگر ترديدي منطقي در مورد
گناهکار بودن متهم داريد

01:57.327 --> 02:02.123
تکرار مي کنم، ترديدي منطقي
در اين صورت بايد متهم را بي گناه تشخيص دهيد

02:02.249 --> 02:06.294
و اگر ترديدي منطقي در ذهن نداريد
بنابراين بايد، با وجداني پاک

02:06.378 --> 02:09.298
متهم را گناهکار بدانيد

02:09.383 --> 02:13.220
هر تصميمي که مي گيريد
بايد متفق الرأي باشيد

02:13.345 --> 02:16.764
اگر متهم را گناهکار شناختيد

02:16.889 --> 02:20.143
قاضي دادگاه بخششي را
در نظرنمي گيرد

02:20.269 --> 02:23.523
و متهم بطور قطع اعدام مي شود

02:23.898 --> 02:28.153
مسئووليتي که بر دوش داريد بسيار سنگين است
ممنون، آقايان

02:29.446 --> 02:32.699
اعضاي علي البدل مرخص هستند

02:37.245 --> 02:39.706
هيأت منصفه به اتاق نتيجه‌گيري

05:00.151 --> 05:02.986
آدامس مي خواي؟ نه، ممنون

05:03.320 --> 05:05.865
گير کرده

05:08.659 --> 05:12.331
الان درستش مي کنم، درست شد

05:17.085 --> 05:20.423
يه چيزي رو مي دوني؟
صبح به هواشناسي زنگ زدم

05:20.547 --> 05:23.550
مي گفتن؛ امروز گرم ترين روز ساله

05:23.634 --> 05:26.304
يه تهويه اينجا نصب مي کردن بد نمي شد

05:26.388 --> 05:29.641
اسم شما چيه، قربان؟
اسمم، اين يکيه

05:29.724 --> 05:33.895
خيلي خيلي ممنون
بسيار خوب، آقايون؛ همه هستن

05:33.978 --> 05:39.109
اگه به چيزي احتياج داشتيد
من بيرون اتاق نشستم. کافيه در بزنيد

05:51.747 --> 05:54.502
صبح بخير
فکر نمي کردم درو قفل کنند

05:54.586 --> 05:57.588
البته که درو قفل مي کنن
پس چي فکر کردي؟

05:57.713 --> 06:00.800
نمي دونستم
اوّلين باره که در يک هيأت منصفه هستم

06:01.676 --> 06:05.595
اون براي چيه ؟
گفتم شايد بعضي ها بخوان روي کاغذ رأي بدن

06:05.721 --> 06:09.893
فکر خوبيه، شايد بتونيم
به عنوان سناتور انتخابش کنيم

06:15.733 --> 06:19.570
دادگاه چطور بود ؟
نمي دونم، خيلي جالب بود

06:19.653 --> 06:24.367
واقعاً؟ من خوابم برد
آخه تا به حال در هيأت منصفه نبودم

06:24.493 --> 06:27.036
نبودي؟
عوضش، من تو خيلي ها بودم

06:28.204 --> 06:33.585
وکلا هميشه ور مي زنن و ور مي زنن
حتي اگه نتيجه پرونده از اوّل معلوم باشه

06:33.668 --> 06:37.256
تا حالا شده اينقدر وراجي براي هيچي شنيده باشي؟
فکر کنم اين حّق يه متهم باشه

06:37.340 --> 06:40.593
حقّشونه؛ قانون اينو مي گه، امّا

06:40.676 --> 06:45.306
اگه از من مي شنوي، قبل ازاين که بچه ها
دردسري درست کنن، بايد چند تا سيلي محکم بهشون زد

06:45.390 --> 06:48.894
اين جوري، نه زمان از دست مي ره و نه پول
بياين شروع کنيم، هان؟

06:49.019 --> 06:51.689
آره، شروع کنيم
همه مون بايد کُلي کار داشته باشيم

06:51.772 --> 06:55.692
بهتره که پنج دقيقه استراحت کنيم
يکي از آقايون رفته دستشويي

06:55.818 --> 06:57.861
بايد به ترتيب بنشينيم؟

06:57.987 --> 07:00.698
اوه، خودمم نمي دونم
ولي اين جوري بهتره

07:05.497 --> 07:07.956
شما جاي من نشستيد
ببخشيد

07:08.081 --> 07:10.125
ايرادي نداره

07:11.417 --> 07:14.129
هي، منظره‌ بدي نيست، نه؟

07:16.924 --> 07:21.471
در مورد پرونده چي فکر مي کني؟
براي من که کُلّي جالب بود

07:21.596 --> 07:25.432
هيچ نقطه‌ کوري نداشت
مي فهمي چي مي گم؟

07:25.517 --> 07:30.146
خيلي خوش شانس بوديم که پرونده قتل نصيبمون شد
اوّلش فکر مي کردم، دزدي يا يه چيز ديگه باشه

07:30.230 --> 07:32.942
پسر، اون جوري خيلي خسته کننده مي شد

07:34.027 --> 07:39.240
هي، اون ساختمون وولورف نيست؟
درسته

07:39.365 --> 07:43.285
يه چيزي بگم نمي خندي؟ تمام عمرم اينجا
زندگي کردم، ولي هيچ وقت پامو تو اون ساختمون نذاشتم

07:43.411 --> 07:47.457
چقدرهم مزخرف مي گفت
مثلاٌ در مورد سينما

07:47.541 --> 07:50.545
آره، در مورد چاقو نظرت چيه؟

07:50.627 --> 07:53.630
کدوم آدم عاقلي
اين مزخرفات رو باور مي کنه؟

07:53.756 --> 07:56.509
انتظارش مي رفت
حالا خوبه خودت مي دوني

07:56.592 --> 07:58.219
آره، فکر کنم درست باشه

07:58.845 --> 08:01.848
خب، بوق ماشينت که خيلي خوب کار مي کنه
حالا بايد چراغاتو روشن کني

08:01.931 --> 08:05.935
سرما خوردي؟
چه جور هم؛ سرماخوردگي از گرما، ديگه نوبره

08:06.019 --> 08:08.479
حتي نمي تونم دماغمو لمس کنم
مي فهمي که چي مي گم؟

08:08.563 --> 08:11.275
آره که مي فهمم
خودمم چند وقت پيش سرما خورده بودم

08:12.110 --> 08:16.657
اوه، زود باش ديگه، سخنگو؛ بهتره زودتر شروع کنيم
اون آقا هنوز تو دستشوييه

08:16.782 --> 08:20.618
هي، چه خبرها؟
من امروز صبح روزنامه نخوندم

08:20.702 --> 08:23.078
داشتم دنبال اين مي گشتم
که چرا بازار تعطيل شده بود

08:23.204 --> 08:27.668
تو تاجري؟ کارگزارم

08:27.793 --> 08:29.837
من يه شرکت حمل و نقل دارم

08:29.962 --> 08:32.256
شرکت بِک و کال

08:32.382 --> 08:34.593
اسمش ايده همسرم بود

08:34.718 --> 08:38.221
حدود سي و هفت نفر زير دستم کار مي کنن
از صفر شروع کردم

08:38.346 --> 08:41.056
بسيار خوب، آقايون
بهتره همه بنشينيد، هان؟

08:44.686 --> 08:49.900
آره، خيلي سريع مي تونيم از اينجا خلاص بشيم
من براي مسابقه بيسِ بال امروز بليط خريدم

08:50.025 --> 08:53.778
يانکي ها در مقابل کليولند
يه بچه اهل موجسکا هم تو تيم هست

08:53.905 --> 08:56.200
البته، اندازه يه گاو قدرت داره، مي دوني

08:57.492 --> 08:59.620
خيلي قدرتمنده

09:02.331 --> 09:06.250
تو از بيس بال خيلي حاليته ها، خيلي باحالي
کجا بايد بنشينيم؟

09:06.375 --> 09:09.379
بهتره به ترتيب شماره هامون بنشينيم
شماره هاي هيأت منصفه

09:09.506 --> 09:13.175
يک، دو، سه، چهار، پنج و الي آخر دور ميز
البته، اگه اعتراضي نداشته باشيد

09:13.301 --> 09:16.387
چه فرقي داره ؟
به ترتيب، عاقلانه تر به نظر مي آد

09:16.471 --> 09:23.144
بي خيال
کلاً دوازده نفريم، از اينجا شروع مي کنيم، يک، دو

09:23.229 --> 09:27.316
در مورد دادستان چه نظري داري؟

09:27.399 --> 09:30.194
پوزش مي خوام
به نظر من خيلي باهوش بود

09:30.277 --> 09:34.113
جوري که اون همه‌ موارد
رو يکي يکي، به ترتيب گذاشت کنار هم

09:34.240 --> 09:39.120
خيلي تأثير گذار بود
فکر کنم اون، خيلي حرفه اي عمل کرد

09:39.204 --> 09:42.374
مي دوني، خيلي خوب، همه چي رو کنترل کرد

09:42.500 --> 09:45.919
خب، دوستان. مي شه يه لحظه به من گوش بديد؟

09:46.044 --> 09:48.171
مي خوايم شروع کنيم

09:48.296 --> 09:51.174
عزيزي که کنار پنجره ايستاده

09:51.259 --> 09:54.428
مي خوايم شروع کنيم
اوه، متأسفم

09:54.512 --> 09:59.559
يه بچه پدرشو کشت، به همين راحتي
ببين، اين موارد خيلي اتفاق ميفته

09:59.642 --> 10:01.936
هين طور بچه ها رو وحشي بار مي آرن

10:02.020 --> 10:04.982
خب، شايد لياقتشون هم همين باشه
مي فهمي که چي مي گم؟

10:05.065 --> 10:08.026
همه اينجان؟
پيرمرد هنوز اون داخله

10:08.110 --> 10:10.864
مي شه بري صداش کني؟
آره

10:11.948 --> 10:15.118
تو طرفدار يانکي ها هستي؟
نه، بالتيمور

10:15.535 --> 10:17.578
بالتيمور؟

10:18.329 --> 10:22.375
مثل اين مي مونه که هر روز
با ديلم بزنن تو سرت

10:22.459 --> 10:26.213
اونا چه کسي رو دارن بجز
چهارتا دست و پا چلفتي؟

10:26.338 --> 10:29.508
خب، مي خوايم شروع کنيم
منو ببخشيد، آقايون

10:29.632 --> 10:33.304
نمي خواستم منتظرتون بذارم
بالتيمور؟

10:33.680 --> 10:39.436
بسيار خوب، مي خوام بهتون بگم
هر طور که دوست داريد مي تونيد انجامش بديد

10:39.561 --> 10:42.314
من؛ مي دونيد
من نمي خوام قانوني بذارم

10:42.398 --> 10:48.321
مي تونيم، اوّل بحث کنيم، بعد رأي بديم
خب، البته، اين مي شه يه راه

10:48.446 --> 10:51.199
خب، مي شه همين الانم رأي بديم

10:51.283 --> 10:54.036
فکر کنم مرسوم باشه
همون اوّل يه رأي از همه بگيرن

10:54.119 --> 10:57.955
آره، بياين رأي بديم، کي مي دونه؟
شايد متفق الرأي بوديم

10:59.500 --> 11:05.672
خب، همون طور که مي دونيد
ما با يک پرونده‌ قتل عمد سر و کارداريم

11:05.756 --> 11:10.886
و اگه متهم رو گناهکار تشخيص بديم
مي فرستنش روي صندلي الکتريکي

11:10.970 --> 11:13.598
اوم؛ کاريش نمي شه کرد

11:13.681 --> 11:16.685
اينو خودمون مي دونيم
آره، بهتره بريم واسه رأي گيري

11:16.811 --> 11:20.480
خب، کسي هست که نخواد رأي بده ؟
من که مشکلي ندارم

11:21.732 --> 11:27.111
فقط يادتون باشه که براي
تأييد شدن رأي توسط قاضي بايد دوازده به هيچ باشيم

11:27.195 --> 11:30.200
قانون اينه؛ آماده ايد؟

11:30.326 --> 11:33.829
اونايي که متهم رو گناهکار مي دونن
لطفاً دستاشونو بلند کنن

11:37.123 --> 11:41.126
يک، دو، سه، چهار، پنچ، شش، هفت

11:42.045 --> 11:44.424
هشت، نه، ده، يازده

11:44.550 --> 11:47.009
خب، يازده نفر، متهم رو گناهکار شناختن

11:47.593 --> 11:49.636
کيا متهم رو بي‌گناه مي دونن؟

11:50.137 --> 11:52.349
يکي، خب

11:52.432 --> 11:57.228
يازده تا رأي گناهکار، يک راي بي‌گناه
خب، حالا مي دونيم چي به چيه

11:57.311 --> 12:00.482
اي بابا؛ هميشه يکي مخالفه

12:01.818 --> 12:04.528
خب، حالا بايد چه کار کنيم؟

12:04.611 --> 12:07.698
فکر کنم بايد بحث کنيم
اي بابا

12:07.781 --> 12:10.701
تو واقعاً فکر مي کني بي‌گناه باشه؟

12:13.330 --> 12:16.583
نمي دونم
تو مثل بقيه‌ ما تو دادگاه حضور داشتي

12:16.666 --> 12:19.837
اونچه که ما شنيديم رو شنيدي
اون بچه يه قاتل خطرناکه

12:19.920 --> 12:23.340
فقط هيجده سالشه
خب، به سن بلوغ رسيده

12:23.465 --> 12:26.343
چاقو رو چهار اينچ کرده تو سينه‌ پدرش

12:26.427 --> 12:29.096
تمام شهود اينو تأييد کردن

12:29.181 --> 12:32.684
مي خواي برات ليست کنم؟ نه

12:33.018 --> 12:36.021
پس چي مي خواي ؟
مي خوام بحث کنم

12:36.104 --> 12:39.273
چه چيزي براي بحث کردن باقي مونده ؟
يازده نفر اونو گناهکار شناختن

12:39.357 --> 12:41.653
هيچ کدوم از ما شکي نداريم بجز تو

12:41.778 --> 12:44.947
مي خوام ازت يه چيزي بپرسم
داستانشو باور کردي؟

12:45.031 --> 12:49.327
نمي دونم کردم يا نه، شايد باور نکردم
پس چطور رأي به بي‌گناهي دادي؟

12:49.411 --> 12:51.287
وقتي يازده نفر راي به گناهکار بودن مي دن

12:51.370 --> 12:56.418
خيلي راحت نيست که بدون صحبت در مورد پرونده
دستمو بلند کنم و يه بچه رو بفرستم روي صندلي الکتريکي

12:56.543 --> 13:00.046
خب، حالا کي گفته که راحته؟
هيچ کس

13:00.172 --> 13:04.968
چي، اينو مي گي، چون من دستمو خيلي سريع بلند کردم؟
من واقعاً فکر مي کنم يارو گناهکار باشه

13:05.052 --> 13:07.721
اگه صد سال هم صحبت کني
نمي توني نظرم رو برگردوني

13:07.805 --> 13:10.518
من هم نمي خوام نظرتو عوض کنم

13:10.601 --> 13:13.686
فقط؛ زندگي يه آدم در دستان ماست
تصميم در پنج دقيقه خيلي درست نيست

13:13.812 --> 13:18.191
فرض کن داريم اشتباه مي کنيم؟
فرض کنم؟ تو فرض کن اين ساختمون داره رو سر من خراب مي شه

13:18.317 --> 13:21.195
مي توني هر فرضي بکني
درسته

13:21.278 --> 13:26.325
چه فرقي داره چقدر طول مي کشه؟
فرض کن در پنج دقيقه تصميم گرفتيم، که چي؟

13:26.408 --> 13:31.288
بيا يک ساعت روش وقت بذاريم
بيس بال، تا ساعت هشت شروع نمي شه

13:36.085 --> 13:39.506
کسي چيزي واسه گفتن داره؟
من ميل دارم براي يه ساعت بمونم

13:39.590 --> 13:44.928
چه بهتر، من يه داستان خيلي بامزّه ديشب شنيدم
براي اين، اينجا نيستيم

13:45.012 --> 13:49.182
بسيار خوب، تو بگو
براي چي اينجا هستيم؟

13:49.851 --> 13:52.646
نمي دونم؛ شايد هيچ دليلي

13:52.729 --> 13:56.150
ببينيد
اين بچه، تمام عمرش کتک خورده

13:56.275 --> 14:00.028
تو محله‌ فقيرنشين به دنيا اومده
نه ساله بوده که مادرشو از دست داده

14:00.155 --> 14:02.531
يک سال و نيم هم توي يتيم خونه بوده

14:02.614 --> 14:05.577
وقتي که پدرش
به جرم جعل اسناد تو زندون بود

14:05.660 --> 14:07.954
اصلاً شروع خوبي نيست

14:08.080 --> 14:11.749
اون وحشي و ناخلفه، هميشه بوده
مي دونيد چرا؟

14:11.833 --> 14:15.670
چون هر روز، يکي مي زده تو سرش
هر روز

14:15.795 --> 14:21.093
هيجده سال بدبختي کشيده
فکر کنم چند کلمه اي بهش مديون باشيم، همين

14:21.178 --> 14:25.890
بذاريد اينو بهتون بگم آقا؛ ما به اون مديون نيستيم
يه دادگاه منصفانه براش تشکيل شد

14:26.016 --> 14:30.562
مي دوني چقدر پول اين دادگاه شده؟
شانس آورد که براش دادگاه تشکيل دادن

14:30.645 --> 14:34.941
ببينيد، ما همه، افراد بالغي هستيم
ما تمام حقايق رو شنيديم، مگه نه؟

14:35.026 --> 14:39.321
نگو که حرفهاي اين بچه رو باور کنم
سر و ته يه کرباسن

14:39.447 --> 14:41.656
گوش کن، من تمام عمرمو با اينا گذروندم

14:41.781 --> 14:47.079
يه روده‌ راست تو شکمشون نيست، خودت هم مي دوني
مي خوام بگم، اونا دروغگو به دنيا مي آن

14:47.164 --> 14:50.417
فقط ، يه آدم نادان همچين حرفي مي زنه
تو چي مي گي؟

14:50.501 --> 14:53.378
نکنه فکر کردي وقتي دنيا اومدي
حقيقتو به اسم تو نوشتن؟

14:53.462 --> 14:56.255
به نظرمن
چند نکته بايد براي ايشون روشن بشه

14:56.340 --> 15:01.387
بي خيال، امروز که يک شنبه نيست
نمي خواد ما رو موعظه کني
کُلي کار داريم، بهتره به کارمون برسيم

15:01.513 --> 15:05.266
برنج پف پفي، محصوليه که
دارم براي يه شرکت محصولات غذايي درست مي کنم

15:05.392 --> 15:07.936
صبحونه با صداي پف پف

15:08.019 --> 15:10.396
اينو خودم گفتم؛ خيلي با حاله

15:10.480 --> 15:15.110
ببين، مي شه؟
اوه، ببخشيد، من عادت دارم نقاشي کنم

15:15.237 --> 15:18.198
باعث مي شه فکرم باز شه
بايد به کارمون برسيم

15:18.281 --> 15:21.367
نمي خوايم همه مون تا آخر عمر اينجا بمونيم

15:21.909 --> 15:28.082
شايد بهتر باشه عزيزي که اونجا هستن و
با ما مخالفن، دلايل مخالفت شونو برامون بگن

15:28.166 --> 15:32.213
بگيد که چي فکر مي کنيد و شايد امکانش باشه
ما بهتون بگيم که کجا اشتباه مي کنيد

15:32.296 --> 15:39.009
من يه فکري دارم، البته شايد خوب نباشه
به نظر من ما بايد ايشون رو متقاعد کنيم

15:39.094 --> 15:44.725
که اشتباه مي کنه و ما درست مي گيم
شايد اگه همه‌ ما براي چند دقيقه حرف بزنيم

15:44.810 --> 15:48.647
خب، خيلي ناگهاني به ذهنم رسيد
نه، نه، خيلي هم خوب بود

15:48.772 --> 15:50.816
نظرتون چيه، يه دور بزنيم؟

15:51.024 --> 15:52.984
اوّل شما

15:56.864 --> 15:59.409
گفتنش خيلي سخته

16:00.285 --> 16:02.579
به نظر من گناهکار بود

16:02.662 --> 16:06.415
فکر کنم از گفته هاي شهود معلوم بود
هيچ کس غير اينو ثابت نکرد

16:06.541 --> 16:10.545
هيچ کس نمي تونست غير اينو ثابت کنه
وظيفه اثبات ادّعا بر عهده‌ خود مدعيه

16:10.628 --> 16:14.883
متهم، حتي نمي تونست دهنشو باز کنه
قانون اينو مي گه

16:14.967 --> 16:19.221
آره، مي دونم؛ منظورم اين بود که

16:19.972 --> 16:23.642
خب، من فکر مي کنم گناهکار باشه
يه نفر اونو حين قتل ديده

16:23.767 --> 16:28.981
بسيارخوب، آنچه که من فکر مي کنم
بدون هيچ احساس شخصي و يا چيز ديگه اس

16:29.107 --> 16:32.110
فقط مي خوام در مورد حقايق حرف بزنم

16:32.235 --> 16:34.613
يک

16:34.739 --> 16:38.951
پيرمردي که يک طبقه ‌پايين تر
زندگي مي کنه

16:39.035 --> 16:42.705
ساعت 12 و 10 دقيقه‌ شبي که قتل صورت گرفت
صداهاي بلندي يه گوشش مي رسه

16:42.830 --> 16:44.874
خودش گفت شبيه به صداي جنگ و دعوا بوده

16:45.000 --> 16:47.794
و گفت شنيده که پسره فرياد زده مي کشمت

16:47.878 --> 16:50.171
يک ثانيه بعد
صداي افتادن جسد رو روي زمين مي شنوه

16:50.296 --> 16:54.676
مي ره سمت در، بازش مي کنه، مي بينه
پسره داره به قصد خروج از خونه از پله ها مي آد پايين

16:54.802 --> 16:58.723
زنگ مي زنه به پليس، اونا مي آن و پيرمرد رو
در حالي که يه چاقو تو سينه اش بوده پيدا مي کنن

16:58.806 --> 17:02.060
پزشکي قانوني هم زمان قتل رو
حول و حوش همون زمان حدس مي زنه

17:02.143 --> 17:07.482
حالا، اينا حقايق هستند
تو نمي توني حقايق رو ناديده بگيري. پسره گناهکاره

17:07.566 --> 17:10.819
من هم يه آدم احساساتي هستم
مي دونم فقط هيجده سالشه

17:10.945 --> 17:15.115
امّا، با اين وجود بايد تقاص کارشو پس بده
من هم موافقم

17:15.200 --> 17:19.036
خب، حرفتون تموم شد ؟
آره

17:19.161 --> 17:22.666
براي من خيلي واضحه داستاني که
پسره تعريف کرد کاملاٌ دروغه

17:22.749 --> 17:24.625
اون گفت: شب قتل به سينما رفته بوده

17:24.751 --> 17:28.673
امّا، يه ساعت بعد نمي تونست اسم فيلم
و اسم بازيگرهاي فيلمو به خاطر بياره

17:28.798 --> 17:31.591
درسته
و هيچ کس هم اونو وقت رفتن به سينما نديده

17:31.675 --> 17:36.055
خانمي که اون طرف خيابون زندگي مي کرد، چي؟
يعني شهادت اون، قتلو ثابت نمي کنه؟

17:36.139 --> 17:40.601
درسته، اون خانم دقيقاً شاهد قتل بوده
دوستان، خواهش مي کنم، نوبت به نوبت صحبت کنيد

17:40.685 --> 17:42.728
يک دقيقه اجازه بده
ما اينجا يه خانم داريم

17:44.106 --> 17:48.652
يه خانم داريم که تو تختش دراز کشيده
نمي تونه بخوابه، از گرما داره خفه مي شه

17:48.777 --> 17:51.864
از پنجره به بيرون نگاه مي کنه
درست در خيابون مقابل

17:51.947 --> 17:55.534
مي بينه پسره چاقو رو
فرو مي کنه تو سينه‌ پدرش

17:55.660 --> 17:58.746
ساعت هم دقيقاٌ 10:12 بوده
همه چي جور درمي آد

17:58.872 --> 18:01.164
ببين
پسره رو يه عمريه مي شناخته

18:01.248 --> 18:05.086
پنجره‌ پسره درست مقابل پنجره خانمه است
قسم خورد که ديده پسره اين کار رو کرده

18:05.212 --> 18:07.756
ترن هوايي، همون لحظه داشته از اونجا رد مي شده

18:07.882 --> 18:12.136
ترن، هيچ مسافري نداشته ومي رفته به مرکز شهر

18:12.220 --> 18:15.556
اگه يادت باشه گفتن، چراغ هاي ترن خاموش بوده
و در دادگاه ثابت کردن که اگه چراغ ها خاموش باشه

18:15.639 --> 18:19.477
مي شه از پنجره هاي ترن هوايي
که در حال عبوره سمت ديگه رو به خوبي ديد

18:19.561 --> 18:22.730
اثبات شد؟
مي خوام يه سوال ازت بپرسم

18:22.814 --> 18:25.735
گفتي که حرف هاي پسره رو باور نکردي
چطور حرف هاي اون زن رو باور کردي؟

18:25.818 --> 18:29.070
اون زن هم يکي ازهمون آدم هاست، مگه نه؟

18:30.197 --> 18:34.118
ثو فکرمي کني پسرخيلي زرنگي هستي؟
بسيارخوب آقايون، کافيه

18:34.203 --> 18:38.498
بي خيال شين
براي کي زرنگ بازي درمي آري؟ بذاريد حاليش کنم

18:38.582 --> 18:41.834
بي خيال
با جنگ و دعوا به هيچ جا نمي رسيم

18:41.960 --> 18:46.216
نوبت کيه؟
ايشون، شماره‌ پنج

18:49.468 --> 18:52.012
مي شه، مي شه نوبتمو بدم؟

18:52.138 --> 18:55.016
بله، اين حق شماست

18:55.099 --> 18:57.309
عزيز بعدي چطور؟

18:57.434 --> 18:59.980
دقيقاً نمي دونم

19:00.105 --> 19:04.734
مي دونيد، من تو دادگاه، خيلي زود
در مورد گناهکار بودن پسره متقاعد شدم

19:04.860 --> 19:08.030
چطور بگم
بيشتر دنبال يه انگيزه بودم

19:08.155 --> 19:13.703
اين خيلي مهمه، چون اگه انگيزه اي وجود
نداشته باشه، پرونده اي هم وجود نخواهد داشت، درسته؟

19:13.788 --> 19:19.542
به هرحال، شهادت افرادي که در دادگاه
حضور داشتند و مقابل پسره صف کشيده بودند

19:19.625 --> 19:25.047
خيلي قانع کننده بود، مگه اونا
يه چيزهايي در مورد جنگ يا جرّ و بحث

19:25.131 --> 19:29.428
بين پيرمرد و پسرش حول و حوش ساعت
هفت اون شب اشاره نکردن؟

19:29.512 --> 19:32.848
البته، شايد دارم اشتباه مي کنم
ساعت هشت بود، نه هفت

19:32.932 --> 19:38.688
اونا، صداي جرّ و بحث رو شنيدن، البته از موضوع
خبر نداشتن. همچنين شنيدن که پدره، دوبار پسره رو زد

19:38.813 --> 19:43.068
سرانجام، ديدن که پسره با ناراحتي خونه رو
ترک کرد، اين چي رو ثابت مي کنه؟

19:43.152 --> 19:46.154
هيچي رو ثابت نمي کنه
يه تصوير ذهني از کُّل داستان به آدم مي ده

19:46.238 --> 19:49.409
تو گفتي که انگيزه رو ثابت مي کنه
قانون هم همينو بهانه کرده

19:49.492 --> 19:51.618
به نظر من انگيزه کافي نبوده

19:51.703 --> 19:55.622
پسره تو زندگيش بارها و بارها
کتک خورده بطوري که خشونت براش

19:55.706 --> 19:58.002
يکي از ضروريات زندگي شده

19:58.127 --> 20:02.380
من نمي تونم باور کنم دوتا درِ گوشي
باعث شده که اون دست به جِنايت بزنه

20:02.464 --> 20:07.011
شايد دوتاهاي ديگه اي هم بوده
هر کس کاسه صبري داره

20:08.303 --> 20:10.598
صحبت ديگه اي داريد؟

20:10.682 --> 20:14.019
نه؛ بسيارخوب، شما چطور؟

20:16.646 --> 20:20.066
نمي دونم؛  همه چي گفته شده

20:20.151 --> 20:23.570
مي تونيد تا ابد اينجا حرف بزنيد
اوضاع تغييري نمي کنه

20:23.988 --> 20:28.868
کارِ خود پسره است
خب، يه نگاهي به سوابقش بندازيد

20:28.951 --> 20:33.247
وقتي ده سالش بود، سر از دادگاه اطفال درآورد
با سنگ سر معّلمشو شکسته بود

20:33.332 --> 20:37.418
وقتي پانزده سالش بود، سر از دارالتأديب درآورد
يه اتومبيل دزديده بود

20:37.501 --> 20:42.299
چندين بار به اتهام دزدي دستگير
و دو بار هم به جرم چاقو کشي زنداني شده

20:42.425 --> 20:47.138
مي گن چاقوکش خيلي ماهري هم هست
اين پسر واقعاً معرکه است

20:47.222 --> 20:51.767
از پنج سالگي، پدرش هر روز کتکش مي زده
با مشت و لگد

20:51.851 --> 20:54.313
منم بودم مي زدم؛ بچه اي مثل اين

20:54.438 --> 20:57.774
بچه هاي اين دوره و زمونه، خيلي بد شدن

21:00.027 --> 21:03.697
وقتي من بچه بودم
پدرمو «قربان» صدا مي زدم

21:03.822 --> 21:06.992
باور کنيد قربان؛ شده يه بار بشنويد
بچه هاي اين دوره پدرشونو «قربان» صدا کنن

21:07.076 --> 21:10.412
پدرهاي اين دوره
ديگه به اين چيزها اهميتي نمي دن

21:10.539 --> 21:12.916
تو خودت بچه داري؟ سه تا

21:14.000 --> 21:16.044
من يکي دارم

21:17.003 --> 21:19.046
الان، بيست و دو سالشه

21:24.762 --> 21:29.224
وقتي نُه سالش بود
با يکي دعواش شد و فرار کرد

21:29.309 --> 21:34.105
فرارشو ديدم، از خجالت آب شدم
کم مونده بود بالا بيارم

21:34.188 --> 21:39.653
بهش گفتم: هر طور شده ازت يه مرد مي سازم
هر طور شده

21:41.238 --> 21:43.950
سرانجام، ازش يه مرد ساختم

21:44.033 --> 21:46.743
وقتي شانزده سالش شد، باهم درگير شديم

21:47.995 --> 21:51.082
با مشت زد تو فکم؛ پسر بزرگي شده بود

21:53.669 --> 21:56.629
الان، دو سال مي شه که نديدمش

21:59.049 --> 22:01.093
اولاد

22:01.552 --> 22:03.596
تمام عمرتو مي ذاري براشون

22:06.141 --> 22:09.643
خب، بهتره بريم سر اصل مطلب
به نظر من از موضوع پرت شديم

22:09.769 --> 22:13.440
قبول دارم که اين پسر در يک خانواده
از هم پاشيده و در محله اي فقيرنشين بزرگ شده

22:13.523 --> 22:17.027
کاري از دست ما ساخته نيست؛ ما بايد تصميم بگيريم
که آيا دراين پرونده گناهکاره يا بي‌گناه

22:17.110 --> 22:20.072
نه اين که بنشينيم و در مورد
اين که چطور بزرگ شده بحث کنيم

22:20.157 --> 22:24.702
اون، در يک محله‌ پست به دنيا اومده؛ اين محلات
محل رشد انواع جنايتکارها هستند؛ همه مون مي دونيم

22:24.784 --> 22:30.248
کاملاً واضحه که بچه هاي محلات پست
انگل هاي جامعه هستند، نظر من اينه

22:30.333 --> 22:34.546
با اين حرفت کاملاً موافقم، بچه هايي
که در اين محلات بزرگ شدن آشغال هايي بيش نيستن

22:34.630 --> 22:40.051
حالم از همه شون بهم مي خوره، نفرت انگيزن
گوش کن، من در يکي از اين محلات پست بزرگ شدم

22:40.135 --> 22:41.930
يک دقيقه صبر کن لطفاً

22:42.055 --> 22:45.016
من در زميني بازي کردم که پر از آشغال بود

22:45.099 --> 22:47.894
شايد هنوز هم بوي آشغال مي دم
گوش کن، پسرم

22:47.978 --> 22:50.356
بابا، بي خيال
مسأله رو شخصيش نکنيد

22:50.439 --> 22:54.025
گوش کن، دوست عزيز، منظورش تو نبودي
اين قدر حسّاس نباش

22:54.108 --> 22:56.819
ولي، اين حسّاس بودن قابل درکه

22:56.903 --> 23:01.699
ببينيد، بهتره جرّ و بحث رو بذاريم کنار
فقط داريم وقت تلف مي کنيم

23:01.825 --> 23:04.287
خب، نوبت خود شماست؛ بفرماييد

23:05.412 --> 23:09.333
فکر نکنم نوبت من باشه، انگاري شما مي خواستيد
منو قانع کنيد، مگه قرارمون همين نبود؟

23:09.417 --> 23:11.628
همين بود
کاملاً فراموش کرده بود، درست مي گه

23:11.711 --> 23:15.048
چه فرقي داره، خودش ما رو اينجا نگه داشته
بهتره ببينيم حرف حسابش چيه

23:15.131 --> 23:18.969
يه لحظه صبر کن، قرارمون اين جوري بود
به نظر من، همين طور ادامه بديم، بهتره

23:19.095 --> 23:21.389
اوه، مي شه بچه بازي رو بذاري کنار؟

23:21.472 --> 23:26.102
منظورت از بچه بازي چيه؟
چه منظوري مي خواستي داشته باشم؟
بچه بازي يعني بچه بازي

23:28.605 --> 23:31.358
به خاطر اين مي گي که
من اينجا مسئوول هستم؟

23:31.441 --> 23:35.653
باشه، مال خودت، تو قبول مسئووليت کن
من هم دهنمو مي بندم

23:35.736 --> 23:39.074
چرا جّدي گرفتي، زياد به خودت فشار نيار
من هم نمي خوام زياد فشار بيارم

23:39.200 --> 23:41.578
بيا، مي خواي بنشيني سر جاي من؟
برو بنشين

23:41.661 --> 23:44.038
اين جغله ديگه چي مي گه؟

23:44.122 --> 23:47.458
فکر کردي خيلي بامزّه اي؟
بي خيال رفيق، اصلاً مهم نيست

23:47.543 --> 23:49.419
مهم نيست؟
باشه، تو يه امتحاني بکن

23:49.544 --> 23:52.631
نه، نه، هيچ کس نمي خواد جاي تو رو بگيره
اصلاً براي اين کار ساخته شدي

23:52.756 --> 23:58.386
آره، کارت درسته؛ عاليه، رفيق
همون جا بمون و امر و نهي کن

23:58.470 --> 24:02.057
بسيار خوب، يکي حرف بزنه

24:02.182 --> 24:06.352
خب، اگه دوست داريد بدونيد که من در مورد
اين پرونده چي فکر مي کنم، موردي نداره

24:06.438 --> 24:11.401
هر کاري دلتون مي خواد، بکنيد
من چيز خاصي براي گفتن ندارم

24:11.484 --> 24:13.613
همون قدر مي دونم که شماها مي دونيد

24:13.738 --> 24:17.407
طبق گفته هاي شهود
پسره گناهکار به نظر مي آد، شايد هم باشه

24:17.491 --> 24:22.205
شش روز پياپي تو دادگاه بودم
و به تمام شواهد و مدارک اشراف دارم

24:22.288 --> 24:24.332
همه، در مورد همه چي خيلي مطمئن بودن

24:24.457 --> 24:29.337
راستش، کم کم يه احساس خاصي در مورد اين
پرونده بهم دست داد؛ هيچ کس نمي تونه اين قدر مطمئن باشه

24:29.463 --> 24:33.841
کُلّي سوال داشتم که مي خواستم بپرسم
البته، شايد بي معني به نظر مي اومدن

24:33.966 --> 24:38.764
يه احساسي به من مي گه
وکيل متهم نتونست خوب از شهود بازپرسي کنه

24:38.848 --> 24:41.767
از کنار خيلي جزييات گذشت
جزييات خيلي کوچولو

24:41.850 --> 24:44.687
مثلاً چه جزيياتي؟
گوش کن، وقتي وکلا سوالي نمي پرسن

24:44.771 --> 24:47.689
به اين معنيه که جوابشو مي دونن
ديگه چرا بپرسن؟

24:47.774 --> 24:52.655
امکانش هست که يک وکيل هم کاملاً احمق باشه
مگه نه؟ منظورم اينه که محتمله

24:52.780 --> 24:55.865
آره، مثل برادر خانم من

24:57.869 --> 25:04.208
من سعي کردم خودمو جاي پسره بذارم
اوّلين کار اين بود که تقاضاي يه وکيل ديگه مي کردم

25:04.333 --> 25:06.711
مي خوام بگم، اگه قرار بود
در مورد جونم تصميم گرفته بشه

25:06.837 --> 25:11.801
دوست داشتم وکيلم، شهود طرف مقابل رو
کلافه مي کرد يا حداقل براي اين کار تلاش مي کرد

25:11.926 --> 25:16.179
توجه کنيد، اين پرونده فقط يک شاهد عيني داره

25:16.264 --> 25:19.768
که مي گه صداي افتادن جسد رو شنيده
و بعد پسره رو درحال فرار ديده

25:19.893 --> 25:22.103
يه سري شواهد غيرمستقيم هم هست

25:22.186 --> 25:26.107
جدا از همه اينا، اتهام قتل
فقط براساس اين دو شکل گرفته

25:26.233 --> 25:27.693
فرض کنيد دارن اشتباه مي کنن

25:27.776 --> 25:31.112
منظورت از اين که فرض کنيم اشتباه مي کنن چيه؟
پس شاهد به چه دردي مي خوره؟

25:31.195 --> 25:35.576
امکان داره اشتباه کرده باشن؟
چي مي خواي بگي؟ اونا همه شون قسم خوردن

25:35.660 --> 25:39.664
اونا آدمن. آدم ها هم اشتباه مي کنن
حالا امکان داره اشتباه کرده باشن؟

25:39.747 --> 25:42.834
نه، فکر نکنم؛ از کجا مطمئني؟

25:42.917 --> 25:46.336
بي خيال، هيچ کس نمي تونه مطمئن باشه
اين که رياضي نيست

25:46.463 --> 25:48.924
درسته، نيست

25:52.969 --> 25:55.431
خب، بهتره بريم سر اصل مطلب

25:55.557 --> 25:58.642
چاقوي ضامنداري که درسينه‌ مقتول
فرو رفته بود، چي؟

25:58.767 --> 26:01.938
صبر کن، هنوز، يه تعدادي حرف نزدن
بهتر نيست به ترتيب حرف بزنيم؟

26:02.063 --> 26:05.649
نوبت به اونا هم مي رسه
مي شه يه لحظه ساکت باشي؟

26:05.734 --> 26:10.363
در مورد اين چاقو که قاتل بي گناه اقرار کرد
همون شب از يک مغازه خريده، چي داري بگي؟

26:10.488 --> 26:14.075
بهتره در موردش بحث کنيم؛ باشه بحث کنيم
اوّل بياريمش اينجا و نگاهي بهش بندازيم

26:14.201 --> 26:19.248
مي خوام يه بار ديگه ببينمش، سخنگوي عزيز
ما که مي دونيم چه شکلي، چرا بايد دوباره ببينيمش؟

26:19.332 --> 26:22.920
اعضاي هيأت منصفه حق دارن مدارک رو ببينن

26:23.669 --> 26:27.006
ببينم، مي توني چاقو رو بياري؟
چاقو ؟ آره

26:28.341 --> 26:31.930
چاقو و چگونگي خريدنش
يه مدرک خيلي مهمه، اين طور نيست؟

26:32.054 --> 26:35.891
درسته
خوبه، بهتره حقايق رو يه بار ديگه مرور کنيم

26:35.975 --> 26:39.395
يک: پسره مي گه
ساعت هشت شب خونه رو ترک کرده

26:39.479 --> 26:41.688
البته، بعد از اين که از پدرش سيلي خورده

26:41.772 --> 26:46.653
نه، نه، نه. اون نگفت سيلي
اون گفت مشت، بين سيلي و مشت خيلي فرقه

26:46.737 --> 26:49.281
بعد از اين که از پدرش مشت خورده

26:49.365 --> 26:53.369
دو: اون مستقيم به سمساري رفته
و همون جا يکي از همون

26:53.453 --> 26:55.829
چاقوهاي ضامندار رو خريده

26:55.955 --> 27:00.669
يه چاقوي ضامندار معمولي نبوده
دسته چاقو، داراي کنده کاريهاي غير معمول بوده

27:00.752 --> 27:05.298
صاحب سمساري که اونو فروخته مي گه
فقط يه دونه از اين نوع چاقو داشته

27:05.383 --> 27:10.595
سه: ساعت 8:45 چند تا از دوستاشو
جلوي مشروب فروشي مي بينه، درست مي گم؟

27:10.720 --> 27:12.765
آره، درست مي گي
خيلي هم درست مي گي

27:12.848 --> 27:16.268
يک ساعت با دوستاش حرف مي زنه
ساعت 9:45 اونجا رو ترک مي کنه

27:16.394 --> 27:19.188
البته، تو همون يه ساعت
دوستاش چاقو رو مي بينن

27:19.273 --> 27:26.153
چهار: دوستاش آلت قتل رو در دادگاه
همون چاقو شناسايي کردن

27:26.238 --> 27:29.075
پنج: پسره ساعت 10 شب مي رسه خونه

27:29.158 --> 27:33.453
اين همون نقطه ايه که اعترافات پسره با داستاني
که قانون باور داره کم کم اختلاف پيدا مي کنه

27:33.538 --> 27:35.999
پسره مي گه: ساعت 11:30 رفته به سينما

27:36.124 --> 27:40.420
ساعت 3:10 برگشته خونه
و پدرشو مرده و خودشو مظنون به قتل ديده

27:40.503 --> 27:44.591
همچنين مي گه: دو بازرس پليس
از پله هاي آپارتمان پرتش کردن پايين

27:44.675 --> 27:48.512
حالا، چه بلايي سر چاقوي ضامندار اومده؟
خودش مي گه: در راه رفتن به سينما

27:48.637 --> 27:52.390
از سوراخ جيبش افتاده
يه وقتي بين 11:30 و 3:10

27:52.474 --> 27:56.146
و همچنين مي گه: از اون به بعد چاقو رو نديده
به نظر من؛ همه‌ اينا رو خودش ساخته

27:56.229 --> 27:59.482
کاملاً معلومه که اون شب
پسره اصلاً به سينما نرفته

27:59.608 --> 28:03.361
هيچ کدوم از ساکنان آپارتمان
نديدن که ساعت 11:30 بره بيرون
هيچ کدوم از کسايي که اون شب سينما بودن هم نديدنش

28:03.487 --> 28:06.740
حتي نتونسته
اسم فيلمي رو که ديده بود به خاطر بياره

28:08.492 --> 28:10.453
اتفاقي که افتاده اينه

28:10.578 --> 28:13.830
پسره خونه مونده؛ با پدرش دعواش شده

28:13.956 --> 28:17.461
اونو کشته و ده دقيقه بعد از نيمه شب
خونه رو ترک کرده

28:17.544 --> 28:20.338
حتي اثر انگشت روي دسته‌ چاقو رو هم پاک کرده

28:20.421 --> 28:24.801
حالا تو مي خواي بگي که اين چاقو
واقعاً از جيب پسره افتاده

28:24.928 --> 28:27.304
يکي اونو پيدا کرده و رفته به خونه‌ پسره

28:27.387 --> 28:30.349
و براي آزمايش ميزان برندگي چاقو
زده پدر يارو رو کشته؟

28:30.432 --> 28:32.643
نه، من مي گم: اين احتمال وجود داره
که پسره چاقوشو گم کرده

28:32.769 --> 28:35.855
و يکي ديگه با چاقويي مشابه، پدرشو کشته
امکان داره

28:35.939 --> 28:38.400
به اين چاقو نگاهي بنداز

28:39.443 --> 28:41.653
اين چاقو خيلي کميابه

28:41.737 --> 28:45.991
نه من به عمرم چاقويي مثل اين ديدم
و نه صاحب سمساري که خودش اينو به پسره فروخته

28:46.075 --> 28:49.327
يعني مي خواي بگي اين يک چاقوي ديگه است؟

28:49.410 --> 28:54.208
من فقط مي گم: احتمالش وجود داره
و من مي گم: احتمالش وجود نداره

29:00.006 --> 29:01.967
اين ديگه از کجا پيداش شد؟

29:02.050 --> 29:04.845
همون چاقوئه
معني اين کار چيه؟

29:04.929 --> 29:08.599
از کجا آورديش؟
ديشب براي هواخوري رفتم بيرون

29:08.724 --> 29:10.768
با خودم گفتم برم به محله‌ پسره

29:10.892 --> 29:16.189
اينو از يه حراجي دو بلوک پايين تر
از خونه‌ پسره خريدم؛ به قيمت شش دلار

29:16.274 --> 29:19.027
خريد و فروش
چاقوهاي ضامندار خلاف قانونه

29:19.111 --> 29:22.281
درسته، قانونو زير پا گذاشتم
کارت خيلي درست بود

29:22.407 --> 29:24.866
حالا بگو ببينم، اين چي رو ثابت مي کنه؟

29:24.992 --> 29:28.246
گيريم که ده تا چاقو مثل اون وجود داشته باشه
شايد هم باشه

29:28.329 --> 29:33.292
که چي، تو يه چاقو مثل اين پيدا کردي
چي شده، بزرگترين کشف قرن يا يه چيز ديگه؟

29:33.418 --> 29:37.630
مي خواي ما باور کنيم که يه نفر ديگه
با يه چاقوي کاملاٌ مشابه يارو رو کشته؟

29:37.714 --> 29:40.717
احتمالش يک در ميليونه، امکان داره

29:40.801 --> 29:44.972
امّا، امکانش خيلي کمه
خب، دوستان، بهتره همه بنشينيم

29:45.055 --> 29:48.559
ايستادن فايده اي نداره

29:48.684 --> 29:52.354
مي دونيد، خيلي جالبه که اون تونسته
يه چاقو دقيقاً مثل مال پسره پيدا کنه

29:52.480 --> 29:57.027
کجاش جالبه؟ جالبه
نمي دونم، به نظر من جالب بود

29:57.152 --> 29:59.445
هنوز يازده نفر اينجان که اونو گناهکار مي دونن

29:59.570 --> 30:03.408
درسته، فکر کردي مي توني کاري کني؟
نمي توني نظر کسي رو برگردوني

30:03.492 --> 30:05.786
خب، اگه مي خواي با سماجت
اين هيأت منصفه رو معلق اعلام کني، چرا معطلي؟

30:05.870 --> 30:10.040
يه هيأت منصفه ديگه تشکيل مي دن و اونا
هم مثل روزِ روشن پسره رو مي فرستن براي اعدام

30:10.374 --> 30:12.502
حق با توئه

30:12.586 --> 30:15.422
خب، مي خواي چه کار کني؟
مي تونيم تا شب اينجا باشيم

30:15.505 --> 30:18.759
يه شب که هزار شب نمي شه
جون يه آدم مطرحه

30:18.884 --> 30:21.636
باشه، راستي، چرا اينجا زندگي نکنيم؟

30:21.720 --> 30:24.014
بهتره بگيم برامون قابلمه و ماهيتابه بفرستن

30:24.139 --> 30:27.809
ما هم راحت و آسوده
تا آخر عمرمون اينجا بخوريم و بپاشيم

30:27.893 --> 30:31.730
به نظر من نبايد همه چيز رو به شوخي بگيري
مي خواي من چه کار کنم؟

30:31.814 --> 30:34.901
اين قضيه چاقوهاي مشابه
به هيچ وجه منو قانع نکرد

30:35.026 --> 30:37.946
يه نفر ديده که پسره پدرشو با چاقو زده
ديگه چي مي خوايم؟

30:38.029 --> 30:40.865
اين قدر حرف بزنيد تا زبونتون
مو دربياره، مي فهميد چي مي گم؟

30:40.950 --> 30:45.496
من سه تا گاراژ دارم که بايد بهشون رسيدگي کنم
بياين کار رو تموم کنيم و بريم

30:45.579 --> 30:49.166
دادستان، روي چاقو خيلي خيلي مانور مي داد
يه روز کامل وقت گذاشت تا

30:49.250 --> 30:52.086
اونهم يه خر ديگه
اصلاً مرتيکه چي مي فهمه؟

30:52.170 --> 30:56.467
بهتره آروم باشيد، اين بحث هاي جانبي
فقط روند کار رو کندتر مي کنه

30:58.301 --> 31:01.638
خب، چه کار کنيم؟ تو تنهايي

31:09.063 --> 31:15.236
مي خوام از همه تون خواهشي بکنم
همه تون، يه بار ديگه رأي بديد

31:15.320 --> 31:18.115
مي خوام شما يازده نفر

31:18.198 --> 31:20.575
مخفيانه رأي خودتونو روي کاغذ بنويسيد

31:21.076 --> 31:25.707
رأي نمي دم، اگه هر يازده نفرتون رأي
به گناهکار بودن پسره داديد، منهم به شما مي پيوندم

31:25.790 --> 31:30.670
همه مون، متفق الرأي پسره رو
گناهکار تشخيص مي ديم

31:30.796 --> 31:36.009
امّا، اگه کسي رأي به بي گناهي داد
مي مونيم و بحث رو ادامه مي ديم

31:37.885 --> 31:42.682
خب، همين، اگه همه تون اينو مي خواين، حرفي ندارم
بسيار خوب، بهتره همين رو انجام بديم

31:42.808 --> 31:46.645
منصفانه به نظر مي آد
همه موافق هستن؟ کسي مخالف نيست؟

31:46.729 --> 31:48.772
خب، اينا رو پخش کن

32:21.643 --> 32:23.686
گناهکار

32:25.520 --> 32:27.148
گناهکار

32:28.943 --> 32:30.568
گناهکار

32:32.237 --> 32:33.864
گناهکار

32:35.115 --> 32:36.742
گناهکار

32:38.161 --> 32:39.787
گناهکار

32:41.456 --> 32:43.082
گناهکار

32:43.624 --> 32:45.251
گناهکار

32:46.293 --> 32:47.920
گناهکار

32:52.050 --> 32:54.010
بي گناه

32:54.135 --> 32:55.680
گناهکار

32:55.763 --> 32:59.933
اي بابا، اينجا رو باش
يه نفر ديگه هم رأي عوض کرد

33:00.017 --> 33:02.854
بسيار خوب، کي بود؟
زود باش، من مي خوام بدونم

33:02.938 --> 33:06.607
ببخشيد. اين، يک رأي گيري مخفيانه بود
همه موافقت کرديم، نه؟

33:06.691 --> 33:09.151
اگه اون آقا مي خواد ناشناس بمونه

33:09.236 --> 33:14.824
ناشناس؟ منظورت از ناشناس چيه؟
هيچ ناشناسي در هيأت منصفه وجود نداره
من مي دونم کي بود

33:14.907 --> 33:19.162
داداش من، تو ديگه کي هستي
اوّل مثل همه‌ ما رأي به گناهکار بودن دادي

33:19.247 --> 33:22.417
و بعد، اين واعظ خوش صدا
قلب نازکتو تيکه تيکه کرد

33:22.541 --> 33:25.795
چون به نظر اون، بچه هاي محروم
خلافکار بار مي آن و تقصيري هم ندارن

33:25.920 --> 33:29.673
و تو هم نظرت عوض شد
واقعاً داره حالم بهم مي خوره

33:29.757 --> 33:33.178
اگه خيلي دوستش داري
چرا نمي ري و مريدش نمي شي؟

33:33.304 --> 33:37.933
صبر کن ببينم، با تو هستم، تو حق نداري
با من اين طور صحبت کني. فکر کردي کي هستي؟

33:38.059 --> 33:40.853
آروم باش، آروم باش
زياد جّدي نگيرش

33:40.936 --> 33:44.523
زود از کوره در مي ره. بننشين
از کوره در مي رم؟ معلومه که در مي رم

33:44.647 --> 33:47.986
ما داريم يه جنايتکار رو مي فرستيم
براي اعدام، مجازاتي که حقّشه

33:48.070 --> 33:51.740
حالا اين آقا داره اراجيف تحويل ما مي ده
و  ما هم شديم سر تا پا گوش آقا

33:52.450 --> 33:57.329
چرا رأيتو عوض کردي؟
اون رأيشو عوض نکرده. من کردم

33:57.455 --> 33:59.416
عجب صحبتي کرد؛ مي دونستم

33:59.541 --> 34:03.377
دوست داريد چراشو بهتون بگم؟
نه، من که دوست ندارم چراشو بهم بگي

34:03.502 --> 34:07.590
با اين وجود، من دوست دارم بگم، مشکلي نداره؟
بايد به اين گوش کنيم؟

34:07.674 --> 34:11.177
ايشون مي خوان حرف بزنن
ممنون

34:11.260 --> 34:14.599
اين آقا، يکه و تنها مقابل ما ايستاد

34:14.724 --> 34:16.934
حرفش اين نيست که پسره بي گناه است

34:17.060 --> 34:21.940
فقط مطمئن نيست. ايستادن و مسخره شدن
توسط يازده نفر اصلاً آسون نيست

34:22.065 --> 34:26.777
ايشون درخواست حمايت کرد من هم پذيرفتم
من به انگيزه اش احترام مي ذارم

34:26.903 --> 34:31.533
پسره به احتمال زياد گناهکاره
امّا، من مي خوام بيشتر بشنوم

34:31.659 --> 34:35.329
حالا شما ده نفر مقابل دو
دارم حرف مي زنم، حق نداري اينجا رو ترک کني

34:35.412 --> 34:38.665
صداتو نمي شنوه. هرگز نمي شنوه
بهتره بنشينيم

34:43.880 --> 34:47.925
مي تونيم ادامه بديم؟
خب، بهتره يه استراحتي بکنيم

34:48.009 --> 34:52.639
راستش، يه نفر رفته اونجا
و فکر کنم بايد منتظرش بمونيم

34:55.393 --> 34:58.230
انگاري، حالا حالاها از اينجا خلاص نمي شيم؟

34:58.313 --> 35:02.775
راستي، عوض شدن رأي پيرمرده هم
خيلي غيرمنتظره بود

35:02.900 --> 35:06.487
اي کاش مي تونستيم
زودتر اين بحث رو تمومش کنيم

35:08.365 --> 35:12.911
مي دوني، در تبليغات تجاري
بهت گفته بودم که من تو يه آژانس تبليغاتي کار مي کنم

35:13.036 --> 35:16.873
يه مشت آدم عجيب و غريب اون جا کار مي کنن
البته، اون قدرهم عجيب نيستن

35:16.958 --> 35:21.254
فقط هر کدومشون
يه روش خاص براي ابراز عقايدشون دارن

35:21.337 --> 35:24.340
شايد در کار تو هم اين جورآدم ها
وجود داشته باشن، هان؟

35:24.424 --> 35:26.968
شغلت چيه؟
من ساعت ساز هستم

35:27.052 --> 35:31.180
واقعاً؟ من هميشه فکر مي کردم
بهترين ساعت سازهاي دنيا اروپايي باشن

35:31.264 --> 35:34.268
خب، وقتي ما تو شغلمون
به شرايطي مثل اينجا برمي خوريم

35:34.351 --> 35:38.188
دارم بهش مي گم در جلسه آژانس تبليغاتي
وقتي همه ساکت مي شن

35:38.273 --> 35:41.359
هميشه يک نفر هست که يه
ايده‌ نو داشته باشه، ببين

35:41.484 --> 35:43.861
منو ديوونه مي کنه؛ عجيب تر اين که

35:43.986 --> 35:46.990
اونا، بعضي اوقات، قبل از گفتن ايده شون
يه عبارت مسخره به کار مي برن

35:47.116 --> 35:50.785
مثلاً، مدير بخش تبليغات؛ بلند مي شه و مي گه

35:50.910 --> 35:57.250
بسيارخوب، من يه ايده دارم
بهتره، زودتر پرچمو ببرم بالا ببينم کي احترام مي ذاره

35:57.335 --> 35:59.879
به نظر من ابلهانه است. خيلي هم مسخره

35:59.962 --> 36:03.549
من؛ بيخود از کوره در رفتم

36:03.674 --> 36:06.636
نمي خواستم بهت توهين کنم

36:07.972 --> 36:13.310
خوشحالم تو مثل اونايي نيستي که
اجازه مي دن احساسات بهشون غلبه کنه

36:28.409 --> 36:31.121
نمي دونم اين پنکه چش شده
هر کاري کردم روشن نشد که نشد

36:40.882 --> 36:44.135
تو فروشنده اي؟ من مهندس معمارم

36:46.846 --> 36:49.684
مي دوني زبانبازي چيه؟

36:52.061 --> 36:55.063
تو خيلي زبانبازي، باور کن

36:55.606 --> 36:58.151
من يه تکنيک ديگه دارم

36:58.235 --> 37:02.155
خنده، مشروب، جُک، کلک
گرفتي؟

37:03.198 --> 37:05.242
آره

37:05.910 --> 37:09.329
به جايي ضربه بزن که بيشترين درد رو داره
اين شعار منه

37:09.413 --> 37:13.083
پارسال تونستم 27 هزار دلار
از فروختن مرّباي نارنج به دست بيارم

37:13.209 --> 37:16.796
بد نبود. با توّجه به اين که فقط مرّبا بود

37:18.923 --> 37:21.634
حالا، تو از اين کار چي گيرت مي آد؟
لذّت؟

37:22.385 --> 37:26.054
يا شايد يکي زده تو سرت و هنوز گيجي؟

37:26.180 --> 37:30.477
شايد
مي دوني، شما ايده آليست ها همه تون مثل هميد

37:30.603 --> 37:35.232
حاضريد گلوتونو براي آدمهايي
که رنج و عذاب کشيدن، پاره کنيد

37:36.443 --> 37:39.153
ولي، چرا داري وقت ما رو تلف مي کني؟

37:39.236 --> 37:44.743
چرا پنج دلار به يک يتيم خونه کمک نمي کني؟
شايد اين جوري حالت بهتر بشه

37:46.412 --> 37:48.539
پسره گناهکاره، رفيق

37:48.664 --> 37:53.460
مثل روز روشنه
چرا بايد وقتمونو اينجا تلف کنيم؟

37:53.544 --> 37:56.422
گلو درد رو شاخشه
اگه بخوايم تا صبح پرحرفي کنيم

37:56.505 --> 38:00.344
چه فرقي داره، اينجا
يا تو مسابقه بيس بال گلو درد بگيري؟

38:00.427 --> 38:02.804
هيچ فرقي، رفيق

38:02.931 --> 38:04.974
هيچ فرقي

38:16.695 --> 38:21.658
آدم هاي عجيبي ان، نه؟
اونا هم مثل بقيه آدمان

38:21.741 --> 38:24.202
پسر، هوا چقدر گرمه

38:24.662 --> 38:28.415
به نظر تو خيلي اينجا مي مونيم؟
نمي دونم

38:28.499 --> 38:32.169
پسره، مطمئناٌ گناهکاره؛ بهش شک نکن

38:32.295 --> 38:36.048
ما بايد تا حالا کار رو تموم مي کرديم

38:36.966 --> 38:39.344
اوه، البته براي من فرقي نداره

38:39.469 --> 38:41.513
از کار کردن خلاص مي شم

38:47.895 --> 38:52.358
تو فکر مي کني اون بي گناهه، نه؟
نمي دونم، امکانش هست

38:52.484 --> 38:56.530
خب، من تو رو نمي شناسم
امّا، يه جوري حرف مي زني
انگار تا حالا تو زندگيت اشتباه نکردي

38:56.613 --> 38:58.990
داري وقت خودتو تلف مي کني؛ باور کن

38:59.115 --> 39:01.994
فرض کن خودت متهم به قتل بودي؟

39:02.078 --> 39:05.330
خب، من بلد نيستم فرض کنم
فقط يه کارگر ساده ام

39:05.414 --> 39:08.376
رييسم هميشه فرض مي کنه، امّا

39:08.459 --> 39:10.503
بذار امتحان بکنم

39:11.337 --> 39:14.758
تو فرض کن همه مونو قانع کردي ولي

39:14.883 --> 39:18.720
پسره واقعاً پدرشو کشته بود، هان؟

39:25.978 --> 39:28.023
آماده اي؟

39:29.481 --> 39:31.525
متأسفانه گند زدي

39:32.277 --> 39:35.363
کجاست؟
خب، دوستان. بهتره بنشينيم سر جاهامون

39:35.488 --> 39:40.118
انگار شام هم مهمونِ اينجاييم
حالا بهتره بريم سر بحثمون

39:40.243 --> 39:42.037
کي مي خواد شروع کنه؟ من

39:42.164 --> 39:45.041
باشه، بگو تو، اونجا

39:45.124 --> 39:49.169
پيرمردي که طبقه‌ پايين زندگي مي کرد مي گه
شنيده که پسره فرياد زده مي کشمت

39:49.253 --> 39:51.714
يه ثانيه بعد شنيده که جسد ميفته روي زمين

39:51.840 --> 39:56.970
اون با عجله رفته سمت در و پسره رو در حال
فرار از خونه ديده. اين داستان به تو چي مي گه؟

39:57.054 --> 40:00.640
آخه، چطور اين قدر واضح
صداي پسره رو از طبقه‌ بالا شنيده؟

40:00.724 --> 40:04.812
از طبقه بالا پنجره اي باز نبوده
پنجره‌ طبقه‌ بالاترهم همين طور. هوا گرم بوده

40:04.896 --> 40:08.483
پيرمرد در يه واحد ديگه بوده
آسون نيست تشخيص بدي کي فرياد زده

40:08.566 --> 40:10.359
پيرمرد صداشو در دادگاه شناخت

40:10.485 --> 40:14.948
تازه، يه خانم هم از پنجره به خونه اونا
نگاه کرده و ديده که پسره پدرشو کشته

40:15.031 --> 40:17.491
يعني اين برات کافي نيست؟ نه، نيست

40:17.616 --> 40:21.372
اي بابا، اين يارو ديگه کيه؟
انگار داري با ديوار حرف مي زني

40:21.456 --> 40:24.541
اون گفت: از بين پنجره هاي
ترن هوايي پسره رو ديده

40:24.625 --> 40:28.128
ترن، در کُل، شش تا واگن داشته
از بين پنجره هاي دوتا واگن آخر ديده

40:28.253 --> 40:32.257
حتّي، کوچک ترين جزييات هم يادشه
ديگه چه جاي بحثي باقي مي مونه؟

40:32.342 --> 40:37.681
آيا کسي اينجا مي دونه
چه قدر طول مي کشه تا يه ترن

40:47.192 --> 40:49.652
براي بازي اينجا نيستيم

40:52.863 --> 40:55.158
ديدي چه کار کرد؟

40:55.284 --> 40:58.536
مسخره است؛ واقعاً مسخره است

40:58.661 --> 41:02.499
فراموش کن. مهم نيست
براي بازي اينجا نيستيم؟

41:02.583 --> 41:06.004
فکر کرده کيه؟ بي خيال شو ديگه

41:06.086 --> 41:11.383
کسي مي دونه چه قدر طول مي کشه
تا يک ترن هوايي با سرعت متوسط
از يک نقطه فرضي عبور کنه

41:11.467 --> 41:13.344
چه ربطي به بحث داره؟
چه قدر؟ حدس بزن

41:13.428 --> 41:15.806
من چه مي دونم
تو چي فکر مي کني؟

41:15.889 --> 41:20.601
نمي دونم، ده يا يازده ثانيه؟
حدس خيلي خوبيه. ديگه نبود؟

41:20.686 --> 41:23.356
حدس منهم همينه
زود باش؛ اين بازي حدس بزن ديگه چيه؟

41:23.440 --> 41:25.316
تو چي فکر مي کني؟ ده ثانيه منطقيه

41:25.399 --> 41:28.651
خيلي خوب، ده ثانيه. حرف حسابت چيه؟

41:28.777 --> 41:32.449
ده ثانيه طول مي کشه تا شش تا واگن
ترن هوايي از يک نقطه‌ فرضي عبور کنن

41:32.532 --> 41:36.995
حالا گيريم که اون نقطه فرضي
پنجره‌ خونه اي باشه که قتل در اون اتفاق افتاده

41:37.078 --> 41:40.081
امکان اين که دستتو از پنجره
دراز کني و به ترن هوايي دست بزني، هست

41:40.166 --> 41:44.004
حالا، بذاريد اينو ازتون بپرسم
کسي از شما، تا حالا نزديک ترن هوايي زندگي کرده؟

41:44.129 --> 41:48.924
چند وقت پيش، يه آپارتمان که در نزديکي
ترن هوايي بود رو نقاشي کردم. سه روز طول کشيد

41:49.009 --> 41:53.388
چطور بود؟ پر سر و صدا؟
اوه، پسر، پر سر و صدا واسه يه دقيقه اش بود

41:53.472 --> 41:56.182
من يک زماني
نزديک ترن هوايي زندگي مي کردم

41:56.265 --> 41:59.353
وقتي پنجره ها باز باشن
صداي ترن تقريبا غيرقابل تحمله

41:59.479 --> 42:03.149
حتي نمي توني صداي خودتو بشنوي
باشه، نمي توني صداي خودتو بشنوي
مي شه بري سرِاصل مطلب؟

42:03.274 --> 42:08.320
اجازه بده. حالا، بياين حرفهاي دوتا
از شهود پرونده رو بذاريم کنار هم

42:08.446 --> 42:12.660
اول: پيرمردي که طبقه‌ پايين بود

42:12.743 --> 42:15.287
مي گه: شنيده، پسره گفته مي کشمت

42:15.371 --> 42:18.039
همچنين مي گه: يک ثانيه بعد
صداي افتادن جسد رو شنيده

42:18.123 --> 42:19.834
يک ثانيه بعد، درسته؟ درسته

42:19.960 --> 42:22.670
دوم: خانمي که اون طرف خيابون زندگي مي کنه

42:22.753 --> 42:26.800
قسم خورده که از پنجره به بيرون نگاه مي کرده
و جريان قتل رو ديده

42:26.883 --> 42:30.302
البته، از بين پنجره هاي دوتا واگن آخر
درسته ؟ دوتا واگن آخر

42:30.387 --> 42:33.139
خب، حرف حسابت چيه؟
يه دقيقه، يه دقيقه اجازه بده

42:33.223 --> 42:38.353
ما موافقت کرديم که ده ثانيه طول مي کشه
تا ترن از يه نقطه‌ فرضي عبور کنه

42:38.479 --> 42:41.650
چون اون خانم، قتل رو از بين
پنجره هاي دوتا واگن آخر ديده

42:41.775 --> 42:47.196
مي تونيم فرض کنيم جسد وقتي روي زمين افتاده
که ترن هم تازه عبور کرده بوده

42:47.279 --> 42:51.575
بنابراين، ترن کُلي سر و صدا
کنارخونه پيرمرد ايجاد کرده

42:51.660 --> 42:55.081
اون هم براي ده ثانيه کامل
قبل از افتادن جسد روي زمين

42:55.164 --> 43:00.377
صحبت هاي پيرمرد در دادگاه
مي کشمت و يک ثانيه بعد، صداي افتادن جسد روي زمين

43:00.461 --> 43:04.632
امکان داشته پيرمرد با وجود صداي ترن هوايي
فرياد پسره رو شنيده باشه؟

43:04.716 --> 43:07.635
امکان نداره شنيده باشه
مسخره است. البته که شنيده

43:07.720 --> 43:11.056
واقعاً فکر مي کني شنيده باشه؟
گفت: که پسره داشته فرياد مي زده

43:11.140 --> 43:14.392
گيريم که شنيده باشه
امّا، هنوز امکان تشخيص صاحب صدا
با وجود ترن غيرممکنه

43:14.475 --> 43:17.313
ادعاي تو روي چند ثانيه بنا شده
هيچ چيز نمي تونه اين قدر دقيق باشه

43:17.397 --> 43:22.610
به نظر من، شهادتي که يه بچه رو مي فرسته
روي صندلي الکتريکي بايد همين قدر دقيق باشه

43:24.154 --> 43:28.532
من هم فکر نمي کنم صدا رو شنيده باشه
آره، شايد، با اون سر و صداي ترن هوايي

43:28.658 --> 43:32.579
شما چي داريد بهم مي گيد؟
اين دليل نمي شه که نشنيده باشه

43:32.662 --> 43:36.750
چرا بايد دروغ بگه؟ چي گيرش مي آد؟
شايد توجه

43:36.834 --> 43:42.048
باز اين يارو موعظه رو شروع کرد
اينا رو بفرست براي روزنامه ها
بابت هر کدوم سه دلار مي دن

43:42.131 --> 43:44.926
چرا باهاش اين جوري حرف مي زني؟

43:45.009 --> 43:48.512
آدمي که با يه پيرمرد اين طور حرف مي زنه
بايد در خودش تجديد نظر کنه

43:48.639 --> 43:51.642
احترام گذاشتنو ياد بگيريد، آقا

43:51.767 --> 43:56.813
يه بار ديگه از اين مزخرفات بهش بگو
خودم مي دونم و تو

44:06.283 --> 44:09.161
بفرماييد حرفتونو بزنيد

44:10.245 --> 44:13.331
چرا فکر مي کني که پيرمرد دروغ گفته؟

44:13.456 --> 44:17.503
من خيلي خوب اونو زير نظر داشتم

44:17.587 --> 44:20.840
درز ژاکتش باز شده بود، درست زير شونه

44:20.924 --> 44:25.302
متوجه شدي؟
منظورم حاضر شدن در دادگاه با اون لباسه

44:27.807 --> 44:31.142
اون، يه پيرمرد با ژاکت پاره بود

44:31.686 --> 44:35.189
خيلي آروم به سمت جايگاه شهود رفت

44:35.272 --> 44:39.567
پاي چپش رو روي زمين مي کشيد
ولي تلاش مي کرد مخفيش کنه

44:39.652 --> 44:42.197
چون خجالت مي کشيد

44:42.280 --> 44:46.493
فکر مي کنم اين مرد رو
بهتر از همه تون بشناسم

44:46.577 --> 44:49.414
اين پيرمرد بي آزار وحشت زده

44:49.497 --> 44:51.957
ناچيز

44:52.040 --> 44:54.793
که در طول زندگيش هيچي نبوده

44:54.876 --> 44:59.757
که هيچ وقت مورد توجه قرار نگرفته
يا هيچ وقت اسمش تو روزنامه ها نبوده

44:59.883 --> 45:04.096
هيچ کس اونو نمي شناسه
هيچ کس حرفي ازش نمي زنه

45:04.179 --> 45:07.932
هيچ کس بعد از 75 سال
نصيحتي ازش نمي پذيره

45:08.891 --> 45:13.521
آقايون، اين خيلي خيلي غم انگيزه

45:13.605 --> 45:18.402
مردي مثل اون بايد ازش حرف ها زده بشه
بايد بهش گوش فرا داده بشه

45:18.570 --> 45:22.656
حتي اگه يک بار ازش نقل قول بشه
براش خيلي خيلي با ارزشه

45:22.740 --> 45:25.744
براش خيلي سخته
که هميشه عقب رونده باشه

45:25.870 --> 45:29.957
صبر کن ببينم. منظورت اينه که پيرمرد دروغ گفته
تا براي يک بار هم شده مهم باشه؟

45:30.041 --> 45:32.877
نه، اون در واقع دروغ نگفته

45:32.960 --> 45:36.296
امّا، شايد خودشو قانع کرده
که صداي پسره رو شنيده

45:36.422 --> 45:38.716
و اونو تو دادگاه شناسايي کرده

45:38.841 --> 45:41.218
اين ديگه آخر هر چي داستان و حکايته

45:41.344 --> 45:45.264
آخه تو چطور به اين نتيجه رسيدي؟
مگه خودت هم مثل اوني؟

45:54.066 --> 45:57.569
کسي آب نبات مي خواد؟ براي من بيار

45:57.654 --> 46:01.241
من که هنوز نفهميدم چرا بعضي ها
فکر مي کنن پسره بي گناهه

46:01.325 --> 46:05.495
يه چيزي هست که دوست دارم
در موردش حرف بزنم. ممنون

46:05.579 --> 46:09.625
ثابت کرديم که پيرمرد نمي تونسته
صداي فرياد پسره رو شنيده باشه

46:09.708 --> 46:13.629
ثابت نکردي، چي داري مي گي؟
اجازه بده. فرض کنيم که واقعاً شنيده باشه

46:13.712 --> 46:17.549
اين عبارت رو، روزانه، خودمون چند بار
ازش استفاده مي کنيم؟ احتمالاً هزاران بار

46:17.676 --> 46:22.639
براي اين کار مي کشمت پسر، يه بار ديگه
اين غلط رو بکني مي کشمت راکي، بکُشش

46:22.764 --> 46:27.978
هزار بار، به اين معني نيست
که واقعاً بخوايم کسي رو بکشيم
چي چي مي گي؟ پسره گفته: مي کُشمت

46:28.062 --> 46:30.356
پسره با تمام نفسش اينو فرياد زده

46:30.439 --> 46:34.025
نگو که واقعاً نمي خواسته اونو بکُشه
هر کي اين طور فرياد بزنه، واقعاً مي خواد بکُشه

46:34.151 --> 46:36.028
واي، من هم موافقم

46:36.153 --> 46:39.908
من، چند هفته پيش با همکار بغل دستيم
در بانک دعوام شد

46:39.992 --> 46:42.451
منو احمق صدا زد
منم، همينو سرش فرياد زدم

46:42.535 --> 46:45.330
اين آقا داره همه چي رو مي پيچونه تا ما رو گيج کنه

46:45.415 --> 46:47.457
پسره گفت: که اونو مي کشه
و واقعاً هم کُشته

46:47.582 --> 46:52.213
يه سوال: تو واقعاً فکر مي کني
پسره طوري فرياد زده
تا همه‌ محله بشنون داره پدرشو مي کُشه

46:52.338 --> 46:57.217
فکر نمي کنم. خيلي باهوش تر به نظر مي آد
باهوش؟ اون، يک لات نادان و نفهمه

46:57.343 --> 46:59.387
حتي نمي تونه انگليسي رو خوب حرف بزني

46:59.512 --> 47:02.932
«حرف بزنه، نه «حرف بزني

47:04.475 --> 47:08.314
سخنگو، من مي خوام
رأي خودمو به بي گناه تغيير بدم

47:08.981 --> 47:11.108
تو چي؟ خودت شنيدي

47:11.191 --> 47:14.611
مطمئني؟ آره، مطمئنم

47:14.738 --> 47:17.406
شديم نُه، سه
به نفع اونايي که پسره رو گناهکار مي دونن

47:17.489 --> 47:19.951
خب، انگاري تا ابد مي خواد ادامه پيدا کنه

47:24.123 --> 47:27.710
به خاطر چي نظرتو عوض کردي؟
به خاطر داستان هاي اين يارو؟

47:27.793 --> 47:31.880
تو بايد براي يکي از اون مجلات مزخرف
جنايي داستان بنويسي، پولدار مي شي

47:31.963 --> 47:35.634
محض رضاي خدا، وکيل خود پسره هم
مي دونست که هيچ شانسي براي تبرئه وجود نداره

47:35.719 --> 47:39.221
از همون اوّل، وکيل يارو مي دونست
مي شد تو چشماش اينو ديد

47:39.347 --> 47:43.559
بابا دَمت گرم، اين آقا واقعاً يه چيز ديگه است

47:43.644 --> 47:46.980
پسره يه وکيل داشت، مگه نه؟
اون مسئوول دفاع بوده، نه تو

47:47.105 --> 47:49.984
چرا اين قدر سنگشو به سينه مي زني؟
وکلا که معصوم نيستن

47:50.068 --> 47:53.070
تو حرف نزن، بالتيمور، هان؟
وکيل از طرف قانون انتخاب شده بود

47:53.196 --> 47:55.407
معني اين حرف چيه؟
مي تونه کُلي معني داشته باشه

47:55.491 --> 47:58.743
شايد اين پرونده رو نمي خواسته
و از اين که مجبور شده، کُلي هم ناراحت بوده

47:58.826 --> 48:03.290
اين پرونده اي بوده که براش هيچ فايده اي نداشته
نه پول، نه شهرت، شانس برد هم نداشته

48:03.375 --> 48:06.460
اين شرايط براي يک وکيل جوون زياد جذّاب نيست

48:06.585 --> 48:11.465
يک وکيل، بايد واقعاً به موکلش ايمان داشته باشه
تا بتونه خيلي خوب ازش دفاع کنه
ولي، اين وکيل ايمان نداشت

48:11.590 --> 48:13.634
البته که نداشت

48:14.551 --> 48:16.847
کي حرف هاي اون پسره رو باور مي کنه؟

48:16.972 --> 48:19.933
البته، بجز مادرش يا کسي تو اين مايه ها

48:20.016 --> 48:22.936
اوه، ببين
مي شه يه نگاهي به ساعت بندازي؟ اي بابا

48:23.020 --> 48:26.524
پوزش مي خوام
من يه سري نکته رو ياداشت کردم

48:26.649 --> 48:30.068
و اگه مي شه مي خوام
به چند مورد اشاره کنم

48:30.151 --> 48:32.947
من خيلي خوب به حرف هاي همه گوش دادم

48:33.031 --> 48:36.867
به نظر من، ايشون به نِکات خيلي خوبي
اشاره فرمودن

48:36.993 --> 48:41.622
با نگاه به آنچه در دادگاه مطرح شد
پسره گناهکار به نظر مي آد، اين ظاهر قضيه است

48:41.748 --> 48:45.586
امّا، اگه ما بيشتر کند و کاو کنيم
بي خيال، ممکنه؟

48:45.670 --> 48:47.880
يه سوالي هست که دوست دارم بپرسم

48:48.006 --> 48:51.425
فرض کنيم که قتل، واقعاً کار پسره بوده

48:51.551 --> 48:54.887
قتل، ده دقيقه بعد از نيمه شب اتفاق افتاده

48:55.013 --> 48:57.557
حالا، پسره چطور توسط پليس دستگيرشد؟

48:57.640 --> 49:01.770
برگشت خونه، ساعت سه و خُرده اي

49:01.855 --> 49:05.607
و توسط دوتا بازرس در
راهروي آپارتمان دستگير شد

49:05.733 --> 49:10.362
و حالا سوال من
اگه اون واقعاً پدرشو کشته بود؟

49:10.446 --> 49:13.867
چرا بايد سه ساعت بعد به خونه برمي گشت؟

49:13.993 --> 49:16.870
يعني فکر نمي کرد ممکنه دستگير بشه؟

49:16.953 --> 49:21.041
برگشت تا چاقو رو برداره
درست نيست يه چاقو رو تو سينه‌ مُرده جا بذاري

49:21.125 --> 49:23.961
آره، مخصوصاً سينه بستگان

49:24.045 --> 49:26.672
اصلاً خنده دار نيست

49:26.756 --> 49:29.925
پسره مي دونست چاقويي که تازه خريده
خيلي زود شناسايي مي شه

49:30.051 --> 49:34.512
بايد برش مي داشت، قبل از اين که پليس برش داره
امّا، اگه مي دونست که چاقو شناسايي مي شه

49:34.638 --> 49:37.267
چرا اصلاً چاقو رو جا گذاشت

49:37.351 --> 49:42.814
خب، به نظر من پسره بعد از کشتن پدرش
وحشت زده مي شه

49:42.899 --> 49:45.902
بعد از مدتي آروم مي شه
و مي فهمه که چاقو رو جا گذاشته

49:45.985 --> 49:48.904
آهان، اين حرف شما بستگي داره
به تعريف شما از وحشت زدگي

49:48.987 --> 49:53.950
چطور به فکرش رسيد که اثر انگشت رو
از روي دسته‌ چاقو پاک کنه
ولي به فکرش نرسيد چاقو رو برداره؟

49:54.035 --> 49:57.873
حالا، اين وحشت زدگي
کي شروع شد و کي به پايان رسيد؟

49:57.998 --> 50:00.792
تو رأي به گناهکار بودن دادي
معلومه کدوم طرفي هستي؟

50:00.876 --> 50:04.047
فکر نمي کنم بايد
به يکي از دو طرف بحث وفادار بمونم

50:04.130 --> 50:09.343
فقط دارم سوال مي کنم
اين موارد خارج از درک منه

50:09.468 --> 50:13.681
اگه من جاي پسره بودم
بطور قطع ازفرصت استفاده مي کردم
و برمي گشتم تا چاقو رو بردارم

50:13.765 --> 50:16.309
به نظر من با خودش فکر کرده
هيچ کس اونو نديده

50:16.434 --> 50:19.229
و جسد هم تا صبح فردا پيدا نمي شه

50:19.312 --> 50:23.525
آخه نيمه شب بوده، پسره مطمئن بوده
که جسد تا روز بعد پيدا نمي شه

50:23.609 --> 50:25.654
پوزش؛ تمام حرف منم همينه

50:25.737 --> 50:29.740
خانمي که اون طرف خيابون زندگي مي کنه
بعد از ديدن پسره شهادت داد

50:29.825 --> 50:32.034
همون وقتي که ترن عبور کرد

50:32.160 --> 50:35.330
فرياد زده، و بعد هم
رفته و به پليس تلفن کرده

50:35.414 --> 50:38.917
حالا، پسره بطور قطع صداي
فرياد رو مي بايست شنيده باشه

50:39.042 --> 50:42.295
پس فهميده که يه نفر يه چيزي مي دونه

50:42.380 --> 50:45.257
به نظر من اون نبايد هيچ وقت برمي گشت

50:45.340 --> 50:49.970
دو نکته؛ يک: ممکنه صداي فرياد رونشنيده باشه
شايد فرياد بلندي نبوده

50:50.054 --> 50:53.391
دو: اگر هم شنيده باشه، شايد فکر کرده
که ربطي به اون نداشته

50:53.475 --> 50:56.478
توي محله اي که اون زندگي مي کنه
جيغ و فرياد خيلي عاديه

50:56.603 --> 51:00.983
اين هم جوابت
شايد، شايد؛ پسره پدرشو کشته باشه

51:01.067 --> 51:03.444
صداي فرياد رو نشنيده باشه
وحشت زده فرار کرده باشه

51:03.569 --> 51:08.450
يه جايي خونسردي شو به دست آورده
و با وجود خطر دستگيرشدن برگشته تا چاقو رو برداره

51:08.533 --> 51:11.493
شايد، همه‌ اينا اتفاق افتاده باشه
امّا، شايد هم اتفاق نيفتاده باشه

51:11.578 --> 51:15.832
به نظر من، الان بايد به اين که آيا پسره
اون شب اونجا بوده يا نه هم شک کنيم

51:15.915 --> 51:19.337
مگه پيرمرد پسره رو نديد
که باعجله ازخونه بيرون رفت؟

51:19.463 --> 51:21.255
داره حقايقو مي پيچونه
گوش کنيد چي مي گم

51:21.380 --> 51:24.967
آيا پيرمرد ديده که پسره، ساعت 12:10
خونه رو با عجله ترک کرده يا نديده؟

51:25.051 --> 51:27.720
خب، ديده يا نديده؟ خودش مي گه ديده

51:27.803 --> 51:30.264
خودش مي گه ديده؟
پسر، اينا ديگه کي ان؟

51:30.349 --> 51:33.435
امکان اشتباه شهود هم هست
آره، اگه به حرف تو باشه

51:33.560 --> 51:36.271
يا به حرف اون آقا، منظورمو گرفتي؟
صداتو بيار پايين

51:36.356 --> 51:41.151
تو هم که همه اش همينو مي گي
اتفاقاً بايد صدامو ببرم بالا
اينا دارن هر کاري دلشون مي خواد مي کنن

51:41.277 --> 51:44.530
آيا صداي فرياد رو شنيد، آيا صداي فرياد رو نشنيد
چه فرقي به حال قضيه داره؟

51:44.655 --> 51:48.493
شما همش دارين در مورد جزييات ناچيز حرف مي زنين
و کُل قضيه رو هم فراموش کردين

51:48.619 --> 51:51.288
خواهان يه رأي گيري هستم
مثلاً دارم حرف مي زنم

51:51.372 --> 51:53.415
يکي از اعضاء درخواست رأي گيري دارن

51:53.540 --> 51:56.000
بهتره بنشينيم سر جاهامون

51:59.130 --> 52:01.591
تا به حال براي چيزي
اين قدر وقت تلف نکرده بودم

52:01.675 --> 52:03.967
زياد طول نمي کشه

52:04.635 --> 52:08.056
خب، به نظر من، بهترين راه اينه که
ببينيم کيا به بي گناهي رأي مي دن؟

52:08.139 --> 52:11.892
اونايي که متهم رو بي گناه مي دونن
دستشونو بلند کنن

52:12.018 --> 52:15.606
تغييري نکرده. يک، دو، سه بي گناه
نُه تا گناهکار

52:15.731 --> 52:20.695
خب، به کجا رسيديم؟ مي تونيم
تا سه شنبه ديگه صحبت کنيم، فايده اش چيه؟

52:20.779 --> 52:23.781
پوزش؛ من به بي گناهي رأي مي دم

52:25.866 --> 52:30.247
شما چي داريد مي گيد؟
کم کم همه مون داريم به جنون مي رسيم

52:30.330 --> 52:33.751
پسره گناهکاره
چرا به حقايق گوش نمي دين؟

52:33.835 --> 52:36.378
مي شه تو بهشون بگي؟
بيشتر به شوخي مي مونه

52:36.503 --> 52:39.839
شديم چهار، هشت
به نفع اون هايي که مي گن گناهکاره

52:39.965 --> 52:43.720
اينجا چه خبره؟
هفته‌ کمک به بچه هاي محروم؟

52:43.803 --> 52:47.473
تو بايد بلندشي و به من بگي که چرا
رأيت رو عوض کردي. زود باش، دلايلت رو بگو

52:47.558 --> 52:52.104
مجبور نيستم از تصميمم در مقابل تو دفاع کنم
من حالا يه ترديد منطقي در ذهن دارم

52:52.229 --> 52:55.190
کدوم ترديد منطقي؟ همه اش حرفه
بيا، يه نگاهي به اين بنداز

52:55.274 --> 53:00.237
پسري که تو فکر مي کني بي گناهه
ديده شده که با اين چاقو پدرشو کشته

53:00.363 --> 53:05.243
چي داري بگي، آقاي ترديد منطقي؟
اين اون چاقو نيست؟ يادت نمي آد؟

53:05.326 --> 53:09.873
اوه، چقدر جالب
من که بهتون گفتم. اين ديوانگيه

53:09.999 --> 53:14.961
حالا، ما بايد چه چيزي رو باور کنيم؟
تو خيلي راحت از هيچ و پوچ داستان سرهم مي کني

53:15.045 --> 53:18.882
اگه آدم هايي مثل اينو روز روشن
ببري بيرون و بهشون بگي الان روزه

53:18.966 --> 53:20.760
سعي مي کنن صد تا دليل بيارن که

53:21.344 --> 53:23.637
ببين. در مورد پيرمرده چي مي گي؟

53:23.721 --> 53:27.392
حتماً مي خواي فرض کنيم که پيرِ مرده هم
پانزده ثانيه بعد از قتل، پسره رو نديده

53:27.518 --> 53:29.478
که داشته با عجله از پله ها مي رفته پايين؟

53:29.603 --> 53:32.230
حرف هاي اين پيرمرد هم خيلي اهميت داشت، نه؟

53:32.314 --> 53:34.441
خب، اين همه بحث براي چيه؟ صبر کن

53:34.524 --> 53:36.817
مادر عروس، بازم مي خواد حرف بزنه

53:36.902 --> 53:40.407
نقل و نبات عروسي هم بيارين و پخش کنين
يه لحظه مهلت بده، ببين

53:40.532 --> 53:44.035
پيرمرد گفت: که به سمت در دويده؟
چه فرقي مي کنه؟

53:44.160 --> 53:48.247
رفته کنار در، مگه نه؟
گفت: دويده. البته تا اونجايي که من فکر مي کنم

53:48.332 --> 53:51.501
به ياد ندارم چي گفت
امّا، چطور مي تونست تا اونجا دويده باشه

53:51.626 --> 53:55.214
اون گفت: از اتاق خواب به سمت در رفته
اين برات کافيه؟

53:55.297 --> 53:57.758
اتاق خواب کجا بوده؟ انتهاي هال

53:57.842 --> 54:00.595
تو که همه چي يادت بود. اينو به ياد نداري؟
نه

54:00.679 --> 54:05.724
سخنگو، من به يک نقشه از آپارتمان پيرمرد نيازدارم
نظرتون چيه، يه دادگاه ديگه براش تشکيل بديم؟

54:05.849 --> 54:08.144
تو تنها کسي هستي که
هميشه مي خواد مدارک رو ببينه

54:08.229 --> 54:11.565
منهم مي خوام اين يکي رو ببينم
و زودتر از اينجا خلاص شم

54:11.649 --> 54:14.902
اگه مي خواي يک بار ديگه
جزييات نا چيز مثل قضيه افتادن جسد و

54:14.985 --> 54:20.448
نه، من فقط مي خوام بدونم چطور يه پيرمرد
که پاي چپش رو به دليل ضربه
سالهاست روي زمين مي کشه

54:20.533 --> 54:23.328
مي تونه مسير بين اتاق خواب
تا در ورودي رو تو پانزده ثانيه طي کنه

54:23.412 --> 54:25.121
گفت: بيست ثانيه؛ گفت: پانزده

54:25.246 --> 54:28.917
گفت: بيست ثانيه، چرا همه چيزرو مي پيچوني؟
گفت: پانزده

54:29.001 --> 54:32.170
اون از کجا مي دونه پانزده ثانيه چقدر طول مي کشه؟
هيچ کس نمي تونه اين قدر دقيق باشه

54:32.254 --> 54:34.797
گفت: پانزده ثانيه
و خيلي هم از اين گفته اش مطمئن بود

54:34.880 --> 54:37.093
اون يه پير پاتاله
بيشتر وقتها گيج مي زنه

54:37.219 --> 54:40.805
چطور مي تونه درباره چيزي
اين قدر مطمئن باشه؟

54:47.237 --> 54:51.368
من که نمي فهمم چي رو مي خواي ثابت کني
پيرمرد گفت: پسره رو ديده که باعجله از خونه خارج شده

54:51.451 --> 54:54.703
بياين يک بار ديگه جزييات رو باهم مرور کنيم
به محض اين که جسد افتاد

54:54.829 --> 54:58.249
گفت: از طبقه‌ بالا صداي پاشنيده
و دويده به سمت در ورودي

54:58.333 --> 55:01.502
شنيده که درِ طبقه بالا باز شده
و يکي شروع به پايين اومدن کرده

55:01.627 --> 55:07.384
اون گفت: در عرض پانزده ثانيه تونسته به در ورودي
واحد خودش برسه. حالا اگه قاتل با تمام سرعت دويده باشه

55:07.468 --> 55:10.011
شايد ندويده باشه
پيرمرد گفت: دويده

55:10.136 --> 55:13.474
تو خيلي خوب، مو رو از ماست مي کشي ها

55:13.558 --> 55:15.851
تو چرا بي خيالِ
اين مزّه پروني هاي بي مزّه نمي شي؟

55:15.977 --> 55:20.524
دوست من، اگه تو هم هرروز براي سه دلار سگدو مي زدي
عادت مي کردي که به هر مزخرفي بخندي

55:20.649 --> 55:26.572
اين هم آپارتماني که قتل توش صورت گرفت
واحد پيرمرد دقيقاً زيراينجا و کاملاً شبيه به همين واحده

55:26.656 --> 55:31.869
ترن هوايي، اتاق خواب، اتاق نشيمن
آشپرخونه، حمام، هال، پله ها

55:31.994 --> 55:34.205
پيرمرد تو اتاق خوابش بوده

55:34.330 --> 55:37.666
گفت: رفته به سمت در
مسير هال رو طي کرده، در ورودي رو باز کرده

55:37.792 --> 55:41.045
و در همين لحظه، پسره رو ديده که
با عجله از پله ها پايين ميومده، درست مي گم؟

55:41.171 --> 55:43.464
کاملاً درسته، براي نوزدهمين بار

55:43.590 --> 55:47.094
درست پانزده ثانيه بعد از اين که
جسد افتاد روي زمين

55:47.179 --> 55:49.221
خب، بذار ببينم، اين شد

55:49.346 --> 55:53.100
از تخت خواب تا در؛ مي شه 12 فوت
هال هم 43 فوت

55:53.225 --> 55:56.645
اون مي بايست 12 فوت رو طي مي کرد تا
به در اتاق خواب برسه

55:56.771 --> 56:00.358
و همچنين 43 فوت کُل مسير هال
تا در ورودي، همه‌ اينا تو پانزده ثانيه؟

56:00.442 --> 56:02.486
فکر مي کنيد مي تونسته اين کار رو بکنه؟
البته که مي تونسته

56:02.611 --> 56:05.614
اون خيلي آروم راه مي رفت
براي نشستن روي صندلي به کمک احتياج داشت

56:05.698 --> 56:11.037
يه جوري نشون دادي که مسير طولاني به نظر بياد
براي يه پيرمردي که پاش مي لنگه، خيلي طولانيه

56:11.119 --> 56:13.663
چه کار مي کني؟
مي خوام امتحان کنم

56:13.788 --> 56:16.792
يعني چه مي خواي امتحان کني؟
چرا وکيل به اين مورد اشاره نکرد؟

56:16.877 --> 56:21.005
شايد به فکرش نرسيده بود
يعني چه به فکرش نرسيد؟
مي خواي بگي اين قدر احمق بوده؟

56:21.088 --> 56:24.092
به فکر خود تو رسيد؟
گوش کن نابغه، فکر من مهم نيست. وکيل اشاره نکرد

56:24.219 --> 56:26.178
چون مي دونست هيچ کمکي به پرونده نمي کنه
چي داري بگي؟

56:26.303 --> 56:30.350
شايد به اين دليل چيزي نگفت که فکر مي کرد
ممکنه اون پيرمرد رو ناراحت و يا خجالت زده کنه

56:30.433 --> 56:33.769
در دادگاه هم زياد مناسب به نظر نمي آد
بيشتر وکلا اگه بتونن بي خيالش مي شن

56:33.853 --> 56:36.524
يارو بالاخره احمق بوده يا نه؟
منهم مي خوام همينو بفهمم، رفيق

56:36.607 --> 56:39.609
اون صندلي رو بده من
اون دوتا صندلي حکم تخت خواب پيرمرده رو دارن

56:39.734 --> 56:42.529
دوازده قدم از اونجا شمردم
اين صندلي در اتاق خوابه

56:42.612 --> 56:45.491
اوه، مسخره است
نمي توني همچين چيزي رو بازسازي کني

56:45.575 --> 56:51.038
هال 43 فوت بود
من تا اون ديوار قدم مي زنم و برمي گردم

56:51.121 --> 56:54.625
ببين، واقعاً کار بي خوديه
چرا داري وقت همه رو مي گيري؟

56:54.751 --> 56:58.005
تو خودت گفتي فقط 15 ثانيه طول مي کشه
حالا ما مي خوايم بازسازيش کنيم

57:01.424 --> 57:03.468
اي بابا تمومش کن

57:03.594 --> 57:06.514
باشه، باشه، باشه، نابغه

57:07.306 --> 57:09.349
آره

57:11.185 --> 57:15.481
مي شه شما اين جا بموني و نقش در ورودي رو بازي کني؟
اگه يادت باشه درهم قفل بود

57:15.607 --> 57:17.984
کسي ساعتي داره که ثانيه شمار داشته باشه؟
من دارم

57:18.067 --> 57:22.446
با پا يه ضربه بزن به زمين. اين مي شه صداي
افتادن جسد. يادت باشه وقت رو هم نگه داري

57:22.572 --> 57:26.618
بعد از اين هم حتماً بايد پانتوميم اجرا کنيم
منتظر چي هستي؟

57:26.703 --> 57:29.080
منتظرم ثانيه شمار به 12 برسه

57:29.205 --> 57:31.248
اوه، خداي من

57:37.547 --> 57:41.844
زود باش، سريع تر
يارو دو برابر اين سرعت راه مي رفت

57:41.969 --> 57:45.722
اگه مي خواي سريع تر راه برم، باشه

58:01.364 --> 58:04.534
قفل در؛ بايست؛ درسته

58:04.660 --> 58:06.621
چقدر شد؟

58:06.746 --> 58:09.917
دقيقاً 41 ثانيه

58:10.042 --> 58:14.504
به نظر من، اين چيزي بوده که اتفاق افتاده
پيرمرد صداي دعواي اوّلي رو شنيده

58:14.630 --> 58:17.299
وقتي که تو تخت بوده
صداي افتادن جسد رو از بالا شنيده

58:17.382 --> 58:20.886
صداي جيغ خانم اون طرف خيابون رو شنيده
با تمام سرعت به سمت در ورودي رفته

58:21.011 --> 58:23.555
شنيده که يکي داره از پله ها مي ره پايين
و فکر کرده که پسره است

58:23.681 --> 58:26.768
به نظر من امکانش هست
فکر کرده؟

58:28.268 --> 58:31.231
دوستان، تا به حال تو عمرم
انواع مزخرفات رو شنيدم

58:31.314 --> 58:34.274
امٌا، اين يکي ديگه نوبره

58:34.359 --> 58:39.240
همه تون اومديد اينجا با قلب هايي
شکسته ازبي عدالتي و غم کودکان محروم

58:39.365 --> 58:43.660
به تمام قصّه هاي اين آقا گوش داديد
تو، خوب تونستي گوش اين جماعت رو پرکني

58:43.744 --> 58:46.622
امٌا، گوش من به اين حرف ها بدهکار نيست
به اندازه کافي شنيدم

58:46.705 --> 58:50.918
معلوم هست شما چتون شده؟
همه تون مي دونيد که اون گناهکاره، بايد بسوزوننش

58:51.001 --> 58:54.421
به خاطر شما شانس کُشتنشو از دست مي ديم
شانس کُشتنشو از دست مي ديم؟

58:54.506 --> 58:58.426
نکنه تو يه جلادي؟ آره، هستم

58:58.510 --> 59:02.430
شايد خودت هم دوست داشته باشي پسره رو اعدام کني؟
يه پسر مثل اين، البته که دوست دارم

59:02.557 --> 59:06.395
واقعاً برات متأسفم
اعدام يه بچه چه لذّتي مي تونه داشته باشه؟

59:06.520 --> 59:10.523
از وقتي که وارد اين اتاق شدي
مثل يه خونخواه خود گمارده رفتار کردي

59:10.606 --> 59:14.652
تو مي خواي مرگ اين پسره رو ببيني
چون شخصاً اينو مي خواي، نه با به خاطر حقايق

59:14.736 --> 59:17.281
تو، يه آزارگرا هستي

59:17.364 --> 59:21.118
ولم کنيد
مي کشمش،  مي کشمش

59:21.202 --> 59:24.455
تو که نمي خواي واقعاً منو بکشي، مي خواي؟

59:30.921 --> 59:34.674
چيزي شده، آقايون؟ سر و صدا شنيدم
اوه، نه، همه چيز مرّتبه

59:34.799 --> 59:37.553
ما، يه جرّ و بحث دوستانه داشتيم

59:37.636 --> 59:42.850
کارمون با اين نقشه تمام شده
اگه مي خواي، مي توني ببريش. بفرماييد

59:49.441 --> 59:51.901
به چي زل زديد؟

01:00:12.216 --> 01:00:15.093
خب، يک نفر ديگه بايد شروع کنه
پوزش مي خوام

01:00:15.177 --> 01:00:18.097
پوزش مي خوام
تو چرا اينقدر موّدبي؟

01:00:18.181 --> 01:00:23.309
به همون دليلي که شما نيستيد
من اين جوري بزرگ شدم

01:00:24.353 --> 01:00:28.274
جنگ و دعوا چيزي نيست
که اينجا براش جمع شده باشيم

01:00:28.399 --> 01:00:30.860
ما يک مسئووليت داريم

01:00:32.029 --> 01:00:36.407
من هميشه فکر مي کردم
مهمترين چيز در دموکراسي هم همين باشه

01:00:36.533 --> 01:00:38.826
که از ما

01:00:40.247 --> 01:00:42.290
نوک زبونمه

01:00:42.415 --> 01:00:46.711
خواسته شده که از ما با نامه
خواسته شده به اينجا بياييم

01:00:46.836 --> 01:00:54.134
و درمورد گناهکار يا بي گناه بودن انساني
تصميم بگيريم که قبلاً نمي شناختيمش

01:00:54.219 --> 01:00:59.432
با رأيمون نه چيزي به دست مي آريم
و نه چيزي از دست مي ديم

01:00:59.517 --> 01:01:03.729
به همين دليل قدرت داريم

01:01:03.813 --> 01:01:07.733
به هيچ وجه نبايد
اين موضوع رو شخصيش کنيم

01:01:11.321 --> 01:01:14.909
اگه هيچ کس حرفي نداره
من يه ايده خيلي خوب دارم. زياد روش کار نکردم

01:01:15.034 --> 01:01:17.578
امّا، بياين گوشت بندازيم و ببينيم
آيا گربه بهش ليس مي زنه يا نه؟

01:01:17.661 --> 01:01:20.121
گربه ليسش بزنه؟ آره، پسره

01:01:24.752 --> 01:01:30.175
ببينيد هوا چقدر تاريک شده
به نظرم يه طوفان در راه باشه

01:01:31.218 --> 01:01:34.470
خداي من. هوا خيلي گرمه، نه؟

01:01:35.221 --> 01:01:40.436
مي بخشيد. امّا، تا حالا شده عرق کنين؟ نه نشده

01:01:41.813 --> 01:01:45.066
گوش کنيد؛ داشتم با خودم مي گفتم

01:01:46.526 --> 01:01:49.403
شايد؛ شايد بايد يک بار ديگه رأي گيري کنيم

01:01:49.487 --> 01:01:54.785
اوه، عاليه. بعد از اون هم مي تونيم
يه کمي برقصيم و جفتک بندازيم، هان؟

01:01:54.869 --> 01:01:57.955
سخنگوي عزيز
خب، براي من فرقي نداره

01:01:58.080 --> 01:02:01.833
کسي هست که نخواد رأي بده؟
هي، مي شه؟

01:02:02.710 --> 01:02:05.672
ببخشيد
به نظر من بايد رأي گيري آشکار باشه

01:02:05.756 --> 01:02:09.008
تک تک ما رو صدا کن
بهتره ببينيم کي کدوم طرفيه

01:02:09.134 --> 01:02:12.639
خب، من موافقم. مخالف داريم؟

01:02:14.473 --> 01:02:17.975
خب. به ترتيب شماره صداتون مي زنم
يک

01:02:18.101 --> 01:02:21.357
اوه، منم: گناهکار

01:02:22.857 --> 01:02:24.734
دو: بي گناه

01:02:24.859 --> 01:02:26.569
شماره‌ سه؟

01:02:26.694 --> 01:02:28.571
گناهکار

01:02:28.697 --> 01:02:30.740
شماره چهار؟

01:02:31.991 --> 01:02:33.620
گناهکار

01:02:33.745 --> 01:02:35.287
شماره پنج؟

01:02:35.371 --> 01:02:37.414
بي گناه

01:02:37.540 --> 01:02:39.666
شماره شش؟

01:02:39.750 --> 01:02:41.711
بي گناه

01:02:41.795 --> 01:02:43.505
شماره‌ هفت؟

01:02:43.588 --> 01:02:45.381
گناهکار

01:02:45.464 --> 01:02:47.341
شماره‌ هشت؟

01:02:47.424 --> 01:02:49.469
بي گناه

01:02:50.638 --> 01:02:53.598
شماره نه؟ بي گناه

01:02:53.682 --> 01:02:56.644
شماره‌ده؟ گناهکار

01:02:57.520 --> 01:02:59.480
شماره يازده؟

01:02:59.605 --> 01:03:01.399
بي گناه

01:03:01.524 --> 01:03:03.569
شماره دوازده؟

01:03:03.986 --> 01:03:06.195
شماره‌ دوازده

01:03:06.320 --> 01:03:08.614
گناهکار

01:03:13.912 --> 01:03:16.583
شش، شش، مساوي

01:03:16.666 --> 01:03:19.585
بازي به وقت اضافه کشيده شده، نه؟

01:03:21.004 --> 01:03:26.217
شش، شش، گوش کنيد چي مي گم
بعضي از شماها عقلتونو از دست داديد

01:03:26.342 --> 01:03:27.927
همچين بچه اي

01:03:28.012 --> 01:03:31.433
به نظر من، اين که چه جور بچه ايه
اصلاً ربطي به پرونده نداره

01:03:31.558 --> 01:03:34.310
حقايق بايد تعيين کننده باشن
اينا رو تحويل من يکي نده

01:03:34.393 --> 01:03:37.562
از هر چي حقيقته حالم بهم مي خوره
شما که هر جوري خواستيد حقيقتو پيچونديد

01:03:37.688 --> 01:03:40.942
تمام حرف اين آقا هم همينه

01:03:41.067 --> 01:03:43.862
تو فقط بلدي فرياد بزني

01:03:45.156 --> 01:03:49.284
اي کاش چند سال جوونتر بودم
اون مرد واقعاً داره

01:03:52.663 --> 01:03:55.123
خدا، اينجا واقعاً گرمه، مگه نه؟
آب مي خواي؟

01:03:55.248 --> 01:03:57.292
نه، نه، ممنون، ممنون

01:04:06.930 --> 01:04:11.391
داره بارون مي گيره
تنهايي به اين نتيجه رسيدي، انيشتين؟

01:04:12.434 --> 01:04:16.980
چرا رأيتو برگردوندي؟
به نظر من، جاي شک مي تونه وجود داشته باشه

01:04:17.065 --> 01:04:20.068
به هيچ وجه شانس موفقيت نداريد
من که اين طور فکر نمي کنم

01:04:20.193 --> 01:04:23.363
هنوز کُلّي جزييات هست که بهش اشاره نشده
خب، باشه، موفق باشي

01:04:23.488 --> 01:04:29.245
اوه، بي خيال. تو هم مثل بقيه
از بس فکر کردي کُلّ قضيه رو فراموش کردي

01:04:29.329 --> 01:04:33.332
مي فهمي که؟
ببينم، تو هيچ حقّي نداري

01:04:33.415 --> 01:04:35.459
دهن گشاد

01:05:28.767 --> 01:05:31.769
مي بيني
عجب آرامشي شهر رو فرا گرفته؟

01:05:32.396 --> 01:05:37.026
اين بارون منو ياد طوفاني مي ندازه که

01:05:38.403 --> 01:05:41.990
نوامبر بود؟ يادم نمي آد. مهم نيست

01:05:42.115 --> 01:05:45.951
طوفان شديدي بود؛ دقيقاً وسط بازي

01:05:46.077 --> 01:05:51.125
ما عقب بوديم، شش، هفت
تيم، خودشو جمع و جور کرد، شروع کرد به حمله

01:05:51.209 --> 01:05:56.005
يه پاس به سمت راست، مي رفتن جلو
يه پاس به چپ، همين طور ادامه مي دادن

01:05:56.089 --> 01:05:58.133
و

01:05:58.674 --> 01:06:01.136
يه بچه تو تيم داشتيم، اسلتري

01:06:02.221 --> 01:06:04.681
يه گاوميش بود؛ گاوميش

01:06:05.558 --> 01:06:07.936
دوست داشتم يه بازيکن
ديگه هم مثل اون مي داشتم

01:06:08.061 --> 01:06:12.522
فراموش کردم بگم که من، کمک مربي
تيم دبيرستان آندرو جي مک کورکل هستم

01:06:12.606 --> 01:06:14.816
در کوين واقع شده

01:06:14.944 --> 01:06:19.573
به هرحال، ما خيلي خوب پيش مي رفتيم

01:06:19.698 --> 01:06:24.411
مي دوني، کُلّ خط دفاعي شون
از هم پاشيده شده بود

01:06:24.496 --> 01:06:28.082
داشتن مي پريدن رو سر و کول هم
درست مثل سگ و گربه

01:06:28.207 --> 01:06:31.961
همين موقع؛ فِرت
مي دوني؟ بارون گرفت

01:06:32.086 --> 01:06:35.506
خب، بدشانسي بزرگي بود

01:06:35.632 --> 01:06:40.845
در واقع، من، من گريه ام گرفته بود
هيچي، هيچ کاري نتونستيم بکنيم

01:06:58.907 --> 01:07:02.494
هي، اين پنکه چه مرگش شده؟
چرا

01:07:12.338 --> 01:07:15.258
اين هم به سوييچ چراغ ها وصله

01:07:15.342 --> 01:07:18.344
خب، کم کم داره بهتر مي شه، نه؟

01:07:19.053 --> 01:07:21.098
آره

01:07:25.352 --> 01:07:27.396
پسر، خيلي بهتر شد

01:07:34.113 --> 01:07:36.573
هي؛ دو امتياز

01:07:41.453 --> 01:07:44.289
شماها تا به حال به دامن طبيعت پناه برديد؟

01:07:45.708 --> 01:07:48.586
کار خيلي احمقانه ايه

01:07:48.669 --> 01:07:50.713
اوه، متأسفم، من

01:07:51.881 --> 01:07:53.924
مي دوني؟

01:07:55.052 --> 01:07:57.429
عذر مي خوام

01:07:57.512 --> 01:08:02.309
خب، ديدي چي شد؟ مساوي شديم؟
خيلي عجيبه، نه؟

01:08:02.435 --> 01:08:04.479
آره

01:08:05.730 --> 01:08:10.777
جرياني که با اون يارو قد بلنده پيش اومد
اسمش چي بود، اون مي خواست منو به دام بندازه

01:08:10.860 --> 01:08:14.697
هيچ چيز رو ثابت نمي کنه
من، من خيلي زود از کوره در مي رم

01:08:14.782 --> 01:08:18.535
فکر کرده کيه که
منو يه خونخواه صدا مي کنه يا آزارگرا؟

01:08:18.661 --> 01:08:22.330
هر کسي هم جاي من بود جوش مي آورد

01:08:22.414 --> 01:08:24.625
مي خواست منو بندازه تو دامش

01:08:24.750 --> 01:08:27.212
خيلي هم حرفه اي عمل کرد

01:08:29.296 --> 01:08:31.424
به نظر من، ما به نتيجه نمي رسيم

01:08:31.508 --> 01:08:34.051
من که مي خوام به دادگاه برم و
اين هيأت منصفه رو منحل اعلام کنم

01:08:34.177 --> 01:08:37.429
هيچ راه ديگه اي باقي نمونده
منهم موافقم

01:08:37.513 --> 01:08:40.226
بهتره بذاريم دوازده نفر ديگه
براي پسره تصميم بگيرن

01:08:40.309 --> 01:08:43.562
قاضي، هيأت منصفه رو منحل نمي کنه
خيلي وقته اينجا هستيم

01:08:43.646 --> 01:08:46.649
خب، امتحانش که ضرر نداره، من موافق نيستم

01:08:46.774 --> 01:08:50.278
پسره با يک هيأت منصفه‌ ديگه
هيچ شانسي نداره، خودت هم مي دوني

01:08:50.402 --> 01:08:53.323
زود باشيد، بهتره منحلش کنيم
هيچ کس نمي خواد رأيشو عوض کنه

01:08:53.408 --> 01:08:56.743
تو هنوز ترديد منطقي نداري؟
نه. نه

01:08:56.868 --> 01:09:02.082
پوزش. شايد شما کاملاً
معناي ترديد منطقي رو درک نکرديد

01:09:02.166 --> 01:09:05.252
منظورت چيه درک نکردم؟

01:09:05.377 --> 01:09:08.715
اين يارو ديگه چي مي گه؟
ديدي گفتم؟ همه شون مثل هم هستن

01:09:08.798 --> 01:09:11.551
يارو يه ساعت هم نيست اومده
هنوز از راه نرسيده

01:09:11.635 --> 01:09:14.346
داره براي من تعيين تکليف مي کنه

01:09:14.430 --> 01:09:17.515
آخه آدم چقدر مي تونه متکّبر باشه؟
بسيارخوب

01:09:17.599 --> 01:09:20.769
بياين براي دو دقيقه هم شده
جرّ و بحث رو بذاريم کنار

01:09:20.895 --> 01:09:23.439
خب، کي يه حرف حساب داره بزنه؟

01:09:23.523 --> 01:09:26.942
من مي خوام به يه موردي اشاره کنم
البته با اجازه‌ شما

01:09:27.026 --> 01:09:29.487
يک نکته بارز براي اتهام اين بود که

01:09:29.571 --> 01:09:34.616
پسره نتونسته بود ادعاي رفتن به سينما رو
در زمان قتل ثابت کنه

01:09:34.742 --> 01:09:38.831
چون نتونسته بود اسم فيلم و يا بازيگران
فيلم رو به خاطر بياره

01:09:38.915 --> 01:09:42.835
اين آقا چندين بار به اين نکته اشاره کردن
درسته

01:09:42.961 --> 01:09:47.423
اين تنها عذري بود که پسره آورد
و اصلاً هم نتونست هيچ جزيياتي براش ارائه بده

01:09:47.506 --> 01:09:50.594
خودتو بذار جاي پسره
تو مي توني بعد ازچندين بارسيلي خوردن

01:09:50.720 --> 01:09:54.223
از پدرت؛ جزييات رو به خاطر بياري؟

01:09:54.306 --> 01:09:57.559
اگه جزييات بارزي وجود داشته باشه
مي تونم به خاطر بيارم

01:09:57.684 --> 01:10:01.020
پسره نتونست اسم فيلم رو به خاطر بياره
چون اصلاً به سينما نرفته بود

01:10:01.104 --> 01:10:06.069
براساس گفته هاي پليس
از پسره در آشپزخونه منزل بازجويي شد

01:10:06.152 --> 01:10:09.072
در حالي که جسد پدرش
روي تخت دراز به دراز افتاده بود

01:10:09.155 --> 01:10:11.616
تو فکر مي کني بتوني
با اين وضعيت چيزي رو به خاطر بياري؟

01:10:11.700 --> 01:10:13.827
آره
تحت همچين فشار روحي شديدي؟

01:10:13.911 --> 01:10:18.083
تحت همچين فشار روحي شديدي
توي دادگاه اسم فيلم و بازيگرهاي فيلم رو به خاطر آورد

01:10:18.166 --> 01:10:21.835
بله، وکيله خودشو کشت
تا از زبون پسره بکشه بيرون

01:10:21.920 --> 01:10:25.966
پسره سه ماه تا روز دادگاه
براي حفظ کردنشون وقت داشت

01:10:26.049 --> 01:10:30.594
براي يه وکيل سخت نيست که تحقيق کنه
و بفهمه چه فيلمي اون شب پخش مي شده

01:10:30.679 --> 01:10:34.267
من اعترافاتي رو باور دارم که پليس از پسره
درست در شب قتل گرفته

01:10:34.392 --> 01:10:38.687
حالا تحت فشار روحي يا نه
اون نتونست هيچ جزيياتي از فيلم رو بازگو کنه

01:10:39.062 --> 01:10:42.315
مي خوام ازت يه سوال شخصي بپرسم
بفرما

01:10:42.441 --> 01:10:45.611
ديشب کجا بودي؟
تمام شب رو خونه بودم

01:10:45.736 --> 01:10:48.198
شب قبل از اون؟ اي بابا، قضيه چيه؟

01:10:48.323 --> 01:10:52.159
ايرادي نداره. ساعت 8:30 دقيقه دفتر کارمو ترک کردم
و يه راست رفتم خونه و خوابيدم

01:10:52.286 --> 01:10:56.582
و شب قبل از اون؟
که مي شه سه شنبه شب

01:10:56.665 --> 01:10:59.626
يه بازي کوچيک ورق داشتيم. ورق بازي کردم
دوشنبه شب؟

01:10:59.711 --> 01:11:03.131
هر وقت به شب کريسمس پارسال رسيدي
منو از خواب بيدار کن

01:11:05.008 --> 01:11:11.347
دوشنبه شب؟ دوشنبه شب
با همسرم به سينما رفتم

01:11:11.473 --> 01:11:14.435
چه فيلمي؟
دايره‌ سرخ. جنايي بود

01:11:14.518 --> 01:11:17.396
پرده‌ دوم چي بود؟ دوم

01:11:19.232 --> 01:11:21.942
الان بهت مي گم

01:11:22.027 --> 01:11:24.070
خانم استثنايي

01:11:25.487 --> 01:11:27.532
يه چيزي

01:11:28.783 --> 01:11:31.328
خانمِ بين بريجِ استثنايي

01:11:31.454 --> 01:11:35.206
منهم اونو ديدم
اسمش بود، خانمِ بين بريجِ شگفت انگيز

01:11:35.290 --> 01:11:37.835
بله. خانمِ بين بريجِ شگفت انگيز
درسته

01:11:37.960 --> 01:11:40.503
کي تو خانومِ بين بريجِ شگفت انگيز
بازي مي کرد؟

01:11:40.588 --> 01:11:44.426
باربارا لانگ، فکر کنم همين بود

01:11:44.509 --> 01:11:46.887
يک دختر سبزه خيلي زيبا

01:11:47.803 --> 01:11:51.141
لينگ يا لانگ. يه چيزي تو اين مايه ها
ديگه کي؟

01:11:51.267 --> 01:11:53.393
نمي شناختمشون

01:11:53.518 --> 01:11:58.149
فيلمِ خيلي با ارزشي نبود
بيشتر بازيگرا مبتدي بودن

01:11:58.233 --> 01:12:02.402
تو که تحت فشار روحي شديدي نبودي، بودي؟

01:12:04.113 --> 01:12:06.157
نه

01:12:06.282 --> 01:12:08.326
نبودم

01:12:09.912 --> 01:12:12.916
به نظر من حرفشو ثابت کرد
چه جور هم

01:12:14.583 --> 01:12:18.503
اين قدر حرف بزنيد تا زبونتون مو در بياره
پسره گناهکاره. مثل روز روشنه

01:12:18.587 --> 01:12:20.799
مي فهميد چي مي گم، دوستان؟

01:12:20.924 --> 01:12:25.095
آبنات داري؟
تموم شد دوست من

01:12:26.389 --> 01:12:30.433
اوه، پسر بارون روببين
بيس بال رو بايد فراموش کني

01:12:31.060 --> 01:12:33.353
الان قطع مي شه

01:12:33.479 --> 01:12:36.189
به علاوه، زمين بازي رو پوشوندن

01:12:36.273 --> 01:12:39.777
ببينيم، مي شه اون چاقو رو
براي چند لحظه بديد من؟

01:12:41.572 --> 01:12:46.200
خب، هنوز شش، شش مساوي هستيم
کسي پيشنهادي داره؟

01:12:46.284 --> 01:12:50.454
پنج دقيقه از شش گذشته. بهتر نيست شام بخوريم؟
بهتره تا هفت صبر کنيم؛ يه ساعت چيزي نيست

01:12:50.539 --> 01:12:51.373
ايرادي نداره

01:12:52.959 --> 01:12:56.546
يه چيزي هست که دوست دارم بهش اشاره کنم
از همون اوّل که اينجا اومديم

01:12:56.629 --> 01:12:58.922
توي ذهنم بود

01:12:59.007 --> 01:13:02.844
تو دادگاه در مورد جراحت و
چگونگي ايجاد اون بحث شد

01:13:02.969 --> 01:13:06.472
منظورم، زاويه رو به پايين زخمه
دوباره شروع نکن

01:13:06.598 --> 01:13:10.519
بيشتر از هزار بار تو دادگاه تکرار شد
مي دونم، اما من باهاش موافق نيستم

01:13:10.604 --> 01:13:14.690
پسره 5 فوت و 7 اينچ قد داره
پدرش 6 فوت و 2 اينچ بود

01:13:14.773 --> 01:13:17.067
اختلافي حدود 7 اينچ

01:13:17.193 --> 01:13:21.489
به نظر من فرو کردن چاقو تو سينه کسي
که نيم فوت ازت بلندتره خيلي سخته

01:13:21.573 --> 01:13:24.035
بعداً

01:13:24.117 --> 01:13:27.871
من برات بازسازي مي کنم
يه نفر بلند شه

01:13:34.962 --> 01:13:37.339
ازتون مي خوام خوب نگاه کنيد
دوست ندارم يه بار ديگه تکرار کنم

01:13:37.423 --> 01:13:40.302
شش تا هفت اينچ
خودمو مي کشم پايين، خوبه؟

01:13:40.385 --> 01:13:44.055
تقريباً، شايد کمي پايين تر باشه، پايين تر

01:13:55.567 --> 01:13:58.028
نه، هيچ کس آسيب نمي بينه

01:13:58.947 --> 01:14:01.407
درسته؟
درسته؛ هيچ کس آسيب نمي بينه

01:14:05.411 --> 01:14:10.375
من مردي که ازم بلند تر باشه رو
اين جوري زخمي مي کنم

01:14:10.501 --> 01:14:12.961
به زاويه نگاه کنيد؛ رو به پايين

01:14:13.086 --> 01:14:16.841
جراحت پدره هم همين طور بود
اگه دروغ مي گم، بگو دروغ مي گي

01:14:19.636 --> 01:14:22.889
رو به پايين. بحثي نيست
يک دقيقه صبر کنيد

01:14:22.973 --> 01:14:25.016
اونو بده به من

01:14:25.767 --> 01:14:27.811
هي، از اينا متنفرم

01:14:27.937 --> 01:14:31.107
تا حالا چاقو کشي ديدي؟ نه

01:14:31.190 --> 01:14:34.193
کسي اينجا چاقو کشي ديده؟

01:14:34.318 --> 01:14:39.447
خب، من ديديم. تو محله مشروب فروشي
حياط پشتي

01:14:39.532 --> 01:14:41.909
چاقوهاي ضامندار
تو محله خريد و فروش مي شد

01:14:41.994 --> 01:14:45.080
عجيبه که چرا قبلاً به ذهنم خطور نکرده بود
احتمالاً داره از ذهنم پاک مي شه

01:14:45.163 --> 01:14:50.294
اونا چطور از ضامندار استفاده مي کردن؟
خب، هيچ وقت اين طور نگه نمي دارنش

01:14:50.420 --> 01:14:53.839
مي بيني، اين طوري کُلّي وقت گيره

01:14:54.548 --> 01:14:57.009
اصلش اين طوريه؛ سريع

01:14:59.680 --> 01:15:02.849
اگه کسي قبلاً از اينا استفاده کرده باشه
جور ديگه ازش استفاده نمي کنه

01:15:02.932 --> 01:15:05.311
مطمئني؟ مطمئنم

01:15:05.437 --> 01:15:10.064
براي همين، اين طوري باز مي شه
پسره چاقو کش قهّاري بوده

01:15:10.189 --> 01:15:13.278
به نظر تو، جراحتي که پدَرَرو کشته
مي تونسته کار پسره باشه؟

01:15:13.361 --> 01:15:17.406
نه، نه، با اون همه تجربه اي که در
زندگيش در مورد استفاده از اينا به دست آورده

01:15:17.490 --> 01:15:20.660
به نظر من، زخم مي بايد زاويه‌ رو به بالا داشته باشه
از کجا مي دوني؟

01:15:20.744 --> 01:15:24.663
مگه زمان قتل اونجا بودي؟
نه، هيچ کدوممون نبوديم

01:15:24.788 --> 01:15:28.043
پس چرا اين مزخرفات رو تحويل ما مي دي؟
من که باور نمي کنم

01:15:28.127 --> 01:15:31.380
فکر نمي کنم فقط با توجه
به اين که چاقوکش قهّاري بوده

01:15:31.464 --> 01:15:33.925
بشه نوع جراحت رو پيش بيني کرد

01:15:34.008 --> 01:15:37.093
نظر تو چيه؟ نمي دونم

01:15:37.219 --> 01:15:40.642
منظورت از نمي دونم چيه؟
نمي دونم

01:15:44.812 --> 01:15:47.690
تو چي؟
من در مورد بقيه چيزي نمي دونم

01:15:47.774 --> 01:15:51.860
امّا، ديگه از اين مزخرفات خسته شدم
هيج فايده اي نداره

01:15:51.944 --> 01:15:56.824
پس، بهتره مساوي رو بهم بزنم
من به بي گناهي رأي مي دم

01:15:56.909 --> 01:15:59.911
تو چي؟
خودت شنيدي. ديگه بسه

01:16:00.036 --> 01:16:05.416
بسه؟ اين که نشد جواب
گوش کن، بهتره سرت به کار خودت باشه

01:16:05.501 --> 01:16:07.962
مي فهمي؟ راست مي گه

01:16:08.337 --> 01:16:10.799
اين که نشد جواب

01:16:10.882 --> 01:16:13.801
تو ديگه چه جور آدمي هستي؟

01:16:13.884 --> 01:16:17.054
اوّل نشستي و مثل همه
به گناهکار بودن رأي دادي

01:16:17.138 --> 01:16:21.433
اون هم به خاطر چند تا بليط بيس بال تو جيبت

01:16:21.517 --> 01:16:26.398
و حالا رأيتو عوض کردي
چون مي گي از حرف هاي ديگران خسته شدي؟

01:16:26.524 --> 01:16:30.278
پياده شو باهم بريم، رفيق
کي به تو گفته که مي توني اين قدر راحت

01:16:30.403 --> 01:16:33.406
با جون يه انسان بازي کني؟
اصلاً برات اهميتي داره؟

01:16:33.489 --> 01:16:36.743
صبر کن ببينم
تو حق نداري با من اين طور صحبت کني

01:16:36.869 --> 01:16:41.331
البته که مي تونم صحبت کنم
اگه مي خواي به بي گناهي رأي بدي

01:16:41.456 --> 01:16:45.919
باشه، امّا دليل رأي اين باشه که واقعاً
متقاعد شده باشي، نه اين که خسته شده باشي

01:16:46.004 --> 01:16:48.797
و اگه فکر مي کني گناهکاره
پس به گنا‌هکار بودن رأي بده

01:16:48.880 --> 01:16:51.801
يعني حتي جرأت انجام دادن کاري که
فکر مي کني درسته رو هم نداري؟

01:16:51.884 --> 01:16:54.846
ببين؛ گناهکار يا بي گناه؟

01:16:54.930 --> 01:16:58.517
گفتم که، بي گناه. چرا؟

01:17:00.435 --> 01:17:05.149
ببين، من مجبور نيستم که
مجبوري. بگو چرا؟

01:17:05.275 --> 01:17:07.569
من، من فکر نمي کنم که گناهکار باشه

01:17:17.078 --> 01:17:21.292
در خواست رأي گيري دارم
خب، درخواست رأي گيري دارن

01:17:21.375 --> 01:17:24.377
به نظر من، سريع ترين راه، بلند کردن دسته
کسي اعتراضي نداره؟

01:17:24.503 --> 01:17:27.340
خب، اونايي که مي گن بي گناه
دستشونو بلند کنن

01:17:27.715 --> 01:17:29.842
يک، دو، سه

01:17:30.259 --> 01:17:33.346
چهار، پنج، شش، هفت

01:17:36.016 --> 01:17:38.060
هشت

01:17:42.982 --> 01:17:45.025
نُه

01:17:46.735 --> 01:17:49.989
اونايي که مي گن ‌گناهکار
دستشونو بلند کنن

01:17:50.073 --> 01:17:52.367
يک، دو، سه

01:17:52.451 --> 01:17:55.871
خب، شديم نُه ، سه به نفع بي گناهي

01:17:56.080 --> 01:17:57.872
من واقعاً متوجه نمي شم

01:17:57.956 --> 01:18:01.961
همه‌ اينا که بهشون اشاره مي کنيد
نِکات ريز هستند، هيچ اهميتي ندارن

01:18:02.045 --> 01:18:03.754
شما هم مثل من پسره رو ديديد

01:18:03.838 --> 01:18:07.341
نگيد که اون داستان مسخره در مورد گم کردن چاقو

01:18:07.424 --> 01:18:09.469
و رفتن به سينما رو باور داريد

01:18:09.594 --> 01:18:12.596
گوش کنيد، خودتون هم مي دونيد
دورغ مي گن. دروغ تو خونشونه

01:18:12.722 --> 01:18:16.769
اين چه مسخره بازيه؟ اينا رو هم من بايد
بهتون بگم؟ اونا حتي نمي دونن حقيقت چيه

01:18:16.852 --> 01:18:20.438
و براي کشتن کسي هم
به دليل محکمي نياز ندارن

01:18:20.563 --> 01:18:25.443
نه، آقايون مست مي کنن
همه شون يه مشت دائم الخمر هستن، بدون استثناء

01:18:25.569 --> 01:18:28.656
خودت هم مي دوني
بنگ، يه نفر دراز به دراز افتاده وسط خيابون

01:18:28.738 --> 01:18:31.827
البته، خودشون هم مقّصر نيستن
سرشت شون اينه

01:18:31.911 --> 01:18:35.414
مي فهمي چي مي گم؟ خشونت
تو کجا مي ري؟

01:18:35.497 --> 01:18:39.668
زندگي يک انسان اون قدر که
براي ما ارزش داره براي اونا ارزش نداره

01:18:39.751 --> 01:18:42.378
فقط بلدن مست کنن و دعوا راه بندازن

01:18:42.462 --> 01:18:46.135
و اگه يک نفر بميره
هيچي به هيچي اهميتي نمي دن

01:18:46.218 --> 01:18:50.263
البته، نکات مثبتي هم مي شه توشون ديد
من خودم به اين حرف اعتقاد دارم

01:18:50.346 --> 01:18:53.933
خودم چند نفري رو مي شناسم که خيلي هم خوبن
اونا استثناء هستن

01:18:54.018 --> 01:18:57.688
بيشترشون هيچ عاطفه اي ندارن
هر کاري مي کنن

01:18:57.771 --> 01:18:59.815
اينجا چه خبره؟

01:19:00.566 --> 01:19:04.611
دارم بهتون هشدار مي دم
شماها داريد اشتباه بزرگي مي کنيد

01:19:04.695 --> 01:19:08.449
اين پسره، يک دروغگو به دنيا اومده. مي شناسمش
همه شونو مي شناسم

01:19:09.408 --> 01:19:11.453
گوش کنيد؛ اونا خوب نيستن

01:19:11.579 --> 01:19:14.290
حتي يه خوب هم توشون پيدا نمي شه

01:19:16.042 --> 01:19:18.501
يعني چي، اينجا چه خبره؟

01:19:18.627 --> 01:19:21.172
مثلاً دارم حرف مي زنم و شما

01:19:22.006 --> 01:19:24.050
گوش کنيد

01:19:24.842 --> 01:19:27.303
من، ما

01:19:27.428 --> 01:19:31.974
در مورد اين پسره. طبيعتش
خب، شماها خودتون نمي دونيد؟

01:19:32.851 --> 01:19:35.312
خيلي خيلي خطرناک ان

01:19:36.396 --> 01:19:38.523
اين آدم ها خطرناک ان

01:19:38.649 --> 01:19:40.943
اونا وحشي ان

01:19:41.861 --> 01:19:44.322
گوش کنيد، گوش کنيد

01:19:44.948 --> 01:19:48.951
گوش کردم. حالا بنشين
و ديگه هم دهنتو باز نکن

01:19:52.872 --> 01:19:55.709
از من گفتن بود

01:20:32.125 --> 01:20:37.629
خيلي مشکله که عقايد شخصي رو
در چنين مواقعي دور نگه داشت

01:20:37.713 --> 01:20:43.218
هر وقت باهاش مواجه مي شيد
عقايد شخصي حقيقت رو محو مي کنه

01:20:43.303 --> 01:20:45.679
من خودمم نمي دونم حقيقت چيه

01:20:45.762 --> 01:20:49.976
و فکر نمي کنم کسي بتونه حقيقت رو درک کنه

01:20:50.060 --> 01:20:53.815
نُه نفر از ما فکر مي کنيم که متهم بي گناه باشه

01:20:53.940 --> 01:20:59.068
امٌا، ما با احتمالات سر و کار داريم
شايد هم داريم اشتباه مي کنم

01:20:59.152 --> 01:21:05.075
شايد داريم يه آدم گناهکار رو آزاد مي کنيم
نمي دونم. هيچ کس نمي دونه

01:21:05.201 --> 01:21:07.495
امّا، ما ترديدي منطقي درذهن داريم

01:21:07.579 --> 01:21:11.333
و اين، چيزيه که در نظام دادگاهي اهميت داره

01:21:11.417 --> 01:21:16.047
هيچ هيأت منصفه اي نمي تونه کسي رو گناهکار
تشخيص بده مگه اين که مطمئن باشه

01:21:17.172 --> 01:21:22.553
ما نُه نفر نمي فهميم که شما سه نفر
چطور مطمئن هستيد

01:21:23.555 --> 01:21:26.015
شايد خودتون بتونيد بگيد
من مي گم

01:21:26.891 --> 01:21:30.561
شما به نِکات خوبي اشاره کرديد
امّا، من هنوز فکر مي کنم که پسره گناهکار باشه

01:21:30.646 --> 01:21:35.108
دو دليل دارم
اول: اعتراف خانم اون طرف خيابون

01:21:35.192 --> 01:21:38.029
که شخصاً جريانو ديده

01:21:38.112 --> 01:21:40.822
اين مهمترين شاهد براي منه

01:21:40.907 --> 01:21:43.534
و دوم: اينکه، اون خانم ديده که

01:21:43.618 --> 01:21:46.705
پسره به علت کوتاه تر بودن
چاقو رو تا بالاي سرش بالا مي بره

01:21:46.830 --> 01:21:49.749
و پدرشو مي کشه

01:21:49.833 --> 01:21:53.837
اون خانم بدون شک جريان رو ديده
کاملاً درسته

01:21:54.296 --> 01:21:56.673
بهتره در مورد اين خانم حرف بزنيم

01:21:56.798 --> 01:21:59.970
گفت: تقريباً ساعت يازده به تخت خوابش رفته

01:22:00.054 --> 01:22:03.390
تخت خوابش کنار پنجره بوده
و اون به راحتي مي تونسته

01:22:03.473 --> 01:22:07.602
خونه پسره رو که اون طرف خيابون بوده ببينه

01:22:07.686 --> 01:22:10.229
يه ساعتي رو تو تخت مي گذرونه
خوابش نمي بره

01:22:10.313 --> 01:22:14.485
تا اينکه، ساعت ده دقيقه بعد از نيمه شب
روشو مي کنه به سمت پنجره

01:22:14.568 --> 01:22:19.907
و به بيرون نگاه مي کنه، جريان قتل رو از
بين پنجره هاي ترن هوايي مي بينه

01:22:19.992 --> 01:22:22.369
اون گفت: بعد از قتل، چراغ هاي خونه خاموش شده

01:22:22.494 --> 01:22:28.250
امّا، خيلي خوب
پسره رو در حال کشتن پدرش ديده

01:22:28.376 --> 01:22:32.921
تا اونجايي که عقل من مي رسه
اين شهادت غيرقابل چشم پوشيه

01:22:33.005 --> 01:22:36.508
خب، همه اش همين بود؟ نظر تو چيه؟

01:22:41.222 --> 01:22:43.267
تو چطور؟

01:22:44.601 --> 01:22:50.857
نمي دونم. کُلّي شاهد و مدرک براي بررسي هست
اين پرونده خيلي پيچيده است

01:22:50.983 --> 01:22:54.903
راستش، من واقعاً نمي فهمم
تو رأي دادي

01:22:55.029 --> 01:22:59.199
چيدن مدارک و شواهد کنار هم آسون نيست
بقيه مدارک و شواهد رو بنداز دور

01:22:59.284 --> 01:23:02.871
اون خانم ديده که پسره پدرشو کشت
ديگه چي مي خواي؟

01:23:02.996 --> 01:23:05.123
خب، شايد رأي گيري

01:23:05.248 --> 01:23:09.084
خب، درخواست رأي گيري
اعتراضي هست؟

01:23:09.211 --> 01:23:11.422
بسيارخوب
من رأيمو برمي گردونم

01:23:11.547 --> 01:23:14.717
گناهکاره
کس ديگه اي هست؟ شديم هشت، چهار

01:23:14.842 --> 01:23:18.346
چه دردي از تو دوا مي کنه
منظورم اين يک رأيه؟

01:23:18.472 --> 01:23:21.891
باشه. من اين هيأت منصفه رو معلق اعلام مي کنم
بهتره بريم پيش قاضي

01:23:22.016 --> 01:23:24.936
نظرتون چيه؟
کسي اعتراضي داره؟

01:23:25.020 --> 01:23:28.774
تو رهبرشوني، نظرت چيه؟

01:23:29.650 --> 01:23:33.403
بهتره بازم بحث کنيم
بحث هامونو کرديم

01:23:33.528 --> 01:23:38.326
اون پسره ي‌ قاتل
داره به ريش همه مون مي خنده

01:23:38.410 --> 01:23:43.873
نمي خواد اين قدر هيجان زده بشي
يه جوري رفتار مي کني انگار داريم مسابقه مي ديم

01:23:44.499 --> 01:23:45.584
باشه

01:23:45.668 --> 01:23:48.753
شايد بهتر باشه بحث رو تا يه ساعتي
محدود کنيم

01:23:48.837 --> 01:23:51.756
آره، يک بار براي هميشه، نه؟

01:23:51.839 --> 01:23:57.680
الان يک ربع از شش گذشته
يه آقايي قبلاً به ساعت هفت اشاره کرده بود

01:23:57.764 --> 01:24:03.436
از ساعت هفت به بعد بحث مي کنيم که آيا
هيأت منصفه رو معلق اعلام کنيم يا نه

01:24:03.561 --> 01:24:08.442
شما حالتون خوبه؟
خيلي خيلي خوبم. ممنون

01:24:08.527 --> 01:24:11.487
داشتم مي گفتم: ساعت هفت
خيلي مناسبه

01:24:11.570 --> 01:24:15.825
دليل اين که حالتونو پرسيدم اين بود
که داشتيد دماغتونو

01:24:15.908 --> 01:24:18.576
اوه، ببخشيد که حرفتونو قطع کردم

01:24:18.661 --> 01:24:22.082
امّا، شما با خاروندن
دماغتون منو ياد چيزي انداختيد

01:24:22.165 --> 01:24:27.044
داريم درباره‌ يه مورد مهم حرف مي زنيم
خب، فکر کنم حرف منم مهم باشه

01:24:27.296 --> 01:24:31.675
ممنون. خب، حالا اميدوارم منو ببخشيد

01:24:31.758 --> 01:24:34.762
امّا، من مي خواستم بدونم
چرا شما دماغتونو خارونديد

01:24:34.888 --> 01:24:36.139
مي شه تمومش کني؟

01:24:36.265 --> 01:24:40.727
من دارم با آقايي که
کنار تو نشسته حرف مي زنم

01:24:40.810 --> 01:24:44.230
خب، چرا داشتيد دماغتونو مي خارونديد؟

01:24:44.314 --> 01:24:48.234
اگه خيلي برات مهمه
مي خاروندمش چون يه کمي اذيتم مي کرد

01:24:48.319 --> 01:24:52.324
اوه، ببخشيد، اين، اين به خاطر عينکتونه؟

01:24:52.407 --> 01:24:55.909
درسته
حالا مي شه به کارمون برسيم؟

01:24:56.036 --> 01:25:00.582
عينک شما اون دوتا علامت رو
در دو طرف دماغتون ايجاد کرده

01:25:00.665 --> 01:25:04.253
تا حالا بهش فکر نکرده بودم
بايد آزار دهنده باشه

01:25:04.337 --> 01:25:06.379
خيلي هم آزار دهنده

01:25:06.505 --> 01:25:11.927
من از اين موضوع اطلاعي نداشتم
هيچ وقت عينک نزدم. بيست، بيست

01:25:12.011 --> 01:25:16.222
ببين، مي شه چشم پزشکي رو
بذاري براي يه وقت ديگه؟

01:25:16.307 --> 01:25:19.978
خانمي که شهادت داد قتل رو ديده

01:25:20.062 --> 01:25:24.273
همين دو علامت رو اطراف دماغش داشت

01:25:24.357 --> 01:25:26.401
خداي من، درست مي گه

01:25:26.527 --> 01:25:32.201
لطفاً يک دقيقه اجازه بديد تا حرفم تموم بشه

01:25:32.326 --> 01:25:35.286
نمي دونم آيا کس ديگه اي هم متوجه شد يا نه

01:25:35.371 --> 01:25:42.293
تا حالا بهش فکر نکرده بودم، امّا
تو ذهنم چند بار صورتشو تجسم کردم

01:25:42.377 --> 01:25:46.632
مطمئنم که اون علامت ها رو داشت
چندين بار هم دماغشو خاروند

01:25:47.050 --> 01:25:50.469
راست مي گه، خيلي هم مي خاروند

01:25:50.552 --> 01:25:54.307
اين خانم بالاي 45 سال رو داشت

01:25:55.350 --> 01:25:59.354
خيلي هم تلاش کرده بود
تا 37 ساله به نظر برسه

01:25:59.437 --> 01:26:04.985
آخه اوّلين حضورش در يک جاي عمومي بود
آرايش غليظ.، موهاي رنگ شده

01:26:05.069 --> 01:26:08.906
لباس هاي نو که بيشتر مناسب خانم هاي جوونه

01:26:08.990 --> 01:26:14.913
بدون عينک. خب، خانم ها از اين کارها مي کنن
مي خوان تصوير ذهني بهتري به جا بذارن

01:26:15.039 --> 01:26:18.542
منظورت چيه، بدون عينک؟
تو از کجا مي دوني عينک مي زده؟

01:26:18.667 --> 01:26:22.004
چون دماغشو مي خاروند؟
فرورفتگي ها رو داشت. منم ديدم

01:26:22.129 --> 01:26:25.465
خب، چه نتيجه اي مي شه گرفت؟
ديگه داري اعصابمو خرد مي کني

01:26:25.590 --> 01:26:27.093
لطفاً ولش کن

01:26:27.176 --> 01:26:31.723
هي، گوش کن؛ گوش کن؛ درست مي گه
منم ديدمشون؛ از همه نزديکتر بهش من بودم

01:26:31.848 --> 01:26:34.933
از اين چيزها اطراف دماغش داشت

01:26:35.226 --> 01:26:36.937
منظورتون از اين حرف ها چيه؟

01:26:37.021 --> 01:26:40.606
موهاشو رنگ کرده بود. علامت رو دماغش داشت
معني اينا چيه؟

01:26:40.732 --> 01:26:45.279
امکان داره اون فرورفتگي ها
حاصل چيز ديگه اي به غير از عينک باشه؟

01:26:48.741 --> 01:26:50.869
نه. امکان نداره

01:26:50.952 --> 01:26:53.412
من علامتي نديدم

01:26:54.914 --> 01:26:59.045
من ديدم. عجيبه
امّا، قبلاً بهش فکر نکرده بودم

01:26:59.128 --> 01:27:01.338
وکيله چي؟
چرا اون چيزي نگفت؟

01:27:01.463 --> 01:27:04.424
ما خودمون دوازده نفر هستيم که داريم
روي اين پرونده بحث مي کنيم

01:27:04.508 --> 01:27:08.179
يازده نفرمون نمي دونستيم
در مورد دادستان چي داريم بگيم؟

01:27:08.304 --> 01:27:11.807
تو فکر مي کني که اون حُقّه زده؟
يعني بدون عينک گذاشته شهادت بده؟

01:27:11.932 --> 01:27:16.187
تا حالا نشده زني رو ببيني که عينکشو نمي زنه
چون فکر مي کنه با عينک بد قيافه مي شه؟

01:27:16.271 --> 01:27:21.068
باشه. فرورفتگي داشت؛ قبول دارم

01:27:21.151 --> 01:27:24.488
بابت عينک، درسته؟
دوست نداشت بيرون خونه بزنه

01:27:24.572 --> 01:27:27.575
تا مردم فکر کنن که خيلي خوشگله

01:27:27.700 --> 01:27:31.995
امّا، وقتي که پسره رو ديد
داخل خونه تنها بود

01:27:32.120 --> 01:27:34.165
تموم شد و رفت

01:27:34.333 --> 01:27:36.793
در تخت خواب عينک مي زني؟

01:27:36.876 --> 01:27:38.921
نه. نمي زنم

01:27:40.005 --> 01:27:42.049
هيچ کس وقت خواب عينک نمي زنه

01:27:42.132 --> 01:27:46.678
منطقيه که فرض کنيم اون خانم هم
موقع خواب عينک نمي زنه

01:27:46.804 --> 01:27:49.265
تو از کجا مي دوني؟
نمي دونم. حدس مي زنم

01:27:49.348 --> 01:27:53.978
همچنين، حدس مي زنم، وقتي هم داشته
از پنجره بيرونو نگاه مي کرده عينک نداشته

01:27:54.104 --> 01:27:57.191
خانمه گفت: وقتي به سمت پنجره چرخيد
قتل هم اتفاق افتاد

01:27:57.316 --> 01:28:00.318
چراغ ها هم خاموش شد
وقت کافي نداشته که عينکشو بزنه

01:28:00.402 --> 01:28:04.239
يه حدس ديگه. شايد اون واقعاً
ديده که پسره پدرشو کشته

01:28:04.365 --> 01:28:07.868
ولي، من مي گم؛ يه شبح از پسره رو ديده
تو از کجا مي دوني اون چي ديده؟

01:28:07.952 --> 01:28:11.455
اين آقا چطور اين قدر مي دونه؟
از کجا مي دوني که چه جور عينکي مي زده؟

01:28:11.539 --> 01:28:15.459
شايد عينک آفتابي مي زده
شايد دوربين بوده؛ تو چطور مي دوني؟

01:28:15.544 --> 01:28:18.547
من فقط مي دونم که الان
بينايي اون خانم زير سواله

01:28:18.630 --> 01:28:24.637
يعني قادر بوده از فاصله‌ شصت فوتي
اون هم تو شب، بدون عينک يه آدم رو تشخيص بده؟

01:28:24.762 --> 01:28:27.765
تو نبايد به خاطر همچين شهادتي
يک نفر رو بفرستي براي اعدام

01:28:27.849 --> 01:28:29.349
اوه، تو ديگه حرف نزن

01:28:29.433 --> 01:28:32.437
حتي احتمال اشتباه هم وجود نداره؟ نه

01:28:32.646 --> 01:28:35.649
امکان نداره؟ نه؛ امکان نداره؟

01:28:38.944 --> 01:28:40.988
امکانش هست

01:28:41.906 --> 01:28:43.949
بي گناه

01:28:47.704 --> 01:28:50.332
تو فکر مي کني گناهکار باشه؟

01:28:50.415 --> 01:28:52.709
من فکر مي کنم گناهکاره

01:28:55.212 --> 01:28:57.255
تو چي؟

01:28:59.550 --> 01:29:01.051
نه

01:29:01.134 --> 01:29:04.138
متقاعد شدم؛ بي گناه

01:29:04.264 --> 01:29:08.185
تو چت شده؟
من حالا يه ترديد منطقي دارم

01:29:08.310 --> 01:29:11.395
شديم يازده، يک
بقيه مدارک چي؟

01:29:11.480 --> 01:29:15.067
کُلّ پرونده؟ چاقو؟ کُلِّ داستان قتل؟

01:29:15.150 --> 01:29:19.237
خب، خودت گفتي بقيه مدارک رو بندازيم دور

01:29:23.826 --> 01:29:26.287
خب، حالا چه کار کنيم؟

01:29:29.165 --> 01:29:31.042
تو تنهايي

01:29:31.126 --> 01:29:35.422
اهميتي نمي دم که تنها باشم يا نه؛ حقّمه

01:29:37.758 --> 01:29:39.717
حقّته

01:29:49.229 --> 01:29:52.190
خب، چي مي خواي؟ من مي گم گناهکاره

01:29:53.024 --> 01:29:57.238
مي خوايم دلايلت رو بشنويم
دلايلم رو گفتم

01:29:57.655 --> 01:30:01.409
متقاعد نشديم
دوست داريم دوباره بشنويم

01:30:02.535 --> 01:30:05.330
کُليّ هم وقت داريم

01:30:10.293 --> 01:30:16.633
همه چيز، تک تک چيزهايي که تو دادگاه
اتفاق افتاد گواه گناهکار بودن اونه

01:30:16.717 --> 01:30:19.803
حالا حرف شما چيه؟
يعني مي گيد من احمقم؟

01:30:20.888 --> 01:30:26.562
براي مثال؛ اون پيرمردي که طبقه‌ پايين
زندگي مي کرد و همه چيز رو شنيد

01:30:27.855 --> 01:30:31.524
يا خود چاقو
يعني يه نفر با يه چاقوي مشايه يارو رو کشته؟

01:30:31.608 --> 01:30:35.112
پيرمرده اونو ديد
درست همون جا، تو راه پلّه

01:30:35.195 --> 01:30:38.781
چه فرقي داره چند ثانيه طول کشيده؟

01:30:39.325 --> 01:30:45.581
تک تک موارد
چاقو از سوراخ جيبش افتاد

01:30:45.665 --> 01:30:49.336
نمي توني ثابت کني که به در نرسيد

01:30:49.419 --> 01:30:54.133
البته، مي توني با لنگيدن کُلّي وقت تلف کني
امّا، نمي توني ثابتش کني

01:30:56.719 --> 01:30:59.721
در مورد ترن هوايي چي داري بگي؟
و سينما؟

01:30:59.847 --> 01:31:03.101
ديگه دروغ از اين واضح تر

01:31:03.226 --> 01:31:07.229
باهاتون پنج هزار دلار شرط مي بندم
تمام فيلمهايي رو که ديدم به خاطر بيارم

01:31:07.313 --> 01:31:13.486
دارم بهتون مي گم، بحث هايي که اينجا پيش اومد
حقايق رو تغيير داد

01:31:13.612 --> 01:31:17.282
همين عينک
شما از کجا مي دونيد عينک زده بود يا نه؟

01:31:17.407 --> 01:31:20.744
اين خانم، تو دادگاه شهادت داد

01:31:21.536 --> 01:31:25.376
در مورد شنيدن صداي فرياد پسرهِ چي؟

01:31:25.501 --> 01:31:29.672
دارم بهتون مي گم
من کُلّ حقايق رو اينجا دارم

01:31:30.089 --> 01:31:32.132
اينجا

01:31:34.218 --> 01:31:37.555
خب، همين؛ کُلّ پرونده همين بود

01:31:44.020 --> 01:31:46.064
خب

01:31:47.856 --> 01:31:49.900
يه چيزي بگيد

01:31:54.949 --> 01:31:58.285
اي نازک دلان پاک نيت

01:31:59.121 --> 01:32:04.334
نمي تونيد منو تهديد کنيد
نظر من همينه

01:32:06.920 --> 01:32:10.673
بچه هاي قدرنشناس
تمام زندگيتو براشون مي ذاري

01:32:22.563 --> 01:32:24.605
نه

01:32:28.193 --> 01:32:30.237
بي گناه

01:32:33.491 --> 01:32:35.535
بي گناه

01:32:51.010 --> 01:32:53.054
آماده ايم

01:34:46.010 --> 01:34:48.054
هي

01:34:52.308 --> 01:34:55.311
اسم شما چيه ؟
ديويس

01:34:55.395 --> 01:34:57.440
من مک کاردل هستم

01:34:59.775 --> 01:35:02.485
خب، خداحافظ؛ خداحافظ

01:35:05.085 --> 01:35:12.085
ارائـــه ای از     Movie App Free On Google
Movie App Free On Google
