WEBVTT

00:00.902 --> 00:20.902
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

01:22.926 --> 01:31.537
‫[جن زدگی در ونیز]

01:37.960 --> 01:41.947
‫[ونیز، ایتالیا،
‫۱۹۴۷]

02:31.467 --> 02:34.294
‫آقای پوآرو،
‫شیرینی‌هاتون رو آوردم.

02:37.181 --> 02:38.799
‫تخم‌مرغ‌ها رسیدن آقا.

02:43.804 --> 02:45.343
‫- پوآرو!
‫- پوآرو!

02:45.673 --> 02:47.091
‫آقای پوآرو،
‫باید کمکم کنین.

02:47.301 --> 02:49.509
‫سال گذشته پدر و مادرم
‫به‌طرز مرموزی فوت شدن.

02:49.639 --> 02:51.467
‫مدت کوتاهی بعدش هم
‫برادرم فوت شد.

02:51.597 --> 02:53.135
‫دکترمون دلیلش رو نمی‌دونه.

02:53.655 --> 02:56.052
‫خواهش می‌کنم قربان،
‫می‌ترسم جونم توی خطر باشه.

02:56.052 --> 02:57.631
‫مردم میگن نفرین شدیم.

03:03.425 --> 03:04.683
‫چی بهت گفتم؟

03:04.713 --> 03:07.091
‫فقط یه بار دیگه ایشون رو لمس کنی
‫ دستت رو قلم می‌کنم.

03:07.091 --> 03:08.090
‫ببخشید قربان.

03:11.676 --> 03:14.713
‫آقای پوآرو،
‫کار ضروری باهاتون دارم، خواهش می‌کنم.

03:33.515 --> 03:34.663
‫آقای پوآرو...

03:35.922 --> 03:37.041
‫یه خانمی اومدن.

03:37.051 --> 03:39.179
‫میگن به خاطر یه موضوع ضروری
‫به ونیز اومدن.

03:39.389 --> 03:40.797
‫میگن یکی از دوستان‌تون هستن.

03:40.927 --> 03:42.086
‫من دوستی ندارم.

03:42.096 --> 03:43.595
‫گفته بودن این رو میگین...

03:43.764 --> 03:45.802
‫برای همین گفتن که
‫این رو بهتون بدم.

03:46.721 --> 03:48.130
‫نویسنده.

03:50.508 --> 03:53.345
‫سلام آقای جوان.
‫مادرتون خونه‌ان؟

03:53.515 --> 03:56.052
‫محافظم رو ببخش.
‫از من دستور می‌گیره.

03:56.222 --> 03:58.360
‫هیشکی جز شیرینی‌پز حق وارد شدن نداره،
‫اون هم روزی دوبار.

03:58.430 --> 03:59.519
‫روزی دوبار؟

04:00.008 --> 04:02.426
‫- من رو که می‌شناسین. تا شام فقط سیب می‌خورم.
‫- بله.

04:02.885 --> 04:04.713
‫خدایا،
‫چقدر خوبه.

04:05.882 --> 04:07.341
‫شکلات کوشول مشولو.

04:07.840 --> 04:11.597
‫هرکول پوآرو واقعاً صداش در نمیاد.

04:11.756 --> 04:14.134
‫خودش رو بازنشست کرده.

04:14.264 --> 04:15.423
‫کیک به‌جای پرونده.

04:15.553 --> 04:16.841
‫خیلی راضی‌ام.

04:17.051 --> 04:18.130
‫نه.

04:18.300 --> 04:20.847
‫به این میگن خوشحالی،
‫نه راضی بودن.

04:21.097 --> 04:22.466
‫یه نویسنده باید فرق‌شون رو بدونه.

04:23.135 --> 04:25.343
‫حتی اگه ونیز رو واسه مخفی شدن
‫انتخاب کرده باشه.

04:25.513 --> 04:28.010
‫یک یادگاری زیبا،
‫به آرومی توی دریا غرق میشه...

04:28.180 --> 04:29.838
‫درست مثل ذهن شما
‫که هیچ انگیزه‌ای نداره.

04:30.847 --> 04:33.215
‫حالا به‌خاطر طرز بیان هوشمندانه‌ام
‫دست کمم نگیرین.

04:33.215 --> 04:35.173
‫من بهترین نویسندۀ داستان‌های معمایی‌ام.

04:35.343 --> 04:36.422
‫یا میشه گفت که بودم.

04:36.591 --> 04:39.469
‫۲۷ تا از ۳۰ تا کتابم پرتیراژترین بودن.

04:39.469 --> 04:42.885
‫لعنت به اون منتقدای سه کتاب آخرم.
‫به هیچ کدوم‌شون اهمیت ندادم.

04:42.885 --> 04:45.882
‫آریادنی اولیور،
‫از دیدن‌تون خیلی خوشحال شدم.

04:46.132 --> 04:47.131
‫بیاین دنبالم.

04:48.130 --> 04:50.348
‫وقتشه یکم روح به زندگی‌تون برگردونیم.

04:50.508 --> 04:51.686
‫خب پس.

04:51.716 --> 04:53.634
‫مگه نشنیدین؟
‫کار ضروریه.

04:53.764 --> 04:57.760
شما تنها کسی نیستین که اومدین من رو
‫با یه پروندۀ وسوسه‌انگیز اغوا کنین.

04:57.930 --> 05:00.637
‫پرونده نیست.
‫شیک‌تر از یه پرونده‌اس.

05:02.216 --> 05:05.303
‫اصلاً تو باغ نیستین.
‫مگه نمی‌دونین امروز چه روزیه؟

05:07.341 --> 05:08.549
‫شیک‌تر یعنی چی؟

05:13.884 --> 05:15.592
‫هالووین مبارک!
‫آره!

05:17.091 --> 05:19.758
‫ما آمریکایی‌ها آهنگ‌های جلف
‫و شکلات‌های مزخرف وارد کردیم...

05:19.888 --> 05:21.756
‫اما هالووین رو هم برگردوندیم.

05:21.886 --> 05:23.764
‫امشب یه مهمونی واسه بچه‌ها برگزار میشه.

05:23.924 --> 05:27.181
‫سلام بچه‌ها!
‫آمریکا میگه، «هالووین مبارک!»

05:27.630 --> 05:29.968
‫هی!
‫هالووین مبارک! ایول!

05:32.256 --> 05:35.093
‫پوآرو، یه چیزی پیدا کردم.
‫یه کسی رو.

05:35.263 --> 05:36.512
‫نمیشه توضیح داد.

05:36.681 --> 05:40.138
‫از هر جنبه‌ای بهش نگاه کردم
‫اما چیزی دستگیرم نشد.

05:40.298 --> 05:42.675
‫یه چیزایی تو سرتونه دوست من.

05:44.553 --> 05:46.262
‫«خانم رینولدز نامقدس.»

05:47.840 --> 05:50.527
‫به گفتۀ رسانه‌ها
‫ یا احضارکنندۀ ارواحه...

05:50.597 --> 05:52.855
‫«جویس رینولدز که به تازگی
‫ از زندان آزاد شده...

05:52.925 --> 05:56.132
‫آخرین زنی بود که
‫بر اساس قانون مصوب ۱۷۳۵ مجلس

05:56.132 --> 05:58.869
‫به دلیل جادوگری زندانی شده بود.»

05:59.259 --> 06:02.925
‫من تاحالا یه میلیون از این مثلاً پیشگوها رو دیدم
‫که همه‌شون کلاه‌بردار بودن.

06:03.175 --> 06:04.344
‫اما اون فرق داره.

06:04.923 --> 06:06.222
‫شگفت‌انگیزه.

06:06.422 --> 06:09.009
‫وقتی که با این خانم رینولدز
‫توی جلسه احضار روح نشسته بودم...

06:09.179 --> 06:10.468
‫یه اتفاقاتی افتاد.

06:10.597 --> 06:11.486
‫کلک زده.

06:11.546 --> 06:13.904
‫من باهوش‌ترین کسی‌ام که تاحالا دیدم
‫و از کارش سر در نیاوردم.

06:13.964 --> 06:15.263
‫برای همین اومدم سراغ نفر دوم.

06:15.722 --> 06:18.220
‫می‌خوام کاراگاه پوآرو
‫دلیلی برای این قضیه پیدا کنه...

06:18.390 --> 06:20.927
‫وگرنه بلا به دور،
‫باور می‌کنم.

06:21.137 --> 06:22.236
‫این کلکی که میگی رو پیدا کنین.

06:22.306 --> 06:24.214
‫با هم بریم به این جشن هالووین یتیم‌ها.

06:24.384 --> 06:27.816
‫بعدش به اون جلسه اخضار روح دعوت میشیم.

06:29.089 --> 06:32.396
‫- هی بچه‌ها، یه جشن واسه هالووین گرفتن.
‫- می‌خوای دختره رو ببری سر قرار؟

06:34.553 --> 06:37.550
‫از مهمونی لذت ببرین بچه‌ها.
‫حالا حالاها مونده تا بترسین.

07:29.009 --> 07:30.138
‫ایناهاش.

07:31.257 --> 07:33.135
‫کاخ لاکریم دی جیوانی.

07:34.174 --> 07:36.052
‫توی ونیز میگیم...

07:36.222 --> 07:38.180
‫«تموم خونه‌ها جن‌زده...

07:38.969 --> 07:40.298
‫یا نفرین شده‌ان.»

08:00.757 --> 08:02.216
‫حاضرین بچه‌ها؟

08:02.346 --> 08:04.513
‫آره!

08:09.838 --> 08:11.177
‫خیلی وقت پیش...

08:11.886 --> 08:14.713
‫این قصر یه یتیم‌خونه بود.

08:15.842 --> 08:20.547
‫دکترها و پرستاران خوبی
‫از بچه‌های خوب نگهداری می‌کردن.

08:21.217 --> 08:22.505
‫تا این که طاعون اومد.

08:24.174 --> 08:26.551
‫طاعون مردم رو می‌ترسوند...

08:27.181 --> 08:30.427
‫و ترس باعث میشد مردم
‫کارهای وحشتناکی بکنن.

08:34.264 --> 08:36.471
‫برای بچه‌ها بیش از حد ترسناک نیست؟

08:36.931 --> 08:39.049
‫داستان‌های ترسناک
‫ترس زندگی رو کمتر می‌کنن.

08:42.006 --> 08:45.013
‫طولی نکشید که
‫بچه‌ها فهمیدن تنهان.

08:45.722 --> 08:48.300
‫زندانی شده بودن تا بمیرن....

08:48.469 --> 08:51.506
‫گرسنگی می‌کشیدن،
‫صدا می‌زدن، چنگ می‌زدن.

08:54.214 --> 08:57.430
‫بعضی‌ها میگن که اون بچه‌ها
‫هنوز توی قصر مخفی شدن...

08:57.510 --> 09:00.008
‫و می‌خوان که بچه‌ها بیشتری
‫برن پیش‌شون.

09:00.218 --> 09:01.556
‫پس مواظب باشین...

09:01.806 --> 09:04.923
‫چون می‌خوان از دکترها و پرستارانی که...

09:05.133 --> 09:06.881
‫اونا رو تنها گذاشتن تا بمیرن،
‫انتقام بگیرن.

09:08.180 --> 09:11.966
‫مراقب علامت «انتقام کودکان» باشین.

09:14.553 --> 09:16.631
‫کسی که اینجا دکتر نیست،
‫هان؟

09:16.841 --> 09:17.860
‫نه.

09:17.970 --> 09:19.059
‫یا پرستار؟

09:19.179 --> 09:20.427
‫- نه.
‫- نه؟

09:20.507 --> 09:24.553
‫پس به گمونم دیگه می‌تونیم
‫مهمونی رو شروع کنیم!

09:35.762 --> 09:37.300
‫نه!
‫ندوین.

09:54.673 --> 09:55.752
‫لئوپولد.

09:56.222 --> 09:57.260
‫لئوپولد.

09:59.298 --> 10:03.055
‫یه مهمونی واقعی گرفتن
‫و تو همش سرت تو کتابه.

10:03.175 --> 10:05.522
‫گفتم شاید واسه یه بار هم شده
‫بخوای با بقیۀ بچه‌ها بازی کنی.

10:05.552 --> 10:07.051
‫بازی‌ها مسخره‌ان.

10:08.050 --> 10:09.928
‫هالووین دنبال داستان‌های ترسناکه.

10:10.178 --> 10:11.756
‫شما اینطوری فکر نمی‌کنین،
‫خانم اولگا؟

10:12.755 --> 10:14.513
‫حداقل یکم کیک بخور.

10:15.592 --> 10:17.131
‫واسه یتیم‌هاس.

10:20.847 --> 10:22.096
‫من برم یه سری به پدر بزنم.

10:22.255 --> 10:23.844
‫اصلاً اهل مهمونی نیست.

10:32.555 --> 10:33.614
‫راهبه اومد.

10:35.552 --> 10:40.178
‫خانم اولیور، خیلی خوشحالم که اومدین.
‫شما نویسندۀ موردعلاقمین.

10:40.347 --> 10:44.713
‫داستان‌های رازآلود شما به من اطمینان میدن
‫که حق اشرار کف دست‌شون گذاشته میشه.

10:44.723 --> 10:47.590
‫متاسفانه زندگی واقعی
‫مثل داستان‌های تخیلی کارآگاهی نیست.

10:58.639 --> 10:59.688
‫بله.
‫شب‌بخیر.

11:02.885 --> 11:04.134
‫حالت خوبه؟

11:04.303 --> 11:05.422
‫خیلی بالاس.

11:05.552 --> 11:08.140
‫می‌فهمم.
‫اینجا خیلی تاریکه، مگه نه؟

11:13.804 --> 11:15.053
‫ایشون میزبان‌مونن؟

11:15.222 --> 11:18.299
‫- اینجا خونۀ منه.
‫- صدای زیرِ رُونا دریک.

11:18.589 --> 11:20.677
‫این جنجرۀ طلایی
‫چه زندگی باشکوهی می‌تونست داشته باشه.

11:22.305 --> 11:23.364
‫با این حال اینجا زندگی می‌کنه.

11:23.384 --> 11:24.923
‫پس اون همه پول چیشد؟

11:25.172 --> 11:28.549
‫هرکسی که تاحالا اینجا زندگی کرده
‫قربانی یه مصیبت شده.

11:28.679 --> 11:30.257
‫به‌هرحال این فقط یه افسانه‌اس.

11:30.547 --> 11:32.215
‫«انتقام کودکان.»

11:32.715 --> 11:36.551
‫یکی سایۀ یه بچه رو روی دیوار می‌بینه
‫و بعدش اتفاق وحشتناکی می‌افته.

11:36.681 --> 11:37.840
‫مثل قضیۀ پارسال دخترش.

11:40.008 --> 11:41.596
‫امشب می‌خوایم از زبون اون بشنویم.

11:41.756 --> 11:43.964
‫دختر گم‌شده از اون دنیا.

11:44.883 --> 11:46.801
‫من همچین چیزهایی رو باور نمی‌کنم.

11:47.590 --> 11:48.639
‫معلوم میشه.

11:49.338 --> 11:51.137
‫اوه عزیزم،
‫چیزی نمیشه.

11:54.513 --> 11:56.341
‫خانم رُونا،
‫باز هم داره چکه می‌کنه.

11:57.630 --> 11:58.639
‫بابا؟

11:59.928 --> 12:01.097
‫حالت خوبه بابا؟

12:05.722 --> 12:06.761
‫قرص می‌خوای؟

12:08.389 --> 12:09.508
‫نه.

12:10.927 --> 12:12.745
‫یکم نوشیدنی پانچ چی؟

12:12.755 --> 12:14.673
‫اگه بخوای می‌تونیم بریم.

12:15.972 --> 12:17.041
‫چیزی نیست.

12:17.510 --> 12:19.388
‫به رُونا قول دادم که می‌مونم.

12:20.387 --> 12:21.446
‫خوبه.

12:21.506 --> 12:23.384
‫خیلی مشتاق دیدن قصر بودم.

12:26.471 --> 12:29.178
‫شما لطف بزرگی در حق این بچه‌ها می‌کنین،
‫خانم.

12:30.297 --> 12:32.086
‫در حق بزرگ‌ترها هم همینطور.

12:32.096 --> 12:34.143
‫دوست داری بازی «سیب‌خوری» رو
انجام بدین آقای پوآرو؟

12:34.167 --> 12:36.165
‫بهش می‌خوره سرگرم‌کننده باشه.

12:36.381 --> 12:38.139
‫سرگرمیش واسه من نیست.

12:45.512 --> 12:46.881
‫خوشحالم.

12:47.550 --> 12:49.798
‫خیلی وقت بود که تو این خونه
‫صدای خنده نپیچیده بود.

12:50.048 --> 12:52.255
‫خب،
‫قصر چشمگیریه.

12:52.805 --> 12:53.964
‫قابل شما رو نداره.

12:55.552 --> 12:58.509
‫پول کافی برای تعمیرش ندارم
‫و تحمل ندارم اینطوری ببینمش.

12:59.718 --> 13:02.305
‫هیشکی هم به قیمت نمی‌خردش.
‫اون هم بعد از این که...

13:04.173 --> 13:06.681
‫تو رو خدا،
‫وای نه!

13:15.013 --> 13:16.012
‫من رو ببخشین.

13:18.389 --> 13:23.514
‫امیدوار بودم دیدن این چهره‌ها
‫دردی که دارم رو کمتر کنه.

13:24.633 --> 13:25.762
‫خانم رُونا؟

13:25.922 --> 13:26.831
‫بله؟

13:26.841 --> 13:28.089
‫مهمون‌تون اومدن.

13:31.506 --> 13:33.054
‫خدایا،
‫خیلی نگرانم.

13:35.632 --> 13:37.220
‫شما به پیشگویی اعتقاد دارین؟

13:40.597 --> 13:42.135
‫این خونه مجبورم کرده که باور کنم.

13:43.264 --> 13:44.313
‫صداهایی داخلش هست.

13:44.843 --> 13:45.842
‫پچ‌پچ‌ها.

13:46.631 --> 13:47.710
‫هق‌هق‌ها.

13:49.088 --> 13:51.676
‫دخترم عادت داشت
‫شب‌ها بیدار بمونه و حرف بزنه.

13:52.715 --> 13:54.263
‫فکر می‌کردم با عروسک‌هاش حرف می‌زنه.

13:55.422 --> 13:56.551
‫دخترم...

13:57.800 --> 13:59.438
‫برای این که یه بار دیگه صداش رو بشنوم...

14:00.757 --> 14:01.816
‫حتی یه کلمه...

14:03.844 --> 14:06.381
‫حاضرم هرچی دارم رو
‫به خانم رینولدز بدم.

14:45.802 --> 14:47.840
‫این یکی قراره خیلی غم‌انگیز باشه.

14:49.258 --> 14:50.257
‫خانم رینولدز.

14:52.255 --> 14:54.843
‫همه‌چیز داخل سالن براتون مهیاس.

14:55.052 --> 14:57.010
‫همونطور که دستیارتون گفته بودن.

14:58.719 --> 15:00.927
‫خونه‌تون چقدر پر سر و صداس.

15:01.096 --> 15:03.464
‫قبل این که شروع کنیم
‫بچه‌‌ها میرن.

15:04.723 --> 15:05.762
‫چقدر زیاده...

15:06.551 --> 15:07.550
‫همه‌جا هست.

15:09.428 --> 15:10.797
‫خاطرات وحشتناک.

15:13.884 --> 15:16.181
‫اتاق دخترتون طبقۀ سومه.

15:17.890 --> 15:19.008
‫از کجا...؟

15:19.178 --> 15:20.597
‫میشه اونجا انجامش بدیم؟

15:21.216 --> 15:22.465
‫حتماً.

15:33.174 --> 15:34.633
‫آریادنه اولیور.

15:34.803 --> 15:36.131
‫دشمن خونیم.

15:36.301 --> 15:39.178
‫دوباره همدیگه رو دیدیم.
‫خانم رینولدز نامقدس.

15:39.338 --> 15:41.176
‫اسمیه که مطبوعات اختراع کردن.

15:41.556 --> 15:42.595
‫مطمئن نیستم ازش خوشم بیاد.

15:42.715 --> 15:47.550
‫شب‌بخیر خانم،
‫انتظار داشتم شما...

15:47.680 --> 15:49.038
‫دراماتیک‌تر باشم؟
‫مسخره‌تر باشم؟

15:49.048 --> 15:50.047
یه عجوزۀ پیر باشم؟

15:50.217 --> 15:52.885
‫بله،
‫مناسب‌ترین کلمه همینه.

15:53.094 --> 15:54.473
‫عجوزه.
‫عجوزۀ پیر.

15:55.052 --> 15:57.090
‫چیزی که الان هستم
‫خواستۀ خودم نبوده.

15:57.260 --> 16:00.047
‫از کلمه احضارکننده خوشم میاد،
‫به ارواح هم نزدیک‌تره.

16:00.217 --> 16:03.554
‫من نه کوچیکم و نه بزرگ.
‫اصلاً هم جالب نیستم.

16:03.634 --> 16:06.471
‫اما می‌تونم با مرده‌ها حرف بزنم.

16:06.591 --> 16:07.670
‫شما کی باشین؟

16:07.889 --> 16:09.678
‫من هرکول پوآرو هستم.

16:09.798 --> 16:11.506
‫هرکول پوآرو بودین.

16:11.636 --> 16:12.715
‫جناب کارآگاه.

16:12.884 --> 16:15.632
‫شما هرچیزی هستین جز احضارکننده.
‫نسبتاً مشهور هم هستین.

16:15.802 --> 16:18.049
‫پروندۀ نسبتا مشهور بعدی‌تون منم؟

16:18.429 --> 16:20.137
‫من از پرونده‌ها بازنشسته شدم.

16:20.966 --> 16:23.883
‫اما اومدین اینجا
‫تا من رو بدنام کنین.

16:24.093 --> 16:26.431
‫به همین دلیل نیست که نویسندۀ بزرگ
‫شما رو آورده اینجا؟

16:29.678 --> 16:31.925
‫اومدم اینجا تا یه خانم اولیور
‫لطفی بکنم...

16:32.135 --> 16:34.553
‫که علاقه زیادی به روش‌های الهی شما
‫دربارۀ پیشگویی داشتن.

16:34.723 --> 16:35.652
‫خانم،
‫باید بهتون بگم که...

16:35.722 --> 16:39.218
‫توی تمام زندگیم
‫تحت‌تاثیر امثال شما قرار نگرفتم.

16:40.137 --> 16:40.986
‫امثال من؟

16:41.056 --> 16:43.844
‫فرصت‌طلب‌هایی که از درمانده‌ها
‫سوءاستفاده می‌کنن، درست میگم؟

16:44.473 --> 16:47.340
‫شما به زنده موندن روح پس از مرگ
‫باور ندارین؟

16:47.720 --> 16:48.928
‫ایمانم رو از دست دادم.

16:49.138 --> 16:50.177
‫چه غم‌انگیز.

16:50.597 --> 16:52.595
‫بله، همینطور هم هست.
‫حقیقت غم‌انگیزه.

16:56.261 --> 16:57.260
‫لطفاً درک کنین خانم...

16:57.430 --> 16:59.298
‫من با آغوشی باز از هرگونه نشونه....

16:59.468 --> 17:02.715
‫از شیطان یا اهریمن یا شبح استقبال می‌کنم...

17:02.884 --> 17:05.472
‫چون اگه شبحی باشه،
‫یعنی روحی هست.

17:05.632 --> 17:08.089
‫اگه روحی باشه،
‫یعنی خدایی هست که خلقش کرده...

17:08.219 --> 17:10.427
‫و اگه خدا وجود داشته باشه،
‫یعنی همه‌چی داریم.

17:10.547 --> 17:12.555
‫معنا، نظم، عدالت.

17:12.715 --> 17:14.803
‫اما من دنیا دیده‌ام.

17:15.052 --> 17:17.090
‫هزاران جرم،
‫دوتا جنگ...

17:17.260 --> 17:21.556
‫زیان بی‌تفاوتی انسان‌ها رو دیدم،
‫پس جواب آخرم «نه» هست.

17:21.676 --> 17:23.134
‫نه خدایی هست
‫و نه شبحی.

17:23.344 --> 17:25.831
‫و با کمال احترام، نه احضارکننده‌ای
‫که بتونه باهاشون حرف بزنه.

17:38.339 --> 17:39.428
‫می‌گفتین؟

18:01.346 --> 18:03.384
‫حالا نه این که خیلی خونه تمیز بود.

18:03.514 --> 18:05.722
‫نباید بعد از تاریکی اینجا باشم.

18:05.881 --> 18:07.380
‫گمون نکنم اذیت‌مون کنن.

18:08.179 --> 18:09.188
‫کیا؟

18:11.426 --> 18:12.884
‫مگه بعد از تاریکی چی میشه؟

18:13.384 --> 18:15.592
‫خب،
‫هنوز هم میگین کلاه‌برداره؟

18:15.761 --> 18:19.598
‫سقف به‌خاطر آب آسیب دیده،
‫هرآن ممکن بود با تک تک قد‌م‌ها بیفته.

18:20.217 --> 18:22.505
‫لااقل بابت این زمان‌بندی تحسین‌شون کنین.

18:27.590 --> 18:29.678
‫اتاق خانم آلیسیا این بالاس.

18:31.755 --> 18:33.843
‫وقتی دوباره چراغ‌ها روشن بشن

18:35.342 --> 18:37.340
‫سرتاسر دنیا

18:38.179 --> 18:39.248
‫و...

18:44.133 --> 18:46.261
‫میشه لطفاً بگین
‫اون دخترخانم چطور فوت شدن؟

18:46.431 --> 18:47.969
‫از بالکن پرت شدن توی کانال آب.

18:48.139 --> 18:49.428
‫- غرق شد.
‫- خودکشی کرده.

18:49.548 --> 18:52.135
‫تقصیر اون نبوده.
‫تحت‌فشار گذاشتنش.

18:52.305 --> 18:53.424
‫خانم سمینوف،
‫خواهش می‌کنم.

18:53.554 --> 18:54.673
‫پس چی آقای دکتر؟

18:54.842 --> 18:57.260
‫شما که مراقبش بودین.
‫خودتون دیدین.

19:07.759 --> 19:08.798
‫صبر کنین لطفاً.

19:11.715 --> 19:13.304
‫امشب کی داخل اینجا بوده؟

19:13.464 --> 19:15.222
‫خانم رینولدز؟
‫دستیارشون؟

19:15.342 --> 19:17.550
‫هیچکس.
‫تنها کلیدش دست منه.

19:17.719 --> 19:20.637
‫از زمان مرگ خانم آلیسیا،
‫کسی جز من پاش رو اینجا نذاشته.

19:22.425 --> 19:24.722
‫اون هم برای گردگیری
‫و دیدن هری.

19:25.552 --> 19:26.551
‫هری کیه؟

19:30.347 --> 19:31.416
‫دوستش.

19:32.175 --> 19:33.464
‫همه‌چی رو بهش گفته.

19:35.342 --> 19:37.260
‫قبل این که بمیره حرف می‌زد.

19:38.718 --> 19:39.717
‫حالا فقط گریه می‌کنه.

19:43.634 --> 19:46.221
‫هیچ‌چیز بعد رفتنش تکون نخورده.

19:49.598 --> 19:51.805
‫خانم رُونا نذاشتن چیزی رو تکون بدم.

20:17.929 --> 20:20.467
‫اون و آلیسیا جدانشدنی بودن.

20:20.597 --> 20:22.595
‫- نمی‌‌تونی من رو بگیری!
‫- چرا، می‌تونم!

20:22.764 --> 20:24.632
‫این قصر جای دنج‌شون بود.

20:25.382 --> 20:28.139
‫بین سفرهاش برای اجرای اُپراش
‫یه هفته میومد خونه.

20:28.968 --> 20:32.055
‫اما اشباح همیشه کنار آلیسیا بودن.

20:33.344 --> 20:35.382
‫بزرگ شدنش خیلی قشنگ بود.

20:35.721 --> 20:38.179
‫بعدش با سرآشپزش مکسیم آشنا شد.

20:40.177 --> 20:41.925
‫خیلی زود نامزد کردند.

20:43.014 --> 20:44.423
‫عاشق هم بودن.

20:44.762 --> 20:47.130
‫بعدش با نامزدش دعواشون شد.

20:48.259 --> 20:50.137
‫برگشت اینجا توی قصر.

20:50.297 --> 20:53.514
‫از این موقع بود که بچه‌ها رو دید.

20:53.673 --> 20:55.552
‫بچه‌ها اون رو برای خودشون می‌خواستن.

20:56.511 --> 20:59.138
‫هفته‌های آخر توی تختش زجر می‌کشید...

20:59.428 --> 21:00.547
‫یه چیزهایی می‌دید.

21:00.716 --> 21:02.215
‫یه سایه‌هایی.

21:02.385 --> 21:04.553
‫می‌گفت بچه‌ها صداش می‌زدن.

21:04.672 --> 21:07.220
‫«می‌خوان پیش‌شون باشی.»

21:07.380 --> 21:08.509
‫دیوونه‌اش کردن.

21:11.595 --> 21:14.133
‫خانم رُونا هیچوقت تنهاش نذاشت...

21:14.303 --> 21:16.800
‫به ارواح التماس می‌کرد که ولش کنن.

21:18.549 --> 21:19.597
‫اما نکردن.

21:24.343 --> 21:26.121
‫از خودشون اثر به جا گذاشتن...

21:26.131 --> 21:27.589
‫اثر انتقام کودگان.

21:28.299 --> 21:31.056
‫پلیس گفت اون بریدگی‌ها
‫بر اثر سقوط بوده.

21:32.055 --> 21:33.424
‫پلیس...

21:34.093 --> 21:35.801
‫گوش می‌کنم.

21:35.931 --> 21:39.048
‫حالا هم این زنه اومده،
‫می‌خواد مزاحم روح آلیسیا شه.

21:40.137 --> 21:41.176
‫گوش می‌کنم.

21:41.346 --> 21:43.713
‫و مطمئن باشین آقا،
‫این اصلاً‌ درست نیست.

21:45.262 --> 21:47.510
‫این بر خلاف طبیعت
‫و ضد پروردگاره.

21:48.548 --> 21:50.297
‫یکی تاوانش رو میده.

21:51.426 --> 21:53.424
‫گوش می‌کنم.

21:55.801 --> 21:58.009
‫اینجا پر از اندوهه.

22:10.217 --> 22:11.256
‫بابا.

22:12.385 --> 22:13.474
‫آره.

22:14.093 --> 22:15.512
‫بابا خرگوشه.

22:27.719 --> 22:29.008
‫مکسیم،
‫نه.

22:29.178 --> 22:33.593
‫«مکسیم، ساعت 10 شب توی قصر باش،
‫خبرهای مهمی درمورد آلیسیا دریک هست.»

22:33.803 --> 22:35.092
‫- من دعوت شدم.
‫- اما من نکردم.

22:35.222 --> 22:37.050
‫همیشه می‌خوای من رو پرت کنی بیرون،
‫رُونا.

22:37.220 --> 22:38.339
‫هیچوقت هم فایده نداشته.

22:38.469 --> 22:40.427
‫اگه موضوعی برای شنیدن هست،
‫گوش می‌کنم.

22:40.546 --> 22:42.255
‫خب این رو به نامزد جدیدت بگو.

22:42.425 --> 22:44.922
‫بعد این که آلیسیا مُرد
‫شیش ماه تموم منتظر موند.

22:45.172 --> 22:46.301
‫شنیدم ثروث زیادی داره.

22:46.471 --> 22:48.798
‫ثروتش بابت زمین‌های اهدا شده
‫توسط شاه جُرجه.

22:49.008 --> 22:51.216
‫تو خیابون مدیسون
‫واسم یه کافه رستوران خریده.

22:51.426 --> 22:54.552
‫قراره یه نیویورکی باشم،
‫تازه از اون وضع‌خوباش...

22:54.722 --> 22:56.500
‫که البته نیویورکی‌ها همه‌شون وضع‌خوبن.

22:56.510 --> 22:58.179
‫بیا یه سری بزن.
‫واست یه هات‌داگ می‌خرم.

22:58.548 --> 22:59.567
‫پرتش کنم بیرون؟

22:59.597 --> 23:00.596
‫امتحان کن.

23:02.055 --> 23:03.344
‫یه بهونه برام جور کن.

23:04.472 --> 23:07.260
‫هرکاری دلت می‌خواد بکن مکسیم.
‫مثل همیشه.

23:09.098 --> 23:10.427
‫من هم عزادارم،
‫رُونا.

23:16.261 --> 23:17.719
‫چند نفریم؟
‫نُه یا ده؟

23:18.089 --> 23:20.716
‫نمی‌دونم.
‫به گمونم بهتره 12 تا صندلی برداری.

23:21.136 --> 23:22.425
‫خونه پرِ پره.

23:22.554 --> 23:25.511
‫جلسه احضار روح؟
‫احضارکننده آوردین؟ واقعاً؟

23:32.135 --> 23:33.553
‫ماشین تحریر.

23:34.303 --> 23:36.880
‫خبری از تختۀ احضار
‫یا گوی شیشه‌ای نیست؟

23:37.549 --> 23:40.177
‫من خودم رو بیشتر یه منشی می‌دونم.

23:40.596 --> 23:42.265
‫صداها حرف می‌زنن...

23:44.632 --> 23:46.341
‫و من هم می‌نویسم.

23:51.505 --> 23:54.802
‫لئوپولد،
‫بهتره بری تو کتابخونه کتاب بخونی.

23:55.052 --> 23:56.470
‫می‌خوام آلیسیا رو ببینم.

23:57.220 --> 23:58.339
‫دوست من هم بود.

23:58.508 --> 24:00.047
‫از اشباح نمی‌ترسی؟

24:00.257 --> 24:02.055
‫من اینجا همیشه با اشباح حرف می‌زنم.

24:02.265 --> 24:03.264
‫واقعاً؟

24:04.922 --> 24:06.381
‫میگن کلاه‌برداری.

24:22.594 --> 24:25.801
‫تا وقتی که از حالت خلسه در نیومدم
‫کسی بهم دست نزنه.

24:27.549 --> 24:29.467
‫آلیسیا دریک...

24:29.597 --> 24:32.674
‫مطمئنم تو بودی
‫که من رو صدا کردی.

24:40.257 --> 24:41.925
‫ارواح زیادی هست.

24:42.464 --> 24:45.721
‫این خونه پر از مردگانه.

24:46.510 --> 24:49.138
‫بعضی‌هاشون آرامش ندارن.

24:49.298 --> 24:50.556
‫ادامه بدیم خانم رینولدز؟

24:50.886 --> 24:51.885
‫آره.

24:52.634 --> 24:56.680
‫اگه قراره صدای کسی شنیده بشه،
‫باید بشنویمش.

24:57.469 --> 24:58.468
‫گوش می‌کنیم.

24:59.847 --> 25:04.343
‫ای ارواح، شما جیغ و فریاد می‌کنین
‫اما کسی نمی‌شنوه.

25:04.512 --> 25:05.931
‫اما حالا می‌شنویم.

25:06.840 --> 25:08.468
‫آلیسیا دریک...

25:08.588 --> 25:10.886
‫صدات رو پیدا کن.

25:12.305 --> 25:14.552
‫یهو هوا سرد شد.
‫کس دیگه‌ای احساس خنکی می‌کنه؟

25:14.672 --> 25:16.430
‫کسی اونجاس؟

25:22.464 --> 25:23.463
‫«آ».

25:23.843 --> 25:24.902
‫آره.

25:25.591 --> 25:26.970
‫به خدا به کلیدها دست نزد.

25:27.130 --> 25:28.888
‫حتماً زده.
‫اینقدر احمق نباشین.

25:29.098 --> 25:30.926
‫اشتباهه.
‫خیلی هم اشتباهه.

25:31.136 --> 25:33.423
‫کی اونجاس؟
‫آلیسیا دریک.

25:34.133 --> 25:35.971
‫گوش می‌کنم.

25:36.181 --> 25:37.509
‫ما اینجاییم.

25:37.929 --> 25:39.298
‫گوش می‌کنم.

25:39.637 --> 25:41.385
‫عید مردگانه.

25:41.555 --> 25:42.554
‫نزدیکیم.

25:42.714 --> 25:44.512
‫روحت نزدیکه...

25:44.632 --> 25:46.051
‫صدات بلنده.

25:48.678 --> 25:49.747
‫آلیسیا.

25:50.386 --> 25:51.415
‫«آ».
‫آلیسیا.

25:51.595 --> 25:54.422
‫آلیسا،
‫رنجت رو حس می‌کنم.

25:54.552 --> 25:56.550
‫درد داره؟
‫لطفاً‌ بهم بگو.

25:57.759 --> 25:59.297
‫کسی بهت صدمه زده؟

26:00.296 --> 26:01.305
‫- آره.
‫- نه!

26:02.265 --> 26:03.753
‫پوآرو،
‫بذار کارش رو تموم کنه!

26:03.763 --> 26:07.140
‫نه! بیاین اول با همدست پنهونیش
‫توی دودکش

26:07.339 --> 26:08.758
‫آشنا شیم.

26:10.756 --> 26:12.215
‫نیکولاس،
‫چیزیت که نشد؟

26:12.424 --> 26:13.463
‫خوبم.

26:14.013 --> 26:17.339
‫نیکولاس.
‫دستیار دوم.

26:17.509 --> 26:18.588
‫از دیدنت خوشحال شدم.

26:18.798 --> 26:22.304
‫با توجه به شباهت
‫و چشمای تیزبین سبز رنگت...

26:22.464 --> 26:25.511
‫تو رو برادر ناتنتی دستیار اول
‫درنظر می‌گیرم.

26:26.380 --> 26:28.298
‫سوییچ مغناطیسی.

26:30.596 --> 26:32.884
‫این هم از ماشین تحریر سخن‌گو.

26:33.094 --> 26:34.083
‫یعنی الکیه؟

26:34.093 --> 26:36.800
‫خانم سمینف، تعهدتون به خانه‌داری
‫می‌تونه بهتر بشه.

26:36.930 --> 26:38.149
‫گفتین هیشکی جز شما
‫توی ابن اتاق نبوده...

26:38.219 --> 26:40.966
‫با این حال ردپای دوست جدیدمون
‫توی شومینه به جا مونده.

26:41.136 --> 26:44.262
‫خراش مشخص روی سوراخ کلید هم
‫نشون میده که قفل به تازگی باز شده.

26:44.762 --> 26:46.030
‫خانم اولیور،
‫باید یه موضوع جدید واسه کتاب‌تون پیدا کنین.

26:46.840 --> 26:48.588
‫خانم دریک،
‫بهتون تسلیت میگم...

26:48.758 --> 26:51.305
‫اما این وحی‌ها همش الکیه.

26:53.763 --> 26:54.842
‫نه!

27:15.551 --> 27:16.470
‫بابا کجاس؟

27:16.550 --> 27:17.469
‫آلیسیا.

27:17.549 --> 27:19.547
‫تو برش داشتی؟
‫تو بودی؟

27:19.637 --> 27:20.696
‫من به هیچی دست نزدم.

27:27.929 --> 27:29.387
‫آلیسیا.

27:30.256 --> 27:31.345
‫مامان.

27:34.342 --> 27:35.401
‫مامان؟

27:37.679 --> 27:38.678
‫تشنمه.

27:40.256 --> 27:41.555
‫خیلی تشنمه.

27:43.134 --> 27:44.262
‫آلیسیا؟

27:47.839 --> 27:49.217
‫درد دارم.

27:50.007 --> 27:51.425
‫چرا تنهام گذاشتی؟

27:51.885 --> 27:52.964
‫نه.

27:53.673 --> 27:55.931
‫نمی‌خوام...

27:56.131 --> 27:58.218
‫نمی‌خوام بمیرم.

27:58.388 --> 27:59.427
‫چه اتفاقی داره می‌‌افته؟

28:00.216 --> 28:01.305
‫آلیسیا...

28:01.675 --> 28:03.173
‫داره نشونم میده.

28:03.343 --> 28:04.382
‫می‌بینمش...

28:04.802 --> 28:06.180
‫روی بالکنه.

28:06.340 --> 28:07.339
‫تنها نیست.

28:07.759 --> 28:08.888
‫اون نپریده.

28:09.138 --> 28:10.636
‫قاتل!

28:11.715 --> 28:13.763
‫تو من رو کشتی.
‫تو من رو کشتی.

28:14.512 --> 28:15.521
‫کی؟

28:16.800 --> 28:18.588
‫نشونم بده.
‫کی؟

28:18.758 --> 28:21.305
‫تو من رو کشتی!
‫تو من رو کشتی!

28:22.095 --> 28:24.422
‫- تو من رو کشتی!
‫- کی بهت آسیب رسونده؟

28:24.552 --> 28:25.931
‫تو من رو کشتی!

28:26.131 --> 28:27.719
‫- تو من رو کشتی!
‫- نشونم بده!

28:27.929 --> 28:28.928
‫تو من رو کشتی!

28:29.138 --> 28:30.146
‫کی بهت آسیب رسونده؟

28:30.506 --> 28:31.845
‫چیشده؟

28:33.134 --> 28:34.133
‫قاتل!

28:58.428 --> 28:59.757
‫زنیکه شیطان‌صفت.

29:00.136 --> 29:01.675
‫واقعاً نامقدسه.

29:02.674 --> 29:04.222
‫صدای آلیسیا بود.

29:05.341 --> 29:06.760
‫حتماً یکی اون رو کشته.

29:07.549 --> 29:09.127
‫نمیشه ثابت کرد
‫که این اتفاقات واقعی بوده.

29:09.137 --> 29:11.056
‫- پس جی بوده؟
‫- نقش بازی کردن.

29:11.215 --> 29:12.634
‫تئاتر.
‫که همه‌مون رو بترسونه.

29:12.804 --> 29:14.502
‫تو رادیو که برنامۀ «جنگ دنیاها» رو
‫ پخش نکرده بودن.

29:14.512 --> 29:16.800
‫درها یهو باز شدن.
‫من که توجیهی براش پیدا نمی‌کنم.

29:16.970 --> 29:17.969
‫اما من می‌کنم.

29:18.548 --> 29:20.136
‫اون دختر من بود.

29:22.464 --> 29:23.553
‫وای نه.

29:23.673 --> 29:25.681
‫جرات نداری بدون این که بگی
‫از اینجا بری.

29:25.841 --> 29:27.759
‫هرچی من دیدم رو دیدی
‫و چیزی که تو دیدی...

29:27.929 --> 29:28.988
‫الکی بود.

29:29.097 --> 29:31.885
‫واقعی بود.
‫اون زن مدرکه. یه مدرک زنده.

29:32.464 --> 29:33.833
‫عنوان کتابم هم انتخاب کردم.

29:33.843 --> 29:36.710
‫مطمئن باش که موضوع کتاب بعدیمه
‫و مطمئن باش که می‌ترکونه.

29:36.720 --> 29:38.258
‫کتاب محشری میشه.

29:38.678 --> 29:41.056
‫وای خدا،
‫باید از همین حالا شروعش کنم.

29:41.215 --> 29:43.263
‫زنی که هرکول پوآرو را هاج و واج کرد.

29:43.383 --> 29:47.299
‫قبول دارم که همین حالا نمی‌تونم از تموم روش‌هاش
‫ سر در بیارم اما مطمئن باش که میارم.

29:47.469 --> 29:48.398
‫نمیاری.

29:48.468 --> 29:50.216
‫بیخیال،
‫باید نفس راحت بکشی.

29:50.386 --> 29:54.342
‫باور کردن و دونستن این که
‫دنیا راز و سِر داره، شگفت‌انگیره.

29:54.512 --> 29:57.539
‫خدایی که اونقدر براش اهمیت داره
‫تا ارواح ابدی رو بعد از مرگ

29:57.549 --> 29:59.747
‫- بیافرینه...
‫- بعد مرگ هیچی نیست.

29:59.757 --> 30:00.966
‫یه چیزی هست.

30:02.464 --> 30:05.361
‫اگه خدایی در کار بود،
‫به‌خاطر اون قوانینش رو دور نمی‌زد.

30:14.222 --> 30:15.381
‫حالت خوبه.

30:16.630 --> 30:18.548
‫امیدوارم فردا برگردی.

30:18.718 --> 30:21.305
‫رُوِنا ازم قول گرفته
‫تا فردا باز احضار روح کنم.

30:27.089 --> 30:31.255
‫خانم اولیور هم میگن
‫که باید خودم رو برای شهرت آماده کنم.

30:31.425 --> 30:33.593
‫- دکتر، یه قایق پیدا می‌کنم.
‫- مرسی.

30:34.092 --> 30:36.800
‫این ارواح واقعاً‌ وحشی بودن.

30:37.759 --> 30:40.216
‫نشست‌های احضار
‫همیشه یه قیمتی دارن.

30:40.806 --> 30:42.384
‫که مطمئنم شما هم دارین.

30:43.673 --> 30:46.630
‫شما یه کلاه‌بردارین،
‫از اون با استعدادهاش.

30:47.139 --> 30:48.798
‫کاش کلاه‌بردار بودم.

30:49.677 --> 30:51.175
‫دردش کمتر بود.

30:52.214 --> 30:54.592
‫فکر کنم شما هم یه چیزایی ازش بدونین.

30:55.131 --> 30:57.589
‫یه نفر که می‌میره
‫ما به اطرفیانش تسلیت میگیم...

30:57.759 --> 31:00.136
‫اما از رازهاش خبر داریم.

31:00.636 --> 31:03.633
‫هردو آفریده شدیم
‫به نمایندگی مُردگان حرف بزنیم...

31:04.092 --> 31:06.840
‫که به گمونم مردگان رو هم
‫خیلی خوب می‌شناسیم.

31:08.258 --> 31:13.093
‫تصور کنین یه پرستار توی جنگ هست
‫که صداش اشباح رو می‌شنوه...

31:14.092 --> 31:16.510
‫و دورش پر از جیغ و فریاده.

31:17.639 --> 31:19.097
‫توی اتاقش...

31:19.217 --> 31:20.636
‫توی ذهنش.

31:21.385 --> 31:25.381
‫هرروز انبوهی از مردم می‌مردن.

31:26.470 --> 31:29.467
‫و تنها چیزی که این درد رو آروم می‌کنه...

31:30.136 --> 31:32.594
‫گفتن عزاداری‌هاییه که شنیده.

31:32.714 --> 31:36.010
‫تا اونجایی که می‌تونم
‫دردش رو آروم می‌کنم.

31:37.929 --> 31:39.257
‫شما ناراضی‌این؟

31:39.427 --> 31:43.553
‫کاری کردین که یه مادر باور کنه
‫ روح دخترش در عذابه.

31:43.763 --> 31:45.221
‫سخاوتمندانه نیست.

31:45.341 --> 31:46.710
‫خوشایند و متواضعانه نیست.

31:46.720 --> 31:47.759
‫دردش رو حس کردم.

31:47.968 --> 31:49.427
‫قاتل رو دیدم...

31:49.547 --> 31:51.715
‫دیدین که کی
‫آلیسیا دریک رو کشته؟

31:51.885 --> 31:54.012
‫مشخص نبود.
‫شاید فردا بشه.

31:54.222 --> 31:55.541
‫یه بهونه دیگه
‫واسه پول بیشتر.

31:55.551 --> 31:57.889
‫- واسه جی...؟
‫- بچه‌ها رو به وحشت انداختین،‌خانم رینولدز.

31:58.088 --> 31:59.717
‫شاید بهتر باشه ازشون یاد بگیرین.

32:00.806 --> 32:02.214
‫بچه‌ها هم زجر می‌کشن...

32:02.924 --> 32:04.762
‫به اندارۀ‌ همون یتیم‌ها...

32:04.922 --> 32:08.468
‫و با این حال می‌تونن بخندن و بازیگوشی کنن
‫و سیب‌بازی کنن.

32:09.047 --> 32:10.216
‫اون‌ها زنده‌ان.

32:10.930 --> 32:11.723
‫اما تو...

32:12.181 --> 32:14.222
‫هرجا رفتی آدم‌هاش
‫رو به نفرین مرگ دچار کردی!

32:14.972 --> 32:16.514
‫تمام طولِ عمرت.

32:17.598 --> 32:18.765
‫سربازها...

32:19.848 --> 32:20.848
‫دوست‌ها،

32:23.014 --> 32:24.014
‫کاترین،

32:28.347 --> 32:30.055
‫این آخرین دیدار ما بود.

32:32.181 --> 32:34.097
‫شما اصرار دارید که
‫حرف‌هاتون واقعیت داره.

32:34.765 --> 32:38.097
‫گیریم که واقعیت نداره؛
‫به کی آسیب رسوندم؟

32:38.264 --> 32:40.723
‫هیچ سحر و جادویی اگه آدم از ته قلب‌ش نخواد

32:40.889 --> 32:44.347
‫سر و کله‌ش پیدا نمی‌شه.

32:52.181 --> 32:53.806
‫سخت نگیر بابا.

32:55.056 --> 32:56.681
‫شاید خوشت اومد!

32:58.056 --> 32:59.598
‫می‌خواستم بگم فراموشم نکن،

33:01.389 --> 33:02.556
‫اما مطمئنم نمی‌کنی!

34:22.889 --> 34:24.014
‫سخت نگیر!

35:10.097 --> 35:11.306
‫آقای پوآرو!

35:12.764 --> 35:13.889
‫آقای پوآرو!

35:16.889 --> 35:19.389
‫آقای پوآرو، صدام رو می‌شنوید؟

35:19.556 --> 35:20.598
‫کی این‌کار رو باهاتون کرده؟

35:21.598 --> 35:24.223
‫پیشِ خانم رینولدز بودم که...

35:26.056 --> 35:28.348
‫اومدم بازی سیب‌ها رو انجام بدم.

35:30.764 --> 35:32.097
‫ماسک‌ام رو دادم بالا.

35:35.097 --> 35:36.473
‫ماسک اون بود.

35:38.514 --> 35:40.348
‫خانم رینولدز کجاست؟

35:45.264 --> 35:46.181
‫چی شده؟

35:46.356 --> 35:47.656
‫- صدای چی بود؟
‫- چه‌خبر شده؟

35:47.681 --> 35:48.980
‫- صدای اون بود؟
‫- چی شده؟

35:51.431 --> 35:52.431
‫چی شده؟

36:20.473 --> 36:21.722
‫زنگ می‌زنم به پاسگاه قبلاً توش کار می‌کردم.

36:22.348 --> 36:23.797
‫مسئول اون‌جا رو می‌شناسم.

36:26.722 --> 36:28.389
‫مگه کابینت‌ها خالی نبودن؟

36:28.556 --> 36:31.223
‫نه، این چایی باقی مونده از مهمونی‌ـیه.

36:31.389 --> 36:33.764
‫عسل‌ هم توی کمد لباس‌ها بود.

36:33.931 --> 36:34.847
‫ممنون.

36:37.431 --> 36:38.348
‫من ویتاله پروفولیو هستم.

36:38.556 --> 36:39.556
‫الان چیکار کنیم؟

36:40.348 --> 36:41.473
‫اون واسطه‌مون بود.

36:43.223 --> 36:44.473
‫بدون اون می‌ریم.

36:45.223 --> 36:46.097
‫قول می‌دم.

36:47.598 --> 36:49.348
‫هیچ‌کدوم‌تون کسی رو
‫توی راه‌پله‌ها ندید؟

36:49.680 --> 36:51.181
‫یه‌چیزایی وجود دارن که
‫نمی‌شه دیدشون.

36:51.348 --> 36:52.473
‫شاید خودش پریده!

36:53.081 --> 36:54.281
‫همچین کارهایی ازش بعید نبود.

36:54.348 --> 36:56.931
‫نه، نه. خانم رینولدز
‫اصلاً اهل این کارها نبود.

36:57.139 --> 36:58.389
‫راجع به یه قتل صحبت می‌کرد.

36:58.556 --> 36:59.556
‫حتماً یه‌چیزی می‌دونسته.

36:59.680 --> 37:01.264
‫هنوز فکر می‌کنی
‫حرف‌هاش واقعیت داشتن؟

37:01.273 --> 37:04.281
‫بی‌خیال. اون داستان‌ها رو از خودش
‫در آورده بود تا توجه نویسنده‌ها رو جلب کنه

37:04.348 --> 37:06.139
‫و بتونه پول در بیاره!

37:06.306 --> 37:08.056
‫- پس چرا الان مُرده؟
‫- قانون جاذبه!

37:08.181 --> 37:10.348
‫با صدای آلیسیا حرف می‌زد.

37:10.515 --> 37:13.473
‫اینطوری نگاهم نکنید. اون لحظه
‫خانم نویسنده‌تون داشت بازجویی‌ام می‌کرد

37:13.598 --> 37:15.847
‫ازش بپرسید.
‫اصلاً چرا از آقای دکتر نمی‌پرسید کجا بوده؟

37:16.097 --> 37:17.764
‫اون مرتیکه مریض قبلاً
‫هم آدم کشته!

37:17.931 --> 37:20.223
‫هیچکس مقصر نیست!
‫همه می‌دونیم قضیه از چه قراره!

37:20.598 --> 37:22.598
‫موجودات خبیثی توی این
‫خونه زندگی می‌کنن.

37:22.889 --> 37:25.181
‫اون احضارـشون کرد و اون‌ها
‫دست رد به سینه‌ش نزدن!

37:27.306 --> 37:29.889
‫توی جنگ، قبل از این‌که
‫توانایی‌هاش رو کشف کنه!

37:30.056 --> 37:31.515
‫خانم رینولدز تو ارتش بریتانیا بوده.

37:31.722 --> 37:34.181
‫تو یکی از اردوگاه‌های «مالت»
‫خدمت می‌کرده.

37:34.306 --> 37:36.098
‫- اون یه پرستار بود.
‫- پرستار؟

37:36.264 --> 37:38.348
‫انتقام کودکان!

37:40.123 --> 37:41.364
‫می‌گن تو این آب و هوا خطرناکه!

37:41.431 --> 37:43.556
‫تا وقتی طوفان آروم نشه نمی‌تونن
‫قایقی بفرستن.

37:43.680 --> 37:44.680
‫یعنی کِی؟

37:44.847 --> 37:46.014
‫پلیس که نمی‌دونه خانم

37:46.223 --> 37:48.139
‫منکه نمی‌تونم اینجا
‫بشینم و دست رو دست بذارم.

37:48.348 --> 37:50.931
‫هیچ‌وقت شب این‌جا نموندم
‫و الان هم نمی‌مونم.

37:53.223 --> 37:54.639
‫چی شده؟

37:54.806 --> 37:57.389
‫- حق ندارید این‌کار رو بکنید!
‫- نمی‌تونین ما رو این‌جا زندانی کنین!

37:57.515 --> 37:58.489
‫چیکار می‌کنی؟

37:58.515 --> 37:59.830
‫نمی‌تونی این‌جا
‫زندانی‌مون کنی.

38:03.139 --> 38:06.139
‫یکی ادعا می‌کنه شاهد یه قتل بوده
‫و بعدش می‌میره!

38:06.306 --> 38:07.806
‫یکی از شما احساس خطر کردید!

38:08.056 --> 38:09.597
‫کَشتینش و سعی داشتین
‫من هم بکشین!

38:09.722 --> 38:12.022
‫تا وقتی مشخص نشه کار کی بوده
‫کسی از این‌جا خارج نمی‌شه!

38:12.123 --> 38:14.490
‫کمیسر، این‌جا بایست و اجازه نده
‫کسی درها رو باز کنه.

38:14.555 --> 38:16.655
‫آقای جرارد، شما هم همون‌جا بمونید
‫و حواس‌تون به کمیسر باشه

38:16.722 --> 38:18.181
‫به منم شک داری؟
‫ من‌ خودم قبلاً پلیس بودم!

38:18.348 --> 38:20.098
‫واسه همین از همه مشکوک‌تری!

38:20.264 --> 38:21.348
‫ناسلامتی یکی رو این‌جا به قتل رسوندن.

38:21.515 --> 38:22.889
‫به همه‌تون فرصتِ صحبت داده می‌شه.

38:23.098 --> 38:24.597
‫دوباره به پلیس زنگ بزن.

38:24.806 --> 38:28.390
‫و بگو هرکول پوآرو خودش
‫این پرونده رو پیگیری می‌کنه.

38:44.806 --> 38:46.139
‫این‌جا همون جاییه که اون...

38:48.264 --> 38:49.555
‫زمانِ اقدام به قتل من حدوداً...

38:49.764 --> 38:53.514
‫دو دقیقه بعد از به صدا در اومدن
‫زنگِ نیمه‌شب بود.

38:53.681 --> 38:55.681
‫تو اولین نفری بودین که جسد رو...

38:57.264 --> 38:59.681
‫این‌طوری مثل مظنون‌های قتل
‫بهم نگاه نکن لطفاً.

38:59.847 --> 39:01.056
‫ما دوست‌های قدیمی هستیم.

39:01.597 --> 39:03.764
‫همه‌ی قاتل‌ها دوستِ قدیمی یکی‌ان.

39:03.931 --> 39:07.555
‫اما تو داستان‌های زیادی نوشتی و می‌دونی
‫در حضور من نباید کسی رو کشت.

39:07.722 --> 39:11.847
‫و سرآشپز تائید کرده که در زمان وقوع قتل
‫شما اون‌جا نبودید...

39:12.056 --> 39:14.806
‫پس برای همین ازت می‌خوام توی این پرونده
‫دستیار من باشی.

39:14.972 --> 39:15.931
‫کی شروع می‌کنیم؟

39:16.181 --> 39:17.972
‫هر بری خانم میزبان رو بیاری.

39:23.264 --> 39:24.597
‫می‌دونستم هنوزم همون آدمی.

39:24.722 --> 39:26.889
‫فقط یه جنازه نیاز بود و نگاه‌ش کن...

39:27.098 --> 39:29.014
‫دوباره همون هرکول پوآرو معروف!

39:34.806 --> 39:36.098
‫بابا خرگوشه؟

39:36.847 --> 39:37.847
‫پـوآرو؟

39:38.555 --> 39:39.973
‫چطوری آخه؟

39:49.390 --> 39:50.722
‫بابا خرگوشه؟

39:51.306 --> 39:52.431
‫مطمئنین؟

39:53.764 --> 39:55.348
‫زیر اون نقاشی‌های قدیمی بود؟

39:55.764 --> 39:58.098
‫وقتی که خانم رینولدز به قتل رسید شما...

39:58.264 --> 39:59.639
‫ما تـوی اتاق موسیقی بودیم.

39:59.806 --> 40:01.098
‫دقیقاً کی؟

40:01.264 --> 40:03.764
‫حدود نیمه‌شب، قبل از وقوع قتل.

40:04.472 --> 40:05.931
‫بعدش اومدین سمت سالن؟

40:07.181 --> 40:09.764
‫می‌شه بدونم بالای این بالکن چه‌خبره؟

40:13.098 --> 40:15.348
‫این باغچه مخفی‌گاهمون بود.

40:17.223 --> 40:19.139
‫مکان مورد علاقه دخترم...

40:19.931 --> 40:21.514
‫دیگه این‌جا رو ول کردیم به حال خودش.

40:22.931 --> 40:24.265
‫زنبورهامون...

40:25.973 --> 40:27.098
‫عسل درست می‌کردیم.

40:28.098 --> 40:30.223
‫دخترم همیشه مسخره‌ام می‌کرد...

40:30.847 --> 40:33.722
‫می‌گفت ین همه مرارت برای
یه قاشق چای‌خوری عسل گل وحشی

40:33.931 --> 40:35.764
‫که با شیش لیره می‌شه خریدش.

40:37.514 --> 40:39.597
‫فکر می‌کردم هنوز زنده باشن...

40:42.639 --> 40:43.681
‫بیچاره‌ها.

40:45.348 --> 40:48.223
‫چطوری شد که خانم رینولدز رو
‫به خونه‌تون دعوت کردید؟

40:48.390 --> 40:50.098
‫نظرتون چیه بریم داخل خونه حرف بزنیم؟

40:50.265 --> 40:53.265
‫بی‌خیال بابا، بذار از این باغ مخفی لذت ببریم.

40:53.430 --> 40:55.555
‫راستش توی مجله‌ها اسمش رو دیده بودم.

40:55.889 --> 40:57.056
‫توجه خاصی بهش نکرده بودم.

40:57.223 --> 41:00.348
‫بعدش، یه‌روز دیدم برام نامه فرستاده!

41:01.056 --> 41:02.181
‫نامه‌ای از طرف یه غریبه.

41:02.348 --> 41:04.722
‫اما احتمالاً شما رو از اُپرا می‌شناخته نه؟

41:04.889 --> 41:06.639
یه اسم برد که توجه‌ام رو جلب کرد

41:07.389 --> 41:10.389
‫می‌گفت «اَسپزیا» بهش گفته بیاد پیش من!

41:12.556 --> 41:14.847
‫دخترم همیشه من رو با اسم «اسپزیا»
‫صدا می‌کرد.

41:15.014 --> 41:18.306
‫اسپسیا، معشوقه معروفِ
‫پادشاه «پونتوس»

41:18.472 --> 41:19.472
‫در نمایشِ «مُدریتاته».

41:19.597 --> 41:20.931
‫اولین قطعه رسمی «موزات».
‫[ آهنگ‌سـاز معروف ]

41:21.139 --> 41:22.430
‫و اولین نقشِ اصلی من در اُپرا.

41:23.348 --> 41:25.681
‫آلیسیا دو ماه قبل از نمایش به دنیا اومد،

41:28.181 --> 41:30.139
‫و من به واسطه اون صدام رو کشف کردم.

41:34.389 --> 41:35.722
‫و از اون موقع تا حالا...

41:37.223 --> 41:42.514
‫نتونستم بدون آلیسیایی که همیشه توی
‫اتاق گریم منتظرم بود، آواز بخونم.

41:43.347 --> 41:44.389
‫هنوزم نمی‌تونم.

41:44.514 --> 41:46.306
‫یعنی دیگه هیچوقت اجرا نمی‌کنید؟

41:46.931 --> 41:49.223
‫بدون اون، هیچ آوازی در کار نیست.

41:51.098 --> 41:54.014
‫من پیشنهاد ازدواج چه مردهایی رو
‫که بدون ذره‌ای درنگ رَد نکردم.

41:56.014 --> 41:58.556
‫اون به اولین مردی که از راه رسید
‫جواب مثبت داد.

41:59.556 --> 42:01.889
‫به سرآشپز دل‌فریب، ماکسیم جرارد.

42:02.347 --> 42:05.472
‫اون یه عوضیه که قرار بود با پول‌دار ترین
‫خانواده‌ای که در عمرش می‌بینه وصلت کنه.

42:08.223 --> 42:09.472
‫وقتی نامزد کردن...

42:11.306 --> 42:13.056
‫تک تک گل‌های باغ رو کَندم،

42:13.223 --> 42:14.931
‫و سوارِ یه قایق به سمت استانبول شدم.

42:15.681 --> 42:18.597
‫بعدش حتماً فهمیده بود که اونقدری هم
‫که فکر می‌کرده پولدار نبودیم.

42:20.014 --> 42:22.057
‫وقتی اون مرتیکه گفت از یکی دیگه خوشش اومده

42:22.357 --> 42:24.431
‫و نامزدی رو به‌هـم زد،
‫بهترین روزِ عمرم بود.

42:28.347 --> 42:31.305
‫اما از همون روز، بدترین دوران
‫زندگی‌ام شروع شد.

42:31.472 --> 42:32.639
‫بیماری آلیسیا...

42:33.472 --> 42:35.265
‫انگار که دیوونه شده بود.

42:38.514 --> 42:40.430
‫مثل یه دختر بچه کوچیک...

42:45.389 --> 42:46.556
‫ممنونم خانم دریک.

42:47.472 --> 42:48.472
‫خانم اولیور؟

42:55.265 --> 42:57.389
‫من خدمتکارِ افتضاحی‌ام.

42:57.514 --> 42:59.288
‫اما تنها کسی بودم که حاضر بود بیاد اینجا.

42:59.889 --> 43:01.305
‫به این شهر خرافات‌پرست.

43:01.931 --> 43:03.556
‫اما شما هم انسانِ خرافاتی‌ای هستید.

43:04.098 --> 43:07.514
‫این عمارت از نظر شما تسخیر شده‌ست،
‫اینطور نیست؟

43:08.556 --> 43:11.472
‫ممکن خانم رووینا مالک اینجا باشه،
‫اما این‌جا در اصل متعلق به ارواح‌ـه.

43:11.597 --> 43:13.347
‫خب وقتی که این ارواح خبیث می‌خواستن...

43:13.514 --> 43:17.722
‫خانم »جویس رینولدز» رو با خودشون ببرن
‫شما کجا بودین دوشیزه سمینف؟

43:18.140 --> 43:20.181
‫یه راست برو سر اصل مطلب دیگه!

43:21.223 --> 43:23.181
‫اصلاً چرا این سوال‌ها رو ازم می‌پرسین؟

43:23.806 --> 43:24.889
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم.

43:25.098 --> 43:27.305
‫روند کارش اینطوریه.
‫یعنی اینطوری بوده.

43:27.973 --> 43:30.681
‫منم دارم کمکش می‌کنم،
‫برای یه مدت کوتاه برگشته سرکارش.

43:32.056 --> 43:32.806
‫جای نگرانی نیست.

43:33.472 --> 43:34.764
‫کارـتون دقیقاً چیه؟

43:35.556 --> 43:36.681
‫کارم چیه؟

43:38.722 --> 43:40.556
‫وقتی جنایتی صورت می‌گیره...

43:40.681 --> 43:43.681
‫من می‌تونم با استفاده از
‫طریقت و روش به‌خصوص خودم

43:43.848 --> 43:46.389
‫و همچنین توانایی آزمون‌وخطا هماندم مغزم‌ام...

43:46.514 --> 43:49.597
‫بدون هیچ شک و تردیدی مجرم رو شناسایی کنم.

43:50.222 --> 43:51.389
‫درست مثلِ داستان‌های شما

43:51.681 --> 43:53.681
‫اون کاراگاه مسخره‌ی فنلاندی...

43:53.889 --> 43:55.305
‫داره لیست درست می‌کنه.

43:56.848 --> 43:58.597
‫از نوشته‌های خانم نویسنده
‫الهام گرفتی؟

44:00.347 --> 44:03.681
‫می‌شه بی‌زحمت بگین زمان وقوع قتل
‫دقیقاً کجا بودین؟

44:03.806 --> 44:05.089
‫برای لیست لازم داریم.

44:05.098 --> 44:07.472
‫پیش خانم رووینا توی اتاق موسیقی.

44:07.597 --> 44:10.931
‫یعنی دقیقاً وقتی نیمه‌شب شد اومدن پیش شما؟

44:11.098 --> 44:12.931
‫مطمئنـین؟

44:13.140 --> 44:16.264
‫حواسم به ساعت بود و خوشبختانه دقیقاً
‫سر ساعت 12 سر و کله‌شون پیدا شد.

44:16.389 --> 44:18.973
‫شما اصلاً به اون پیش‌گو
‫اعتماد نداشتین!

44:19.514 --> 44:23.556
‫یادم میاد بهش می‌گفتین «زنیکه شیطان‌صفت».

44:24.181 --> 44:28.764
‫آدم رو یاد بخشی از کتاب «شموت» می‌اندازه

44:29.431 --> 44:30.764
‫جز 22، آیه 18

44:33.681 --> 44:36.514
‫«به جادوگران اجازه زندگی ندهید»

44:36.848 --> 44:38.806
‫کتاب مقدس با دلیلی موجه
‫در این‌باره هشدار داده.

44:38.973 --> 44:41.056
‫یه جادوگر تو مراسمِ هم‌نشینی با شیطان

44:42.305 --> 44:44.140
‫یا باید غرق بشه، یا باید سوزونده بشه...

44:44.305 --> 44:46.347
‫شاید هم باید از بالکن پرت بشه پایین؟

44:46.372 --> 44:47.614
‫من اهل این کارها نیستم.

44:47.639 --> 44:49.140
‫اما دستورِ کتاب مقدس‌تون
‫رو به خوبی حفظ بودید.

44:49.305 --> 44:51.597
‫اونم به زبان کاملاً عامیانه لاتین!

44:51.723 --> 44:53.764
‫این‌جور چیزها رو توی مدرسه عادی
‫تدریس نمی‌کنن.

44:55.347 --> 44:58.180
‫ مال صومعه‌ست...

45:03.140 --> 45:06.140
‫از دوران کودکی‌ام دلم می‌خواست
‫یه راهبه باشم.

45:07.514 --> 45:11.431
‫نه سال توی صومعه «پیتا» خدمت می‌کردم.

45:17.264 --> 45:19.056
‫همون‌جا با همسرم آقای «سمینف» آشنا شدم.

45:19.222 --> 45:20.806
‫اومده بود سقف رو تعمیر کنه.

45:24.139 --> 45:25.597
‫کار خداست دیگه!

45:25.664 --> 45:27.322
‫عاشق که می‌شی،
‫خدا رو فراموش می‌کنی.

45:27.389 --> 45:28.806
‫نه، به این سادگی‌ها نیست.

45:29.597 --> 45:30.848
‫سوال آخر.

45:31.056 --> 45:32.514
‫برای لیست‌مون یعنی.

45:48.306 --> 45:50.931
‫ببخشید، یه‌لحظه فکرکردم
‫یه صدایی شنیدم.

45:52.222 --> 45:54.723
‫شما که اینقدر از ارواح و شیاطین می‌ترسید...

45:54.889 --> 45:57.681
‫چرا باید تو یه جلسه احضار روح شرکت کنید؟

45:58.306 --> 46:02.097
‫از این‌جا بی‌زارین اما تو شبانه
‫تو همچین عملِ شنیعی شرکت کردید!

46:04.139 --> 46:06.389
‫من فقط به یک نفر جواب می‌دم!

46:08.723 --> 46:10.056
‫و اون شخص شما نیستید.

46:23.264 --> 46:24.264
‫پوآرو؟

46:33.681 --> 46:37.556
‫خانم «اولگا سمینف»، زمانی که راهبه بودین
‫اسم مقدس‌تون چی بود؟

46:38.639 --> 46:39.639
‫ماریا.

46:49.097 --> 46:51.222
‫با این پای شکسته‌ت نمی‌تونی
‫زیاد از این‌جا دور بشی.

46:58.347 --> 47:00.389
‫یه شیء تیز، البته نه خیلی.

47:02.180 --> 47:03.180
‫مثلاً ناخن.

47:03.347 --> 47:05.389
‫چیز دیگه‌ای روی بدنش نیست.

47:05.556 --> 47:07.431
‫به‌جز اون قسمتی که همه می‌بینین.

47:15.681 --> 47:18.556
‫مورد غیرطبیعی دیگه‌ای
‫به چشم‌تون نخورد؟

47:19.181 --> 47:21.556
‫همین که به سیخ کشیده شده
‫کافی نیست؟

47:22.472 --> 47:24.347
‫دست چپ‌شون چی؟

47:24.514 --> 47:26.181
‫اون زخم رو نادیده گرفتین...

47:26.389 --> 47:28.890
‫همینطور زمانِ دقیق مرگ‌شون رو.

47:38.890 --> 47:39.848
‫یادم رفت.

47:43.181 --> 47:44.222
‫چرا بهم زل زدید.

47:46.681 --> 47:47.723
‫کافیه.

47:49.014 --> 47:50.389
‫فکر می‌کنین من دیوونه‌ام؟

47:50.848 --> 47:51.639
‫دیوونه نیستم!

47:52.598 --> 47:53.598
‫بابا!

47:56.598 --> 47:57.723
‫حالت خوبه؟

47:59.723 --> 48:00.598
‫آره.

48:00.806 --> 48:02.514
‫اگه کمک نیاز داشتی
‫من این بالام.

48:09.723 --> 48:11.556
‫ای کاش ازم نخواسته بودین
‫جسد رو بررسی کنم.

48:13.014 --> 48:15.556
‫زخم‌های جنگ همیشه روی بدن نمایان نیستن.

48:17.264 --> 48:18.264
‫تو ارتش بودی؟

48:21.639 --> 48:24.181
‫15 آپریل سال 1945.

48:25.222 --> 48:27.264
‫قرار بود جنگ تموم بشه.

48:28.473 --> 48:30.097
‫از رودخانه «رین» عبور کرده بودیم.

48:30.514 --> 48:32.556
‫داشتیم می‌رفتیم سمتِ بریل.

48:34.681 --> 48:37.055
‫تا رسیدیم به کمپ «برگن بلسن».

48:37.264 --> 48:38.264
‫خدای من...

48:38.765 --> 48:39.890
‫کمپ رو آزاد کردیم.

48:40.890 --> 48:44.431
‫از یه مشت اسکلت پرستاری کردیم
‫تا دوباره جون بگیرن!

48:46.055 --> 48:49.347
‫دو نفر رو توی دو روز اول با شیر به کشتن دادیم.
‫خبر نداشتیم.

48:51.097 --> 48:52.347
‫بعدش هم تیفوس شیوع پیدا کرد.

48:53.890 --> 48:55.473
‫جز آسپرین و تریاک هیچی نداشتیم.

48:58.765 --> 49:00.556
‫اون‌هایی که بیمار بودن
‫رو آتیش زدیم.

49:04.890 --> 49:06.556
‫برای لئو نامه نوشتم.

49:09.556 --> 49:11.890
‫و بعد به سینه‌ام شلیک کردم.

49:16.723 --> 49:19.389
‫وقتی برگشتم خونه بهم گفتن
‫باید پزشکی رو کنار بذارم.

49:19.514 --> 49:23.598
‫با این‌حال پارسال به وضعیت
‫یه بیمار رسیدگی کردی.

49:24.097 --> 49:25.181
‫آلیسیا دریک!

49:26.556 --> 49:28.139
‫رووینا ازم درخواست کرد.

49:30.806 --> 49:32.306
‫بقیه دکترها حتی نزدیک‌ش نمی‌شدن.

49:32.889 --> 49:33.889
‫تازه اونم این‌جا.

49:35.598 --> 49:38.139
‫برای مدت‌ها پزشک خانوادگی‌شون بودم،
‫اما نباید قبول می‌کردم.

49:38.264 --> 49:40.639
‫بر سر دوراهی گیر کرده بودی.

49:41.639 --> 49:43.972
‫چون تو عاشقِ رووینا دریکی!

49:44.514 --> 49:46.389
‫همین که تونستم تو زندگی‌ش باشم
‫باید کلاهم رو بندازم هوا.

49:49.765 --> 49:51.181
‫می‌دونم که...

49:56.097 --> 50:00.556
‫می‌دونم اوضاع به اندازه کافی سخت هست،
‫اما به‌نظرتون...

50:01.181 --> 50:02.930
‫ممکنه آلیسیا دریک به قتل رسیده باشه؟

50:03.972 --> 50:05.889
‫آلیسیا چیزهایی که دیده بود
‫رو برام تعریف کرد.

50:07.139 --> 50:09.765
‫گفت بچه‌ها دارن اذیت‌ش می‌کنن.

50:09.972 --> 50:10.972
‫من باور نکردم.

50:11.181 --> 50:14.264
‫دیوانگی‌ش رو گذاشتم پای
‫شکست عشقی‌ای که خورده.

50:15.765 --> 50:17.431
‫آلیسیا به کمک نیاز داشت.

50:19.181 --> 50:20.847
‫من بهش آرامبخش دادم بخوره!

50:22.306 --> 50:24.765
‫مثل کسی که گشنه‌ست
‫و بهش شیر می‌دن.

50:25.765 --> 50:27.972
‫چیزی به اسم عارضه‌های
روانی ‫وجود نداره.

50:28.139 --> 50:30.847
‫فقط درد روانی‌ـیه.

50:32.514 --> 50:34.514
‫یه روانی مثل من باید تشخیص می‌داد.

50:39.264 --> 50:40.389
‫تموم شد؟

50:48.889 --> 50:50.473
‫ممنون دکتر فریر.

52:05.181 --> 52:06.972
‫بعید می‌دونم من توی لیست‌تون باشم.

52:08.514 --> 52:10.097
‫لیست کسایی که بازجویی‌شون می‌کنی.

52:11.431 --> 52:12.972
‫منتظر می‌مونم قربان.

52:14.181 --> 52:16.805
‫«ادگار الن پـو وحشتناک»

52:17.348 --> 52:19.722
‫توی این سنت، بهتر نیست...

52:19.889 --> 52:22.264
‫کتاب‌های چارلز دکنز رو بخونی؟

52:22.431 --> 52:24.681
‫چالز دکنز خیلی مُضحک‌ـه.
‫شما اینطور فکر نمی‌کنید؟

52:27.556 --> 52:29.264
‫بابای منم مثل شما عصبیه.

52:29.931 --> 52:33.139
‫بهش می‌گن روان‌نژندی بعد از مرگ،
‫یا همون «رزم رنجوری».

52:33.847 --> 52:35.264
‫واقعاً ناعادلانه‌ست.

52:35.972 --> 52:37.223
‫اون خسته‌ نیست...

52:37.764 --> 52:38.764
‫از درون خُرد شده!

52:40.473 --> 52:42.348
‫زمان وقوع قتل پیش من بود،
‫اگه براتون سواله!

52:43.889 --> 52:46.515
‫راستش برام سوال بود.

52:46.847 --> 52:48.097
‫پس زمان وقوع قتل پیش تو بود نه؟

52:48.306 --> 52:50.264
‫توی آشپزخونه، منتظر خانم رووینا بودیم.

52:50.847 --> 52:52.264
‫می‌خواست بهشون شب‌به‌خیر بگه!

52:52.473 --> 52:53.556
‫درسته.

52:53.972 --> 52:58.139
‫دستیارانش بعدِ از خودش اومدن،
‫فکرکنم بهتره باهاشون یه صحبتی بکنی.

52:58.722 --> 53:00.348
‫همه رو توی لیستم نوشتم!

53:01.515 --> 53:02.764
‫شیر رو نبستی.

53:10.515 --> 53:13.680
‫متاسفم، امشب نمی‌دونم چـم شده!

53:14.181 --> 53:15.473
‫یه‌چیزایی اومدن سراغت!

53:17.097 --> 53:18.139
‫صداهایی می‌شنوی.

53:19.556 --> 53:21.181
‫به‌خاطر هالووین‌ـه.

53:22.264 --> 53:25.223
‫تو این شب مرده‌ها از هر زمانی بیشتر
‫به ما نزدیک‌ می‌شن.

53:26.889 --> 53:28.515
‫شما هم مُرده بودید قربان...

53:29.680 --> 53:31.639
‫حتی اگه چند ثانیه بوده باشه.

53:33.139 --> 53:34.931
‫الان دیگه شما رو جزو خودشون
‫محسوب می‌کنن.

53:35.722 --> 53:39.056
‫اگه کسی چیزی می‌دونه،
‫بهتره بیاد شخصاً به خودتون بگه.

53:40.223 --> 53:42.181
‫مثل خانم رینولدز حرف می‌زنی!

53:42.348 --> 53:44.223
‫اون تظاهر می‌کرد که
‫همه‌چی رو می‌دونه.

53:45.348 --> 53:46.931
‫تعجبی نداشت که افتادن دنبالش!

53:47.348 --> 53:49.348
‫چه خوب مُرده‌ها رو می‌شناسی.

53:49.515 --> 53:51.306
‫با بعضی‌هاشون دوستم.

53:53.722 --> 53:54.639
‫ببخشید.

53:57.181 --> 53:58.598
‫ممنونم آقای لئوپولد.

53:58.764 --> 53:59.806
‫خواهش می‌کنم.

54:02.389 --> 54:03.389
‫هرکول!

54:06.931 --> 54:07.931
‫چه آشفته.

54:08.139 --> 54:10.597
‫نیکولاس و دزدمونا آماده‌ان.

54:12.972 --> 54:14.223
‫می‌تونیم منتظر پلیس بمونیم‌ها.

54:14.597 --> 54:15.972
‫مگه من هرکول پوآرو نیستم؟ نه؟

54:16.181 --> 54:18.056
‫- نه، یعنی چرا.
‫- خب پس!

54:18.223 --> 54:19.473
‫اگه پلیس پرونده‌ای رو حل کنه
‫که من نتونستم،

54:19.597 --> 54:21.639
‫خودم رو از همون بالکن پرت می‌کنم پایین!

54:21.806 --> 54:23.348
‫الان شدی همون هرکول پوآرو قدیمی!

54:23.515 --> 54:24.515
‫نظرت چیه تا این‌جا؟

54:24.889 --> 54:25.931
‫من می‌گم کار اون خدمتکاره‌ست.

54:26.181 --> 54:28.264
‫سلیقه‌ش توی کتاب حرف نداره؛
‫اما خیلی آدم متعصب‌ـیه!

54:28.431 --> 54:30.473
‫رووینا دریک هم که به حضور خانم رینولدز
‫احتیاج داشته.

54:30.680 --> 54:31.889
‫اون پسر بچه هم...

54:32.806 --> 54:34.597
‫یه‌خورده رو عصابه!

54:34.764 --> 54:35.764
‫شاید، شاید.

54:35.931 --> 54:39.181
‫تا وقتی که تمام شواهد رو کنار هم نچیدیم؛
‫نمی‌شه رفت سمت تئوری‌سازی.

54:39.306 --> 54:40.306
‫طریقت و روش به‌خصوصم!

54:40.473 --> 54:41.515
‫- و تهیه لیست.
‫- تهیه لیست!

54:41.639 --> 54:43.889
‫باید بریم سراغ کسایی که بیشتر از
‫همه می‌شناختنش، دستیارهاش.

54:44.098 --> 54:45.597
‫به‌نظرت می‌تونن انگیزه خاصی
‫داشته باشن؟

54:45.764 --> 54:46.889
‫دستیارها همیشه یه انگیزه‌ای دارن...

54:47.139 --> 54:48.639
‫اولیش هم اینه‌ که بدشون میاد
‫بهشون می‌گی دستیار!

54:53.764 --> 54:54.847
‫بازم این!

54:55.056 --> 54:56.806
‫این دوتا خلافکار اصلاً
‫مورد اعتماد نیستن!

54:56.931 --> 54:59.515
‫خلافکار؟ اون بچه‌ها رو می‌گی؟
‫چرا زودتر نگفتی؟

54:59.639 --> 55:00.764
‫الان دارم می‌گم دیگه!

55:08.931 --> 55:10.473
‫نمی‌شد هم‌زمان با خواهرم
‫ازم بازجویی کنید؟

55:11.348 --> 55:13.098
‫خواهرت جاش امنه
‫و منتظرته.

55:13.473 --> 55:14.473
‫برادرم کجاست؟

55:14.597 --> 55:16.223
‫ جاش امنه و منتظرته.

55:16.390 --> 55:18.847
‫دزدمونا و نیکولاس هالند.

55:19.056 --> 55:20.431
‫پاسپورت‌هامون جعلیه.

55:20.555 --> 55:21.680
‫آره و اصلاً هم
‫خوب جعل نشدن.

55:21.847 --> 55:24.264
‫قبل اسم‌هامون هروات و دورنیا نیپکین بوده.

55:24.847 --> 55:25.847
‫تو لهستان به‌دنیا اومدیم.

55:26.264 --> 55:28.306
‫روستایی که توش زندگی می‌کردیم
‫سوخت و از بین رفت.

55:28.473 --> 55:30.181
‫همینطور کل خانواده‌مون.

55:30.972 --> 55:32.722
‫ما یه‌جوری زنده موندیم.

55:33.306 --> 55:34.473
‫هوای هم رو داشتیم.

55:34.597 --> 55:37.681
‫زمان وقوع قتل، یواشکی رفته بودیم
‫تو آشپزخونه مشروب بخوریم.

55:38.390 --> 55:39.555
‫پسر عجیب‌غریبه هم اون‌جا بود.

55:39.681 --> 55:41.597
‫گفت شما یه ساعت بعد
‫از نیمه‌شب اومدین!

55:41.722 --> 55:42.806
‫اشتباه کرده.

55:43.014 --> 55:44.889
‫چند وقت دستیار خانم رینولدز بودین؟

55:45.098 --> 55:46.597
‫- یه سال و خورده‌ای.
‫- مطمئنی؟

55:46.764 --> 55:47.806
‫بهترین سال زندگی‌مون!

55:47.931 --> 55:50.555
‫وقتی پیشش شروع به‌کار کردیم،
‫دیگه خبری از شب گرسنه خوابیدن نبود.

55:50.681 --> 55:52.139
‫واقعاً نمی‌دونم اگه اون نبود
‫چه بلایی سرمون می‌اومد.

55:52.306 --> 55:54.473
‫- قبل اون یه‌جوری سر می‌کردیم.
‫- آره خب دزدی می‌کردید.

55:54.597 --> 55:56.473
‫دزد بودیم، قاتل که نبودیم!

55:56.597 --> 55:58.098
‫برای این‌که از جنگ جون سالم
‫به‌در ببریم هرکاری می‌کردیم.

55:58.264 --> 55:59.264
‫یه‌چیزایی می‌دونست.

55:59.390 --> 56:01.722
‫اگه می‌گفته آلیسیا دریک به قتل رسیده...

56:01.889 --> 56:02.931
‫حقه‌باز ماهری بود.

56:03.181 --> 56:04.139
‫خیلی خاص بود!

56:04.931 --> 56:07.597
‫خب توی این جلسات احضار روح
‫که شرکت می‌کردین...

56:07.722 --> 56:08.764
‫همه‌ش الکی بود! الکی!

56:08.931 --> 56:10.806
‫- الکی؟ ملاقات با ارواح و این‌ها الکی بود؟
‫- همه‌ش!

56:10.931 --> 56:12.681
‫- تمام اون جلسه‌ها؟
‫- چیزی جز یه نمایش نبود.

56:12.889 --> 56:14.973
‫نمایش بوده و الکی.
‫عجیبه!

56:15.139 --> 56:16.597
‫اینم جادویی‌ـیه؟

56:16.764 --> 56:18.597
‫کنترلِ ماشین‌تحریر سخنگوـتون؟

56:19.390 --> 56:20.931
‫یه‌سری حُقه‌های مخفی بلد بودیم.

56:21.139 --> 56:23.472
‫برای این‌که تواناهایی‌هاش
‫رو به همه اثبات کنیم.

56:23.973 --> 56:25.722
‫جوری بهم دستور می‌داد
‫که انگار بانوی عمارته!

56:25.889 --> 56:28.555
‫دائم هم با نیکولاس لاس می‌زد
‫تا کاملاً در اختیارش باشه.

56:29.306 --> 56:30.639
‫بدتر از این‌هاش رو پشت سر گذاشتیم.

56:30.764 --> 56:33.555
‫بدون اون می‌ریم.

56:33.806 --> 56:34.931
‫کجا می‌خواستین برین؟

56:35.722 --> 56:37.764
‫- قرار بود بریم میزوری!
‫- میزوری.

56:37.931 --> 56:38.847
‫میزوری؟

56:39.264 --> 56:42.056
‫مدت‌ها توی جنگل «ماردهارت» قایم
‫شده بودیم.

56:42.348 --> 56:44.597
‫وسط بوته‌ها زندگی می‌کردیم
‫و موش می‌خوردیم.

56:45.431 --> 56:47.139
‫یه مشت آمریکایی از «هیلبورن»
‫سر و کله‌شون پیدا شد

56:47.306 --> 56:49.056
‫با خودمون گفتیم کارمون ساخته‌ست.

56:49.223 --> 56:51.139
‫اما بهمون رقصِ «لیندی هاپ» یاد دادن.

56:51.514 --> 56:53.681
‫مثل‌شون ندیده بودیم...

56:54.181 --> 56:57.514
‫رنگ پوست‌های متفاوت،
‫با صداهای متفاوت.

56:58.390 --> 57:00.265
‫یه ملافه وصل کردن روی دیوار،

57:00.472 --> 57:03.139
‫پرژکتور فیلم داشتن،
‫اما فیلم‌شون نصفه بود.

57:03.306 --> 57:07.514
‫به مدت یک‌ماه، هرشب روی
‫یه ملافه ارتش...

57:08.764 --> 57:11.681
‫فیلم «مرا در سنت‌لوئیس ملاقات کن»
‫رو نصفه تماشا می‌کردیم.

57:11.889 --> 57:14.430
‫بارها و بارها تماشاش کردیم.

57:15.139 --> 57:16.681
‫هنوزم نمی‌دونم آخرش چی می‌شه.

57:18.472 --> 57:19.681
‫پایان خوشی داره.

57:21.014 --> 57:23.014
‫«سنت‌لوئیس، میزوری»

57:24.430 --> 57:26.931
‫خواهرم با رویاپردازی درباره زندگی
‫توی اون‌جا خوابش می‌برد.

57:27.597 --> 57:28.806
‫رنگ خاصش...

57:30.265 --> 57:31.847
‫آدم‌های به‌شدت مهربونش!

57:32.056 --> 57:34.098
‫می‌دونین، هیچکس مریض نبود

57:34.223 --> 57:37.889
‫هیچکس گرسنه نبود
‫یا نمی‌مُرد.

57:38.722 --> 57:41.514
‫خیابان کنسینگتون، پلاک 5135.

57:42.597 --> 57:44.389
‫می‌خواستیم بریم اون‌جا زندگی ‌کنیم.

57:45.430 --> 57:47.472
‫رویای خواهرمه،
‫رویای منم هست.

57:47.597 --> 57:51.681
‫باید خانم رینولدز رو تحمل می‌کردیم
‫تا بتونیم برای رفتن پول کافی دربیاریم.

57:52.098 --> 57:53.348
‫یه شروع دوباره داشته باشیم.

57:54.306 --> 57:55.931
‫رویاپردازی کردن کار احمقانه‌ایه.

57:56.639 --> 58:00.389
‫از این‌که به رویاتون نمی‌رسیدید خسته
‫شده بودین و تصمیم گرفتین ازش دزدی کنید.

58:01.139 --> 58:02.973
‫یه مدت جواب داد، اما لو رفتین!

58:03.181 --> 58:04.430
‫نه! ما ازش دزدی نکردیم!

58:04.556 --> 58:06.139
‫برادرتون اعتراف کرد که دزدی می‌کردید.

58:06.306 --> 58:07.098
‫احمق!

58:07.265 --> 58:08.889
‫خواهرتون اعتراف کرد که دزدی می‌کردید.

58:09.139 --> 58:10.806
‫جرئت نداشتیم از خانم رینولدز دزدی کنیم.

58:11.014 --> 58:13.764
‫شاید فهمیده دزدی می‌کردین
‫و تهدیدتون کرده.

58:13.889 --> 58:15.722
‫شاید می‌دونستین که پلیس رومانی...

58:15.847 --> 58:18.556
‫چه رفتار ظالمانه و وحشتناکی با
‫اتباع غیرقانونی داره

58:18.681 --> 58:21.514
‫و برای این‌که از کشور اخراج نشین یا
‫اتفاق بدتری نیفته، کُشتینش!

58:21.722 --> 58:22.973
‫توسط شما، دستیارهای مورد اعتمادش.

58:27.389 --> 58:28.347
‫نیکولاس!

58:28.514 --> 58:29.681
‫نیکولاس، کجایی؟

58:33.556 --> 58:35.472
‫اگه من نمی‌تونم از این‌جا برم،
‫تو هم نمی‌‌تونی!

58:43.223 --> 58:44.681
‫دلیل نمی‌شه من کشته باشمش!

58:44.848 --> 58:46.389
‫جوری فرار کرد که انگار اون کُشتتش!

58:46.514 --> 58:48.764
‫انگیزه مشخصی داشتن،
‫کسی هم زمان وقوع قتل ندیدتشون!

58:48.931 --> 58:50.139
‫حدس‌ام رو ایناست.

58:50.265 --> 58:53.265
‫ممکنه. آره. آره.

58:54.223 --> 58:56.889
‫باز هم داری وانمود می‌کنی که انگار
‫از همه بیشتر بارته!

58:57.139 --> 59:00.265
‫هنوز چیزی نمی‌دونم، حقیقت
‫بدون زحمت پدیدار نمی‌شه.

59:01.430 --> 59:04.597
‫بالا سر خرسی که از خواب بیدار کردن
‫غر نمی‌زنن!

59:04.764 --> 59:06.181
‫این اصطلاح تو هیچ زبانی
‫وجود خارجی نداره.

59:06.389 --> 59:07.806
‫ادامه می‌دیم.

59:18.472 --> 59:19.722
‫تو هم می‌شنوی؟

59:20.806 --> 59:22.305
‫این صدایی که داره میاد.

59:22.848 --> 59:24.140
‫من‌که چیزی نشنیدم.

59:25.806 --> 59:28.181
‫به‌نظر می‌رسه حال کاراگاهتون زیاد خوب نیست.

59:29.889 --> 59:33.556
‫پوآرو، بهتره به‌خاطر ضربه‌ای که به
‫سرت خورده امشب رو استراحت کنی.

59:34.389 --> 59:36.305
‫یه‌نفر دیگه این‌جا حضور داره.

59:38.973 --> 59:40.181
‫تو هم شنیدی؟

59:41.514 --> 59:42.514
‫آره.

59:43.514 --> 59:44.722
‫پس تنها نیستم!

59:46.722 --> 59:48.472
‫دارم گوش می‌دم.

59:51.347 --> 59:52.347
‫وایسا.

01:00:09.848 --> 01:00:10.848
‫هنوز خرابه.

01:00:56.556 --> 01:00:59.431
‫چیزی نیست. می‌تونی بیای بیرون.

01:01:07.222 --> 01:01:09.848
‫مشکلی برات پیش نمیاد.

01:01:10.681 --> 01:01:12.305
‫نیازی نیست بترسی.

01:01:13.140 --> 01:01:15.556
‫همراه بقیه بچه‌ها اومدی درسته؟

01:01:17.264 --> 01:01:20.973
‫تمام این مدت خودت رو مخفی کرده بودی.

01:01:26.764 --> 01:01:28.806
‫فهمیدی اون زن از بالای بالکن سقوط کرده؟

01:01:33.180 --> 01:01:34.556
‫اون صحنه رو دیدی؟

01:01:36.931 --> 01:01:38.180
‫کسی هلش داد؟

01:01:40.140 --> 01:01:41.389
‫با کی حرف می‌زنی؟

01:01:42.723 --> 01:01:43.723
‫یه بچه!

01:01:46.973 --> 01:01:47.973
‫واقعاً صداش رو نشنیدی؟

01:01:50.514 --> 01:01:51.514
‫این یکی رو شنیدم.

01:01:59.889 --> 01:02:00.848
‫ول‌مون کنید!

01:02:01.015 --> 01:02:01.931
‫آزادمون کن حروم‌زاده!

01:02:03.098 --> 01:02:04.139
‫نمی‌‌تونی ول‌مون کنی به امون خدا!

01:02:08.514 --> 01:02:10.889
‫- صدا رو شنیدین! همه شنیدین...
‫- احتمالاً از لوله‌هاست.

01:02:11.098 --> 01:02:12.472
‫لوله؟ مثل صدای ترکیدن بمب بود!

01:02:12.597 --> 01:02:14.389
‫این همه سال که اینجا بودم،
‫هرگز همچین صدایی نشنیدم.

01:02:14.514 --> 01:02:16.347
‫من شنیدم.
‫وقتی عصبانی‌ان این صدا میاد.

01:02:16.472 --> 01:02:17.389
‫عصبانی‌شون کردیم!

01:02:17.514 --> 01:02:19.723
‫چطوری عصاب‌شون رو آروم کنیم حالا؟

01:02:19.889 --> 01:02:20.889
‫گوش کنید.

01:02:26.180 --> 01:02:27.848
‫صدا از زیرزمین میاد.

01:02:30.639 --> 01:02:32.681
‫این‌جا زیرزمین نداره!

01:02:58.514 --> 01:03:01.514
‫دکتر! دکتر!
‫انتقام کودکان!

01:03:02.139 --> 01:03:03.514
‫می‌خوای بری پایین؟

01:03:26.723 --> 01:03:28.681
‫- بابا؟
‫- بچه‌ها برگشتن خونه‌شون!

01:03:44.556 --> 01:03:47.306
‫این بچه‌ها رو این‌جا زندانی کردن
‫تا زنده زنده جون بدن.

01:03:47.973 --> 01:03:50.347
‫ولش کن.
‫حمله عصبی بهش دست داده.

01:03:50.514 --> 01:03:52.598
‫لعنت بهش فریر!
‫الان وقتش نبود!

01:03:52.764 --> 01:03:53.764
‫به خودت بیا.

01:03:54.264 --> 01:03:55.389
‫به پسرت فکرکن!

01:03:58.514 --> 01:04:00.264
‫- بس کن!
‫- بابا؟

01:04:00.431 --> 01:04:01.556
‫ولش کن! ولش کن!

01:04:09.097 --> 01:04:11.055
‫صدای طوفانه،
‫نه ارواح!

01:04:11.598 --> 01:04:13.347
‫- توروخدا بس کن!
‫- ولش کن!

01:04:14.639 --> 01:04:15.514
‫بابا!

01:04:22.848 --> 01:04:23.556
‫ولش کن!

01:04:28.514 --> 01:04:29.347
‫بابا بس کن!

01:04:29.514 --> 01:04:30.723
‫خوبی؟ حالت خوبه؟

01:04:33.055 --> 01:04:34.055
‫بابا. توروخدا بس کن

01:04:34.264 --> 01:04:35.097
‫بابا خواهش می‌کنم.

01:04:43.055 --> 01:04:44.723
‫بابا؟ بابا؟

01:04:46.347 --> 01:04:47.931
‫بابا منم!

01:04:49.097 --> 01:04:50.055
‫منـم.

01:04:51.681 --> 01:04:53.055
‫من همینجام.

01:04:57.723 --> 01:04:59.014
‫تو پیشِ منـی.

01:05:00.806 --> 01:05:01.806
‫می‌بینی منو؟

01:05:02.306 --> 01:05:03.306
‫من رو می‌بینی؟

01:05:18.431 --> 01:05:19.681
‫چیزی نیست.

01:05:19.806 --> 01:05:20.890
‫می‌دونم.

01:05:28.556 --> 01:05:29.723
‫آروم باش بابا.

01:05:33.306 --> 01:05:34.514
‫چیزی نیست بابا.

01:05:35.514 --> 01:05:36.765
‫فقط باید استراحت کنی.

01:05:38.139 --> 01:05:39.222
‫مگه نه بابا؟

01:05:39.389 --> 01:05:41.556
‫من باید ازت مراقبت کنم، نه تو.

01:05:41.681 --> 01:05:42.681
‫همینطورم هست.

01:05:51.222 --> 01:05:52.097
‫استراحت کنید آقا.

01:05:53.222 --> 01:05:54.848
‫باید به حرفت گوش می‌کردم.

01:05:55.055 --> 01:05:56.056
‫با چشم‌های خودم دیدم.

01:05:56.681 --> 01:05:58.598
‫اهریمن‌ها و شیطان رو دیدم...

01:05:58.765 --> 01:06:00.681
‫این خونه پُر شده از این موجودات.

01:06:01.264 --> 01:06:04.556
‫من و تو، مثل همدیگه‌ایـم.

01:06:06.723 --> 01:06:08.139
‫هرکجا که بریم...

01:06:09.681 --> 01:06:11.014
‫مرگ سایه به سایه دنبالِ ماست.

01:06:11.181 --> 01:06:13.930
‫حتماً یه دلیل منطقی
‫برای همۀ این اتفاقات وجود داره.

01:06:14.347 --> 01:06:16.473
‫توی زیرزمین، زنبور بود.

01:06:17.222 --> 01:06:19.556
‫طبقۀ بالا،
‫یه قاتل داره راست راست می‌چرخه.

01:06:19.765 --> 01:06:20.681
‫نه.

01:06:22.181 --> 01:06:23.264
‫گوش کن.

01:06:25.514 --> 01:06:26.514
‫ایمان داشته باش.

01:06:38.972 --> 01:06:41.056
‫حالا می‌تونه
‫توی اتاق موسیقیـم استراحت بکنه.

01:06:41.181 --> 01:06:42.847
‫تقریباً دیوارش عایق صداست.

01:06:46.306 --> 01:06:48.222
‫به خاطر امنیت خودش،
‫باید درش رو قفل کنیم.

01:06:49.473 --> 01:06:52.348
‫اما لطفاً بخاطر ما،
‫این کلید پیش شما بمونه.

01:06:54.514 --> 01:06:55.514
‫مرسی.

01:07:01.097 --> 01:07:02.181
‫بریم لئوپولد.

01:07:02.930 --> 01:07:04.222
‫وقتِ کیک خوردنـه، مگه نه؟

01:07:04.389 --> 01:07:05.389
‫خیلی خوردم.

01:07:05.556 --> 01:07:06.723
‫خب من که نخوردم.

01:07:14.389 --> 01:07:16.056
‫معلومه که همچین حرفی می‌زنه.

01:07:16.806 --> 01:07:19.723
‫از نظرِ اون، آره من قاتلِ آلیسیام.

01:07:20.640 --> 01:07:22.930
‫رووینا هرچیزی که دلـش بخواد
‫رو باور می‌کنه.

01:07:23.805 --> 01:07:26.889
‫یه احضارکننده پیدا شده که می‌گه آلیسیا به قتل رسیده،
‫حتماً هم باید من رو قاتل جلوه بده.

01:07:27.097 --> 01:07:29.056
‫قبول ندارید که ماشین تحریرِ خانم رینولدز...

01:07:29.514 --> 01:07:33.805
‫وقتی که از سمتِ روح مرحومۀ شما
‫حرف «م» رو تایپ کرد...

01:07:34.514 --> 01:07:35.514
‫منظورش اول اسمـتون «ماکسیم» بود؟

01:07:36.181 --> 01:07:37.348
‫این خونه تسخیرشده؟

01:07:38.181 --> 01:07:41.348
‫ملت انقدر بیکار شدن که از
‫بدبختی‌هاشون داستان‌سرایی می‌کنن...

01:07:41.473 --> 01:07:43.139
‫و همینـم رنج و اندوهـشون رو مضاعف می‌کنه.

01:07:44.097 --> 01:07:47.306
‫چرا از همه‌چیز داستان می‌سازید؟

01:07:47.473 --> 01:07:50.556
‫اون نوری که توی عکس خونوادگیـشون بود هم
‫پس حتماً روح پدربزرگه‌ست.

01:07:51.556 --> 01:07:53.805
‫آلیسیا از لحاظ روانی بیمار بوده.

01:07:54.097 --> 01:07:55.681
‫همین از پا درآوردش.

01:07:55.847 --> 01:07:56.889
‫لزومی نداشت همچین اتفاقی بیفته.

01:07:57.097 --> 01:08:00.598
‫اگه یه دکتر دست و حسابی درمانش می‌کرد،
‫نه یه مشنگِ بی‌خاصیت.

01:08:01.056 --> 01:08:02.389
‫لعنتی!

01:08:08.473 --> 01:08:11.889
‫عسل واسه بُریدگی خوبه.
‫قبلاً به عنوان ضدعفونی کننده استفاده می‌شد.

01:08:17.931 --> 01:08:19.931
‫ گل وحشی نیست.

01:08:21.139 --> 01:08:22.139
‫نمی‌دونم.

01:08:30.097 --> 01:08:31.681
‫آلیسیا دریک.

01:08:32.306 --> 01:08:35.556
‫عجب چهرۀ شادابی.

01:08:37.764 --> 01:08:38.764
‫پاره شده.

01:08:39.556 --> 01:08:43.473
‫اون شبی که رابطه‌ـمون رو تموم کردم،
‫آلیسیا توی اتاقـش پاره‌ـش کرد.

01:08:45.264 --> 01:08:46.764
‫آخرین باری بود
‫که با همدیگه صحبت کردیم.

01:08:47.681 --> 01:08:50.223
‫پس واقعاً خودت نامزدیت رو به هم زدی.

01:08:51.847 --> 01:08:54.431
‫شنیدی دیگه.
‫به اندازۀ کافی پولدار نبود.

01:08:54.556 --> 01:08:58.348
‫عکسش رو توی جیبت نگه می‌داری.
‫امشب تا احضارت کردن، خودت رو رسوندی.

01:08:58.514 --> 01:09:01.598
‫به نظرم که آلیسیا دریک رو
‫بیشتر از پول دوست داشتی.

01:09:02.223 --> 01:09:03.473
‫و با این حال، ترکـش کردی.

01:09:03.598 --> 01:09:06.640
‫ازدواج با بعضی دخترها
‫مساویـه با حضورِ همیشگیِ مادرشـون.

01:09:06.805 --> 01:09:08.556
‫پس مادرش تاییدت نمی‌کرد.

01:09:08.681 --> 01:09:10.389
‫مادرش پاپ رو هم تایید نمی‌کنه.

01:09:11.847 --> 01:09:14.431
‫رووینا نمی‌دونست
‫چطوری تنهایی زندگی کنه.

01:09:14.972 --> 01:09:16.931
‫با این حال باغچه رو نابود کرد،
‫و رفت خارج از کشور.

01:09:17.139 --> 01:09:20.223
‫آلیسیا انقدر درگیر عذاب وجدان بود که
‫می‌خواست کل دنیا رو دنبالـش بره.

01:09:20.389 --> 01:09:25.348
‫و بالاخره اونجا بود که فهمیدم
‫هرگز اولویتِ این دختر نخواهم بود.

01:09:25.515 --> 01:09:27.847
‫بخاطر همینـم نامزدیتون رو به هم زدی
‫و قلبـش رو شکستی.

01:09:28.056 --> 01:09:30.515
‫فقط بخاطر اینکه
‫یه زن تحقیرت کرد.

01:09:30.889 --> 01:09:32.889
‫به ونیز برگشتم...

01:09:33.056 --> 01:09:35.473
‫تا التماسش رو کنم
‫برگرده پیشـم.

01:09:38.056 --> 01:09:39.640
‫وقتی شنیدم که مریض شده...

01:09:40.931 --> 01:09:42.931
‫رووینا اجازه نمی‌داد که ببینمش.

01:09:43.515 --> 01:09:45.181
‫نامه‌هامم بهش نشون نداد.

01:09:47.722 --> 01:09:50.181
‫دفعۀ بعدی که آلیسیا رو دیدم،
‫توی تابوت بی‌جون افتاده بود.

01:09:57.014 --> 01:09:58.598
‫شاید تقصیر من بوده.

01:10:03.139 --> 01:10:06.181
‫اگه مشکلی نداره،
‫دعوتنامه‌اتـون رو بدید لطفاً.

01:10:12.348 --> 01:10:13.431
‫خانم آلیور.

01:10:17.264 --> 01:10:20.515
‫- یه یادداشتِ ساده‌ست.
‫- به زبان خاصی نیست.

01:10:20.639 --> 01:10:24.806
‫تحریرش ساده‌ست.
‫واضحه که با ماشین تحریر نوشته شده.

01:10:24.830 --> 01:10:25.032
‫[ساعت 10 شب بیا عمارت]
‫[خبر مهمی درمورد آلیسیا دریک داریم.]

01:10:25.056 --> 01:10:27.515
‫به طرز حرفه‌ای خودش رو ناشناس حفظ کرده.

01:10:27.539 --> 01:10:29.537
‫[سیب]

01:10:42.556 --> 01:10:44.139
‫خب بسـه. دیگه بسه. بیا بریم.

01:10:58.389 --> 01:11:00.556
‫مصاحبه‌اش تموم نشد.

01:11:01.389 --> 01:11:03.556
‫تهش می‌خواستی دروغ‌هایی
‫که گفت رو برملا کنی...

01:11:03.722 --> 01:11:05.680
‫احتمالاً هم متهمش کنی
‫به اینکه مخفیانه توی ویشی‌ـه.

01:11:05.847 --> 01:11:08.680
‫بعد اونـم تهدید به کشتنت می‌کرد.
‫تلاش‌هامـون بی‌ثمر می‌شد.

01:11:08.806 --> 01:11:09.764
‫حالش خوبه؟

01:11:09.889 --> 01:11:11.764
‫به یه دردی بخور نگهبان،
‫یه صندلی براش بیار.

01:11:11.889 --> 01:11:13.515
‫آره، صندلی خوبه.

01:11:14.806 --> 01:11:17.098
‫خوبه که یه دوستی پیشم هست.

01:11:17.972 --> 01:11:20.098
‫چند وقتـه که همدیگه رو می‌شناسیم؟

01:11:20.847 --> 01:11:23.431
‫از پروندۀ قتل گرمابه‌های شهرداریِ
‫جادۀ کنینگ.

01:11:24.056 --> 01:11:26.847
‫با عنوان تحقیقاتـم درمورد یک کتاب
‫تونستم راهـم رو برای مشاهدۀ فعالیت‌هات باز کنم.

01:11:27.098 --> 01:11:28.390
‫نوشتم دستِ پوآرو رو شد.

01:11:28.556 --> 01:11:30.390
‫به چشم بقیه اومد،
‫و معروف شدی.

01:11:30.555 --> 01:11:31.555
‫بدنام شدی.

01:11:33.014 --> 01:11:34.931
‫ببخشید. ممنونـم.

01:11:38.306 --> 01:11:40.806
‫ممنونـم. برای من نیست.
‫برای شماست.

01:11:42.847 --> 01:11:44.515
‫می‌خواید باهام مصاحبه کنید؟

01:11:44.639 --> 01:11:45.515
‫ولـش کن.

01:11:45.639 --> 01:11:48.098
‫یهویی شروع کردی،
‫داری به خودت آسیب می‌رسونی.

01:11:48.264 --> 01:11:50.639
‫بیخیال این یکی شو.
‫بذار صبح بشه.

01:11:54.181 --> 01:11:55.515
‫نزدیک بود اینجا...

01:11:56.555 --> 01:11:57.555
‫بمیرم.

01:11:59.722 --> 01:12:01.264
‫این قصر...

01:12:02.223 --> 01:12:03.306
‫حقه و کلک سوار می‌کنه.

01:12:04.931 --> 01:12:08.806
‫هی پشت‌سرهم چیزهای زیادی
‫رو سَر راهـم قرار می‌ده.

01:12:10.056 --> 01:12:11.056
‫سیب.

01:12:11.223 --> 01:12:12.181
‫حقۀ ذهنـه.

01:12:12.306 --> 01:12:16.139
‫و بعدش ذهنـم می‌خواد
‫یه چیزی بهم بفهمونه.

01:12:16.639 --> 01:12:19.139
‫چطور شد که پلیس شدی؟

01:12:19.306 --> 01:12:21.555
‫ای کاش بیخیال این قضایا می‌شدی.

01:12:21.764 --> 01:12:23.681
‫مشکلی نداره. جواب می‌دم.

01:12:24.639 --> 01:12:25.889
‫پدرم پلیس بوده.

01:12:26.473 --> 01:12:28.056
‫اساساً شغل خونوادگیـمون بوده.

01:12:28.889 --> 01:12:29.889
‫مهارتِ دیگه‌ای نداشتم.

01:12:30.056 --> 01:12:32.972
‫با این حال، زود بازنشسته شدی.
‫همین پارسال.

01:12:33.139 --> 01:12:34.139
‫درسته.

01:12:35.056 --> 01:12:36.889
‫دیگه این شغل خونوادگی
‫به دردم نمی‌خورد.

01:12:37.098 --> 01:12:38.514
‫شاید از همون اولـم
‫مناسب من نبود.

01:12:39.264 --> 01:12:41.431
‫توانـش رو داشتم، ولی بی‌تجربه بودم.

01:12:42.514 --> 01:12:46.555
‫وقتی بی‌خوابی به سرم می‌زد مشروب می‌خوردم
‫و دیگه اصلاً بعدش خوابم نمی‌بُرد.

01:12:48.390 --> 01:12:49.639
‫خودت یه زمانی مامور پلیس بودی.

01:12:50.473 --> 01:12:51.555
‫می‌تونی درک کنی.

01:12:52.306 --> 01:12:53.722
‫یه روزی یه پرونده میاد زیر دستت...

01:12:54.348 --> 01:12:57.306
‫و می‌فهمی که دیگه طاقتت طاق شده
‫و دیگه نمی‌تونی ادامه بدی.

01:12:58.514 --> 01:13:00.348
‫واسه تو چه پرونده‌ای بود؟

01:13:02.181 --> 01:13:06.597
‫چرا درمورد اینکه قبلاً اینجا بودی،
‫دروغ گفتی؟

01:13:07.555 --> 01:13:11.181
‫دقیقاً می‌دونستی که کجا باید
‫تلفن مخفی شده رو پیدا کنی.

01:13:13.555 --> 01:13:15.806
‫پروندۀ رقت‌باری بود.

01:13:15.931 --> 01:13:18.306
‫این خونواده باید
‫حریم خصوصیـشون حفظ می‌شد.

01:13:18.514 --> 01:13:22.514
‫ولی تو در حال انجام وظیفه بودی که...

01:13:22.722 --> 01:13:25.223
‫جسد آلیسیا دریک پیدا شد.

01:13:26.181 --> 01:13:26.889
‫بله.

01:13:28.098 --> 01:13:30.764
‫خودم از آب بیرون کشیدمش.

01:13:33.223 --> 01:13:34.555
‫روز بعدش بازنشسته شدم.

01:13:34.639 --> 01:13:38.639
‫بعدش شدی محافظِ خِبره و
‫اژدهای نگهدارِ من...

01:13:39.181 --> 01:13:42.139
‫که هرگز به کسی اجازۀ ورود ندادی.

01:13:42.306 --> 01:13:45.555
‫ولی امروز صبح، مزاحمم شدی...

01:13:45.681 --> 01:13:48.514
‫تا بپرسی می‌دونم زنی که
‫سیب داره کیه یا نه.

01:13:49.973 --> 01:13:51.889
‫چند ماهی می‌شد که
‫آرامش خاطر داشتم...

01:13:52.098 --> 01:13:55.597
‫بخاطر اینکه نذاشتی کنجکاویم گل کنه
‫یا مردانِ دیگه...

01:13:55.764 --> 01:13:58.223
‫مزاحمم بشن.

01:13:59.014 --> 01:14:00.514
‫ولی آدریادنه اولیور...

01:14:01.223 --> 01:14:02.722
‫تونست ازت عبور کنه.

01:14:02.847 --> 01:14:03.847
‫چرا؟

01:14:07.223 --> 01:14:08.764
‫چون باهم هم‌دست بودید.

01:14:11.056 --> 01:14:13.098
‫نویسنده و نگهبانی...

01:14:13.223 --> 01:14:15.681
‫که به طور مخفیانه،
‫با احضارکننده دستـشون تو یه کاسه بود.

01:14:17.098 --> 01:14:18.681
‫تظاهر به تحقیر کردن...

01:14:18.889 --> 01:14:22.348
‫و با دسیسه و توطئه من رو
‫به جلسۀ احضار ارواح کشوندن تا گولـم بزنن.

01:14:23.306 --> 01:14:24.639
‫دیگه خیلی نگرانتـم.

01:14:24.806 --> 01:14:28.472
‫جزئیاتِ مرگ و زندگی آلیسیا دریک...

01:14:28.597 --> 01:14:31.847
‫رو پلیسی که در صحنۀ مرگش
‫حضور داشت، ارائه داد.

01:14:32.014 --> 01:14:35.806
‫فالگیرتون درمورد من
‫اطلاعاتی نداشت...

01:14:35.973 --> 01:14:37.514
‫بلکه شما بهش کمک کردید.

01:14:37.722 --> 01:14:39.847
‫و توی مراسم احضار،
‫وقتی که احضارکننده توی کانون توجه بود...

01:14:40.056 --> 01:14:42.681
‫شما دستتــون باز بود.
‫مخفیانی هم‌دستی کردید...

01:14:43.348 --> 01:14:46.430
‫تا غیرممکن‌ها باورم بشه.

01:14:48.931 --> 01:14:50.556
‫با احضارکننده و جادوگری.

01:14:50.681 --> 01:14:52.556
‫ارواح و خدایان.

01:14:52.681 --> 01:14:53.806
‫شهرتِ احضارکننده...

01:14:54.056 --> 01:14:55.139
‫برات مزیت به حساب می‌اومد...

01:14:55.348 --> 01:14:57.764
‫و جایگاه ادبیت به حالت سابق برمی‌گشت.

01:14:57.931 --> 01:14:59.931
‫«زنی که هرکول پوآرو را هاج ‌و واج کرد.»

01:15:00.098 --> 01:15:04.389
‫جویس رینولدز نبود
‫بلکه آریادنه اولیور بود.

01:15:10.681 --> 01:15:11.848
‫من رو نمی‌بخشی؟

01:15:12.098 --> 01:15:14.014
‫ظاهراً بخشندگی واسه خداست.

01:15:14.848 --> 01:15:16.056
‫پس دردسرساز شده.

01:15:16.265 --> 01:15:18.764
‫حالا بیاید کشف کنیم
‫که چطوری کارت رو پیش بردی.

01:15:18.889 --> 01:15:20.764
‫- بابا؟
‫- احسنت.

01:15:20.889 --> 01:15:22.889
‫دعوتنامۀ نامزدِ دختره چی؟

01:15:23.056 --> 01:15:27.764
‫با این حرکت شلوغ‌کاری رو شاخش بود.
‫سه بار زمین خوردم، باید یه بُرد می‌کردم.

01:15:27.931 --> 01:15:29.265
‫ما دوستِ همدیگه بودیم.

01:15:29.430 --> 01:15:31.848
‫تو هیچ دوستی نداری،
‫همه طرفدارهاتن.

01:15:32.056 --> 01:15:33.931
‫و فقط هم بخاطر حضور من
‫این همه طرفدار داری.

01:15:34.139 --> 01:15:35.639
‫من از تو با عنوان یه نابغه داستان‌سرایی کردم...

01:15:35.806 --> 01:15:37.806
‫چرا نباید واسه فروشِ کتاب‌هام
‫ازت استفاده کنم؟

01:15:38.556 --> 01:15:41.681
‫تو احمق و خودخواهی نابغه.

01:15:41.848 --> 01:15:44.430
‫ابر سیاهی که مرگ رو به سمتِ خودش می‌کشونه.

01:15:45.181 --> 01:15:46.889
‫و خودت هم خبر داری.
‫بخاطر همینـم هست که استعفا دادی.

01:15:47.098 --> 01:15:49.223
‫بخاطر همینـه که جویس رینولدز رو کشتی؟

01:15:49.389 --> 01:15:51.347
‫نه. کار من نبود.

01:15:51.514 --> 01:15:53.514
‫کتابت تبدیل به یک افسانه شده.

01:15:53.722 --> 01:15:55.140
‫بی‌خیال، دیگه داری طفره می‌ری.

01:15:55.265 --> 01:15:56.265
‫با هم هم‌دست شدید...

01:15:56.389 --> 01:15:57.389
‫اینطور نیست.

01:15:57.514 --> 01:15:59.098
‫...تا یه قتل رو لاپوشونی کنید!

01:16:00.056 --> 01:16:00.806
‫کلید رو بیارید، یالا بیاید!

01:16:01.056 --> 01:16:02.430
‫یه نفرِ دیگه اونجاست!

01:16:02.514 --> 01:16:03.722
‫عجله کنید! بدویید بیاید!

01:16:04.389 --> 01:16:05.223
‫پوآرو!

01:16:05.389 --> 01:16:07.014
‫چیه؟ چی شده؟
‫چش شده؟

01:16:07.223 --> 01:16:08.389
‫نمی‌دونم.

01:16:56.305 --> 01:16:58.264
‫چرا باید تنها می‌بود؟

01:17:00.848 --> 01:17:02.056
‫این اتاق فقط همین یه در رو داره.

01:17:03.140 --> 01:17:04.556
‫کلید دستِ شما بود.

01:17:04.723 --> 01:17:06.973
‫ممکن نیست.

01:17:09.889 --> 01:17:11.098
‫نه.

01:17:11.264 --> 01:17:13.347
‫نه، من که درست جلوت وایساده بودم!

01:17:14.931 --> 01:17:16.848
‫داشت سرِ یکی داد و بی‌داد می‌کرد.

01:17:19.472 --> 01:17:21.556
‫ازش متنفر بودم
‫ولی راضی به مرگشم نبودم.

01:17:21.681 --> 01:17:24.014
‫بابا بچه داره‌ها.

01:17:24.181 --> 01:17:26.389
‫به هر حال، من بیرون بودم...

01:17:26.556 --> 01:17:27.556
‫با بقیه سعی داشتیم وارد بشیم.

01:17:28.597 --> 01:17:29.723
‫راست می‌گه.

01:17:29.889 --> 01:17:31.639
‫دکتر اینجا تنها بود.

01:17:32.181 --> 01:17:33.222
‫تنها نبود.

01:17:33.973 --> 01:17:35.222
‫توی این خونه از این خبرها نیست.

01:17:35.973 --> 01:17:37.181
‫یه دکتر.

01:17:38.472 --> 01:17:41.556
‫یه پرستار و یه دکتر،
‫انتقام کودکان.

01:17:42.431 --> 01:17:43.764
‫دیگه هیچ راهی واسه
‫ورود به این اتاق وجود نداره.

01:17:43.931 --> 01:17:45.431
‫من نمی‌فهمم.

01:17:45.556 --> 01:17:48.764
‫اگه این اتاق امن نباشه،
‫یعنی هیچ اتاقِ دیگه‌ای هم امنیت نداره.

01:17:49.389 --> 01:17:51.056
‫هیچ‌کدوم از ما در امان نیستیم.

01:17:52.264 --> 01:17:55.180
‫چنین کاری از دستِ یه آدم برنمیاد.

01:17:55.347 --> 01:17:58.140
‫«تنها ما هستیم که باید
‫به اثبات برسونیم چنین پدیده‌های غیرممکنی...

01:17:58.264 --> 01:18:00.180
‫در واقعیت، اینگونه نیستند.»

01:18:00.305 --> 01:18:01.597
‫ولش کنید، بیاید بریم.

01:18:01.806 --> 01:18:04.098
‫بذارید کارآگاه کارش رو بکنه.
‫خودش از همه‌چیز خبر داره.

01:18:04.264 --> 01:18:05.973
‫به زودی جواب همۀ این اتفاقات رو پیدا می‌کنه.

01:18:06.180 --> 01:18:07.180
‫بیاید.

01:18:08.140 --> 01:18:11.764
‫برای یک بار هم که شده توی زندگیت اقرار کن
‫که با چیزی فرای توانایی‌های خودت طرفی.

01:18:13.514 --> 01:18:14.514
‫سوالی که پرسیدی...

01:18:17.264 --> 01:18:20.764
‫ازم پرسیدی چرا وقتی که اون
‫ارواح رو احضار کردن، منـم موندم.

01:18:21.597 --> 01:18:24.472
‫سلامتیِ آلیسیا با دیوونه شدنـش داشت بدتر می‌شد.

01:18:26.639 --> 01:18:28.597
‫خانم رووینا شبانه روزی...

01:18:29.139 --> 01:18:30.222
‫کنارش می‌موند.

01:18:30.389 --> 01:18:33.139
‫یه روز، اصرار کردم
‫که یه استراحتی کنه.

01:18:35.015 --> 01:18:37.056
‫قول دادم که بالاسرش بمونم.

01:18:37.723 --> 01:18:39.431
‫بعد از تاریک شدن هوا، خوابش برد.

01:18:40.264 --> 01:18:41.806
‫نصفه شب شده بود...

01:18:41.931 --> 01:18:43.639
‫که یه صداهایی می‌شنیدم...

01:18:44.931 --> 01:18:46.306
‫از جمله صدای راه رفتن.

01:18:47.681 --> 01:18:50.180
‫آلیسیا خیلی آروم خوابیده بود.

01:18:50.556 --> 01:18:53.180
‫حتماً بعد از رفتنـم،
‫از خواب بیدار شده بود.

01:18:54.848 --> 01:18:56.514
‫روی بالکن رفت.

01:18:56.639 --> 01:18:59.556
‫و می‌خواستی از روحش طلب بخشش بکنی.

01:19:01.264 --> 01:19:02.681
‫من اون دختر رو دوست داشتم.

01:19:04.806 --> 01:19:06.015
‫بخاطر...

01:19:07.681 --> 01:19:10.806
‫حماقت و ترسو بودنِ من،
‫جونـش رو از دست داد.

01:19:50.931 --> 01:19:53.097
‫چرا جواب این مسئله رو پیدا نکردی؟

01:19:54.806 --> 01:19:56.848
‫تو همیشه جواب همه‌چیز رو می‌دونی.

01:20:28.180 --> 01:20:30.097
‫- اصلاً نباید به اینجا می‌اومدم.
‫- صبر کن.

01:20:30.222 --> 01:20:32.514
‫همه‌ـتون باید از اینجا برید
‫و پشت‌سرتونـم نگاه نکنید.

01:20:37.264 --> 01:20:39.639
‫دست رو دست نمی‌ذارم تا نفر بعدی باشم.

01:20:43.014 --> 01:20:44.014
‫امشب...

01:20:46.472 --> 01:20:47.806
‫همگیِ ما ترس برمون داشته.

01:20:48.890 --> 01:20:52.181
‫دو قتل غیرممکن رخ داده.

01:20:52.514 --> 01:20:56.639
‫ظاهراً هرکدوم از این قتل‌ها
‫فقط به دستِ یک موجود فراطبیعی ممکنه...

01:20:56.848 --> 01:20:59.723
‫انگار که مُردگان این افراد رو کشتن.

01:20:59.931 --> 01:21:01.890
‫ظاهراً؟ معلومه یه چیزی می‌دونی.

01:21:02.139 --> 01:21:03.514
‫می‌دونید کی پدرم رو کشته؟

01:21:03.598 --> 01:21:06.431
‫باید دستیارهای خانم رینولدز رو به حساب بیارم.

01:21:06.806 --> 01:21:08.723
‫بازمانده‌ها درمونده و احساس خطر کردن.

01:21:08.848 --> 01:21:11.890
‫هر دفعه که کمیسر سابق پلیس توی این خونه بوده...

01:21:12.097 --> 01:21:13.848
‫هر بارش یه قتلی رخ داده.

01:21:14.014 --> 01:21:17.764
‫نویسنده‌ای که مصمم و توانا،
‫و شدیداً زیرکـه.

01:21:17.931 --> 01:21:20.972
‫فرشتۀ انتقامجوی ما، اولگا سمینف...

01:21:21.181 --> 01:21:23.681
‫بسیار علاقمنده که به روشِ خودش
‫به عدالت برسه.

01:21:23.890 --> 01:21:26.848
‫معشوق سابقی که
‫از دستِ دکتر شاکی بوده...

01:21:27.097 --> 01:21:30.389
‫و تنها نیمی از عکسی رو داره...

01:21:31.222 --> 01:21:35.431
‫که یادآورِ خوشبختیـشونه.

01:21:38.014 --> 01:21:39.139
‫ولی...

01:21:40.473 --> 01:21:44.931
‫قتل سومی وجود داره که
‫دو تای دیگه رو توجیه می‌کنه.

01:21:45.139 --> 01:21:47.972
‫مرگِ آلیسیا دریک...

01:21:48.639 --> 01:21:50.431
‫که به دستِ...

01:21:54.848 --> 01:21:56.055
‫مادرش رخ داده.

01:21:57.556 --> 01:21:58.930
‫قاتلِ دخترش.

01:22:00.806 --> 01:22:04.848
‫مادری که فرزندِ خودش رو کشته و حالا جونِ
‫دو نفر دیگه رو برای مخفی کردنِ گناهِ وحشتناکش گرفته.

01:22:05.014 --> 01:22:06.347
‫چطور جرئت می‌کنی!

01:22:06.514 --> 01:22:11.306
‫بعد از همۀ درد و رنج‌هایی که کشیدم،
‫من رو متهم به آسیب رسوندن به دختر کوچولوم می‌کنی؟!

01:22:11.473 --> 01:22:12.514
‫دختر کوچولوی شما بزرگ شده بود.

01:22:12.639 --> 01:22:15.139
‫چشم دیدنِ اینکه پیشِ
‫کسِ دیگه‌ای جز شما بره رو نداشتید.

01:22:15.306 --> 01:22:18.389
‫با همین خشم و عصبانیت باغچۀ خودتون
‫که پُر از گل‌های رنگارنگ بود رو نابود کردید.

01:22:18.556 --> 01:22:20.055
‫گل؟ دیگه خیلی از موضوع اصلی دور شدی.

01:22:20.264 --> 01:22:23.556
‫ولی دوباره توی باغچه‌ـتون گل کاشتید.
‫گل‌های رنگارنگ نه، بلکه فقط یک رنگ و یک دست.

01:22:23.681 --> 01:22:26.765
‫تنها رنگی که می‌تونست چیزی که بدون اون
‫نمی‌تونستید زنگی کنید رو بهتون برگردونه.

01:22:28.930 --> 01:22:32.097
‫تموم شب چیزهایی می‌بینم و می‌شنوم
‫که اصلاً واقعی نیستن.

01:22:32.848 --> 01:22:36.097
‫کم کم حضور غیرممکنِ ارواح،
‫ داره باورم می‌شه.

01:22:37.347 --> 01:22:40.681
‫درحالیکه در اصل با یک سم توهم‌زا...

01:22:42.514 --> 01:22:44.264
‫چیزخور شدم.

01:22:44.431 --> 01:22:45.598
‫مگه کابینت‌ها خالی نبودن؟

01:22:46.014 --> 01:22:47.556
‫عسل‌ هم توی کمد لباس‌ها بود.

01:22:51.473 --> 01:22:55.473
‫گل «خرزۀ هندی» سمی درش وجود داره.

01:22:55.639 --> 01:22:57.639
‫بیشترین غلظتش در شهد گلش وجود داره...

01:22:57.806 --> 01:23:02.514
‫و وقتی هم که زنبورها ازش عسل می‌سازن،
‫غلظتش بیشتر می‌شه.

01:23:02.681 --> 01:23:05.514
‫این همه مرارت برای یه قاشق
چای‌خوری عسل گل وحشی

01:23:05.681 --> 01:23:07.514
‫که با شش لیر می‌شه خریدش.

01:23:07.639 --> 01:23:09.598
‫گل وحشی نیست.

01:23:11.014 --> 01:23:12.097
‫نمی‌دونم.

01:23:12.306 --> 01:23:15.347
‫توی ترکیه وقتی که رشد می‌کنه،
‫بهش «زهر عسل» می‌گن.

01:23:15.514 --> 01:23:18.181
‫جایی‌که رووینا با خشم و اندوه،
‫به تنهایی سفر کرد.

01:23:18.681 --> 01:23:21.056
‫عسلِ دیوانه‌کننده.
‫مصرف یک قاشق چای‌خوری از این عسل...

01:23:21.181 --> 01:23:24.847
‫مسبب ضعف، تب و توهم می‌شه.

01:23:25.056 --> 01:23:29.765
‫باغت رو پُر از این گل سمی کردی
‫که عسل سمی تولید می‌کنه.

01:23:30.348 --> 01:23:32.723
‫چنین کاری از من برنمیاد.
‫اصلاً حاضر نیستم چنین کاری بکنم.

01:23:34.181 --> 01:23:36.097
‫دختر شما تسخیر نشده بود.

01:23:37.389 --> 01:23:38.473
‫بلکه مسموم شده بود...

01:23:38.598 --> 01:23:40.806
‫توسط مادری که دل نداشت
‫دخترش به دنبال زندگی خودش بره.

01:23:41.681 --> 01:23:45.222
‫مقدارِ دقیقی از این عسل سمی رو...

01:23:45.389 --> 01:23:48.181
‫توی چایش ریختی.

01:23:48.348 --> 01:23:49.723
‫به اندازۀ کافی بیمار نگه‌ـش داشتی...

01:23:49.889 --> 01:23:53.181
‫که مبادا دوباره به معشوق پشیمانش برگرده.

01:23:53.348 --> 01:23:56.930
‫دوباره مثل یه بچه ضعیف و درمانده شده بود.

01:23:57.723 --> 01:23:58.765
‫دوباره مال تو بود.

01:23:59.473 --> 01:24:01.389
‫تا که یک اشتباه رخ داد.

01:24:01.681 --> 01:24:05.181
‫خانم سمینف درحالیکه شما به خواب رفتی،
‫مراقب آلیسیا بود.

01:24:05.389 --> 01:24:09.889
‫شب شد و وقتی که آلیسیا از خواب بیدار شد،
‫اولگا ترس برش داشت...

01:24:10.056 --> 01:24:12.640
‫مطمئناً دوباره اذیت شده بود.

01:24:12.805 --> 01:24:14.640
‫اما باید چیکار می‎‌کرد؟

01:24:15.306 --> 01:24:18.097
‫و بدون اینکه بدونه داستان از چه قراره...

01:24:18.514 --> 01:24:23.264
‫اولگا سمینف کاری رو کرد که
‫باور داشت شما انجام می‌دادی...

01:24:23.431 --> 01:24:28.306
‫و به آلیسیا چای آرامبخشی
‫که با عسل شیرین شده بود، داد.

01:24:29.640 --> 01:24:30.847
‫ولی زیادی شیرین شده بود.

01:24:31.889 --> 01:24:33.473
‫من خبر نداشتم.

01:24:34.181 --> 01:24:35.805
‫من خبر نداشتم.

01:24:36.847 --> 01:24:40.514
‫آلیسیا دریک برای ارتکاب به خودکشی
‫به سمت بالکن خونه نرفت.

01:24:42.097 --> 01:24:44.431
‫بلکه با اون سم مسموم شده بود.

01:24:45.222 --> 01:24:48.181
‫و توی خواب دچار ایست قلبی شد.

01:24:48.556 --> 01:24:51.556
‫بعد که از خواب بیدار شدید...

01:24:51.681 --> 01:24:54.181
‫مُرده روی تخت افتاده بود.

01:24:55.348 --> 01:24:56.514
‫و بعدش...

01:24:58.222 --> 01:24:59.847
‫تصمیم بی‌رحمانه‌ای گرفتید.

01:25:00.598 --> 01:25:02.556
‫نشونۀ انتقام کودکان رو روش گذاشتی.

01:25:03.681 --> 01:25:08.222
‫بدنش رو خراشیدی، توی آبراهه انداختیش،
‫خودکشیش رو صحنه‌سازی کردی.

01:25:09.556 --> 01:25:12.847
‫قربانیِ افسانۀ ارواح شد.

01:25:13.431 --> 01:25:16.473
‫دکتر دل‌باخته و ناتوان شما...

01:25:16.598 --> 01:25:19.097
‫توی معایناتـش هیچ چیزِ مشکوکی پیدا نکرد.

01:25:19.306 --> 01:25:22.931
‫پلیس هم که مستعد پذیرش خرافات بود،
‫به راحتی اظهاراتتون رو قبول کرد.

01:25:23.097 --> 01:25:26.389
‫ظرف عسل سمی‌ای که خدمتکار حواس‌پرتت
‫توی کمد لباس‌ها جا گذاشته بود.

01:25:26.514 --> 01:25:29.473
‫از قتل فرزند خودت قسر در رفتی...

01:25:29.598 --> 01:25:33.514
‫تا اینکه خانم اولیور توجه‌ام
‫رو به چیزی جلب کرد.

01:25:33.681 --> 01:25:35.306
‫اون همه پول چی شد؟

01:25:37.139 --> 01:25:38.306
‫استطاعت تعمیرش رو ندارم.

01:25:38.473 --> 01:25:40.556
‫معمولاً همیشه یه جوابی هست.

01:25:41.306 --> 01:25:42.097
‫اخاذی.

01:25:42.681 --> 01:25:45.348
‫شک کردم که یکی از این داستان بو بُرده.

01:25:45.514 --> 01:25:47.514
‫و تو هم بهش حق السکوت دادی.

01:25:47.640 --> 01:25:49.139
‫بارها و بارها، بهش پول دادی.

01:25:49.306 --> 01:25:52.972
‫اما حالا که کل ثروتت رو از دست دادی
‫و این خونه رو با هیچ قیمتی ازت نمی‌خرن...

01:25:53.139 --> 01:25:55.556
‫چاره‌ای نداشتی جز اینکه از
‫شرِّ این باجگیر خلاص بشی.

01:25:55.764 --> 01:25:56.972
‫ولی کارِ کی ممکنه باشه؟

01:25:58.139 --> 01:25:59.972
‫مشخصاً به دکتر فریر شک کردی.

01:26:00.181 --> 01:26:02.139
‫احتمالاً خیلی هم شاهدِ ساده‌لوحی نبوده.

01:26:02.306 --> 01:26:06.181
‫احتمال داره که بالاخره
‫نشونه‌های مسمومیت رو شناسایی کرده باشه.

01:26:06.348 --> 01:26:09.473
‫و بعدش نامه‌ای از
‫خانم رینولدز نامقدس به دستتون رسید...

01:26:09.598 --> 01:26:11.889
‫که مدعی بوده پیامی از
‫سمتِ دختر از دست‌رفته‌ات داره.

01:26:12.056 --> 01:26:14.097
‫جزئیاتِ بسیار زیادی وجود داشت...

01:26:14.264 --> 01:26:18.348
‫که اشاره داشت از جنایت شما باخبره
‫و مبلغ هنگفتی رو طلب می‌کنه.

01:26:18.515 --> 01:26:20.515
‫قطعاً باجگیرتون همین شخص بوده.

01:26:20.680 --> 01:26:22.306
‫باید جلوش رو می‌گرفتید.

01:26:22.431 --> 01:26:25.805
‫هم باید جلوی خانم رینولدز و هم دکتر فریر
‫رو می‌گرفتید. ولی چطوری؟

01:26:26.056 --> 01:26:29.889
‫یه مراسم احضار توی
‫یه خونۀ تسخیر شده توی مراسم هالوین.

01:26:30.139 --> 01:26:34.640
‫بهترین زمان برای مخفی کردنِ قتلِ
‫افرادی بود که به اخاذیـشون شک کرده بودی.

01:26:35.348 --> 01:26:37.556
‫پشتِ خرافات، افسانه‌ها و ترس مخفی شدید.

01:26:38.473 --> 01:26:39.598
‫زنگ ساعت که به صدا درمورد

01:26:42.056 --> 01:26:43.056
‫تو هم وارد عمل شدی.

01:26:44.473 --> 01:26:47.556
‫اما توی این گیر و دار،
‫ماسکی که زدی رو به اشتباه انتخاب کردی.

01:26:48.722 --> 01:26:51.473
‫با خلاص شدن از دستِ من،
‫هدفت رو پیدا کردی.

01:27:00.847 --> 01:27:03.181
‫من نیمه‌شب پیش خانم سمینف بودم.

01:27:03.348 --> 01:27:04.348
‫همینطوره.

01:27:05.139 --> 01:27:06.764
‫من ساعت رو دیدم،
‫پیش همدیگه بودیم.

01:27:06.931 --> 01:27:09.889
‫شما ساعتِ توی اتاق موسیقی رو دیدی...

01:27:10.348 --> 01:27:12.223
‫جایی که ازت خواسته بود منتظر بمونی.

01:27:12.348 --> 01:27:14.639
‫اتاقی که عملاً عایق صداست.

01:27:14.806 --> 01:27:16.473
‫که البته عایق کردنـش کار خودش بود.

01:27:16.556 --> 01:27:19.847
‫و همینطور که خودش
‫ساعت رو دستکاری کرده بود...

01:27:20.056 --> 01:27:24.223
‫اتاقی که حتی صدای واقعیِ
‫ساعت نیمه‌شب رو نمی‌شه شنید.

01:27:24.431 --> 01:27:26.264
‫نیمه‌شب بود که واقعاً...

01:27:26.473 --> 01:27:27.931
‫بعد از مرگِ جویس رینولدز.

01:27:30.181 --> 01:27:33.680
‫شواهد غیرقابل‌انکار با یک حرکتِ
‫جادویی ناپدید شده بودن.

01:27:33.847 --> 01:27:34.972
‫فریر چی؟

01:27:35.389 --> 01:27:36.806
‫اصلاً نزدیکش نشده بود.

01:27:36.972 --> 01:27:40.473
‫درواقع، الکی وانمود کرد که درِ اتاق رو قفل کرده،
‫و بعدش کلید رو به من داد.

01:27:40.597 --> 01:27:42.515
‫ولی کار درستی نبود که
‫دکتر فریر رو با چاقو بکشی.

01:27:42.597 --> 01:27:45.597
‫آلت قتاله‌ـت سیم تلفن بود.

01:27:45.722 --> 01:27:48.639
‫درسته که سیم تلفن بخاطر طوفان،
‫از بیرون قطع شده بود...

01:27:48.764 --> 01:27:52.014
‫اما خط داخلی همچنان کار می‌کرد.

01:27:52.181 --> 01:27:55.139
‫نمی‌شد از بیرون با خونه تماسی برقرار کرد.

01:27:56.806 --> 01:27:58.348
‫ولی از داخل مشکلی نداشت.

01:27:58.556 --> 01:28:00.389
‫ایشون توی اتاق غذاخوری بود.

01:28:00.556 --> 01:28:02.889
‫دکتر هم توی اتاق موسیقی حبس شده بود.

01:28:03.098 --> 01:28:04.597
‫می‌دونم که تو داشتی ازم اخاذی می‌کردی.

01:28:05.223 --> 01:28:08.639
‫همه‌چیز رو پیشش اعتراف کردی.
‫گفتی که قاتل جویس رینولدزی.

01:28:09.098 --> 01:28:11.390
‫گفتی که خودکشی دختر خودت رو صحنه‌سازی کردی.

01:28:11.555 --> 01:28:12.597
‫امکان نداره.

01:28:12.722 --> 01:28:14.348
‫و بعدش تهدیدش کردی.

01:28:14.515 --> 01:28:16.223
‫دقیقاً همون کاری که می‌گم رو انجام بده.

01:28:16.431 --> 01:28:18.348
‫تهدیدش کردی که پسرش رو می‌کشی...

01:28:18.555 --> 01:28:21.390
‫نه! نه، ولش کن. کاریش نداشته باش.

01:28:22.098 --> 01:28:24.223
‫...تنها دلیلِ زندگیـش...

01:28:25.306 --> 01:28:27.847
‫...اگه کاری که بهش گفتی رو انجام نمی‌داد...

01:28:28.515 --> 01:28:30.473
‫و چیزی که بهش گفتی انجام بده...

01:28:31.931 --> 01:28:33.597
‫این بود که چاقو رو برداره و...

01:28:41.680 --> 01:28:42.931
‫پدرم رو کشته؟

01:28:43.555 --> 01:28:44.680
‫همچنین خانم رینولدز.

01:28:44.847 --> 01:28:46.680
‫- و آلیسیا.
‫- نه.

01:28:47.847 --> 01:28:49.597
‫امکان نداشت که آسیبی بهش وارد کنم.

01:28:50.264 --> 01:28:51.889
‫اتفاقی اینجوری شد.

01:28:52.431 --> 01:28:54.139
‫تموم زندگیِ من بود.

01:28:54.555 --> 01:28:56.681
‫- تو مسمومش کردی.
‫- برای محافظت از خودش بود.

01:28:56.847 --> 01:28:59.555
‫- برای کنترل کردنش بود!
‫- برای اینکه از شرِّ تو حفظش کنم.

01:29:20.473 --> 01:29:22.056
‫نمی‌تونستم بذارم از پیشم بره.

01:29:24.306 --> 01:29:25.639
‫دخترِ من بود.

01:30:31.056 --> 01:30:32.973
‫بهترین اتفاقِ زندگیم بود.

01:30:34.514 --> 01:30:38.472
‫و اگه روحی وجود داشته باشه،
‫شما آرامش رو براش به ارمغان آوردید.

01:31:04.639 --> 01:31:05.556
‫ممنون.

01:31:05.681 --> 01:31:06.764
‫دکتر.

01:31:08.889 --> 01:31:12.014
‫مرگ خانم دریک رو خودکشی اعلام می‌کنن.

01:31:12.181 --> 01:31:14.889
‫مگر اینکه شما بخواید
‫اظهارات متفاوتی داشته باشید.

01:31:16.681 --> 01:31:18.889
‫می‌شه حداقل قبل از اینکه به عنوان...

01:31:19.514 --> 01:31:21.430
‫شیّاد تحویلـم بدی، تا خونه همراهیت کنم؟

01:31:24.223 --> 01:31:26.223
‫توی روز روشن...

01:31:26.389 --> 01:31:28.430
‫نیازی به هیچکدومـشون نیست.

01:31:29.014 --> 01:31:31.389
‫در نهایت این شما هستی که
‫داری از من محافظت می‌کنی دکتر.

01:31:39.722 --> 01:31:40.848
‫بریم دیگه لئوپولد.

01:31:41.098 --> 01:31:42.472
‫بذار دکمۀ بالاییت رو ببندم.

01:31:42.639 --> 01:31:43.806
‫می‌بندم خانم اولگا.

01:31:43.973 --> 01:31:45.098
‫خیلی باهوشی.

01:31:45.514 --> 01:31:47.223
‫- من پالتو نمی‌خوام بپوشم.
‫- سردت می‌شه.

01:31:47.347 --> 01:31:48.306
‫سردم نیست.

01:31:48.430 --> 01:31:50.347
‫می‌دونم هوا آفتابیـه،
‫ولی بازم سرده.

01:31:50.472 --> 01:31:52.181
‫- حالا خیلی بهتر شد.
‫- من سردم نیست خانم اولگا.

01:31:52.347 --> 01:31:53.722
‫- خیلی خوشتیپ شدی.
‫- ممنون.

01:31:55.639 --> 01:31:56.764
‫خانم.

01:31:57.430 --> 01:32:01.014
‫با من و آقای سمینف و هری زندگی می‌کنه.

01:32:03.265 --> 01:32:04.973
‫مثل پسر خودمون بزرگش می‌کنیم.

01:32:05.722 --> 01:32:07.722
‫خوشی و شادی رو به زندگیش برمی‌گردونیم.

01:32:09.514 --> 01:32:11.514
‫درکت بیشتر از سنته پسرجون...

01:32:12.139 --> 01:32:15.306
‫که بخاطر نیازت به توجه،
‫خودت رو سرزنش می‌کنی.

01:32:16.223 --> 01:32:18.056
‫یه چیزهایی راجع بهش می‌دونم.

01:32:20.140 --> 01:32:23.265
‫نباید بخاطر اتفاقاتی که توی این خونه رخ داده
‫خودت رو سرزنش بکنی.

01:32:24.014 --> 01:32:25.181
‫چرا باید چنین کاری بکنه؟

01:32:26.140 --> 01:32:27.931
‫ولی همه‌ـش تقصیر منه.

01:32:28.931 --> 01:32:31.764
‫اون پول رو برای خودت نمی‌خواستی.

01:32:32.305 --> 01:32:34.305
‫قصدت کمک به پدرت بوده.

01:32:35.764 --> 01:32:37.098
‫بابام نمی‌تونست کار بکنه.

01:32:38.223 --> 01:32:40.430
‫فقط برای پرداختِ قبض‌هامون
‫به اون پول نیاز داشتیم.

01:32:41.848 --> 01:32:44.014
‫اصلاً نمی‌دونستم با
‫باقیش باید چیکار بکنم.

01:32:44.223 --> 01:32:48.764
‫رووینا دریک فکر می‌کرد اون باجگیر
‫یا احضارکنندۀ قلابی بوده یا دکتر خونوادگی...

01:32:49.722 --> 01:32:51.098
‫درحالیکه هیچکدوم نبودن.

01:32:51.265 --> 01:32:53.889
‫فقط پسر دکتر بود
‫که سر از حقایق درآورد.

01:32:54.056 --> 01:32:56.265
‫از یادداشت‌های بابا مشخص بود.

01:32:57.389 --> 01:32:58.722
‫مسمومیتِ ناشی از عسل دیوانه‎کننده بود...

01:32:58.889 --> 01:33:01.472
‫درست مثلِ میتریدیت اُپرا.

01:33:01.597 --> 01:33:03.098
‫پادشاهِ زهرها.

01:33:04.431 --> 01:33:07.140
‫توی یکی از کتاب‌های کتابخونه‌اش
‫راجع بهش خوندم.

01:33:08.347 --> 01:33:11.806
‫و برای همینـم،
‫این فرضیه رو آزمایش کردم.

01:33:12.014 --> 01:33:14.014
‫و براش نامۀ باج‌گیری فرستادی.

01:33:17.556 --> 01:33:18.806
‫و به این کار ادامه دادی.

01:33:25.389 --> 01:33:28.556
‫احتمالاً یه راهی برای استفاده از
‫پولی که توی تشکِ‌ـت گذاشتی باشه.

01:33:30.681 --> 01:33:32.472
‫برای اینکه پشیمونی‌ات رو جبران کنی.

01:33:35.514 --> 01:33:39.098
‫قبل از خانم رینولدز زندگی می‌کردیم.
‫حالا زندگیِ بهتری رو در پیش داریم.

01:33:39.764 --> 01:33:41.723
‫قول می‌دم که حتماً
‫خودمون رو به آمریکا برسونیم.

01:33:41.889 --> 01:33:43.514
‫شما دو تا، همراهـمون بیاید.

01:33:45.597 --> 01:33:46.806
‫ادارۀ پلیس؟

01:33:47.848 --> 01:33:51.472
‫ما که می‌ریم خونه، شمام می‌رید آمریکا دیگه.
‫گمونم مقصدتون میزوری باشه.

01:33:51.597 --> 01:33:55.264
‫فکر کنم بتونم در حدِ دو تا بلیط
‫کمکـتون کنم.

01:34:07.848 --> 01:34:09.056
‫ممنونم.

01:34:13.098 --> 01:34:14.431
‫ممنون، خیلی ممنونم.

01:34:14.556 --> 01:34:16.431
‫واسه لئوپولد هم جا نگه دارید لطفاً.

01:34:21.514 --> 01:34:22.723
‫تو پرونده رو حل کردی.

01:34:23.848 --> 01:34:25.056
‫ولی کمک گرفتی...

01:34:25.514 --> 01:34:26.514
‫مگه نه؟

01:34:27.723 --> 01:34:28.764
‫صداش رو شنیدی.

01:34:30.848 --> 01:34:32.264
‫موفق باشی دوستِ من.

01:34:32.931 --> 01:34:34.222
‫نگران نباش...

01:34:34.681 --> 01:34:37.264
‫همۀ افرادی که توی این خونه زندگی می‌کنن
‫یه روزی سروکله‌ـشون پیدا می‌شه.

01:34:38.514 --> 01:34:39.806
‫دوباره می‌بینمـشون.

01:34:48.806 --> 01:34:50.472
‫به زودی می‌بینمت بابایی.

01:35:17.681 --> 01:35:19.889
‫عذرخواهی نمی‌کنم.
‫تو کتابـم رو نابود کردی.

01:35:20.098 --> 01:35:21.931
‫دیگه هیچ مدرکی واسه داستانـم نمونده.
‫باید همه‌چیز رو از سر بنویسم.

01:35:22.139 --> 01:35:23.806
‫تا وقتی‌که مربوط به من نباشه،
‫مشکلی نیست.

01:35:23.973 --> 01:35:25.806
‫دیگه نمی‌خوام چیزی ازت بشنوم.

01:35:27.639 --> 01:35:30.222
‫حالا دیگه یه خونۀ معمولیـه.
‫همه‌چیز لو رفته.

01:35:33.139 --> 01:35:34.764
‫اما چشم‌هات یه چیز دیگه می‌گن.

01:35:35.514 --> 01:35:36.723
‫جدی می‌گم.
‫یه چیزهایی دیدی.

01:35:36.889 --> 01:35:38.723
‫من تحت تاثیر دارو بودم.

01:35:38.889 --> 01:35:43.848
‫ضمیر ناخودآگاهم جوری اتفاقات رو
‫درک می‌کرد که برای منطقـم عجیب بود.

01:35:45.598 --> 01:35:46.598
‫تو یه چیزی دیدی.

01:35:48.180 --> 01:35:49.431
‫خبر داری.

01:35:53.431 --> 01:35:57.514
‫در همین حد می‌دونم که
‫نمی‌تونیم از ارواحِ خودمون مخفی بشیم.

01:35:58.598 --> 01:36:00.973
‫حالا چه واقعی باشن یا که نه...

01:36:04.180 --> 01:36:06.180
‫باید باهاشون مسالمت‌آمیز پیش بریم.

01:36:07.556 --> 01:36:09.639
‫و یه جوری زندگی...

01:36:09.806 --> 01:36:10.806
‫رو پیش ببریم.

01:36:12.514 --> 01:36:14.306
‫چطوری می‌خوای زندگی بکنی؟

01:36:57.931 --> 01:36:59.055
‫آقای پوآرو؟

01:37:00.848 --> 01:37:01.890
‫آقای پوآرو؟

01:37:03.806 --> 01:37:07.431
‫پدر و مادر شما
‫یکی پس از دیگری فوت شدن.

01:37:07.556 --> 01:37:08.931
‫بعدشـم، برادرتون به رحمت خدا رفتن.

01:37:09.139 --> 01:37:12.556
‫دکتر مورداعتمادتون
‫یکی از دوستانِ نزدیکِ خونواده‌ـتونه.

01:37:12.723 --> 01:37:16.890
‫برادرتون هم مثل شما مجرد بوده.
‫دیگه هیچ فامیلی هم ندارید.

01:37:17.139 --> 01:37:19.306
‫خونواده‌ـتون نفرین نشده.

01:37:19.472 --> 01:37:22.890
‫شدیداً به این موضوع شک دارم
‫که برادرتون بعداً به وصیت‌نامه‌اش اضافه کرده...

01:37:23.097 --> 01:37:25.097
‫که اگه همۀ اعضای خونوادۀ شما...

01:37:25.264 --> 01:37:27.055
‫از دنیا برن،
‫پزشکـتون وارث قانونی خواهد بود.

01:37:27.222 --> 01:37:29.973
‫حالا معتقدم که
‫پزشکتون با ادعای مرگـشون به دلایل طبیعی...

01:37:30.139 --> 01:37:31.973
‫همه‌ـشون رو به قتل رسونده.

01:37:32.139 --> 01:37:35.222
‫و حالا نفرِ بعدی شمایید و جونـتون در خطره.
‫شاید بهتر باشه که بشینید.

01:37:47.097 --> 01:37:48.097
‫بفرمایید.

01:37:50.556 --> 01:37:54.972
‫حالا، اگه اشتباه می‌کنم بهم بگو آقا،
‫دکترتون از دوستان خوانوادگیـتون بوده؟

01:37:55.139 --> 01:37:58.431
‫این موضوع واضح و مبرهنـه
‫که در کودکی هم‌بازیِ هم بودید.

01:37:58.556 --> 01:38:01.347
‫- با این حال، مادرتون به شما نزدیک‌تر بود درسته؟
‫- بله.

01:38:01.736 --> 01:38:17.432
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: Telegram: @zarfilmz ::.
.:: Instagram: @ZarFilm_Com ::.

01:38:17.456 --> 01:38:29.456
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.
