WEBVTT

00:00.115 --> 00:20.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Aonaran ✧ Souppy ✧ Sunny ✧
✧ ادیت: Azad ✧

01:20.755 --> 01:26.675
╔═❃❋ ══════╗
 همتای باشکوه
╚══════❋❃ ═╝

01:27.139 --> 01:30.147
❃❋قسمت 6❃❋

01:33.251 --> 01:34.251
کریستال شفاف؟

01:35.411 --> 01:36.852
خواهر، این یعنی چی؟

01:37.932 --> 01:38.691
هیچی

01:39.771 --> 01:42.372
<i>چرا از اون نگهدارنده‌ی کاغذ که بهش
هدیه دادم استفاده کرده؟</i>

01:44.012 --> 01:46.852
<i>وای نه، فکر کرده هدیه‌ای که آوردم زیادی افراطیه</i>

01:47.092 --> 01:48.292
<i>داره با این کارش بهم تیکه میندازه</i>

01:49.212 --> 01:53.251
<i>خودشه، امروز اینجا یه عالمه آدم
هست و همه دارن نگاه می‌کنن</i>

01:53.932 --> 01:57.131
<i>نمی‌شه، باید اون نگهدارنده‌ی کاغذ رو پس بگیرم</i>

01:57.315 --> 02:00.292
<i>اینجوری، کسی فکر نمی‌کنه من
عمدا به خاندان چن هدیه دادم</i>

02:00.771 --> 02:03.971
<i>اگه کریستال شفاف رو ببرم
اون هم تکلیفش معلوم می‌شه</i>

02:04.372 --> 02:05.691
واقعا چیز با‌ارزشیه

02:06.172 --> 02:08.732
این نگهدارنده‌ی کاغذ یشمی خیلی
باارزش به نظر میاد

02:08.931 --> 02:10.972
به نظر میاد خاندان چن واقعا ثروتمندن

02:11.811 --> 02:14.972
ثروتمند؟ با زور گفتن به مردم
اون ثروت رو به دست آوردن

02:20.483 --> 02:22.362
دوتا ایالت که یه رودخونه جدا‌شون کرده

02:22.362 --> 02:23.619
ایالت کوچیک‌ قوی‌تره

02:23.619 --> 02:25.091
پنج قهرمان از ایالت بزرگ

02:25.091 --> 02:26.692
به پای دو نفر از ایالت کوچیک‌ هم نمی‌رسن

02:26.692 --> 02:27.412
حدس بزن چیه

02:29.292 --> 02:30.972
<i>ایالت بزرگ، ایالت کوچیک؟</i>

02:32.252 --> 02:35.331
منظورت چوب و سینی شنی‌ایه که
راهب‌ها باهاش فال می‌گیرن؟

02:35.771 --> 02:36.331
غلطه

02:36.651 --> 02:37.292
چرا؟

02:37.732 --> 02:39.371
خودت من رو فرستادی برات یه راهب پیدا کنم

02:40.252 --> 02:41.611
به هر حال جوابت غلطه

02:43.771 --> 02:44.852
چرا پیچیده‌اش می‌کنی؟

02:48.972 --> 02:51.371
فقط بید سبز می‌تونه اسب رو ببنده

02:52.412 --> 02:54.371
...فقط... سبز... اسب

03:00.771 --> 03:02.371
آفتاب به جویبار زلال می‌تابه

03:04.572 --> 03:05.852
برادر یه

03:06.651 --> 03:09.852
این اسم مکانی که به عنوان معما گفتین
یه جاییه که خودتون رفتین؟

03:10.692 --> 03:11.491
طبیعتا

03:11.771 --> 03:14.371
ولی شما از بچگی دور دنیا گشتین

03:14.692 --> 03:16.931
بقیه هیچوقت جاهایی که شما رفتین، نرفتن

03:17.292 --> 03:19.852
فکر می‌کنم این معما یه‌ جورایی بی‌انصافیه

03:20.931 --> 03:23.211
پس من این معما رو پس می‌گیرم
و دیگه شرکت نمی‌کنم

03:23.211 --> 03:25.732
صبر کن، صبر کن! ا...اگه یه نفر حدس بزنه چی؟

03:26.091 --> 03:27.012
من حدس زدم

03:27.931 --> 03:31.211
آفتاب به جویبار زلال می‌تابه
ممکنه یانگ ‌چوان باشه؟

03:32.172 --> 03:32.811
درسته

03:34.532 --> 03:35.211
بفرما

03:35.651 --> 03:37.252
به یکی می‌گم برات باروت بفرسته

03:38.371 --> 03:39.211
ممنون، ارباب جوان

03:43.252 --> 03:44.412
چطور حدس زدی؟

03:44.611 --> 03:47.012
عمارت اجدادیم توی شان شیه

03:47.452 --> 03:49.852
این معماها اصلا بامزه نیستن
حوصله‌ام سر رفت

03:58.051 --> 04:00.252
بید سبز، باید به یه چیز مربوط
به چوب ربط داشته باشه

04:01.172 --> 04:04.091
اسب رو بستن، باید به بخش
دیگه‌ی اون حرف اشاره کنه

04:05.252 --> 04:06.331
ممکنه بیل سنگ‌کوب باشه؟

04:07.132 --> 04:09.532
اشتباهه، عمه، یه بار دیگه حدس بزنین

04:13.172 --> 04:14.172
چکش‌ سنگیه

04:14.771 --> 04:16.172
بید سبز به چوب مربوطه

04:16.571 --> 04:17.381
اسب رو بستن

04:17.381 --> 04:20.011
توی دوازده شاخه‌ی زمینی
اسب رو با ظهر نشون می‌دن

04:20.212 --> 04:21.332
پس، می‌شه چکش‌ سنگی
(چکش ‌سنگی توی چینی از ترکیب کاراکترهای چوب و ظهر ساخته شده*)

04:23.412 --> 04:24.451
!بانو گو، درست گفتین

04:26.251 --> 04:27.212
‫عالیه!

04:34.491 --> 04:35.532
!بانو گو، شما عالی‌ هستین

04:44.011 --> 04:45.371
(جانگ هو، شاگرد انجمن)
<i>ایالت بزرگ و ایالت کوچیک؟</i>

04:46.451 --> 04:47.332
من حدس زدم

04:51.451 --> 04:52.532
ممکنه اشتباه کرده باشم

04:58.571 --> 04:59.931
هنوز حدس نزدی؟

05:02.732 --> 05:05.532
اون ارباب جوان وانگ نیست؟
بیاین بریم یه نگاهی بندازیم

05:17.691 --> 05:19.491
پسر خاله، تو...؟

05:20.451 --> 05:24.691
بعد از اینکه از توالت اومدم بیرون
گم شدم و اتفاقی وارد یه اتاق شدم

05:24.972 --> 05:27.611
اتفاقی این رو روی میز دیدم
خیلی به سلیقه‌ام می‌خوره

05:27.931 --> 05:30.131
نمی‌دونم کی اون رو کشیده
ولی می‌شه مال من بشه؟

05:30.371 --> 05:32.471
این نقاشی، یه مفهوم هنری والا داره

05:32.471 --> 05:33.972
به نظر می‌رسه کار شو رو باشه

05:35.571 --> 05:36.892
من که اینطور فکر نمی‌کنم

05:37.292 --> 05:37.972
چرا؟

05:39.491 --> 05:40.571
به این نوشته نگاه کنین

05:40.571 --> 05:42.819
"از بالا، همه‌ی کوه‌ها کوچیک به نظر می‌رسن"

05:43.111 --> 05:47.212
به خط تای گه نوشته شده
دقیق، قدرتمند و باوقار

05:47.772 --> 05:51.011
بدون بیشتر از ده سال تمرین
نمی‌شه اینطوری نوشت

05:51.412 --> 05:56.571
پس، چطور ممکنه کسی به جوونی
ارباب جوان چن این رو نوشته باشه؟

05:58.131 --> 06:01.292
بانو گو درست می‌گن
این نقاشی واقعا کار من نیست

06:03.571 --> 06:05.451
خب، نظرت در مورد این نقاشی چیه؟

06:05.772 --> 06:08.732
فکر می‌کنم این نقاشی
نه تنها باشکوهه

06:09.051 --> 06:14.451
بلکه روحیه‌ی مهارناپذیری هم داره

06:16.972 --> 06:18.491
‫با این حال…

06:19.092 --> 06:19.852
‫با این حال چی؟

06:20.172 --> 06:23.371
یه کم سطحی به نظر می‌رسه
بدون احساس واقعی

06:25.652 --> 06:26.451
‫خوب گفتی!

06:29.652 --> 06:30.412
برادر یان یون

06:33.212 --> 06:34.611
‫- درود، ارباب یان یون
‫- درود، عمو یان یون

06:35.172 --> 06:35.972
ارباب جوان یه

06:38.892 --> 06:39.772
ارباب جوان وانگ

06:44.131 --> 06:49.172
خب به نظر شما این نقاشی رو کی کشیده؟

06:51.811 --> 06:56.931
باید توسط یه محقق مسن
و بسیار محترم کشیده شده باشه

06:57.172 --> 06:59.691
مسن؟ بسیار محترم؟

07:02.212 --> 07:04.892
عمو یان یون، بانو گو واقعا قصد بدی نداشتن

07:07.931 --> 07:10.371
این نقاشی کار شماست؟

07:10.691 --> 07:13.092
معذرت می‌خوام، من گستاخانه حرف زدم

07:13.412 --> 07:15.571
چطور جرات کردم بی‌پروا
شاهکار شما رو اینجا نقد کنم

07:15.811 --> 07:16.892
لطفا من رو ببخشین

07:18.292 --> 07:22.611
خب، از اونجایی که اینجا مهمونی
چرا انقدر ترسیدی؟

07:23.811 --> 07:28.172
اشکالی نداره، یه نقاشی که
کامل شده، برای نقد شدنه

07:28.652 --> 07:30.532
بانو گو، نیازی به عذرخواهی نیست

07:30.972 --> 07:33.955
دقیقا، می‌گن یه وزیر اعظم خیلی بزرگ‌منشه

07:34.307 --> 07:36.963
با اینکه هنوز وزیر اعظم نشدی

07:36.963 --> 07:38.723
ولی نصف راه تا دبیرخانه‌ی سلطنتی رو رفتی

07:38.723 --> 07:40.131
یه جورایی، نصف وزیر اعظم شدن حساب می‌شه

07:41.611 --> 07:45.732
اما اینکه پشت در قایم شدی تا حرف‌هامون
رو بشنوی، خیلی بی‌ادبیه

07:47.051 --> 07:48.732
یکی داره نقاشیم رو نقد می‌کنه

07:49.131 --> 07:51.892
طبیعیه که بخوام بشنوم

07:52.172 --> 07:55.251
پس این نقاشی کار شماست، ارباب چن؟
می‌شه اون رو بدین به من؟

07:55.532 --> 07:58.172
حالا که خوشتون اومده، می‌تونین برش دارین

07:58.852 --> 08:00.772
پس ممنونم، ارباب چن

08:04.011 --> 08:05.931
راستش، من به خاطر ارباب جوان یه اومدم

08:06.611 --> 08:11.172
شما یه اشراف‌زاده هستین و
توی قصر شرقی به عنوان استاد خدمت می‌کنین

08:11.772 --> 08:16.212
دیر شده، وقت برگشتنه

08:18.972 --> 08:21.412
هنوز یه معما رو حل نکردم
پس الان برنمی‌گردم

08:23.011 --> 08:25.892
چه معمایی می‌تونه انقدر درگیرتون کنه؟

08:31.251 --> 08:34.391
عمو یان یون، این معماییه که بانو گو مطرح کرده

08:34.391 --> 08:36.132
همه رو درمونده کرده

08:36.731 --> 08:37.971
چرا به من نمی‌گیش؟

08:38.971 --> 08:40.731
دوتا ایالت که یه رودخونه جدا‌شون کرده

08:40.731 --> 08:42.292
ایالت کوچیک‌ قوی‌تره

08:42.691 --> 08:44.251
پنج قهرمان از ایالت بزرگ

08:44.251 --> 08:46.132
به پای دو نفر از ایالت کوچیک‌ هم نمی‌رسن

08:46.492 --> 08:47.211
حدس بزن چیه

08:47.971 --> 08:48.931
چرتکه، درسته؟

08:50.172 --> 08:51.451
‫درست حدس زدین!

08:52.252 --> 08:55.252
همین الان جایزه رو براتون می‌فرستم

08:55.851 --> 08:56.971
این معمای سختی بود؟

08:57.931 --> 09:01.012
چی؟ هیچکدوم نتونستین بفهمین چیه؟

09:14.811 --> 09:15.492
‫تو…

09:46.571 --> 09:47.532
عمو یان یون

09:50.331 --> 09:52.221
یه کم قبل که برای دیدن عمو ده جائو رفتم

09:52.221 --> 09:53.532
قبول نکرد در رو به روم باز کنه

09:53.971 --> 09:56.612
حتی وقتی بانوی بزرگ جی هم اومد
عمو ده جائو قبول نکرد اون رو هم ببینه

09:56.931 --> 09:59.221
فقط وقتی شنید بانوی بزرگ جی گفت
می‌خواد طبیب خبر کنه

09:59.221 --> 10:00.571
اون موقع بود که در حیاط رو باز کرد

10:00.892 --> 10:01.731
ولش کن

10:04.811 --> 10:07.372
قصد داری توی آزمون‌های بهاری شرکت کنی؟

10:08.451 --> 10:09.532
بله

10:09.892 --> 10:12.811
می‌خوام فردا برگردم انجمن
و تمام تمرکزم رو بذارم روی درس خوندن

10:13.811 --> 10:14.331
باشه

10:16.532 --> 10:20.451
فردا، نوشته‌هات رو ببر
عمارت خاندان چانگ تینگ ‌لان

10:20.451 --> 10:21.603
و ازش راهنمایی بخواه

10:21.691 --> 10:22.851
من باهاش صحبت کردم

10:23.331 --> 10:27.292
از این به بعد، اون هر ده روز یه بار
نوشته‌هات رو بررسی می‌کنه

10:28.132 --> 10:29.091
ارباب چانگ؟

10:31.172 --> 10:32.691
ولی اون که محقق بزرگی نیست

10:38.652 --> 10:40.172
چشم، عمو یان یون

10:40.571 --> 10:41.172
دیگه برو

10:56.091 --> 10:59.451
فکر می‌کنم این نقاشی
نه تنها باشکوهه

10:59.892 --> 11:06.012
بلکه روحیه‌ی مهارناپذیری هم داره

11:08.691 --> 11:10.252
...با این حال

11:11.851 --> 11:15.091
یه کم سطحی به نظر می‌رسه
بدون احساس واقعی

11:54.252 --> 11:55.331
احساس واقعی؟

12:17.372 --> 12:20.612
‫بانو، معبد بائو شیانگ چقدر شلوغه!

12:21.091 --> 12:22.851
درسته، امروز
جشنواره‌ی دوگانه‌ی نهمه

12:22.851 --> 12:24.372
بعضی‌ها اومدن دعا کنن

12:24.372 --> 12:26.211
یه عده هم اومدن کوهنوردی

12:26.652 --> 12:27.892
زود باش بریم

12:28.252 --> 12:31.172
بعد از اینکه برای مادربزرگ دعا کردیم
می‌تونیم بیایم اینجا یه گشتی بزنیم

12:31.691 --> 12:32.259
باشه

12:33.091 --> 12:33.772
ببینین

12:42.115 --> 12:47.115
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

12:55.252 --> 12:57.731
رودخونه‌، سایه‌های پاییزی رو در بر گرفته
و غازهای وحشی پرواز می‌کنن

12:58.811 --> 13:01.691
با یه همراه که شراب داره
از تپه‌های سبز بالا می‌ریم

13:02.851 --> 13:05.851
چه حیف! با خودمون شراب خوب نیاوردیم

13:06.292 --> 13:09.331
توی این روز تعطیل که صد سال یه بار نصیبمون می‌شه
باید درست و حسابی استراحت می‌کردیم

13:09.772 --> 13:11.172
چرا اومدیم کوهنوردی؟

13:17.492 --> 13:18.772
دایی، نباید بدویین

13:19.091 --> 13:20.252
من یواشکی آوردمتون اینجا

13:20.412 --> 13:22.851
اگه اتفاقی براتون بیفته
مادرم حسابی دعوام می‌کنه

13:26.211 --> 13:26.811
دایی

13:27.043 --> 13:27.731
دایی

13:28.131 --> 13:28.652
دایی

13:28.731 --> 13:29.331
ارباب یه

13:29.331 --> 13:30.372
دایی، من رو نترسونین

13:31.139 --> 13:31.772
دایی

13:31.772 --> 13:32.291
ارباب یه

13:34.412 --> 13:36.771
ای بودای عزیز، به مادربزرگم
دور از هر گونه بلا و مصیبت

13:36.771 --> 13:39.571
آرامش و سلامتی عطا کن

13:58.331 --> 13:58.851
بانو

14:00.451 --> 14:01.652
اون مرد، ارباب جوان یه نیست؟

14:02.211 --> 14:02.931
بریم ببینیم

14:04.612 --> 14:05.372
دختر عمو جین

14:05.691 --> 14:06.772
چه اتفاقی براش افتاده؟

14:07.051 --> 14:08.355
مشکل قلبیش دوباره عود کرده

14:10.132 --> 14:12.571
حالا که از قبل می‌دونستی، دارو با خودتون آوردی؟

14:12.691 --> 14:14.132
معمولا همیشه دارو همراهشه

14:14.492 --> 14:16.772
ولی امروز چون روز استراحتش بود، نیاورده

14:17.412 --> 14:18.931
محافظ لی رفت طبیب بیاره

14:19.612 --> 14:20.492
فهمیدم

14:20.811 --> 14:22.372
برای مشکل قلبی، وقتی برای تلف کردن نداریم

14:29.892 --> 14:31.612
نه، نمی‌تونیم منتظر محافظ لی بمونیم

14:32.492 --> 14:34.652
چینگ ‌پو، نقطه‌ی دان جونگ رو فشار بده

14:35.012 --> 14:35.532
باشه

14:35.971 --> 14:36.691
لطفا یه کم جابه‌جا بشین

14:38.532 --> 14:39.571
این جواب می‌ده؟

14:49.172 --> 14:49.931
داری چیکار می‌کنی؟

14:50.372 --> 14:52.252
اگه بلایی سرش بیاری
همه‌ا‌مون باید تاوانش رو پس بدیم

14:52.412 --> 14:53.571
ولی نمی‌تونیم بذاریم بمیره

14:53.772 --> 14:54.372
‫- ول کن
‫- ولی...

14:54.627 --> 14:55.731
جلوش رو نگیر

15:07.012 --> 15:07.691
تکون خورد

15:11.571 --> 15:12.931
بانو، داره جواب می‌ده

15:13.412 --> 15:14.132
جواب داد

15:28.331 --> 15:29.132
!تویی

15:30.492 --> 15:31.292
به هوش اومدی؟

15:32.772 --> 15:33.532
ممنونم بودای مهربون

15:33.892 --> 15:34.532
تکون نخور

15:34.731 --> 15:35.492
ممنونم بودای مهربون

15:35.731 --> 15:37.731
الان احساس ناراحتی نمی‌کنی؟

15:40.132 --> 15:40.691
چرا

15:41.012 --> 15:41.691
کجا؟

15:42.492 --> 15:43.211
...دستم

15:44.211 --> 15:45.252
داری فشارش می‌دی
برای همین درد می‌کنه

16:10.331 --> 16:12.851
توی راه برگشت آروم برین، عجله نکنین

16:13.187 --> 16:13.892
چشم

16:15.211 --> 16:17.091
تو هم، زیاد تکون نخور

16:17.372 --> 16:20.172
حتی بعد از خوردن دارو هم
باید چند روز حسابی استراحت کنی

16:21.691 --> 16:23.652
چرا توی این سن و سال انقدر پرحرفی؟

16:23.971 --> 16:24.772
چی گفتی؟

16:26.652 --> 16:29.642
گفتم چرا توی این سن انقدر پرحرفی؟

16:30.243 --> 16:31.612
مثل پیرزن‌های غرغرو شدی

16:44.612 --> 16:45.292
کجاوه رو بلند کنین

16:52.532 --> 16:53.652
بیا ما هم بریم

16:56.172 --> 16:58.307
مرزبان چانگ شینگ
سرپرست اشراف‌زاده‌های نظامیه

16:58.307 --> 17:00.931
و یه شیان هم وارثشه

17:01.251 --> 17:03.779
به خاطر بیماری قلبیش
نمی‌تونه هنرهای رزمی تمرین کنه

17:04.291 --> 17:05.612
و تنها پسر مرزبانه

17:06.412 --> 17:09.612
وارث یه اشراف‌زاده‌ی نظامی که
نمی‌تونه بجنگه آینده‌ای نداره

17:10.771 --> 17:13.691
آره، درمان بیماری قلبی سخته

17:23.172 --> 17:24.771
بانو، شما فوق‌العاده‌این

17:30.211 --> 17:31.061
داره دیر می‌شه

17:31.061 --> 17:33.291
دیگه زیادی گشتیم، باید برگردیم

17:33.859 --> 17:34.491
بریم

17:44.172 --> 17:45.931
کی می‌تونیم رد بشیم؟

17:46.332 --> 17:48.195
من کار دارم -
خانواده‌ام منتظرمن -

17:48.195 --> 17:49.491
باید برم خونه

17:50.372 --> 17:51.691
می‌رم بپرسم چه خبره، بانو

17:53.852 --> 17:55.092
کی اجازه می‌دین رد بشیم؟

17:55.092 --> 17:56.372
کسی هست جوابمون رو بده؟

17:56.372 --> 17:57.612
یه چیزی بگین

18:01.172 --> 18:02.412
کی اجازه میدین رد بشیم؟

18:02.595 --> 18:04.298
ما هم نمی‌دونیم، منتظر دستوریم

18:04.298 --> 18:04.867
!عجله کنین

18:04.867 --> 18:05.724
هیچی نمی‌گن

18:07.011 --> 18:08.246
!بجنبین -
دقیقا -

18:08.332 --> 18:11.451
بانو، شنیدم یه اشراف‌زاده
داره توی معبد بائو شیانگ مراسم دعا برگزار می‌کنه

18:11.612 --> 18:12.931
برای همین کوهستان رو بستن

18:13.771 --> 18:16.132
مراسم دعا برگزار می‌کنه؟ مشخصه که دروغه

18:16.451 --> 18:18.132
برگزاری مراسم دعا مال صبح زوده

18:18.332 --> 18:20.731
الان دیگه بعد از ظهره، کی این موقع
مراسم دعا برگزار می‌کنه؟

18:21.812 --> 18:22.771
گند بزنن به این شانس

18:23.451 --> 18:25.372
اگه می‌دونستم، با یه شیان برمی‌گشتم

18:28.195 --> 18:29.539
وقتی قبلا از درخت بالا رفتم

18:29.539 --> 18:31.931
یه راه پشت اون کوهستان دیدم

18:32.067 --> 18:33.451
چطوره اول برم اون راه رو چک کنم؟

18:33.612 --> 18:35.211
اگه تونستم رد بشم، برمی‌گردم دنبالتون

18:35.555 --> 18:36.132
باشه

18:36.372 --> 18:37.132
منتظرم بمونین

18:37.603 --> 18:38.568
همینجوری راهمون رو بستن

18:39.043 --> 18:40.003
چرا؟

18:40.003 --> 18:40.947
بذارین رد بشیم

18:49.812 --> 18:51.132
همین الان بذارین رد بشیم

18:51.132 --> 18:52.691
باید از کوهستان بریم پایین

18:52.971 --> 18:53.852
!دقیقا

18:53.852 --> 18:54.819
باید بریم پایین

18:54.828 --> 18:55.421
بذارین رد بشیم

18:55.421 --> 18:56.351
چرا راه اینجا رو بستین؟

18:56.906 --> 18:58.123
همین الان بذارین رد بشیم

18:58.275 --> 19:00.323
می‌شه برین و بپرسین؟

19:01.652 --> 19:03.092
<i>چرا چینگ‌ پو هنوز برنگشته؟</i>

19:04.931 --> 19:06.172
<i>نکنه اتفاقی افتاده؟</i>

19:18.491 --> 19:20.132
<i>این همون راهیه که چینگ‌ پو گفت؟</i>

19:21.172 --> 19:22.652
<i>چرا اینجا پرنده هم پر نمی‌زنه؟</i>

19:34.971 --> 19:36.092
<i>ارباب یان یون؟</i>

19:57.332 --> 19:58.092
!کمک

19:59.531 --> 20:00.531
!ارباب یان یون

20:17.052 --> 20:18.251
!از ولیعهد محافظت کنین

20:18.612 --> 20:19.251
اطاعت -
اطاعت -

21:41.412 --> 21:44.172
<i>پس اون روز واقعا خودش بود</i>

21:45.771 --> 21:47.731
!ولیعهد لعنتی، وقتشه قبرت رو بکنم

22:23.852 --> 22:24.812
می‌تونی بلند شی؟

22:56.251 --> 22:56.931
ترسیدی، نه؟

23:06.612 --> 23:09.931
چی؟ منظورت اینه جین چائو هنوز توی کوهستانه؟

23:10.332 --> 23:10.971
آره

23:11.531 --> 23:14.211
یه راه از پشت کوهستان پیدا کردم
و می‌خواستم برم دنبالشون

23:14.491 --> 23:17.132
ولی برخلاف انتظارم
راه برگشت هم بسته شده بود

23:17.612 --> 23:19.531
برای همین اول برگشتم به شما خبر بدم

23:20.052 --> 23:21.412
هوا تقریبا تاریک شده

23:21.412 --> 23:24.291
بانو هان، لطفا چند نفر رو بفرستین
توی کوهستان دنبال بانو بگردن

23:24.612 --> 23:26.931
باشه، حتما می‌فرستمشون

23:27.372 --> 23:29.251
زود باش، نشون من رو بگیر
و کمک جمع کن

23:29.412 --> 23:30.172
بفرمایین، دایه جو

23:32.931 --> 23:33.652
ممنونم، بانو هان

23:34.332 --> 23:34.852
ادامه بده

23:38.291 --> 23:41.652
به نظر من جین چائو زیادی بازیگوشه

23:44.211 --> 23:45.451
جین چائو اینطوری نیست

23:47.931 --> 23:48.812
حالا باید چیکار کنیم؟

23:55.132 --> 23:56.092
اعتراف می‌کنی یا نه؟

23:58.931 --> 23:59.931
نه

24:12.052 --> 24:14.011
<i>من تا حالا دو بار دیدم که آدم کشته</i>

24:14.491 --> 24:15.931
<i>نکنه می‌خواد من رو هم ساکت کنه؟</i>

24:27.372 --> 24:28.372
عرض ادب، ارباب یان یون

24:33.771 --> 24:37.052
ارباب یان یون، من نه چیزی شنیدم نه دیدم

24:37.172 --> 24:38.771
قسم می‌خورم حتی یه کلمه هم به کسی
چیزی نگم

24:39.211 --> 24:41.931
التماس می‌کنم، لطفا جونم رو نجات بده

24:47.291 --> 24:48.691
اتفاق امروز خیلی مهمه

24:48.971 --> 24:53.171
اگه یه کلمه هم درز کنه
جون آدم‌های زیادی به خطر میفته

25:02.971 --> 25:04.011
...این

25:07.052 --> 25:07.892
بگیرش

25:09.092 --> 25:10.132
من نمی‌تونم ازت محافظت کنم

25:12.172 --> 25:13.332
این سمه؟

25:14.092 --> 25:16.971
ارباب یان یون
من چیزی به کسی نمی‌گم

25:17.372 --> 25:19.172
قسم می‌خورم اگه این کار رو بکنم
رعد و برق بهم بزنه

25:22.412 --> 25:23.612
نیازی به قسم نیست

25:23.812 --> 25:26.691
بگیرش، اینجوری حرفت رو باور می‌کنم

25:27.251 --> 25:28.132
ارباب یان یون

25:28.731 --> 25:31.412
امروز، شاهدهای زیادی اومدنم رو دیدن

25:31.852 --> 25:36.211
من با خدمتکارم بودم ولی بعدش از هم جدا شدیم

25:36.372 --> 25:38.251
احتمالا الان دیگه برگشته

25:38.531 --> 25:41.771
اگه متوجه بشه که من نیستم
همین الان همه رو خبر می‌کنه

25:42.291 --> 25:44.172
حتی ممکنه این رو به مقامات گزارش بده

25:44.971 --> 25:48.812
تازه، ارباب جوان یه من رو توی راه دید

25:49.052 --> 25:52.132
اگه بفهمه من مُردم، تحقیق می‌کنه

25:52.451 --> 25:53.451
خب که چی؟

25:53.852 --> 25:56.332
تحقیقات بیشتر یعنی کنجکاوی بیشتر

25:57.507 --> 25:59.971
کشتن من فقط به ضررتونه، هیچ سودی نداره

26:00.451 --> 26:03.491
اینجا یه مکان مقدس بوداییه
اگه کسی رو اینجا بکشین، براتون بدشانسی میاره

26:03.812 --> 26:08.771
ارباب یان یون، لطفا از جونم بگذرین
این رو یه کار خیر در نظر بگیرین

26:09.011 --> 26:10.731
فقط مرده‌ها واقعا قابل اعتمادن

26:11.731 --> 26:12.931
از امروز به بعد

26:12.931 --> 26:17.652
من امنیت مادربزرگت
و خاندان جی رو تضمین می‌کنم

26:45.412 --> 26:48.372
ارباب چن، چرا این کار رو کردین؟

26:48.892 --> 26:51.971
از اونجایی که می‌گی این دختر از ماست
پس باید قابل اعتماد باشه

26:52.852 --> 26:56.812
به هر حال، بهتر بود خودم امتحانش کنم

26:59.852 --> 27:00.771
مال تو چی شد؟

27:01.691 --> 27:02.612
اون قبلا اعتراف کرده

27:04.011 --> 27:04.931
بیا بریم داخل صحبت کنیم

27:12.052 --> 27:12.892
بعد از بازجویی

27:12.892 --> 27:14.691
فقط گفت، فامیلِ رئیسشون شیائوئه

27:15.092 --> 27:18.172
(اعتراف‌نامه)
و همیشه صورتش رو با نقاب می‌پوشونده

27:19.971 --> 27:23.412
رفتارش شبیه یه محققه
و خیلی دست و دلبازه

27:23.412 --> 27:24.892
(جانگ لینگ، فرمانده‌ی دیوان عدالت)

27:24.892 --> 27:26.852
قبلا وقتی یکی از افرادشون کشته شد

27:27.892 --> 27:29.931
پونصد تیل به خانواده‌اش غرامت داد

27:30.572 --> 27:33.092
برای همینه که همه با میل
براش جونشون رو به خطر میندازن

27:33.852 --> 27:34.892
فامیلیش شیائوئه؟

27:37.052 --> 27:38.572
ممکنه شیائو چی شان باشه؟

27:39.931 --> 27:42.172
مشاور سابقِ شاهزاده چنگ‌ چینگ فقید؟

27:42.931 --> 27:45.771
اون زمان، شاهزاده چنگ‌ چینگ
کاملا به حرف‌های اون گوش می‌داد

27:46.251 --> 27:48.431
بعد از اینکه شورش شاهزاده چنگ‌ چینگ
شکست خورد

27:48.431 --> 27:50.372
به دست مرزبان چانگ‌ شینگ کشته شد

27:50.652 --> 27:52.572
بعدش این مرد بدون هیچ ردی ناپدید شد

27:53.011 --> 27:54.621
این دفعه، ما عمدا

27:54.621 --> 27:56.931
خبر خروج ولیعهد رو
به شاهزاده روی‌ چانگ لو دادیم

27:58.291 --> 27:59.587
اما شاهزاده روی‌ چانگ

27:59.587 --> 28:01.291
مشاور سابق شاهزاده چنگ‌ چینگ فقید رو
استخدام کرده؟

28:02.172 --> 28:02.852
...یعنی

28:03.011 --> 28:04.172
یعنی شاهزاده روی‌ چانگ

28:04.731 --> 28:07.892
هنوز مرگ شاهزاده چنگ‌ چینگ رو فراموش نکرده

28:11.892 --> 28:14.931
به نظر میاد شاهزاده روی‌ چانگ
یه نقشه‌ی بزرگ داره

28:16.092 --> 28:18.691
ارباب چن، باید خیلی مراقب باشین

28:19.812 --> 28:20.931
و همچنین

28:23.251 --> 28:26.852
ارباب چن، ما الان توی یه کشتی‌ایم

28:28.011 --> 28:29.941
شورش شاهزاده چنگ‌ چینگ فقید

28:29.941 --> 28:32.132
دیوان عدالت رو فلج کرد

28:32.691 --> 28:35.572
اگه ارباب فو از ما حمایت نمی‌کرد

28:35.771 --> 28:37.812
ما هیچوقت همچین
ماموریت‌های مهمی رو نمی‌گرفتیم

28:38.652 --> 28:42.132
امیدوارم در آینده از من حمایت کنین

28:42.491 --> 28:47.172
هر دوی ما به ارباب فو خدمت می‌کنیم
پس باید متحد باشیم و با هم کار کنیم

29:03.731 --> 29:05.332
تظاهر دیگه کافیه، بلند شو

29:14.852 --> 29:15.971
عرض ادب، ارباب یان یون

29:16.291 --> 29:17.251
بلند شو

29:23.172 --> 29:23.971
دیگه تموم شد؟

29:27.852 --> 29:28.812
از امروز به بعد

29:29.372 --> 29:33.771
من امنیت مادربزرگت
و خاندان جی رو تضمین می‌کنم

29:46.052 --> 29:47.971
ممنون که نجاتم دادین، ارباب یان یون

29:59.892 --> 30:01.491
چیه؟ به چی نگاه می‌کنی؟

30:03.731 --> 30:07.691
به شما نگاه می‌کنم
الان یه جور دیگه به نظر میاین

30:09.291 --> 30:11.871
منظورم اون زمانیه بود که
انبار رو آتیش زدم

30:11.871 --> 30:13.451
و فانوستون رو قاپیدم

30:14.771 --> 30:16.211
چرا قبلا چیزی نگفتی؟

30:18.092 --> 30:19.691
چون جراتش رو نداشتم

30:20.372 --> 30:21.372
یعنی الان جرات داری؟

30:21.892 --> 30:23.572
همین الان جونم رو نجات دادین

30:26.971 --> 30:29.412
چون دیدی من یه نفر رو کشتم
جرات نداشتی حرف بزنی؟

30:30.531 --> 30:32.332
فقط وقتی مجبور باشین، یه نفر رو می‌کشین

30:33.291 --> 30:34.372
حالا چه فرقی کردم؟

30:37.451 --> 30:38.531
واقعا نمی‌دونم

30:41.372 --> 30:44.172
من رو یاد اون موقعی میندازه
که توی تونگ‌ جو زندگی می‌کردم

30:44.412 --> 30:48.251
یه خدمتکاری بود به اسم گو
که خیلی باهام بازی می‌کرد

30:48.652 --> 30:50.172
ما زمان زیادی رو با هم می‌گذروندیم

30:50.971 --> 30:52.812
ولی یه سالی، اون برگشت به زادگاهش

30:52.971 --> 30:57.475
وقتی برگشت، کاملا عوض شده بود
و گوشه‌گیر شده بود

30:57.859 --> 30:59.779
دیگه باهام بازی نمی‌کرد

30:59.779 --> 31:03.612
فقط به مادربزرگم التماس می‌کرد
که بذاره بره سو جو شاگردی کنه

31:05.132 --> 31:06.652
بعدها فهمیدم

31:07.771 --> 31:10.451
که پدرش توی همون ماه فوت کرده بود

31:12.291 --> 31:13.971
من از اون بالا تماشا می‌کنم

31:15.092 --> 31:18.147
تا ببینم سرزمین یان می‌تونه تحت حمایت تو

31:19.875 --> 31:21.332
پیشرفت کنه یا نه

31:38.372 --> 31:41.491
نمی‌گم شما هم مثل اون هستین
...منظورم اینه

31:41.652 --> 31:42.852
می‌فهمم منظورت چیه

31:48.291 --> 31:48.812
بشین

31:54.771 --> 31:56.323
عمارت اجدادی من هم توی تونگ جوئه

31:56.612 --> 31:59.211
هنوز هم مادربزرگت اداره‌اش می‌کنه

32:04.451 --> 32:07.491
نمی‌دونم کی می‌تونم برگردم تونگ جو

32:08.892 --> 32:09.612
چی شده؟

32:10.332 --> 32:11.372
اینجا رو دوست نداری؟

32:13.132 --> 32:15.491
اصلا دوستش ندارم
اصلا خوش نمی‌گذره

32:15.852 --> 32:16.852
مثل تونگ جو نیست

32:18.971 --> 32:22.531
اونجا اسکله هست
جشن‌های معبدی و بازار کتاب هم هست

32:23.491 --> 32:25.291
پایتخت هم اینا رو داره

32:26.052 --> 32:29.491
اینجا فرق داره، قانون‌های پایتخت
خیلی از نمایش‌های خیابونی رو ممنوع کرده

32:30.332 --> 32:34.211
مثلا، توی تونگ جو موقع سال نو

32:34.612 --> 32:37.931
تاجرهای پولدار نوبتی
گروه‌های نمایشی میارن برای جشن‌های معبدی

32:38.412 --> 32:40.132
من هم عاشق تماشای آتیش‌بازی
با آهن گداخته‌ی جرقه‌ایم

32:40.332 --> 32:43.491
مادربزرگ هم هر سال هنرمندهایی از
شهرهای دیگه دعوت می‌کرد

32:43.652 --> 32:44.731
خیلی تماشایی بود

32:45.892 --> 32:47.572
ولی پایتخت ممنوعش کرده

32:47.892 --> 32:49.122
دیگه نمایش‌های آهن گداخته‌ی جرقه‌ای هم نیست

32:49.122 --> 32:53.211
تازه شنیدم از پارسال
نمایش فانوس‌های کوهستان آئو رو هم ممنوع کردن

32:56.451 --> 32:57.412
آتیش‌بازی با آهن گداخته‌ی جرقه‌ای؟

33:00.931 --> 33:04.251
ولی آتیش‌بازی خیلی راحت باعث
آتیش‌سوزی می‌شه

33:10.691 --> 33:11.491
!بانو

33:12.211 --> 33:14.332
!بانو

33:14.691 --> 33:18.092
بالاخره برگشتین
خیلی نگران شده بودم

33:19.291 --> 33:20.211
حالتون خوبه؟

33:20.771 --> 33:22.172
می‌بینی؟ حالم خوبه

33:22.372 --> 33:23.092
ممنونم

33:23.412 --> 33:24.412
!برگردیم، بریم -
بریم -

33:32.387 --> 33:35.257
(عمارت خاندان گو)

33:39.332 --> 33:40.691
زخمی شدی؟

33:41.332 --> 33:44.731
شنیدم یه آدم اشراف‌زاده اومده بود
به مشکلی خوردی؟

33:46.652 --> 33:49.372
من خوبم
فقط دیر برگشتم

33:49.691 --> 33:52.491
تا وقتی اون آدم اشراف‌زاده نرفته بود
نذاشتن از کالسکه پیاده بشم

33:54.451 --> 33:56.652
کدوم اشراف‌زاده‌ای انقدر ادا درمیاره؟

33:57.531 --> 33:58.852
من از کجا بدونم؟

33:59.491 --> 34:00.852
خوشحالم که الان خوبی

34:01.172 --> 34:03.491
حالا برو استراحت کن
امروز روز خسته‌کننده‌ای بود

34:13.251 --> 34:14.771
اون دیگه چشه؟

34:21.052 --> 34:22.211
به چی فکر می‌کنین؟

34:23.572 --> 34:27.211
همه‌ چیز از اون شب
قبل از مراسم بلوغم یادم اومد

34:28.291 --> 34:30.251
مردی که اون شب دیدم
ارباب یان یون بود

34:31.932 --> 34:35.012
باید چیکار کنیم؟
نکنه ارباب یان یون بهتون آسیب بزنه؟

34:38.251 --> 34:41.851
خب، یه کاری هست که
باید برام انجام بدی

34:42.851 --> 34:43.811
فقط بگین

34:44.731 --> 34:46.492
یه دوست قدیمی دارم به اسم نیه

34:47.172 --> 34:48.882
همسر و دخترش توی پایتختن

34:48.882 --> 34:50.132
کمکم کن جا و مکان درست و حسابی
براشون جور کنم

34:51.211 --> 34:52.291
خودم نمی‌تونم دخالت کنم

34:53.291 --> 34:55.452
وقتی پیداش کردی
لازم نیست اسمی از من بیاری

34:58.291 --> 34:59.371
بعید می‌دونم

35:00.331 --> 35:01.811
ازم خواسته یه کاری براش انجام بدم

35:03.731 --> 35:04.331
راستی

35:05.211 --> 35:07.411
فردا صبح اول وقت
برو مدیر لو رو پیدا کن

35:08.211 --> 35:11.572
و ازش بخواه
چندتا عروسک خیمه شب‌بازی انتخاب کنه

35:12.371 --> 35:13.172
لازمشون دارم

35:19.891 --> 35:22.172
توی دوره‌ی بازرسی مقامات توی پایتخت
مشخص شد

35:22.492 --> 35:25.242
که 376تا از مقامات رسمی
نالایقن، از جمله جنگ تو

35:25.242 --> 35:28.932
معاون وزیر عدلیه توی اداره‌ی شان شی
توی وزارت عدلیه

35:29.331 --> 35:35.092
از بینشون 37 نفر برکنار شدن
و 42 نفر هم تنزل رتبه گرفتن

35:35.891 --> 35:38.211
‫(فان چوان، دبیر اعظم، استاد اعظم ولیعهد)
‫16 نفر هم منتقل شدن

35:38.211 --> 35:40.331
و 28 نفر هم توبیخ شدن

35:43.452 --> 35:49.172
در مجموع 1,364 تا مقام رسمی
توی پایتخت هست

35:50.411 --> 35:53.251
که 376 نفرشون نالایقن

35:53.891 --> 35:56.291
خیلی از اشراف‌زاده‌های نظامی هم
حتی نیومدن

35:57.251 --> 36:01.411
اوضاع واقعا خیلی بی‌رحمانه بود

36:01.811 --> 36:04.731
با وجود این همه‌ سخت‌گیری باز هم
رتبه‌ی شایسته گرفتی

36:05.132 --> 36:06.972
این نشون می‌ده توی مقام رسمی خوش‌نامی

36:07.251 --> 36:10.291
فقط شانس آوردم

36:12.691 --> 36:17.932
باید از ارباب لین تشکر کنم که
جلوی همه‌ی گفت خیلی کم من رو می‌شناسه

36:20.172 --> 36:26.291
بعد از این همه‌ سال که بهش می‌گفتم استاد
اعلام کرد اصلا من رو نمی‌شناسه

36:27.731 --> 36:30.331
بعدش هم خودش رو توی دردسر انداخت

36:33.211 --> 36:36.052
خب، بالاخره آسمون هم چوب قضاوت داره

36:42.211 --> 36:44.572
ارباب، یه خواهش ازت دارم

36:44.771 --> 36:47.492
اگه درباره‌ی حق اداره‌ی امور عمارته
جوابم منفیه

36:47.811 --> 36:50.251
اتفاق قبلی
فقط چند روز پیش افتاد

36:50.492 --> 36:54.731
درست نیست الان
حق اداره‌ی امور رو دوباره بهت برگردونم

36:54.851 --> 36:56.331
درباره‌ی حق اداره‌ی امور نیست

36:56.771 --> 36:58.787
سال بعد موقع مراسم بلوغ لان آر می‌رسه

36:59.251 --> 37:00.932
خودت بزرگش کردی

37:01.612 --> 37:04.851
نباید مراسمش
یه کم آبرومندانه برگزار بشه؟

37:05.572 --> 37:07.811
الان وقت حرف زدن درباره‌ی این نیست

37:07.811 --> 37:10.731
این موضوع برای سال بعده
همون موقع درباره‌اش حرف می‌زنیم

37:12.652 --> 37:15.532
من توی حیاط جلویی
یه کاری دارم

37:16.572 --> 37:17.211
پس فعلا می‌رم

37:23.731 --> 37:27.092
بانو، این هم اون سه‌تا
عروسک خیمه شب‌بازی که خواسته بودین

37:28.211 --> 37:29.291
واقعا ظریف و قشنگن

37:29.452 --> 37:32.411
بله، همه‌‌اشون رو
بهترین استاد صنعتگرهایی که پیدا کردیم ساختن

37:33.411 --> 37:34.492
ممنونم، عمو پینگ

37:35.572 --> 37:36.691
حالا بریم اونجا

37:43.211 --> 37:44.891
چی شده؟ انقدر دستپاچه نباش

37:45.851 --> 37:50.012
بانو، این همون خدمتکاریه که
فرستاده بودم به بانو نیه خبر بده

37:50.652 --> 37:53.652
وقتی تازه رسیده بودم کوچه‌ی فن تیائو
به یه عده غارتگر برخوردم

37:54.132 --> 37:56.851
اونایی که حمله کردن از
افراد خاندان شوهر مرحوم بانو نیه بودن

37:57.012 --> 38:00.052
مدام داد می‌زدن که چون برادرشون
بدون پسر مرده

38:00.371 --> 38:02.132
پس اموالش باید به اونا برسه

38:02.371 --> 38:04.972
این رو هم می‌گفتن که برادرشون
آدمی با عنوان اشراف‌زاده‌ بوده

38:05.612 --> 38:08.132
بهش می‌گفتن
فرمانده‌ی سواره‌نظام بادپا

38:08.452 --> 38:11.172
سر اینکه جلوی امپراتور
نسنجیده حرف زده بود انقدر کتکش زدن تا مرد

38:11.691 --> 38:13.411
اونا فقط تقصیر رو گردن بانو نیه انداختن

38:13.891 --> 38:14.932
نیه فنگ مینگ؟

38:15.532 --> 38:18.851
بانو، همون دوست ارباب یان یون...؟

38:19.652 --> 38:20.411
ادامه بده

38:20.731 --> 38:21.251
چشم

38:21.891 --> 38:23.891
با اینکه حرف‌هاشون رو درست نمی‌فهمیدم

38:24.052 --> 38:26.731
ولی فهمیدم بانو نیه
همون کسیه که شما دنبالش می‌گردین

38:27.052 --> 38:28.452
نمی‌شد بذارم تهدیدش کنن

38:29.012 --> 38:31.572
برای همین توی غرفه‌‌ی ابریشم جاشون دادم

38:32.291 --> 38:34.612
لطفا به خاطر اینکه خودسرانه عمل کردم
من رو تنبیه کنین

38:35.972 --> 38:37.092
برای چی؟

38:38.132 --> 38:39.771
برای اینکه زیادی خوب جمع و جورش کردی، تنبیهت کنم؟

38:41.652 --> 38:42.492
ممنونم، بانو

38:42.972 --> 38:44.331
بریم غرفه‌ی ابریشم

38:48.899 --> 38:52.643
(غرفه‌ی ابریشم خاندان جی)

39:02.172 --> 39:04.579
(بانو فانگ، همسر نیه فنگ مینگ)
ببخشید، شما بانو گو هستین؟

39:04.691 --> 39:05.411
خودمم

39:06.851 --> 39:09.492
بانو گو، ممنونم که افرادتون من رو نجات دادن

39:09.932 --> 39:12.052
خواهش می‌کنم، بلند شین

39:13.891 --> 39:16.092
من تا حالا شما رو ندیده بودم، بانو گو

39:16.371 --> 39:19.251
چرا یکی رو فرستادین دنبالم بگرده؟

39:19.612 --> 39:20.691
قضیه اینه

39:21.132 --> 39:24.492
من یه پسرخاله دارم که
چند سال پیش وقتی اینجا مشغول تجارت بود

39:24.811 --> 39:26.211
ارباب نیه کمکش کرد

39:26.891 --> 39:32.172
وقتی شنید دارم میام پایتخت
ازم خواست یه سری به شما بزنم

39:32.612 --> 39:35.652
ولی اصلا فکرش رو نمی‌کردم
ببینم گرفتاری براتون پیش اومده

39:36.052 --> 39:38.211
کمک؟ درسته

39:38.811 --> 39:41.507
اون همیشه
آدم خیلی باملاحظه‌ای بود

39:41.507 --> 39:42.811
و عاشق کمک کردن به بقیه

39:43.251 --> 39:44.452
ولی یادش رفت

39:45.291 --> 39:48.972
اونایی که بیشتر از همه‌
به کمکش احتیاج داشتن، خانواده‌ی خودش بودن

39:48.972 --> 39:50.531
(شیانگ یون، دختر نیه فنگ مینگ)

39:54.092 --> 39:55.492
تو باید شیانگ یون باشی

39:58.132 --> 40:02.132
پسرخاله‌ام گفته بود
تولد شیانگ یون توی همین ماهه

40:02.492 --> 40:04.771
برای همین مخصوصا بهم سپرد
براش هدیه بفرستم

40:08.572 --> 40:10.092
عروسک خیمه شب‌بازی؟

40:10.172 --> 40:12.251
همه‌ی اینا مال منه؟

40:12.891 --> 40:15.731
آره، همه‌اشون مال توئن
خوشت اومد؟

40:15.891 --> 40:16.731
آره

40:17.172 --> 40:19.411
مادر، می‌تونم باهاشون بازی کنم؟

40:22.691 --> 40:25.052
حالا که برای خودتن، برو بازی کن

40:26.532 --> 40:28.452
شیانگ یون، باهام بیا

40:28.452 --> 40:28.963
باشه

40:29.251 --> 40:30.331
ممنونم خواهر

40:31.371 --> 40:34.172
بانو، می‌رم براتون چای و خوراکی بیارم

40:36.092 --> 40:37.092
بفرمایین بشینین

40:39.052 --> 40:42.092
این مرهم زخم رو برای
زخم‌هاتون بگیرین

40:43.771 --> 40:45.092
ممنونم، بانو گو

40:45.891 --> 40:48.291
این دفعه‌ی آخر، بدجوری بدبیاری آورد

40:48.612 --> 40:51.932
دربار امپراتوری به حال ما بیوه‌ها و یتیم‌ها رحم کرد
برای همین مجازاتمون نکرد

40:52.532 --> 40:56.771
ولی اون اقوام خاندانش
چشم به دارایی‌های شوهر مرحومم دارن

40:57.132 --> 41:00.572
هر طور حساب کنین
همه‌ی‌ تقصیرها گردن منه

41:01.012 --> 41:06.012
که کور بودم و با همچین مرد
سنگدل و بداقبالی ازدواج کردم

41:07.492 --> 41:11.371
مادر، پدر آدم خوبی بود، نه سنگدل و بداقبال

41:11.771 --> 41:14.811
پدرت ما رو تنها گذاشت و مرد

41:14.811 --> 41:16.612
با این حال هنوز ازش دفاع می‌کنی؟

41:16.932 --> 41:18.572
پدر برای یه هدف بزرگ‌تر جونش رو داد

41:18.572 --> 41:19.532
کدوم هدف بزرگ‌تر؟

41:19.652 --> 41:23.092
اون همه‌ی زندگی ما رو
فدای اون هدف بزرگ‌تر کرد

41:23.572 --> 41:27.492
کاری کرد اینطوری رنج بکشیم
این چه هدف بزرگ‌تریه؟

41:27.972 --> 41:29.331
من که فکر نمی‌کنم ما توی عذاب باشیم

41:29.572 --> 41:34.731
اون روز، پدر بهم گفت
حتی بعد از مرگش هم خوب زندگی کنم

41:35.132 --> 41:38.012
بهش قول دادم، پس پای قولم هم وایسادم

41:38.731 --> 41:40.012
بعد از مرگش؟

41:40.492 --> 41:42.691
چی؟ یعنی قبل از مرگش
این رو بهت گفته؟

41:43.972 --> 41:45.211
چجوری ممکنه؟

41:45.572 --> 41:49.331
شب قبل این که پدر بره قصر

41:49.331 --> 41:50.331
خیلی خب، دیگه بسه

41:52.411 --> 41:55.211
داره دیر می‌شه، باید بریم

41:55.612 --> 41:58.452
بانو گو، ممنونم که امروز کمکم کردین

42:00.932 --> 42:01.492
صبر کنین

42:09.331 --> 42:12.291
چرا از بانو گو خواستین
بره بانو نیه رو ببینه؟

42:14.132 --> 42:15.492
فقط یه فکر لحظه‌ای بود

42:16.612 --> 42:19.972
توی معبد بائو شیانگ با هم حرف می‌زدیم
و یه دفعه به ذهنم رسید

42:22.012 --> 42:23.371
که شاید گزینه‌ی مناسبی باشه

42:24.972 --> 42:27.891
بانو گو واقعا باهوش و جسوره

42:29.811 --> 42:30.972
خیلی خوب از پس فشار برمیاد

42:33.172 --> 42:35.572
ارباب یان یون
بانو گو قاصدی فرستاده

42:36.012 --> 42:38.371
پرسیدن شما وقت دارین یا نه
و خواستن ملاقاتتون کنن

42:53.172 --> 42:54.411
درود، ارباب یان یون

42:57.012 --> 42:57.691
بلند شو

42:58.932 --> 43:00.972
چرا خواستی بیام اینجا؟بگو

43:04.851 --> 43:08.452
جناب جیانگ غریبه نیست
راحت حرف بزن

43:11.092 --> 43:12.492
اومدم گزارش ماموریتم رو بدم

43:13.092 --> 43:15.132
کاری که سپرده بودین رو انجام دادم

43:16.012 --> 43:19.132
حالا می‌فهمم چرا خودتون دخالت نکردین
و من رو فرستادین

43:24.532 --> 43:26.452
بانو نیه و شیانگ یون رو دیدی؟

43:26.731 --> 43:28.021
هم دیدمشون

43:28.021 --> 43:30.891
و هم با یه مشت از افراد
دردسرساز خاندان نیه هم طرف شدم

43:32.371 --> 43:35.587
بانو نیه رو تحت فشار گذاشته بودن تا
اموالی رو که ارباب نیه به جا گذاشته تحویل بده

43:35.971 --> 43:37.379
می‌خواستن اموالشون رو بالا بکشن

43:37.771 --> 43:39.012
!این دیگه واقعا بی‌شرمانه‌ست

43:39.452 --> 43:40.371
این رو می‌دونستین؟

43:40.652 --> 43:43.652
شما ندیدین چطوری بانو نیه رو
تا مرز درموندگی برده بودن

43:44.771 --> 43:49.092
من نه می‌دونم چه رابطه‌ای بین شما و
ارباب نیه بوده

43:49.811 --> 43:50.932
و اصلا هم دلم نمی‌خواد که بدونم

43:51.291 --> 43:56.331
فقط امیدوارم به بانو نیه و شیانگ یون رو کمک کنین

43:56.972 --> 43:59.811
تا شاید زندگیشون یه کم آسون‌تر بشه

44:01.972 --> 44:02.691
نه

44:03.092 --> 44:06.331
چرا؟ نمی‌تونین کمکشون کنین؟

44:06.452 --> 44:08.652
دلیل خاصی نداره
فقط نمی‌تونم

44:09.052 --> 44:11.052
دیگه درباره‌ی این موضوع حرف نزن

44:11.731 --> 44:12.411
حالا برگرد

44:14.572 --> 44:15.132
باشه

44:15.652 --> 44:17.771
حالا که شما نمی‌خواین کمک کنین
خودم کمکشون می‌کنم، باشه؟

44:18.251 --> 44:20.092
کاری رو که شما نمی‌خواین درگیرش بشین
خودم انجامش می‌دم

44:20.411 --> 44:23.052
قول می‌دم هیچ ردی به شما نرسه قبوله؟

44:26.115 --> 44:36.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Aonaran ✧ Souppy ✧ Sunny ✧
✧ ادیت: Azad ✧

44:36.937 --> 44:39.349
╔═.❃❋. ══════╗
 همتای باشکوه
╚══════.❋❃. ═╝

44:52.693 --> 44:54.709
♪روزگاری نقش فصل‌ها رو با قلم می‌زدم♪

44:54.997 --> 44:58.487
♪اما توی شکاف بی‌انتهای زمان گم شدم♪

45:00.437 --> 45:02.393
♪قدرت و نرمی، هر دو به شرابی تلخ بدل شدن♪

45:02.517 --> 45:06.165
♪و هر خیال مشتاقانه‌ای، حسرتی بی‌کران به بار آورد♪

45:08.117 --> 45:09.909
♪گذر خورشید و ماه رو به چشم دیدم♪

45:10.603 --> 45:14.062
♪دریغ که دیگه نور و سایه، هم‌سفر هم نیستن♪

45:14.645 --> 45:21.781
♪یه بیراهه، دوست‌های قدیمی رو مثل مرغ‌های سرگردون دریا از هم جدا کرد♪

45:22.005 --> 45:25.639
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

45:25.793 --> 45:28.597
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

45:29.589 --> 45:33.461
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

45:33.653 --> 45:37.237
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

45:37.429 --> 45:41.269
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

45:41.333 --> 45:44.981
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

45:45.141 --> 45:53.781
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

46:08.405 --> 46:11.989
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

46:12.149 --> 46:14.805
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

46:16.085 --> 46:19.922
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

46:20.023 --> 46:23.637
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

46:23.893 --> 46:27.704
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

46:27.765 --> 46:31.541
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

46:31.637 --> 46:38.637
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

46:39.445 --> 46:49.621
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪
