WEBVTT

00:00.115 --> 00:20.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Audrey ✧ Sunny ✧ Souppy ✧ ANNA ✧ Lavender ✧
✧ ادیت: Azad ✧

01:20.755 --> 01:26.675
╔═.❃❋. ══════╗
 همتای باشکوه
╚══════.❋❃. ═╝

01:27.203 --> 01:29.987
❃❋قسمت 8❃❋

01:33.535 --> 01:37.376
برای جین چائو، زندگی توی
پایتخت به خوشی و راحتی تونگ جو نیست

01:37.576 --> 01:39.216
خوب مواظبش باش

01:39.415 --> 01:40.495
نگران نباشین، مادر بزرگ

01:42.176 --> 01:46.695
مادر، حرف‌هاتون یه جورایی
خجالت زده و شرمنده‌ام کرده

01:49.255 --> 01:51.415
می‌دونم این کار برات چقدر سخته

01:51.775 --> 01:55.736
فقط خوب مراقب سلامتیت باش

01:56.296 --> 01:59.135
بهترین کاری که می‌تونی برام بکنی همینه

02:04.695 --> 02:07.255
شنیدم این چند ماه توی پایتخت

02:07.656 --> 02:09.456
چی کشیدی

02:09.935 --> 02:11.736
تو بچه‌ی فهمیده‌ای هستی

02:12.335 --> 02:13.696
ولی یادت باشه

02:14.296 --> 02:17.136
با هر سختی‌ای در آینده رو به رو شدی

02:17.495 --> 02:19.095
تنهایی تحملش نکن

02:19.696 --> 02:21.655
بهم پیغام بده

02:22.495 --> 02:23.655
چشم، مادربزرگ

02:30.775 --> 02:31.775
مادر

02:40.696 --> 02:42.296
بانوی بزرگ جی بالاخره رفت

02:42.576 --> 02:45.095
دیروز می‌خواستم یه کم ابریشم مه بگیرم
برای حاشیه ازش استفاده درست کنم

02:45.495 --> 02:46.935
بانو هان چیزی نگفت

02:47.095 --> 02:48.576
ولی اون قیافه گرفت

02:49.016 --> 02:50.775
گفت "ابریشم توی این هوای سرد؟

02:51.095 --> 02:52.935
"مثل اینکه هنوز نفهمیدی زندگی چقدر سخته

02:56.176 --> 02:58.615
یه غریبه اومده اینجا فکر
کرده صاحب‌اختیار همه‌چیزه؟

02:59.095 --> 03:00.176
واقعا که

03:01.296 --> 03:04.375
مادر، بانوی بزرگ جی رو تحریک نکنین

03:04.775 --> 03:06.456
اون خیلی از بانو هان سفت و سخت‌تره

03:06.976 --> 03:09.136
علاوه بر این، مراسم بلوغ من سال دیگه

03:09.296 --> 03:11.256
از چند تا پارچه‌ی نازک مهم‌تره

03:11.856 --> 03:15.176
از بانو هان پرسیدین
خزانه‌ی مشترک چقدر می‌تونه بپردازه؟

03:16.136 --> 03:17.055
...خب

03:17.296 --> 03:18.576
مادرتون پرسیده

03:19.055 --> 03:20.775
بانو هان گفت بر اساس قوانین

03:21.016 --> 03:22.536
می‌شه دویست تیل

03:22.895 --> 03:25.296
از پول شخصیشون هم صد تیل می‌ده

03:25.856 --> 03:28.615
مادرت قصد داره خودش هفتصد تیل نقره بده

03:28.856 --> 03:29.815
تا بشه هزار تیل

03:31.095 --> 03:32.495
امکان نداره

03:33.256 --> 03:34.895
با زحمت اون پول رو پس‌انداز کردین

03:34.895 --> 03:36.215
چطور اینطوری خرجش کنیم؟

03:36.856 --> 03:39.976
تازه، همه‌ی اینا فقط جمعا
هزار تیل نقره می‌شه

03:40.256 --> 03:42.976
ولی من شنیدم مراسم بلوغ خواهر بیشتر
از ده هزار تیل خرج برداشته

03:43.215 --> 03:45.256
لان آر، تو خودت مگه خبر نداری

03:45.456 --> 03:47.976
خاندان جی کاملا مراسم اون
رو از نظر مالی تأمین کرد

03:48.215 --> 03:50.055
خاندان گوی ما یه ذره پول هم خرج نکرد

03:55.615 --> 03:57.456
ما خاندان مادری پولداری نداریم

03:57.615 --> 03:59.176
پس مقدر شده که پایین‌ رتبه‌تر باشیم

04:00.375 --> 04:01.655
مادرم صیغه‌ست

04:01.856 --> 04:03.856
اگه مراسم بلوغم افتضاح باشه

04:04.176 --> 04:05.815
فقط تحقیرم می‌کنن

04:05.976 --> 04:08.136
دیگه با چه مرد خوبی می‌تونم ازدواج کنم؟

04:08.856 --> 04:11.176
تازه‌اش هم، پدربزرگم خیلی اوضاعش بد نیست

04:11.456 --> 04:13.411
وزیر تشریفات درباری با رده‌ی چهارمه

04:13.536 --> 04:14.495
تازه بازنشسته هم هست

04:14.736 --> 04:17.296
هنوز خیلی از اون بازرگان‌ها بهتره

04:18.255 --> 04:19.736
مادر چه فکری کرده؟

04:20.096 --> 04:22.815
همچین خاندان برجسته‌ای رو رها کرده

04:23.135 --> 04:24.575
تا بشه صیغه‌ی پدر

04:26.896 --> 04:27.575
بانو

04:28.096 --> 04:29.455
ارباب جوان یه نامه‌ای

04:29.736 --> 04:31.055
برای بانو گو فرستادن

04:33.135 --> 04:33.815
ممنونم

04:34.736 --> 04:35.255
خیلی خب

04:39.296 --> 04:40.255
عمو چانگ شون

04:46.216 --> 04:47.015
بانو لان

04:47.615 --> 04:50.096
اون مرده از خاندان مرزبان چانگ شینگ بود؟

04:50.615 --> 04:51.896
چشم‌های تیزی دارین، بانو زی لینگ

04:52.015 --> 04:53.375
درست حدس زدین

04:53.536 --> 04:55.776
اومده بود دعوت‌نامه رو تحویل بانو جین چائو‌ بده

04:59.536 --> 05:02.935
همین الان می‌رم با خواهرم‌ غذا بخورم

05:03.216 --> 05:04.336
خودم بهش می‌دم

05:08.015 --> 05:09.656
تو این بیرون تنهایی

05:09.856 --> 05:10.776
نمی‌تونی بری

05:16.296 --> 05:18.575
باشه پس، ممنونم بانو لان

05:26.371 --> 05:30.275
(به جین چائو)

05:37.575 --> 05:39.375
<i>ممنون که توی معبد بائو شیانگ نجاتم دادی</i>

05:39.856 --> 05:41.976
<i>لطفا ساعت سی توی غذاخوری لین شیا
(ساعت سی 9 الی 11 صبح)</i>

05:42.296 --> 05:43.375
<i>برای ضیافت بهم ملحق شو</i>

05:44.856 --> 05:47.776
می‌دونستم بین برادر یه و خواهرم‌ خبریه

05:48.976 --> 05:50.216
این یکی ضخیم‌تر به نظر میاد

05:50.336 --> 05:51.656
آره رنگش هم قشنگه

05:55.615 --> 05:56.255
بانو

05:57.736 --> 05:59.055
من رو صدا کردین، مادر؟

05:59.575 --> 06:00.416
بشین

06:01.935 --> 06:04.255
چند جفت زانوبند درست کردم

06:04.416 --> 06:05.896
همه‌‌اشون رو با کرک غاز پر کردم

06:06.176 --> 06:07.815
این جفت مال یائو آره

06:08.055 --> 06:10.135
این جفت مال رونگ آره

06:10.495 --> 06:12.976
خیلی زود از کوچه‌ی چی فانگ برمی‌گرده

06:13.976 --> 06:17.015
این جفت مال پدرته

06:18.815 --> 06:21.536
به عنوان هدیه‌ی خوشامدگویی

06:21.976 --> 06:23.495
برای برادر رونگ آر یه نقاشی آماده کردم

06:23.656 --> 06:26.416
نیاز نیست از طرفم چیزی آماده کنین

06:27.695 --> 06:29.015
ولی در مورد هدیه‌ی پدر

06:29.375 --> 06:32.096
همینطوری بهش بدین
نیازی نیست به اسم من باشه

06:34.336 --> 06:36.015
می‌دونم چی توی ذهنت می‌گذره

06:36.736 --> 06:40.455
با اینکه رونگ آر برادر خودته

06:40.815 --> 06:43.615
طبیعیه احساس دوری کنین چون با هم بزرگ نشدین

06:43.935 --> 06:45.935
عتیقه‌جات و نقاشی‌ها

06:46.375 --> 06:49.736
شاید هدیه‌های خوبی باشن
ولی یه کم سرد و بی‌احساسن

06:49.976 --> 06:52.003
چیزهایی که با دست درست می‌شن برای

06:52.003 --> 06:54.375
نشون دادن حسن نیت بهترن، درسته؟

06:55.615 --> 06:58.416
پدرت کلی عیب و ایراد داره

06:59.416 --> 07:01.216
ولی باز هم پدرته

07:01.815 --> 07:03.055
اگه این قضیه به بیرون درز کنه

07:03.976 --> 07:05.935
مردم فقط تو رو سرزنش می‌کنن

07:06.216 --> 07:09.096
در ضمن، ترتیبات ازدواجت
هم نمی‌تونه به تعویق بیفته

07:09.455 --> 07:12.216
به هر حال، اون یه مقام رسمی
درباریه که کلی آدم می‌شناسه

07:12.776 --> 07:14.976
اگه بهت نظری داشته باشه

07:15.336 --> 07:17.176
خیلی راحت‌تر می تونیم یه شوهر خوب برات پیدا کنیم

07:18.776 --> 07:20.055
<i>باز هم حرف ازدواج</i>

07:20.336 --> 07:22.336
<i>هنوز خیال می‌کنه می‌تونیم روی اون حساب کنیم</i>

07:23.615 --> 07:25.536
یائو آر تازه وارد انجمن سون شان شده

07:25.615 --> 07:27.015
نمی دونم چطور پیش می‌ره

07:27.216 --> 07:28.656
حالا که این زانوبندها رو دوختی

07:28.935 --> 07:31.096
بهتره ببرمشون بدم به برادر یائو

07:31.856 --> 07:33.736
چطوره فردا برم انجمن؟

07:34.375 --> 07:35.135
فکر خوبیه

07:36.227 --> 07:40.099
(عمارت مرزبان چانگ شینگ)

07:46.015 --> 07:46.976
کمان پولادی خوبیه

07:47.336 --> 07:48.296
ده تیل بهش بده

07:48.296 --> 07:48.896
چشم

07:50.416 --> 07:51.416
ممنونم، ارباب جوان یه

07:53.416 --> 07:55.856
اگه دامنه‌ی حرکتش پنجاه قدم دیگه بیشتر بشه

07:56.656 --> 07:57.976
صد تیل می‌گیری

08:00.815 --> 08:02.736
حتما خوب بررسیش می‌کنم

08:08.336 --> 08:11.375
ارباب، از بانو گو دعوت کردین ساعت سی بیاد

08:11.575 --> 08:13.495
نباید الان حرکت کنیم؟

08:13.976 --> 08:16.255
این همه عجله برای چیه؟
نمی‌تونه یه کم برام صبر کنه؟

08:18.575 --> 08:19.255
متوجهم

08:23.695 --> 08:25.656
خیلی خب، ببین چقدر عجله می‌کنی

08:27.176 --> 08:27.843
بریم

08:31.267 --> 08:33.219
(غذاخوری لین شیا)

08:37.055 --> 08:38.815
یک ساعت گذشته

08:39.575 --> 08:40.616
چرا هنوز نیومده؟

08:41.496 --> 08:43.695
حتما توی راه معطل شدن

08:43.935 --> 08:45.016
به هر حال که دور نیست

08:45.616 --> 08:47.735
یکی رو بفرست تا از عمارت خاندان گو بیارش

08:48.095 --> 08:48.815
چشم

09:03.011 --> 09:05.475
(انجمن سون شان)

09:07.575 --> 09:09.695
بانو، لو گوی آر رو فرستادم

09:09.855 --> 09:11.016
یه جای دیگه استراحت کنه

09:11.176 --> 09:13.016
دو ساعت دیگه میاد دنبالتون

09:18.975 --> 09:20.496
نام خانوادگی ایشون بانو گوئه

09:20.735 --> 09:22.896
می‌خوان ارباب جوان چن شوان چینگ رو ببینن

09:23.136 --> 09:24.416
لطفا بهشون خبر بدین

09:24.695 --> 09:26.335
بفرمایین داخل منتظر بمونین

09:41.256 --> 09:41.827
ارباب

09:42.416 --> 09:43.975
خب؟ گو جین چائو کجاست؟

09:44.376 --> 09:45.296
بانو گو

09:47.536 --> 09:48.536
رفته انجمن

09:54.855 --> 09:56.455
باز هم انجمن؟

10:00.975 --> 10:04.735
محقق برتر، یه بانو گو نامی
بیرون منتظر شماست

10:05.256 --> 10:05.935
بانو گو؟

10:06.215 --> 10:08.496
همون که دفعه‌ی قبل با ارباب جی اومده بود

10:09.496 --> 10:12.735
مطمئنی برای شوان‌ چینگ اومده، نه من؟

10:13.496 --> 10:14.695
اسمی از شما نیاوردن

10:15.095 --> 10:16.335
باشه، فهمیدم

10:23.815 --> 10:26.896
چند روز پیش، مادربزرگت و بانو گو
اومدن دیدنم

10:27.416 --> 10:28.975
یه کتاب به بانو گو قرض دادم

10:29.536 --> 10:31.616
حدس می‌زنم برای پس دادن اون اومده

10:33.975 --> 10:36.536
یادم افتاد
استاد گفته بود می‌خواد توی خوابگاه

10:36.695 --> 10:37.896
من رو ببینه

10:38.136 --> 10:39.296
الان نمی‌تونم بیرون برم

10:39.776 --> 10:42.335
می‌شه تو بری بانو گو رو ببینی

10:42.575 --> 10:44.695
و کتابم رو ازش بگیری؟

10:44.935 --> 10:46.016
نمی‌تونم برم ببینمش

10:47.575 --> 10:48.695
من دخترعمه‌ام رو می‌شناسم

10:49.376 --> 10:50.536
برای دیدن من نیومده

10:51.256 --> 10:54.016
اگه من رو ببینه، عصبانی می‌شه

10:56.656 --> 10:57.536
این چطوره؟

10:57.975 --> 11:00.695
یه نفر دیگه رو بفرست پیشش

11:01.176 --> 11:03.455
که بهش بگه داری با استاد صحبت می‌کنی

11:03.815 --> 11:04.815
و نمی‌تونی بری ببینیش

11:05.376 --> 11:07.536
کتاب رو ازش بگیره و برگردونه

11:07.536 --> 11:09.016
نظرت چیه؟

11:09.896 --> 11:10.695
خوبه، این هم می‌شه

11:15.811 --> 11:17.763
(تپه‌های از یاد رفته)

11:20.115 --> 11:25.115
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

11:26.016 --> 11:27.256
بانو، اومدن

11:38.416 --> 11:39.055
بانو گو

11:39.776 --> 11:40.776
ارباب جوان جانگ

11:42.776 --> 11:45.776
از وقتی که توی عمارت چن همدیگه رو
دیدیم خیلی می‌گذره

11:46.095 --> 11:48.176
استاد داره با شو رو حرف می‌زنه

11:48.335 --> 11:49.536
یه کم طول می‌کشه

11:49.855 --> 11:52.416
شو رو گفت یه کتاب باید بهش پس بدین

11:52.776 --> 11:54.335
می‌تونین بدینش به من

11:55.455 --> 11:57.616
اون شما رو فرستاده؟

11:57.695 --> 11:58.416
بله

12:01.815 --> 12:03.136
یه لحظه صبر کنین

12:18.176 --> 12:19.296
ممنون

12:19.843 --> 12:20.416
(تپه‌های از یاد رفته)

12:20.416 --> 12:21.335
خواهش می‌کنم

12:28.616 --> 12:30.416
چه عاشقانه

12:36.695 --> 12:38.215
فکر کردم سرت شلوغه

12:39.136 --> 12:40.695
ولی اومدی معشوقت رو ببینی

12:41.016 --> 12:42.095
ارباب جوان یه

12:42.335 --> 12:44.575
...یه سوءتفاهمی پیش اومده، من و بانو گو

12:49.376 --> 12:50.616
دنبال من اومدی؟

12:52.695 --> 12:54.296
خیلی خودت رو دست بالا گرفتی

12:54.536 --> 12:56.496
فقط داشتم از اینجا رد می‌شدم

12:56.815 --> 12:58.455
که دیدم به یه مرد چسبیدی

12:58.695 --> 12:59.616
کنجکاو شدم

13:01.656 --> 13:03.016
این همون مرد رویاهاته؟

13:03.256 --> 13:04.376
مزخرف نگو

13:05.296 --> 13:08.095
اوضاع قلبت بهتر شده
دوباره داری دنبال دعوا می‌گردی؟

13:08.975 --> 13:10.416
اتفاقی یه بار نجاتت دادم

13:10.735 --> 13:11.855
هوا برت نداره

13:12.296 --> 13:13.016
یادت نره

13:13.215 --> 13:15.695
اگه من نبودم
الان بانو لیو شده بودی

13:16.016 --> 13:17.896
حالا می‌فهمم چرا
با لیو شیان‌ چنگ ازدواج نکردی

13:18.896 --> 13:20.256
و ازم کمک خواستی

13:20.735 --> 13:22.256
فکر می‌کردم استانداردهات بالاست

13:23.296 --> 13:25.776
ولی انگار به همچین مرد بی‌ارزشی علاقه داری

13:27.095 --> 13:28.136
حتی با این شهرت خرابت هم

13:28.335 --> 13:29.975
نباید آشغال جمع کنی

13:30.695 --> 13:33.256
اینکه از کی خوشم بیاد
به تو ربطی نداره

13:33.455 --> 13:34.455
تو که مثلا

13:34.935 --> 13:36.335
همراه درسی ولیعهدی

13:36.616 --> 13:38.055
چرا به جای خدمت به اعلی‌حضرت

13:38.055 --> 13:39.496
دنبال من راه افتادی؟

13:39.935 --> 13:41.176
اگه حالت خوب شده

13:41.455 --> 13:42.896
برگرد سر وظیفه‌ات توی قصر

13:43.296 --> 13:46.416
اگه هم نه
برگرد خونه و استراحت کن

13:47.335 --> 13:49.055
فقط خجالت کشیدی

13:49.296 --> 13:50.136
که مچت رو گرفتم

13:50.376 --> 13:51.095
مسخره‌ست

13:51.575 --> 13:53.095
کار دارم، خداحافظ

13:53.119 --> 13:55.119
(دو دقیقه مثل سگ و گربه به هم نپرین، شاید خوشتون اومد)

13:56.776 --> 13:57.896
داری چیکار می‌کنی؟

14:00.695 --> 14:01.536
می‌خوای بری؟

14:03.575 --> 14:04.296
لی شیان‌ هوای

14:04.855 --> 14:07.575
درباره‌ی این مرد تحقیق کن

14:08.136 --> 14:10.735
"می‌خوام بدونم کدوم "استعدادش

14:11.616 --> 14:13.776
باعث شده بانو گو ازش خوشش بیاد

14:14.136 --> 14:14.695
اطاعت

14:15.095 --> 14:15.896
صبر کن

14:16.776 --> 14:17.896
سوءتفاهم شده

14:18.176 --> 14:20.575
هیچ رابطه‌ای بین ما نیست

14:22.055 --> 14:24.975
بانو گو، لطفا ماجرا رو
برای ارباب جوان یه توضیح بدین

14:26.416 --> 14:29.296
ارباب جانگ هیچ کار اشتباهی نکرده

14:29.575 --> 14:30.855
به تو هم بی‌احترامی نکرده

14:31.136 --> 14:32.256
دیگه چی رو می‌خوای بررسی کنی؟

14:32.376 --> 14:33.416
هر کاری دلم بخواد می‌کنم

14:33.616 --> 14:35.176
به تو ربطی نداره، لی شیان‌ هوای

14:35.176 --> 14:35.815
اطاعت

14:35.815 --> 14:36.416
صبر کن

14:37.695 --> 14:39.855
اگه می‌خوای سراغ کسی بری، بیا سراغ خودم

14:39.975 --> 14:41.335
چرا گیر دادی به ارباب حوان جانگ؟

14:41.695 --> 14:44.256
اون فقط یه محققیه
که آزمون پاییزی رو قبول شده

14:45.016 --> 14:47.176
این تحقیق پر سر و صدات
آینده‌اش رو خراب می‌کنه

14:47.735 --> 14:50.296
اگه بقیه بفهمن که بهت بی‌احترامی کرده

14:50.455 --> 14:52.055
بی‌رحمانه لگدمالش می‌کنن

14:52.616 --> 14:54.975
اون‌وقت چطوری می‌تونه آزمون‌هاش رو
ادامه بده

14:55.536 --> 14:57.416
یا وارد دفتر سلطنتی بشه؟

14:57.935 --> 14:59.935
نگران آینده‌اشی؟

15:03.855 --> 15:04.855
الان یادم اومد

15:06.016 --> 15:07.735
تو رو توی عمارت چن یان‌ یون دیدم

15:07.935 --> 15:08.735
درسته

15:08.896 --> 15:10.776
باعث افتخاره که دیدمتون

15:11.376 --> 15:14.735
بگو ببینم، حاضری
آزمون‌های سلطنتی رو رها کنی

15:15.256 --> 15:16.896
تا توی عمارت من

15:18.256 --> 15:19.055
یه آدم مقام‌دار بشی؟

15:19.256 --> 15:20.335
!دیگه داری زیاده‌روی می‌کنی

15:20.455 --> 15:21.776
جدی می‌گین، ارباب جوان؟

15:23.575 --> 15:24.735
اگه بگم آره، چی می‌شه؟

15:29.215 --> 15:31.176
ارباب جانگ، دارین چیکار می‌کنین؟

15:31.616 --> 15:33.695
نمی‌خواین توی آزمون‌های بهاری شرکت کنین؟

15:34.695 --> 15:37.855
بانو گو، قبول شدن توی آزمون‌های پاییزی
فقط از سر شانس

15:38.095 --> 15:40.815
و برکت اجدادم بود

15:41.095 --> 15:42.616
من محدودیت‌هام رو می‌دونم

15:42.776 --> 15:44.136
همه‌ی توانم رو توی آزمون‌ها

15:44.455 --> 15:45.296
گذاشتم

15:45.616 --> 15:49.376
حتی اگه توی آزمون‌های بهاری هم شرکت کنم
شکست می‌خورم

15:49.815 --> 15:52.335
یه مقام رده پنج توی عمارت مرزبان

15:52.975 --> 15:54.215
چیزیه که با آغوش باز قبول می‌کنم

15:54.695 --> 15:55.335
چی؟

15:56.616 --> 15:59.016
اگه بتونم به شما خدمت کنم، ارباب جوان یه

15:59.256 --> 16:01.296
آزمون‌های بهاری رو رها می‌کنم

16:01.575 --> 16:03.416
تا در خدمت شما باشم

16:12.416 --> 16:13.296
چه حیف

16:15.935 --> 16:17.416
شوخی کردم

16:18.416 --> 16:19.455
جدی نگیر

16:19.616 --> 16:20.215
...تو

16:22.055 --> 16:23.215
چطوری تونستی این کار رو بکنی؟

16:26.016 --> 16:28.455
دیگه چجوری می‌خواست یاد بگیره

16:28.776 --> 16:31.215
مردم اون چیزی نیستن که تصور می‌کنی؟

16:31.975 --> 16:33.335
فکر می‌کنی تحقیقات من

16:33.575 --> 16:35.496
چشم‌انداز شغلیش رو خراب می‌کنه

16:35.975 --> 16:38.416
ولی اون حتی اعتماد به نفس این رو نداره
توی آزمون‌های بهاری شرکت کنه

16:39.256 --> 16:40.815
یه طعمه انداختم

16:40.935 --> 16:42.496
و اون هم پرید گازش گرفت

16:43.136 --> 16:44.095
با همچین شخصیتی

16:44.536 --> 16:47.656
اگه هم می‌تونست بیاد توی دربار
باز هم بی‌مصرف بود

16:48.256 --> 16:50.496
حالا که صحبتش شد، من قبلا

16:50.616 --> 16:52.616
یه فرد بی‌کفایت رو توی دربار رسوا کردم

16:54.416 --> 16:55.695
خیلی خب، خیلی خب

16:56.136 --> 16:56.739
...تو

16:57.296 --> 16:57.923
...تو

17:06.376 --> 17:07.416
خبر بد دارم

17:08.695 --> 17:10.096
چی شده؟

17:10.255 --> 17:11.735
ارباب جوان جانگ با یه نفر دعوا کرد

17:11.896 --> 17:13.015
و بعدش خون بالا آورد

17:13.255 --> 17:14.656
الان بردنش درمانگاه

17:15.975 --> 17:16.816
...چی -
...چی -

17:20.975 --> 17:22.015
چرا زل زدی به من؟

17:22.616 --> 17:23.896
کی فکرش رو می‌کرد انقدر زود از پا بیفته؟

17:24.455 --> 17:26.015
نمی‌تونی تقصیر رو بندازی گردن من

17:26.495 --> 17:28.015
هیچکس جرات نداره شما رو سرزنش کنه

17:28.495 --> 17:30.816
شما توی یه خاندان اشراف‌زاده به دنیا اومدین

17:31.136 --> 17:32.295
و زندگی مرفهی دارین

17:32.656 --> 17:33.896
پس نمی‌تونین این رو درک کنین

17:34.056 --> 17:35.455
که یه قول ساده از طرف شما

17:35.656 --> 17:37.896
برای بقیه یه فرصته که حتی تصورش رو هم نمی‌کنن

17:38.255 --> 17:39.376
این رو هم نمی‌تونین درک کنین

17:39.695 --> 17:41.295
که اگه همینطوری زیر قولتون بزنین

17:41.775 --> 17:43.535
می‌تونه کاری کنه یه نفر خون بالا بیاره

17:43.935 --> 17:45.896
حتی ممکنه بکشتش

17:46.136 --> 17:46.935
این مزخرفات چیه که می‌گی؟

17:47.856 --> 17:50.775
تو کل این سرزمین، آدم‌های همسن شما

17:51.255 --> 17:53.576
یا توی مزرعه کار می‌کنن
یا تا نصف شب درس می‌خونن

17:53.816 --> 17:54.975
یا توی میدان جنگ می‌جنگن

17:55.295 --> 17:57.215
اونا سخت کار می‌کنن تا خانواده‌اشون رو سرپا نگه دارن

17:57.856 --> 17:59.255
اما شما چی، ارباب جوان؟

17:59.455 --> 18:01.735
تمام روز بیکار می‌چرخین
و فقط می‌خورین و می‌نوشین

18:01.896 --> 18:04.215
به افتخارات اجدادتون تکیه کردین

18:04.336 --> 18:06.096
و هیچ سودی برای مردم ندارین

18:06.295 --> 18:06.975
چطور جرات می‌کنی؟

18:09.115 --> 18:11.115
(بابا عزیز من خودت رو کنترل کن مرد)

18:14.775 --> 18:15.376
(یادداشت‌ها)
بانو

18:15.455 --> 18:16.056
خواهر چائو

18:16.336 --> 18:16.935
بس کن -
خواهر چائو -

18:16.935 --> 18:17.455
بانو

18:23.695 --> 18:25.096
این انجمن یه مکان مقدسه

18:25.416 --> 18:27.935
چطور جرات می‌کنین اینجا
اینطوری بی‌پروا رفتار کنین؟

18:28.376 --> 18:29.495
چطور جرات می‌کنین به بانو آسیب بزنین؟

18:29.656 --> 18:30.255
!چطور جرات می‌کنی -
چینگ پو -

18:33.376 --> 18:35.176
ارباب جوان چن، برادر یائو

18:35.616 --> 18:36.576
بذارین بره

18:37.255 --> 18:38.535
اون فقط یه دیوونه‌ست

18:39.215 --> 18:40.816
ارزش درگیر شدن نداره

18:42.816 --> 18:46.096
بی‌خیالش، بیا به زخمت رسیدگی کنیم

19:31.075 --> 19:31.651
(انجمن سون شان)

19:40.355 --> 19:42.243
(انجمن سون شان)

20:00.136 --> 20:01.816
بیا پنجاه پنجاه تقسیمش کنیم

20:03.491 --> 20:04.935
(گو جین رونگ، برادر گو جین چائو)
در این صورت

20:05.616 --> 20:07.416
باید 150 تیل دیگه قرض بگیرم

20:08.935 --> 20:11.255
گردش می‌کنم تا بشه 200 تیل

20:11.935 --> 20:13.096
ولی

20:13.616 --> 20:15.416
(شوانگ لی، خدمتکار گو جین رونگ)
شما با هم بزرگ نشدین

20:16.376 --> 20:17.336
ممکنه با هم صمیمی نباشین

20:17.975 --> 20:19.376
مسئله این نیست

20:19.935 --> 20:22.376
هر چقدر فاصله‌امون بیشتر باشه
هدیه باید با ارزش‌تر باشه

20:22.616 --> 20:25.176
برای همین پنج تیل خرج اون دستبند یشم کردم

20:25.455 --> 20:26.775
اون برای خواهره

20:27.935 --> 20:29.576
این کار مثل ماهیگیری می‌مونه، فهمیدی؟

20:30.336 --> 20:31.975
اون حتما برام جبران می‌کنه

20:32.376 --> 20:34.816
فرقی نداره طلا، یشم عتیقه یا نقاشی باشه

20:35.136 --> 20:37.136
اگه بیشتر از 200 تیل
ارزش داشته باشه هم باز به نفعمه

20:37.656 --> 20:39.255
بانو گو خیلی ثروتمنده

20:39.775 --> 20:41.656
شاید بتونه

20:41.856 --> 20:43.935
کار ما رو هم مثل آب خوردن راحت حل کنه

20:43.935 --> 20:44.547
خفه شو

20:45.056 --> 20:47.295
از حدم گذشتم

20:47.616 --> 20:48.255
اون قضیه -
ببخشید -

20:48.255 --> 20:50.576
باید محرمانه بمونه، فهمیدی؟

20:51.816 --> 20:53.896
فهمیدم، قسم می‌خورم به کسی نگم

20:54.096 --> 20:55.136
قسم می‌خورم که چیزی نگم

20:55.171 --> 20:57.539
(عمارت خاندان گو)

21:01.616 --> 21:03.495
در مورد اتفاقات امروز
با هیچکس حتی یه کلمه هم حرف نزن

21:03.816 --> 21:04.535
چشم، بانو

21:06.816 --> 21:07.856
بانو اومدین

21:08.136 --> 21:10.295
لطفا برین پیش بانو هان
ارباب جین رونگ برگشته

21:10.495 --> 21:11.215
برادر رونگ؟

21:12.056 --> 21:14.096
مگه قرار نبود آخر ماه برگرده؟

21:16.015 --> 21:18.816
به مادرم بگو بعد از اینکه
لباسم رو عوض کردم میام

21:19.015 --> 21:19.576
چشم

21:24.695 --> 21:25.495
مادر، ببین

21:27.576 --> 21:29.416
چقدر لاغر شدی

21:29.856 --> 21:31.616
صورتت حسابی استخونی شده

21:32.495 --> 21:34.255
از زیادی درس خوندن خسته شدی؟

21:34.495 --> 21:35.975
بانو گو و بانو لان اومدن

21:37.096 --> 21:38.616
حسابی بهت می‌رسیم تا جون بگیری

21:43.656 --> 21:44.535
برادر رونگ

21:45.576 --> 21:47.616
سلام، خواهر

21:48.775 --> 21:50.176
چقدر قد کشیدی

21:50.535 --> 21:51.735
چه جوون برازنده‌ای شدی

21:52.176 --> 21:54.215
و تو هم مثل شخصیت‌های توی نقاشی، زیبایی

21:56.136 --> 21:56.935
خواهر لان آر

21:58.176 --> 21:58.975
به خونه خوش اومدی

22:00.416 --> 22:01.775
همگی، بشینین

22:05.896 --> 22:07.295
فکر می‌کردم

22:07.455 --> 22:08.576
آخر ماه برمی‌گردی

22:08.775 --> 22:09.775
قرار همین بود

22:10.015 --> 22:11.975
ولی استادمون یهویی مریض شد و
شدیدا سرفه می‌کرد

22:12.096 --> 22:13.096
برای همین کلاس‌ها تعطیل شدن

22:14.176 --> 22:15.935
توی نامه‌ام بهت گفته بودم

22:16.176 --> 22:17.215
چرا بهشون نگفتی؟

22:19.376 --> 22:21.215
فکر کردم برای مادر هم نامه نوشتی

22:21.616 --> 22:23.896
پس یعنی، فقط برای من نامه نوشتی؟

22:26.336 --> 22:27.416
همه‌اش تقصیر منه

22:27.416 --> 22:29.656
باید بهت می‌گفتم، خواهر

22:30.616 --> 22:31.255
اشکالی نداره

22:31.535 --> 22:34.416
اشکالی نداره
حیاط هوای هم که از قبل آماده‌ست

22:36.056 --> 22:38.856
رونگ آر، برای خواهرهات هدیه آوردی؟

22:38.935 --> 22:40.096
آره، شوانگ لی

22:42.896 --> 22:43.656
خواهر

22:44.416 --> 22:45.255
این هم مال توئه

22:46.215 --> 22:47.295
خیلی بافکر شدی ها

22:53.295 --> 22:54.215
اتفاقی انتخابش کردم

22:54.215 --> 22:55.416
درخششش بد به نظر نمیومد

22:55.535 --> 22:57.495
فقط مطمئن نبودم اندازه‌ات بشه یا نه

23:01.336 --> 23:03.096
کاملا اندازه‌ست، ممنونم

23:03.455 --> 23:04.295
خوبه

23:08.455 --> 23:10.535
چه گوی تو‌در‌توی قشنگی

23:11.295 --> 23:13.015
واقعا خودت تراشیدیش

23:15.816 --> 23:17.816
خودت این رو تراشیدی؟

23:17.816 --> 23:18.535
آره

23:18.656 --> 23:20.255
مادر، نگاه کن

23:21.495 --> 23:23.136
بذار ببینم -
خیلی هم سخت نیست -

23:23.416 --> 23:25.695
شاید کار سختی نباشه
اما فکری که پشتشه

23:26.015 --> 23:27.935
از هر طلا و یشمی باارزش‌تره

23:28.215 --> 23:29.656
خواهر، تو خبر نداری

23:29.856 --> 23:33.176
ولی دفعه‌ی قبل به برادر رونگ گفتم
یه گوی تو‌در‌تو از جنس عاج می‌خوام

23:33.336 --> 23:34.416
گفت برام می‌سازه

23:34.656 --> 23:36.656
اصلا فکر نمی‌کردم واقعا بسازتش

23:37.775 --> 23:39.656
نمی‌دونستم انقدر توی این کارها واردی

23:41.255 --> 23:43.656
برای تو هم یکی دیگه ساختم

23:43.816 --> 23:45.176
ولی هنوز کامل نشده

23:45.376 --> 23:47.015
وقتی تموم شد، میارمش

23:48.695 --> 23:50.616
من هم برات یه هدیه آوردم

23:51.136 --> 23:51.775
چینگ پو

23:56.416 --> 23:57.376
بازش کن

24:07.255 --> 24:08.096
...این

24:13.455 --> 24:14.695
یه جفت زانوبنده

24:15.136 --> 24:17.816
هوا داره سرد می‌شه
می‌تونی موقع درس خوندن بپوشیش

24:18.455 --> 24:19.695
چه بافکر

24:20.416 --> 24:22.816
خواهرت خودش اینا رو دوخته

24:26.376 --> 24:29.176
طلا و یشم نیست، اما از روی حسن نیته

24:38.695 --> 24:40.856
بانو، مگه زانوبندها رو بهش ندادین؟

24:41.535 --> 24:43.136
پس چرا این نقاشی رو بهش می‌دین؟

24:46.255 --> 24:47.616
خودت که دیدی

24:47.735 --> 24:50.576
وقتی زانوبندها رو دید، لبخندش یهو محو شد

24:51.215 --> 24:52.616
مشخص بود خوشش نیومده

24:54.255 --> 24:57.416
پس چرا این نقاشیِ
نبرد خروس‌ها رو بهش ندیم؟

24:58.136 --> 24:59.695
از اول هم برای خودش بود

25:00.535 --> 25:02.176
شما خیلی به ارباب جین رونگ لطف دارین

25:03.455 --> 25:08.176
اما به نظر میاد به بانو لان نزدیک‌ترن

25:09.056 --> 25:10.576
اونا با هم بزرگ شدن

25:11.136 --> 25:13.656
طبیعیه که بیشتر به هم نزدیک‌ باشن

25:20.416 --> 25:23.056
واقعا برای خواهر یه گوی تو‌در‌تو تراشیدی؟

25:23.455 --> 25:24.695
من انقدر وقت ندارم

25:24.935 --> 25:26.176
الکی گفتم

25:26.495 --> 25:29.656
تقصیر خودته
چرا جلوش خودنمایی کردی؟

25:30.056 --> 25:31.255
خودنمایی نمی‌کردم

25:31.935 --> 25:34.695
فقط خوشحال بودم و از دهنم پرید

25:35.336 --> 25:36.735
خواهر مشکلی باهاش نداشت

25:38.096 --> 25:39.215
آره، نداشت

25:39.455 --> 25:41.215
ولی این زانوبند‌های مسخره رو بهم داد

25:44.096 --> 25:46.576
پس داشتی ازش تعریف می‌کردی

25:46.735 --> 25:49.056
که در عوضش یه چیز دیگه بگیری؟

25:49.695 --> 25:50.896
این عجیبه؟

25:51.255 --> 25:53.336
من زحمت کشیدم و اون دستبند یشم رو گرفتم

25:54.215 --> 25:56.695
ولی اون با این زانوبندها دست به سرم کرد

25:58.816 --> 26:00.695
خودت رو ببین، داری هر یه قرون رو می‌شمری

26:03.576 --> 26:05.015
خواهر لان آر، یه لطفی بهم بکن

26:06.056 --> 26:08.416
پول اضافه داری؟

26:08.735 --> 26:09.455
نه

26:10.576 --> 26:11.975
من که نگفتم چقدر می‌خوام

26:12.695 --> 26:13.975
هیچی ندارم

26:14.376 --> 26:15.935
من فقط ماهی دو تیل پول می‌گیرم

26:16.056 --> 26:17.576
به زور خرج روغن مو و سرخاب رو می‌ده

26:18.056 --> 26:19.455
پول می‌خوای چیکار؟

26:20.576 --> 26:23.336
هیچی

26:23.336 --> 26:24.096
همینجوری

26:24.455 --> 26:25.255
دقیق‌تر بگو

26:26.295 --> 26:28.136
حالا که پول نداری انقدر سوال نپرس

26:36.576 --> 26:39.336
بانو، چرا ارباب جین رونگ انقدر دستشون تنگه؟

26:39.816 --> 26:41.215
حتی دارن از بانو لان قرض می‌کنن

26:42.215 --> 26:44.255
اون هنوز داره درس می‌خونه

26:44.775 --> 26:47.255
به جز نوشیدن و ارتباط برقرار کردن

26:47.735 --> 26:49.656
جای دیگه‌ای پول خرج نمی‌کنه

26:51.975 --> 26:54.215
حالا هر چی، به من ربطی نداره

26:57.495 --> 26:59.535
هنوز هم باید این نقاشی رو بهشون بدیم؟

26:59.856 --> 27:00.975
البته که نه

27:01.735 --> 27:03.056
نمی‌خوام چاپلوسیش رو کنم

27:04.816 --> 27:05.616
تازه

27:06.096 --> 27:08.695
چرا همچنین نقاشی‌ای رو برای خودم نگه ندارم؟

27:10.336 --> 27:12.856
مراقب باشین؛ بازوتون هنوز صدمه دیده‌ست

27:15.215 --> 27:17.535
درسته، اون لباس‌هایی

27:17.535 --> 27:18.535
که پوشیده بودم بیار

27:37.376 --> 27:38.455
دنبال چی می‌گردین؟

27:44.056 --> 27:47.455
اون یادداشت‌هایی که توی

27:47.735 --> 27:50.735
کتاب ارباب جوان چن گذاشته بودم رو
برداشتم و گذاشتم توی آستینم

27:51.856 --> 27:54.775
فکر نمی‌کردم به یه شیان بخورم

27:55.176 --> 27:57.215
حالا یادداشت‌هام نیستن

28:15.555 --> 28:17.535
<i>احساس غریبه بودن توی خونه</i>

28:17.935 --> 28:19.336
<i>گاهی آزارم می‌ده</i>

28:20.015 --> 28:23.015
<i>ولی وقتی این غم پیش میاد
خودم رو آروم می‌کنم</i>

28:23.656 --> 28:26.096
<i>که غریبه بودن توی خونه خیلی هم بد نیست</i>

28:26.856 --> 28:28.015
<i>از اونجایی که غریبه‌ام</i>

28:28.495 --> 28:31.896
<i>وقتی خانواده ازم پول می‌خوان، هیچی ندارم</i>

28:32.775 --> 28:34.056
<i>توی این زندگی</i>

28:34.455 --> 28:37.656
<i>باید یاد بگیریم خودمون رو آروم کنیم</i>

28:39.056 --> 28:40.535
<i>قبل از خواب با خودت آروم بگو</i>

28:41.096 --> 28:44.576
<i>بیشتر بقیه رو مقصر بدون"
"کمتر از خودت سوال بپرس</i>

28:45.571 --> 28:46.755
<i>چندین بار بگو</i>

28:47.171 --> 28:48.616
<i>یا برو غذاخوری لین شیا</i>

28:49.015 --> 28:51.735
<i>یه دل سیر غذای مفصل بخور</i>

28:55.015 --> 28:57.495
<i>اگه جواب نداد، باز هم سفارش بده</i>

28:58.136 --> 29:01.735
<i>تا جایی که انقدر پر بشی که نتونی فکر کنی</i>

29:12.355 --> 29:15.907
(غذاخوری لین شیا)

29:44.656 --> 29:47.576
توی کل سرزمین، آدم‌های همسن شما

29:48.136 --> 29:50.455
یا توی مزرعه کار می‌کنن
یا تا نصف شب درس می‌خونن

29:50.735 --> 29:52.015
یا توی میدان جنگ می‌جنگن

29:52.336 --> 29:54.295
اونا سخت کار می‌کنن تا خانواده‌اشون رو سرپا نگه دارن

29:54.695 --> 29:56.056
اما شما، ارباب جوان؟

29:56.255 --> 29:58.616
تمام روز بیکار می‌چرخین
و فقط می‌خورین و می‌نوشین

29:59.376 --> 30:01.576
به افتخارات اجدادتون تکیه کردین

30:01.735 --> 30:03.616
و هیچ سودی برای مردم ندارین

30:17.376 --> 30:19.096
ارباب، باید بریم

30:35.295 --> 30:36.035
بذارین بره

30:37.056 --> 30:38.255
اون دیوونه‌ست

30:38.896 --> 30:40.416
ارزش درگیر شدن نداره

30:53.535 --> 30:56.176
ارباب، مهمون‌های بعدی به زودی می‌رسن

30:56.376 --> 30:58.576
یکی دیگه اینجا رو گرفته

30:58.975 --> 31:01.255
لطفا از ارباب جوان یه بخواین برن یه جای دیگه

31:01.376 --> 31:02.975
کی می‌خواد من برم؟

31:03.735 --> 31:04.295
ارباب

31:05.856 --> 31:06.416
ارباب

31:06.775 --> 31:08.896
پس تویی؛ تو می‌خوای من برم؟

31:10.015 --> 31:10.535
گمشو

31:10.816 --> 31:11.336
...ولی

31:14.975 --> 31:16.896
ارباب چن، درود

31:21.656 --> 31:22.695
ارباب جوان یه

31:23.576 --> 31:25.495
تو کسی هستی که می‌خوای من برم؟

31:27.455 --> 31:29.096
کجا باید برم؟

31:30.656 --> 31:32.455
فکر می‌کنی خودم نمی‌خوام برم؟

31:33.896 --> 31:37.616
فکر می‌کنی از هیچ کاری نکردن
و بیکار بودن لذت می‌برم؟

31:39.416 --> 31:42.535
فکر می‌کنی من رو می‌شناسی، گو جین چائو؟

31:54.376 --> 31:55.376
تو هیچی نمی‌دونی

31:55.495 --> 31:56.775
ارباب، بیاین بریم خونه

31:56.775 --> 31:57.535
گمشو

32:02.576 --> 32:03.775
تو هیچی نمی‌دونی

32:16.336 --> 32:16.896
استاد

32:23.136 --> 32:24.495
زخمت چطوره؟

32:29.056 --> 32:30.495
نمی‌خواستم زخمیت کنم

32:31.735 --> 32:32.495
بذار ببینم

32:36.096 --> 32:37.416
اون کیه؟

32:38.015 --> 32:39.656
یه شیان
وارث مرزبان چانگ شینگ

32:39.656 --> 32:40.495
هنوز درد می‌کنه؟

32:42.816 --> 32:46.295
همونی که بیماری قلبی داره و نمی‌تونه بره توی ارتش؟

32:46.775 --> 32:49.176
می‌گن نمی‌تونه اسب برونه یا بجنگه

32:49.376 --> 32:51.176
اگه هیچوقت شایستگی نظامی به دست نیاره

32:51.576 --> 32:53.656
احتمالا هیچوقت مرزبانی رو به ارث نمی‌بره

32:54.616 --> 32:57.336
پس مرزبان چانگ شینگ نمی‌تونه
مقامش رو به وارثش بده؟

32:58.495 --> 33:00.176
چرا دیگه پسر نداره؟

33:00.376 --> 33:01.735
فکر می‌کنی نمی‌خواد؟

33:01.975 --> 33:05.535
حتما می‌خواد، ولی نمی‌تونه

33:07.176 --> 33:07.975
!چطور جرات می‌کنی

33:14.295 --> 33:15.096
ببرش خونه

33:15.215 --> 33:15.735
چشم

33:16.535 --> 33:18.336
ارباب، بیاین بریم

33:23.416 --> 33:23.975
بریم

33:24.255 --> 33:26.215
نگاه نکنین؛ بیاین بریم

33:27.336 --> 33:28.975
استاد، از این طرف

33:37.056 --> 33:40.176
چن یان یون، تو حواست به قصر شرقی هست

33:40.735 --> 33:44.656
نظرت راجع به یه شیان چیه؟

33:44.656 --> 33:48.535
چرا شنیدم که خیلی به اعلی‌حضرت نزدیکه؟

33:53.455 --> 33:54.735
می‌خواستم همین الان بهتون بگم

33:55.935 --> 33:57.056
به نظرم

33:57.735 --> 34:01.336
یه شیان برای کنار اعلی‌حضرت بودن شایسته نیست

34:06.336 --> 34:07.011
بفرمایین

34:22.496 --> 34:24.295
هم‌کلاسیم از خانواده‌ی فقیریه

34:24.855 --> 34:26.136
خواهرش قراره

34:26.375 --> 34:27.735
به زودی با یکی از زمین‌دارهای محلی ازدواج کنه

34:28.255 --> 34:30.855
اون می‌ترسید که بقیه به خاطر جهیزیه‌ی کمش
به خواهرش از بالا نگاه کنن

34:31.255 --> 34:32.215
و از ما پول خواست

34:32.695 --> 34:34.695
مادر هیچوقت توی این مسائل دخالت نمی‌کنه

34:34.815 --> 34:35.815
پدر رو که اصلا نگم

34:36.695 --> 34:37.855
من هیچ پولی دستم ندارم

34:38.295 --> 34:40.295
برای همین اومدم پیشت، خواهر

34:40.895 --> 34:41.976
چقدر لازم داری؟

34:42.496 --> 34:43.235
دویست تیل

34:43.656 --> 34:44.496
دویست تیل؟

34:45.976 --> 34:47.415
مقدار کمی نیست

34:48.136 --> 34:49.347
چند روز بهم وقت بده

34:49.347 --> 34:51.395
بذار پول جمع کنم؛ اشکالی نداره؟

34:53.496 --> 34:54.016
...من

35:00.375 --> 35:02.616
خب، باشه

35:03.415 --> 35:04.255
من دیگه می‌رم

35:18.016 --> 35:21.056
بانو، خدمتکار ارباب چن یون تینگ اومدن و گفت

35:21.375 --> 35:23.695
هفدهم تولد ارباب جوان چنه

35:23.815 --> 35:25.255
و شما رو هم دعوت کردن

35:25.855 --> 35:28.375
می‌خوان راجع به صدمه‌ای که دیدین هم
حالتون رو بپرسن

35:28.496 --> 35:32.735
واقعا؟ هفدهم من رو برای تولدش دعوت کرده؟

35:37.176 --> 35:38.775
ولی خودش انجمن بود

35:39.176 --> 35:42.656
و اون روز یکی دیگه رو فرستاد برای ملاقاتم

35:43.096 --> 35:44.335
حالا دعوتم کرده

35:45.096 --> 35:46.536
منظورش چیه؟

35:48.136 --> 35:50.656
شاید به خاطر اینکه ارباب یائو اونجا بوده

35:51.016 --> 35:53.496
برای همین ارباب جوان چن نتونسته تنها باهاتون ملاقات کنه

35:54.415 --> 35:55.375
به گمونم همینطوره

35:56.335 --> 35:58.056
به یون تینگ بگو ازش بپرسه

35:58.295 --> 36:01.536
بریم پل یونگ آن همدیگه رو ببینیم یا نه

36:02.096 --> 36:03.096
می‌رم بپرسم

36:06.496 --> 36:09.616
بانو پیشنهاد می‌دن که
روی پل یونگ آن همدیگه رو ببینن

36:12.136 --> 36:12.695
خیلی خب

36:25.656 --> 36:27.176
ارباب جین رونگ اومدن

36:38.415 --> 36:39.976
خدمتکارهات چشونه؟

36:40.136 --> 36:41.215
حتی یه قطره آب هم نیست

36:49.936 --> 36:50.775
زود باش

36:58.695 --> 36:59.815
احمق

37:00.215 --> 37:01.456
می‌خوای بسوزونیم؟

37:01.536 --> 37:02.176
ببخشید

37:13.335 --> 37:15.656
اگه داغه، بذار اول خنک بشه

37:16.415 --> 37:17.375
این همه عجله برای چیه؟

37:17.735 --> 37:19.895
کی ناراحتت کرده
که داری سر من خالی می‌کنی؟

37:20.976 --> 37:22.176
نپرس

37:24.656 --> 37:25.496
بذار حدس بزنم

37:26.096 --> 37:27.176
پدر خونه نیست

37:27.375 --> 37:29.815
مادر هم که جونش می‌ره برات
و هیچوقت ناراحتت نمی‌کنه

37:31.176 --> 37:33.735
ممکنه کار خواهر باشه؟

37:36.335 --> 37:37.255
پس کار اون بوده

37:37.775 --> 37:40.496
منطقیه، هیچکس جرات نداره تحریکش کنه

37:40.976 --> 37:43.056
اون حتی به پدر هم احترام نمی‌ذاره

37:43.255 --> 37:44.576
دیگه ازش دلخور نشو

37:46.936 --> 37:47.616
چرا؟

37:48.136 --> 37:50.456
شاید اون دختر بزرگه باشه
ولی منم پسر بزرگه‌ام

37:52.096 --> 37:53.295
چه اتفاقی افتاده؟

37:53.976 --> 37:54.936
بگو دیگه

37:56.016 --> 37:57.895
خیلی خجالت‌آوره

37:59.735 --> 38:00.616
بانو

38:03.855 --> 38:06.695
ارباب جین رونگ چه...؟

38:08.415 --> 38:09.536
کجا بودی؟

38:09.815 --> 38:11.375
هیچ خدمتکاری این دور و بر نمی‌بینم

38:11.976 --> 38:13.735
با چای داغ زبونش رو سوزونده

38:13.815 --> 38:15.056
الانم داره سر من خالی می‌کنه

38:15.735 --> 38:16.375
بانو

38:21.496 --> 38:23.656
چی شده؟ این همه مخفی کاری برای چیه؟

38:31.536 --> 38:32.456
مطمئنی؟

38:32.536 --> 38:33.855
بله، واضح شنیدم

38:38.656 --> 38:41.295
همین الان یه چیزی درباره‌ی خواهر شنیدم

38:41.735 --> 38:43.215
علاقه‌ای ندارم

38:44.096 --> 38:45.176
مطمئنی؟

38:45.976 --> 38:48.695
این آدم ممکنه یه روزی بشه همسر خواهرمون

38:49.695 --> 38:52.415
چی؟ همسر خواهرمون؟

38:53.576 --> 38:54.136
کی؟

38:55.855 --> 38:57.255
چن شوان چینگ

39:04.375 --> 39:05.375
پل یونگ آن؟

39:07.695 --> 39:09.415
اون پل تازه ساخته شده

39:10.016 --> 39:11.215
هنوز ندیدمش

39:12.136 --> 39:12.835
باشه

39:13.123 --> 39:15.735
خیلی خب، پیغام رو به بانو چینگ پو می‌رسونم

39:15.976 --> 39:19.855
اون گفت بانو گو دنبال یه هدیه‌ی تولد
برای شما می‌گرده

39:20.936 --> 39:22.536
بهش گفتی تولد منه؟

39:22.775 --> 39:25.375
بله، مگه خودتون از بانو گو دعوت نکردین
که هفدهم بیان

39:25.616 --> 39:28.295
تا تولدتون رو باهاشون جشن بگیرین؟

39:28.496 --> 39:31.255
خواستم باهاش ملاقات کنم
...چون اون روز انجمن تعطیله

39:32.735 --> 39:34.976
خب، منم بهشون گفتم دیگه

39:35.456 --> 39:37.815
به نظر من بانو گو آدم خوبیه

39:38.096 --> 39:39.936
خوشگل، پولدار

39:40.255 --> 39:41.576
و خیلی هم سخاوتمنده

39:42.136 --> 39:44.855
از اون بانوهای اشراف‌زاده خیلی بهتره

39:46.415 --> 39:48.936
کافیه دیگه، اون یه بانوی جوانه

39:49.415 --> 39:50.536
دیگه پشت سرش غیبت نکن

39:51.656 --> 39:52.295
باید برم

39:52.295 --> 39:53.731
صبر کنین، برادر

39:54.016 --> 39:57.016
یادتون نمیاد؟ بانوی بزرگ چن گفتن
امروز باید برگردین

39:58.976 --> 40:00.415
درسته، یادم رفت

40:00.415 --> 40:00.995
بریم

40:02.659 --> 40:05.375
(عمارت خاندان چن)

40:05.375 --> 40:07.295
از وقتی که توی امتحان اول شدی

40:07.775 --> 40:10.735
دلال‌های ازدواج پشت سر هم میان و می‌رن

40:11.215 --> 40:13.936
خوب می‌دونم

40:14.215 --> 40:19.096
که خیلی از بانوهای اشرافی پایتخت
بهت علاقه‌مند شدن

40:20.255 --> 40:22.855
...مادربزرگ، من

40:22.855 --> 40:24.456
اشکالی نداره

40:25.215 --> 40:29.176
نظرت راجع به وان شوئه از خاندان یو چیه؟

40:30.456 --> 40:32.936
خاندان یو از ما پایین‌تره

40:33.656 --> 40:35.895
ولی باز هم خاندان محترمی هستن

40:37.136 --> 40:40.695
ارباب یو آدم شرافتمندیه

40:41.775 --> 40:45.415
سال‌هاست با عموت یان یون دوست صمیمیه

40:45.656 --> 40:47.616
خیلی خوب همدیگه رو می‌شناسن

40:48.096 --> 40:50.775
علاوه بر این، وان شوئه

40:51.255 --> 40:53.855
یه دختر استثنائیه

40:54.576 --> 40:55.695
نظرت چیه؟

40:57.255 --> 40:59.976
عمو یان یون در این باره چی می‌گه؟

41:00.536 --> 41:02.695
خودش بود که بهش علاقه داشت

41:03.775 --> 41:07.976
منم قبول دارم که زوج خوبی هستن

41:08.656 --> 41:10.496
خاندان یو می‌خوان

41:10.936 --> 41:14.375
بعد از جشنواره‌ی بهاره
برگه‌های طالع‌نامه‌ی تولدتون رو با هم رد و بدل کنن

41:15.075 --> 41:15.971
ولی

41:17.859 --> 41:20.496
باید نظر تو رو هم بپرسیم

41:20.855 --> 41:23.096
بالاخره، این ازدواج خودته

41:28.419 --> 41:31.363
(عمارت مرزبان چانگ شینگ)

41:35.096 --> 41:37.016
ارباب، بالاخره بیدار شدین

41:39.815 --> 41:40.976
ساعت چنده؟

41:41.136 --> 41:42.056
چند دقیقه‌ای از ساعت نه گذشته

41:42.375 --> 41:43.616
دیشب حسابی مست کردین

41:43.775 --> 41:45.295
و چهارده ساعت خوابیدین

41:51.096 --> 41:52.576
چه اتفاقی برای گو جین چائو افتاده؟

41:53.855 --> 41:54.576
عرض ادب، بانو

41:54.855 --> 41:57.456
شیان آر، تازه بیدار شدی؟

41:59.375 --> 42:01.815
خدمتکارها، بهش کمک کنین
خودش رو مرتب کنه

42:02.056 --> 42:03.735
چندتا لباس اضافه هم براش بذارین

42:04.096 --> 42:04.643
چشم

42:05.215 --> 42:07.616
شیان آر، به خواهرت پیغام دادم

42:07.936 --> 42:10.576
می‌ری چند روزی پیش اون
توی دا شین می‌مونی

42:12.735 --> 42:13.656
چه خبر شده؟

42:13.936 --> 42:15.415
پدرت تازه از دربار برگشته

42:15.656 --> 42:17.895
تو رو از همراهی ولیعهد توی درس
برکنار کردن

42:18.136 --> 42:19.016
چی؟ -
...چی -

42:20.215 --> 42:22.295
از پدر خواستی که پیش عالیجناب وساطت کنه؟

42:22.496 --> 42:24.255
نه، معلومه که نه

42:24.656 --> 42:26.255
بهش فکر کردم

42:26.576 --> 42:27.616
ولی تو خودت نخواستی

42:27.936 --> 42:29.056
پدرت همچنین گفت

42:29.295 --> 42:31.375
که این یه فرصت عالی بود

42:31.576 --> 42:32.735
برای همین منصرف شدیم

42:33.335 --> 42:36.576
ولی امروز، عالیجناب یهویی به پدرت گفت

42:36.895 --> 42:39.976
که چون تو بیماری قلبی داری
بهتره خونه استراحت کنی

42:40.215 --> 42:41.456
یه مشت حرف دیگه هم زد

42:42.576 --> 42:43.215
خلاصه

42:43.815 --> 42:46.976
جلوی کل دربار پدرت رو خجالت‌زده کرد

42:47.255 --> 42:49.576
خوشبختانه، ارباب یونگ چانگ
اومد پیش پدرت

42:49.695 --> 42:50.415
بجنب

42:50.735 --> 42:53.096
قبل از اینکه عصبانیتش رو سرت خالی نکرده، برو

43:07.855 --> 43:08.536
ارباب یان یون

43:09.415 --> 43:09.936
چن یی

43:13.815 --> 43:14.735
ارباب جوان یه

43:16.615 --> 43:26.615
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Audrey ✧ Sunny ✧ Souppy ✧ ANNA ✧ Lavender ✧
✧ ادیت: Azad ✧

43:28.288 --> 43:30.700
╔═.❃❋. ══════╗
 همتای باشکوه
╚══════.❋❃. ═╝

43:44.044 --> 43:46.060
♪روزگاری نقش فصل‌ها رو با قلم می‌زدم♪

43:46.348 --> 43:49.838
♪اما توی شکاف بی‌انتهای زمان گم شدم♪

43:51.788 --> 43:53.744
♪قدرت و نرمی، هر دو به شرابی تلخ بدل شدن♪

43:53.868 --> 43:57.516
♪و هر خیال مشتاقانه‌ای، حسرتی بی‌کران به بار آورد♪

43:59.468 --> 44:01.260
♪گذر خورشید و ماه رو به چشم دیدم♪

44:01.954 --> 44:05.413
♪دریغ که دیگه نور و سایه، هم‌سفر هم نیستن♪

44:05.996 --> 44:13.132
♪یه بیراهه، دوست‌های قدیمی رو مثل مرغ‌های سرگردون دریا از هم جدا کرد♪

44:13.356 --> 44:16.990
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

44:17.144 --> 44:19.948
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

44:20.940 --> 44:24.812
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

44:25.004 --> 44:28.588
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

44:28.780 --> 44:32.620
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

44:32.684 --> 44:36.332
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

44:36.492 --> 44:45.132
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

44:59.756 --> 45:03.340
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

45:03.500 --> 45:06.156
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

45:07.436 --> 45:11.273
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

45:11.374 --> 45:14.988
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

45:15.244 --> 45:19.055
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

45:19.116 --> 45:22.892
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

45:22.988 --> 45:29.988
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

45:30.796 --> 45:40.972
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪
