WEBVTT

00:00.115 --> 00:20.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: SEVDA ✧ nina ✧ Armi ✧ Souppy✧
✧ ادیت: Azad ✧

01:20.755 --> 01:26.675
╔═.❃❋. ══════╗
 همتای باشکوه
╚══════.❋❃. ═╝

01:27.203 --> 01:29.955
❃❋قسمت 11❃❋

01:32.485 --> 01:34.926
شوان‌ چینگ توی آزمون سلطنتی مقام سوم رو آورده

01:35.405 --> 01:37.166
باید درست و حسابی جشن بگیریم

01:37.806 --> 01:41.166
اما اون توجه رو دوست نداره
واسه همین اصرار نمی‌کنم

01:41.965 --> 01:44.526
با این حال، باید تشریفات رو رعایت کنیم

01:44.926 --> 01:47.286
فکر کردم چند روز دیگه

01:47.806 --> 01:51.405
می‌تونیم بانو یو رو دعوت کنیم
تا وان‌ شوئه رو برای پذیرایی به عمارت خودمون بیاره

01:52.125 --> 01:53.166
نظرت چیه؟

01:53.166 --> 01:55.926
امور خونه رو کامل به تو می‌سپارم، مادر

01:56.366 --> 01:58.125
خودت گفتی‌ها

01:58.965 --> 02:03.205
پس دیگه دنبال یه همسر مناسب برات می‌گردم

02:04.965 --> 02:07.366
مادر پس منتظر این بودی؟

02:07.726 --> 02:09.606
منظورت چیه؟

02:09.885 --> 02:11.005
من که مثل تو نیستم

02:11.606 --> 02:13.565
نقشه‌هات تمومی ندارن

02:14.405 --> 02:17.125
بگو ببینم، واقعا چی توی سرته؟

02:18.565 --> 02:21.606
نکنه هنوزم برای بانو جیانگ سوگواری می‌کنی؟

02:22.246 --> 02:24.766
از روزی که با خاندان ما وصلت کرد تا روزی که فوت کنه

02:25.125 --> 02:27.246
نزدیک دو سال شده

02:28.005 --> 02:30.125
به اندازه‌ی کافی براش سوگواری کردی

02:30.845 --> 02:33.526
ادامه دادن این دیگه زیاده رویه

02:33.926 --> 02:35.685
فقط بحث سوگواری بانو جیانگ نیست

02:36.526 --> 02:38.646
واقعا انقدر سرم شلوغه
که نمی‌تونم به ازدواج مجدد فکر کنم

02:38.965 --> 02:41.885
با این حال حتی شوان‌ چینگ داره خودش رو
برای ازدواج و تشکیل خانواده آماده می‌کنه

02:42.445 --> 02:45.646
به عنوان عموش، هنوز تنهایی

02:46.845 --> 02:47.565
نظرت چیه؟

02:48.086 --> 02:50.046
اگه سرت خیلی شلوغه، یکی رو برات جور می‌کنم

02:51.405 --> 02:56.486
فقط به من بگو کدوم بانوی اشراف‌ زاده رو می‌پسندی

02:57.725 --> 02:58.685
دوباره شروع کردی

03:00.046 --> 03:03.165
لازم نیست حتما یه بانوی اشراف‌ زاده باشه

03:04.611 --> 03:05.165
...خب

03:05.165 --> 03:05.806
بانوی بزرگ

03:08.685 --> 03:10.005
خاندان گو توی دردسر افتاده

03:12.885 --> 03:15.125
مادر، یه کار فوری دارم که باید برسم

03:15.606 --> 03:16.486
باید برم

03:17.285 --> 03:19.486
هر بار این بحث رو باز می‌کنم، یه کار فوری داری

03:19.523 --> 03:20.285
غذا نوش جان

03:20.646 --> 03:21.806
برو پس

03:26.371 --> 03:28.685
در مورد پرونده‌ی اقدام به ترور توی معبد بائو شیانگ

03:28.685 --> 03:31.171
دیوان عدالت تمرکزش رو روی راهزن‌های جنوب غربی گذاشته

03:31.445 --> 03:32.845
چند روز پیش چند تا از اونا رو دستگیر کردن

03:33.405 --> 03:34.285
همین الان

03:34.285 --> 03:36.285
لیست اسامی و افرادی که باهاشون مرتبط بودن رو

03:36.445 --> 03:37.366
به ما دادن

03:37.725 --> 03:40.405
وقتی چک کردم، دیدم برادر خود بانو گو هم بین اوناست

03:40.725 --> 03:41.766
بیشتر پرس و جو کردم

03:42.211 --> 03:44.643
بعد فهمیدم ارباب گو دوتا اتاق توی قمارخونه اجاره کرده

03:44.643 --> 03:45.526
تا کسب و کار راه بندازه

03:46.565 --> 03:48.845
خیلی از افراد اون گروه راهزن مشتری‌هاش بودن

03:49.646 --> 03:52.526
اون واقعا یه جی اصیله، جرات هر کاری رو داره

03:52.965 --> 03:54.086
با این حال، مقام رسمی گفت

03:54.565 --> 03:57.125
احتمالا ارباب گو هویت واقعی اونا رو نمی‌دونسته

03:58.885 --> 04:01.285
دیوان عدالت کی قصد داره اقدام کنه؟

04:01.445 --> 04:03.206
ارباب جانگ گفتن که سریع اقدام کنیم

04:03.445 --> 04:04.685
ولی همچنین نظر شما رو هم می‌خوان

04:04.926 --> 04:06.326
درسته که سریع‌تر اقدام کنیم

04:06.926 --> 04:09.486
خب، برو به بانو گو خبر بده

04:09.806 --> 04:10.366
چشم

04:13.725 --> 04:16.846
ولش کن، بهش بگو

04:17.005 --> 04:18.765
یه خبر مهمی براش دارم

04:19.565 --> 04:21.765
باید امروز بیاد من رو ببینه

04:24.125 --> 04:24.645
چشم

04:24.846 --> 04:25.525
برو

04:28.771 --> 04:31.587
(غذاخوری بای وی)

04:32.926 --> 04:34.765
بانو گو، از این طرف تشریف بیارین

04:36.366 --> 04:37.125
ممنونم

04:37.246 --> 04:38.486
چینگ‌ پو، بیرون منتظر باش

04:38.726 --> 04:39.299
چشم

04:49.246 --> 04:50.486
عرض ادب، ارباب یان ‌یون

04:55.085 --> 04:55.966
بلند شو

04:56.606 --> 04:59.325
مربوط به برادرته، موضوع جدیه

04:59.525 --> 05:02.046
باید مستقیما از خودت بپرسم

05:06.406 --> 05:10.005
چطور می‌تونی مطمئن باشی
که برادرت هویت اونا رو نمی‌دونسته

05:10.565 --> 05:13.966
می‌دونستم که اون درگیر قماره

05:14.565 --> 05:17.486
اما مادرم به شدت مریضه
به خاطر همین فوری بهش رسیدگی نکردم

05:18.406 --> 05:19.525
راستش رو بخواین

05:19.966 --> 05:22.166
برادرم از درس خوندن متنفره

05:22.325 --> 05:23.525
اما عاشق تجارت و سوده

05:24.765 --> 05:27.806
محدودیت‌های خاندان باعث شد که گمراه بشه

05:28.366 --> 05:31.565
ولی هرگز جرات توطئه با راهزن‌ها رو نداره

05:31.966 --> 05:32.806
می‌تونی تضمین بدی؟

05:33.325 --> 05:34.525
با جونم تضمین می‌دم

05:36.846 --> 05:37.645
خب

05:38.366 --> 05:41.645
دیوان عدالت توی روزهای آینده
اون راهزن‌ها رو دستگیر می‌کنه

05:42.486 --> 05:45.205
اگه می‌خوای برادرت رو نجات بدی
سریع اقدام کن

05:47.325 --> 05:48.486
ممنونم، ارباب یان ‌یون

05:48.885 --> 05:51.445
بارها خودتون رو به خطر انداختین
تا من و خانواده‌ام رو نجات بدین

05:51.846 --> 05:54.765
هیچوقت محبتتون رو فراموش نمی‌کنم

05:55.125 --> 05:56.125
خیلی خب

05:56.885 --> 06:01.726
اون هدیه‌های غیرمعمول رو دیگه لازم نیست بفرستی

06:09.286 --> 06:10.125
...اما

06:13.685 --> 06:15.966
این هم برای منه؟

06:18.806 --> 06:21.125
...این... این

06:23.806 --> 06:26.046
حالا که تا اینجا آوردی، نگهش می‌دارم

06:26.806 --> 06:27.726
این بار دیگه چیه؟

06:45.315 --> 06:51.107
♪ جمعیت پرهیاهو صحنه را برای دیدار مقدرشده‌امون مهیا می‌کنه ♪

06:52.163 --> 06:55.043
♪لبخندت به زیبایی همه‌ی دنیاست♪

06:55.779 --> 07:00.515
♪ هیچ چیزی به پای دیدار مقدرشده‌ی ما نمی‌رسه♪

07:00.515 --> 07:06.851
♪در سکوت زمان، حرف‌های توی دل هم رو می‌خونیم♪

07:07.587 --> 07:10.179
♪نیمه‌ی یه عمر به این معما پاسخ می‌ده ♪

07:14.205 --> 07:17.565
این همون شنلیه که وقتی من رو کنار خندق

07:18.486 --> 07:19.486
نجات دادین پوشیده بودین

07:20.525 --> 07:22.765
وقتی بردمش خونه دیدم پاره شده

07:23.486 --> 07:26.406
برای همین به یکی گفتم که با نخ طلا وصله کنه

07:27.125 --> 07:31.806
اما احساس کردم این کار کمتر از اینه که کاملا دوباره گلدوزی بشه

07:31.806 --> 07:34.691
♪تقدیرمون بود یا با اراده‌ی آسمان شکل گرفت؟♪

07:35.331 --> 07:38.659
♪دیگه نیازی به کند و کاو نیست ♪

07:39.395 --> 07:43.459
♪ هر ضربه‌ی قلمی که می‌زنم به خاطر وجود توئه♪

07:43.459 --> 07:46.486
♪ هر قدمی که با هم برمی‌داریم وجودم رو پر از شادی می‌کنه♪

07:46.486 --> 07:47.286
خیلی قشنگه

07:47.299 --> 07:49.955
♪و روزبه‌روز بیشتر به هم تکیه می‌کنیم♪

07:50.755 --> 07:54.243
♪تقدیرمون بود یا با اراده‌ی آسمان شکل گرفت؟♪

07:54.723 --> 07:57.603
♪دیگه نیازی به کند و کاو نیست ♪

07:58.627 --> 08:02.691
♪وقتی که به پشت سرت نگاه کردی، باد وزید ♪

08:02.915 --> 08:06.275
♪آروم آروم ضربان قلب و نفس‌هامون رو پراکنده کرد♪

08:06.435 --> 08:10.115
♪فقط گرمای کف دستمون باقی موند ♪

08:10.243 --> 08:13.539
♪ وقتی سرگردون و تنهام من رو گرم کن ♪

08:16.085 --> 08:18.765
پس این رو نگه می‌دارم

08:20.525 --> 08:21.286
باشه

08:22.019 --> 08:25.155
♪و روزبه‌روز بیشتر به هم تکیه می‌کنیم♪

08:30.085 --> 08:31.645
چرا عمو پینگ هنوز نیومده؟

08:33.446 --> 08:34.925
!وایسا، وایسا

08:37.165 --> 08:37.765
!عمو پینگ

08:38.045 --> 08:40.846
بانو چینگ ‌پو، اونا ارباب جین ‌رونگ رو دزدیدن

08:40.925 --> 08:44.686
اوایل، ارباب جوان رونگ فقط می‌خواست مشتری جذب کنه

08:44.885 --> 08:46.246
تا یه مقدار پول تو جیبی دربیاره

08:47.005 --> 08:51.366
بعدا شنید که اجاره دادن اتاق‌های خصوصی کامل برای فروش مجدد

08:51.885 --> 08:53.366
بیست درصد کارمزد بیشتری داره

08:53.726 --> 08:55.086
اون موقع بود که به این کار علاقه‌مند شدن

08:57.206 --> 09:00.805
علاقه‌مند شد؟ چطور جرات می‌کنی؟

09:02.366 --> 09:04.206
به عنوان پسرم

09:04.645 --> 09:07.846
چطور جرات می‌کنه برای یه قمارخونه مشتری جذب کنه

09:08.686 --> 09:09.446
به این چی می‌گن؟

09:10.285 --> 09:11.966
!طمع قضاوتش رو کور کرده

09:12.285 --> 09:14.525
!این کاملا قانون شکنیه

09:14.765 --> 09:18.566
ارباب، عمو پینگ رو فرستادم با یه سری افراد برن جستجو کنن

09:18.925 --> 09:21.086
شاید باید این رو به مقامات گزارش بدیم

09:21.686 --> 09:24.045
!نمی‌شه، اصلا نمی‌شه

09:25.285 --> 09:28.606
رونگ آر از یه قمارخونه دزدیده شده

09:29.086 --> 09:30.566
!واسه خاندانمون یه آبروریزیه

09:30.726 --> 09:32.805
گزارش کردنش یعنی به همه بگیم

09:33.285 --> 09:35.765
که پسرم درگیر قماربازی بوده

09:36.246 --> 09:38.045
!نمی‌شه! اصلا نمی‌شه

09:39.246 --> 09:40.086
ارباب

09:41.206 --> 09:42.846
!ارباب، اتفاق بدی افتاده

09:43.125 --> 09:45.645
بانو هان وقتی شنیدن ارباب جوان رونگ ربوده شده غش کردن

09:45.645 --> 09:46.405
چی؟

09:47.645 --> 09:50.326
!بهت گفتم به بانو هان چیزی نگو

09:50.326 --> 09:51.686
نمی‌دونم چطور فهمیدن

10:04.765 --> 10:05.486
بفرمایین

10:23.125 --> 10:25.446
بانو هان از کجا فهمید رونگ آر رو دزدیدن؟

10:26.005 --> 10:27.645
وقتی که داشتیم با بانو هان قدم می‌زدیم

10:27.885 --> 10:29.846
دوتا خدمتکار زیر ایوان داشتن غیبت می‌کردن

10:30.285 --> 10:32.966
می‌گفتن ارباب جوان رونگ رو دزدیدن و امشب بر نمی‌گرده

10:33.446 --> 10:34.805
بعد که بانو هان صداشون زد و  ازشون پرسید

10:35.005 --> 10:36.486
همینجوری نقش بر زمین شدن

10:39.326 --> 10:42.686
خواهر، حال مادر چطوره؟

10:43.606 --> 10:45.366
داروش رو خورده و حالا داره استراحت می‌کنه

10:46.486 --> 10:49.125
خوبه، برادر رونگ چی؟

10:49.285 --> 10:51.246
شنیدم برادر رونگ رو دزدیدن

10:52.805 --> 10:54.446
تو از کجا فهمیدی؟

10:55.566 --> 10:57.165
همه دارن درموردش حرف می‌زنن

11:00.446 --> 11:01.885
درسته، برادر رونگ رو دزدیدن

11:02.446 --> 11:04.966
اما قرار بود این قضیه از بانو هان پنهون بمونه

11:05.566 --> 11:07.645
نمی‌دونم کی خبر رو لو داده

11:08.005 --> 11:08.846
یعنی کار کی بوده؟

11:10.366 --> 11:11.206
نمی‌دونم

11:12.446 --> 11:15.486
باید ببینیم کی از این قضیه بیشترین سود رو می‌بره

11:28.805 --> 11:30.165
اون چون لین قابل اعتماده؟

11:30.165 --> 11:31.165
هیچ مدرکی جا نذار

11:31.446 --> 11:34.005
نگران نباشین، بانو، چون لین برادر قسم خورده‌‌ی منه

11:34.366 --> 11:35.326
بهم خیانت نمی‌کنه

11:36.005 --> 11:39.045
به علاوه، ارباب حوان رونگ رو
توی خیابون جنوب شهر دزدیدن

11:39.246 --> 11:40.165
خیلی‌ها شاهدش بودن

11:40.326 --> 11:41.411
کی می‌تونه بفهمه که کی خبرش رو پخش کرده؟

11:42.206 --> 11:43.765
خوبه، خوبه پس

11:44.486 --> 11:45.606
...راستی رونگ آر واقعا

11:45.925 --> 11:47.925
جهیزیه‌ی بانو هان که کوهی از طلا و نقره‌ست

11:47.925 --> 11:49.005
بازم براش کافی نبوده؟

11:49.486 --> 11:51.086
بازم رفته بود براي قمارخونه کار می‌کرده

11:51.206 --> 11:52.525
!همچین کار پست و کثیفی

11:53.246 --> 11:54.686
بانو هان به کنار

11:54.686 --> 11:56.405
منم بودم از حال می‌رفتم

11:59.606 --> 12:00.486
لان آر

12:01.246 --> 12:03.606
به من بگو تو کسی رو فرستادی به بانو هان خبر بده

12:03.846 --> 12:04.966
که باعث شد غش کنه؟

12:05.405 --> 12:06.326
!مزخرفه

12:07.086 --> 12:07.925
مزخرف نگو

12:08.165 --> 12:08.726
دقیقا

12:09.285 --> 12:10.885
ما تازه این قضیه رو فهمیدیم

12:11.086 --> 12:13.165
بانو، دارین به بانو سونگ ظلم می‌کنین

12:14.366 --> 12:15.285
بهتره دروغ نگین

12:15.885 --> 12:17.366
هیچکس از وضعیت برادر رونگ خبر نداره

12:17.566 --> 12:19.246
الان دردسر درست نکنین

12:19.326 --> 12:21.805
جوری حرف می‌زنی که انگار من یه مجرمم

12:22.125 --> 12:23.206
من مادرتم

12:23.486 --> 12:24.846
اینطوری با مادرت حرف می‌زنی؟

12:25.125 --> 12:26.885
اگر عصبانی‌ای برو یه جای دیگه خالیش کن

12:27.045 --> 12:27.925
نه اینجا

12:43.107 --> 12:44.645
(چن یان یون)

12:44.645 --> 12:46.326
اربابم خبر داره که توی دردسر افتادین

12:46.645 --> 12:47.366
اگه لازم شد

12:47.566 --> 12:50.486
اینو ببرین پیش فرمانده هو
توی مقر ارتش پنج‌شهر و ازش کمک بگیرین

13:03.925 --> 13:06.366
رئیس، این دفعه چقدر می‌گیریم؟

13:07.645 --> 13:09.765
خاطرت جمع باشه، سهمت رو می‌گیری

13:25.805 --> 13:26.326
ارباب

13:27.566 --> 13:28.163
اون کجاست؟

13:28.326 --> 13:29.285
توی انبار هیزم حبس شده

13:30.805 --> 13:31.326
بیا بریم

13:32.805 --> 13:34.165
<i>لی شیان هوای؟</i>

13:37.539 --> 13:39.875
(فضیلت مایه‌ی روشنی تالار است)

13:58.045 --> 13:58.846
مادر

14:02.125 --> 14:03.285
رونگ آر رو پیدا کردن؟

14:03.726 --> 14:04.726
نگران نباش

14:06.005 --> 14:07.366
همه رفتن بیرون تا بگردن

14:07.606 --> 14:09.525
مباشر لو هم با افرادش برای گشتن رفت

14:10.045 --> 14:12.326
ارباب یان یون هم داره کمک می‌کنه

14:14.125 --> 14:14.885
خوبه

14:19.846 --> 14:20.486
بانو

14:28.606 --> 14:29.645
یه کم می‌رم بیرون

14:31.366 --> 14:33.125
مطمئنی لی شیان هوای بوده؟

14:33.726 --> 14:34.285
آره

14:34.566 --> 14:36.645
دیشب دیر شده بود نتونستم بیام داخل شهر

14:36.765 --> 14:38.086
وگرنه زودتر بهتون می‌گفتم

14:39.005 --> 14:41.606
لی شیان هوای محافظ ارباب جوان یه هست

14:42.086 --> 14:44.486
ممکنه ارباب جوان یه، ارباب جوان رونگ رو دزدیده باشه؟

14:46.125 --> 14:48.206
(فضیلت مایه‌ی روشنی تالار است)
!بانو جین چائو

14:49.486 --> 14:50.446
چی شده؟

14:52.547 --> 14:55.246
بانو جین چائو، یکی از افراد خاندان مرزبان چانگ شینگ گفت

14:55.246 --> 14:56.366
ارباب جین رونگ رو پیدا کردن

14:56.606 --> 14:57.606
و دارن برش می‌گردونن

15:00.686 --> 15:02.686
مادر، من خیلی ترسیده بودم

15:05.966 --> 15:09.246
مادر، فقط محافظ لی و افرادش بودن که من رو نجات دادن

15:10.125 --> 15:12.285
ممنون، محافظ لی، که نجاتش دادین

15:13.606 --> 15:14.966
بیاین داخل یه چایی میل کنین

15:15.765 --> 15:16.366
بفرمایین

15:16.366 --> 15:17.125
ممنونم، بانو هان

15:17.246 --> 15:18.805
اما باید برگردم پیش ارباب جوان یه

15:19.045 --> 15:19.805
با اجازه‌اتون مرخص می‌شم

15:20.645 --> 15:24.606
خیلی خب، یه روز با پسرم میایم تا با هم ازتون تشکر کنیم

15:34.246 --> 15:35.525
بیا، بذار ببینمت

15:40.525 --> 15:41.486
!دست از زدنش بردار

15:43.846 --> 15:47.326
پدر، برادر رونگ، تمام شب پیش دزدها اسیر بود

15:47.326 --> 15:48.765
خیلی ترسیده

15:48.765 --> 15:50.405
و درسش رو گرفته

15:51.005 --> 15:52.405
می‌شه دیگه نزنیش؟

15:53.925 --> 15:55.285
درسش رو گرفته؟

15:55.285 --> 15:56.726
!انقدر راحت داری می‌گیش

15:57.405 --> 15:59.566
می‌دونی به خاطر این بچه

15:59.765 --> 16:02.086
بازرس ازم شکایت کرده

16:03.206 --> 16:04.645
بازرس چطور فهمیده؟

16:04.885 --> 16:07.125
اونجا یه قمارخونه‌ی غیرقانونی بوده

16:07.366 --> 16:09.486
مجوز رسمی نداشته

16:09.686 --> 16:13.366
و دیشب هم ارتش پنج‌شهر، لونه‌اشون رو بهم ریخت

16:13.686 --> 16:15.525
دفاتر حساب

16:16.086 --> 16:20.326
واضحا اسم گو جین رونگ روشون نوشته شده بوده

16:21.765 --> 16:24.165
صاحب قمارخونه حتی گفته

16:24.726 --> 16:27.726
با دونستن اینکه پدر ارباب گو

16:28.125 --> 16:30.686
همون گو ده جائو، یه دبیر توی وزارت امور مالیه

16:30.686 --> 16:34.606
قبول کرده اتاق‌های خصوصی رو با تخفیف اجاره بده

16:35.086 --> 16:37.005
!دروغ می‌گه! دروغ محضه

16:37.326 --> 16:40.846
واضح نوشته شده، حتی اثر انگشتت هم روشه

16:41.045 --> 16:43.005
به این می‌گی دروغ؟

16:44.045 --> 16:48.246
اگه ارباب چن زودتر به فرماندار شون تیان خبر نداده بود

16:48.246 --> 16:52.726
الان باید توی دادگاه می‌بودی

16:53.645 --> 16:56.405
به جای اینکه بذارم

16:56.525 --> 16:58.005
کل خاندان رو به نابودی بکشی

16:58.606 --> 16:59.645
امروز

17:01.686 --> 17:04.686
تو، بجه‌ی سرکش رو می‌کشم

17:04.926 --> 17:06.285
تا خطری در آینده تهدیدمون نکنه

17:07.565 --> 17:08.166
!مادر

17:11.926 --> 17:12.926
!مادر -
ارباب -

17:13.525 --> 17:14.085
!ارباب

17:14.085 --> 17:14.726
!پدر

17:14.726 --> 17:15.525
!ارباب

17:16.246 --> 17:16.805
!پدر

17:17.045 --> 17:17.845
!ارباب -
!بس کن -

17:17.845 --> 17:19.805
ارباب، بس کن

17:20.246 --> 17:21.045
!دارین زیاده‌روی می‌کنین

17:21.045 --> 17:22.406
دیگه کافیه

17:22.406 --> 17:23.486
!گم شو

17:24.446 --> 17:25.246
بانو هان

17:25.486 --> 17:26.886
!به خاطرش التماس نکنین -
مادر -

17:27.686 --> 17:29.246
به خصوص تو

17:29.805 --> 17:31.085
تقصیر تو هم هست

17:31.246 --> 17:35.805
خاندان گوی ما نسل‌ها پایبند به سنت‌های دانش بوده

17:36.085 --> 17:38.166
به بچه‌های عمارت اجدادی خودمون نگاه کن

17:38.325 --> 17:40.246
همه‌اشون محقق‌های موفقی‌ان

17:41.486 --> 17:42.805
اما رونگ آر چی؟

17:46.686 --> 17:50.246
داری می‌گی همه‌ی اینا تقصیر منه، ارباب؟

17:50.406 --> 17:51.686
اینطور نیست؟

17:52.285 --> 17:54.646
اگه خاندان جی تو نبودن

17:54.646 --> 17:56.605
که مدام به ثروت وسواس دارن

17:56.605 --> 17:59.486
و فقط به فکر سود و منفعتن نه تعلیم و  تربیت

18:00.126 --> 18:02.406
چطور ممکن بود پسرم

18:03.085 --> 18:05.926
اینطوری از آب دربیاد؟

18:07.166 --> 18:08.406
ارباب، اینا همه‌اش مزخرفه

18:08.926 --> 18:10.365
ناگفته نمونه که برگشتن به جایگاه قبلیت

18:10.845 --> 18:12.686
کاملا به لطف تلاش‌های خاندان جی بود

18:13.285 --> 18:16.246
و امروز، تمام هزینه‌های عمارت خاندان گو

18:16.446 --> 18:18.646
به درآمد حاصل از جهیزیه بانو هان بستگی داره

18:19.686 --> 18:21.365
اگه انقدر خاندان جی رو تحقیر می‌کنی

18:21.486 --> 18:22.646
پس از امروز به بعد

18:23.045 --> 18:26.325
باید ماهانه هزینه‌های عمارت رو به موقع پرداخت کنی

18:26.325 --> 18:27.363
دوست دارم ببینم

18:27.363 --> 18:29.726
که با حقوق ناچیزت چند نفر رو می‌تونی حمایت کنی

18:30.365 --> 18:31.206
جین چائو -
درسته -

18:31.565 --> 18:34.805
بدهی‌های پرداخت نشده‌ات رو توی عتیقه‌فروشی خاندان جی

18:35.166 --> 18:36.246
توی پایتخت تسویه کن

18:36.525 --> 18:39.646
چطور جرأت می‌کنی که اینجوری صحبت کنی؟

18:40.726 --> 18:43.005
ببین! اونا بچه‌های تو هستن

18:44.005 --> 18:47.045
یه پسر و یه دختر

18:47.285 --> 18:51.686
هر دوتاشون مدام از پول حرف می‌زنن

18:51.686 --> 18:53.486
سر هر قرون چونه می‌زنن

18:55.246 --> 18:56.805
چطور جرات می‌کنی که گریه کنی؟

18:56.805 --> 18:58.565
!من کسیم که می‌خواد گریه کنه

19:00.406 --> 19:03.005
من فارغ‌التحصیل قصرم

19:03.325 --> 19:05.166
اما وارث شایسته‌ای ندارم

19:05.406 --> 19:09.005
!اصلا هیچ وارث شایسته‌ای نیست

19:10.206 --> 19:13.486
تقصیر منه، همه‌اش تقصیر منه

19:14.926 --> 19:16.126
...همه‌‌اش

19:18.246 --> 19:19.365
بانو هان -
مادر -

19:19.605 --> 19:20.206
مادر

19:23.166 --> 19:24.005
بانو هان

19:24.926 --> 19:25.765
!مادر -
!بانو هان -

19:25.765 --> 19:26.659
چجوری همچین اتفاقی افتاد؟

19:27.686 --> 19:28.486
!مادر -
!بانو هان -

19:28.726 --> 19:29.446
مادر

19:32.845 --> 19:33.686
بانو هان

19:39.427 --> 19:43.523
(فضیلت مایه‌ی روشنی تالار است)

19:44.147 --> 19:49.147
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

20:31.045 --> 20:32.206
بانو گو اینجا هستن

20:36.206 --> 20:37.325
بانو

20:39.005 --> 20:41.126
لطفا مواظب بانو هان باشین

20:41.805 --> 20:43.805
دیشب یه دفعه با وحشت بیدار شدن و از اون موقع بیدارن

20:44.765 --> 20:46.886
همونجوری اونجا نشستن و به بیرون خیره شدن

20:47.365 --> 20:48.525
تا حالا چشم روی هم نذاشتن

20:49.605 --> 20:51.845
واقعا نمی‌دونم چیکار کنم

20:52.605 --> 20:54.005
ارباب اومده؟

20:54.325 --> 20:57.605
ایشون تازه اومدن و از بانو هان عذرخواهی کردن

20:58.085 --> 21:02.206
با این حال، بانو هان هیچی نمی‌گن درست مثل الان

21:03.285 --> 21:06.845
ارباب احساس بی‌توجهی کردن و رفتن

21:08.765 --> 21:09.525
متوجه شدم

21:20.126 --> 21:20.886
مادر

21:23.325 --> 21:26.565
چائو آر، بیا و بشین

21:34.765 --> 21:36.646
چائو آر، دست‌هات خیلی دوست‌داشتنی‌ان

21:38.686 --> 21:41.686
یادته وقتی تو رو به تونگ جو فرستادم

21:43.325 --> 21:46.166
دست‌هات همینقدر کوچیک بودن

21:48.085 --> 21:51.646
اون موقع هم همین فصل بود

21:53.486 --> 21:55.325
کاش می‌تونستیم به اون روزها برگردیم

22:03.246 --> 22:04.845
ارباب گفتن وقتش رسیده

22:05.045 --> 22:06.565
ایشون به ما گفتن که بانو جین‌ چائو رو بیاریم

22:08.765 --> 22:09.565
بانو هان

22:10.646 --> 22:12.765
اون کجاست؟ چرا اونو بیرون نمیارین؟

22:27.206 --> 22:29.605
هان آر، بچه رو بهم بده

22:30.246 --> 22:35.406
ارباب، این بچه فقط یه ماهشه

22:37.646 --> 22:40.486
فکر کنین که ده ماه با چه سختی‌ای اون رو نگه داشتم

22:40.966 --> 22:42.605
می‌تونیم یه کم بیشتر صبر کنیم؟

22:42.845 --> 22:45.525
من اونو می‌فرستم پیش مادربزرگش

22:45.886 --> 22:47.805
پیش غریبه نمی‌فرستمش

22:48.085 --> 22:49.726
نگران چی‌ای؟

22:53.246 --> 22:55.166
راهب چینگ‌ شو محاسبه کرده

22:55.166 --> 22:57.166
سرنوشت این بچه با سرنوشت من هم‌خونی نداره

22:57.686 --> 23:00.525
اگه اینجا بمونه، نه تنها کار من

23:00.765 --> 23:02.285
بلکه آینده‌ی خودش هم تحت تاثیر قرار می‌گیره

23:03.525 --> 23:07.045
فرستادنش به تونگ جو برای خودش بهتره

23:10.206 --> 23:11.486
فقط برای صلاح خودتونه

23:12.726 --> 23:14.206
دیگه تردید نکن

23:14.686 --> 23:15.646
بچه رو بهم بده

23:16.246 --> 23:17.285
ارباب -
ارباب -

23:17.285 --> 23:18.285
مراقب باشین -
اونو بهم بده -

23:18.446 --> 23:19.085
ارباب

23:21.845 --> 23:23.765
ارباب

23:24.085 --> 23:25.446
ارباب، به حرفم گوش کنین

23:25.605 --> 23:27.166
ارباب، به حرفم گوش کنین

23:31.886 --> 23:34.565
ارباب، بچه‌ام

23:35.246 --> 23:36.246
ارباب، به حرفم گوش کنین

23:36.246 --> 23:36.845
بانو هان

23:37.005 --> 23:37.726
ارباب -
بانو هان -

23:37.886 --> 23:38.686
ارباب

23:38.845 --> 23:39.646
بانو هان -
ارباب -

23:40.085 --> 23:42.166
تازه زایمان کردین، نمی‌تونین بدویین

23:43.045 --> 23:46.325
چائو آر، چائو آر

23:47.966 --> 23:50.325
!چین چائو

23:56.045 --> 23:58.325
<i>چجوری انقدر احمق بودم؟</i>

23:58.325 --> 24:00.365
<i>چجوری حرف‌هاش رو باور کردم؟</i>

24:01.246 --> 24:05.765
خودم با دست‌های خودم این کار رو کردم
با دست‌های خودم تو رو از خودم دور کردم

24:17.365 --> 24:19.886
چائو آر، منو ببخش

24:20.246 --> 24:24.406
ببخشید، من اینو بهت بدهکارم

24:26.045 --> 24:31.406
تو تنها کسی هستی که توی تموم زندگیم واقعا ازش متاسفم

24:33.166 --> 24:37.206
ببخشید، ببخشید

24:38.365 --> 24:40.325
کسی که بیشتر از همه توی زندگیم ازش متاسفم

24:41.446 --> 24:45.285
دخترمه، تویی

24:46.926 --> 24:49.206
اینو بهت بدهکارم

24:49.926 --> 24:52.406
خیلی ازش پشیمونم

25:07.765 --> 25:08.726
مادر

26:26.339 --> 26:30.467
(فضیلت مایه‌ی روشنی تالار است)

26:49.886 --> 26:51.765
<i>کسی که بیشتر از همه توی زندگیم ازش متاسفم</i>

26:52.886 --> 26:55.646
<i>دخترمه، تویی</i>

27:17.805 --> 27:18.406
مادر

27:33.686 --> 27:34.246
بانو گو

27:36.565 --> 27:37.525
دارین گریه می‌کنین؟

27:38.045 --> 27:42.166
چیزی نیست، فقط باد خورده توی چشمم

27:45.845 --> 27:49.045
برو به عمارت مرزبان چانگ‌ شینگ
و محافظ لی رو پیدا کن

27:50.886 --> 27:51.805
بهش بگو

27:54.805 --> 27:58.486
من از ارباب جوان یه برای پیدا کردن برادر رونگ خیلی ممنونم

28:02.045 --> 28:03.406
اونو برای یه نوشیدنی دعوت می‌کنم

28:08.966 --> 28:09.926
اون واقعا اینو گفت؟

28:10.206 --> 28:13.206
بله، بانو گو گفتن که شما رو به غذاخوری لیان شیا
به صرف یه نوشیدنی دعوت می‌کنن

28:13.406 --> 28:14.691
و پرسیدن شما کی وقت دارین

28:17.605 --> 28:21.246
حرکت هوشمندانه‌ای بود، پس تلاش من بی‌ثمر نمی‌شه

28:23.619 --> 28:25.126
(غذاخوری لیان شیا)
درود، ارباب جوان یه

28:25.966 --> 28:27.805
از اینکه برادرم رو نجات دادین ممنونم

28:28.005 --> 28:29.565
چرا امروز انقدر مودبی؟

28:30.126 --> 28:30.966
شبیه خودت نیست

28:31.845 --> 28:34.246
یه لطف کوچیک سزاوار یه پاداش سخاوتمندانه‌ست

28:34.926 --> 28:36.886
شما لطف بزرگی به ما کردین

28:37.126 --> 28:38.726
طبیعتا، باید بیشتر احترام بذارم

28:52.325 --> 28:53.686
چرا امروز انقدر ساکته؟

28:54.765 --> 28:56.206
الان مشتری‌های زیادی اینجا نیستن

28:57.246 --> 28:59.765
کدوم اتاق خصوصی رو امروز می‌گیریم؟

29:00.565 --> 29:01.765
من ترتیب همه چیز رو دادم

29:01.926 --> 29:03.886
این بهترین اتاق خصوصی ما اینجاست

29:04.325 --> 29:06.525
معمولا، این اتاق برای مشتری‌های دیگه در دسترس نیست

29:06.765 --> 29:09.246
از اونجایی که شما اینجایین، شرایط متفاوته

29:12.686 --> 29:13.206
بریم

29:13.765 --> 29:17.886
محافظ لی، بانوی من مخصوصا یه میز جدا اونجا

29:18.166 --> 29:19.966
برای پذیرایی از تمام شما محافظ‌ها ترتیب دادن

29:20.565 --> 29:21.206
...خب

29:22.605 --> 29:23.325
برین

29:23.325 --> 29:23.845
بله

29:24.085 --> 29:24.646
لطفا

29:27.005 --> 29:27.726
از این طرف، لطفا

29:39.085 --> 29:39.686
الان داری

29:39.686 --> 29:40.765
چیکار می‌کنی؟

29:41.486 --> 29:44.446
بهم بگو، چرا برادر رونگ رو دزدیدی

29:45.085 --> 29:46.246
و بعد اونو ول کردی؟

29:47.246 --> 29:48.246
چه بازی‌ای راه انداختی؟

29:49.966 --> 29:50.926
می‌دونستی؟

29:51.406 --> 29:52.365
چطور فهمیدی؟

29:53.126 --> 29:54.005
کی اینو بهت گفته؟

29:56.085 --> 29:59.166
نکنه دوباره چن یان‌ یون باشه؟

30:00.686 --> 30:02.525
شما دو نفر انقدر با هم صمیمی‌ هستین؟

30:03.005 --> 30:05.085
پس، قبول می‌کنی؟

30:06.565 --> 30:07.486
خب که چی؟

30:08.285 --> 30:10.085
آره، من این کار رو کردم

30:10.525 --> 30:11.206
چرا؟

30:12.206 --> 30:13.926
برادر رونگ هیچوقت تو رو اذیت نکرد

30:14.126 --> 30:15.285
چرا این کار رو کردی؟

30:16.045 --> 30:17.166
چرا باید دلیل داشته باشه؟

30:18.085 --> 30:18.765
برای سرگرمی بود

30:27.206 --> 30:30.045
اصلا فکر نمی‌کردم انقدر وحشی باشی

30:34.285 --> 30:35.446
تو مجبورم کردی

30:36.605 --> 30:39.926
ارباب جوان یه، واقعا نمی‌فهمم

30:40.246 --> 30:41.605
چرا برادر رونگ رو دزدیدی

30:42.565 --> 30:45.206
و واقعا نمی‌تونم بفهمم مشکلت چیه

30:46.565 --> 30:49.206
هر بار فکر می‌کنم
شاید بتونیم باهم دوست بشیم

30:49.926 --> 30:52.126
یه سری کارهای عجیب و غریب می‌کنی

30:52.646 --> 30:55.206
پس من هم مجبورم وحشی بشم

30:55.486 --> 30:58.446
که مبادا دفعه‌ی بعد خونه‌ام رو

30:58.805 --> 30:59.805
فقط برای سرگرمی آتیش بزنی

31:00.246 --> 31:02.325
واقعا نمی‌فهمی یا خودت رو زدی به نفهمی؟

31:02.805 --> 31:03.486
چی؟

31:03.805 --> 31:06.325
این کار رو فقط به خاطر تو کردم

31:07.365 --> 31:08.166
یعنی چی؟

31:10.446 --> 31:13.285
رونگ آر توی این سن کم
می‌ره توی قمارخونه کار می‌کنه

31:13.805 --> 31:15.523
سرزنش و کتک معمولی براش جواب نمی‌ده

31:16.005 --> 31:18.525
برای آدم کردنش
باید روش‌های سختگیرانه استفاده بشه

31:18.915 --> 31:20.646
یه بار که حسابی بزنیش، آدم می‌شه

31:21.406 --> 31:23.765
اونوقت تا آخر عمر یادش می‌مونه

31:24.406 --> 31:25.765
و دیگه جرات نمی‌کنه تکرارش کنه

31:26.206 --> 31:28.605
پس برای همینه که دزدیدیش

31:30.045 --> 31:31.365
ولی این چه ربطی به تو داشت؟

31:31.365 --> 31:32.285
...چون که

31:35.565 --> 31:37.765
چون تو به ظاهر رکی

31:38.285 --> 31:40.525
ولی وقتی پای خانواده‌ات میاد وسط می‌ترسی

31:42.005 --> 31:43.365
تو جونم رو توی کوهستان نجات دادی

31:44.285 --> 31:45.845
چیزی ندارم که باهاش کارت رو جبران کنم

31:46.486 --> 31:48.126
برای همین مجبور شدم نقش آدم بده رو بازی کنم

31:48.765 --> 31:50.686
و رونگ آر رو درست و حسابی تنبیه کنم

31:51.206 --> 31:52.646
بعدش هم، من از روش‌های سختگیرانه استفاده نکردم

31:53.325 --> 31:54.966
قول می‌دم بعد از این

31:55.325 --> 31:57.246
دیگه پاش رو توی قمارخونه نذاره

31:59.486 --> 32:00.805
پس این رو هم می‌دونی

32:01.206 --> 32:02.605
که به خاطر این قضیه

32:03.126 --> 32:05.365
بانو هان دوباره مریض شده

32:08.926 --> 32:10.926
حال و احوالش از قبل هم بد بود

32:11.765 --> 32:14.765
و الان به خاطر کار برادر رونگ، بدتر هم شده

32:15.206 --> 32:18.005
از دیروز اصلا نتونسته از تخت بلند بشه

32:21.646 --> 32:22.166
...من

32:24.486 --> 32:25.285
نمی‌دونستم

32:26.045 --> 32:27.246
فقط می‌خواستم کمک کنم

32:27.246 --> 32:29.686
ممنون از کمکت ولی دفعه‌ی بعد لازم نیست
کاری بکنی

32:32.565 --> 32:33.845
!گو جین‌ چائو، چطور جرات می‌کنی

32:34.126 --> 32:34.886
نمی‌تونی این کار رو بکنی

32:35.246 --> 32:38.206
کسی که مادرت رو مریض کرده، برادرت بوده

32:39.605 --> 32:41.246
من نهایتش یه هم‌دست بودم

32:45.646 --> 32:48.126
چی شد؟ منظورم رو گرفتی؟

32:49.406 --> 32:51.365
اگه جرات داری برو برادرت رو بزن

32:52.726 --> 32:54.605
تو فقط جرات داری عصبانیتت سر من خالی کنی

32:55.246 --> 32:56.765
فقط جرات داری با من اینطوری رفتار کنی

32:59.845 --> 33:01.686
بهتره همینجا دراز بکشی

33:03.805 --> 33:05.886
!گو جین‌ چائو، گو جین‌ چائو

33:28.547 --> 33:30.083
(عمارت مرزبان چانگ‌ شینگ)

33:51.365 --> 33:54.085
ارباب، درباره‌اش تحقیق کردم

33:54.565 --> 33:57.315
قمارخونه‌ی شهر جنوبی
به خاطر نداشتن مجوز بسته نشده

33:57.646 --> 34:00.166
بلکه به این مظنون بودن که
به راهزن‌های جنوب‌ غربی پناه داده

34:00.926 --> 34:03.085
ظاهرا ارتش پنج‌شهر این کار رو کردن

34:03.605 --> 34:05.886
ولی در واقع فرمانده‌ی دیوان عدالت پشت قضیه بوده

34:06.966 --> 34:09.925
حتی ارتش پنج‌شهر
یه گروه رو دنبال ارباب گو فرستادن

34:10.566 --> 34:13.646
گفتن که ارباب چن یان یون دستور مستقیم داده

34:56.006 --> 34:57.885
پس این سفر به جنوب‌ غربی بی‌فایده نبود

34:58.285 --> 35:00.325
توی کوهستان، یه جمع‌کننده‌ی گیاه دارویی پیر دیدم

35:00.885 --> 35:03.566
می‌گفت دوست نزدیک سرپرست خاندان شیا بوده

35:04.845 --> 35:07.646
و گفتش مهارت‌های طبابت
سرپرست خاندان شیائو خیلی بالاست

35:08.046 --> 35:10.046
محلی‌های، بهش می‌گن درمانگر الهی

35:10.485 --> 35:11.965
برای همین خیلی بهش احترام می‌ذارن

35:12.805 --> 35:15.325
یه بار وقتی زیاد نوشیده بود

35:15.566 --> 35:18.566
تصادفی گفت که اهل شیانگ هه توی پایتخته

35:19.445 --> 35:21.445
پشت خونه‌اش یه معبد بوده

35:22.126 --> 35:24.686
وقتی جوون بوده
زیاد می‌رفته اونجا تا پیشکش بده

35:25.325 --> 35:26.845
یه معبد توی شیانگ هه؟

35:30.006 --> 35:31.325
نکنه معبد‌ شوان‌ میائو باشه؟

35:32.285 --> 35:33.166
من هم همین فکر رو می‌کنم

35:33.965 --> 35:35.686
معبد شوان‌ میائو پیشکش‌های سلطنتی می‌گیره

35:36.206 --> 35:38.845
طلسم‌های تطهیر شده‌ی
اشراف‌زاده‌های دربار هم اونجان

35:39.046 --> 35:40.365
طلسم شاهزاده‌ی فقید چنگ‌ چینگ هم همینطور

35:41.046 --> 35:43.365
نشونه‌ای هم پیدا کردی؟

35:43.805 --> 35:45.726
گفتن ظاهرش معمولیه

35:46.485 --> 35:49.206
یه غده‌ی کوچیک کنار گوش چپش داره

35:50.885 --> 35:51.491
ارباب یان یون

35:52.739 --> 35:54.819
ارباب جانگ از دیوان عدالت پیغام فرستاده

36:02.051 --> 36:04.035
(ورود راهزن‌های جنوب غرب به پایتخت تایید شد)

36:12.365 --> 36:13.365
جانگ لینگ گفته

36:14.046 --> 36:17.206
بیشتر از دویست‌تا راهزن اومدن
که به پنج گروه تقسیم شدن

36:17.405 --> 36:19.075
محل همدیگه رو نمی‌دونن

36:19.325 --> 36:20.131
و یه رابط دارن

36:20.483 --> 36:22.925
که گاهی فرمان بعدی رو بهشون می‌رسونه

36:23.285 --> 36:26.246
و این راهزن‌ها هم محل اقامت رابط رو نمی‌دونن

36:27.965 --> 36:31.726
فقط یه بار درباره‌ی عمارتش شنیدن

36:32.365 --> 36:34.686
می‌گن هیچ گوشتی اونجا نیست و
فقط غذای گیاهی می‌خورن

36:38.765 --> 36:42.805
چن یی، به ارباب جانگ پیام بده
که بره به معبد شوان‌ میائو

36:43.365 --> 36:43.965
چشم

37:33.646 --> 37:35.686
چائو آر، دیگه طبیب نیار

37:36.006 --> 37:37.006
فایده‌ای نداره

37:40.726 --> 37:42.405
این نسخه‌ها همه‌اشون یکیه

37:43.405 --> 37:44.925
داروهاشون هم همینه

37:47.646 --> 37:50.405
بعضی وقت‌ها سرحالم
بعضی‌ وقت‌ها دراز به دراز میفتم

37:51.805 --> 37:54.246
فکر کنم فرشته‌ی مرگ دنبالمه

37:54.686 --> 37:56.646
هر کاری کنیم فایده نداره

37:58.485 --> 38:00.845
مادر، این حرف رو نزنین

38:01.365 --> 38:04.445
طبیب گفت حالتون زیاد وخیم نیست

38:05.325 --> 38:07.006
ولی خوب شدن از مریضی زمان می‌بره

38:07.606 --> 38:09.246
باید استراحت کنین

38:18.526 --> 38:19.285
چی شده؟

38:19.445 --> 38:21.635
من جین سو هستم، خدمتکار جدیدم و
برای خدمت به ارباب جوان رونگ اومدم

38:21.925 --> 38:23.845
این رو زیر بالششون پیدا کردم

38:24.099 --> 38:25.731
(به پدر و مادرم)

38:33.187 --> 38:34.851
(پدر و مادر)

38:34.915 --> 38:36.035
(من، پسرتون، گو جین‌ رونگ بی‌لیاقتم)

38:39.606 --> 38:42.526
<i>برای مادر و خانواده‌امون دردسر درست کردم</i>

38:43.086 --> 38:45.845
<i>از این به بعد فرض کنین دیگه وجود ندارم</i>

38:46.526 --> 38:49.765
!چه پسر ناسپاسی

38:51.485 --> 38:54.246
برادر رونگ از خونه فرار کرده؟

38:55.046 --> 38:57.086
!پدر، یکی رو بفرستین دنبالش

38:57.166 --> 38:58.126
برای چی؟

38:58.965 --> 39:02.086
همین که یه اشتباه کرد کافی نیست؟

39:02.566 --> 39:04.765
مدام مشکل پشت مشکل درست می‌کنه

39:05.006 --> 39:05.885
ولش کن بره پی کارش

39:06.285 --> 39:08.285
اگه جرات داره، دیگه هیچوقت نباید برگرده

39:09.485 --> 39:11.325
ارباب، حالا که کار به اینجا رسیده

39:11.526 --> 39:13.006
دیگه لجبازی نکنین

39:14.285 --> 39:16.445
چینگ‌ پو، عمو پینگ رو بفرست دنبالش

39:17.006 --> 39:18.206
افراد خاندان جی رو هم ببرین

39:18.646 --> 39:20.606
هرکی برادر رونگ رو پیدا کنه، جایزه‌ی خوبی می‌گیره

39:20.965 --> 39:22.166
چشم، بانو

39:26.365 --> 39:29.166
چون لین، افراد ما رو هم بفرست دنبالش

39:29.246 --> 39:29.765
چشم

39:38.845 --> 39:40.675
<i>معبد شوان‌ میائو پیشکش‌های سلطنتی قبول می‌کنه</i>

39:40.739 --> 39:42.606
<i>تا وقتی وزارت تشریفات سلطنتی اجازه نده</i>

39:42.606 --> 39:44.646
<i>دیوان عدالت نمی‌تونه وارد بشه و بگرده</i>

39:45.246 --> 39:46.365
<i>یه بهونه لازم داریم</i>

39:46.403 --> 39:48.259
(معبد شوان‌ میائو)

39:51.686 --> 39:54.805
طلسم تطهیر شده‌ی ولیعهد از قبل آماده شده

39:55.566 --> 39:58.646
قرار بود اول ماه بعد برای قصر شرقی بفرستیمش

39:59.046 --> 40:01.885
فکر نمی‌کردیم خودتون بیاین دنبالش

40:02.126 --> 40:04.246
این طلسم تطهیر شده‌ی ولیعهدیه

40:04.646 --> 40:06.646
درستش این بود که خودم بیام بگیرمش

40:09.046 --> 40:13.965
این دوتا رشته تسبیحِ هجده‌دانه‌ای
یه هدیه‌ برای هر دوی شماست

40:14.526 --> 40:17.166
هر چند جنسشون زیاد ارزشمند نیست

40:17.726 --> 40:21.445
ولی به ارباب سان‌ چینگ تعارف شده بودن

40:22.046 --> 40:23.006
ممنونم، استاد راهب

40:25.845 --> 40:26.686
ارباب جانگ

40:28.726 --> 40:31.885
ارباب جانگ، دنبال کسی می‌گردین؟

40:41.726 --> 40:43.285
فهمیدین جریان چیه

40:43.485 --> 40:44.765
پس رک حرفم رو می‌زنم

40:45.445 --> 40:48.925
احیانا آدم مشکوکی توی معبد شوان‌ میائو
دیده نشده؟

40:49.805 --> 40:51.126
...اون شخص

40:51.845 --> 40:53.445
متهم به خیانته

40:56.686 --> 41:00.365
نه، معبد شوان‌ میائو 47تا راهب ثبت‌شده داره

41:00.646 --> 41:05.246
همه‌اشون توسط وزارت تشریفات تایید شدن
و توی مدارک ثبت شدن

41:05.726 --> 41:07.046
بقیه چی؟

41:07.405 --> 41:10.405
مثلا کارگرها یا آشپزها

41:10.965 --> 41:12.046
کسی نیست

41:12.325 --> 41:15.726
این معبد زیاد پذیرای اشراف‌زاده‌های دربار می‌شه

41:15.925 --> 41:17.646
برای همین نمی‌تونیم افراد نامطمئن استخدام کنیم

41:18.325 --> 41:20.686
همه‌اشون کارگرهای قدیمی‌ان

41:20.686 --> 41:25.285
حتی اونایی که سبزی میارن هم
کشاورزهای خودمونن

41:26.445 --> 41:27.566
...نکنه

41:29.166 --> 41:33.405
پسر جون، این مدت کسی از بیرون وارد معبد شده؟

41:35.805 --> 41:38.965
استاد، یه شخص توی معبد هست
که راهب نیست

41:39.046 --> 41:40.246
قیافه‌اش چطوریه؟

41:40.485 --> 41:42.166
پوستش تیره‌ست و لاغره

41:42.885 --> 41:45.965
آها، یه غده هم کنار گوش چپش داره

41:46.445 --> 41:49.325
می‌گفت بهش می‌گن میخ بستن اسب

41:50.726 --> 41:51.845
الان کجاست؟

41:52.086 --> 41:54.885
همین که شما رسیدین، از معبد زد بیرون

42:06.726 --> 42:08.206
<i>شیائو چی‌ شان هنوز دور نشده</i>

42:08.646 --> 42:10.686
<i>اگه عجله کنیم می‌رسیم بهش</i>

42:14.925 --> 42:15.646
!کمین کردن

42:24.086 --> 42:24.965
!بمب دودزا انداختن

42:45.166 --> 42:45.765
ارباب یان یو

43:04.566 --> 43:05.246
چی شده؟

43:05.606 --> 43:07.885
بانو، چرخ کالسکه شکسته

43:08.405 --> 43:10.285
فکر نکنم فعلا بتونیم راه بیفتیم

43:11.166 --> 43:14.845
جلوتر یه خونه‌ی متروکه هست
می‌تونیم اونجا از بارون پناه بگیریم

43:24.365 --> 43:25.526
بارون کمتر شده

43:29.686 --> 43:31.126
پس رک حرفم می‌گم

43:31.646 --> 43:33.126
هرکی برادر رونگ رو پیدا کنه

43:33.526 --> 43:35.246
صد تیل نقره می‌گیره

43:35.526 --> 43:36.726
ممنون، بانو -
ممنون، بانو -

43:44.885 --> 43:47.086
ارباب یان یون، طاقت بیارین، تقریبا رسیدیم

43:56.965 --> 43:57.885
ارباب یان یون؟

44:02.246 --> 44:03.965
ارباب یان یون، لطفا تحمل کنین

44:14.805 --> 44:17.006
بانو، برم کمک کنم؟

44:18.166 --> 44:19.126
بذار من برم

44:21.726 --> 44:22.365
اون رو بده من

44:31.526 --> 44:32.485
ممنونم، بانو گو

44:52.845 --> 44:54.246
<i>چطوری انقدر شدید زخمی شده؟</i>

44:58.115 --> 45:08.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: SEVDA ✧ nina ✧ Armi ✧ Souppy✧
✧ ادیت: Azad ✧

45:08.510 --> 45:10.922
╔═.❃❋. ══════╗
 همتای باشکوه
╚══════.❋❃. ═╝

45:24.266 --> 45:26.282
♪روزگاری نقش فصل‌ها رو با قلم می‌زدم♪

45:26.570 --> 45:30.060
♪اما توی شکاف بی‌انتهای زمان گم شدم♪

45:32.010 --> 45:33.966
♪قدرت و نرمی، هر دو به شرابی تلخ بدل شدن♪

45:34.090 --> 45:37.738
♪و هر خیال مشتاقانه‌ای، حسرتی بی‌کران به بار آورد♪

45:39.690 --> 45:41.482
♪گذر خورشید و ماه رو به چشم دیدم♪

45:42.176 --> 45:45.635
♪دریغ که دیگه نور و سایه، هم‌سفر هم نیستن♪

45:46.218 --> 45:53.354
♪یه بیراهه، دوست‌های قدیمی رو مثل مرغ‌های سرگردون دریا از هم جدا کرد♪

45:53.578 --> 45:57.212
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

45:57.366 --> 46:00.170
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

46:01.162 --> 46:05.034
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

46:05.226 --> 46:08.810
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

46:09.002 --> 46:12.842
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

46:12.906 --> 46:16.554
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

46:16.714 --> 46:25.354
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

46:39.978 --> 46:43.562
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

46:43.722 --> 46:46.378
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

46:47.658 --> 46:51.495
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

46:51.596 --> 46:55.210
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

46:55.466 --> 46:59.277
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

47:03.210 --> 47:10.210
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

47:11.018 --> 47:21.194
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪
