WEBVTT

00:00.115 --> 00:20.115
‫✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
‫➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
‫✧ یاسی : ترجمه ✧ Aonaran ✧ Tima ✧ nina ✧ Armi ✧ Souppy ✧
✧ ادیت: Azad ✧

01:20.755 --> 01:26.675
╔═.❃❋. ══════╗
 همتای باشکوه
╚══════.❋❃. ═╝

01:27.203 --> 01:30.019
❃❋قسمت 13❃❋

01:30.179 --> 01:33.827
(عمارت خاندان گو)

01:36.965 --> 01:38.365
چرا فقط شما دوتا اینجایین؟

01:39.245 --> 01:40.245
جین چائو کجاست؟

01:41.245 --> 01:42.525
گفت اشتها نداره

01:42.764 --> 01:44.404
چند روز اینجا شام نمی‌خوره

01:49.005 --> 01:49.844
منطقیه

01:50.725 --> 01:53.924
هر روز هوا گرم‌تر می‌شه

01:56.725 --> 01:57.644
این چطوره؟

01:58.044 --> 01:59.165
از فردا شروع می‌کنیم

01:59.764 --> 02:03.204
به آشپزخانه بگین که غذاها رو به هر حیاط تحویل بده

02:03.204 --> 02:05.965
نیازی نیست توی این گرما برین این طرف و اون طرف

02:11.685 --> 02:12.405
به هر حال

02:13.605 --> 02:18.044
دیروز معاون رئیس مو
از امور خاندان ولیعهد اومد به دیدنم

02:18.524 --> 02:19.405
در مورد تو سوال پرسید

02:22.285 --> 02:23.084
من؟

02:23.804 --> 02:24.964
چرا باید در مورد من بپرسه؟

02:26.764 --> 02:30.484
مبهم صحبت کرد، اما منظورش رو فهمیدم

02:30.685 --> 02:34.204
می‌خواد برای پسر بزرگش خواستگاری کنه

02:36.044 --> 02:37.964
بزرگ‌ترین پسر ارباب مو؟

02:40.044 --> 02:41.285
مو جی دی؟

02:45.605 --> 02:50.005
می‌گم این یه همسر عالیه

02:50.484 --> 02:52.524
خاندان مو محقق‌های محترمی هستن

02:53.005 --> 02:55.204
ارباب مو از انجمن هان لین اومد

02:55.204 --> 02:59.125
الان یه مقام رده‌ی چهارمه

03:00.204 --> 03:04.644
مقاماتی که به ولیعهد خدمت می‌کنن
چشم‌اندازهای بی‌حد و مرزی دارن

03:11.885 --> 03:14.524
پدر، پدر

03:16.285 --> 03:17.885
نمی‌خوام با خاندان مو ازدواج کنم

03:18.204 --> 03:22.644
چی شده؟ افراد خاندان مو مشکلی دارن؟

03:23.445 --> 03:24.885
در مورد مو جی دیه

03:25.764 --> 03:28.044
تا حالا دیدیش؟

03:28.524 --> 03:29.524
نمی‌تونم بگم دیدم

03:30.524 --> 03:33.445
ایرادی داره؟

03:34.764 --> 03:38.285
ایراد نیست، ظاهرشه

03:38.725 --> 03:40.005
تا به حال ندیدیش

03:40.165 --> 03:43.445
اون... مثل یه ستون بی‌ریخته

03:43.964 --> 03:46.325
اگه باهاش ​​ازدواج کنم، از خجالت می‌میرم

03:50.044 --> 03:51.405
مثل ستون بی‌ریخته؟

03:53.005 --> 03:55.405
ببین خودت چی می‌گی، حرف‌های بچگونه می‌زنی

03:56.605 --> 03:59.405
مو جو دی پسر ارشد قانونیه

03:59.845 --> 04:01.845
صادقانه، حتی در سطحش هم نیستی

04:02.325 --> 04:04.845
با این حال اون وضعیت تولد رو نادیده می‌گیره

04:05.364 --> 04:08.565
چطور جرات می‌کنی از روی ظاهر قضاوتش کنی؟ مضحکه

04:08.845 --> 04:10.165
واقعا نمی‌خوام باهاش ازدواج کنم

04:10.165 --> 04:10.924
کافیه

04:11.484 --> 04:14.804
دیگه هیچوقت همچین حرف‌های سطحی‌ای نزن

04:15.005 --> 04:16.644
خیلی ناشایسته‌ست

04:17.685 --> 04:20.685
والدین در مورد ازدواج تصميم می‌گیرن

04:20.925 --> 04:22.404
و دلال‌های ازدواج اونا رو ترتیب می‌دن

04:22.885 --> 04:24.685
هیچ حرفی توی این موضوع نداری

04:34.365 --> 04:36.404
پدر فقط به وضعیت و ثروت اهمیت می‌ده

04:36.644 --> 04:38.005
نه به شخصیت و ظاهر

04:38.604 --> 04:41.644
مادر، نمی‌تونی راه دیگه‌ای برام پیدا کنی؟

04:41.805 --> 04:44.164
واقعا نمی‌خوام با اون مو جی دی ازدواج کنم

04:44.604 --> 04:47.485
با پدرت در موردش حرف زدم

04:47.805 --> 04:49.524
بهش گفتم احساسات تو رو هم در نظر بگیره

04:51.084 --> 04:54.524
ولی قبول نکرد

04:54.925 --> 04:56.045
و دخالتم رو ممنوع کرد

04:57.404 --> 04:59.844
مادر، التماست می‌کنم

04:59.844 --> 05:01.685
دوباره برام خواهش کن

05:02.485 --> 05:04.445
اما پدرت رضایت نمی‌ده

05:05.204 --> 05:07.084
ولی بانوی این خونه شمایی

05:07.604 --> 05:10.844
و با مراقبتتون بزرگ شدم

05:11.245 --> 05:13.084
نمی‌تونی من رو ترک کنی، مادر

05:13.524 --> 05:14.844
التماست می‌کنم، مادر

05:14.844 --> 05:16.284
لطفا برام حرف بزن

05:16.644 --> 05:19.365
بانو لان، بانو هان حالش خوب نیست

05:19.524 --> 05:21.005
اینجوری اذیتش نکنین

05:22.045 --> 05:24.445
مادر، التماست می‌کنم

05:24.445 --> 05:25.125
...من

05:27.204 --> 05:29.045
انتخابی ندارم

05:33.565 --> 05:35.964
بانو لان، لطفا برگردین به اتاقتون

06:03.005 --> 06:06.204
می‌دونم که از مادر واقعیم کینه داری

06:06.685 --> 06:08.204
برای همین از کمک کردن خودداری می‌کنی

06:10.604 --> 06:12.245
این چه چرت‌و‌پرتیه، بانو لان؟

06:12.524 --> 06:14.164
بانو هان خسته‌ست، الان برو

06:14.164 --> 06:14.925
بهم دست نزن

06:18.885 --> 06:19.685
لان آر

06:33.445 --> 06:36.925
چی؟ جرات دارین جلوی راهم رو بگیرین؟

06:37.644 --> 06:38.524
برین کنار

06:52.365 --> 06:54.685
...مادر، من

06:58.084 --> 07:01.844
لان آر، دایه جو مرده

07:03.125 --> 07:06.365
حالا چه اتفاقی برام میفته، لان آر؟

07:11.964 --> 07:12.964
لان آر؟

07:16.195 --> 07:16.835
بشین

07:20.284 --> 07:22.164
فرستادنش به عمارت بیرون از شهر

07:23.764 --> 07:25.325
و نیمه‌شب فوت کرد

07:25.524 --> 07:28.644
بانو هان دستور داد هیچ هزینه‌ی دفنی براش در نظر گرفته نشه

07:29.245 --> 07:30.844
و توی یه قبر دسته جمعی دفنش کنن

07:32.245 --> 07:35.844
لان آر، چیکار کنم؟

07:35.844 --> 07:38.005
اون دایه جو بود

07:38.604 --> 07:40.925
مادر، گریه نکن

07:42.365 --> 07:43.683
فردا می‌رم پیش پیشکار

07:44.707 --> 07:47.565
و ازشون می‌خوام یه تابوت برای دایه جو بخرن

07:48.485 --> 07:49.764
به حرفت گوش می‌دن؟

07:51.084 --> 07:52.404
اونا اومدن بهت گفتن

07:53.125 --> 07:56.005
که با نقره ازشون تشکر کنی

07:59.365 --> 08:02.445
درسته، خیلی باهوش هستی

08:04.245 --> 08:07.325
ولی لان آر، خیلی دیر اومدی

08:07.885 --> 08:09.404
کسی باهات بد برخورد کرده؟

08:11.325 --> 08:12.365
بدرفتاری؟

08:16.604 --> 08:18.485
نمی‌ذارم باهام بدرفتاری کنن

08:20.485 --> 08:22.844
فکر می‌کنن کنترل کردن ازدواجم

08:23.644 --> 08:27.245
به این معنیه که می‌تونن خود من
!رو کنترل کنن؟ عمرا

08:28.084 --> 08:30.084
بانو هان داره سر ازدواجت گیر می‌ده؟

08:31.005 --> 08:32.805
می‌خواد چیکار کنه؟

08:34.884 --> 08:35.964
به هیچی نمی‌رسه

08:37.325 --> 08:41.765
مادر، دایه جو قبل از اینکه بره
عمارت بیرون از شهر، یه چیزی بهم گفت

08:42.364 --> 08:45.805
...گفت وقتی این ماجرا فاش بشه

08:47.325 --> 08:50.045
راستی، یه چیزی هست

08:50.685 --> 08:53.685
که باید از طرف من به مادرتون بگین

09:03.604 --> 09:04.884
چی؟ زود بهم بگو

09:07.604 --> 09:09.124
بانو یون رو یادت میاد؟

09:09.405 --> 09:10.484
بانو یون؟

09:12.925 --> 09:15.084
منظورت یون شیانگه؟

09:15.765 --> 09:17.123
بانو، لطفا یه کم چای بخورین

09:23.971 --> 09:25.884
(بانو یون، صیغه‌ی گو ده جائو)

09:25.884 --> 09:27.084
<i>معلومه که یادم میاد</i>

09:27.805 --> 09:29.445
<i>اون خدمتکار مخصوص بانو هان بود</i>

09:29.844 --> 09:32.165
<i>بانو هان اون رو داد به پدرت تا صیغه‌اش بشه</i>

09:32.565 --> 09:35.645
<i>هفت‌ ماهه باردار بود که اشتباهی
داروی زایمان‌آور خورد</i>

09:35.964 --> 09:36.844
<i>دوتا زندگی از بین رفت</i>

09:37.805 --> 09:39.964
ولی چرا دایه جو همچین چیزی بهت گفته؟

09:40.244 --> 09:43.084
یو پینگ، که اون موقع به بانو یون
خدمت می‌کرد، به دایه جو گفته

09:43.884 --> 09:46.165
که قاتل بانو یون، بانو هان بوده

09:47.724 --> 09:48.565
چی گفتی؟

09:53.325 --> 09:56.084
تصمیمم رو گرفتم، می‌رم دنبال یو پینگ

09:57.045 --> 10:00.285
اینطوری می‌تونیم ماجرای اون موقع رو رو کنیم

10:00.724 --> 10:03.964
اون‌ وقت پدر و بانو هان میفتن به جون هم

10:05.285 --> 10:08.884
وقتی خونه بشه میدون جنگ، دیگه وقت
نمی‌کنن به ازدواج من فکر کنن

10:09.604 --> 10:12.604
تازه، وقتی پدر حقیقت رو بفهمه

10:13.084 --> 10:14.364
از بانو هان متنفر می‌شه

10:15.364 --> 10:19.805
اون موقع، شاید مهربونی‌های تو رو یادش بیاد

10:20.204 --> 10:22.124
و اوضاع دوباره مثل قبل بشه

10:26.204 --> 10:27.004
درسته

10:28.884 --> 10:30.724
لان آر، حق با توئه

10:31.405 --> 10:33.484
باشه

10:37.565 --> 10:42.525
ارباب یان یون، از حمایت‌هاتون از
معبدمون توی این سال‌ها ممنونم

10:42.964 --> 10:46.525
راهب بزرگ، شما خیلی لطف دارین، من
فقط وظیفه‌‌ام رو انجام دادم

10:46.925 --> 10:47.884
...اما

10:59.805 --> 11:01.244
آمیتوفو

11:02.325 --> 11:04.045
دیگه باید برم

11:04.285 --> 11:06.004
خیلی خب، بفرمایین راهب بزرگ

11:19.844 --> 11:22.244
چینگ‌ پو، جلوتر کیسه‌‌ی عطر می‌فروشن

11:22.325 --> 11:23.645
چندتا برام انتخاب کن

11:23.925 --> 11:24.884
چشم، بانو

11:36.364 --> 11:39.204
اوضاع خونه چطوره؟

11:49.244 --> 11:52.045
می‌خوای پدر و مادرت رو راضی کنی که طلاق بگیرن؟

11:52.724 --> 11:54.884
می‌دونم طلاق به آبروی مادرم لطمه می‌زنه

11:56.445 --> 11:58.645
ولی یعنی آبرو از زندگی آدم مهم‌تره؟

11:59.604 --> 12:01.445
اوضاع دیگه از این خراب‌تر نمی‌شه

12:01.604 --> 12:04.124
پدرم هنوز طرف بانو سونگه

12:04.765 --> 12:06.124
خیلی ناامیدکننده‌ست

12:07.484 --> 12:09.004
مادرت خودش راضیه؟

12:10.405 --> 12:11.445
نه، نیست

12:12.925 --> 12:15.285
واقعا نمی‌دونم چی باعث نگرانیش شده

12:15.765 --> 12:17.645
بقیه‌ی خاندان‌ها از حرف مردم می‌ترسن

12:17.925 --> 12:19.805
ولی خاندان جی که اینطوری نیستن

12:20.445 --> 12:22.484
اگه مادرم طلاق بگیره و برگرده تونگ‌ جو

12:22.925 --> 12:25.165
مادربزرگم مطمئنا بهش خرده نمی‌گیره

12:25.405 --> 12:26.851
تازه، مشغول دلداری دادن بهش می‌شه

12:28.844 --> 12:33.084
شاید مادرت نمی‌خواد بانوی بزرگ جی رو هم آزرده کنه

12:33.805 --> 12:34.964
واقعا؟

12:36.805 --> 12:38.124
فقط یه حدس بود

12:39.445 --> 12:42.525
خیلی‌ها به ظاهر آرومن ولی از درون قوی‌ان

12:43.004 --> 12:44.445
هرچی به خانواده‌اشون نزدیک‌ترن

12:44.964 --> 12:47.765
کمتر می‌خوان ضعفشون رو نشون بدن

12:53.724 --> 12:56.445
ولی می‌ترسم بدنش دیگه طاقت نیاره

12:57.165 --> 12:59.244
طبیب گفت مریضیش

12:59.445 --> 13:01.405
هم به خاطر ریواس داخل داروهاش

13:01.844 --> 13:06.244
هم به خاطر غصه و افسردگی
زیادش، ادامه پیدا کرده

13:09.884 --> 13:13.525
امور خونه از امور بیرون هم پیچیده‌تره

13:18.724 --> 13:21.565
بی‌خیال، چرا دارم اینا رو به تو می‌گم؟

13:24.645 --> 13:25.884
چرا نباید بگی؟

13:27.844 --> 13:30.124
چون یه مردی

13:30.925 --> 13:34.484
بیشتر مردها این درگیری‌ها رو درک نمی‌کنن

13:35.525 --> 13:36.724
چرا درک نمی‌کنن؟

13:38.964 --> 13:42.124
چون شما مردها منشا این درگیری‌ها هستین

13:42.925 --> 13:45.045
نه فقط منشا، بلکه خود جایزه هم هستین

13:45.325 --> 13:49.124
فکرش رو بکن، بانو سونگ و مادرم
هیچ دشمنی‌ای با هم نداشتن

13:49.364 --> 13:50.884
اما الان در حال نبرد نابرابرن

13:50.964 --> 13:52.685
همه‌‌اش به خاطر اینکه هر دوشون
با پدرم ازدواج کردن

14:01.645 --> 14:02.405
خیلی خب

14:23.685 --> 14:25.045
می‌خوای ببرمت یه جایی؟

14:30.115 --> 14:35.115
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

14:39.405 --> 14:40.565
اینجا فوق‌العاده‌ست

14:43.364 --> 14:44.844
هر وقت مشکل پیش میاد

14:45.045 --> 14:46.964
میام اینجا و یه مدتی می‌مونم

14:47.604 --> 14:50.805
مگه نگران این نبودی که آشفتگی خونه

14:51.285 --> 14:53.285
برای بهبودی مادرت خوب نباشه؟

14:53.445 --> 14:56.004
چرا نمیاریش اینجا که یه مدتی بمونه؟

14:56.724 --> 14:59.124
با هر روز دیدن منظره‌ی کوهستان
و شنیدن صدای بهار

14:59.844 --> 15:00.925
و بدون مزاحمت کسی

15:01.364 --> 15:04.124
شاید روزهای آرامش‌بخش
نظرش رو عوض کنه

15:05.525 --> 15:06.925
فکر خوبیه

15:07.405 --> 15:10.484
ولی می‌ترسم اگه مادرم بفهمه اینجا ملک توئه

15:10.884 --> 15:12.445
احساس معذب بودن بکنه

15:15.045 --> 15:15.964
منطقیه

15:19.645 --> 15:20.964
پس نگو مال منه

15:21.884 --> 15:24.565
فقط بگو مال یه دوسته

15:28.645 --> 15:29.405
باشه

15:31.165 --> 15:34.084
پس دیگه تعارف نمی‌کنم

15:35.805 --> 15:36.484
بلند شو

15:38.045 --> 15:39.165
نیاز نیست انقدر رسمی باشی

15:40.645 --> 15:43.484
(فضیلت مایه‌ی روشنی تالار است)
عمارت خارج از شهرش نزدیک معبد بائو شیانگه

15:43.724 --> 15:46.525
خیلی باشکوه و آرومه

15:46.765 --> 15:49.244
منظره‌ی اطرافش هم محشره

15:49.525 --> 15:51.645
بهترین مکان برای دوره‌ی نقاهتت همونجاست

15:55.925 --> 15:58.244
اینطوری براشون زحمت نمی‌شه؟

15:58.645 --> 15:59.484
نه اصلا

16:02.565 --> 16:05.204
یکی از دوست‌های برادر یائوئه

16:05.805 --> 16:10.004
وقتی شنید بیماری، عمارتش رو پیشنهاد داد که اونجا بمونی

16:12.325 --> 16:13.364
فهمیدم

16:14.724 --> 16:15.565
چقدر عالی

16:17.045 --> 16:19.325
پس دو روز دیگه راه میفتیم

16:19.525 --> 16:20.124
خیلی خب

16:22.565 --> 16:24.925
دایه جائو و مو لان هم همراهمون میان

16:26.004 --> 16:27.405
اینطوری عالی می‌شه

16:27.405 --> 16:28.325
من هم میام؟

16:29.405 --> 16:30.925
پس باید عجله کنیم و وسایلتون رو جمع کنین

16:31.325 --> 16:34.165
توی کوهستان هوا سرده
باید لباس‌های گرم بپوشین

16:35.084 --> 16:37.285
و خوراکی‌های مورد علاقه‌ی مادر هم یادتون نره

16:38.445 --> 16:40.204
کجا دارین می‌رین؟ من هم میام

16:40.604 --> 16:41.925
کی گفته تو هم دعوتی؟

16:43.925 --> 16:45.445
حلال‌زاده هم هست

16:45.445 --> 16:47.285
همیشه وقتی یه خبر خوبیه پیدات می‌شه

16:47.724 --> 16:48.484
معلومه که اینطوره

16:48.645 --> 16:49.525
همه با هم می‌ریم

16:49.525 --> 16:50.285
می‌بینی؟

17:24.675 --> 17:28.355
(یو پینگ، خدمتکار سابق بانو یون فقید)

17:44.565 --> 17:45.525
یو پینگ؟

17:47.765 --> 17:49.924
خیلی وقته ندیدمتون، بانو سونگ

17:51.604 --> 17:54.444
وقتی بعدا ارباب رو دیدی
می‌دونی چی باید بگی؟

17:54.844 --> 17:57.884
دیگه چی باید بگم؟ همون حقیقت رو می‌گم

18:11.164 --> 18:13.364
چای سرد شده
یه قوری دیگه بیارین

18:13.924 --> 18:15.045
چشم، ارباب

18:17.604 --> 18:18.444
تو اینجا چیکار می‌کنی؟

18:19.285 --> 18:21.325
چیه؟ نمی‌تونم بیام اینجا؟

18:22.765 --> 18:24.684
مگه نباید حبس شده باشی؟

18:25.684 --> 18:26.765
کی آزادت کرد؟

18:27.604 --> 18:28.485
لان آر

18:29.005 --> 18:29.884
کار لان آر نبود

18:30.765 --> 18:34.525
خودم رو جای یه دایه جا زدم
و یواشکی اومدم بیرون

18:35.364 --> 18:38.245
اگه یه موضوع فوری که حتما باید
شخصا باهات درمیون می‌ذاشتم نبود

18:38.684 --> 18:40.045
جرات نمی‌کردم انقدر بی‌پروا عمل کنم

18:40.644 --> 18:41.404
موضوع چیه؟

18:45.285 --> 18:49.045
ارباب، بانو یون رو یادته؟

18:55.084 --> 18:56.565
چرا الان داری حرفش رو می‌زنی؟

18:57.124 --> 18:58.644
مگه از همه بیشتر ازش متنفر نبودی؟

18:59.084 --> 19:00.525
معلومه که اون موقع ازش متنفر بودم

19:02.325 --> 19:03.364
خیلی بهش محبت می‌کردی

19:04.285 --> 19:06.604
من هم که یه قدیس نیستم
چطور ممکن بود بهش حسودی نکنم؟

19:10.884 --> 19:12.805
اصلا چی بود که بخوای به خاطرش بهش حسادت کنی؟

19:13.245 --> 19:14.245
اون هیچوقت بچه‌دار نشد

19:14.924 --> 19:18.604
از تو خیلی بدبخت‌تر بود

19:20.045 --> 19:22.285
کافیه، دیگه این بحث رو تموم کن

19:23.924 --> 19:27.805
دیگه اینجا نیست، صحبت درباره‌اش فقط ناراحت‌کننده‌ست

19:33.924 --> 19:34.684
چه خبره؟

19:35.325 --> 19:36.485
اخیرا، خدمتکار لان آر به اسم زی لینگ

19:36.965 --> 19:39.644
برای عروسی خواهرش برگشت به خونه‌اش

19:40.765 --> 19:43.765
تصادفا، با یه خدمتکار ملاقات کرد
که قبلا خدمتکار بانو یون بود

19:45.084 --> 19:46.444
نمی‌دونم یادت میاد یا نه

19:47.245 --> 19:48.364
اسمش یو پینگ بود

19:48.965 --> 19:50.884
به زی لینگ حرف‌های زیادی زد

19:51.285 --> 19:52.084
چی گفت؟

19:52.765 --> 19:55.444
ادعا کرده که می‌دونه اون موقع
کی داروی بانو یون رو عوض کرده

19:55.684 --> 19:57.684
که باعث مرگ خودش و بچه‌اش شده

20:13.045 --> 20:14.045
یو پینگ؟

20:22.084 --> 20:23.045
درود بر ارباب گو

20:23.725 --> 20:27.124
من یو پینگم، یه زمانی خدمتکار بانو یون بودم

20:32.884 --> 20:34.725
<i>بانو یون زایمان زودرس داشتن</i>

20:35.325 --> 20:38.364
<i>همونطور که می‌دونین، دلیلش داروی زایمان‌آور بود</i>

20:38.924 --> 20:39.725
<i>ولی...</i>

20:40.965 --> 20:43.444
ولی داروهای جلوگیری از سقط جنین
و دارو‌های زایمان‌آور

20:43.765 --> 20:45.325
توی دوتا جعبه‌ی جدا بودن

20:46.124 --> 20:48.164
چطور ممکن بود سوی پینگ اونا رو با هم قاطی کنه؟

20:48.765 --> 20:53.005
اون موقع، به جز من و سوی پینگ، بانو هان هم خودشون

20:53.364 --> 20:57.045
شخصا می‌رفتن به آشپزخونه‌ی کوچیکی که بانو یون داشتن

20:57.725 --> 20:59.525
گفتن نگران غذاهای بانو یون هستن

20:59.765 --> 21:01.844
و بیشتر وقت‌ها بررسی می‌کردن که چی می‌خورن

21:02.604 --> 21:05.364
گاهی اوقات برای یه مدت طولانی اونجا می‌موندن

21:06.205 --> 21:08.245
یه بار برادر سوی پینگ خیلی بد بیمار شد

21:08.684 --> 21:10.285
بانو یون هزینه‌ی درمانش رو داد

21:10.924 --> 21:13.045
سوی پینگ خیلی به بانو یون وفادار بود

21:13.205 --> 21:14.884
امکان نداره بهشون صدمه بزنه

21:16.844 --> 21:19.124
از اون جایی که امکان نداره داروها اشتباه شده باشن

21:20.005 --> 21:23.364
...و سوی پینگ هم از قصد اونا رو قاطی نکرده، پس

21:25.644 --> 21:29.084
تنها احتمال اینه که بانو هان داروها رو عوض کرده باشه

21:56.485 --> 21:58.124
این یکی، این یکی رو راحت می‌شه برداشت

21:58.325 --> 21:58.924
خوبه

21:59.124 --> 22:01.124
مادر، خیلی جانب‌داری

22:01.124 --> 22:02.084
همیشه به جین چائو کمک می‌کنی

22:02.485 --> 22:04.205
پس دفعه‌ی بعدی به تو کمک می‌کنم

22:04.884 --> 22:06.444
ولی دفعه‌ی پیش هم همین رو گفتی

22:10.045 --> 22:10.644
باشه

22:13.084 --> 22:13.805
خیلی خب

22:16.444 --> 22:17.045
پدر

22:18.444 --> 22:19.245
ارباب

22:43.565 --> 22:46.444
چرا پدر یهویی پیداش شد؟
همه چی رو خراب کرد

23:01.805 --> 23:05.005
ارباب، چیزی شده؟

23:11.364 --> 23:16.205
بهم بگو، یون شیانگ
به خاطر زایمان سختی که داشت، مرد

23:17.805 --> 23:22.245
به خاطر این نبود
که تو داروهاش رو عوض کردی؟

23:27.325 --> 23:28.364
چی گفتی؟

23:28.924 --> 23:30.565
...من… چرا

23:31.644 --> 23:33.325
چرا این موضوع رو پیش کشیدی؟

23:33.924 --> 23:34.924
یو پینگ اینجاست

23:35.404 --> 23:36.325
یو پینگ؟

23:38.404 --> 23:40.205
تو که اون رو یادت نرفته، نه؟

23:40.565 --> 23:44.525
تو اون رو به عنوان خدمتکار به یون شیانگ داده بودی

23:44.525 --> 23:45.765
معلومه که یادمه

23:46.005 --> 23:48.684
اون خدمتکار شخصی من بود
خب که چی؟

23:49.205 --> 23:50.285
یو پینگ شهادت داده

23:51.684 --> 23:52.844
که اون موقع، داروی جلوگیری از سقط

23:53.644 --> 23:58.565
و زایمان‌آور یون شیانگ رو با هم عوض کردی

23:59.045 --> 24:04.565
باعث شدی زایمان زودرس کنه
و از خونریزی بمیره

24:12.684 --> 24:14.485
تا امروز، هنوز یادم نرفته

24:16.245 --> 24:20.805
وقتی دیدی میائو هوا
و من چقدر با هم سازگاریم

24:21.205 --> 24:23.965
عمدا یون شیانگ رو بهم دادی

24:25.325 --> 24:26.924
یون شیانگ، آدم خوبی بود

24:27.884 --> 24:30.525
مهربون و خوش قلب بود
بابتش ازت ممنون بودم

24:31.604 --> 24:32.725
اما فکرش رو نمی‌کردم

24:33.884 --> 24:37.525
که تو واقعا نسبت به یون شیانگ
دشمنی پیدا کنی

24:37.525 --> 24:39.404
!نتیجه شد یه جسد و دو جون، جی هان

24:39.404 --> 24:39.924
...من

24:39.924 --> 24:42.525
اون به هر حال یه مدتی بهت خدمت کرده بود

24:42.684 --> 24:45.965
چطور تونستی بهش همچین
ضربه‌ی ناجوانمردانه‌ای بزنی؟

24:46.084 --> 24:49.005
ارباب، این حقیقت نداره

24:49.805 --> 24:51.164
من به یون شیانگ آسیب نرسوندم

24:51.164 --> 24:53.285
من همچین کاری نکردم، اینا همه‌اش تهمته

24:53.485 --> 24:56.124
یو پینگ هم خدمتکار شخصی تو بود
چرا باید بهت تهمت بزنه؟

24:57.164 --> 24:59.124
یو پینگ کجاست؟ بیارینش اینجا

24:59.444 --> 25:00.835
می‌خوام رو در رو ازش بپرسم

25:01.084 --> 25:02.124
فایده‌اش چیه؟

25:02.684 --> 25:04.644
اون سال‌ها پیش مرده

25:04.924 --> 25:06.604
همه‌ی شواهد سال‌هاست که از بین رفته

25:07.005 --> 25:08.205
تو هم طبیعتا قبولش نمی‌کنی

25:09.124 --> 25:11.285
کدوم قاتلی، قتلی رو که انجام داده، گردن می‌گیره؟

25:11.805 --> 25:13.684
پس از قبل خودت تصمیم گرفتی که من قاتلم؟

25:13.965 --> 25:15.045
نمی‌خوای یه کم فکر کنی؟

25:15.604 --> 25:17.124
یو پینگ سال‌هاست که رفته

25:17.604 --> 25:19.245
چرا الان باید برگرده؟

25:19.525 --> 25:21.364
و کی اون رو برگردونده؟

25:22.084 --> 25:25.124
درسته، کی اون رو برگردونده؟

25:27.684 --> 25:28.565
کی؟

25:32.485 --> 25:33.924
اصلا لازم نبود ازت قایم کنم

25:34.644 --> 25:36.765
بانو سونگ پیداش کرد

25:43.325 --> 25:46.725
چینگ پو، سریع یه زنی به اسم یو  پینگ رو پیدا کن

25:47.005 --> 25:49.525
باید حدودا سی ساله باشه
دیگه جوون نیست

25:49.924 --> 25:51.285
خدمتکار شخصی مادر بود

25:51.444 --> 25:52.644
احتمالا الان اینجا نیست

25:52.965 --> 25:55.684
اما هر طوری که شده برو پیداش کن و بیارش اینجا

25:56.164 --> 25:57.485
بله، بانو

26:09.285 --> 26:10.805
بازم سونگ میائو هوا

26:14.245 --> 26:15.164
چرا می‌خندی؟

26:18.725 --> 26:19.644
دارم بهت می‌خندم

26:20.604 --> 26:24.684
بهت می‌خندم که داری حرف‌های
سونگ میائو هوا رو باور می‌کنی

26:25.844 --> 26:28.164
اون همین الان ریشه‌ی ریواس رو توی داروی من ریخت

26:28.644 --> 26:30.005
اون آرزوی مرگ من رو داره

26:30.005 --> 26:33.084
و تو حرف اون رو  باور می‌کنی، ارباب؟

26:33.245 --> 26:34.884
این موضوع‌ها کاملا با هم فرق دارن

26:35.684 --> 26:38.285
درسته، بانو سونگ ممکنه تو رو هدف قرار بده

26:38.525 --> 26:41.444
اما شهادت یو پینگ
لزوما دروغ نیست

26:41.765 --> 26:43.965
تو هیچوقت یون شیانگ رو دوست نداشتی

26:45.164 --> 26:49.725
وقتی رونگ آر به دنیا اومد، همیشه
یون شیانگ ازش مراقبت می‌کرد

26:50.124 --> 26:54.644
وقتی دیدی رونگ آر
خیلی به یون شیانگ نزدیکه

26:54.644 --> 26:59.124
ناراحت شدی و اون رو تنبیه کردی
و به مطبخ کوچیک برای کار کردن فرستادیش

26:59.325 --> 27:01.725
بعد از چند ماه گذاشتی برگرده

27:01.924 --> 27:04.644
و رونگ آر رو
به یو پینگ سپردی تا ازش مراقبت کنه

27:04.884 --> 27:06.965
این رو قبول داری؟

27:07.084 --> 27:10.364
خب… به عنوان یه مادر

27:10.595 --> 27:14.604
معلومه که نمی‌خواستم بچه‌ام
بیشتر از من به کس دیگه‌ای نزدیک باشه

27:14.844 --> 27:17.124
اون موقع جین‌ چائو رو نداشتم

27:17.364 --> 27:19.124
رونگ آر تنها همدمم بود

27:19.965 --> 27:23.765
من… من طبیعتا نمی‌خواستم بچه‌ی خودم

27:24.124 --> 27:25.364
بیشتر از من به کس دیگه‌ای نزدیک باشه

27:25.604 --> 27:27.485
این چیزیه که قابل درک نباشه؟

27:27.725 --> 27:30.725
خب بعدش چی؟
تو یون شیانگ رو به من دادی

27:31.404 --> 27:34.725
اما وقتی یون شیانگ باردار شد و شکمش بزرگ شد
باز هم حسودی کردی

27:35.644 --> 27:39.684
هر بار که به دیدنش می‌رفتم، تو بهانه می‌تراشیدی
که من رو صدا بزنی

27:39.684 --> 27:42.805
یه لحظه می‌گفتی خودت مریض شدی
لحظه‌ی بعد می‌گفتی رونگ آر مریضه

27:42.965 --> 27:44.245
...من -
تو حتی از اینکه -

27:44.644 --> 27:47.164
از اینکه والدین یون شیانگ
هنوز متعلق به خاندان جی بودن سوءاستفاده کردی

27:47.565 --> 27:51.005
بهش هشدار دادی که درست رفتار کنه
و بهم نچسبه

27:51.404 --> 27:52.884
فکر کردی من خبر نداشتم؟

27:53.644 --> 27:55.245
...اما به وضوح

28:03.844 --> 28:05.045
الان فهمیدم

28:16.124 --> 28:17.325
فهمیدم

28:20.227 --> 28:24.525
اصلا به خاطر شهادت یو پینگ نبود

28:26.045 --> 28:28.565
که بهم شک کردی

28:30.205 --> 28:35.005
تعجبی نداره که بعد از اون ماجرا
شروع به فاصله گرفتن ازم کردی

28:41.084 --> 28:43.045
پس توی دلت

28:43.684 --> 28:49.325
خیلی وقت پیش قبول کرده بودی که من قاتل یون شیانگم

28:50.045 --> 28:53.045
به نقش بازی کردن ادامه بده

28:54.124 --> 28:56.205
اگه بخوای به کسی تهمت بزنی
همیشه یه بهونه‌ای پیدا می‌شه

28:59.364 --> 29:00.045
مادر

29:02.005 --> 29:03.164
پدر، تا الان

29:03.604 --> 29:05.763
چیزی که گفتی یا
روایت یک‌طرفه‌ی یو پینگ بوده

29:06.124 --> 29:09.325
یا فقط به رو آوردن دلخوری‌های قدیمی

29:10.644 --> 29:13.844
اگه از قبل تصمیم گرفتی
که مادر مرتکب قتل شده

29:14.205 --> 29:15.485
پس لطفا مدرک بیار

29:16.565 --> 29:17.325
مدرک؟

29:18.684 --> 29:22.083
حتی اگه مدرک هم داشته باشم
مگه می‌تونم مادرت رو ببندم

29:22.083 --> 29:23.965
و تحویل فرمانداری بدم؟

29:24.444 --> 29:27.444
دقیقا به خاطر همینه که اون فکر می‌کنه هیچکس حریفش نیست

29:28.644 --> 29:31.205
تازه، بعد از مرگ یون‌ شیانگ

29:31.844 --> 29:34.525
بیشترین کسی که سود برد مادرت بود

29:34.525 --> 29:35.844
دیگه چه مدرکی لازم داری؟

29:36.924 --> 29:38.005
با توجه به چیزی که گفتی

29:38.604 --> 29:41.325
الان کسی که بیشتر از همه سود می‌بره بانو سونگه

29:41.765 --> 29:42.844
پس منم می‌تونم نتیجه بگیرم که بانو سونگ

29:43.205 --> 29:46.285
یو‌ پینگ رو پیدا کرده تا عمدا مادرم رو بدنام کنه

29:46.285 --> 29:46.844
!تو

29:49.684 --> 29:51.565
!تو داری مزخرف می‌گی

29:55.235 --> 29:55.924
مادر

30:14.005 --> 30:14.725
بانو

30:16.045 --> 30:16.965
خب؟

30:18.325 --> 30:19.525
هنوز هیچ خبری نیست

30:19.965 --> 30:21.684
دیروز وقتی به حیاط جلویی رسیدم

30:21.684 --> 30:23.444
یو‌ پینگ حدود پونزده دقیقه بود که رفته بود

30:23.805 --> 30:25.205
جرات نکردم شب برم بیرون

30:25.644 --> 30:28.045
صبح زود، مباشر لو چند نفر رو فرستاد دنبالش

30:28.364 --> 30:29.444
باید هر طور شده پیداش کنیم

30:29.725 --> 30:32.884
وگرنه، حتی پیش فرماندار شون‌ تیان هم
مادر نمی‌تونه خودش رو تبرئه کنه

30:33.924 --> 30:35.285
منم الان می‌رم دنبالش بگردم

30:36.005 --> 30:36.725
بانو گو

30:38.364 --> 30:39.005
آروم‌تر

30:40.565 --> 30:43.364
بانو هان از صبح اصرار داشت بانو سونگ رو ببینه

30:43.444 --> 30:45.364
دایه جائو نتونست جلوش رو بگیره و باهاش رفت

30:45.364 --> 30:47.604
دستورتون یادم اومد که همه چیز رو بهتون گزارش بدم

30:48.965 --> 30:50.844
کار خوبی کردی، بلافاصله می‌رم اونجا

30:58.325 --> 30:59.084
بانو گو

30:59.765 --> 31:00.485
مادر کجاست؟

31:01.285 --> 31:03.005
اون داخله و نذاشت برم داخل

31:05.805 --> 31:07.805
همیشه فکر می‌کردم باهات خوب رفتار کردم

31:09.005 --> 31:10.444
چی باعث شده ازم ناراضی باشی؟

31:11.245 --> 31:13.364
چطور کار به جایی رسیده که می‌خوای منو بکشی؟

31:13.475 --> 31:15.267
اول ریواس رو با داروی من قاطی کردی

31:15.331 --> 31:17.325
بعد یو‌ پینگ رو فرستادی تا برام پاپوش درست کنه

31:17.325 --> 31:18.124
برات پاپوش درست کنه؟

31:20.205 --> 31:21.805
من هیچ پاپوشی برات درست نکردم

31:24.444 --> 31:28.485
یعنی واقعا فکر می‌کنی من به یون‌ شیانگ آسیب زدم؟

31:31.725 --> 31:33.285
اگه واقعا حسودی می‌کردم

31:34.684 --> 31:37.644
اول خودت رو هدف می‌گرفتم، نه یون‌ شیانگ رو

31:38.005 --> 31:40.364
چون اون تو بودی که یون‌ شیانگ
رو پیش ارباب فرستادی

31:41.485 --> 31:43.124
اون موقع، برای اینکه توجه ارباب رو از من بگیری

31:43.805 --> 31:46.164
خدمتکار شخصیت رو بهش هدیه دادی

31:46.765 --> 31:49.124
اما انتظار نداشتی از من بهتر دیده بشه، مگه نه؟

31:49.485 --> 31:50.467
و اون باردار شد

31:51.164 --> 31:54.325
همه اینجا می‌گفتن اون یه پسر رو بارداره

31:54.805 --> 31:56.245
ارباب حسابی شیفته‌‌اش شده بود

31:56.844 --> 31:58.565
اون هر روز بعد از کار بهش سر می‌زد

31:59.325 --> 32:01.884
اگه یکی از نزدیک‌هات بهت خیانت کنه ازش متنفر نمی‌شی؟

32:03.205 --> 32:04.124
...علاوه بر این

32:09.245 --> 32:10.245
علاوه بر چی؟

32:13.924 --> 32:16.765
علاوه بر این، فکر کنم خودت فهمیدی

32:17.525 --> 32:19.364
ارباب واقعا یون‌ شیانگ رو دوست داشت

32:30.205 --> 32:32.084
مگه تو رو واقعا دوست نداره؟

32:39.644 --> 32:40.805
شاید قبلا دوست داشت

32:45.684 --> 32:47.565
اما اون روز

32:49.525 --> 32:52.124
وقتی که بهش گفتم برای ازدواج باهاش

32:52.765 --> 32:56.485
سوگند خونین نوشتم و با والدینم قطع رابطه کردم
رو هیچوقت یادم نمی‌ره

32:56.884 --> 32:58.325
می‌دونی چی گفت؟

32:59.005 --> 33:02.404
اون وحشت کرد و تهدیدم کرد که منو برمی‌گردونه

33:02.765 --> 33:04.205
گفت من باعث نابودیش شدم

33:04.404 --> 33:06.644
و کاری کردم که بی‌خودی به یه مقام
دولتی رده‌ی چهارم بی‌احترامی کنه

33:11.765 --> 33:13.245
اما من دیگه نمی‌تونستم برگردم

33:17.285 --> 33:18.684
هیچوقت نمی‌تونستم برگردم

33:20.684 --> 33:23.644
برای همین بهش گفتم منم باردارم

33:25.485 --> 33:26.765
فقط اون موقع آروم شد

33:29.444 --> 33:33.205
واقعا به همچین چیزی می‌گی عشق واقعی؟

33:43.005 --> 33:45.965
آها، تازه بهم گفت

33:46.565 --> 33:48.525
که اون موقع، اگه ناچار نبود

33:48.924 --> 33:50.364
و به حمایت خاندان جی نیاز نداشت

33:50.644 --> 33:52.005
هیچوقت باهات ازدواج نمی‌کرد

33:53.364 --> 33:55.245
اعتباری که خانواده‌‌ام بهم داده بودن رو از دست دادم

33:55.604 --> 33:57.684
و براش آدمی شدم که به دردش نمی‌خوره

33:59.005 --> 34:00.205
اما یون‌ شیانگ فرق داشت

34:03.404 --> 34:07.525
نگاه ارباب به اون با ما فرق داشت

34:08.005 --> 34:09.645
اون عشق واقعی بود

34:21.044 --> 34:21.795
بانو گو

34:22.275 --> 34:23.484
باید بانو سونگ رو ببینم -
صبر کن -

34:24.964 --> 34:26.805
می‌دونی یو‌ پینگ کجاست؟

34:29.484 --> 34:30.325
یو پینگ؟

34:32.205 --> 34:33.205
کدوم یو پینگ؟

34:34.404 --> 34:35.619
دیشب، بانو سونگ

34:35.619 --> 34:37.924
اون خدمتکار قدیمی به اسم یو‌ پینگ رو پیدا کرد

34:37.924 --> 34:38.765
و اونو آورد اینجا

34:39.085 --> 34:40.325
اونا ارباب رو با همدیگه دیدن

34:41.044 --> 34:42.444
الان بانو سونگ بازداشته

34:42.765 --> 34:43.725
و دایه جو مرده

34:44.364 --> 34:46.884
فقط تو بودی که می‌تونستی به بانو سونگ کمک کنی

34:50.085 --> 34:51.004
واقعا مطمئنی

34:53.125 --> 34:54.685
که هیچی نمی‌دونی؟

34:57.404 --> 34:58.645
خب اگه بدونم چی؟

35:00.044 --> 35:02.805
آره، من بودم که یو‌ پینگ رو پیدا کردم

35:03.364 --> 35:04.484
اما خب که چی؟

35:05.484 --> 35:08.444
هر کاری توی تاریکی انجام بشه
آخرش توی روشنایی برملا می‌شه

35:09.635 --> 35:11.245
می‌فهمی داری چی می‌گی؟

35:11.364 --> 35:12.404
ولم کن

35:12.805 --> 35:15.285
بهم بگو چرا برای مادرم پاپوش درست کردی

35:15.805 --> 35:17.205
من براش پاپوش ندوختم

35:18.165 --> 35:20.004
یو پینگ خیلی واضح گفت

35:21.004 --> 35:23.444
اون موقع، مادر داروها رو

35:23.645 --> 35:24.605
از روی حسادت عوض کرد

35:24.884 --> 35:26.645
و باعث مرگ بانو یون
و بچه‌ی به دنیا نیومده‌اش شد

35:26.924 --> 35:28.805
جرات داری این رو
توی فرمانداری شون تیان هم بگی؟

35:28.964 --> 35:32.805
بله که دارم
حتی جلوی تخت سلطنت هم می‌گمش

35:35.444 --> 35:39.085
من برای مادر پاپوش ندوختم
اون نتیجه‌ی کارهای خودش رو دید

35:40.844 --> 35:41.524
اون؟

35:43.364 --> 35:46.444
هی می‌گی اون
دقیقا منظورت از اون کیه؟

35:47.564 --> 35:49.364
چرا دیگه مادر صداش نمی‌کنی؟

35:50.444 --> 35:52.524
چون اون بود که اول
باهام مثل دخترش رفتار نکرد

35:53.964 --> 35:55.924
وقتی پدر می‌خواست
تو رو به وصلت خاندان لیو در بیاره

35:56.099 --> 35:59.165
از همه جا پرس‌وجو می‌کرد و دنبال راه می‌گشت
تا مبدا سختی بکشی

36:00.205 --> 36:01.605
وقتی برادر رونگ درس نمی‌خوند

36:01.884 --> 36:04.645
از پدر خواهش کرد بذاره بره دنبال تجارت

36:05.004 --> 36:06.044
اما من

36:07.165 --> 36:10.964
ازش خواهش کردم
نذاره با مو جی دی ازدواج کنم

36:11.843 --> 36:13.844
جلوش زانو زدم و التماسش کردم

36:14.285 --> 36:15.964
ولی اصلا توجهی کرد؟

36:16.125 --> 36:19.125
اصلا درباره‌ی خاندان مو تحقیق کرد؟ نه

36:21.924 --> 36:26.085
پس فقط به خاطر همین
یو پینگ رو آوردی اینجا؟

36:27.725 --> 36:30.605
حتی دربار هم برای محکوم کردن
شاهد و مدرک لازم داره

36:31.285 --> 36:34.605
چطور با شنیدن یه طرف ماجرا
محکومش می‌کنی؟

36:37.404 --> 36:39.725
می‌گی مادر با تو
مثل دختر خودش رفتار نکرد

36:41.564 --> 36:43.765
اما تو واقعا
با اون مثل مادرت رفتار کردی؟

36:49.844 --> 36:51.245
به هر حال وجدانم راحته

36:52.325 --> 36:53.765
اگه وجدانت راحته

36:54.125 --> 36:56.004
پس بگو یو پینگ کجاست

36:56.884 --> 36:58.364
می‌خوام رو در رو باهاش حرف بزنم

37:01.444 --> 37:02.725
نمی‌دونم کجاست

37:03.085 --> 37:05.924
گفت اگه مادر رو لو بده
تلافیش رو سرش در میارن

37:06.844 --> 37:08.685
جرات نکرد به خونه‌ی قبلیش برگرده

37:10.165 --> 37:11.564
نمی‌دونم کجاست

37:31.171 --> 37:32.963
(ماه خلوت‌نشین)

38:35.364 --> 38:36.285
مادر

38:41.404 --> 38:43.564
شما و بانو سونگ
درباره‌ی چی حرف زدین؟

38:45.205 --> 38:48.484
چندتا راز خانوادگی
که گفتنشون راحت نیست

38:50.004 --> 38:53.645
تو هنوز شوهر نکردی
پس نباید این چیزها رو بشنوی

38:54.844 --> 38:56.444
تمام صبح درگیر بودی

38:56.964 --> 38:59.805
چیزی هم نخوردی، دیگه اینجا نگهت نمی‌دارم

39:02.044 --> 39:06.805
مادر، هر چی هم باشه
من دختر شمام

39:07.805 --> 39:10.364
هر چی باشه می‌تونی بهم بگی

39:11.085 --> 39:12.364
لازم نیست چیزی رو توی خودت بریزی

39:31.555 --> 39:32.325
بانو

39:37.645 --> 39:38.924
الان می‌رم طبیب میارم

39:40.765 --> 39:41.765
لازم نیست

39:43.395 --> 39:45.285
مدتیه که با این سرفه درگیرم

39:46.125 --> 39:48.805
حالا که خون بالا آوردم

39:49.827 --> 39:51.043
سینه‌ام سبک‌تر شد

39:51.924 --> 39:53.165
...ولی

39:53.827 --> 39:56.964
برام جوهر بساب، همین الان

39:58.531 --> 39:59.484
چشم

40:16.835 --> 40:19.523
(سند طلاق)

40:23.165 --> 40:25.667
<i>الان از هم جدا شدیم و
قلب‌هامون از هم دور شده</i>

40:26.765 --> 40:28.364
<i>آشتی کردن غیرممکنه</i>

40:29.004 --> 40:32.964
(دختر ارشد قانونی، گو جین چائو)
<i>بیا هر کدوم راه خودمون رو بریم</i>

40:56.547 --> 41:01.219
(سند طلاق)

41:01.379 --> 41:03.171
(امضا کننده)

41:03.267 --> 41:08.003
(جی هان)

41:11.765 --> 41:15.205
ارباب، خدمتکار بانو هان یه نامه آورده

41:15.645 --> 41:16.444
بذارش اونجا

41:34.883 --> 41:36.899
(سند طلاق)

41:45.507 --> 41:47.939
(جی هان)

42:04.325 --> 42:05.205
ارباب

42:06.245 --> 42:06.924
برین بیرون

42:08.964 --> 42:10.125
همه‌اتون، برین بیرون

42:10.285 --> 42:11.285
اطاعت -
اطاعت -

42:16.165 --> 42:18.484
داری الکی جلوی من سرفه‌ می‌کنی؟

42:25.685 --> 42:27.484
چیزی لازم داری، ارباب؟

42:31.645 --> 42:33.165
این کارها یعنی چی؟

42:38.125 --> 42:40.325
طبیعیه که بخوام طلاق بگیرم

42:42.964 --> 42:45.325
هدفت اصلا طلاق نیست

42:46.125 --> 42:50.044
داری ازش استفاده می‌کنی
تا من رو تحت فشار بذاری و تهدید کنی

42:50.564 --> 42:52.004
می‌خوای ازم یه عذرخواهی بگیری

42:54.844 --> 42:56.444
فکر می‌کنی قضیه اینه؟

42:57.484 --> 42:58.285
یه نگاه به خودت بنداز

42:59.805 --> 43:02.004
باز داری نقش قربانی رو بازی می‌کنی

43:04.725 --> 43:06.245
تو همیشه همینطوری بودی

43:06.645 --> 43:08.285
مثل چند سال پیش

43:09.165 --> 43:11.085
من هیچوقت نمیخواستم با میائو هوا ازدواج کنم

43:11.364 --> 43:14.805
تو قانعم کردی و گفتی
به عنوان صیغه‌ی من قبولش می‌کنی

43:15.524 --> 43:16.884
یون شیانگ هم همینطور

43:17.325 --> 43:18.564
من اصلا حرفی ازش نزدم

43:18.844 --> 43:21.924
خودت رفتی صیغه‌اش کردی

43:22.964 --> 43:28.245
تو هر بار، اول از همه
عنوان بانوی بافضیلت رو برای خودت می‌گیری

43:28.404 --> 43:31.004
بعدش نقش یه آدم مظلوم رو بازی می‌کنی

43:31.605 --> 43:33.685
و در نهایت همه چیز به نفع تو تموم می‌شه

43:38.125 --> 43:41.004
توی اون ضیافت خاندان سونگ

43:42.004 --> 43:45.605
تو رو در حال رابطه با سونگ میائو هوا دیدن

43:46.884 --> 43:48.325
برای اینکه آبروت حفظ بشه

43:48.325 --> 43:50.484
من مجبور شدم صیغه‌اش کنم

43:51.605 --> 43:52.884
در مورد یون شیانگ هم

43:54.725 --> 43:56.364
خیلی قبل‌تر از اون ازش خوشت میومد

43:57.444 --> 44:00.085
شما دوتا هی به هم
نگاه‌های عاشقانه می‌کردین

44:01.765 --> 44:03.444
فکر کردی کورم؟

44:05.645 --> 44:07.645
برای جلوگیری از رسوایی

44:09.444 --> 44:12.004
صیغه‌اش کردم

44:13.484 --> 44:15.645
با وجود همه‌ی کارهایی که کردم

44:16.165 --> 44:17.645
توی قلبت

44:19.165 --> 44:20.364
من فقط دنبال اینم

44:22.044 --> 44:24.844
که تظاهر کنم زن بافضیلتی هستم؟

44:25.325 --> 44:26.325
غیر از این دیگه چی می‌تونه باشه؟

44:27.725 --> 44:30.085
همه‌ی این سال‌ها که ازت فاصله گرفتم

44:31.004 --> 44:32.645
فقط به خاطر مرگ یون شیانگ نبود

44:33.325 --> 44:35.325
بلکه به خاطر شخصیت خودت هم بود

44:36.564 --> 44:38.524
تو یه زن حسودی

44:39.044 --> 44:41.325
که ادای آدم‌های بافضیلت‌ها رو در میاره

44:42.964 --> 44:43.645
...تو

44:44.364 --> 44:45.325
چیه؟

44:45.924 --> 44:47.564
چطور جرات می‌کنی ازم ایراد بگیری؟

44:49.285 --> 44:52.325
عمارت به هم ریخته
بچه‌ داشتن واقعا به کار آدم نمیاد

44:52.325 --> 44:53.731
به عنوان بانوی خونه

44:53.827 --> 44:56.924
اگه فقط یه ذره لیاقت داشتی
تقصیرها رو گردنت نمی‌انداختم

44:58.004 --> 44:59.725
همه چیز بین ما تموم شده

45:00.564 --> 45:01.805
بذار واضح بگم

45:02.325 --> 45:06.605
من حتی چند بار
پیش‌نویس‌های درخواست طلاق رو هم نوشتم

45:06.964 --> 45:10.524
ولی آخرش، همه‌اشون رو سوزوندم

45:12.605 --> 45:13.964
حتی اگه برای تو هم نبود

45:15.245 --> 45:18.085
حداقل برای آینده‌ی ازدواج بچه‌ها بود

45:22.044 --> 45:24.165
اگه یه کم عقل داشتی

45:24.444 --> 45:28.125
دیگه حرفی از طلاق نمی‌زدی

45:30.115 --> 45:40.115
‫✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
‫➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
‫✧ یاسی : ترجمه ✧ Aonaran ✧ Tima ✧ nina ✧ Armi ✧ Souppy ✧
✧ ادیت: Azad ✧

45:41.627 --> 45:44.039
╔═.❃❋. ══════╗
 همتای باشکوه
╚══════.❋❃. ═╝

45:57.383 --> 45:59.399
♪روزگاری نقش فصل‌ها رو با قلم می‌زدم♪

45:59.687 --> 46:03.177
♪اما توی شکاف بی‌انتهای زمان گم شدم♪

46:05.127 --> 46:07.083
♪قدرت و نرمی، هر دو به شرابی تلخ بدل شدن♪

46:07.207 --> 46:10.855
♪و هر خیال مشتاقانه‌ای، حسرتی بی‌کران به بار آورد♪

46:12.807 --> 46:14.599
♪گذر خورشید و ماه رو به چشم دیدم♪

46:15.293 --> 46:18.752
♪دریغ که دیگه نور و سایه، هم‌سفر هم نیستن♪

46:19.335 --> 46:26.471
♪یه بیراهه، دوست‌های قدیمی رو مثل مرغ‌های سرگردون دریا از هم جدا کرد♪

46:26.695 --> 46:30.329
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

46:30.483 --> 46:33.287
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

46:34.279 --> 46:38.151
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

46:38.343 --> 46:41.927
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

46:42.119 --> 46:45.959
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

46:46.023 --> 46:49.671
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

46:49.831 --> 46:58.471
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

47:13.095 --> 47:16.679
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

47:16.839 --> 47:19.495
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

47:20.775 --> 47:24.612
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

47:24.713 --> 47:28.327
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

47:28.583 --> 47:32.394
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

47:32.455 --> 47:36.231
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

47:36.327 --> 47:43.327
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

47:44.135 --> 47:54.311
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪
