WEBVTT

00:00.115 --> 00:20.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Azad ✧ SEVDA ✧ Audery ✧ sunny ✧

01:20.755 --> 01:26.675
╔═.❃❋. ══════╗
 همتای باشکوه
╚══════.❋❃. ═╝

01:27.075 --> 01:29.891
❃❋قسمت 16❃❋

01:32.317 --> 01:33.716
همه‌اش تقصیر منه

01:43.117 --> 01:43.957
موسیقی‌ای هست

01:45.597 --> 01:46.837
که دوست داشته باشی بشنوی؟

01:53.477 --> 01:54.477
هر چی باشه خوبه

02:28.437 --> 02:29.757
یه چاپارخونه

02:31.836 --> 02:36.157
هیچ‌وقت خالی از آدم‌های دل‌شکسته نمی‌شه

04:20.547 --> 04:24.291
(انبار غلات خاندان جی، تونگ جو)

04:25.437 --> 04:26.677
یالا، بذارینشون اینجا

04:27.076 --> 04:28.997
بانو گو این اواخر

04:28.997 --> 04:31.557
هر روز توی انبار کار می‌کنه
واقعا خسته‌کننده‌ست

04:33.476 --> 04:33.976
خوبه

04:34.677 --> 04:35.396
نگرانی کمتر می‌شه

04:35.917 --> 04:36.437
اینجا

04:40.117 --> 04:42.076
مسیر حمل و نقل دریایی آبراه باز شده؟

04:42.636 --> 04:44.197
باز شده؟ همه‌اش گل و لای گرفته

04:44.476 --> 04:47.076
اون قایق‌های بزرگ غلات
اصلا نمی‌تونن رد بشن

04:47.357 --> 04:48.596
مجبوریم از راه زمینی بریم

04:49.437 --> 04:50.276
پس باید چیکار کنیم؟

04:50.636 --> 04:51.956
اگه قیمت غلات همین‌طور بره بالا

04:52.197 --> 04:53.557
مردم چطور می‌تونن زنده بمونن؟

04:53.956 --> 04:57.476
زنده موندن دغدغه‌ی اصلی نیست
مسئله اصلی پادگان‌های نه‌گانه‌ست

04:57.476 --> 04:59.596
اگه جنگ بشه
و سربازهامون گرسنه بمونن

04:59.596 --> 05:00.797
فاجعه واقعی اون موقع‌ست

05:00.797 --> 05:03.357
می‌گن شان شی هنوز درگیر خشک‌سالیه

05:04.636 --> 05:05.156
ارباب یان یون

05:05.877 --> 05:06.636
همین الان خبر رسید

05:07.036 --> 05:08.956
کاروان غلات
از تونگ جو دور نیست

05:10.797 --> 05:12.716
دقیقا درست پیش‌بینی کردین

05:15.237 --> 05:19.076
واقعا از کشتی‌های خاندان جی استفاده کردن

05:21.516 --> 05:24.237
اونا روی رابطه‌ی من
با خاندان جی حساب باز کردن

05:24.596 --> 05:27.516
فکر می‌کنن حتی اگه چیزی بفهمم
اون رو علنی نمی‌کنم

05:29.716 --> 05:31.197
طبق برنامه‌ی قبلی پیش برین

05:31.956 --> 05:33.036
از نزدیک تعقیبشون کنین

05:33.757 --> 05:35.476
ولی کاری نکنین که زودتر از موعد بو ببرن

05:35.757 --> 05:36.257
چشم

05:37.685 --> 05:38.565
عرض ادب، ارباب یائو

05:38.565 --> 05:39.395
عرض ادب، ارباب یائو

05:42.437 --> 05:43.357
یائو؟

05:43.956 --> 05:45.197
مگه تو سان هه نبودی؟

05:45.317 --> 05:46.036
چرا برگشتی؟

05:46.677 --> 05:47.836
کاروان غلات امروز می‌رسه

05:47.956 --> 05:48.757
من باید اینجا باشم

05:49.757 --> 05:50.396
یائو

05:52.437 --> 05:54.156
همیشه توی انبار غله می‌بینمت

05:55.396 --> 05:57.117
نمی‌ترسی آفتاب‌سوخته بشی؟

06:08.917 --> 06:10.036
من به جواهرات نیازی ندارم

06:10.317 --> 06:11.357
جواهرات نیست

06:12.117 --> 06:13.636
شیرینی مالت مورد علاقه‌اته

06:21.596 --> 06:22.917
خدا رو شکر

06:23.357 --> 06:24.437
بالاخره یه لبخند زدی

06:26.917 --> 06:27.997
عمو پینگ بهم گفت

06:28.317 --> 06:30.197
به یکی گفتی
درباره‌ی غرفه‌های شان شی پرس و جو کنه

06:31.117 --> 06:32.877
از کی تا حالا به شان شی علاقه‌مند شدی؟

06:36.076 --> 06:37.956
حالا که اینجایی

06:38.476 --> 06:40.036
می‌تونی برام حواست به اوضاع باشه؟

06:40.836 --> 06:43.276
می‌خوام برم بیرون یه هوایی بخورم

06:44.899 --> 06:46.237
جین چائو -
گاری‌ها رسیدن -

06:46.237 --> 06:47.036
گاری‌ها رسیدن

06:47.536 --> 06:48.036
!اومدم

06:48.036 --> 06:48.877
گاری‌ها رسیدن

06:48.877 --> 06:49.877
بریم

06:49.877 --> 06:50.757
گاری‌ها رسیدن

06:55.396 --> 06:56.237
گاری‌ها رسیدن

06:57.475 --> 06:58.276
گاری‌ها رسیدن

07:00.956 --> 07:01.797
آماده‌ی تخلیه بشین

07:10.476 --> 07:12.076
اول همه‌ی غلات رو بشمرین

07:12.476 --> 07:16.117
هر کدومتون، قبض‌های قبلیتون رو نشون بدین
تا غلاتی که پیش‌خرید کردین رو بگیرین

07:16.516 --> 07:18.317
پولی که برای غلات داده شده

07:20.997 --> 07:22.516
می‌دونم همه‌اتون نگران چی هستین

07:22.757 --> 07:24.797
اربابمون گفته
حتی یه سکه هم بیشتر نمی‌گیره

07:25.476 --> 07:26.437
این عالیه

07:26.755 --> 07:29.276
خاندان جی خیلی باانصافن -
خاندان جی خیلی باانصافن -

07:30.237 --> 07:30.979
خالی کنین -
خالی کنین -

07:31.139 --> 07:31.757
خوبه -
خوبه -

07:31.757 --> 07:32.917
خالی کنین -
خالی کنین -

07:33.036 --> 07:33.836
عجله کنین

07:34.317 --> 07:35.036
عجله کنین

07:46.877 --> 07:48.757
اون افراد به نظرم یه کم آشنا میان

07:58.076 --> 07:59.557
مثل اون راهزن‌های جنوب غربی‌ان

08:01.117 --> 08:02.197
مـ... مطمئنی؟

08:02.636 --> 08:04.357
یه بار توی قمارخونه
میزبانشون بودم

08:05.076 --> 08:05.917
فکر کنم خودشونن

08:07.437 --> 08:07.997
حالا چیکار کنیم؟

08:11.747 --> 08:13.636
(جی)

08:13.636 --> 08:15.237
این گاری داره می‌ره سمت می یون

08:17.076 --> 08:18.076
ادامه بدین

08:24.396 --> 08:26.317
ارباب کوچک من/جوان، می‌شه لطفا بس کنی؟

08:26.557 --> 08:27.956
خواهرم بهت گفت

08:28.117 --> 08:29.997
که نصف این غلات
برای پایتخت در نظر گرفته شده

08:29.997 --> 08:31.117
چرا جلوش رو گرفتی؟

08:31.197 --> 08:31.956
چرا؟

08:32.517 --> 08:35.197
غرفه‌های غلات پایتخت
قیمت‌های خیلی پایینی پیشنهاد می‌دن

08:35.517 --> 08:37.596
می‌دونی به دست آوردن این غلات
چقدر سخت بود؟

08:37.836 --> 08:39.397
برام مهم نیست، من فقط حرف اون رو گوش می‌دم

08:39.876 --> 08:41.116
...شماها، اون

08:53.317 --> 08:55.037
بلند شین

08:59.197 --> 09:00.836
باشه، باهات بحث نمی‌کنم

09:01.317 --> 09:02.517
بیاین بذاریم مادربزرگ تصمیم بگیره

09:02.716 --> 09:04.537
پـ... پس بذارین اون تصمیم بگیره، بریم

09:20.076 --> 09:22.037
به نظر می‌رسه اونا هم متوجه شدن
یه چیزی درست نیست

09:23.637 --> 09:26.756
این همه سر و صدا ممکنه بهشون هشدار بده

09:27.076 --> 09:28.517
اونا راهزن‌های خطرناکی‌ان

09:30.476 --> 09:31.716
خاندان جی ممکنه توی خطر باشن

09:33.076 --> 09:36.317
بسیار خب، افرادت رو بردار
و به تعقیب گاری‌های غلات ادامه بده

09:36.387 --> 09:37.317
من می‌رم یه نگاهی بندازم

09:51.236 --> 09:52.437
واضح دیدمشون

09:52.716 --> 09:54.317
اونا همون راهزن‌های جنوب غربی‌ان

09:54.876 --> 09:56.956
و توی اون کیسه‌ها قطعا
برنج نیست

09:57.116 --> 09:57.677
شمشیره

09:58.076 --> 09:58.677
چیکار کنیم؟

09:59.197 --> 10:02.797
انگار می‌خوان از کاروان غلاتمون استفاده کنن
تا قاچاقی اسلحه ببرن توی پایتخت

10:03.437 --> 10:05.157
قاچاق اسلحه جرم سنگینیه

10:06.917 --> 10:09.076
بسیار خب، جین رونگ، تو برو به جین چائو خبر بده

10:09.157 --> 10:10.397
بهش بگو اینجا چه خبره

10:10.557 --> 10:12.037
اون می‌دونه چطور ارباب یان یون رو پیدا کنه

10:12.397 --> 10:13.797
من حواس این راهزن‌ها رو پرت می‌کنم

10:13.996 --> 10:17.756
و افراد پادگان تونگ جو رو جمع می‌کنم
تا انبار رو محاصره کنن

10:17.996 --> 10:19.076
هر چی که بشه

10:19.197 --> 10:21.517
نباید بذاریم اون اسلحه‌ها
از انبارمون خارج بشن

10:21.756 --> 10:23.277
باشه، الان می‌رم

10:23.677 --> 10:24.197
برو

10:39.277 --> 10:39.917
من یکیش رو برمی‌دارم

10:42.437 --> 10:43.076
جین چائو

10:45.251 --> 10:46.116
توی بارمون یه چیزی مخفی شده

10:46.277 --> 10:47.157
برو ارباب یان یون رو پیدا کن

10:51.157 --> 10:53.197
بهتون گفتم، بردن من فایده‌ای نداره

10:53.557 --> 10:54.057
!حرکت کن

10:54.677 --> 10:57.637
دارین سعی می‌کنین با استفاده از من
چن یان یون رو تهدید کنین، مگه نه؟

10:57.917 --> 10:58.476
فقط راه بیفت

10:58.476 --> 10:59.557
سخت در اشتباهین

11:00.236 --> 11:02.356
ما، خاندان جی
فقط خدمتکارهای خانواده چنیم

11:02.756 --> 11:05.397
خدمتکارها همیشه جونشون رو
برای ارباب‌هاشون به خطر انداختن

11:05.557 --> 11:08.197
تا حالا دیدین
یه ارباب برای خدمتکارش بمیره؟ نه؟

11:08.716 --> 11:10.437
وگرنه چرا منو گروگان می‌گیرین؟

11:10.637 --> 11:11.677
اربابت کجاست؟

11:11.876 --> 11:12.756
خیلی حرف می‌زنی

11:12.777 --> 11:13.277
!تکون بخور

11:13.277 --> 11:15.876
با بردن من نمی‌تونین
چن یان یون رو تهدید کنین

11:16.236 --> 11:17.397
فقط خودتون رو به کشتن می‌دین

11:17.756 --> 11:21.437
بهتر از اینه که همه ‌چیز رو ببازین
چرا دربارش صحبت نکنیم؟

11:21.637 --> 11:22.756
!خفه شو! تن لشت رو تکون بده

11:22.876 --> 11:23.397
وایسا

11:24.197 --> 11:24.756
!عقب بمون

11:25.116 --> 11:26.277
!وگرنه می‌کشمش

11:27.756 --> 11:28.356
ولش کن

11:28.736 --> 11:30.277
ولش کن، تا شاید زنده بمونی

11:32.397 --> 11:33.917
هدف واقعی شماها منم

11:35.076 --> 11:35.677
ولش کن

11:36.277 --> 11:37.116
من باهاتون میام

11:37.637 --> 11:38.317
برو اون‌ور

11:41.756 --> 11:42.716
یه صخره پشت سرته

11:43.037 --> 11:43.917
راه فراری نیست

11:44.517 --> 11:45.076
ولش کن

11:45.756 --> 11:46.917
جون من بیشتر از اون ارزش داره

11:47.476 --> 11:48.476
نمی‌دونستم

11:49.116 --> 11:51.197
که یه محقق مثل تو همچین جراتی داره

11:51.397 --> 11:52.157
ولش کن

11:52.707 --> 11:53.677
شمشیرت رو بنداز این‌ور

11:53.797 --> 11:55.236
ارباب یان یون، نگران من نباشین

11:55.236 --> 11:55.797
!زود باش

12:00.197 --> 12:00.756
برو عقب

12:02.277 --> 12:02.917
عقب‌تر

12:10.076 --> 12:10.576
!تکون نخور

12:10.917 --> 12:11.756
دست از پا خطا نکن

12:13.637 --> 12:14.356
!بهش آسیب نزن

12:17.756 --> 12:18.356
!جین چائو

12:41.596 --> 12:42.277
!جین چائو

12:44.917 --> 12:45.756
محکم بچسب

13:05.836 --> 13:06.437
جین چائو

13:07.037 --> 13:07.677
آسیب دیدی؟

13:08.197 --> 13:09.356
مچ پام پیچ خورده

13:09.876 --> 13:11.596
جای دیگه‌ات هم درد می‌کنه؟

13:12.637 --> 13:14.037
نه، فقط مچ پام

13:14.397 --> 13:15.637
ارباب یان یون، حالتون خوبه؟

13:15.637 --> 13:17.437
صخره بلند نبود
و خاکش نرم بود

13:17.437 --> 13:18.076
من خوبم

13:20.397 --> 13:21.397
بذار یه نگاهی بندازم

13:29.637 --> 13:30.137
درد داره

13:30.637 --> 13:31.797
خوبه، درنرفته

13:32.397 --> 13:33.716
یه کم کشیده شده و گرفته

13:34.317 --> 13:35.437
می‌تونم ماساژش بدم تا شل بشه

13:36.076 --> 13:37.116
ولی ممکنه یه کم درد بگیره

13:37.876 --> 13:38.557
می‌تونی تحمل کنی؟

14:00.956 --> 14:01.756
بهتر شد؟

14:02.637 --> 14:03.437
خیلی بهتره

14:06.637 --> 14:07.277
آسیب جدی ندیده

14:08.037 --> 14:09.236
تا فردا باید خوب بشه

14:09.996 --> 14:11.836
ولی فعلا زیاد راه نرو

14:16.596 --> 14:17.917
اینجا عمیق نیست

14:18.716 --> 14:20.317
ولی نمی‌تونیم بریم بالا

14:20.596 --> 14:21.277
عجله‌ای نیست

14:21.836 --> 14:22.596
هنوز تاریک نشده

14:22.716 --> 14:24.517
جیانگ یان و بقیه
به زودی پیدامون می‌کنن

14:37.917 --> 14:38.836
دارین چیکار می‌کنین؟

14:45.917 --> 14:46.876
خودت می‌فهمی

14:55.637 --> 14:58.996
یه کم دیگه، وقتی جیانگ یان
دود رو ببینه، جامون رو پیدا می‌کنه

15:10.996 --> 15:11.956
به چی نگاه می‌کنی؟

15:14.716 --> 15:17.157
تا حالا بارها جون منو نجات دادی

15:17.876 --> 15:20.797
راستش، من تو رو به این ماجرا کشیدم

15:21.236 --> 15:22.517
عمدتا به خاطر منه

15:23.397 --> 15:26.236
جین رونگ گفت محموله مشکوک بوده

15:27.397 --> 15:29.637
ممکنه به اونا ربط داشته باشه؟

15:30.637 --> 15:34.637
اونا می‌خوان از ارتباط من با خاندان جی استفاده کنن تا اسلحه قاچاق کنن

15:35.596 --> 15:36.797
فهمیدم

15:39.677 --> 15:43.116
به نظر می‌رسه با دو ماه پیش فرق کردی

15:44.996 --> 15:45.836
چرا؟

15:46.917 --> 15:48.037
کمتر حرف می‌زنی

15:48.876 --> 15:50.836
و کمتر لبخند می‌زنی

15:56.557 --> 15:57.756
حس می‌کنم بهتر شدم

16:00.557 --> 16:01.397
خوشحالم که اینطوریه

16:21.356 --> 16:22.116
شنیدم

16:22.996 --> 16:24.876
دارایی زیادی توی شان شی به دست آوردی

16:25.356 --> 16:26.876
و تو یه غرفه‌ی تبدیل پول سرمایه‌گذاری کردی

16:29.756 --> 16:30.836
نمی‌خوام فضولی کنم

16:31.557 --> 16:35.277
اما غرفه‌‌های تبدیل پول‌ شان شی روی اقتصاد کشور تاثیر می‌ذارن

16:35.677 --> 16:38.557
برای همین دربار دستور داده که هر تغییری در سهام سرمایه

16:39.076 --> 16:41.236
باید به مقامات گزارش داده بشه

16:42.116 --> 16:44.197
چرا یهویی به شان شی علاقه‌مند شدی؟

16:44.956 --> 16:49.277
اخیرا دارم به این فکر می‌کنم که آینده‌ام کجاست

16:50.317 --> 16:51.596
بعد از کلی فکر

16:51.956 --> 16:55.596
به نظرم شان شی مناسب‌ترین جا برای منه

16:56.596 --> 16:57.716
...منظورت اینه که

16:59.836 --> 17:04.917
قصد دارم مجرد بمونم و برم شان شی کسب و کار راه بندازم

17:06.435 --> 17:07.556
به خاطر مادرته؟

17:09.316 --> 17:09.996
بله

17:11.316 --> 17:14.236
راستش، مادرم بخشی از دلیله

17:15.197 --> 17:17.117
اما نه همه‌اش

17:18.437 --> 17:19.796
حکما می‌گن

17:20.316 --> 17:22.877
ماهیت ازدواج در تناسب متقابله

17:23.397 --> 17:27.236
پس، ازدواج باید به نفع هر دو طرف باشه تا معتبر باشه

17:28.677 --> 17:30.077
ولی وقتی از طرف خودم نگاه می‌کنم

17:30.516 --> 17:34.677
هیچ نفعی نمی‌بینم که ازدواج بتونه بهم بده

17:35.796 --> 17:38.996
واسه همین این خطر رو نمی‌پذیرم

17:45.677 --> 17:46.357
ببخشید

17:47.756 --> 17:50.516
واقعا نباید این رو با شما در میان می‌ذاشتم

17:51.637 --> 17:53.077
چیزهایی که گفتی

17:54.236 --> 17:55.437
چیزهایی هستن که هیچوقت بهش فکر نکردم

17:55.917 --> 17:57.397
نمی‌دونم چه جوابی بدم

17:58.556 --> 17:59.637
اما استدلالت درسته

18:00.276 --> 18:03.476
هر کاری باید ارزش داشته باشه تا انجامش بدی

18:05.956 --> 18:06.716
پس

18:08.716 --> 18:10.036
کی به شان شی می‌ری؟

18:12.357 --> 18:13.516
هنوز تصمیم نگرفتم

18:14.276 --> 18:16.637
اما اگه برم

18:17.316 --> 18:19.837
تا وقتی مادربزرگ زنده‌ست پیشش می‌مونم و بعد می‌رم

18:25.597 --> 18:26.637
!بانو -
!ارباب یان یون -

18:26.637 --> 18:27.637
!بانو -
!ارباب یان یون -

18:27.637 --> 18:28.917
!ارباب یان یون -
!جین چائو -

18:28.917 --> 18:30.036
!بانو -
!ارباب یان یون -

18:30.077 --> 18:30.627
جین چائو

18:30.627 --> 18:31.637
!بانو -
!ارباب یان یون -

18:31.677 --> 18:32.597
!ارباب یان یون

18:32.597 --> 18:33.397
!بانو

18:33.677 --> 18:34.716
!بانو -
!جین چائو -

18:34.716 --> 18:35.716
حالا چیکار کنیم؟ -
!ارباب یان یون -

18:35.917 --> 18:37.956
چطور توی چند لحظه این فاجعه افتاد؟

18:39.877 --> 18:40.437
ببینین

18:41.397 --> 18:43.097
اون طرف دود میاد بیرون -
زود باشین -

18:43.236 --> 18:43.736
بریم

18:44.117 --> 18:44.837
بریم

18:56.637 --> 18:58.996
ارباب، اون مرده؟

19:00.716 --> 19:01.877
به اندازه ما خوش شانس نبوده

19:02.197 --> 19:03.357
برگ‌های پاییزی ما رو نجات دادن

19:04.236 --> 19:05.276
به این سنگ خورده

19:05.756 --> 19:06.637
این اون رو کشت

19:08.077 --> 19:08.756
ارباب یان یون

19:09.157 --> 19:11.236
داخل یقه‌اش رو نگاه کنین، اونجا یه چیزی نیست؟

19:14.357 --> 19:15.236
اسکناسه

19:15.917 --> 19:17.756
شعبه‌ی گوی یانگ غرفه‌ی تبدیل پول شین لونگه

19:20.716 --> 19:21.716
و یه نامه؟

19:23.517 --> 19:24.637
(از کاروان خاندان جی استفاده کن)

19:24.637 --> 19:26.996
این راهزن‌ها این نقشه رو با دقت کشیدن

19:27.756 --> 19:29.877
احتمالا از اول خاندان جی رو هدف گرفتن

19:31.117 --> 19:32.036
می‌تونم ببینمش؟

19:34.115 --> 19:35.523
(از کاروان خاندان جی استفاده کن)

19:37.917 --> 19:40.556
<i>بانو، این نسخه جدید طبیب شیائوئه</i>

19:48.516 --> 19:49.197
بانو گو؟

19:52.276 --> 19:52.877
جین چائو؟

19:56.637 --> 20:01.516
همون دستخط طبیب شیائوئه که مادرم رو درمان می‌کرد

20:02.036 --> 20:05.036
منظورت اون طبیبی که یه شیان براتون آورد؟

20:05.476 --> 20:06.036
بله

20:07.476 --> 20:09.996
اون شیائو یو، استاد یه شیانه

20:10.956 --> 20:11.877
شیائو یو؟

20:12.476 --> 20:13.677
قیافه‌اش چه شکلیه؟

20:14.877 --> 20:16.077
بینی بلند، چشم‌های باریک

20:16.397 --> 20:17.276
لب‌هایی نازک مثل تیغ

20:18.516 --> 20:19.016
راستی

20:19.397 --> 20:22.996
رو نرمه گوش چپش یه تکه گوشت کوچیک به شکل بند اسبه

20:24.077 --> 20:25.117
فهمیدم

20:26.756 --> 20:28.556
تعجب نداره که هیچ جای دیگه‌ی نتونستم پیداش کنم

20:29.637 --> 20:31.837
و فکر می‌کردم چطور از عمارت مرزبان محافظت کنم

20:31.917 --> 20:33.236
حقایق رو نمی‌تونستم ببینم

20:33.796 --> 20:34.956
داشتی دنبالش می‌گشتی؟

20:35.877 --> 20:36.637
درسته

20:38.316 --> 20:39.637
شیائو یو اسم واقعیش نیست

20:40.316 --> 20:41.756
اسم واقعیش شیائو چی شانه

20:42.236 --> 20:45.516
توانمندترین مشاور شاهزاده چنگ چینگ فقید بوده

20:46.236 --> 20:48.956
اما اون استاد یه شیانه

20:49.556 --> 20:52.276
یعنی این باعث نمی‌شه که یه شیان و کل عمارت مرزبان

20:52.437 --> 20:54.077
به خاطر این قضیه درگیر بشن؟

20:56.357 --> 20:57.077
درسته

21:01.837 --> 21:02.516
!جین چائو

21:02.677 --> 21:03.437
!ارباب یان یون

21:03.956 --> 21:04.796
به جز خاندان جی

21:04.956 --> 21:07.996
همه مامورهای تونگ جو برای جستجو بیرون بودن

21:08.917 --> 21:11.956
بانوی بزرگ جی مبلغ زیادی به محافظان وی یوان و فو یوان پرداخت کرد

21:11.956 --> 21:12.956
تا در جستجو کمک کنن

21:13.556 --> 21:14.476
زیاد طول نکشید

21:16.476 --> 21:17.516
راهزن‌ها دستگیر شدن

21:17.996 --> 21:21.637
اعتراف کردن که فقط دو تا رهبر از جنوب غربی دارن

21:21.877 --> 21:23.677
اونی که بانو گو رو دزدیده بود یکی از اونا بود

21:24.197 --> 21:27.036
و این دو رهبر مستقیما از رئیس شیائو دستور می‌گرفتن

21:27.556 --> 21:28.316
و بقیه

21:28.877 --> 21:30.437
راهزن‌های هستن که توی مسیر جذب شدن

21:32.077 --> 21:35.476
اعتراف کردن که این اسلحه‌ها رو کجا می‌فرستادن؟

21:36.276 --> 21:38.276
به عمارت شاهزاده روی چانگ در بیرون پایتخت

21:39.516 --> 21:40.516
همونطور که انتظار می‌رفت

21:41.077 --> 21:41.637
سرورم

21:42.197 --> 21:45.397
در مورد شیائو چی شان که توی عمارت مرزبان چانگ شینگ پنهان شده

21:46.236 --> 21:47.996
باید فعلا سکوت کنیم؟

21:50.637 --> 21:51.397
ببخشید

21:52.917 --> 21:56.077
راستی، گفتی که فقط دو تا رهبر

21:56.597 --> 21:57.637
جزو افراد خودشون بودن

21:58.236 --> 22:00.357
و بقیه موقتی جذب شدن

22:01.917 --> 22:03.077
پس یه گروه دیگه پیدا کن

22:03.597 --> 22:07.837
و این محموله رو مخفیانه به عمارت شاهزاده روی چانگ برسون

22:08.236 --> 22:09.597
طوری که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده

22:10.157 --> 22:10.917
می‌تونی این کار رو بکنی؟

22:12.437 --> 22:13.476
فکر می‌کنم بشه

22:14.397 --> 22:15.236
اگه مخفیانه ببریم

22:16.036 --> 22:17.036
ترتیبش رو می‌دم

22:19.837 --> 22:20.337
خوبه

22:21.556 --> 22:22.316
چی شده؟

22:24.756 --> 22:25.756
پات تازه خوب شده

22:25.956 --> 22:26.756
آروم راه برو

22:27.516 --> 22:28.236
می‌دونم

22:29.357 --> 22:29.996
ارباب

22:30.036 --> 22:32.716
باور دارم که یه شیان از هویت واقعی شیائو یو بی‌خبره

22:33.117 --> 22:36.316
اگه می‌دونست، حتما سریع قایمش می‌کرد

22:36.796 --> 22:39.756
چطور ممکنه بذاره بیاد مادرم رو درمان کنه

22:40.476 --> 22:42.077
حتما باید بی‌خبر باشه

22:44.516 --> 22:45.796
اینکه منطقیه

22:46.357 --> 22:48.236
اما مدرکی داری؟

22:49.556 --> 22:52.597
حتی اگه یه شیان بی‌خبر باشه، مرزبان چی؟

22:53.117 --> 22:54.397
اون هم کاملا بی‌خبر بوده؟

22:59.476 --> 23:00.556
راستش رو بخوای

23:01.637 --> 23:05.197
من هم باور ندارم که مرزبان چانگ شینگ شورش کنه

23:05.556 --> 23:09.397
چون اون و شاهزاده چنگ چینگ فقید با هم دشمنی خونی داشتن

23:09.677 --> 23:12.197
‫اون سال که شورش شاهزاده‌
چنگ چینگ فقید شکست خورد

23:12.516 --> 23:16.197
‫این مرزبان بود که توی
میدون جنگ از اسب پرتش کرد پایین

23:18.276 --> 23:19.437
‫نمی‌دونستم

23:22.077 --> 23:25.877
‫پس، فقط اینکه یکی دو نفر
باور نداشته باشن کافی نیست

23:26.397 --> 23:28.996
‫شیائو چی شان این همه
سال تحت حمایت مرزبان بوده

23:29.117 --> 23:30.316
‫همچنین استاد یه شیانه

23:30.917 --> 23:31.796
با وجود این دلایل

23:32.236 --> 23:34.036
‫مرزبان نمی‌تونه از اتهام در بره

23:36.357 --> 23:39.956
‫پس راه‌حلی برای نجاتشون داری؟

23:46.357 --> 23:47.516
‫من هم راه‌حلی ندارم

23:51.637 --> 23:53.357
‫می‌دونم می‌خوای به یه شیان کمک کنی

23:53.677 --> 23:55.796
‫ولی این قضیه خیلی مهمه

23:56.556 --> 23:57.276
‫اگه تو

23:57.996 --> 23:58.637
‫من

23:59.437 --> 24:02.117
‫خاندان جی و خاندان چن هم درگیر بشیم

24:02.476 --> 24:05.397
‫کوچک‌ترین اشتباه می‌تونه
همه‌چیز رو به نابودی بکشونه

24:05.996 --> 24:06.796
‫می‌فهمی؟

24:08.637 --> 24:09.476
‫می‌فهمم

24:11.597 --> 24:13.157
‫ارباب یان یون، می‌تونیم الان حرکت کنیم

24:15.316 --> 24:15.837
‫بریم

24:16.357 --> 24:18.197
‫تو هم زودتر برگرد خونه

24:19.516 --> 24:20.516
‫وارد شهر نمی‌شی؟

24:20.837 --> 24:22.796
‫باید زود برگردم پایتخت

24:28.397 --> 24:29.796
‫خواهر چائو، ما هم برگردیم

24:30.716 --> 24:31.556
‫من برنمی‌گردم

24:32.677 --> 24:35.516
‫برادر یائو، یه کار فوری توی پایتخت دارم

24:35.716 --> 24:36.597
‫دو تا اسب بهم قرض بده

24:37.236 --> 24:40.837
‫ خواهش می‌کنم یه راهی پیدا کن
مادربزرگ رو برام راضی کنی

24:41.837 --> 24:44.397
‫باشه، ولی توی جاده حتما خیلی مواظب باش

24:44.597 --> 24:45.097
‫باشه

24:47.171 --> 24:47.816
‫بده بهم

24:49.496 --> 24:49.996
‫هی!

24:49.996 --> 24:50.637
‫بانو

24:51.117 --> 24:54.236
اینطوری مخفیانه داریم پشت سر ارباب یان یون
برمی‌گردیم تا به ارباب جوان یه خبر بدیم

24:54.275 --> 24:55.637
‫خیانت به حساب  نمیاد؟

24:55.716 --> 24:56.236
‫نه

24:56.677 --> 24:57.796
‫تا وقتی اون

24:58.077 --> 25:00.956
‫خاندان جی و خاندان چن
در امان باشن مشکلی نیست

25:01.637 --> 25:02.137
‫هی!

25:07.117 --> 25:08.417
‫ارباب جوان یه، بفرما بشین

25:14.597 --> 25:16.716
اغراق نمی‌کنم

25:17.756 --> 25:20.956
‫از وقتی پدرم سخت مریض
شد دلواپسی تمام قصر رو فراگرفته

25:21.877 --> 25:23.796
‫و هر جور آدمی از هر سوراخی سبز شده

25:24.316 --> 25:25.837
‫حتی خودم چندین بار شنیدم

25:26.756 --> 25:29.556
‫که من برای تحمل بار حکومت زیادی جوونم

25:30.077 --> 25:31.956
‫و پدرم باید سلطنت رو بده
به شاهزاده روی چانگ

25:33.437 --> 25:35.877
‫اعلی‌حضرت، زیادی به من اعتماد دارین

25:36.716 --> 25:39.597
‫اگه نتونم وفادار رو از خیانتکار تشخیص بدم

25:40.956 --> 25:44.276
‫پس شاید واقعا همونجور که
می‌گن لایق تخت سلطنت نباشم

25:44.877 --> 25:45.716
‫می‌دونم

25:45.956 --> 25:48.276
‫خاندان مرزبان چانگ شینگ وزرای وفاداری هستن

25:49.397 --> 25:51.716
‫مادرم این رو چندین بار گفته

25:52.036 --> 25:53.236
‫ارباب چن هم گفته

25:54.637 --> 25:55.796
‫ارباب چن هم گفته؟

25:56.877 --> 25:57.637
‫آره

25:58.476 --> 25:59.837
‫ارباب چن گفت

26:00.276 --> 26:01.637
‫بین همه‌ی اشراف‌زاده‌های نظامی

26:02.316 --> 26:04.677
‫مرزبان چانگ شینگ آخرین کسیه که خیانت می‌کنه

26:06.276 --> 26:08.756
‫قبلا می‌تونستم مسائل رو
با ارباب چن در میون بذارم

26:09.397 --> 26:12.917
‫ولی حیف این روزها اون
رو فرستادن بیرون پایتخت

26:13.476 --> 26:14.637
‫بعد از کلی فکر

26:14.816 --> 26:17.236
‫فقط تونستم به بهانه‌ی برفی تو رو احضار کنم

26:19.837 --> 26:20.996
‫هر چی امر بفرمایین

26:21.357 --> 26:22.357
‫با کمال میل اطاعت می‌کنم

26:38.677 --> 26:40.556
‫اعلی‌حضرت، این چیه؟

26:41.036 --> 26:43.117
‫توش نقشه‌ی راهرو مخفی قصره

26:43.597 --> 26:44.917
‫قصر شرقی رو به

26:45.357 --> 26:46.956
‫باغ سلطنتی  وصل می‌کنه

26:47.716 --> 26:49.036
‫این راهرو رو فقط محض احتیاط

26:49.516 --> 26:51.357
بهت نشون می‌دم

26:51.917 --> 26:53.716
‫اگه واقعا اوضاع بحرانی شد

26:54.716 --> 26:55.356
...‫من

26:56.067 --> 26:57.276
‫اگه اون روز واقعا برسه

26:57.637 --> 27:00.716
‫جونم رو فدا می‌کنم تا
اعلی‌حضرت رو در امان نگه دارم

27:19.357 --> 27:20.157
ارباب جوان یه

27:20.437 --> 27:21.637
‫یه نامه‌ست از محافظ لی

27:36.637 --> 27:37.476
برگشته؟

27:45.236 --> 27:45.996
‫ارباب جوان یه

28:14.236 --> 28:15.437
چندین ماه که نبودی

28:17.157 --> 28:18.397
آداب معاشرت رو هم فراموش کردی

28:18.917 --> 28:20.716
‫جرأت می‌کنی ازم بخوای بیام دیدنت

28:21.437 --> 28:23.276
‫و حتی ادای احترام هم نمی‌کنی

28:25.236 --> 28:25.956
‫چینگ پو

28:26.996 --> 28:27.796
‫بیرون نگهبانی بده

28:27.917 --> 28:28.716
‫چشم، بانو

28:34.467 --> 28:35.637
‫یه چیزی باید بهت بگم

28:36.476 --> 28:39.837
‫مربوط به استادته، طبیب شیائو

28:40.877 --> 28:41.476
‫غیرممکنه!

28:41.837 --> 28:42.877
پرت و پلای محضه

28:43.197 --> 28:44.796
‫خیلی‌ها دستخطشون شبیه همه

28:45.077 --> 28:48.236
‫چطور از روی یه نامه نتیجه
می‌گیری اون شیائو چی شانه

28:48.236 --> 28:49.476
‫و انگ شورش بهش می‌زنی؟

28:49.956 --> 28:52.637
‫من حتی به خاطرت ازش
خواستم مادرت رو معالجه کنه

28:53.157 --> 28:54.276
‫خیلی زود قضاوت می‌کنی

28:55.157 --> 28:56.837
‫یه شیان، به حرفم گوش کن

28:56.837 --> 28:57.917
‫یه کلمه هم نمی‌خوام بشنوم

29:03.756 --> 29:04.397
‫بانو

29:04.956 --> 29:07.516
‫خطر رو به جون خریدیم و
یه شبه خودمون رو رسوندیم

29:07.556 --> 29:08.956
‫همه‌اش به خاطر اینکه
به ارباب جوان یه خبر بدیم

29:09.677 --> 29:11.476
‫چطور انقدر‌ ناسپاسه؟

29:12.516 --> 29:15.637
‫اون کنار طبیب شیائو بزرگ شده

29:16.117 --> 29:17.197
‫مثل پدر و پسرن

29:17.996 --> 29:20.437
‫طبیعیه نتونه فورا قبول کنه

29:21.437 --> 29:22.677
‫اما باهوشه

29:23.117 --> 29:25.316
‫باید بدونه من حرف الکی نمی‌زنم

29:31.917 --> 29:32.516
‫ارباب یه

29:34.236 --> 29:35.117
‫همه‌چیز رو شنیدی

29:35.556 --> 29:36.157
‫بله

29:36.677 --> 29:37.236
‫ارباب یه

29:37.597 --> 29:38.357
‫باور کردی؟

29:40.117 --> 29:41.157
پرسیدم باور کردی؟

29:41.556 --> 29:43.236
‫یعنی استادم این همه سال بهم دروغ گفته؟

29:43.756 --> 29:44.716
‫نمی‌دونم

29:45.556 --> 29:48.316
‫ولی مطمئنم بانو گو بهتون دروغ نمی‌گه

29:59.197 --> 30:02.917
‫می‌گن وقتی شاهزاده چنگ چینگ شورش کرد

30:03.036 --> 30:06.197
‫نیمی از دلایلش تحریکات شیائو چی شان بود

30:06.197 --> 30:07.917
‫اون موقع باور نکردم

30:08.796 --> 30:09.877
‫حالا معلوم شده

30:10.236 --> 30:15.637
‫درست بعد از سقوط شاهزاده چنگ چینگ
رفته سراغ مرزبان چانگ شینگ

30:16.437 --> 30:17.316
‫خیلی زرنگ بوده

30:20.996 --> 30:22.956
‫وقتی این خبر رو شنیدم

30:23.437 --> 30:24.756
‫خودم هم حیرت‌زده شدم

30:25.516 --> 30:27.877
‫با این حال، با توجه به چیزی
که این بار کشف کردیم

30:28.157 --> 30:31.956
‫شاهزاده روی چانگ و شیائو چی شان با هم
همکاری می‌کنن و مظنون به شورش هستن

30:32.956 --> 30:34.437
‫همچنین مرزبان چانگ شینگ

30:37.996 --> 30:41.637
‫نظرتون راجع به درگیری مرزبان
چانگ شینگ توی این ماجرا چیه؟

30:42.637 --> 30:43.917
‫شیائو چی شان

30:44.036 --> 30:46.397
‫در برابر مرزبان چانگ شینگ مسئوله

30:46.716 --> 30:48.357
‫باید دستگیر بشه

30:55.197 --> 30:56.996
‫می‌خوای از مرزبان چانگ شینگ محافظت کنی؟

30:58.437 --> 30:59.516
نه الزاما

31:00.956 --> 31:05.117
‫اما اون دستاوردهای نظامی
قابل توجهی داره و توی ارتش پراحترامه

31:05.516 --> 31:06.476
‫اگه کنار گذاشته بشه

31:06.837 --> 31:10.756
‫و پادگان‌های نه‌گانه دوباره با جنگ
مواجه بشن کی می‌تونه جاش رو بگیره؟

31:13.437 --> 31:16.837
‫فعلا که پادگان‌های
نه‌گانه در آستانه‌ی جنگ نیست

31:17.197 --> 31:19.437
‫الان خزانه‌ی ملی پر از ثروته

31:20.197 --> 31:22.756
‫نمی‌تونیم سربازهای لایق تربیت کنیم؟

31:25.397 --> 31:26.276
‫جیو هنگ

31:26.996 --> 31:30.019
‫تو فوق‌العاده باهوشی ولی کم تجربه‌ای

31:30.019 --> 31:34.157
‫برای پیشرفت توی هر چیزی
باید یه کم جلوتر رو ببینی

31:38.276 --> 31:38.796
‫بله

31:46.211 --> 31:52.276
‫(غذاخوری لین شیا)

31:52.276 --> 31:52.877
‫ارباب یان یون

31:53.996 --> 31:54.877
‫همون طور که حدس زده بودین

31:56.117 --> 31:58.996
‫بعد از اینکه ما حرکت کردیم
بانو گو با عجله رفت پایتخت

31:59.316 --> 32:01.556
‫مستقیم رفت پیش ارباب جوان یه

32:07.796 --> 32:08.476
‫بانو گو؟

32:08.796 --> 32:09.877
‫برگشتین

32:12.877 --> 32:14.157
‫خدا رو شکر برگشتین

32:14.197 --> 32:15.917
بعد از اینکه شما و لرد جین رونگ
رفتین تونگ جو

32:15.917 --> 32:17.316
کارهای ارباب معلق شد

32:17.637 --> 32:20.437
کل روز توی میخونه‌ها پرسه می‌زنه
و به هیچی اهمیت نمی‌ده

32:20.716 --> 32:23.157
الان همه‌ی کارهای عمارت
افتاده گردن بانو لان

32:26.837 --> 32:29.956
با این که این چند روز از عمارت نبودی

32:30.597 --> 32:34.357
هر روز حیاط تو
و برادر رونگ رو تمیز کردم

32:35.917 --> 32:37.476
حتما از سفر خسته شدی

32:37.756 --> 32:39.077
به آشپزخونه گفتم

32:39.276 --> 32:42.556
سوپ لونگان و خرمای قرمز برات آماده کنن
تا جون بگیری

32:43.837 --> 32:44.677
ممنونم

32:45.956 --> 32:48.197
اگه حرفی داری، رک و راست بگو

32:54.917 --> 32:56.516
باید ازت عذرخواهی کنم، خواهر

32:57.556 --> 32:59.956
توی این مدت که نبودی خیلی فکر کردم

33:00.397 --> 33:03.756
قبلا کور شده بودم
و خوب و بد رو تشخیص نمی دادم

33:04.157 --> 33:05.476
دیگه هرگز اون اشتباه رو تکرار نمی‌کنم

33:06.556 --> 33:08.476
لطفا اشتباه‌هام رو ببخش

33:10.316 --> 33:12.996
از این به بعد همیشه به حرفت گوش می‌دم

33:13.316 --> 33:14.796
و دستوراتت رو عینا انجام می‌دم

33:18.036 --> 33:20.437
این حرف‌ها اصلا به تو نمیاد

33:21.796 --> 33:22.516
بلند شو

33:26.077 --> 33:26.917
چی می‌خوای؟

33:31.637 --> 33:33.117
خواهر، خیلی رکی

33:33.397 --> 33:36.077
پس من هم رک حرف می‌زنم

33:37.716 --> 33:42.597
شنیدم قبل از رفتن به تونگ جو
با پدر یه توافق امضا کردی

33:43.316 --> 33:46.556
که دیگه توی ازدواج تو و برادر رونگ
دخالت نکنه

33:46.917 --> 33:48.236
و حرف آخر با خودت باشه

33:49.036 --> 33:51.077
من هم مثل تو و برادر رونگ همین رو می‌خوام

33:51.556 --> 33:54.716
اگه بعدا پدر خواست
از ازدواجم سوءاستفاده کنه

33:56.236 --> 33:58.157
ازت خواهش می‌کنم دخالت کنی

34:07.476 --> 34:08.557
قبول نمی‌کنی؟

34:09.276 --> 34:10.836
قبول نمی‌کنم باهات معامله کنم

34:11.916 --> 34:12.957
چون نیازی نیست

34:15.756 --> 34:17.876
من به اطاعت کورکورانه‌ات نیازی ندارم

34:18.716 --> 34:21.677
و توی مسئله‌ی ازدواجت هم دخالت نمی‌کنم

34:26.916 --> 34:29.477
پس انگار هنوز هم من رو نبخشیدی

34:32.677 --> 34:34.997
باشه، بیشتر از این حرف زدن فایده نداره

34:35.716 --> 34:36.957
زمان دل آدم‌ها رو نشون می‌ده

35:12.316 --> 35:12.876
بانو

35:13.597 --> 35:16.197
حرف‌هایی که بانو لان زد راست بود یا نه؟

35:16.997 --> 35:18.517
برام مهم نیست راست باشه یا نه

35:19.997 --> 35:21.677
ولی با شناختی که ازش دارم

35:22.316 --> 35:23.396
احتمالا راست می‌گفت

35:26.356 --> 35:29.356
راستش بعضی وقت‌ها آدم خیلی
دلش واسه‌اش می‌سوزه

35:31.117 --> 35:33.756
برعکس من
مادربزرگی نداره که بهش تکیه کنه

35:36.117 --> 35:39.356
الان فقط خودش رو داره

35:48.316 --> 35:49.316
نمی‌دونم

35:50.517 --> 35:51.957
الان دایی چه حالی داره

35:53.347 --> 35:56.483
(عمارت مرزبان چانگ شینگ)

36:06.477 --> 36:07.316
درود، ارباب جوان

36:07.957 --> 36:08.997
استاد شیائو اینجاست؟

36:09.517 --> 36:10.276
ارباب جوان

36:11.117 --> 36:13.396
استاد شیائو و مرزبان رفتن برای مشورت

36:20.197 --> 36:22.957
به یه جمع‌کننده‌ی فضولات پول دادم تا
مخفیانه بره توی عمارت

36:23.037 --> 36:25.037
دوتا صندوق پر
شمشیر و نیزه‌ی تیزشده اونجا بوده

36:25.236 --> 36:25.876
و بمب دودزا

36:26.796 --> 36:27.997
همه هم تجهیزات نظامی استاندارد

36:30.876 --> 36:34.276
استاد شیائو، انگار
حدس قبلیت درست بود

36:35.597 --> 36:37.477
شاهزاده روی چانگ نقشه‌های شومی داره

36:37.836 --> 36:39.436
و جاه‌طلبی‌های بزرگی توی سرشه

36:39.557 --> 36:40.356
دقیقا

36:57.037 --> 36:58.557
انگار حدسم درست بود

36:58.957 --> 37:00.557
واقعا خود ارباب جوان یه بود

37:01.077 --> 37:02.677
حالا که اومدی، بیا داخل

37:04.957 --> 37:06.637
پدر داره با استاد مشورت می‌کنه؟

37:07.117 --> 37:09.157
شاید بهتر باشه بعدا برگردم

37:10.197 --> 37:13.236
نمی‌خواد، دیگه بزرگ شدی

37:13.756 --> 37:16.236
بالاخره یه روزی این مرزبانی به تو می‌رسه

37:17.716 --> 37:20.756
امروز تو هم توی این گفتگو شرکت کن

37:24.356 --> 37:25.037
بیا داخل

37:29.796 --> 37:31.677
شاهزاده روی چانگ داره مخفیانه سلاح می‌خره؟

37:32.796 --> 37:33.957
از کجا فهمیدین؟

37:34.276 --> 37:35.796
راستش شاید این رو ندونی

37:36.157 --> 37:39.436
ولی از استاد شیائو خواستم مخفیانه
عمارت شاهزاده روی چانگ رو زیر نظر بگیره

37:44.756 --> 37:48.436
اخیرا به فرمانده یون تائو از
پادگان شهر شمالی

37:48.876 --> 37:51.316
و فرمانده لو مینگ
از نگهبانان سلطنتی چپ نزدیک شده

37:51.957 --> 37:55.236
ماه پیش حتی به
فرمانده یون دوتا زن زیبای غربی هدیه داد

38:19.637 --> 38:23.117
وقتی زیاد حرف می‌زنی
هر چقدر هم آب بخوری کمکی نمی‌کنه

38:24.477 --> 38:27.756
یادم میاد قبلا خیلی کم‌حرف بودی

38:28.517 --> 38:30.117
اون موقع توی کوهستان بودیم

38:30.997 --> 38:34.236
فقط تو بودی
اون بچه‌ی شیطون و چندتا میمون

38:34.597 --> 38:35.916
چیز زیادی برای حرف زدن نبود

38:43.077 --> 38:44.637
چرا اینجوری زل زدی به من؟

38:46.197 --> 38:48.557
مخفیانه به پدرم کمک کردی
جاسوسی شاهزاده روی چانگ بکنه

38:48.796 --> 38:51.557
چرا همچین موضوع مهمی رو ازم پنهان کردی؟

38:55.517 --> 38:57.276
نمی‌خواستم ازت پنهانش کنم

38:58.796 --> 39:00.316
فقط فکر کردم هنوز خیلی جوونی

39:00.756 --> 39:02.197
و لازم نیست بدونی

39:03.637 --> 39:05.356
چرا انقدر عجله داشتی من رو ببینی؟

39:08.477 --> 39:09.276
...گو جین چائو

39:09.796 --> 39:11.436
از تونگ جو برگشته

39:12.037 --> 39:13.276
می‌خوام ببینمش

39:13.916 --> 39:15.157
نمی‌خوام دست‌خالی برم

39:15.517 --> 39:17.957
ولی نمی‌خوام یه هدیه‌ی
معمولی و خسته‌کننده هم ببرم

39:19.436 --> 39:20.643
داشتم فکر می‌کردم

39:21.891 --> 39:24.517
شاید چیز خوبی داشته باشی
که بتونم ازت قرض بگیرم

39:26.276 --> 39:28.197
مگه اینجا چه چیز خوبی دارم؟

39:29.077 --> 39:29.756
تیروکمان

39:30.077 --> 39:30.756
خنجر

39:31.236 --> 39:32.836
یا سلاح مخفی و سم

39:34.356 --> 39:35.957
این تیروکمان رو تازه ساختم

39:36.236 --> 39:37.197
اگه می‌خوای بردارش

39:40.276 --> 39:41.477
نمی‌خوامش

39:43.557 --> 39:45.557
داشتم به تیروکمونی فکر می‌کردم
که قبلا بهم داده بودی

39:46.876 --> 39:48.157
من بهت تیروکمان داده بودم؟

39:49.117 --> 39:49.716
آره

39:50.716 --> 39:51.796
وقتی برگشتم پایتخت

39:52.276 --> 39:53.276
حتی یه روز کامل هم نمونده بودم

39:53.276 --> 39:54.957
که برات نامه نوشتم بیای دنبالم

39:56.319 --> 39:58.499
از اول سال نو
تا جشن فانوس‌ها منتظر موندم

40:00.356 --> 40:01.396
بالاخره اومدی

40:06.557 --> 40:07.157
یه شیان

40:07.916 --> 40:08.796
!استاد

40:15.316 --> 40:15.997
چی شده؟

40:16.483 --> 40:17.571
(یه شیان کوچولو/جوان)
چرا انقدر ناراحتی؟

40:18.637 --> 40:21.157
ببین چی برات آوردم

40:24.157 --> 40:25.557
من تیروکمان نمی‌خوام

40:25.557 --> 40:26.637
یه کمان فولادی می‌خوام

40:27.077 --> 40:28.477
هنوز خیلی کوچیکی

40:29.916 --> 40:30.997
قول می‌دم

40:31.276 --> 40:34.157
وقتی یه کم بزرگ‌تر شدی
یه کمان فولادی بهت می‌دم

40:36.477 --> 40:37.436
قول می‌دی؟

40:37.796 --> 40:39.117
قول می‌دم

40:42.796 --> 40:44.077
حافظه‌ات واقعا عالیه

40:44.716 --> 40:46.037
من اصلا یادم نمیاد

40:47.517 --> 40:48.876
این تیروکمان رو بگیر

40:54.236 --> 40:54.876
بی‌خیال

40:56.356 --> 40:57.836
یه چیز دیگه پیدا می‌کنم

41:05.517 --> 41:08.276
<i>امروز چقدر عجیب رفتار می‌کنه</i>

41:12.796 --> 41:13.557
ارباب جوان یه

41:14.356 --> 41:15.477
اومدم بانو رو ببینم

41:28.356 --> 41:28.957
خب؟

41:29.276 --> 41:30.157
حدستون درست بود

41:30.316 --> 41:31.316
یکی دنبالمونه

41:41.077 --> 41:42.876
بالاخره حرفی که بهت زدم رو باور کردی؟

41:44.677 --> 41:45.236
آره

41:45.997 --> 41:47.037
می‌ترسیدم شک کنن

41:47.477 --> 41:49.677
برای همین برگردوندن بائو پو رو
بهونه کردم تا ببینمت

41:50.997 --> 41:52.117
اینجا در فرعیه؟

41:52.276 --> 41:54.157
باید همین الان چن یان یون رو ببینم

41:54.836 --> 41:57.997
یه در کوچیک سمت شمال هست
که به یه کوچه باز می‌شه

41:58.157 --> 41:58.997
خیلی مخفیه

41:59.356 --> 42:00.356
الان می‌برمت اونجا

42:26.997 --> 42:28.916
استاد شیائو جلوی پدرم بهم گفت

42:29.396 --> 42:30.876
شاهزاده روی چانگ داره سلاح جمع می‌کنه

42:31.336 --> 42:34.276
و با فرمانده‌ی پادگان شهر شمالی و
نگهبانان سلطتنی هم‌دست شده

42:34.997 --> 42:36.117
به نظر من

42:36.997 --> 42:39.876
در واقع داره به پدرم کمک می کنه
که حواسش به شاهزاده روی چانگ باشه

42:42.236 --> 42:43.836
مطمئنم جین چائو بهم دروغ نمی‌گه

42:44.356 --> 42:45.637
ولی اگه اینجوری باشه

42:46.477 --> 42:48.796
شیائو یو عملا همه چی رو
به پدرم گفته

42:51.157 --> 42:54.236
راستش درک این وضعیت واقعا برام سخته

42:56.356 --> 42:59.517
نکنه شیائو یو
به مرزبان چانگ شینگ خیانت نکرده؟

43:00.236 --> 43:03.997
ولی اون سلاح‌ها رو واضحا
خودش برای شاهزاده روی چانگ فرستاد

43:05.876 --> 43:07.197
چیزی که بیشتر از همه گیجم می‌کنه اینه

43:07.395 --> 43:09.836
که شیائو یو مدام پدرم رو
از شاهزاده روی چانگ می‌ترسونه

43:10.316 --> 43:12.716
ولی همزمان داره مخفیانه
برای شاهزاده روی چانگ کار می‌کنه

43:13.396 --> 43:14.637
واقعا دنبال چیه؟

43:17.517 --> 43:19.597
مرزبان کاملا به یان وفاداره

43:20.276 --> 43:21.957
از همه بیشتر از خائن‌ها متنفره

43:22.677 --> 43:24.077
وقتی شاهزاده چنگ چینگ شورش کرد

43:24.436 --> 43:27.197
این مرزبان بود
که از روی اسب پایین کشید و کشتش

43:29.037 --> 43:34.597
حالا اگر مرزبان بفهمه
شاهزاده روی چانگ می‌خواد شورش کنه

43:35.517 --> 43:37.157
بی‌کار نمی‌شینه

43:38.197 --> 43:42.796
حتما مخفیانه نیرو جمع می‌کنه تا
هر لحظه از عالیجناب دفاع کنه

43:43.597 --> 43:44.716
ولی اون‌ موقع

43:45.276 --> 43:49.356
کارهای مرزبان
یه روزی مدرک شورش خودش می‌شه

43:53.117 --> 43:56.396
احتمالا هدف شیائو یو همین بوده

44:01.597 --> 44:04.197
الان خاندان مرزبان کامل توی تله افتاده

44:04.796 --> 44:06.157
اگه شاهزاده روی چانگ شورش کنه،

44:06.916 --> 44:09.276
مرزبان نیروها رو
برای محافظت از عالیجناب می‌بره

44:09.796 --> 44:12.037
اگه نره، می‌شه خیانت

44:12.477 --> 44:15.236
اگه هم بره
باز هم به شورش متهم می‌شه

44:20.236 --> 44:23.117
ارباب یان یون، راهی هست این مشکل حل بشه؟

44:24.197 --> 44:25.117
یه راه هست

44:26.876 --> 44:28.077
ولی خیلی خطرناکه

44:44.657 --> 44:47.069
╔═.❃❋. ══════╗
 همتای باشکوه
╚══════.❋❃. ═╝

45:00.413 --> 45:02.429
♪روزگاری نقش فصل‌ها رو با قلم می‌زدم♪

45:02.717 --> 45:06.207
♪اما توی شکاف بی‌انتهای زمان گم شدم♪

45:08.157 --> 45:10.113
♪قدرت و نرمی، هر دو به شرابی تلخ بدل شدن♪

45:10.237 --> 45:13.885
♪قدرت و نرمی، هر دو به شرابی تلخ بدل شدن♪

45:15.837 --> 45:17.629
♪گذر خورشید و ماه رو به چشم دیدم♪

45:18.323 --> 45:21.782
♪دریغ که دیگه نور و سایه، هم‌سفر هم نیستن♪

45:22.365 --> 45:29.501
♪یه بیراهه، دوست‌های قدیمی رو مثل مرغ‌های سرگردون دریا از هم جدا کرد♪

45:29.725 --> 45:33.359
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

45:33.513 --> 45:36.317
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

45:37.309 --> 45:41.181
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

45:41.373 --> 45:44.957
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

45:45.149 --> 45:48.989
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

45:49.053 --> 45:52.701
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

45:52.861 --> 46:01.501
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

46:16.125 --> 46:19.709
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

46:19.869 --> 46:22.525
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

46:23.805 --> 46:27.642
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

46:27.743 --> 46:31.357
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

46:31.613 --> 46:35.424
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

46:35.485 --> 46:39.261
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

46:39.357 --> 46:46.357
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

46:47.165 --> 46:57.341
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪
