WEBVTT

01:18.731 --> 01:20.731
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Silvia ✧ rzvnrshd ✧ nina ✧ یاسی ✧ Tima ✧
✧ ادیت: Azad ✧

01:20.755 --> 01:26.675
╔═.❃❋. ══════╗
 همتای باشکوه
╚══════.❋❃. ═╝

01:27.075 --> 01:29.891
❃❋قسمت 18❃❋

01:43.843 --> 01:47.779
(معبد بائو شیانگ)

01:54.977 --> 01:55.897
اینجا چیکار می‌کنی؟

01:56.378 --> 01:56.938
سردت نیست؟

01:58.337 --> 01:59.257
ارباب یان یون

02:02.257 --> 02:04.938
اومدم اینجا یه کم فکرم رو جمع و جور کنم

02:07.298 --> 02:08.258
که چی؟

02:10.497 --> 02:12.298
باید مدام به خودم یادآوری کنم که

02:12.738 --> 02:15.617
آدمی که جلوم وایساده یه آدم معمولی نیست

02:16.377 --> 02:17.617
بلکه دبیر اعظمه

02:19.978 --> 02:20.817
فهمیدم

02:22.057 --> 02:23.337
داری بهم تیکه میندازی

02:23.858 --> 02:25.217
می‌خوای بگی به خودم بیام

02:25.817 --> 02:26.497
و

02:27.617 --> 02:29.138
جلوی تو قیافه نگیرم

02:30.738 --> 02:31.858
من جراتش رو ندارم

02:32.937 --> 02:35.657
قول می‌دم همیشه زودتر از تو برسم

02:35.858 --> 02:36.617
که معطل نشی

02:38.858 --> 02:40.377
منظورم این نبود

02:41.538 --> 02:42.258
می‌دونم

02:46.698 --> 02:49.738
<i>امروز با قبلش فرق داره</i>

02:52.003 --> 02:53.018
(تالار بودای بزرگ)

02:53.018 --> 02:54.458
اونایی که با شاهزاده روی چانگ دست یکی کرده بودن

02:54.937 --> 02:56.458
خیلی بیشتر از چیزین که فکر می‌کردیم

02:57.217 --> 02:59.418
خیلی‌هاشون توی وزارت امور مالی سمت داشتن

03:00.858 --> 03:02.418
این بار همه‌اشون عوض شدن

03:03.097 --> 03:05.657
واسه همین الان وزارت امور مالی شدیدا کمبود نیرو داره

03:07.178 --> 03:09.337
پدرت از نظر اخلاقی یه ایرادایی داره

03:09.458 --> 03:12.777
ولی هیچ ربطی به شاهزاده روی چانگ نداره

03:13.858 --> 03:16.057
و به هیچ مقام بالادستی هم نزدیک نیست

03:17.138 --> 03:19.937
برای همین بعد از کلی سبک سنگین کردن

03:20.738 --> 03:23.377
هنوز هم می‌خوام نگهش دارم

03:25.657 --> 03:26.377
نظرت چیه؟

03:28.377 --> 03:31.258
این موضوع مربوط به درباره؛ نیاز نیست از من بپرسی

03:32.258 --> 03:34.418
ولی به هر حال اون پدرته

03:40.937 --> 03:43.698
راستی یه چیزی می‌خواستم ازت بپرسم

03:45.337 --> 03:47.897
چرا این ‌همه به یه شیان کمک کردی؟

03:48.978 --> 03:51.578
منظورت اینه که پیام رو بهش رسوندم؟

03:54.578 --> 03:57.538
مگه عمدا اطلاعات رو بهم ندادی که

03:57.978 --> 03:59.497
برم بهش خبر بدم؟

04:00.698 --> 04:03.897
درسته که عمدا ازت خواستم اون پیام رو برسونی

04:04.617 --> 04:06.458
ولی بازم این خودت بودی که قبول کردی

04:07.458 --> 04:09.377
می‌دونستی قضیه خیلی خطرناکه

04:10.018 --> 04:10.937
دزدیده شدی

04:10.937 --> 04:12.097
و نزدیک بود بمیری

04:12.418 --> 04:14.097
ولی بازم بی‌خیال همه چیز شدی و کمکش کردی

04:15.217 --> 04:15.817
چرا؟

04:16.937 --> 04:17.898
چون

04:20.338 --> 04:22.218
اون چند بار جونش رو به خطر انداخت تا نجاتم بده

04:22.457 --> 04:23.298
برای من

04:23.497 --> 04:24.778
اون یه دوست واقعیه

04:27.418 --> 04:28.257
فقط دوست؟

04:53.057 --> 04:53.697
پس من چی؟

04:58.137 --> 05:00.257
اگه من همچین خطری برام پیش میومد

05:01.497 --> 05:02.577
تو به منم کمک می‌کردی؟

05:04.658 --> 05:05.338
آره

05:06.457 --> 05:07.858
پس منم دوستتم؟

05:12.738 --> 05:13.377
آره

05:15.617 --> 05:17.187
از وقتی رفتم توی دبیرخونه‌ی سلطنتی

05:17.457 --> 05:18.937
خواستگارها مدام میان

05:19.538 --> 05:21.898
مادرم و استادم هم عجله دارن

05:24.738 --> 05:27.298
توی این سن کم دبیر اعظم شدی

05:28.137 --> 05:30.218
توی پایتخت هر کی دختر دم بخت داشته باشه

05:30.577 --> 05:32.497
طبیعیه که بخواد باهات وصلت کنه

05:33.338 --> 05:33.898
جدی؟

05:39.497 --> 05:40.178
تو چی؟

05:43.338 --> 05:44.057
من؟

06:01.098 --> 06:01.898
من نمی‌خوام

06:02.017 --> 06:03.017
فقط دوستت باشم

06:04.658 --> 06:05.858
تکون نخور، به حرفم گوش کن

06:06.978 --> 06:08.338
ما این همه راه رو با هم اومدیم

06:09.298 --> 06:11.778
دوست داری با من ازدواج کنی؟

06:12.611 --> 06:18.947
♪ جمعیت پرهیاهو صحنه را برای دیدار مقدرشده‌امون مهیا می‌کنه ♪

06:19.619 --> 06:22.627
♪لبخندت به زیبایی همه‌ی دنیاست♪

06:23.203 --> 06:27.907
♪ هیچ چیزی به پای دیدار مقدرشده‌ی ما نمی‌رسه♪

06:27.907 --> 06:34.211
♪در سکوت زمان، حرف‌های توی دل هم رو می‌خونیم♪

06:35.011 --> 06:37.731
♪نیمه‌ی یه عمر به این معما پاسخ می‌ده ♪

06:38.243 --> 06:43.811
♪اگه شروع داستان به شجاعت بیشتری نیاز داره♪

06:43.811 --> 06:47.491
♪با کمال میل اول قلم رو به دست می‌گیرم ♪

06:47.939 --> 06:51.235
♪ با خلوص نیت، روزهای کنار هم بودنمون رو نقاشی می‌کنم♪

06:51.715 --> 06:55.107
♪همیشه بی‌صدا مراقبت می‌مونم♪

06:56.098 --> 06:57.257
چی داری می‌گی؟

06:57.497 --> 06:58.577
اصلا فکرشم نمی‌کردم

06:59.017 --> 07:00.137
یه روز همچین حرفی بهم بزنی

07:00.898 --> 07:02.617
اگه می‌دونستم می‌خوای این حرف رو بزنی

07:02.978 --> 07:04.178
اصلا امروز نمیومدم

07:05.137 --> 07:06.778
هیچوقت به با هم بودنمون فکر نکرده بودم

07:08.298 --> 07:09.257
اگه نکردی

07:09.858 --> 07:11.577
از امروز به بعد بهش فکر کن

07:17.697 --> 07:18.457
لازم نیست

07:19.418 --> 07:20.418
تصمیمم رو گرفتم

07:20.817 --> 07:22.738
من توی این زندگی با هیچکس ازدواج نمی‌کنم

07:23.137 --> 07:24.738
می‌رم شان شی تجارت کنم

07:25.658 --> 07:28.418
تو هم بهتره یه زن هم‌سطح خودت پیدا کنی

07:29.057 --> 07:29.858
کار دارم

07:31.017 --> 07:32.017
باید برم

07:33.879 --> 07:37.111
♪تقدیرمون بود یا با اراده‌ی آسمان شکل گرفت؟♪

07:37.687 --> 07:41.015
♪دیگه نیازی به کند و کاو نیست ♪

07:41.527 --> 07:45.559
♪وقتی که به پشت سرت نگاه کردی، باد وزید ♪

07:45.687 --> 07:49.303
♪آروم آروم ضربان قلب و نفس‌هامون رو پراکنده کرد♪

07:49.303 --> 07:54.531
♪فقط گرمای کف دستمون باقی موند ♪

07:58.817 --> 08:00.017
پس

08:00.538 --> 08:02.017
ارباب یان یون ازتون خواستگاری کرد؟

08:04.457 --> 08:05.978
و شما ردش کردین؟

08:07.658 --> 08:09.218
!بانو، این کار عاقلانه نیست

08:09.497 --> 08:10.457
اون ارباب یان یونه

08:10.617 --> 08:11.738
!دبیر اعظم

08:13.137 --> 08:14.017
خب که چی؟

08:14.738 --> 08:16.218
هر چی مرد قدرتمندتر باشه

08:16.298 --> 08:17.697
صیغه‌های بیشتری هم می‌گیره

08:19.057 --> 08:20.658
خاندان چن هم یه خاندان بزرگه

08:20.658 --> 08:22.697
اگه برم توی اون خونه عروس بشم

08:22.817 --> 08:23.658
هیچ کاری از دستم برنمیاد

08:24.898 --> 08:27.817
ضمن اینکه بعد از اتفاقی که برای مادرم افتاد

08:27.817 --> 08:29.898
دیگه هیچ امیدی به ازدواج ندارم

08:30.617 --> 08:32.178
حتی ارباب یان یون هم

08:32.697 --> 08:33.457
استثنا نیست

08:36.337 --> 08:39.457
من...فکر می‌کردم شما از ارباب یان یون خوشتون میاد

08:41.577 --> 08:43.977
اینکه ازش خوشم میاد به این معنی نیست
که باید باهاش ازدواج کنم

08:46.337 --> 08:47.057
فکر کن

08:47.817 --> 08:49.857
الان محبت مادربزرگ رو دارم

08:50.298 --> 08:51.857
پدرم هم دیگه نمی‌تونه کنترلم کنه

08:52.178 --> 08:53.538
پول هم دست خودمه

08:53.937 --> 08:55.937
می‌تونم خوب و آزاد زندگی کنم

08:56.618 --> 08:59.937
چرا باید ازدواج کنم و خودم رو توی یه خونه گیر بندازم؟

09:00.697 --> 09:01.577
خودم رو توی دردسر بندازم

09:04.618 --> 09:05.258
...ولی

09:05.697 --> 09:07.057
...ولی -
هیچ ولی‌ای نداره -

09:07.457 --> 09:10.097
مهم نیست چقدر ازش خوشم بیاد خودم اولویتم

09:12.817 --> 09:13.577
تازه

09:14.697 --> 09:16.697
کلی کار تجاری هم دارم

09:17.337 --> 09:20.178
محموله‌ی چای جیانگ ‌نان باید به ‌زودی برسه

09:21.138 --> 09:23.057
اولین محموله‌ایه که می‌ره شان شی

09:23.937 --> 09:27.498
فکر کردم با همین محموله خودم هم برم شان شی

09:29.898 --> 09:31.618
فقط گزارش صندوقدارها رو شنیدن

09:32.097 --> 09:33.337
بدون اینکه خودم ببینم

09:33.737 --> 09:35.258
خیالم راحت نمی‌شه

09:39.697 --> 09:40.378
بانو

09:55.857 --> 09:56.697
این چیه؟

09:57.457 --> 09:59.697
وقتی تازه مراسم بلوغتون تموم شده بود

10:00.298 --> 10:02.378
بانو هان شروع به دوختن این لباس عروسی کردن

10:03.057 --> 10:04.378
می‌ترسیدن ببینینش

10:04.697 --> 10:05.817
و ناراحت بشین

10:06.258 --> 10:07.498
برای همین یواشکی می‌دوختنش

10:08.258 --> 10:09.337
اون صبح

10:10.018 --> 10:11.258
من بانو هان رو دیدم

10:13.697 --> 10:17.217
این لباس عروسی و یه نامه کنارش بود

10:18.138 --> 10:21.778
ازم خواسته بود فعلا لباس عروسی رو نگه دارم

10:22.298 --> 10:24.898
و روز عروسیتون بهتون بدمش

10:26.697 --> 10:30.378
اما بعد از حرف‌هایی که الان به چینگ پو زدین

10:31.217 --> 10:32.577
فکر کردم

10:33.138 --> 10:36.097
بهتره همین حالا بهتون بدمش

11:00.937 --> 11:02.217
<i>برای دخترم جین چائو</i>

11:03.138 --> 11:06.977
<i>بیشتر از هر چیز بعد از رفتنم نگران توام</i>

11:10.618 --> 11:12.337
<i>من آدم بی‌عرضه‌ای بودم</i>

11:13.737 --> 11:16.097
<i>توی زندگیم اشتباهات زیادی کردم</i>

11:16.778 --> 11:18.817
<i>اما دوتاش از همه بدتر بود</i>

11:19.378 --> 11:22.018
<i>اولی این بود که با پدرت ازدواج کردم</i>

11:23.418 --> 11:26.898
<i>اون یکی هم وقتی که می‌خواست تو رو بفرسته تونگ جو</i>

11:27.498 --> 11:28.977
<i>و من و تو رو از هم جدا کنه</i>

11:30.577 --> 11:34.217
<i>این لباس عروسی رو با دست خودم برای تو دوختم</i>

11:34.498 --> 11:35.697
<i>هرچند خیلی هم ماهر نیستم</i>

11:35.937 --> 11:37.418
<i>اما بالاخره تموم شد</i>

11:38.538 --> 11:40.097
<i>با این حال، تا این لحظه</i>

11:40.697 --> 11:44.697
<i>نمی‌دونم گذاشتنش پیش تو درسته یا اشتباه</i>

11:47.737 --> 11:50.217
<i>می‌بینی چقدر احمقم؟</i>

11:50.418 --> 11:51.778
<i>کل عمرم احمق بودم</i>

11:52.298 --> 11:55.737
<i>حالا دیگه حتی قدرت پشیمون شدن رو هم ندارم</i>

11:56.138 --> 11:57.817
<i>چه ازدواج کردی، چه نکردی</i>

11:58.018 --> 12:02.258
<i>این لباس عروسی رو به عنوان یادگاری پیش خودت نگه دار</i>

12:02.778 --> 12:03.977
<i>بچه‌ی خوب</i>

12:04.178 --> 12:05.337
<i>تو از من عاقل‌تری</i>

12:05.737 --> 12:08.138
<i>فقط یه آرزو برات دارم</i>

12:08.498 --> 12:10.898
<i>همه چی رو از مادربزرگت یاد بگیر</i>

12:11.378 --> 12:13.618
<i>هر جا رفتی، محکم باش</i>

12:14.258 --> 12:15.737
<i>هیچوقت</i>

12:16.697 --> 12:18.498
<i>مثل من زندگی نکن</i>

12:44.032 --> 12:47.651
(ضیافت جاودانه، عمارت اجدادی خاندان گو، دا شین)

12:53.577 --> 12:54.457
می‌بینی؟

12:55.937 --> 12:57.457
هر سال کسری‌ها رو پر می‌کنیم

12:57.977 --> 13:00.258
اما کسری فقط بزرگ و بزرگ‌تر می‌شه؟

13:01.618 --> 13:02.378
مادر

13:03.217 --> 13:05.737
مازاد خرج خونه هیچوقت زیاد نبوده

13:06.538 --> 13:09.817
امسال هزینه‌های رفت و آمد
و مهمونی‌ها بیشتر شده

13:12.658 --> 13:14.457
تقصیر منه که نتونستم خونه رو مدیریت کنم

13:16.697 --> 13:17.857
تقصیر تو نیست

13:19.258 --> 13:23.138
این خونه‌ی بزرگ، طبیعتا خرجش بیشتر از درآمدشه

13:26.538 --> 13:28.697
لیست جهیزیه‌ی لیان آر آماده شده؟

13:30.457 --> 13:32.178
می‌خواستم همین رو بگم

13:33.857 --> 13:36.418
الان توی پایتخت عروسی‌های پرخرج رواج داره

13:37.097 --> 13:38.778
خاندان یائو چهارتا پسر دارن

13:39.337 --> 13:40.658
یائو ون شیو کوچیک‌ترینه

13:41.258 --> 13:43.258
لیان آر سه تا زن برادر خواهد داشت

13:44.618 --> 13:47.697
مقایسه بین زن برادرها حتما پیش میاد

13:48.298 --> 13:50.097
اگه جهیزیه‌ی لیان آر کم باشه

13:50.217 --> 13:51.898
ممکنه بهش سخت بگذره

13:53.697 --> 13:55.138
نیازی به کنایه زدن به من نیست

13:56.618 --> 13:57.457
مگه من می‌تونم

13:57.658 --> 13:59.577
برای لیان آر تو کم بذارم؟

14:04.937 --> 14:07.457
اما کسری واقعا خیلی زیاده

14:17.658 --> 14:21.057
همیشه شنیدم که کسب و کارهای خاندان ده جائو

14:21.538 --> 14:23.857
این چند سال خیلی خوب بوده

14:24.697 --> 14:27.817
کسب و کارشون رو با کمک خاندان جی اداره می‌کنن

14:28.378 --> 14:30.057
اونا بازرگانان قدیمی و کارکشته‌این

14:30.178 --> 14:32.258
پس طبیعتا خوب اداره می‌شن

14:35.697 --> 14:36.418
مادر

14:37.898 --> 14:39.378
...داری می‌گی که

14:43.178 --> 14:44.298
نظر من اینه

14:46.778 --> 14:48.097
همسر اصلی ده جائو فوت کرده

14:48.697 --> 14:51.057
اون یه مرد بیوه‌ست
که تنهایی بچه‌ها رو بزرگ می‌کنه

14:51.337 --> 14:52.298
این درست نیست

14:53.977 --> 14:57.498
به اسم که مادرشم، نمی‌تونم فقط بیکار بشینم و کاری نکنم

14:57.817 --> 15:00.258
اگه این قضیه پخش بشه، ممکنه مردم من رو سرزنش کنن

15:02.457 --> 15:06.977
چرا ده جائو و خانواده‌اش رو بر نمی‌گردونیم اینجا؟

15:07.459 --> 15:09.731
(عمارت خاندان جی در تونگ جو)

15:12.778 --> 15:13.457
چطوره؟

15:13.778 --> 15:16.018
فهمیدی این بار جین چائو کجا داره می‌ره؟

15:16.937 --> 15:18.898
کی برنامه داره برگرده پایتخت؟

15:19.737 --> 15:21.697
تقریبا سه ساله که اینجا مونده

15:21.817 --> 15:22.498
این درست نیست

15:22.937 --> 15:24.258
اصلا قصد نداره برگرده

15:24.498 --> 15:26.577
برای تجارت

15:26.778 --> 15:29.178
یه کشتی پر کالا از جیانگ نان وارد کرده

15:29.571 --> 15:31.138
امروز صبح رفته بود انبار

15:31.138 --> 15:32.498
و همین چند لحظه پیش برگشت

15:33.898 --> 15:35.178
بانوی بزرگ جی

15:35.538 --> 15:38.217
می‌ذاره بدون اینکه حتی به من خبر بده
اینجا بمونه و عزاداری کنه

15:38.577 --> 15:39.737
اونم به من که رئیس خونه‌ام

15:39.937 --> 15:41.538
مگه اینجا خونه‌ی جین چائوئه؟

15:42.097 --> 15:42.857
یائو آر کجاست؟

15:43.258 --> 15:43.937
همین الان

15:43.937 --> 15:45.378
از غرفه‌ی شیانگ هه برگشته

15:45.697 --> 15:47.018
شنیدن که بانو جین چائو اینجاست

15:47.217 --> 15:48.697
و مستقیم دوییدن به سمت حیاطش

15:49.337 --> 15:50.697
پسر احمقم

15:51.298 --> 15:52.258
برو اونجا

15:52.697 --> 15:55.057
و بهش بگو... بگو حالم خوب نیست

15:55.378 --> 15:56.337
یائو آر رو برگردون

15:56.737 --> 15:57.298
چشم

15:58.178 --> 15:59.817
ولش کن؛ خودم می‌رم

16:08.697 --> 16:10.457
<i>پس از امروز شروع کن بهش فکر کن</i>

16:12.898 --> 16:14.258
<i>منتظر جوابت می‌مونم</i>

16:28.771 --> 16:29.603
دفتر ثبت اسناد زمین خاندان جی)
(استان پینگ یانگ، شان شی، سرزمین یان

16:34.457 --> 16:35.178
چی شده؟

16:35.498 --> 16:36.577
فهمیدی؟

16:37.898 --> 16:39.018
توضیح بده ببینم

16:39.778 --> 16:40.857
تو مخفیانه

16:40.857 --> 16:42.498
زمین خریدی

16:42.857 --> 16:43.977
و توی شان شی غرفه باز کردی

16:44.258 --> 16:44.977
چیکار می‌خوای بکنی؟

16:45.898 --> 16:47.538
مخفیانه نخریدم

16:47.737 --> 16:50.778
اگه واقعا مخفیانه خریده بودم، تو نمی‌فهمیدی

16:51.418 --> 16:52.697
فکر می‌کنی کار اشتباهی نکردی؟

16:52.857 --> 16:54.378
گو جین چائو، چه نقشه‌ای کشیدی؟

16:55.577 --> 16:56.937
نقشه‌ای ندارم

16:58.697 --> 17:02.178
فقط شنیدم که شان شی نسبتا
با زن‌هایی که کار می‌کنن مدارا می‌کنه

17:02.577 --> 17:04.338
برای همین شاید یه روزی برم اونجا

17:04.898 --> 17:06.858
برای همین دارم زودتر آماده می‌شم

17:09.257 --> 17:12.217
مدارا با زن‌های تاجر؟ چی؟

17:13.178 --> 17:14.618
یه روزی؟ کی؟

17:15.618 --> 17:17.138
مگه قرار نیست ازدواج کنی؟

17:18.457 --> 17:19.777
به ازدواج فکر نکردم

17:19.858 --> 17:20.457
!گستاخیه

17:22.138 --> 17:23.017
چیکار داری می‌کنی؟

17:24.058 --> 17:25.058
!ترسوندیم -
!ترسوندیم -

17:29.138 --> 17:29.937
من مخالفم

17:31.058 --> 17:32.058
چه برسه به مادربزرگ

17:32.058 --> 17:33.187
من اول از همه مخالفم

17:33.297 --> 17:34.378
تو چه حقی داری؟

17:34.497 --> 17:35.217
...چون

17:41.378 --> 17:42.098
می‌دونم

17:42.777 --> 17:44.058
تو به خاطر

17:45.017 --> 17:46.418
اون وضعیت عمه هان ترسیدی

17:47.618 --> 17:49.697
ام... اما این مثل تجارته

17:50.178 --> 17:52.578
خیلی‌ها کلی ضرر می‌کنن

17:53.098 --> 17:54.737
اما این که معنی نمی‌ده کلا دست بکشی

17:57.457 --> 17:58.457
تو نمی‌فهمی

17:58.457 --> 17:59.497
چرا؟

18:07.257 --> 18:08.537
اگه ترسیدی

18:09.418 --> 18:10.618
چرا با من ازدواج نمی‌کنی؟

18:11.098 --> 18:12.217
...من -
!مزخرف نگو -

18:12.537 --> 18:13.777
جدی می‌گم

18:14.297 --> 18:17.098
مادربزرگ در اصل می‌خواست ما با هم باشیم

18:18.257 --> 18:19.297
از من خوشت میاد؟

18:20.457 --> 18:21.058
...من

18:24.098 --> 18:25.858
...م..من فقط نگرانم

18:26.457 --> 18:28.217
نگران توام

18:28.697 --> 18:30.098
می‌ترسم که هیچوقت ازدواج نکنی

18:30.697 --> 18:31.818
اگه با من ازدواج کنی

18:32.217 --> 18:34.898
بهت قول می‌دم دیگه هیچوقت با ترس زندگی نکنی

18:36.858 --> 18:37.977
سلام، بانو جی

18:38.497 --> 18:39.017
زود باش

18:39.017 --> 18:39.578
بانو جی

18:43.437 --> 18:43.937
مادر

18:43.937 --> 18:44.898
سلام، زن دایی

18:46.058 --> 18:48.858
این وقت شب با در بسته دارین چیکار می‌کنین؟

18:50.138 --> 18:53.378
داشتیم درباره‌ی تأسیس یه غرفه‌ی تبدیل پول توی جیانگ نان حرف می‌زدیم

18:54.497 --> 18:55.418
محرمانه‌ست

18:55.418 --> 18:56.257
برای همین در رو بستیم

18:57.697 --> 18:58.977
فهمیدم

19:00.338 --> 19:02.578
پدرت می‌خواد تو رو ببینه

19:02.818 --> 19:04.457
می‌خواد باهات حرف بزنه

19:06.818 --> 19:07.338
باشه

19:14.618 --> 19:15.618
جین چائو

19:16.378 --> 19:17.937
دوره‌ی عزاداری تموم شده دیگه

19:18.178 --> 19:19.818
کی می‌خوای برگردی؟

19:21.098 --> 19:21.858
تصمیم نگرفتم

19:23.217 --> 19:23.858
چی شده؟

19:24.977 --> 19:27.338
زن‌دایی، می‌خوای من برم؟

19:28.898 --> 19:30.257
جرأت ندارم اینو بگم

19:31.537 --> 19:33.618
با اینکه تو عضو خاندان جی نیستی

19:34.138 --> 19:36.138
اما تو موردعلاقه‌ی مادری

19:36.937 --> 19:39.098
جرأت ندارم به تو بگم بری

19:45.697 --> 19:46.338
بانو

19:46.898 --> 19:49.217
چرا بانو جی انقدر با طعنه حرف می‌زنه؟

19:50.017 --> 19:50.578
ولش کن مهم نیست

19:51.457 --> 19:53.697
به خاطر یائو آر، ازش کینه‌ای به دل نمی‌گیرم

19:54.977 --> 19:56.338
(عمارت خاندان چن)
همین الان به قصر پیغام دادم

19:56.338 --> 19:57.378
که حالم خوب نیست

19:57.618 --> 19:58.578
و نصف روز مرخصی گرفتم

19:59.178 --> 19:59.737
ارباب یان یون

19:59.977 --> 20:01.457
مگه شما نگفتین بیخیال بانو گو بشیم

20:01.457 --> 20:02.618
و بهش فرصت بدیم فکر کنه؟

20:02.858 --> 20:04.418
چرا الان انقدر عجله دارین خودتون رو بهش برسونین؟

20:05.338 --> 20:07.777
چند روز پیش، یه محموله کالا از جیانگ نان فرستاده

20:08.058 --> 20:09.737
که می‌خواد اونا رو توی شان شی بفروشه

20:11.017 --> 20:13.138
توی کار تجارت خیلی محافظه‌کاره

20:14.297 --> 20:16.537
می‌ترسم خودش شخصا کنترلش رو به عهده بگیره

20:17.737 --> 20:19.898
و همراه کالاها تا خود شان شی بره

20:20.858 --> 20:22.178
اونوقت دردسر می‌شه

20:23.898 --> 20:24.398
بریم

20:29.257 --> 20:30.457
خب، بیاین برگردیم

20:30.481 --> 20:35.181
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

20:35.267 --> 20:39.171
(انبار خاندان جی)

20:42.257 --> 20:42.898
بانو

20:45.017 --> 20:45.618
عمو پینگ

20:45.737 --> 20:46.898
اسب‌ها غذا خوردن

20:47.017 --> 20:48.858
تا یه ربع دیگه می‌تونیم بریم

20:49.457 --> 20:49.957
خوبه

20:50.898 --> 20:51.537
عمو پینگ

20:51.697 --> 20:53.098
نفوذ یه محلی از یه غریبه قوی‌تره

20:53.217 --> 20:54.098
وقتی رفتی اونجا

20:54.418 --> 20:56.138
هر جا لازم بود احترام بذار

20:56.578 --> 20:57.697
زود وارد رقابت نشو

20:58.058 --> 20:59.098
بیا

20:59.098 --> 21:00.138
به قیمت محلی بفروشیم

21:00.418 --> 21:03.898
یا حتی یه کم بیشتر

21:04.178 --> 21:04.977
تا به دردسر برنخوری

21:08.418 --> 21:10.338
هر وقت جای پامون محکم شد
بعد یه فکر اساسی می‌کنیم

21:12.058 --> 21:14.217
پس من می‌رم همه چی رو بررسی کنم

21:18.898 --> 21:20.017
همه چی رو با دقت بررسی کنین

21:22.418 --> 21:23.331
بریم، بانو

21:26.937 --> 21:27.497
بانو

21:28.058 --> 21:28.898
ارباب یان یونه

21:40.858 --> 21:41.977
چرا اینجاست؟

21:49.858 --> 21:50.618
ارباب یان یون

21:51.457 --> 21:52.178
گو جین چائو

21:53.578 --> 21:55.098
این جواب نهاییت به منه؟

21:57.338 --> 22:00.537
واقعا نمی‌خوای دیگه بهش فکر کنی؟

22:03.058 --> 22:06.937
من... من نباید انقدر بهت آسون می‌گرفتم

22:07.217 --> 22:09.818
داری می‌ری؟ به شان شی؟

22:12.138 --> 22:13.457
کی گفته من دارم می‌رم شان شی؟

22:13.777 --> 22:15.858
فقط اومدم عمو پینگ رو بدرقه کنم

22:18.777 --> 22:19.898
خو...خودم بهش رسیدگی می‌کنم

22:25.178 --> 22:26.578
به شان شی نمی‌ری؟

22:26.937 --> 22:27.457
مواظب باش

22:31.217 --> 22:32.138
خب پس

22:32.457 --> 22:33.418
برو

22:34.418 --> 22:35.058
...من

22:37.418 --> 22:38.297
می‌رم چایی بخورم

22:39.138 --> 22:39.971
منتظرت می‌مونم

22:45.138 --> 22:46.898
بانو، دیگه می‌تونیم بریم

22:47.818 --> 22:49.098
خیلی مواظب خودت باش

22:49.818 --> 22:51.257
مواظب خودتون باشین، بانو

22:54.937 --> 22:55.697
حرکت

23:19.618 --> 23:22.497
<i>این مرد انگار عوض شده</i>

23:33.297 --> 23:34.457
امروز مرخصی‌ای؟

23:35.697 --> 23:36.297
نه

23:43.178 --> 23:45.818
پس امور دربار

23:46.737 --> 23:47.658
چندان زیاد نیست؟

23:56.217 --> 23:58.378
مادربزرگم به بائو پینگ رفته

23:58.737 --> 24:01.017
برادر یائو هم امروز برگشته پایتخت

24:03.338 --> 24:04.858
دایی و زن‌دایی هر دو اینجان

24:05.098 --> 24:08.178
بهشون بگم بیان باهات حرف بزنن؟

24:09.058 --> 24:10.818
من هنوز این یه فنجون چایی رو تموم نکردم

24:11.138 --> 24:12.217
که داری می‌فرستیم برم؟

24:13.418 --> 24:14.418
نه، نه

24:16.818 --> 24:17.578
خب باشه

24:17.937 --> 24:18.898
نیاز نیست کس دیگه‌ای رو صدا کنی

24:19.977 --> 24:21.858
امروز، اومدم خودت رو ببینم

24:36.977 --> 24:39.457
تو...تو، جلوتر نیا

24:40.098 --> 24:41.737
بیا درست صحبت کنیم

24:44.977 --> 24:45.618
باشه

24:47.977 --> 24:49.818
اون چیزی که توی معبد بائو شیانگ بهت گفتم

24:50.777 --> 24:52.418
خوب بهش فکر کردی؟

24:53.977 --> 24:54.818
کدوم بخشش؟

24:56.578 --> 24:57.697
که من در نظر بگیری

25:00.297 --> 25:01.497
مگه بهت نگفتم؟

25:02.058 --> 25:02.937
نه

25:05.217 --> 25:06.457
گو جین چائو

25:08.697 --> 25:09.818
با این وضعیتی که الان داری

25:09.977 --> 25:11.497
توقع نداشته باش درخور و مناسب حرف بزنم

25:11.818 --> 25:12.537
همراه من برگرد

25:15.537 --> 25:17.178
شاید زیر نظر من

25:17.697 --> 25:19.058
بتونی بهش فکر کنی

25:19.737 --> 25:20.237
...تو

25:21.777 --> 25:24.578
!هی، داری از قدرتت سوءاستفاده می‌کنی

25:24.818 --> 25:26.257
یه بار که چیزی نمی‌شه

25:27.457 --> 25:30.338
به هر حال خاندان جی خیلی وقته که
حساب‌هاشون رو به من تحویل ندادن

25:30.338 --> 25:31.257
!مزخرفه

25:31.537 --> 25:32.771
ما که همیشه تحویلشون می‌دادیم

25:32.937 --> 25:34.297
کارکنان رده‌پایین انجام این کار رو به عهده دارن

25:35.017 --> 25:36.418
ممکنه اشتباهی شده باشه

25:37.697 --> 25:39.777
می‌خوام خودم شخصا بررسی کنم

25:47.558 --> 25:48.058
بانو

25:48.058 --> 25:48.737
دایه جائو

25:49.658 --> 25:50.497
چطور پیش رفت؟

25:55.378 --> 25:56.418
ارباب یان یون آدم قابل اعتمادیه

25:56.777 --> 25:57.737
می‌تونی راحت حرفت رو بزنی

25:57.761 --> 25:59.273
(قشنگ مثل خری که بهش تیتاب طلایی دادن ذوق کرد)

25:59.297 --> 25:59.898
بله

26:00.457 --> 26:01.818
همونطور که دستور دادین

26:02.017 --> 26:05.217
من هر چیزی که بانو هان
به خاندان گو آوردن رو فهرست کردم

26:05.297 --> 26:07.697
توی یه صندوق، این رو پیدا کردم

26:14.658 --> 26:15.537
سفته؟

26:16.931 --> 26:18.257
(سفته)

26:18.257 --> 26:19.777
بیست هزار تیل نقره

26:20.937 --> 26:23.138
این بانوی بزگ گو، متولد فنگ، کی هست؟

26:23.497 --> 26:24.618
اون بانوی بزرگ گوئه

26:24.898 --> 26:27.178
با دیدن این یادم اومد

26:27.818 --> 26:29.737
اون اوایل، وقتی بانو هان تازه با ارباب گو ازدواج کرده بود

26:29.937 --> 26:31.459
توی عمارت اجدادی دا شین زندگی می‌کردن

26:31.898 --> 26:33.737
یه روز بانوی بزرگ گو اومد پیششون

26:34.178 --> 26:36.098
و خواست بیست هزار تیل قرض بگیره

26:37.378 --> 26:39.098
بانو هان خجالت کشید نه بگه، پس قبول کردن

26:39.697 --> 26:40.578
کی فکرش رو می‌کرد

26:40.818 --> 26:41.977
حتی بعد از بیست سال

26:42.537 --> 26:43.898
هنوز پس نداده باشتش؟

26:44.697 --> 26:45.977
مادر که پیگیر نبود

26:46.418 --> 26:48.457
بقیه هم عجله‌ای برای پس دادن نداشتن

26:50.378 --> 26:52.017
بانوی بزرگ گو هیچوقت به این اشاره نکرد

26:52.977 --> 26:55.217
که چرا همچین پول زیادی رو لازم داشته؟

26:55.697 --> 26:56.937
واقعا نمی‌دونم

26:57.378 --> 27:00.058
هیچ خاندان برجسته‌ای توی پایتخت به اندازه‌ی کافی نقره نداره

27:00.777 --> 27:03.297
کمتر کسی می‌تونه مثل پدرت

27:03.457 --> 27:04.658
امور مالی رو انقدر منظم مدیریت کنه

27:04.937 --> 27:06.457
آه، راستی یادم رفت یه چیزی بهت بگم

27:07.178 --> 27:11.418
دیروز پدرت همراه با خواهرت به  دا شین برگشتن

27:13.418 --> 27:15.618
دارن برمی‌گردن عمارت اجدادی؟

27:16.178 --> 27:17.098
اینطور فکر می‌کنم

27:17.618 --> 27:19.818
پدرت بیوه‌ست و باید تنهایی دخترش رو بزرگ کنه

27:20.537 --> 27:22.178
پس طبیعیه که برگرده

27:22.658 --> 27:24.017
در مورد اقوامت توی دا شین

27:25.537 --> 27:29.457
دخترعموت داره با پسر معاون
وزارت عدلیه یائو پینگ ازدواج می‌کنه

27:29.697 --> 27:31.777
عروسی‌های مجلل این روزها
توی پایتخت خیلی رواج پیدا کرده

27:32.067 --> 27:34.098
برای کسایی که با شخصی بالاتر
از جایگاه اجتماعیشون ازدواج می‌کنن سخته

27:34.098 --> 27:36.737
احتمالا برای جهیزیه حسابی به تنگنا خوردن

27:38.777 --> 27:40.858
چشمشون به پول ما افتاده؟

27:41.898 --> 27:43.578
چه نقشه‌ی زیرکانه‌ای

27:45.297 --> 27:47.537
بدبختانه با من طرفن

27:48.138 --> 27:49.378
برگشتن خونه؟

27:49.898 --> 27:50.777
پس منم می‌رم

28:00.418 --> 28:02.138
اینطوری دیگه سوءاستفاده از قدرت نیست

28:06.915 --> 28:08.818
(ترازوی ستاره)

28:08.818 --> 28:10.578
شنیدم ارباب یان یون اینجا بوده

28:11.138 --> 28:12.658
برای همین فوری برگشتم

28:13.017 --> 28:14.697
اما بازم دیر رسیدم

28:16.697 --> 28:17.737
برای کار اومده بود

28:17.977 --> 28:18.977
و امروز رفت

28:19.297 --> 28:21.257
گفت شب باید بره سر کار

28:23.578 --> 28:24.418
!یکی بیاد

28:26.777 --> 28:29.457
این بشقاب کوفته قلقلی گوشت خردشده
رو به انجمن خاندان جی

28:29.898 --> 28:30.818
برای رونگ آر ببر

28:30.977 --> 28:32.257
اون داره به سختی درس می‌خونه

28:32.323 --> 28:33.578
و بیشتر وقت‌ها شب‌ها گشنه‌اش می‌شه

28:33.697 --> 28:34.257
چشم

28:38.257 --> 28:39.457
بانو جی اینجان

28:42.257 --> 28:43.338
مادر

28:46.673 --> 28:47.673
بانو شو رفت؟

28:48.017 --> 28:49.338
اون برگشت

28:51.497 --> 28:52.418
بیشتر بخور

28:53.618 --> 28:55.217
همیشه سرت با کار شلوغه

28:55.418 --> 28:56.618
وزن کم کردی

28:56.818 --> 28:57.898
!کم نکردم

28:57.898 --> 28:58.977
فقط یه کم قد کشیدم

28:59.098 --> 29:00.257
جدنی؟

29:00.578 --> 29:02.098
دوباره بلندتر شدی؟

29:03.618 --> 29:06.737
بعدا به آشپزخونه می‌گم برات سوپ مقوی درست کنن

29:06.818 --> 29:08.058
تا دوباره قوی بشی

29:15.578 --> 29:16.898
حالا تو چرا انقدر ذوق کردی

29:17.497 --> 29:19.098
چه خبر خوبی گرفتی؟

29:20.497 --> 29:22.138
متوجهش شدین

29:22.898 --> 29:26.497
می‌دونین چرا بانو شو امروز اومد دیدنم؟

29:27.178 --> 29:28.338
چرا؟

29:28.898 --> 29:31.017
اومد تا از یائو آر خواستگاری کنه

29:31.378 --> 29:32.418
واقعا؟

29:33.618 --> 29:35.017
کدوم خاندان؟

29:35.378 --> 29:37.858
بانو لی از دروازه‌ی شرقی

29:37.977 --> 29:39.378
خاندان لی؟

29:39.858 --> 29:41.378
نسبتا معمولی‌ان

29:43.697 --> 29:45.297
منم همینطور فکر می‌کنم

29:45.818 --> 29:47.578
ولی بانو شو گفت

29:48.178 --> 29:51.257
کار خاندان لی به اندازه‌ی کار ما بزرگ نیست

29:51.578 --> 29:53.537
ولی یه خاندان بزرگ

29:54.017 --> 29:55.497
و هماهنگن

29:56.537 --> 29:59.338
مادر بانو لی، بانوی سوم

29:59.858 --> 30:01.578
!واقعا زن سعادتمندیه

30:02.338 --> 30:04.148
به علاوه بانو لی

30:04.148 --> 30:07.537
توی 37 سالگی، حتی یه دوقلو داشت

30:09.618 --> 30:11.618
الان، در آستانه‌ی 40 سالگی

30:12.297 --> 30:15.217
والدین واقعیش هنوز زنده‌ان

30:15.937 --> 30:19.178
موافق نیستین که اون خیلی سعادتمنده؟

30:19.418 --> 30:20.578
داشتم فکر می‌کردم

30:20.818 --> 30:23.537
یائو آر هیچ برادر یا خواهری نداره

30:25.017 --> 30:26.898
منظورت چیه؟

30:26.977 --> 30:28.737
مادر، اشتباه متوجه شدین

30:29.058 --> 30:30.858
منظورم این نبود

30:31.017 --> 30:34.297
یائو آر تنها پسرمه

30:34.697 --> 30:39.098
طبیعتا، امیدوارم که بتونه با یه دختر خوش‌شانس ازدواج کنه
(زن‌دایی روباه صفت به روایت تصویر)

30:41.818 --> 30:45.017
زن‌دایی، می‌دونم

30:45.658 --> 30:46.618
که منظورتون چیه

30:47.418 --> 30:50.937
فقط نگرانین که مادربزرگ من رو با یائو آر نامزد کنه

30:53.178 --> 30:54.697
قبلا نمی‌خواستم باهاش ازدواج کنم

30:55.497 --> 30:58.578
اما اگه مدام به مادر فقیدم اشاره کنین

30:59.457 --> 31:00.697
ممکنه نظرم رو عوض کنم

31:00.737 --> 31:01.237
!تو

31:01.338 --> 31:02.497
من یه دختر خوش‌شانس نیستم

31:02.618 --> 31:05.777
عالیه، پس می‌تونم از یائو آر یه کم شانس خوب قرض بگیرم

31:05.937 --> 31:06.437
!تو

31:08.178 --> 31:09.098
مادر

31:09.098 --> 31:09.777
برو بیرون

31:10.937 --> 31:11.697
!برو بیرون

31:23.171 --> 31:23.858
(درخشش)

31:23.858 --> 31:24.818
مادربزرگ

31:25.937 --> 31:26.977
دو روز دیگه

31:28.058 --> 31:30.017
برنامه دارم که برگردم پایتخت

31:31.858 --> 31:33.378
برمی‌گردی پیش خاندان گو؟

31:35.178 --> 31:38.618
لازم نیست حرف‌های زن‌داییت رو به دل بگیری

31:39.297 --> 31:42.378
اون اینجا تصمیم‌گیرنده نیست

31:42.818 --> 31:44.217
به کوچه‌ی سی لی برنمی‌گردم

31:44.737 --> 31:46.977
بلکه به عمارت اجدادیم توی دا شین برمی‌گردم

31:49.618 --> 31:50.697
چه خبره؟

31:51.338 --> 31:54.697
شنیدم که پدر داره شعبه‌ی چهارم رو می‌بره به عمارت اجدادی

31:56.017 --> 31:59.977
هر چند هنوز دلیل دقیقش رو نفهمیدم

32:00.898 --> 32:03.497
احتمالا برای تجدید دیدار نیست

32:04.178 --> 32:06.858
!ای دختره‌ی چشم سفید

32:07.338 --> 32:08.457
لطفا حرفم رو گوش کنین

32:08.618 --> 32:11.937
دایه جو بین وسایل مادر یه سفته پیدا کرد

32:12.217 --> 32:13.058
سفته؟

32:14.017 --> 32:15.217
مال 20 سال پیشه

32:15.457 --> 32:16.777
بیست هزار تیل نقره

32:17.058 --> 32:19.818
مادربزرگم اون رو مستقیما از مادرم قرض گرفته بود

32:21.578 --> 32:22.338
یه نگاهی بنداز

32:24.675 --> 32:28.618
(سفته)

32:28.618 --> 32:32.818
مادرت تا زمانی که زنده بود
در موردش هیچی بهم نگفته بود

32:36.138 --> 32:40.098
می‌خوای برگردی و این بدهی رو پس بگیری؟

32:40.618 --> 32:41.618
البته

32:41.937 --> 32:43.058
!بیست هزار تیل نقره

32:43.338 --> 32:46.058
بیست سال سود مرکب
تصور کنین چقدر می‌شه

32:49.818 --> 32:51.217
باید پس گرفته بشه

32:52.737 --> 32:54.138
نه فقط بدهی

32:55.338 --> 32:58.098
وقتی مادرت ازدواج کرد
خاندان گو هنوز از هم نپاشیده بودن

32:58.297 --> 33:00.697
و همه‌ی جهیزیه‌اش فرستاده شدن به دا شین

33:01.777 --> 33:03.858
بعدا، وقتی از هم جدا شدن
و موجودی غرفه‌ها رو بررسی کردن

33:04.257 --> 33:05.858
خیلی چیزها کم بود

33:07.217 --> 33:10.178
یه دست اثاثیه‌ی چوب رز با

33:10.977 --> 33:13.937
چوب شمشاد عوض شده بود

33:15.578 --> 33:16.737
مادرت ضعیف بود

33:17.217 --> 33:19.457
و این موضوع رو قورت داد و پذیرفتش

33:21.378 --> 33:22.977
از اونجایی که داری می‌ری دا شین

33:23.338 --> 33:25.937
شاید بهتر باشه همه چیز رو پس بگیری

33:29.297 --> 33:32.537
پس، با برگشتنم موافقی؟

33:36.017 --> 33:38.017
بچه‌ای هستی که افکار و نظرات خودت رو داری

33:38.937 --> 33:40.178
خودت می‌دونی چه کاری انجام بدی

33:40.178 --> 33:41.497
و چه کاری انجام ندی

33:42.178 --> 33:44.457
همیشه قضاوت خوبی داشتی

33:46.058 --> 33:48.497
هر چند جدایی ازت رو تحمل نمی‌کنم

33:49.257 --> 33:50.537
اما این رو هم می‌دونم
بچه‌ای که توی عمارت زندانی بشه

33:51.418 --> 33:54.297
به بزرگی و عظمت نمی‌رسه

33:55.138 --> 33:57.578
اگه می‌خوای بری، پس برو

33:59.178 --> 34:01.217
ولی یه چیز یادت باشه

34:01.658 --> 34:04.508
اینجا همیشه خونه‌ات می‌مونه

34:04.508 --> 34:07.378
هر موقع خواستی می‌تونی برگردی

34:07.898 --> 34:08.737
فهمیدی؟

34:11.018 --> 34:11.897
می‌دونم

34:14.138 --> 34:17.377
مادربزرگ، بیشتر از همه دلم براتون تنگ می‌شه

34:19.178 --> 34:21.777
منم دلم برات تنگ می‌شه

34:24.938 --> 34:25.578
ممنون

34:31.857 --> 34:35.297
ارباب، دروازه‌بان گفت
ارباب گو برگشته به عمارت اجدادیش

34:35.297 --> 34:37.058
چند روز قبل، رفتن دا شین

34:38.058 --> 34:38.817
و گو جین چائو؟

34:39.658 --> 34:42.458
گفتن دیروز رسیده پایتخت

34:42.777 --> 34:43.777
اول برگشت اینجا

34:43.777 --> 34:44.658
یه سری وسیله جمع کرد

34:44.777 --> 34:45.978
و رفت سمت دا شین

34:48.178 --> 34:49.337
!اون دختر ناسپاس

34:49.498 --> 34:51.058
!حتی بدون اینکه بهم بگه رفت

34:55.618 --> 34:56.697
عرض ادب، مادربزرگ

35:00.658 --> 35:01.257
بشین

35:03.178 --> 35:04.138
ممنون، مادربزرگ

35:06.938 --> 35:09.098
چرا رونگ آر رو با خودت نیاوردی؟

35:10.257 --> 35:12.817
مهم نیست چه اتفاقی بیفته، خاندان جی

35:13.217 --> 35:14.377
فقط اقوام مادری و تاجرتن

35:15.058 --> 35:17.458
رونگ آر تنها وارث پسر چهارممه

35:17.618 --> 35:19.018
آزمون سلطنتی رو می‌ده

35:20.058 --> 35:23.098
نباید تمام روز رو صرف معاشرت با تاجرها کنه

35:23.377 --> 35:26.498
باید برگرده خونه و روی درس‌هاش تمرکز کنه

35:26.817 --> 35:29.337
من هم همین فکر رو دارم

35:31.938 --> 35:34.897
مادربزرگ، هر چند خاندان جی تاجرن

35:35.538 --> 35:38.417
انجمن خاندانشون حتی توی پایتخت هم مشهوره

35:39.257 --> 35:42.458
حتی ارباب شوان چینگ هم
یه زمانی توی انجمن خاندان جی درس خونده

35:42.978 --> 35:44.578
چرا برادر رونگ نباید شرکت کنه؟

35:46.058 --> 35:46.777
به علاوه

35:46.897 --> 35:48.578
برادر رونگ برگشته به پایتخت

35:48.897 --> 35:51.297
اما مستقیم رفت انجمن کوچه‌ی چی فانگ

35:52.938 --> 35:54.538
پس رونگ آر برگشته؟

35:55.018 --> 35:57.138
چرا اول برنگشت خونه؟

35:57.458 --> 35:58.498
این نظر کی بود؟

35:59.138 --> 36:00.098
مادربزرگ

36:00.417 --> 36:01.618
نظر من بود

36:01.857 --> 36:02.817
تو؟

36:06.018 --> 36:07.817
بدون یه بانوی خاندان

36:08.178 --> 36:09.857
خاندانت واقعا کمبود ادب داره

36:10.857 --> 36:11.458
!ده جائو

36:12.538 --> 36:14.377
لان آر و چائو آر الان بزرگ شدن

36:14.697 --> 36:16.578
دایه‌های خودم را می‌فرستم
تا بهشون آداب معاشرت

36:17.337 --> 36:19.938
و ادب رو درست آموزش بدن

36:21.417 --> 36:24.178
نمی‌تونیم بذاریم وقتی خواستگار براشون اومد
آبرومون بره

36:24.857 --> 36:27.458
مادربزرگ، من و خواهر لان تازه از دوران عزاداری بیرون اومدیم

36:27.978 --> 36:29.417
چرا انقدر برای آشنایی عجله دارین؟

36:30.498 --> 36:33.178
این ادب و نزاکتتونه؟

36:34.257 --> 36:35.217
پس باید ازش بگذریم

36:36.178 --> 36:36.938
جین چائو

36:41.618 --> 36:42.498
مادر

36:43.138 --> 36:45.498
چائو آر تازه برگشت خونه

36:45.897 --> 36:47.297
شاید ادب و نزاکت رو رعایت نکنه

36:47.658 --> 36:49.857
ولی می‌تونیم بعدا درست بهش یاد بدیم

36:52.018 --> 36:52.857
چائو آر

36:53.337 --> 36:54.817
پدرت بهم گفت

36:55.058 --> 36:58.297
الان حساب‌های خاندان شعبه‌ی چهارم رو مدیریت می‌کنی

36:59.417 --> 37:00.138
دایه جائو

37:08.178 --> 37:10.217
همه‌ی حساب‌های خاندان اینجان

37:10.697 --> 37:13.058
(حساب‌های عمارت خاندان گو)
ولی، مادرم سال‌ها بیمار بوده

37:13.178 --> 37:14.138
و مدیریت دست کسی نبوده

37:15.098 --> 37:17.417
و پدرم هم فقط روی کارش تمرکز می‌کنه

37:17.938 --> 37:19.178
پس درآمدمون کمه

37:19.498 --> 37:21.257
امیدوارم ناراحت نشین

37:21.777 --> 37:23.417
نه اصلا

37:28.817 --> 37:30.058
بانوی بزرگ گو، بانو گو

37:30.257 --> 37:31.337
ارباب جوان یه اومدن

37:31.817 --> 37:32.938
اون چرا اومده؟

37:34.817 --> 37:35.857
دلیلش برای اومدن رو گفت؟

37:36.058 --> 37:36.777
نه

37:37.817 --> 37:38.618
دیگه می‌تونی بری

37:38.777 --> 37:39.297
چشم

37:42.737 --> 37:44.138
اون اینجا چیکار می‌کنه؟

37:45.098 --> 37:47.817
ممکنه خاندانمون دردسر
درست کرده باشه، مادر؟

37:48.178 --> 37:49.178
چرت و پرت نگو

37:49.978 --> 37:50.897
اگه اتفاقی افتاده باشه

37:51.138 --> 37:53.098
زن‌عموی پنجم بهمون خبر می‌ده

37:54.498 --> 37:55.257
چی شده؟

37:55.938 --> 37:57.857
ارباب جوان یه زیاد نمیان اینا؟

37:58.897 --> 38:01.098
جین چائو، تو اصلا خبر نداری

38:01.618 --> 38:04.938
ارباب جوان یه دیگه توی دیوان عدالت خدمت می‌کنن

38:05.337 --> 38:08.377
وظایف روزانه‌اشون شامل مصادره و اعدامه

38:08.697 --> 38:09.938
همه‌امون ازش می‌ترسیم

38:10.697 --> 38:13.178
حتی عموی دومت هم دور و برش معذب می‌شه

38:13.337 --> 38:15.337
مادر از قبل به زن‌عموی پنجمت گفت

38:15.458 --> 38:17.217
که ازش بخواد زیاد نیاد اینجا

38:18.737 --> 38:21.377
مادر، به هر حال اون ارباب جوانه

38:21.897 --> 38:24.897
باید بریم بیرون و بهش خوش‌آمد بگیم؟

38:27.058 --> 38:27.857
بهش خوش‌آمد بگیم؟

38:29.018 --> 38:30.098
اون فقط یه زیردسته

38:30.538 --> 38:32.217
از من انتظار استقبال رسمی داره؟

38:33.538 --> 38:34.058
دایه سو

38:34.178 --> 38:34.737
بله

38:35.297 --> 38:37.618
بهش بگو بره به اقامتگاه خواهر‌هاش

38:38.018 --> 38:38.817
و اینجا نیاد

38:39.098 --> 38:39.938
چی گفتین؟

38:45.377 --> 38:47.417
عرض ادب ارباب جوان یه -
عرض ادب ارباب جوان یه -

38:48.458 --> 38:49.618
بانو گو، لطفا بلند بشین

38:50.178 --> 38:53.018
به عنوان یه زیردست
جرات نمی‌کنم استقبال رسمیتون رو قبول کنم

38:54.697 --> 38:56.417
ارباب جوان، حتما شوخی می‌کنین

38:56.697 --> 38:59.337
ادای احترام کردن بهتون لازمه

39:12.337 --> 39:13.337
برای دیدن تو اومدم

39:13.777 --> 39:14.417
بیا بیرون

39:14.978 --> 39:15.857
می‌خوام باهات حرف بزنم

39:35.417 --> 39:36.018
یه شیان

39:45.618 --> 39:46.118
چیه؟

39:46.697 --> 39:47.938
حالا ازم می‌ترسی؟

39:49.178 --> 39:51.018
از کی تا حالا شنواییت انقدر خوب شده؟

39:51.417 --> 39:52.498
حرف‌هایی که پشت سرت زدیم

39:52.697 --> 39:53.697
رو تونستی بشنوی؟

39:55.058 --> 39:57.817
دیوان عدالت کارش جمع‌آوری اطلاعات
و زیر نظر گرفتن مقاماته

39:58.257 --> 40:01.098
فال گوش وایسادن هم بخشی از این کاره

40:02.938 --> 40:03.897
واقعا؟

40:05.817 --> 40:06.498
نه

40:06.938 --> 40:08.777
یه چاقو گذاشتم روی گردن اون خدمتکاره

40:09.138 --> 40:10.538
پس طبیعیه که وقتی کنار در وایستاده بودم

40:11.377 --> 40:12.377
جیکش در نیومد

40:12.618 --> 40:14.538
هر چیزی رو که دلم بخواد رو می‌تونم بشنوم

40:15.857 --> 40:16.978
چرا همچین کاری کردی؟

40:20.217 --> 40:21.538
می‌تونی از یه چیز جدید حرف بزنی؟

40:21.897 --> 40:22.578
چرا این کار رو کردی؟

40:22.578 --> 40:23.498
فایده‌اش چیه؟

40:23.578 --> 40:24.498
چه دلیلی داره؟

40:25.297 --> 40:27.058
از وقتی رفتم به دیوان عدالت

40:27.618 --> 40:29.297
از شنیدن این حرف‌ها خسته شدم

40:31.737 --> 40:33.817
باشه، دیگه نمی‌گم

40:36.697 --> 40:37.417
اون چیه؟

40:40.938 --> 40:43.178
تازه دوتا از فراری‌های دربار رو گرفتم
یه کم خونی شدم

40:45.297 --> 40:45.857
چیه؟

40:47.098 --> 40:48.018
از دیدن این صحنه حالت بد می‌شه؟

40:49.098 --> 40:49.658
خب

40:50.058 --> 40:50.737
تو

40:51.018 --> 40:52.217
برو اون لباست رو عوض کن

40:53.618 --> 40:54.498
!یه شیان، وایسا

40:57.217 --> 40:58.938
!قسم می‌خورم دیگه باهات حرف نمی‌زنم

41:11.697 --> 41:12.377
خیلی خب

41:13.578 --> 41:14.178
...من تو رو می‌شناسم

41:14.178 --> 41:14.897
تو هیچی نمیدونی

41:18.377 --> 41:19.737
چرا این راه رو انتخاب کردی؟

41:23.777 --> 41:25.098
چون به قدرت

41:26.257 --> 41:27.098
و ارتباط نیاز دارم

41:29.618 --> 41:30.297
...نمی‌تونی فقط

41:30.297 --> 41:32.498
نه، خوب بهش فکر کردم

41:33.498 --> 41:34.257
راه دیگه‌ای نیست

41:35.618 --> 41:38.018
این تنها راه برای محافظت از خاندان مرزبانه

41:49.337 --> 41:50.217
...این

41:50.857 --> 41:51.651
یه دستبنده

41:52.995 --> 41:54.337
از اموال مصادره شده‌ست

41:54.978 --> 41:55.938
به طور قانونی به دست اومده

41:56.498 --> 41:57.458
می‌تونی با خیال راحت بپوشیش

42:00.897 --> 42:03.777
...خب -
اگه به نظرت کثیفه فقط بندازش دور -

42:32.195 --> 42:35.843
(ضیافت جاودان)

43:11.018 --> 43:11.737
ببخشید، لیان آر

43:11.737 --> 43:12.817
!سوزن زدی بهم

43:14.377 --> 43:16.138
بـ... ببخشید

43:19.098 --> 43:20.257
بذار من هم بهت سوزن بزنم

43:20.417 --> 43:21.315
و بعد می‌ذارم بری

43:22.737 --> 43:23.658
لیان آر

43:24.138 --> 43:25.337
منظوری نداشتم

43:26.217 --> 43:27.978
!خب که چی؟ تو بهم سوزن زدی

43:28.538 --> 43:29.098
چیه؟

43:29.817 --> 43:31.098
اگه قبول نکنی

43:31.337 --> 43:34.458
به مادربزرگ می‌گم و می‌ذارم خودش قضاوت کنه

43:34.777 --> 43:38.538
مگه دلت نمی‌خواد من از مادربزرگ بخوام
برات یه خواستگار خوب پیدا کنه؟

43:38.737 --> 43:40.098
!دیگه فراموشش کن

43:48.058 --> 43:48.658
!وایسا

43:51.618 --> 43:52.737
چطور جرات می‌کنی سوزن بزنی بهش؟

43:54.297 --> 43:55.857
از قصد باعث شدی بیفته

43:56.257 --> 43:57.578
اتفاقی خورد بهت

43:57.938 --> 43:59.058
که حقت هم هست

44:00.377 --> 44:01.417
خب که چی؟

44:01.578 --> 44:02.737
حالا من آسیب دیدم

44:02.737 --> 44:04.138
به خاطر همین من هم بهش سوزن می‌زنم

44:04.377 --> 44:06.377
چیه؟ داری طرف اون رو می‌گیری؟

44:07.018 --> 44:07.518
باشه

44:08.018 --> 44:09.178
پس من به جای اون تو رو سوزن می‌زنم

44:09.578 --> 44:10.257
!چطور جرات می‌کنی

44:11.897 --> 44:14.178
مادربزرگ همیشه از ادب و وقار صحبت می‌کنه

44:14.777 --> 44:16.817
فکر می‌کردم همه‌اتون مودبین

44:17.938 --> 44:20.178
انگار اینطوری نیست

44:22.058 --> 44:23.697
سعی نکن تحریکم کنی

44:23.938 --> 44:25.217
گول نمی‌خورم

44:25.978 --> 44:26.578
واقعا؟

44:28.777 --> 44:30.897
شنیدم که نامزد ارباب جوان یائو یی

44:31.217 --> 44:33.697
ارباب جوان یائو یه معاون وزیره
خاندانش فرهیخته و آبرومندن

44:34.098 --> 44:37.058
اگه بفهمن عروس آینده‌اشون انقدر غیرمنطقیه

44:37.297 --> 44:38.458
و به خویشاوندی اعتنایی نداره

44:39.217 --> 44:42.098
شاید از این وصلت پشیمون بشن

44:44.018 --> 44:45.618
!چطور جرات می‌کنی

44:45.897 --> 44:46.697
!کافیه

44:49.138 --> 44:49.817
لیان آر

44:50.018 --> 44:50.618
مادربزرگ

44:50.618 --> 44:51.777
چائو آر درست می‌گه

44:53.777 --> 44:55.018
!مادربزرگ

44:55.018 --> 44:56.737
چائو آر، حالا که انقدر منطقی‌ای

44:57.458 --> 44:59.578
باید به من که مادربزرگ پیرتم رسیدگی کنی

44:59.777 --> 45:01.018
بیا پاهام رو ماساژ بده

45:11.178 --> 45:11.938
مادربزرگ

45:13.058 --> 45:14.178
انقدر فشار خوبه؟

45:19.777 --> 45:20.618
اینطوری راحتین؟

45:23.257 --> 45:24.737
حالا که راحتین

45:25.337 --> 45:27.178
می‌تونم یه چیزی رو ازتون بپرسم؟

45:29.018 --> 45:29.777
چیه؟

45:31.857 --> 45:33.098
بیست سال پیش

45:33.417 --> 45:35.697
مادرم 20 هزار تیل نقره بهتون قرض داده بود

45:37.257 --> 45:38.897
چطوری می‌خواین جبرانش کنین؟

45:41.417 --> 45:42.897
کدوم 20 هزار تیل نقره؟

45:44.018 --> 45:45.217
درباره‌ی چی داری حرف می‌زنی؟

45:49.115 --> 45:59.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Silvia ✧ rzvnrshd ✧ nina ✧ یاسی ✧ Tima ✧
✧ ادیت: Azad ✧

46:00.397 --> 46:02.809
╔═.❃❋. ══════╗
 همتای باشکوه
╚══════.❋❃. ═╝

46:16.153 --> 46:18.169
♪روزگاری نقش فصل‌ها رو با قلم می‌زدم♪

46:18.457 --> 46:21.947
♪اما توی شکاف بی‌انتهای زمان گم شدم♪

46:23.897 --> 46:25.853
♪قدرت و نرمی، هر دو به شرابی تلخ بدل شدن♪

46:25.977 --> 46:29.625
♪و هر خیال مشتاقانه‌ای، حسرتی بی‌کران به بار آورد♪

46:31.577 --> 46:33.369
♪گذر خورشید و ماه رو به چشم دیدم♪

46:34.063 --> 46:37.522
♪دریغ که دیگه نور و سایه، هم‌سفر هم نیستن♪

46:38.105 --> 46:45.241
♪یه بیراهه، دوست‌های قدیمی رو مثل مرغ‌های سرگردون دریا از هم جدا کرد♪

46:45.465 --> 46:49.099
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

46:49.253 --> 46:52.057
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

46:53.049 --> 46:56.921
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

46:57.113 --> 47:00.697
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

47:00.889 --> 47:04.729
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

47:04.793 --> 47:08.441
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

47:08.601 --> 47:17.241
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

47:31.865 --> 47:35.449
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

47:35.609 --> 47:38.265
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

47:39.545 --> 47:43.382
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

47:43.483 --> 47:47.097
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

47:47.353 --> 47:51.164
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

47:51.225 --> 47:55.001
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

47:55.097 --> 48:02.097
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

48:02.905 --> 48:13.081
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪
