WEBVTT

00:00.000 --> 00:20.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: rzvnrshd ✧ shi shi ✧ ANNA ✧ Armi ✧

01:20.640 --> 01:26.560
╔═.❃❋. ══════╗ همتای باشکوه╚══════.❋❃. ═╝

01:26.960 --> 01:29.776
❃❋قسمت 27❃❋

01:30.767 --> 01:32.048
خائن‌هایی مثل تو

01:33.328 --> 01:35.888
وقتی کشور داره از هم می‌پاشه، ظاهر می‌شن

01:37.048 --> 01:41.328
به خاطر کشورم تو رو از بین می‌برم، حتی اگه به قیمت جونم باشه

01:44.328 --> 01:48.127
مرزبان، عالیه! حرف نداره

01:48.808 --> 01:52.847
ولی یادت نره، پسرت توی چنگ منه

01:58.048 --> 02:01.808
اگه نمی‌ترسی که خانواده‌ات بی‌وارث بمونه

02:02.367 --> 02:04.127
پس سرم رو از تنم جدا کن

02:04.127 --> 02:04.968
!تو

02:15.128 --> 02:15.967
بزن

02:22.888 --> 02:25.568
سرورم، یه ‌شیان یهو حالش بد شد؛ اوضاعش خوب نیست

02:26.048 --> 02:27.048
تو چیکار کردی؟

02:30.608 --> 02:31.247
برو ببین چه خبره

02:35.792 --> 02:37.648
(اعتراف مرزبان چانگ شینگ)

02:46.027 --> 02:47.027
...خب

02:51.807 --> 02:53.448
هنوز نفس می‌کشه؛ یه طبیب خبر کن

02:53.647 --> 02:56.288
سرورم، یه‌ شیان وارث مرزبان چانگ ‌شینگه

02:56.967 --> 02:59.247
اگه بمیره، عالیجناب ما رو مسئول می‌دونه

02:59.608 --> 03:00.807
طاقت نداریم اینجوری سرزنش بشیم

03:00.807 --> 03:01.888
باشه؛ گزارش بده

03:02.448 --> 03:02.967
اطاعت

03:10.247 --> 03:11.568
این قرص رو قورت بده

03:27.128 --> 03:28.608
من به یه ‌شیان زهر می‌دم

03:29.608 --> 03:31.448
باعث می‌شه خون و انرژی چی سریع بره بالا

03:32.048 --> 03:33.128
و سکته‌ی قلبی می‌کنه

03:34.168 --> 03:36.728
بعد تو می‌ری عیادتش

03:37.487 --> 03:38.647
بذار پادزهر رو بخوره

03:40.247 --> 03:43.247
اگه به‌موقع بخوره، آسیب زیادی به بدنش نمی‌رسه

03:54.967 --> 03:56.568
!بانوی من

03:56.967 --> 03:58.247
چینگ ‌پو، خبری شده؟

04:00.527 --> 04:01.087
بانوی من

04:03.328 --> 04:06.048
ارباب یه جوان و مرزبان رو آزاد کردن و برگشتن خونه

04:07.207 --> 04:07.967
!عالیه

04:10.848 --> 04:13.608
وایسا؛ حالا که برگشتن

04:13.888 --> 04:15.087
نیازی نیست به عیادتش برم

04:17.608 --> 04:19.608
می‌ذارم خاله‌ی پنجم اینو برسونه

04:21.048 --> 04:21.548
بریم

04:24.728 --> 04:27.807
بانو یه؛ اگه امروز جرات کنی از عمارت گو بری بیرون

04:28.408 --> 04:29.848
دیگه فکر نکن می‌تونی برگردی

04:30.088 --> 04:31.927
باشه؛ به هر حال برام مهم نیست

04:38.768 --> 04:39.327
برو سر کارت

04:39.927 --> 04:42.048
مهم نباشه یا باشه، نمی‌تونی بری

04:43.447 --> 04:45.367
امروز نه فقط تو

04:45.968 --> 04:47.447
هیچکس، کوچیک و بزرگ

04:47.768 --> 04:50.247
بدون دستور من نمی‌تونه بره بیرون

04:50.528 --> 04:51.088
!تو

04:51.088 --> 04:53.327
مادربزرگ، داری جلوش رو می‌گیری

04:53.567 --> 04:56.327
چون می‌دونی ارباب فو می‌خواد مرزبان چانگ ‌شینگ رو محاکمه کنه

04:56.567 --> 04:57.872
و می‌ترسی ما رو هم تحت تأثیر قرار بده؟

04:58.048 --> 04:58.567
دقیقا

04:59.927 --> 05:03.127
این مسئله‌ی مرگ و زندگیه؛ باید جدی بگیرمش

05:03.648 --> 05:06.447
اما فکر کردی اگه ارباب فو شکست بخوره چی می‌شه؟

05:08.288 --> 05:11.208
خیلی از ژنرال‌های سلسله‌ی ما قبلا زیردست مرزبان بودن

05:11.807 --> 05:12.887
حالا که این بلا سرش اومده

05:13.127 --> 05:14.256
به عنوان فامیلش

05:14.256 --> 05:16.816
ما جلوی خاله‌ی پنجم رو می‌گیریم تا نره خونه به وظیفه‌ی فرزندیش عمل کنه

05:17.088 --> 05:19.367
فکرش رو بکن وقتی این قضیه پخش بشه چه آبروریزی‌ای می‌شه

05:19.887 --> 05:23.088
اگه مرزبان دوباره به قدرت برسه و بخواد انتقام بگیره

05:23.487 --> 05:27.567
خانواده‌ی ما می‌تونه جلوی انتقام اشراف‌زاده‌های نظامی رو بگیره؟

05:28.768 --> 05:29.608
منظورت چیه؟

05:31.327 --> 05:35.367
ارباب چن به تو گفته مرزبان می‌تونه از این قضیه جون سالم به در ببره؟

05:36.887 --> 05:38.447
اون هیچوقت این چیزها رو به من نمی‌گه

05:39.408 --> 05:41.567
فقط روزنامه‌های اخیر دربار رو بخون

05:41.968 --> 05:44.887
مذاکرات صلح ما با وحشی‌ها هنوز به نتیجه نرسیده

05:45.447 --> 05:47.408
اگه مذاکره نشه، جنگ می‌شه

05:48.247 --> 05:49.367
...وقتی جنگ بشه

05:52.007 --> 05:54.968
اگه جای تو بودم، چشم‌پوشی می‌کردم

05:55.567 --> 05:56.728
و می‌ذاشتم خاله‌ی پنجم بره

05:57.127 --> 05:59.127
چه مرزبان جون سالم به در ببره چه نه

05:59.567 --> 06:01.848
اگه بازخواست شیم، فقط می‌تونیم بهشون بگیم

06:02.327 --> 06:03.447
که ما فامیل هستیم

06:03.887 --> 06:05.807
و وظیفه‌ی فامیلی داریم

06:08.768 --> 06:11.367
بانو، پیام‌رسان‌های عمارت مرزبان چانگ ‌شینگ اومدن

06:11.687 --> 06:14.327
ارباب یه جوان توی زندان یهو سکته‌ی قلبی کرده

06:14.687 --> 06:18.408
و مرزبان هم از حال رفته و بردنش خونه برای معالجه

06:19.007 --> 06:21.168
از شما می‌خوان که خاله‌ی پنجم برگرده خونه ازشون مراقبت کنه

06:21.927 --> 06:23.728
!الان می‌رم

06:23.927 --> 06:26.168
خاله‌ی پنجم، کالسکه‌ی من رو بردار

06:26.367 --> 06:27.208
بدرقه‌ات می‌کنم

06:27.487 --> 06:28.007
بریم

06:41.288 --> 06:44.327
خاله‌ی پنجم، باید یه چیزی بهت بگم

06:44.687 --> 06:47.447
اما قسم بخور به هیچکسی نگی

06:48.127 --> 06:50.007
حتی به مرزبان و همسر مرزبان

06:51.088 --> 06:54.247
وگرنه عمارت مرزبان به خطر میفته

06:55.168 --> 06:57.487
اگه به امنیت خونه مربوطه، هیچی نمی‌گم

06:59.127 --> 07:00.007
راستش

07:01.247 --> 07:04.487
سکته‌ی قلبی یه‌ شیان طبیعی نبوده؛ با دارو

07:05.447 --> 07:06.447
سکته کرده

07:07.408 --> 07:09.927
تنها راه نجات مرزبان همین بود

07:11.327 --> 07:13.648
عالیجناب می‌خواد از مرزبان چانگ‌ شینگ حمایت کنه

07:13.648 --> 07:15.487
اما نمی‌تونه علنا با ارباب فو مخالفت کنه

07:16.127 --> 07:17.687
با این ذات سرسخت مرزبان

07:18.007 --> 07:21.408
حتی شکنجه هم نمی‌تونست وادارش کنه حرف بزنه

07:22.048 --> 07:22.896
ممکنه حتی

07:25.168 --> 07:28.728
حرف‌های شورشگرانه بزنه و قضیه رو بدتر کنه

07:30.447 --> 07:34.208
برای همین یه ‌شیان مجبور شد با اون بره توی زندان

07:34.567 --> 07:38.887
به خاطر نگرانی برای پسرش، مرزبان نرم می‌شه

07:39.327 --> 07:40.487
وقتی یه‌ شیان مریض بشه

07:41.408 --> 07:43.648
مرزبان ناچارا عقب می‌کشه

07:43.968 --> 07:46.288
و باعث می‌شه عالیجناب کوتاه بیاد تا به خاطر اون التماس کنه

08:02.567 --> 08:05.408
به نظر می‌رسه اون قرص‌هایی که آماده کردی جواب داد

08:06.007 --> 08:07.127
نبضش الان ثابته

08:07.567 --> 08:10.567
اما بیماری مزمن داره

08:11.007 --> 08:14.848
مدتی که توی زندان بوده خیلی بهش فشار اومده

08:15.447 --> 08:16.408
نیاز به استراحت داره

08:16.567 --> 08:19.048
براش دارو تجویز می‌کنم؛ دو هفته دارو رو بخوره

08:21.088 --> 08:23.367
پس ممنون -
خواهش می‌کنم، بفرمایید -

08:34.048 --> 08:34.727
ممنون

08:40.648 --> 08:42.128
بانوی من، بانو یه برگشته

08:48.927 --> 08:50.847
خاله‌ی پنجم، حالش چطوره؟

08:52.048 --> 08:53.072
بعد از خوردن قرص

08:53.288 --> 08:55.008
نبضش ثابت شده

08:57.607 --> 08:58.447
خوبه

09:04.847 --> 09:07.488
یه شیان خوش‌شانس بود که نجات پیدا کرد

09:07.927 --> 09:09.368
حتی پدرش رو هم برگردوند

09:10.128 --> 09:10.628
آره

09:12.248 --> 09:13.967
به برکت آسمون‌ها

09:18.447 --> 09:20.368
بانو جین‌ چائو رفت؟

09:21.727 --> 09:22.927
نمی‌خواست بیاد توی خونه

09:23.447 --> 09:24.847
و منم جرات نکردم دعوتش کنم

09:25.567 --> 09:29.008
اگه یه شیان اونو ببینه، بیشتر دردسر می‌شه

09:29.648 --> 09:30.607
گو جین‌ چائو

09:33.967 --> 09:35.748
...گو جین‌ چائو! گو جین

09:38.168 --> 09:39.087
!برادر شیان -
!شیان آر -

09:39.288 --> 09:39.788
!شیان آر

09:40.288 --> 09:40.788
شیان آر

09:41.248 --> 09:42.607
گو جین‌ چائو اینجاست؟

09:43.408 --> 09:44.128
کجاست؟

09:44.327 --> 09:45.288
باید توی رختخواب بمونی

09:46.048 --> 09:48.168
کجاست؟ بیارینش تو

09:48.496 --> 09:49.288
می‌خوام باهاش حرف بزنم

09:49.288 --> 09:49.888
نه شیان آر

09:49.967 --> 09:50.467
شیان آر

09:50.607 --> 09:51.107
شیان آر

09:52.727 --> 09:54.288
مادر، جلوش رو نگیر؛ بذار بره

09:54.888 --> 09:56.207
جین‌ چائو پشت در منتظره

09:56.847 --> 09:58.408
اگه دیگه به فکر خانواده‌امون نیستی

09:58.408 --> 10:00.807
و می‌خوای پدر و مادرمون رو عصبانی کنی، برو پیشش

10:02.847 --> 10:04.648
اما چیکار می‌تونی بکنی؟

10:05.687 --> 10:08.207
جین‌ چائو ترجیح داد بیرون بمونه به جای اینکه بیاد توی خونه

10:08.648 --> 10:10.048
نمی‌فهمی؟

10:11.687 --> 10:13.447
حتی اگه ما رو نادیده می‌گیری

10:13.687 --> 10:15.687
به فکر جین‌ چائو باش

10:17.567 --> 10:18.288
برادر شیان

10:19.567 --> 10:20.807
بهت التماس می‌کنم

10:22.408 --> 10:24.207
به فکر پدر و مادر پیر و مریض باش

10:24.847 --> 10:27.648
و به من بیچاره که یه دختر متأهلم

10:28.967 --> 10:34.008
دیگه جین چائو رو اذیت نکن و آشوب به پا نکن، لطفا؟

10:36.807 --> 10:39.128
شیان آر، التماست می‌کنم

10:39.888 --> 10:41.488
حرف خواهرت رو گوش کن

10:42.368 --> 10:44.687
خانواده‌ی ما دیگه طاقت دردسر بیشتر رو نداره

10:52.288 --> 10:52.967
شیان آر

10:53.087 --> 10:53.847
فهمیدم

10:55.447 --> 10:56.248
نمی‌رم سراغش

10:59.967 --> 11:00.768
همه‌اتون، برین بیرون

11:03.008 --> 11:03.727
!برین

12:15.327 --> 12:17.207
شنیدم یه ‌شیان بیماری قلبیش عود کرده

12:17.727 --> 12:19.168
و مرزبان خون بالا آورده

12:19.927 --> 12:20.847
از روی نگرانی

12:21.687 --> 12:24.807
دستور دادم هر دوشون رو برگردونن خونه برای معالجه

12:25.408 --> 12:27.567
الان می‌بینم که عجله کردم

12:28.008 --> 12:28.967
امیدوارم منو ببخشید

12:32.687 --> 12:33.927
شما بزرگوارید، عالیجناب

12:35.327 --> 12:39.567
محبت شما واقعا باعث برکت یان شده

12:39.567 --> 12:43.687
اما مرزبان چانگ ‌شینگ هنوز مغرور

12:43.888 --> 12:44.888
و لجبازه

12:45.488 --> 12:48.048
شما بهش لطف می‌کنین

12:48.967 --> 12:49.888
اما اون

12:51.567 --> 12:53.008
زیاد قدردانی نشون نمی‌ده

12:57.128 --> 12:57.768
عالیجناب

12:58.128 --> 13:00.567
ارباب چن یان یون بیرون منتظره

13:01.567 --> 13:02.248
بگو بیاد تو

13:08.048 --> 13:09.128
درود بر عالیجناب

13:10.368 --> 13:11.288
بلند شو، ارباب چن

13:13.408 --> 13:14.168
سپاسگزارم

13:17.408 --> 13:18.008
ارباب فو

13:19.048 --> 13:19.807
ارباب چن

13:21.087 --> 13:25.368
شنیدم مرزبان نزدیک بود توی بازجویی با شمشیر تو رو بکشه

13:26.368 --> 13:29.008
از نگرانیتون ممنون؛ خودم از خودم دفاع کردم

13:29.327 --> 13:32.128
یه‌ شیان به من توهین کرد و جلوی دستگیری رو گرفت

13:32.727 --> 13:35.687
نزدیک بود به طور تصادفی خفه‌اش کنم

13:36.687 --> 13:38.368
یه‌ شیان همیشه بی‌فکره

13:38.648 --> 13:40.927
من بارها بهش تذکر دادم، ولی به حرف من گوش نمی‌ده

13:41.327 --> 13:43.847
تو و یه‌ شیان هر دو از مورد اعتمادترین وزرای من هستین

13:44.128 --> 13:47.207
چرا می‌ذارین یه عصبانیت لحظه‌ای انقدر بزرگ بشه؟

13:47.607 --> 13:50.168
عالیجناب، بعضی توهین‌ها قابل تحمل نیستن

13:50.567 --> 13:53.648
یه شیان آبروی نامزدم رو برد

13:54.048 --> 13:55.664
و حتی جلوی مردم سعی کرد منو بکشه

13:55.807 --> 13:57.888
نمی‌تونم با ملایمت باهاش رفتار کنم

13:58.888 --> 14:00.207
لطفا منو عفو کنین

14:09.567 --> 14:12.727
مرزبان چانگ ‌شینگ اعتراف کرده؟

14:15.288 --> 14:18.128
نمی‌خواد اعتراف کنه

14:18.567 --> 14:21.808
اما وقتی خبر سکته قلبی یه‌ شیان رو شنید

14:21.808 --> 14:23.128
همون لحظه خون بالا آورد

14:23.648 --> 14:26.807
بعد از اینکه عالیجناب با محبت خودشون اجازه دادن برای معالجه برگرده خونه

14:27.567 --> 14:30.648
توی بستر بیماری یه یادبود نوشت

14:32.008 --> 14:33.040
و از من خواست

14:34.352 --> 14:35.607
که تقدیمتون کنم

14:55.152 --> 14:57.968
(درخواست بازنشستگی)

15:00.327 --> 15:01.967
مرزبان چانگ شینگ
درخواست بازنشستگی کرده؟

15:17.727 --> 15:21.128
با دیدن حال وخیم یه شیان
حتما روحیه‌اش رو باخته

15:27.248 --> 15:31.048
با اینکه مرزبان چانگ شینگ
درخواست بازنشستگی داده

15:31.408 --> 15:33.087
ولی هنوز به جرم‌هاش اعتراف نکرده

15:35.087 --> 15:36.288
با توجه به دشمنیت با یه شیان

15:36.687 --> 15:38.727
بهتره خودت رو از این پرونده کنار بکشی

15:39.207 --> 15:41.528
...عالیجناب

15:44.567 --> 15:45.207
بله

15:47.368 --> 15:47.967
ارباب فو

15:49.368 --> 15:51.216
مرزبان چانگ شینگ
افتخارات زیادی داشته

15:51.768 --> 15:54.447
وقتی شاهزاده روی چانگ شورش کرد
جونش رو برای محافظت از من به خطر انداخت

15:54.447 --> 15:56.008
اون خدمات بزرگی به سرزمین یان کرده

15:56.327 --> 15:58.408
چرا این بار ازش نگذریم؟

16:04.327 --> 16:07.207
حالا که شما
برای مرزبان چانگ شینگ پا درمیونی کردین

16:07.368 --> 16:09.607
طبیعتا من باید اطاعت کنم

16:10.687 --> 16:12.607
ولی، قانون کشور مشخصه

16:13.368 --> 16:16.687
نمی‌شه خیلی بهش آسون گرفت

16:24.168 --> 16:25.048
ارباب چن

16:26.368 --> 16:28.912
طبیب سلطنتی درباره‌ی حال مرزبان چی گفت؟

16:29.327 --> 16:30.248
ارباب فو

16:30.967 --> 16:32.008
در جریان کودتای قصر

16:32.447 --> 16:36.727
مرزبان به شدت زخمی و هنوز هم خوب نشده

16:37.368 --> 16:40.388
این بار هم وقتی شنید
ارباب جوان یه ناگهانی سکته قلبی کرده

16:40.388 --> 16:41.807
همونجا خون بالا آورد

16:42.567 --> 16:43.567
حالش بدتر شد

16:44.207 --> 16:45.607
طبیب سلطنتی گفت

16:47.248 --> 16:48.207
درمانی نداره

16:50.807 --> 16:53.327
درمانی نداره؟

17:05.567 --> 17:09.167
پس این بار ازش بگذرین

17:10.288 --> 17:11.607
ارباب فو، شما خیلی بزرگوارین

17:12.248 --> 17:13.584
فرمان سلطنتی رو صادر کنین

17:13.584 --> 17:16.567
مرزبان چانگ شینگ
برای کشور جنگیده

17:17.208 --> 17:20.008
سرزمین بی مان رو سرکوب کرده
و خدمات شایانی انجام داده

17:20.288 --> 17:22.288
من، این بی‌احترامی بزرگش رو می‌بخشم

17:22.847 --> 17:25.448
امیدوارم خودش و پسرش
انتظاراتم رو برآورده کنن

17:25.887 --> 17:26.968
دیگه اشتباه نکنن

17:28.407 --> 17:30.167
از فرمان اطاعت می‌کنم -
از فرمان اطاعت می‌کنم -

17:33.928 --> 17:36.688
اگه بخواین هم جون مرزبان چانگ شینگ

17:37.607 --> 17:39.167
و هم اعتبارش حفظ بشه

17:39.607 --> 17:40.728
نمی‌تونم کاری کنم

17:41.847 --> 17:46.248
ولی اگه فقط بخواین
اعتبار مرزبان چانگ شینگ حفظ بشه

17:47.167 --> 17:48.327
یه راهی دارم

17:48.807 --> 17:50.688
که می‌تونیم امتحانش کنیم

17:51.488 --> 17:52.167
چه راهی؟

17:53.048 --> 17:53.928
باید شرایط رو

17:55.048 --> 17:56.087
برای مرزبان چانگ شینگ توضیح بدیم

17:56.928 --> 17:57.887
و وادارش کنیم تسلیم بشه

17:58.567 --> 18:01.048
و این تسلیم شدن باید واقعی باشه

18:05.087 --> 18:06.008
تسلیم بشه؟

18:07.887 --> 18:09.288
اون به کنار

18:10.327 --> 18:13.448
حتی منم باید تسلیم بشم

18:17.488 --> 18:19.288
(غرفه‌ی ابریشم خاندان جی)

18:19.288 --> 18:21.688
عالیجناب خاندان مرزبان چانگ شینگ رو بخشیدن

18:22.087 --> 18:24.208
پس مرزبان و خانواده‌اش دیگه در امانن؟

18:25.208 --> 18:25.708
بله

18:26.728 --> 18:29.607
عالیه! خیالم راحت شد

18:30.567 --> 18:32.048
از طرف یه شیان ازت ممنونم

18:32.448 --> 18:33.248
نیازی نیست

18:33.928 --> 18:36.807
مرزبان چانگ شینگ
تمام عمرش رو برای کشور جنگیده

18:37.768 --> 18:40.407
حتی اگه عالیجناب هم اشاره‌ای نمی‌کرد
یه راهی برای نجاتش پیدا می‌کردم

18:41.407 --> 18:44.488
فعلا مذاکرات صلح هنوز
با سرزمین بی مان تموم نشده

18:44.968 --> 18:48.567
اگه بفهمن مرزبان چانگ شینگ
شدیدا مریضه و محکوم شده

18:49.448 --> 18:51.127
ممکنه دوباره جنگ راه بندازن

18:51.528 --> 18:52.928
ارباب فو هم موضوع رو در نظر گرفته بود

18:53.327 --> 18:56.607
می‌ترسید مرزبان
قبل از نهایی شدن صلح، یهو بمیره

18:57.327 --> 18:58.807
برای همین تصمیم گرفت ولش کنه

19:00.127 --> 19:02.807
پس واقعا حال مرزبان چطوره؟

19:04.448 --> 19:05.607
وقت زیادی براش نمونده

19:06.567 --> 19:07.968
با اینکه اعتبارش رو حفظ کردم

19:08.647 --> 19:13.248
ولی شاید اعتبار چندین ساله‌ی خاندانش
دیگه نتونه ادامه پیدا کنه

19:24.127 --> 19:24.847
اون سال

19:26.968 --> 19:28.607
وقتی تازه شاگرد ارباب فو شده بودم

19:29.407 --> 19:32.728
رود زرد طغیان کرده بود
و اون برای سه روز کامل نخوابید

19:33.688 --> 19:35.607
دهنش پر از تاول شده بود

19:36.567 --> 19:38.448
منم کنارش می‌موندم تا براش قلم و مرکب آماده کنم

19:39.167 --> 19:40.768
بهش گفتم زیادی به خودش فشار میاره

19:41.327 --> 19:42.008
گفت

19:43.448 --> 19:45.887
"رنج ما یه روز تموم می‌شه"

19:46.768 --> 19:50.167
"ولی رنج مردم هیچوقت تمومی نداره"

19:53.367 --> 19:54.407
ولی حالا چی؟

19:55.367 --> 19:59.008
از کودتای قصر تا
عوض کردن غلات کمک‌رسانی با سبوس

20:00.288 --> 20:02.127
و بعد هم دستگیری مرزبان چانگ شینگ

20:03.728 --> 20:04.367
فکر می‌کنم

20:06.768 --> 20:08.567
ارباب فو آرمان اصلیش رو فراموش کرده

20:23.008 --> 20:23.968
این، اون پیروزی بزرگ

20:24.928 --> 20:26.288
توی گذرگاه هو لان وقتی 7 سالم بود رو

20:27.367 --> 20:28.567
به یادم میاره

20:29.167 --> 20:33.167
مرزبان چانگ شینگ کنار رود وو لیانگ
به اسبش آب می‌داد و شعری سرود

20:34.367 --> 20:35.327
که بین همه خیلی پخش شد

20:38.208 --> 20:40.607
پادشاه شدن هیچوقت هدفم نبوده

20:41.928 --> 20:44.567
فقط آرزو دارم
این دنیای فانی همیشه در صلح باشه

20:52.928 --> 20:54.887
پادشاه شدن هیچوقت هدفم نبوده

20:55.688 --> 20:59.928
فقط آرزو دارم
این دنیای فانی همیشه در صلح باشه

21:02.048 --> 21:02.928
درست می‌گی

21:39.488 --> 21:40.847
چرا چیزی نخوردی؟

22:00.768 --> 22:03.407
اگه واقعا نمی‌خوای غذا بخوری
حداقل یه کم سوپ بخور

22:05.087 --> 22:05.807
نمی‌تونم بخورم

22:07.807 --> 22:10.087
ولی نباید اینطوری سلامتیت رو به خطر بندازی

22:10.847 --> 22:12.928
اگه از پا بیفتی، من باید چیکار کنم؟

22:13.008 --> 22:14.248
پدر و مادرمون چی؟

22:22.087 --> 22:24.688
ارباب جوان یه
بانو چینگ لان یه سری هدیه فرستادن

22:25.167 --> 22:27.067
کدوم بانو چینگ لان؟

22:29.768 --> 22:30.488
شوئه چینگ لان؟

22:30.488 --> 22:31.208
بله

22:32.567 --> 22:33.288
بندازشون دور

22:33.928 --> 22:34.728
ارباب جوان یه

22:35.167 --> 22:36.567
یه جینسینگ 10 ساله و

22:36.807 --> 22:37.847
عودمعطر درمانی اعلا بینشون هست

22:38.087 --> 22:38.728
!بندازشون دور

22:38.887 --> 22:39.448
بله، بله

22:54.256 --> 22:55.488
(خاندان بافضیلت)

22:55.488 --> 22:58.127
صد و هشت طاقه پارچه‌ی ابریشم یون

22:58.847 --> 23:01.488
سنجاق سر طلایی ملیله دوزی شده روئی

23:01.488 --> 23:02.448
هجده جفت

23:03.448 --> 23:04.688
(لیست هدایای نامزدی)
...نقره‌ی نامزدی

23:05.887 --> 23:07.367
چرا انقدر هدیه‌های نامزدی زیادن؟

23:09.208 --> 23:10.887
برادر یان یون خیلی هوای عروس آینده‌اش رو داره

23:11.407 --> 23:13.688
پیش‌نویس لیست هدیه‌ها رو
بهش نشون دادم تا تایید کنه

23:14.008 --> 23:15.688
خودش چندتا دیگه هم اضافه کرد

23:16.167 --> 23:18.448
هیچکدومشون از اموال خاندان نیست

23:18.647 --> 23:20.288
همه‌اش از پس‌انداز شخصی خودشه

23:21.167 --> 23:22.688
برای همین نتونستم مخالفت کنم

23:24.248 --> 23:26.887
انگار کل دارایی‌اش رو داره می‌فرسته

23:28.887 --> 23:30.768
عروسی برای شونزدهم ماه دوم تعیین شده

23:30.928 --> 23:32.327
خاندان گو خبر فرستادن

23:32.567 --> 23:34.807
که مراسم فرستادن هدیه‌های جهیزیه پس‌فرداست

23:34.807 --> 23:36.607
جرات نمی‌کنم کوتاهی کنم

23:37.288 --> 23:39.218
یه جفت سنجاق سر طلایی ملیله دوزی شده

23:39.218 --> 23:40.407
و یه جفت دستبند یشم انتخاب کردم

23:40.607 --> 23:42.167
و یان یینگ اونا رو می‌بره

23:43.327 --> 23:47.407
...مادر، فکر می‌کنم بهتره شما

23:48.647 --> 23:50.847
هدایای جهیزیه به خانواده‌ی داماد ربطی نداره

23:51.887 --> 23:55.887
جین چائو، نوه‌ی عزیز کرده‌ی دوست قدیمیمه

23:56.008 --> 23:59.248
خاندان جی حتما
جهیزیه‌ی مفصلی براش آماده می‌کنن

23:59.887 --> 24:01.728
لازم نیست منم دخالت کنم

24:03.488 --> 24:04.327
درسته

24:05.728 --> 24:06.448
خیلی خب

24:08.087 --> 24:10.728
یه عصای یشمی روئی اینجا دارم

24:11.248 --> 24:15.488
بذار یان یینگ اون رو هم ببره

24:17.928 --> 24:20.407
چشم، مادر عزیزم

24:20.607 --> 24:23.048
می‌دونستم شما از همه مهربون‌تری

24:24.288 --> 24:27.087
راستی ارباب یان جانگ دیروز یه نامه فرستاد

24:27.367 --> 24:30.127
و تایید کرد که برای عروسی برادر یان یون میاد

24:30.488 --> 24:32.248
تا چند روز دیگه راه میفته

24:33.087 --> 24:36.488
برای شوان چینگ هم نامه فرستادم
و ازش خواستم زودتر برگرده

24:40.528 --> 24:41.807
چی شده مادر؟

24:42.367 --> 24:44.048
عروسیشون نزدیکه

24:44.647 --> 24:47.327
هنوز نتونستین نگرانیتون رو کنار بذارین؟

24:47.688 --> 24:49.647
انقدر مشخصه؟

24:51.248 --> 24:52.768
راستش رو بخوای

24:54.567 --> 24:56.807
واقعا درباره‌ی این موضوع نگرانم

24:57.887 --> 25:02.288
مادر، یان یون توی این سال‌ها مقام‌های مختلفی داشته

25:02.647 --> 25:03.807
اون مقام بالایی داره

25:04.208 --> 25:06.728
توی دربار، خیلی‌ها برای حرفش ارزش قائلن

25:07.488 --> 25:10.488
طبیعیه، به دستور گرفتن توی خونه عادت نداره

25:10.728 --> 25:12.048
علاوه بر اون

25:12.768 --> 25:15.768
بانوی بزرگ جی تازه راجع بهش فهمیده، درسته؟

25:17.367 --> 25:19.167
ولی راستش رو بخوام بگم

25:19.847 --> 25:23.407
رفتارش با بانو جین چائو

25:24.647 --> 25:26.488
یه کم نامناسبه

25:26.887 --> 25:29.567
!من هم همینطور فکر می‌کنم

25:36.208 --> 25:37.127
(تفکری بر صداقت)
لطفا

25:37.367 --> 25:38.327
پس فردا برسونش

25:45.887 --> 25:48.688
من داشتم چرت می‌زدم
احضارم کردی اینجا

25:48.887 --> 25:49.968
که این رو برات برسونم؟

25:50.488 --> 25:53.087
تازه، جین چائو خیلی پولداره

25:53.288 --> 25:55.048
واقعا لازم داره که توی جهیزیه‌اش کمکش کنی؟

25:55.567 --> 25:57.488
چه پولدار باشه چه نباشه

25:57.847 --> 25:59.407
این خلوص نیت من رو نشون می‌ده

25:59.847 --> 26:01.127
برو به خاطر من برسونش

26:06.327 --> 26:07.288
خیالت راحت باشه

26:09.647 --> 26:12.167
ببین، این مال توئه

26:16.607 --> 26:17.488
دوستش داری، آره؟

26:21.567 --> 26:23.688
خیلی خب، برات می‌رسونمش

26:43.048 --> 26:44.847
دارین توی نقاشی با جوهر بامبو پیشرفت می‌کنی

26:45.167 --> 26:47.208
توی نگاه اول، شبیه کارهای ارباب یان یونه

26:51.488 --> 26:53.648
نقاشی‌‌های عمو یان یون باوقار و متینن

26:53.648 --> 26:55.288
و موضوع‌های عمیق هنری دارن

26:55.288 --> 26:56.208
چطور می‌شه مقایسه‌اشون کرد؟

26:56.607 --> 26:57.847
شما خیلی فروتن هستین

26:58.167 --> 26:59.448
ارباب یان یون استثنایی هستن

26:59.768 --> 27:01.327
ولی شما هم مقام رده‌ی سوم هستین

27:02.008 --> 27:04.288
خیلی هم از ارباب یان یون عقب نیستین

27:04.607 --> 27:07.008
برو گمشو، بلبل زبون

27:11.407 --> 27:13.087
ارباب، یه نامه براتون اومده

27:29.288 --> 27:30.367
از طرف عمه کوچیکه‌امه

27:30.807 --> 27:32.928
شرط می‌بندم پرسیدن شما کی رسیدین

27:42.640 --> 27:44.560
(عمارت خاندان گو)

27:49.087 --> 27:50.567
(شکوه ابدی)
همه‌ی هدایای جهیزیه برای بانو جین چائو

27:50.728 --> 27:51.647
نه فقط خاندان جی

27:52.928 --> 27:54.407
بانو لیو -
و خاندان چن -

27:54.728 --> 27:57.127
بعد از اینکه بانوی بزرگ فهرست هدایای نامزدی رو
که خاندان چن فرستاده بود دیدن

27:57.127 --> 27:59.127
یه انباری خالی برای این وسایل اختصاص دادن

27:59.248 --> 28:00.048
بانو وانگ

28:12.407 --> 28:13.208
جین چائو

28:14.048 --> 28:16.288
لیان آر دیشب یه کم سرما خورده

28:16.847 --> 28:18.887
و طبیب براش دارو نوشته

28:19.288 --> 28:22.407
بهش گفتم نیاد، که بیماری رو منتقل نکنه

28:24.087 --> 28:24.968
این

28:26.768 --> 28:28.448
هدیه‌ی جهیزیه از طرف اونه

28:31.208 --> 28:34.688
و این هدایای جهیزیه هم از طرف منن

28:35.087 --> 28:39.367
امیدوارم در آینده همه چیز باب میلت پیش بره

28:40.248 --> 28:41.248
ممنونم، زن‌عمو

28:50.167 --> 28:51.607
بانو، بانو مو اینجان

28:53.048 --> 28:53.768
فهمیدم

28:55.488 --> 28:56.847
کدوم بانو مو؟

28:57.688 --> 28:59.248
همسر ارباب مو شی آن

29:01.087 --> 29:03.968
همونی که تازگی
به معاونی وزیر کارگزینی منصوب شده؟

29:05.367 --> 29:06.968
ده یوان اون مقام رو نگرفت

29:07.327 --> 29:08.887
یائو پینگ هم همینطور

29:09.208 --> 29:10.847
برای همین به اون رسید

29:12.367 --> 29:14.688
من هم باهات میام

29:16.008 --> 29:16.688
بفرمایین پس

29:23.647 --> 29:24.847
درود، بانو مو

29:26.288 --> 29:29.567
ارباب ما سال‌ها با ارباب چن دوست بودن

29:29.968 --> 29:32.248
این دفعه، شنیدیم که
یه همتای باشکوه پیدا کردن

29:32.567 --> 29:34.167
براشون خیلی خوشحالیم

29:34.847 --> 29:36.768
(همسر مو شی آن، بانو مو)
چقدر شما زیبایین

29:37.248 --> 29:41.288
ایشون و ارباب چن حتما زوج خوبی می‌شن

29:41.688 --> 29:43.008
بانو مو، لطف دارین

29:47.008 --> 29:47.847
خواهر لان

29:48.327 --> 29:50.647
بانو مو، این خواهرمه، لان

29:51.008 --> 29:52.087
ایشون بانو مو هستن

29:54.448 --> 29:56.048
زن‌عمو، جین چائو

29:57.688 --> 29:58.728
بانو مو

30:00.847 --> 30:01.928
پس تو لان هستی؟

30:02.847 --> 30:03.448
بله

30:07.448 --> 30:08.087
جین چائو

30:08.367 --> 30:10.087
من چیز باارزشی برای هدیه دادن ندارم

30:10.367 --> 30:13.208
برای همین خودم براتون یه لحاف عروسی دوختم

30:13.647 --> 30:16.288
کاری که کردی
از طلا و نقره باارزش‌تره

30:17.647 --> 30:20.248
این قلاب‌دوزی خیلی پیچیده‌ست

30:20.688 --> 30:21.887
خودت این رو دوختی؟

30:22.607 --> 30:23.248
بله

30:24.567 --> 30:27.008
مهارت عالی
قلاب‌دوزی دقیق

30:30.127 --> 30:31.928
لحاف عروسی رو می‌ذارم توی صندوق

30:32.367 --> 30:32.867
خیلی خب

30:34.647 --> 30:37.327
بانو جین چائو، بانو یان یینگ
از عمارت چن اینجان

30:39.607 --> 30:41.048
خاندان چن هم یکی رو فرستاده؟

30:42.647 --> 30:43.607
می‌رم بهشون خوش‌آمد بگم

30:51.407 --> 30:52.167
یان یینگ

30:52.448 --> 30:54.008
فکر کردم امروز نمیای

30:54.488 --> 30:55.688
خودم هم نمی‌خواستم بیام

30:56.208 --> 30:58.728
ولی یه نفر نگرانت بود، اصرار کرد که بیام

30:58.728 --> 31:00.127
تا هدایای جهیزیه‌ات رو بیارم

31:00.448 --> 31:03.928
عزیزم، تقصیر منه
نباید ازت قایم می‌کردم

31:03.928 --> 31:05.807
چون می‌دونی تقصیر خودته، بذار یه سوالی بپرسم

31:06.087 --> 31:08.048
یان یون توی مراسم بلوغت شرکت کرده بود

31:08.448 --> 31:10.048
همون موقع از هم خوشتون اومد؟

31:10.448 --> 31:11.488
البته که نه

31:12.008 --> 31:15.127
ضیافت نیمه‌ی پاییز چطور؟

31:16.167 --> 31:17.728
نه هنوز، فکر کنم

31:18.807 --> 31:20.087
پس، کی بود؟

31:20.807 --> 31:22.327
موقع گشت و گذار بهاری؟

31:26.048 --> 31:28.167
می‌دونم، توی تونگ جو بود؟

31:28.448 --> 31:30.847
یادمه یان یون چند وقت پیش
یه مدت توی تونگ جو موند

31:31.248 --> 31:32.567
تو هم تونگ جو بودی؟

31:34.647 --> 31:35.647
باهام بیا

31:41.367 --> 31:42.688
هنوز سوال‌هام تموم نشدن

31:42.807 --> 31:44.048
فکر نکن می‌تونی بهم رشوه بدی

31:49.928 --> 31:52.048
اینا رو بهترین استاد توی جیانگ نان تراشیده

31:52.407 --> 31:55.448
مجموعا دوازده‌تان
هر کدوم هم شکل خاص خودش رو داره

31:56.567 --> 31:57.807
...تو

31:58.248 --> 32:00.448
فقط قول بده دیگه سوال نپرسی

32:00.768 --> 32:02.768
همه‌اشون رو می‌دم بهت

32:06.607 --> 32:07.968
چطور می‌تونی این کار رو بکنی؟

32:09.407 --> 32:11.407
یه مجموعه از هشت‌تا عروسک یشمی هم هست

32:16.048 --> 32:18.008
من اومدم اینجا هدایای جهیزیه‌ات رو بدم

32:18.208 --> 32:20.288
چرا تو داری به جاش بهم هدیه می‌دی؟

32:21.728 --> 32:23.167
چهارتا کوچیک‌ترش هم هست

32:23.488 --> 32:26.048
به ساز و کار وصلشون کنی
حتی پشتک هم می‌تونن بزنن

32:28.248 --> 32:29.008
جین چائو

32:29.127 --> 32:30.488
نمی‌خوام هیچی بپرسم

32:30.647 --> 32:32.167
تا وقتی تو و یان یون خوشحال باشین مهم نیست

32:38.488 --> 32:39.407
بانو یو رسیدن

32:43.088 --> 32:46.208
(عطر ارکید و اسمانتوس)

32:46.208 --> 32:47.087
وان شوئه

32:50.448 --> 32:51.567
چرا الان اومدی؟

32:51.688 --> 32:52.768
خیلی دیر کردی

32:53.528 --> 32:54.928
نمی‌خواستم

32:54.928 --> 32:56.248
قرار بود زودتر بیام

32:56.528 --> 32:58.167
نامادریم یهو سرش درد گرفت

32:58.167 --> 32:59.367
نزدیک بود نتونم بیام

32:59.728 --> 33:01.367
خوشبختانه، پدرم کمک کرد

33:02.567 --> 33:04.607
من چیز خوبی ندارم که بهت بدم، جین چائو

33:06.087 --> 33:07.928
توی این جعبه پودر ابروی تازه تولید شده‌ست

33:09.327 --> 33:11.048
توی این جعبه هم پودر معطری هست
که خودم درست کردم

33:11.167 --> 33:12.592
بهتر از اوناست که بیرون می‌فروشن

33:13.407 --> 33:15.807
و یه جعبه هم شمش نقره که به بقیه بدی

33:17.048 --> 33:18.367
همه‌اشون عالی و به درد بخورن

33:18.528 --> 33:19.407
همه‌اشون رو دوست دارم

33:20.768 --> 33:23.327
صبر کن، تو که دیگه با شوان چینگ نامزد کردی

33:23.448 --> 33:25.647
دیگه نباید جین چائو صداش کنی، باید بهش بگی زن‌عمو

33:26.248 --> 33:29.248
اون دیگه مثل خواهر کوچک‌ترته

33:30.488 --> 33:32.327
دیروز کل شب رو بهش فکر کردم

33:32.647 --> 33:35.607
چی باید صدات کنم، جین چائو یا زن‌عمو؟

33:35.688 --> 33:37.928
ولی تصمیم گرفتم جین چائو صدات کنم

33:38.127 --> 33:40.367
واقعا نمی‌تونم زن‌عمو صدات کنم

33:42.087 --> 33:43.327
همون بهتره جین چائو صدام کنی

33:43.688 --> 33:44.688
بچسب به شرایط خودت

33:45.367 --> 33:48.008
شما دوتا می‌تونین روی حرف‌هاتون بمونین، اما من نمی‌خوام

33:48.127 --> 33:50.928
بیا دیگه، عروس خوبم، یه کم شونه‌ هام رو ماساژ بده

33:51.528 --> 33:53.488
چطور می‌تونی انقدر بی‌حیا باشی؟

33:53.847 --> 33:56.048
دیگه حرف نزن، اول بذار وسایل رو جمع‌ و جور کنم

34:02.367 --> 34:03.728
اون داره خجالت می‌کشه

34:04.008 --> 34:05.847
خب، تو، دیگه حرف نزن

34:06.208 --> 34:08.087
می‌رم تدارکات مراسم رو آماده کنم، میای؟

34:08.968 --> 34:09.488
بریم

34:26.928 --> 34:28.247
بذارش پشت اون جعبه

34:39.767 --> 34:42.328
بانوی، چه خوب شد که بانو یان‌ یینگ هم اینجاست

34:42.408 --> 34:43.687
شاید بد نباشه ازش بپرسین

34:43.888 --> 34:47.408
خاندان چن دقیقا برای ازدواج شما با ارباب چن چه برنامه‌ای دارن

34:49.167 --> 34:51.567
چطور ممکنه خودم همچین موضوعی رو پیش بکشم؟

34:51.968 --> 34:52.808
اما، بانو

34:53.008 --> 34:55.247
خاندان چن قرار بود عروسی رو اواخر سال گذشته برگزار کنن

34:55.448 --> 34:58.528
اما یه دفعه ارباب شوان‌ چینگ برای مذاکرات صلح رفتن شان شی

34:58.848 --> 35:00.008
راستش رو بخواین

35:00.167 --> 35:02.167
وقتی عروسی نزدیکه، چرا گذاشتن بره؟

35:02.167 --> 35:03.167
برای بقیه

35:03.287 --> 35:05.087
ماموریت دربار نمی‌تونه قابل رد کردن باشه

35:05.368 --> 35:07.207
اما ارباب شوان‌ چینگ برادرزاده‌ی ارباب یان‌ یونه

35:07.328 --> 35:08.647
رفتن یا رفتنشون، بستگی داره به

35:08.647 --> 35:09.488
ارباب یان‌ یون -
بس کن -

35:10.087 --> 35:12.928
زیادی لوست کردم، داری خارج از حدت حرف می‌زنی

35:16.208 --> 35:22.512
(عمارت چن)

35:48.208 --> 35:49.247
(رایحه‌ی خالص اتاق ارکیده)

35:49.247 --> 35:50.008
مادر

35:50.207 --> 35:53.167
شوان‌ چینگ خیلی توانمندتر به نظر میاد

35:53.287 --> 35:54.408
اون الان کاملا بالغ شده

35:55.848 --> 35:56.808
بذار بهت بگم

35:56.808 --> 36:00.368
این عمارت بدون تو خیلی سوت و کوره

36:03.488 --> 36:05.808
شوان‌ چینگ

36:08.888 --> 36:10.008
شوان‌ چینگ

36:13.127 --> 36:15.767
زن‌عموی دوم، یه لحظه‌ حواسم پرت شد

36:16.087 --> 36:17.087
چی گفتین؟

36:17.647 --> 36:19.567
چیز خاصی نمی‌گفتیم

36:19.968 --> 36:22.087
فقط اینکه به نظر میاد خیلی توانمند‌تر شدی

36:22.727 --> 36:25.687
وقتی الان از در جلو وارد شدم و دیدمت که اونجا نشستی

36:25.928 --> 36:29.567
یه لحظه، فکر کردم عموت یان‌ یون رو دیدم

36:31.408 --> 36:33.448
راه برگشت از شان‌ شی

36:33.687 --> 36:36.888
خیلی طولانی و سخت بوده، و حتما خیلی خسته‌ای

36:37.127 --> 36:39.167
برو و استراحت کن

36:45.207 --> 36:46.008
ممنونم، مادربزرگ

36:47.488 --> 36:49.287
می‌خوام یه موضوعی رو باهاتون در میون بذارم

36:49.687 --> 36:52.928
شش ماهی که توی شان شی بودم
کارهای عقب‌افتاده‌ی زیادی جمع شده

36:53.968 --> 36:56.808
برای همین تصمیم دارم مدتی توی انجمن هان لین بمونم

36:57.087 --> 36:58.544
و بعد از پایان ساعت اداری برگردم

36:59.607 --> 37:01.567
مگه انجمن هان لین چقدر کار داره؟

37:02.368 --> 37:05.247
همه‌ی بارها رو تنهایی به دوش نکش

37:05.567 --> 37:10.408
چند روزی استراحت کن تا حکم ماموریت جدیدت صادر بشه

37:11.687 --> 37:17.567
تازه، چند روز دیگه عموت یان‌ یون هم ازدواج می‌کنه

37:18.247 --> 37:22.328
بعد از مراسم عروسی می‌تونی برگردی سر کارت

37:23.368 --> 37:25.287
درسته، و خاندان یو

37:25.928 --> 37:27.328
حالا که برگشتی

37:27.647 --> 37:31.727
یادت نره بری دیدن پدر و مادر نامزدت

37:32.328 --> 37:34.127
نذار بهونه‌ای دستشون بیاد

37:39.207 --> 37:40.888
چشم، مادربزرگ

38:06.928 --> 38:08.944
♪روزگاری نقش فصل‌ها رو با قلم می‌زدم♪

38:09.232 --> 38:12.722
♪اما توی شکاف بی‌انتهای زمان گم شدم♪

38:14.672 --> 38:16.628
♪قدرت و نرمی، هر دو به شرابی تلخ بدل شدن♪

38:16.752 --> 38:20.400
♪و هر خیال مشتاقانه‌ای، حسرتی بی‌کران به بار آورد♪

38:22.509 --> 38:24.301
♪گذر درست و غلط رو به چشمم دیدم♪

38:25.616 --> 38:29.037
(جوی بالش، سنگ غرغره)

38:29.037 --> 38:36.173
♪صمیمیت واقعی یعنی آزادی دل تو رو بفهمم♪

38:36.397 --> 38:40.031
♪کلمه به کلمه، دست در دست♪

38:40.185 --> 38:42.989
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

38:43.981 --> 38:47.853
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

38:48.727 --> 38:50.207
<i>حالا دیگه اون به‌ اصطلاح حقیقت رو فهمیدی</i>

38:52.127 --> 38:53.328
اینکه با خاندان یو نامزد بمونی

38:54.408 --> 38:56.087
و تا جایی که می‌تونی این راز رو حفظ کنی

38:57.607 --> 38:58.767
یا اینکه قید این ازدواج رو بزنی

39:00.567 --> 39:03.247
و بعد از موفق شدنت با همه‌ چیز روبه‌رو بشی

39:04.848 --> 39:05.767
انتخاب با خودته

39:24.272 --> 39:26.395
♪یه زمانی سر یه جام از بدهی‌ها و کینه‌ها حرف می‌زدیم ♪

39:26.800 --> 39:30.148
♪اما افتادیم توی دره‌ی عمیق شایعه‌ها♪

39:32.126 --> 39:34.448
♪جدایی و وصال مثل مهره‌های شطرنج جابه‌جا می‌شدن♪

39:34.732 --> 39:37.941
♪هر حرف از ته دل آخرش دروغ از آب دراومد♪

39:39.888 --> 39:41.776
♪گذر خورشید و ماه رو به چشم دیدم♪

39:42.416 --> 39:45.919
♪دریغ که دیگه نور و سایه، هم‌سفر هم نیستن♪

39:46.512 --> 39:53.552
♪یه بیراهه، دوست‌های قدیمی رو مثل مرغ‌های سرگردون دریا از هم جدا کرد♪

39:53.584 --> 39:57.168
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

39:57.328 --> 39:59.984
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

40:01.264 --> 40:05.101
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

40:05.202 --> 40:08.816
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

40:10.727 --> 40:11.328
یون تینگ

40:12.944 --> 40:16.720
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

40:18.727 --> 40:21.328
این نامه رو به بانو جین‌ چائو برسون

40:22.328 --> 40:23.368
این درست نیست

40:24.048 --> 40:25.647
فقط می‌خوام یه بار ببینمش

40:26.727 --> 40:27.567
چرا درست نیست؟

40:28.647 --> 40:31.808
فقط می‌خوام ازش بپرسم چرا با این ازدواج موافقت کرد

40:32.207 --> 40:33.528
پشتش رازی هست؟

40:34.048 --> 40:35.767
ارباب، واقعا صلاح نیست

40:36.008 --> 40:37.727
...ا... اگه ارباب یان یون بفهمه

40:42.048 --> 40:44.087
اگه نمی‌خوای، خودم می‌برمش

40:44.207 --> 40:46.528
نه، لطفا این کار رو نکنین

40:48.167 --> 40:50.767
باشه، من می‌برمش

40:51.856 --> 40:55.470
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

40:56.287 --> 40:56.787
عجله‌ کن

40:59.598 --> 41:03.374
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

41:03.470 --> 41:10.470
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

41:13.767 --> 41:14.287
بانو گو

41:16.767 --> 41:18.448
این هدیه‌ی جهیزیه از طرف بانوی منه

41:18.767 --> 41:21.888
ایشون گفتن‌ این چند روز گذشته
مشغول رسیدگی به مرزبانی بودن

41:21.888 --> 41:23.207
و بدنشون بوی دارو می‌داد

41:23.207 --> 41:25.167
برای همین، نمی‌تونن شخصا بیان و تبریک بگن

41:26.087 --> 41:27.247
تشکر منو بهشون برسون

41:27.808 --> 41:29.408
و از طرف من هم به مرزبانی سلام برسون

41:30.207 --> 41:30.968
ممنونم

41:40.647 --> 41:41.207
بانو

41:44.287 --> 41:44.888
...این

41:45.360 --> 41:46.896
(برای جین چائو)

41:47.767 --> 41:48.448
از طرف کیه؟

41:53.767 --> 41:55.677
خدمتکار ارباب شوان‌ چینگ

41:55.677 --> 41:56.848
(برای جین چائو)
یون‌ تینگ، اینو رسوند

41:58.207 --> 42:01.928
همچنین گفت از وقتی فهمیدن شما قراره ازدواج کنین

42:02.127 --> 42:03.647
ارباب شوان‌ چینگ نه درست و حسابی غذا می‌خورن نه می‌خوابن

42:08.928 --> 42:10.488
نمی‌خواین ببینین داخلش چی نوشته؟

42:10.687 --> 42:11.247
لازم نیست

42:11.767 --> 42:13.567
در هر صورت، براش کاری از دستم برنمیاد

42:14.207 --> 42:15.687
خوندش فقط برای من دردسر درست می‌کنه

42:16.767 --> 42:17.448
درسته

42:19.167 --> 42:21.287
به‌ هر حال، این خودشون بودن که
شما رو سر قرار گذاشتن و نیومدن

42:21.567 --> 42:22.408
و حالا هم طوری رفتار می‌کنن

42:23.567 --> 42:25.087
انگار هنوز نمی‌تونن دل بکنن

42:27.848 --> 42:29.888
به هر حال، اگر یون تینگ هنوز دور نشده

42:30.008 --> 42:31.567
برو و یه پیغامی از طرف من بهش برسون

42:32.528 --> 42:36.127
به اون بگو از ارباب شوان‌ چینگ بخواد
درست غذا بخوره و خوب استراحت کنه

42:37.207 --> 42:38.328
من رهاش کردم

42:38.607 --> 42:39.567
بهش بگو اون هم رها کنه

42:46.384 --> 42:48.432
(برای جین چائو)

42:50.000 --> 43:00.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: rzvnrshd ✧ shi shi ✧ ANNA ✧ Armi ✧

43:02.936 --> 43:05.348
╔═.❃❋. ══════╗
 همتای باشکوه
╚══════.❋❃. ═╝

43:18.692 --> 43:20.708
♪روزگاری نقش فصل‌ها رو با قلم می‌زدم♪

43:20.996 --> 43:24.486
♪اما توی شکاف بی‌انتهای زمان گم شدم♪

43:26.436 --> 43:28.392
♪قدرت و نرمی، هر دو به شرابی تلخ بدل شدن♪

43:28.516 --> 43:32.164
♪و هر خیال مشتاقانه‌ای، حسرتی بی‌کران به بار آورد♪

43:34.116 --> 43:35.908
♪گذر خورشید و ماه رو به چشم دیدم♪

43:36.602 --> 43:40.061
♪دریغ که دیگه نور و سایه، هم‌سفر هم نیستن♪

43:40.644 --> 43:47.780
♪یه بیراهه، دوست‌های قدیمی رو مثل مرغ‌های سرگردون دریا از هم جدا کرد♪

43:48.004 --> 43:51.638
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

43:51.792 --> 43:54.596
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

43:55.588 --> 43:59.460
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

43:59.652 --> 44:03.236
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

44:03.428 --> 44:07.268
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

44:07.332 --> 44:10.980
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

44:11.140 --> 44:19.780
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

44:34.404 --> 44:37.988
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

44:38.148 --> 44:40.804
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

44:42.084 --> 44:45.921
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

44:46.022 --> 44:49.636
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

44:49.892 --> 44:53.703
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

44:53.764 --> 44:57.540
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

44:57.636 --> 45:04.636
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

45:05.444 --> 45:15.620
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪
