WEBVTT

00:00.000 --> 00:20.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Audery ✧ Silvia ✧ Souppy ✧ Lavender ✧

01:20.640 --> 01:26.560
╔═❃❋ ══════╗
 همتای باشکوه
╚══════❋❃ ═╝

01:26.960 --> 01:29.776
❃❋قسمت 31❃❋

01:30.544 --> 01:31.824
‫داری بهم تهمت می‌زنی!

01:32.904 --> 01:33.624
!ارباب

01:34.025 --> 01:34.665
‫ببرینش

01:35.225 --> 01:35.725
‫اطاعت

01:35.824 --> 01:36.385
...‫تو

01:37.745 --> 01:39.385
‫- به عالیجناب گزارش می‌دم!
‫- برو!

01:39.385 --> 01:40.904
!به عالیجناب گزارش می‌دم

01:41.505 --> 01:42.745
‫- عجله کن!
‫- ولم کنین!

01:50.225 --> 01:50.865
‫بریم سراغ بعدی

01:51.145 --> 01:51.645
ارباب

01:52.785 --> 01:54.145
‫امروز خیلی‌ها رو دستگیر کردیم

01:54.424 --> 01:56.064
‫می‌خواین برگردین و یه کم استراحت کنین؟

01:56.264 --> 01:56.945
‫استراحتی در کار نیست

02:08.264 --> 02:09.744
‫این لانه‌ی پرنده عالیه

02:12.704 --> 02:15.385
‫در مورد یه شیان شنیدین؟

02:15.824 --> 02:16.864
شنیدم

02:17.385 --> 02:21.225
‫عالیجناب همه‌ی پرونده‌های دربار
داخلی رو به نگهبانان شوان فنگ سپردن

02:21.505 --> 02:23.465
‫چندتا از بازرس‌های دربار دستگیر شدن

02:23.704 --> 02:26.105
‫همه‌اشون قبلا مرزبان چانگ شینگ
رو استیضاح کرده بودن

02:26.945 --> 02:30.264
این هم شنیدم که اون از اولش خیلی جون نداشت

02:30.625 --> 02:33.704
‫فقط با یه بار کوه رفتن نزدیک بود
نصف جونش رو از دست بده

02:34.105 --> 02:36.544
‫پس چطوری انقدر توی رسیدگی
به پرونده‌ها سرسخته؟

02:37.065 --> 02:41.424
‫برای این نیست که عشقش رو ازش گرفتن؟

02:42.105 --> 02:43.984
‫راستش، خیلی کنجکاوم

02:44.785 --> 02:47.625
‫با اینکه بانو چن از یه خاندان اشرافی نیست

02:47.905 --> 02:50.984
‫ولی خاندان گو هنوز خاندانی
از محقق‌ها محسوب می‌شن

02:51.544 --> 02:55.345
‫چطور تونست همزمان چن یان یون
و یه شیان رو جذب خودش کنه؟

02:55.544 --> 02:56.864
‫مخصوصا چن یان یون

02:57.105 --> 03:00.424
‫حتی به خاطرت پیشنهاد
ازدواج بانو یو جو رو رد کرد

03:04.945 --> 03:05.744
‫بانو وانگ

03:06.225 --> 03:09.704
‫یعنی بانو یو جو یه بار به ارباب یان یون
پیشنهاد ازدواج داده بودن؟

03:10.264 --> 03:11.385
مگه خبر نداشتی؟

03:12.385 --> 03:13.465
‫نمی‌دونستم

03:14.385 --> 03:18.304
‫فقط می‌دونم ارباب یان یون از ارباب فو

03:18.304 --> 03:20.465
‫و بانو یو جو برای اداره‌ی
مراسم عروسیمون دعوت کرده

03:21.385 --> 03:24.105
‫وقتی بانو یو جو حاضر شدن
مراسم عروسیمون اداره کنن

03:25.185 --> 03:28.505
‫پس یعنی خواستگاری قبلی
خیلی وقته فراموش شده

03:30.505 --> 03:31.704
‫ولی بانو وانگ

03:32.505 --> 03:35.345
‫مدت زیادی از ازدواج من و  ارباب یان یون می‌گذره

03:36.385 --> 03:38.905
‫امروز شما عمدا این موضوع رو پیش کشیدین

03:39.625 --> 03:42.144
‫اونایی که می‌دونن ممکنه
فکر کنن این فقط یه گپ و گفته

03:42.984 --> 03:46.704
‫اونایی که نمی‌دونن ممکنه فکر کنن
دارین وقار بانو یو جو رو زیر سوال می‌برین

03:47.065 --> 03:48.864
‫و سعی دارین بین ما اختلاف بندازین

03:50.544 --> 03:51.785
‫بهم تهمت نزن!

03:52.024 --> 03:52.824
کافیه

03:54.065 --> 03:55.704
‫منظورم این نبود

03:55.704 --> 03:57.105
‫بانو چن درست می‌گن

03:57.345 --> 03:59.544
‫موضوع پیش ‌پا افتاده‌ای بود
خیلی وقته فراموشش کردم

04:00.625 --> 04:03.225
‫امروز اومدیم که از چای لذت ببریم و استراحت کنیم

04:03.505 --> 04:05.264
‫نیازی به گفتن این جزییات بی‌اهمیت نیست

04:06.264 --> 04:07.144
‫بله

04:10.264 --> 04:12.945
‫شیرینی‌های امروز واقعا خوبن

04:16.024 --> 04:16.984
‫واقعا

04:17.984 --> 04:21.465
‫مخصوصا این سوپ لانه‌ی پرنده، واقعا بی‌نقص و خوش‌طعمه

04:21.944 --> 04:23.025
‫خیلی خوشمزه‌ست

04:24.304 --> 04:29.705
‫ولی ظاهرش شبیه محصولات اهداییه که
یه مدت پیش از دریاهای جنوبی فرستاده بودن

04:31.624 --> 04:32.265
...‫خب

04:35.665 --> 04:38.504
‫چطور ممکنه از محصولات اهدایی
باشه؟ حتما اشتباه می‌کنی

04:38.944 --> 04:42.025
‫این لانه‌ی پرنده رو فله‌ای از یه غرفه خریدم

04:42.744 --> 04:43.665
‫غیرممکنه

04:44.465 --> 04:49.465
‫قبلا، یه نفر لانه‌ی پرنده‌ی اعلا آورده بود
تا توی غرفه‌ی من بذاره

04:49.825 --> 04:51.304
‫می‌گفت مازاد محصولات اهداییه

04:51.304 --> 04:53.504
‫خودم اون اجناس رو دیدم

04:54.145 --> 04:58.504
‫ظاهرشون با لانه‌ی پرنده‌ی
قرمزی که شما فرستادین مو نمی‌زنه

04:59.665 --> 05:02.905
‫ولی من از دردسر ترسیدم و
جرأت نکردم قبول کنم

05:03.864 --> 05:08.145
‫بانو وانگ، شما هم باید بیشتر دقت کنین

05:08.785 --> 05:10.025
‫تا اشتباه متوجه نشین

05:11.064 --> 05:14.145
‫اگه واقعا محصول اهدایی باشه، خیلی بد می‌شه

05:15.265 --> 05:17.205
...‫من... خب

05:17.384 --> 05:19.424
‫مگه دربار حقوق خاندانتون رو کم کرده

05:19.905 --> 05:21.184
‫که طمع همچین چیزایی رو دارین؟

05:23.484 --> 05:23.984
اینطور نیست

05:23.984 --> 05:26.465
‫بسه دیگه، بذارین با موضوع امروز
مثل یه اتفاق برخورد کنیم

05:26.864 --> 05:29.384
‫همگی، بعد رفتن از اینجا جنجال به پا نکنین

05:30.984 --> 05:33.424
‫بانوی بزرگ، ارباب چن رسیدن

05:33.864 --> 05:35.624
‫می‌گن اومدن بانو چن رو برگردونن

05:46.424 --> 05:47.624
‫پس من زودتر مرخص می‌شم

05:58.224 --> 06:00.240
‫(شراب و غذاهای سلطنتی موجوده)

06:02.665 --> 06:03.544
‫محصول اهدایی؟

06:05.145 --> 06:06.665
‫منم نمی‌خواستم رسواش کنم

06:07.225 --> 06:10.504
‫ولی بانو وانگ دائم برام مشکل‌تراشی می‌کرد

06:10.944 --> 06:12.304
معلومه که نمی‌خوام بهش رو بدم

06:12.944 --> 06:14.064
قشنگ با چشم‌های خودم دیدم

06:14.345 --> 06:16.025
‫محصول اهدایی از دریاهای جنوب بود

06:17.905 --> 06:18.825
مظلوم واقع شدی

06:19.304 --> 06:20.144
خیلی هم مظلوم واقع شدم

06:20.144 --> 06:21.328
‫نباید بهش رو بدی

06:25.025 --> 06:25.665
‫چی شده؟

06:26.105 --> 06:28.105
‫دارم به هرج و مرج توی امور دولتی فکر می‌کنم

06:28.384 --> 06:30.225
‫از تقسیم برابر زمین‌ها گرفته تا محصولات اهدایی

06:30.624 --> 06:33.665
‫همه‌جا پر از عیب و نقصه

06:34.984 --> 06:37.025
‫وانگ شوان فان، با وجود
همه احتیاطش یه اشتباهی کرد

06:37.544 --> 06:38.905
‫و تو متوجه نقطه ضعفش شدی

06:39.744 --> 06:40.624
‫فقط تماشا کن

06:41.345 --> 06:44.424
‫این بار، خط قرمز استاد رو زیر پا گذاشت

06:44.665 --> 06:45.624
‫حتما خیلی مضطربه

06:48.496 --> 06:50.864
‫(عمارت خاندان وانگ)

06:50.864 --> 06:51.825
‫احمق!

06:52.225 --> 06:53.744
‫(صداقت، احتیاط، پشتکار، سازش)
‫عجب احمقیه!

06:54.944 --> 06:55.444
...‫تو

06:56.944 --> 06:58.624
چی توی سرت بود؟

06:59.105 --> 07:02.064
‫چی شد که لانه‌ی پرنده‌ی قرمز رو براشون بردی؟

07:02.424 --> 07:05.624
‫از زن دبیر اعظم بودن خسته شدی
منو مستقیم میندازی توی دل آتیش؟

07:06.345 --> 07:09.825
‫از کجا باید می‌دونستم موقع سرو کردنش

07:10.145 --> 07:12.785
یکی تشخیص بده محصول اهداییه؟

07:14.025 --> 07:16.265
از کی تا حالا گو جین چائو مزه‌شناس شده

07:16.744 --> 07:17.864
حتی اون رو از روی مزه‌اش تشخبص داد؟

07:18.905 --> 07:22.465
‫اون از خاندان یه تاجر ثروتمنده
کدوم خوراکی هست که تا حالا نچشیده باشه؟

07:23.465 --> 07:25.345
‫فقط بلدی بری به تاجرها فخرفروشی کنی!

07:25.624 --> 07:27.624
اون بیشتر از تو سرد و گرم روزگار رو چشیده

07:29.225 --> 07:30.705
‫من به تاجرها فخر می‌فروشم؟

07:30.825 --> 07:31.944
‫ مگه تو تحویلشون می‌گیری؟

07:31.944 --> 07:33.145
!من هیچکس رو قبول ندارم

07:33.145 --> 07:34.624
‫ولی حتما به پول احترام می‌ذارم!

07:38.184 --> 07:38.744
...‫تو

07:40.184 --> 07:41.025
‫زود باش

07:42.145 --> 07:43.785
‫همه اون محصولات اهدایی که
واسطشون بودیم رو برگردون

07:44.465 --> 07:45.785
‫واقعا لازمه؟

07:46.265 --> 07:47.825
‫بانو یو جو گفت

07:48.624 --> 07:49.864
‫این فقط یه اتفاق بوده

07:50.345 --> 07:53.064
‫ازمون خواست بی‌خیالش بشیم

07:53.265 --> 07:55.665
‫داشته تعارف می‌کرده، تو هم واقعا باور کردی؟

07:56.544 --> 07:58.705
‫اون و ارباب فو همش نقش مأمورهای
خوب و بد رو بازی می‌کنن

07:58.705 --> 08:00.145
‫هنوز این رو نفهمیدی؟

08:02.145 --> 08:04.424
‫همین الان هم سر اعتراضات
محقق‌ها ارباب فو رو عصبانی کردم

08:04.825 --> 08:08.384
‫و روت حساب باز کرده بودم
بری دل بانو یو جو رو به دست بیاری

08:08.665 --> 08:10.384
‫تا بره پیشش پادرمیونی کنه

08:10.785 --> 08:13.064
‫ولی به جاش، یه دردسر دیگه درست کردی

08:13.424 --> 08:15.304
‫ فقط اومدی به خاک سیاه بنشونیم؟

08:16.705 --> 08:18.184
من به خاک سیاه بنشونمت؟

08:18.884 --> 08:20.744
‫وانگ شوان فان، حواست باشه چی می‌گی ها!

08:21.384 --> 08:24.705
‫حتی پول آزمون پایتختت رو خاندان من داد

08:25.225 --> 08:27.744
‫بدون من، به اینجا رسیده بودی؟

08:28.265 --> 08:29.465
‫خدای من!

08:29.864 --> 08:32.744
‫وقتی بهم نیاز داری، عزیز دلتم

08:33.105 --> 08:35.864
‫اما وقتی نیازی نداری، فقط اینجام که به خاک سیاه بنشونمت؟

08:36.024 --> 08:37.504
خجالت بکش، جناب مقام دربار

08:37.864 --> 08:39.465
!چقدر بی‌شرم و حیایی

08:39.744 --> 08:41.144
‫درست مثل دهاتی‌ها می‌مونی!

08:42.105 --> 08:44.465
‫بسه، عصبانی نشو

08:46.305 --> 08:47.585
‫نقشه اینه

08:49.024 --> 08:52.664
‫تو همین الان برو تمام رد و نشون‌های
محصولات اهدایی رو پاک کن

08:53.465 --> 08:56.024
‫مـ... منم، باز یه سر می‌رم عمارت ارباب فو

08:56.864 --> 08:57.624
‫برای چی؟

08:57.825 --> 09:00.784
‫برای چی؟ برای عذرخواهی دیگه

09:07.945 --> 09:11.864
‫چن یان یون و همسرش فقط اسباب دردسرن

09:17.904 --> 09:21.968
‫مگه ارباب وانگ شوان فان، برای
ارباب زنگ رو یو ارزش زیادی قائل نیست؟

09:22.640 --> 09:24.744
‫ارباب زنگ وزیر اعظم انجمن سلطنتیه

09:24.984 --> 09:26.465
‫همشهری وانگ شوان فانه

09:27.065 --> 09:28.024
‫چرا این رو گفتی؟

09:29.624 --> 09:32.984
‫می‌دونم وانگ شوان فان می‌خواد از
ارباب زنگ رو به عنوان وزیر تشریفات معرفی کنه

09:33.504 --> 09:36.065
‫و ارباب یائو قول داده بهش رأی بده

09:36.904 --> 09:37.864
‫از کجا می‌دونی؟

09:38.784 --> 09:42.384
‫این هم می‌دونم ارباب فو، دبیر اعظم شن رو توبیخ کرده

09:44.065 --> 09:45.624
اینا همه‌اش ماه پیش اتفاق افتاده

09:47.264 --> 09:48.425
‫از کجا شنیدی؟

09:49.024 --> 09:49.624
توی مهمونی چای؟

09:51.904 --> 09:54.825
‫فکر می‌کردم این بانوها فقط برای
لذت بردن از چای دور هم جمع می‌شن

09:55.144 --> 09:57.105
‫و درباره‌ی مسائل خونه گفتگو می‌کنن

09:57.624 --> 10:00.624
‫اصلا انتظار نداشتم صاف برن سراغ سیاست دربار صحبت کنن

10:01.384 --> 10:05.345
‫حتی دیدم بانو یو جو به بانو شن دلداری می‌ده

10:06.345 --> 10:08.504
‫می‌گفت ارباب فو هنوز به دبیر اعظم شن اعتماد داره

10:08.624 --> 10:09.465
می‌خواست خیالش راحت باشه

10:11.504 --> 10:13.664
پس دورهمی چای هم به این منظور برگزار می‌شه؟

10:15.305 --> 10:15.945
جالبه

10:16.504 --> 10:19.185
در واقع، برام جذاب‌تر از تجارت کردنه

10:19.705 --> 10:22.825
هر بانویی که اونجا نشسته، انگار خودش یه مقام دولتیه

10:24.504 --> 10:25.624
انجمن بانوان درباری

10:26.984 --> 10:28.105
اینا حرف‌های خودته

10:28.784 --> 10:30.105
این حرف‌ها بوی خیانت می‌ده، ارباب چن

10:36.664 --> 10:38.264
می‌دونم از دورهمی‌های چای خوشت میاد

10:38.825 --> 10:39.825
اما می‌دونی

10:41.465 --> 10:44.105
اگه خبر این انجمن بانوان درباری به گوش بازرس‌ها برسه

10:44.504 --> 10:45.225
چی می‌شه؟

10:46.384 --> 10:47.945
داری بهم می‌گی دیگه نرم؟

10:48.185 --> 10:49.384
البته که نه

10:50.705 --> 10:51.744
فقط دارم بهت یادآوری می‌کنم

10:52.624 --> 10:53.425
که محتاط باشی

10:53.904 --> 10:57.384
می‌دونم، قبلا هم تحقیق کردم

10:57.545 --> 11:00.305
این دورهمی‌ها از سال‌ها پیش شروع شده

11:01.864 --> 11:05.864
مقام‌های دولتی از همسراشون برای تبادل اطلاعات استفاده می‌کنن

11:06.945 --> 11:08.744
بعد از این همه سال خدمت به ارباب فو

11:09.225 --> 11:11.184
حتی از این دورهمی‌ها خبر نداشتی؟

11:12.624 --> 11:14.465
!دقیقا، چه شکستی خوردم

11:15.945 --> 11:17.185
خوشبختانه الان فهمیدم

11:17.664 --> 11:18.264
پس

11:19.425 --> 11:20.664
برای همین انقدر مشتاق بودم باهات ازدواج کنم

12:18.984 --> 12:20.624
<i>گو جین‌ چائو</i>

12:34.624 --> 12:35.945
لبام رو ببین

12:36.144 --> 12:37.864
باید فردا برم غذاخوری لین‌ شیا

12:54.904 --> 12:55.504
عمو یان ‌یون

12:55.664 --> 12:56.465
اینجا چیکار می‌کنی؟

12:57.185 --> 12:58.065
چیشده؟

12:59.345 --> 13:00.984
قضیه همون محقق‌هاست

13:02.545 --> 13:05.065
شایعات نگران‌کننده‌ای شنیدم که ممکنه بهتون صدمه بزنه

13:12.105 --> 13:12.945
الان برمی‌گردم

13:13.624 --> 13:14.264
تو اول برو داخل

13:17.624 --> 13:18.185
با من بیا

13:36.384 --> 13:36.945
...بانو

13:42.945 --> 13:43.445
...خب

13:44.664 --> 13:45.465
بندازش دور

13:46.185 --> 13:48.065
بندازش یه جای خیلی دور، هر چی دورتر بهتر

13:48.225 --> 13:48.725
چشم

13:52.105 --> 13:54.545
چیه؟ کسی اومده وساطت کنه؟

13:56.945 --> 13:59.105
بله، جرات نمی‌کنم چیزی رو ازتون پنهان کنم

14:01.185 --> 14:03.984
راستش خانواده‌ها و استادهای چندتا از محقق‌ها اومدن سراغم

14:04.705 --> 14:05.904
همه‌‌اشون رو رد کردم

14:06.904 --> 14:09.345
اما شنیدم شایعه راه افتاده

14:09.904 --> 14:11.624
می‌گن دارین قانون رو زیر پا می‌ذارین

14:12.065 --> 14:14.425
اون محقق‌ها رو توی فرمانداری شون تیان نگه داشتین

14:15.305 --> 14:16.504
تا کینه‌ی شخصیتون رو خالی کنین

14:19.105 --> 14:20.048
کینه‌ی شخصی؟

14:21.784 --> 14:24.624
حتی اگه کینه‌ی شخصی هم باشه، همچین هم بی‌راه نیست

14:26.744 --> 14:28.144
می‌ترسم بازرس‌ها شما ر استیضاح کنن

14:28.545 --> 14:29.705
پس اومدی اینجا

14:30.545 --> 14:32.384
که ازم بخوای آزادشون کنم؟

14:34.425 --> 14:35.504
لطفا دقیق‌تر بررسی کنین

14:36.225 --> 14:38.664
اون محقق‌ها این کار رو کردن

14:38.864 --> 14:40.105
چون فکر کردن دارن کار درست رو انجام می‌دن

14:40.345 --> 14:41.624
کار درست؟

14:42.225 --> 14:44.945
ببین چقدر دقیق راه کالسکه‌‌ام رو بستن

14:45.864 --> 14:47.545
این کار فقط از روی احساسات نبوده

14:47.784 --> 14:49.864
اون نوشته‌ها و پرچم‌ها چی

14:50.065 --> 14:52.656
اگه یکی دو روز براش برنامه‌ریزی نمی‌کردن، نمی‌شد اینجوری درستش کرد

14:52.945 --> 14:56.345
شما نسنجیده درباره‌ی چیزی قضاوت می‌کنین که خودتون ندیدین

14:56.864 --> 14:58.105
گیج شدی

14:59.225 --> 15:00.664
یا نیت دیگه‌ای داری؟

15:03.144 --> 15:03.864
اشتباه کردم

15:04.504 --> 15:06.225
نباید حرف‌های چرند بقیه رو باور می‌کردم

15:08.425 --> 15:09.545
لطفا منو ببخشید

15:14.504 --> 15:15.784
تو آدم جاه‌طلبی هستی

15:16.305 --> 15:18.928
بزرگترین ترس آدم‌های جاه‌طلب اینه که فقط اهل حرف باشن نه عمل

15:19.384 --> 15:23.144
اگه مغرور بشی و عجولانه نتیجه‌گیری کنی

15:23.624 --> 15:25.545
چطور می‌خوای به دبیرخانه‌ی سلطنتی برسی؟

15:25.545 --> 15:26.545
اصلا لیاقتش رو نداری

15:27.664 --> 15:28.225
بلند شو

15:33.624 --> 15:34.945
دیگه به تو ربطی نداره

15:35.504 --> 15:38.105
اگه توی انجمن هان لین کاری نداری

15:40.065 --> 15:41.664
برو به فکر ازدواجت باش

15:42.065 --> 15:43.545
خاندان یو بارها فشار آوردن

15:44.065 --> 15:46.305
تا قبل از پایان سال با وان ‌شوئه ازدواج می‌کنی

15:48.024 --> 15:48.624
بله

15:52.825 --> 15:55.105
پس من دیگه مرخص می‌شم

15:55.664 --> 15:56.225
بفرما

16:09.144 --> 16:09.945
چنگ شینگ اینجاست

16:17.465 --> 16:18.024
ارباب یان ‌یون

16:21.305 --> 16:22.185
چیشده؟

16:22.744 --> 16:24.105
چنگ شینگ زودتر اومده بود منو ببینه

16:24.624 --> 16:27.904
مشخص بود قصد داره برای محقق‌هایی که
جلوی کجاوه رو گرفتن وساطت کنه

16:28.264 --> 16:30.624
ولی انگار برای دفاع از اونا سردرگم بود

16:31.225 --> 16:32.465
انگار آمادگی قبلی نداشت

16:33.784 --> 16:34.624
دیگه کافیه، در مورد اون حرف نزنیم

16:35.984 --> 16:36.585
اوضاع چطوره؟

16:38.225 --> 16:40.984
همکاری وانگ شوان ‌فان توی قضیه‌ی هدایای فرستاده شده تایید شد

16:44.065 --> 16:44.565
بفرمایین

16:45.456 --> 16:47.305
(تقدیم به استاد بزرگوارم)

16:47.305 --> 16:50.504
هر سال، هدایای مناطق اول یه سری به عمارت وانگ می‌زنن

16:51.305 --> 16:53.784
خاندان وانگ یه مغازه‌ی کالاهای جنوبی هم توی پایتخت دارن

16:54.185 --> 16:56.504
ادعا می‌کنن مازاد هدایا رو می‌فروشن، اما همه‌اش خود هدایای اصلیه

16:57.425 --> 16:58.624
جسارتش حد و مرز نمی‌شناسه

16:59.465 --> 17:01.664
باید مقدمات استیضاحش رو فراهم کنیم؟

17:06.065 --> 17:07.065
درست مثل دفعه‌ی قبل

17:07.785 --> 17:09.624
یه استیضاح راه بنداز، اما نه خیلی شدید

17:10.384 --> 17:11.624
و نه یه تعقیب و گریز بی‌امان

17:12.184 --> 17:12.864
متوجهم

17:13.904 --> 17:14.944
فقط در حد یه هشدار

17:15.265 --> 17:15.825
دقیقا

17:21.464 --> 17:23.785
ارباب، وانگ شوان ‌فان رو دست راست خودش می‌دونه

17:25.025 --> 17:26.624
برای حذف کردن وانگ شوان‌ فان

17:27.624 --> 17:30.624
باید به تلاشی بی‌وقفه متوسل بشیم

17:33.904 --> 17:35.025
توی پرونده‌ی غلات کمک‌رسانی

17:35.864 --> 17:38.745
همسر وانگ از تاجرای غلات رشوه قبول کرد

17:39.624 --> 17:40.384
این یه مهره ازش کم می‌کنه

17:40.825 --> 17:44.664
وانگ شوان‌ فان محقق‌ها رو تحریک کرد تا راه کجاوه رو ببندن و عالیجناب رو عصبانی کرد

17:45.664 --> 17:47.384
و استراتژی برابری اراضی رو مختل کرد

17:51.785 --> 17:52.904
اینم سه مهره دیگه ازش کم می‌کنه

17:56.785 --> 17:59.144
وانگ شوان ‌فان هدایای فرستاده شده رو اختلاس کرد

18:00.384 --> 18:01.585
اینم یه مهره دیگه

18:12.825 --> 18:16.184
به نظر میاد به دو ضربه‌ی دیگه نیاز داریم

18:17.464 --> 18:18.065
به زودی

18:29.184 --> 18:29.944
!برو بیرون

18:30.904 --> 18:31.984
مگه اجازه دادم وارد بشی؟

18:32.224 --> 18:33.545
خیلی بی‌ادب و بی‌نزاکتی

18:37.664 --> 18:38.704
آرامش خودتون رو حفظ کنین، ارباب شوان‌ فان

18:39.065 --> 18:43.105
در واقع، ارباب فو با شما مثل خانواده‌ی خودش رفتار می‌کنه

18:43.424 --> 18:45.424
برای همینه که انقدر رک و راسته

18:45.825 --> 18:47.184
تو به این می‌گی رک و راست بودن؟

18:47.624 --> 18:50.624
!اون باعث شد بارها و بارها آبروی من بره

18:54.105 --> 18:56.904
یه بار جلوی چن یان ‌یون، و حالا هم جلوی عالیجناب

18:57.424 --> 18:59.144
فقط به خاطر چندتا محقق نادون

18:59.265 --> 19:00.664
که داد می‌زدن املاک سلطنتی رو تصرف کنن

19:00.785 --> 19:02.144
اون منو سرزنش کرد

19:02.144 --> 19:03.624
که بی‌احتیاطم و منو اخراج کرد

19:04.505 --> 19:06.624
مگه من برای برابری اراضی کم گذاشتم؟

19:07.464 --> 19:09.985
من کسری‌های مالی کلانی رو پوشش دادم

19:09.985 --> 19:11.305
!همه‌اش به خاطر اون بود

19:24.785 --> 19:25.464
در واقع

19:27.904 --> 19:29.265
من ارباب فو رو مقصر نمی‌دونم

19:29.825 --> 19:32.384
اون توی نقشه‌های چن یان‌ یون گرفتار شده

19:33.184 --> 19:33.904
دقیقا

19:34.785 --> 19:36.105
با توجه به ناآرومی محقق‌ها

19:36.424 --> 19:38.785
اگه چن یان‌ یون واقعا مصلحت بزرگ‌تر رو در نظر می‌گرفت

19:39.144 --> 19:41.305
می‌تونست همونجا روی قضیه سرپوش بذاره

19:41.624 --> 19:42.664
اما اون برعکسش رو انجام داد

19:43.424 --> 19:47.345
اون هم محقق‌ها و هم نوشته‌های اعتراضیشون رو فرستاد به فرمانداری شون ‌تیان

19:47.704 --> 19:49.745
من نمی‌تونستم همچین اتفاق بزرگی رو مخفی کنم

19:50.065 --> 19:50.985
باید گزارش می‌کردم

19:51.384 --> 19:52.184
خب، کافیه

19:53.785 --> 19:55.025
من تو رو سرزنش نمی‌کنم

20:06.904 --> 20:08.464
خیلی دقیق در موردش فکر کردم

20:09.265 --> 20:10.424
اگه اشتباه نکنم

20:11.624 --> 20:13.785
از وقتی که رسوایی غلات امدادی باعث سقوط فان چوآن شد،

20:14.505 --> 20:16.265
چن یان‌ یون منو هدف قرار داده

20:16.985 --> 20:20.105
اون از من کینه داره چون باعث شدم تقصیر تعویض غلات به گردن اون بیفته

20:22.144 --> 20:23.624
اون آدم تنگ‌نظریه

20:34.345 --> 20:35.424
بعد از این همه حرف زدن

20:36.464 --> 20:37.424
حسابی خسته شدم

20:41.864 --> 20:44.224
پس ما دیگه مرخص می‌شیم

20:47.384 --> 20:48.464
زی ‌لیانگ، یه لحظه صبر کن

20:49.505 --> 20:50.904
یه سوالی ازت دارم

21:11.144 --> 21:13.624
یادمه گو ده‌ یوان، دیوان بازرسی

21:14.025 --> 21:17.065
درگیر پرونده فساد معاون بازرس ارشد، زنگ یان‌ چیو شده بود

21:17.664 --> 21:18.785
آخرش پرونده‌اش بسته شد؟

21:22.624 --> 21:24.944
اونایی که به رشوه گرفتن عادت کردن، نمی‌تونن جلوی خودشون رو بگیرن

21:25.624 --> 21:28.785
اون الان فامیل چن یان ‌یون شده، با همچین پشتیبان قدرتمندی

21:30.184 --> 21:31.505
احتمالا دوباره این کار رو تکرار می‌کنه

21:32.745 --> 21:33.384
بله همینطوره

21:35.384 --> 21:38.704
اما چرا این ماموریت رو به ارباب یائو نسپردی؟

21:38.985 --> 21:41.384
بهتر نیست وزارت عدلیه
به این موضوع رسیدگی کنه؟

21:41.664 --> 21:43.248
دختر واقعی گو ده‌ یوان

21:44.400 --> 21:46.265
با پسر کوچک یائو پینگ ازدواج کرد

22:07.505 --> 22:08.144
خواهر

22:08.424 --> 22:10.464
ما چند مدل چای جدید انتخاب کردیم

22:10.664 --> 22:13.265
نمی‌تونیم تصمیم بگیریم
برای همین نظرت برامون مهمه

22:15.305 --> 22:15.985
خواهر لان

22:16.745 --> 22:19.585
آماده کردن غذاخوری لین‌ شیا کلی جزئیات داره

22:19.825 --> 22:20.745
خیلی زحمت کشیدی

22:23.985 --> 22:26.305
از اونجایی که برای دید و بازدید به دا شین برنگشتم

22:26.545 --> 22:27.785
برات دردسر درست کردن؟

22:28.624 --> 22:29.545
قابل تحمل بود

22:29.904 --> 22:31.384
مادربزرگ اصلا به روش نیاورد

22:31.985 --> 22:34.345
فقط زن‌عموی دوم و خواهر لیان یه چیزهایی گفتن

22:35.105 --> 22:36.424
من هم خیلی راحت نادیده‌اشون گرفتم

22:37.384 --> 22:38.144
ولی

22:39.065 --> 22:41.664
یه درخواستی ازت دارم

22:42.904 --> 22:43.464
بگو، می‌شنوم

22:44.025 --> 22:45.864
می‌خوام برگردم به کوچه‌ی سی‌ لی

22:46.345 --> 22:47.864
تو که با خاندان چن ازدواج کردی

22:48.184 --> 22:49.144
پدر هم که رفته سر ماموریتش

22:49.305 --> 22:51.504
برادر رونگ هم که توی آکادمی
کوچه‌ی چی فانگ درس می‌خونه

22:51.624 --> 22:54.464
تنها موندن توی خونه‌ی پدری خیلی دلگیره

22:58.184 --> 22:59.464
شاید این یه راه‌حل باشه

23:00.265 --> 23:02.345
ولی باید خوب بهش فکر کنی

23:03.345 --> 23:05.345
هر چی باشه، تو یه دختر مجردی

23:05.825 --> 23:10.305
مستقل زندگی کردن
ناخودآگاه باعث حرف و حدیث می‌شه

23:10.624 --> 23:14.025
من نمی‌ترسم، فقط می‌خوام آزاد زندگی کنم

23:14.384 --> 23:15.384
این از همه چیز مهم‌تره

23:17.025 --> 23:18.985
حالا که تصمیمت رو گرفتی، برو و جابه‌جا شو

23:19.384 --> 23:21.704
سند کوچه‌ی سی‌ لی پیش منه

23:22.384 --> 23:23.825
تو هم از اول توش سهم داشتی

23:24.785 --> 23:26.144
اگه پول اضافه داری

23:26.464 --> 23:28.105
سهم خودم رو هم به تو می‌فروشم

23:28.745 --> 23:30.864
به چشم یه سرمایه‌گذاری بهش نگاه کن

23:32.624 --> 23:35.585
عالیه، ممنون که حمایتم می‌کنی

23:35.864 --> 23:36.464
بفرما بشین

23:41.785 --> 23:42.305
راستی

23:43.745 --> 23:46.664
جناب مو جی دی رو یادته؟

23:47.944 --> 23:50.224
همونی که یه کم ساده به نظر می‌رسه؟

23:50.464 --> 23:54.785
پدرش، ارباب مو شی‌ آن، دوست قدیمی
ارباب یان یون بوده

23:55.624 --> 23:57.505
این دفعه، دوباره موضوع رو مطرح کرد

23:58.144 --> 23:59.384
به ارباب یان یون گفتم

23:59.864 --> 24:02.985
که دو سال پیش وقتی پیشنهاد دادن، رد کردی

24:03.664 --> 24:05.825
ارباب یان یون همه‌ی اینا رو می‌دونه

24:06.464 --> 24:08.624
خب نظر ارباب یان یون چیه؟

24:09.345 --> 24:10.545
گفت

24:10.704 --> 24:12.904
جناب مو آدم محترمیه

24:13.624 --> 24:15.704
و خاندان مو اصالت خوبی دارن

24:16.265 --> 24:18.624
ولی ازدواج یه تعهد مادام‌العمره

24:19.384 --> 24:22.224
خوب فکر کن و به خودت سخت نگیر

24:23.545 --> 24:24.904
حالا که ارباب یان یون اینطوری گفته

24:25.864 --> 24:29.624
می‌شه یه قرار ملاقات
بین من و مو جی دی ترتیب بدی؟

24:29.785 --> 24:30.424
حتما

24:31.144 --> 24:34.144
یه وقت مناسب برای دیدارتون
انتخاب می‌کنم

24:34.624 --> 24:35.624
اون موقع در موردش حرف می‌زنیم

24:40.025 --> 24:40.624
راستی

24:42.184 --> 24:46.384
شنیدم یه شیان این اواخر
رفتارهای عجیبی داره

24:47.105 --> 24:48.745
خیلی‌ها رو توی دربار عصبانی کرده

24:49.664 --> 24:50.464
درسته؟

24:57.232 --> 25:01.840
(عمارت خاندان یه)

25:21.545 --> 25:23.345
بدیمش به اون؟ اصلا می‌تونه دستش بگیره؟

25:24.105 --> 25:27.224
با این جثه‌ی ضعیفش، هیچوقت
توی این دنیا نمی‌تونه شمشیر بزنه

25:33.904 --> 25:37.384
فو های‌ لیان این دفعه مصممه
که از شر من خلاص بشه

25:37.985 --> 25:39.105
تو هم اومدی که با من همراه بشی؟

25:39.505 --> 25:40.944
فکر می‌کنی این یعنی وفاداری به پدر؟

25:40.944 --> 25:41.904
احمقانه‌ست

25:42.545 --> 25:43.745
فورا یه راهی برای بیرون رفتن پیدا کن

25:44.065 --> 25:45.545
مراقب مادر و خواهرت باش

25:46.464 --> 25:48.704
بذار اگه لازمه عمارت مزربان از بین بره

25:49.305 --> 25:52.864
به هر حال، تو هیچوقت دنبال این لقب نبودی

26:33.305 --> 26:34.985
لطف کردین که به یاد ارباب ما بودین

26:35.384 --> 26:36.505
حتی طبیب هم خبر کردین

26:36.985 --> 26:40.424
این چند روزه، خیلی گوشه‌گیر شده

26:40.944 --> 26:44.624
اگه حرف‌هاش تند بود، لطفا تحملش کنین

26:47.545 --> 26:49.025
مگه اخلاقش رو تا الان نشناختم؟

26:49.464 --> 26:50.345
نگران نباش

26:53.464 --> 26:56.545
ارباب جوان، بانو چینگ‌ لان اومدن
و یه طبیب مشهور هم آوردن

26:56.545 --> 26:57.265
!یه شیان

26:57.825 --> 26:58.384
ارباب جوان

27:29.545 --> 27:32.065
جناب، ارباب ما قبلا داروش رو خورده

27:32.065 --> 27:33.065
چرا هنوز خوب نشده؟

27:36.904 --> 27:37.985
واقعا چه اتفاقی داره میفته؟

27:38.624 --> 27:39.704
لطفا رک حرفتون رو بزنین

27:40.664 --> 27:42.624
این یه بیماری بدقلق و سخته

27:43.624 --> 27:45.072
می‌ترسم

27:46.320 --> 27:47.985
زیاد دووم نیارن

27:47.985 --> 27:48.664
چی؟

27:49.505 --> 27:51.825
طبیب، التماس می‌کنم نجاتش بدین

27:51.904 --> 27:53.624
به پاتون میفتم

27:53.785 --> 27:54.345
لطفا، بلند شین

27:54.345 --> 27:55.105
التماس می‌کنم -
طبیب جو -

27:57.065 --> 27:59.864
اگه تمام تلاشتون رو
برای درمانش بکنین، چقدر زنده می‌مونه؟

28:03.065 --> 28:04.384
نهایتا

28:05.424 --> 28:06.785
سه سال

28:11.704 --> 28:12.704
سه سال؟

28:14.704 --> 28:15.624
اینجا گریه نکن

28:18.904 --> 28:21.265
روی شیانگ، طبیب جو رو
ببر پایین تا نسخه بنویسه

28:21.424 --> 28:22.025
چشم

28:33.704 --> 28:34.545
بیدار شدی

28:51.825 --> 28:52.624
‌‌...راستش

28:53.664 --> 28:56.065
شاید حرف‌های طبیب جو کاملا درست نباشه

28:56.065 --> 28:57.864
برای اطمینان باید با بقیه هم مشورت کنیم

28:58.545 --> 29:00.785
می‌دونم که توی فرمانداری سونگ‌ جیانگ
یه طبیب سلطنتی هست

29:00.785 --> 29:01.664
چیزی نگو

29:07.184 --> 29:09.144
در مورد اینکه فقط سه سال زنده می‌مونم
به کسی چیزی نگو

29:12.184 --> 29:13.624
لطفا برام مثل یه راز نگهش دار

29:14.864 --> 29:17.664
مگه نگفتم؟ شاید حرف‌های طبیب جو درست نباشه

29:17.664 --> 29:18.505
اون درست می‌گه -
...اون -

29:20.305 --> 29:21.144
سه سال

29:24.184 --> 29:24.864
همین کافیه

29:38.864 --> 29:39.704
کجا می‌ری؟

29:41.585 --> 29:42.184
ساکت شو

29:44.624 --> 29:46.544
در واقع داری می‌گی دخالت نکنم؟

29:48.545 --> 29:50.944
من تازه نجاتت دادم، بهتره
یه کم وجدان داشته باشی

29:55.624 --> 29:56.624
می‌خوام به فرمانداری جن دینگ برم

29:59.624 --> 30:00.345
برای کار؟

30:01.624 --> 30:12.464
من رو با خودت ببر

30:02.864 --> 30:04.825
الان چطور می‌خوای به کارهای دولتی برسی؟

30:06.384 --> 30:07.345
بذار باهات بیام

30:09.265 --> 30:10.904
مگه نگفتی یه راز نگهش دارم؟

30:13.505 --> 30:14.664
وگرنه

30:15.704 --> 30:17.345
ممکنه یه روز زیاد بنوشم

30:17.545 --> 30:19.424
و ناخواسته یه حرفی از دهنم بپره

30:55.664 --> 30:56.424
برگشتی

30:58.624 --> 30:59.545
امروز دیر کردی

31:00.505 --> 31:01.825
شیفت تموم شده بود

31:02.664 --> 31:06.505
ارباب یهو یاد کارهای رودخونه افتاد و
اصرار داشت در موردشون حرف بزنیم

31:07.545 --> 31:09.985
بحثمون چهار ساعت تمام طول کشید

31:30.105 --> 31:31.464
وقتی اینطوری می‌بینمت

31:32.144 --> 31:34.265
یاد یه ضرب‌المثل میفتم

31:35.065 --> 31:35.664
چی؟

31:40.384 --> 31:41.944
دست روی دست گذاشتن

31:44.265 --> 31:47.944
گوش کن، یه نفر فکر می‌کنه من نجیب‌ نیستم

31:50.985 --> 31:53.464
همین الان کارهات رو انجام می‌دم

31:54.424 --> 31:56.864
بذار خوب بهت برسم

32:02.545 --> 32:03.464
ارباب چن -
درسته -

32:03.464 --> 32:04.305
بفرما بشین

32:23.105 --> 32:24.144
کجا می‌ری؟

32:27.184 --> 32:28.144
باید چیکار کنم؟

32:28.265 --> 32:31.025
ارباب یان یون با یه زن نجیب ازدواج نکرده

32:31.664 --> 32:34.624
نیازی به نجابت نیست، همینطوری خوبه

32:35.384 --> 32:36.144
خوشم میاد

32:40.184 --> 32:40.904
تازه

32:42.305 --> 32:43.424
نقاط قوت دیگه‌ای هم داری

32:44.464 --> 32:45.065
چی؟

32:45.664 --> 32:46.305
حدس بزن

32:49.184 --> 32:49.985
پولداری

32:50.664 --> 32:51.305
هی

32:57.825 --> 33:00.025
تکون نخور، بذار یه کم دیگه بغلت کنم

33:05.864 --> 33:07.864
چی شده؟ امروز خسته‌ای؟

33:08.265 --> 33:08.985
خوبم

33:10.664 --> 33:11.904
یه کم دیگه بغلم کنی خوب می‌شم

33:20.345 --> 33:20.944
راستی

33:22.265 --> 33:24.944
مادر امروز مریض شد ولی طبیب خبر نکرد

33:26.464 --> 33:27.745
می‌خوای بری بهش سر بزنی؟

33:33.785 --> 33:34.424
نیازی نیست

33:35.384 --> 33:38.144
دیشب حقیقت رو بهش گفتم

33:39.664 --> 33:40.424
پس بگو چرا

33:47.424 --> 33:48.745
بهم بگو

33:49.624 --> 33:50.745
یان ون

33:52.904 --> 33:53.944
چطور تونست

33:55.345 --> 33:58.825
اون کارها رو بکنه؟

34:01.864 --> 34:03.144
از وقتی بچه بود

34:04.384 --> 34:07.745
اساتید مشهوری هم براش آوردم

34:09.264 --> 34:10.624
اونم مثل یان جانگ و یان یون

34:12.144 --> 34:15.425
تربیت شد

34:15.664 --> 34:17.824
خواهش می‌کنم خودتون رو سرزنش نکنین

34:18.624 --> 34:20.905
اژدها نُه‌تا پسر به دنیا آورد
هر کدوم یه جور شدن

34:21.304 --> 34:24.344
اگه ارباب یان ون راهش کج شد
تقصیر شما چیه؟

34:24.865 --> 34:27.505
تازه، توی کل پایتخت بگردین

34:28.184 --> 34:30.384
کسی بهتر از شما توی بچه تربیت کردن
پیدا نمی‌کنین

34:31.385 --> 34:34.184
ارباب یان یون که جای خود داره
به مقام دبیر اعظم رسیده

34:34.624 --> 34:36.624
ارباب یان جانگم فرماندار مرزیه

34:37.065 --> 34:40.865
توی نسل بعدی
شوان چینگ نفر سوم آزمون شده

34:41.224 --> 34:44.144
در آینده، شاید بشه یه مقام کابینه

34:47.545 --> 34:51.304
فقط کافیه بی‌خیال باشین
و به چیزهای بی‌خود فکر نکنین

34:51.545 --> 34:54.505
اون‌وقت روزگارتون حتما پر از آرامش و خوشی می‌شه

34:56.505 --> 34:57.385
می‌دونم

35:00.945 --> 35:05.344
راستش، مادر از خیلی وقت پیش شک داشت
که اون کسیه که شیائو وو رو کشته

35:06.144 --> 35:07.905
فقط دلش نمی‌خواست باور کنه

35:10.664 --> 35:11.385
دیروز

35:13.624 --> 35:17.065
وقتی بهش گفتم که آدم اجیر کرده بود
تا تو رو بدزدن

35:18.824 --> 35:20.025
همه چیز رو فهمید

35:20.624 --> 35:21.425
همچنین پرسید

35:22.505 --> 35:25.545
که یان ون دیگه برنمی‌گرده

35:30.824 --> 35:31.865
نگران نباش

35:33.385 --> 35:34.664
با اون خلق و خوی مادر

35:35.184 --> 35:36.304
تا چند روز دیگه

35:37.184 --> 35:41.664
با وقار میاد بیرون و دوباره
نقش بانوی بزرگ رو به دست می‌گیره

35:46.945 --> 35:48.945
هر خانواده‌ای یه غم و غصه‌ای داره

35:52.385 --> 35:55.025
ولی حل کردن مشکل بین ماها سخت نیست

36:06.444 --> 36:08.060
(عمارت خاندان گو)

36:08.060 --> 36:10.570
(ماه خلوت‌نشین)

36:12.688 --> 36:15.876
(برکت اجدادی ماندگار)

36:16.425 --> 36:17.385
خواهر

36:20.744 --> 36:21.585
خواهر لان

36:22.425 --> 36:24.144
تبریک به خاطر عمارت جدیدت

36:24.824 --> 36:25.905
ممنون، خواهر

36:26.704 --> 36:28.344
خواهر یان یینگ می‌خواست بیاد

36:28.624 --> 36:29.664
ولی به خاطر یه سری دلایل

36:30.025 --> 36:32.065
از صبح دل‌درد داشته

36:32.624 --> 36:35.545
احتمالا دیشب خیلی خوراکی سرد خورده

36:35.985 --> 36:38.385
برای همین ازم خواست
کادوش رو بهت بدم

36:39.025 --> 36:40.585
کلی فرصت دیگه هم داریم

36:40.585 --> 36:42.105
دفعه‌ی بعد خودم دعوتش می‌کنم

36:43.784 --> 36:44.744
خواهر وان شوئه چی؟

36:46.624 --> 36:47.624
یه کم دیگه باید برسه

36:48.425 --> 36:49.465
!اومدم! اومدم

36:54.465 --> 36:57.105
درست دم رفتن، نامادریم
در مورد گلدوزیم سوال کرد

36:57.385 --> 36:58.704
اگه از قبل حاضر نکرده بودم

36:58.905 --> 37:00.344
ممکن بود امروز ناهار رو از دست بدم

37:01.624 --> 37:03.385
خواهر عزیزم، تبریک به خاطر عمارت جدیدت

37:03.784 --> 37:04.704
ممنون

37:05.905 --> 37:07.865
وقتی اون اینجاست
همه چیز حسابی جون می‌گیره

37:10.624 --> 37:13.664
امروز ارباب مو هم میاد؟

37:17.784 --> 37:20.744
از چی می‌ترسی؟
تو الان بانوی این عمارتی

37:21.144 --> 37:23.344
میاد که به خاطر عمارت جدیدت تبریک بگه

37:23.744 --> 37:26.144
باید با اعتماد به نفس ازش استقبال کنی

37:26.945 --> 37:29.344
خواهر، لطفا باهام بیا

37:29.905 --> 37:30.585
باشه

37:33.105 --> 37:35.224
بانو، ارباب مو رسیدن

37:59.385 --> 38:00.385
برادر شوان چینگ

38:35.744 --> 38:39.105
تا حالا مو جی دی رو نزدیک بیست بار
در حال تعظیم دیدم

38:39.465 --> 38:40.465
بیچاره

38:41.344 --> 38:44.065
وقتی دعوتش کردی
نمی‌تونی نادیده‌اش بگیری

38:44.184 --> 38:45.465
و اون رو توی اون وضعیت ناجور ول کنی

38:46.624 --> 38:48.744
نـ... نمی‌دونم چی بگم

39:00.985 --> 39:01.865
خواهر وان شوئه

39:03.744 --> 39:05.184
این اولین بارته میای اینجا؟

39:05.624 --> 39:06.704
بیا این اطراف رو بهت نشون بدم

39:07.264 --> 39:07.824
عالیه

39:21.865 --> 39:22.704
حالا که اینجوریه

39:25.144 --> 39:26.144
منم یه چرخی می‌زنم

39:40.465 --> 39:41.304
ارباب جوان مو

39:41.865 --> 39:44.065
ما هم یه قدمی بزنیم؟

39:44.344 --> 39:45.344
بـ... باشه

40:05.224 --> 40:08.264
ارباب جوان مو، شما رو دعوت کردم اینجا

40:09.065 --> 40:11.065
ولی واقعا به قصد ازدواج نبود

40:11.465 --> 40:15.304
فقط دلم نمی‌خواست لطف خواهرم
و همسرش رو رد کنم

40:19.784 --> 40:23.505
راستش، تصمیم گرفتم
هیچوقت ازدواج نکنم

40:24.065 --> 40:24.624
چرا؟

40:26.105 --> 40:27.624
شرایط من رو که می‌دونین

40:27.985 --> 40:29.824
پدرم تنزل رتبه پیدا کرد
و به فرمانداری پینگ یانگ فرستاده شد

40:30.505 --> 40:33.385
مادرم هنوز به خاطر اشتباهاتش زندانیه

40:34.744 --> 40:36.264
قبلا اشتباهات زیادی مرتکب شدم

40:37.105 --> 40:38.824
خوشبختانه، خواهر من رو بخشید

40:39.664 --> 40:41.664
خلاصه اینکه، اگه ازدواج کنم

40:41.664 --> 40:44.105
اونایی که از من بالاترن قبولم نمی‌کنن

40:44.624 --> 40:46.025
منم دنبالشون نمی‌رم

40:46.784 --> 40:48.905
و با اونایی که از من پایین‌ترن هم
نمی‌خوام ازدواج کنم

40:49.465 --> 40:51.304
ترجیح می‌دم بی‌سروصدا تنها زندگی کنم

40:52.264 --> 40:55.385
الان، فقط می‌خوام کسب و کار رو
درست از خواهر یاد بگیرم

40:55.704 --> 40:56.744
و پول بیشتری پس‌انداز کنم

40:57.304 --> 40:59.664
بعدا، وقتی مادرم پیر شد

41:00.105 --> 41:03.784
از بانوی بزرگ جی خواهش می‌کنم آزادش کنه
تا بتونم ازش مراقبت کنم

41:04.144 --> 41:06.025
همین برام کافیه

41:12.624 --> 41:14.945
چرا حرف نمی‌زنین؟

41:16.224 --> 41:16.724
...من

41:18.144 --> 41:19.784
من توی حرف زدن خوب نیستم

41:20.624 --> 41:22.025
چقدر سختی کشیدی

41:22.184 --> 41:23.425
اگه من جای تو بودم

41:23.704 --> 41:25.545
منم انتخاب می‌کردم تنها زندگی کنم

41:27.664 --> 41:28.465
ولی من واقعا

41:34.105 --> 41:34.985
دلم برات می‌سوزه

41:39.184 --> 41:43.025
و... واسه‌ی همین نمی‌دونم چطور درست بگمش

41:51.025 --> 41:54.945
مـ... من آدم‌هایی رو آوردم
بیرون منتظرن

41:56.985 --> 41:58.624
برای چی آدم آوردین؟

42:00.065 --> 42:00.865
می‌خواستم

42:04.144 --> 42:05.624
یه حوض ماهی کپور بهت هدیه بدم

42:06.344 --> 42:07.985
یه حوض ماهی کپور بهم هدیه بدین؟

42:08.664 --> 42:10.624
وقتی چند روز پیش دعوتنامه‌ات رو گرفتم

42:10.865 --> 42:11.945
رفتم سراغ برادر رونگ

42:12.344 --> 42:13.945
ازش پرسیدم
تو واقعا چی دوست داری

42:14.704 --> 42:17.945
گفت تو از بچگی توی ناز و نعمت بزرگ شدی
و هیچی کم نداری

42:18.264 --> 42:19.865
ولی از وقتی بانو چن اومد پایتخت

42:20.025 --> 42:22.505
مادرت توی حیاطش یه حوض ماهی کپور داشت

42:23.385 --> 42:24.344
تو مدت‌ها حسرتش رو خوردی

42:25.144 --> 42:27.545
برای همین فکر کردم

42:28.224 --> 42:31.224
منم توی حیاطت یه حوض بسازم

42:31.545 --> 42:33.184
و داخلش ماهی کپور بندازم

42:33.545 --> 42:36.144
اینطوری، وقتی بی‌کاری
می‌تونی کپورها رو نگاه کنی

42:36.824 --> 42:38.545
باید یه کم دلت رو باز کنه

42:39.264 --> 42:40.144
من

42:41.304 --> 42:42.985
چندتا صنعتگر هم خبر کردم

42:43.304 --> 42:47.144
قبلا، نگران بودم شاید
فضولی باشه یا بترسونتت

42:47.344 --> 42:48.025
برای همین

42:49.264 --> 42:50.264
نذاشتم بیان داخل

42:53.105 --> 42:54.025
چقدر بافکرین

42:55.784 --> 42:58.224
خب، پس بگین بیان داخل

42:58.425 --> 42:59.184
باشه

43:00.824 --> 43:01.425
...خب

43:06.105 --> 43:06.985
من می‌برمتون اونجا

43:07.824 --> 43:08.324
باشه

43:11.744 --> 43:13.184
ارباب چن باهات خوب رفتار می‌کنه؟

43:14.144 --> 43:14.784
آره

43:15.505 --> 43:17.985
خوبه، واقعا برات خوشحالم

43:18.865 --> 43:21.664
اولش، در مورد ازدواج
کلی اضطراب داشتم

43:22.144 --> 43:24.304
ولی وقتی یادم میاد
تو از خاندان چن هستی

43:24.624 --> 43:25.824
خیلی کمتر نگران می‌شم

43:26.545 --> 43:29.425
وان شوئه، از شوان چینگ خوشت میاد؟

43:32.144 --> 43:34.824
فقط نمی‌دونم احساس اون چیه

43:36.824 --> 43:38.065
چرا این رو می‌گی؟

43:39.465 --> 43:40.385
نمی‌دونی

43:40.664 --> 43:43.264
بعد از برگشتن به پایتخت
فقط یه بار اومد خونه دیدنمون

43:44.105 --> 43:45.425
فقط با پدرم حرف زد

43:45.744 --> 43:49.025
قبل از اینکه بره
به زور یه کلمه با من حرف زد

43:54.264 --> 43:55.144
خواهر وان شوئه

43:57.985 --> 43:58.784
زن‌عموی سوم

44:00.000 --> 44:10.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Audery ✧ Silvia ✧ Souppy ✧ Lavender ✧

44:14.925 --> 44:17.337
╔═.❃❋. ══════╗
 همتای باشکوه
╚══════.❋❃. ═╝

44:30.681 --> 44:32.697
♪روزگاری نقش فصل‌ها رو با قلم می‌زدم♪

44:32.985 --> 44:36.475
♪اما توی شکاف بی‌انتهای زمان گم شدم♪

44:38.425 --> 44:40.381
♪قدرت و نرمی، هر دو به شرابی تلخ بدل شدن♪

44:40.505 --> 44:44.153
♪و هر خیال مشتاقانه‌ای، حسرتی بی‌کران به بار آورد♪

44:46.105 --> 44:47.897
♪گذر خورشید و ماه رو به چشم دیدم♪

44:48.591 --> 44:52.050
♪دریغ که دیگه نور و سایه، هم‌سفر هم نیستن♪

44:52.633 --> 44:59.769
♪یه بیراهه، دوست‌های قدیمی رو مثل مرغ‌های سرگردون دریا از هم جدا کرد♪

44:59.993 --> 45:03.627
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

45:03.781 --> 45:06.585
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

45:07.577 --> 45:11.449
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

45:11.641 --> 45:15.225
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

45:15.417 --> 45:19.257
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

45:19.321 --> 45:22.969
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪

45:23.129 --> 45:31.769
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

45:46.393 --> 45:49.977
♪با هر قدم که دور می‌شم، باز به عقب نگاه می‌کنم♪

45:50.137 --> 45:52.793
♪و افکارم مثل زنگار آهن، سرد می‌شن♪

45:54.073 --> 45:57.910
♪رود ستاره‌ها، نظاره‌گر مسیر دور و دراز توئه♪

45:58.011 --> 46:01.625
♪این خیال بی‌پایان همچنان باقی می‌مونه♪

46:01.881 --> 46:05.692
♪روزهای روشن رو با همراهانت قسمت می‌کنی♪

46:05.753 --> 46:09.529
♪هر گوشه از روزگارم رو با یاد دیروز پر می‌کنم♪

46:09.625 --> 46:16.625
♪ساعت‌های تاریکی رو با سایه‌های خاکستری سر می‌کنم♪
