WEBVTT

00:04.608 --> 00:05.919
‫تو منو هُل دادی داخل غار

00:05.943 --> 00:07.194
‫جی‌پی هُلت داد

00:07.319 --> 00:09.840
‫من فقط می‌خواستم
‫اون‌قدری اون پایین نگه‌ت دارم،

00:09.864 --> 00:12.175
‫تا بترسی و از این‌جا بری

00:12.199 --> 00:13.969
‫حس می‌کنم دیگه
‫نمی‌شناسمت

00:13.993 --> 00:16.746
‫خودم رو به‌زور می‌شناسم

00:16.871 --> 00:20.392
‫نمی‌خوام وانمود کنم اتفاقی
‫بین‌مون نیفتاد

00:20.416 --> 00:22.877
‫من خوب بلد نیستم
‫احساساتم رو بیان کنم

00:23.002 --> 00:25.087
‫زوئی بهم گفت که دقیقاً
‫خلافِ کاری که می‌خوام

00:25.212 --> 00:27.089
‫- رو انجام بدم
‫- جسی...

00:27.214 --> 00:30.527
‫آنا، من فقط می‌خوام با تو باشم

00:30.551 --> 00:32.303
‫دوستت دارم

00:32.321 --> 00:40.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta @ Telegram: @Film2Media_Plus

00:40.051 --> 00:45.021
« Fx مترجم: ابوالفضل »

01:16.021 --> 01:22.021
« آنـا پـیـجـن »
« فـصـل اول: قسمت هــشــتــم »

01:28.275 --> 01:30.253
‫پشمام، فکر نمی‌کردم

01:30.277 --> 01:31.946
‫رابطه‌ی تو و جسی
‫این‌قدر جدی شده باشه

01:32.071 --> 01:33.614
‫منم فکرشو نمی‌کردم!

01:33.739 --> 01:37.052
‫یا شایدم نمی‌خواستم
‫این‌قدر عمیق بهش فکر کنم

01:37.076 --> 01:38.345
‫- هنوز سرکاری؟
‫- نه

01:38.369 --> 01:40.639
‫دارم حاضر میشم برم بیرون

01:40.663 --> 01:43.165
‫چرا الان اینو ازت پرسیده؟
‫اتفاقی افتاده؟

01:43.290 --> 01:46.835
‫- با فردریک سکس کردم
‫- چی؟

01:47.795 --> 01:50.506
‫جسی می‌دونه؟
‫برای همین ازت پرسیده؟

01:50.631 --> 01:52.341
‫نه

01:52.466 --> 01:53.902
‫ولی بهم گفت
‫که با کس دیگه‌ای رابطه نداره،

01:53.926 --> 01:56.011
‫و الان حس می‌کنم
‫یه آدمِ عوضی‌ام

01:56.137 --> 01:58.448
‫- رابطه‌تون جدی بود؟
‫- نه

01:58.472 --> 02:00.325
‫خب، آنا، نمیشه ازت
‫انتظار داشت از قوانینی که

02:00.349 --> 02:02.143
‫هنوز مشخص نشدن
‫پیروی کنی

02:02.268 --> 02:05.372
‫خب، فردریک؟

02:05.396 --> 02:08.023
‫- چطور بود؟
‫- قضیه این نیست

02:08.149 --> 02:10.836
‫باشه، باشه. پس قضیه چیه؟

02:10.860 --> 02:13.320
‫وقتی از این پارک می‌رفتم
‫اون پارک اوضاع خیلی ساده‌تر بود

02:13.446 --> 02:15.340
‫آدم‌ها خودشون می‌دونستن
‫که توی زندگیم، فقط جای مهمون رو دارن

02:15.364 --> 02:16.675
‫من یه گربه‌ایم که تنها قدم می‌زنه

02:16.699 --> 02:18.844
‫نمی‌خوام چوب لای چرخِ
‫نظریه‌ی هویتت کنم،

02:18.868 --> 02:22.347
‫ولی وقتی با زک بودی، یه
‫گربه خونگی خوشحال بودی

02:22.371 --> 02:27.001
‫آنا، تو می‌تونی روابط پایداری
‫داشته باشی

02:27.126 --> 02:30.004
‫- شاید
‫- خب، بستگی به خودت داره

02:30.129 --> 02:31.523
‫شایدم گربه‌ای باشی
‫که تنها قدم می‌زنه

02:31.547 --> 02:34.192
‫شایدم یه گربه‌ی ترسو باشی

02:34.216 --> 02:36.069
‫تا حالا بهش فکر کردی؟

02:36.093 --> 02:39.364
‫طبیعت همین الانشم تصمیم گرفته
‫که ما چطور با هم پیوند بخوریم

02:39.388 --> 02:43.351
‫عقاب‌های سرسفید، قوها
‫و سگ‌های آبی، تا آخر عمر جفت‌ِ هم می‌مونن

02:46.479 --> 02:50.524
‫گربه‌ها بیشتر عاشقِ رابطه‌های مختلفن
‫تا این‌که یه عشقِ واحد داشته باشن

02:50.649 --> 02:54.695
‫ولی انسان‌ها... هنوز دقیق نمی‌دونیم

03:36.529 --> 03:39.740
‫میشه کمک کنی اینو برش گردونیم؟

03:41.909 --> 03:45.621
‫- عجب لبخندی داره
‫- آره

03:45.746 --> 03:48.332
‫خوشحال یا عادی به‌نظر نمی‌رسه

03:48.457 --> 03:53.605
‫خیلی‌خب، نشونه‌ای از ضربه
‫یا درگیری نیست

03:53.629 --> 03:56.108
‫کبودی‌ای نیست. لباس‌هاشم سالمن

03:56.132 --> 03:57.633
‫ناخون‌هاشم تمیزن

03:57.758 --> 04:00.278
‫بلوک سیمانی هم به پاش وصل نیست

04:00.302 --> 04:02.847
‫- فکر می‌کنی غرق شده؟
‫- با این قیافه، فکر نکنم

04:04.640 --> 04:06.809
‫- میشه بری به جسی سر بزنی؟
‫- من آخه؟

04:06.934 --> 04:09.061
‫- چرا خودت نمیری؟
‫- نمی‌بینی دستم پیش این جسد بنده

04:09.186 --> 04:11.313
‫- اون زیدته
‫- نه نیست

04:11.439 --> 04:14.859
‫- میشه لطفاً...؟
‫- چشم، خانم

04:19.071 --> 04:20.465
‫ردیفی؟

04:20.489 --> 04:23.635
‫- اولین جسدیه که می‌بینی؟
‫- آره

04:23.659 --> 04:25.661
‫آره، بابام جنگلبان بود

04:25.786 --> 04:29.516
‫من اولین جسدی که دیدم
‫توی روز «بچه‌ت رو ببر سرکار» بود

04:29.540 --> 04:31.268
‫من تا حالا آنا رو سرکارش ندیدم

04:31.292 --> 04:32.793
‫انگاری خیلی مسلطه

04:32.918 --> 04:34.479
‫آره، برای بقیه‌ی مأمورهای
‫اجرای قانون،

04:34.503 --> 04:36.023
‫سخته که وارد مناطق دورافتاده بشن،

04:36.047 --> 04:38.400
‫پس بهمون آموزش دادن تا
‫چطور با جسد و

04:38.424 --> 04:40.343
‫صحنه‌های جرم و این چیزا برخورد کنیم

04:40.468 --> 04:42.821
‫آنا کارش خیلی خوبه

04:42.845 --> 04:44.531
‫هی، به‌نظرت، اون ماهیه مُرده
‫و این جسده

04:44.555 --> 04:48.684
‫- با هم ارتباطی دارن؟
‫- شاید...

04:48.809 --> 04:50.603
‫بعد این‌که جسد رو بُردیم
‫پزشکی قانونی،

04:50.728 --> 04:52.664
‫برمی‌گردم چندتا نمونه‌ی آب بگیرم

04:52.688 --> 04:55.542
‫چندتا هم رسوبات سنگی

04:55.566 --> 04:59.320
‫- سنگ‌های چیزهای زیادی می‌تونن بهت بفهمونن
‫- چیه، حالا برامون دانشمند شدی؟

04:59.445 --> 05:01.173
‫فقط چند واحد کم دارم تا مدرک
‫زمین‌شناسیم رو از

05:01.197 --> 05:03.366
‫دانشگاه ایالتی مونتانا بگیرم

05:03.491 --> 05:05.552
‫وقتی فهمیدم بیشتر شغل‌های
‫زمین‌شناسی توی

05:05.576 --> 05:08.037
‫صنعت استخراجن، از دانشگاه
‫انصراف دادم

05:08.162 --> 05:10.307
‫پس آره دانشمندم

05:10.331 --> 05:13.834
‫اعماقِ پنهان

05:13.959 --> 05:16.045
‫اعماقِ پنهان

05:19.674 --> 05:22.361
‫قراره چند لحظه‌ی دیگه
‫درباره‌ی دارکوب‌ها حرف بزنم، ولی...

05:22.385 --> 05:25.221
‫بعدش میام پیشت، شاید وقت
‫اسراحتت

05:25.346 --> 05:27.223
‫می‌تونیم بریم
‫به درخت‌ها نوک بزنیم

05:27.348 --> 05:29.201
‫باشه

05:29.225 --> 05:31.227
‫مَنی، خوش برگشتی

05:31.352 --> 05:33.521
‫هی، مرسی. جِف کجاست؟

05:33.646 --> 05:36.583
‫- همین دور و براست
‫- خیلی‌خب، من دیرم شده

05:36.607 --> 05:39.026
‫حدود ۲۰ تا کوهنورد هستن
‫که ابتدای مسیر منتظرمن

05:39.151 --> 05:41.713
‫- می‌تونی اینو بهش بدی؟
‫- حتماً به دستش می‌رسونم

05:41.737 --> 05:44.216
‫مرسی. خداحافظ

05:44.240 --> 05:46.367
‫- هی
‫- هی

05:46.492 --> 05:49.012
‫- برگشتی
‫- باید برم

05:49.036 --> 05:51.664
‫دیرم شده

05:55.835 --> 05:57.521
‫- جسد مالِ کیه؟
‫- هنوز نمی‌دونم

05:57.545 --> 06:00.214
‫کارت‌ شناسایی پیش خودش نداشت.
‫باید منتظر جواب پزشکی قانونی بمونم

06:00.339 --> 06:03.026
‫ولی یه ماه‌گرفتگی
‫روی پیشونیش داشت

06:03.050 --> 06:04.695
‫مثل یه ستاره بود

06:04.719 --> 06:06.530
‫پس امیدوارم بهم کمک کنه
‫بفهمم یارو کیه

06:06.554 --> 06:08.389
‫چی؟ بذار ببینمش

06:16.105 --> 06:18.375
‫اون باک بونه

06:18.399 --> 06:20.544
‫- چطور مُرد؟
‫- نمی‌دونم

06:20.568 --> 06:22.903
‫ردیفی؟ می‌شناختیش؟

06:23.028 --> 06:25.090
‫همه این دور و ور می‌شناسنش

06:25.114 --> 06:28.492
‫- پسرِ میو بونه
‫- میو بون، همون یارو عکاسه؟

06:30.035 --> 06:33.372
‫باید به جِف بگی

06:36.876 --> 06:38.395
‫میو اگه بفهمه از خودش
‫بی‌خود میشه

06:38.419 --> 06:39.813
‫تازه نمایشگاهش رو چی میگی!

06:39.837 --> 06:41.922
‫قراره به همین زودی‌ها توی پارک نمایشگاهِ
‫مرور آثارش رو توی پارک برگزار کنه

06:42.048 --> 06:46.510
‫- چرا توی پارک حالا؟
‫- اون حامیه بزرگ‌مونه

06:52.725 --> 06:54.619
‫میو گفته از وقتی
‫نمایشگاهش رو شروع کرده،

06:54.643 --> 06:56.812
‫خیلیا تهدید به مرگش کردن

06:56.937 --> 06:58.623
‫گزارش‌شونم داده؟

06:58.647 --> 07:01.275
‫ولی خونش اون‌طرف رودخونه، روبه‌روی پارکه

07:01.400 --> 07:02.836
‫اون‌جا قلمرویـه گاتریـه

07:02.860 --> 07:05.321
‫خب، جسد توی پارک پیدا شده،

07:05.446 --> 07:06.631
‫پس این پرونده مربوط به ماست

07:06.655 --> 07:08.300
‫و اون تهدیدها هم ممکنه
‫به این قتل ربط داشته باشن

07:08.324 --> 07:11.994
‫آنا...

07:12.119 --> 07:15.706
‫پسرش براش خیلی عزیز بود، و خودش هم،

07:15.831 --> 07:17.184
‫با ما رابطه‌ی خوبی داشت

07:17.208 --> 07:20.937
‫پس آروم رفتار کن

07:20.961 --> 07:24.840
‫آرومم دیگه

07:53.577 --> 07:55.453
‫الو؟ میو بون؟

07:58.833 --> 08:00.477
‫الو؟

08:00.501 --> 08:02.920
‫همه‌چی ردیفه؟

08:47.923 --> 08:50.426
‫- میو بون؟
‫- بله

08:50.551 --> 08:52.446
‫این‌جا خونمه

08:52.470 --> 08:54.555
‫این‌جا چیکار می‌کنی؟

08:54.680 --> 08:58.893
‫مگر این‌که بخوای خودتم
‫بهم ملحق بشی

09:00.102 --> 09:02.271
‫نظر خودت چیه، لو؟

09:10.863 --> 09:14.217
‫پسرم غرق شده؟

09:14.241 --> 09:16.887
‫برای تأیید علت مرگش، گزارش

09:16.911 --> 09:19.014
‫کالبدشکافی رو می‌خوام، ولی...

09:19.038 --> 09:21.725
‫از صبحه دلم داره شور می‌زنه

09:21.749 --> 09:24.293
‫نمی‌تونستم
‫از شرش خلاص شم

09:24.418 --> 09:28.023
‫معمولاً، سکس و شراب
‫کار رو درمیاره، ولی امروز نه

09:28.047 --> 09:32.343
‫خودم این حقه‌ها رو چندباری
‫امتحان کردم

09:32.468 --> 09:34.905
‫شاید بیشتر از چندبار

09:34.929 --> 09:37.532
‫شوهرم ۴ سالِ پیش فوت کرد

09:37.556 --> 09:40.035
‫منم یه بیوه‌ی جوون بودم

09:40.059 --> 09:43.538
‫پدر دخترم وقتی همسن
‫تو بودم فوت کرد

09:43.562 --> 09:45.624
‫عاشقش بودم

09:45.648 --> 09:49.652
‫- اون چی؟
‫- لو توی سکس خوبه

09:49.777 --> 09:53.757
‫تازه رفیقِ خوبیم هست
‫که ازم مواظبت می‌کنه

09:53.781 --> 09:57.243
‫قرار بود این نمایشگاه، مرور
‫زندگیم باشه

09:59.703 --> 10:04.083
‫این اولین عکس از باکه

10:05.376 --> 10:09.189
‫میشه گفت باک جرقه‌ی
‫طغیان من رو زد

10:09.213 --> 10:12.341
‫- در برابر چی؟
‫- علیه این‌که یه زن بی‌آبرو باشم

10:14.010 --> 10:18.597
‫وقتی ۱۶ سالم بود حامله شدم

10:18.723 --> 10:21.493
‫فرستادنم برم پیش یکی از خاله‌هام

10:21.517 --> 10:23.811
‫- کُد زایشگاهه نه؟
‫- آره

10:23.936 --> 10:26.581
‫و اون‌جا بچه‌م رو به‌دنیا آوردم

10:26.605 --> 10:28.250
‫و اونا بچه رو به‌زور از
‫بغلم کشیدن بیرون

10:28.274 --> 10:30.293
‫و با خودشون بُردن

10:30.317 --> 10:33.380
‫ولی یه راهبه‌ای بود
‫که باهام مهربون بود،

10:33.404 --> 10:35.674
‫و این عکس رو بهم داد

10:35.698 --> 10:39.368
‫که از این عکس
‫برای مجموعه‌ی آثار باک بون‌ات الهام گرفتی؟

10:39.493 --> 10:44.999
‫آره، لحظه‌ی تعیین‌کننده‌ای
‫توی زندگیم،

10:45.124 --> 10:47.418
‫و توی کارم بود

10:50.046 --> 10:52.048
‫زایشگاه از زمانِ جنگ‌جهانی دوم

10:52.173 --> 10:55.027
‫شروع به دزدیدن بچه کرده بود. من
‫باک رو سالِ ۱۹۷۰ از دست دادم

10:55.051 --> 10:57.946
‫وقتش رسیده بود
‫یکی قضیه رو برملا کنه

10:57.970 --> 11:02.475
‫که توی اون پرونده‌ی اون‌جاست

11:05.978 --> 11:08.957
‫چطور تو و باک دوباره همو دیدید؟

11:08.981 --> 11:10.542
‫وقتی نووجون بود، اون...

11:10.566 --> 11:13.754
‫با مدرسه رفته بودن
‫به موزه‌ی موما،

11:13.778 --> 11:16.798
‫و اون‌جا، عکس‌هام رو دید

11:16.822 --> 11:19.742
‫متوجه‌ی ماه‌گرفتگیش شد

11:19.867 --> 11:21.911
‫و بعدش منو پیدا کرد

11:22.036 --> 11:23.704
‫اون رو هم ثبتش کردم

11:23.829 --> 11:26.141
‫می‌دونی، آثار دیگه‌ای
‫هم خلق کردم،

11:26.165 --> 11:28.560
‫ولی هیچ‌کدومش به اندازه‌ی

11:28.584 --> 11:29.978
‫مجموعه‌ی باک موفق نبودن

11:30.002 --> 11:32.647
‫ببخشید که مزاحم میشم، ولی
‫ایشون برنامه‌ی فشرده‌ای دارن،

11:32.671 --> 11:34.650
‫و منم مثلِ یه ساعتِ سوئیسی وقت‌شناسم

11:34.674 --> 11:35.859
‫لو

11:35.883 --> 11:38.779
‫میو، وقتی داروت رو می‌خوری،
‫نباید بعدش مشروب بخوری

11:38.803 --> 11:41.406
‫مثل یه اپرای ایتالیایی همه‌چی
‫رو گُنده‌ش می‌کنه

11:41.430 --> 11:43.784
‫بهت گفته از وقتی اعلامیه
‫نمایشگاه مرور آثارش رو داده،

11:43.808 --> 11:45.702
‫خیلی‌ها تهدید به مرگش می‌کردن؟

11:45.726 --> 11:47.704
‫خب... می‌دونی، مردم از زنی که

11:47.728 --> 11:50.856
‫از تمایلات جنسیش خجالتی نداره، بدشون میاد

11:50.981 --> 11:54.670
‫ولی این یکی فرق داره

11:54.694 --> 11:55.921
‫اگه بخوای، می‌تونم به کلانتری بگم

11:55.945 --> 11:58.173
‫یه ماشین گشت بیرون بذارن

11:58.197 --> 12:01.635
‫قرار نیست چون باعث دل‌خوری
‫بعضیا شدم،

12:01.659 --> 12:05.162
‫حریم خصوصی و استقلالم رو بدم بره

12:05.287 --> 12:09.083
‫عزیزم، بذار از چیزی
‫که از زندگیم مونده

12:09.208 --> 12:11.019
‫به روشِ خودم لذت ببرم

12:11.043 --> 12:14.940
‫- «چیزی که از زندگیت مونده؟»
‫- دارم می‌میرم

12:14.964 --> 12:18.276
‫کاردیومیوپاتی محدودکننده

12:18.300 --> 12:21.988
‫انگاری دیگه قلبم طاقتش تموم شده

12:22.012 --> 12:25.826
‫ولی فقط خونواده‌ی خودم می‌دونن، نه
‫طرفدارهام

12:25.850 --> 12:29.228
‫و دوست دارم که همین‌طوری هم بمونه

12:29.353 --> 12:32.874
‫می‌تونم راه کلبه رو بهت نشون بدم.
‫باک اون‌جا می‌موند

12:32.898 --> 12:34.793
‫تا میو بتونه استراحت کنه

12:34.817 --> 12:37.403
‫باید یه‌کمی عزاداری کنی

13:09.935 --> 13:11.872
‫هی، فهمیدی کیا
‫تهدید به مرگش کرده بودن؟

13:11.896 --> 13:13.040
‫آره، مجبور شدم برم سراغِ

13:13.064 --> 13:14.523
‫بخش تاریکِ ماجرا

13:14.648 --> 13:16.168
‫اینو گوش کن

13:16.192 --> 13:17.777
‫«یکی تا الان باید تو رو کُشته باشه»

13:17.902 --> 13:20.130
‫«بمیر، ای فمینیست»
‫«حواست رو جمع کن، جنده»

13:20.154 --> 13:23.032
‫«بس کن وگرنه...»
‫یا خدا!

13:23.157 --> 13:25.868
‫- این آدما چشونه؟
‫- اونا ترسیدن

13:25.993 --> 13:28.371
‫به‌نظرت یه نفر عقده‌هاشو
‫سر باک خالی کرده؟

13:28.496 --> 13:32.291
‫خب، اون بخشِ بزرگی از کارش بوده، پس...

13:35.378 --> 13:38.714
‫یا شایدم باک یه جنبه‌ی
‫تاریکی از خودش داشته

13:39.256 --> 13:40.736
‫یه یادداشت توی اتاقش پیدا کردم که نوشته،

13:40.841 --> 13:43.427
‫«دیگه تحملش رو ندارم. منو ببخش»

13:43.552 --> 13:47.032
‫- خیلی قاطعانه‌ست
‫- غرق کردن خودت کار آسونی نیست

13:47.056 --> 13:48.766
‫یه‌کمی آب توی ریه‌ش بود،

13:48.891 --> 13:50.911
‫ولی به‌خاطر این نمُرده

13:50.935 --> 13:53.664
‫یه سمِ عصبیـه گیاهی خورده

13:53.688 --> 13:55.624
‫- لبخندِ مرگِ شوکران
‫- آره

13:55.648 --> 13:59.044
‫یه انقباض عضلانیه. ما بهش می‌گیم
‫لبخندِ ریکتوس

13:59.068 --> 14:02.071
‫این گیاه‌ها رو توی اتاقش پیدا کردم

14:02.196 --> 14:04.716
‫شوکران داخل و اطراف پارک رشد می‌کنه

14:04.740 --> 14:05.842
‫و شبیه گل هویجِ وحشیـه،

14:05.866 --> 14:08.577
‫به‌غیر از اون لکه‌های بنفش
‫رو ساقه‌ش

14:10.579 --> 14:13.833
‫اون گلِ کوچولو باعث فلج شدن
‫عضلات میشه،

14:13.958 --> 14:17.253
‫قبل این‌که کُل اندام‌های
‫بدنت رو از کار بندازه

14:17.378 --> 14:19.856
‫گزارش سم‌شناسی تأییدش می‌کنه

14:19.880 --> 14:22.049
‫یه هاون و یه لیوان توی اتاقش بود

14:22.174 --> 14:24.677
‫احتمالاً اون گل‌ها رو آسیاب کرده
‫و بعد خورده

14:24.802 --> 14:26.595
‫به‌نظرم خودکشی بوده

14:34.020 --> 14:36.980
‫چیزی نیست

14:38.774 --> 14:41.044
‫- ردیفی؟
‫- آره

14:41.068 --> 14:43.237
‫نه حالش خوب نیست

14:43.362 --> 14:48.051
‫می‌گیرم هر ساعت برات
‫کُلی ویدیو از تنبل‌ها می‌فرستم

14:48.075 --> 14:50.536
‫ممنونم

14:58.961 --> 15:01.088
‫کریستینا بهترینه

15:01.213 --> 15:04.175
‫آره، جدی خفنه

15:04.300 --> 15:08.012
‫- ولی من نمی‌تونم باهاش برم توی رابطه
‫- چی؟ چرا؟

15:08.137 --> 15:09.323
‫خب، قضیه اینه که، من یه قانون

15:09.347 --> 15:11.742
‫محکم دارم. اونم اینه که
‫جایی که غذا می‌خوری با کسی قرار نذار

15:11.766 --> 15:13.952
‫نمی‌خوام اگه مشکلی پیش اومد، از
‫این پارک برم،

15:13.976 --> 15:17.205
‫می‌دونی؟

15:17.229 --> 15:19.815
‫زوئی گفت باک یه یادداشت گذاشته

15:19.940 --> 15:23.235
‫- میشه ببینم چیه؟
‫- آره

15:28.240 --> 15:30.868
‫جدی فکر نمی‌کردم آدمی باشه
‫که خودکشی کنه

15:30.993 --> 15:32.763
‫آدما خوب این چیزا
‫رو قایمش می‌کنن

15:32.787 --> 15:34.097
‫درگیر مراحل طلاقش بوده،

15:34.121 --> 15:37.351
‫ولی طلاق‌شون بدون درگیری بود

15:37.375 --> 15:41.313
‫اون خیلی بابت نویسندگیش ذوق داشت...

15:41.337 --> 15:42.397
‫دیگه تحملش رو ندارم

15:42.421 --> 15:44.191
‫آخه، این حرف اصلاً بهش نمی‌خوره

15:44.215 --> 15:45.776
‫انگاری خوب می‌شناختیش

15:45.800 --> 15:48.511
‫- با باک می‌رفتم کلاس نویسندگی
‫- چی می‌نوشتی؟

15:48.636 --> 15:50.906
‫آهنگ

15:50.930 --> 15:52.210
‫همیشه می‌خواستم
‫برم توی عرصه‌ی موسیقی،

15:52.264 --> 15:54.517
‫ولی زندگیم سد راهم شد

15:54.642 --> 15:57.663
‫تا به خودم اومدم، دیدم الان ۴۰ سالمه
‫و یه اپراتورم

15:57.687 --> 15:59.480
‫حس می‌کردم زمان کافی دارم

15:59.605 --> 16:03.192
‫باک هم همین‌طور

16:05.277 --> 16:08.256
‫به‌نظر من باک خودکشی نکرده

16:08.280 --> 16:11.843
‫قول بده که ته‌توی این‌که چه
‫بلایی سرش اومده رو درمیاری

16:11.867 --> 16:14.221
‫کسی بوده که به‌نظرت می‌خواسته
‫بهش صدمه‌ای بزنه؟

16:14.245 --> 16:16.872
‫نه. به‌غیر از دنیل هیچکی

16:16.997 --> 16:19.935
‫- دنیل کیه؟
‫- خواهرش

16:19.959 --> 16:21.711
‫اصلاً باهاش حال نمی‌کرد

16:30.928 --> 16:33.180
‫- هی
‫- هی

16:33.305 --> 16:34.682
‫می‌خواستم بهت زنگ بزنم

16:34.807 --> 16:36.559
‫- دنیل رو پیدا کردی؟
‫- آره

16:36.684 --> 16:40.122
‫ولی رفته آب‌درمانی و ازش
‫بیرونم نمیاد

16:40.146 --> 16:41.123
‫کلاً بیرون نیومده؟

16:41.147 --> 16:44.543
‫خب، اون‌جا رو برای کُل آخر هفته
‫رزرو کرده

16:44.567 --> 16:46.944
‫خب، پس باید بریم همون‌جا
‫باهاش حرف بزنیم

16:47.069 --> 16:48.463
‫من نمی‌تونم

16:48.487 --> 16:50.716
‫باید برم از بالای رودخونه نمونه جمع کنم

16:50.740 --> 16:54.177
‫- و جسی هم قراره بیاد
‫- جسی؟ چرا؟

16:54.201 --> 16:56.871
‫اون توی دانشگاه زمین‌شناسی خونده، و یه
‫رفیقی داره

16:56.996 --> 17:01.250
‫که می‌تونه نمونه‌ها رو
‫سریع‌تر از سیستمِ ما پردازش کنه

17:01.375 --> 17:04.438
‫نمی‌دونستم جسی زمین‌شناسه

17:04.462 --> 17:07.274
‫هر روزِ خدا یه‌چیز جدید یاد بگیر

17:07.298 --> 17:09.633
‫آّب‌درمانی خوش بگذره

17:13.971 --> 17:15.741
‫ما قوانین سفت‌وسختی
‫درباره‌ی نوعِ پوشش داریم

17:15.765 --> 17:17.826
‫بدون لباسِ شنا نمی‌تونی بری داخل

17:17.850 --> 17:18.869
‫خیلی‌خب

17:18.893 --> 17:20.162
‫میشه به مهمون بگی بیاد بیرون؟

17:20.186 --> 17:22.039
‫- اگه ضروری باشه چرا
‫- هست

17:22.063 --> 17:25.125
‫- من مأمور اجرای قانونم
‫- حکم داری؟

17:25.149 --> 17:26.168
‫باشه

17:26.192 --> 17:27.377
‫یکی از اون لباس‌های شناتون رو بده

17:27.401 --> 17:31.280
‫- اونا ۳۰۰ تا قیمت‌شونه
‫- چی؟

17:32.531 --> 17:36.535
‫لباس‌های یک‌بارمصرف هم داریم

17:45.336 --> 17:47.397
‫دنیل بون؟

17:47.421 --> 17:50.317
‫من آنا پیجنم. جنگلبانم

17:50.341 --> 17:51.902
‫نمی‌تونستی صبر کنی
‫تا کارم تموم شه؟

17:51.926 --> 17:53.570
‫نه، نمی‌تونستم

17:53.594 --> 17:55.530
‫باید درباره‌ی فوت برادرت
‫باهات حرف بزنم

17:55.554 --> 17:58.349
‫اگه به‌خاطر این‌که
‫توی آب‌درمانی‌ام منو قضاوت می‌کنی،

17:58.474 --> 18:00.786
‫ما همه‌مون به شیوه‌ی خاصِ خودمون
‫عزاداری می‌کنیم، نه؟

18:00.810 --> 18:02.412
‫ببین، زیاد طول نمی‌کشه.
‫فقط می‌خوام ازت بپرسم...

18:02.436 --> 18:06.190
‫هیس!

18:06.315 --> 18:09.544
‫از این‌جا متنفرم

18:09.568 --> 18:11.588
‫چقدر داغه...

18:11.612 --> 18:13.548
‫- خیلی داغه
‫- این چیه پوشیدی؟

18:13.572 --> 18:17.219
‫فقط می‌خوام چندتا سوال درباره‌ی

18:17.243 --> 18:20.013
‫برادرت بپرسم. آخ دردم گرفت

18:20.037 --> 18:22.057
‫بـخدا اگه بدونم چرا خودکشی کرده

18:22.081 --> 18:23.165
‫اون هرچیزی که می‌خواست رو داشت

18:23.290 --> 18:25.602
‫منظورت از همه‌چی چیه؟

18:25.626 --> 18:28.021
‫اون الهام‌بخش بود، همه دوستش داشتن

18:28.045 --> 18:29.547
‫می‌دونی، من تشنه‌ی توجه نیستم،

18:29.672 --> 18:33.318
‫ولی بدم نمی‌اومد اگه توی
‫یه عکس می‌بودم

18:33.342 --> 18:34.569
‫«تشنه‌ی توجه»

18:34.593 --> 18:36.530
‫اصطلاح خوبیه

18:36.554 --> 18:39.241
‫می‌دونی، یه کس دیگه‌ای هم
‫از این اصطلاح استفاده کرده بود

18:39.265 --> 18:42.852
‫که مامانت رو تهدید به مرگ کرده بود

18:45.146 --> 18:46.981
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

18:47.106 --> 18:49.108
‫نه

18:49.233 --> 18:51.360
‫تو برادرت رو کُشتی؟

18:58.743 --> 19:00.554
‫من فقط می‌خواستم جلوی
‫نمایشگاهش رو بگیرم

19:00.578 --> 19:03.223
‫فقط اون پیام‌ها رو فرستادم
‫تا بترسونمش

19:03.247 --> 19:05.559
‫یکی زیاده‌روی کردی

19:05.583 --> 19:06.643
‫هر باری که اونا رو باهم می‌دیدم،

19:06.667 --> 19:07.978
‫انگاری یه خنجر توی قلبم فرو می‌رفت، خب؟

19:08.002 --> 19:10.713
‫یادم می‌نداخت که اصلاً براش
‫اهمیتی نداشتم

19:10.838 --> 19:12.506
‫می‌دونی چیه؟

19:12.631 --> 19:15.235
‫براش همه‌کار می‌کردم تا
‫فقط یه عکس از من بندازه

19:15.259 --> 19:18.012
‫که شامل کُشتن برادرت هم میشه؟

19:18.137 --> 19:21.348
‫من برادرم رو دوست داشتم

19:21.474 --> 19:23.017
‫و هیچ‌وقت به برادرم و مامانم آسیبی نمی‌زنم

19:23.142 --> 19:24.393
‫چون روانی نیستم که!

19:24.518 --> 19:26.729
‫ولی این فشاریت می‌کنه
‫که همه‌ی آثارش درباره‌ی باک بوده؟

19:26.854 --> 19:30.584
‫آره، فشاریم می‌کنه. تقصیر رو
‫گردن باک ننداختم

19:30.608 --> 19:32.902
‫می‌دونم مادرت مشکل قلبی داره

19:33.027 --> 19:35.821
‫- وصیت‌نامه‌ش چی؟
‫- گفت نصف‌نصف تقسیم میشه

19:35.946 --> 19:38.759
‫خیلی‌خب، پس اگه اتفاقی
‫برای باک بیفته...

19:38.783 --> 19:41.035
‫اگه داری میگی که من باک
‫رو به‌خاطر گرفتن نصف دیگه‌ای سهم کُشتم،

19:41.160 --> 19:43.972
‫اگه واقعاً داری اینو میگی...

19:43.996 --> 19:46.600
‫می‌دونی کی اون ارث نصیبش میشه؟

19:46.624 --> 19:47.976
‫لو

19:48.000 --> 19:50.604
‫چندین ساله داره با موذی‌گری
‫خودشو به مامانم نزدیک می‌کنه

19:50.628 --> 19:52.606
‫انگاری که خیلی عاشقشه

19:52.630 --> 19:53.982
‫امکان نداره لو همه‌ی حاشیه‌های
‫مامانم رو

19:54.006 --> 19:56.467
‫به‌خاطر عشق تحمل کنه

20:01.222 --> 20:06.119
‫من برای ماهی‌گیری
‫همیشه میام این‌جا، ولی ماهیـه مُرده‌ای ندیدم

20:06.143 --> 20:07.895
‫عجیبه

20:12.316 --> 20:14.402
‫هی، زوئی؟

20:14.527 --> 20:16.421
‫مرسی که گذاشتی باهات بیام

20:16.445 --> 20:18.382
‫آره، مرسی که به رفیق آزمایشگاهیت

20:18.406 --> 20:21.301
‫گفتی که نمونه‌ها رو پردازش کنه

20:21.325 --> 20:24.471
‫و متوجه شدم که این اخیراً
‫یه‌کمی تنهایی،

20:24.495 --> 20:28.249
‫پس انگاری به اون توصیه‌ام که
‫گفتم آفتابی نشو عمل نکردی

20:28.374 --> 20:29.959
‫از آنا خواستم بیاد پیشِ من زندگی کنه

20:30.084 --> 20:32.336
‫- رفیق!
‫- گند زدم

20:32.461 --> 20:35.631
‫بهت که گفتم

20:35.756 --> 20:38.860
‫حاجی، خوشحالم که یه‌کمی
‫از روابط دور شدم،

20:38.884 --> 20:40.696
‫و روی کارم تمرکز کردم

20:40.720 --> 20:44.098
‫- نیازی به اون همه دراما ندارم
‫- دراماهاش چی بود مگه؟

20:44.223 --> 20:48.912
‫مثلاً، روی پسرایی دست می‌ذارم،
‫که همه‌شون احمق و از اون گاوچرون‌های کسخلن

20:48.936 --> 20:51.289
‫و اولش از همین‌شون خوشم
‫می‌اومد،

20:51.313 --> 20:54.167
‫تا این‌که برام دردسر شد

20:54.191 --> 20:57.486
‫مشکل اینه که من دوستش دارم

20:57.611 --> 21:01.699
‫خب، ببین، آنا از یه نسل دیگه‌ایه

21:01.824 --> 21:04.160
‫اونا احساساتشون رو جور دیگه‌ای
‫پردازش می‌کنن

21:04.285 --> 21:07.556
‫- چطور خب؟
‫- مثل نسل ایکس

21:07.580 --> 21:10.392
‫اصلاً احساساتشون رو بروز نمیدن.
‫هیچ‌وقت گریه نمی‌کنن

21:10.416 --> 21:13.544
‫آدم‌های مالِ نسل هزاره مثلِ آنا، توی
‫دستشویی گریه می‌کنن

21:13.669 --> 21:16.481
‫نسل زِد که ما باشیم، اصلاً
‫خجالتی نداریم

21:16.505 --> 21:17.899
‫جلوی همه گریه می‌کنیم،

21:17.923 --> 21:22.511
‫- و به همه می‌گیم چه حسی داریم
‫- آره، درسته

21:22.636 --> 21:24.614
‫ولی همه با این کنار نمیان

21:24.638 --> 21:27.808
‫چون نمی‌تونی کاری کنی کسی که به یه چیزی
‫عادت کرده، عادتش رو تغییر بده

21:34.357 --> 21:38.861
‫- کسی خونه‌ست؟
‫- این‌جام

21:40.404 --> 21:43.675
‫چیکار می‌کنی؟

21:43.699 --> 21:47.995
‫دارم یه اثر جدید
‫به افتخار باک می‌سازم

22:04.303 --> 22:06.198
‫میو...

22:06.222 --> 22:07.115
‫ببخشید که اینو بهت میگم،

22:07.139 --> 22:10.059
‫ولی فکر نکنم باک خودکشی کرده باشه

22:10.184 --> 22:11.495
‫پس چجوری مُرده؟

22:11.519 --> 22:13.854
‫همینو می‌خوام بفهمم

22:13.979 --> 22:15.290
‫لو توی وصیت‌نامه‌ت هست؟

22:15.314 --> 22:19.586
‫اون مسئول اجرای وصیت‌نامه بعد
‫از مرگمه

22:19.610 --> 22:22.839
‫اون باید از میراثم حفاظت کنه

22:22.863 --> 22:25.491
‫و سهم باک چی؟ می‌رسه به لو؟

22:27.410 --> 22:29.245
‫یعنی باور این‌که عاشقمه
‫این‌قدر سخته؟

22:29.370 --> 22:31.372
‫منظورم این نیست

22:31.497 --> 22:33.558
‫می‌دونی چند وقته ما با همیم؟

22:33.582 --> 22:35.710
‫۲۰ سال

22:35.835 --> 22:38.587
‫لو به ‌عنوان کسی که می‌خواست
‫عکاس بشه اومد پیشم

22:38.713 --> 22:40.565
‫می‌خواستم شاگردم باشه

22:40.589 --> 22:42.633
‫بعد عاشق هم شدیم

22:44.552 --> 22:46.697
‫از اون موقع‌ست که با همیم

22:46.721 --> 22:48.573
‫چیزی بیشتر از اینو نمی‌خواست؟

22:48.597 --> 22:50.891
‫چرا، می‌خواست

22:51.017 --> 22:53.620
‫ولی بهش گفتم بعد از فوت همسرم،

22:53.644 --> 22:55.396
‫فقط همین در توانمه

22:55.521 --> 22:56.915
‫و اونم قبول کرد؟

22:56.939 --> 22:59.418
‫ما باعث خوشحالیـه همدیگه‌آیم

22:59.442 --> 23:02.087
‫این برای هردومون...

23:02.111 --> 23:05.156
‫کافیه

23:05.906 --> 23:07.759
‫می‌دونی، هرکسی که الان

23:07.783 --> 23:11.555
‫داری بهش فکر می‌کنی،

23:11.579 --> 23:15.165
‫مشخصه خیلی برات اهمیت داره

23:31.348 --> 23:33.368
‫هی، فریدا، باک چی داشت می‌نوشت؟

23:33.392 --> 23:34.602
‫یه کتاب

23:34.727 --> 23:35.996
‫من نخوندمش، ولی چیز خاصی نبود

23:36.020 --> 23:37.605
‫که بخواد قایمش کنه

23:37.730 --> 23:40.441
‫- درباره‌ی چی بود؟
‫- نمی‌دونم

23:40.566 --> 23:43.277
‫اون همیشه مشغول نوشتن و تحقیق کردن بود

23:43.402 --> 23:45.589
‫می‌گفت این حاصل کار تموم عمرشه

23:45.613 --> 23:46.757
‫خب، اگه چیزی می‌نوشته، ولی من

23:46.781 --> 23:48.467
‫توی کلبه‌ی میو چیزی پیدا نکردم

23:48.491 --> 23:51.494
‫نه لپ‌تاپی، نه دست‌نوشته‌ای، هیچی

23:51.619 --> 23:54.056
‫اون زمانی که کلاس داشتیم، یه
‫کمدی داشت

23:54.080 --> 23:56.266
‫نشونم بده

23:56.290 --> 23:59.019
‫اولین کلاس نویسندگی‌مون رو یادمه

23:59.043 --> 24:01.063
‫تا نیمه‌ی راهرو رفتم، بعد برگشتم

24:01.087 --> 24:03.339
‫قانع شده بودم لیاقت اون‌جا رو ندارم

24:03.464 --> 24:05.942
‫جدی؟ توی برنامه‌ی استعدادیابی
‫که خیلی خفن بودی

24:05.966 --> 24:07.903
‫آره، ولی این یکی فرق داره

24:07.927 --> 24:10.346
‫رپ کردن بیشتر مربوط به
‫خشن بودنه، می‌دونی؟

24:10.471 --> 24:12.824
‫آهنگ خوندن بیشتر مربوط به
‫آسیب‌پذیر بودنه

24:12.848 --> 24:15.476
‫- عجبا
‫- دقیقاً

24:15.601 --> 24:18.997
‫برگشتم و به باک برخوردم

24:19.021 --> 24:22.042
‫خیلی مودبانه گفت که دارم
‫اشتباه میرم

24:22.066 --> 24:24.711
‫بهش گفتم دارم میرم بستنی بخورم

24:24.735 --> 24:26.487
‫می‌دونی چیکار کرد؟

24:26.612 --> 24:28.882
‫اونم باهام کلاس رو پیچوند

24:28.906 --> 24:31.760
‫با هم بستنی خوردیم و درباره‌ی
‫نویسندگی حرف زدیم

24:31.784 --> 24:35.013
‫اون خیلی ذوق داشت، خیلی هیجان‌زده بود

24:35.037 --> 24:36.556
‫بهش گفتم برگرده کلاس،

24:36.580 --> 24:38.475
‫و اونم گفت خایه نداره

24:38.499 --> 24:40.769
‫بدون دوست بره، پس...

24:40.793 --> 24:44.046
‫- خیلی جالب بود
‫- باک همین بود

24:44.171 --> 24:46.132
‫این کمدشه

24:46.257 --> 24:50.362
‫قفلش رو شکستن

24:50.386 --> 24:51.697
‫دفترچه‌های یادداشتش کجان؟

24:51.721 --> 24:54.140
‫به‌نظر میاد یکی زودتر از
‫ما اومده سراغ‌شون

24:57.518 --> 24:59.770
‫ایناهاش

25:00.688 --> 25:03.023
‫اون‌جاست. می‌تونی زوم کنی؟

25:05.443 --> 25:06.753
‫لوئه

25:06.777 --> 25:10.090
‫دنبال یه چیزی می‌گرده

25:10.114 --> 25:12.408
‫و اون عشق نیست

25:48.402 --> 25:50.780
‫چیکار می‌کنی؟

25:53.032 --> 25:54.784
‫سلام، لو

25:54.909 --> 25:57.119
‫می‌بینم دست‌نوشته‌های باک
‫توی ماشینته

25:57.244 --> 25:59.306
‫نمی‌دونم داری چی میگی

25:59.330 --> 26:00.849
‫می‌دونی، فیلم دوربین‌های مداربسته
‫رو هم دارم که نشون میده

26:00.873 --> 26:03.501
‫کمدش رو به‌زور وا کردی، پس...

26:06.379 --> 26:09.858
‫ایشون رفیقم آناست.
‫آنا، این نیکوئه

26:09.882 --> 26:13.695
‫- سلام، نیکو. عجب لباسی داری
‫- من توی نمایش نقش راسو رو بازی می‌کنم

26:13.719 --> 26:15.030
‫بنازم

26:15.054 --> 26:17.098
‫هی، می‌دونی به بچه راسو میگن کیت؟

26:17.890 --> 26:19.433
‫شما دوتا صنمی با هم دارید؟

26:19.558 --> 26:21.703
‫این بابامه

26:21.727 --> 26:24.039
‫جدی؟

26:24.063 --> 26:27.542
‫حلقه‌ی باحالیه. هی، شاید بهتره از زنت

26:27.566 --> 26:30.712
‫درباره‌ی اون دست‌نوشته سوال کنم

26:30.736 --> 26:33.882
‫نظرت چیه؟ کمکی می‌کنه؟

26:33.906 --> 26:37.118
‫خب، نیکو، چرا نمیری توی ماشین بشینی؟

26:48.462 --> 26:50.589
‫فکر کنم میو نمی‌دونه خونواده داری، نه؟

26:50.715 --> 26:53.026
‫نه

26:53.050 --> 26:57.304
‫من فقط... نمی‌خواستم بهش صدمه‌ای بزنم

26:57.430 --> 26:59.849
‫من میو رو دوست دارم

26:59.974 --> 27:04.061
‫می‌خواستم باهاش ازدواج کنم.
‫یه خونواده تشکیل بدم

27:05.438 --> 27:07.999
‫می‌تونستم به فرزندی قبولش کنم، ولی
‫اصلاً اجازه نمی‌داد

27:08.023 --> 27:09.650
‫عصری که باک مُرد کجا بودی؟

27:09.775 --> 27:10.895
‫سر تمرینِ پسرم بودم

27:10.943 --> 27:13.672
‫بعید می‌دونم کُل عصر رو اون‌جا
‫بوده باشی

27:13.696 --> 27:14.840
‫برو خدا خدا کن چیزهایی
‫که توی کتابشه

27:14.864 --> 27:18.033
‫از اینی که هستی گناه‌کارترت نکنه

27:21.912 --> 27:23.581
‫موفق باشی، کیت کوچولو

27:25.166 --> 27:28.395
‫- لو یه خونواده‌ی مخفی داره؟
‫- البته که داره

27:28.419 --> 27:31.023
‫اگه میو می‌دونست، حتماً دیوونه می‌شد

27:31.047 --> 27:33.442
‫ولی چرا باید لو بره
‫نوشته‌های باک رو بدزده؟

27:33.466 --> 27:36.153
‫- خب، رمان که نیست
‫- خب پس چیه؟

27:36.177 --> 27:37.571
‫والا، الان که دارم یه نگاهی
‫سرسری بهش می‌ندازم،

27:37.595 --> 27:39.448
‫ولی انگاری یه شرح
‫مفصلی از زندگیـشه

27:39.472 --> 27:41.366
‫خاطراتِ زندگیـشه

27:41.390 --> 27:44.894
‫پس لو اینو دزدیده
‫تا از رازش محافظت کنه

27:45.019 --> 27:46.538
‫و شانسش رو برای به دست گرفتن
‫آثار میو حفظ کنه،

27:46.562 --> 27:49.207
‫- قبل این‌که بمیره
‫- هی، من اهل کتاب‌های غیرداستانی‌م

27:49.231 --> 27:51.251
‫یه چندتا صفحه‌ش رو بده تا وقتی میرم
‫یه سری دردسرها رو حل کنم بخونم‌شون، خب؟

27:51.275 --> 27:53.295
‫بیا

27:53.319 --> 27:54.713
‫ممنون

27:54.737 --> 27:57.365
‫- اینم بقیه‌ش
‫- خیلی‌خب

27:59.658 --> 28:01.660
‫خب، ماهیـه مُرده قرار نیست گاز بگیره،

28:01.786 --> 28:03.662
‫پس بالاخره باید برن
‫یه‌جای جدید برای ماهی‌گیری پیدا کنن

28:03.788 --> 28:05.682
‫تف توش. خیلی‌خب

28:05.706 --> 28:06.850
‫سلام

28:06.874 --> 28:08.643
‫مَنی اینو دیروز داد تا بدمش بهت

28:08.667 --> 28:09.811
‫- بیا داخل
‫- گذاشتمش داخل جیبم

28:09.835 --> 28:11.629
‫و کلاً یادم رفت بهت بدم

28:11.754 --> 28:14.131
‫- چی هست حالا؟
‫- یه یادداشت تشکره

28:22.848 --> 28:25.393
‫چی شده؟

28:25.518 --> 28:26.578
‫نوشته ممنون،

28:26.602 --> 28:28.813
‫ولی این نامه‌ی استفعاشه

28:28.938 --> 28:30.666
‫دو هفته پیش اطلاع داده که می‌خواد
‫استعفا بده، و الان...

28:30.690 --> 28:32.566
‫مَنی داره میره؟

28:32.692 --> 28:34.902
‫انگاری که آره

28:46.956 --> 28:50.268
‫وای خدا. نگاش کن

28:50.292 --> 28:51.919
‫تِرین

28:52.044 --> 28:53.146
‫اگه می‌دونستم قراره
‫این‌قدر هیکلی بشی،

28:53.170 --> 28:54.964
‫باهات کات نمی‌کردم

28:55.089 --> 28:58.718
‫چون باهام کات کردی هیکلی شدم

28:58.843 --> 29:00.302
‫درسته

29:01.887 --> 29:03.740
‫خیلی خوشحالم می‌بینمت

29:03.764 --> 29:06.434
‫- ویسکی با نوشابه؟
‫- هنوز یادته

29:08.477 --> 29:09.955
‫می‌دونی، فکر نمی‌کردم

29:09.979 --> 29:12.958
‫نتایج آزمایشگاه رو حضوری بیاری

29:12.982 --> 29:16.110
‫خب چیا دستگیرت شد؟

29:18.779 --> 29:21.489
‫چیزای خوب خوب

29:23.909 --> 29:25.661
‫بذار ببینم

29:28.330 --> 29:30.124
‫عجب

29:30.249 --> 29:33.020
‫سطح اسید سولفوریکِ توی آب
‫خیلی زیاده

29:33.044 --> 29:34.313
‫آره، اون‌قدری هست
‫که یه ماهی رو بُکُشه

29:34.337 --> 29:36.398
‫و شایدم بعد چند سال،

29:36.422 --> 29:38.549
‫به انسان‌ها هم آسیب برسونه

29:38.674 --> 29:39.884
‫فکر می‌کنی از کجاست؟

29:40.009 --> 29:41.194
‫می‌تونه از چندتا چیز باشه

29:41.218 --> 29:42.863
‫می‌دونی، رواناب کارخونه‌ی شیمیایی،

29:42.887 --> 29:46.557
‫نیروگاه زغال‌سنگ، یا عملیات استخراج

29:48.809 --> 29:50.746
‫به‌نظرت اگه،

29:50.770 --> 29:53.040
‫نمونه‌های بیشتری از رسوب‌های
‫بستر رودخونه برات بیارم،

29:53.064 --> 29:54.916
‫می‌تونی با فلزات سنگینی که توشون
‫جمع شده، منبعش رو دقیق مشخص کنی؟

29:54.940 --> 29:57.401
‫- البته
‫- خب، باشه

29:57.526 --> 29:58.920
‫فردا برمی‌گردم

29:58.944 --> 30:01.989
‫به‌نظرم باید بری مدرکت رو بگیری

30:02.114 --> 30:04.575
‫چطور بعد این همه وقت برم؟

30:05.618 --> 30:08.597
‫خب...

30:08.621 --> 30:11.058
‫یه پیشنهاد برات دارم

30:11.082 --> 30:12.750
‫می‌خوای دستیار زمین‌شناس میدانیِ من

30:12.875 --> 30:15.103
‫توی آریزونا بشی؟

30:15.127 --> 30:18.815
‫- من؟
‫- خیلی حال میده

30:18.839 --> 30:21.360
‫یه فرصت دوباره‌ست

30:21.384 --> 30:24.762
‫آخه، این‌جا چیزی هم داره
‫که تو رو نگه‌ت داشته؟

30:29.016 --> 30:30.226
‫خیلی‌خب

30:30.351 --> 30:31.661
‫خب، امیدوارم لذت برده باشید

30:31.685 --> 30:33.080
‫- آره، لذت بردیم
‫- خیلی خوب بود

30:33.104 --> 30:35.248
‫آره

30:35.272 --> 30:37.233
‫- مَنی
‫- خداحافظ، رفقا.

30:38.693 --> 30:40.528
‫- مواظبت کنید
‫- می‌بینمتون

30:42.405 --> 30:44.800
‫اگه بری جدی ناراحت میشم

30:44.824 --> 30:46.909
‫دیگه کار از کار گذشته

30:47.034 --> 30:49.120
‫بیا پیشم بشین. یه چند ثانیه

30:58.254 --> 31:01.132
‫مَنی، تو عاشق اینی که جنگلبان باشی

31:05.011 --> 31:08.055
‫قبلاً عاشقش بودم

31:09.515 --> 31:12.744
‫می‌دونم داری درد می‌کشی، ولی...

31:12.768 --> 31:16.772
‫حتماً یه سری نشونه بوده
‫که نشون می‌داده بتانی حالش خوب نیست

31:18.065 --> 31:21.736
‫توی کُل زندگیم، کسی

31:21.861 --> 31:24.089
‫به ‌اندازه‌ی بتانی عاشقم نبوده

31:24.113 --> 31:26.657
‫انگاری فقط می‌خواستم همینو ببینم

31:29.034 --> 31:33.080
‫بمون

31:39.211 --> 31:40.689
‫درباره‌ی دوران بچگیش،

31:40.713 --> 31:43.966
‫نووجونی، و زمانی که میو
‫رو پیدا کرده حرف می‌زنه

31:44.091 --> 31:47.011
‫اسم لو رو هم داره، ولی فقط
‫به عنوانِ شاگرد میو

31:47.136 --> 31:48.864
‫انگاری لو دلیلی برای

31:48.888 --> 31:50.097
‫نگرانی نداشته

31:50.222 --> 31:52.451
‫توی هیچ‌کدوم از صفحه‌هایی که خوندم نیست

31:52.475 --> 31:54.494
‫شاید یه چیزی توی دفترچه یادداشت‌ها هست

31:54.518 --> 31:57.122
‫می‌دونی، شاید پُر از مطالب پژوهشی باشه

31:57.146 --> 31:58.647
‫اینا رو هنوز بررسی نکردم

31:58.773 --> 32:00.941
‫این یکی جالبه

32:01.067 --> 32:04.695
‫اون یه تست دی‌اِن‌اِی انجام داده
‫تا بفهمه اجدادش کجایی بودن

32:05.363 --> 32:07.907
‫یه شجره‌نامه‌ی کامل ازشون هست

32:13.829 --> 32:15.998
‫تف توش

32:16.123 --> 32:18.810
‫مادرش به عنوان فوت‌شده ثبت شده

32:18.834 --> 32:22.564
‫منطقی نیست. میو که زنده‌ست

32:22.588 --> 32:26.424
‫میو بونی مادر باک نیست

32:29.720 --> 32:31.514
‫میو، در رو باز کن

32:37.978 --> 32:40.398
‫میو

32:42.983 --> 32:44.527
‫کسی خونه‌ست؟

33:23.816 --> 33:27.212
‫مُچم رو گرفتی

33:27.236 --> 33:31.031
‫دارم پارک‌مون رو زیر نظر می‌گیرم،

33:31.157 --> 33:34.744
‫تا یه حیوونی که حواسش
‫نیست رو شکار کنم

33:37.121 --> 33:39.582
‫یا شایدم یه انسان رو

33:39.707 --> 33:42.126
‫خب، کارت همینه، نه؟

33:42.251 --> 33:44.879
‫از قربانی‌هایی که حواس‌شون نیست
‫سوءاستفاده می‌کنی

33:47.465 --> 33:49.484
‫شنیدم یه گپ‌وگفتی با لو داشتی

33:49.508 --> 33:51.427
‫پس می‌دونی چرا این‌جام

33:54.847 --> 33:57.391
‫کُل داستانت دروغه

33:57.516 --> 34:00.287
‫یه راهبه نبود که از باک عکس گرفت

34:00.311 --> 34:03.081
‫کار خودت بود

34:03.105 --> 34:06.442
‫مادر باک بهترین رفیقم بود

34:06.567 --> 34:09.963
‫تنها رفیقم، راستش

34:09.987 --> 34:12.090
‫فقط این‌که اون درخشان بود نه من

34:12.114 --> 34:14.926
‫کسی که همه جذبش می‌شدن

34:14.950 --> 34:18.579
‫حتی توی ۱۶ سالگیش، داشت
‫عشقِ دنیا رو می‌کرد

34:20.456 --> 34:24.377
‫من فقط داشتم از پُشت دوربین
‫تماشاش می‌کردم

34:24.502 --> 34:28.756
‫در حالی که اون مجبور شد
‫بچه‌ش رو ول کنه

34:28.881 --> 34:32.778
‫اوضاع توی اون زایشگاه اصلاً خوب نبود

34:32.802 --> 34:34.929
‫دو روز بعد از زایمانش مُرد

34:35.054 --> 34:36.639
‫اونا لاپوشونیش کردن

34:40.726 --> 34:44.855
‫هیچ‌وقت قصدم این نبود که
‫داستان زندگیش رو بدزدم

34:44.980 --> 34:48.693
‫از عکس‌هام برای افشای کاری
‫که می‌کردن انجام دادم

34:51.737 --> 34:55.634
‫و مطبوعات فکر کردن که قضیه
‫مربوط به منه

34:55.658 --> 34:57.344
‫اونا فقط به‌خاطر داستانِ باک

34:57.368 --> 35:00.454
‫به کارهام علاقه‌مند بودن

35:01.789 --> 35:04.559
‫پس گرفتنش غیرممکن بود

35:04.583 --> 35:07.545
‫یه انتخاب داشتی

35:07.670 --> 35:10.399
‫می‌تونستی به باک حقیقت رو بگی، ولی
‫این کار حرفه‌ت رو نابود می‌کرد

35:10.423 --> 35:13.235
‫یا باید می‌ذاشتی باور کنه
‫که تو مادرشی

35:13.259 --> 35:16.303
‫اون خیلی جوون بود

35:16.429 --> 35:20.057
‫خیلی دلش یه مادر می‌خواست

35:22.017 --> 35:25.980
‫و یکی هم پیدا کرد

35:27.773 --> 35:31.169
‫اون‌قدری عصبی بود که
‫حتی حرف‌هام رو گوش نمی‌داد

35:31.193 --> 35:33.320
‫کُل زندگیم بهم دروغ گفتی!

35:33.446 --> 35:35.632
‫به‌خاطر چی؟ یه داستان؟

35:35.656 --> 35:37.843
‫لطفاً، باک، بذار برات توضیح بدم

35:37.867 --> 35:39.344
‫نه!

35:39.368 --> 35:40.721
‫دیگه بسه

35:40.745 --> 35:43.456
‫دیگه بهونه و دروغ بسه

35:43.581 --> 35:46.393
‫دیگه همه‌چی داشت از هم
‫می‌پاشید،

35:46.417 --> 35:49.336
‫خیلی مصمم بود که حقیقت رو بگه

35:49.462 --> 35:52.214
‫می‌تونست همه‌چی رو نابود کنه

35:52.339 --> 35:54.800
‫پس رفتم سراغش

36:01.640 --> 36:04.809
‫و اون آخرین باری بود که دیدمش

36:13.694 --> 36:16.590
‫کارم همه‌چیزم بود

36:16.614 --> 36:19.742
‫برای خودم کسی شده بودم

36:19.867 --> 36:22.262
‫حقیقت همه‌چی رو به باد می‌داد

36:22.286 --> 36:25.015
‫ولی حقیقت باک رو به کُشتن نمی‌داد

36:25.039 --> 36:26.874
‫تو کُشتیش

36:29.085 --> 36:31.712
‫من دوستش داشتم

36:34.590 --> 36:36.591
‫میو

36:38.219 --> 36:39.887
‫میو، چیکار کردی؟

36:43.599 --> 36:45.393
‫خودم تصمیم می‌گیرم کِی کنار بِکشم

36:45.518 --> 36:47.103
‫میو، چیکار کردی؟

36:47.228 --> 36:48.771
‫میو

36:52.733 --> 36:54.693
‫هی، زوئی، ازت می‌خوام
‫سریع یه آمبولانس بفرستی

36:54.819 --> 36:57.279
‫به خونه‌ی میو بون

36:57.405 --> 36:59.740
‫بجنب، میو

37:08.624 --> 37:10.960
‫طاقت بیار. طاقت بیار

37:23.139 --> 37:25.683
‫تف توش، میو

37:56.714 --> 37:58.757
‫مبارزه با غریزه‌هامون کار آسونی نیست

38:01.761 --> 38:04.221
‫حیوونات وحشی وقتی انسان‌ها
‫نزدکیشون میشن در میرن

38:04.347 --> 38:05.657
‫گاردشون میاد بالا

38:05.681 --> 38:09.202
‫و تموم وجودشون فقط میگه فرار کن

38:09.226 --> 38:11.226
‫ولی بعضی اوقات که انسان‌ها
‫می‌خوان بهت نزدیک بشن،

38:11.270 --> 38:14.023
‫به این معنی نیست
‫که می‌خوان بهت صدمه بزنن

38:14.148 --> 38:16.901
‫فقط می‌خوان درکت کنن

38:20.613 --> 38:24.033
‫هی، غریبه

38:24.158 --> 38:27.411
‫باید یه چیزی بهت بگم

38:30.372 --> 38:31.916
‫من با یکی سکس کردم

38:33.793 --> 38:35.479
‫فقط یه بار بود،

38:35.503 --> 38:38.065
‫یا یه احساسی چیزی پُشتش بود؟

38:38.089 --> 38:40.901
‫هردو

38:40.925 --> 38:43.094
‫می‌دونی، آنا، من می‌شناسمت

38:45.930 --> 38:48.825
‫من از مردهای دیگه‌ای
‫که توی زندگیتن نمی‌ترسم

38:48.849 --> 38:51.018
‫نمی‌خوام گیرت بندازم یا تغییرت بدم

38:51.143 --> 38:52.937
‫نمی‌تونم مسئول کس دیگه‌ای باشم

38:57.483 --> 39:01.362
‫اون شبی که زک مُرد، من از شدت
‫مَست بودن از حال رفتم

39:03.864 --> 39:05.217
‫و نتونستم ازش محافظت کنم

39:05.241 --> 39:07.576
‫من هیچ‌کاری نکردم

39:07.702 --> 39:10.204
‫پس من...

39:10.329 --> 39:11.765
‫نمی‌دونم که می‌تونم دوباره

39:11.789 --> 39:15.084
‫مسئول کس دیگه‌ای باشم یا نه

39:15.209 --> 39:18.963
‫آنا، جوری رفتار می‌کنی انگاری
‫با فوت همسرت خودت هم مُردی

39:21.006 --> 39:24.885
‫انگاری نمی‌تونی فراموشش کنی و شایدم
‫تا ابد نکنی

39:26.387 --> 39:27.948
‫من ازت خوشم میاد

39:27.972 --> 39:29.032
‫از این‌که میای و میری خوشم میاد

39:29.056 --> 39:30.575
‫از این‌که از غار فرار کردی

39:30.599 --> 39:32.727
‫و باز برگشتی داخلش خوشم میاد

39:34.186 --> 39:37.148
‫من از همه‌چیت خوشم میاد، آنا پیجن

39:40.860 --> 39:44.047
‫نمی‌خوام از دستت بدم

39:44.071 --> 39:47.908
‫منم باید یه چیزی بهت بگم

39:49.160 --> 39:52.514
‫توی زمینه‌ی کاریم یه شغلی
‫بهم پیشنهاد دادن

39:52.538 --> 39:56.268
‫- عالیه
‫- توی آریزوناست

39:56.292 --> 39:58.919
‫قراردادِ یک‌ساله

40:02.006 --> 40:03.924
‫باید قبولش کنی

40:06.385 --> 40:08.554
‫باید قبولش کنی

40:27.907 --> 40:30.659
‫هی، ادامه بده

40:30.785 --> 40:31.994
‫داری چی می‌زنی؟

40:32.119 --> 40:35.456
‫یه آهنگیـه که خودم نوشتم

40:35.581 --> 40:36.850
‫بعد از اتفاقی که برای باک افتاد،

40:36.874 --> 40:40.294
‫فهمیدم که دیگه نیازی نیست بترسم

40:44.423 --> 40:47.760
‫می‌خوای یه وقتی با هم بریم شام بخوریم؟

40:47.885 --> 40:50.970
‫آره

41:25.840 --> 41:27.275
‫هی!

41:27.299 --> 41:29.677
‫اگه داری شکار می‌کنی، یکی این‌جاست‌ها

41:31.021 --> 41:35.021
« Fx مترجم: ابوالفضل »

41:35.051 --> 41:40.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta @ Telegram: @Film2Media_Plus

41:40.051 --> 41:50.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta @ Telegram: @Film2Media_Plus
