WEBVTT

00:00.978 --> 00:04.973
‫« آنچه گذشت... »

00:05.300 --> 00:06.640
‫اهل کدوم منطقه‌ای؟

00:06.640 --> 00:08.300
‫من اینجا توی پایگاه زندگی می‌‌کنم

00:08.300 --> 00:10.240
‫کاپیتان کارتیک سه سال پیش پیدام کرد و

00:10.240 --> 00:11.670
‫مخفیانه بهم آموزش میده

00:11.670 --> 00:13.940
‫هیچی قبل از اون رو به یاد نمیارم

00:14.340 --> 00:16.680
‫ حتی یادم نمیاد اهل کجام

00:16.680 --> 00:18.580
‫اگه آواتار واقعاً برگشته باشه

00:19.010 --> 00:20.180
‫و دختره...

00:20.180 --> 00:21.320
‫یا شاید هم پسره...

00:21.320 --> 00:23.450
‫وحشتناک نبود چی؟

00:24.020 --> 00:25.340
‫تو بودی چی‌کار می‌کردی؟

00:29.730 --> 00:31.230
‫پاوی، مراقب باش!

00:32.360 --> 00:35.100
‫خاک‌افزاری و بادافزاری؟

00:37.200 --> 00:39.670
‫با چشمای خودم دیدم

00:39.670 --> 00:40.740
‫چی دیدی؟

00:41.370 --> 00:42.970
‫آواتار رو

00:44.000 --> 00:55.000
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

00:56.750 --> 00:59.620
‫داتو!

00:59.620 --> 01:01.720
‫شرمنده دیر کردم... دوباره

01:01.720 --> 01:03.430
‫هر لحظه که وقتی گیر میارم

01:03.430 --> 01:05.390
‫ناپدید شدن یوکی رو بررسی می‌کنم

01:05.390 --> 01:07.000
‫هنوز به جوابی نرسیدم اما

01:07.000 --> 01:10.570
‫تو که من رو می‌شناسی،
‫به‌طرز رو اعصابی خوش‌بینم!

01:12.640 --> 01:13.940
‫همه‌چی مرتبـه؟

01:14.700 --> 01:16.540
‫بوی بد میدم؟

01:16.540 --> 01:19.410
‫خیلی فرصت نکردم حموم کنم
‫از وقتی که الورا داره...

01:19.410 --> 01:21.740
‫خب... نابود میشه

01:21.740 --> 01:23.250
‫بوت خیلی هم خوبـه، خب؟

01:23.250 --> 01:25.050
‫ما فقط داشتیم...

01:25.050 --> 01:27.280
‫شیفت‌هامون رو هماهنگ می‌کردیم

01:28.120 --> 01:30.750
‫هی، اگه اتفاق عجیبی توی گردان افتاده باشه

01:30.750 --> 01:32.690
‫بهم میگی دیگه؟

01:32.690 --> 01:36.360
‫معلومـه! ولی خب راسیاتش
‫اوضاع گردان کاملاً عادی بوده

01:36.360 --> 01:37.970
‫حتی حوصله‌سربر هم بوده، خسته‌ شدیم

01:37.970 --> 01:39.520
‫سمت ابرهای توفانی مشت می‌زنیم،

01:39.520 --> 01:42.060
‫به بی‌چهره‌ها اردنگی می‌زنیم،
‫البته نه که واقعاً اردنگی بزنم...

01:42.060 --> 01:43.700
‫چون من بادافزارم دیگه...

01:43.700 --> 01:46.040
‫اصلاً چی باعث شده که فکر کنی
‫اتفاق عجیبی افتاده؟

01:46.800 --> 01:49.000
‫خب، نگهبان‌ها یه حرفایی می‌زنن

01:50.140 --> 01:53.240
‫یکی دیده که یه دانشجوی عنصرافزار
‫با چندتا عنصر کار می‌کرده

01:53.240 --> 01:54.610
‫که این یعنی...

01:54.610 --> 01:57.180
‫آواتار برگشته

02:01.050 --> 02:03.050
‫خب، نباید هر چی می‌شنوی رو که باور کنی!

02:03.050 --> 02:05.550
‫آخه، یه بار فرمانده بونتان بهم گفتش که

02:05.550 --> 02:08.990
‫توی وحش‌آباد یه مرد میمونی رقصان رو دیده

02:08.990 --> 02:10.960
‫هه. مسخره‌ست!

02:10.960 --> 02:12.730
‫این قضیه شوخی‌بردار نیست، جی

02:12.730 --> 02:15.500
‫اگه حتی احتمالش باشه که
آواتار برگشته باشه

02:15.500 --> 02:17.800
‫فقط به خطراتی که تهدیدمون می‌کنه فکر کن

02:17.800 --> 02:20.370
‫گوش کن، داتو...

02:20.970 --> 02:22.270
‫هی، این چیه؟

02:22.270 --> 02:24.410
‫من فقط داشتم چیز می‌نوشتم...

02:24.410 --> 02:25.410
‫توی دفتر خاطراتـم

02:25.870 --> 02:27.110
‫جدی؟

02:27.110 --> 02:28.680
‫درمورد من می‌نوشتی؟

02:30.580 --> 02:32.010
‫اونجا چه خبره؟

02:36.650 --> 02:40.550
‫«آواتار بین ما پنهون شده»

02:45.330 --> 02:46.530
‫آتش

02:47.130 --> 02:48.330
‫باد

02:48.330 --> 02:49.400
‫آب

02:50.170 --> 02:51.230
‫خاک

02:52.540 --> 02:54.640
‫سال‌ها پیش، آواتار

02:54.640 --> 02:56.670
‫استاد چهار عنصر

02:56.670 --> 02:59.140
‫فاجعه‌ای عظیم به بار آورد

02:59.140 --> 03:00.810
‫در پی اون مصیبت،

03:00.810 --> 03:03.550
‫مردمِ دنیا هفت پناهگاه ساختن

03:03.550 --> 03:05.710
‫حالا آواتار دوباره برگشته،

03:05.710 --> 03:08.650
‫اما برای اولین بار، دو آواتار داریم

03:09.163 --> 03:11.533
‫بیشتر مردم می‌ترسن که
‫دوباره دنیا رو نابود کنن،

03:11.557 --> 03:14.726
« آواتار: هفت پناهگاه »

03:11.850 --> 03:14.736
‫اما من معتقدم که نجاتش میدن

03:16.752 --> 03:21.481
« کتاب اول: بقا »
« قسمت پنجم: جا مانده »

03:21.505 --> 03:27.505
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
آوامووی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@AvaMovie_in

03:28.070 --> 03:31.510
‫وای، دماغت حتی از گیت هم
!بیشتر مو داره

03:32.880 --> 03:35.850
‫فرمانده، دوباره موقع فرار کردن
گیرشون انداختیم

03:35.850 --> 03:38.050
‫این سری توی فاضلاب

03:38.050 --> 03:39.620
‫یه حموم کف باید برن

03:39.620 --> 03:42.550
‫داشتیم می‌رفتیم بوفه‌ی آگام تا
‫یکم پیراشکی بگیریم!

03:42.550 --> 03:46.380
‫پیراشکی؟ فکر می‌کردم داریم فرار می‌کنیم تا
‫دنبال مامان‌بابامون...

03:46.380 --> 03:49.040
‫باز دروغ گفتن یادم رفت، مگه نه؟

03:50.160 --> 03:52.560
‫چند دفعه باید سر این موضوع بحث کنیم؟

03:52.560 --> 03:55.060
‫شما باید مخفی بمونید

03:55.060 --> 03:57.070
‫شاید سری بعد،
قبل از این که توجه همه رو با

03:57.070 --> 03:59.270
‫عنصرافزاری‌مون جلب کنیم،
‫بیشتر فکر کردیم

03:59.740 --> 04:01.000
‫ببخشید، فرمانده

04:01.000 --> 04:04.670
‫آخه خیلی وقته که توی پایگاه حبس شدیم

04:05.890 --> 04:08.280
‫وحشت پناهگاه بالأخره فروکش می‌کنه

04:08.280 --> 04:11.810
‫تا اون موقع، جفت‌تون باید تمرکزتون رو
‫بذارید روی استاد شدن توی عناصر

04:11.810 --> 04:15.050
‫تموم این انرژیِ در حال فوران‌تون رو
‫روی تمرینات بذارید

04:15.050 --> 04:17.590
‫- بله، قربان!
‫- باز هم تمرین؟!

04:18.050 --> 04:19.950
‫قربان، صدراعظم تشریف آوردن!

04:20.070 --> 04:21.790
‫هی!

04:24.660 --> 04:28.430
‫با مرتب کردن وسایل تمیزکاری
‫تمرینات‌تون رو شروع کنید. بی‌صدا

04:29.800 --> 04:33.100
‫یکی داره این چرندیات رو توی
‫کل الورا پخش می‌کنه

04:33.100 --> 04:34.940
‫ادعا می‌کنن که آواتار برگشته و

04:34.940 --> 04:38.310
‫گردانِ عنصرافزاری هم
‫به دستور شورا مخفی‌شون کرده!

04:38.310 --> 04:40.030
‫کایوکو، تا حالا چندتا شایعه

04:40.030 --> 04:42.080
‫ درمورد آواتار شنیدیم که
‫اومدن و فراموش شدن؟

04:42.080 --> 04:43.910
‫این دفعه موندگار شده

04:43.910 --> 04:46.980
‫امروز صبح برای اهالی پناهگاه
‫سخنرانی می‌کنم. باهام بیا

04:46.980 --> 04:49.690
‫مردم خوشحال میشن که این رو
‫از زبون جفت‌مون بشنون

04:49.690 --> 04:52.460
‫- حتماً
‫- الورا روت حساب می‌کنه

04:52.790 --> 04:54.260
‫من هم همین‌طور

04:56.590 --> 04:57.660
‫- بالأخره!
‫- نفسم بند اومد!

05:00.530 --> 05:03.280
‫ممنون که اجازه دادید سوابق یوکی رو
‫مطالعه کنم، فرمانده

05:03.280 --> 05:06.170
‫هنوز چیز به‌دردبخوری پیدا نکردم اما
‫بالأخره پیداش می‌کنیم!

05:06.170 --> 05:07.300
‫می‌دونم که پیداش می‌کنی

05:07.300 --> 05:09.810
‫بگیر که اومد!

05:16.380 --> 05:18.510
‫خوب بود، نیشا!
‫نفس تو انرژیِ توئـه!

05:18.510 --> 05:20.480
‫حالا اون نیرو رو خارج کن!

05:27.090 --> 05:29.490
‫وای، پاوی، اگه نمی‌تونی جواب بدی

05:29.490 --> 05:31.060
‫حدأقل سر جات بمون!

05:34.300 --> 05:36.650
‫زیر زمین می‌مونم!

05:43.170 --> 05:45.910
‫خیلی خوب بود، نیشا!
‫داری پیشرفت می‌کنی!

05:45.910 --> 05:48.180
‫پاوی، تو...

05:51.680 --> 05:52.730
‫...اونجایی

05:58.190 --> 06:00.190
‫عنصرافزاری کافیـه.
‫وقتی برگشتم...

06:00.190 --> 06:01.830
‫با شمشیر آتیش مبارزه می‌کنید!

06:03.290 --> 06:04.360
‫بالأخره!

06:05.960 --> 06:08.900
‫نیشا، مگه نشنیدی جِی چی گفت؟

06:08.900 --> 06:11.170
‫سوابقِ همه‌ی عنصرافزارها دست کارتیکـه

06:11.170 --> 06:13.850
‫شاید سابقه‌ی تو بتونه یه سرنخ از
‫گذشته‌ت بهمون بده!

06:13.850 --> 06:15.600
‫کارتیک قبلاً همه‌چی رو بهم گفته

06:15.600 --> 06:18.040
‫من رو توی خیابون‌های الورا پیدا کرده

06:18.040 --> 06:19.710
‫اما چطوری به اونجا رسیدی؟

06:19.710 --> 06:22.040
‫قضیه باید مفصل‌تر از این حرفا باشه

06:22.040 --> 06:23.480
‫نه، وگرنه کارتیک بهم می‌گفت

06:23.480 --> 06:25.510
‫من به فرمانده‌م اعتماد دارم

06:25.510 --> 06:27.350
‫حالا مگه چه ضرری داره یه چک بکنیم؟

06:27.350 --> 06:30.020
‫بعدش هم، عملاً که از گردان
بیرون نمیریم

06:30.020 --> 06:32.410
‫برای همین توی دردسر نمیفتیم

06:33.450 --> 06:36.500
‫باشه، اما فقط واسه ثابت کردن این که
‫درمورد کارتیک درست میگم

06:36.930 --> 06:39.230
‫حالا چطوری از این یارو رد شیم...

06:39.230 --> 06:42.100
‫کی واسه دور دوم آماده‌‌ست؟

06:46.600 --> 06:48.240
‫نه، نه، نه

06:53.440 --> 06:55.210
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

06:55.210 --> 06:57.210
‫آره، واقعاً چی‌کار داری می‌کنی؟

06:57.210 --> 06:58.850
‫نمی‌دونم. ابتکار عمل به خرج میدم؟

06:59.980 --> 07:02.260
‫جانمی! هزارتوی سنگی!

07:06.520 --> 07:07.620
‫هان؟!

07:13.060 --> 07:14.560
‫ببخشید، هامکا!

07:15.700 --> 07:17.030
‫از بچه‌ها متنفرم!

07:17.030 --> 07:18.470
‫- مراقب باش، مراقب باش
‫- نزدیک‌شون نشید!

07:18.470 --> 07:20.440
‫- تو چشماشون نگاه نکنید
‫- به گردان اعتماد نکنید

07:20.440 --> 07:22.440
‫- آره، اصلاً بهشون اعتماد نکنید
‫- دیگه مخفی‌کاری کافیـه!

07:22.440 --> 07:25.240
‫هیچی بهشون نگید

07:25.240 --> 07:27.480
‫صبح به‌خیر، سالمندِ الوری!
‫کمکی لازم ندارید؟

07:31.210 --> 07:34.120
‫«آواتار توی گردان پنهون شده و

07:34.120 --> 07:36.380
‫خودش رو به‌عنوان یه خاک‌افزارِ بچه جا زده»

07:37.120 --> 07:38.790
‫خیلی نزدیکـن‌ها!

07:49.900 --> 07:52.300
‫شیرین با طعم دودی

07:52.300 --> 07:54.540
‫شاید نشونه‌ی... آناناس باشه؟

07:54.540 --> 07:57.310
‫وایسا ببینم، جوهر آبی؟

07:58.110 --> 07:59.510
‫بهتره جدا شیم

07:59.510 --> 08:02.140
‫من میرم یه جای دیگه... دنبال سرنخ بگردم

08:02.140 --> 08:03.610
‫فکر خوبیـه، رفیق کارآگاهم!

08:03.610 --> 08:05.280
‫من هم میرم اون پیرزنه رو سین‌جیم کنم

08:05.280 --> 08:08.500
‫این سالمندها بیشترین چیزها رو
‫واسه مخفی کردن دارن

08:11.590 --> 08:12.760
‫داتو...

08:18.530 --> 08:20.100
‫بازم خورش کاری آبکی؟!

08:20.100 --> 08:23.470
‫ما که این همه زحمت می‌کشیم
‫حق‌مون غذاهای بهتریـه!

08:23.470 --> 08:25.170
‫چقدر شونه‌هام درد می‌کنن!

08:25.170 --> 08:28.040
‫بد برداشت نکنی،
من عاشق اینم که توی گردان باشم اما

08:28.040 --> 08:30.170
‫این حقیقت که نصف مردم الورا فکر می‌کنن

08:30.170 --> 08:32.010
‫بزرگ‌ترین دشمن دنیا رو مخفی کردیم

08:32.010 --> 08:33.940
‫روحیه‌ی همه رو بدجوری خراب کرده

08:33.940 --> 08:35.510
‫اول که ماجرای توفان‌ها بود

08:35.510 --> 08:38.850
‫حالا هم باید نگران این باشیم که یه‌وقت
‫بی‌چهره‌ها ندزدن‌مون

08:38.850 --> 08:40.380
‫یوکی بیچاره

08:40.380 --> 08:42.750
‫هنوز هیچی نشده، دلم واسه
‫صدای مزخرفش تنگ شده

08:43.830 --> 08:46.690
‫می‌دونستی که احتمالاً به‌خاطر این ماجراها
‫تو بد دردسری میفتیم

08:46.690 --> 08:48.660
‫تو به اندازه‌ی من کنجکاو نیستی؟

08:48.660 --> 08:50.800
‫شاید توی دفتر کارتیک بتونیم بفهمیم که

08:50.800 --> 08:52.930
‫چه اتفاقی واسه مامان و بابا افتاده!

08:53.630 --> 08:56.330
‫خوب میشه که بفهمیم از کجا اومدیم

08:56.330 --> 08:59.030
‫شاید چندین ساله که دارن
!دنبال‌مون می‌گردن

08:59.030 --> 09:02.070
‫وقتی پیداشون کنیم، خیلی خوشحال میشن

09:05.970 --> 09:08.080
‫گندش بزنن، حالا چی‌کار کنیم؟

09:18.290 --> 09:20.000
‫جنگ غذایی!

09:24.260 --> 09:25.930
‫بس کنید! بس کنید!

09:25.930 --> 09:27.800
‫به جیره‌بندی‌ها فکر کنید!

09:29.670 --> 09:32.570
‫۳۵۷ تا نخود، ۶۰ تا بامیه، ۲۵ تا نان...

09:33.830 --> 09:35.000
‫ده امتیاز!

09:35.000 --> 09:36.930
‫۲۶ تا نان!

09:37.270 --> 09:38.810
‫زود باش!

09:40.640 --> 09:41.980
‫اینجا خبری نیست

09:54.360 --> 09:55.720
‫داتو، جی‌ام

10:02.500 --> 10:04.030
‫شلخته‌ی عزیزم

10:07.600 --> 10:09.970
‫پس واقعاً دفتر خاطرات داری!

10:09.970 --> 10:11.540
‫واقعاً نباید بخونم

10:20.920 --> 10:23.090
‫«شورا و گردانِ عنصرافزاری

10:23.090 --> 10:26.620
‫به مردمِ الورا دروغ گفتن و
خیانت کردن و

10:26.620 --> 10:29.590
‫و باید به هر طریقی که شدن، لو برن...»

10:31.130 --> 10:32.230
‫وای، داتو

10:34.300 --> 10:35.700
‫سخنرانی کایوکو

10:37.300 --> 10:39.330
‫مردمِ الورای من...

10:39.330 --> 10:41.100
‫می‌دونیم که ترسیدید

10:41.100 --> 10:42.670
‫لطفاً حرفم رو باور کنید

10:42.670 --> 10:45.880
‫شایعات درمورد بازگشت آواتار
‫فقط در همین حدن

10:45.880 --> 10:46.910
‫شایعه

10:46.910 --> 10:50.150
‫شورا همیشه از مردم الورا محافظت می‌کنه

10:50.810 --> 10:52.820
‫ما این اتهامات رو بررسی کردیم و

10:52.820 --> 10:55.120
‫کوچیک‌‌ترین مدرکی پیدا نکردیم

10:55.120 --> 10:57.450
‫به گردان سر بزنید!
‫اونا شیطان رو قایم کردن!

10:57.450 --> 10:59.760
‫چی رو ازمون مخفی کردید؟!

11:00.190 --> 11:01.590
‫- داتو!
‫- جی؟

11:01.590 --> 11:03.390
‫چی‌کار داری...

11:06.590 --> 11:07.960
‫- نه!
‫- نه، نه، نه!

11:07.960 --> 11:09.630
‫مولین! نقشه‌ این نبود!

11:11.370 --> 11:12.970
‫خون‌سرد باش، گنده‌بک

11:12.970 --> 11:14.500
‫همه‌تون دروغگویید!

11:14.500 --> 11:17.770
‫من با دو تا چشمای خودم آواتار رو دیدم!

11:17.770 --> 11:20.050
‫خودم خبرش رو پخش کردم،
‫به امید این که رهبران‌مون

11:20.050 --> 11:21.180
‫بالأخره حقیقت رو بگن

11:21.180 --> 11:24.210
‫اما انگار باید به زور از زیر زبون‌تون
‫بکشم بیرون!

11:24.210 --> 11:27.550
‫آواتار کجاست؟!

11:28.880 --> 11:30.220
‫یه مشت خرت و پرت!

11:30.220 --> 11:31.490
‫اسمت اینجا نیست!

11:31.490 --> 11:33.690
‫چون چیزی برای نوشتن وجود نداره!

11:33.690 --> 11:35.620
‫کارتیک کل ماجرا رو برام تعریف کرد و...

11:35.620 --> 11:38.000
‫اون هیچ‌وقت چیزی رو از من
مخفی نگه نمی‌داره

11:39.930 --> 11:41.860
‫شاید هم نگه می‌داره

11:44.000 --> 11:51.000
آوا‌مــووی

11:53.280 --> 11:55.040
‫درِ مخفی؟!

11:56.070 --> 11:58.380
‫نباید این کار رو بکنی

11:58.380 --> 12:00.220
‫فقط ولم کن تا بتونیم صحبت کنیم...

12:00.220 --> 12:01.620
!حرف نزن، صدراعظم

12:02.520 --> 12:05.120
‫ما اصلاً دنبال همچین چیزی نبودیم،
‫قسم می‌خورم

12:05.120 --> 12:06.750
‫فقط می‌خواستیم حقیقت رو بدونیم

12:13.430 --> 12:14.730
‫مولین بودی دیگه؟

12:15.160 --> 12:18.230
‫پسرعموت توی گردان بادافزاره، آره؟

12:21.700 --> 12:24.210
‫می‌دونم اوضاع توی الورا ترسناک بوده

12:24.210 --> 12:26.610
‫اما آسیب زدن به صدراعظم چه مشکلی رو
‫حل می‌‌کنه؟

12:26.610 --> 12:29.080
‫قسم می‌خورم، من آواتار رو دیدم

12:29.080 --> 12:30.410
‫یه دختربچه بود!

12:30.410 --> 12:31.680
‫حدوداً ده ساله

12:31.680 --> 12:33.620
‫با موهای تیره و اون...

12:41.160 --> 12:42.760
‫حالت خوبـه؟

12:44.590 --> 12:45.930
‫چقدر هم طولش دادی

12:45.930 --> 12:48.300
‫زمان‌بندی هیچ‌وقت به نفع ما نبوده

12:52.430 --> 12:54.640
‫هم‌میهنان عزیزم...

12:54.640 --> 12:57.940
‫خودم شخصاً این اتهامات رو بررسی می‌کنم

12:57.940 --> 13:01.480
‫و اگه حقیقت داشته باشه،
‫هر کسی که آواتار رو مخفی کرده باشه

13:01.480 --> 13:02.980
‫مجازاتش می‌کنم

13:02.980 --> 13:06.550
‫دوران تاریک نابودگر خیلی وقته که تموم شده

13:06.550 --> 13:09.720
‫حالا عصرِ باد و خاکـه

13:09.720 --> 13:13.560
‫با همدیگه، قوی می‌مونیم

13:13.560 --> 13:18.390
‫برای بقای الورا!

13:21.130 --> 13:22.630
‫داتو، من...

13:23.730 --> 13:24.930
‫این رو پیدا کردم

13:25.500 --> 13:26.840
‫خوندیش؟!

13:26.840 --> 13:28.570
‫فقط داشتم خودم رو تخلیه می‌کردم!

13:28.570 --> 13:30.440
‫اصلاً هیچ‌کدومش جدی نیست و...

13:32.200 --> 13:34.510
‫توی الورا یه خبراییه، جی

13:34.510 --> 13:37.950
‫نمی‌دونم چی هست اما... من می‌ترسم

13:38.950 --> 13:41.550
‫درست میشه. قول میدم

13:47.260 --> 13:49.020
‫این فانوس عجیب‌غریب رو نگاه کن، نیشا!

13:49.020 --> 13:52.160
‫وای. این نقشه‌ی جهان باستانـه؟

13:52.160 --> 13:54.530
‫هی، چه پشت‌خارون قشنگی!

13:56.400 --> 13:57.630
‫آخیش!

13:57.630 --> 14:00.780
‫کارتیک هیچ‌وقت حرفی از اینجا
‫بهم نزده بود

14:06.410 --> 14:07.880
‫اکاشا به الورا!

14:07.880 --> 14:09.240
‫فوراً گزارش بده!

14:09.240 --> 14:11.550
‫داری از زیر کار در میری!

14:20.320 --> 14:22.090
‫خانواده‌ی من...

14:27.860 --> 14:29.830
‫منتظرت بودیم

14:33.000 --> 14:35.200
‫کارتیک من رو توی الورا پیدا نکرد

14:35.700 --> 14:37.440
‫من توی وحش‌آباد بودم

14:37.440 --> 14:39.980
‫این دست‌بند رو دستم کرده بودم

14:42.710 --> 14:44.380
‫نیشا، نگاه کن!

14:44.380 --> 14:45.880
‫مثل همـن، مثل همـن!

14:46.510 --> 14:49.380
‫این یعنی کارتیک بهم دروغ گفته؟

14:49.750 --> 14:52.650
‫خوشحال شدم که سوابق عنصرافزارها رو
‫بهت دادم

14:52.650 --> 14:56.170
‫هر کاری لازمـه می‌کنم تا ثابت شه که
‫آواتار، بین نیروهای ما مخفی نشده

14:58.890 --> 15:00.560
‫شاید کسی متوجه نشه

15:06.270 --> 15:08.240
‫این‌ها همه‌ی عنصرافزارهایی هستن که

15:08.240 --> 15:10.480
‫- تو ۵۰‌ سال اخیر، جزو نیروهای ما بودن
‫- ممنونم

15:10.480 --> 15:12.680
‫امیدوارم که این خیال مردم رو راحت کنه

15:14.540 --> 15:17.910
‫به از دست دادن تعادلم
عادت ندارم

15:17.910 --> 15:20.250
‫به‌خاطر شوکیه که بهت وارد شده.
‫بشین

15:20.250 --> 15:22.250
‫بذار واست یه نوشیدنی گرم بیارم

15:23.200 --> 15:25.150
‫لوسم نکن

15:25.520 --> 15:28.220
‫مجبور نیستی پیش من صدراعظم باشی

15:31.760 --> 15:33.030
‫«آواتار پیش ماست

15:33.030 --> 15:34.630
‫اون یه دختربچه‌ توی الوراست

15:34.630 --> 15:38.970
‫اگه می‌خوای بیشتر بدونی،
‫این کلاغ‌زنگی رو با یه پیام، پس بفرست

15:38.970 --> 15:41.670
‫آواتار؟ فقط یکی؟

15:41.670 --> 15:43.270
‫پس بفرستتش؟

15:43.270 --> 15:45.140
‫خب چرا نباید پیش خودش نگهش داره؟

15:45.140 --> 15:47.140
‫اونا حیوون‌خونگی‌های معرکه‌ایـن!

15:47.580 --> 15:49.310
‫ببخشید، می‌گفتی

15:53.620 --> 15:55.120
‫اوضاع تو چطوره؟

15:55.120 --> 15:56.750
‫منظورم گردانـه

15:56.750 --> 15:59.450
‫راستش رو بگم؟ رسیدیم به نقطه‌ی بحرانی

15:59.450 --> 16:02.420
‫عنصرافزارهای بیشتری می‌خوایم.
‫اگه تماس بگیریم...

16:02.420 --> 16:04.290
‫خودت که قانون رو می‌دونی

16:04.290 --> 16:06.560
‫ارتباط با بقیه‌ی پناهگاه‌ها ممنوعـه

16:06.560 --> 16:08.800
‫مگه این که شورا حکمش رو صادر کنه

16:09.860 --> 16:11.570
‫کارتیک، این چیه؟

16:12.270 --> 16:13.840
‫رادیو!

16:14.270 --> 16:16.770
‫قبلاً با بقیه‌ی پناهگاه‌ها ارتباط گرفتی؟

16:18.600 --> 16:19.900
‫اون رو میگی؟

16:19.900 --> 16:22.750
‫این فقط یه یادگاری زوار در رفته از
‫جهان باستانـه

16:25.110 --> 16:27.350
‫تو که می‌دونی من عتیقه جمع می‌کنم

16:27.350 --> 16:28.880
‫الان معلوم میشه

16:30.320 --> 16:31.350
‫اوه!

16:31.380 --> 16:32.390
‫دیدی؟

16:32.410 --> 16:33.640
‫فقط یه آهن‌پاره‌ست

16:34.750 --> 16:35.920
‫معذرت می‌خوام

16:35.920 --> 16:37.630
‫حالا منـم که خیالاتی شدم

16:37.630 --> 16:39.930
‫امروز صبح جلوی یه افراطی رو گرفتیم

16:39.930 --> 16:42.330
‫همگی حق داریم بقیه‌ی روز رو
استراحت کنیم

16:42.330 --> 16:43.870
‫شاید حق با تو باشه

16:43.870 --> 16:45.780
‫بازم ممنونم، کارتیک

16:45.780 --> 16:47.780
‫بابت همه‌چیز

16:58.750 --> 17:00.350
‫کارتیک! پیدامون کردی!

17:00.350 --> 17:02.480
‫حالا نوبت توئه که قایم شی!

17:02.480 --> 17:05.320
‫هیچ می‌دونید که چقدر نزدیک بود لو برید؟!

17:05.320 --> 17:07.520
‫- چند بار باید بهتون بگم...
‫- تو بهم دروغ گفتی!

17:07.520 --> 17:09.360
‫منظورت چیه؟

17:09.360 --> 17:12.490
‫هیچ‌وقت بهم نگفته بودی که توی
‫وحش‌آباد پیدام کردی!

17:12.490 --> 17:14.560
‫با این دست‌بند!

17:15.960 --> 17:18.870
‫آره، یکی هم بهت خبرش رو داده!

17:18.870 --> 17:21.340
‫کار کی بوده؟! یه جایزه‌بگیرِ دوزاری؟

17:21.340 --> 17:23.370
‫چه بلایی سر پدرمادرمون آوردن؟

17:23.370 --> 17:25.240
‫همین حالا بهمون بگو وگرنه...

17:25.910 --> 17:27.880
‫این لباس‌خواب رو آتیش می‌زنم!

17:29.990 --> 17:32.450
‫دو تا بلاتکلیفی تو یه روز

17:32.450 --> 17:34.220
‫بادها به دادم برسن

17:35.150 --> 17:36.930
‫کار جایزه‌بگیری نبوده

17:36.930 --> 17:39.520
‫پدرمادرتون باهام تماس گرفتن

17:39.520 --> 17:42.590
‫سه سال پیش، اون پیغام به دستم رسید

17:43.360 --> 17:46.530
‫وقتی جواب دادم، رفتم به سمتِ
‫یه محل توی حومه‌ی شرقی

17:48.100 --> 17:51.000
‫گفته بودن آواتار اون دست‌بند رو می‌بنده

17:51.530 --> 17:53.070
‫اما توی راه

17:53.070 --> 17:55.600
‫گیر یه توفان شن ناگهانی افتادم

17:56.240 --> 17:58.710
‫وقتی بالأخره به محل تحویل رسیدم

17:58.710 --> 18:00.540
‫چیزی جز شن ندیدم

18:01.280 --> 18:05.510
‫تا این که به یه چیز عجیب توی
وحش‌آباد برخوردم

18:06.280 --> 18:07.750
همون موقع بود که پیدات کردم

18:12.890 --> 18:15.220
‫منتظرت بودیم

18:19.930 --> 18:22.130
‫پس جفت اینا مال مامان و بابان

18:22.800 --> 18:25.470
‫نیشا، فکر کنم داره راستش رو میگه

18:25.470 --> 18:28.840
‫پاوی چطور؟ چرا پدرمادرمون
‫حرفی از اون نزده بودن؟

18:29.270 --> 18:31.110
‫واقعاً نمی‌دونم

18:31.110 --> 18:34.010
‫من هم وقتی فهمیدم اون وجود داره
‫درست مثل خودت غافلگیر شدم

18:35.610 --> 18:37.680
‫باید بهم می‌گفتی!

18:39.450 --> 18:40.820
‫وای، نیشا

18:40.820 --> 18:42.550
‫از وقتی باهات آشنا شدم

18:42.550 --> 18:44.750
‫همیشه دلت می‌خواست
‫متعلق به جایی باشی

18:44.750 --> 18:48.120
‫من فقط دلم نمی‌خواست که
‫یه‌وقت فکر کنی پدرمادرت...

18:48.120 --> 18:50.430
‫فکر نمی‌کردن که تو مال اونا باشی

18:51.160 --> 18:53.800
‫خیلی معذرت می‌خوام

18:55.500 --> 18:57.870
‫می‌دونی چه بلایی سر پدرمادرمون اومده؟

18:58.470 --> 18:59.900
تا حالا ندیدم‌شون

18:59.900 --> 19:02.300
‫شاید توی توفان مُردن

19:06.840 --> 19:09.340
‫شاید هم هنوز اون بیرونـن

19:13.180 --> 19:14.520
‫شما!

19:15.980 --> 19:17.520
‫معذرت می‌خوام، فرمانده کارتیک

19:17.520 --> 19:19.130
‫سعی کردیم مراقب‌شون باشیم

19:19.130 --> 19:21.920
‫اما اونا آشوب... به پا کردن

19:21.920 --> 19:24.830
‫۷۵ جیره‌ی خورش کاری رو توی
‫نبرد از دست دادیم

19:24.830 --> 19:27.250
‫مجبورشون کنم تمیزکاری‌ها رو بکنن؟

19:28.360 --> 19:30.570
‫به‌نظرم برای یه روز
‫به انداز‌ه‌ی کافی سختی کشیدن

19:46.480 --> 19:47.820
‫ببخشید، فرمانده

19:47.820 --> 19:50.250
‫داشتم یکم استراحت می‌کردم تا...

19:50.790 --> 19:51.990
‫فکر کنم

19:51.990 --> 19:54.190
‫اشکالی نداره، جی

19:54.190 --> 19:56.760
‫قشنگ از اون روزهاست که بستنی‌لازمیم

19:59.030 --> 20:00.530
‫فرمانده کارتیک...

20:00.530 --> 20:02.900
‫قضیه‌ی امروز مولین...

20:02.900 --> 20:04.780
‫چرا به جای این که با زور ساکتش کنیم

20:04.780 --> 20:06.400
‫ترس‌هاش رو برطرف نکردیم؟

20:06.400 --> 20:09.370
‫مولین داشت هویت دخترها رو لو می‌داد

20:09.370 --> 20:11.670
‫نباید یادت بره که مأموریت اصلیت

20:11.670 --> 20:13.540
‫به‌عنوان عضوی از نیلوفر سفید چیه

20:13.540 --> 20:16.010
‫با کمال احترام، قربان،
‫قبل این که با پاوی آشنا شم

20:16.010 --> 20:19.210
‫من هم درست مثل بقیه‌ی مردم پناهگاه
‫از آواتار می‌ترسیدم

20:19.210 --> 20:20.580
‫ولی عوض شدم

20:20.580 --> 20:23.420
‫نباید همچین فرصتی رو به
همه‌ی مردم الورا بدیم؟

20:23.420 --> 20:26.950
‫خودت که دیدی وقتی یه نفر فقط بخشی از
‫حقیقت رو می‌دونست، چه اتفاقی افتاد

20:26.950 --> 20:30.020
‫حالا فکر کن هزاران نفر دیگه این‌طوری بشن

20:30.020 --> 20:31.730
‫همون اول بهت هشدار دادم

20:32.160 --> 20:35.230
‫عضو نیلوفر سفید شدن کار راحتی نیست

20:35.230 --> 20:37.100
‫یه روز برای محافظت از این دخترها

20:37.100 --> 20:39.430
‫مجبور میشی تصمیمات سختی بگیری

20:39.430 --> 20:40.840
‫درست مثل من

20:43.070 --> 20:45.140
‫مطمئن میشم که تصمیمات درستی بگیرم

20:45.870 --> 20:47.240
‫امیدوارم

20:51.910 --> 20:55.550
‫نکنه مامان‌بابامون فکر می‌کردن که
من به‌خاطر پام

20:55.550 --> 20:57.120
‫نمی‌تونم آواتار باشم؟

20:57.120 --> 21:00.360
‫اگه همچین فکری می‌کردن،
‫پس از شرشون خلاص شدیم

21:00.360 --> 21:03.020
‫کی دلش همچین پدرمادر احمقی می‌خواد؟

21:06.060 --> 21:07.190
‫من...

21:07.190 --> 21:09.000
‫خوشحالم که ولم کردن

21:17.070 --> 21:19.540
‫مامان و بابا می‌خواستن که این پیش تو باشه

21:23.280 --> 21:24.780
‫شاید حق با کارتیک بود

21:25.380 --> 21:27.780
‫شاید به نفعم بود که حقیقت رو ندونم

21:28.580 --> 21:30.490
‫فرقی نمی‌کنه چی رو بفهمیم

21:30.490 --> 21:32.050
‫با همدیگه باهاش روبه‌رو میشیم

21:32.050 --> 21:33.860
‫حالا حالاها بیخ ریشتم، آبجی

21:33.860 --> 21:36.120
‫من مثل سوسک‌هیره می‌مونم

21:36.120 --> 21:38.290
‫و هیچ‌جا نمیرم!

21:43.480 --> 21:45.200
‫قول دوقلویی

21:46.500 --> 21:47.870
‫خیلی چندشی

21:56.310 --> 21:59.150
‫اکاشا به الورا. هستی؟

22:00.650 --> 22:02.720
‫اکاشا، از الورا صحبت می‌کنم

22:02.720 --> 22:03.920
‫به بقیه بگو

22:03.920 --> 22:07.150
‫خبر برگشت آواتار داره پخش میشه

22:09.060 --> 22:29.060
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]
