WEBVTT

00:50.000 --> 01:00.119
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

01:03.600 --> 01:07.199
شابیزکِ حزن
‫[تراژدیِ شابیزک‫]

01:08.720 --> 01:12.159
براساسِ کتابِ جادوگر
نوشته‌ی جولز میشله

01:12.440 --> 01:14.839
دانستنِ اطلاعاتِ سطحی‌ای پیرامونِ گیاهِ شابیزک
برای درک این فیلم و فضای هنریِ آن اهمیت بسزایی دارد

01:15.120 --> 01:17.239
شابیزک گیاهی است سمی که میوه‌های بنفش و تیره دارد‫.‫‫

01:17.560 --> 01:19.719
از آتروپینِ آن برای تولیدِ موادِ مخدر استفاده می‌شود‫.‫‫

01:20.040 --> 01:51.439
بلادونا در زبان ایتالیایی به معنای زن زیبا چهره است‫.
زنان ایتالیایی از این گیاه جهت آرایش و زیبایی چشم بهره می‌بردند‫.‬
باور شایع بر این بوده است که شابیزک گیاهی است که جادوگران از آن استفاده می‌کنند‫.
ساختارِ رشد و هم‌چنین ظاهرِ این گیاه
موجبِ پیوند یافتنِ آن با سکچوالیته و مادینگی بوده است‫.

01:52.440 --> 01:55.919
ساختارِ فیلمِ حاضر پیونددادنِ تمامِ ویژگی‌های
فولکلورِ شابیزک با حزن در یک ساختارِ هنری است

01:58.440 --> 02:00.799
حتمن پیش از دیدنِ این فیلم در اینترنت جست و جو کنید و شمایلِ شابیزک را ببینید

02:04.600 --> 02:06.399
درونِ آینه‌ی رنگ‌پریده
شعر از
CHINATSU NAKAYAMA

02:06.760 --> 02:08.399
آهنگ‌سازی از
MASAHIKO SATOH
اجرا توسطِ
CHINATSU NAKAYAMA

02:08.720 --> 02:10.719
شابیزکِ حزن
شعر از
YU AKU

02:11.000 --> 02:12.759
آهنگ‌سازی از
ASEI KOBAYASHI
تنظیم توسط
MAKOTO KAWAGUCHI

02:13.080 --> 02:14.439
اجرا توسطِ
MAYUMI TACHIBANA

02:18.400 --> 02:20.719
دوبلورِ ژانه
AIKO NAGAYAMA

02:21.040 --> 02:23.199
دوبلورِ راوی:
CHINATSU NAKAYAMA

02:23.520 --> 02:26.959
دوبلورِ دیگر شخصیت‌ها
MASAYA TAKAHASHI
MASAKANE YONEKURA

02:40.840 --> 02:45.759
کارگردان
EIICHI YAMAMOTO
ترجمه از یاشارِ یشمی
گروه ترجمه‌ی
Mr.Potato

02:48.520 --> 02:59.559
یکی بود یکی نبود‫…

03:00.520 --> 03:11.599
یک مردِ مهربان و
یک زنِ زیبا‫…

03:14.600 --> 03:21.519
در عشقِ یکدیگر فروغلتیدند‫.

03:24.080 --> 03:34.599
ژان و ژانه

03:36.160 --> 03:43.399
زیرِ سقفِ کبودِ نیکبختی می‌رقصیدند و‫…

03:47.440 --> 03:53.599
لبخندِ خدا بدرقه‌ی راهشان بود‫.

03:58.520 --> 04:06.359
سرمست از خوشی

04:37.120 --> 04:41.599
ژان و ژانه

04:42.640 --> 04:47.399
با یکدیگر، برای همیشه

04:48.160 --> 04:52.519
لبخندِ خدا بدرقه‌ی راهشان بود‫.

04:53.520 --> 04:56.919
همراه با هم، برای همیشه‫…

05:00.600 --> 05:02.519
امید ان [بود] که تا ابد خوش و خرم زندگی کنند‫

05:03.120 --> 05:05.799
اما داستانِ ما تازه به شروعِ خودش رسیده است‫.

05:08.000 --> 05:09.079
حضرتِ والا‫،

05:09.360 --> 05:14.359
امروز رعیت‌های وفادارِ شما‫،
ژان و ژانه

05:14.720 --> 05:21.159
بر اساسِ شرعِ مقدسِ ازدواج به هم‌سریِ یک‌دیگر درآمدند‫.

05:24.160 --> 05:31.359
در گرامی‌داشت و پای‌داشتِ سنت‌ها‫،
ژان به بارگاهِ شما آمده تا‫…

05:32.000 --> 05:36.999
مراتبِ سرسپاریِ خودش به شما را اظهار نماید‫.

05:56.440 --> 06:00.799
حضرتِ والا، خواهشمند است که
در عوضِ اذنِ ازدواجِ ژانه، مبلغِ پیش‌کشِ منو قبول فرمایید‫.

06:01.240 --> 06:04.559
ما گاوِ شیرده‌مون رو فروختیم تا این مبلغ رو فراهم کنیم‫.

06:05.000 --> 06:08.519
چند گاوِ شیرده رو فروختید؟

06:09.280 --> 06:12.359
یکی. ما فقط یکی داشتیم‫.

06:12.840 --> 06:14.359
ده گاو‫.

06:15.120 --> 06:19.559
حضرتِ والا به تو دستور می‌دهند که
مبلغِ ده گاو را به عنوانِ خراجِ ژانه پرداخت کنی‫.

06:20.760 --> 06:27.359
چه؟‌التماستان را می‌کنم‫…
ما فقیرتر از این حرف‌ها هستیم که مبلغِ ده گاو رو پرداخت کنیم‫.

06:27.800 --> 06:31.199
حضرتِ والا! بر ما رحم کنید!

06:32.800 --> 06:36.039
آیا این دخترک باکره‌ای است لمس نشده؟

06:37.000 --> 06:45.039
به روحم قسم می‌خورم که
این ازدواج، ازدواجی عفیفانه بوده‫.

06:45.440 --> 06:50.319
ژانه هیچ‌گاه عملی ناشایست انجام نداده است‫.

06:50.640 --> 06:53.239
دختری است باوقار و سخت‌کوش‫…

06:53.560 --> 06:56.119
وی افتخار  و سربلندیِ روستایِ ماست‫.

06:56.720 --> 07:00.359
فرزندم، آیا عاشق این مرد هستی؟

07:00.680 --> 07:02.199
بله علیا حضرت‫!

07:02.640 --> 07:03.719
و تو ای مرد، آیا عاشقِ او هستی؟‌

07:04.120 --> 07:04.599
آری‫!

07:04.880 --> 07:11.639
همگی گوش دهید،زمانی که عالیجناب کارِ خودشان را انجام دادند‫،
آن‌گاه هر کدام از شما از این دختر بهره‌ها خواهید برد‫!

09:34.800 --> 09:39.039
بیا فراموش کنیم که چه اتفاقی افتاد
زندگیِ ما از الان آغاز شده

10:38.000 --> 10:43.999
چه چیزی است که سوسو می‌زند؟

10:46.080 --> 10:51.599
در آینه‌ی رنگ‌پریده؟

10:53.720 --> 10:57.039
نه اشکی‫…

10:58.120 --> 11:01.119
نه آهی‫…

11:01.840 --> 11:15.079
جز آشغال‌های ناپدید‌شده‌ی فردا‫.

11:17.640 --> 11:20.679
یا حتی می‌‌تواند‫…

11:21.640 --> 11:36.799
بدنِ لختِ یک زن باشد‫.

11:41.160 --> 11:47.559
این زوزه از برای چیست؟

11:49.400 --> 11:55.119
در افولِ آفتابِ تیره؟

11:57.320 --> 12:00.359
نه آوازِ بادِ شبانگاهانی‫…

12:01.440 --> 12:04.279
نه بانگِ خروسی‫…

12:05.440 --> 12:19.359
تنها غژغژِ لولایِ امیدی زنگ زده‫.

12:21.560 --> 12:23.799
یا حتی می‌تواند‫…

12:25.400 --> 12:40.359
ناله‌ی زنی  آزرده باشد‫.

13:00.720 --> 13:02.799
نگران مباش‫.

13:04.240 --> 13:08.079
بنگر که چقدر فرسوده و خسته است‫.

13:08.800 --> 13:10.359
بیدارش نکن‫.

13:11.920 --> 13:15.799
تو کی هستی؟‌
از کجا اومدی؟

13:16.800 --> 13:18.439
تو مرا خواندی‫!

13:19.320 --> 13:20.439
من؟

13:21.120 --> 13:23.839
بی هیچ شکی صدایش را شنیدم‫…

13:24.600 --> 13:26.279
صدایِ روحِ تو که فریاد می‌کشید‫:

13:26.680 --> 13:32.359
‫«‫‫‫من قدرت ‫می‌خوام، کسی به من کمک کنه.»

13:33.640 --> 13:35.359
و صد البته‫…

13:36.280 --> 13:38.439
‫«اگر کسی منو نجات بده…

13:38.920 --> 13:40.999
هر چی دارم رو بهش می‌دم‫…

13:41.440 --> 13:43.999
حتی‫ روحم ‫رو‫.‫»

13:44.280 --> 13:46.759
تو شیطانی؟

13:47.280 --> 13:49.279
من تو هستم‫.

13:52.640 --> 13:55.679
قلقلکم می‌ده. بس کن‫!

13:55.960 --> 13:59.999
بر‌ آنم که به تو قدرت عطا کنم‫‫!
همان طور که خودت می‌خواستی‫.

14:00.800 --> 14:03.999
موجودِ کوچولویی مثلِ تو‫!

14:05.200 --> 14:08.399
خطای توست که من این‌چنین خرد و کوچکم‫!

14:09.280 --> 14:10.399
خطایِ من؟

14:11.000 --> 14:11.919
بلی‫.

14:13.000 --> 14:21.999
من می‌توانم هر اندازه که تو بخواهی
بزرگ و قدرت‌مند شوم‫.

14:22.520 --> 14:24.599
همه‌چیز بسته به تو است‫.

14:35.000 --> 14:36.759
تو خیلی گوگولی هستی‫.

14:40.840 --> 14:43.119
داری می‌خندی‫‫!

14:43.600 --> 14:46.599
خیلی خوبه که در نهایت
تو رو خوش‌حال می‌بینم‫‫.

14:46.920 --> 14:48.599
راس می‌گی‫.

14:49.880 --> 14:51.199
من‫…

14:52.080 --> 14:53.759
خندیدم‫.

14:55.120 --> 14:57.799
فک می‌کردم که دیگه هیچ‌وقت نمی‌خندم‫.

14:58.280 --> 15:00.639
می‌فهممت، ژانه‫!

15:01.440 --> 15:04.279
من همیشه طرفِ تو بودم‫.

15:05.080 --> 15:07.919
من همه چیز رو در بابِ‌ تو می‌دونم‫.

15:08.800 --> 15:11.999
به تو گفتم که، من تو هستم‫.

15:13.120 --> 15:14.519
بس کن‫!

15:29.520 --> 15:30.959
تو داری…؟

15:32.360 --> 15:34.439
کجا رفتی؟

16:12.080 --> 16:15.199
ژانه‫،
تو محکوم شدی به این وضعیت‫.

16:16.120 --> 16:21.719
هر چیزی که می‌خوای رو درخواست کن‫…
نگاهی به شوهرت بنداز، به ژان‫!

16:22.520 --> 16:25.119
مردی است با حرارت و سخت‌کوش‫.

16:25.400 --> 16:32.319
الان باید در بهترین حالتِ خودش باشه‫!
اما ببین که همین الان هم داره از هم می‌پاشه‫.

16:33.280 --> 16:35.679
احتمالن به زودی مریض می‌شه‫.

16:36.160 --> 16:38.439
شاید حتی نتونه این زمستون رو دووم بیاره‫.

16:38.760 --> 16:40.599
نه‫!

17:00.760 --> 17:05.039
من هیچی نمی‌خوام‫!

17:06.640 --> 17:08.719
من هیچی نیاز ندارم‫!

17:10.120 --> 17:11.599
من فقط‫…

17:12.080 --> 17:14.279
می‌خوام نجاتش بدم‫.

17:15.880 --> 17:17.399
لطفن‫…

17:18.240 --> 17:20.239
کمکم کن نجاتش بدم‫.

17:21.120 --> 17:23.919
اوووم، حالا بهتر شد‫.

17:34.240 --> 17:37.559
ژانه به شهر رفت تا نخ‌هاش رو بفروشه‫.

17:42.000 --> 17:44.119
شهر در آن سال دوباره به قحطی افتاده بود‫،

17:44.400 --> 17:48.439
اما پادشاه باز هم از مردم مالیات می‌گرفت‫.

17:49.640 --> 17:54.079
یاس مردم را درهم‌کوفته‌بود‫‫،
حتی ضعیف‌تر از آن بودند که گریه کنند‫.

17:56.640 --> 17:59.799
تنها کسی که کار می‌کرد ژانه بود‫.

18:03.600 --> 18:05.359
شهر‫.

18:13.080 --> 18:16.359
نخ‌های ژانه به قیمتِ خوبی فروخته شد‫.

18:16.680 --> 18:19.359
حتی کسی فکرِ چونه‌زدن رو هم نکرد‫.

18:22.000 --> 18:24.999
شوهرِ ژانه یعنی ژان
تنها کسی بود که می‌تونست‫…

18:25.320 --> 18:27.359
از عهده‌ی مالیات‌های بالای پادشاه بربیاد‫.

18:27.680 --> 18:33.559
شایعات کم‌کم پخش‌ می‌شدند‫:
ژانه توسطِ شیطان تسخیر شده‫.

18:37.000 --> 18:40.879
پادشاه ژانِ سرخوشی که
همه‌ی مالیات‌هاش رو پرداخت کرده بود‫…

18:41.160 --> 18:44.999
به مقامِ متصدیِ جمع‌آوری مالیات منصوب کرد‫.

18:48.280 --> 18:50.239
ژانی که تا آن زمان روستاییِ فقیر و مسکینی بود‫…

18:50.560 --> 18:53.559
اکنون یک مقامِ رسمی بود:‌ در کلاهی قرمز‫.

18:53.840 --> 18:57.799
ژانه بابتِ موفقیتِ شوهرش خوش‌حال بود‫.

18:58.800 --> 19:02.959
اما ژانه متوجه شد که
روستایی‌ها تغییر کردن‫.

19:03.280 --> 19:05.319
اکنون تا کمر خم می‌شن‫،

19:05.640 --> 19:08.919
و وقتی ژان و ژانه رو می‌بینن
مسیرشون رو عوض می‌کنن‫.

19:45.080 --> 20:02.119
تاریکی سوزان است

20:05.040 --> 20:18.199
تاریکی مرا می‌خواند واغوا می‌کند

20:20.080 --> 20:26.999
تاریکیِ سوزان

20:33.440 --> 20:38.999
فرورفته در آن‫…

20:40.200 --> 20:46.999
مشتعلِ فروزان‫…

20:50.120 --> 21:00.359
تاریکی سوزان است‫…

21:12.000 --> 21:13.679
دور شو‫!

21:29.680 --> 21:31.439
از من چی می‌خوای؟

21:32.080 --> 21:36.999
تازه اولِ راه است‫.

21:49.280 --> 21:53.359
در حقیقت نیز این واقعن آغازِ رنج و محنتِ ژانه بود‫.

21:56.280 --> 21:58.199
جنگ شیوع یافت‫.

21:58.760 --> 22:00.799
و جنگ گران بود‫.

22:01.280 --> 22:03.799
اما بردن به منزله‌ی زمین‌ها [و ثروت] بیش‌تر بود‫.

22:05.080 --> 22:09.359
من فردا به خطِ مقدم می‌رم
و تو فقط همین‌ها رو برام جمع کردی؟

22:10.000 --> 22:10.999
بله‫…

22:11.600 --> 22:14.519
اما قول می‌دم که فردا‫…

22:14.800 --> 22:19.359
احمق! با چنتا قطره که یه آسیاب به راه نمی‌افته‫!

22:19.800 --> 22:23.599
اگه نتونی همه‌ی پول رو در عرضِ سه روز فراهم کنی
دستور می‌دم که دارت بزنن‫.

22:24.320 --> 22:28.199
اما والا حضرت‫…
دیگه برای هیچ‌کس پولی نمونده‫!

22:28.520 --> 22:32.399
به این مرد یاد بدید که مطیعِ فرامین باشه‫.

22:33.280 --> 22:36.039
کاری کنید که بدنش یادش بمونه‫.
دستِ چپش رو قطع کنید‫.

24:07.360 --> 24:09.799
مرا فراخوندی؟

24:11.200 --> 24:12.359
بله‫…

24:12.800 --> 24:14.719
من به تو کمک می‌کنم‫.

24:15.240 --> 24:18.599
می‌دانم که خواهانِ قدرتی‫.

24:21.440 --> 24:23.239
تو بی‌رحمی‫!

24:25.800 --> 24:29.999
اکنون برای منی‫

24:30.280 --> 24:33.239
بدنت، روحت

24:33.560 --> 24:34.999
دروغه‫!

24:37.600 --> 24:41.359
روحِ من متعلق به ژان خواهد بود‫…

24:43.120 --> 24:47.959
و هم‌چنین خدا‫.

24:51.520 --> 24:54.199
تو ای زیبایِ ساده‌لوح‫.

24:54.640 --> 25:01.719
هنوز در مقابلِ من مقاومت می‌کنی‫،
حتی وقتی در زیرِ ترکه‌ی[آلت] من هستی‫!

25:04.920 --> 25:09.919
شوهرت به مسیرِ تباهی درافتاده‫.

25:10.440 --> 25:12.599
اکنون چه می‌خواهی انجام دهی؟

25:17.880 --> 25:21.599
تو همین اکنون نیز در چنبره‌ی منی‫،

25:23.120 --> 25:31.599
لکن خوشِ من بر آن است که خودت‫،
با اختیارِ خودت، مرا بپذیری‫.

25:32.440 --> 25:37.799
من نه فقط بدنت‫،
که قلب و روحت را می‌خواهم‫.

25:39.240 --> 25:42.199
در غیرِ این صورت او‫…

25:45.800 --> 25:50.279
این بدنِ گوشتی، این بدنِ گوشتیِ فاسد شونده‫…

25:51.080 --> 25:54.599
من این بدن رو به تو می‌دم‫…

25:55.120 --> 25:58.719
فقط به شرطِ نجاتِ ژان‫.

26:00.560 --> 26:03.359
اما نه روحم‫‫!

26:05.160 --> 26:09.319
هیچ‌گاه روحم رو به تو تقدیم نخواهم کرد‫.

26:16.640 --> 26:21.799
بسیار خب‫.
کمی بیش تر برای آن صبرخواهم کرد‫.

27:39.120 --> 27:41.199
چی شده؟ ژانه؟

28:31.440 --> 28:33.319
ژانه لباسِ سبزش رو پوشید‫…

28:33.640 --> 28:35.599
و مستقیم به شهر رفت‫.

28:36.280 --> 28:38.199
می‌گفتند که سبز رنگِ قدرت است‫،

28:38.520 --> 28:41.999
رنگِ شیطان‫.

28:47.200 --> 28:50.799
ربا‌دهنده‌ی پیر و طماع‫…

28:51.080 --> 28:53.719
کسی که حتی از قرض‌دادنِ پول
به پادشاه هم سرباز زده بود‫…

28:54.000 --> 28:58.199
نگاهی به ژانه انداخت و
سر کیسه رو شل کرد‫.

28:59.120 --> 29:01.199
البته بعدن غر‌هاش رو زد‫:

29:02.080 --> 29:05.359
‫« آن زن توسطِ شیطان تسخیر شده بود‫»

29:15.000 --> 29:18.159
در هر عصری مرد‌ها عاشقِ جنگ بوده‌اند‫.

29:18.680 --> 29:24.359
پادشاه در رژه‌ای پر زرق و برق
همراه با سرباز‌هایش و دهقانانِ مشمولِ خدمت
خرامان به پیش می‌رفت‫.

29:26.200 --> 29:28.999
زنان همواره آن‌هایی بودند که جا ماندند تا رنج بکشند‫.

29:41.920 --> 29:44.799
مرد‌ها برای مدت زمانِ زیادی رفته بودند‫.

29:46.800 --> 29:49.359
چند سال گذشت‫.

29:54.840 --> 29:57.039
ژانه خودش به یک ربادهنده بدل شد‫‫…

29:57.360 --> 30:02.359
و کنترلِ شهر رو به دست گرفت‫.

30:04.880 --> 30:09.359
مردم از ژانه می‌ترسیدن و بهش احترام می‌ذاشتن‫.
حتی بیش‌تر از بانوی پادشاه‫.

30:09.800 --> 30:13.399
مردم با رویِ باز از ژانه فرمان‌برداری می‌کردن‫.

30:29.400 --> 30:32.519
در این سرزمین و زمانی که پادشاه
حضور ندارند چه کسی مسئول همه چیز است؟

30:33.400 --> 30:35.199
من یا آن زنیکه؟

30:35.520 --> 30:37.239
صد البته، شما‫!

30:37.560 --> 30:38.799
من از تو نپرسیدم‫.

30:39.080 --> 30:42.359
شما به حق عصبانی هستید، بانویِ من‫…

30:42.680 --> 30:46.999
اما جنگ بدونِ کمک‌های او بیش از این‌ها به طول می‌انجامید‫…

30:47.320 --> 30:49.239
شاید حتی چیزی هم برای خوردن نمی‌داشتیم‫…

30:49.560 --> 30:50.599
سکوت کن‫!

30:51.000 --> 30:53.999
اون جادوگر تقاصِ این کارهاش رو خواهد داد‫.

30:56.440 --> 31:00.399
باری، با توجه به قیافه‌ی جدیدی که ژان پیدا کرده بود‫،

31:00.720 --> 31:03.599
ژان اون روزهای زندگیش رو به نوشیدن می‌گذروند‫.

31:13.720 --> 31:16.719
در همان ایام و به ناگهان‫،
پادشاه از جنگ بازگشت‫.

31:23.120 --> 31:27.999
زنان و مردان از یافتنِ دوباره‌ی یکدیگر مسرور گشتند‫.

31:40.080 --> 31:43.359
بانو برای آن که ژانه را نبیند
به ندرت از قصر خارج می‌شد‫.

31:43.800 --> 31:47.799
اما در روزی خاص و برای گرامی‌داشتِ شوهرش
به کلیسای میدانِ بازارِ شهر رفت‫.

31:52.040 --> 31:55.799
ژانه هم آن‌جا بود‫.

31:57.280 --> 32:00.319
قبلن این زن رو ندیده بودم‫‫.

32:00.640 --> 32:05.999
حضرتِ من، چیز‌ها از وقتی که شما رفتید
کاملن واژگون شده و تغییر کرده‫‫.

32:06.360 --> 32:07.719
چطور؟

32:08.000 --> 32:10.719
اون هرزه‌ی دهقان با شیطان رو هم ریخته‫.

32:11.000 --> 32:13.359
شیطان؟

32:13.800 --> 32:17.959
روستایی‌ها به این زن بیش‌ از هر کسِ دیگه احترام می‌ذارن‫‫.

32:18.360 --> 32:19.799
حتی بیش‌ از شما‫.

32:20.120 --> 32:21.039
این حرف واقعیت داره؟

32:21.320 --> 32:22.519
آری‫.

33:05.440 --> 33:07.999
عفریته‌ی شیطانی‫!

34:27.120 --> 34:33.559
ژان‫! درو باز کن! عجله کن‫!

34:37.640 --> 34:39.079
کمک کن‫!

34:40.120 --> 34:41.599
ژان‫!

34:42.560 --> 34:46.359
پس تو‫… نکشتیش‫!

34:47.000 --> 34:51.959
بهتر از اون‌‫.
ما اونو زنده رویِ چوب می‌سوزونیم‫.

34:52.440 --> 34:55.439
این بهترین دارو برای جادوگراییه
که با شیطان رو هم ریختن‫.

34:55.760 --> 35:00.359
کفر بایست در همان عنفوانِ خودش سرکوب شود‫.

35:00.840 --> 35:07.359
باری، چه می‌شود اگر ما بدنش را بسوزانیم‫…

35:09.040 --> 35:10.839
و روحش برای شیطان باقی بماند؟

35:11.120 --> 35:16.679
اگر ما بدنش را
در بالایِ کوهِ تایندر [ آتش‌افروز] مشتعل کنیم‫…

35:17.120 --> 35:26.799
و اگر روحش  با تمامِ غرورِ متکبرانه‌اش
از شعله‌ها جانِ سالم به در برد‫…

35:28.560 --> 35:32.359
آن‌گاه و از آن رو که بدنش نابود شده است‫…

35:32.800 --> 35:35.199
شیطان در روحش سکنی خواهد گزید‫…

35:35.520 --> 35:40.199
و ما نندِ گدازه‌های آتش به اطراف پخش خواهد شد‫…

35:40.880 --> 35:42.359
شما چه پیشنهاد می‌دهید؟

35:43.120 --> 35:48.319
حضرتِ من‫،
شما باید او را در یک سیاه‌چال به بند بکشید‫.

35:48.680 --> 35:51.399
کلید‌هایش را نزدِ خویش نگاه دارد‫.

35:52.280 --> 35:54.559
و سپس بر بدنش تازیانه فرود‌آورید‫.

35:54.840 --> 35:57.599
تا آن زمانی که نورِ پروردگار
روحش را روشن سازد‫.

35:58.440 --> 36:02.999
تا زمانی که فروتنی به او آموخته شود‫.

36:04.240 --> 36:06.999
بسیار عالی؛ همین پیشنهاد را پی می‌گیریم‫.

36:07.840 --> 36:10.279
او را به نزدِ من بیاورید‫.

37:01.840 --> 37:07.359
چه چیز است که در قضاوتی سیاه

37:10.280 --> 37:15.999
سوزان و نورانی است؟

37:17.640 --> 37:20.799
نه غمی‫…

37:21.800 --> 37:24.919
نه ندامتی‫…

37:25.680 --> 37:39.359
بل نیم‌رخِ فردی وامانده‫.

37:41.320 --> 37:44.359
یا شاید هم‫…

37:45.640 --> 38:00.359
خشمِ قدرِ یک زن‫.

38:05.400 --> 38:11.999
چه چیز است که در‫…

38:13.280 --> 38:19.799
گذرِ پژمرده‌ی زمان صبر می‌کند؟

38:21.080 --> 38:24.279
نه یک زندگی‫…

38:25.440 --> 38:28.519
نه یک گور‫…

38:29.360 --> 38:43.199
بل سرابِ قلبی مرده‫.

38:45.680 --> 38:48.599
یا شاید هم‫…

38:49.640 --> 39:05.359
خونِ سرخ‌فامِ یک زن‫.

41:25.600 --> 41:27.919
و تو در نهایت آمدی‫…

41:28.280 --> 41:30.359
ای معشوقه‌ی من‫‫!

41:31.040 --> 41:35.119
همگان بر تو خدو انداخته‌اند‫.
و اکنون نیز شوهرت تو را طرد کرده است‫ .

41:37.120 --> 41:40.999
و چه بس زمانی بود که من انتظارِ این لحظه را می‌کشیدم‫.

41:45.080 --> 41:49.239
ژانه، از آن روزی که تو بدین دنیا پای گذاشتی‫…

41:49.760 --> 41:51.359
تو دوستِ من بودی‫…

41:51.680 --> 41:52.439
هم‌پیمانِ من‫.

41:52.760 --> 41:56.359
سرنوشتِ تو و من
به یکدیگر گره خورده است‫…

41:57.280 --> 42:00.199
به خاطرِ قلبِ شریرت‫…

42:00.680 --> 42:03.639
و فریبندگیِ اهریمنی‌ات‫…

42:03.920 --> 42:07.199
این تو بودی که منو بدبخت کردی‫.

42:08.320 --> 42:11.719
لمسم کردی… تهییجم کردی‫…

42:12.120 --> 42:12.999
منو به این جهنم کشوندی‫.

42:13.280 --> 42:14.559
دقیقن‫.

42:14.840 --> 42:17.999
سگِ سیاهی منو گاز گرفت و اون سگ تو بودی‫!

42:18.440 --> 42:19.999
دندونای نیشش منو درید‫!

42:20.280 --> 42:22.359
خارِ تیزی گوشتِ تنم رو پاره کرد‫.

42:22.680 --> 42:24.119
اون‌ها هم تو بودی‫‫.

42:24.840 --> 42:26.199
اونا مثلِ آتیش سوختن‫.

42:26.520 --> 42:27.999
صحیح است‫!

42:28.720 --> 42:31.439
اما علاوه بر آن
من همان کسی بودم که تو را نجات داد‫!

42:32.200 --> 42:33.319
منو نجات داد؟

42:33.640 --> 42:39.199
من هیچ نیازی به روح‌های ضعیفی ندارم که
خودشان را بر روی پاهای من می‌اندازند
و التماس می‌کنند‫.

42:40.320 --> 42:42.239
عطشِ گرسنگیِ من برای ارواح‪…

42:42.560 --> 42:45.039
در زیرِ وزنِ غریبِ یاس نابود شد‫…

42:45.320 --> 42:51.719
مرا به لعنِ خدا واداشت‫؛
دیوانه‌ای برای انتقام‫ شدم.

42:54.680 --> 42:57.159
روحِ تو تمامِ این راه را به خوبی پیمود‫!

43:05.880 --> 43:10.399
وای، که تو چه بس زیبایی امروز‫.

43:11.240 --> 43:16.999
حالتِ بدنت، جانَت‫…

43:17.560 --> 43:22.719
این همان چیزی است که جرقه‌ای برای شهوتم می‌گردد
و [آلتم را] برپا می‌دارد‫.

43:28.440 --> 43:29.999
شیطان‫!

43:30.680 --> 43:32.799
پس آن‌ها مرا صدا زدند‫.

43:35.400 --> 43:40.119
اکنون! همسرم‫!
بگو که چه می‌خواهی‫.

43:40.440 --> 43:42.599
من به تو هر چیزی را عطا می‌کنم‫.

43:43.080 --> 43:44.999
چه می‌خواهی انجام دهی‫؟

43:58.800 --> 44:00.359
یه کارِ بد‫.

44:00.680 --> 44:01.799
چه کاری؟

44:04.120 --> 44:07.999
هر کاری… تا وقتی که بد باشه‫.

44:10.280 --> 44:13.999
پاسخِ خوبی بود‫!
این همان ژانه‌ای است که من خویِ او را داشتم‫.

44:16.400 --> 44:21.599
اکنون ژانه، زهدانت را به من تقدیم کن‫.
روحت را‫…

44:22.640 --> 44:25.959
و بگیر آن‌چه که من بایست به تو دهم‫.

47:36.800 --> 47:41.199
بهار آمد‫،
حتی به سرزمین‌های وحشی، ویران و بی‌سکنه نیز آمد‫.

47:42.720 --> 47:45.759
ژانه ناگهان فهمید که دیگر تنها نیست‫.

47:47.120 --> 47:50.599
طبیعت آن‌جا بود‫.

47:51.800 --> 47:57.919
تو بسی زیبایی ژانه‫!

47:59.680 --> 48:04.639
چطور ممکنه‫!
فک می‌کردم که به جهنم رفتم‫.

48:07.720 --> 48:09.199
این‌جا جهنمه؟

48:12.280 --> 48:16.119
من خودمو به شیطان تقدیم کردم‫.
قاعدتن الان باید یه جادوگرِ پیر و پرچین و چروک شده باشم‫.

48:16.600 --> 48:19.279
باید گیسو‌هام به خارزارِ مار‌های سمی
و در هم پیچ‌خورده تبدیل شده باشه‫.

48:19.800 --> 48:21.799
باید پوستم سبز شده باشه‫…
مثلِ یک وزغ‫.

48:22.280 --> 48:25.199
باید شعله‌های سیاه از رگ‌هام بزنه بیرون‫.

48:27.560 --> 48:32.959
این [بدن] نمی‌تونه [بدنِ] من باشه‫.
یکی داره منو فریب می‌ده‫.

48:34.760 --> 48:38.599
من می‌خوام به یه زنِ ترسناک تبدیل بشم‫.

48:39.240 --> 48:41.999
می‌خوام وقتی از خیابونا رد می‌شم‫…

48:42.400 --> 48:44.599
مردم از سرِ ترسشون فرار کنن‫.

48:44.880 --> 48:46.879
نمی‌خوام نفرت و خشم رو فراموش کنم‫.

48:47.160 --> 48:52.279
چه کسی گفته است که خشم و نفرت زشت هستند؟‌

48:52.720 --> 48:55.919
بسیار زیبا‌شده‌ای ژانه‫…

48:56.840 --> 48:58.199
بله‫…

48:58.640 --> 49:01.599
به مانندِ دختری جوان و در عشق‫…

49:02.600 --> 49:05.039
درخشان‫!

49:05.880 --> 49:09.599
تو حتی از خدا نیز زیباتری‫!

49:18.080 --> 49:22.359
به روستا بازگردیم‫؛
یک بهارانِ  غم‌افزای دیگر بر آن‌جا حاکم بود

49:26.800 --> 49:30.599
ژان به زندگیِ دهقانیِ معمولی خودش بازگشته بود‫.

49:33.440 --> 49:35.799
چیزی تغییر نکرده بود‫…

49:36.400 --> 49:39.599
تا زمانی که سایه‌ای سیاه
آرام آرام سراسرِ روستا را فراگرفت‫.

49:42.800 --> 49:48.599
مرگِ سیاه[طاعون]‫‫.
عفونت مرگ های زیادی را رقم زد‫.

54:13.360 --> 54:15.599
میشل
تو متوجه شدی‫!

54:18.640 --> 54:20.079
تو کی هستی؟

54:20.680 --> 54:22.799
ژانه، ژانه‌ی جادوگر‫.

54:23.720 --> 54:26.759
ممم… ما کجاییم؟

54:27.720 --> 54:29.839
خارج از این جهان‫.

54:30.280 --> 54:31.999
الان داره یادم می‌آید‫.

54:32.560 --> 54:38.599
گفتن من دیگه مرده‌ام و انداختنم توی قبرستون‫.

54:39.120 --> 54:41.999
آخرین چیزی که یادم می‌آد
این بود که زور می‌زدم تا بیام بیرون‫.

54:43.840 --> 54:46.359
انتظار نداشتم که تو رو
در عالمِ آخرت ببینم‫.

54:47.640 --> 54:48.319
چی کار می‌کنی؟

54:48.640 --> 54:49.519
این دواست‫.

54:49.880 --> 54:52.879
دروغ‌گو! این یه گیاهِ سمیه‫!

54:53.160 --> 54:57.599
سم [همون] درمانه‫.
این سمه که می‌تونه درمانت بکنه‫.

54:58.680 --> 55:00.319
می‌خوای منو بکشی؟

55:01.080 --> 55:03.599
فک می‌کردم تو الانش هم مردی‫ .

55:24.320 --> 55:27.359
میشل از مرگ برگشته‫.

55:28.160 --> 55:29.439
درمان شده‫.

55:29.760 --> 55:30.999
چطور ممکنه؟‌

55:33.320 --> 55:38.359
باس پایِ یه جادوگر در میون باشه‫.

55:41.640 --> 55:47.359
یه جادوگر… یه جادوگر‫…

56:13.200 --> 56:15.879
قحطی و طاعون
روستا رو ویران کرده بود‫.

56:16.160 --> 56:19.239
روستایی‌هایی که دووم آورده بودن باید گرسنگی می‌کشیدن‫.

56:19.560 --> 56:23.519
با این حال بازم در تمامِ شب می‌خوندن و می‌رقصیدن‫‫…

56:23.840 --> 56:26.359
در جشن‌های جادوگر
در بیابانِ وحشی‫.

56:26.720 --> 56:29.079
جادو‫! جادوی سیاه‫!

56:29.360 --> 56:30.559
اما امکان نداره‫.

56:31.040 --> 56:35.719
روستایی‌ها غذا و نوشیدنی‌های خودشونو آوردن‫.

56:36.080 --> 56:37.239
خوک‌های کثیف‫!

58:30.000 --> 58:33.279
اون زنیکه هنوز زنده است؟

01:03:19.640 --> 01:03:25.679
یه گیاهِ رنگارنگه؛
ازش یه عصاره می‌گیره‫.

01:03:26.160 --> 01:03:31.999
زنم یه جرعه که خورد همه‌ی دردِ زایمانش پرید‫.

01:03:32.760 --> 01:03:34.319
اگه درست یادم باشه‫…

01:03:34.640 --> 01:03:40.199
‫«شابیزک، زنی زیبارو‫»

01:03:41.040 --> 01:03:43.119
این اسمی بود که ژانه روی اون گل گذاشته بود‫.

01:03:45.320 --> 01:03:49.359
ما دیگه نمی‌تونستیم بیش‌تر از این بچه داشته باشیم‫.

01:03:50.040 --> 01:03:50.919
اما‫…

01:03:51.200 --> 01:03:53.719
شوهرم می‌خواست که هر شب‫ [سکس داشته باشیم]‫…

01:03:54.360 --> 01:03:57.799
حسِ خوبی بهم نمی‌داد که موجبِ رنجشش بشم‫.

01:03:58.440 --> 01:04:01.759
به هر حال منم تنها بودم‫.

01:04:02.360 --> 01:04:11.439
بنابراین از ژانه پرسیدم که آیا راهی هست
که ما کارمونو بدونِ درست‌شدنِ بچه انجام بدیم؟

01:04:12.280 --> 01:04:16.999
وای، ما می‌دونیم که در پیشِ خدا
کارمون بسیار بد و غلطه‫‫.

01:04:17.680 --> 01:04:19.679
می‌دونیم که یه گناهِ عظیمه‫.

01:04:20.680 --> 01:04:25.679
اما هیچ مجازاتی نمی‌تونه بدتر
از اون رنجی باشه که ما کشیدیم‫.

01:04:28.240 --> 01:04:31.319
الان ما خوش‌حالیم‫.

01:04:32.240 --> 01:04:36.039
پشیمون هم نیستیم‫؛
مهم هم نیست که مجازاتش چیه‫.

01:04:37.160 --> 01:04:43.799
من می‌خواستم که نوه‌ام رو ببینم‫؛
نوه‌ام تو میدونِ جنگ کشته شد‫.

01:04:44.120 --> 01:04:50.359
شنیدم که ژانه می‌تونه مرده‌ها رو زنده کنه‫.

01:04:52.240 --> 01:04:59.999
وقتی داستانمو شنید چشماش پر از اشک شد

01:05:01.040 --> 01:05:05.359
بهم یه چوبِ تنباکو داد‫‫.

01:05:06.280 --> 01:05:10.919
و یه مقدار هم شرابِ قرمز برای نوشیدن‫.

01:05:12.080 --> 01:05:13.159
خب؟

01:05:13.880 --> 01:05:15.999
نوه‌ات زنده‌ شده؟‌

01:05:16.520 --> 01:05:17.999
نه‫.

01:05:18.600 --> 01:05:20.639
حداقل صداش رو شنیدی؟‌

01:05:21.080 --> 01:05:22.319
نه‫.

01:05:22.640 --> 01:05:25.519
پس فریبت داده‫‫.

01:05:26.040 --> 01:05:28.599
من گریه‌کنان رویِ زانو‌هام افتادم‫…

01:05:29.080 --> 01:05:32.359
و شروع کردم به دعا خوندن‫.

01:05:33.360 --> 01:05:36.799
بدنم داشت می‌سوخت‫.

01:05:37.640 --> 01:05:41.519
همش شبیه به یه رویا بود‫.

01:05:42.640 --> 01:05:47.959
هر چی جرات داشتم جمع کردم‫
و چشمام رو بالا آوردم‫‫…

01:05:49.360 --> 01:05:51.039
چی دیدی؟

01:05:51.520 --> 01:05:59.959
تونستم صاحب‌خونه‌ی آتیشِ جهنم رو ببینم‫…

01:06:00.520 --> 01:06:03.799
که منتظرِ نوه‌ام بود‫.

01:06:08.720 --> 01:06:12.199
منظورت اینه که همین تو رو راضی کرده؟

01:06:12.520 --> 01:06:14.359
آه! بله‫!

01:06:15.280 --> 01:06:20.639
من هیچ وقت به این خوش‌حالی نبودم‫.

01:06:26.600 --> 01:06:31.199
پروردگار خودش مارو حفظ کنه‫.
همه‌ی اینا تمرد از خداست‫.

01:06:32.000 --> 01:06:34.359
و هم‌چنین شورش علیه شما والا حضرت‫!

01:06:34.800 --> 01:06:36.839
هر چه سریع‌تر این زنیکه‌ رو دستگیر کنید‫.

01:06:37.200 --> 01:06:38.199
بالای چوب آتیشش بزنید‫.

01:06:38.520 --> 01:06:44.719
اما این کارِ خیلی سختیه
و روستایی‌ها هم سمتِ اونن‫.

01:06:45.080 --> 01:06:47.559
قبل از این که دستِ سرباز‌های ما بهش برسه فرار می‌کنه‫.

01:06:47.840 --> 01:06:50.919
خدایگانِ این سرزمین کیه؟ تو؟ یا‫…

01:06:51.200 --> 01:06:55.919
صبر داشته باش. ما باید صبر کنیم
تا دشمن نقطه‌ی ضعفِ خودش رو نشون بده‫.

01:06:56.680 --> 01:06:58.439
این قضیه رو به من واگذار کنید‫.

01:08:12.160 --> 01:08:14.279
چی تو رو آزرده کرده ای مردِ کوچک؟‌

01:08:15.440 --> 01:08:17.359
منو می‌خوای؟

01:08:19.680 --> 01:08:20.639
ژانه‫…

01:08:22.080 --> 01:08:23.759
منو نشناختی؟

01:08:24.880 --> 01:08:28.999
من پیش‌خدمتِ علیا حضرت هستم‫.

01:08:29.520 --> 01:08:32.639
ایشون از تو بدش میاد، پس منم بدم میاد‫.

01:08:33.360 --> 01:08:37.279
من اونی هستم که ردایِ سبزت
رو پاره پاره کرد‫.

01:08:37.600 --> 01:08:39.159
هدفت چی بود ای پیش خدمتِ کوچولو؟

01:08:39.440 --> 01:08:41.199
من این کار رو انجام دادم‫…

01:08:41.560 --> 01:08:44.999
چون دوسش دارم‫.

01:08:45.520 --> 01:08:46.919
این‌جا اومدی که منو بکشی؟‌

01:08:47.200 --> 01:08:48.759
من نیاز به کمک دارم ژانه‫.

01:08:49.440 --> 01:08:51.359
پیشنهادِ من رو گوش کن‫.

01:08:51.920 --> 01:08:55.119
من می‌خوام با بانو عشق‌بازی کنم‫.

01:08:55.440 --> 01:08:56.359
اما‫…

01:08:56.760 --> 01:09:01.519
من فقط یه پیش‌خدمتِ کوتوله‌ام‫.
اون هیچ‌وقت به من اهمیت نمی‌ده‫.

01:09:01.800 --> 01:09:03.359
آخه کی به قد و مقام اهمیت می‌ده؟‌

01:09:03.920 --> 01:09:07.999
این خداست که به ما قد و مقام رو داده‫.

01:09:09.080 --> 01:09:12.679
نفی کردنِ این دو تا علیه دستورِ خداست‫.

01:09:13.280 --> 01:09:14.799
این کارِ شیطانه‫.

01:09:15.240 --> 01:09:16.519
به هر حال‫…

01:09:17.120 --> 01:09:20.159
من حاضرم که خودم رو به شیطان بفروشم‫
در عوضِ رسیدن به عشقم‫.

01:09:20.440 --> 01:09:22.119
بسه‫ .

01:09:23.400 --> 01:09:25.279
جادوگرِ پلید‫!
چطور جرات می‌کنی؟

01:09:37.160 --> 01:09:38.359
بسیار خب‫،

01:09:40.320 --> 01:09:41.799
من کمکت می‌کنم‫.

01:12:45.440 --> 01:12:47.799
دختره‌ی مکار‫…

01:12:50.160 --> 01:12:53.799
موفق شد‫.
اونم جایی که که مرگِ سیاه (طاعون‫‫)

01:12:54.080 --> 01:12:57.999
در نفوذ به خلوت‌گاهِ قصر شکست خورده بود‫‫.

01:12:58.280 --> 01:13:00.999
حضرتِ پادشاه، ما باید به سرعت یه کاری بکنیم‫.

01:13:01.280 --> 01:13:02.999
اون مرده رو احظار کن‫.

01:13:28.000 --> 01:13:29.319
آه، این تویی‫…

01:13:32.800 --> 01:13:34.079
خیلی وقته که گذشته‫.

01:13:35.160 --> 01:13:36.199
آره‫.

01:13:52.600 --> 01:13:54.679
خوش‌حال به نظر نمی‌رسی ژان‫.

01:13:58.320 --> 01:14:00.359
ژانه، برای ما دو تا خیلی دیره؟‌

01:14:02.800 --> 01:14:10.199
بیخیالِ دیوونگی شو و بیا
با من و تو مزرعه یه زندگیِ عادی رو ادامه بده‫.

01:14:13.080 --> 01:14:16.959
تروخدا منو ببخش بابتِ کاری که انجام دادم‫.
چاره‌ای نداشتم‫.

01:14:17.240 --> 01:14:18.999
بس کن‫…

01:14:21.080 --> 01:14:22.559
من همه چیز رو در موردِ اون قضیه فراموش کردم‫.

01:14:25.040 --> 01:14:26.599
با من برگرد‫.

01:14:27.400 --> 01:14:28.159
با من به قصر بیا‫.

01:14:28.440 --> 01:14:29.759
قصر؟

01:14:30.240 --> 01:14:33.119
عالیجناب اعلام کرده که
جرم‌هات رو می‌بخشه‫.

01:14:33.560 --> 01:14:36.359
تازه فقط این نیست‫؛
ایشون توانایی‌هات رو هم تائید کرده‫.

01:14:37.000 --> 01:14:41.799
تو به مردم کمک کردی که
از شرِ رنج‌هاشون خلاص بشن‫.

01:14:42.240 --> 01:14:43.759
از هیبتِ خوبیِ تو می‌ترسه‫.

01:14:46.360 --> 01:14:48.599
تو حرفاشو باور کردی ژان؟

01:14:49.600 --> 01:14:52.679
عالیجناب گفت که می‌خواد
لشکریانش رو به تو ملحق کنه‫.

01:14:53.600 --> 01:14:57.359
دانشِ تو در موردِ گیاه‌های دارویی
و شراب‌های آرام‌بخش چه فایده‌ای داره‫…

01:14:57.840 --> 01:15:03.159
وقتی قدرتِ پادشاه همراهش نباشه؟
تازه اون وقته که دانشِ تو همه‌ی سرزمین رو فرا می‌گیره‫.

01:15:05.920 --> 01:15:09.679
ممکنه که عالی‌جناب برای
دستگیری یا کشتنت نیرویِ نظامی بفرسته‫.

01:15:10.240 --> 01:15:12.359
اما واقعن دلش نمی‌خواد این کار رو انجام بده‫.

01:15:13.000 --> 01:15:15.519
قول داده که اگر همه‌ی دانشت رو در اختیارش بذاری‫،

01:15:15.880 --> 01:15:19.119
ما می‌تونیم آروم و بی‌سرو صدا
روی یه تیکه زمین با هم زندگی کنیم‫.

01:15:19.400 --> 01:15:22.039
و اگر رد کنم پیشنهادش رو؟

01:15:22.720 --> 01:15:25.119
کشته می‌شی ژانه‫!

01:15:26.080 --> 01:15:28.199
هم تو… و هم من. جفتمون‫!

01:15:31.080 --> 01:15:34.039
ژانه، لطفن همون کاری رو که بهت می‌گم بکن‫.

01:17:41.280 --> 01:17:44.719
فک نکن که این کار یه جور معامله است‫.

01:17:45.360 --> 01:17:50.039
فک کن که این کار یه جور میثاق بینِ من و توئه‫.

01:17:50.400 --> 01:17:53.599
میثاقی جهتِ پیدا کردنِ یه راه‫.
راهی که مردم رو به خوش‌بختی هدایت می‌کنه‫.

01:17:54.400 --> 01:18:00.959
صد جریب زمینِ حاصل‌خیز
چیزی نیست جز نشانه‌ای فروتنانه از حسنِ نیتِ من‫.

01:18:02.280 --> 01:18:07.999
حالا لطفن به دانشمندا بگو که
چطور از این گیاهِ عجیب استفاده کنن‫.

01:18:11.080 --> 01:18:15.399
چه مشکلی وجود داره؟‌
صد جریب کافی نیست؟

01:18:18.440 --> 01:18:19.919
خب پس‫،

01:18:20.320 --> 01:18:22.959
نظرت نسبت به ریاستِ روستا چیه؟

01:18:24.240 --> 01:18:28.359
ما حتی تو رو در در طبقه‌ی نجبا قرار می‌دیم‫.
خوبه؟

01:18:29.720 --> 01:18:31.799
ژانه، چی کار‫…

01:18:32.160 --> 01:18:39.519
بسیار خب‫!
تو در راسِ طبقه‌ی اشراف قرار می‌گیری‫.
البته بعد از من‫.

01:18:40.040 --> 01:18:40.839
الان چی می‌گی؟

01:18:41.680 --> 01:18:42.639
نه‫.

01:18:44.080 --> 01:18:46.359
من هیچ کدوم از اینا رو نیاز ندارم‫.

01:18:48.080 --> 01:18:51.559
خب… خب پس تو رویِ این زمین چی می‌خوای؟

01:18:52.360 --> 01:18:53.599
همه چیز‫.

01:18:55.200 --> 01:18:56.439
چی؟

01:18:57.800 --> 01:18:59.399
من همه‌ی دنیا رو می‌خوام‫.

01:19:01.200 --> 01:19:02.919
همه‌اش رو‫.

01:19:14.760 --> 01:19:16.119
صلیب چوبی رو آماده کنید‫.

01:19:16.600 --> 01:19:21.359
من می‌خوام این جادوگر همین الان
رویِ صلیب به آتیش کشیده بشه‫.

01:24:52.000 --> 01:24:53.359
ژان‫…

01:25:55.760 --> 01:25:59.359
روزگار گذشت‫.

01:26:08.880 --> 01:26:14.679
۱۴ ژوئیه ۱۷۸۹. زندانِ باستیل‫.
بر راسِ انقلابِ فرانسه‫‫…

01:27:00.880 --> 01:27:21.599
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]
