WEBVTT

00:20.490 --> 00:30.490
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

00:32.233 --> 00:37.233
ترجمه از Naser_jgl

00:41.033 --> 00:44.433
BILL BURR
"شماها همتون مثل همید"

00:44.765 --> 00:48.731
خانم ها و آقایان : بیل بر

00:56.665 --> 00:58.631
بسیار خب.
ممنونم!

00:58.632 --> 01:00.731
ممنونم
ممنونم قربان.

01:00.732 --> 01:03.465
چطورید؟
چطور میگذره؟

01:03.466 --> 01:07.065
بسیار خب.

01:07.066 --> 01:09.098
بسیار خب

01:09.099 --> 01:12.864
بسیار خب،
همگی آروم شید.

01:12.865 --> 01:16.365
میخوام یه تفنگ بخرم

01:16.366 --> 01:18.898
میخوام
واقعا میخوام.

01:18.899 --> 01:20.597
قبلا هیچوقت همچین حسی نداشتم

01:20.598 --> 01:23.031
تا وقتی که واسه زندگی اومدم لس آنجلس

01:23.032 --> 01:25.365
این شهر ذهنتو به هم میریزه، میدونی؟

01:25.366 --> 01:26.964
بیش از حد شلوغه

01:26.965 --> 01:29.165
از نظ فنی ذخایر آبی نداره.

01:29.166 --> 01:32.764
خب؟
دلارها داره نابود میشه.

01:32.765 --> 01:35.231
چه کس شرایی که شبا نمیذاره بخوابی.
فقط به این فکر میکنی...

01:35.232 --> 01:37.764
"چیکار میتونم انجام بدم ، وقتی که زامبیا از راه برسن؟"

01:37.765 --> 01:39.298
درسته؟

01:39.299 --> 01:42.664
شروع میکنی به مطالعه راجب این کسشرا.
"یه مقدار غذای پودر شده فراهم کنید.

01:42.665 --> 01:45.597
مقداری کدو سبز پرورش دهید.

01:45.598 --> 01:49.131
یک آسیاب بادی فراهم کنید."
درسته؟!

01:49.132 --> 01:50.731
و همه اینا خوب و اوکیه،

01:50.732 --> 01:52.731
ولی اگه بلد نباشی چجوری مبارزه کنی ،

01:52.732 --> 01:54.532
تنها کاری که داری انجام میدی اینه که تجهیزاتی گرد هم میاری

01:54.533 --> 01:57.265
برای سرسخت ترین آدم بلوکتون.

01:57.266 --> 01:58.597
درسته؟

01:58.598 --> 01:59.697
من بهش فکر میکردم

01:59.698 --> 02:00.665
قراره چیکار کنم

02:00.666 --> 02:02.298
اگه یه یارویی منو سر و ته کنه،

02:02.299 --> 02:06.331
اینقدر تکون بده تا سکه های طلا از جیبم بریزه بیرون؟

02:06.332 --> 02:08.532
من باید یه تفنگ بخرم

02:08.533 --> 02:11.065
بنابراین رفتم تو نخش، خب؟
من تو رنو هستم
(شهری در ایالت نوادا)

02:11.066 --> 02:12.998
بهترین شهر برای تفنگ

02:12.999 --> 02:15.231
پس من رفتم تو یه فروشگاه کوچک تفنگ، خب؟

02:15.232 --> 02:17.065
رفتم داخل
یه ردنک اونجا بود.
(ردنک=گردن سرخ ، لقب سرخپوستان آمریکا)

02:17.066 --> 02:18.798
گفتم :"هی آقا!"
"میخوام یه تفنگ بخرم."

02:18.799 --> 02:21.098
گفت،"شنیدم . دنبال چی هستی؟

02:21.099 --> 02:23.532
چی میخوای؟
موزبرگ؟ شاتگان؟

02:23.533 --> 02:25.298
کلت مگنوم؟".

02:25.299 --> 02:28.465
شروع کردم به هضم این حرف ها

02:28.466 --> 02:30.998
هیچی حالیم نیست
پس سعی کردم اداشو دربیارم.

02:30.999 --> 02:32.331
احساس جنده بودن دارم

02:32.332 --> 02:34.831
چونکه هیچی راجب تفنگ ها حالیم نیست.

02:34.832 --> 02:36.697
بالاخره به خودم گفتم
"اینجا چیکار کنم؟

02:36.698 --> 02:39.098
به جهنم ، صادقانه حرفمو میزنم."

02:39.099 --> 02:41.298
گفتم:"ببین رفیق، من هیچی راجب تفنگ نمیدونم.

02:41.299 --> 02:42.365
اونا منو به وحشت میندازن

02:42.366 --> 02:44.697
با این حال من نگران زامبی ها هستم.

02:44.698 --> 02:46.365
خب؟"

02:46.366 --> 02:49.664
اون یارو گفت...
"تو یه شاتگان نیازته.

02:49.665 --> 02:53.532
یه شاتگان میخوای پسر
پخش خوبی داره.

02:53.533 --> 02:56.265
خشاب گذاریش راحته، نیازی نداره که روی بخش های مختلفش کار کنی.

02:56.266 --> 02:58.798
خوب پخش میشه."
هی اینو میگفت

02:58.799 --> 03:00.731
"خوب پخش میشه"

03:00.732 --> 03:02.931
گفتم
"منظورت از این حرف چیه؟"

03:02.932 --> 03:05.564
او گفت،"خب،منظورم اینه که تو بهت نمیخوره دقیق شلیک کنی.

03:05.565 --> 03:07.964
گلوله هاش خوب پخش میشن.
دورتر از جایی که خواهی بود،

03:07.965 --> 03:10.831
چیزای بیشتری رو میزنی

03:10.832 --> 03:12.165
خوب پخش میشه

03:12.166 --> 03:13.898
در حقیقت ، یه مشکلی اینجا داری،

03:13.899 --> 03:17.065
حتی نیازی نیست نگاه کنی.
فقط میچرخی و ... بوم! همین.

03:17.066 --> 03:20.231
و دیگه مشکلی نخواهی داشت.

03:20.232 --> 03:22.597
هرچیزی که حتی در فاصله بیشتر مشکل ایجاد میکرد

03:22.598 --> 03:25.465
دیگه اونجا نخواهد بود
باور کن.

03:25.466 --> 03:27.898
و بعد افراد اینجا...
میبینن که چیکار کردی

03:27.899 --> 03:29.898
و مشکلی اینجا نخواهی داشت... میفهمی چی میگم؟

03:29.899 --> 03:33.098
با یک شلیک... 90 درجه از مشکلت حل میشه

03:33.099 --> 03:35.365
این افراد باهوش شدن
یهویی میپرن جلو... بوم!

03:35.366 --> 03:38.664
همین
گلوله هاش خوب پخش میشن."

03:38.665 --> 03:40.731
بعد من داشتم به خودم میخندیدم.

03:40.732 --> 03:43.298
گفتم،" رفیق ببین، من فقط میخوام به فرد مورد نظرم شلیک کنم.

03:43.466 --> 03:46.697
نمیخوام که بعدش سوراخ دیوار تعمیر کنم ، میدونی؟

03:46.698 --> 03:50.465
لحن بیانمو عوض کردم.
پاراگرافمو عوض کردم

03:50.466 --> 03:53.697
میدونی؟
من فقط میخوام به فرد مورد نظر شلیک کنم."

03:53.698 --> 03:56.098
پس اینجوری گفتم ،"میدونی، یکی از این هفت تیرا چطوره؟"

03:56.099 --> 03:57.498
پس اون گفت مثل اون کلاسیکا ، انگار ،

03:57.499 --> 03:58.998
اون ردنک با بی حوصلگی

03:58.999 --> 04:00.465
گفت ،" بسیار خب ، یه هفت تیر میخوای،

04:00.466 --> 04:02.465
برو یه هفت تیر بردار...

04:02.466 --> 04:05.697
من چی حالیمه ؟
من فقط 20 سال اینه کارم.

04:05.698 --> 04:08.231
یدونه براقشو بردار ، خوبه؟"

04:08.232 --> 04:11.031
بنابراین من گفتم ،" یه هفت تیر مگه چه ایرادی داره؟"

04:11.032 --> 04:12.498
او گفت ،"من بهت میگم چرا رفیق.

04:12.499 --> 04:15.697
چون زندگی...
زندگی که فیلم هندی نیست.

04:15.698 --> 04:17.398
متوجهی؟"

04:17.399 --> 04:20.131
گفتم ،"نه، میشه لطفا از صحبت کردن

04:20.132 --> 04:21.931
مثل معماهای رازآلود دست برداری؟

04:21.932 --> 04:23.465
میشه فقط بگی منظورت چیه؟

04:23.466 --> 04:25.031
بهت گفتم که ، درباره تفنگ عن بارم نیست

04:25.032 --> 04:26.931
یالا،
یه لطفی در حقم بکن اینجا."

04:26.932 --> 04:28.498
گفت،"ببین، فیلمی دیدی که،

04:28.499 --> 04:31.165
یارو سه تا شلیک بکنه ، بنگ بنگ بنگ... سه نفرو میکشه

04:31.166 --> 04:32.465
تو زندگی واقعی پسر ، تیرت خطا میره

04:32.466 --> 04:34.864
همیشه خدا خطا میزنی.

04:34.865 --> 04:36.998
به اندازه ای خطا میزنی که خشابت خالی میشه.

04:36.999 --> 04:38.298
ممکنه همونطور که وایسادی اونجا.

04:38.299 --> 04:41.165
با یه منگنه بزرگ تو دستت(تفنگ).

04:41.166 --> 04:43.031
بعدش میخوای چیکار کنی؟"

04:43.032 --> 04:46.764
گفتم ،"خب ، لعنت بهش. یه شاتگان بده بیاد."

04:46.765 --> 04:48.465
او آماده هست که اون چیزو بسته بندی کنه،

04:48.466 --> 04:50.031
و بعد من گفتم
"یه دقیقه صبر کن."

04:50.032 --> 04:51.198
من با دوست دختر زندگی میکنم.

04:51.199 --> 04:53.697
نمیتونم همینجوری با یه شاتگان پیدام شه ، درسته؟

04:53.698 --> 04:56.432
اون آشغالی نیست که همینجوری میخوای باهاش خونه پیدات شه.

04:56.433 --> 04:58.465
اگه این گوه رو همینجوری کنار جاده میکردم،

04:58.466 --> 04:59.998
میتونستم باهاش بیام خونه.
نگاش کن!

04:59.999 --> 05:03.631
ما میتونیم پاکش کنیم.
میتونیم اسم خودمونو روش حکاکی کنیم.

05:03.632 --> 05:06.365
میتونیم خوش بگذرونیم
درسته؟

05:06.366 --> 05:07.964
نمیتونم همینجوری با یه شاتگان پیدام بشه.

05:07.965 --> 05:09.998
"هی، اینو واسه خودمون خریدم!"
درسته؟

05:09.999 --> 05:14.697
یه لولش واسه تو
یدونش واسه من
نه.

05:14.698 --> 05:18.065
بنابراین او کل قضیه رو لغو کرد.

05:18.066 --> 05:19.731
تا اینکه یه شب به نفر یه ماشینمون دستبرد زد

05:19.732 --> 05:21.398
توی راهرو نشسته بودم.

05:21.399 --> 05:23.131
شروع کردم به گا دادن مغزش ، خب؟

05:23.132 --> 05:26.331
بنابراین او شروع کرد تحقیق کردن راجب تفنگ ها ، میدونی؟

05:26.332 --> 05:28.697
ولی خیلی داشت تحقیق میکرد
چون حالا میخواست یکی بگیره،

05:28.698 --> 05:29.964
ولی فقط میگفت ،
"خب، من شنیدم

05:29.965 --> 05:31.564
تو باید گلوله هارو تو یه جای امن نگه داری،

05:31.565 --> 05:33.731
و وسایل رو توی گاراژ،"

05:33.732 --> 05:35.131
و بعد چی ؟
بعدش چی؟

05:35.132 --> 05:37.098
باید دور خوته بدوئم و اونو رو هم کنم

05:37.099 --> 05:39.898
در حالی که یه یارو داره بایه تبر دنبالم میکنه، میدونی؟

05:39.899 --> 05:42.231
واقعا داری اینجوری فکر میکنی؟ عزیزم؟

05:42.232 --> 05:44.131
در حال فرار کردن ،
"کجاست...اون تیکش کجاست؟"

05:44.132 --> 05:49.298
"توی اتاق پذیراییه."
"یارو هم توی پذیراییه که!"

05:49.299 --> 05:50.697
نه ، اگه قراره اینو بگیریم،

05:50.698 --> 05:52.265
میخوام همیشه تفنگ پر باشه

05:52.266 --> 05:53.532
درست کنار دیوار اتاق خواب
درست اونجا.

05:53.533 --> 05:55.697
اون میذارم تو آستین لباسم.

05:55.698 --> 05:59.465
ووف ، به همین سادگی!

05:59.466 --> 06:01.532
هیچ راه دیگه ای نداره.

06:01.533 --> 06:02.998
هرچند خیلی خنده داره

06:02.999 --> 06:05.298
وقتی راجب تفنگ خریدن صحبت میکنی، میدونی؟

06:05.299 --> 06:07.198
مردم ، یا کاملا موافقشن

06:07.199 --> 06:08.697
یا کاملا مخالف
میدونی؟

06:08.698 --> 06:10.365
یا اینکه دیوونه میشن و شروع میکنن جیغ کشیدن ، درسته؟

06:10.366 --> 06:12.065
یا شروع میکنن از این حرفا زدن:

06:12.066 --> 06:13.597
"میدونی، در حقیقت،

06:13.598 --> 06:16.365
شما احتمال اینکه گلوله بخورید رو تا 80 درصد افزایش میدید

06:16.366 --> 06:18.465
بعد از اینکه یه اسلحه بیارید تو خونه."

06:18.466 --> 06:21.831
واقعا؟ چی، چون قراره پرش کنم و باهاش دوش بگیرم،

06:21.832 --> 06:26.198
مثلا...

06:26.199 --> 06:28.398
کسشرا چیه؟
میدونم که خطرناکه.

06:28.399 --> 06:29.831
تو یه استخر درست کنی تو حیاط پشتیت،

06:29.832 --> 06:31.998
به سرعت احتمال غرق شدنتو افزایش میدی

06:31.999 --> 06:33.798
تو حیاط پشتیت ، اینجوریه؟

06:33.799 --> 06:35.298
چون اینکارو قبلا نمیتونستی بکنی

06:35.299 --> 06:39.498
حالا روی یه شیار قدم میذازی،
میری توش!

06:39.499 --> 06:41.365
نه، دارم میگم بهتون

06:41.366 --> 06:45.031
من هیچکدومشو قبول ندارم

06:45.032 --> 06:48.165
آمارها حیلی احمقانن ، درسته؟

06:48.166 --> 06:50.498
نه اینکه احمق باشن.
راهی که ملت ازشون استفاده میکنن احمقانس.

06:50.499 --> 06:52.265
با اینکه طرز فکرتو از قبل ساختی

06:52.266 --> 06:54.231
میری تو سایت حق با منه دات کام

06:54.232 --> 06:56.065
شروع میکنی حفظ کردن یه مشت کس و شر،

06:56.066 --> 06:59.798
و بعد ...بوم!
همینجوری پرتش میکنی طرف مردم.

06:59.799 --> 07:01.597
یه یارویی سعی کرد منو به یه غواصی ببره.

07:01.598 --> 07:02.931
گفتم،" من نمیام.

07:02.932 --> 07:04.532
نمیخوام توسط یه کوسه خورده بشم."

07:04.533 --> 07:06.597
او گفت ،"خب، درواقع، نود درصد از حمله کوسه ها

07:06.598 --> 07:08.265
در واقع در آب های کم عمق اتفاق میفتن."

07:08.266 --> 07:11.931
گفتم نه بابا!!
اونجا جاییه که مردم هستن.

07:11.932 --> 07:14.265
میدونی؟بهش میگن ساحل!

07:14.266 --> 07:18.031
90 درصد از مردم دارن اونجا در امتداد خط ساحل جنب و جوش میکنن.

07:18.032 --> 07:20.432
مثلا قرار نیست که مردم تا اروپا شنا کنن.

07:20.433 --> 07:22.664
"بزنید بریم ایسلند ، ترسوهای لعنتی!"

07:22.665 --> 07:26.398
درسته؟

07:26.399 --> 07:28.365
نمیدونم

07:28.366 --> 07:30.798
وای در حقیقت من لس آنجاس رو دوست دارم

07:30.799 --> 07:33.265
یکی از معدود سواحل شرقی ای که مردم دوستش دارن.

07:33.266 --> 07:35.631
همه دوستای احمق نیویورکی و بوستونی من،

07:35.632 --> 07:36.931
میان این طرفا

07:36.932 --> 07:39.231
سعی میکنن یه پیتزایی خوب ساعت 4 صبح گیر بیارن

07:39.232 --> 07:43.165
و اونا نمیتونن.
"اینجا خیلی مزخرفه!

07:43.166 --> 07:45.664
اینجا اونجوری که قبلا اومدم نیست.

07:45.665 --> 07:47.597
فایده سفر کردن چیه

07:47.598 --> 07:50.532
اگه قرار باشه فرق کرده باشه؟"

07:50.533 --> 07:52.265
این خیلی احمقانس.

07:52.266 --> 07:53.831
یه بوریتو بگیر و برو پیاده روی.
(نوعی غذای مکزیکی)

07:53.832 --> 07:56.664
چه مرگته؟
مثلا بری تو هاوایی...

07:56.665 --> 08:01.032
"اینجا هاکی روی یخ ندارن!
اینجا خیلی مزخرفه!"

08:02.765 --> 08:03.964
باید اعتراف کنم،

08:03.965 --> 08:06.731
تنها چیزی که راجب لس آنجلس منو میترسونه

08:06.732 --> 08:08.798
این همه جراحی پلاستیکه.

08:08.799 --> 08:10.964
متوجه نمیشم.

08:10.965 --> 08:13.131
واسه چی مردم جراحی پلاستیک میکنن ؟

08:13.132 --> 08:16.165
چرا نمیتونن اعتراف کنن که کارشون تمومه؟

08:16.166 --> 08:18.964
میدونی؟
زمانت رو داشتی(جوونیت گذشت).

08:18.965 --> 08:22.532
سعی نکن تو 50 سالگی قابل کردن به نظر برسی.

08:22.533 --> 08:25.265
خیلی عجیبه!
با صورت های به زور برگشتشون که...

08:25.266 --> 08:28.998
روشن به نظر میرسه ، درسته؟

08:28.999 --> 08:32.331
دیگه نمیگم که خودشونم حتی متوجهش نشدن،میدونی؟

08:32.332 --> 08:34.231
چرا باید بخوای یه فیس لیفت انجام بدی؟
(نوعی عمل جراحی روی صورت)

08:34.232 --> 08:35.798
نمیتونی به بقیه فیس لیفت ها نگاه کنی ،

08:35.799 --> 08:40.231
و متوجه بشی که هنوز همه مشکلات صورتشون رفع نشده؟

08:40.232 --> 08:42.398
این جوری میخوای دیده بشی؟

08:42.399 --> 08:45.597
انگار یه مبارزه رو همین سه روز پیش باختی؟

08:45.598 --> 08:48.564
قهرمان نباش.
بذار یکی دیگه بره...

08:48.565 --> 08:49.964
ساحل لعنتی رو بگیره.
(کنایه از اینکه خطرش رفع شه)

08:49.965 --> 08:53.098
دراز بکش...
منتظر باش.

08:53.099 --> 08:55.831
یه عده فقط دارن به مردم دروغ میگن.
"نه، نه ، به نظر عالی میاد.

08:55.832 --> 08:57.498
عالیه.
یه ذره یخ بذار روش،

08:57.499 --> 08:59.065
شمارو تو چند هفته دیگه میبینیم.

08:59.066 --> 09:00.165
بسیار خب، آسون بگیر.

09:00.166 --> 09:02.498
خدایا!
یه اتفاقی افتاد؟

09:02.499 --> 09:05.432
ما دستورالعمل رو رعایت کردیم.
چیزی جا انداختیم؟

09:05.433 --> 09:06.831
اوه ، هی هی هی!
اوه ، کلیداتون رو جا گذاشتین.

09:06.832 --> 09:08.664
بفرمایید. بفرمایید.

09:08.665 --> 09:10.664
تقریبا نشناختمتون، خیلی جوون شدید.

09:10.665 --> 09:12.898
بسیار خب، آسون بگیر.

09:12.899 --> 09:14.564
رفت؟
بسیار خب ، رفت.

09:14.565 --> 09:18.831
خورد کن
خوردش کن"(کاغذای سند و مدرکا)

09:18.832 --> 09:21.532
نه ، دیوونه شدی.

09:21.533 --> 09:23.098
منتظر باش.
بذاز اونا ازش سر در بیارن،

09:23.099 --> 09:24.398
بعدش برو تو لعنتی.

09:24.399 --> 09:27.298
یه قهرمان نباش،
میفهمی؟ (بذار بقیه اول جراحی رو انجام بدن بعد ببین چی میشه ...)

09:27.299 --> 09:28.432
یه نگاه به کاشتن مو بنداز.

09:28.433 --> 09:31.165
کاشتن مو این روزا نصف گذشته هم بد به نظر نمیاد.

09:31.166 --> 09:32.697
یه یارویی رو یه شب تو تلویزیون دیدم

09:32.698 --> 09:34.764
او میگفت،"آه خدایا ، کاش ده سال پیش اینکارو کرده بودم."

09:34.765 --> 09:37.798
نه نمیکردی!

09:37.799 --> 09:40.697
ده سال پیش ، وقتی که داشتن پاهای مورچه رو

09:40.698 --> 09:43.664
بالای کله مردم میچسبوندن؟

09:43.665 --> 09:45.265
یادتوته؟
چشمهاتون پر از اشک میشد

09:45.266 --> 09:48.131
اگه به خط کاشت موهاشون نگاه میکردین...
میگفتین،"این دوخته شده؟

09:48.132 --> 09:49.697
کاج میبینم!"

09:49.698 --> 09:51.798
قبلانا ازت استفاده میکردن، انگار سرتو قفل کنن.

09:51.799 --> 09:54.331
"تکون نخور!"
انگار منگنت کردن.

09:54.332 --> 09:55.764
"تکون نخور!"

09:55.765 --> 09:57.931
ملت بعد از یه دور و نیم ضربه میزنن.

09:57.932 --> 10:01.299
"کیرتوش!
واسم مهم نیست!"

10:02.598 --> 10:04.664
آرزو میکنی کاشت مو میکردی ده سال پیش.

10:04.665 --> 10:08.931
آرزو میکنی که فلج اطفال میگرفتی 60 سال پیش؟

10:08.932 --> 10:12.532
دیگه چیا تو لیست آرزوهاتونه قربان؟

10:12.533 --> 10:16.898
نه ، با صورتت شوخی نمیکنی... اوکی؟

10:16.899 --> 10:18.432
من لایپوساکشن رو درک میکنم.
(عملی جراحی برای برداشتن چربی های زیر پوست)

10:18.433 --> 10:23.465
اگه گند بزنن توش ،
میتونی یه پیراهن روش بپوشی، درسته؟

10:23.466 --> 10:26.098
واسه صورت که پیراهنی نیست

10:26.099 --> 10:27.798
فک میکنن کیو دارن خر میکنن

10:27.799 --> 10:29.498
با اون ...
میدونی؟

10:29.499 --> 10:30.931
و بعدش
به خودت دروغ بگی:

10:30.932 --> 10:32.731
"فقط یه کوچولو اینکارو میکنم...

10:32.732 --> 10:35.065
اینکارو میکنم."
نه ، نخیر نمیکنی ، اینکارو نمیکنی.

10:35.066 --> 10:37.065
چی، مثلا قراره بری گلگیر ماشینتو ذوب کنی

10:37.066 --> 10:39.198
و بعد همین، و بقیش شبیه گوه به نظر بیاد؟

10:39.199 --> 10:40.697
"خب شاید من فقط کاپوتشو درست کنم.

10:40.698 --> 10:42.231
و شاید هم عقبش رو."

10:42.232 --> 10:43.597
اینجوری اتفاق میفته.

10:43.598 --> 10:46.298
بعدش شبیه یکی از اون خانم های خانه دار میشی...

10:46.299 --> 10:49.331
صورت کلا پیچیده.

10:49.332 --> 10:51.198
احمقای کسخل.
"هی، آیا من شبیه..."

10:51.199 --> 10:52.731
آره ، اونا احمقن!

10:52.732 --> 10:54.931
"آیا من شبیه 20 سالگیم شدم؟"

10:54.932 --> 10:58.498
نه ، تو عجیب غریب شدی.
تو کسخل عجیب غریب شدی.

10:58.499 --> 11:00.498
هنوزم بهت میخوره 50 سالگیت باشه

11:00.499 --> 11:02.597
فقط دیگه نمیتونم حدث بزنم چه سنی

11:02.598 --> 11:04.298
چون هیچ وقت همچین سنی ندیدم.

11:04.299 --> 11:06.432
من هیچ وقت اون صورت تخمی درخشان رو ندیدم.

11:06.433 --> 11:08.697
تقریبا انگار یه سن جدیدی رو کشف کردی

11:08.698 --> 11:12.798
بین 52 و 53 سالگی.

11:12.799 --> 11:14.165
آره.

11:14.166 --> 11:17.731
ملت ، هیچ ایرادی نداره که 52 سالت باشه

11:17.732 --> 11:19.498
و به قیافت بخوره 52 سالته ، خب؟

11:19.499 --> 11:20.931
52 سالته.
به گا نرفتی.

11:20.932 --> 11:22.298
آره

11:22.299 --> 11:25.631
ترجیح میدی که چجوری باشی...
52 سالت باشه و 52 ساله به نظر برسه

11:25.632 --> 11:29.532
یا اینکه 52 سالت باشه و شبیه یه مارمولک 28 ساله باشی؟

11:29.533 --> 11:30.731
خیل خب؟

11:30.732 --> 11:33.597
تو این نقطه انتخاب همینه.

11:39.999 --> 11:42.898
میدونی در واقع چی ...
واقعا خجالت آوره

11:42.899 --> 11:43.998
اینکه فیس لیفت...

11:43.999 --> 11:46.031
عمدتا یه مشکل سفید پوستاس.

11:46.032 --> 11:47.532
تاحالا متوجهش شدی؟

11:47.533 --> 11:50.831
تا حالا ندیدم که یه سیاه پوست فیس لیفت کرده باشه

11:50.832 --> 11:52.231
به جز جکسون ها.

11:52.232 --> 11:54.898
ولی اونا همشون عقلشون کمه، درسته؟

11:54.899 --> 11:56.764
چون باباشون مجبورشون میکرد کل روز رو تمرین کنن

11:56.765 --> 11:59.964
و مجبورشون میکرد تو شومینه بخوابن.

11:59.965 --> 12:00.998
انگار هر 9 تاشونو...

12:00.999 --> 12:03.564
"برید تو حرومزاده ها!"

12:03.565 --> 12:07.231
بدون بغل ، بدون بوس.

12:07.232 --> 12:09.198
باعث شد صورتش به صورت دائمی تو هم بپیچه

12:09.199 --> 12:10.764
به خاطر 50 سال فریاد زدن،

12:10.765 --> 12:14.098
"بخون مادرجنده!"

12:14.099 --> 12:16.564
اونا قابل درکن.

12:19.466 --> 12:22.465
هی ، میدونی چرا اینهمه "سفیدی" به فیس لیفت نیاز دارن؟

12:22.466 --> 12:26.597
از این کلمه خوشم میاد.
دارم سعی میکنم برش گردونم.

12:26.598 --> 12:29.465
دوسس دارم، بامزس!
سفیدی!

12:29.466 --> 12:30.731
میدونی چرا؟

12:30.732 --> 12:33.631
میدونی چرا اینهمه سفید پوست نیاز به فیس لیفت دارن؟

12:33.632 --> 12:37.898
چون ما راجب لوشن چیزی نمیدونیم
(کرم و نرم کننده پوست و این کس شرا)

12:37.899 --> 12:39.864
دیدید؟
فقط نصفتون خندیدید.

12:39.865 --> 12:42.098
قاعدتا باید همتون میخندیدید.

12:42.099 --> 12:45.532
آره، ولی خیلیاتون نشسته بودید اینجا اینجوری
"خب...

12:45.533 --> 12:48.231
لوشن چیه؟

12:48.232 --> 12:50.098
"این لوشنی که ازش حرف میزنی چیه،

12:50.099 --> 12:53.432
و جادوی درونش چیه؟"

12:53.433 --> 12:55.298
فقط برای اینکه موضوع روشن بشه،

12:55.299 --> 12:57.831
میتونید برای تمام قسمت های بدنتون از لوشن استفاده کنید

12:57.832 --> 13:00.597
به جز حاج آقا.

13:00.598 --> 13:02.198
آره.

13:02.199 --> 13:06.031
اگه تاحالا در تعجب بودی که چرا کیرت هنوزم به نظر نو میاد

13:06.032 --> 13:10.331
ولی بقیه بدنت داره شبیه یه دزد دریایی سالخورده میشه،

13:10.332 --> 13:13.432
چون نیاز داری که محدوده ی

13:13.433 --> 13:15.398
توزیع لوشن رو افزایش بدی

13:15.399 --> 13:17.798
خیل خب ؟
همه جات رو پوست تشکیل داده.

13:17.799 --> 13:20.798
برو خونه.
خودت چک کن.

13:20.799 --> 13:22.031
ته پاهات

13:22.032 --> 13:25.298
شبیه کف یه رودخونه ماقبل تاریخ شده.

13:25.299 --> 13:28.731
این یه بخشی از روند پیر شدن طبیعی نیست.

13:28.732 --> 13:31.098
تو خشک شدی.

13:31.099 --> 13:34.664
من قضاوتت نمیکنم.
هیچکس رو قضاوت نمیکنم.

13:34.665 --> 13:35.864
من هیچی راجب لوشن نمیدونستم.

13:35.865 --> 13:37.532
هیچ وقت تا 33 سالگی زندگیم استفاده نکردم

13:37.533 --> 13:38.964
هرگز

13:38.965 --> 13:40.898
تا اینکه یه شب داشتم با یه دختر سیاه پوست میرفتم بیرون ، خب؟

13:40.899 --> 13:42.198
او داشت آماده میشد،

13:42.199 --> 13:44.031
و داشت اون گوهو میمالید به همه جاش.

13:44.032 --> 13:45.532
پخش میکرد رو بدنش

13:45.533 --> 13:48.697
فکر کردم که یه چیزی مثل خارشی چیزی داره.

13:48.698 --> 13:50.265
گفتم"چی، سمی چیزی مثل آی وی داری؟
(یک نوع سم که از یه مدل برگ که تو شرق آسیا و آمریکای شمال وجود داره به دست میاد)

13:50.266 --> 13:51.998
چیکار میکنی؟"

13:51.999 --> 13:54.864
او گفت"نه ، دارم مطمئن میشم که اشی نباشم."

13:54.865 --> 13:58.298
گفتم "اشی؟"
گفت "پوست خشک دیگه."

13:58.299 --> 14:00.432
گفتم"اوه!"

14:00.433 --> 14:01.931
فکر کنم یه کوچولو ترسوندمش،

14:01.932 --> 14:04.664
چون اینجوری بودم ، "اووه!"

14:04.665 --> 14:06.532
او گفت ،"خب، سفید پوستا هم اشی میشن."

14:06.533 --> 14:09.231
من گفتم"خب میدونی ، فکر نمیکنم."

14:11.032 --> 14:12.931
"آره ، من 33 سال زندگی کردم.

14:12.932 --> 14:14.498
هیشکی تاحالا نشده که بگه ، هی بیل،

14:14.499 --> 14:16.631
به نظر یه کم اشی میای.

14:16.632 --> 14:19.331
من حتی هرگز این کلمه رو نشنیده بودم ، تا اینکه تو گفتی."

14:19.332 --> 14:21.631
او گفت،"خیلی احمقی.
بازوتو بیار جلو."

14:21.632 --> 14:23.465
پس بازومو صاف کردم،
به آرامی،

14:23.466 --> 14:25.198
او ناخن هاشو روش کشید.

14:25.199 --> 14:26.432
این خاکستریا شروع کردن بالا اومدن.

14:26.433 --> 14:29.098
انگار که دونه های شیرینی بلند میشن.

14:29.099 --> 14:31.697
علامت بخش.
انگار که داره اسمشو امضا میکنه.

14:31.698 --> 14:33.731
او گفت،"اینو میبینی؟!
این اشیه.

14:33.732 --> 14:34.964
تو اشی هستی."

14:34.965 --> 14:39.032
منو ترسوند.
گفتم،"یا گوه مقدس، من اشیم!"

14:40.466 --> 14:42.131
من هیچی راجبش نمیدونستم.

14:42.132 --> 14:46.198
تنها چیزی که میدونستم این بود که تو زمستون خارش میگرفتم.

14:46.199 --> 14:48.432
نمیتونستم بفهممش.
همیشه تو زمستون خارش میگرفتم.

14:48.433 --> 14:49.764
واسه چی خارش میگیرم؟

14:49.765 --> 14:51.664
فک میکردم به خاطر اینه که حوله حموم کثیف شده.

14:51.665 --> 14:52.864
این چیزیه که فکر میکردم.

14:52.865 --> 14:54.898
و عوضش میکردم و یه تازشو میذاشتم.

14:54.899 --> 14:56.898
"حالا دیگه خوبه."
دوش میگرفتم.

14:56.899 --> 14:58.465
خشک میکردم.
ولی پدسگ دوباره میخارید.

14:58.466 --> 15:01.465
لعنت بهش،
از زمستون متنفرم.

15:01.466 --> 15:04.365
میبینی، به خاطر همین چیزا باید با همه بگردی.

15:04.366 --> 15:06.831
آره

15:06.832 --> 15:09.165
اطلاعات خیلی زیادی در دنیا وجود داره،

15:09.166 --> 15:12.432
و هر گروهی از مردم یه مقدارش رو از دست میدن.

15:12.433 --> 15:15.231
سفید پوستا کاملا سمینار لوشن رو از دست دادن

15:15.232 --> 15:17.098
در مقطعی از تاریخ.

15:17.099 --> 15:20.532
نمیدونم این به این دلیله که ما نمیتونیم ببینیمش، میدونی؟

15:20.533 --> 15:22.298
سیاه پوستا که اشی بشن،
شبیه اینه که

15:22.299 --> 15:24.398
اونا انگار به تخته سیاهی چیزی تکیه داده باشن،

15:24.399 --> 15:26.331
میدونی؟
اونا میتونن ببیننش!

15:26.332 --> 15:28.165
اگه حتی جا بندازن،
دوستاشون کمکشون میکنن.

15:28.166 --> 15:30.165
مثلا :"آرنج مادرجنده اشیتو نگاه کن!

15:30.166 --> 15:32.498
چه مرگته؟"
درسته؟

15:33.999 --> 15:36.498
ما این اطلاعات رو از دست دادیم
همون جوری که سیاه پوستا کل

15:36.499 --> 15:39.432
قضیه ثبت تفنگ هاشونو در انتها از دست دادن.

15:39.433 --> 15:41.664
درسته؟

15:41.665 --> 15:43.964
فقط هیچ وقت اطلاعاتش رو نگرفتن.

15:43.965 --> 15:45.931
چقدر رپر  بیچاره شدن

15:45.932 --> 15:48.165
به خاطر اسلحه ثبت نشده تو ماشینشون

15:48.166 --> 15:49.998
مغزمو منفجر میکنه.

15:49.999 --> 15:52.798
مثلا ، چرا اونکارو با خودتون میکنین؟

15:52.799 --> 15:54.731
فقط میخوای یه آلبوم پشت تلفن بسازی ؟

15:54.732 --> 15:56.098
این چیزیه که هست؟

15:56.099 --> 15:58.331
این مثلا یه تن صدای جدید یا همچین کسشریه؟

15:58.332 --> 16:00.898
نمیدونم

16:00.899 --> 16:02.864
هر دفعه که اینو میبینم قلبمو میشکنه.

16:02.865 --> 16:05.998
فقط به این فکر میکنم که،"خدایا، اگه حتی یه دوست سفید پوست داشت...

16:05.999 --> 16:08.432
اگه فقط یه دوست سفید پوست تو اکیپش بود..."

16:08.433 --> 16:09.864
اون وقت او مینشست اونجا و میگفت

16:09.865 --> 16:11.664
"این تفنگه ثبت شده؟

16:11.665 --> 16:13.365
مگه عقلتو از دست دادی؟

16:13.366 --> 16:15.532
رفیق ، بندازش بیرون از اینجا.
بندازش بیرون.

16:15.533 --> 16:16.864
آره ، این غیر قانونیه!

16:16.865 --> 16:19.731
این چیزی حدود سه یا چهار سال حبس داره!

16:19.732 --> 16:22.298
رفیق ، چجوری اینو نمیدونی؟

16:22.299 --> 16:23.299
سوالم اینه

16:23.300 --> 16:24.864
کسخل چجوری نمیدونی؟

16:24.865 --> 16:26.831
این یارو یه اسلحه ثبت نشده تو ماشینشه،

16:26.832 --> 16:28.731
و ما هم قراره که بریم یه دوری باهاش بزنیم.

16:28.732 --> 16:31.597
این ...
این خیلی مسخرس!"

16:35.066 --> 16:36.831
پس میبینی؟
بفرما ، خب؟

16:36.832 --> 16:39.564
به فیس لیفت نیازی نداری ، اوکی؟

16:39.565 --> 16:42.198
مشروبارو بریزید دور.
یه کم ورزش هوازی انجام بدین.

16:42.199 --> 16:45.331
با یه مرطوب کننده.
اوضاعتون ردیفه.

16:45.332 --> 16:47.664
اوکی؟
افسانه هارو باور نکنید.

16:47.665 --> 16:49.664
سیاها پیر نمیشن.
این کسشره.

16:49.665 --> 16:50.831
اونا همشون از لوشن استفاده میکنن،

16:50.832 --> 16:52.564
حدودا ، هر 20 دقیقه یه بار تو طول روز.

16:52.565 --> 16:54.331
این مسخرس!

16:54.332 --> 16:56.564
اونا همشون یه وان پر از کسشرای روغنی تو خونشون دارن.

16:56.565 --> 16:59.031
هرروز صبح که بیدار میشن،
میپرن توش

16:59.032 --> 17:00.231
بعد خودشونو تکون میدن،

17:00.232 --> 17:02.597
و کاملا روغنی از خونه میرن بیرون!

17:02.598 --> 17:04.198
روغنی !

17:04.199 --> 17:06.098
سفیدپوستایی مثل من دور و اطراف قدم میزنن، بدون کلاهی که پوشیده باشن...

17:06.099 --> 17:09.298
"آه،بزن بریم دریانوردی!"

17:10.565 --> 17:12.565
لش میکنیم و صورت روی ماسه ها

17:14.899 --> 17:16.864
از سگ مست نکردن صحبت میکنن،

17:16.865 --> 17:19.331
من واقعا داشتم سعی میکردم کارمو پاک کنم

17:19.332 --> 17:20.964
تا جایی که اون قضیه سگ مستی میره.

17:20.965 --> 17:23.398
واقعا داشتم میخوابوندمش ، میدونی؟

17:23.399 --> 17:25.697
نمیدونم قضیه چیه.
کله کیریت بزرگ میشه...

17:25.698 --> 17:26.964
در حینی که پیرتر میشی، میدونی؟

17:26.965 --> 17:28.432
به سگ مستی ادامه میدین،
شروع میکنین به

17:28.433 --> 17:32.498
اون الک بالدین گنده / سر جان تراولتا
(بازیگرای آمریکایی که سر نسبتا بزرگی دارن!)

17:32.499 --> 17:34.331
و هرچند خودت هم متوجه نمیشی ،

17:34.332 --> 17:35.731
چون هرروز ، درحالی که داری مسواک میزنی

17:35.732 --> 17:36.898
و داری به سرت نگاه میکنی،

17:36.899 --> 17:38.365
و فقط داره یه کوچولو بزرگتر میشه .

17:38.366 --> 17:40.198
به مست کردن ادامه میدی.
"یه پیک دیگه" درسته؟

17:40.199 --> 17:42.465
بعد یه روزی میری که عکس موبایل رو بگیری،

17:42.466 --> 17:44.465
و تو فقط انگار 6 اینچ جلوتر از بقیه هستی.

17:44.466 --> 17:45.931
فکر نمیکنی که این چیز مهمی باشه.

17:45.932 --> 17:48.265
شاید به خاطر اینه که تکیه دادی ، چون احساس خوبی داری ، درسته؟

17:48.266 --> 17:49.931
بعد ناگهانی،
به اون عکس نگاه میکنی.

17:49.932 --> 17:53.099
اینجوری"آره لعنتی! هووو!"

17:54.932 --> 17:57.098
انگار ،" من باید یه این گوه خاتمه بدم."

17:57.099 --> 17:59.098
پس من درحال تلاش کردن بودم که یاد بگیرم...

17:59.099 --> 18:01.131
چجوریه کسشرای اطراف خونه رو تعمیر کنم.

18:01.132 --> 18:03.098
این چیزیه که پرم میکردم تو کل مدت

18:03.099 --> 18:04.931
از هوشیار بودن

18:04.932 --> 18:06.465
این بی رحمیه ، پسر.

18:06.466 --> 18:10.432
اصلا روحتم خبر نداره یک سال چقدر طولانیه تا وقتی که کاملا هوشیار باشی.(مست نکنی)

18:10.433 --> 18:11.898
این لعنتی بی رحمانس

18:11.899 --> 18:13.564
پس من دارم یاد میگیرم چجوری آت و آشغال تعمیر کنم ، خب؟

18:13.565 --> 18:14.898
دوست دخترم خوشش نمیاد

18:14.899 --> 18:17.265
چون میگه که من یه خلق و خویی دارم، میدونی؟

18:17.266 --> 18:18.564
اون میگه"میدونی،

18:18.565 --> 18:20.131
فقط این نیست که تو سعی میکنی یه چیزایی تعمیر کنی،

18:20.132 --> 18:22.731
فقط وقتی که نا امید میشی،
به دیوار مشت میزنی،

18:22.732 --> 18:24.564
سگمون از ترس شروع میکنه لرزیدن.

18:24.565 --> 18:26.831
من فقط فکر نمیکنم که این ایده خوبی باشه

18:26.832 --> 18:29.265
میدونی که ، تو یه کمدینی.
باید جک تعریف کنی.

18:29.266 --> 18:32.365
او یه لوله کشه.
باید لوله بکشه ، درسته؟"

18:33.632 --> 18:36.298
من فقط دارم سیعی میکنم بهش توضیح بدم که کنترل خودتو از دست دادن...

18:36.299 --> 18:40.131
بخشی از فرآیند تعمیر چیزیه، درسته؟

18:40.132 --> 18:41.465
هرکسی این کارو میکنه.

18:41.466 --> 18:43.731
درسته؟ آره!

18:43.732 --> 18:45.764
یه چیزی از Ikea میخری.

18:45.765 --> 18:47.398
نصف راهو با سر هم کردنش میری.

18:47.399 --> 18:49.398
بعد این حالتی :"رفیق،این کس کشش کدوم گوریه...

18:49.399 --> 18:51.198
اوه، اینجاست. اینجاست.

18:52.799 --> 18:54.764
عزیزم، من ندیدمش.

18:54.765 --> 18:56.532
ندیدمش!

18:56.533 --> 18:57.964
چرا ، تو میخوای روهمش کنی؟

18:57.965 --> 18:59.532
میخوای...
خب ، پس روهمش کن.

18:59.533 --> 19:00.864
این لعنتیو روهمش کن

19:00.865 --> 19:02.631
این بخش از بورد
تیکه آشغال کیری.

19:02.632 --> 19:05.131
این دستورالعمل ها اصلا معنی نداره!

19:05.132 --> 19:07.864
یکی دیگه میخرم!
یکی دیگه میخرم.

19:07.865 --> 19:10.998
پنجتا از این آشغال رو میخرم و چهارتاشو به گا میدم اگه دلم بخواد.

19:10.999 --> 19:12.964
به من نگو چیکار کنم!

19:12.965 --> 19:16.931
اوه ، برو خونه مامانت.
به تخمم.

19:16.932 --> 19:18.764
یا پیغمبر... آره ،
میخوای چیو تعریف کنی؟

19:18.765 --> 19:20.398
این یکی ، درسته؟
نه اون بخش رو راجب...

19:20.399 --> 19:24.597
چجوری من همه قبضای لعنتی رو پرداخت میکنم ، درسته؟

19:24.598 --> 19:26.831
چجوریه که حرف اینو نمیزنی؟

19:26.832 --> 19:28.498
چجوریه که حرف اینو نمیزنی؟

19:28.499 --> 19:30.365
من که حتی با تو حرف نمیزدم!

19:30.366 --> 19:32.031
داشتم با این وسیله کسشر حرف میزدم!

19:32.032 --> 19:35.831
داشتم با این وسیله حرف میزدم!

19:35.832 --> 19:38.331
خودم میدونم چی گفتم.
خودم میدونم چی گفتم، اوکی؟

19:38.332 --> 19:41.265
تو نمیخواد به من بگی.
خودم میدونم چی گفتم، بله.

19:41.266 --> 19:44.731
دارم روش کار میکنم.
دارم روش کار میکنم، خب؟

19:44.732 --> 19:47.165
ببین... ببین ، فکر میکنی خودمم میخوام اینجوری باشم؟

19:47.166 --> 19:49.697
فکر میکنی من میخوام کسی باشم که از کوره در میره...

19:49.698 --> 19:52.398
به خاطر یه میز کیری؟
نمیخوام، اوکی؟

19:52.399 --> 19:54.365
این چیزی نیست که من هستم.
این چیزیه که من بهش تبدیل شدم، خب؟

19:54.366 --> 19:56.664
دارم رو این گوه کار میکنم.

19:56.665 --> 19:59.265
نیازی نبود تو صحبت کنی...
خب، تو هم کارای تخمی میکنی ، اوکی؟

19:59.266 --> 20:01.231
توهم کارای بد میکنی.

20:01.232 --> 20:04.298
خب، فکر کردم داشتی میرفتی خونه مامانت!"

20:08.166 --> 20:10.564
نه ، این بی رحمانس!

20:10.565 --> 20:13.398
از اینکه یه خلق و خویی داشته باشم متنفرم پسر.
لعنتی خیلی خجالت آوره.

20:13.399 --> 20:14.831
میدونی؟
من نمیدونم.

20:14.832 --> 20:16.165
حالم از زنایی به هم میخوره که سعی میکنن...

20:16.166 --> 20:18.764
هر دختری که تاحالا باهاش قرار گذاشتم سعی کرده منو درست کنه.

20:18.765 --> 20:21.198
بعد از یه مدتی رو اعصابه ، میدونی؟

20:21.199 --> 20:25.331
مثلا تو مغزتو از دست ندادی راحب کفش های کیریت؟

20:25.332 --> 20:26.631
درسته؟
داستان همه اینا از چه قراره؟

20:26.632 --> 20:28.198
از این نظریه آدم کامل داره حالم به هم میخوره.
(منم همینطور. -،-)

20:28.199 --> 20:29.432
برو بگیرش

20:29.433 --> 20:32.365
برو به Applebee's ،
بهم بگو چی پیدا میکنی.
(رستوران های زنجیره ای)

20:32.366 --> 20:34.432
اوکی؟ من داشتمش.
دارم سعی میکنم.

20:34.433 --> 20:37.998
برو اونجا و این "آقای همیشه نا متعادل" رو بگیر

20:37.999 --> 20:41.564
با اون کت اسپورت کوچیک کیریش ، درسته؟

20:41.565 --> 20:43.831
یه مدتی با اون یارو زندگی کن، میدونی؟

20:43.832 --> 20:46.031
"هی عزیزم، من خونه ام. چطوری؟

20:46.032 --> 20:48.964
ترافیک وحشتناک بود.
نزدیک بود عصبانی شم.

20:48.965 --> 20:52.031
ولی خدا روشکر حداقل اون کتاب صوتی رو داشتم

20:52.032 --> 20:54.898
[سفر های گالیور]
همیشه یه کلاسیکه.

20:54.899 --> 20:56.664
همیشه کلاسیکه."

20:56.665 --> 20:58.998
این مردیه که شما میخواید،
صاف و ساده؟

20:58.999 --> 21:01.031
حتی تو اتاق خواب ، درسته؟

21:01.032 --> 21:03.864
که همیشه به حالت میشیوناری استایل باهاتون عشق بازی میکنه.
(حالتی که زن روی پشتش دراز میکشه و مرد روی زن و فیس تو فیس ...)

21:03.865 --> 21:07.631
"عاشقم.
موهایت همانند اقیانوس هاست."

21:07.632 --> 21:09.864
هیچ وقت ندونه که دوست داری بچرخونتت

21:09.865 --> 21:11.931
و صورتت تو بالش له بشه،
(داگی استایل)،

21:11.932 --> 21:14.798
کثافط روانی ، درسته؟

21:17.433 --> 21:19.831
نخیر، حق با اونه.

21:19.832 --> 21:22.964
همیشه حق با اونه.
میدونم، باید روش کار کنم.

21:22.965 --> 21:24.864
از خلق و خویی داشتن مننفرم، میدونی؟

21:24.865 --> 21:26.398
نمیدونم که این ارثیه یا

21:26.399 --> 21:28.265
اینکه بخشی از کشوریه که من از اونجا میام.

21:28.266 --> 21:30.398
همیشه بهو عصبانی میشم
میدونی؟

21:30.399 --> 21:31.664
بابام اینجوری بود

21:31.665 --> 21:33.498
بابای من بهترین رفیقیه که تو عمرم دیدم،

21:33.499 --> 21:34.631
و او یه خلق و خویی داشت،

21:34.632 --> 21:36.798
هر زمانی ، هرچیزی که تو خونه میشکست،

21:36.799 --> 21:37.964
بعد پنج دقیقه مشغول تعمیر کردنش،

21:37.965 --> 21:40.098
شروع میکرد راجب ازدواجش شکایت میکرد.

21:41.732 --> 21:44.298
خیلی خنده دار بود.
اگه میدید یه چیزی شکسته...

21:44.299 --> 21:47.098
"اه خدایا،
نگاش کن

21:47.099 --> 21:49.131
لعنت بهش بیلی،
اون پیچ گوشتی کیری رو بده من.

21:49.132 --> 21:50.365
به خدا قسم،

21:50.366 --> 21:53.031
من نمیدونم واسه چی اصلا ازدواج کردم.

21:53.032 --> 21:54.731
13 سال هست این گوه.

21:54.732 --> 21:57.365
تو به هرزه ای ، ضعیفه،
سالهاست جنده ای

21:57.366 --> 21:58.597
انبر دستی رو بده من.

21:58.598 --> 22:00.564
آره، بیشتر مرد ها تا الان ترکت کرده بودن!

22:00.565 --> 22:03.265
بیشتر مرد ها تا حالا ترکت کرده بودن!"

22:05.366 --> 22:06.964
یکی از تیکه کلام هاش این بود:

22:06.965 --> 22:08.998
"بیشتر مردها تاحالا ترکت کرده بودن"

22:08.999 --> 22:12.864
و
"تو نمیدونی گیر چه آدم خوبی افتادی ، ضعیفه!"

22:14.665 --> 22:17.165
آره، وقتی که من بچه بودم، فکر میکردم او دیوونس.

22:17.166 --> 22:19.664
بعدا بزرگتر شدم، میدونی، شروع کردم با خانم ها بیرون رفتن

22:19.665 --> 22:23.131
متوجه شدم، "اه، بابام هم بعضی جاها حرفای خوبی میزد."

22:24.565 --> 22:29.265
"او اونارو تو سالم ترین راه بیان نمیکنه."

22:29.266 --> 22:30.465
باید باهاتون روراست باشم.

22:30.466 --> 22:32.031
یه جورایی من انگار ، حسادت میکنم از راهی که...

22:32.032 --> 22:34.831
بابام میرفت واسه صحبت کردن با مامانم گاهی وقتا ، میدونی؟

22:34.832 --> 22:36.898
کجا رفتن اون زن های قدیمی

22:36.899 --> 22:39.964
که راحت میتونستی کل روزتو سرش خالی کنی ، میدونی؟

22:39.965 --> 22:43.265
کی ساختن اون فرشته هارو متوقف کردن

22:43.266 --> 22:45.731
که فقط همینو میدونستن که هیچ ربطی به اونها نداره.

22:45.732 --> 22:50.597
فقط یه جا مینشستند ، میذاشتن هر حرفی میخوای بزنی ، درسته؟

22:50.598 --> 22:53.398
چقدر لاکچری ... درسته؟

22:53.399 --> 22:55.764
کل روز شکست خوردی،
میای خونه و دانلود میکنی...

22:55.765 --> 22:58.631
همه ی نااطمینانیتو روی یه شخص دیگه ای.

22:58.632 --> 23:01.298
"روزت چطور بود؟"
"روز کیریت چطور بود؟

23:01.299 --> 23:03.331
میرم بیرون که تصمیم بگیرم!

23:03.332 --> 23:06.265
این بچه ها رو از من دور کن.
واسم یه مشروب بیار.

23:06.266 --> 23:09.198
اوه، به همراه اشک!"

23:14.099 --> 23:16.864
بعد از اونا ، نسل سوتین سوزان اومدن رو کار ، درسته؟
(اشاره به دور انداختن سوتین و تمام لباس های مخصوص زن ها توسط فمینیست های آمریکا در سال 1968)

23:16.865 --> 23:17.998
حالا تو باید یه جا بشینی

23:17.999 --> 23:20.265
و هی به داستان هاشون گوش بدی

23:20.266 --> 23:22.265
اوه، این از همش بدتره.
میدونی چی بدترینشه؟

23:22.266 --> 23:24.398
اینکه وقتی دارن برات یه داستان تعریف میکنن و تو میخوای گوش بدی،

23:24.399 --> 23:25.831
ولی فقط چیزی که دارن راحبش حرف میزنن،

23:25.832 --> 23:28.465
تو نمیتونی هیچ وقت به خاطر بسپاری.

23:28.466 --> 23:30.465
"خب من قرار بود که برای ناهار با جنیفر برم بیرون.

23:30.466 --> 23:31.498
آماده ام که برم

23:31.499 --> 23:32.864
پیدام میشه.
او با سوزان اونجاست.

23:32.865 --> 23:35.265
او میدونه که من از سوزان متنفرم.
خیلی ضایع شدم.

23:35.266 --> 23:36.532
سوزان چند وقتیه داره میره باشگاه..."

23:36.533 --> 23:37.664
منظورم اینه که تو اون لحظه

23:37.665 --> 23:39.031
مغزت مثل یه بچه ی تازه متولد شدس.

23:39.032 --> 23:41.731
سعی میکنی...

23:41.732 --> 23:46.165
سعی میکنی که هوشیار نگهش داری، میدونی؟

23:46.166 --> 23:49.365
ولی نمیتونی! حتی اگه سعی کنی توجه کنی ، نمیتونی.

23:49.366 --> 23:51.298
بعد از یه مدتی فقط خیره میشی به دهانشون،

23:51.299 --> 23:53.098
با خودت میگی"باورم نمیشه هنوزم ازش بیرون میاد.

23:53.099 --> 23:55.265
این لعنتی غیر قابل باوره."

23:57.066 --> 23:59.198
شروع میکنه محو شدن...

23:59.199 --> 24:01.031
شروع میکنی به زندگی خودت فکر میکنی، درسته؟

24:01.032 --> 24:02.998
"چرا من نبراسکا رو 28 ام انتخاب کردم؟

24:02.999 --> 24:05.365
من چه مرگمه؟
این یه بازی دوره."

24:05.366 --> 24:06.831
ناگهان،
صداش اینجوری میشه "eehh-eehh... "

24:06.832 --> 24:09.298
میره بالا ، درسته؟

24:09.299 --> 24:12.131
با خودت میگی،"آه لعنتی. اون یه سوال بود."

24:14.665 --> 24:16.964
بسیار خب ، شما اینجور وقتا چیکار میکنید؟

24:16.965 --> 24:18.498
نمیتونین بگید آره.
نمیتونید بگید نه.

24:18.499 --> 24:20.098
باید با یه چیز بی طرفانه شروع کنین.

24:20.099 --> 24:21.465
"اه، چه غلطی میخوای بکنی؟

24:21.466 --> 24:24.265
چیکار میکنی؟

24:24.266 --> 24:25.331
همینه که هست.

24:25.332 --> 24:26.931
یه پاتو میذاری جلوی اون یکی،
(همینه که هست)

24:26.932 --> 24:28.432
و آه..."

24:28.433 --> 24:32.298
تنظیمات نیمه وقت.
آه... هیچی دستگیرم نشد.

24:34.199 --> 24:37.432
نه، من نمیخوام بابام به نظر یه روانی بیاد.

24:37.433 --> 24:39.231
بابای من بهترین آدمیه که میشناسم، پسر.

24:39.232 --> 24:40.998
ولی میدونی،
من درکش میکنم به هر حال.

24:40.999 --> 24:44.597
او انگار دقیقا نقطه مخالف منه، میدونی؟

24:44.598 --> 24:46.864
من یه کم زندگیم رو بیشتر رو برنامه جلو بردن، خب؟

24:46.865 --> 24:48.731
به خاطر همینه ک هرگز ازدواج نکردم.

24:48.732 --> 24:50.398
هرگز به ازدواج کردن فکر نکردم.

24:50.399 --> 24:52.398
فقط به نظرم وحشتناک میاد.

24:52.399 --> 24:53.931
خیلی به نظر سخت میاد.

24:53.932 --> 24:56.532
خیلی از ازدواج ها شکست خوردند.

24:56.533 --> 24:57.664
بعدش اگه بچه دار شی،

24:57.665 --> 25:00.131
کل اون وضعیت عجیب غریب رو داری ، خب؟

25:00.132 --> 25:02.231
یه چیزی داری که نصفش شبیه تو هست،

25:02.232 --> 25:03.964
نصفش شبیه کسی که قبلا عاشقش بودی!

25:03.965 --> 25:06.697
ولی الان میخوای بزنی لهش کنی ، درسته؟

25:06.698 --> 25:08.798
بچه میاد بالا تا قدم بزنه.

25:08.799 --> 25:10.864
تو میگی"پسرم، فقط یه کم به سمت راست نگاه کن.

25:10.865 --> 25:14.365
بذار من یه جورایی..."
"ولی بابا، من میخوام به تو نگاه کنم."

25:16.499 --> 25:18.131
بی رحمانس!

25:18.132 --> 25:20.465
بابای من دقیقا نقطه مخالف بود.

25:20.466 --> 25:23.098
عاشق شد ، ازدواج کرد ، شروع کرد بچه دار شدن.

25:23.099 --> 25:26.265
تا وقتی که 33 ساله شد ، 5 تا بچه داشت.

25:29.299 --> 25:31.298
سوپ مرغ از پیش آماده شده برای "یا گوه مقدس"

25:31.299 --> 25:32.532
"5 تا بچه دارم"

25:32.533 --> 25:34.931
ولی خودمو هنوز نمیشناسم."

25:34.932 --> 25:37.165
فشار اینکه بخوای اونهمه بچه رو سیر کنی پسر.

25:37.166 --> 25:38.331
میگم بهت.

25:38.332 --> 25:39.998
هر سه چهار روز یه بار،
از کوره در میرفت.

25:39.999 --> 25:41.864
یهو بی دلیل از کوره در میرفت، میدونی؟

25:41.865 --> 25:43.432
"میتونی شورش نکنی؟"
"آه، جنده ی احمق!

25:43.433 --> 25:45.198
واسه چی من ازدواج کردم ، خیلی کسشره!"

25:45.199 --> 25:47.998
بوم! یه مشت میزد به در،
ماشینو میذاشت رو دنده سه

25:47.999 --> 25:49.964
تا وقتی که برسه به ته جاده.

25:51.999 --> 25:54.165
مادرمم دقیقا همیشه همین کارو میکرد.

25:54.166 --> 25:56.131
فقط درو پشتش قفل میکرد، میچرخید،

25:56.132 --> 25:57.198
به بچه ها نگاه میکرد، و فقط میگفت...

25:57.199 --> 25:59.098
"هووووف!"

26:00.598 --> 26:04.465
حالا، او زده به سرش. او فقط یه آدم دیوونس.

26:04.466 --> 26:06.398
چه مرگشه ؟"

26:06.399 --> 26:07.798
هشت ساعت بعد، بابام پیداش میشد.

26:07.799 --> 26:09.764
بدون عذرخواهی.
مامانم تا اون موقع شام رو آماده کرده بود.

26:09.765 --> 26:12.031
مامانم شام رو خراب کرده بود،
بابام هم اوقات تلخی براش درست میکرد

26:12.032 --> 26:15.198
ای خدا ، ریدی تو غذا که!"

26:18.632 --> 26:19.798
نمیدونم

26:19.799 --> 26:22.098
خودم فکر میکنم که بابای خوبی خواهم شد به هرحال.

26:22.099 --> 26:23.964
میدونی؟

26:23.965 --> 26:25.898
میشم.

26:25.899 --> 26:27.731
نه جدی ، آنالیزش کن.

26:27.732 --> 26:29.498
در حقیقت ، بالاخره رسیدیم به موضوع،

26:29.499 --> 26:30.564
من میخوام که بچه داشته باشم،

26:30.565 --> 26:33.231
و فکر نمیکنم که اونقدرایی سخت باشه.

26:33.232 --> 26:35.498
نه واقعا.
یه بخشی از من واقعا بهش باور داره،

26:35.499 --> 26:36.798
و بخش دیگه

26:36.799 --> 26:39.165
من فقط دوست دارم اعصاب مردم رو خورد کنم راجب بچه ها، میدونی؟

26:39.166 --> 26:40.498
هرموقع که کسشری مثل این بگی ....

26:40.499 --> 26:43.198
"رفیق، روحتم خبر نداره چقدر سخته!"

26:43.199 --> 26:45.964
این چیز عالیه که بگی.
"خب، منظورم اینه که من یه سگ گرفتم،

26:45.965 --> 26:47.831
منظورم اینه که.... میدونی؟
چقدر تفاو..."

26:47.832 --> 26:50.498
"رفیق، تو اصلا نمیتونی بچه داریو با سگ داری مقایسه کنی!"

26:50.499 --> 26:51.532
"آره ، میتونم!

26:51.533 --> 26:53.831
همین الان اینکارو کردم،
و دوباره هم خواهم کرد.

26:53.832 --> 26:56.198
مال من چهارتا پا داره.
مال تو فقط دوتا.

26:56.199 --> 26:58.597
بگو بینم

26:58.598 --> 27:00.131
مال شما افراد رو گاز میگیره،
یه زمان هایی رو میگیره.

27:00.132 --> 27:03.999
مال من سربه زیر میشه.
استیک ها رسیدن."

27:06.598 --> 27:07.864
نه، فکر میکنم که میدونم.

27:07.865 --> 27:09.432
فکر میکنم که میدونم چجوری یه بچه رو بزرگ کنم.

27:09.433 --> 27:11.432
میدونی چیه؟
فقط کافیه باهاشون [کچ] بازی کنی.
(توپو میندازن بالا بچه هه باید بگیره بندازه، معمولا بچه ها تو 4 سالگی میتونن بازی کنن)

27:11.433 --> 27:13.798
فکر میکنم این خیلی مهمه.
اینجوریه که یه بچه رو بزرگ میکنی.

27:13.799 --> 27:16.498
باهاشون کچ بازی میکنی.
درحالی که باهاشون راجب زندگی حرف میزنی.

27:16.499 --> 27:18.465
حواسشونو با انداختن توپ پرت میکنی.

27:18.466 --> 27:20.731
اونا حتی متوجه نمیشن که داری مغزشونو پر میکنی...

27:20.732 --> 27:22.532
با تئوری هات.

27:22.533 --> 27:25.265
درسته؟

27:25.266 --> 27:26.664
اینکارو از راه قدیمی انجام نمیدی

27:26.665 --> 27:28.731
جوری که والدینت انجام میدادن.
روبه رو مینشستند ...

27:28.732 --> 27:30.764
"میخوای بهم راجب روزت بگی؟

27:30.765 --> 27:32.331
کسی بهت پیشنهاد مواد داد؟

27:32.332 --> 27:33.631
داری راجب سکس یاد میگیری؟"

27:33.632 --> 27:36.031
با خودت میگفتی"رفیق ، داری زهرترکم میکنی!

27:36.032 --> 27:39.498
میخوام یه کم بیسکوییت مادر بخورم" درسته؟

27:39.499 --> 27:40.597
نه، تو فقط کافیه ببریش پشت مشتا.

27:40.598 --> 27:41.764
باهاشون کچ بازی کنی.

27:41.765 --> 27:43.498
همین.
و راجب زندگی صحبت کنی، درسته؟

27:43.499 --> 27:44.764
"چیه پسرم؟

27:44.765 --> 27:46.331
آه، ما امروز نمیریم کلیسا.

27:46.332 --> 27:48.065
کیر تو اون

27:48.066 --> 27:50.864
آه، کلیسا یه مشت کص و شعره.

27:50.865 --> 27:53.498
میگن خدا همه جا هست،
ولی من باید برم کلیسا که ببینمش؟

27:53.499 --> 27:55.898
واقعا؟ و خدا از دستم عصبانیه اونجا،

27:55.899 --> 27:59.432
و بهش پول بدهکارم؟
بره درشو بذره.

27:59.433 --> 28:03.532
اون احمقانس.
مسخرس.

28:03.533 --> 28:06.098
خدا اینجاست، خب؟

28:06.099 --> 28:07.265
اونجا نیس...
اینجاست.

28:07.266 --> 28:08.631
اونا سعی میکنن که بگیرنش.
ولی خدا اینجاست.

28:08.632 --> 28:09.931
کار خوبی که انجام بدی،
احساس خوبی میکنی.

28:09.932 --> 28:11.731
کار بدی انجام بدی،
احساس بدی پیدا میکنی، میفهمی؟

28:11.732 --> 28:13.131
مگه اینکه تو یه جور جامعه ستیز باشی،

28:13.132 --> 28:15.065
اون موقع هیچ حسی نمیکنی،
میفهمی؟

28:15.066 --> 28:17.298
مگه اینکه یکیو بگیری ، حالت برعکس نگهش داری...

28:17.299 --> 28:19.165
تو آپارتمانت، میدونی؟

28:19.166 --> 28:20.532
اگه همچین کارایی کردی،

28:20.533 --> 28:23.331
میخوام این حس رو داشته باشی که بتونی بیای پیش من، میفهمی؟

28:23.332 --> 28:25.265
آره ، بیا پیش من.
به همه اونها اعتراف کن.

28:25.266 --> 28:27.998
باهم میریم کلانتری.
ما همه چیو بهشون میگیم.

28:27.999 --> 28:30.532
آره، من تورو تحویل میدم.
این که [دکستر]  نیست.
(یه سریال راجب یه جامعه ستیز که ملت رو میکشت و باباش هم یادش داده بود چجوری اینکارو بکنه گیر نیوفته).

28:30.533 --> 28:32.065
چیه آخه،
کست خله؟

28:32.066 --> 28:34.831
یه قاتل سریالی که برا خودش قدم میزنه ، حالش خوبه

28:34.832 --> 28:37.998
اون فقط آدم بد ها رو میکشه."

28:41.932 --> 28:45.131
"گوش کن ، میدونم که من و مامانت،

28:45.132 --> 28:46.664
این اواخر زیاد بحث میکردیم، خب؟

28:46.665 --> 28:48.798
ولی میدونی که من دوسش دارم.
من تا مرگم دوسش دارم، اوکی؟

28:48.799 --> 28:50.465
خیلی عجیبه.
تا مرگم دوسش دارم،

28:50.466 --> 28:52.831
ولی وقتی که میبین داره توست میخوره،
فقط میخوام...

28:52.832 --> 28:55.664
فقط میخوام خفش کنم.
نمیدونم از چه قراره.

28:55.665 --> 28:57.764
روزمرگی همینه...
راست، چپ، بعدش وسط.

28:57.765 --> 29:00.664
چرا فقط از وسط تا نمیکنی و مثل آدم نمیخوری؟

29:00.665 --> 29:02.731
میدونی منظورم چیه؟

29:02.732 --> 29:04.498
این غیر عادیه، میدونی؟

29:04.499 --> 29:07.697
اینه که وقتی میدونی ، وقتی میدونی که با آدم درستی آشنا شدی.

29:07.698 --> 29:10.532
وقتی که میخوای بزنی سیراب شیردونش کنی ، ولی نمیکنی.

29:10.533 --> 29:12.664
میدونی؟
میخوای ترک کنی، ولی نمیکنی.

29:12.665 --> 29:15.931
گاهی وقتا به خاطر اونهاست...
تو فقط نمیتونی ترک کنی.

29:15.932 --> 29:18.098
درسته؟

29:18.099 --> 29:20.165
بنابراین تا وقتی که همچین آدمی رو پیدا نکردی متوقف نشو.

29:20.166 --> 29:21.465
اون موقع هست که میدونی.

29:21.466 --> 29:23.931
تا اون موقع، از کاندوم استفاده کن ، میفهمی؟

29:23.932 --> 29:25.798
تا میتونی بترکون

29:25.799 --> 29:27.298
بنابراین بحران میانسالی نخواهی داشت.

29:27.299 --> 29:28.964
این کاریه که باید بکنی.
به مادرت هم نگو

29:28.965 --> 29:31.265
که دارم بهت این کسشرا رو میگم."

29:35.899 --> 29:38.597
آره،
این ...

29:38.598 --> 29:41.366
اینه نقشه من

29:44.166 --> 29:46.098
میدونین که من واقعا یه سگ دارم.

29:46.099 --> 29:48.198
این برای هیچی به حساب نمیاد؟

29:48.199 --> 29:50.532
هیچ وقت متوجهش نشدم،
میدونی؟

29:50.533 --> 29:52.664
من سگم رو دوست دارم، ولی، اه...

29:52.665 --> 29:55.597
خیلی چیزا یاد گرفتم از صاحب سگ بودن، میدونی؟

29:55.598 --> 29:58.631
هر سگی یه سگ خوبیه مگه اینکه تو روانی باشی.

29:58.632 --> 30:00.098
میدونین؟
من یه پیت بال گرفتم.
(از همون نژادی که تو کارتن موش و گربه هم بود)

30:00.099 --> 30:02.664
این هنوزم سگ عالی ای هست،
مگه اینکه یه کسخل روانی باشی.

30:02.665 --> 30:04.231
و خیلی اتفاقی ، منم یه روانیم،

30:04.232 --> 30:07.465
چون سگ من ... سگ من یه دیوونه به تمام معنا بوده

30:07.466 --> 30:10.231
در طی حدودا شیش ماه گذشته، میدونی؟

30:10.232 --> 30:13.764
من نمیدونستم که سگ ها احساسات شما رو دریافت میکنن، میدونی؟

30:13.765 --> 30:16.365
مثلا اگه یه برنده باشی ، اوناهم برنده هستن، میدونی؟

30:16.366 --> 30:18.098
اگه خوابالو باشی،
اوناهم خوابالو ان.

30:18.099 --> 30:19.664
ولی اگه مثل من یه روان پریشی

30:19.665 --> 30:21.465
و داری سر تلویزیون داد میزنی،

30:21.466 --> 30:23.597
هنچین حالتی" رفیق ، باید شوخیت گرفته باشه لعنتی!"

30:23.598 --> 30:25.764
متوجه نشدم که سگه یه گوشه ای بود

30:25.765 --> 30:29.465
این حالتی"آره، تو باید شوخیت گرفته باشه لعنتی.

30:29.466 --> 30:30.597
این کص و شعره

30:30.598 --> 30:31.898
من نمیدونم این یارو سر چی عصبانیه،

30:31.899 --> 30:33.864
ولی من عاشقشم!
این یارو بهم غذا میده...

30:33.865 --> 30:36.532
آیا سر دره؟
آیا به خاطر در عصبانی هستی؟"

30:39.466 --> 30:42.498
آره.من فکرشم نمیکردم که داشتم انرژی این سگ رو بالا میبردم.

30:42.499 --> 30:44.564
من خیلی خودخواهم توی دنیای خودم.

30:44.565 --> 30:46.597
مثلا پشت کامپیوتر بودم،
ولی کامپیوتر هنگ کرد.

30:46.598 --> 30:48.697
"اوه، واقعا؟ واقعا؟"

30:48.698 --> 30:50.532
سگه تو یه گوشه ای با اسباب بازیش وایساده.
(chew toy : وسیله ای که برای سگ ها و گربه ها در نظر گرفته میشود تا آن را بجوند
معادل فارسیش بلد نیستم :/)

30:53.832 --> 30:55.731
هرگز متوجهش نشدم،
مثلا اون بازی-هفت قفل کرد

30:55.732 --> 30:57.564
سگه رو صورتش نشون میداد.

30:57.565 --> 30:59.198
و یه روزی،
من زیادی هیجانیش کرده بودم،

30:59.199 --> 31:01.031
اصلا نمیدونستم،
و رفتم بیرون.

31:01.032 --> 31:02.532
ما داشتیم فقط ته خیابون قدم میزدیم،

31:02.533 --> 31:03.964
و یه فقیر بیچاره ای از اونطرف میومد

31:03.965 --> 31:05.831
و سگه مثلا با خودش گفت
"این همون مادر جنده هه هست!

31:07.499 --> 31:09.265
یهویی به یارو حمله کرد!
مجبور شدم که بکشمش عقب.

31:09.266 --> 31:11.098
من گفتم"شرمنده داداش ، شرمنده متاسفم.

31:11.099 --> 31:12.764
سگه هیچ وقت از اینکارا نکرده بود" خب؟

31:12.765 --> 31:14.432
این حالتی به سگم نگاه کردم :
"مشکلت چیه؟"

31:14.433 --> 31:15.931
سگم نگاه کرد بالا به من این حالتی، "هان؟

31:15.932 --> 31:17.597
من اون مادر جنده رو گرفتم، مگه نه؟

31:17.598 --> 31:19.465
من دوست دارم!
تو بهم غذا میدی. منم هواتو دارم.

31:19.466 --> 31:21.664
چجوری تو از اون فاصله دور اونو دیدی پسر؟(از تو خونه)

31:21.665 --> 31:24.298
گوش های تو باید بهتر از من باشه.. غیر قابل باوره."

31:24.299 --> 31:25.597
خب؟

31:25.598 --> 31:28.564
بعدش من نگران شدم.
راجب سگ خودم نگران شدم.

31:28.565 --> 31:30.931
شروع کردم به این فکر کردن که "لعنتی، پیت بال ها واقعا همشون مثل اینن؟

31:30.932 --> 31:32.998
همینجوری فقط دیوونه ان؟
این دیوانگیه"
درسته؟

31:32.999 --> 31:35.265
اینم یه حس بدیه که بخواد تو محیط سگت باشه،

31:35.266 --> 31:36.998
چونکه اونها این حسو میگیرن، درسته؟

31:36.999 --> 31:38.365
سگم تو خیابون قدم میزنه،

31:38.366 --> 31:40.131
و من به سرعت شروع میکنم فکر کردن به اینکه"اوه گوه توش،

31:40.132 --> 31:41.998
میخواد دوباره از اونکارا بکنه؟
اوه گوه ، لعنتی."

31:41.999 --> 31:43.331
سگه یه نگاه به بالا به من میکنه اینجوری:
"اوه لعنتی چیه؟

31:43.332 --> 31:44.764
اوه گوه ، چیه؟ اون؟ اون اون؟

31:44.765 --> 31:46.564
Rrraaaah!"
میدوعه سمت یه یارو دیگه

31:46.565 --> 31:49.198
مجبور میشم که بکشمش عقب.
"خدایا، متاسفم!"

31:49.199 --> 31:50.631
به سگم نگاه میکنم.

31:55.832 --> 31:56.931
رفیق همینجوریشم یه روز بد داشتم،

31:56.932 --> 31:59.498
تقریبا نزدیک بود یه باغبون رو بخوره، خب؟

31:59.499 --> 32:02.532
آره! پس با خودم گفتم"من باید ببرمش پیش یه آموزش دهنده پسر."

32:02.533 --> 32:05.931
پس سوارش کردم تو پریوس و تا اونجا رانندگی کردم، خب؟
(تویوتا پریوس)

32:05.932 --> 32:08.131
آره، من یه پریوس دارم.

32:08.132 --> 32:11.532
بفرمایید قضاوتم کنید

32:11.533 --> 32:13.898
از اون آشغال خوشم میاد.
اگه یه پریوس دارید ،مردم...

32:13.899 --> 32:15.465
میدونی؟
نمیتونی برنده بشی.

32:15.466 --> 32:16.998
اگه یه وانت داری با یه کیت بالابر...

32:16.999 --> 32:20.465
مردم،"شاید به خاطر اینه که او یه کیر کوچولو داره."

32:20.466 --> 32:22.631
چجوری این به نظر نمیاد که او یه کیر داره که تا کف پوش میرسه؟

32:22.632 --> 32:25.631
شاید به خاطر اینه که او به اینهمه شفاف سازی نیاز داره، درسته؟

32:27.299 --> 32:29.532
میدونی؟

32:29.533 --> 32:31.265
و اگه این به معنیه اینه که کیر کوچیکی داری،

32:31.266 --> 32:32.398
بعد اگه من یه پریوس داشته باشم،

32:32.399 --> 32:34.964
به این معنی نیست که یه کیر غول آسا دارم ، درسته؟

32:34.965 --> 32:40.398
چون طبق صحبت دوستام،
به این معنیه که من یه خرحمالم، درسته؟

32:40.399 --> 32:43.131
به هر حال....

32:43.132 --> 32:45.697
بذارید یه لحظه عرقمو پاک کنم.

32:45.698 --> 32:48.864
خب من داشتم اون سگ کیری رو میبردم پایین

32:48.865 --> 32:50.131
به سمت آموزش دهنده، خب؟

32:50.132 --> 32:51.664
و من رفتم اونجا سگ رو عقب نگه داشته بودم.

32:51.665 --> 32:53.331
مربی اومد بیرون.
کلاهشم برعکس گذاشته بود،

32:53.332 --> 32:54.597
یه کم ته ریش داشت ، میدونی؟

32:54.598 --> 32:57.731
یه شلوار بزرگ دریایی، میدونی؟

32:57.732 --> 32:58.732
کلا شلوارک و چیزای دیگه ...
و من به این فکر میکردم که

32:58.733 --> 33:00.165
"این یارو یه روانیه"
خب؟

33:00.166 --> 33:01.498
به سگم نگاه کرد،
سگ من انگار داشت اونو ارزیابی میکرد.

33:01.499 --> 33:02.964
باخودم گفتم"این عالیه.
یارو میتونه از پس سگه بربیاد."

33:02.965 --> 33:07.065
بعدش یارو گفت"بسیار خب، وقتی که این سگ رو میدی به من، مطمئن شو افسارش شل نگیری

33:07.066 --> 33:08.265
هیچ حسی نداشته باش بهش."

33:08.266 --> 33:09.564
گفتم"مشکلی نداره"
درسته؟

33:09.565 --> 33:12.098
و یه جورایی گند زدم
یه کم شلش کردم

33:12.099 --> 33:14.432
و این سگ یهو حمله کرد درست سمت تخمای اون یارو.

33:14.433 --> 33:16.697
خب؟
و فقط میلیمتری خطا رفت

33:16.698 --> 33:19.198
و فقط دهنش از کورگو شورت اون یارو پر شد، خب؟

33:19.199 --> 33:20.465
و فورا اون یارو سگه رو گرفتش و داشت میرفت،

33:20.466 --> 33:22.165
"خیل خب، برو بیرون از اینجا!
برو بیرون!" خب؟

33:22.166 --> 33:24.265
ولی از روی غریزه سعی کردم که بهش کمک کنم.

33:24.266 --> 33:28.298
اون فقط میگفت
"گورتو از اینجا گم کن!"

33:28.299 --> 33:29.564
آره ، من نفهمیدم

33:29.565 --> 33:31.265
که تنها دلیلی که سگه اونجوری رفتار میکرد

33:31.266 --> 33:32.831
این بود که من اونجا بودم

33:32.832 --> 33:34.631
و سگه حس کرد که باید از من محافظت کنه.

33:34.632 --> 33:35.998
بنابراین دفعه دوم که ترک کردم اونجارو

33:35.999 --> 33:38.898
وضعیت فورا برعکس شد ، خب؟

33:38.899 --> 33:40.498
سگه فقط اونجا نشسته بود،

33:40.499 --> 33:41.931
"اوکی، من فکر میکردم که،

33:41.932 --> 33:44.631
انگار باهمدیگه، ما باهم ، مثلا دوست بودیم،

33:44.632 --> 33:45.864
و تو یه آدم بدی بودی

33:45.865 --> 33:47.231
و ناگهان، او فقط نشست تو ماشین و رفت،

33:47.232 --> 33:48.532
و من نمیدونم که چجوری به خودم غذا بدم.

33:48.533 --> 33:51.332
میخوای که باهم دوست باشیم؟"

33:53.032 --> 33:54.697
آره، من چهار روز بعد برگشتم.

33:54.698 --> 33:56.931
سگه روی پاهای اون یارو دراز کشیده بود ، خب؟

33:56.932 --> 33:58.265
او هم داشت شکم سگه رو میمالید.

33:58.266 --> 34:01.365
سگه هم دست میکرد بالا،
با ریش پرفسوریش بازی میکرد و از این کسشرا.

34:01.366 --> 34:03.898
و یارو گفت،
"بفرما بشین

34:03.899 --> 34:07.331
چرا تو ،آه، بهم بگو تو روز با این سگه چیکار میکنی."

34:07.332 --> 34:11.331
به سرعت من شروع کردم اولین حس رو پیدا کردم ، خب

34:11.332 --> 34:14.398
انگار داشتن ازم بیرون میزدن

34:14.399 --> 34:16.198
پس من حالت تدافعی گرفتم.
و گفتم"منظورت چیه؟

34:16.199 --> 34:17.331
هرروز صبح اونو میبرم پیاده روی."

34:17.332 --> 34:18.798
او میگه"این خوبه. این خوبه.

34:18.799 --> 34:20.597
دیگه چی ، میدونی ، چیز خاصی اتفاق میوفته تو اون پیاده روی؟"

34:20.598 --> 34:22.931
من گفتم"خب، نمیدونم. او پی پی میکنه.

34:22.932 --> 34:24.165
من برش میدارم."

34:24.166 --> 34:26.731
او گفت"بسیار خب. آسونه.

34:26.732 --> 34:29.631
باهاش بازی هم میکنی؟"

34:29.632 --> 34:30.964
گفتم،"آره، آخر پیاده روی

34:30.965 --> 34:33.131
میذارم براش پاداش اینکه اومده پیاده روی،

34:33.132 --> 34:34.731
میذارم از پله ها بدوعه بالا خودش تنهایی.

34:34.732 --> 34:36.864
من میگم بدو بدو کلئو!
میذازم از پله ها بدوعه بالا،

34:36.865 --> 34:38.831
و من پنج تا هزار میشمارم و میدوعم بالا،

34:38.832 --> 34:40.532
و بعد شروع میکنیم کشتی گرفتن.
بعد سرشو دور بازوهام قفل میکنم.

34:40.533 --> 34:42.664
پاهای جلوشو میگرفتم.
هاااااه ، درسته؟

34:42.665 --> 34:44.465
ولی دمش تکون میخوره،
میدونی؟

34:44.466 --> 34:45.498
سگه خرناس نمیکشه."
(صدایی که از روی خشم میدن حیوانات معادلشو نمیدونم چیه ایشالا خرناسه)

34:45.499 --> 34:46.831
گفتم،"این چیز خوبیه، درسته؟"

34:46.832 --> 34:48.898
او گفت
"نه، این کسشرا ترسناکه."

34:48.899 --> 34:49.998
گفتم"چرا؟"

34:49.999 --> 34:51.331
او گفت "تو فقط به سگت یاد دادی که

34:51.332 --> 34:53.398
ادعای مالکیت بکنه و بعدش براش بجنگه

34:53.399 --> 34:57.432
هرروز خدا بعد از پیاده روی.

34:57.433 --> 35:00.331
جای تعجبی نیست که چرا این جونور سعی کرد به پستچی حمله کنه،

35:00.332 --> 35:02.231
میفهمی؟"

35:02.232 --> 35:03.697
پس بعدش من ناراحت شدم.
گفتم"یه لحظه وایسا رفیق،

35:03.698 --> 35:05.798
داری بهم میگی مثلا من حتی نمیتونم با سگ خودم بازی کنم؟"

35:05.799 --> 35:07.331
او گفت:" نه ، تو میتونی باهاش بازی کنی،

35:07.332 --> 35:09.131
ولی باید انرژی رو برگردونی پابین.

35:09.132 --> 35:10.864
مشکل اینه که انرژی این موجود رو بالا نگه میداری،

35:12.965 --> 35:14.697
بعد تا وقتی که میری بیرون،

35:14.698 --> 35:16.265
مهم نیست اگه ریلکس کرده باشی...

35:16.266 --> 35:18.498
از نظر ذهنی ، سگه انگار داره تو تونل روه میره

35:18.499 --> 35:22.731
انگار فوتبال آمریکاییه و این چیزیه که ما به خاطرش بازی میکنیم! (اشاره به خشونت زیاد در این بازی)

35:22.732 --> 35:26.865
یکی برخورد میکنه یه یکی دیگه!"

35:29.565 --> 35:32.731
آره، بنابراین من درحقیقت دارم یاد میگیرم خلق و خومو کنترل کنم

35:32.732 --> 35:35.564
به خاطر یه پیت بال لعنتی.

35:35.565 --> 35:37.498
پس... نمیدونم.

35:37.499 --> 35:39.365
دوست دخترمم اخیرا داره اذیتم میکنه.

35:39.366 --> 35:40.631
او آماده هست که حل شه.

35:40.632 --> 35:42.731
فکر میکنم منم آماده ام که حل بشه، میدونی؟

35:42.732 --> 35:43.831
من نیمه گمشده ام رو دارم.

35:43.832 --> 35:46.131
میدونم که از این حرفا برای سالهاست دارم میزنم.

35:46.132 --> 35:48.265
میدونی؟
او عالیه.

35:48.266 --> 35:52.831
تنها چیزی که من واقعا دوست ندارم اینه که او به تلویزیون حقیقت علاقه منده.

35:52.832 --> 35:54.631
او همه ی اون برنامه های احمقانه رو میبینه.

35:54.632 --> 35:57.597
ده تا فاحشه رو بنداز تو یه خونه،

35:57.598 --> 36:00.432
یکی تلاش میکنه به همسر پیدا کنه.
درسته؟

36:00.433 --> 36:04.398
او میشینه گریه کردن آدمای چاق رو به خاطر شکولات میبینه.

36:04.399 --> 36:05.697
که فقط چشم هاشونو تمیز میکنن.

36:05.698 --> 36:08.031
"گاهی اوقات من اصلا بسته بندیو باز نمیکنم.

36:08.032 --> 36:09.498
همینجوری شروع میکنم به خوردن.

36:09.499 --> 36:11.031
و بعدش به مریضی میوفتم،

36:11.032 --> 36:14.764
و من میدونم که باید دست بردارم چون که از چوب ساخته شده."

36:14.765 --> 36:17.831
دوست دخترم میشینه همراه اونا گریه میکنه.

36:17.832 --> 36:21.864
اه، برو خودتو بنداز تو رودخونه ، چاقالو کیری.

36:21.865 --> 36:24.831
او خیلی از دستم عصبانی میشه.

36:24.832 --> 36:26.731
ببین ، من نمیشینم پای تی وی که گریه کنم.

36:26.732 --> 36:27.931
دوست دارم که سرگرم بشم.

36:27.932 --> 36:29.864
عاشق وقتیم که آدما از رو تردمیل ممیفتن پایین

36:29.865 --> 36:31.831
و به سمت دیوار پرتاب میشن.

36:31.832 --> 36:34.498
این شبیه یه اسلحه مدرن قرون وسطاییه!

36:34.499 --> 36:37.298
حال میکنم!

36:37.299 --> 36:38.631
ولی اونهمه برنامه افتضاح.

36:38.632 --> 36:41.498
بزرگترین جنگی که نا داریم سر اینه که او [Intervention] میبینه

36:41.499 --> 36:43.432
- اره!
- این خیلی... اووه شماها خوشتون میاد؟

36:43.433 --> 36:45.432
"اوه خدای من این خیلی عالیه

36:45.433 --> 36:48.564
تماشا کردن یه خانواده که از هم میپاشه."

36:50.166 --> 36:51.597
چیش آخه سرگرم کنندس؟

36:51.598 --> 36:53.664
زمانی پیش فرض کلاسیکی داشتند،

36:53.665 --> 36:55.231
اون تصویرشون قبل از به گا رفتن زندگیشون ...

36:55.232 --> 36:56.764
"او خیلی زیبا بود.

36:56.765 --> 36:59.664
او ملکه رقص رقص دانشکده بود.
همه عاشقش بودن."

36:59.665 --> 37:02.298
بعد کات میزنن به الانش ، مثلا حالتی که دراز کشیده ، انگار لوله فاضلاب ...

37:02.299 --> 37:06.432
"من یه ساک میزنم.
یه ساک میزنم.

37:06.433 --> 37:08.231
برای تو ساک میزنم."

37:11.332 --> 37:13.532
نه ، ما این جنگ های بزرگ رو داریم.

37:13.533 --> 37:15.231
میدونی سر چی از دست من بیشتر از همیشه عصبانی شده؟

37:15.232 --> 37:16.432
یه دفعه داشت این برنامه رو میدید.

37:16.433 --> 37:17.864
[د ویو] یه بهونه الکی داشت واسه برنامه
(اسم یک برنامه شو تلویزیونی)

37:17.865 --> 37:20.532
و اونا شروع کردن به صحبت کردن راجب خشونت خانوادگی، خب؟

37:20.533 --> 37:22.298
برای نهمین میلیون بار در سال،

37:22.299 --> 37:24.065
دارن راجب خشونت خانوادگی صحبت میکنن.

37:24.066 --> 37:27.198
فقط محض اطمینان ، میدونین، شاید یادداشتش نکرده باشید، میدونین؟

37:27.199 --> 37:29.231
ظاهرا، بعضی از مردم هنوز متوجه نشدن ، میدونی.

37:29.232 --> 37:31.532
خوب نیست که کله زنتو بکوبی...

37:31.533 --> 37:33.532
به کشو های کابینت.

37:33.533 --> 37:36.798
به خاطر اینکه او در بازکن رو خوب خشک نکرده،

37:36.799 --> 37:39.564
میدونی؟

37:39.565 --> 37:42.398
"اینجوری زنگ میزنه!"
درسته؟

37:42.399 --> 37:44.098
چجوری نمیدونین که این گوها نخورین؟

37:44.099 --> 37:46.664
آیا واقعا نیازه که هی تو برنامه راجبش صحبت کنن؟

37:46.665 --> 37:48.831
کی...کی...انگار کسایی که زنشونو کتک میزنن دارن نگاه میکنن...

37:48.832 --> 37:50.831
"اوه! لعنتی! اه!

37:50.832 --> 37:53.231
"حالا میفهمم.
عجیجم ، دورت بگردم.

37:53.232 --> 37:57.466
بفرمایید.
شما بفرمایید.اوه..."

38:00.032 --> 38:00.999
بنابراین آخر وقت برنامه،

38:01.000 --> 38:02.898
اونا به نتیجه گیری منطقی رسیدن.

38:02.899 --> 38:04.465
اونا میگفتن ، "هیچ دلیلی نداره که

38:04.466 --> 38:05.433
یه زن رو کتک بزنی

38:05.434 --> 38:07.331
هیچ دلیلی نداره که یک زن رو کتک بزنی."

38:07.332 --> 38:08.731
و من گفتم ، "واقعا؟

38:08.732 --> 38:13.365
من میتونم چیزی حدود 17 تا از بزرگترین دلایلی که تو سرم هست بهتون بگم.

38:13.366 --> 38:14.998
حتی اگه منو از یه خواب بعد از مستی بیدار کنی

38:14.999 --> 38:17.898
بازم 9 تا دلیل بهت میگفتم!"

38:17.899 --> 38:19.864
رفیق ، دلایل مختلفی وجود داره که یه زن رو کتک بزنی،

38:19.865 --> 38:22.331
تو فقط این کارو نمیکنی.

38:22.332 --> 38:27.764
ولی اینکه بشینی تو برنامه و بگی هیچ دلیلی وجود نداره...

38:27.765 --> 38:30.998
رفیق ، سطح خودستایی که پشت اون بیانیه هست...

38:30.999 --> 38:33.798
چیه مگه تو بیشتر از ما میفهمی؟

38:33.799 --> 38:37.664
تو خودت هیچ وقت رو اعصاب نمیری؟

38:37.665 --> 38:38.931
خانوم ها، چندبار تاحالا به این فکر کردین که

38:38.932 --> 38:43.931
بکوبید تو کله شوهرتون تو این هفته؟

38:43.932 --> 38:46.764
[فریاد یک زن:]-هرروز!
-بفرمایید!

38:46.765 --> 38:48.432
هرروز.

38:48.433 --> 38:51.365
ولی اینکارو نکردید ، درسته؟

38:51.366 --> 38:53.165
اوه ، این منو دیوونه میکنه.
"هیچ دلیلی وجود نداره.

38:53.166 --> 38:54.764
هیچ دلیلی وجود نداره."
واقعا؟ هیچ دلیلی؟

38:54.765 --> 38:56.165
این دلیل چی:
با یه دختری ازدواج میکنی،

38:56.166 --> 38:57.664
عاشقش میشی
یه خونه براش میخری.

38:57.665 --> 38:59.331
هرروز پامیشی میری سرکار،
که قسط خونه رو بدی.

38:59.332 --> 39:00.365
یه روزی میای خونه،

39:00.366 --> 39:01.798
اون درو محکم میبنده،

39:01.799 --> 39:02.831
و برگه های طلاق رو میده دستت.

39:02.832 --> 39:05.065
مجبوری که اسباب کشی کنی بیرون،
روی یه پتو بخوابی،

39:05.066 --> 39:07.465
و همچنان قسط های خونه ای رو پرداخت کنی که او قراره توش زندگی کنه.

39:07.466 --> 39:09.131
هیچ دلیلی؟

39:10.665 --> 39:11.931
نمیگم که باید اینکارو بکنین،

39:11.932 --> 39:14.231
ولی تعداد زیادی از دلایل وجود داره

39:14.232 --> 39:16.698
راجب اون داستان.

39:18.366 --> 39:22.398
بسیار خب،
این داستان فرضی بود.

39:22.399 --> 39:24.898
یدونه واقعیشو میخواید؟

39:24.899 --> 39:26.864
یکی بهتون میگم.
یکی بهتون میگم.

39:26.865 --> 39:28.564
بسیار خب ، من پامو موقع درام زدن به گا دادم،

39:28.565 --> 39:32.198
چون سعی کردم که با پا زدنم به اندازه جان بانهام سریع باشه،

39:32.199 --> 39:34.231
چون فهمیدم این چیز خوبیه که روش تمرکز کنم.

39:34.232 --> 39:36.465
43 ساله ، ازدواج نکردم و بدون بچه.

39:36.466 --> 39:38.831
متوجه شدم که این منو به راه درست میاره ، خب؟

39:38.832 --> 39:42.231
این چیزیه که نیاز دارم انجام بدم.

39:42.232 --> 39:44.331
نمیدونستم چیکار کردم
احساس کردم که...

39:44.332 --> 39:45.864
حدود یک ساعت نواختم، و بعدش

39:45.865 --> 39:47.597
حس کردم که انگار یه چیز ریزه میزه

39:47.598 --> 39:49.532
داره به ته پام چاقو میزنه ، خب؟

39:49.533 --> 39:52.764
انگار یه کرم شب تاب داشت از ته پام بیرون میومد.

39:52.765 --> 39:54.331
پس من یه کار مردونه معمولی کردم:

39:54.332 --> 39:56.365
"قرار نیست برم بیمارستان.من استراحت میکنم.

39:56.366 --> 39:57.864
حالم خوب میشه" خب؟

39:57.865 --> 39:59.831
صبح بعد من بیدار شدم، پام حتی بدتر شده بود

39:59.832 --> 40:01.998
و مجبور بودم که سگ دیوونم رو ببرم پیاده روی.

40:01.999 --> 40:04.298
پس گفتم"نمیتونم اینکارو بکنم.
پام داره منو میکشه،"

40:04.299 --> 40:06.432
پس دوست دخترمو بیدار کردم.
گفتم"عجقم، عزیزم.

40:06.433 --> 40:08.131
میشه یه لطفی بهم بکنی؟
میشه یه لطفی بهم بکنی؟

40:08.132 --> 40:10.331
میشه سگه رو ببری پیاده روی به جای من؟
میشه این شیفت رو به عهده بگیری؟

40:10.332 --> 40:12.697
من شیفت عصر رو میگیرم.
میشه این لطف رودر حقم بکنی؟

40:12.698 --> 40:14.864
میشه اینکارو برام بکنی؟"
اون گفت"اوووه...

40:14.865 --> 40:17.465
میدونی، من دیروقت خوابیدم دیشب.

40:17.466 --> 40:20.198
خستم.
یه روز بزرگ دارم."

40:20.199 --> 40:23.065
و من فقط گفتم" کیرتوش."

40:23.066 --> 40:24.465
و او گفت
"منظورت چیه از کیرتوش؟"

40:24.466 --> 40:26.031
گفتم"چرا فقط نمیگی نخیر؟

40:26.032 --> 40:27.664
چرا همیشه تو انگار یه مقاله میگی

40:27.665 --> 40:30.298
با 20 دقیقه توضیح

40:30.299 --> 40:33.198
که در نهایت به سمتی میره که "برو کون پارت"

40:33.199 --> 40:34.597
فقط بگو نه!"

40:34.598 --> 40:36.265
پس من فقط لنگان لنگان از اتاق خارج شدم.

40:36.266 --> 40:40.631
"به هر حال.برگرد بخواب. یه روز بزرگ داری، درسته؟"

40:40.632 --> 40:42.298
بعدش من تو طول خیابون میلنگیدم.

40:42.299 --> 40:44.432
"کیرم تو این وضعیت تخمی!"

40:44.433 --> 40:48.932
سگه هم کنار من راه میره...

40:50.832 --> 40:53.298
باید اعتراف کنم یه کم بچگی کردم.

40:53.299 --> 40:54.299
آره.

40:54.300 --> 40:55.898
یه کم بچگی کردم
میدونی؟

40:55.899 --> 40:57.098
فقط داشتم به رابطم فکر میکردم.

40:57.099 --> 40:58.697
باخودم گفتم"این رابطه ایه که من توشم؟

40:58.698 --> 41:00.298
تو فقط قراره هرغلطی خواستی بکنی،

41:00.299 --> 41:01.764
خب، و منو بگایی؟

41:01.765 --> 41:03.432
باشه. منم از این به بعد هر غلطی خواستم میکنم.

41:03.433 --> 41:05.764
من دوست دارم هدفونمو بذارم رو نهایت صداش و گوش کنم

41:05.765 --> 41:07.098
و اطراف خونه قدم بزنم.

41:07.099 --> 41:09.231
این کاریه که میخوام بکنم."
پس این کاریه که کردم.

41:09.232 --> 41:10.931
رو نهایت صدا روشنش کردم
و من فقط...

41:10.932 --> 41:12.498
کل نقشم این بود که از کنارش رد بشم

41:12.499 --> 41:13.898
انگار که حتی نمیشناسمش.

41:13.899 --> 41:15.265
همین.
اون اومد تو پذیرایی.

41:15.266 --> 41:20.331
و من ندیده گرفتمش.
فقط از کنارش رد شدم.

41:20.332 --> 41:22.131
فقط سعی کردم عصبانیش کنم.
و باید یه چیزی بهتون بگم،

41:22.132 --> 41:25.432
مثل چی جواب داد.
مثل چی جواب داد.

41:25.433 --> 41:27.764
آره، کتم رو آویزون کردم،
برگشتم.

41:27.765 --> 41:30.498
تا وقتی که برگشتم ،
او داشت سرم داد میکشید.

41:30.499 --> 41:33.864
ولی صدای موزیک خیلی بلند بود،
نه فقط نمیتونستم بشنوم حرفاشو،

41:33.865 --> 41:36.165
که حتی به نظر میرسید او داره آهنگی رو میخونه!

41:36.166 --> 41:37.898
که داشتم بهش گوش میدادم.

41:37.899 --> 41:41.198
اوه! این یکی از بخش های خوب رابطس.

41:41.199 --> 41:42.498
خب من میدونستم که چی داره میگه.

41:42.499 --> 41:44.764
گفتم"به هرحال. من نمیخوام راجبش صحبت کنم.

41:44.765 --> 41:46.165
منو به حال خودم بذار.
دارم میرم پای کامپیوتر."

41:46.166 --> 41:48.165
خب؟ پس من تا اونجا لنگیدم و نشستم،

41:48.166 --> 41:49.532
و برای من نامعلوم بود که او اینجوریه،" نه،

41:49.533 --> 41:51.165
ما راجبش همین الان حرف میزنیم."

41:51.166 --> 41:53.465
اومد بالاسرم... پوم! و زد به هدفونم و از سرم انداخت.

41:53.466 --> 41:57.432
من گوشهای بزرگی دارم.
لعنتی درد گرفت!

41:57.433 --> 41:58.898
پس من گفتم"عسلم، منو تنها بذار.

41:58.899 --> 42:00.764
من نمیخوام راحبش صحبت کنم."
و هدفون رو دوباره گذاشتم.

42:00.765 --> 42:02.165
او دوباره برگشت.

42:02.166 --> 42:03.764
پووم! یه کوچولو محکم تر زد بهشون.

42:03.765 --> 42:06.597
این دفعه ، هدفونم نصفه دور سرم چرخید.

42:06.598 --> 42:08.398
دی ان ای کیومن شروع کرد بالا اومدن.

42:08.399 --> 42:11.198
یه کم با عصبانیت گفتم:
"عزیزم، منو تنها بذار.

42:11.199 --> 42:12.731
نمیخوام راجبش صحبت کنم."
خب؟

42:12.732 --> 42:14.998
هدفون رو گذاشتم.
دفعه سوم او اومد... پوووم!

42:14.999 --> 42:18.031
یه جوری زد که افتاد اونطرف اتاق,
و من عصبانی شدم.

42:18.032 --> 42:19.831
گفتم" باشه، میخوای دعوا کنی

42:19.832 --> 42:21.331
بیا لعنتی دعوا کنیم."

42:21.332 --> 42:22.798
او گفت
"ما بعدا راجبش بحث میکنیم

42:22.799 --> 42:25.764
وقتی که آروم شی."

42:25.765 --> 42:27.098
اوه!درست اینجا!

42:27.099 --> 42:29.532
فقط میخواستم که بپیچمش دور زیرانداز یوگاش

42:29.533 --> 42:30.931
و بندازمش پشت مبل.

42:30.932 --> 42:33.231
فقط ولش کنم تا وقتی که تشنه بشه.

42:33.232 --> 42:35.465
"بیخیال، بذار بیام بیرون.
من یه کلاس چرخش دارم.

42:35.466 --> 42:39.598
منظورتو رسوندی.
این مسخرس."

42:41.433 --> 42:44.165
نه ، موضوع اینه.

42:44.166 --> 42:45.532
واقعا همینه.
موضوع اینه.

42:45.533 --> 42:46.964
متنفرم از اینکه میگن هیچ دلیلی وجود نداره.

42:46.965 --> 42:49.432
مشخصا، من نمیگم که زن هارو کتک بزنین، میدونی؟

42:49.433 --> 42:52.764
ولی گفتن اینکه هیچ دلیلی وجود نداره،
فکر میکنم این کسشره.

42:54.299 --> 42:55.498
وقتی که میگید هیچ دلیلی وجود نداره،

42:55.499 --> 42:56.998
هرگونه محکی رو نابود میکنه

42:56.999 --> 42:59.964
که چطور دونفر کارشون به اونجا رسید.

42:59.965 --> 43:02.564
اگه بگید که هیچ دلیلی وجود نداره...
هوووم... قضیه رو خراب میکنین،

43:02.565 --> 43:03.964
فقط خود عمل (کتک زدن) رو دارید.

43:03.965 --> 43:08.098
چجوری میخواید حلش کنید اگه متوجهش نشید؟

43:08.099 --> 43:10.065
ببینید این موضوع چقدر بی دست و پا هست همین الان همینجا.

43:12.099 --> 43:13.597
من گفتم نباید یه زن رو کتک بزنید.

43:13.598 --> 43:16.131
حرف من اینه که ، چجوریه که نمیتونین سوال بپرسین؟

43:16.132 --> 43:17.998
شما فقط میتونین راجب کاری که مرده کرده سوال بپرسین.

43:17.999 --> 43:19.532
هیچ وقت نمیتونین راجب زنه سوال بپرسین.

43:19.533 --> 43:21.198
واسه ی چی؟

43:21.199 --> 43:22.498
چرا؟
این چه وضعیه؟

43:22.499 --> 43:23.798
[یکی از حضار]-جواب درستی بهش بدید

43:23.799 --> 43:25.532
"جواب درستی بهش بدید" چه معنی داره؟

43:25.533 --> 43:26.898
معنیش چیه؟

43:26.899 --> 43:29.098
تو همون اوسکلی هستی که نصفه ویژه برنامه ها از خواب پا میشه،

43:29.099 --> 43:31.231
در طول برنامه و یه جورایی انگار داره اطراف قدم میزنه

43:31.232 --> 43:33.664
انگار که من اینجا یه ویژه برنامه لعنتی ضبط نمیکنم؟

43:33.665 --> 43:36.331
چه مرگته؟
مشکلت چیه؟

43:37.899 --> 43:39.365
عوضی باید همه چیو رد کنه،

43:39.366 --> 43:40.998
و حالا قراره که مثلا داد بزنه،

43:40.999 --> 43:42.265
و نه فقط همین،

43:42.266 --> 43:45.432
بلکه چیزی هم که داد میزنه هیچ معنی کوفتی ای نمیده؟

43:45.433 --> 43:48.764
"جوابشو بده.
جوابشو بده"

43:51.665 --> 43:55.931
هر ویژه برنامه لعنتی که انجام میدم،
همیشه یه نفر اینجوری هست!

43:55.932 --> 44:00.098
همیشه هم درست اون پایین وسط مسطا.

44:00.099 --> 44:03.331
داریم راجب کتک زدن یه زن صحبت میکنیم عزیزم،

44:03.332 --> 44:06.331
و به نظرم تو همین الان یه دلیل دیگه اضافه کردی.

44:06.332 --> 44:09.131
عیسی مسیح لعنتی.

44:09.132 --> 44:10.165
از این خوشم میاد که

44:10.166 --> 44:11.731
با اینکه حتی تو رابطه ای هم باهاش نیستم ،

44:11.732 --> 44:15.899
ولی بازم سر من نق میزنه.

44:19.932 --> 44:22.697
کسخل غیر قابل باور...
"uhhh uhhhh ehhh ehhh ah!"

44:24.499 --> 44:27.931
ببینین ، من میفهمم که کتک زدن یه زن کار بدیه، اوکی؟

44:27.932 --> 44:29.831
چجوریه که نمیتونین سوال بپرسین لعنتی؟

44:29.832 --> 44:31.031
فقط نمیفهمم.

44:31.032 --> 44:32.331
مثلا اگر من توسط یه مار زنگی گاز گرفته بشم،

44:32.332 --> 44:35.131
شماها یه چنتا سوال تو ذهنتون نبود؟ درسته؟

44:35.132 --> 44:37.931
"چجوری این اتفاق افتاد؟
تو ندیدیش؟

44:37.932 --> 44:40.631
کدوم گوری بودی با این موجود؟

44:40.632 --> 44:45.697
چجوری یه مار اونقدر دیوونه شد که
تقریبا تورو به کشتنت داد؟"

44:45.698 --> 44:47.331
آتشنشانان آتیشو که خاموش میکنن،

44:47.332 --> 44:49.697
اونا بعدش نمیشینن تو ماشینشون و برن.

44:49.698 --> 44:51.964
اونها خرابه هارو بررسی میکنن.

44:51.965 --> 44:54.365
"چجوری آتش شروع شد؟
یه لباس نفتی اینجاس."

44:54.366 --> 44:57.131
درسته؟

44:57.132 --> 45:00.898
ببینید ، من متوجهم که همین الان یه کم ابلهانه میزنم.

45:00.899 --> 45:03.432
متوجهم.

45:03.433 --> 45:05.432
بذارید یه کم از مواضع خودم عقب بکشم، اوکی؟

45:05.433 --> 45:08.465
متوجهم که یه سری مردهای شبیه حیوان اون بیرون هستند، اوکی؟

45:08.466 --> 45:10.697
مردهای وحشتناک، میدونب،
یه روز سخت تو کارخونه داشته باشن،

45:10.698 --> 45:12.532
میان خونه...
"تونا ،کاسرول؟"
(نوعی غذای مرکب از گوشت و آرد)

45:12.533 --> 45:15.964
و شروع میکنه چرخوندن،
خب؟

45:15.965 --> 45:19.498
من سعی نمیکنم که بگم اون آدما وجود ندارند.

45:19.499 --> 45:20.864
از وجودشون آگاهم.

45:20.865 --> 45:24.065
اونا باید تو زیرزمین زندان خاک بشن، اوکی؟

45:24.066 --> 45:26.898
پس ، اگه من میتونم اینو اعتراف کنم،
خانم ها، میشه حداقل اعتراف کنین

45:26.899 --> 45:28.031
که هر لگدی در کونتون

45:28.032 --> 45:32.198
همینجوری که از آسمون نازل نمیشه؟

45:32.199 --> 45:34.231
واقعا؟

45:34.232 --> 45:38.031
حتی هاکی هم دو دقیقه زمان برای برانگیختن داره ، درسته؟

45:38.032 --> 45:40.764
اونا میفهمن که به مقدار جلو وعقب اتفاق افتاده

45:40.765 --> 45:44.899
قبل از اون کثافط...
میدونی؟

45:46.032 --> 45:47.365
میدونین چیه؟

45:47.366 --> 45:50.465
اینه که هر موردی که حل میشه مثل قضیه ریحانا هست

45:50.466 --> 45:52.031
که فقط میگن پسره یه تیکه آشغاله،

45:52.032 --> 45:53.365
لعنت به این پسر، هو گوعه مفت،
بفرستینش زندان،

45:53.366 --> 45:54.998
و بعدش اصلا نمیپرسن راجب دعوا.

45:54.999 --> 45:56.597
میدونین، من نمیگم که پسره باید اونکارو میکرد.

45:56.598 --> 45:59.365
فقط دارم میگم...

45:59.366 --> 46:00.299
فقط میگم که!

46:00.300 --> 46:02.432
رفیق ، درون قلبت...

46:02.433 --> 46:04.098
فکر میکنی قبل از اون اتفاق چه خبر بوده؟

46:04.099 --> 46:05.597
فکر میکنی ریحانا فقط نشسته بوده اونجا و

46:05.598 --> 46:07.564
"اوه ، خدای من میهن.
یه کم بستنی میخوای ؟"
[بستنی میهن اسپانسرمونه]

46:07.565 --> 46:11.765
"آه...لعنتی..."

46:13.533 --> 46:15.331
میدونین؟

46:15.332 --> 46:16.764
یا اینکه فکر میکنین که شاید اونا داشتن

46:16.765 --> 46:18.964
یه جنگ حماسی -انتهای رابطه- انجام میدادن

46:18.965 --> 46:21.898
و یه کس و شرای دیووانه واری گفته شده.

46:21.899 --> 46:23.398
شاید ریحانا داشته تو گوش پسره جیغ میکشیده

46:23.399 --> 46:25.898
یه کارای تخمی دخترونه مثلا
"من میرم به همه دوستات میدم!

46:25.899 --> 46:28.331
به تخمک هام

46:28.332 --> 46:32.231
شاید به خاطر همینه که آلبومای من بیشتر از تو فروش میکنه ، مادر جنده!"

46:32.232 --> 46:33.731
درسته؟

46:33.732 --> 46:35.465
برای انصاف، ریحانا ممکنه فقط اونجا نشسته بوده و

46:35.466 --> 46:37.298
"من یه بافت میخوام... اونا رو توی جعبه دستکشها نگه میداری ؟

46:37.299 --> 46:41.632
اوه خدای من ، من مال خودم رو میارم! مال خودم رو میارم!"

46:44.399 --> 46:45.664
نه ، لعنت بهش.
چون میدونی قضیه چیه؟

46:45.665 --> 46:48.298
اونها هیچوقت به این که زنها چجوری بحث میکنن اشاره نمیکنن،

46:48.299 --> 46:52.365
که به عقیده من دلیل اصلی خیلی از اون کسشراس، میدونی؟

46:52.366 --> 46:53.432
و باید یه چیزی بهتون بگم

46:53.433 --> 46:54.864
مثلا ، من اصلا نمیدونستم زنها چجوری بحث میکنن

46:54.865 --> 46:58.465
ولی بعد از 20 سال که تک تک جنگ های مهم رو ...

46:58.466 --> 46:59.864
در یک رابطه باختم،

46:59.865 --> 47:01.664
بالاخره متوجه شدم که چجوری بحث میکنن،

47:01.665 --> 47:03.131
و یه چیزی بهتون بگم

47:03.132 --> 47:05.631
دیگه باخت های من داره متوقف میشه

47:07.199 --> 47:11.366
من یه رسم پیروزی رو شروع کردم.

47:12.632 --> 47:14.964
تا جایی که من میتونم بگم ، اونها اینجوری بحث میکنن ، خب؟

47:14.965 --> 47:16.898
اگه حق باهاشون باشه ، اونها راجب همون مطلب بحث میکنن،

47:16.899 --> 47:19.498
و روی همون موضوع میمونن و مطمئن میشن که شماهم روی همون موضوع بمونید

47:19.499 --> 47:21.564
تا وقتی که جلوشون زانو بزنید و عذر خواهی کنید،

47:21.565 --> 47:23.664
برای بخشیده شدن التماس کنید، خب؟

47:23.665 --> 47:25.432
هیچ مشکلی با این ندارم.
کاملا هم بهش احترام میذارم.

47:25.433 --> 47:27.498
ولی موضوع اینه که...
اگه حق باهاشون نباشه،

47:27.499 --> 47:29.664
اونها میرن کوچه علی چپ
میزنن تو جاده خاکی.

47:29.665 --> 47:32.031
به سرعت به چیزایی که شماها بهش حساسید فکر میکنن،

47:32.032 --> 47:33.498
مثلا شاید نتونی با بابات کنار بیای ،

47:33.499 --> 47:34.697
و زن ها توی سرشون ،

47:34.698 --> 47:37.198
شروع میکنن به تحلیل کردن یه بیانیه ی شیطانی...

47:37.199 --> 47:38.564
کاملا طراحی شده.

47:38.565 --> 47:41.498
یه تلاش از روی بیچارگی

47:41.499 --> 47:43.831
تا آنچنان عصبانیتون بکنه

47:43.832 --> 47:46.031
که فقط بهشون بگی جنده.

47:46.032 --> 47:47.631
قضیه از این قراره.

47:47.632 --> 47:50.398
و جنده های روانی و تمام کارایی که کردن

47:50.399 --> 47:52.031
تا بحث رو شروع کنن.
ولی حالا دیگه راجب بحث نیست...

47:52.032 --> 47:53.631
"خب ، هیچ دلیلی وجود نداره که منو یه جنده صدا کنی!

47:53.632 --> 47:57.165
و بعدش همین.
حالا توی این اتاق قرار گرفتی ، درسته؟

47:57.166 --> 47:58.764
دوست دختر من میدونه
مسئله منم واسه من ...

47:58.765 --> 48:00.532
ترس بزرگ من در زندگی اینه که آدمی باشم که

48:00.533 --> 48:02.998
که پیر شم، میدونی ، به تنهایی پیر شم،

48:02.999 --> 48:04.532
که مثلا یه آپارتمان تحتانی داشته باشم،

48:04.533 --> 48:06.931
و به واحد بالایی به یه زوج جوان فریاد بزنم

48:06.932 --> 48:11.231
"صداشو کم کنین!
این که موسیقی نیست!"

48:11.232 --> 48:12.532
بنابراین من متوجه شدم هر زمانی که دوست دخترم داشت یه مبارزه رو میباخت،

48:12.533 --> 48:14.098
خیلی یهویی او اینجوری میشد،

48:14.099 --> 48:15.898
"خب ، به خاطر همینه که تو قراره به تنهایی پیر شی"

48:15.899 --> 48:18.065
بعداز اون من ... آااااه!
کنترل خودمو از دست میدادم.

48:18.066 --> 48:19.597
تنها چیزی که بعداز اون میتونم به یاد بیارم اینه که
من تو آشپزخونم،

48:19.598 --> 48:22.065
در حال شستن ظرف ها برای تهمین بار متوالی.

48:22.066 --> 48:23.564
این چیزیه که بحثمون راجبش بود.

48:23.565 --> 48:25.998
خیلی حق با من بود.
چه اتفاقی افتاد؟

48:25.999 --> 48:30.298
بنابراین اگه چیزی از جهالت من امشب یاد گرفتی،

48:30.299 --> 48:32.231
فقط اینو بدون...
دفعه بعدی که در یک مبارزه قرار میگیری

48:32.232 --> 48:35.365
با خانم زیبات،
همسرت ، دوست دخترت، هرچی ،

48:35.366 --> 48:37.065
و اونا شروع میکنن یهو از ناکجا آباد ...

48:37.066 --> 48:38.265
داری برنده میشی، و یهو شروع میکنن به گفتن

48:38.266 --> 48:39.931
اون حرفای دیوانه وار رو از ناکجاآباد.

48:39.932 --> 48:43.465
فقط تو اون لحظه بدون که تو مبارزه رو برنده شدی ، اوکی ؟

48:43.466 --> 48:44.764
خب؟
عصبانی نشو.

48:44.765 --> 48:46.864
جاخالی بده،
بذار همه کسشراشون رد شه.

48:46.865 --> 48:48.498
"شاید به خاطر اینه که تو یه دودول کوچیک داری!"

48:48.499 --> 48:50.065
فقط بذار اونا برن

48:50.066 --> 48:53.631
درون موضوع مورد بحث بمون.

48:53.632 --> 48:54.798
اوکی؟ تموم شده.

48:54.799 --> 48:56.331
بحثتون تموم شده.
برنده شدی.

48:56.332 --> 48:59.298
فقط بذار زمان تموم شه تا پیروزیتو جشن بگیری ، خب؟

48:59.299 --> 49:01.831
آره!

49:01.832 --> 49:04.998
روی طناب ها تکیه کن.
بذار خودشونو مشت بزنن.

49:04.999 --> 49:06.298
و در آخر،

49:06.299 --> 49:08.298
این کار روانشناسانشونو سمتشون پرت میکنی.

49:08.299 --> 49:09.964
"خب ، شاید ما باید بعدا بحثشو بکنیم

49:09.965 --> 49:11.664
وقتی که آروم بشی."

49:11.665 --> 49:14.498
و تا چندروز محلتون نمیذارن.

49:14.499 --> 49:15.964
کی اهمیت میده؟

49:15.965 --> 49:18.131
کی اهمیت میده؟
یه بار گلنار بزن.

49:18.132 --> 49:21.365
مثل یک مرد گلنار بزن.
این مثل شامپاین پیروزیه.

49:24.598 --> 49:26.265
نه ، این چیزیه که من یاد گرفتم.

49:26.266 --> 49:29.432
من بالاخره یادگرفتم که ، آرامشمو حفظ کنم

49:29.433 --> 49:30.465
در رابطم.

49:30.466 --> 49:32.564
این اتفاق چند سال پیش افتاده، خب؟

49:32.565 --> 49:35.098
من و دوست دخترم یه روزی یه بحث گنده داشتیم ، خب؟

49:35.099 --> 49:37.298
راستش ، شماها میخواید یه داستان بشنوید؟

49:37.299 --> 49:39.731
میخواید یه داستان راجب زمانی که دوست دخترم مشت کوبید به صورتم بشنوید؟

49:39.732 --> 49:41.298
[-آره!]
-تو روز تولدش؟

49:41.299 --> 49:44.331
میخواید اونو بشنوید؟

49:44.332 --> 49:46.065
این اتفاقیه که افتاد

49:46.066 --> 49:48.398
برای ا...
اگه واقعا بخوام صادق باشم،

49:48.399 --> 49:52.398
دعوامون یه چیزی حدود سه ماه قبل شکل گرفت.

49:52.399 --> 49:54.432
حدودا وسطای ماه مارچ بود.

49:54.433 --> 49:55.998
تو ماشین بودیم ، میدونی.

49:55.999 --> 49:57.498
دوست دخترم یه لباس فروشی رو دید ،

49:57.499 --> 49:58.697
گفت "اوه ، خدای من.

49:58.698 --> 50:01.265
نمیدونستم که اونا یکی اینجا باز کردن!

50:01.266 --> 50:02.731
باید وایسیم و بریم داخلش."

50:02.732 --> 50:04.764
بنابراین من... کیرتوش.
بزن بریم اونجا.

50:04.765 --> 50:07.265
پامو گذاشتم داخل ، بلافاصله دیدم یکی از اون فروشگاه هایی هست که

50:07.266 --> 50:08.564
هیچ صندلی نداره.

50:08.565 --> 50:09.931
من میدونم که سعی دارن چیکار کنن.

50:09.932 --> 50:11.331
مثلا من قراره کنار دوست دخترم وایسم،

50:11.332 --> 50:12.697
تا اگه از چیزی خوشش اومد ، من براش بخرم.

50:12.698 --> 50:14.498
اصلا اهمیتی نمیدم.
قرار نیست این بازیو انجام انجام بدم.

50:14.499 --> 50:16.432
من میرم و زیر یه مانکن میشینم.

50:16.433 --> 50:18.198
یدونه گیره لباس رفته بود توی موهام.

50:18.199 --> 50:20.231
"جناب، شما نمیتونید اینجا بشینید."
"به تخمم که نمیتونم.

50:20.232 --> 50:23.864
به نظر که میاد تونستم.
به نظر میاد که تونستم ، مگه نه؟"

50:26.433 --> 50:28.831
پس بدون اینکه من بدونم،

50:28.832 --> 50:30.898
واسه خودش یه پلوور پیدا کرده بود که ازش خوشش اومده بود، خب؟

50:30.899 --> 50:33.398
با یه قیمت مسخره...
حدود 400 دلار
(الان دلار رو 4 هزار هم حساب کنیم میشه 1.6 میلیون)

50:33.399 --> 50:34.798
یا یه چیزی تو همون حدود، خب؟

50:34.799 --> 50:37.231
خب دوست دخترم میدونست که...
تولدش نیست،

50:37.232 --> 50:38.631
هیچ کدوم از اون مسخره بازیا نیست.
نمیتونه از من بخواد بخرم براش.

50:38.632 --> 50:40.798
پس حالا باید میرفت رو حالت ماهرانه ای.

50:40.799 --> 50:42.465
"از چی استفاده کنم،
از چی استفاده کنم؟

50:42.466 --> 50:44.098
ناراحت بشم ، افسرده بشم؟

50:44.099 --> 50:45.831
از سکس استفاده کنم؟
اینکارا به درد نمیخوره."

50:45.832 --> 50:48.098
میدونین از چی استفاده کرد؟
از حالت یه دختر بچه.

50:48.099 --> 50:51.298
بسیار خب ، اومد پیش من با یه حالت...

50:53.598 --> 50:55.532
من با این حالتی بود "چه خبر؟"
او اینجوری،

50:55.533 --> 50:58.365
"یه چیزی دیدم که خوشم اومد."

51:00.266 --> 51:01.664
و من فقط میخواستم مثلا بگم

51:01.665 --> 51:04.798
"خب ، چرا خودت نمیری پول لعنتیشو بدی؟"

51:04.799 --> 51:07.231
ها ها ها!

51:07.232 --> 51:09.998
پس دوست دخترم رفت و بهم نشونش داد ، خب؟

51:09.999 --> 51:11.564
و من گفتم " این 400 دلار پولشه."

51:11.565 --> 51:13.265
او گفت "میتونی بخریش؟"
من گفتم"نه ، همچین کاری نمیکنم.

51:13.266 --> 51:16.031
لعنت بهش.
تولدت که نیست.

51:16.032 --> 51:17.831
روز ولنتاین هم نیست.
ماه مارچه.

51:17.832 --> 51:19.065
چی ، من اینو به خاطر روز بزرگداشت باب اسفنجی برات بخرم ؟

51:19.066 --> 51:22.065
گورتو از اینجا گم کن. از این خبرا نیست."

51:23.199 --> 51:25.365
بعد اتفاقی که افتاد ، ما داشتیم به سمت خونه میرفتیم،

51:25.366 --> 51:27.798
و ناگهان خواست زرنگ بازی در بیاره تو بحث...

51:27.799 --> 51:29.098
به خاطر همین موضوع بحثش اون پولیور نبود

51:29.099 --> 51:32.664
و نه حتی اینکه من گفتم نه...
موضوع جوری بود که من گفتم نه ، خب؟

51:32.665 --> 51:33.964
افتادیم تو این بحث بزرگ.

51:33.965 --> 51:35.931
تا وقتی که ما برگشتیم خونه اونقدر عصبانی بودم که،

51:35.932 --> 51:37.898
فقط بهش گفتم که بره پایین،
میخوام با ماشین یه دوری بزنم.

51:37.899 --> 51:42.298
بنابراین با پریوس داشتم دور میزدم... خب ؟

51:42.299 --> 51:44.964
اونقدری به گا رفته بود اعصابم که مجبور شدم به خواهرم زنگ بزنم،

51:44.965 --> 51:46.798
خب، بهش زنگ زدم تا نظر یه خانم رو راجب قضیه بپرسم.

51:46.799 --> 51:49.131
داشت از خنده پاره میشد سر اینکه "تو همه طعمه رو برداشتی.

51:49.132 --> 51:50.831
تو یه احمقی."
گفتم" باید چیکار کنم؟

51:50.832 --> 51:52.498
او گفت"چرا تو برنمیگردی به اون فروشگاه

51:52.499 --> 51:54.231
و اون پولیور رو بخری،
نگهش داری،

51:54.232 --> 51:56.365
و چند ماه بعد بهش بدی به عنوان کادوی تولدش؟"

51:56.366 --> 51:59.432
من گفتم"نابغه لعنتی! نابغه ای!"

51:59.433 --> 52:00.831
از فشار تولد متنفرم،

52:00.832 --> 52:02.165
-همه ی دوستاش...
-"پس...

52:02.166 --> 52:04.331
میخوای چی براش بگیری؟
قراره واسش چی بگیری؟"

52:04.332 --> 52:06.631
"یه پولیور تخمی ، جنده."
بم!

52:06.632 --> 52:08.798
همین

52:08.799 --> 52:11.131
گرفتم.
خب؟

52:11.132 --> 52:13.198
سه ماه به سرعت گذشت.
روز تولدش رسید، خب؟

52:13.199 --> 52:14.998
من تو تخت خوابیدم،
او بیدار میشه،

52:14.999 --> 52:16.432
میخواست که اون شب بره به یه رستوران.

52:16.433 --> 52:17.998
گفت"میز رزرو کردی ؟"

52:17.999 --> 52:20.365
من گفتم"نه هنوز ، ولی خب ، میدونی،

52:20.366 --> 52:22.065
اوضاع ردیف میشه، میدونی؟"
دوست دخترم شروع کرد ترسیدن.

52:22.066 --> 52:23.465
"منظورت چیه؟
امروز تولدمه.

52:23.466 --> 52:24.731
منظورت چیه که  ...

52:24.732 --> 52:25.864
میز رزرو نکردی؟"

52:25.865 --> 52:27.498
گفتم"عزیزم،
امروز سه شنبس

52:27.499 --> 52:28.931
وسط یه بحران اقتصادی.

52:28.932 --> 52:32.098
مطمئنم که یه میز خالی پیدا میشه" خب؟

52:32.099 --> 52:33.864
بنابراین شروع کرد ترسیدن.

52:33.865 --> 52:36.532
تو اعماق وجودم داشتم با خودم میگفتم
"اون پولیور رو خریدم.

52:36.533 --> 52:38.298
وضعیتم خوبه ، درسته؟

52:38.299 --> 52:40.631
بنابراین هرچی بیشتر سر من داد میکشید،
واسه من خنده دار تر میشد،

52:40.632 --> 52:43.365
ولی مثل یک بیشعور،
جای اینکه توی دلم بخندم،

52:43.366 --> 52:46.365
شروع کردم بلند بلند خندیدن ، خب؟

52:46.366 --> 52:48.365
یه جورایی چند دفعه خندیدم و به دوست دخترم برخورد،

52:48.366 --> 52:49.731
گفت"داری به من میخندی؟

52:49.732 --> 52:51.298
داری به من تو روز تولدم میخندی؟"

52:51.299 --> 52:52.764
و بعدش هرچی بیشتر داد زد سرم من بیشتر خندیدم.

52:52.765 --> 52:54.265
هرچی بیشتر خندیدم ،
او بیشتر داد کشید،

52:54.266 --> 52:56.065
و فقط عصابانیت تخمی دخترونش

52:56.066 --> 52:57.298
داشت بالا میرفت ، خب؟

52:57.299 --> 52:58.564
او همه ی راه رو تا رسیدن به اون نقطه پیمود

52:58.565 --> 52:59.898
او روی درگاه در وایساده بود،

52:59.899 --> 53:01.265
"میخوای به من تو روز تولدم بخندی؟

53:01.266 --> 53:03.465
گاییدمت!"
بوم! کوبید به در.

53:03.466 --> 53:04.998
دویید رفت پایین پله ها.

53:04.999 --> 53:06.031
تو اون نقطه.

53:06.032 --> 53:07.432
پوزیشن من تقریبا تو یه حالتی مثل جنین بود

53:07.433 --> 53:10.231
مثلا ، در حال مردن از شدت خنده،
به سمت دستشویی داشتم میرفتم.

53:10.232 --> 53:11.232
و ناگهان شنیدم که:

53:11.932 --> 53:14.498
او برگشت طبقه بالا.
و نمیخوام بهتون دروغ بگم،

53:14.499 --> 53:16.998
یه کوچولو برای نیم ثانیه ترسیدم.

53:16.999 --> 53:18.597
آره به خدا.
من فقط شورتم پام بود،

53:18.598 --> 53:21.298
من احساس آسیب پذیری میکردم.

53:21.299 --> 53:22.931
اون به سرعت میپره تو دستشویی،

53:22.932 --> 53:25.831
و همین که صورتشو دیدم ، میدونستم که میخواد کتکم بزنه.

53:25.832 --> 53:27.798
خب؟
و من عجب بیشعوری بودم،

53:27.799 --> 53:30.664
من در حقیقت یه برنامه دارم برای وقتی که یه زن میخواد کتکت بزنه.

53:30.665 --> 53:33.697
مثلا فکرشو بکنید چنتا زن رو من عصبانی کردم تو زندگیم !!

53:33.698 --> 53:35.564
که در حقیقت میدونستم کار قراره به کجا بکشه.

53:35.565 --> 53:39.231
داستان از این قراره.
بیشتر زنها، دست و پا چلفتین.

53:39.232 --> 53:41.231
بسیار خب ، مگه اینکه یه نوع تمرین MMA دیده باشن،
(یک نوع ورزش رزمی)

53:41.232 --> 53:42.432
اون موقع دیگه خودت میدونی( کمکی از دست من برنمیاد )

53:42.433 --> 53:44.931
احتمالا چنتایی گیرت بیاد ، خب؟

53:44.932 --> 53:47.098
ولی بیشترشون دست و پا چلفتین.
بیشترشون راست دستن.

53:47.099 --> 53:49.131
بنابراین باید حرکت دست رو حدث بزنی.

53:49.132 --> 53:50.798
این اولین چیزیه که باید حدث بزنی.

53:50.799 --> 53:52.298
پس به یه طرف خم میشی ، درسته؟

53:52.299 --> 53:55.031
ضربه با دست راست میاد سمتت.
بم! مچ دستشو میگیری.

53:55.032 --> 53:57.564
بعد از اینکه از راست میاد،
میدونی که از چپ هم میاد.

53:57.565 --> 53:59.931
بم ! اونیکی رو هم میگیری.
این وضعیت بسیار وخیمیه.

53:59.932 --> 54:02.432
بعد از اینکه راستیه رو گرفتی ، و بعدش ، چپیه رو گرفتی،

54:02.433 --> 54:03.831
به سرعت ، باید یه قدم بیای عقب،

54:03.832 --> 54:07.198
و باید اینجوری کنی.

54:07.199 --> 54:10.697
چونکه طرفت سعی میکنه که بزنه تو تخمات.

54:10.698 --> 54:13.231
درحالی که داره لگد میزنه ،
بعد باید بچرخی دورش،

54:13.232 --> 54:14.265
سرت رو پایین بیاری،

54:14.266 --> 54:15.964
چونکه سعی میکنن که با کله بزنن بهت،

54:15.965 --> 54:17.764
و بعد فقط باید از قدرت وزنت استفاده کنی

54:17.765 --> 54:19.831
تا به آرومی بیاریدشون پایین روی زمین

54:19.832 --> 54:21.898
در حال که حرفای رمانتیک رو زمزمه میکنی:
"اوه کاشی هارو نگاه کن

54:21.899 --> 54:23.298
یادته که تو اونارو انتخاب کردی؟

54:23.299 --> 54:25.265
خیلی خوب به کاغذدیواری ها میان."

54:25.266 --> 54:27.231
درسته؟

54:30.399 --> 54:33.465
ولی او گولم زد.
او اومد تو دستشویی.

54:33.466 --> 54:34.998
او یه جور مشت رو اختراع کرد.

54:34.999 --> 54:36.998
از راست نزد
از چپ نزد.

54:36.999 --> 54:38.298
او خیلی خشمگینانه اومد...

54:38.299 --> 54:41.597
با یه چیزی مثل دستگاه شوک ، خب؟

54:41.598 --> 54:44.432
محکم زد به شونه هام و تو قفسه سینم.

54:44.433 --> 54:46.098
یه ضربه محکم... اینجوری

54:46.099 --> 54:48.998
تقریبا پرت شدم توی وان.

54:48.999 --> 54:50.365
و خودمو گرفتم،

54:50.366 --> 54:52.131
و او کاملا منتظر این بود که من گول طعمه بخورم و کنترلمو از دست بدم.

54:52.132 --> 54:55.065
که دم به تله ندادم.
خونسردی خودمو حفظ کردم.

54:55.066 --> 54:56.898
فقط گفتم "عزیزم...

54:56.899 --> 54:59.065
به نظرم باید بری سرکار حالا."

54:59.066 --> 55:01.597
او نمیدونست باید چیکار کنه.
او اینجوری...

55:01.598 --> 55:03.697
و فقط رفت بیرون

55:03.698 --> 55:05.098
خب؟

55:05.099 --> 55:07.165
رفت نشست تو ماشین، رفت سمت محل کارش.

55:07.166 --> 55:10.798
رفتم توی آشپزخونه.
چنتا پیک زدم.

55:10.799 --> 55:13.597
رفتم نشستم و شروع کردم شبکه ورزشی نگاه کردن

55:15.799 --> 55:18.298
سه دقیقه ی لعنتی بعدش،
ناگهان تلفن زنگ میخوره.

55:18.299 --> 55:20.231
بسیار خب ، تلفن رو برداشتم و فقط شنیدم صدای دوست دخترمو که میگه

55:20.232 --> 55:23.532
"سیلام

55:23.533 --> 55:27.131
اوکی.
همه چی یه کوچولو بد پیش رفت."

55:27.132 --> 55:28.798
گفتم. " یه کوچولو؟

55:28.799 --> 55:31.198
نزدیک بود سر منو بشکونی وقتی انداختیم تو وان."

55:31.199 --> 55:33.432
"متاسفم، من فقط...
من حساسم."

55:33.433 --> 55:35.432
این چیزیه که اونا میگن وقتی که گند میزنن.

55:35.433 --> 55:36.532
"من حساسم.

55:36.533 --> 55:38.697
من فقط اینقدر عشق نسبت بهت دارم ..

55:38.698 --> 55:41.366
که سعی میکنم دلیل این باشم که تشنج میکنی!"

55:45.099 --> 55:47.231
من نمیدونم.

55:47.232 --> 55:48.432
من تو این قضیه ها خوبم.

55:48.433 --> 55:51.564
حالا دیگه کل زندگی شخصیمو به گند کشیدم.

55:51.565 --> 55:52.764
واقعا، میدونی؟

55:52.765 --> 55:54.331
میترسم که ازدواج کنم پسر.

55:54.332 --> 55:56.597
چرا باید... مثلا...
چرا یه مرد نباید بترسه گه

55:56.598 --> 55:57.998
در این نقطه زندگی ازدواج کنه؟

55:57.999 --> 55:59.165
یه نگاه به کوب بنداز.
(Kobe Bryant بسکتبالیست آمریکایی)

55:59.166 --> 56:01.231
نگاه کن درگیر چه کسشرایی شده الان.

56:01.232 --> 56:03.398
خب؟
یارو داره طلاق میگیره.

56:03.399 --> 56:05.697
زنش قراره 70 میلیون دلار گیرش بیاد
(گه بازم دلار رو 4 هزار تومن بگیریم :
280'000'000'000)

56:05.698 --> 56:09.664
که تاحالا حتی یه ضربه 2 امتیازی هم نداشته.

56:09.665 --> 56:12.864
میدونی؟
میشه یکی توضیح بده...

56:12.865 --> 56:14.365
این توافقات طلاق رو ؟

56:14.366 --> 56:16.365
میشه یکی کاری بکنه این کسشرا با عقل جور در بیاد

56:16.366 --> 56:19.231
زن تایگر وودز..
250 میلیون دلار!
(بازیکن گلف)

56:19.232 --> 56:20.964
زنش یه بچه نگه داره!

56:20.965 --> 56:25.032
که صلاحیت داشتن یک چهارم میلیارد دلار داره!

56:27.899 --> 56:29.398
یه نفر ، بفرمایید...

56:29.399 --> 56:31.198
یه نفر بهم توضیح بده...
توجیهش کن.

56:31.199 --> 56:32.564
توجیه کنین.
چی،چی؟

56:32.565 --> 56:35.231
تایگر وودز به زنش خیانت کرد؟
خب به چپمم !

56:35.232 --> 56:37.031
آره ، به چپ و راستم.
به زنش خیانت کرد.

56:37.032 --> 56:38.498
عالیه ، بنابراین رابطشون تمومه.

56:38.499 --> 56:39.831
کوب خیانت کرد ، درسته؟

56:39.832 --> 56:41.597
اون رابطه نباید دقیقا همونجا تموم میشد؟

56:41.598 --> 56:44.065
چرا زنش به جوری میچرخید انگار یه پلیسه که سه سال بیشتر کار کرده

56:44.066 --> 56:45.798
و سعی میکنه حقوق بازنشستگی کوفتیشو بگیره ، درسته؟

56:45.799 --> 56:49.532
واسه 10 سالی سپری کرده؟

56:50.698 --> 56:54.398
نمیدونم.
شاید زیادی تند باشه.

56:54.399 --> 56:55.998
این چرت و پرتا اذیتم میکنن ، پسر.

56:55.999 --> 56:59.298
رفیق ، یه بیماری جنده گری داره فراگیر میشه که دنبال پولن

56:59.299 --> 57:02.564
تو این کشور.

57:02.565 --> 57:04.365
و هرشب که میزنم اخبار ببینم،

57:04.366 --> 57:07.398
منتظرم که یه کسی بهش اشاره کنه.

57:07.399 --> 57:09.964
هرشب.
هیچ وقت ندیدم، میدونی؟

57:09.965 --> 57:11.864
و هرشبی که من بحث جنده های پول پرست رو مطرح کردم،

57:11.865 --> 57:13.298
جمعیت جوری میکشن عقب

57:13.299 --> 57:15.532
انگار که من این بالا دارم راجب پاگنده حرف میزنم، درسته؟
(پاگنده موجود افسانه ای آمدیکای شمالی )

57:15.533 --> 57:18.731
انگار که من دارم میگم ماه از پنیر ساخته شده یا از این کسشرا.

57:18.732 --> 57:24.298
دارم راجب جنده ها حرف میزنم ملت!
اونها همه جا هستن!

57:24.299 --> 57:26.031
چنتا؟

57:26.032 --> 57:29.597
چنتا مرد بزرگ دیگه قراره نابود شن

57:29.598 --> 57:33.365
تا ما یه کاری انجام بدیم؟

57:33.366 --> 57:36.432
چرا اینقدر همتون ساکت شدید؟

57:37.598 --> 57:39.365
لعنتی!
من نمیفهمم.

57:39.366 --> 57:41.165
چیه... خانم ها،
شماها فکر میکنین دارم به شما میگم...

57:41.166 --> 57:43.798
من هیچ زنی رو داخل اینجا نمیگم یه جندس ، اوکی؟

57:43.799 --> 57:45.831
پس عقب نکشید.
این انصافانه نیست، اوکی؟

57:45.832 --> 57:48.731
اگه شماها بحث کسایی که زنشونو کتک میزنن رو مطرح کنید من عقب نمیکشم.

57:48.732 --> 57:50.398
درکش میکنم.

57:50.399 --> 57:52.597
یه مردایی وجود دارن که زنهاشونو کتک میزنن.
باید جلوی اونها گرفته بشه.

57:52.598 --> 57:54.265
این جنده های پول پرست برای زن ها

57:54.266 --> 57:57.231
مثل همون زن کتک زنا هستن برای مردا.

57:57.232 --> 57:58.564
آره اینجوریه

57:58.565 --> 58:00.764
به جز اینکه ما درانتها اون عکسهای تکه تکه شده ریحانا رو نداریم

58:00.765 --> 58:03.631
بنابراین ، این آشکار نیست.

58:03.632 --> 58:08.532
این داخل چشمهاست.
این توی خط های صورتتونه.

58:08.533 --> 58:10.731
این توی تن بالای صدای مل گیبسونه
(بازیگر و کارگردان)

58:10.732 --> 58:11.864
توی ماشین پاسخ:

58:11.865 --> 58:14.831
"من باید بیخیال بلیط های ماهیگیریم بشم!" درسته؟

58:14.832 --> 58:20.798
این صدای مردیه که دارن هرچیزی که به دست آورده رو ازش میگیرن.

58:20.799 --> 58:24.398
باید بهتون بگم،
من به زنها حسادت میکنم، اوکی؟

58:24.399 --> 58:26.298
نمیگم که مشکلات شما حل شده،

58:26.299 --> 58:28.998
ولی حداقل ، دارن مشکلاتتون رو جدی میگیرن.

58:28.999 --> 58:31.498
میدونی؟

58:31.499 --> 58:34.432
یه شماره از1-800 بهتون افتاده،
ربان بسته شده،

58:34.433 --> 58:36.564
اینم از گروه ها،

58:36.565 --> 58:37.964
و مردم اهمیت میدن.

58:37.965 --> 58:41.798
ولی هر اتفاقی که برای یه مرد بیفته،
فقط مضحک در نظر گرفته میشه.

58:41.799 --> 58:43.398
یه زنی دودول آقاییش رو ببره،

58:43.399 --> 58:45.697
پرتش بکنه تو دستگاه زباله سوز،

58:45.698 --> 58:48.165
و روشنش کنه،

58:48.166 --> 58:50.298
مردم فکر خواهند کرد این خیلی خنده داره
اونا ..."آااااه !

58:50.299 --> 58:53.798
هی استامپی!"
هیچی اهمیت نمیده.

58:53.799 --> 58:56.664
فکر میکنین اگه یه یارویی ممه های یه زن رو ببره

58:56.665 --> 58:57.864
و بندازه تو خشک کن ،

58:57.865 --> 59:01.098
هیشکی راجبش روز بعد شوخی میکنه؟

59:01.099 --> 59:03.664
کل کشور عزای عمومی اعلام میشه.

59:03.665 --> 59:06.298
یه لحظه سکوت خواهد بود به احترام ممه ها

59:06.299 --> 59:08.532
ان اف ال ها یه هدبند با رنگ خاصی خواهند بست

59:08.533 --> 59:12.298
که همه مردم باید بپوشن برای یک ماه تمام .

59:12.299 --> 59:16.698
زننده ترین رنگی که ممکنه به ذهنشون برسه.

59:19.332 --> 59:22.298
تمام قهرمان های من دارن نابود میشن.

59:22.299 --> 59:23.898
آرنولد شوارتزینگر

59:23.899 --> 59:26.165
یه مرد فوق العاده دیگه.

59:26.166 --> 59:28.831
یه مرد فوق العاده دیگه.

59:28.832 --> 59:33.597
که توسط یک جنده پول پرستی که خدمتکارش بود نابود شده.

59:33.598 --> 59:35.798
و من نمیگم که آرنولد یه تیکه کثافط نیست

59:35.799 --> 59:38.065
برای کاری که کرد...
این حرکت کثیفی بود...

59:38.165 --> 59:40.065
ولی چرا فقط از او صحبت میشد؟

59:40.066 --> 59:42.131
خدمتکاره چی ؟
چرا اون خدمتکار نامیده میشد

59:42.132 --> 59:43.365
تو کل اون داستان؟

59:43.366 --> 59:46.398
هیچ وقت بهش نگفتن جنده ، هیچ وقت.

59:46.399 --> 59:47.532
اینچیزا ذهنمو اذیت میکنه.

59:47.533 --> 59:49.498
خدمتکاره زن آرنولد رو میشناخت،
با اسم کوچیک صداش میکرد.

59:49.499 --> 59:51.298
با بچه هاشون بازی میکرد،
به شوهر اون زن رفت داد

59:51.299 --> 59:52.432
تو تخت تخمی خودشون.

59:52.433 --> 59:53.898
این دقیقا انتهای جک لیسته...

59:53.899 --> 59:54.931
اولین سالن رای گیری از یه جنده مشهور.

59:54.932 --> 59:58.465
درست همونجا

59:58.466 --> 01:00:00.964
هرگز، فکر میکنید که او با آرنولد ریخت رو هم؟

01:00:00.965 --> 01:00:05.131
به خاطر اون مدل موی خفنش ؟

01:00:05.132 --> 01:00:07.065
اون فضای خالی بین دندون هاش

01:00:07.066 --> 01:00:08.898
که من میتونستم سیم این میکروفون رو بینش قرار بدم؟

01:00:08.899 --> 01:00:11.931
یا اینکه فکر میکنید همش به خاطر مهد پوله؟

01:00:11.932 --> 01:00:14.832
که خوابیده توی تخت خواب؟

01:00:16.032 --> 01:00:17.265
اوه ، حال به هم زنه

01:00:17.266 --> 01:00:19.198
این چیز وحشتنکایه که به عنوان یه مرد ببینی...

01:00:19.199 --> 01:00:20.764
که ببینی مرد های دیگه گرفتار این کسشرا میشن، میدونی؟

01:00:20.765 --> 01:00:23.631
و بعد هیچ نوع بررسی صورت نمیگیره.

01:00:23.632 --> 01:00:25.931
اونا فقط میگن"اه او یه احمقه، او ابلهه."

01:00:25.932 --> 01:00:28.165
اون مرد احمقه؟
اگه اون مرد احمقه،

01:00:28.166 --> 01:00:30.731
من چه کس کشیم؟ درسته؟

01:00:32.299 --> 01:00:34.532
اصلا با عقل جور در میاد؟

01:00:34.533 --> 01:00:35.831
چرا باید از این کارا بکنین؟

01:00:35.832 --> 01:00:37.231
چرا باید همچین کارایی رو انجام بدید

01:00:37.232 --> 01:00:38.432
و بعد گند بزنید

01:00:38.433 --> 01:00:40.365
برید به زشت ترین انسان رو زمین

01:00:40.366 --> 01:00:41.964
که من تاحالا تو زندگیم دیدم بدید

01:00:41.965 --> 01:00:43.731
من نمیگم که من خیلی سوگولیم.

01:00:43.732 --> 01:00:45.631
من فقط دارم میگم ، میدونی؟

01:00:47.533 --> 01:00:50.631
باید یه چیزی فراتر از اینها باشه ، درسته؟

01:00:50.632 --> 01:00:52.198
میدونید من فکر میکنم چیه داستان؟

01:00:52.199 --> 01:00:54.465
من فکر میکنم این مربوط به جوریه که آرنولد حرف میزنه ، میدونی؟

01:00:59.132 --> 01:01:03.864
این یارو باید در حال تخلیه کامیون باشه توی ترانسیلوانیا.

01:01:03.865 --> 01:01:06.931
این باید نهایت موفقیتش باشه.

01:01:06.932 --> 01:01:08.498
ولی چون یه مرد فوق العاده ایه،

01:01:08.499 --> 01:01:11.265
اون جرئتشو داشت تا به آمریکا نقل مکان کنه،

01:01:11.266 --> 01:01:13.798
و به خاطر وزنه بلند کردن مشهور بشه.

01:01:13.799 --> 01:01:17.365
منم وزنه بلند میکنم.
هیشکی به کیرشم نیست.

01:01:17.366 --> 01:01:19.864
او وزنه بلند میکنه...
"اااه ، اااه ، اااه!"

01:01:19.865 --> 01:01:21.931
تبدیل میشه به فوق مشهور

01:01:21.932 --> 01:01:24.265
آیا بعدازاون روی پرقو استراحت کرد؟
نه ، چالش بعدی:

01:01:24.266 --> 01:01:25.697
"من میرم یه بازیگر بشم

01:01:25.698 --> 01:01:29.432
با وجود این حقیقت که هیچکس حتی نمیتونه منو متوجه بشه"

01:01:29.433 --> 01:01:31.398
برخلاف چیزای عجیب،
او شروع کرد به فیلم ساختن.

01:01:31.399 --> 01:01:34.731
"بیا پایین! یه بمب اینجاست. از اینجا برید بیرون!"

01:01:36.166 --> 01:01:39.298
تبدیل میشه به یکی از بزرگترین ستاره های بلاک باستر تو کل دوران.
(بلاک باستر اصطلاحیه که به فیلم های پرفروش و موفق داده میشه)

01:01:39.299 --> 01:01:40.697
"بعدش میخوای چیکار کنی آرنی؟"

01:01:40.698 --> 01:01:42.432
"فک میکنم میخوام با یه کندی ازدواج کنم."

01:01:42.433 --> 01:01:44.532
"محاله بتونی اینکارو انجام بدی."

01:01:44.533 --> 01:01:46.532
بم ! اینکارو انجام میده!

01:01:46.533 --> 01:01:47.964
نوک قله

01:01:47.965 --> 01:01:51.331
من سعی میکنم فرماندار ایالتی بشم که اسمشم نمیتونم تلفظ کنم ،

01:01:51.332 --> 01:01:54.231
و او انتخابات رو پیروز میشه

01:01:54.232 --> 01:01:56.564
چرا آرنولد نباید فکر کنه که میتونه خدمتکارش رو آبگوشت کنه

01:01:56.565 --> 01:01:59.165
توی تخت خودش و بتونه از زیرش در بره؟

01:01:59.166 --> 01:02:03.764
رو این یارو بیش از چهار دهس مردم تمرکز کردن!

01:02:03.765 --> 01:02:08.465
چهار دهه...
هیچی ولی نت

01:02:08.466 --> 01:02:10.532
یه خدمتکار رو تو تخت خودم بپکونم؟

01:02:10.533 --> 01:02:13.098
این قضیه جدیه رفیق.
تو مطمئنی؟

01:02:13.099 --> 01:02:14.697
من یه اکشن داشتم با یه آدم قد کوتاه.

01:02:14.698 --> 01:02:16.265
حتی یه کاندوم هم نیاز ندارم.

01:02:20.232 --> 01:02:22.099
درسته؟

01:02:23.899 --> 01:02:26.065
و بعدش چی میشه؟
<گرد سم خران شما نیز بگذرد>

01:02:26.066 --> 01:02:28.131
بعد یه مشت دهاتی از کارگاه هاشون بیرون میان

01:02:28.132 --> 01:02:30.165
و شروع میکنن به قضاوت کردن این مرد بزرگ.

01:02:30.166 --> 01:02:32.731
این چاقالو ها، این پیرهای لعنتی

01:02:32.732 --> 01:02:35.298
که هرگز هیچی بهشون نرسیده.

01:02:35.299 --> 01:02:36.664
میان تو تلویزیون...

01:02:36.665 --> 01:02:40.098
"رفتار قطعا سازمان یافته.

01:02:40.565 --> 01:02:42.565
کدوم خدمات اجتماعی؟

01:02:42.899 --> 01:02:46.798
میراث او..."

01:02:46.799 --> 01:02:49.165
انگار اصلا نمیدونن

01:02:49.166 --> 01:02:52.631
وسوسه شدن در اون سطح شبیه چیه ، خب؟

01:02:52.632 --> 01:02:53.931
مثلا اونها گروه هایی دارن

01:02:53.932 --> 01:02:56.831
همینکه از مرکوری تریسرشون بیرون میان
(یه نوع ماشین هاچ بک)

01:02:56.832 --> 01:02:58.864
که سمت دیگه آشغال دونی پارک شده.

01:02:58.865 --> 01:03:01.932
واقعا؟
شماها میزنید لت و پارشون کنید؟

01:03:03.665 --> 01:03:05.365
این مرد ، دیگه یه مرد بزرگ نیست؟

01:03:05.366 --> 01:03:06.564
<ترمیناتور> به حساب نمیاد؟

01:03:06.565 --> 01:03:08.198
این کسشریه که داری بهم میگی؟

01:03:08.199 --> 01:03:10.165
به خاطر اینکه او آلیس رو گاییده؟
واقعا؟

01:03:10.166 --> 01:03:12.331
او دیگه یه مرد بزرگ نیست به خاطر اون کار،

01:03:12.332 --> 01:03:14.198
پس همه چی تمومه؟

01:03:14.199 --> 01:03:16.065
کسی اینجا هست که فکر کنه بتونه مهاجرت کنه به اتریش،

01:03:16.066 --> 01:03:18.465
زبانشونو یاد بگیره،
به خاطر سخت کوشیش مشهور شه،

01:03:18.466 --> 01:03:21.198
بعدش یه ستاره سینما بشه،
بعد با خاندان سلطنتیشون ازدواج کنه،

01:03:21.199 --> 01:03:22.465
و یه اداره عمومی رو نگه داره؟

01:03:22.466 --> 01:03:24.098
چنتا زندگی نیاز خواهی داشت...

01:03:24.099 --> 01:03:27.165
من سومین باریه که دارم تلاش میکنم برای اسپانیاییه لاتین.

01:03:27.166 --> 01:03:29.331
خب؟

01:03:29.332 --> 01:03:31.631
چجوری میتونم این آدما رو قضاوت کنم؟

01:03:31.632 --> 01:03:34.664
من به زور میتونم با وسوسه های فیس بوک ونار بیام.

01:03:34.665 --> 01:03:36.664
حالا قراره تایگر وودز رو قضاوت کنم؟

01:03:36.665 --> 01:03:39.331
من گلف بازی میکنم.
من از سوراخ 18هم رد نمیشم،

01:03:39.332 --> 01:03:41.231
و اونجا یه اتوبوس خانم های اسکاندیناوی هست

01:03:41.232 --> 01:03:43.365
که منتظرن مخمو بگان.

01:03:43.366 --> 01:03:46.099
"ببخشید خانم ها ، باید برم خونه پیش همسرم" خب؟

01:03:47.865 --> 01:03:50.098
نه ، این منو میکشه.

01:03:50.099 --> 01:03:53.398
و اون بیرون هیچ کمکی نیست برای مردها

01:03:53.399 --> 01:03:54.798
هیچی.
هیچی اون بیرون نیست

01:03:54.799 --> 01:03:56.597
که کمکت کنه با پولدار شدن و مشهور شدن ونار بیای.

01:03:56.598 --> 01:04:00.398
هیچی نیست که آمادت کنه دربرابر اون گروه از جنده ها

01:04:00.399 --> 01:04:02.564
که تو افق قراره شکل بگیرن ، خب؟

01:04:02.565 --> 01:04:05.198
مثل <i> Braveheart...</i>
صورت ها رنگ شده ، دامن ها پوشیده.

01:04:05.199 --> 01:04:06.432
ما هم به پایین خواهیم دوید.

01:04:06.433 --> 01:04:08.098
اونا میپرن روی کیرت حتی جلوی روی همسرت.

01:04:08.099 --> 01:04:09.864
اونا اهمیتی نمیدن.

01:04:09.865 --> 01:04:11.964
حتی یه کتابچه راهنما هم نیست.

01:04:11.965 --> 01:04:14.265
من یه مقاله دیدم که راجب این نوشته شده بود

01:04:14.266 --> 01:04:15.731
تو مجله <i> Time Magazine.</i>

01:04:15.732 --> 01:04:18.465
گفته شده بود " چرا اینقدر مرد های ثروتمند و پولدار و مشهور

01:04:18.466 --> 01:04:20.931
کاملا مانند خوک رفتار میکنن؟"
خب؟

01:04:20.932 --> 01:04:23.465
ولی مقاله در حقیقت نوسط یک زن نوشته شده بود.

01:04:23.466 --> 01:04:25.065
مثل این میمونه که من یه کتاب بنویسم:

01:04:25.066 --> 01:04:28.831
<i>سومین دوره سه ماهه و چیزی که باید انتظار داشت </i>
(در حاملگی)

01:04:28.832 --> 01:04:32.365
خانم ها ، شماها قراره یه فشاری رو احساس کنید...

01:04:32.366 --> 01:04:34.331
از کدوم گوری من میتونم بدونم؟

01:04:34.332 --> 01:04:36.465
شماها نمیخواید اونو از زبان من بشنوید ، درسته؟

01:04:36.466 --> 01:04:38.165
پس چرا این زن داره به من میگه

01:04:38.166 --> 01:04:39.798
چه حسی داره که دودول داشته باشی؟

01:04:39.799 --> 01:04:41.498
اصلا با عقل جور در نمیاد.

01:04:41.499 --> 01:04:44.365
روحتم خبر نداره که دودول داشتن چجوریه.

01:04:44.366 --> 01:04:46.898
24 ساعت روز هفت روز هفته:
"بکن بکن بکن بگاش بکن."

01:04:46.899 --> 01:04:49.597
این چیزیه که داره میگه.
"بکن ، بکن!

01:04:49.598 --> 01:04:51.165
آره، بکن!"

01:04:51.166 --> 01:04:53.964
اینجوریه که ما انسان ها به عنوان یک گونه بقا پیدا میکنیم.

01:04:53.965 --> 01:04:56.265
تمام مرد های اینجا جوری برنامه ریزی شدن تا

01:04:56.266 --> 01:04:59.031
بتونن با 85 درصد زنهای اینجا سکس کنن.

01:04:59.032 --> 01:05:00.631
درسته؟
آره ، ما همینیم.

01:05:00.632 --> 01:05:02.465
"بکن بکن بکن بکن"
میدونی؟

01:05:02.466 --> 01:05:03.964
فقط اینکارو نمیکنیم همین.

01:05:03.965 --> 01:05:06.165
دلیلی که ما اینکارو نمیکنیم این نیست که

01:05:06.166 --> 01:05:08.532
دودولمون رو سرزنش کنیم ، میدونی؟

01:05:08.533 --> 01:05:10.697
مثلا یه مردی که تو انبار کار میکنه،

01:05:10.698 --> 01:05:13.532
دلش میخواد که اندازه یه آدم مشهور ، سکس داشته باشه، درسته؟

01:05:13.533 --> 01:05:14.764
ولی نمیتونه اینکارو بکنه.

01:05:14.765 --> 01:05:18.664
چونکه فاحشه ها اهمیتی به یه نجار نمیدن، درسته؟

01:05:21.466 --> 01:05:24.365
ولی اگه همین که لاتاری برنده شه ،
(یه نوع قرعه کشی)

01:05:24.366 --> 01:05:25.697
ناگهان اون صدای
"بکن بکن بکن بکن"

01:05:25.698 --> 01:05:27.231
میدونی، اون صدا زندگیش رو تحت تاثیر قرار نمیداد،

01:05:27.232 --> 01:05:28.864
ولی بعد ناگهان ، سروکله این جنده ها پیدا میشه...

01:05:28.865 --> 01:05:31.432
"من پایم، من ساک میزنم، من میدم" درسته؟

01:05:32.765 --> 01:05:36.198
نه، یه کسی باید پیش قدم شه، درسته؟

01:05:36.199 --> 01:05:38.331
من حتی در حقیقت جنده هارو مقصر نمیدونم.

01:05:38.332 --> 01:05:39.964
فقط...مردها ،
کسشون خل بوده.

01:05:39.965 --> 01:05:41.432
ما داریم چیکار میکنیم؟

01:05:41.433 --> 01:05:43.564
چرا ما اینقدر داریم سخت کار میکنیم ولی بعدش راحت میدیم بره

01:05:43.565 --> 01:05:45.065
به چنتا داف که سه شیفت کار کردن

01:05:45.066 --> 01:05:48.432
روی سایز سینه هاشون، میدونی؟

01:05:48.433 --> 01:05:49.998
مادرجنده ها یه مشت مفت خورن

01:05:49.999 --> 01:05:52.597
میشینن اونجا با یه خروار آرایش و چاک هاشون

01:05:52.598 --> 01:05:55.597
قدم میزنن با صدها میلیون دلار.

01:05:55.598 --> 01:05:58.198
حالم داره از این داستان به هم میخوره.
"این چیزیه که قانون میگه."

01:05:58.199 --> 01:05:59.331
صد سال پیش،

01:05:59.332 --> 01:06:00.532
میتونستم با دسته جارو لت و پارت کنم

01:06:00.533 --> 01:06:02.298
و بگم
"این چیزیه که قانون میگه."

01:06:02.299 --> 01:06:05.031
مارو درست نمیکنه.

01:06:05.032 --> 01:06:07.165
نه ، این واقعی نیست

01:06:07.166 --> 01:06:09.498
و همه این اتفاقا داره میفته،
و ما هیچکاری انجام نمیدیم.

01:06:09.499 --> 01:06:11.065
ما داریم چیکار میکنیم؟
از همون کسشرای قدیمی.

01:06:11.066 --> 01:06:14.265
میشینیم دور هم و مختار نگاه میکنیم، درسته؟

01:06:14.266 --> 01:06:16.798
یه کسشرایی راجب مار سمی میبینیم

01:06:16.799 --> 01:06:18.198
که اون طرف دنیاست

01:06:18.199 --> 01:06:20.931
فقط همین ، سرتو با این اطلاعات بی مصرف مر میکنی.

01:06:20.932 --> 01:06:23.564
چه باید کرد اگر روبروی یه ببر بنگال قرار گرفته باشیم

01:06:23.565 --> 01:06:25.398
بهشون نگاه نکنید،
جای دیگه ای رو نگاه نکنید.

01:06:25.399 --> 01:06:28.764
به آرامی به عقب قدم بردارید
در حالی که دوستتان را به جلو هل میدهید.

01:06:28.765 --> 01:06:30.631
درسته؟

01:06:30.765 --> 01:06:32.265
اینهمه اطلاعات بی مصرف

01:06:32.366 --> 01:06:34.764
با اینحال هنوزم در حیرت این چیز آویزون بین پاهاتی

01:06:34.765 --> 01:06:37.231
که میتونه باعث نابودی کل امپراطوریت بشه...

01:06:37.232 --> 01:06:38.398
هفت دقیقه یا کمتر.

01:06:38.399 --> 01:06:41.331
هیچی راجبش نمیدونم.

01:06:41.332 --> 01:06:44.165
حتی بدتر اینکه، فکر میکنید که دودولتون دوستتونه.

01:06:44.166 --> 01:06:45.365
آره ، میدونی جرا؟

01:06:45.366 --> 01:06:47.165
چونکه دودولت شبیه کسیه که خواب میبینه ، میدونی؟

01:06:47.166 --> 01:06:48.631
دودولت باور داره که

01:06:48.632 --> 01:06:51.065
که مثل یه سخنگو انگیزشیه

01:06:51.066 --> 01:06:52.864
من برام مهم نیست تو جه سوالی میپرسی.

01:06:52.865 --> 01:06:54.798
من همیشه جواب اینه
"آره، آره، قطعا.

01:06:54.799 --> 01:06:55.964
به نظر یه نقشه میاد!

01:06:55.965 --> 01:06:59.964
استراتژی خروج... بعدا!
اوضاعمون خوبه!"

01:06:59.965 --> 01:07:01.964
کیرت کجاست وقتی که گیر میفتی، درسته؟

01:07:01.965 --> 01:07:03.931
فقط شل و خمیده میشه و انگار میگه
"آره ، فکر کردم که

01:07:03.932 --> 01:07:06.498
این ایده خوبیه."
آره.

01:07:06.499 --> 01:07:07.697
باید اینو بدونی.

01:07:07.698 --> 01:07:09.631
رفیق ، اگه دودولت یه مربی دسته سه بود،

01:07:09.632 --> 01:07:10.898
هیشکیو بالا نگه نمیداشت.

01:07:10.899 --> 01:07:13.365
یه موج به همه اطرافیان میداد.

01:07:13.366 --> 01:07:15.564
"همگی ، بلند شید!

01:07:15.565 --> 01:07:17.265
"تو گرفتی ، تو گرفتی.

01:07:17.266 --> 01:07:19.864
اه لعنتی ، او داره میاد.
بکش بکش بکش!"

01:07:19.865 --> 01:07:21.231
بسیار خب شماها عالی بودین.

01:07:21.232 --> 01:07:22.764
خیلی ممنون از اینکه اومدید بیرون.

01:07:22.765 --> 01:07:25.432
امیدوارم همونقدری که به من خوش گذشت به شما هم گذشته باشه.

01:07:25.433 --> 01:07:26.764
ممنونم!

01:07:39.708 --> 01:08:00.400
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]
