WEBVTT

00:23.301 --> 00:49.801
« صابرفان؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »
.:: Saber-Fun.Com ::.

00:49.825 --> 01:19.825
تلگرام صابرفان
@SaberFun
اینستاگرام صابرفان
@SaberFunOfficial

01:48.374 --> 01:52.310
. یکم فوریه ی 2005
. ساعت 8 صبح

01:52.378 --> 01:55.176
. . جلسه ی بازپرسی پیرامون

01:55.248 --> 01:58.411
. . ماموریتی به نام . .
. " عملیات تامین پشتیبانی " . . .

01:58.485 --> 02:01.249
فرمانده " اَکس " ؛ قبل از اینکه بریم سراغ بازپرسی
حرفی برای گفتن ندارید ؟

02:01.321 --> 02:04.222
خب ، قربان ؛ راستش بیشتر یه سئوال ازتون دارم تا اینکه بخوام
. چیزی درمورد عملیات اظهار کنم

02:04.290 --> 02:07.487
میتونم یه آبجو بخورم ؟

02:07.560 --> 02:11.553
. شما نمیتونید آبجو بخورید
اما امکانش هست که از جاتون بلند شین
. و دستِ راستتونو بالا ببرید

02:14.567 --> 02:17.866
آیا قسم میخورید که حقیقت را بازگو نمایید ؛
. . تمام حقیقت بدون هیچ کم و کاستی

02:17.937 --> 02:19.097
و بجز واقعیت چیزی نگویید . .
تا خدا همراه و کمکتان باشد ؟
. بله

02:19.172 --> 02:21.106
قربان ؛ دارید منو محاکمه میکنید ؟

02:21.174 --> 02:24.200
چونکه بهم گفتن باید با لباس سفیدِ رسمی
. . در این جلسه حاضر بشم

02:24.277 --> 02:26.507
و حالا هم که داریم بخشِ مربوط به قسم خوردن رو انجام میدیم . .
فعلا ؛ این یه جلسه ی رسمی. رسیدگی به پرونده نیست.

02:26.579 --> 02:29.070
. . بهش به عنوان یه گفت و شنود غیر رسمی

02:29.149 --> 02:32.084
برای مشخص کردن اینکه دقیقا . .
. چه اتفاقی افتاده نگاه کن

02:32.152 --> 02:34.086
. . بیش از دوازده نفر تلفات دادیم

02:34.154 --> 02:37.453
چندتا ساختمون خراب شده ؛ . .
. یه چندتایی وسیله ی نقلیه هوا رفته

02:37.524 --> 02:41.392
ابعاد این فاجعه ی کوچک ؛
. باید به طور جدی و کامل مشخص بشه

02:41.461 --> 02:43.622
منم منظورم همین بود دیگه ؛ بخاطر همینه
که آبجو رو پیشنهاد کردم

02:43.696 --> 02:46.290
ازتون میخوام که وقت منو تلف نکنید ؛
" فرمانده " اَکس

02:46.366 --> 02:49.164
حالا . . میشه شروع کنیم ؟
. شما رئیس هستید . . قربان

02:49.235 --> 02:52.432
بیا از اونجا شروع کنیم که از همون اول
شما به چه طریقی درگیر این عملیات شدید

02:52.505 --> 02:55.906
یه جورایی بستگی داره

02:55.975 --> 03:00.378
. . یه شروع " رسمی " واسش دارم و
. " یه شروع " غیررسمی . .

03:00.480 --> 03:03.381
میفهمین چی میگم ؟

03:03.550 --> 03:05.541
. صحیح . . خب . . باشه

03:05.618 --> 03:09.611
. . همه ی ماجرا
. از تختخواب شروع شد . .

03:09.689 --> 03:13.455
<i>دو هفته پیش تازه رابطه ای رو</i>
<i>. با خانمی به اسم " دانا " شروع کرده بودم.</i>

03:13.526 --> 03:14.823
.

03:14.894 --> 03:17.761
تو خیلی خشن نیستی
من شرط میبندم میتونم خیلی با تو خشن باشم

03:17.830 --> 03:19.593
آره؟ اینطوریه؟

03:19.666 --> 03:23.329
خب، اول من شروع میکنم

03:23.403 --> 03:25.564
کارت تموم شد

03:25.638 --> 03:30.268
...و بعد وقتی که انتظار داشتی

03:30.343 --> 03:31.674
حمله

03:31.744 --> 03:33.177
.

03:33.246 --> 03:35.407
.

03:35.481 --> 03:37.506
خیلی خوب بود

03:37.584 --> 03:39.643
باید یه سری به فرماندهی بزنی
و یه چندتا حرکات به تیم های عملیاتیمون یاد بدی

03:39.719 --> 03:42.347
تو هم باید یه چندتا حرکت به شوهرم یاد بدی

03:42.422 --> 03:45.323
وایسا ببینم ؛ شوهرت ؟
تو متاهلی ؟

03:45.391 --> 03:47.518
. اونطوری نباش
. ایرادی نداره

03:47.594 --> 03:50.495
خب ؛ نه ؛
راستش پر از ایراده

03:50.563 --> 03:53.361
باهاش مشکل دارم
این روزا ؛ بسختی بهم نگاه میکنه

03:53.433 --> 03:55.867
اینگار دیگه اصلا شوهرم نیست
. . اون فقط

03:56.869 --> 03:58.769
. خدای من
! اون ؛ اینجاس

03:59.405 --> 04:00.599
! چی ؟

04:00.673 --> 04:02.641
! نمی فهمم
! باید هنوز " واشینگتون " باشه

04:03.543 --> 04:04.942
اون شوهرته ؟

04:05.011 --> 04:06.808
تو با دریاسالار " میتلند " ازدواج کردی ؟

04:06.879 --> 04:09.177
فقط . . فقط برو . . باشه ؟

04:09.249 --> 04:11.615
! نه ؛ نه ؛ از اونطرف نرو
! اونطوری میبینتِت

04:12.252 --> 04:13.742
! نه
! اونجا دستشوییه

04:18.057 --> 04:20.048
. خب . . واقعا خوش گذشت

04:24.264 --> 04:26.459
<i>. . حالا . . به عنوان عضوی از نیروی دریایی</i>
<i>توی مانورهای فرار زیادی شرکت کرده بودم</i>

04:26.532 --> 04:30.730
<i>اما ایندفعه در شرایط تاکتیکی جنگی نامتعارفی</i>
<i>گیرافتاده بودم</i>

04:30.803 --> 04:32.896
! هِی " دانا " ؟

04:32.972 --> 04:34.997
باستر " چِش شده ؟ "
. بدجوری قاطی کرده

04:35.074 --> 04:37.304
نمیدونم

04:37.377 --> 04:39.311
<i>با این وجود ؛ اصول پایه ی یکسانی
. در هر نوع رویارویی با دشمن وجود داره</i>

04:39.379 --> 04:42.177
<i>وقتی باید بدون جلب توجه از دست دشمن فرار کنید ؛
. . بدون اینکه باهاش درگیر بشید</i>

04:42.248 --> 04:46.651
<i>. . باید یه راه فرار رو شناسایی کنید </i>
<i>. و به آرومی جزئی از محیط اطرافتون بشید.</i>

04:46.719 --> 04:50.712
وایسا . . صبر کن ببینم ؛ این موضوع دقیقاً چه ارتباطی با ماموریتی که ماداریم درموردش . .
ازت بازجویی میکنیم داره ؟

04:50.790 --> 04:53.224
. به اونجاشم میرسیم ؛ قربان
. این . . مهمه . . بهتون قول میدم

04:53.293 --> 04:56.353
فقط دیگه نمیخوام داستانی درمورد فرارهای عاشقونه ات بشنوم
حالا . . از گفتن این داستان ؛هدفی هم داشتی ؟

04:56.763 --> 04:58.731
خیلی خب . . پس . . اون شب ؛
. زدم بیرون

04:58.831 --> 05:03.427
<i>وقتی همچین مشکلی واسه آدم پیش بیاد,بعضی مردا ؛ یه گوشه ای </i>
<i>.خودشونو گم و گور میکنن ؛ بعضیا هم رو به نوشیدنی های الکُلی میارن.</i>

05:03.469 --> 05:06.461
<i>اما ؛ درمورد من ؟ خب ؛ بذارید اینطور بگیم</i>
<i>که من ؛ اسلحه ی مخفی خودمو دارم.</i>

05:07.840 --> 05:09.933
قسم میخورم ؛ هردفعه که میبینمت ؛
. یه قیافه ی جدید داری

05:10.009 --> 05:12.102
. " خب ؛ از آثار جانبی کارمِه دیگه " سَم

05:13.112 --> 05:15.444
. " خوب خودتو برُنزه کردی " مایکی
کجاها بودی ؟

05:15.515 --> 05:18.040
یه جای آفتابی
خب ، بهت میاد ؛

05:18.117 --> 05:21.382
یادمه فقط در سال 92 توی لهستان گیر کردیم
چقدر چسبناک و داغون شدی

05:21.454 --> 05:25.447
هِی . . حالا چند وقتی میخوای تو شهر بمونی ؟
لااقل یه چند روزی واسه بازپرسی میمونم حالا ببینیم چی میشه

05:25.525 --> 05:29.552
نمیخوام تحت فشارت بذارم یا چیزیو بهت تحمیل کنم ؛ اما حوصله اشو داری که به یه رفیق قدیمی
در مورد یه مشکلی سختی که واسش پیش اومده بهش راهنمایی کنی ؟

05:31.364 --> 05:32.797
چقدر سخت ؟

05:32.865 --> 05:35.732
این قدر سخت که قبلش میگم بیا یه میز بگیریم
. و قبل از اینکه تعریف کنم ؛ چند پیک مشروب بزنیم

05:36.769 --> 05:38.236
. " سَم "

05:39.906 --> 05:43.603
یه " دریاسالار " ؟
یعنی باید با زنِ یه دریاسالار میرفتی ؟

05:43.676 --> 05:46.611
آره ؛ آره ؛ آره
حالا ؛ به نظرت ؛ باید چیکار کنم ؟

05:46.679 --> 05:49.842
. برو سراغ " میتلند " و همه چیو براش توضیح بده
. . بهش بگو نمیدونستی اون زنِش بوده

05:49.916 --> 05:51.941
. تا وقتی که دیگه کار از کار گذشته بود

05:52.018 --> 05:55.954
درواقع ؛ همین الان بهش زنگ بزن
مایک " ؛". . اون فکری نبود که من

05:56.022 --> 05:59.549
ببین ؛ بیشتر میخواستم یه توصیه ی جاسوسی بهم بکنی
. که چطوری نذارم گند کار دربیاد

05:59.659 --> 06:01.650
اون ماجرایی که تو " کییِف " ؛
با " میشا " پیش اومدو یادته ؟

06:01.694 --> 06:03.889
همون وقتی که اون ؛ گروهِ قاتل هایی که
داشتن برای ماموریت به " پاریس " میرفتنو فروخت ؟

06:03.963 --> 06:06.898
البته که یادمه چه ربطی به اون داره ؟
. اون ؛ رازیه که راز باقی میمونه

06:06.966 --> 06:09.935
بخاطر اینکه اگه برملا بشه ؛
. اونوقت یه عده ایو به " سیبری " تبعید میکنن

06:10.002 --> 06:13.233
گندِ این کاری که تو کردی ؛ به محض اینکه میترنگ
. کنار همسرش بخوابه درمیاد

06:13.306 --> 06:15.331
جدی میگم " مایک " ؛ میدونی ؛
. . میدونم که تو مرد باهوشی هستی

06:15.408 --> 06:18.002
اما تو فقط با یه خانم قرار میگذاشتی . .
و دختره هم یه روانی کامل بود

06:18.077 --> 06:22.776
فقط میگم شاید وقتی به روابط دختر-پسر میرسه
تو مهارت زیادی نداشته باشی

06:22.849 --> 06:24.908
شغل من اینه که قبل از اینکه مردم
. دست به کاری بزنن ؛ من ازش آگاه بشم

06:24.984 --> 06:27.282
که بخاطر همینم میدونم که تو ؛
. . به توصیه ی من عمل نمیکنی

06:27.353 --> 06:29.719
. " و این ماجرا ؛ آخرش بدجوری ضایعت میکنه " سَم

06:29.789 --> 06:32.656
. نمیدونم چی بگم
یعنی . . مگه جاسوس ها چقدر میتونن
باهاش باشن . . درسته ؟

06:32.725 --> 06:34.693
. تو هیچوقت با اسلحه به جنگ دشمن نمیری

06:34.761 --> 06:37.753
جوایز خاصی برای بدون اسلحه ؛ با کمک نیروی ذهن ؛
. به جنگ دشمن رفتن ؛ گیرآدم میاد

06:39.665 --> 06:44.329
یه چیزی بگم . . یه روزی
باید چندتا درس جاسوسی بهم بدی ؛ قبول ؟

06:44.404 --> 06:45.462
. قبوله

06:46.339 --> 06:48.273
. دیگه باید برم

06:49.475 --> 06:51.670
مشکلی برات پیش نمیاد ؟
. آره بابا . . چیزیم نمیشه

06:51.744 --> 06:54.941
. بابت آبجو ممنون
. . و  . . " سَم " ؛

06:55.014 --> 06:56.276
. مراقب خودت باش . . .

07:00.553 --> 07:02.953
.

07:03.022 --> 07:05.490
<i>پس ؛ بعدش ؛ یه چندتا مشروب دیگه خوردم ؛
. . و رفتم خونه</i>

07:05.558 --> 07:08.322
<i> فهمیدم شاید بهتر باشه که واسه مشکلاتم با خانم ها . .</i>
<i>. با یه جاسوس مشورت نکنم و ازش راهنمایی نگیرم</i>

07:08.394 --> 07:10.328
.

07:10.396 --> 07:12.626
<i>اما نکته اینجاس که ؛
. معلوم شد حق با جاسوسِه بوده </i>

07:12.698 --> 07:14.996
فرمانده " اَکس " ؟
. باید همراهمون بیاید

07:15.067 --> 07:17.661
! شما کی باشید ؟

07:17.737 --> 07:21.730
تو ؛ تو خونه ی من
! اونم توی تخت ؛ باهمسرم بودی

07:21.808 --> 07:24.140
و اصلا هم سعی نکن که انکارش کنی ؛ . .
. بخاطر اینکه کمربندِتو پیدا کردم

07:24.210 --> 07:25.734
برات آشناس ؟

07:25.812 --> 07:27.746
با " دانا " حرف زدم ؛
و اون ؛ همه چیو برام تعریف کرد

07:27.814 --> 07:30.908
دریاسالار " ؛ " من از وضعیت همسرتون بی اطلاع بودم ؛ قربان
که ایشون همسر شما بودن

07:30.983 --> 07:34.077
بی اطلاع بودی ؟
تو یه افسر نیروی دریایی هستی

07:34.153 --> 07:36.087
تو در میدان جنگ یادگرفتی که
باهوشیاری و آگاهی قدم به جلو برداری

07:36.155 --> 07:38.180
! اما اسمِ منو روی صندوق پست ندیدی ؟

07:38.257 --> 07:40.350
خب ؛ قربان ؛ اون شب ؛
چندان به هوش نبودم ؛ قربان

07:40.426 --> 07:43.486
همونطور که میتونین تصورشو بکنین ؛
. ذهنم درگیر یه چیز دیگه بود ؛ قربان

07:43.563 --> 07:45.758
. دیگه حرف نمیزنم . . قربان

07:46.966 --> 07:49.332
دفتر ثبت ماموریت هامو
. . واسه پیدا کردن ماموریتی که

07:49.402 --> 07:52.166
یه چند وقتی تو رو از جلوی چشام دور کنه گشتم

07:52.238 --> 07:54.172
وفکر کنم دقیقا چیزی که
. دنبالش میگشتمو پیدا کردم

07:54.240 --> 07:57.505
. سیبری " نباشه "
. خواهش میکنم " سیبری " نباشه

07:57.577 --> 08:00.603
. " میری " کولومبیا
. امشب

08:00.713 --> 08:03.807
قربان ؛ با احترام کامل
.باید وسایلمو جمع کنم قربان ؛ . .

08:03.850 --> 08:05.841
داری از دستورات سرپیچی میکنی ؟ -
. نه قربان ؛ نه قربان - البته که نه

08:05.918 --> 08:08.386
I. . موضوع اینه که من
خب ؛ یه مدتی میشه ماموریت های اینطوری نرفتم قربان

08:08.454 --> 08:11.582
و ؛ البته ؛ برای ماموریتی در آمریکای جنوبی
. باید یه مقدار روی اسپانیاییم کار کنم

08:11.657 --> 08:14.956
خب ؛ یه پرواز 12 ساعته
. . با هواپیما پیشِ رو داری ؛ پس

08:16.362 --> 08:18.023
. " برو حسابی روی زبون اسپانیاییت کار کن ؛  " آمیگو

08:18.097 --> 08:20.327
آمیگو به زبان انگلیسی میشه رفیق، درسته قربان؟

08:20.399 --> 08:22.390
! گورتو از دفترم گم کن

08:26.072 --> 08:30.202
<i>.</i>

08:32.144 --> 08:35.136
<i>پس ، مثل یه سرباز خوب</i>
<i>صبح روز بعد  سرحال و سرزنده از خواب بلند شدم.</i>

08:35.214 --> 08:37.614
<i>و از پرواز درجه ی یک ؛</i>
<i>به سمت " کولومبیا " لذت بردم.</i>

08:37.683 --> 08:40.709
<i>[Man] # I said I mean what I said</i>
<i>I said baby #</i>

08:40.786 --> 08:44.415
<i># You try to protect me</i>
<i>Oh #</i>

08:44.490 --> 08:48.153
- Hey!
- <i># And I know that you</i>
<i>won't dare to forget me ##</i>

08:48.227 --> 08:52.254
این چیه تنت کردی ؛ داداش ؟
این یونیفرمو بهم تحویل دادن که بپوشم

08:52.331 --> 08:54.322
میدونی که بیشتر جاهای " کولومبیا " ؛
پر از درخت و سبزه اس و درنتیجه سبزرنگه ؛ درسته ؟

08:54.400 --> 08:57.096
آره ؛ اما فکر نکنم کسی که این یونیفرم رو
بهم داده که بپوشم خواسته باشه با بقیه جور باشم تا جلب توجه نشه

08:57.169 --> 08:59.797
میشه اون آشغالو خاموش کنی ؟

08:59.906 --> 09:03.865
میدونی ؛ قراربود یکی از اعضای نیروهای ویژه ؛ به اسم " دانوهس " رو
باخودم به این ماموریت ببرم

09:03.910 --> 09:06.401
شنیدم که مست کرده بوده و
یه تانک رو به آتش کِشیده بوده

09:06.479 --> 09:09.778
فکر کنم تو بدتر از اون پسره گند زده باشی هان ؟
. آره . . اینطوری به نظر میرسه

09:09.849 --> 09:12.716
چیکار کردی ؟
! باید یه کار دیوونه واری کرده باشی ؛ مَرد

09:12.785 --> 09:15.618
ببین ؛ نمیخوام درموردش حرف بزنم ؛ باشه ؟
هرطور میلِتِه

09:15.688 --> 09:18.816
! موفق باشی
. آره . . ممنون

09:23.763 --> 09:25.424
<i>ماموریتو دوره کردم</i>

09:25.498 --> 09:28.763
<i> اساسا منو فرستاده بودن تا گزارش های مربوط به</i>
<i>ناآرامی و آشوب ها در منطقه رو چک کنم</i>

09:28.834 --> 09:31.234
<i>اساسا ؛ یه مامور رسمی " کولومبیا " ؛</i>
<i>که روابطی رو با آدم های مهمی در آمریکا داشت ؛</i>

09:31.304 --> 09:33.238
<i>. درخواست کرده بود که یه چندتایی لطف درحقش بشه</i>

09:33.306 --> 09:35.467
<i>یکیو میخواست که واسش درمورد یه مشکلی</i>
<i>که پیش اومده بود ؛ شناسایی و گزارش کنه</i>

09:35.541 --> 09:37.907
<i>تا بتونه بعداز مکان یابی و تحقیق درست و حسابی</i>
<i>از نیروهای آمریکایی برای نابودکردنشون استفاده کنه</i>

09:37.977 --> 09:41.970
<i>و منم اون مرد خوش شانسی بودم</i>
<i>که باید عملیات شناسایی و گزارش رو براشون انجام میداد</i>

09:42.048 --> 09:45.484
پرونده رو خوندم ؛ اما امیدوار بودم که شما بتونید یه مقدار منو بیشتر
در جریان ماهیت این موضوع  قرار بدید

09:45.551 --> 09:48.145
یه کم ناگهانی . . وارد این پرونده شدم

09:48.220 --> 09:50.552
این گروهِ باصطلاح " شمشیر سوزان " ؛

09:50.623 --> 09:54.525
مسئول برنامه ریزی و انجام چندین و چند
حمله ی خطرناک در اقصی نقاط این کشوره

09:54.594 --> 09:57.688
و وضعیت داره بدتر و بدتر میشه
ما به کمک احتیاج داریم

09:57.763 --> 10:01.199
. . این " شمشیر سوزان " ؛
یه جور گروه شورشی وطنی هستن ؟

10:01.267 --> 10:03.326
بله ؛ خب راستش ؛
اطلاعات زیادی درموردشون نداریم

10:03.402 --> 10:06.337
یکی هست که میخوام باهاش آشنا بشید

10:06.405 --> 10:08.202
میشه لطفا دنبالم بیاین ؟

10:08.274 --> 10:11.869
! " فرمانده " وِراکروز
.  اجازه بدین فرمانده " اَکس " رو بهتون معرفی کنم

10:11.944 --> 10:14.071
." باعث افتخاره ؛ فرمانده " اَکس

10:14.146 --> 10:17.115
فرمانده " وراکروز " ؛ قبلا
. با سربازهای آمریکایی همکاری داشته

10:17.183 --> 10:20.084
. ایشون تحتِ اختیار شما هستن
. فکر کنم از قبل باهمدیگه آشنایی داریم

10:20.152 --> 10:22.484
. من سال 92 در مدرسه ی آمریکایی ها تعلیم دیدم

10:22.555 --> 10:24.614
خب ؛
. . اگه سال 92 اونجا تمرین دیده باشی

10:24.690 --> 10:27.386
اونوقت ؛ من تک تکِ مادربخطاهایی که ؛ . .
مجبورت کردن که توی گِل و لای . .
. سینه خیزبریو میشناسم

10:27.460 --> 10:29.587
. " ویک رِی برن " -
. ..  نه ؛ نه ؛ نه ؛ منظور اون یاروئه که اسمشو " وحشت " گذاشته بودن

10:29.662 --> 10:30.822
. وحشت " ؛ البته " -

10:30.896 --> 10:32.591
حالا . . نقشه چیه ؟

10:34.600 --> 10:37.296
اطلاعاتی دراختیار داریم که
. . گروه " شمشیر سوزان " ؛

10:37.370 --> 10:39.463
داره برای حمله به یه کلینیک بین المللی
. . برنامه ریزی میکنه

10:39.538 --> 10:41.563
کلینیکی که توسط گروهی به نام . .
. دکترها ؛ درخدمت همه ی مردم " اداره میشه "

10:43.342 --> 10:45.469
یه بیمارستان . . جدی ؟ -
. بدبختانه ؛ بله

10:45.544 --> 10:47.705
اون گروه تا امروز ؛
. کاری به اهداف غیرنظامی نداشتن

10:47.780 --> 10:49.748
اون کلینیک ؛ در یک منطقه ی استراتژیک و مهم
. در کوهستان قرارگرفته

10:49.815 --> 10:53.581
معتقدیم که تروریست ها میخوان ازش برای بدست گرفتن کنترل اون منطقه . .
. استفاده کنن

10:53.653 --> 10:56.349
نقشه ی ما اینه که شما
. . و فرمانده " وراکروز " ؛

10:56.422 --> 10:59.550
قبل از اینکه اون اتفاق بیفته . .
. خودتونو به اون بیمارستان برسونید

10:59.659 --> 11:01.786
اعتماد میکنم که کارو به دست کاردان سپردیم ؟
البته، متشکرم قربان

11:01.827 --> 11:02.885
. خدانگهدار

11:03.095 --> 11:04.392
. بریم با بچه ها آشنا بشیم -
. فوق العاده اس . . خواهش میکنم -

11:04.463 --> 11:07.023
- <i>. سلام ؛ قربان</i>

11:07.099 --> 11:09.932
<i>. مطابق مشق نظامی استاندارد ؛ جلو رفتیم</i>
<i>. با تیمِ " وراکروز " آشنا شدم </i>

11:10.002 --> 11:12.527
<i>و بعدش رفتیم به طرف کوهستان ؛
. . به سمت منطقه ای که.</i>

11:12.605 --> 11:15.733
<i>این گروه " شمشیر سوزان " ؛ . .
. در صدد اشغال کردنش براومده بود </i>

11:20.446 --> 11:24.143
<i>یه دو روزیو داخل ماشین ؛ درون کوهستان بالا و پایین و اینطرف و اونطرف میرفتیم </i>
<i>و بخاطر سواری مُمتد با ماشین ؛ حال بهم خوردگی بهمون دست میداد.</i>

11:24.216 --> 11:27.049
<i>چیز زیادی برای گزارش کردن نبود ؛ لااقل تاوقتی
. . که بیشتر به سمت شمال جلو رفتیم </i>

11:27.119 --> 11:30.520
<i>. . و جاهاییو دیدیم . . </i>
<i>. که این گروهِ خشن ؛ مورد حمله قرار داده بود</i>

11:30.589 --> 11:34.355
<i>. . بیشتر اوقات ؛ خرابکاری های کوچیک بودن </i>
<i>مثلا ؛ وسایل نقلیه ی منفجر شده ؛ اُردوگاه های به آتش کِشیده شده </i>

11:34.427 --> 11:37.123
<i>اما دیدن همین ها هم برام کفایت میکرد که به فکر بیفتم </i>
<i>باید هرچه سریعترخودمونو به این کلینیک برسونیم </i>

11:37.196 --> 11:38.788
<i>. مطمئن بشیم که هیچ اتفاق ناخوشایندی براشون نمیفته </i>

11:38.864 --> 11:42.322
<i>. . اون کلینیک ؛ براحتی میشه بگی که وسط ناکجاآباد قرارگرفته بود <i></i></i>

11:42.401 --> 11:45.427
<i>بعداز سفر طولانی مدتمون به اونجا، پیش خودم گفتم لابد بخاطر سختی هایی که برای رسیدن </i>
. به اینجا کِشیدیم ؛ یه آبجویی چیزی بهمون تعارف میکنن 

11:45.504 --> 11:47.995
<i>. اما اونا دقیقا از دیدنمون خوشحال نبودن</i>

11:48.074 --> 11:51.100
باشه . . این حرفی که میزنی ؛ خیلی مسخره اس
واسه چی یکی باید بخواد به کلینیک حمله کنه

11:51.177 --> 11:54.669
متاسفم . . دکتر،اما اطلاعاتی که بدستمون رسیده نشون میدن که
. قراره اینجا مورد حمله قرار بگیره

11:54.747 --> 11:57.341
حالا باید چیکار کنیم . . هان ؟
اینجا رو تخلیه کنیم ؟

11:57.416 --> 11:59.976
. این ؛ بهترین کار ممکنه
. . میتونم تا فردا بهتون وقت بدیم که . . که

12:00.086 --> 12:03.146
گوش کن ؛ آدمایی تو اون کلینیک بستری هستن
که اینقدر مریضن که نمتونن ازجاشون جُم بخورن

12:03.189 --> 12:06.750
حالا ؛ چطوری باید تا فردا اینجا رو تخلیه کنم و
. خیلی خب . . بچه ها . . هِی، بذارید من این مشکلو حل کنم

12:06.826 --> 12:08.384
میدونی ؛ به عنوان یه آمریکایی
. با یه آمریکایی دیگه حرف بزنم

12:08.994 --> 12:10.791
. من " کانادایی " هستم

12:10.863 --> 12:13.263
خب ؛ پس به عنوان یه ساکن آمریکای شمالی ؛
با یه ساکن آمریکای شمالی دیگه حرف بزنم ؟

12:13.332 --> 12:15.493
. . نمیخوایم به زحمتتون بندازیم و اذیتتون کنیم

12:15.568 --> 12:17.695
اما ؛ اگه تیر بخوری ؛ . .
. دیگه نمیتونی به مریض هات کمک کنی

12:17.770 --> 12:21.365
گوش کن ؛ آقا ؛ ما هیچ مشکلی
با گروه " شمشیر سوزان گ نداریم ؛خب ؟

12:21.440 --> 12:24.204
<i>. یه لحظه . . یه لحظه -
. باشه ؛ خواهش میکنم - </i>

12:24.276 --> 12:28.269
پس . . حالا بهم بگو
آخه چطوری بایدتا فردا ؛ کلینیکمو تخلیه کنم ؟

12:28.347 --> 12:29.439
. " سلام ؛ " بِن
سلام

12:29.515 --> 12:32.109
چطوره تو بری و
. . به بیمارمون رسیدگی کنی

12:32.184 --> 12:34.175
و من این مشکلو حل کنم.....

12:34.987 --> 12:37.182
باشه ؟
از اینطرف . . سرباز

12:37.256 --> 12:39.315
. راستش . . فرمانده هستم

12:39.391 --> 12:41.291
. بخاطر رفتارش متاسفم

12:41.360 --> 12:43.590
آره . . مشکلش چیه ؟
. اون یه دکتره

12:43.662 --> 12:47.393
. کارش اینه که به مردم اهمیت بده
. تو یه سربازی. کارت ؛ کُشتن مردمه

12:47.466 --> 12:49.991
حالا دیگه خودت حدس بزن که
. مشکلتون این وسط چیه . .آقای باهوش

12:50.069 --> 12:52.503
و شما کی باشین ؟
. " آماندا مِیپلز "

12:52.571 --> 12:55.369
. من تو برنامه ی کمک غذایی به مردم محلی هستم
. ما خارج از کلینیک کار میکنیم

12:55.441 --> 12:59.377
. راستی عجب لباس قشگی. خیلی لطیف و ماهرانه  طراحی شده
. آره . . داستانش طولانیه

12:59.478 --> 13:01.946
حالا . . میخوای با اون رفیقت حرف بزنی ؟
بخاطر اینکه ممکنه جونتون درخطر باشه

13:01.981 --> 13:03.915
. باشه . . تمام سعیمو میکنم

13:03.983 --> 13:06.577
منتها فعلا. . واقعا ازتون متشکر میشیم
. که گورتونو از اینجا گُم کنید

13:06.652 --> 13:08.483
. . بخاطر اینکه حتی اگه قبلا هدف حمله نبودیم

13:08.554 --> 13:10.579
اگه شماها از اینجا نرین ؛ . .
. بدون شک به هدف تبدیل میشیم

13:10.656 --> 13:12.487
به عنوان یه سرباز ؛
. نمیتونم به این سادگیا برم پی کارم

13:12.558 --> 13:13.923
البته که میتونی ؛

13:13.993 --> 13:16.860
کافیه، . . بری سوار اون ماشین بشی
کلیدو بچرخونی و ماشینو روشن کنی

13:16.929 --> 13:18.920
پاتو بذاری رو پدال گاز ؛ . .
. . و بعدش

13:18.998 --> 13:20.761
. بری پی کارت . ..

13:26.005 --> 13:29.497
.

13:35.781 --> 13:37.681
این جا خبره ؟
این بچه کیه؟

13:37.750 --> 13:39.377
. ممکنه با تروریست ها باشه

13:39.451 --> 13:41.442
وقتی میخواست یواشکی وارد یکی از
. ماشین هامون بشه گرفتیمش

13:41.520 --> 13:42.714
هی، هی

13:42.788 --> 13:44.813
. همه آروم باشن

13:44.890 --> 13:46.482
. باشه

13:46.559 --> 13:54.719
حالا . . بچه، تو از دارودسته ی شمشیر سوزانی ؟ -
. اصلا نمیفهمم این که میگی چه معنی ای میده
. اونجا غذا بود و منم گرسنه بودم

13:55.067 --> 13:57.558
. خیلی خب . . بچه ها . . بی خیال
. اون دختر فقط دنبال یه چیزی واسه خوردن میگشته

13:57.636 --> 14:01.072
بیاین به خودمون مسلط باشیم و قاطی نکنیم ماموریتمون این نیست که با خشونت
با نوجوون های گرسنه رفتار کنیم که ؛ درسته ؟

14:01.173 --> 14:02.504
. نه ؛ البته
. البته . . البته

14:05.711 --> 14:07.303
. هِی بچه . . برو پِی کارت

14:12.651 --> 14:16.018
با دکتر حرف زدم و همینطور اون خانمی که تو برنامه ی
. . کمک غذایی بود

14:16.088 --> 14:18.022
. اما اونا چیزی درمورد حمله نمیدونن

14:18.090 --> 14:21.321
فقط مودبانه ازم خواستن که
. گورمونو از اینجا گُم کنیم

14:21.393 --> 14:23.327
. همین اطراف کمپ میزنیم

14:23.395 --> 14:25.886
اونطوری ؛ اگر حمله ای اتفاق بیفته ؛
. ما آماده ایم

14:35.774 --> 14:37.765
<i>اردوگاهِ " وراکروز " ؛
. خیلی پرت و دورافتاده بود.</i>

14:37.843 --> 14:41.438
<i>اما بذارید بهتون بگم که افرادش,</i>
<i>. تا دندان مسلح بودن.</i>

14:41.513 --> 14:43.947
<i>من هنوز نمیدونستم که دقیقا
. . با چه دشمنی طرف هستیم </i>

14:44.016 --> 14:47.179
- <i>اما ؛ افرادِمون ؛ این قدر اسلحه و مهمات داشتن
. که بتونن اونا رو برای همیشه از نقشه حذف کن,</i>

14:47.253 --> 14:49.448
<i>پس تصمیم گرفتم سرمو بندازم پایین</i>
<i>. و کارمو انجام بدم </i>

14:49.521 --> 14:51.989
و مثل یه پسر خوب ؛
. گزارشاتمو به " ایچ-کیو " بدم

14:52.057 --> 14:53.888
.

14:53.959 --> 14:55.756
دفتر دریا سالار میتلند

14:55.828 --> 14:58.558
فرمانده " اَکس " ؛ هستم
. با دریاسالار " میتلند " کار داشتم ، لطفا
- <i>یک لحظه فرمانده.</i>

14:58.664 --> 15:00.256
- <i>اکس.</i>
بله قربان

15:00.299 --> 15:02.460
هنوز هیچ تماسی با هیچ تروریستی
. نداشتم ؛ قربان

15:02.534 --> 15:04.593
-ما دومایل با کلینیک فاصله داریم
- <i>خوبه </i>

15:04.670 --> 15:06.661
<i>خوبه . هرچقدر وقت برد ؛
. به کار ادامه بده.</i>

15:06.739 --> 15:10.698
قربان ؛ این " هرچقدر وقت برد " ؛
دقیقا چه معنی ای میده ؟

15:11.443 --> 15:13.377
. . معنیش این میشه که ؛ دفعه ی بعد

15:13.445 --> 15:15.777
. از زنِ افسرهای مافوق خودت فاصله بگیر

15:15.848 --> 15:17.213
.

15:17.283 --> 15:19.342
. چند ماه دیگه میبینمت -
. دریافت شد -

15:19.418 --> 15:22.285
با فرماندهی تماس گرفتم که
. اونا رو درجریان اتفاقاتی که افتاده بذارم
فوق العاده اس ؛

15:22.354 --> 15:24.481
شاید میل داشته باشی که
استراحتی بکنی یا یه غذایی بخوری ؟

15:24.556 --> 15:26.490
. من و افرادم میخوام تو منطقه گشت بزنیم

15:26.558 --> 15:28.788
خوبه ؛ خب ؛ منم همراهتون میام ؛
. وسایل گشتم اونجان

15:28.861 --> 15:31.227
راستش ؛ قربان ؛
. اگه شما همین جا بمونید بهتره
اینجا بمونم ؟

15:31.297 --> 15:34.391
آخه من که نمیتونم وقتی داخل چادر نشستم ؛
به وظایف شناسایی و گزارشم عمل کنم ؛میتونم ؟

15:34.466 --> 15:37.833
بی خیال ؛ میتونم از عهده ی یه گشتِ شبانه ی
کوچیک بربیام دیگه . . هان ؟
. " مطمئنم که میتونید ؛ فرمانه " اَکس

15:37.903 --> 15:40.895
. اما من ؛ مسئول حفظ امنیت شما هستم

15:40.973 --> 15:44.306
اگه با تروریست ها درگیر بشیم. بی درنگ سمت شما برمیگردیم

15:48.380 --> 15:51.679
<i>از اینجا بود که اوضاع
. کله پا شد </i>

15:53.385 --> 15:56.877
. باید اون کلمه رو تو گزارشی که مینویسی پُررنگ کنی
. " اوضاع کله پا شد "

15:56.956 --> 16:01.723
حالا . . چیکار کردی ؟
فکر کنم بشه اینطور بگیم که
. دستوراتمو اصلاح کردم

16:01.827 --> 16:04.295
.

16:04.330 --> 16:07.561
<i>## [Latin]</i>

16:11.103 --> 16:12.934
Oh, <i>seٌor-</i>

16:17.142 --> 16:19.110
<i>. شب بخیر </i>

16:21.180 --> 16:24.013
<i>## [Continues]</i>

16:25.384 --> 16:26.373
[Yawning]

16:26.452 --> 16:27.714
[Yawning Continues]

16:30.322 --> 16:33.553
<i>. تصمیم گرفتم خودم یه گشتی تو منطقه بزنم </i>

16:46.071 --> 16:50.371
<i>. محیط اطرافو گشتم </i>
<i>دنبال جای تایر ماشین ها ؛
. یا علائم فعالیت گشتم </i>

16:50.442 --> 16:54.173
<i>تنها نیروی دشمنی که پیدا کردم </i>
<i>لونه ی عنکبوت هایی بود که به بزرگی خونه بود </i>

16:54.246 --> 16:57.340
- <i>و ؛ وسط مبارزه با اون عنکبوت های
. . مادربخطا بودم که </i>

16:57.416 --> 17:00.613
- <i>. صداهایی شنیدم . . .</i>

17:04.456 --> 17:08.290
<i>. رفتم که ببینم صدای چیه . با این فکر که شاید صدای
. افراد گروه شمشیر سوزان باشه</i>

17:08.360 --> 17:11.488
<i>اما ؛ به جاش چی پیدا کردم ؟
وراکروز " ؛ "</i>

17:11.563 --> 17:14.532
<i>. . که داشت یه بار اسلحه رو</i>
<i>از جایی پنهان شده ؛ در کوهستان خالی میکرد</i>

17:14.600 --> 17:17.797
<i>. به صحبت هاشون گوش کردم,</i>
<i>. . و حدس بزنید چی شنیدم.</i>

17:17.870 --> 17:19.997
<i>اون نقشه کشیده بودن که خودشون
. به کلینیک حمله کنن.</i>

17:20.072 --> 17:22.040
<i>و بعدش کاری کنن که طوری به نظر برسه
. که اینگار کار شورشی ها بوده</i>

17:22.107 --> 17:23.734
<i>. . و بعداز اینکه گزارشمو دادم </i>

17:23.809 --> 17:26.642
کلینیک رو نابود میکنیم
! بعدشم یه تیر تو کله ی اون آمریکایی خالی میکنیم

17:28.847 --> 17:30.508
. ای مادربخطا

17:30.582 --> 17:33.642
<i>مطمئم اتفاقات و پیشامدهای ناگوار ؛ </i>
<i>. توی هر عملیاتی اتفاق میفتن و نقشه ها خراب میشن
</i>

17:33.719 --> 17:35.710
<i>اما اینکه فهمیدم قراره
. . کُشته بشم </i>

17:35.788 --> 17:38.848
<i>اونم بخاطر نقشه ای که میخواستن براساسش
. .  از نیروی نظامی آمریکا استفاده کنن </i>
<i>. اون دیگه برام تازگی داشت.</i>

17:38.924 --> 17:40.323
<i>. . پس . . خونسردیمو حفظ کردم </i>

17:40.392 --> 17:42.860
<i>و تا جایی که میتونستم بدون هدر دادن لحظه ای
. به اردوگاه  برگشتم .</i>

17:43.195 --> 17:47.097
. یه دقیقه وایسا، یه دقیقه وایسا . . یه دقیقه وایسا
. بیا این تیکه رو برگردیم عقب. گیج شدم

17:47.166 --> 17:50.966
تو میگی در این لحظه از ماموریت هیچ تماسی با تروریست های " شمشیر سوزان " ؛ برقرار نکردی ؟

17:51.036 --> 17:52.663
...بخاطر اینکه گزارش های ما نشون میدن که -

17:52.738 --> 17:55.206
خب . . اون گزارش ها رو از کجا آوردین ؟
از هم قطارهای " وراکروز " ؟

17:55.274 --> 17:57.037
و ؛ چی ؛ فکر کردین که
. . اعلام میکنن

17:57.109 --> 17:59.805
رسما نقشه کِشیده بودن که دوتا گلوله پسِ کله ام خالی کنن؟

17:59.912 --> 18:04.349
. . چیزی که واقعا میخوام درموردش بشنوم و بدونم
اینه که تو چطوری ؛ بدست نیروهای تروریست رُبوده شدی ؟

18:05.717 --> 18:09.278
آهان . . خب ؛
. اون حرف ؛ کاملا درست و دقیق نیست

18:11.090 --> 18:14.025
<i>نمیتونستم اجازه بدم که " وراکروز " متوجه بشه
. . که من از نقشه هاش سردرآوردم و دنبالشم </i>

18:15.928 --> 18:18.863
<i>پس ؛ تصمیم گرفتم</i>
<i>که یه صحنه ی آدمرُبایی تقلبی درست کنم . .
. . که حواسشونو پرت کنم</i>

18:18.931 --> 18:20.922
<i>. و بعدش بلافاصله به کلینیک برگشتم.</i>

18:24.369 --> 18:25.859
<i> </i>

18:28.740 --> 18:32.073
اینجا چه غلطی میکنی  مرد ؟
. ساعت 5 صبحِه

18:32.144 --> 18:34.203
. من و تو باید حرف بزنیم
. همین الان

18:34.279 --> 18:35.769
.

18:37.149 --> 18:39.174
. خیلی خب . . گیج شدم

18:39.251 --> 18:42.550
واسه چی کسی باید بخواد که به ما حمله کنه ؟
. بخاطر اینکه این ؛ تاکتیکِشونه

18:42.621 --> 18:46.751
اگه بتونن کاری کنن که این گروه تروریستی
به نظر برسه که مسئول قتل عام این کلینکِ
. . و همینطور مخلص شماس

18:46.825 --> 18:49.760
وراکروز میتونه هرکاری که دلش میخواد اینجا انجام بده
. و پول هنگفتی هم بابتش بدست بیاره

18:49.828 --> 18:52.160
صحیح ؛ اما حرف اینجاس که ما ؛
سیاسی نیستیم ؛ باشه ؟

18:52.231 --> 18:55.530
من تا حالا حتی اسم این گروهو هم
نشنیده ام . . چی بود اسمشون ؟

18:55.601 --> 18:56.727
. " شمشیر سوزان " -
. درسته

18:56.802 --> 18:58.633
. آره خوب -
. همیشه اتفاق میفته -

18:58.737 --> 19:00.227
. وقتی آفریقا کار میکردم همچین چیزیو دیدم

19:00.272 --> 19:01.933
. . یه گروه نظامی که به کمک احتیاج داره

19:02.007 --> 19:06.000
. . کارای وحشتناکی انجام میده
. و اونا رو گردنِ دشمنهاش میندازه

19:08.714 --> 19:11.012
منظور اینه که . . بهرحال شماها
باید هرچه سریع تر راه بیفتین ؛ باشه ؟

19:11.083 --> 19:14.109
در این بین ؛
. به تلفن ماهواره ایتون احتیاج دارم

19:14.186 --> 19:16.552
. آره . . باشه
. تو پیداکردنش موفق باشی

19:16.622 --> 19:19.216
وقتی ما احتیاج به گرفتن تماس تلفنی پیداکنیم ؛
. باید تا " سانتا مارتا " بریم

19:19.291 --> 19:21.054
جدی ؟
هیچی ندارین ؟

19:21.126 --> 19:23.185
. هِی ؛ ما که کلینیکِ " میو " نیستیم

19:23.262 --> 19:26.026
:و ؛ یه سئوال سریع
چه پیشنهادی برای اینکه ما از اینجا خارج بشیم داری ؟

19:26.098 --> 19:29.067
مثلا ؛ با هلیکوپتر نجاتمون بریم ؟
یا با ناوگان آمبولانس هامون ؟

19:29.134 --> 19:31.864
. ما یه کلینیک کوچیک ؛ اونم تو کوهستان هستیم

19:31.937 --> 19:34.599
. من دشمنی نیستم که باهاش درگیرید
فقط سعی دارم واستون . نقشه ی فرار بکِشم

19:34.673 --> 19:36.368
. و ؛ ازت سپاسگزاریم

19:36.441 --> 19:39.205
اما این یارو " وراکروز " ؛
. . داره دنبالت میگرده

19:39.278 --> 19:42.179
و نمیتونیم اجازه بدیم که بیاد اینجا و
. اینجا پیدات کنه

19:42.247 --> 19:44.875
. پس . . فقط برو
. ما خودمون بلدیم از خودمون مراقبت کنیم

19:58.497 --> 20:00.488
. باید دزدیده باشنش

20:02.367 --> 20:04.130
چیز دیگه ای شنیدی ؟ -
. نه ؛ هیچی

20:04.203 --> 20:05.966
. متاسفم فرمانده -
. چیزی نیست

20:06.038 --> 20:08.472
تو هنوز نقش مهمی در این ماموریت داری ؛
. " آقای " گارسیا

20:08.540 --> 20:10.269
. . وقتی به آمریکایی ها بگم چه اتفاقی افتاده

20:10.342 --> 20:14.005
بهشون خواهم گفت که تو با شجاعت تمام سعی کردی که با افراد شورشی  " شمشیر سوزان " ؛ دربیفتی

20:14.079 --> 20:15.910
. . اما ؛ درکمال اندوه و ناراحتی

20:15.981 --> 20:18.006
. در مبارزه ؛ کُشته شدی

20:21.820 --> 20:24.789
. . جسدشو بندازین تو درّه
. و ازش واسه گزارش عکس بگیرین

20:24.856 --> 20:28.087
و ؛ درمورد کلینیک ؟
حالا که اون آمریکاییو از دست دادیم ؛
. دیگه صبر کردن فایده ای نداره

20:28.160 --> 20:30.390
خودمون کلینیک رو نابود میکنیم و
بعدش اون گزارشیو که میخوایمو میگیریم

20:30.462 --> 20:33.556
<i>پس ، خبر بد این بود که " وراکروز " ؛,</i>
<i> داشت زودتر از موعد نقشه اشو عملی میکرد </i>

20:33.632 --> 20:37.466
<i>این حقیقتیه که وقتی توی جاده
. . با یکی که میشناختمش </i>
<i>. برخورد کردم ؛ متوجهش شدم </i>

20:37.536 --> 20:40.096
. یا مسیح
. . چی

20:40.172 --> 20:43.573
تو اون بچه ای که قبلا دیدم ؛ درسته ؟
همون دزدِ غذا ؟
اینجا چه غلطی میکنی ؟

20:43.642 --> 20:46.941
. میخوام مردمو از کلینیک خارج کنم
. باشه ؛ وایسا ببینم

20:47.012 --> 20:48.809
. یه لحظه آروم بگیر
از کِی انگلیسی حرف میزنی ؟

20:48.880 --> 20:50.848
. قبلا سریال " فول هاوس " رو نگاه میکردم

20:50.916 --> 20:52.941
! میدونی  . . " وراکروز " داره میاد
! باید بریم

20:53.018 --> 20:55.612
وراکروز ؟ از کجا میدونی داره میاد ؟
. داشتم اردوگاهِشونو میپاییدم

20:55.687 --> 20:57.678
تو داشتی از اردوگاهِش جاسوسی میکردی
. جاسوسی نمیکردم

20:57.756 --> 21:00.384
میخواستم غذا بدزدم
و بعدش مُچمو گرفتن و بعدش دوباره سعی کردم
. که ازشون غذا بدزدم

21:00.492 --> 21:04.019
! چه اهمیتی واسه تو داره ؟
وراکروز " یکی از افرادشو کُشت ؛ "
! بخاطر اینکه گذاشته بود تو از دستِش دربری

21:04.062 --> 21:07.964
! الان داره میاد اینجا
! الان داره به این سمت میاد

21:10.535 --> 21:12.662
. نه ؛ نه

21:12.738 --> 21:15.036
. دوباره تو ؛ نه
. . فکر کردم بهت گفتم که

21:15.107 --> 21:17.200
آره ؛ آره ؛ یادمه ؛
. یه نقشه ی جدید دارم

21:17.276 --> 21:19.767
. همین الان باید همه رو از اینجا خارج کنیم

21:21.113 --> 21:22.705
کلینیکه؟

21:22.781 --> 21:23.975
بله

21:24.049 --> 21:25.414
کلینیک بود

21:25.484 --> 21:28.885
من گزارشهائی در مورد اینکه چه اتفاقی اینجا افتاده داشتم

21:28.954 --> 21:32.856
من شنیدم کار "اسپادا آردینته" بوده
من شنیدم که یه کار تروریستی بود

21:32.924 --> 21:34.653
من میخوام تفسیر تو رو بشنوم

21:34.726 --> 21:38.685
خب، درسته، من فکر میکنم نکته اینجاست که کلینیک از بین رفته، درسته؟

21:38.764 --> 21:40.254
موضوع مهم این نیست که واقعاً چه اتفاقی افتاده

21:40.332 --> 21:42.357
من تصمیم میگیرم که چی مهم هست و چی نیست، فرمانده

21:42.434 --> 21:44.459
چرا شما اینقدر به کلینیک گیر دادید، قربان؟

21:44.536 --> 21:47.596
من فکر میکنم که ما داریم در مورد یک ماموریت نظامی اینجا صحبت میکنیم

21:47.673 --> 21:49.607
....دلیل اینکه اینقدر علاقه مند هستم این هست که

21:49.675 --> 21:52.769
کلینیکی که اونطرف کوهستان هست یهو خودبخود منفجر نمیشه

21:54.479 --> 21:58.916
حالا شاید تو داری از کسی محافظت میکنی
من اینجا آدم بده نیستم

21:59.017 --> 22:01.451
خب، ثابتش کن
جون افرادی درگیر این ماجرا شدن

22:01.486 --> 22:04.649
و اون افراد کیا هستن، به صحبتهای تو در اینجا بستگی داره

22:09.161 --> 22:12.187
بسیار خب، خوبه، بسیار خوبه
....تو اونجا آروم و راحت میشینی

22:12.264 --> 22:15.062
و من  دادگاه نظامی رو اجرا میکنم

22:23.508 --> 22:28.377
بسیار خب، من اون کار رو کردم، قبوله؟
من اون لعنتی رو خودم منفجر کردم

22:28.447 --> 22:30.711
ما توی وضعیت بسیار بدی افتاده بودیم، قربان

22:30.782 --> 22:35.151
یک راه برای فرار از اون وضعیت بود
ما یه عده افراد مریض داشتیم و باید سریعتر از اونجا فرار میکردیم

22:35.220 --> 22:38.883
. الان وقت آروم گرفتن نیست "وراکروز " و افرادش الان دارن به سمت اینجا میان

22:38.957 --> 22:40.618
و با این وضع جاده ها ؛
ما حدود سی دقیقه  فرصت داریم

22:40.692 --> 22:43.092
میشه یه لطفی بکنی و این کپسول های
اکسیژن رو برداری ؟

22:43.161 --> 22:45.493
. . صبر کن . . فکر کنم گفتی که
. تا یه مدتی سر وکله ی " وراکروز " پیدا نمیشه

22:45.564 --> 22:47.623
آره ؛ منتها نظرشو عوض کرده ؛
خنده داره که چطوری اون اتفاق افتاده

22:47.699 --> 22:50.224
دارین با وسایلم چیکار میکنین ؟

22:50.302 --> 22:53.499
بذار یه سئوالی ازت بپرسم ؛ ببینم ؛ تو اینجا یه محموله ی مخفی از اسلحه داری که من از وجودش بی خبرباشم ؟

22:53.572 --> 22:56.405
نخیر ؛ من هیچ محموله ی مخفی اسلحه ای
. اینجاها ندارم
. صحیح،منم فکر نمیکردم داشته باشی

22:56.475 --> 22:58.067
بگیرش ؛ بچه

22:58.143 --> 23:00.941
پس ، به وسیله ی این کپسول ها
. . و اون مقدار سوختی که اون پشته

23:01.046 --> 23:03.037
این قدر نیرو دراختیار داریم . .
. که اینجا رو بفرستیم هوا

23:03.081 --> 23:04.571
! چی ؟ نه
! نه ؛ نه  ؛ نه

23:04.649 --> 23:06.947
! قرار نیست کلینیکو نابود کنی

23:07.018 --> 23:09.179
مکه " وراکروز " تو راهِ اینجا نیست
که دقیقا همین کارو بکنه ؟

23:09.254 --> 23:12.348
نخیر ؛ " وراکروز " ؛ میخواد که
این کلینیک رو با آدمای داخلش بفرسته هوا

23:12.424 --> 23:15.359
اما من میخوام کلینیک رو نابود کنم
که یه حواس پرتی ای براش درست کنم
. که بتونم جون مردمو نجات بدم

23:15.427 --> 23:17.361
. یه نمه با همدیگه فرق میکنه
این دیوونگیه

23:17.429 --> 23:20.023
نه ؛ نمیتونی اینکارو بکنی
....ببینید ؛ بچه ها ؛واقعا که فکر نمیکنید

23:20.098 --> 23:22.862
افراد " وراکروز " ؛ متوجه این که شماها دارین
اینجا رو ترک میکنین نمیشن ؟

23:22.934 --> 23:25.994
باید همه ی رَدهامونو پاک کنیم
.راست میگه ؛ بچه ها. این بهترین راهِه

23:26.071 --> 23:28.437
دیدی ؟ دختر خانم دزدِ نوجوونمون
. باهام موافقه

23:28.507 --> 23:30.998
حالا ؛ پسرا و دخترا ؛
. این حادثه داره اتفاق میفته

23:31.076 --> 23:33.704
اگه اینجا بمونین ؛ جونتونو از دست میدین ؛
. . اگه همراه من بیاین

23:33.779 --> 23:34.803
زنده میمونیم ؟

23:34.880 --> 23:36.541
. خب . . احتمال زنده موندنتون یه کم بیشتر میشه

23:36.615 --> 23:38.845
. پس . . بیاین این کارو انجام بدیم
مریض ها رو از کلینیک خارج کنید ؛

23:38.917 --> 23:42.444
بذاریدشون توی ماشین ها و اگه آدم-بدها رو دیدین ؛خبرم کنید

23:42.521 --> 23:44.751
. باورم نمیشه داریم اینکارو انجام میدیم

23:44.823 --> 23:46.290
من چی ؟

23:46.358 --> 23:49.350
. ما دوتا ؛ قراره بمب بسازیم
میخوایم بمب بسازیم

23:50.862 --> 23:54.525
خیلی خب ؛ گازوئیل داریم ؛ اکسیژن ؛
....اون بیرون هم گاز پروپن

23:54.599 --> 23:56.430
. . شماها چی بهش میگین
اون دستگاه شوک قلبی منه ؟

23:56.501 --> 23:59.299
درسته، امکانش هست که دست برقضا ؛
اکسید نیتروژن تو دست و بالت پیدا بشه ؟

23:59.404 --> 24:02.931
نه ؛ ما ؛ حالت بیمارستان صحرایی داریم
. نه اینکه مثل مطب یه دندانپزشک شهری امکانات داشته باشیم

24:02.974 --> 24:04.805
- You keep saying that. Hold on.
من قراره اینجا چیکار کنم ؟

24:04.876 --> 24:06.810
. صبر کن
. باشه . . عالیه

24:06.878 --> 24:09.369
. بگیرش این ؛ دستگاهِ شوکِ قلبیتِه.
آره . . اون، باشه

24:09.448 --> 24:11.473
. با نوارچسب روی فلکه ی سیلندر محکمش کن

24:11.550 --> 24:15.509
باشه -
خیلی سریع ؛ روی برچسبش نوشته که
. . دور نگه داشته شود از

24:15.587 --> 24:17.521
. آره ؛ درسته
ما داریم بمب میسازیم ؛ باشه ؟

24:17.589 --> 24:20.752
پس باید دقیقا برعکس چیزی که
. روی برچسب نوشته انجام بدی

24:32.804 --> 24:36.171
این بیرون اوضاع چطوره ؟
خدای من ؛ این دختر یه دفعه دوید و
. دست از گریه کردن هم برنمیداره

24:37.843 --> 24:40.209
. هِی ؛ هِی ؛ خواهر
. آروم باش

24:40.278 --> 24:42.940
من تو این چیزا ماهر نیستم ؛
اما فکر نکنم  این روشی باشه که بشه  باهاش گریه ی بچه رو بند بیاری

24:43.014 --> 24:45.380
.

24:51.656 --> 24:53.590
.

25:02.734 --> 25:03.928
کلودیا

25:05.136 --> 25:07.570
<i>خوبه.میبینم</i>

25:07.639 --> 25:08.731
راحت ، مثل آب خوردن

25:18.517 --> 25:20.576
بیاین از اینجا بریم

25:20.652 --> 25:23.382
همه چیو همونطوریکه بهت گفتم
نصب کردی ؟
آره ؛ آره ؛ همون کارو کردم

25:23.455 --> 25:26.117
کپسول اکسیژن روروی حداکثر گذاشتم
. درست همونطوریکه گفتی

25:26.191 --> 25:28.352
مطمئنی درست انجامش دادی ؟
. فقط یک بار میتونیم دکمه رو فشار بدیم

25:28.426 --> 25:31.725
. نه ؛ مطمئن نیستم درست انجامش داده باشم
آخه از کجا باید بدونم
که آیا کارمو درست انجام دادم یا نه ؟

25:33.298 --> 25:36.756
خیلی خب ؛ مردم ؛
در لحظه ای که این دکمه رو فشار بدم بمب منفجر میشه

25:36.835 --> 25:41.101
. پس باید راه بیفتیم
دود و آتش ؛ باعث میشه که
. اونها متوجه فرارکردنمون نشن

25:44.342 --> 25:47.243
. باشه
. چیزی نشد

25:51.616 --> 25:53.709
. اینطوری منظورم نبود
. نقشه ی جدید

25:53.785 --> 25:55.412
نقشه جدید؟
. باید دستی فعالش کنم -

25:55.487 --> 25:58.285
منظورت چیه ؟دستی ؟
! نه ؛ نه ، نه ، نه ، نه
. وایسا ؛ وایسا ؛ وایسا ؛ صبر کن

25:58.356 --> 26:00.483
. از ماشین بیرون نیا
نه، شاید تونستم درستش کنم

26:00.592 --> 26:02.184
. . شاید بتونم

26:02.227 --> 26:03.717
[Yells]

26:12.137 --> 26:13.627
[Grunts]

26:18.276 --> 26:20.210
فکر کنم درستش کردی

26:26.885 --> 26:29.115
چه غلطی کردی ؟ -
. فشارشو روی حداکثر گذاشتم

26:29.187 --> 26:31.712
بخاطر اینکه خودت بهم گفته بودی ؛
! خودت گفته بودی فشارو روی حداکثر بذار
آره ؛ میدونم

26:31.790 --> 26:34.691
فقط نمیدونستم که به این خوبی از پسش براومدی
تو استعداد داری

26:34.759 --> 26:36.954
. یه دقیقه وایسا . . صبر کن
. یه لحظه
پس ؛ حالا دیگه خطری تهدیدمون نمیکنه ؛ درسته ؟

26:37.028 --> 26:39.588
. نه
. فاصله ی زیادی با در امن و امان بودن داریم

26:47.405 --> 26:49.896
. ببخشید که منتظرتون گذاشتم

26:49.975 --> 26:52.705
قربان ؛ میدونستید که دیشب
منو داخل اتاقم حبس کردن ؟

26:52.777 --> 26:56.178
باید بهتون بگم که این ماجرا داره بیشتر و بیشتراز یه پرش و پاسخ غیر رسمی فاصله میگیره

26:56.247 --> 26:58.272
. هنوزم یه تحقیق ساده اس ؛ فرمانده

26:58.350 --> 27:01.547
گرچه ؛ بعداز شهادت دیروزتون
اگه من به جاتون بودم ؛
برای مسافرت برنامه ریزی نمیکردم

27:01.653 --> 27:04.213
بابت هشدارتون ممنون

27:04.255 --> 27:07.156
حالا ؛ وسطِ این افسانه های قهرمانانه ای
. . که تعریف میکنی

27:07.225 --> 27:10.058
مثل اینکه از ماموریت اصلیتون فاصله گرفتیم...

27:10.128 --> 27:13.928
ماموریتی که باید از سازمانی تروریستی به اسم " شمشیر سوزان " اطلاعات جمع آوری میکردی

27:13.999 --> 27:17.298
درسته ؛ درواقع ؛ داشتم
به اون بخش از ماجرا میرسیدم

27:17.369 --> 27:22.329
<i>پس ؛ بعد از ماجرای تاسف بارِ
. . قربانی کردن کلینیک.</i>

27:22.407 --> 27:24.432
<i>چند مایل جلوتر ؛ . .
. دورهم جمع شدیم </i>

27:24.509 --> 27:26.500
. هنوز دنبالمونو نگرفتن

27:26.578 --> 27:28.603
فکر کنم تا وقتی متوجه نقشمون بشن ؛

27:28.680 --> 27:30.773
. یک ساعتی ازشون جلوتر باشیم . .

27:30.849 --> 27:32.282
یک ساعت ؟

27:32.350 --> 27:34.580
یعنی این همه که اونجا جون کندیم
و بمب ترکوندیم ؛ فقط یک ساعت برامون وقت خرید ؟

27:34.653 --> 27:37.178
مثلا قراره خبر خوبی باشه
که داری بهمون میدی ؟
ببین ؛ نمیدونم چی بهت بگم

27:37.255 --> 27:39.189
این زمان ؛ خیلی بهتر از یک دقیقه
. و البته بدتر از یک روزه

27:39.257 --> 27:42.283
پس ، در این بین ؛ باید اون بیمارها رو
جایی ببریم که بتونیم مخفی بشیم

27:42.360 --> 27:44.294
. نزدیک ترین شهر به این جا " سانتا روزا " هست

27:44.362 --> 27:46.296
. آره ؛ آره
. یه کلینیک هم داره

27:46.364 --> 27:48.992
صحیح ؛ شوربختانه نمیتونیم به نزدیک ترین شهر
به اینجا که کلینیک هم داره بریم

27:49.067 --> 27:51.092
بخاطر اینکه اونجا ؛ اولین جاییه که اونها
. دنبال یه مُشت آدم مریض میگردن

27:51.169 --> 27:53.763
پس اصلا به نظرت چطوره همین جا ولشون کنیم و بریم ؟
اونا به مراقبت پزشکی احتیاج دارن ، خب ؟

27:53.838 --> 27:56.033
خب ؛ با نقشه ی تو هم ؛ اونا رو مستقیم -
تحویل " وراکروز " میدیم .

27:56.107 --> 27:58.735
دیگه کجا میتونیم بریم ؟
جای دیگه ای نیست

27:58.843 --> 28:02.176
همه ی به اصطلاح روستاها
. فقط شامل چندتا خونه و یه کلیسا میشن

28:03.148 --> 28:04.740
من یه جاییو بلدم

28:04.816 --> 28:06.716
. یه اردوگاه  ؛ که همین نزدیکیاس

28:06.785 --> 28:08.753
اردوگاه  ؟
اردوگاهِ کی ؟

28:09.521 --> 28:11.284
. " سازمان " شمشیر سوزان

28:11.356 --> 28:13.017
باشه

28:13.091 --> 28:15.321
اونموقعو یادته که فقط یه
. . نوجوون گرسنه بودی

28:15.393 --> 28:16.883
که نمیتونست انگلیسی حرف بزنه ؟

28:16.961 --> 28:19.429
اونموقع گفتی که هرگز حتی
. اسم سازمان " شمشیر سوزان " رو هم نشنیده بودی

28:19.497 --> 28:20.828
. خب دروغ گفتم

28:20.899 --> 28:23.493
. اونا میتونن کمکمون کنن
. میتونن افراد بیمارمونو مخفی کنن

28:23.568 --> 28:25.297
میدونی چیه ؟

28:25.370 --> 28:28.168
. فکر نکنم انتخاب دیگه ای داشته باشیم

28:30.308 --> 28:32.674
مثل اینکه قراره با این خانم کوچولویِ
. تروریستمون بریم

28:34.813 --> 28:37.577
فقط برای اینکه روشن بشه  فرمانده ؛
یعنی شما تصمیم گرفتید
. . به گروهی ملحق بشید

28:37.649 --> 28:39.640
که برای تحقیق کردن درمورد فعالیت هاش . .
به " کولومبیا " فرستاده شده بودید ؟

28:39.718 --> 28:42.118
خب ؛ " ملحق شدن " ؛ کلمه ی خیلی قوی ایه ؛ قربان

28:42.187 --> 28:44.212
منظورم اینه که ؛ خب ؛
. . ما به دردسر افتاده بودیم

28:44.289 --> 28:46.985
و در اون منطقه ؛ . .
. انتخاب های زیادی نداشتیم

28:47.058 --> 28:50.391
. خیلی خب
و این دختر " بیتریز " که بهش اشاره کردید ؛
. هیچ سابقه ای ازش دراختیار ندارم

28:50.462 --> 28:52.453
. خب ؛ جای تعجب نداره
. اون بچه اس

28:52.530 --> 28:54.930
اون دختر ؛ بچه ایه که شما رو به سمت اردوگاهِ گروهی
.  مضنون به فعالیت های تروریستی راهنمایی کرده

28:54.999 --> 28:58.491
انتظار دارید چی بهتون بگم ؟
منظورم اینه که ؛ اون دختر ؛
. واسه خودم هم ناشناخته و رازآلود بود

28:58.603 --> 29:00.537
. . این بچه

29:00.572 --> 29:03.564
خب ، قربان ؛ اگه باهاش ملاقات کنید ؛
. متوجه عرایض بنده میشید

29:05.443 --> 29:07.502
. . خیلی خب ؛ پس ؛ اووم

29:07.579 --> 29:09.945
واسه چی فقط من چشم بند دارم ؟

29:10.014 --> 29:12.312
. بخاطر اینکه بهت اطمینان ندارم

29:12.383 --> 29:13.941
. تو یه سربازی -
. به خاطر این بهم اطمینان نداری

29:15.487 --> 29:18.285
پدر و مادرت میدونن که با افراد " شمشیر سوزان " ؛ رابطه داری ؟

29:18.356 --> 29:20.551
! درمورد پدر و مادرم حرف نزن -
. باشه

29:20.625 --> 29:21.751
حالا جوش نیار -

29:21.826 --> 29:23.919
میدونی ؛ چیزی که میخوام بهت بگم
. . اینه که

29:23.995 --> 29:27.556
بیشتر دخترایی که به سن و سال تو هستن . .
طرفدار ؛ میدونی ؛ . .
. آرایش و خرید کردن هستن

29:27.632 --> 29:29.395
ببینم ، تو هیچ فروشگاهی این طرفا میبینی
که من بخوام ازش خرید کنم ؟

29:29.467 --> 29:31.230
. نه
تو چشامو بستی ، یادته ؟

29:31.302 --> 29:33.532
. هیچ فروشگاهی اینطرفا نیست
. پس دیگه سئوال نپرس

29:33.605 --> 29:35.630
باشه ؛ ببین ؛
. نمیخوام فضولی کنم

29:35.707 --> 29:38.403
فقط کنجکاوم که تو چطوری با این آدما قاطی شدی

29:38.476 --> 29:40.467
. اونا دوستامن

29:41.780 --> 29:45.272
. باشه. حالا . . چقدر دیگه مونده
که به دوستات برسیم ؟

29:45.350 --> 29:47.784
باید از وسایل ارتباطیشون استفاده کنم
. تا این وضعیتو به مقامات ارشدم گزارش کنم

29:47.852 --> 29:49.649
[Brake Sets]

29:49.721 --> 29:52.315
. چشاتو بازکن
. رسیدیم

30:01.966 --> 30:04.093
. لابد شوخیت گرفته

30:07.906 --> 30:11.273
این ؟
این ؛ شمشیر سوزانِه  ؟

30:11.342 --> 30:14.470
. آهان، مگه مشکلی هست ؟
چی . . خب ؛ این که همه اش
. فوقِش دوازده نفرن

30:14.546 --> 30:18.209
امیدوار بودم یه ارتشی ؛
چیزی اینجا باشه که . .
. جلوی قتل عام شدنمونو بگیره

30:18.283 --> 30:20.945
ببین ؛ " اسپادا آردیِنتِه " ؛ یه جور ؛ -
راستی اصلا معنیش چی میشه ؟ -
* در ترجمه از معنی اصلی استفاده شده*
معنی سوزانی چیزی میده ؟

30:21.019 --> 30:22.680
! " شمشیر "
! تو نمیفهمی

30:22.754 --> 30:25.723
شمشیر " ؛ برای ما یعنی ؛ "
. نترس ؛ پرشور

30:25.790 --> 30:29.248
ما حاضریم بسوزیم ؛
. اما دشمنامونو شکست بدیم
صحیح ؛ باشه ؛ فهمیدم ؛
.  شمشیر سوزان

30:29.327 --> 30:32.421
حالا مگه تعداد کم چه مشکلی داره ؟
! میتونیم به سرسختی بقیه مبارزه کنیم

30:32.497 --> 30:34.727
ببین ؛ متنفرم از اینکه
. سخنرانیتو کوتاه کنم ؛ عزیزم

30:34.799 --> 30:37.962
اما ، میدونی چیه ؟
. تعداد نیروهات ؛ مهمه

30:38.036 --> 30:39.970
خب ؟
. خیلی هم مهمه

30:40.038 --> 30:43.633
منظورم اینه که ؛ بالاخره با یه گله گوسفند
. که نمیتونی توی جنگ برنده بشی

30:43.708 --> 30:46.438
ببین ؛ توی جنگ ؛ مهمترین نکته قدرت آتشِه
اصلا اینا تجهیزات دارن ؟

30:46.511 --> 30:49.275
بیشتر افرادمون تنفگ شکاری دارن
....البته مقدار مهماتمون کمه ؛اما

30:49.347 --> 30:51.247
تو اصلا باحرفات باعث نمیشی که
. حالم بهتر بشه ؛ بچه

30:51.316 --> 30:53.876
تجربه چی ؟
بعضیاشون تو ارتش بودن

30:53.952 --> 30:57.718
. و بهترین مبارزمون هم " لوییسِ"ـه
اون یارو گُندهَه رو میگی ؟

30:59.157 --> 31:01.057
. نه
. اونی که کنارشه

31:03.962 --> 31:05.122
. فوق العاده اس

31:05.196 --> 31:07.187
[Sighs]

31:07.265 --> 31:11.599
ببینم ، یعنی اینا ؛ یه کامیون
پر از افراد شبه نظامیو گرفتن ؟
آخه چطور همچین کاری کردید ؟

31:11.669 --> 31:14.069
لوییس " ؛ با گلوله لاستیک هاشونو پنجرکرد "
و منم رفتن از تپه پایین و ماشینشونو آتیش زدم

31:14.138 --> 31:16.629
! اونا گوسفندهاشو کُشتن

31:16.708 --> 31:20.804
گوسفندهاش ؟جدی میگی ؟
یعنی بهترین مبارزی که دارید یه چوپانِه ؟

31:21.546 --> 31:23.070
چوپان ؟
واقعا ؟

31:23.147 --> 31:24.637
[Laughs]

31:35.660 --> 31:37.389
! سلام -
! سلام

31:49.941 --> 31:51.431
. " بِن "

31:51.509 --> 31:54.342
نه ؛ سرفه اش عودکرده ؟
. بذار ببینم

31:54.412 --> 31:56.710
خیلی خب ؛
. . من یه بازدید مقدماتی کوچکی انجام دادم

31:56.781 --> 31:58.772
. و یه مقدار اطلاعات واست جمع کردم . .

31:58.883 --> 32:01.647
،اولین چیزاینکه واقعا نباید بهشون
. یه مشت چوپان کثیف " بگی"

32:01.686 --> 32:03.483
. من لغت " کثیف " رو براشون بکار نبردم

32:03.554 --> 32:05.488
و تنها دلایلی که برای یه مرد
. . از اینجا لغت چوپان رو بکار بردم

32:05.556 --> 32:08.525
اینه که اون مرد " گوسفند " داره . .
. و اونا رو میبره چَرا و ازشون مراقبت میکنه

32:08.593 --> 32:10.823
. درسته
. اونا کشاورزن

32:10.895 --> 32:16.424
بهرحال ، مثل اینکه زمینشون ارزش زیادی داری برای اینکه ازش به عنوان راهی برای انتقال مواد مخدر به ساحل استفاده بشه

32:16.501 --> 32:19.129
یکی به " وراکروز " پول داده
. که اونا رو مجبور به ترک زمین هاشون بکنه

32:19.203 --> 32:21.228
اونا هم باهاشون درافتادن ؛
. . یه چند باری جلوشون شانس آوردن

32:21.306 --> 32:24.298
و درنتیجه " وراکروز " فکر کرده که اونا . .
. خیلی مخوف تر و بزرگتر از اونی هستن که واقعا هستن. تقریبا

32:24.375 --> 32:28.869
. خیلی خب ؛ گوش بدین بچه ها
. این دختر " مالاریا " گرفته

32:28.947 --> 32:32.383
و بدون داروی درست ؛
. امکان داره بزودی بمیره

32:32.450 --> 32:34.645
ببین ؛ دارم تمام توانمو
. اینجا استفاده میکنم

32:34.719 --> 32:37.847
فقط سعی دارم که همه رو زنده نگه دارم
. منم همینطور مرد

32:37.922 --> 32:39.412
. منم همینطور

32:42.360 --> 32:45.158
[Speaking Spanish]

32:48.700 --> 32:50.827
این مرد میخواد بدونه واسه چی
. . شلوارت آبی رنگِه

32:50.902 --> 32:52.494
درحالیکه جنگل ؛ سبزه ؟

32:53.838 --> 32:56.272
لطفا به اون مرد بگو که
. نمیخوام درموردش حرف بزنم

32:58.142 --> 32:59.700
<i>## [Guitar Strums]</i>

32:59.811 --> 33:01.369
[Chattering in Spanish]

33:01.412 --> 33:03.346
داستان " بیاتریز " چیه ؟

33:03.414 --> 33:06.212
. مثل اینکه مشکل کنترل خشم داره

33:06.284 --> 33:10.653
. بهاییه که باید بخاطر بخشی از زندگیش بپردازه
وقتی میبینه که جلوی روش باباشو با تیر میزنن

33:10.722 --> 33:13.782
. . و بعدش به سمت اردوگاهِ " شمشیر سوزان " میاد

33:13.858 --> 33:15.792
و روز بعدش هم . .
. اونا بین خودشون قبولش میکنن

33:15.860 --> 33:18.090
پس . . مثلا اونو بین خودشون
واسه خوش یُمنی نگه داشتن ؟

33:18.162 --> 33:20.562
. آره
. یه همچین چیزایی

33:20.631 --> 33:23.566
. یه چیز دیگه
. یه اسم جدید توی اردوگاه داری

33:23.634 --> 33:25.534
<i> " باربیلا " </i>

33:25.603 --> 33:28.936
باربیلا " ؟ " معنیش چیه ؟
معنی " وحشی " میده ؟

33:29.007 --> 33:31.908
. " نه ؛ به معنی " دست زیر چونه

33:35.680 --> 33:37.079
. " دست زیرچونه

33:38.416 --> 33:40.145
. اصلا منطقی نیست

33:41.719 --> 33:44.449
.

33:54.499 --> 33:56.126
. هر روز صبح تمرین میکنن

33:56.200 --> 33:58.168
این همون کاریه که
. توش ارتش هم انجام میدن

33:58.236 --> 33:59.760
.

33:59.871 --> 34:02.135
شک ندارم که تو ارتش
. با اسلحه هاشون شلیک میکنن

34:02.173 --> 34:04.607
فکر کردی خنده داره ؟
داری بهشون میخندی  ؟

34:04.675 --> 34:07.143
. نه ؛ فکر نمی کنم خنده دار باشه ؛بچه
. . به نظرم این هرچیزی هست بجز

34:07.211 --> 34:11.113
. بجز ارتش
. اونا تمرین نمیکنن. اون یارو " لوییس " ؛ خیلی پیره

34:11.182 --> 34:13.673
دیگه نخواه برم سراغ اون
. مرتیکه ی چاقی که اونجاس که واست بگم چطوریه

34:13.751 --> 34:15.378
.

34:15.453 --> 34:17.648
! اونا اسلحه میخوان
! و میدونم که میتونی کمکشون کنی

34:17.722 --> 34:21.180
کلینیک که بودیم ؛ دیدم چیکارا کردی
. و اون مواد منفجره رو درست کردی
اونا به چیزی بیشتر از اسلحه احتیاج دارن

34:21.259 --> 34:23.750
. . باور کن . . در جنگِ واقعی
. این احمقا . . قتل عام میشن

34:23.828 --> 34:26.262
.

34:26.330 --> 34:27.763
هِی ؛

34:27.832 --> 34:31.700
فقط داریم باهمدیگه حرف میزنیم
. چیزی برای نگاه کردن وجود نداره

34:31.769 --> 34:33.031
. همه چی روبراهِه

34:33.104 --> 34:35.072
ببین ، بخاطر پدرت متاسفم ؛
باشه ؟

34:35.139 --> 34:37.369
و مطمئنم که دوستای گروهِ " شمشیر سوزانِ"ت هم
. خیلی شجاع و نترسن

34:37.442 --> 34:40.741
اما باور کن ؛ مردهای بی باک و نترس هم
. درست مثل بقیه به خونریزی دچار میشن

34:42.280 --> 34:44.680
.

34:50.021 --> 34:51.454
نظرت چیه ؟

34:51.522 --> 34:54.286
واقعیت ؟
. اونا بیشتر از من و تو به کمک احتیاج دارن

34:54.358 --> 34:56.622
یعنی چی ؟
یعنی اینجا گیرکردیم ؟

34:56.694 --> 35:00.528
نخیر ؛ یعنی باید یه راهی پیدا کنم
، که دوستِ باوجدان و وظیفه شناسمو خبر کنم
بعدش کاری کنم که اون "ولاکروز " رو نابود کنه

35:00.631 --> 35:04.533
. خیلی خب. قبلا درموردش حرف زدیم
تا دویست مایلی اینجاهیچ تلفنی وجود نداره

35:04.569 --> 35:06.332
وراکروز " ؛ "
. یه تلفن ماهواره ای داره

35:06.404 --> 35:08.463
. درسته ؛ اما . . صبر کن
.  نمیتونی پیش " وراکروز " برگردی

35:08.539 --> 35:11.440
خب ، چرا که نه ؟ درحال حاضر اون فکر میکنه
که این دوستامون که اینجان منو دزدیدن

35:11.509 --> 35:13.636
. برمیگردم اونجا و بهش میگم فرار کردم -
. اوه ؛ درسته

35:13.711 --> 35:16.111
و اونم همچین برمیگرده و
! " بهت میگه " خدای من ؛ از دیدنت خوشحالم

35:16.180 --> 35:18.171
و بعدشم بغلت میکنه . .
! و یه گلوله تو کلّه ات خالی میکنه

35:18.249 --> 35:21.446
نه ؛ شک دارم همچین کاری بکنه ؛ اون بهم احتیاج داره ؛ تا داستانشودر مورد اینکه میخواد واسه " شمشیر سوزان " ؛ پاپوش درست کنه ؛ به خورد مقامات آمریکایی بده

35:21.519 --> 35:23.510
باید اینقدر بتونم اونجا دووم بیارم
. که با مرکز تماس بگیرم وهمه چیو بهشون بگم

35:23.588 --> 35:25.317
.

35:25.389 --> 35:26.549
. هِی

35:26.624 --> 35:29.422
اگه اشتباه کرده باشی چی ؟
. . خب ؛ اونوقت ؛ تیرمیخورم

35:29.494 --> 35:32.156
و باید با همین چوپان ها . .
. شانستونو برای زنده موندن امتحان کنید

35:37.068 --> 35:38.501
.

35:38.569 --> 35:40.093
! استارت بزن

35:40.171 --> 35:44.039
.

35:47.578 --> 35:49.978
. خیلی خب ؛ بهتره راه بیفتم

35:50.047 --> 35:52.106
میخوام قبل از اینکه " وراکروز " ؛
. شروع به لشگرکشی بکنه بهش برسم

35:52.183 --> 35:54.515
قبل از اینکه بری ؛
. میخوام یه چیزیو ازت بپرسم

35:55.987 --> 35:59.081
واقعا میخوای اینکارو انجام بدی ؟
واقعا میخوای بری برامون کمک بیاری ؟

35:59.190 --> 36:01.454
آره ؛
. همونطوریکه قبلا بهت گفتم

36:01.492 --> 36:04.222
. . برمیگردم ؛ تماس میگیرم و -
. مردم ؛ حرفای زیادی میزنن -

36:05.963 --> 36:08.193
من همه رو صحیح و سالم
از کلینیک خارج کردم ؛ مگه نه ؟

36:08.266 --> 36:11.258
یه مرد باید چیکار کنه که واسه خودش یه مقدار
اعتبار بین بقیه کسب کنه ؟

36:11.335 --> 36:13.428
من در تمام دنیا ؛
. توی همچین موقعیت های خطرناکی بودم

36:13.504 --> 36:16.564
و ، وقتی اوضاع رو به خشونت و سختی میره ؛
. همه واسه خودشون یه پا قهرمان میشن

36:16.641 --> 36:20.702
و بعدش ؛ این واقعیته که خودشو تحمیل میکنه ؛
. و قول هایی که مردم به همدیگه دادن ، شکسته میشن

36:22.813 --> 36:25.213
و اگه اون مردمو ناامید کنی ؛
. . میخوام اینو بدونی که

36:25.283 --> 36:29.117
من خودم شخصا پیدات میکنم . .
. و همه ی دندون هاتو ؛ توی دهنت خورد میکنم

36:32.156 --> 36:34.954
آماندا " ؛ من هیچکیو "
. ناامید نمیکنم

36:36.961 --> 36:40.260
. . ممکنه تیر بخورم ؛ اما
. دندونام سر جاشون صحیح و سالم باقی میمونن

36:40.531 --> 36:43.056
...قبل از اینکه جلوتر بریم رهبر گروه " شمشیر سوزان " ؛

36:43.134 --> 36:45.534
که این مرد ؛ به اسم . .
. .  لوییس مندز " باشه "

36:45.603 --> 36:47.696
. یکی از نیروهای مسلح " کولومبیا"س

36:47.772 --> 36:50.935
. اسمش " لوییس " بود
.....و ؛ بله اون عکس

36:51.008 --> 36:52.703
. مال دوران جوونیشه و خیلی قدیمیه.....

36:52.777 --> 36:54.938
. با یونیفرم نظامیش ؛ خیلی خوش تیپ میشه

36:55.012 --> 36:59.312
آیا تو از اونا برای ساختار فرماندهیشون نر خواهی کردی؟

36:59.417 --> 37:02.352
. اونا کشاورز بودن. هیچ سلسله مراتب قدرتی نداشتن
. گوسفند داری میکردن

37:02.386 --> 37:04.377
پس فکر کردین واسه چی برای
گرفتن کمک از اونجا بیرون اومدم ؟

37:04.455 --> 37:06.446
. باشه
. خیلی خب

37:06.524 --> 37:08.651
. بعدا دوباره درموردش حرف میزنیم

37:08.726 --> 37:10.660
بعدازاینکه اونجا رو ترک کردی
چه اتفاقی افتاد ؟

37:11.896 --> 37:13.887
<i>. " خب ؛ با ماشین برگشتم پیش " وراکروز
.</i>

37:13.965 --> 37:17.264
<i>میدونستم که گروهِش اینقدر خوب تمرین دیدن که چندتایی دیده بان واسه گشت زنی گذاشته باشن
</i>

37:20.938 --> 37:23.202
<i>به محض اینکه وارد منطقه ی اونا شدم
. از شر ماشین خلاص شدم.</i>

37:23.274 --> 37:25.572
<i>یه مقدار خودمو کثیف کردم که
. . نشون بدم از دست آدمرُباها فرار کردم </i>

37:30.615 --> 37:32.048
.

37:32.116 --> 37:35.984
<i>و رفتم تا به دوتا از </i>
<i>. دیده بان های " وراکروز " برخورد کردم </i>

37:53.771 --> 37:55.238
<i>Agua. Agua.</i>

37:55.306 --> 37:57.740
- <i>Vamos a Veracruz.</i>
- <i>Vamos. Vamos.</i>

38:00.578 --> 38:02.239
پسر . .

38:02.313 --> 38:06.750
وحشتناک بود. شکنجه ام میکردن ؛ درمورد
. هرچیزی که فکرشو بکنی ازم میپرسیدن

38:06.817 --> 38:08.250
چطور از دستِشون فرار کردی ؟

38:08.319 --> 38:10.014
. خوش شانس بودم

38:10.087 --> 38:13.022
فقط دوتا از افرادِشونو همراهم به " البانیو " فرستادن
. و تونستم ازدستِشون فرارکنم

38:13.090 --> 38:14.523
. ما همه جا رو دنبالت گشتیم

38:14.592 --> 38:16.924
وقتی تروریست ها کلینیک رو منفجر کردن ؛
. بدجوری ترسیدیم

38:16.994 --> 38:18.825
البته اون ؛ بدترین جاش نبود ؛ اما ؛
. همچنان خفن هولناک بود

38:18.896 --> 38:21.126
میدونی اونا با باطری ماشین ؛ . .
بهم شوک میدادن و شکنجه ام میکردن ؟

38:21.198 --> 38:22.825
! این آدما هیولان

38:22.900 --> 38:25.892
. آره ، هیولان .حالا میفهمی که به چه دلیلی برای درافتادن
. با این تهدید ؛ به کمکتون احتیاج داریم

38:25.970 --> 38:27.198
صد در صد ؛

38:27.271 --> 38:29.739
من که میگم پیداشون کنیم
. و بعدش همشونو بفرستیم به درَک

38:29.807 --> 38:33.243
عالیه ؛ خوبه که شما دوباره پیشمون برگشتی ؛
. " فرمانده " اَکس

38:35.913 --> 38:37.244
.

38:42.019 --> 38:44.249
به کمک احتیاج داریم ، باشه ؟
! هرچه سریعتر بهتر

38:44.322 --> 38:46.984
. باشه ؛ فرمانده
. متوجهم

38:47.058 --> 38:50.892
. . اما اجازه بدین اینو ازتون بپرسم
! چطور همچین اتفاقی افتاده ؟

38:50.961 --> 38:54.021
شما قرار بود که اونجا  فقط به کار تحقیق و گزارش مشغول باشید
! نه اینکه با پارتیزان ها ؛ وارد جنگ بشید

38:54.098 --> 38:57.625
خب ؛ من اون مادربخطاها رو زیرنظر گرفتم که میخواستن منو بکُشن
. . و بعدشم بیمارستانو قتل عام کنن

38:57.702 --> 39:00.671
- <i>. و حالا هم دارم به شما گزارشِش میدم.</i>
خیلی خب ؛ ببین ؛
. به چند جا تلفن میزنم

39:00.771 --> 39:03.968
اما " اَکس " ؛
. .  اگه این کارت ، یه حقه ی کثیف باشه که خودتو از اون جا بکِشی بیرون

39:04.008 --> 39:05.498
. موضوع به من مربوط نمیشه

39:05.576 --> 39:08.636
حالا . . اگه به این آدما کمک کنید ؛
. . خوشحال میشم که بعدش

39:08.713 --> 39:11.409
هرچقدر میخواین حالمو بگیرین و هرجایی که
. دلتون خواست برای ماموریت بفرستینم

39:11.482 --> 39:13.609
اما . . خواهش میکنم . . بخاطر خدا ؛
. باید برم

39:13.684 --> 39:15.413
[Beeps]

39:15.486 --> 39:16.885
. " اَکس "

39:18.222 --> 39:19.780
. افراد آماده ان

39:19.857 --> 39:22.291
باید شروع کنیم به گشتن دنبال تروریست ها ؛
. قبل از اینکه فرصت حرکت و مخفی شدن بدست بیارن

39:22.360 --> 39:25.523
بله ؛ باید اینکارو بکنیم ؛
وقت انتقامِه ؛ درست میگم ؟

39:27.798 --> 39:30.062
در این لحظه از عملیات ؛
. فقط سعی در وقت کُشی داشتم

39:30.134 --> 39:32.830
<i> باید به افرادِ
. . گروهِ شمشیر سوزان </i>

39:32.903 --> 39:35.394
به اندازه ی کافی فرصت میدادم که ماشین هاشونواز جاده خارج کنن و به اردوگاهِشون برگردن

39:35.473 --> 39:37.168
[Speaking Spanish]

39:37.241 --> 39:41.678
و باید افراد " وراکروز " رو
اینقدر مشغول نگه میداشتم تا کمک از راه برسه

39:41.746 --> 39:44.840
. آره . . شک ندارم که از این راه رفتیم

39:44.915 --> 39:48.009
. اما . . نه
. اون . . اون راه نیست

40:16.347 --> 40:18.838
<i>! عالیه </i>

40:22.219 --> 40:23.709
[Chuckles]

40:34.331 --> 40:36.629
[Veracruz]
<i>Hola,</i> Seٌor Axe.

40:38.803 --> 40:40.293
تاخیر واسه چیه ؟

40:40.371 --> 40:42.362
. الان داشتم با افرادت حرف میزدم

40:42.440 --> 40:44.635
داشتم بهشون میگفتم که
اردوگاه تقریبا اونجاست

40:44.708 --> 40:47.575
اون جاهای لاستیک ماشینو میبینی ؟

40:47.645 --> 40:49.579
دقیقا همون رَدیه که
. ماشین های اونا از خودشون به جا میذارن

40:49.647 --> 40:53.139
. آره . . میبینم
. شما یه رَدیاب درجه یکین

40:53.217 --> 40:54.616
[Pistol Cocks]

40:54.685 --> 40:56.812
. و همینطور یه دروغگوی عالی

40:59.323 --> 41:00.847
درمورد چی حرف میزنی ؟

41:00.925 --> 41:03.086
. همین الان با فرماندار " پرز " صحبت کردم

41:03.160 --> 41:05.993
افرداش یک ساعت پیش ؛
. تماسِ تلفنیتو شنود کرده بودن

41:07.031 --> 41:10.398
وقتی فکرشو میکنم که چقدر دستِکمم گرفتی
. بدجوری به احساساتم برمیخوره.

41:10.468 --> 41:13.403
صادقانه فکر کردی که من
هیچ اقدام احتیاطی ای انجام نمیدم ؟

41:13.471 --> 41:15.837
. هِی . . بی خیال

41:17.241 --> 41:19.266
. فقط یه سوء تفاهمه -
. نه -

41:21.679 --> 41:24.204
. نه ؛ فکر نکنم سوء تفاهم باشه

41:24.281 --> 41:27.114
. فکر کنم خیلی خوب فهمیدم

41:28.819 --> 41:30.946
. . حالا

41:31.021 --> 41:33.182
. جای اونا رو روی نقشه بهم نشون بده

41:37.595 --> 41:39.563
میدونی . . واسه چی باید نشونت بدم ؟
. تو که بهرحال منو میکُشی

41:39.630 --> 41:41.029
. امکانش هست

41:44.468 --> 41:45.901
. و . . همینطورم شاید نکُشتمت

41:45.970 --> 41:48.768
سئوال اینجاس که
. . دلت میخواد همینجا بمیری

41:48.839 --> 41:53.469
یا اینکه یه مدت دیگه زنده بمونی و امیدوار باشی که اینقدر بدردبخور باشی که جونتو نگیرم

41:54.278 --> 41:56.508
. جای اردوگاهِشونو بهم نشون بده

41:56.580 --> 41:58.946
. . اگه اشتباه کنی

41:59.049 --> 42:01.108
. یه گلوله توی کله ات میکارم....

42:01.151 --> 42:03.244
و شاید اون گلوله بهت کمک کنه
. که جاشونو به خاطر بیاری

42:04.822 --> 42:07.518
. . خب . . فکرشو که میکنم

42:07.591 --> 42:10.890
اون رشته کوهها ؛ . .
. برام آشنا هستن

42:10.961 --> 42:15.057
[Men Shouting in Spanish]

42:42.826 --> 42:44.851
[Clicking]

42:47.398 --> 42:48.831
[Groans]

42:53.904 --> 42:57.032
حالا بگو ببینم ؛ چه حسی داره که
یه چوپان کثیف جونِتو نجات بده ؟

42:57.107 --> 42:59.337
. خب ؛ یکی طلبت بچه
. راه بیفت بریم

42:59.443 --> 43:02.173
نه ؛ نه ؛ نه ؛ نه ؛ تا وقتی قول ندی که
. دیگه بهشون توهین نمیکنی ؛ راه نمیفتیم

43:02.212 --> 43:03.770
[Shouts in Spanish]

43:05.716 --> 43:07.183
چی بگم  ؟

43:07.251 --> 43:09.776
. قول بده -
. بخاطر خدا . . باشه . . قول میدم

43:09.853 --> 43:12.014
اونا عالی ترین کشاورزای نیمه وقت
! ارتشی ای هستن که تاحالا دیدم

43:12.089 --> 43:13.989
! حالا میتونیم بریم ؟

43:19.597 --> 43:21.565
- <i>،Siguelo!</i>
- [Yells]

43:21.632 --> 43:22.894
[Yelling]

43:31.375 --> 43:33.275
نه

43:37.548 --> 43:40.415
پس . . " وراکروز " متوجه نقشه ات شد ؟
. حالا بهتر هم میشه

43:40.484 --> 43:42.509
وراکروز " ؛ داره اطرافو میگرده ؛ "
. و نزدیک هم هست.

43:42.586 --> 43:44.577
. حداکثر تا 24 ساعت دیگه پیدامون میکنه

43:45.322 --> 43:46.983
. باشه

43:47.057 --> 43:49.924
حالا باید چیکار کنم ؟
بخاطر اینکه یه خونه ی قدیمی ؛
. . پر از بیمار دارم که

43:49.994 --> 43:52.087
یه پایگاه مرزی " سی.آی.اِی " ؛
. حدود 50 مایلی اینجا قرار داره

43:52.162 --> 43:55.598
پنجاه مایلی ؟
خلبانی که اینجا پیاده ام کرد
. درموردش بهم گفت

43:55.666 --> 43:58.430
. فکر کنم اون پایگاه ؛ بهترین شانسمونه
. پنجاه مایل

43:58.535 --> 44:01.595
ببینم ؛ موادی چیزی مصرف کردی ؟
از سربازها ؛ تستِ اعتیاد میگیرن ؟

44:01.639 --> 44:04.836
بخاطر اینکه ما نمیتونیم همه ی این آدما رو
. حتی تا 50 یاردیِ اینجا بکِشیم

44:04.908 --> 44:06.432
. متوجهم

44:06.510 --> 44:08.569
بچه . . میشه یه لحظه باهات حرف بزنم ؟

44:09.146 --> 44:10.374
چی ؟

44:12.616 --> 44:14.607
. میخوام یه چیزی ازت بخوام

44:14.685 --> 44:16.619
چطور وقتی اینطوری
. . به این خوبی انگلیسی حرف میزنی

44:16.687 --> 44:18.848
با این آدما هم گروه شدی ؟ . . .

44:18.922 --> 44:22.119
خب ؛ بخاطر اینکه
. . تو بد وضعیتی گیرکردیم

44:22.192 --> 44:25.127
و دوست دارم بدونم که . .
. اینجا با چه کسی سروکار دارم

44:25.195 --> 44:26.958
[Sighs]

44:27.031 --> 44:29.363
. پدرم ؛ روزنامه نگار بود

44:29.433 --> 44:31.765
برای روزنامه ی " ال اسپکترادور " ؛
از شهر " بوگوتا " کار میکرد ؟

44:33.203 --> 44:35.694
. توی این منطقه کار داشت کارشو میکرد
کارش هم این بود که از وضعیت کشاورزها
. گزارش های خبری تهیه میکرد

44:35.773 --> 44:37.764
همین بود که باعث هدف گلوله
قرارگرفتنش شد ؟

44:37.841 --> 44:39.672
. بله

44:39.743 --> 44:42.473
لوییس " رو ؛ از روی مصاحبه هایی که "
. پدرم تهیه میکرد میشناختم

44:45.449 --> 44:48.111
...نمیدونستم بعداز اینکه پدرم از دنیا رفت ؛

44:48.185 --> 44:50.380
. به کجا پناه ببرم....

44:50.454 --> 44:54.584
پس ؛ " لوییس " منو با خودش به اردوگاه آورد
. و بهم اجازه داد که همین جا بمونم

44:56.026 --> 44:57.653
. خوشحالم که اینکارو کرده

44:59.063 --> 45:02.055
. به کمکت احتیاج دارم
. باید این ارتش کوچکو جمع و جور کنم

45:02.132 --> 45:04.430
اما یه مشکلی هست ؛
. . اونا ازم متنفرن

45:04.501 --> 45:06.435
و منم مثل یه بچه ی کلاس سومی . .
. اسپانیایی حرف میزنم

45:06.503 --> 45:09.495
اما از تو خوششون میاد ؛
. و تو هم درحد یه قهرمان انگلیسی حرف میزنی

45:09.573 --> 45:11.973
. . پس
این لطفو بهم میکنی ؟

45:15.045 --> 45:16.979
. باهاشون حرف بزن

45:17.047 --> 45:19.572
و به شرطی که از حرفی که میزنی خوشم بیاد ؛
اونوقت برای بقیه هم ترجمه اش میکنم

45:19.650 --> 45:23.051
با احترام کامل ؛ آقایانِ محترم
. . عضو گروه شمشیر سوزان

45:23.120 --> 45:24.587
! شمشیر سوزان " نیست

45:24.655 --> 45:27.749
. ای خدا . . بیخیال
. فقط حرف بزن . . حرفتو بزن

45:27.825 --> 45:31.261
. میدونم شروع خوبی نداشتیم

45:31.328 --> 45:33.262
[Speaking Spanish]

45:33.330 --> 45:36.458
. من یه چندتایی اشتباه کردم

45:36.533 --> 45:38.694
. شماها هم چندتا اشتباه داشتید

45:38.769 --> 45:41.795
بعدشم که اون ماجرای چوپان و گوسفند و
. این حرفا پیش اومد

45:42.706 --> 45:45.834
. نمیشه بگی اتفاق نیفتاده

45:45.909 --> 45:48.776
. اما اون ماجرا . . دیگه گذشته

45:48.846 --> 45:50.814
. حالا . . من یه سربازم

45:50.881 --> 45:53.577
و تمام مراحل تمرینی
. و کمربندهای مفیدِ مبارزه رو گرفتم

45:53.650 --> 45:55.982
[Spanish]

45:56.053 --> 45:57.577
اما امروز . . . چی ؟

45:57.654 --> 45:59.019
. باهام باش -
. باشه

45:59.123 --> 46:01.489
بسیار خب
...اما امروز

46:01.525 --> 46:03.686
. اما امروز نزدیک بود جونمو ازدست بدم

46:03.761 --> 46:05.695
[Spanish]

46:05.763 --> 46:08.789
و تنها دلیلی که هنوز زنده ام
. بخاطر شماهاس

46:13.470 --> 46:16.166
[Spanish]

46:16.240 --> 46:18.174
. و اون باعث شد یه چیزیو بفهمم

46:18.242 --> 46:20.369
[Spanish]

46:20.444 --> 46:23.379
. . اگه قرار باشه خودمونو نجات بدیم

46:23.447 --> 46:27.247
و اونطوری که باید و شاید
حالِ " وراکروز " رو بگیریم . .
. .  و حقشو کفِ دستش بذاریم

46:27.317 --> 46:28.648
[Spanish]

46:28.719 --> 46:31.620
[Spanish]

46:32.289 --> 46:34.484
من همینو گفتم ؟

46:35.993 --> 46:38.188
مقصودم اینه که
. باید اینکارو با کمک همدیگه انجام بدیم

46:38.262 --> 46:39.752
[Spanish]

46:39.830 --> 46:42.560
. . پس امروز ؛ دربرابر شما ایستادم

46:42.633 --> 46:46.091
تا ازتون درخواست کمک کنم . . .

46:46.170 --> 46:49.003
. . حالا . .من یه نقشه دارم

46:49.072 --> 46:51.336
اما بدون کمک شما ؛ اجرا نمیشه . .

46:51.408 --> 46:52.739
[Spanish]

46:52.810 --> 46:56.177
. . پس همین الان باید بدونم

46:56.246 --> 46:59.044
آیا شما باهام هستید ؟ . . .

47:10.994 --> 47:12.791
. " شمشیر سوزان "

47:12.863 --> 47:15.093
. " شمشیر سوزان "

47:17.534 --> 47:20.731
خیلی خب ؛
حالا ؛ بریم سر تمرین بخاطر اینکه به سازماندهی احتیاج داریم

47:21.205 --> 47:22.194
. همین جا وایسا
. صبر کن

47:22.272 --> 47:25.105
یعنی داری میگی که
یه گروه تروریستیو تعلیم میدادی ؟

47:25.175 --> 47:28.144
تمرینشون دادی ؟
آره یا نه ؟

47:28.212 --> 47:30.646
آیا با این مرد " لوییس مندِز " همکاری کردی ؟

47:30.714 --> 47:34.275
بله ؛ ببینید ؛ " لوییس " یکی از بچه ها بود ؛
. . اون

47:40.958 --> 47:44.121
اون مرد ؛ عامل سابقِ
. . ارتش " کولومبیا " در دهه ی 1980 بود

47:44.194 --> 47:47.061
تا وقتی غیبش زد ؛
! احتمالا برای اینکه گروه تروریستیشو راه اندازی کنه

47:47.130 --> 47:50.258
و حالا ؛ تو به همچین مردی و دار و دسته اش
رازها و تمرینات مخصوص ارتشی رو آموزش دادی ؟

47:50.334 --> 47:52.632
تنها چیزی که میتونم بگم قربان ؛ اینه که
. . تنها رازهایی که باهاشون شریک شدم

47:52.703 --> 47:55.797
راز های دبیرستان " آنالی " ؛
. و تیم فوتبال " جی.وی " بوده

47:55.873 --> 47:58.433
خیلی خب ؛ بچه ها ؛
. خوب گوش بدید

47:58.542 --> 48:01.477
. اینا نقشه های مبارزه هستن

48:01.511 --> 48:04.480
این یکی که اینجاس ؛
. به دفاعِ نیکلی یا همون سکه ای معروفه

48:04.548 --> 48:06.175
<i>[Beatriz Speaking Spanish]</i>
<i>...nickel defense.</i>

48:06.250 --> 48:09.583
- <i> اگر وضعیت بدی پیش اومد</i>

48:09.653 --> 48:11.018
دیده بانها برگدن....

48:11.088 --> 48:12.783
[Spanish]

48:13.924 --> 48:15.824
بعدی اسمش دفاع بود

48:15.893 --> 48:17.360
دفاع لعنتی....

48:17.427 --> 48:20.624
مراقب باشید اونجا 3 تا دیده بان هست
دیده بان...

48:20.697 --> 48:23.029
<i>اگر ضعیت بدی پیش بیاد ما فقط 3 تا دیده بان داریم.</i>

48:23.100 --> 48:26.695
<i>[Beatriz Speaking Spanish]</i>

48:26.770 --> 48:30.262
اون مسیر فقط 3 تا دیده بان داره
مجبوریم برگدیم

48:30.340 --> 48:32.001
دوباره؟
آره

48:32.075 --> 48:34.600
[Chattering]

48:34.678 --> 48:37.875
آخرین مورد هم
. دفاع پیشگیرانه اس

48:37.948 --> 48:39.711
<i>...دفاع پیشگیرانه.</i>

48:39.783 --> 48:42.081
چرا ؟

48:43.086 --> 48:45.077
. همگی عقب برگشتن

48:45.155 --> 48:48.318
.

48:48.392 --> 48:50.826
مشکلشون چیه ؟

48:50.894 --> 48:52.828
آخه تمام نقشه هایی که یادشون دادی
! برای عقب نشینی بوده

48:52.896 --> 48:56.559
مردها میخوان بدونن که
! برای حمله چه برنامه ای داری
. نه ؛ نیازی به دونستن اون یکی ندارن

48:56.633 --> 48:58.965
ببین ؛ تنها سعیمون اینه که اونا رو تو بازی
. نگهشون داریم

49:00.437 --> 49:03.804
. شماها کُشتین منو
. خیلی خب ؛ یه نقشه برای حمله داریم

49:03.874 --> 49:05.171
[Spanish]

49:05.242 --> 49:06.937
. اسمش " حمله ی رعداسا " هست

49:07.010 --> 49:08.637
" حمله ی رعداسا "

49:08.712 --> 49:10.976
. و به تغییر قیافه مربوط میشه
. بگین ببینم

49:11.048 --> 49:13.073
. همه باهم
" حمله ی رعداسا

49:13.150 --> 49:16.313
! حمله ی رعداسا
! رعداسا ! حمله ی رعداسا

49:16.386 --> 49:18.616
حالا ؛ بیاین به خدای بزرگ امیدوار باشیم
که دیگه هیچوقت مجبور نشین که
. دوباره اون کلمات رو تکرار کنید

49:19.156 --> 49:21.386
<i>روز بعد ؛ بیمارها رو ؛ توی یه ماشین
. . گذاشتیم </i>

49:21.458 --> 49:23.358
<i>و افراد " شمشیر سوزان " هم . .
. توی اون یکی ماشین سوار شدن .</i>

49:23.427 --> 49:25.861
<i>فقط 50 مایل رو باید میرفتیم ؛ اما وقتی
. . با جاده ی کوهستانی سروکار دارید </i>

49:25.929 --> 49:29.592
<i>. . هر مایل یه عُمر طول میکِشه </i>
<i>. اینگار که هر یک مایل  ؛ هفت مایل باشه </i>

49:29.666 --> 49:33.158
<i>و ؛ البته ؛ بدترین جای کار اینجاس که </i>
<i>مقصدِت ؛ پایگاه مرزی " سی.آی.اِی " باشه </i>

49:33.236 --> 49:34.760
<i>. بخاطر اینکه جاشو روی نقشه نمیتونی پیدا کنی.</i>

49:34.838 --> 49:37.398
یه آپدیت سریع ؛
. من فرار نکردم

49:37.474 --> 49:40.102
همونطور که گفتم رفتم کمک بیارم
بله

49:40.177 --> 49:42.645
و تقریبا خودتو به کُشتن داده بودی
. پس باید دوبرابر بهم اعتبار بدی

49:42.713 --> 49:44.840
واسه چی دوبرابر ؟

49:44.915 --> 49:47.509
فقط به شرطی دوبرابر بهت اعتبار میدادم که واقعا با کمک
. پیشمون برگشته بودی

49:47.584 --> 49:50.280
حالا که نزدیک بود یه مرگِ بی منطق داشته باشی
تازه اعتبارت به نصف کاهش پیدا میکنه

49:50.354 --> 49:53.289
. باشه ؛ نصفه. متشکرم
. خواهش میکنم

49:54.424 --> 49:56.449
خیلی خب ؛ پس ؛
یه چیزیو بهم بگو

49:56.526 --> 50:00.326
کسی که میخواد یه تنه همه ی مشکلات دنیا رو
. . حل کنه . . همچین یکی از کارکنهای برنامه ی غذارسانی

50:00.397 --> 50:02.422
بااین اوصاف ؛ واسه چی اینقدر
عیبجو و بدگمانی ؟

50:02.499 --> 50:06.367
اگه داری این سئوالو ازم میپرسی ؛ احتمالا وقت زیادی رو
. با کارکن های همچین سازمان هایی نگذروندی

50:07.537 --> 50:08.561
. باشه

50:10.407 --> 50:12.398
خب ؛ منظورم اینه که ؛
. . آدم وارد این کار میشه

50:12.476 --> 50:14.706
. . بخاطر اینکه میخواد دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنه

50:14.778 --> 50:18.145
و بعدش معلوم میشه که . .
آدمای زیادی هستن که میخوان دنیا رو به جای بدتری تبدیل کنن

50:18.215 --> 50:21.207
و ما هم در برابر اونا ؛ تعدادمون کمه ؛
. اونم خیلی زیاد

50:21.284 --> 50:22.751
منظورت نسبت به سربازهاس ؟

50:22.819 --> 50:25.253
. نه فقط سربازها

50:25.322 --> 50:27.586
اما معمولا ؛ وقتی مردمی وجود دارن
. . که از گرسنگی رنج میبرن

50:27.657 --> 50:30.717
معمولا یکی با اسلحه هست که . .
. باعث شده همچین اتفاقی براشون بیفته

50:32.396 --> 50:35.263
حالا که حرف از گرسنگی شد ؛ تو خودتم غذا نخوردی
چه دلیلی داره ؟

50:35.332 --> 50:37.129
. این مردم بیشتر از من بهش احتیاج دارن
. باورکن

50:37.200 --> 50:38.997
این طوری پیش خودم فکر کردم ؛

50:39.069 --> 50:41.560
اگه جون سالم بدرببریم که اونوقت تبدیل میشه به نقطه ی شروع برنامه ام
. . برای اون ده پوند وزنی که میخوام کم کنم

50:41.638 --> 50:45.574
و اگرم که نتونستیم زنده بمونیم ؛
خب ؛ مُرده ها که گرسنه اشون نمیشه

50:50.080 --> 50:52.810
تو به سربازهای دیگه ای که تاحالا دیدم
هیچ شباهتی نداری، " فرمانده " اَکس

50:52.883 --> 50:55.374
. بابتش بهتون آفرین میگم
سَم " صدام کن "

50:57.421 --> 50:59.218
. " باشه ؛ " سَم

51:00.757 --> 51:03.851
میدونم الان بدجوری دلت میخواد که بگیرم و ماچت کنم
. و باور کن . . خوشحال میشم اینکارو بکنم

51:03.927 --> 51:05.519
چی ؟
اما ؛ فقط دارم میگم ؛
. الان وقت خوبی نیست ؛ همین

51:05.595 --> 51:07.529
. نه ؛ نه -
. اگه هروقت دیگه ای بود ؛ تو کارت میرفتم

51:07.597 --> 51:09.030
. اشتباه برداشت کردی
. جدی میگم

51:09.099 --> 51:12.159
. فقط میخواستم باهات گپی زده باشم

51:12.235 --> 51:14.135
. فقط همین قصدو داشتم

51:14.204 --> 51:16.900
. آره . . رانندگیتو بکن

51:20.110 --> 51:22.601
برای ثبت در سوابق بگم ؛
. اون میخواست ببوسمش

51:22.679 --> 51:24.704
<i>بهرحال به راهمون ادامه دادیم .</i>

51:31.721 --> 51:33.712
<i>همونطور که داشتیم به جاده های اصلی میرسیدیم </i>
<i>.....به سمت خارج از کوهستان ؛ </i>

51:33.790 --> 51:35.883
<i>. . دلشوره گرفتم-</i>

51:35.959 --> 51:38.621
. دلشوره ای که همینطور بدتر و بدتر میشد

51:41.698 --> 51:43.359
[Brake Sets]

51:44.568 --> 51:47.867
حتما شوخیت گرفته

51:50.874 --> 51:53.342
. هِی
. خیلی خب ؛ این وضع اصلا خوب نیست

51:53.410 --> 51:56.345
. نه ؛ نه. فقط بارونه
باشه ؟ وقت زیادی طول نمیکِشه که
. از سر راه ببریمش کنار

51:56.413 --> 51:58.904
آدم همیشه سنگ های ریزش کرده و
. درختای سقوط کرده رو تو جاده میبینه

51:59.015 --> 52:01.882
آره ؛ خب ؛ آخه من اینطرفا
. درخت و سنگهای زیادی نمیبینم که بخوان افتاده باشن

52:03.653 --> 52:07.020
این درختو که اینجاس درست وسط قلب دفاعی
. میبینم

52:07.090 --> 52:08.785
. . قلب دفاعی " ؟ " -
. آره -

52:08.859 --> 52:12.124
میگی چیکار کنیم ؟
ماشین ها رو برگردونیم عقب
. و با احیتاط به مسیر ادامه بدیم

52:12.195 --> 52:14.356
اوسکار " میتونه راهو بازکنه "
یه لحظه صبر کن ؛ باشه ؟

52:14.431 --> 52:16.592
. فکر نکنم اون درخت خودبخود اونجا افتاده باشه

52:16.666 --> 52:18.998
هرچه زودتر اون درختو ببریم ؛
. زودتر هم میتونیم از اینجا بریم

52:20.270 --> 52:21.862
. چیزی نیست
. چیزی نیست

52:28.879 --> 52:31.347
<i>تا اونا داشتن اون درختو
. . از جاده خارج میکردن.</i>

52:31.414 --> 52:33.211
<i>. . حسِّ خیلی بدی بهم دست داد . . </i>

52:33.283 --> 52:38.983
<i>یکی از اون حس هایی که آدم میگه ؛
. . اینجا خیلی ساکته ؛ از اینجا خوشم نمیاد </i>
<i>یه اتفاق عجیب و غریبی داره اینجا میفته ؛ . .
. خلاصه از این جور حس ها </i>

52:39.956 --> 52:42.516
. تو باید همینجا بمونی

52:48.098 --> 52:52.262
<i> البته که اینو میدونم </i>
<i>که خط باریکی بین احتیاط و پارانویا وجود داره .</i>

52:52.335 --> 52:54.360
<i>مردم همیشه حرفایی درمورد اینکه
. یه حس خاصی درونشون دارن به آدم میگن </i>

52:54.437 --> 52:57.065
<i>اما  اگه از هر حسی که بهتون دست میده پیروی کنید </i>
<i>. اونوقت هرگز کاری رو به انتها نخواهید رسوند </i>

52:58.875 --> 53:02.834
<i>بااین وجود ؛ بعضی وقتا ؛ بخاطر دلیل خاصی
. یه حس عجیب و غریبی به آدم دست میده و دلشوره میگیره </i>

53:08.018 --> 53:09.485
. اونا میدونن که ما اینجاییم

53:09.553 --> 53:11.248
چی ؟ -
! میدونن اینجاییم

53:11.321 --> 53:13.255
! دفاع پیشگیرانه

53:13.323 --> 53:15.883
[Screaming]

53:25.802 --> 53:27.394
! نه

53:30.373 --> 53:31.465
! " لوییس "

53:40.183 --> 53:42.014
. واسه یه کاری کمکم کن -
داری کجا میری ؟

53:42.085 --> 53:44.019
ببین ؛ اونا فقط دیده بان های دشمن هستن ؛
باشه ؟

53:44.087 --> 53:46.612
سعی دارن اینجا نگهمون دارن تا وقتی که
نیروهای کمکیشون از راه برسن

53:46.690 --> 53:49.090
پس باید جلوی اونو بگیریم ؛
. . کاری کنیم که برگرده قبل از اینکه

53:49.159 --> 53:51.627
. خب ؛ قبل از اینکه " اون " برسه . .

53:51.695 --> 53:53.686
آره ؛ رسیدن ؛
. درست سر وقت ؛ یالا

53:54.397 --> 53:55.694
[Spanish]

53:57.734 --> 53:59.861
[Shouting in Spanish]

54:01.037 --> 54:03.835
! هُل بدین ! هُل بدین

54:06.109 --> 54:07.542
[Screams]

54:09.279 --> 54:10.610
! هُل بدید

54:17.420 --> 54:19.684
! هُل بدید

54:22.058 --> 54:25.289
! آره ! آره

54:35.905 --> 54:37.736
! آره ! آره

54:37.807 --> 54:40.071
! عالی بود
! یالا بچه ها

54:40.944 --> 54:43.504
. خیلی خب . . برو ؛ برو ؛ برو
. باید بریم . . باید از اینجا بریم

54:57.260 --> 54:59.660
. همگی خوب گوش بدین
. اونجا خیلی شانس آوردیم

54:59.763 --> 55:03.859
اون دشمن ها ؛ خیلی هیجانزده شدن و اشتباهای زیادی کردن
. اما قرار نیست دوباره این اتفاق تکرار بشه

55:03.900 --> 55:06.061
[Spanish]

55:08.171 --> 55:10.105
پس ؛ باید راه بیفتیم ؛
. و باید خیلی هم سریع اینکارو بکنیم

55:10.173 --> 55:12.266
[Beatriz Speaking Spanish]

55:12.342 --> 55:16.244
حالا ؛ اگه این نقشه اشتباه نباشه
ما الان نزدیک پایگاه مرزی " سی.آی.اِی " هستیم

55:16.313 --> 55:18.543
[Spanish]

55:18.615 --> 55:21.584
اگه عجله کنیم میتونیم
. تا شبانگاه خودمونو به اونجا برسونیم

55:21.651 --> 55:24.347
[Spanish]

55:24.421 --> 55:27.117
فهمیدین ؟ آره ؟ یا ؟

55:27.190 --> 55:29.590
. خیلی خب . . راه بیفتین

55:30.860 --> 55:32.122
میتونیم حرف بزنیم ؟

55:32.195 --> 55:34.425
گوش کن ؛ میدونی ؛
. . درمورد اتفاقی که قبلا افتاد ؛ اون

55:34.497 --> 55:37.159
. . داری درمورد . .
نه ؛ راستش صحبتم. دراون مورد نیست

55:37.233 --> 55:40.293
اگه دلت میخواد با رویاپردازی هات
خودتو خجالت بدی دستِ خودته و هرطور میلته رفتار کن

55:40.370 --> 55:43.362
اما چیزی که میخوام بدونم اینه که
وقتی به اونجا برسیم ؛چه اتفاقی میفته ؟

55:43.440 --> 55:45.840
خب ؛ شاید حواست به حرفایی که من زدم نبوده
وقتی اونجا برسیم ؛ ازشون کمک میگیریم

55:45.909 --> 55:47.934
. به همین سادگی

55:48.011 --> 55:50.002
کی گفته کار به این سادگیاس ؟

55:54.050 --> 55:57.508
پس ؛ از زمانی که نسبت به دشمن جلوتر بودیم استفاده کردیم
. اما زمان خیلی سخت و آروم میگذشت

55:57.587 --> 56:00.078
<i>در اون کوه ها ؛ جاده هایی که بهشون
. . میگن جاده های خوب ؛ بد هستن </i>

56:00.190 --> 56:03.159
<i>و جاده های بد هم ؛ خب ؛ . .
. اصلا جاده به حساب نمیان .</i>

56:03.193 --> 56:04.785
. مسخره اس

56:04.861 --> 56:07.830
. حتی نمیتونم تشیص بدم که شمال از کدوم طرفه
مطمئنی اینجاس ؟

56:07.897 --> 56:09.762
. آره ؛ یه جایی همین طرفاس ؛ آره -
واقعا ؟

56:09.833 --> 56:12.461
بخاطر اینکه علامتی روی نقشه وجود نداره
. . که بهمون نشون بده

56:12.535 --> 56:14.969
. ما دنبال یه ساختمون سری اطلاعاتی میگردیم

56:15.038 --> 56:17.836
. اونا علامتی از خودشون روی نقشه نمیذارن
. اینطوریه که معلوم میشه سِری هستن

56:17.907 --> 56:19.898
درسته ؛ درسته. صحیح ؛ صحیح ؛ صحیح
. . اما امکانش نیست که این یارو

56:19.976 --> 56:22.274
که درمورد اون پایگاه مرزی بهت گفته ؛
اشتباه کرده باشه ؟

56:22.345 --> 56:24.404
-. . چونکه صادقانه بهت بگم -
. خیلی خب ؛ اوناهاشش ؛ اونجاس -

56:26.850 --> 56:29.512
حالا ؛ میخوای یه سری به اونجا بزنی ؛ یا شاید باید
.....چیزی که داریم میبینیم رو به تخیلات من

56:29.586 --> 56:30.917
ربط بدیم و بریم خونه ؟.....

56:30.987 --> 56:33.820
حالا باید در بزنیم یا  . . چطوریه ؟

56:34.524 --> 56:36.549
! حالا دیگه حتما میخوای ماچم کنی

56:38.828 --> 56:40.819
شوخی که نمیکنی . . هان ؟

56:40.897 --> 56:43.525
. من درمورد کُشتار جمعی شوخی نمیکنم
کشتار جمعی خیلی برام حساسه

56:43.600 --> 56:45.659
حالا ؛ بچه ها ؛ اینجا چیکارا ازمون برمیاد ؟
اسلحه مسلحه چی دارین ؟

56:45.735 --> 56:48.465
. دوتا تفنگ 45 میلیمتری داریم
و یه جعبه مهمات

56:48.538 --> 56:50.768
بغیراز اون ؛ یه عالمه کامپیوتر داریم
. نقشه داریم

56:50.840 --> 56:53.206
. دی وی دی " ؛ یه چند تایی هم فیلم های خوب "

56:53.276 --> 56:54.971
. ما پایگاه مرزی دیده بانی هستیم

56:55.044 --> 56:57.512
. فقط حواسمون به اطراف هست
. . از ارتباطات پشتیبانی به عمل میاریم ؛ و

56:57.580 --> 56:59.707
و ؛ موقع حمله ی ناگهانی
!! عینک محافظ دید شب به چشم نمیزنیم
( میخواد بگه کار عملیاتی انجام نمیدن )

56:59.816 --> 57:01.408
. ما که دِژ نیستیم

57:01.451 --> 57:03.510
خیلی خب ؛ پس اون همه آنتن که رو سقف نصب شده چی ؟
میتونید با مرکز تماس بگیرین ؟

57:03.586 --> 57:06.612
. آره ؛ آره ؛ اون کار ازمون برمیاد
. پس ارتباطو برقرار کنید. همین الان به کمک احتیاج داریم

57:08.124 --> 57:10.285
تو چی تو چنته داری مسئول دارو ؟

57:10.360 --> 57:11.793
. خب . . نمیشه گفت خیلی زیادن

57:11.861 --> 57:13.886
. باشه ؛ صبر کن ببینم
. از هیچی که بهتره

57:13.963 --> 57:16.397
بهت که گفتم مرد ؛
. . غیر از خودمون کسی اینجا نیست

57:16.466 --> 57:18.525
فقط من هستم و " گِیب " "؛
. و اون خَرِه

57:18.601 --> 57:20.501
خر ؟ -
. اون اُلاغِه دیگه -

57:20.570 --> 57:23.232
وقتی میریم شهر ؛ برای آوردن ملزومات و آب ازش استفاده میکنیم
. . اما میدونی ؛ جاده های این حوالی بدجوری -

57:23.306 --> 57:24.739
. آره ؛ خوب میدونم چی میگی -

57:24.808 --> 57:26.332
. تاریخ مصرف این دارو ؛ دوساله منقضی شده

57:26.409 --> 57:27.740
چه خبرا ؟

57:27.811 --> 57:29.711
. به پایگاه ارتشی " سانتا مارتا " گزارش کردم

57:29.779 --> 57:32.577
و ؟ دارن کسی رو برای کمک میفرستن ؟
گفتن باید خودتو شخصا ببینن ؛ و رو در رو باهاشون حرف بزنی

57:32.649 --> 57:34.708
گفتن فرمانده ی پایگاه
. باید ببینتِت.

57:34.784 --> 57:38.379
فکر کنم یه مقدار درمورد مشکلی که
تو باهاش مواجه هستی ؛ با سردرگمی مواجه شدن

57:38.455 --> 57:41.549
باشه ؛ اما چطوری باید خودمو به " سانتا مارتا " برسونم ؟
مثلا با این اُلاغِه برم ؟

57:41.624 --> 57:43.182
. با هلیکوپتر
. اون پشتِه

57:43.259 --> 57:45.227
. هلیکوپتر
واسه چی از اول نگفتی ؟

57:45.295 --> 57:46.922
. خیلی خب . . حالا داریم به یه جاهایی میرسیم

57:49.499 --> 57:52.491
حالا واقعا مجبوری که بری ؟
نمیتونی باهاشون تماس بگیری ؟

57:52.569 --> 57:55.629
نه ؛ بخاطر اینکه گزارش هایی بهشون رسیده که من دزدیده شدم
که کُشته شدم ؛ که قصد دارم گولشون بزنم

57:55.705 --> 57:59.232
پس ؛ باید خودم شخصا برم اونجا
. یقه اشونو بگیرم و بیارمشون اینج
کیو باخودت میاری ؟

57:59.342 --> 58:02.311
خب ؛ ارتش " کولومبیا " ؛ با نیروهای آمریکایی ؛ درمورد
. فعالیتهای ضد مواد مخدر همکاری داره

58:02.345 --> 58:03.903
اونا میتونن برامون هلیکوپترهای ارتشی ؛
. و نیرو و این جور چیزا رو بفرستن

58:03.980 --> 58:05.675
. خیلی زود " وراکروز " اینجا رو پیدا میکنه

58:05.748 --> 58:08.182
. درسته ؛ احتمالا خیلی زود
بخاطر همینه که باید عجله کنیم

58:08.251 --> 58:10.185
. باشه خب ؛ بذارید ماها هم همراهتون بیایم -
. اصلا دراینمورد هیچ جای بحثی وجود نداره

58:10.253 --> 58:12.585
. همین الانشم یه عالمه اضافه وزن داریم

58:12.655 --> 58:15.249
. باید بریم

58:18.194 --> 58:20.685
گوش کن بچه ؛
برمیگردم پیشتون ؛ باشه ؟

58:20.763 --> 58:23.425
. ناامیدتون نمیکنم

58:24.934 --> 58:27.562
بگو ببینم ؛ چقدر خوب ؛ این دوستای ارتشی
کولومبیاییتو میشناسی ؟

58:27.637 --> 58:29.662
. چندتا عملیات مشترک باهاشون انجام دادم

58:29.739 --> 58:33.266
داشتم فکر میکردم اگه بتونیم این ماجرا رو به سطحی بکِشونیم که
سفارت دخالت کنه

58:33.343 --> 58:35.311
شاید اونوقت بتونیم یه چندتایی ویزا . .
. واسه بعضی از این رفقا فراهم کنیم

58:35.378 --> 58:37.846
میتونیم با " واشینگتون " تماس بگیریم ؛
یه برنامه ی پناهندگی هست که ممکنه بتونیم اون ها رو واردش کنیم

58:37.914 --> 58:39.211
. نقشه ی خوبی به نظرمیاد -

58:39.282 --> 58:42.149
[Helicopter Blades Whirring]

58:49.158 --> 58:50.420
. حالا بلند میشیم

59:10.346 --> 59:13.076
هی، بچه ها چقدر طول میکشه؟
سخت بشه بگی

59:13.149 --> 59:16.016
به محض اینکه فرود بیایم ؛
. . مامور امور خارجه رو پیدا میکنیم

59:16.085 --> 59:18.019
. و کاغذ بازیهای ماموریتو انجام میدیم . .

59:18.087 --> 59:19.486
کاغذ بازی ؟ -
. آره ؛ برای برگشت -

59:19.556 --> 59:21.456
خودت که رویه ی نظامی دراین جور مواردو میدونی ؛
. . گزارش اجازه های صادر شده

59:21.524 --> 59:23.515
. دستورات انجام وظیفه . .
. گزارش بازپرسی از وقایع اتفاق افتاده

59:23.593 --> 59:27.996
. یه لحظه صبر کن ببینم. شماها وقتی هنوز بلند نشده بودیم
. چیزی درمورد کاغذ بازی و این حرفا بهم نگفتین

59:28.064 --> 59:30.191
درمورد چی حرف میزنی ؟
. خب ؛ این پروتوکولِ نظامیه دیگه

59:30.266 --> 59:33.758
سی.آی.اِی " قبول نمیکنه که "
. . یه تیم ارتشی تاکتیکی رو بفرسته
. بدون اینکه قبلش همه ی جوانبو بررسی کرده باشه

59:33.836 --> 59:35.997
چرا همونجا که بودیم
چیزی دراینمورد بهم نگفتید ؟

59:36.072 --> 59:37.630
که چی بشه . . باعث بشم
آشوب و بلوا به پا بشه ؟

59:37.707 --> 59:40.403
ما هم مثل هرکس دیگه ای ؛
. باید از قوانین پیروی کنیم

59:40.476 --> 59:42.467
. . اون قوانین ؛ کاملا واضح و روشن هستن

59:42.545 --> 59:44.479
قانون میگه ؛ وقتی مقر یک ساختمان سِری لو بره ؛

59:44.547 --> 59:46.845
پرونده های طبقه بندی شده رو بردارید
. . و از اونجا فرار کنید

59:46.916 --> 59:48.907
بدون اینکه باعث بشید که . .
. حادثه ای بین المللی اتفاق بیفته

59:48.985 --> 59:50.714
لغت کلیدی در اینمورد ؛
. عدم دخالت در ایجاد حادثه ی بین المللی"ـه

59:50.787 --> 59:53.950
فکر میکردم همه ی اینا رو میدونی  و مشکلی باهاشون نداری
بخصوص وقتی توی صحبت هات به سفارت اشاره کردی

59:54.023 --> 59:56.287
. گفتی واسشون " ویزا " بگیریم

59:56.359 --> 59:58.589
بچه ها ؛ شماها به اون آدمایی که اونجا بودن
. قول دادید

59:58.661 --> 01:00:00.891
. من خودم بهشون قول دادم -
. بزرگ شو ؛ مَرد

01:00:00.964 --> 01:00:04.400
محال بود که بتونیم حتی به یه کوچولو از قول هایی که بهشون دادیم
. وفا کنیم

01:00:04.467 --> 01:00:06.901
نمیتونستیم ؛ مگر اینکه کارکنان آمریکایی
. زیر آتش مستقیم دشمن قرار گرفته بودن

01:00:06.970 --> 01:00:08.904
لحظه ای در زندگی یه سرباز میرسه ؛

01:00:08.972 --> 01:00:11.440
<i>که باید تصمیم بگیره آیا قرار </i>
<i>از یه نامه ی رسمی پیروی کنه </i>

01:00:11.507 --> 01:00:13.498
<i>یا اینکه به روحِ دستوراتی که بهش دادن وفادار بمونه</i>

01:00:13.576 --> 01:00:16.340
پس کاری از شماها ساخته نیست مگر اینکه آمریکایی ها
زیر آتش مستقیم باشن ؛ درسته ؟

01:00:16.412 --> 01:00:17.845
. درسته

01:00:17.914 --> 01:00:19.973
شماها چی ؟
شماها هم حساب میشین ؟

01:00:20.049 --> 01:00:21.676
. هلیکوپتر رو فرود بیار ؛ همین الان

01:00:28.291 --> 01:00:30.782
. . شما دوتا از مامورهای " سی.آی.اِی" رو

01:00:30.860 --> 01:00:32.987
برای پشتیبانی کردن از یه گروهِ . .
مضنون به فعالیت های تروریستی گروگان گرفتید ؟

01:00:34.564 --> 01:00:37.124
. این میشه خیانت
فکر میکنید که خودم میخواستم همچین کاری بکنم ؟

01:00:37.200 --> 01:00:39.168
فکر میکنید انتخاب دیگه ای داشتم ؟

01:00:39.235 --> 01:00:43.535
قربان ؛ هیچ کمکی بهمون نمیرسید ؛ مگراینکه اون دوتا مامور به افسر ارشدشون
. گزارش میکردن که بهشون حمله شده

01:00:43.606 --> 01:00:46.439
. من کاریو که باید انجام دادم
. متوجهم. شما اون دوتا مرد رو دزدیدید

01:00:46.509 --> 01:00:49.103
آدم ربائی؟ بی خیال بابا
فقط داشتم کمکشون میکردم که کار درستو انجام بدن

01:00:49.178 --> 01:00:51.271
یعنی با یه کُلتِ 45 میلیمتری
داشتی بهشون کمک میکردی ؟

01:00:51.347 --> 01:00:53.338
خب ؛ میدونین یه حرف قشنگی هست
. . که میگن

01:00:53.416 --> 01:00:55.509
. تفنگ ها به آدما کمک نمیکنن
. بلکه آدما ؛ به آدما کمک میکنن

01:00:55.585 --> 01:00:57.951
تو خودتو اسیر دنیایی از
. آزار و درد و رنج کردی سرباز

01:01:04.494 --> 01:01:06.826
. . فرمانده " اَکس " ؛

01:01:06.896 --> 01:01:08.989
حالا که داریم بازجویی رو ادامه میدیم ؛

01:01:09.065 --> 01:01:13.695
متعهد هستم که ازتون بپرسم  که آیا علاقه دارید که براتون . .
یه وکیل نظامی بگیریم ؟

01:01:13.770 --> 01:01:16.136
وکیل ؟ -
. بهتون توصیه میکنم یکی بگیرید -

01:01:16.205 --> 01:01:19.402
فکر میکردم اینجا فقط دارم گزارش ماموریتمو میدم
. ما دیگه خیلی از بازجویی ساده فاصله گرفتیم فرمانده

01:01:19.475 --> 01:01:21.966
ما چند نفرو
. . که در ماجراجویی کوچک شما دخالت داشتن و

01:01:22.045 --> 01:01:24.741
. بازداشت کردیم و ازشون بازجویی کردیم

01:01:24.814 --> 01:01:26.907
و باید بگم یه پرونده ی واقعا سنگین
.  علیهتون به جریان افتاده

01:01:26.983 --> 01:01:29.042
صبر کنید ؛ صبر کنید مردمو بازداشت کردید ؟
بله ؛

01:01:29.118 --> 01:01:31.552
کشاورزا ؛ اون دکتره ؛
. " آماندا میپلز "

01:01:31.621 --> 01:01:34.317
. اونا دوستامن قربان
. اونا هیچ کار اشتباهی انجام ندادن

01:01:34.390 --> 01:01:36.221
. این رویه ی متعارفمونه ؛ فرمانده

01:01:36.292 --> 01:01:38.760
رویه ی متعارف "  ؟ "
چرا گم نمیشین پِی کارتون ؟

01:01:38.828 --> 01:01:40.295
! داری با افسر ارشدت حرف میزنی

01:01:40.363 --> 01:01:43.594
اینگار خودت داری  با افسر ارشدت حرف میزنی سروان
! آروم بگیرید ؛ فرمانده

01:01:43.666 --> 01:01:47.432
حالا ؛ باید بهتون بگم که شما این شکست مفتضحانه رو
. که بهش دچار شدید ؛ خیلی دستِکم گرفتید

01:01:47.503 --> 01:01:50.734
و بدون شک ؛ شما
. تک و تنها در مرکز این ناکامی قرارگرفتید

01:01:50.807 --> 01:01:53.742
پس ؛ این آخرین فرصتِتونه ؛ آیا میخواهید که
از حق خودتون برای داشتن وکیل استفاده کنید ؟

01:01:55.044 --> 01:01:56.306
. مشکلی ندارم

01:01:56.379 --> 01:01:58.404
شما به عواقب این اقدام خودتون آگاهی دارید ؟

01:01:58.481 --> 01:02:01.575
آره . . اینکه تا آخر عُمر؛ میندازینم زندان ؟
. آره . . بهش آگاهی دارم

01:02:01.651 --> 01:02:04.677
. . همینطور ؛ اینو میدونم که داشتن وکیل
. هیچ تفاوتی توی پرونده و رای نهایی ایجاد نمیکنه

01:02:04.754 --> 01:02:07.382
حالا ؛ قربان ؛ اگه میخواین این طوق رو
. . به گردن من بندازین

01:02:07.457 --> 01:02:08.947
بفرمایید کارتونو بکنین ؛ . .
. اما کاری به کار دوستام نداشته باشید

01:02:09.025 --> 01:02:11.653
شما در موقعیتی قرار ندارید که
. " بخواید مذاکره کنید ؛ فرمانده " اَکس

01:02:11.728 --> 01:02:15.425
حالا میخوام درمورد اتفاقاتی که
. . بعداز اینکه

01:02:15.498 --> 01:02:17.796
شما به روی دوتا از مامورهای " سی.آی.اِی" ؛
. اسلحه کشیدین بدونم

01:02:18.601 --> 01:02:20.159
. خیلی خب ؛ باشه

01:02:20.236 --> 01:02:24.036
بعداز اون به اصطلاح گفتگوم با اون دوتا مامور " سی.آی.اِی " ؛
. برگشتیم به محل پایگاهِ مرزی

01:02:24.107 --> 01:02:26.075
. و اجازه بدید یه چیزیو بهتون بگم قربان

01:02:26.142 --> 01:02:28.940
- <i>. همه واقعا از دیدنم خوشحال شدن.</i>
. برنامه عوض شده -

01:02:29.011 --> 01:02:31.411
. سریع برگشتی -
میدونی که شهر از اونطرفه ؟

01:02:31.481 --> 01:02:34.279
. فکر کردم رفتی کمک بیاری
. آره خب ؛ به یه مانع کوچولو خوردم -

01:02:34.350 --> 01:02:38.150
چه جور مانعی ؟ -
معلوم شد دوستای " سی.آی.ایِ"ـمون
. اینقدرها هم مهربون و خوب نبودن

01:02:38.221 --> 01:02:40.280
میخواستن همه رو اینجا بذارن و برن
. تا گرگ ها بیان و پاره اشون کنن

01:02:40.356 --> 01:02:42.449
. من با نقشَشون مخالفت کردم

01:02:42.525 --> 01:02:45.653
چی ...و اونا . . .  ؟
. دست و پاهاشونو بستم. داخل هلیکوپترن

01:02:48.064 --> 01:02:50.055
. وضع خوبی نیست

01:02:50.133 --> 01:02:53.125
خیلی خب . . حالا باید چیکار کنیم ؟

01:02:53.202 --> 01:02:56.228
مگه خودت نبودی که گفتی
اگه کمک به موقع نرسه همگی قتل عام میشیم ؟

01:02:56.305 --> 01:02:57.795
. همچین اتفاقی نمیفته

01:02:57.874 --> 01:03:00.138
پس ؛ نقشه ی خاصی داری ؟
نه

01:03:00.243 --> 01:03:02.643
.  اما میدونم باید از کجا شروع کنم

01:03:02.678 --> 01:03:03.667
[Door Opens]

01:03:03.746 --> 01:03:07.147
- [Gabe] Go get some-
- Help. Oh!

01:03:07.216 --> 01:03:09.343
. تماس بگیر -
. چیزیو گزارش نمیکنم

01:03:09.418 --> 01:03:12.410
. تماس بگیر. خودت بعدا بابتش ازم تشکر میکنی
. شک ندارم که ازت تشکر نمیکنیم

01:03:12.488 --> 01:03:14.581
چرا ؛ میکنی ؛ بخاطر اینکه " وراکروز " ؛
. . ردِّ ما رو تا اینجا میگیره

01:03:14.657 --> 01:03:17.490
و ؛ وقتی اینکارو بکنه ؛ . .
. . میاد و اینجا رو همراهِ شما دوتا بی ادب

01:03:17.560 --> 01:03:20.552
. با خاک یکسان میکنه . . .

01:03:20.630 --> 01:03:23.758
چی میخوای ؟
. . میخوام به رفقات در " سی.آی.اِی " زنگ بزنی

01:03:23.833 --> 01:03:25.767
و بهشون بگی که ارتش کولومبیا رو . .
. . به اینجا بفرستن

01:03:25.835 --> 01:03:27.735
یا پلیس بین المللی ؛ نیروهای ویژه ؛ . .
. خلاصه هرچی که راه دستشون باشه

01:03:27.804 --> 01:03:30.272
. بخاطر اینکارت نابود میشی
. درسته ؛ اما سئوال این نیست

01:03:30.339 --> 01:03:32.330
سئوال اینه که تو ؛
. . بالاخره میخوای اون تماسو بگیری

01:03:32.408 --> 01:03:36.242
یا باید مجبورت کنم . .
که اون تماسو بگیری ؟

01:03:38.114 --> 01:03:39.206
[Sighs]

01:03:39.282 --> 01:03:41.273
- [Receiver Lifts Off Cradle]
- [Dialing]

01:03:43.286 --> 01:03:46.983
بله ؛ " گابرییِل مانارو " هستم
. از پاسگاهِ شماره ی 412

01:03:47.056 --> 01:03:51.117
. ما اینجا به مشکلی برخورد کردیم
یه جور نیروی نظامی شورشی به موقعیتمون حمله کردن

01:03:52.361 --> 01:03:54.886
. دارم کمکت میکنم که حرفِتو بخرن
. . بله . . بله . . اون

01:03:54.964 --> 01:03:57.956
. داریم جواب آتیششونو میدیم
. . ما به پشتیبانی احتیاج داریم

01:03:58.034 --> 01:04:00.400
. قانع کننده تر باهاش حرف بزن
! یا مسیح . . نه

01:04:00.503 --> 01:04:02.767
. نه . . با شما حرف نمیزنم

01:04:03.306 --> 01:04:05.240
! به کمک احتیاج داریم

01:04:05.308 --> 01:04:07.606
! همین الان به نیروی پشتیبانی احتیاج داریم
! بفرستیدشون ! کمک بفرستین
! پشتیبانی نظامی ! همین الان

01:04:07.677 --> 01:04:11.704
! کمکمون کنید
! من تویِ ایستگاه 2-1-4 هستم

01:04:11.781 --> 01:04:13.806
! بله ! بله
! فقط عجله کنید

01:04:13.883 --> 01:04:16.147
. تا سه ساعت دیگه یه گروه میفرستن اینجا

01:04:16.219 --> 01:04:19.746
سه ساعت ؟ وراکروز " داره میرسه "
. تا سه ساعت دیگه دخل همگیمونو آورده

01:04:19.822 --> 01:04:22.154
آره ؛ خب ؛ بهرحال اونا دارن از روی کوهها به این طرف میان
! همینقدر میکِشه ؛ رفیق

01:04:22.225 --> 01:04:24.284
. اون سریعترین زمانیه که میتونن خودشونو برسونن
. جادوگری که نیست

01:04:24.360 --> 01:04:26.089
اینجا چه خبره ؟
کی داشت شلیک میکرد ؟

01:04:26.162 --> 01:04:28.323
. من بودم ؛ میخواستم نقطه نظرمو ثابت کنم

01:04:28.397 --> 01:04:30.592
خیلی خب . . چی شده ؟ -
. خب ؛ خبرهای بد و خوب براتون دارم

01:04:30.666 --> 01:04:35.126
خبر خوب اینه که کمک توی راهِه
خبر بد اینه که ؛ باید تا وقتی اونا
. خودشونو اینجا برسونن دووم بیاریم

01:04:35.204 --> 01:04:36.637
خیلی خب ؛آقایون ؟

01:04:43.846 --> 01:04:46.007
. هِی ؛ ببین چی درست کردم
. عجب بمب توپیه

01:04:46.082 --> 01:04:49.449
. تو استعداد داری
خب ؛ میدونی ؛ من مدت زیادی
. به عنوان پزشک پشتِ خط حمله خدمت کردم

01:04:49.518 --> 01:04:51.679
. آدم اینطوری یاد میگیره که سریع یه چیزاییو سرهم کنه
صحیح . . خب . . منم دکترهای میدون جنگِ زیادیو میشناسم

01:04:51.754 --> 01:04:53.722
اما هیچ کدومشون . .
. مثل تو ؛ نمیتونن با مواد منفجره کار کنن

01:04:53.789 --> 01:04:55.552
. آفرین -
. متشکرم

01:04:55.625 --> 01:04:57.024
بچه کجاس ؟

01:04:57.093 --> 01:04:59.493
[Rifles Cocking]

01:05:04.166 --> 01:05:06.760
میشه یه لحظه باهات حرف بزنم ؟
چیکار داری ؟

01:05:06.836 --> 01:05:10.602
میدونی . . این جنگ با " وراکروز " ؛
. داره رو به خطرناکی میره

01:05:10.673 --> 01:05:12.664
. باید یه مدت زیادی جلوشون بایستیم

01:05:12.742 --> 01:05:15.609
پس ، داشتم به این فکر میکردم که
ایده ی خوبیه که تو همین جا بمونی

01:05:15.678 --> 01:05:17.111
. و این دوتا مامور " سی.آی.اِی " رو بِپّایی

01:05:17.179 --> 01:05:19.170
اینجا بمونم ؟
. منم میخوام کنار تو و بقیه بجنگم

01:05:19.248 --> 01:05:22.183
. باشه ؛ باشه
. فقط بشنو ببین چی بهت میگم

01:05:22.251 --> 01:05:24.913
تو هنوز جوونی ؛ و بیشتر از اونی که
. . سهمِت بوده توی این نبرد مایه گذاشتی

01:05:24.987 --> 01:05:27.387
خیلی بیشتر از اونی که . .
. از یه بچه به سن و سالت انتظار میره

01:05:27.456 --> 01:05:30.016
اونا پدرمو کُشتن

01:05:30.092 --> 01:05:32.356
فکر کنم بشه با اطمینان بگی
. . که اگه پدرت الان زنده بود

01:05:32.428 --> 01:05:34.362
اصلا و ابدا دلش نمیخواست که . .
. تو خودتو جلوی گلوله بندازی

01:05:34.430 --> 01:05:36.660
. بهش فکر کن
اگه پدرت الان زنده بود و پیشت بود چی میگفت ؟

01:05:36.732 --> 01:05:38.393
. نمیدونم

01:05:39.435 --> 01:05:41.062
. اون که اینجا نیست

01:05:41.137 --> 01:05:44.971
میگفت ؛ بچه ای به سرسختی و باهوشی تو ؛

01:05:45.041 --> 01:05:46.975
. آینده ی خیلی درخشانی درانتظارشه . . .

01:05:47.043 --> 01:05:49.841
ازت میخواست بزرگ شی و اون آینده رو
به چشم خودت ببینی ، به نظرت اینطور نمیخواست ؟

01:05:49.912 --> 01:05:51.903
فکرشو که میکنم اگه زنده بود
. ازم میخواست همینجا بمونم

01:05:53.349 --> 01:05:54.907
پس ؛ میمونی ؟

01:05:55.718 --> 01:05:57.310
. نه

01:05:57.386 --> 01:06:00.878
. اما از حرفایی که زدی ممنون
. تو منو یاد پدرم میندازی

01:06:02.124 --> 01:06:04.388
. و من ؛ به حرفای اونم گوش نمیدادم

01:06:06.562 --> 01:06:08.086
امان از دست بچه های این دوره زمونه

01:06:08.164 --> 01:06:09.995
! خیلی خب ؛ جمع بشین

01:06:10.766 --> 01:06:14.668
وقتی از اونجا خارج شدیم ؛ یه مقدار اطلاعات جمع آوری
کردیم یه چندتایی خطر و اخبار بد پیدا کردیم

01:06:14.737 --> 01:06:16.864
رفیق " وراکروز " ؛ " پرز " ؛
. سروکله اش پیدا شده بود

01:06:16.939 --> 01:06:21.603
و افراد بیشتریو هم همراهش آورده بود
یه عالمه نیرو ؛ به همراه مقدار زیادی اسلحه

01:06:40.997 --> 01:06:43.727
بااینحال ؛ کار زیادی از دستمون برنمیومد
. بجز اینکه به همون نقشه ی خودمون پایبند بمونیم

01:06:44.900 --> 01:06:46.834
. . بمب کوچیک خودمونو جاگذاشته بودیم

01:06:46.902 --> 01:06:49.871
بمب هایی که با مواد منفجره ی سی-4 که
. . از مامورهای " سی.آی.اِی " گرفته بودیم ساخته بودیم

01:06:49.939 --> 01:06:52.703
اونا این مواد منفجره رو برای وقتی که بخوان سریع از
اونجا فرار کنن ؛ اونجا رو منفجر کنن ؛ دراختیار داشتن

01:06:54.543 --> 01:06:58.343
اونطوریکه من فهمیدم اگه میتونستیم اون مواد منفجره رو . .
. . در نقطه ی مناسب جایگذاری کنیم

01:06:58.414 --> 01:07:01.406
میتونستیم جاده رو به وسیله ی چندهزار پوند ماشین های
آتش گرفته و درب و داغون مسدود کنیم

01:07:01.484 --> 01:07:04.317
. و یه مدت " وراکروز " رو مشغول کنیم....

01:07:06.022 --> 01:07:08.149
. احتمالا دیگه باید بری
نه ؛ نه ؛

01:07:08.224 --> 01:07:09.714
انجامش بده

01:07:11.227 --> 01:07:14.560
البته به شرطی که قبل از اونا ؛
. اول خودمونو هوا نمیفرستادیم

01:07:18.868 --> 01:07:21.837
. خیلی خب
. پاشو بریم

01:07:21.904 --> 01:07:24.737
میدونم که قرار نیست
. . هیچ نیروی کمکی ای برامون بفرستن

01:07:24.807 --> 01:07:26.741
[Spanish]

01:07:26.809 --> 01:07:31.007
و احتمالات رو که بررسی کنیم . .
. همه چی برعلیهمونِه

01:07:31.080 --> 01:07:32.843
[Spanish]

01:07:32.915 --> 01:07:36.442
اما خوب که چی ؟
شماها " شمشیر سوزان " هستین دیگه ؛ درسته ؟

01:07:36.519 --> 01:07:39.511
- [Beatriz Shouting in Spanish]
- [Men] <i>،Sیl</i>

01:07:39.588 --> 01:07:44.116
حالا ؛ ببینید ؛ اونا باید
. از این مسیر به طرفمون بیان

01:07:44.193 --> 01:07:47.356
وقتی بمب منفجر بشه نوبت ما میرسه که
. حرکتشونو کُند کنیم

01:07:47.430 --> 01:07:49.455
[Spanish]

01:07:49.532 --> 01:07:52.296
بخاطر اینکه اگه از اینجا رَد بشن . . . کارمون تمومه
. تبدیل میشیم به هدف و شکارمون میکنن

01:07:52.368 --> 01:07:54.962
[Speaks Spanish, Blows Raspberry]

01:07:55.037 --> 01:07:58.029
اردک های نشسته " ؟ "
. یه اصطلاحِه

01:07:58.107 --> 01:08:01.474
مثل این میمونه که اردک ها تو دریاچه نشسته باشن
یعنی تعداد زیادی اردک پشت سرهم

01:08:01.577 --> 01:08:02.566
راحت میشه که

01:08:05.181 --> 01:08:07.513
[Men]
Ah. <i>Muerto.</i>

01:08:07.583 --> 01:08:09.551
سام

01:08:13.522 --> 01:08:15.353
چقدر اوضاعمون خرابه ؟

01:08:15.615 --> 01:08:18.928
خب . . شاید شانس خوبی داشته باشیم که قبل از اینکه
نیروهای کمکی برسن بتونیم معطلشون کنیم و جون سالم بدر ببریم

01:08:19.028 --> 01:08:20.188
. . اما حالا

01:08:20.262 --> 01:08:22.321
و چه مدت باید معطلشون کنیم ؟

01:08:22.398 --> 01:08:24.889
. کمک تا حدود دو ساعت دیگه میرسه

01:08:24.967 --> 01:08:26.958
وراکروز " و افرادش ؛ "
. . کم و بیش 90 دقیقه باهامون فاصله دارن

01:08:27.036 --> 01:08:28.970
پس فکر کنم باید یه چیزی حدود . .
. یه نیم ساعتی جلوشون مقاومت کنیم

01:08:29.038 --> 01:08:32.201
میتونیم این کارو انجام بدیم ؟
خب ؛ با توجه به اینکه زمین اینجا ؛
. بلحاظ استراتژیکی به نفعمونه ؛ شاید

01:08:33.442 --> 01:08:35.569
. اما نیم ساعت سخت و طولانی ای میشه

01:08:35.644 --> 01:08:38.374
اما ؛ هِی ؛ میتونه بدتر از اینا هم باشه ؛ درسته ؟

01:08:38.447 --> 01:08:39.880
. ممکنه بارون بگیره
. بیا انجامش بدیم

01:08:40.082 --> 01:08:40.776
[Scoffs]

01:08:40.850 --> 01:08:44.251
حالا ؛ در این لحظه ؛ شانس و بخت زیادی
. برای برد نداشتیم

01:08:44.320 --> 01:08:47.221
فقط یکی این مزیت رو داشتیم که در سطح بالاتری از دشمن قرارگرفته بودیم
. و دیگری هم عنصر غافلگیری بود

01:08:49.225 --> 01:08:52.251
اما ؛ مزیت اونا هم این بود که
. . خب ؛ نیروهای زیادی داشتن

01:08:52.328 --> 01:08:56.594
همینطور تجهیزات ؛ جلیقه ی ضدگلوله ؛
اسحله های پیشرفته بیسیم و خلاصه هرچی که فکرشو بکنی

01:09:14.183 --> 01:09:17.448
روش رفته یا نه ؟
. روش نرفته . اگه روش رفته بود الان صدای

01:09:20.856 --> 01:09:22.517
[Shouting in Spanish]

01:09:22.591 --> 01:09:23.922
! لوییس " ؛ حالا "

01:09:30.499 --> 01:09:32.592
[Whooping]

01:09:32.668 --> 01:09:34.533
! " شمشیر سوزان "
. لعنتی

01:09:34.603 --> 01:09:36.867
! شمشیر سوزان ! حمله

01:09:36.939 --> 01:09:39.464
! از موقعیت هاتون خارج بشید

01:09:40.943 --> 01:09:42.137
! بیاید بیرون

01:09:50.653 --> 01:09:53.247
[Gunfire]

01:10:00.062 --> 01:10:02.997
. " شلیک خوبی بود " ماندو

01:10:10.005 --> 01:10:12.633
[Laughing]

01:10:27.590 --> 01:10:29.080
<i>،Arriba! ،Arriba!</i>

01:10:30.859 --> 01:10:32.793
. مهمات داره تموم میشه

01:10:32.861 --> 01:10:34.556
بهشون بگو طوری رفتار کنن
. که اینگار دارن شلیک میکنن

01:10:34.630 --> 01:10:36.757
یعنی همین کارو ادامه بدین ؛ وانمود کنن
. که مهمات دارن

01:10:36.832 --> 01:10:38.459
! چی ؟
-! فقط انجامش بده

01:10:39.335 --> 01:10:41.530
[Spanish]

01:10:44.473 --> 01:10:46.498
. هر حقه ای که بلد بودم بکار بستم

01:10:46.575 --> 01:10:48.736
اما نکته اینجاس که
. . دستِ آخر

01:10:48.811 --> 01:10:51.644
. هیچ جایگزین خوبی برای گلوله پیدا نمیشه . .

01:11:00.789 --> 01:11:02.848
[Spanish]

01:11:05.194 --> 01:11:06.252
[Gunshot]

01:11:06.328 --> 01:11:09.388
[Rifles Clicking]

01:11:09.465 --> 01:11:12.559
[Scattered Gunshots]

01:11:24.480 --> 01:11:27.347
خیلی خب ؛ فکر نکنم کلکمونو باور کرده باشن

01:11:27.416 --> 01:11:30.351
. خیلی خب ؛ ببین ؛ بازی به آخر رسیده
. همه برگردن پیش ماشین ها

01:11:30.419 --> 01:11:32.148
[Spanish]

01:11:32.221 --> 01:11:35.088
[Gunfire Continues]

01:11:37.126 --> 01:11:38.525
! پیرمرد
! راه بیفت بریم

01:11:41.397 --> 01:11:42.386
. نه

01:11:53.509 --> 01:11:55.067
[Gunshot]

01:11:55.144 --> 01:11:57.135
. صبر کنید
داره چیکار میکنه ؟

01:11:57.212 --> 01:11:58.839
. داره بهمون پوشش میده

01:11:58.947 --> 01:12:01.472
. راه بیفت بریم
. بریم

01:12:02.484 --> 01:12:03.712
[Rifle Clicks]

01:12:11.527 --> 01:12:13.290
! " شمشیر سوزان "

01:12:16.665 --> 01:12:18.690
. باید برگردم سراغش -
. " بِن " -

01:12:18.767 --> 01:12:21.964
. یه بمب دیگه واسه وقت مبادا کنار گذاشتم
باید بهش برسم

01:12:26.208 --> 01:12:28.142
[Yells]

01:12:34.316 --> 01:12:36.477
. تو همیشه آدمو غافلگیر میکنی

01:12:37.953 --> 01:12:40.114
نه

01:12:41.657 --> 01:12:43.420
. یا مسیح

01:12:44.893 --> 01:12:47.487
اون مُرده

01:12:50.199 --> 01:12:53.168
تو حالت خوبه ؟ -
! نه ! تیرخوردم

01:12:53.235 --> 01:12:54.759
. درسته
. مرتیکه ی احمق . خیلی خب

01:12:54.837 --> 01:12:56.361
[Groaning]

01:12:56.438 --> 01:12:57.928
. بلند شو

01:13:21.046 --> 01:13:22.809
. ببرینش داخل

01:13:24.249 --> 01:13:26.649
. لعنتی
کدوم گورین ؟

01:13:33.726 --> 01:13:36.024
بیاتریز " ؛ دارن میان ؛ "
. بیا بریم داخل

01:13:36.095 --> 01:13:38.586
! ولم کن -
. اینطور نکن ! خواهش میکنم بچه ؛ التماست میکنم

01:13:38.664 --> 01:13:40.689
اونا " لوییس"ـو کُشتن
! و منم میخوام باهاشون بجنگم

01:13:40.766 --> 01:13:43.496
ببین ؛ میدونم که خاطر اون مرد
برات خیلی عزیز بود ؛ باشه ؟

01:13:43.569 --> 01:13:46.629
. اما اون یه سرباز بود
. داشت ازت محافظت میکرد

01:13:46.705 --> 01:13:50.368
کاری نکن با اونجا ایستادن و
خودتو به کُشتن دادن مرگِش ؛ واسه هیچی باشه

01:13:50.442 --> 01:13:53.707
خواهش میکنم ؛ اگه بخاطر من داخل نمیری
. لااقل بخاطر اون چوپان پیر اینکارو بکن

01:13:56.482 --> 01:13:59.610
پس کدوم گورین ؟
. دوباره باهاشون تماس بگیر

01:13:59.685 --> 01:14:01.619
[Dialing]

01:14:01.687 --> 01:14:03.552
- <i>[Line Rings]</i>
- <i>[Man] Is that you again, 412?</i>

01:14:03.622 --> 01:14:06.682
چقدر دیگه طول میکِشه ؟
. بخاطر اینکه وقتمون داره تموم میشه

01:14:06.759 --> 01:14:08.886
- <i>We're going as fast-</i>
. وضعیت داره حالت اضطراری تری میگیره

01:14:08.961 --> 01:14:12.624
بله . . دارم با افسر ارشد پایگاه صحبت میکنم ؟
.....باید بدونم که دقیقا چه مدت دیگه زمان میبره تا نیروها برسن

01:14:12.698 --> 01:14:14.632
. اما این افسر بی خاصیتِتون نمیتونه اینو بهم بگه

01:14:14.700 --> 01:14:16.634
چه کسی صحبت میکنه ؟
من کیم ؟

01:14:16.702 --> 01:14:19.569
! میخوای بدونی کی داره صحبت میکنه ؟

01:14:19.638 --> 01:14:22.698
جانشین رئیس سازمان جاسوسی ؛
. چاک فینلی " هستم

01:14:22.775 --> 01:14:26.609
. این کسیه که داری باهاش حرف میزنی
...من از قرارگاه فرماندهی اصلی سازمان امنیت ملی ؛ به اینجا اومدم

01:14:26.678 --> 01:14:28.737
تا به صورت اتفاقی به این جا سرکِشی کنم که از شانس بد ؛ . .
. توی این منطقه ی فاجعه آمیزتون گیرکردم

01:14:28.814 --> 01:14:31.214
حالا . . . بگو ببینم ؛این نیروهای کمکی کجان ؟
ده دقیقه باشما فاصله دارن ؛ قربان

01:14:31.283 --> 01:14:32.375
. ده دقیقه ؟

01:14:32.451 --> 01:14:34.476
. باید تا 5 دقیقه ی دیگه همه چی تموم بشه
. عجله کنید

01:14:35.821 --> 01:14:37.311
چاک فینلی " ؟ "
آره ؛

01:14:37.389 --> 01:14:39.414
جوونیام ؛ از شرط بندی روی اون
. یه عالمه پول به جیب زدم

01:14:39.491 --> 01:14:41.550
. فکر کنم اسم شانسم باشه

01:14:42.261 --> 01:14:44.923
فکر کنم حالا میفهمیم که
. چقدر واسم شانس میاره

01:14:44.997 --> 01:14:47.192
بین چپ کردن ماشین هاشون
. . و رد و بدل کردن آتش

01:14:47.266 --> 01:14:49.131
. یه مدت زمان واسه خودمون خریده بودیم . . .

01:14:49.201 --> 01:14:51.897
اما مدت زیادی طول نکِشید که
. وراکروز " خودشو به موقعیت رسوند

01:14:51.970 --> 01:14:54.131
. و دیگه نزدیک بود که دخلمون بیاد

01:14:55.741 --> 01:14:57.868
. همه رو داخل نگه دار

01:14:57.943 --> 01:15:01.344
وقتی شلیک گلوله ها شروع شد
حواست باشه که کسی نزدیک پنجره ها نباشه
و همه کفِ زمین دراز کِشیده باشن ؛ باشه ؟

01:15:25.003 --> 01:15:26.470
. میرم اونجا

01:15:27.739 --> 01:15:30.071
میخوای چیکار کنی ؟
. باید یه مدت دیگه واسه خودمون وقت بخرم

01:15:30.142 --> 01:15:33.202
سَم " ؛ اگه بری اونجا ؛ "
. وراکروز " حتما میکُشتِت "

01:15:33.278 --> 01:15:35.405
. آره ؛ شاید
....اما اگه بتونم یه مقدر دیرتر بمیرم ؛

01:15:35.480 --> 01:15:37.812
باعث میشه که شماها
. یه مقدار به آزاد شدن از اینجا نزدیک تر بشید

01:15:37.883 --> 01:15:40.249
نه ؛ نه ؛ نه ؛
. لااقل اسلحه اتو ببر

01:15:40.319 --> 01:15:43.482
اگه ببینه اسلحه دارم ؛ به محض اینکه
. درمعرض دیدِش قرار بگیرم بهم شلیک میکنه

01:15:43.555 --> 01:15:46.422
. نگرانش نباش. یه فکری دارم
نه، نه، صبر کن

01:15:46.491 --> 01:15:49.289
. . منظورم اینه که . . اونا
. . تو نمیتونی

01:15:49.361 --> 01:15:51.295
. . فقط . . اگه فقط . .

01:15:52.497 --> 01:15:53.987
. زنده بمون

01:15:54.099 --> 01:15:56.090
. تمام سعیمو میکنم

01:15:56.134 --> 01:15:58.364
بااینحال ؛ میدونی ؛
. . اگرم قرار بود همدیگه رو ببوسیم

01:15:58.437 --> 01:16:01.565
احتمالا باید همین الان انجامش میدادیم ؛ . .
. شاید بعدا وقت نشد

01:16:01.640 --> 01:16:03.471
. . نمیخوام که

01:16:07.512 --> 01:16:11.107
. خیلی بیشتر از مشت خوردن تو دندون بهم حال داد

01:17:03.368 --> 01:17:05.461
هِی ؛ بچه ها

01:17:06.405 --> 01:17:07.702
. باید حرف بزنیم

01:17:07.773 --> 01:17:10.037
چی برای گفتن باقی مونده فرمانده " اَکس " ؟

01:17:10.108 --> 01:17:12.099
. ما حرفای زیادی برای گفتن داریم

01:17:12.177 --> 01:17:14.202
اومدم اینجا که درمورد
. شرایط تسلیم شدنتون حرف بزنیم

01:17:14.279 --> 01:17:16.474
- [Chuckles]
- [Men Laughing]

01:17:16.548 --> 01:17:19.346
ما تسلیم بشیم ؟
قراره به این حرفت بخندیم ؟

01:17:27.392 --> 01:17:29.519
[Sam Grunting]

01:17:29.594 --> 01:17:32.085
چقدر مونده برسن ؟
. نمیدونم

01:17:32.164 --> 01:17:35.224
. بزودی
. بهتره زودتر پیداشون بشه

01:17:37.135 --> 01:17:39.365
[Groans]

01:17:39.438 --> 01:17:42.498
تو اینگار عاشق اینکاری ؛ مگه نه ؟

01:17:42.574 --> 01:17:45.099
چند نفر داخلن ؟

01:17:45.177 --> 01:17:48.578
باورکن ؛ اصلا نمیدونی که
! با چی طرفی

01:17:48.647 --> 01:17:51.741
. چرا میدونم ؛ " اسپادا آردیِنتِه  " ؛ میدونیم
. نه . نه

01:17:51.817 --> 01:17:53.842
. "  بهشون میگن " شمشیر سوزان

01:17:53.919 --> 01:17:55.944
باورکن ؛
! نمیخواید خودتونو باهاشون درگیر کنین

01:17:56.054 --> 01:17:58.284
و ؛ چرا نباید بخوایم باهاشون درگیر بشیم ؟
. . بخاطر اینکه من همه جا جنگیدم

01:17:58.323 --> 01:18:00.883
افغانستان ؛ بالکان " ؛
. آسیای جنوب شرقی

01:18:00.959 --> 01:18:02.551
. اما هرگز جنگجوهایی مثل اینا ندیدم

01:18:02.627 --> 01:18:06.791
من خودم شمردمشون که دوازده نفر بودن که اسلحه های قدیمی و کُهنه ای هم داشتن
یه مُشت کشاورز ؛ از روی قیافه اشون میشد تشخیص بدی

01:18:06.865 --> 01:18:09.265
واقعا ؟
فکر کردی فقط همینا رو دارم ؟

01:18:09.334 --> 01:18:11.131
پس من اینجا چیکار میکنم ؟

01:18:11.203 --> 01:18:13.137
. من یکی از فرمانده های نیروی دریایی هستم

01:18:13.205 --> 01:18:15.765
فکر کردی وقتمو با یه مُشت کشاورز بوگندو تلف میکنم

01:18:15.841 --> 01:18:18.742
یه مشت کشاورز بویی ؛ بوگندویِ کثیف ؟

01:18:18.810 --> 01:18:22.644
. نه ؛ نه.
شماها اشتباه محاسباتی خیلی بزرگی کردین

01:18:22.714 --> 01:18:26.343
بخاطر همین ؛ با این پیشنهاد که
. .  فقط یک بارهم بهتون عرضه اش میکنم
. . و دیگه هم تکرارش نمیکنم ؛ اینجا اومدم که
. همین الان بدون هیچ شرط و شروطی تسلیم بشید

01:18:26.418 --> 01:18:30.878
و دربرابر ؛ اجازه میدم بدون دستگیری ؛
.  برین پی کارتون

01:18:33.558 --> 01:18:36.049
. داری بلوف میزنی

01:18:36.128 --> 01:18:37.390
داره چیکار میکنه ؟
نمیدونم

01:18:38.497 --> 01:18:40.089
نه

01:18:40.165 --> 01:18:43.328
[Groaning]

01:18:43.402 --> 01:18:45.529
. خیلی خب . . خیلی خب

01:18:45.604 --> 01:18:50.007
. . بخاطر اینکه احساسِ

01:18:50.075 --> 01:18:52.270
. . بخشندگی و مهربونی میکنم . .

01:18:52.344 --> 01:18:54.437
. یه فرصت دیگه بهتون میدم . . .

01:18:55.080 --> 01:18:56.911
. همین الان تسلیم بشید

01:18:56.982 --> 01:18:58.973
. باشه ؟ جدی میگما

01:19:01.486 --> 01:19:02.680
! داره چیکار میکنه ؟

01:19:05.390 --> 01:19:07.017
[Groans]

01:19:07.092 --> 01:19:08.525
[Exhales]

01:19:08.593 --> 01:19:12.256
دارم بهتون میگم بچه ها، دارید وضعو از اونی که هست
.  واسه خودتون بدتر میکنید

01:19:12.330 --> 01:19:13.922
. باید بکُشیمش -
! صبر کنید -

01:19:13.999 --> 01:19:17.264
بیا یه نگاهی به این " شمشیر سوزان " بندازیم ؛ چطوره ؟

01:19:17.335 --> 01:19:20.031
دارم بهتون میگم بچه ها ؛
. بعدا از کارتون پشیمون میشید

01:19:25.911 --> 01:19:29.039
یه ضرب المثلی رو شنیده بودم که
درمورد سربازهایی بود که
. داخل سنگرهاشون دعا میکردن

01:19:29.114 --> 01:19:31.139
یه عکس العمل طبیعیه
. برای وقتی که دوستاتون دارن میمیرن

01:19:31.216 --> 01:19:34.276
و هرچیزی که براتون عزیز و مهمه . .
. درحال نابودیه

01:19:34.352 --> 01:19:36.445
اما باید بگم ؛
. . از روی تجربه ای که من دارم

01:19:36.521 --> 01:19:39.354
دعا ؛ همچین شانسی جواب میده ؛
. مثل نقشه ای که برای جنگ کشیده شده

01:19:39.424 --> 01:19:41.085
[Screams]

01:19:45.564 --> 01:19:47.555
. . اما من ؛ اینو هم میگم که

01:19:47.632 --> 01:19:49.623
وقتی به معجزه احتیاج داری . .
! هیچ جایگزین دیگه ای براش وجود نداره

01:19:49.701 --> 01:19:52.727
- [Gunfire]
- [Helicopter Blades Whirring in Distance]

01:19:52.804 --> 01:19:54.669
Shh, shh, shh.

01:19:56.007 --> 01:20:00.000
[Helicopters Approaching]

01:20:07.385 --> 01:20:10.843
. هِی ؛ بچه ها
. به دوستام سلام کنید

01:20:12.357 --> 01:20:14.655
بهشون میگم ؛ جدیدترین اعضای
. . گروه " شمشیر سوزان " ؛

01:20:14.726 --> 01:20:16.660
! مرتیکه ی کلاهبردار مادربخطا . . .

01:20:43.822 --> 01:20:45.687
آره

01:20:45.757 --> 01:20:47.918
. " سَم " . . . " سَم اَکس "

01:20:47.993 --> 01:20:49.927
. . آدم خوبان
. . صدای آدم خوباس

01:20:49.995 --> 01:20:52.759
Uh-
<i>Los buenos. Los buenos.</i>

01:20:52.831 --> 01:20:54.890
[Ben]
<i>Los buenos.</i>

01:21:01.239 --> 01:21:03.707
حالا آماده این که تسلیم بشین ؟

01:21:04.276 --> 01:21:06.608
[Yelling]

01:21:12.517 --> 01:21:14.144
. خیلی حال داد

01:21:14.219 --> 01:21:15.982
! " سَم اَکس "

01:21:16.054 --> 01:21:18.386
سم،سم،سم

01:21:18.456 --> 01:21:20.048
سم،سم،

01:21:30.969 --> 01:21:33.301
سم،سم،

01:21:37.909 --> 01:21:39.604
[Chattering in Spanish]

01:21:41.413 --> 01:21:44.405
<i>[Camera Shutter Clicking]</i>

01:21:44.482 --> 01:21:48.350
زنده میمونی ؟
. آره. آره ؛ فکرکنم

01:21:48.420 --> 01:21:50.752
. . خب . . باید بگم
...اگه خواستی یه تجدید نظری درمورد دکتر شدن بکنی

01:21:50.822 --> 01:21:52.756
. باید بگم که سرباز خیلی خوبی ازت درمیاد

01:21:52.824 --> 01:21:54.257
. باشه

01:21:54.359 --> 01:21:56.452
خیلی خب . . همینکارو میکنم . . همینکارومیکنم
. به خاطر میسپرم

01:21:56.494 --> 01:21:59.292
. . گوش کن " سَم " ؛
. متشکرم

01:21:59.364 --> 01:22:01.559
. برای همه چی ازت متشکرم
. بهمچنین ، دُکی

01:22:01.633 --> 01:22:03.225
. خیلی خب

01:22:03.301 --> 01:22:05.769
. خیلی خب

01:22:05.837 --> 01:22:08.305
[Grunts]

01:22:10.342 --> 01:22:11.969
حالا چه اتفاقی میفته ؟

01:22:12.043 --> 01:22:14.068
خب ؛ یه مدتی طول میکِشه
. تا همه ی ابعاد قضیه روشن بشه

01:22:14.145 --> 01:22:17.478
.....حدس میزنم " وراکروز " و " پرِز " ؛یه مدت طولانی بخاطر

01:22:17.549 --> 01:22:18.982
اعمالشون زندانی بشن....

01:22:19.050 --> 01:22:21.382
نه ؛ منظورم اینه که ؛
تو خودت چی میشی ؟

01:22:21.453 --> 01:22:23.580
....منم احتمالا مدت زیادیو

01:22:23.655 --> 01:22:25.816
در نزدیک ترین پایگاه ارتشی . .
. زندانی میشم

01:22:28.927 --> 01:22:30.792
خب . . موفق باشی

01:22:32.497 --> 01:22:35.625
. ممنون
و . . بابت بوسه هم متشکر  . . هان ؟

01:22:35.700 --> 01:22:39.033
میدونم احتمالا فقط بخاطر این منو بوسیدی که فکر میکردی
. . فاصله ی زیادی با مرگ ندارم ؛ اما

01:22:39.104 --> 01:22:40.537
. خدای من

01:22:42.641 --> 01:22:45.235
<i>## [Guitar: Slow Tempo]</i>

01:22:48.680 --> 01:22:51.808
فرمانده " اَکس " ؛
. شما باید همراهمون بیاین

01:22:51.883 --> 01:22:53.407
<i># Hey, Snow White #</i>

01:22:53.485 --> 01:22:57.683
<i># It's gonna be all right</i>
<i>It's gonna be all right #</i>

01:22:57.789 --> 01:22:59.814
<i># Hey, Snow White #</i>

01:22:59.858 --> 01:23:02.918
<i># It's gonna be all right</i>
<i>It's gonna be all right #</i>

01:23:02.994 --> 01:23:04.222
! " آقای " اَکس

01:23:04.296 --> 01:23:06.059
<i># Hey, Snow White #</i>

01:23:06.131 --> 01:23:10.090
<i># It's gonna be all right</i>
<i>It's gonna be all right #</i>

01:23:10.168 --> 01:23:12.398
<i># Hey, Snow White #</i>

01:23:12.470 --> 01:23:16.270
<i># It's gonna be all right</i>
<i>It's gonna be all right #</i>

01:23:16.341 --> 01:23:18.536
<i># How can you win some? #</i>

01:23:18.610 --> 01:23:22.876
- [Shouting in Spanish]
- <i># How can you win some? #</i>

01:23:22.947 --> 01:23:25.541
<i># How can you win some? #</i>

01:23:25.617 --> 01:23:29.451
<i># How can you win some? #</i>

01:23:29.521 --> 01:23:32.957
<i># When the company goes public #</i>

01:23:34.926 --> 01:23:40.023
<i># You've got to learn</i>
<i>to love what you are #</i>

01:23:41.466 --> 01:23:44.765
<i># When the company goes public #</i>

01:23:47.205 --> 01:23:51.904
<i># You've got to learn</i>
<i>to love what you are #</i>

01:23:54.746 --> 01:23:57.977
<i>## [Instrumental Break]</i>

01:24:00.752 --> 01:24:02.185
<i>## [Stops]</i>

01:24:03.555 --> 01:24:05.147
. و حالا هم که خدمت شمام

01:24:06.424 --> 01:24:08.756
. " داستان پرفراز و نشیبی بود فرمانده " اَکس
. ممنون

01:24:08.827 --> 01:24:11.557
حالا چطوری به انتها میرسه قربان ؟
. . فقط یه راه برای تموم شدنش هست

01:24:11.629 --> 01:24:13.392
. " محاکمه ی نظامی "

01:24:13.465 --> 01:24:17.128
خب ؛ قربان ؛ راستش ؛
یه بخش دیگه از داستان باقی مونده  که احتمالا باید بشنوین

01:24:17.202 --> 01:24:20.638
اون بخش از داستانو نگه داشته بودم
واسه وقتی که شاید شما تصمیم بگیرید
. مردونه با این پرونده برخورد کنید

01:24:20.705 --> 01:24:22.969
. اما فکر کنم قرار نیست همچین اتفاقی بیفته
داری درمورد چی حرف میزنی ؟

01:24:23.041 --> 01:24:26.807
اون صحبت کوچیکی که بعداز مرگِ " لوییس " ؛
با " بیاتریز " داشتمو یادتون میاد ؟

01:24:26.878 --> 01:24:30.314
خب . . بخشی از اون گفتگو رو
. از قصد جاانداختم

01:24:30.382 --> 01:24:32.441
. داشت ازت محافظت میکرد

01:24:32.517 --> 01:24:35.782
کاری نکن با اینجا موندن و خودتو به کُشتن دادن
. مرگِ اون ؛ واسه هیچی باشه

01:24:35.854 --> 01:24:38.379
! تقصیر منه

01:24:38.456 --> 01:24:40.481
. همه ی اینا تقصیر منه

01:24:40.558 --> 01:24:43.186
نیمه ی نخست گفتگوی ما ؛
. همونطوریکه قبلا تعریف کردم جلو رفت

01:24:43.261 --> 01:24:46.025
اما ؛ در نیمه ی دوم گفتگوی ما بود که ؛
. خب ؛ اوضاع خیلی جالب شد

01:24:46.097 --> 01:24:50.261
. بچه . . اینو نگو
. مرگِ اون ؛ هیچ ربطی به تو نداره

01:24:50.335 --> 01:24:53.771
گروهِ " شمشیر سوزان " ؛
. اونا میدونستن که خودشونو درگیر چه چیزی کردن
! چیزی به اسم " شمشیر سوزان " وجود نداره

01:24:53.838 --> 01:24:55.499
داری درمورد چی حرف میزنی ؟

01:24:55.607 --> 01:24:57.632
پدرم ؛ برای مقاله اش در روزنامه ؛
. . با " لوییس " مصاحبه کرد

01:24:57.675 --> 01:25:00.940
و ؛ منم موقع مصاحبه همراهش بودم ؛ . .
. . پس همه ی داستانشو میدونستم

01:25:01.012 --> 01:25:04.448
میدونستم تو ارتش خدمت کرده و بعدش
. ارتشو ترک کرده تا کشاورز بشه

01:25:04.516 --> 01:25:06.711
....بعداز اینکه پدرم کُشته شد

01:25:06.785 --> 01:25:08.980
. " برگشتم سراغ " لوییس

01:25:09.053 --> 01:25:14.184
من اسم " شمشیر سوزان " رو
. . تو دهنش گذاشتم و قانعش کردم که باهاشون مبارزه کنه

01:25:15.226 --> 01:25:17.353
. یه دقیقه وایسا

01:25:17.429 --> 01:25:19.727
پس ؛ همه ی اینا ؛
فکر تو بوده ؟

01:25:21.132 --> 01:25:22.759
. همه چی

01:25:25.637 --> 01:25:27.628
. من باید اینجا بمیرم

01:25:29.040 --> 01:25:30.564
[Sighs]

01:25:30.642 --> 01:25:34.806
. . ببین . . بچه
. . این ماجرا هنوز تموم نشده . .

01:25:34.879 --> 01:25:37.143
. اصلا و ابدا هنوز تموم نشده
. ما از این جا جونِ سالم بدر میبریم

01:25:37.215 --> 01:25:40.742
و اینقدر تو ارتش خدمت کردم که بدونم وقتی این ماجرا به آخر
میرسه یه عالمه جواب باید پس بدیم و کلی بدبختی بکِشیم

01:25:40.819 --> 01:25:43.913
یه چیزی میخوای که واسش زندگی کنی ؟
میخوای به دوستات کمک کنی ؟

01:25:43.988 --> 01:25:46.286
. آخه یه کاری واست دارم

01:25:46.357 --> 01:25:49.019
کارت با دوربین خوبه ؟

01:25:49.093 --> 01:25:53.052
پس ؛ باخودم گفتم ؛ اگرم قرار باشه کسی بدون درگیری
و راحت از این کشمکشی که ایجاد شده بود ؛
. خودشو بیرون بکِشه ؛ اون بچه اس

01:25:53.131 --> 01:25:57.500
و بچه ای که داخل بزرگترین روزنامه ی " کولومبیا " ؛ آدمهایی رو
. . میشناسه

01:25:57.602 --> 01:25:59.570
. خب ؛ همچین چیزی میتونه خیلی به کار بیاد

01:25:59.604 --> 01:26:03.199
بهش گفتم یکی از دوربین های عکساسی
. . پایگاه مرزی " سی.آی.اِی " رو برداره

01:26:03.274 --> 01:26:06.766
و عکس بگیره ؛ . .
. . اونم یه عالمه عکس

01:26:06.845 --> 01:26:08.779
. . از همه کس و همه چیز . .

01:26:08.847 --> 01:26:10.610
<i>[Shutter Clicking]</i>

01:26:18.256 --> 01:26:22.317
و بعدش ؛ خودشو به شهر " بوگوت " برسونه
و برگرده به روزنامه ای که پدرش قبلا براشون کار میکرده

01:26:22.393 --> 01:26:23.951
<i># Hey, Snow White #</i>

01:26:24.028 --> 01:26:27.759
<i># It's gonna be all right</i>
<i>It's gonna be all right #</i>

01:26:27.832 --> 01:26:29.800
<i># Hey, Snow White #</i>

01:26:29.868 --> 01:26:31.802
<i># It's gonna be all right</i>
<i>It's gonna be all right ##</i>

01:26:31.870 --> 01:26:33.804
و وقتی به اونجا رسید ؛
. . بره و باکسی که بهش اطمینان داره حرف بزنه

01:26:33.872 --> 01:26:36.204
درمورد اینکه باهمدیگه بشینن و
. یه چندتایی داستان خبری جور کنن

01:26:43.348 --> 01:26:46.215
حالا ؛ یکی از اون داستان هایی که گفتم
. باید تو روزنامه ی امروز چاپ شده باشه

01:26:46.284 --> 01:26:50.118
درواقع ؛ قربان ؛ آیا مقاله ای در صفحه ی اول روزنامه ی امروز
. . درباره ی " لوییس " ؛

01:26:50.188 --> 01:26:53.316
چاپ نشده بود که درمورد اینکه چطور اون مرد
در شراطی کاملا اسرارآمیز جونشون از دست داده ؟

01:26:55.360 --> 01:26:56.987
. چرا ؛ همچین مقاله ای چاپ شده بود

01:26:57.061 --> 01:26:59.256
. چقدر جالب

01:27:03.668 --> 01:27:06.193
چطوره همگی یه استراحتی بکنیم ؟

01:27:06.271 --> 01:27:07.863
. بله  ؛ قربان

01:27:08.740 --> 01:27:10.435
[Clears Throat]

01:27:15.813 --> 01:27:18.509
واقعا که فکر نمیکنی
. . کسی حرف این دختره رو

01:27:18.583 --> 01:27:20.813
جلوی حرف یکی از . .
فرماندهان ارتشا آمریکا باور کنه ؟

01:27:20.885 --> 01:27:25.652
خب ؛ اون دختر ؛ دسترسی وسیعی به یکی از
پایگاه های مرزی سِری "سی.آی.اِی " داشته ؛ قربان

01:27:25.723 --> 01:27:29.784
تصورشو بکنین که چه چیزایی دیده
. و ازشون عکس گرفته

01:27:29.861 --> 01:27:33.126
بهم بگین ؛ چه اتفاقی میفته ؛ وقتی جاسوس هایی
. . که در مناصب عمده و مهم تحت پوشش سِری هستن

01:27:33.197 --> 01:27:35.131
عکسشون تو روزنامه ها چاپ بشه  ؟ . .

01:27:35.199 --> 01:27:37.360
منظورم اینه که ؛ نمیتونه اتفاق خوبی باشه ؛ درسته ؟
. جراتشو نداری همچین کاری بکنی

01:27:37.435 --> 01:27:41.371
این چیزیه که دوست ندارید برای دنیا آشکار بشه ؛
. جناب دریاسالار

01:27:41.439 --> 01:27:45.637
. و همچین اتفاقی هم قراره بیفته
یه چیزایی هستن که میتونن
. . به حرفه ی آدم در ارتش خاتمه بدن

01:27:45.710 --> 01:27:48.076
. و البته درمورد خودم هم صحبت نمیکنم

01:27:48.146 --> 01:27:49.636
چی میخوای ؟

01:27:49.714 --> 01:27:51.238
. ممنون که پرسیدین

01:27:51.316 --> 01:27:54.945
اول از همه ؛ دوستامو آزاد میکنین
. بعدش اون کلینیک رو بازسازی میکنید

01:27:55.053 --> 01:27:57.613
افراد گروه " شمشیر سوزان " ؛
. . برمیگردن سراغ گوسفندهاشون

01:27:57.655 --> 01:27:59.646
. منم شرافتمندانه از خدمت مرخص میشم

01:27:59.724 --> 01:28:02.022
. و ما ؛ برای همیشه دهنمونو دراینمورد بسته نگه میداریم

01:28:02.093 --> 01:28:04.493
. . به قولِ دوستم " مایک وستن " ؛

01:28:04.562 --> 01:28:07.030
این ؛ از اون جور رازهاییه که "
. " باید راز باقی بمونه

01:28:07.098 --> 01:28:09.066
. اینکه باج خواهیه

01:28:09.133 --> 01:28:11.727
نه ؛ راستش قربان ؛ به نظرم
. . این نوع اخاذی

01:28:11.803 --> 01:28:13.771
. چند درجه از باج خواهی ضعیف تره

01:28:13.838 --> 01:28:15.829
. خیلی مودبانه تر و بهتر از باج گیریه

01:28:19.777 --> 01:28:21.938
. فکر کنم کارمون دیگه اینجا تموم شده قربان

01:28:24.148 --> 01:28:26.616
<i># Shake a leg, shake a leg #</i>

01:28:26.684 --> 01:28:28.618
<i>## [Caribbean Pop]</i>

01:28:28.686 --> 01:28:32.019
توافق نامه بین فرمانده " سَم اَکس " ؛
. و دادگاه نظامی ایالات متحده

01:28:32.090 --> 01:28:34.024
. . تحت شرایط ذکر شده در این توافق نامه

01:28:34.092 --> 01:28:36.560
فرمانده " اَکس " به موجب این توافق نامه
. . قبول مینمایند که چیزی نگوید ؛ آشکارسازی ننماید

01:28:36.628 --> 01:28:38.619
. . درمورد فعالیت هاش . .

01:28:38.696 --> 01:28:42.655
درمورد بازه ی زمانی 22 تا 31 ژانویه ی
. سال 2005

01:28:42.734 --> 01:28:44.565
. . دربرابر ؛ این ها را دریافت خواهد کرد

01:28:44.636 --> 01:28:47.571
مرخصی از خدمتِ شرافتمندانه . .
. با حقوق بازنشستگی کامل

01:28:47.639 --> 01:28:52.599
لباس های جدید ؛ بلیط درجه ی یک هواپیما به هر
مقصدی که خودش انتخاب کنه ؛
. و یه آبجوی خیلی سرد

01:28:52.677 --> 01:28:56.011
این توافق نامه در تاریخ 20 فوریه
. سال 2005 اجرا میشود

01:28:56.115 --> 01:28:58.878
به وسیله ی دریاسالار " جیمز لاورنس " ؛
. از نیروی دریایی ایالات متحده

01:29:00.184 --> 01:29:02.846
. " به میامی خوش آمدید ؛ آقای " اَکس
. متشکرم

01:29:02.920 --> 01:29:05.684
<i># The sun is shining bright #</i>

01:29:05.757 --> 01:29:08.191
<i># Spending my time</i>
<i>going nowhere #</i>

01:29:08.259 --> 01:29:10.784
<i># It's good to be alive ##</i>

01:29:10.808 --> 01:29:22.808
دانلود فیلم های بیشتر همراه با دوبله و زیرنویس چسبیده در وبسایت صابرفان
.:: Saber-Fun.Com ::.
