WEBVTT

00:00.121 --> 00:08.121
بامابین تقدیم می‌کند
‫.:: Bamabin.com ::.

01:05.795 --> 01:07.922
‫میگم، یه لیوان دیگه برام می‌ریزی؟

01:10.967 --> 01:12.567
‫ممنون

01:13.553 --> 01:15.597
‫دوستت حساب کرده

01:17.891 --> 01:19.491
‫کی؟

01:19.976 --> 01:21.059
‫چی؟

01:21.060 --> 01:24.814
‫یه متهم و یه دادستان
‫میرن توی یه کافه

01:26.900 --> 01:28.500
‫عضو اینجایی؟

01:28.818 --> 01:32.530
‫لطف کردن بعد از ۱۷ سالی
‫که نبودم، عضویتم رو تمدید کردن

01:33.031 --> 01:34.781
‫میشه کنارت بشینم، تام؟

01:34.782 --> 01:36.382
‫تام، میشه تام صدات کنم؟

01:38.745 --> 01:41.288
‫دیگه... دیگه داشتم می‌رفتم

01:41.289 --> 01:42.889
‫باشه

01:45.210 --> 01:46.810
‫میگم...

01:47.712 --> 01:49.546
‫به پسرم چی دادی؟

01:49.547 --> 01:51.423
‫- چی؟
‫- اون روز

01:51.424 --> 01:52.841
‫خودتو به خریت نزن

01:52.842 --> 01:55.511
‫توی دوربین مداربسته‌م دیدم
‫یه چیزی بهش دادی. چی بود؟

01:56.804 --> 01:59.848
‫نه، نه... هیچی بهش ندادم

01:59.849 --> 02:01.449
‫اون اینو به من داد

02:01.726 --> 02:04.645
‫زک خواب پسرم رو دید

02:04.646 --> 02:06.523
‫نوزاد به‌دنیا نیومده‌م، آدام

02:08.232 --> 02:10.026
‫و توی خوابش...

02:10.527 --> 02:12.403
‫ظاهراً، این شکلی بوده

02:13.154 --> 02:14.754
‫نقاشی قشنگیه

02:15.615 --> 02:17.215
‫خیلی...

02:23.706 --> 02:25.306
‫چرا باید همچین چیزی بهت بگه؟

02:26.459 --> 02:28.502
‫- چرا باید با تو صحبت کنه؟
‫- نمی‌دونم

02:28.503 --> 02:34.717
‫گمونم گاهی اوقات، حرف زدن با یه غریبه
‫از حرف زدن با والدین آسون‌تره

02:35.343 --> 02:38.638
‫باعث شد حس کنم زک...

02:40.557 --> 02:42.475
‫واقعاً نیاز به یه پدر داره، تام

02:44.519 --> 02:46.119
‫تو اصلاً پسرمو نمی‌شناسی

02:47.146 --> 02:50.315
‫نه، نه، نه، نه. آره
‫معلومه که نمی‌شناسم، منظورم این...

02:50.316 --> 02:51.916
‫پدرش تویی

02:53.194 --> 02:54.278
‫معلومه

02:54.279 --> 02:59.492
‫فقط میگم، ای‌کاش منم
‫فرصت می‌کردم پدر بشم

03:01.995 --> 03:03.595
‫چون منو یاد...

03:06.416 --> 03:08.960
‫منو یاد پسرم آدام می‌اندازه

03:11.254 --> 03:12.854
‫و حاضرم هرکاری بکنم...

03:14.299 --> 03:20.096
‫که فقط برای یه لحظه‌ی کوتاه
‫پسرم رو ببینم

03:20.930 --> 03:22.180
‫حاضرم... هرچی...

03:22.181 --> 03:24.641
‫هرچی که بگی
‫حاضرم از جهنم بگذرم

03:24.642 --> 03:26.602
‫حاضرم شیشه بخورم، هرچی که باشه

03:26.603 --> 03:29.522
‫فقط برای اینکه بشناسمش
‫فقط برای یه لحظه

03:32.317 --> 03:33.917
‫و اینکه اونم منو بشناسه

03:37.155 --> 03:38.755
‫ولی خب، مگه من چی حالیمه؟

03:39.699 --> 03:42.577
‫ببخشید. چند لیوان مشروب خوردم، شرمنده

03:47.498 --> 03:49.098
‫ممنون که مال منو حساب کردی

03:50.376 --> 03:52.003
‫شب بخیر، آقای دادستان

04:07.894 --> 04:08.977
‫« نوآ: گندش بزنن »

04:08.978 --> 04:10.578
‫« درخواست تجدیدنظر روبن رامیرز رد شد »

04:18.487 --> 04:20.087
‫حتماً شوخیت گرفته

04:31.167 --> 04:32.767
‫کمکی از دستم برمیاد؟

04:37.257 --> 04:39.133
‫خونه‌ت اینجاست؟

04:42.512 --> 04:44.112
‫مکس کیدی اینجا نیست

04:46.140 --> 04:48.309
‫مکس اینجا نمیاد. بهتره بری

04:49.811 --> 04:51.186
‫برو

04:51.187 --> 04:52.729
‫نمی‌دونم کجاست

04:52.730 --> 04:54.330
‫دیگه اینجا نیا

04:58.194 --> 05:03.157
‫♪ اونا از عشق چی می‌دونن، عزیزم؟ ♪

05:04.284 --> 05:07.036
‫♪ اونا از عشق چی می‌دونن؟ ♪

05:07.829 --> 05:14.418
‫♪ این‌جا صدای قلاده‌ی یه سگ هم خوبه ♪

05:14.419 --> 05:18.339
‫♪ این‌جا صدای قلاده‌ی یه سگ هم خوبه ♪

05:20.216 --> 05:25.054
‫« دمـاغـه‌ی وحـشـت »

05:31.227 --> 05:34.105
‫« بر اساس رمان "جلادان"
‫ نوشته‌ی جان د. مک‌دونالد »

05:34.189 --> 05:36.941
‫« بر اساس فیلم‌های دماغه‌ی وحشت
‫به نویسندگی وزلی استریک و جیمز وب »

05:43.065 --> 05:51.065
‫‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

05:53.917 --> 05:55.517
‫چرا تو داری قهوه درست می‌کنی؟

05:56.085 --> 05:57.878
‫چون قهوه‌ی اون مزه‌ی آب ‌جوب میده

05:57.879 --> 05:59.714
‫چون دیرم شده

06:02.467 --> 06:04.051
‫داری میری؟

06:04.052 --> 06:06.512
‫گفته بودی منو می‌بری فوتبال
‫و اجازه میدی خودم برونم

06:07.680 --> 06:10.849
‫باید ساعت‌های رانندگی تحت‌نظارتم رو
‫پُر کنم تا بتونم گواهینامه بگیرم

06:10.850 --> 06:12.476
‫عزیزم، ببخشید، نمی‌تونم

06:12.477 --> 06:14.270
‫باید بریم دیدن روبن

06:14.854 --> 06:16.523
‫همیشه یه چیزی پیش میاد، مگه نه؟

06:17.023 --> 06:18.623
‫صبح بخیر، رِی

06:20.151 --> 06:21.235
‫تو درست کردی؟

06:21.236 --> 06:22.319
‫آره

06:22.320 --> 06:24.781
‫نه اینکه قهوه‌ی زنم رو
‫ترجیح ندما، ولی...

06:25.281 --> 06:29.117
‫زک! دکتر کارلایل به‌زودی میاد!
‫زود باش لباس بپوش!

06:29.118 --> 06:32.538
‫امروز نمی‌تونم بیام
‫جلسه‌ی مشاوره‌ی زک. ببخشید

06:32.539 --> 06:34.331
‫اشکال نداره. خودم می‌تونم تنهایی برم

06:34.332 --> 06:37.252
‫یه کار دیگه که مامان گفت انجام میده
‫ولی زد زیرش

06:38.253 --> 06:39.853
‫گواهینامه‌ش

06:42.173 --> 06:43.549
‫می‌خوای بعداً ببرمت رانندگی؟

06:43.550 --> 06:45.426
‫نه، اونی که گفت می‌بره تو نبودی

06:45.927 --> 06:47.594
‫اینقدر بی‌خایه نباش

06:47.595 --> 06:49.388
‫چی گفتی؟

06:49.389 --> 06:50.806
‫نـت

06:50.807 --> 06:52.407
‫با بابات اینطوری حرف نزن

06:53.434 --> 06:55.034
‫کدوم بابا؟ تام یا پاول؟

06:55.562 --> 06:57.479
‫هی. درست صحبت کن

06:57.480 --> 07:00.233
‫می‌خوای بی‌نقص باشم
‫تا لازم نباشه بهم توجه کنی

07:00.775 --> 07:02.375
‫دیگه از این وضع کوفتی خسته شدم

07:05.363 --> 07:06.530
‫به قول معروف...

07:06.531 --> 07:08.783
‫"نباید پا رو دم
‫یه دختر ۱۷ ساله‌ی بدون گواهینامه گذاشت"

07:10.118 --> 07:11.953
‫بیا بریم یه جای آروم‌تر...

07:12.579 --> 07:14.179
‫مثلاً زندان

07:15.665 --> 07:17.265
‫دیگه خسته شدم

07:18.167 --> 07:19.251
‫دیگه تسلیمم

07:19.252 --> 07:21.753
‫هنوز تسلیم نشو، روبن
‫هنوزم یه کارهایی از دستمون برمیاد

07:21.754 --> 07:24.632
‫می‌تونیم به فرماندار فشار بیاریم
‫که حکمت رو تعلیق کنه

07:25.341 --> 07:26.968
‫با یه نشست خبری کوچولوی دیگه؟

07:28.428 --> 07:30.054
‫هیچکس به یه ورشم نیست

07:30.889 --> 07:32.306
‫بیخیال شین

07:32.307 --> 07:33.907
‫قاضی نظر مساعدی نسبت بهت داره

07:35.101 --> 07:38.687
‫اگر شواهد جدیدی پیدا کنیم
‫که می‌تونسته روی رای تاثیر بذاره...

07:38.688 --> 07:41.691
‫توی دو هفته‌ی آینده
‫شواهد جدید از کجا بیاریم؟

07:43.109 --> 07:44.709
‫برمی‌گردیم سراغ وارن پیت

07:46.988 --> 07:48.823
‫لازمه یادآوری کنم چرا بهش میگیم اسمایلی؟
‫(خوش‌خنده)

07:49.407 --> 07:51.159
‫وقتی گلوت رو جرواجر می‌کنه، لبخند می‌زنه

07:52.493 --> 07:55.787
‫وقتی مایا کوک تیر خورد، اونم اونجا بود

07:55.788 --> 07:57.164
‫می‌دونه تو اونجا نبودی

07:57.165 --> 07:58.707
‫دیده آندره کینگ تیراندازی کرده

07:58.708 --> 08:00.792
‫اسمایلی هنوزم ممکنه
‫اتهام معاونت در قتل بخوره

08:00.793 --> 08:02.544
‫روبن

08:02.545 --> 08:04.963
‫هرکاری از دستم برمیاد
‫برای نجات جونت انجام میدم

08:04.964 --> 08:06.674
‫چه خوشت بیاد چه نیاد

08:07.217 --> 08:09.051
‫خودم راضیش می‌کنم بیاد شهادت بده

08:09.052 --> 08:10.652
‫باشه

08:14.057 --> 08:19.020
‫هفته‌ی قبل، تمرین‌هایی به زک دادم
‫که باهاشون احساساتش رو مدیریت کنه

08:19.812 --> 08:24.400
‫ولی گاهی اوقات
‫بیان غیرکلامی مسائل آسون‌تره

08:25.735 --> 08:30.030
‫و باز هم داره بیان می‌کنه
‫که می‌خواد با سوفیا صحبت کنه

08:30.031 --> 08:32.242
‫ولی در مورد این صحبت کردیم
‫که چرا نمی‌تونه این‌کارو بکنه

08:32.867 --> 08:34.743
‫دکتر کارلایل، با کمال احترام عرض می‌کنم

08:35.328 --> 08:38.329
‫زک پارسال اشتباه کرد
‫و خودشم می‌دونه اشتباه بوده

08:38.330 --> 08:40.624
‫برای همین ماه‌هاست
‫مشغول این جلساتیم

08:40.625 --> 08:42.000
‫که کمکش کنیم برگرده به زندگی عادیش

08:42.001 --> 08:43.544
‫ولی...

08:43.545 --> 08:46.630
‫ولی تا جایی که می‌بینم
‫به پیدا کردن راه‌حل نزدیک‌تر نشدیم

08:46.631 --> 08:50.175
‫نظرت چیه به چشم مشکلاتی
‫که باید حل بشن، به بقیه نگاه نکنیم؟

08:50.176 --> 08:52.595
‫خب، هدف از مشاوره، بهتر شدنه

08:54.389 --> 08:55.989
‫تام...

08:58.184 --> 08:59.784
‫باشه

09:00.311 --> 09:02.105
‫زک بهم گفت...

09:02.605 --> 09:06.484
‫که وقتی هم‌سن اون بودی
‫یه برادر بزرگ‌تر داشتی که فوت کرد...

09:08.361 --> 09:09.961
‫توی تصادف ماشین

09:20.748 --> 09:22.625
‫اون چه ربطی به این قضایا داره؟

09:23.126 --> 09:27.046
‫شاید بتونیم با همدیگه
‫در موردش صحبت کنیم

09:28.381 --> 09:29.981
‫همراه زک

09:37.181 --> 09:38.781
‫این مدت خیلی کمک‌مون کردی

09:40.852 --> 09:42.452
‫ولی من پسرم رو خوب می‌شناسم

09:42.937 --> 09:46.858
‫و این جلسات رو جدی نمی‌گیره
‫چون تو رو جدی نمی‌گیره

09:47.734 --> 09:51.321
‫پس به‌نظرم بهتره
‫یه مشاور دیگه پیدا کنیم

09:55.033 --> 09:56.633
‫ولی ممنون

10:08.880 --> 10:10.480
‫خوب گرفتیش

10:13.343 --> 10:14.943
‫فکر نمی‌کردم دوباره ببینمت

10:16.763 --> 10:18.363
‫چه خبرا؟

10:18.681 --> 10:20.281
‫می‌خوام یه خالکوبی جدید بزنم

10:21.059 --> 10:22.769
‫می‌خوای بیای؟ کنارم باشی؟

10:23.603 --> 10:25.203
‫ببوسیم بهتر بشم؟

10:28.483 --> 10:30.484
‫چرا نگرفتیش؟ چرا؟

10:30.485 --> 10:32.085
‫کارلی، تمرینه بابا

10:33.238 --> 10:36.032
‫عجب، دوستت چقدر جوگیره

10:36.908 --> 10:38.508
‫بعداً می‌بینمت

11:04.227 --> 11:06.228
‫شاید بهتر باشه بریم
‫یه سالن خالکوبی واقعی

11:06.229 --> 11:07.829
‫اینقدر لوس نباش

11:08.815 --> 11:10.415
‫سالن خالکوبی موقتیه

11:27.876 --> 11:29.476
‫سلام!

11:33.047 --> 11:34.647
‫ببین چی آوردم

11:35.967 --> 11:37.567
‫می‌دونستم برمی‌گردی، انجل

11:38.177 --> 11:39.777
‫خب... رفیقت می‌خواد چی بزنه؟

11:40.597 --> 11:42.557
‫نت می‌خواد نوک سینه‌هاش
‫پیرسینگ بزنه

11:45.894 --> 11:46.977
‫داره شوخی می‌کنه

11:46.978 --> 11:48.896
‫اومدم ازش حمایت کنم

11:48.897 --> 11:50.497
‫کی شوخی کرد؟

11:58.990 --> 12:00.590
‫نمی‌خوای اون انجامش بده؟

12:01.242 --> 12:02.842
‫بخاطر اینه؟

12:04.787 --> 12:06.873
‫اصلاً خنده نداره
‫میرم بیرون منتظر می‌مونم

12:07.790 --> 12:09.390
‫من برای خودم پیرسینگ زدم

12:11.377 --> 12:12.753
‫یه سوزش ناگهانی حس می‌کنی

12:12.754 --> 12:15.255
‫و بعدش کل بدنت پر میشه از اندورفین

12:15.256 --> 12:16.856
‫و احساس...

12:17.842 --> 12:19.593
‫لذت و هیجان می‌کنی

12:19.594 --> 12:21.194
‫خیلی احساس سرزندگی می‌کنی

12:26.392 --> 12:27.992
‫مامانم اگه بفهمه خفه‌م می‌کنه

12:28.978 --> 12:30.578
‫به من اعتماد داری، مگه نه؟

12:37.695 --> 12:39.446
‫قول میدی که بلدی؟

12:39.447 --> 12:41.047
‫قول میدم

12:41.533 --> 12:43.133
‫آروم می‌زنم

12:43.868 --> 12:45.468
‫مگر اینکه بهم بگی آروم نزنم

12:50.917 --> 12:52.517
‫فقط چپی رو بزن

12:53.795 --> 12:56.047
‫با یه پیرسینگ سینه خیلی جذاب میشی

12:58.716 --> 13:01.386
‫سر جاش نگهش دار. همین‌جا

13:04.681 --> 13:06.281
‫خیلی‌خب

13:07.725 --> 13:09.325
‫با شمارش معکوس بزن

13:11.020 --> 13:12.620
‫سه

13:15.942 --> 13:17.542
‫دو

13:20.113 --> 13:21.713
‫تف توش

13:24.242 --> 13:25.842
‫وای خدا

13:26.744 --> 13:28.344
‫آفرین دختر خوب

13:41.467 --> 13:43.067
‫یه لحظه!

13:47.932 --> 13:50.642
‫آقای پیت... اسمایلی هستین، درسته؟

13:50.643 --> 13:52.811
‫من "آنا بودن" هستم، وکیلم

13:52.812 --> 13:54.396
‫ببخشید

13:54.397 --> 13:57.150
‫- الان وقت ندارم
‫- یه دقیقه بیشتر وقتتون رو نمی‌گیرم

13:58.193 --> 14:02.029
‫ببینین، ممکنه حق دریافت
‫غرامت مالی داشته باشین

14:02.030 --> 14:05.782
‫توی یه پرونده‌‌ی تخلف پلیس ساوانا

14:05.783 --> 14:07.493
‫- نه بابا، جدی؟
‫- آره

14:09.621 --> 14:11.221
‫خب، بفرما تو

14:15.501 --> 14:17.101
‫ممنون

14:26.971 --> 14:31.476
‫دخترم رُز کمبود ویتامین ب داره

14:33.102 --> 14:35.938
‫بقدر کافی استخون نمی‌خوره

14:35.939 --> 14:38.525
‫ولی بابایی درستش می‌کنه

14:39.192 --> 14:40.792
‫بفرما عزیزم

14:49.285 --> 14:51.496
‫خب... چی می‌خواستی ازم بپرسی؟

14:54.916 --> 14:57.710
‫موقع تحقیقات اسمتون به گوشم خورد

14:59.879 --> 15:03.007
‫پلیس ساوانا مهمونی‌های شما
‫و دوست‌هاتون رو هدف قرار داد، درسته؟

15:04.133 --> 15:05.801
‫پلیس...

15:05.802 --> 15:08.887
‫- همیشه به ما گیر میده
‫- آره

15:08.888 --> 15:11.557
‫یه مهمونی توی خونه‌ی
‫داریوس بنت رو یادتون میاد؟

15:11.558 --> 15:14.018
‫توی شهرستان بارتون، آگوست ۲۰۰۳؟

15:16.729 --> 15:19.107
‫همونیه که توش دختره...

15:22.610 --> 15:24.612
‫دختره تیر خورد؟

15:27.907 --> 15:29.700
‫آره، توی اون مهمونی بودم

15:29.701 --> 15:32.120
‫پلیس آرنجم رو از جا درآورد

15:33.454 --> 15:36.915
‫خب... قراره یه چک بهم بدی؟

15:36.916 --> 15:40.002
‫توی مهمونی بودین
‫کس دیگه‌ای از مهمون‌ها رو یادتون میاد؟

15:40.003 --> 15:42.630
‫اینطوری می‌تونم درست بودن داستانتون رو
‫به قاضی اثبات کنم

15:53.516 --> 15:55.116
‫گوشیت رو دربیار

15:55.393 --> 15:56.727
‫ببخشید چی؟

15:56.728 --> 15:58.479
‫می‌خوای اثبات کنی جایی بودم

15:59.856 --> 16:01.456
‫که اون دختره توش تیر خورد

16:01.858 --> 16:04.651
‫که اتهام معاونت بخورم

16:04.652 --> 16:07.113
‫نه. نه. معاونت در چی؟ منظورتون...

16:07.780 --> 16:08.864
‫گوشیت رو دربیار

16:08.865 --> 16:10.490
‫می‌دونین چیه، فکر کنم
‫بهتره دیگه برم و...

16:10.491 --> 16:16.372
‫فکر می‌کنی نمی‌دونم توی این ایالت
‫برای ضبط صدا، رضایت یک‌طرف کافیه؟

16:20.668 --> 16:25.464
‫نمی‌خواستم اثبات کنم
‫توش دست داشتین

16:25.465 --> 16:26.924
‫- فقط...
‫- نه، نه

16:26.925 --> 16:28.525
‫می‌خوام جون یه نفر رو نجات بدم

16:31.054 --> 16:33.138
‫می‌خوای جون یه نفر رو نجات بدی، صحیح

16:33.139 --> 16:35.516
‫- آره
‫- پس داری همچین کاری می‌کنی

16:37.268 --> 16:40.312
‫تو می‌دونی روبن رامیرز بی‌گناهه

16:40.313 --> 16:41.563
‫توی اون مهمونی بودی

16:41.564 --> 16:43.164
‫می‌دونی اون اونجا نبود

16:53.493 --> 16:55.093
‫برو

16:57.622 --> 16:59.222
‫گم‌شو بیرون!

17:15.932 --> 17:17.532
‫زک!

17:17.850 --> 17:20.143
‫- سلام. سلام
‫- سلام. سلام

17:20.144 --> 17:21.561
‫اونجا چیکار می‌کردی؟

17:21.562 --> 17:24.357
‫داشتم... داشتم...
‫داشتم دنبال کفش اسیکسم می‌گشتم

17:26.317 --> 17:27.944
‫چرا... چرا این دستته؟

17:28.653 --> 17:31.697
‫گفتم شاید بد نباشه
‫یکم دم غنیمت بشماریم

17:31.698 --> 17:33.298
‫میگم، انگشتت کو؟

17:34.909 --> 17:36.509
‫دوباره خوردمش

17:38.413 --> 17:40.013
‫جدی پرسیدم

17:41.875 --> 17:43.475
‫انداختمش دور

17:45.670 --> 17:47.087
‫آها، خیلی‌خب

17:47.088 --> 17:49.131
‫خیلی‌خب...

17:49.132 --> 17:51.217
‫احتمالاً اینطوری بهتره

17:55.263 --> 17:57.848
‫تمام وسایل قدیمی‌مون رو
‫توی گاراژ پیدا کردم

17:57.849 --> 17:59.449
‫نظرت چیه؟

18:01.102 --> 18:03.312
‫- خب، چندان...
‫- چیه؟ بیخیال بابا

18:03.313 --> 18:04.688
‫تو که عاشق ماهیگیری هستی

18:04.689 --> 18:06.106
‫از وقتی بچه بودی عاشقش بودی

18:06.107 --> 18:08.442
‫اون‌دفعه رو یادته
‫که یه قزل‌آلای گنده رو گرفته بودی

18:08.443 --> 18:12.237
‫و نزدیک بود بکشت توی آب و من پیرهنت رو
‫ گرفتم، ولی از آب کشیدیش بیرون؟

18:12.238 --> 18:14.031
‫- آره
‫- بیا امروزم بریم ماهیگیری

18:14.032 --> 18:16.200
‫می‌تونیم همین الان بریم تایبی

18:16.201 --> 18:17.534
‫- می‌تونیم یه قایق کرایه کنیم
‫- راستش...

18:17.535 --> 18:19.910
‫راستش یه نمایشگاه آثار هنری دانشجوها

18:19.934 --> 18:23.707
‫توی "اسکد" هست که می‌خواستم یه سر بهش بزنم
‫(دانشگاه هنرهای زیبا و طراحی ساوانا)

18:23.708 --> 18:25.167
‫عالیه. پس میریم نمایشگاه آثار هنری

18:25.168 --> 18:26.768
‫بزن بریم اسکد

18:27.754 --> 18:29.464
‫- باشه
‫- پایین منتظرتم

18:35.303 --> 18:39.890
‫چرا بی‌گناهانی مثل روبن رامیرز
‫سر از قفس درمیارن؟

18:39.891 --> 18:43.435
‫چون پلیس و دادستان‌ها
‫چشم‌هاشون رو می‌بندن

18:43.436 --> 18:46.438
‫ترجیح میدن حقیقت رو نبینن

18:46.439 --> 18:50.025
‫از همون اول می‌دونستن
‫روبن رامیرز بی‌گناهه

18:50.026 --> 18:51.818
‫ولی بهش فشار آوردن

18:51.819 --> 18:53.905
‫مجبورش کردن اعتراف کنه

18:57.909 --> 19:00.745
‫آره. و می‌دونین چیه؟
‫منم تجربه‌شو داشتم

19:01.704 --> 19:04.207
‫چون برای منم از قبل
‫تصمیم گرفته بودن گناهکارم

19:08.127 --> 19:10.588
‫و ۱۷ سال از عمرم رو از دست دادم

19:14.259 --> 19:16.094
‫هفده سال آزگار

19:18.680 --> 19:20.640
‫پس از فرماندار می‌خوام...

19:21.432 --> 19:24.268
‫خواهش می‌کنم، چشمانت رو باز کن

19:24.269 --> 19:27.522
‫لطفاً وقت بیشتری
‫به خانواده‌ش و روبن رامیرز بده

19:28.523 --> 19:31.316
‫ایمی برانکادو عذر موجهت موقع قتل بود
‫می‌دونستی داره دروغ میگه؟

19:31.317 --> 19:34.237
‫مکس، پیامی برای عاشقان‌کیدی داری؟
‫ما عاشقتیم!

19:39.534 --> 19:43.704
‫با کمال احترام، فقط به سوالاتی
‫که در مورد روبن رامیرز هست جواب میدیم

19:43.705 --> 19:45.789
‫ولی چه حرفی دارین
‫به خانواده‌هاشون بزنین؟

19:45.790 --> 19:48.750
‫خب، به‌نظر من شواهد کافی
‫برای یه محاکمه‌ی دیگه داریم

19:48.751 --> 19:49.960
‫دختر من مُرده

19:49.961 --> 19:51.879
‫سوالات مربوط به کمک‌های مالی رو
‫« عدالت برای مایا »

19:51.880 --> 19:54.298
‫از همکارهام که اینجا وایسادن بپرسین
‫خیلی ممنونم

19:54.299 --> 19:56.718
‫مگه قبل از مرگ زنت
‫باهاش ارتباط نداشتی؟

20:01.723 --> 20:04.975
‫هیچی در مورد روبن ننوشتن
‫فقط جوری نوشتن که مخاطب جذب کنن

20:04.976 --> 20:07.978
‫بعید می‌دونم این‌کار
‫توجه فرماندار رو جلب کنه

20:07.979 --> 20:10.732
‫شاید روبن درست می‌گفت
‫شاید همه‌ش اتلاف وقته

20:14.986 --> 20:16.821
‫پس یه بار دیگه میریم سراغ اسمایلی

20:18.489 --> 20:19.573
‫با اون به جایی نمی‌رسیم

20:19.574 --> 20:22.701
‫نه، فقط نیاز داریم تایید کنه
‫که آندره توی مهمونی بوده

20:22.702 --> 20:24.203
‫این شواهد جدید حساب میشه

20:24.204 --> 20:26.079
‫ببین، یارو روت اسلحه کشید

20:26.080 --> 20:27.164
‫به فکر اینم باش

20:27.165 --> 20:29.355
‫حل کردن هر پرونده غیرممکنه
‫ تا اینکه راهش پیدا بشه

20:29.379 --> 20:31.294
‫خودت که اینو بهتر از هرکس دیگه‌ای می‌دونی

20:32.837 --> 20:35.422
‫خیلی‌خب، باشه
‫دوباره میرم در خونه‌ش

20:35.423 --> 20:37.717
‫اون یارو اسمایلی...

20:38.384 --> 20:41.221
‫وقتی توی زندان تارواتر بودم
‫اونم چند سالی اونجا آب‌خنک خورد

20:42.764 --> 20:44.364
‫توی اون خراب‌شده

20:46.976 --> 20:48.576
‫باورم نمی‌شه

20:49.062 --> 20:50.229
‫نمی‌شناختمش

20:50.230 --> 20:54.358
‫ولی فکر نکنم به این راحتی
‫چیزی که می‌خواین بهتون بده

20:54.359 --> 20:56.778
‫و چی؟ تو می‌تونی کمکمون کنی؟

21:01.616 --> 21:03.408
‫خوب بلدی آدم رو متقاعد کنی، آنا

21:03.409 --> 21:05.009
‫آره

21:06.663 --> 21:09.039
‫ولی برای بعضی‌ها
‫متقاعد کردن کافی نیست

21:09.040 --> 21:10.640
‫باید مجبورشون کنی

21:11.000 --> 21:12.918
‫و می‌تونم برای این‌کار
‫کمکتون کنم، آره

21:12.919 --> 21:14.587
‫فکر نکنم نیازی داشته باشیم، مکس

21:17.465 --> 21:19.467
‫خیلی‌خب. امیدوارم به چیزی
‫که نیاز دارین برسین

21:23.721 --> 21:26.224
‫پیشنهادش هرچی که هست
‫ارزشش رو نداره

21:35.859 --> 21:38.569
‫سلام. چه ماشین قشنگی

21:38.570 --> 21:40.153
‫حسودیم شد

21:40.154 --> 21:41.321
‫به هیوندای درب و داغونم؟

21:41.322 --> 21:44.241
‫آره، این مدت سعی کردم
‫یه ماشین بگیرم

21:44.242 --> 21:47.370
‫این مدت داشتم از... بهش چی میگین؟
‫ماشین‌های کرایه‌ای استفاده می‌کردم

21:48.705 --> 21:50.305
‫خیلی عجیب‌غریبه

21:50.707 --> 21:53.458
‫مجبور میشی سوار
‫ماشین یه غریبه بشی

21:53.459 --> 21:54.918
‫خطرناکه

21:54.919 --> 21:58.297
‫و پودر پفک بچه‌هاشون هم
‫می‌چسبه به شلوارت

21:58.298 --> 22:00.299
‫وقتی از زندان میای بیرون
‫می‌بینی دنیا عوض شده

22:00.300 --> 22:04.428
‫آره. ببین، مشخصه
‫کاری کردم که بهت برخورده

22:04.429 --> 22:06.514
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

22:07.223 --> 22:08.599
‫اس‌‌جی‌ال‌پی

22:08.600 --> 22:11.393
‫مال توئه، خب؟

22:11.394 --> 22:12.603
‫پس...

22:12.604 --> 22:16.023
‫پس اگر دارم برات مشکل درست می‌کنم
‫یا تو کارت دخالت می‌کنم

22:16.024 --> 22:18.775
‫هرجور که بخوای بیانش کنی، معذرت می‌خوام

22:18.776 --> 22:22.362
‫چون توی زندان یاد گرفتم
‫نباید تو کار دیگران دخالت کرد

22:22.363 --> 22:25.533
‫چون اگر این‌کارو بکنی، عواقب داره

22:26.117 --> 22:27.743
‫اینم یاد می‌گیری که

22:27.744 --> 22:30.070
‫هرکی چیزی پیشنهاد میده
‫یه چیزی در ازاش می‌خواد

22:32.415 --> 22:34.374
‫صحیح. خیلی‌خب
‫می‌دونی چیه؟

22:34.375 --> 22:38.338
‫روبن رامیرز منو یاد خودم می‌اندازه
‫و می‌خوام کمک کنم

22:39.088 --> 22:40.688
‫فقط همین

22:42.592 --> 22:44.761
‫خوشحالم می‌بینم نیتت خیره

22:45.386 --> 22:48.431
‫و منم خوشحالم تونستیم
‫سوءتفاهم‌ها رو برطرف کنیم

22:52.435 --> 22:54.035
‫مادرجنده
‫(به‌زبان اسپانیایی)

22:55.382 --> 22:58.382
ارائه‌ای از وبسایت بامابین

22:58.775 --> 23:01.236
‫هی، پسر، اگه دوست داری بیشتر
‫توی این‌جور چیزها شرکت کنی، بهم بگو

23:01.319 --> 23:02.379
‫خیلی باحاله

23:02.403 --> 23:03.703
‫آره، آره

23:05.114 --> 23:06.950
‫برم دستشویی رو پیدا کنم

23:07.033 --> 23:08.409
‫- خیلی‌خب
‫- آره

23:11.079 --> 23:12.413
‫هر روز از خواب بیدار می‌شی

23:12.497 --> 23:15.583
‫و خوب می‌دونی که هیچ چیزی
‫توی این دنیا نمی‌تونه اذیتت کنه

23:15.667 --> 23:18.336
‫روز معمولی و تکراریت رو می‌گذرونی،

23:18.419 --> 23:21.089
‫و شب‌ها بدون هیچ دغدغه‌ای
‫مثل همیشه راحت می‌خوابی،

23:21.172 --> 23:23.550
‫و خواب‌های آرامش‌بخش مسخره می‌بینی

23:25.843 --> 23:27.679
‫ولی من باعث شدم کابوس ببینی

23:29.931 --> 23:33.017
‫زک رو به نمایشگاه آثار هنری
‫اسکد آوردم. نقطه

23:34.060 --> 23:35.360
‫خوب به نظر می‌رسه

23:45.613 --> 23:46.913
‫وای، گندش بزنن

23:47.532 --> 23:49.826
‫- نباید بیایی این‌جا
‫- می‌دونم. من… فقط…

23:49.909 --> 23:51.995
‫خیلی حالم بده. متأسفم…

23:52.078 --> 23:54.080
‫- هی، من…
‫- برو خونه، منحرف عوضی

23:54.163 --> 23:55.999
‫- هی! کافیه
‫- من…

23:56.082 --> 23:58.084
‫زک، بیا بریم. بجنب

23:58.167 --> 23:59.669
‫- نه، نه… من…
‫- هی، هی!

23:59.752 --> 24:01.588
‫- این‌جا چه خبره؟
‫- بث، داریم می‌ریم

24:01.671 --> 24:03.256
‫- سلام، بث
‫- از قصد اومدید این‌جا

24:03.339 --> 24:04.757
‫- چون می‌دونست دخترم میاد این‌جا؟
‫- مامان، مشکلی نیست

24:04.841 --> 24:06.551
‫معلومه که نه.
‫یه اتفاق ساده‌ست

24:06.634 --> 24:08.595
‫نه، من… فقط می‌خواستم بیام ببینمت…

24:08.678 --> 24:10.555
‫- از این‌جا برید!
‫- …تا بتونم…

24:10.638 --> 24:12.682
‫پسرت آبروی دخترم رو برد

24:12.765 --> 24:15.018
‫- خیلی‌خب، مامان… بیا بریم
‫- خوش‌شانسه که دستگیرش نکردن!

24:15.101 --> 24:17.687
‫می‌دونم، و خودش هم می‌دونه.
‫و داره از عواقب کارش رنج می‌بره

24:17.770 --> 24:20.648
‫معذرت می‌خوام اگه نگران
‫مشکلات و سلامتیش نیستم

24:21.441 --> 24:25.111
‫عذاب‌وجدانی که حس می‌کنی،
‫به یه دلیلی وجود داره

24:27.488 --> 24:29.240
‫و فقط باید باهاش زندگی کنی

24:29.324 --> 24:31.743
‫هی! اون‌طوری باهاش حرف نزن

24:31.826 --> 24:34.370
‫- خیلی زشت و نامناسبه
‫- نه، صبر کن. متأسفم

24:34.454 --> 24:35.754
‫ارزشش رو نداره

24:40.126 --> 24:42.212
‫می‌دونی، کاش بهم می‌گفتی
‫برای چی رفتیم اون‌جا

24:43.630 --> 24:44.690
‫فکر خوبی نبود

24:44.714 --> 24:47.133
‫اگه بخوای مدام در موردش حرف بزنی
‫ممکنه برم سرم رو بکنم توی فر

24:47.217 --> 24:49.093
‫چنین حرفی نزن! نزن!

24:49.636 --> 24:50.936
‫نـ…

25:16.079 --> 25:21.042
‫امکان نداره! نه. نه. نه
