WEBVTT

00:00.000 --> 01:00.090
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══KoreFaa.com══━━━━✥◈
Navy Blue :مترجم
قسمت: بیست و یکم

01:00.100 --> 01:02.900
(دختر سرنوشت)

01:02.900 --> 01:05.460
(اقتباس‌شده از رمان "رویای قصر ققنوس" از لان جیوجیو)

01:05.540 --> 01:08.490
=قسمت بیست و یکم=

01:08.580 --> 01:09.359
داری چیکار می‌کنی؟

01:17.200 --> 01:17.840
اعلی‌حضرت

01:18.600 --> 01:19.959
این روزها چته؟

01:20.260 --> 01:21.810
تموم این مدت داشتی ازم دوری می‌کردی

01:22.660 --> 01:24.400
من هنوز تو قصر خودم کار دارم

01:24.400 --> 01:25.560
زودتر میرم

01:40.239 --> 01:42.200
شما دوتا تازه داشتین راجع به چی حرف می‌زدین؟

01:43.120 --> 01:44.940
چرا از بانو شن نمی‌پرسین؟

01:44.959 --> 01:46.359
هنوز باید به دیدن ملکه برم

01:46.700 --> 01:47.510
دیگه میرم

01:54.719 --> 01:56.480
برو از هان‌دان بپرس

01:58.040 --> 02:00.400
بفهم چرا شن ژی‌نیان ناراحته

02:00.879 --> 02:02.079
چشم

02:05.319 --> 02:05.959
اعلی‌حضرت

02:06.200 --> 02:07.239
من رفتم قصر تینگ‌لان

02:07.260 --> 02:08.879
ولی بانو شن و هان‌دان رفته بودن

02:10.800 --> 02:12.840
چرا یهویی از دستم عصبانی شده؟

02:13.360 --> 02:15.080
دیروز چیکار کردم که ناراحت شد؟

02:15.639 --> 02:17.479
چرا نمیرین دلش رو به دست بیارین، اعلی‌حضرت؟

02:19.439 --> 02:20.280
چطور؟

02:20.290 --> 02:21.759
همون کاری رو بکنین که بانو شن معمولا می‌کنه

02:21.950 --> 02:23.990
مگه نگفته بودین اون تو دلجویی از مردم بهترینه؟

02:25.120 --> 02:26.800
یه نفر بفرست قصر تینگ‌لان رو زیر نظر داشته باشه

02:26.810 --> 02:28.740
لحظه‌ای که برگشت، فوری به من خبر بده

02:28.759 --> 02:29.240
چشم

02:30.639 --> 02:31.840
وقتی پدربزرگش رو پیدا کردیم

02:32.400 --> 02:34.120
این نشان معافیت از مرگ رو بهش بده

02:36.280 --> 02:37.039
نشان کجاست؟

02:42.500 --> 02:43.840
اگه بانوی جوان می‌خواست ازتون دوری کنه

02:43.840 --> 02:45.590
نیازی نبود انقدر خودش رو به آب و آتیش بزنه

02:45.800 --> 02:47.120
افرادش بیرون نگهبانی میدن

02:47.319 --> 02:48.360
نمی‌خوام ببینمش

02:48.370 --> 02:49.960
اعلی‌حضرت از قبل اون نشان معافیت از مرگ رو بهتون داده بود

02:49.960 --> 02:51.199
و حالا می‌خواد پس بگیرتش

02:51.560 --> 02:52.919
بهتون زور نمیگه؟

02:52.919 --> 02:54.140
اون حتی پدربزرگتون رو هم فریب داد

02:54.159 --> 02:56.390
مردها واقعا وقتی سنگدل بشن
مثل مارهای زهرآگین می‌شن

02:58.280 --> 02:59.000
اعلی‌حضرت

02:59.159 --> 02:59.719
برو بیرون

03:00.000 --> 03:00.599
چشم

03:07.360 --> 03:08.719
درباره نشان معافیت از مرگ

03:09.360 --> 03:10.680
اول توضیحم رو گوش کن

03:10.690 --> 03:12.330
نیازی به توضیح نیست، اعلی‌حضرت

03:12.599 --> 03:14.120
شما هرگز بهم اعتماد نکردی

03:14.130 --> 03:16.039
و حالا می‌خوای از خانواده پدربزرگم استفاده کنی

03:16.039 --> 03:16.790
تا من رو به چنگ بگیری

03:16.800 --> 03:17.560
این درست نیست

03:17.719 --> 03:18.759
البته که نیست

03:18.860 --> 03:20.319
این من بودم که یه فرد نجیب رو

03:20.319 --> 03:21.700
با قلب یه آدم حقیر قضاوت کردم

03:21.919 --> 03:22.759
دیگه میرم

03:23.600 --> 03:25.590
ناپدید شدن پدربزرگت تصادفی بود

03:25.919 --> 03:27.400
بعد از اینکه شنیدم راجع بهشون حرف زدی

03:27.410 --> 03:29.390
فقط خواستم بیارمشون به پایتخت تا بتونی باهاشون دیدار کنی

03:29.840 --> 03:31.520
در مورد نشان معافیت از مرگ هم

03:32.599 --> 03:34.360
یادم رفت که فرمان رو لغو کنم

03:35.000 --> 03:36.280
وقتی بهت اعطاش کردم

03:36.520 --> 03:37.759
چرا باید پسش بگیرم؟

03:40.599 --> 03:42.639
من هر کلمه‌ای که گفتین رو به یاد دارم

03:42.879 --> 03:44.080
و به همه‌ش هم باور داشتم

03:44.090 --> 03:46.510
اما همیشه کلی چیز هست که از من پنهان می‌کنی

03:48.639 --> 03:49.680
(نان‌گونگ شوان‌یو)

03:49.960 --> 03:51.879
(تو واقعا هیچ‌وقت بهم اعتماد نداشتی؟)

03:53.879 --> 03:55.240
(شن ژی‌نیان)

03:55.520 --> 03:57.639
(چیکار کنم تا بهم اعتماد کنی؟)

04:02.319 --> 04:03.240
اعلی‌حضرت

04:04.840 --> 04:06.199
شما

04:06.439 --> 04:07.400
همین‌جوری برمی‌گردین؟

04:08.360 --> 04:09.879
امشب ماه کامله

04:10.500 --> 04:12.439
ازم توقع داری که جلوش تسلطم رو از دست بدم؟

04:12.600 --> 04:13.680
میرم آب رو آماده کنم

04:14.000 --> 04:14.759
برگرد

04:15.000 --> 04:16.879
اون حتی تونست وارد اتاق مخفی من بشه

04:17.360 --> 04:19.759
نمی‌دونم بهش جسور بگم یا بی‌پروا

04:20.199 --> 04:21.160
و شماها

04:21.720 --> 04:22.920
بهتون گفتم چهارچشمی بپائین

04:22.920 --> 04:24.580
اون‌وقت هیچ‌کدومتون
متوجه نشدین یکی مخفیانه اومده تو

04:27.600 --> 04:28.199
اعلی‌حضرت

04:28.720 --> 04:29.920
یه فکر بکری دارم

04:29.959 --> 04:31.160
که بانو شن رو آروم کنه

04:32.480 --> 04:33.480
بگو

04:33.480 --> 04:35.800
زن‌ها دل نازک دارن و راحت با دیگران همدردی می‌کنن

04:35.810 --> 04:37.720
اگه بانو شن ببینه که شما چقدر

04:37.720 --> 04:38.800
وقتی زهر شدت پیدا می‌کنه، عذاب می‌کشین

04:39.160 --> 04:40.160
حتما دلش نرم‌تر می‌شه

04:40.319 --> 04:41.759
و دیگه شما رو سرزنش نمی‌کنه

04:42.170 --> 04:44.480
عادت ندارم که جلوی زن‌ها ضعیف و بیچاره‌بازی دربیارم

04:45.319 --> 04:47.040
فقط مردهای بی‌مصرف این کار رو می‌کنن

05:03.680 --> 05:04.759
من که خیلی‌ خوب بستمش

05:04.759 --> 05:05.839
چطوری اومدی تو؟

05:13.199 --> 05:14.399
چرا بدنت داغه؟

05:14.879 --> 05:15.920
مریض شدی؟

05:18.160 --> 05:19.480
ولم کن

05:22.959 --> 05:24.040
نان‌گونگ شوان‌یو

05:24.519 --> 05:25.560
ولم کن

05:28.260 --> 05:29.279
تو پسر آسمانی

05:29.820 --> 05:30.920
لطفا یکم خوددار باش

05:31.160 --> 05:32.160
شن ژی‌نیان

05:33.720 --> 05:34.959
تنهام نذار

05:36.700 --> 05:42.620
♪سرماى سوزان، اشک رو به چشم‌ها مياره♪

05:43.980 --> 05:46.580
♪اگه همديگه رو نبينيم♪

05:46.580 --> 05:49.900
♪گل‌ها با شرمندگى شكفته و مى‌ريزن♪

05:51.720 --> 05:53.199
من رو ببخش، بانو شن

05:53.199 --> 05:55.150
هر وقت ماه کامل باشه، زهر اعلی‌حضرت شدت می‌گیره

05:55.160 --> 05:57.399
چنین موقع‌هایی، اون باید از نزدیکی با زن‌ها پرهیز کنه

05:59.360 --> 06:00.360
یعنی

06:01.000 --> 06:02.040
بهش زهر دادن؟

06:02.650 --> 06:03.720
بعد از اینکه اعلی‌حضرت به دنیا اومد

06:03.920 --> 06:05.950
امپراتور فقید شخصا به زور بهش زهر خوروند

06:06.439 --> 06:09.480
همین‌طور که بزرگ‌تر شد، حملات زهر بدتر و بدتر شدن

06:09.680 --> 06:10.600
هر ماه کامل

06:10.700 --> 06:11.680
انگار که بین

06:11.680 --> 06:13.780
سرمای غیرقابل تحمل و گرمای سوزان گیر افتاده

06:14.160 --> 06:15.079
عضلات و استخون‌هاش

06:15.100 --> 06:16.990
انگار دارن تیکه‌تیکه می‌شن

06:17.560 --> 06:18.879
پادزهر چی؟

06:18.900 --> 06:20.319
وقتی ملکه مادر فقید هنوز زنده بود

06:20.319 --> 06:21.600
اون پادزهر رو به دست آورد

06:21.730 --> 06:24.600
اما متاسفانه، قبل از اینکه پادزهر به دست اعلی‌حضرت برسه

06:25.000 --> 06:26.519
ملکه مادر فقید از دنیا رفت

06:27.120 --> 06:28.839
و دارو هم باهاش ناپدید شد

06:29.879 --> 06:30.360
پس

06:30.480 --> 06:31.839
همین حالا برو دنبالش بگرد

06:32.000 --> 06:32.990
دیگه پیدا نمی‌شه

06:33.600 --> 06:34.680
اون دارو توسط ملکه مادر فقید ساخته شد

06:34.680 --> 06:36.390
و از خون قلب خودش استفاده کرد

06:37.120 --> 06:38.460
یجور ارتباط بین مادر و فرزندی بود

06:38.570 --> 06:40.319
تو تمام دنیا فقط یه قرص وجود داشت

06:46.720 --> 06:47.959
ببرش

06:49.010 --> 06:51.240
خواهش می‌کنم بانو، امشب کمک کن
و مراقب اعلی‌حضرت باش؟

06:51.240 --> 06:56.820
♪می‌خوام دلم رو تا کنم توی یه بادبادک کاغذی♪

06:56.820 --> 07:03.420
♪اما گره‌ها زیادی درهم و پیچیده‌ن که بشه بازشون کرد♪

07:10.300 --> 07:11.990
به خاطر زهری که تو بدن اعلی‌حضرت هست

07:12.120 --> 07:13.680
زخم‌هاش همیشه دیر خوب می‌شن

07:14.210 --> 07:16.199
اما راه تاج و تخت پر از خطره

07:17.079 --> 07:17.839
جراحت‌هاش

07:18.160 --> 07:19.360
هیچ‌وقت واقعا خوب نشدن

07:20.319 --> 07:21.560
(جراحت‌هاش خیلی شدیده)

07:21.570 --> 07:23.290
(و هنوزم هر روز اینور و اونور می‌دوئه)

07:23.300 --> 07:24.850
(چرا این درد  نمی‌کشتت؟)

07:25.920 --> 07:27.480
چون نشانم رو برداشتی، حقته

07:28.010 --> 07:29.920
چون که خانواده پدربزرگم رو بردی

07:29.920 --> 07:30.759
و بهم چیزی نگفتی، حقته

07:31.160 --> 07:32.880
چون پدربزرگم رو گم کردی، حقته

07:33.319 --> 07:33.800
ظالم

07:33.920 --> 07:34.480
سرد و بی‌عاطفه

07:34.720 --> 07:35.319
بی‌رحم

07:43.560 --> 07:44.800
چه حس خوبی داره

07:46.600 --> 07:47.639
اعلی‌حضرت

07:49.399 --> 07:50.920
چه حس خوبی داره

08:08.399 --> 08:09.879
چه خبره؟

08:20.800 --> 08:22.240
دیشب اصلا نخوابیدم

08:22.240 --> 08:23.279
و امروز اول صبح باید به احوالپرسی صبحگاهی می‌رفتم

08:23.279 --> 08:24.720
خسته‌م

08:27.790 --> 08:29.399
ارباب جیانگ، بازم به چیزی نیاز داری؟

08:29.839 --> 08:30.920
پرونده پدرم

08:30.930 --> 08:32.900
دیگه به دادگاه بازبینی قضایی سپرده شده

08:33.000 --> 08:35.440
یه مدتی دیگه به قصر نمیام

08:36.000 --> 08:37.970
اما هنوز نمی‌تونم نگران ملکه نباشم

08:38.039 --> 08:39.159
می‌خوام بهت زحمت بدم

08:39.159 --> 08:40.520
که به جام مراقب علیاحضرت باشی

08:41.960 --> 08:44.200
هر وقت ملکه به من نیاز داشت

08:44.639 --> 08:45.600
هر کاری از دستم بربیاد انجام میدم

08:45.960 --> 08:46.639
ممنونم

08:48.080 --> 08:49.720
بعد از این، استعفا میدم

08:50.090 --> 08:51.279
و به جنوب سفر می‌کنم

08:57.060 --> 08:58.950
ارباب جیانگ، هرگز قرار نبود به زندگی درباری محدود بشی

08:58.960 --> 09:00.550
مطمئنم همه‌چیز برات خوب پیش میره

09:09.759 --> 09:11.320
کنار اومدن باهاش سخته

09:12.200 --> 09:13.399
از سر تا پاش پر از خار و تیغه

09:14.000 --> 09:16.250
جای تعجب نیست که اون این‌قدر برازنده‌ی نان‌گونگ شوان‌یوئه

09:16.559 --> 09:17.720
پس الان چیکار کنیم؟

09:19.840 --> 09:21.399
اگه این‌طوره

09:23.399 --> 09:26.600
مگه نان‌گونگ شوان‌یو نمی‌خواد شاهزاده جین رو پیدا کنه؟

09:27.679 --> 09:29.000
سونگ یوچینگ رو آزاد کن

09:35.420 --> 09:37.279
چرا فرمان سلطنتی من رو دستت گرفتی؟

09:37.400 --> 09:38.919
بازم داری حرفت رو پس می‌گیری؟

09:48.399 --> 09:49.960
در مورد نشان معافیت از مرگ

09:50.100 --> 09:51.840
من نبودم که دستور توقیفش رو دادم

09:51.919 --> 09:52.799
و پدربزرگت

09:53.559 --> 09:55.080
به دستور من ربوده نشده

09:55.519 --> 09:56.890
دیگه همه‌چیز رو توضیح دادم

09:57.159 --> 09:58.440
چرا باورم نمی‌کنی؟

10:00.759 --> 10:01.879
تو ادعا می‌کنی که به انصاف اهمیت میدی

10:02.360 --> 10:03.519
اما اون انصاف کجاست؟

10:04.159 --> 10:05.919
این تو بودی که اول من رو تو این بازی کشوندی

10:07.960 --> 10:08.720
خیلی‌خب

10:09.080 --> 10:10.660
می‌خوای درباره انصاف حرف بزنی، ها؟

10:11.080 --> 10:12.390
پس بذار برات واضح توضیح بدم

10:12.919 --> 10:14.600
اولین باری که تو قصر انزوا همدیگه رو دیدیم

10:14.600 --> 10:16.480
نمی‌خواستی من رو هل بدی تو دریاچه؟

10:17.500 --> 10:19.790
تو باغ شانگ‌لین، وقتی داشتم خفه می‌شدم و نزدیک بود بمیرم

10:20.080 --> 10:21.720
تو فقط اونجا واینستادی و تماشام نکردی؟

10:22.120 --> 10:23.290
وقتی من تو قصر انزوا بودم

10:23.559 --> 10:25.440
تو کاملا نادیده‌م گرفتی

10:25.440 --> 10:27.120
اگه هان‌دان اول زهر رو نخورده بود

10:27.279 --> 10:28.840
کسی که به دردسر میفتاد من بودم

10:29.720 --> 10:30.879
به نظرت منصفانه بود؟

10:31.600 --> 10:34.679
تو مغروری و ذاتا بدبین و مشکوکی

10:35.000 --> 10:37.039
تو که فکر نمی‌کنی من واقعا دوست دارم، نه؟

10:42.200 --> 10:44.320
تو گفتی دوستم داری فقط برای اینکه فریبم بدی

10:47.960 --> 10:49.159
شن ژی‌نیان

10:49.759 --> 10:50.960
این یعنی فریب دادن امپراتور

10:51.039 --> 10:51.879
من که جراتش رو ندارم

10:52.000 --> 10:53.590
چیه که تو جراتش رو نداری؟

10:53.799 --> 10:54.759
دیشب

10:55.159 --> 10:56.200
شش بار پشت سرهم

10:56.200 --> 10:57.039
رو زخمم نمک پاشیدی

11:01.039 --> 11:02.559
داشتی می‌شمردی؟

11:07.120 --> 11:07.919
یعنی

11:08.320 --> 11:09.879
دیشب هوشیار بودی؟

11:12.600 --> 11:13.720
چقدرش رو شنیدی؟

11:15.639 --> 11:16.480
همه‌چیز رو

11:18.519 --> 11:19.639
همه‌چیز رو؟

11:21.480 --> 11:22.360
شن ژی‌نیان

11:22.639 --> 11:24.039
من هم درد می‌کشم

11:24.559 --> 11:27.080
سینه‌م از دست تو عملا پر از سوراخ شده

11:29.210 --> 11:31.190
این به خاطر این بود که از قبل زخمی بودی

11:32.480 --> 11:33.399
برام مهم نیست

11:34.000 --> 11:35.500
تو هنوز باید مسئولیتش رو قبول کنی

11:35.519 --> 11:37.039
چرا این‌قدر بی‌شرمی؟

11:37.440 --> 11:38.440
اگه قبول نکنم چی؟

11:38.440 --> 11:39.320
چیکار می‌کنی؟

11:39.330 --> 11:40.679
بازم قصد نابودی تموم خاندانم رو داری؟

11:41.360 --> 11:43.279
می‌شه بس کنی و انقدر بهم اتهام نزنی؟

11:43.700 --> 11:45.240
من هیچ‌وقت آدم‌های بی‌گناه رو قتل‌عام نکردم

12:04.960 --> 12:05.799
متاسفم

12:07.080 --> 12:07.919
همه‌ش تقصیر منه

12:08.639 --> 12:09.840
(واقعا عذرخواهی کرد؟)

12:09.919 --> 12:10.639
اعلی‌حضرت

12:10.679 --> 12:11.480
خبر خوب دارم

12:13.480 --> 12:14.360
اعلی‌حضرت

12:14.519 --> 12:15.440
پیداشون کردیم

12:16.919 --> 12:17.679
یی‌چینگ

12:18.279 --> 12:19.000
بائوار

12:19.840 --> 12:20.480
ژی‌نیان

12:20.480 --> 12:21.279
عمه جان

12:21.919 --> 12:22.759
حالت خوبه؟

12:23.799 --> 12:26.000
من هه یی‌چینگ هستم. سلام، اعلی‌حضرت

12:26.120 --> 12:26.879
بلند شو

12:28.039 --> 12:29.200
دقیقا چه اتفاقی افتاد؟

12:29.399 --> 12:30.879
چرا رفتین کوه نان‌هوا؟

12:31.159 --> 12:31.990
پدربزرگ کجاست؟

12:32.799 --> 12:34.000
داستانش مفصله

12:34.840 --> 12:35.360
هی

12:35.380 --> 12:36.240
کی فکرش رو می‌کرد

12:36.399 --> 12:38.110
بعد از اینکه ژی‌نیان وارد پایتخت شه، تو این مدت کم

12:38.120 --> 12:39.350
دیگه به مقام بانوی زیبایی رسیده باشه

12:39.360 --> 12:41.190
و حتی ما رو هم برای دیدار به پایتخت بیاره

12:41.519 --> 12:44.000
ژی‌نیان بالاخره از روزهای سخت گذشت

12:44.360 --> 12:45.399
واقعا

12:50.559 --> 12:51.320
یکم وایستا

12:51.320 --> 12:52.100
کجاوه رو نگهدار

12:53.080 --> 12:54.039
به نظر نمی‌رسه

12:54.039 --> 12:55.480
این جاده به پایتخت باشه

12:55.500 --> 12:57.080
بانو شن تو کوه جنوب داره دعا می‌کنه

12:57.080 --> 12:58.420
داریم راه رو به طرف کوه جنوب عوض می‌کنیم

12:59.080 --> 12:59.519
حرکت کنین

12:59.879 --> 13:00.360
هی

13:03.000 --> 13:03.679
پدربزرگ

13:03.679 --> 13:05.480
اون افراد ناآشنا به نظر می‌رسیدن

13:05.879 --> 13:07.559
همون افراد قبلی نبودن

13:08.879 --> 13:10.519
منم همین فکر رو کردم

13:15.600 --> 13:16.080
مامور

13:16.279 --> 13:17.360
بائوار شکم‌درد داره

13:17.650 --> 13:18.679
می‌خواد بره تو جنگل به کارش برسه

13:18.680 --> 13:20.140
نمی‌خواد با بوش شما رو ناراحت کنه

13:20.159 --> 13:20.679
پس برو

13:20.680 --> 13:21.490
زیاد دور نشو

13:22.000 --> 13:22.679
بیا، بائوار

13:30.120 --> 13:31.279
چرا هنوز برنگشتن؟

13:31.559 --> 13:32.320
فرار کردن؟

13:33.320 --> 13:33.759
یالا بریم

13:33.759 --> 13:34.360
برو یه نگاه بنداز

13:43.440 --> 13:44.600
هی

13:45.500 --> 13:46.200
همون‌جا وایستا

13:46.360 --> 13:46.879
وایستا

13:46.879 --> 13:47.480
فرار نکن

13:47.530 --> 13:48.240
همون‌جا وایستا

13:48.600 --> 13:49.000
فرار نکن

13:49.000 --> 13:49.440
وایستا

13:50.240 --> 13:51.039
در طول راه

13:51.320 --> 13:52.039
من و بائوار

13:52.200 --> 13:53.519
نزدیک بود زنده برنگردیم

13:54.000 --> 13:55.440
بالاخره تونستیم فرار کنیم

13:55.759 --> 13:57.480
اما تو راه، به یه گروه دیگه خوردیم

13:57.500 --> 13:59.399
به نظر می‌رسید دنبال یه نوع گیاه دارویی می‌گشتن

13:59.519 --> 14:01.159
داد می‌زدن که همه رو به آتیش بکشن

14:02.080 --> 14:02.919
خوشبختانه

14:03.240 --> 14:04.639
افراد اعلی‌حضرت

14:04.639 --> 14:05.559
نهایتا ما رو پیدا کردن

14:07.120 --> 14:10.159
خواجه مینگ، ارباب جوان هه و بائوار رو ببر استراحت کنن

14:10.639 --> 14:11.279
اطاعت

14:12.000 --> 14:13.090
ما زودتر میریم

14:17.440 --> 14:18.240
ژی‌نیان

14:18.720 --> 14:21.120
می‌دونی ویژگی خاص کوه نان‌هوا چیه؟

14:21.300 --> 14:23.260
آب و خاک کوه نان‌هوا عالیه

14:23.320 --> 14:25.480
گیاهان دارویی نایاب زیادی اونجا رشد می‌کنن

14:25.670 --> 14:28.200
اون موقع، مادرم بیشتر وقتا می‌رفت کوه نان‌هوا تا گیاه جمع کنه

14:28.639 --> 14:29.559
اون زمان

14:29.559 --> 14:31.600
مادرت باید تا اون موقع به عنوان
صیغه با خاندان شن وصلت کرده بوده باشه

14:31.610 --> 14:33.399
چرا باید مرتب می‌رفت کوه نان‌هوا؟

14:34.159 --> 14:35.679
من هم دلیلش رو نمی‌دونم

14:36.399 --> 14:37.399
فقط یادم میاد

14:37.720 --> 14:38.759
که هر ماه

14:38.759 --> 14:41.639
مادرم همزمان با یه نفر از خونه بیرون می‌رفت

14:42.080 --> 14:42.919
متاسفانه

14:43.080 --> 14:44.159
من اون موقع خیلی کوچک بودم

14:44.430 --> 14:46.120
که یادم بیاد اون شخص چه شکلی بود

14:46.960 --> 14:48.039
اما یادم میاد

14:48.559 --> 14:51.039
یه جای زخم قرمز روشن روی مچ اون شخص بود

14:52.240 --> 14:53.440
جای زخم؟

14:57.120 --> 14:58.159
باهام بیا

15:04.600 --> 15:05.919
این زن‌ها رو قبلا دیدی؟

15:11.200 --> 15:12.240
نه

15:14.279 --> 15:16.399
این‌ چهره مادرم و بانو لیانه

15:16.759 --> 15:18.559
جای زخم قرمز روی مچ رو می‌بینی؟

15:19.200 --> 15:21.590
این از یه مجازات مخفی که تو قصر انجام می‌شده، ایجاد شده

15:21.860 --> 15:22.960
اول، دست رو قطع می‌کنن

15:23.519 --> 15:24.440
بعد میخ‌های استخونی رو

15:24.559 --> 15:25.759
به یه دست چوبی می‌کوبن

15:26.559 --> 15:27.879
یکی از دست‌های بانو لیان

15:27.879 --> 15:29.080
از چوبه

15:31.279 --> 15:32.799
منظورت اینه که

15:33.279 --> 15:36.559
شخصی که با مادرم ملاقات می‌کرده ممکنه یکی از اهالی قصر بوده؟

15:37.320 --> 15:38.440
یا شایدم

15:39.000 --> 15:40.240
خود بانو لیان بوده؟

15:40.240 --> 15:49.240
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══KoreFaa.com══━━━━✥◈
Navy Blue :مترجم
قسمت: بیست و یکم

15:49.320 --> 15:54.440
♪آرزوهای درهم‌شکسته، به بارون نم‌نم گوش میدیم♪

15:56.160 --> 16:01.400
♪سرمای تلخ، مه رو میاره جلوی چشمم♪

16:03.040 --> 16:05.400
♪اگه همدیگه رو نبینیم♪

16:05.600 --> 16:08.840
♪گل‌ها با شرم می‌ریزن♪

16:09.040 --> 16:15.560
♪اگه دوباره همدیگه رو ببینیم، هلوها می‌رسن♪

16:15.920 --> 16:22.360
♪باد بهاری رد می‌شه، تو سال‌ها می‌چرخه♪

16:22.720 --> 16:29.040
♪داره دلتنگی رو دم می‌کنه، به یاد زندگی قدیم♪

16:29.560 --> 16:36.240
♪رسیدن سخته و جدا شدن هم همون‌قدر سخته♪

16:36.240 --> 16:43.120
♪کی بذر لوبیایی که تبدیل شد به نیلوفر رو کاشت؟♪

16:43.360 --> 16:49.240
♪باد بهاری رد می‌شه، سال‌های گذرا رو می‌سازه♪

16:50.160 --> 16:56.760
♪ابرها روی کوه وو هستن و روی دریا هیچ قایقی نیست♪

16:56.920 --> 17:03.600
♪دلم می‌خواد قلبم رو مثل یه بادبادک کاغذی تا کنم و بدم به باد♪

17:03.880 --> 17:10.320
♪ولی گره‌ها اونقدر درهم تنیده‌ن که نمی‌شه جداشون کرد♪

17:10.320 --> 17:20.320
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══KoreFaa.com══━━━━✥◈
Navy Blue :مترجم
قسمت: بیست و یکم
