WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

01:59.638 --> 02:04.234
،"در دهکده اي در "لامانچا
.اسمهايي هست که نميخوام به ياد بيارم

02:04.438 --> 02:07.430
،خيلي وقت پيش، نجيب زاده اي در اونجا زندگي ميکرد

02:07.639 --> 02:11.427
.که يک نيزه، سپري از چرم و يک اسبِ پير داشت

02:11.640 --> 02:15.030
.اين مَردِ نجيب زاده حدود 50 سال داشت

02:15.240 --> 02:20.634
،اون لاغر بود، ولي استخوان بنديِ قوي اي داشت

02:20.841 --> 02:23.036
.سحرخيز بود و عاشق شکار کردن بود

02:23.242 --> 02:27.440
بعضي ها ميگن که اون
.اسم مستعاري بنام "کيادا اُ کسادا" داشت

02:27.643 --> 02:31.238
ولي اختلافاتي بينِ نويسنده هايي که
.در اين مورد نوشتن، وجود داره

02:31.443 --> 02:34.037
.ولي اين براي داستانِ ما مهم نيست

02:34.244 --> 02:38.237
.مهم اينه که هرچي که ميگيم، حقيقت داره

02:38.445 --> 02:41.039
،و اين نجيب زاده اي که گفته شد

02:41.245 --> 02:44.442
،بيشتر مواقع بيکار بود
،در واقع ميشه گفت تقريباً هر روز بيکار بود

02:44.646 --> 02:48.639
،با کلي عشق و علاقه
... تمامِ وقتش رو صرفِ خوندنِ رمان ميکرد

02:48.847 --> 02:51.441
... جوري که تمرينِ شکار و اداره ي اموالش

02:51.647 --> 02:53.638
.رو فراموش ميکرد

02:53.848 --> 02:57.045
... و حسِ کنجکاوي و حماقتش بسيار زياد بود، جوريکه

02:57.248 --> 03:01.639
.زمينهاي زيادي رو فروخت تا بتونه رمان بخره

03:01.849 --> 03:05.444
و اينجوري، تا اونجايي که تونست
.خونه اش رو نگه داشت

03:05.650 --> 03:09.438
"ولي رماني به نويسندگيِ "فلسيانو دِ سيلوا
.رو ترجيح داد

03:09.651 --> 03:13.849
... چون روشني و روانيِ نثر و جملاتِ پيچيده اش رو

03:14.051 --> 03:16.042
.خيلي دوست داشت

03:16.252 --> 03:20.643
اون رو حتي بيشتر از اون تعاريفِ عاشقانه
،و جنگهاي تن به تن، دوست داشت

03:20.853 --> 03:23.242
:جاييکه خيلي قسمتهاش نوشته شده بود

03:23.453 --> 03:25.648
،دليلِ بي عدالتي اينه که به دليلِ من ساخته شده

03:25.854 --> 03:30.848
دليلِ من انقدر ضعيفه که من
... دليلي براي شکايت کردن دارم

03:31.255 --> 03:33.450
.در موردِ زيباييِ تو

03:33.655 --> 03:36.852
.با اين ايده ها، شواليه ي پير، عقلش رو از دست داد

03:37.056 --> 03:40.446
.و سعي کرد اونها رو درک کنه و معناشون رو کشف کنه

03:40.656 --> 03:44.444
ولي حتي "ارسطو" هم نميتونست
،معناي اونها رو متوجه بشه

03:46.857 --> 03:49.246
،آسمانِ بلند با خداي تو

03:49.458 --> 03:52.848
... خدایی با ستاره‌هایی نیرومند

03:53.259 --> 03:56.854
... و تو رو شايسته ي هرآنچه استحقاقِ

03:57.059 --> 03:58.856
.نجابت داري، ميکند

03:59.460 --> 04:04.056
... و اينگونه، اون مأيوسانه ترين ايده در دنيا

04:04.261 --> 04:06.456
.به سرش زده شد

04:06.661 --> 04:08.652
اون تصميم گرفت که تبديل به يک
... شواليه ي سرگردان بشه و تمامِ دنيا رو

04:08.862 --> 04:12.457
،با سلاح ها و اسبش در جست و جوي ماجراجويي
.طي کنه

04:12.662 --> 04:16.257
و اينکه هر مشکلي رو حل کنه
... و خطرات زيادي رو

04:16.463 --> 04:21.457
به جون بخره، تا اينگونه بتونه
.نام و آوازه ي جاوداني براي خودش رقم بزنه

04:21.664 --> 04:23.859
،اون با چوبِ درختِ صنوبر
... يک نوع سلاحي درست کرد

04:24.064 --> 04:26.259
.که متعلق به اجدادش بود

04:26.465 --> 04:31.255
اونها در زنگار و قاب پوشيده
.و در گوشه اي گذاشته شده بودند

04:31.466 --> 04:34.663
... سپس، اون چهار روز رو صرف فکر کردن به يک اسم

04:34.866 --> 04:36.265
.براي اسبش کرد

04:36.467 --> 04:38.856
... چون اسبِ يک شواليه ي معروف، بايد

04:39.067 --> 04:40.864
.اسمِ شناخته شده اي داشته باشه

04:41.068 --> 04:44.458
."و بالاخره، اسمش رو گذاشت "روسينانته

04:44.868 --> 04:49.066
اسمي که اون فکر ميکرد
.بلندبالا، طنين انداز و مهمه

04:49.269 --> 04:53.262
بعد از اون، ما ميخواستيم
.به يه اسمي براي خودش فکر کنيم

04:53.470 --> 04:56.667
.و اون هشت روزِ ديگه روي همين موضوع فکر کرد

04:56.870 --> 05:00.465
و در پايان، تصميم گرفت
."اسمِ خودش رو بذاره "دان کيشوت

05:00.671 --> 05:03.469
و بعد متوجه شد
.که فقط به يک چيزِ ديگه احتياج داره

05:03.672 --> 05:07.062
.اينکه دنبالِ يه کدبانو بگرده که عاشقش بشه

05:07.272 --> 05:12.266
،چون يک شواليه ي سيارِ بدونِ عشق
... مثلِ يه درختِ بدونِ برگ

05:12.473 --> 05:13.667
.و جسمِ بودنِ روح بود

05:13.874 --> 05:18.470
... ،در نزديکيِ محلِ اون، يک کشاورزِ زيبايي بود

05:18.675 --> 05:21.473
،و زماني اون عاشقش بود

05:21.675 --> 05:24.473
.ولي البته کشاورز هيچوقت اينو نميدونست

05:24.676 --> 05:28.271
،اسمش "الدونزا لورنزو" بود
... ،و اون لقبِ کدبانوي رؤياهاش

05:28.476 --> 05:32.867
.يعني "دولسيني دِل توبوسو" رو بهش داد

05:33.477 --> 05:37.675
،سپس "دان کيشوت" با يک کشاورز صحبت کرد

05:37.878 --> 05:40.472
... يه مَردِ خوب، اگه بشه گفت

05:40.679 --> 05:44.069
.يک مَردِ فقير ولي خيلي احمق

05:44.279 --> 05:47.476
و اون انقدر اصرار کرد و وعده و وعيد داد
... که کشاورزِ فقير

05:47.680 --> 05:51.275
.تصميم گرفت به عنوانِ «همراه» باهاش بره

05:51.481 --> 05:53.472
.سانچو"، من معتقدم که ماجراهايي در پيش داريم"

05:53.681 --> 05:57.469
... اگه اين اتفاق بيافته، بخت و اقبال بهت رو ميکنه

05:57.682 --> 05:59.877
.خيلي ثروتمند ميشي

06:00.082 --> 06:02.277
واقعاً؟ -
."باور کن، "سانچو -

06:02.483 --> 06:04.678
... حرفت رو باور ميکنم ولي براي من مهمترين چيز

06:04.883 --> 06:08.273
چيه، "سانچو"، دوستِ من؟ -
... خب، سرورم -

06:08.484 --> 06:09.883
."بدونِ ترس، حرفت رو بزن، "سانچو

06:10.084 --> 06:12.678
.جزيره ي کوچيکِ من، همون که قولش رو بهم داديد

06:12.885 --> 06:16.673
... تو بايد بدونيِ که «شواليه هاي سيار»، قبلاً

06:16.885 --> 06:20.275
فرمانده هاي سيارشون رو از
.جزيره هايي که فتح ميکردن، بدست مياوردن

06:20.486 --> 06:22.875
.و من هم همينکارو ميکنم

06:23.087 --> 06:24.679
.يا حتي بيشتر

06:24.887 --> 06:27.879
... چون اونها صبر ميکردن تا همراهانشون

06:28.087 --> 06:31.477
.کاملاً پير بشن تا بهشون يه لقب بدن

06:31.688 --> 06:34.885
،ولي اگه من و تو زنده بمونيم
... ممکنه که من خيلي زود

06:35.089 --> 06:37.478
.يک قلمروپادشاهي با زمينهاي اطرافش رو فتح کنم

06:37.689 --> 06:40.487
.و من ميتونم تو رو پادشاهِ يکي از اون ممالک کنم

06:40.690 --> 06:43.079
... و فکر نکن که اين خيلي عجيبه، چون

06:43.290 --> 06:48.284
،چون براي شواليه هايي مثلِ من
... خيلي چيزها هست

06:48.491 --> 06:52.484
که ميتونم حتي خيلي ساده تر از
.اون چيزي که بهت قولش رو داده بودم، بهت بدم

06:52.892 --> 06:56.680
،در گذشته شواليه هايي مثلِ "آماديس دِ گولا" بودن

06:56.893 --> 06:59.691
.که به همراهانشون لقبِ کُنت دادن

06:59.893 --> 07:03.886
.بپر. زود باش، الاغ، بپر

07:07.495 --> 07:12.889
.الاغِ من متفاوته
.بپر احمق

07:13.096 --> 07:18.295
زود باش، "سانچو". ولي من انتظار دارم
.همه رو در سخاوتمندي پشت سر بذارم

07:18.497 --> 07:20.692
اون زمينِ حاصلخيز رو ميبيني؟

07:20.897 --> 07:24.094
.در چند روز ديگه ميتوني صاحبِ اون بشي

07:24.298 --> 07:25.697
.زياد ازش خوشم نمياد، قربان

07:25.898 --> 07:28.287
.همون جزيره رو ترجيح ميدم

07:28.899 --> 07:30.696
... بعد از کنفرانس ميز گِرد

07:30.899 --> 07:33.288
.دستورِ شواليه، تمديد ميشه

07:33.500 --> 07:36.890
،و اون مشهور ميشه، از اين گذشته
... آماديس دِ گولا"ي مشهور"

07:37.100 --> 07:39.694
... بليانيس دِ گريسِ" دلاور"

07:39.901 --> 07:44.099
،من، مثلِ همين شواليه ها
... در اين زمين قدم ميزنم

07:44.302 --> 07:47.294
.تا به همه ي نيازمندان کمک کنم

07:47.502 --> 07:51.495
و اون شواليه ها هم به همراهاشون، جزيره دادن؟

07:52.103 --> 07:55.698
."تو به جزيره ي خودت ميرسي، "سانچو
... روزهاي بدي که انتظارت رو ميکِشن

07:55.904 --> 08:00.500
.با داشتنِ اين زمين، ديگه از بين ميرن

08:00.705 --> 08:04.300
،و اگه من شاه بشم، "تِرِسا"ي من ملکه ميشه

08:04.505 --> 08:06.302
.و بچه هام هم شاهزاده ميشن

08:06.506 --> 08:08.303
و کي شَک داره، "سانچو"؟

08:08.506 --> 08:11.703
من شَک دارم، چون "ترسا"ي من
.براي ملکه شدن خوب نيست

08:13.507 --> 08:17.102
کنتس" براي اينکار بهتره و"
.و البته همراه با کمکی از طرف خدا

08:17.508 --> 08:19.499
.خدا بهترين چيزي که براش خوبه رو بهش ميده

08:19.708 --> 08:23.496
.ولي تو حداقل بايد حاکم باشي

08:23.909 --> 08:26.707
.من هميشه توي اينکار خوب بودم

08:27.110 --> 08:32.309
.تازه، هرچي که بخوام تو بهم ميدي

08:32.511 --> 08:34.502
."درست ميگي، "سانچو

08:34.711 --> 08:37.703
... ولي قبل از اينکه دنبالِ جزيره بگرديم
... بايد دنبالِ ماجراهايي باشيم

08:37.912 --> 08:39.903
.تا ازشون شهرت و آوازه بدست بيارم

08:40.112 --> 08:42.307
... ،اينطوري، وقتيکه به بارگاهِ شاه برسيم

08:42.512 --> 08:45.310
.ديگه براي کارهاي اون کاملاً شناخته شده هستيم

08:45.513 --> 08:46.502
.حق با توئه

08:46.913 --> 08:49.302
،و وقتيکه به شهر رسيديم

08:49.514 --> 08:51.903
: همه به دنبالِ من ميگن

08:52.114 --> 08:55.504
اين همان مرديست که "
.بروکابرونو"ي قدرتمند را شکست داد"

08:55.715 --> 08:57.910
،و مردم سرهاشون رو برای دیدن
.از پنجره به بيرون خَم ميکنن

08:58.515 --> 09:02.303
!خداي من! يک ماشينِ جهنمي

09:02.716 --> 09:05.514
!اون هيولا يک شاهزاده رو دزديده

09:05.717 --> 09:07.309
."ولي من نجاتش ميدم، "سانچو

09:07.517 --> 09:10.907
.صبر کنيد، قربان، اشتباه نکنيد
.اين فقط يه موتورِ "وِسپا"ست

09:11.118 --> 09:12.915
!بياست، اِي حيوان! بياست

09:15.519 --> 09:18.113
بانوي من، من شما را از دستِ اين
.ماشينِ جهنمي نجات خواهم داد

09:18.319 --> 09:21.117
.فوراً بانويي را که دزديده اي آزاد کن

09:21.320 --> 09:22.514
اين ديوونه ديگه کيه؟

09:22.720 --> 09:23.914
.دان کیشوت د لا مانچا" هستم"

09:24.120 --> 09:26.714
."شواليه ي سيار، و خادمِ "دولسيني

09:26.921 --> 09:28.912
.ببين، آقا شواليه، فقط از سرِ راهم برو کنار

09:29.321 --> 09:31.516
.تو تحتِ فرمانِ اين شيء سخن ميگويي -
.احمق نباش. برو کنار -

09:31.722 --> 09:33.713
.شما افسون شديد، خانم-
.برو کنار موميايي -

09:33.922 --> 09:35.514
.اوه، اِي بي عاطفه، الان به سيخ ميکِشمت

09:35.922 --> 09:38.516
.اِي کاش بيخيال ميشد -
.اين يارو ديوونه ست -

09:38.923 --> 09:42.518
بدبختِ بيچاره، چطور ميتوني اينجوري
با ناجيِ خودت رفتار کني؟

09:42.924 --> 09:43.913
.عجب ديوونه اي

09:44.124 --> 09:47.912
... و بهم قول بده به پيشِ "توبوس" ميروي و

09:48.125 --> 09:49.319
با "تولسينيِ" زيبا
.در موردِ کردارِ قهرمانانه ي من سخن ميگويي

09:49.925 --> 09:51.324
.به سيخ مکِشمت، اِي شيطان

09:51.525 --> 09:53.322
.ديگه از شوخي گذشته. برو کنار

09:53.526 --> 09:54.720
.حال ديگر آزاد شدي

09:54.926 --> 09:56.325
.اگه من آزادم، پس تو هم با من مياي

09:56.526 --> 09:57.925
.و تا وقتي هم من رَد نشدم، برنميگردي

09:58.127 --> 09:59.924
چطور جرأت ميکني ...؟ -
.مواظب باش، قربان -

10:00.127 --> 10:04.325
.دخترکِ بدخت
.کاملاً مشخص است که تو افسون شده اي

10:05.328 --> 10:09.321
."ولم کم، "موراگانا
.بگذار برم، اِي شيطان

10:11.129 --> 10:15.520
.مواظب خودت باش، ديوونه
و برو به جهنم

10:23.931 --> 10:28.322
.افسوس، براي حيوانات ساخته شده، نه براي انسانها

10:28.732 --> 10:30.131
... ،وقتي انسانها رنجِ زياد ميکِشن

10:30.533 --> 10:31.522
.تبديل به حيوون ميشن

10:31.733 --> 10:36.727
شما بايد اون روحِ دلاورانه ي شواليه ها
.رو از خودتون نشون بديد

10:36.934 --> 10:41.530
،بايد ادامه بديد
.بلند شيد و به راه رفتن ادامه بديد

10:43.735 --> 10:47.125
چه فايده داره بشينيد اينجا و آه بکِشيد؟

10:51.136 --> 10:54.924
.و تو وسط ناکجاآباد نشستي و داري فکر ميکني

10:56.938 --> 10:58.530
.باشه، هرکاري ميخواي بکن

10:58.938 --> 11:02.533
قسم ميخورم که همونجوري زندگي کنم
.که مرزبانِ "مانتوا" زندگي کرد

11:02.739 --> 11:04.730
و اون کيه؟

11:04.939 --> 11:08.329
... قسم ميخورم که هيچي نخورم

11:08.540 --> 11:10.132
... و با هيچ زني نباشم

11:10.340 --> 11:14.128
،و چيزهاي ديگه اي که يادم نمياد

11:14.341 --> 11:19.939
.تا وقتيکه انتقامم رو از اين ماشينِ جهنمي بگيرم

11:20.142 --> 11:21.734
.اون مرزبان حتماً شرابِ زيادي ميخوره

11:22.542 --> 11:24.737
من يه قسم خوردم -
.خوشحالم -

11:24.943 --> 11:28.333
،تا وقتيکه شايسته ي "دولسيني" بشم
.روزه ميگيرم

11:28.543 --> 11:30.738
.اين قسم ها رو فراموش کن
.واسه سلامتي خوب نيستن

11:30.944 --> 11:34.334
.من غذا خوردن رو ترک ميکنم -
.من نه -

11:34.545 --> 11:37.742
.و تو، "سانچو"، تو هم شراب رو ترک ميکني

11:37.945 --> 11:39.742
.تو نبايد از طرف من قسم بخوري

11:39.946 --> 11:41.538
!ساکت باش

11:41.746 --> 11:43.543
.اوه، شکوفه ي سلحشوري

11:43.746 --> 11:45.941
.اوه، نورِ درخشانِ اسلحه

11:46.147 --> 11:49.537
،بيايد به خداوندِ قادر اميدوار باشيم
... مردماني که سعي دارند

11:49.747 --> 11:51.942
... در کردارِ قهرمانانه ي تو قرار گيرند

11:52.148 --> 11:54.537
.هيچوقت به چيزي که آرزو دارند نميرسند

11:54.748 --> 11:56.545
.اوه، دان کيشوت دِ لا مانچا

11:56.749 --> 11:59.741
... نور و آينه ي شواليه ي "لا مانچا"، و اولين

11:59.949 --> 12:02.338
،در اين روزِ مصيبت بار

12:02.550 --> 12:07.544
براي تمرين کردن با سلاح و حلِ مشکلات
.دست بکار ميشه

12:24.754 --> 12:26.745
.گوش کن

12:29.755 --> 12:31.746
... اين

12:40.357 --> 12:42.552
... داري خسته ام ميکني

12:47.758 --> 12:51.956
.چه روزي. داره حوصله م رو سر ميبره

12:52.159 --> 12:55.151
.ولي من دارم با الاغم حرف ميزنم، با اين گلها

12:55.760 --> 12:58.149
.نه با تو

12:59.560 --> 13:04.759
.خدايا. اگه حداقل فقط ميدونستم کجا داريم ميريم

13:12.563 --> 13:15.760
.اِي بابا! يه چيزي ميگفتي

13:17.564 --> 13:19.759
.خيلي خب. قبول دارم که پشيموني

13:20.564 --> 13:24.762
فقط صبر کن تا زمينهاي باور نکردنيي رو
... که ميخوايم

13:24.965 --> 13:26.956
.بدست بياريم رو ببيني، معروف ميشيم

13:27.165 --> 13:27.961
پس غذا چي؟

13:28.166 --> 13:31.363
،غذاهاي زيادي در عصرِ طلایی خواهد بود

13:31.566 --> 13:36.356
جایی که در آن داستانِ اعمالِ شجاعانه‌ی ما
.گفته میشه

13:36.767 --> 13:38.758
بهتر نيست اگه اين قسمت پشيموني رو فراموش کني؟

13:38.968 --> 13:43.962
اوه، مَردِ دانايي که بايد
.در تاريخچه ي اين داستان باشد

13:44.369 --> 13:47.566
،و البته "سانچو" فراموش نشه

13:47.769 --> 13:50.761
.ولو اينکه  اساميِ بزرگي رو براي خودت انتخاب کني

13:50.970 --> 13:52.961
.گرسنگي مون هم فراموش نکن

13:53.370 --> 13:56.567
،اوه، "دولسيني دِل تابوسو"ي زيبا
... تو خيلي خوش شانسي

13:56.771 --> 13:59.160
.که شواليه اي براي خودت داري

13:59.371 --> 14:00.565
.براي خودم

14:00.772 --> 14:04.367
.شواليه اي که تشنه ي عشقه -
.و "سانچو" هم تشنه ي شرابه -

14:04.572 --> 14:06.369
... به پاهاش ميافتي -
.و يه چيزي که بخوره -

14:06.573 --> 14:08.370
... اوه، خجسته ست -
چي خجسته ست؟ -

14:08.573 --> 14:10.962
.اين قرن خجسته ست -
.اون سوسيسه که خجسته ست -

14:11.174 --> 14:14.769
اين قرن خجسته ست که تولدِ
،دان کيشوت دِ لا مانچا" رو به خودش ميبينه"

14:14.974 --> 14:18.171
.غلامِ "دولسينيِ" بي همتا

14:18.975 --> 14:23.366
.خداي من، "دان کيشوت" با سَر افتاد پايين

14:24.176 --> 14:26.770
.اوه، بانوي زيبايي

14:26.977 --> 14:30.572
.اِي تلاشِ قلِب ضعيفِ من

14:30.777 --> 14:35.567
... تو، اِي دشمنِ شيرينِ من، حالا بايد نگاه کني

14:35.978 --> 14:39.175
،با آن چشمانِ نجيبت در اين شواليه ي در بند

14:39.379 --> 14:43.770
،که در اين ماجراجوييِ بزرگ
.براي زيباييِ تو زندگي ميکنيد

14:44.380 --> 14:46.769
.من که هيچي نميفهمم -
نميفهمي، "سانچو"؟ -

14:46.980 --> 14:49.369
.درصورتي که خيلي ساده ست

14:49.581 --> 14:51.970
.معنيش اينه که اربابت هنوز سريع و چابُکه

14:52.181 --> 14:53.375
.عاليه

14:53.582 --> 14:57.177
.فکر نکن که من اينکار رو براي شُهرت ميکنم

14:57.382 --> 15:01.773
تو بايد بيشتر کمکمون کني
.که خوب تمرکز داشته باشيم

15:03.383 --> 15:06.978
... و روزي از تمامِ ممالکي که بدست مياريم

15:07.184 --> 15:10.972
.ميتونيم آوازه اي براي خودمون کسب کنيم

15:11.385 --> 15:12.579
.مزخرف

15:13.385 --> 15:14.977
.در موردِ طرزِ حرف زدنت بهت اخطار کرده بودم

15:18.186 --> 15:20.177
دوباره داري درمورد غذا حرف ميزني، "سانچو"؟

15:20.387 --> 15:22.582
.دقيقاً در موردِ تاس کباب

15:23.987 --> 15:26.376
.نميدونم کجا ميتونم پيداش کنم

15:26.588 --> 15:27.987
.اينجا -
وسطِ کوه؟ -

15:28.188 --> 15:30.179
.جاييکه زندگي پرواز ميکنه -
.و شکمِ من -

15:30.388 --> 15:31.787
.کيسه ي شيطان -
.اين يه کيسه ي خاليه -

15:31.989 --> 15:34.378
... جاييکه عقابها تلخيِ تنهايي رو از بين ميبرن

15:34.589 --> 15:36.978
.تا شاهدِ غرض و کينه ي من باشند

15:37.390 --> 15:38.789
.و گرسنگيت، فکر کنم

15:38.990 --> 15:41.788
تو ميتوني به توبه ت برسي
.ولي من ميرم دنبال غذا بگردم

15:41.991 --> 15:42.980
.و ديگه هم چيزي نگو

15:43.191 --> 15:45.580
،هرکاري دوست داري بکن
.حيووناتِ بزرگ يا کوچک

15:45.791 --> 15:47.782
.باشه. بعداً ميبينمت

15:47.992 --> 15:50.187
.تو هم اگه گشنه ت شد ميتوني گِل بخوري

15:50.392 --> 15:53.589
!اِي بدجنس -
.هرچي ميخواي بگو، من دارم ميرم -

15:55.593 --> 15:59.188
،او "دان کيشوت" رو با افکارِ زيادي تنها گذاشت

15:59.394 --> 16:02.386
.سانچو" رفت دنبال چيزي براي خوردن بگرده"

16:02.594 --> 16:04.391
.و پيداش هم کرد

16:09.396 --> 16:12.593
این بو بهت اشتها نمیده؟

16:18.997 --> 16:20.988
.خيلي خوشمزه ست

16:21.598 --> 16:27.390
تو بايد بدوني که خيلي از شواليه ها
.حتي تا يک ماه هم چيزي نخوردند

16:27.599 --> 16:32.593
.جداً؟ بهرحال، هيچکس نميتونه ببينتمون
.بيا بخور

16:32.800 --> 16:34.597
.خفه شو و بخور

16:36.001 --> 16:42.191
آره، باشه. فقط يکم نميخواي؟

16:42.802 --> 16:48.799
.چه بد. بيا، قربان -
.منو وسوسه نکن، شيطان -

17:01.205 --> 17:04.800
.مطمئني که نميخواي؟ خيلي خوشمزه ست

17:06.806 --> 17:12.803
.بيا بابا. يه تيکه بال که چيزي نيست

17:14.608 --> 17:18.806
.بيا، "دان کيشوت". اين بال رو بزن

17:19.009 --> 17:24.003
.حتي شواليه هاي سيار هم بايد يه چيزي بخورن

17:26.010 --> 17:28.001
.بخور

17:34.812 --> 17:37.610
.انقدر خودت رو به اون راه نزن و بخور

17:37.812 --> 17:40.406
.تو خيلي لاغري

17:41.013 --> 17:43.402
.هيچکس نميتونه ببينتت

17:54.015 --> 18:01.206
خوشمزه ست، نه؟ -
.خيلي خوشمزه ست، ولي نميتونم -

18:03.417 --> 18:05.806
واقعاً؟

18:11.018 --> 18:12.610
.واسه من که خيلي خوبه

18:15.219 --> 18:21.216
.دوست دارم همينجوري بخورم
.بدونِ هيچ ملاحظه اي

18:21.420 --> 18:24.810
،بدونِ جويدنِ آروم
... ،همينطور تميز کردنِ خودم

18:25.021 --> 18:30.813
کارهايي که فقط موقعي
.ميتوني انجام بدي، که تنها باشي

18:38.823 --> 18:44.615
قربان، نميخواي يکم ديگه بخوري؟

18:45.025 --> 18:49.223
.بيا، شکمو، همه اش رو بخور

18:50.026 --> 18:57.422
."تو شيطاني، "سانچو
.واقعاً خوشمزه ست

18:57.627 --> 19:03.419
.بيا، بازم هست -
. فقط همين يه تيکه -

19:10.829 --> 19:13.627
... سانچو" نميدونست که ماجراجويي"

19:13.830 --> 19:16.424
... قراره سيستمِ گوارشيشون رو

19:16.631 --> 19:19.020
.بهم بزنه

19:25.832 --> 19:27.823
.چقدر گرمه

19:34.834 --> 19:39.828
.انقدر سر و صدا نکن -
.سانچو، راه طولانيه -

19:43.235 --> 19:45.624
.با نون و شراب هر راهِ طولاني اي رو ميتوني بري

19:45.836 --> 19:49.226
.ولي يه جوجه ممکنه زيادي باشه و رو دِل بمونه

19:49.437 --> 19:52.429
.بايد مثلِ من روزه ميگرفتي

19:52.637 --> 19:57.427
.ببين، خره، الانه که ديگه بزنمت. راه بيافت

20:04.239 --> 20:09.233
.سلاح هاي من، سانچو -
.اون ابرِ تيره رو ميبيني؟ ارتشِ بزرگيه

20:12.441 --> 20:14.238
.فقط دوتا تیکه اَبرِه

20:15.441 --> 20:17.432
.قرنهاي آينده امروز را بخاطر خواهند داشت

20:17.642 --> 20:20.839
دان کيشوت به آنهايي که با من
.به مبارزه برميخيزند رحم نخواهد کرد

20:22.043 --> 20:24.637
.گوش کن، سانچو
بانگ و غوغا رو نميشني؟

20:24.843 --> 20:28.040
و اون ارتش به وسيله ي
.لوراکالکو"ي دلير به حرکت در اومده"

20:28.244 --> 20:31.839
.و اون يکي هم بدستِ "ميکولمبو"ي بيمناک
!"بخاطرِ "دولسيني

20:32.845 --> 20:35.439
نميبيني اونا فقط چندتا بَره هستن؟

20:35.645 --> 20:39.240
!براي دولسيني! براي دولسيني

20:39.446 --> 20:40.640
.برگرد، آقاي دان کيشوت

20:40.846 --> 20:43.440
اون یارو داره چکار ميکنه؟ -
!برو کنار، حرومزاده -

20:44.247 --> 20:45.236
.برگرد

20:45.447 --> 20:51.045
.برو گمشو، حرومزاده
.نشونت ميدم

21:19.453 --> 21:23.651
.لوراکالکو بهم خيانت کرد

21:26.455 --> 21:29.447
يعني نفهميدي اونا گوسفند بودن؟

21:49.259 --> 21:54.857
يادمه که اون رمانِ شواليه
،به اسمِ "ديِگو پرز وارگس" رو ميخوندم

21:55.060 --> 21:57.858
،شمشيرش رو توي يه جنگ گُم کرد

21:58.061 --> 22:03.455
،يه چوبِ بلوط پيدا کرد و باهاش کلي آدم لِه کرد

22:03.662 --> 22:06.460
."اسمش رو گذاشتن "لِه کننده

22:09.263 --> 22:12.255
اينو بهت ميگم چون منم ميخوام
... اولين درخت بلوطي

22:12.463 --> 22:14.852
،که پيدا کردم، همينکارو بکنم

22:16.464 --> 22:18.659
.من جزیره‌ی تو رو بدست میارم

22:21.465 --> 22:23.854
... و انتقامم انقدر بزرگ خواهد بود

22:24.065 --> 22:25.862
.که چیزهای باورنکردنی‌ای رو به چشمت خواهی دید

22:26.066 --> 22:28.261
چطوري ميخواي انتفام بگيري
... وفتي اونا تعدادشون خيلي زياده

22:28.466 --> 22:31.060
و ما هم فقط يه نفر و نصفي هستيم؟

22:31.667 --> 22:35.057
.من به مانندِ صدها مَرد هستم -
.درسته. صد مَردِ شکست خورده -

22:35.267 --> 22:36.859
.بايد شجاعتم رو بهت نشون بدم

22:37.268 --> 22:38.257
براي چي؟

22:38.468 --> 22:40.265
منظورت چيه، ميگي «براي چي»؟
.تو خيلي گستاخي

22:40.668 --> 22:43.057
.هيچکس حق نداره منو بزنه

22:43.269 --> 22:45.658
.من يه آدمِ صلح جو هستم و جنگ رو دوست ندارم

22:45.869 --> 22:50.465
،تو رو به يه درخت ميبندم و لختت ميکنم
.و هزار ضربه بهت ميزنم

22:50.670 --> 22:51.659
.خوابشو ببيني

22:51.871 --> 22:55.466
... آزادي يکي از با ارزش ترين هداياست

22:55.671 --> 22:57.468
.که از سوي آسمانها به من داده شده

22:57.672 --> 23:01.665
.من خلافِ خواسته ي تو عمل نميکنم
.حداقل تا وقتي که قوانين رو بشناسي

23:01.872 --> 23:04.670
،واقعاً دارم ميميرم تا قوانين رو ياد بگيرم
.آقاي دان کيشوت

23:04.873 --> 23:08.070
.سانچو، گوش کن -
.اگه معقول باشي، اينکارو ميکنم -

23:08.274 --> 23:12.267
... ،طبقِ قانونِ ما، تا زمانيکه تو شواليه نشدي

23:12.474 --> 23:15.068
.نميتوني کمکم کني

23:15.275 --> 23:19.268
،بنابراين، تو حتي اگه منو در گرفتاري ديدي
.نبايد ازم دفاع کني

23:19.476 --> 23:21.671
.اطاعتِ امر

23:21.876 --> 23:25.664
.من تحتِ هرشرايطي از اين فرمان اطاعت ميکنم

23:32.678 --> 23:37.274
من اشتباه کردم که با مَرداني جنگيدم
.که تحتِ شرايطِ من نبودن

23:37.879 --> 23:39.870
.ولي حالا، بيا اينجا، سانچوي خوب

23:40.080 --> 23:48.079
.يه نگاهي به دهانم بنداز -
.دهنت؟ باشه، بازش کن -

23:58.283 --> 24:04.883
صبر کن. قبلاً اين طرفت چندتا دندون داشتي؟

24:06.284 --> 24:09.276
.چهارتا -
چهارتا؟-

24:10.885 --> 24:12.477
مطمئني، قربان؟

24:12.686 --> 24:16.884
.چهار يا شايدم پنج تا
.تا حالا تو زندگيم هيچ دندوني رو از دست ندادم

24:17.086 --> 24:20.283
.بازش کن. بذار ببينم
.بذار بشمورم

24:20.487 --> 24:23.081
.قسمتِ پايين، تو فقط دوتا دندون داري

24:23.288 --> 24:28.078
.و اون طرف، يکي هست

24:28.289 --> 24:31.884
.ببين، قربان، مثلِ کفِ دستِ من، صافه

24:32.289 --> 24:35.281
.اوه، روحِ خشمگين. اوه، نونِ بيات شده

24:35.690 --> 24:39.683
ديدي اونا چطوري دندونِ منو بيرون کِشيدن
و تو هم هيچکاري نکردي؟

24:40.091 --> 24:41.683
.دوباره شروع نکن

24:41.891 --> 24:45.281
.بايد تلاقي کنم

24:52.893 --> 24:56.488
،تو. تو بايد بدوني که دان کيشوت
...  "از شرافتِ "دولسيني دِل توبوسو

24:56.694 --> 24:59.492
عليه هرکسي که
.بخواد اونو لکه دار کنه، دفاع ميکنه

24:59.694 --> 25:01.889
.اگه مراقب نباشي، خودت رو به کُشتن ميدي

25:02.095 --> 25:03.892
.اميدوارم صدات رو نشنيده باشن

25:04.095 --> 25:05.892
... من با هرکس که بگه دختري زيبا تر از

25:06.096 --> 25:07.893
.دولسينيِ بي همتا وجود داره، مبارزه ميکنم ...

25:08.096 --> 25:11.088
اگه کسي که توي برج ايستاده
.صدات رو بشنونه، توي دردسر ميافتيم

25:11.297 --> 25:15.495
.همين بود -
.عاليه. حالا باهام بيا -

25:19.498 --> 25:23.491
... براي آمدنِ شما با من در اين بازگشت

25:23.699 --> 25:26.497
،به سوي عصرِ طلاييِ فرزانگيِ و شرافت
.مايه ي خوشبختي ست

25:26.699 --> 25:31.693
موفقيت و خوشبختي براي اينکه ميبينم
،به من جانِ تازه ميبخشد

25:31.900 --> 25:33.891
.شواليه ي سيار

25:34.501 --> 25:37.891
... خوشبختي و مساعدت، چرا که ميتوني در موردِ

25:38.102 --> 25:39.694
.زيباييِ اين شهرها تفکر کني

25:39.902 --> 25:44.100
،"مثلِ "مونتيِل
."مَهدِ دوک هاي "آبرانتس

25:44.303 --> 25:48.296
.يا مثل "آلماگرو"، شهرِ حصاردار و باشکوهِ قديمي

25:49.104 --> 25:54.098
... وقتي آپولوي سرخ رنگ به زمين اومد

25:54.305 --> 25:57.297
.موهاي طلاييِ زيبايش رو به نمايش گذاشت

25:57.505 --> 26:00.303
... و وقتي پرندگان کوچک به سپيده دم درود ميفرستن

26:00.506 --> 26:07.697
دان کيشوتِ معروف

26:09.907 --> 26:13.900
،پَرهاي بسترش رو واگذار ميکنه
... به روي اسبِ معروفش

26:14.108 --> 26:20.901
روسينانت" ميشينه"
.و به طرفِ زمينِ "مونتيل" حرکت ميکنه

26:21.110 --> 26:25.900
،"اينگونه "سانچو
.تاريخ درباره ي ماجراجوييِ من مينويسه

26:26.110 --> 26:28.499
.و من معروف خواهم شد

26:28.711 --> 26:32.704
و در موردِ لحظاتِ آرامش بخشي
.مانندِ اين هم مينويسند

26:32.912 --> 26:39.102
،زمانِ تفکرِ قهرمانانه
.ديوارهاي "کالاتراوا"ي تاريخي

26:40.713 --> 26:42.704
."و "آلماگرو

27:07.918 --> 27:11.115
قربان، من فکر نميکنم بتونم توي اين زميني که
.همه الاغ دارن، جزيره ي خودم رو بدست بيارم

27:11.319 --> 27:14.117
،نگران نباش، چون اگه اونجا جزيره اي نباشه

27:14.319 --> 27:18.312
،هميشه پادشاهيِ دانمارک هست
.که کاملاً کفايت ميکنه

27:19.720 --> 27:22.712
ولي بيا دنبالِ يه قلعه بگرديم
.که توش استراحت کنيم

27:22.921 --> 27:24.115
.براي مثال، مثلِ اون يکي

27:24.321 --> 27:28.314
من صاحبش رو ميشناسم
.و مطمئنم کاملاً ازمون استقبال ميکنه

27:28.522 --> 27:31.912
قلعه؟ -
.اين يه قلعه ست و بد هم نيست -

27:34.723 --> 27:38.511
.و تو ميتوني خوشحال باشي، دولسينيِ زيبا

27:38.724 --> 27:43.514
.زيرا که تو اسيري چون اين شواليه ي نامدار داري

27:44.725 --> 27:47.523
خوابيدي، سانچو؟ -
.اِي کاش خوابيده بودم -

28:00.128 --> 28:02.323
.حتماً امشب يه اتفاقي افتاده

28:02.528 --> 28:05.122
.احساس ميکنم يه نفر داشته ميزدتم

28:05.329 --> 28:07.718
... مثلِ اينکه هزار شيطان عليه من شدن

28:07.929 --> 28:10.318
.و با خرطومشون نابودم کردن

28:10.530 --> 28:14.728
.چون با تو هستم يه چُرت هم نميتونم بزنم

28:14.931 --> 28:17.729
قبل از اون، من تا دراز ميکِشيدم
.مثلِ يه مُرده ميخوابيدم

28:17.931 --> 28:20.320
.زياد تعجب نکن. من مطمئنم اين قلعه جادو شده

28:20.732 --> 28:25.522
.آره، البته که شده. اصلاً حتي شبيه قلعه هم نيست

28:25.733 --> 28:28.327
.من که ميگم فقط يه طويله ست
.و پُر از کک هم هست

28:28.533 --> 28:30.922
.در طولِ شب، من ماجراي عجيبي داشتم

28:31.134 --> 28:33.125
.موقعي عجيب ميشه که ماجراي عجيب نداشته باشي

28:33.334 --> 28:35.529
.چون با وجودِ تو حتي نميشه يه خوابِ راحت داشت

28:36.735 --> 28:39.932
يعني من انقدر باهات بد بودم
که انقدر بهم غُر ميزني؟

28:40.135 --> 28:44.526
.نه، ولي من فکر ميکنم تو يکم زيادي خيال پردازي

28:45.136 --> 28:49.129
تو به سحر و جادو اعتقاد نداري، نه؟ -
.نه واقعاً -

28:49.337 --> 28:51.532
و خرافاتي هم نيستي؟

28:51.738 --> 28:56.334
.نه، ولي دوست ندارم توسطِ شيطان وسوسه بشم

29:31.345 --> 29:33.540
،نميدونم چه اتفاقي توي روستا افتاده

29:33.745 --> 29:36.543
.ولي اول شروع کردن به زنگ زدن و حالا هم طبل

29:36.746 --> 29:39.738
فکر ميکني مراسمِ عروسيه يا ختم؟

29:42.947 --> 29:47.145
قربان، چي شده؟

29:56.950 --> 29:59.748
.اون اراذل رو نگاه کن

29:59.950 --> 30:01.747
،چهره هاشون رو زيرِ اون نقابها مخفي کردن

30:02.551 --> 30:05.543
،زنجيرِ پيروزي رو به دنبالِ خودشون ميکِشونن

30:05.751 --> 30:08.948
براشون فرقي نميکنه که اونها
.مادر باشن يا همسرانِ عزادار

30:09.152 --> 30:12.144
.اون زنهاي بدبخت و گريان

30:12.553 --> 30:15.147
،من ازاينکه اون مَردها لباسِ رزم پوشيده اند
.خجالت ميکِشم

30:16.153 --> 30:22.548
.بايد به همه ي اونها شجاعتم رو نشون بدم

30:30.756 --> 30:32.747
... ،درسِ درستي به اون انسانهاي دغلکار ميدم

30:32.956 --> 30:35.754
.که هيچوقتِ نامِ دان کيشوت رو فراموش نکنند

30:35.957 --> 30:39.950
.قربان، اونجا يه ارتش آدم هست

30:43.158 --> 30:46.150
،يه ارتش
،اونها فقط انسانهاي مجروح و بدبخت هستن

30:46.359 --> 30:49.749
،زندانيهاي پابرهنه و حاملانِ زنجيرِ صليب

30:49.960 --> 30:53.748
درحالي که راه پيماييِ اين
... مَردمانِ متکبر، به آرامي

30:53.960 --> 30:56.554
.اندوه رو به يک نمايش تبديل ميکنه

30:56.761 --> 31:00.356
من به دنيا آمده ام که اينگونه
،توهين هاي آشکار رو از بين ببرم

31:00.562 --> 31:03.759
و اجازه نميدهم که
.قدمي بيش از اين برداريد، اراذل

31:04.162 --> 31:08.952
،آن انسانهاي شرير
.تيزونا"ي من را خواهند شناخت"

31:15.164 --> 31:18.361
نميبيني که اونها فقط چندتا آدمِ اندوهگين هستن؟

31:18.765 --> 31:22.553
.بياستيد، هرکسي که هستيد
.دان کيشوت اين دستور را ميدهد

31:27.767 --> 31:32.557
!بياستيد، مردمانِ متعصب -
.هيچکس نميتونه جلوش رو بگيره -

31:36.168 --> 31:40.161
.ميدونم که شما مسئولِ اين هستيد

31:41.769 --> 31:44.363
.از اينجا نرو، رذل

31:47.770 --> 31:52.764
،پاسخگوي اعمالت باش
.وگرنه بايد پاسخگوي شمشيرِ من باشي

31:54.172 --> 31:55.764
.اون ديوونه ست

31:55.972 --> 31:57.963
نميشنوي، ملعون؟

31:58.172 --> 32:01.369
.قربان، برگرد اينجا، برگرد

32:01.573 --> 32:02.767
.جلوش رو بگيريد. بگيريدش

32:02.973 --> 32:09.971
.بجنگيد، از خودتون دفاع کنيد
.بگير، اِي شرير

32:10.375 --> 32:11.569
.الان ميکُشنش

32:11.775 --> 32:12.969
.جلوش رو بگيريد

32:13.175 --> 32:16.963
.براي دولسيني
.براي دولسينيِ زيبا

32:17.576 --> 32:19.567
.ديوونه ي ملعون -
.شرير -

32:20.776 --> 32:23.574
.ميکُشمتون

32:33.179 --> 32:40.768
.دولسيني
.دولسيني دِل توبوسو

32:49.182 --> 32:50.774
.اوه، دولسينيِ من

32:56.183 --> 33:01.975
.اون عشقِ من رو با تازيانه ي خودش مجروح کرد
.نه با بندِ سفيدِ خودش

33:02.184 --> 33:06.974
... و لمسِ سرش -
.قربان -

33:07.185 --> 33:13.182
در اينجا دان کيشوت در غيابِ
.دولسيني دِل توبوسو" گريه کرد"

33:23.188 --> 33:25.782
از اجدادِ اصیلی که در توبوسو هستن

33:25.989 --> 33:28.184
،که خيلي باستاني و مردمانِ خوبی هستن

33:28.389 --> 33:31.586
.من باید از اونها و دولسینی محافظت کنم

33:31.790 --> 33:32.779
دولسيني؟

33:32.990 --> 33:38.189
فکر ميکني کي ميخواد
... براي تو جزيره بخره و تو رو حاکم کنه

33:38.391 --> 33:40.780
با نامِ مرزبان؟

33:40.991 --> 33:42.788
کدوم جزيره؟

33:42.992 --> 33:46.780
و تمامِ منفعتي که انسانها ميبرن؟

33:46.993 --> 33:50.781
تو ميگي اون باعثش بود؟
کِي تمامِ اين اتفاقها افتاد؟

33:50.993 --> 33:55.589
تقريباً اتفاق افتاد. انقدر بهش تفکر کردم
.که فکر کردم اتفاق افتاده

33:55.794 --> 33:58.592
و فکر ميکني چه کسي مسئولِ همچين رحمتيه؟

33:58.795 --> 34:03.391
کي؟ -
.خب ... دولسيني دل توبوسو -

34:03.596 --> 34:07.384
اين رو انکار ميکني که اون در وجودِ من مبارزه ميکنه
و پيروز ميشه و من هنوز زنده هستم و نفس ميکِشم

34:07.596 --> 34:09.791
و زندگيِ منو براي خودش کرده؟

34:09.997 --> 34:12.989
.قربان، من هيچوقت اون زن رو نديدم

34:13.197 --> 34:17.395
.هيچوقت؟ بيچاره

34:18.198 --> 34:21.588
،نميدوني که اون قدرت رو به بازوهاي من ميفرسته

34:21.799 --> 34:25.997
چيزي که اين توانايي رو به من ميده
تا با همچين مردمانِ قدرتمندي بجنگم؟

34:26.200 --> 34:28.998
.من هيچوقت نديدمش

34:35.001 --> 34:38.789
،من عدالت رو برقرار کردم، مشکلات رو حل کردم

34:39.002 --> 34:44.794
،گستاخي و اهانت رو از بين بردم
.انسانهاي قوي هيکل رو شکست دادم

34:45.003 --> 34:46.197
.من عاشق هستم

34:46.404 --> 34:50.602
فقط بخاطرِ اينکه يک شواليه ي سيار
.بايد عاشق باشد

34:50.804 --> 34:57.199
.و من بدطينت نيستم ولي خوشگذرانم

34:57.806 --> 35:01.799
.از اونطرف. بيا بريم اونطرف، سانچوي خوبِ من

35:02.006 --> 35:03.803
.اون طرف نه -
.به سوي توبوسو -

35:04.007 --> 35:06.601
.متاسفم، قربان. واقعاً متاسفم

35:06.807 --> 35:10.004
وقتي تو از دولسيني که در توبوسو
... زندگي ميکنه، حرف ميزني، نميدونم

35:10.208 --> 35:14.201
.من اونجا فاميل دارم و شايد اونا بشناسنش

35:15.209 --> 35:17.006
."بعضي ها بهش ميگن "آلدونزا لورنزو

35:17.209 --> 35:21.999
.اون دخترِ "لورزنو"ست -
.آره، ميشناسمش -

35:22.210 --> 35:27.808
اون هر شواليه اي رو ميتونست
.از منجلاب بکِشه بيرون

35:28.011 --> 35:31.606
.مواظبِ حرف زدنت باش

35:32.212 --> 35:33.201
.عصباني نشو

35:33.412 --> 35:36.210
.منم ميدونم که دهنش بوي پياز ميده

35:36.413 --> 35:37.812
.مثلِ تمامِ زنهايي که در وضعيتِ اون هستن

35:38.013 --> 35:40.607
.اشتباه ميکني. دهنش بوي عطر ميده

35:40.814 --> 35:44.602
ولي بهترين چيزش اينه که
اون اصلاً قابلِ انتخاب نيست

35:44.814 --> 35:48.602
.چون به همه چيز فقط ميخنده

35:51.216 --> 35:56.210
قرار نيست يکم صبر کنيم؟
.خيلي گرمه

36:01.017 --> 36:04.805
اون جزيره اي رو که قولش رو دادي بهم ميدي؟

36:05.018 --> 36:07.009
... با ماجراجويي هايي که ما تا حالا داشتيم

36:07.219 --> 36:10.609
فقط ميتوني يه دنده ي شکسته
.و يه گوشِ بريده ببري

36:11.619 --> 36:15.214
.خداي من! اين که خيلي کمه

36:16.020 --> 36:18.215
... ولي خيلي بد ميشه اگه ما به طرفِ نگهبانها بريم

36:18.421 --> 36:21.219
.و تو شروع به زدنشون کني

36:21.421 --> 36:23.412
.نترس، سانچوي خوبِ من

36:23.622 --> 36:28.616
تا حالا مَردي به دليريِ من ديده بودي؟

36:28.823 --> 36:32.213
... تازه، تا حالا کجا خوندي که يه شواليه ي سيار

36:32.423 --> 36:35.813
،قبل از اينکه کسي رو بکُشه
عدالت رو اجرا کرده باشه؟

36:36.024 --> 36:37.218
،من تا حالا کسي رو نکُشتم
.هيچي در اين مورد نميدونم

36:37.424 --> 36:40.814
و تا حالا جايي خوندي که مهارتهاي
کسي از من بيشتر باشه؟

36:41.025 --> 36:42.617
،من اصلاً تا حالا هيچ داستاني نخوندم

36:42.825 --> 36:44.816
.چون اصلاً سواد ندارم

36:45.226 --> 36:46.818
.نادانيِ تو، کمي باعثِ تبرئه شدنت ميشه

36:47.026 --> 36:51.019
.پس بايد به يک شواليه ي رده بالا اعتماد کني

36:51.827 --> 36:55.024
شواليه ي رده بالا؟

36:55.628 --> 36:59.018
.من که اسمت رو ميذارم شواليه ي نااميد کننده

37:01.229 --> 37:05.017
،مَردِ دانايي که بايد از اعمالِ شجاعانه ي من بگه

37:05.229 --> 37:08.221
اسمِ مستعارِ خيلي محترمانه اي رو
،بهم اختصاص ميده

37:08.430 --> 37:10.421
.مثلِ شواليه هاي گذشته

37:10.630 --> 37:14.020
،"يکيشون اسمش بود "شواليه اي با تکشاخ
،"ديگري "مَردي از زنها

37:14.231 --> 37:15.630
."ديگري "شواليه اي از سمندر

37:15.831 --> 37:20.621
و اونها با اين اسامي در سرارِ زمين
.شناخته شده هستن

37:21.032 --> 37:24.820
،و من فکر ميکنم آن مَردِ دانا
... کاري خواهد کرد که تو به آن اسم

37:25.033 --> 37:27.627
"فکر کني: " شواليه اي با چهره ي غمگين

37:27.834 --> 37:30.428
.و از حالا، اين اسمِ من خواهد بود

37:30.634 --> 37:33.626
،و آن اسم بيشتر به من مي‌آيد

37:33.835 --> 37:37.828
.بر روي سپرم نمايي بسيار غمگين، نقاشي ميکنم

37:38.836 --> 37:40.827
.اوه، بانوي من، دولسيني

37:41.036 --> 37:44.824
،زيباترين و باشکوه‌ترين گنجِ من
... اِي سررشته‌ي همه‌ي پاکدامني‌ها

37:45.037 --> 37:49.633
و حاملِ همه‌ي لذت ها، تو کجايي؟

37:51.838 --> 37:55.035
.اوه، اِي ماه، از او برايم خبر بفرست

37:55.239 --> 37:58.436
.شايد که تو در اين لحظه به اون مي‌نگري

37:58.839 --> 38:02.036
خوابيدي، برادر سانچو؟

38:02.240 --> 38:06.233
،وقتي داري ازم مي‌پرسي که خوابم يا نه
چطوري انتظار داري بخوابم؟

38:06.441 --> 38:09.035
چرا خودت يه استراحتي نميکني؟

38:09.241 --> 38:11.835
... من يکي از اون شواليه‌هايي هستم

38:13.042 --> 38:15.033
که در وسطِ خطر، استراحت ميکنن؟

38:15.242 --> 38:17.836
تو اصلاً نميخوابي؟ -
.تو اگه بخواي ميتوني بخوابي -

38:18.043 --> 38:20.238
... ،از آسمون وحي شده که کافيه مگس‌ها

38:20.443 --> 38:22.832
،همراهانِ شواليه رو نيش بزنن
.تا گرسنگي‌شون رفع بشه

38:23.044 --> 38:27.037
.بذار يکم ديگه بخوابيم

38:27.245 --> 38:30.635
،زيرکي و هوشياريِ مرا روشن کن و به قلبم قدرت بده

38:30.845 --> 38:33.040
... تا بتوانم ناممکن‌ها را ممکن کنم

38:33.246 --> 38:36.238
.و از شيرها نَهَراسم

38:36.446 --> 38:42.636
.اوه، بانوي اعمال و حرکاتم
.دولسينيِ پاک

38:43.248 --> 38:44.647
.بيا، سانچو، عجله کن

38:44.848 --> 38:49.046
وقتِ کردارِ قهرمانانه
.به قصدِ آب کردنِ قلبِ دولسيني‌ست

38:49.249 --> 38:51.444
و کجا بايد اينکارها رو انجام بديم؟
اينجا، اونجا ...؟

38:51.649 --> 38:53.446
.هرجايي براي ماجراجويي خوبه

38:53.650 --> 38:56.642
،و اون زني که ازش حرف ميزني
،يا زن نيست يا "آلدوزنا" نيست

38:56.850 --> 39:01.241
.تو نبايد به اون دروغ‌هاي مردمِ حسود گوش کني

39:01.451 --> 39:03.646
،اگه اون انقدر مهم بود، من ميفهميدم

39:03.852 --> 39:08.448
.حسادت ريشه‌ي همه‌ي شَرها و کِرم‌هاي پرهيزگاريست

39:08.652 --> 39:12.247
.حاصلِ همه گناهان، کمي لذت و سَرخوشي‌ست

39:12.453 --> 39:17.049
،ولي حسادت فقط از اختلاف و سِتيز بدست مي‌آيد
.کينه و خشم

39:22.255 --> 39:24.849
.نامِ او دولسيني‌ست، و کشورش توبوسو

39:25.055 --> 39:27.250
،زيباييش حداقل بايد در حد يه شاهزاده باشه

39:27.456 --> 39:29.048
.چون اون ملکه‌ي منه

39:29.256 --> 39:32.248
،زيباييِ اون ماوراي انسان است
،موهايش طلايي‌ست

39:32.457 --> 39:35.847
،پيشانيش يک جاي مقدس
،اَبروهايش مانندِ رنگين‌کمان

39:36.057 --> 39:40.050
،چشمانش مانندِ خورشيد، گونه‌هايش مانندِ رُز
،لبهايش به رنگِ صورتي

39:40.258 --> 39:45.048
دندان‌هايش مانندِ مرواريد، دستانش
.به مانندِ عاجِ فيل، و پوستش مانندِ برف است

39:47.260 --> 39:52.050
بخت و اقبال، آنگونه که ميخواهيم
.ما را به پيش ميبرد

39:52.261 --> 39:54.650
.من که اصلاً نميفهمم چي ميگيد، قربان

39:54.861 --> 39:57.853
،بخت و اقبال واسه من، يعني پول

39:58.062 --> 40:02.055
و اينکه به همراهِ خونواده‌ام
.در صلح زندگي کنم، بدونِ جنگ

40:02.262 --> 40:05.060
،آنها وجود دارند، سانچو
... بيشتر از 30 غول وجود دارد

40:05.263 --> 40:07.652
.و من قصد دارم که با آنها بجنگم

40:08.063 --> 40:12.056
از کدوم غول‌ها داري حرف ميزني؟
.اونها فقط آسياب هستن

40:12.264 --> 40:13.856
.خفه شو، اِي نادان

40:14.065 --> 40:17.057
.شايد من نادون باشم، ولي تو ديوونه‌اي

40:17.465 --> 40:18.864
.اونا آسيابِ بادي هستن

40:19.066 --> 40:22.058
.اونا که بنظر شبيه سلاح ميرسن، فقط بادبان هستن

40:22.666 --> 40:26.056
.من اونها رو خوب ميشناسم

40:26.267 --> 40:29.065
،بذار بهت بگم که تو ذهنت مشکل داره

40:29.267 --> 40:31.656
و اون چيزهايي رو که ميبينيشون رو
،با چشمِ صورتت نميبيني

40:31.868 --> 40:33.460
.بلکه با چشمِ قوه‌ي تخيلت ميبيني

40:33.668 --> 40:37.058
.ولي بذار بهت اخطار کنم، اين‌دفعه کمکت نميکنم

40:40.670 --> 40:44.458
.بريائرو". خودشه"

40:45.070 --> 40:47.868
.هيجان‌زده نشده
.من الان ولت ميکنم به حالِ خودت

40:48.071 --> 40:50.665
.و اگه هم اون جزيره رو بهم ندي، اهميتي نميدم

40:50.871 --> 40:55.466
من "سانچو"ي بدونِ ملک و املاک رو به
.ملک و املاکِ بدونِ "سانچو" رو ترجيح ميدم

40:55.672 --> 40:57.663
.من نميخوام تو در اين نَبَرد نقشي داشته باشي

40:57.873 --> 40:59.272
.از همين حالا فقط شجاعتِ منو در نظر بگير

41:01.273 --> 41:03.264
،فرار نکن، اِي مخلوقِ بزدل و فرومايه

41:03.474 --> 41:06.068
.من فقط يــــک شواليه هستم

41:09.275 --> 41:14.065
.دوباره داره ميزنه به سرش -
.نترسيد، اِي بزدل‌ها -

41:22.077 --> 41:26.275
،حتي اگر دستانت رو به نشانه‌ي تهديد هم بلند کني
.تاوانش را خواهي داد

41:26.478 --> 41:30.676
... ،شواليه‌ي غمگين‌رو، از طرفِ عشقش، دولسيني

41:30.879 --> 41:34.076
.استخوان‌هايت يا خُرد ميکند، بدذات

41:34.280 --> 41:38.273
.از اينجا دور شويد، اِي اراذل
.تسليمِ دست‌هاي قويِ من شويد

41:38.680 --> 41:41.478
.تسليمِ "دان کيشوت دِ لا مانچا" شويد

41:44.281 --> 41:46.875
.کاري خواهم کرد که طعمِ تيغِ مرا بچشيد

41:53.283 --> 41:57.879
جنگ، جنگ، از خودتون دفاع کنيد
.و يا تسليمِ من شويد

41:58.084 --> 42:04.081
.یا من خواهم مُرد و يا شما طعمِ نيزه‌ي مرا ميچشيد

42:16.087 --> 42:17.679
!بمير

42:39.292 --> 42:44.082
ارواحِ شيطاني، آسياب‌هاي بادي رو
.تبديل به غول کرده بودند

42:44.293 --> 42:49.083
من چي بهت گفتم؟
.بذار کمکت کنم

42:50.894 --> 42:53.886
،مَردِ دانا، بدترين دشمنِ

42:54.094 --> 42:57.086
.کسي‌ست که اين جادو را درست کرده

42:57.295 --> 43:02.085
.او آسياب‌ها را به غول تبديل کرد

43:03.096 --> 43:05.485
.ولي با اين حقه به هيچ‌کجا نخواهي رسيد، رَذل

43:05.697 --> 43:10.088
.مَکر و حيله‌ي تو در برابرِ شمشيرِ من، هيچ است

43:14.098 --> 43:15.895
.هرچي بهم گفتي رو من باور ميکنم

43:16.098 --> 43:18.896
.ولي يکم راست بشين
... ،بخاطرِ سقوطت

43:19.099 --> 43:21.488
.کمرت خم شده

43:21.699 --> 43:27.297
.ولي من شکايت نميکنم، چرا که شواليه اينگونه نيست

43:27.701 --> 43:30.295
،اگه درد داري دوست دارم شکايت کني
.چون منم ميکنم

43:30.501 --> 43:33.493
... ما همراه‌ها توي بازيِ اين دردهاي شواليه‌ها

43:33.702 --> 43:35.693
.شکايت نميکنيم

43:36.102 --> 43:38.093
.اگه دردي احساس کردم، داد ميزنم

43:38.303 --> 43:42.899
بخاطرِ درد، فرياد ميزنم
.که ببينم کسي کمکم ميکنه يا نه

43:43.304 --> 43:46.102
.من ازت دردخواستِ کمک يا نشون دادنِ شجاعت ندارم

43:46.304 --> 43:50.900
.بي‌باکي و غرور، لازمه‌ي «همراه» بودن، نيست

43:51.105 --> 43:52.902
چرا يه استراحتي توي اون روستا نکنيم؟

43:53.105 --> 43:55.903
مگه نميبيني که بايد ادامه بديم؟

43:56.306 --> 43:58.297
.بيا، خره

44:02.107 --> 44:05.099
.زود باش، سانچوي خوبِ من

44:05.308 --> 44:08.106
.تو واقعاً منو متحير ميکني

44:08.308 --> 44:10.105
.يا حداقل قدرتِ استقامتت منو متحير ميکنه

44:10.309 --> 44:12.504
ماتِ شجاعتِ من شدي؟

44:12.709 --> 44:16.099
.اگه گُلِ درختِ حنا رو داشتم، اون وقت متعجب ميشدي

44:16.310 --> 44:20.098
گُلِ درختِ حنا ديگه چه کوفتيه؟

44:20.310 --> 44:21.709
.باورم نميشه

44:21.911 --> 44:23.105
اصلاً چرا سعي داري اونو درکش کني؟

44:23.311 --> 44:25.302
.فقط دنبالش برو، مثلِ ما

44:25.711 --> 44:28.703
،من دستورالعمل گُلِ حنا رو دارم و با اون
... ديگه نيازي نيست

44:28.912 --> 44:30.311
.از مرگ از اثرِ هيچ زخمي، بترسي

44:30.512 --> 44:33.106
،پس اگه اينجوريه
.من جزيره رو با دستورالعمل عوض ميکنم

44:33.313 --> 44:38.707
.سگِ احمق، از اينجا برو. برو

44:40.114 --> 44:42.708
.ولش کن، چون در حالِ سفر هستيم، پارس ميکنه

44:42.915 --> 44:45.304
آره، ولي کجا ميريم؟

44:46.115 --> 44:50.108
.زياد تند نرو، خرِ من. مسابقه که نيست

44:50.316 --> 44:53.513
.دان کيشوت، صبر کن

44:54.117 --> 44:56.506
فکر کنم برات خيلي بهتر باشه
... که يکي از اين شواليه هايي باشي

44:56.717 --> 44:58.912
.که در صلح و صفا در بارگاه، زندگي ميکنن

44:59.118 --> 45:01.916
،همه ي شواليه ها نميتونن «درباري» باشن

45:02.118 --> 45:05.713
و همه ي «درباري»ها هم
.نميتونن شواليه ي سيار باشن

45:05.919 --> 45:09.912
.و تفاوتهاي زيادي بينِ ما هست

45:10.720 --> 45:14.918
.ملکه و بانو
.شيرين ترين، دولسيني دل توبوسو

45:15.121 --> 45:18.511
،اگه حُسنِ زيباييِ تو، من رو حقير بدونه
،اگه ارج و مقامِ تو، من رو به حساب نياره

45:18.721 --> 45:23.715
،نميتونم اين مشکل رو بر طرف کنم

45:23.922 --> 45:27.915
،گذشته از قدرت
.اين خيلي ماندگاره

45:28.923 --> 45:31.915
.اين براي بانوي منه. يه نامه

45:32.124 --> 45:34.718
.تو بايد يادت بمونه، سانچو، که عشق همانندِ مرگه

45:34.924 --> 45:35.913
.البته، بله

45:36.125 --> 45:40.721
.چون عشق، مانندِ مرگ، قلعه و خانه رو محاصره ميکنه

45:40.925 --> 45:42.722
يه چيزي رو ميدوني؟ -
.بهم بگو، سانچو -

45:42.926 --> 45:45.918
،دارم بهت نگاه ميکنم
... و نميتونم حتي فکرش هم بکنم

45:46.126 --> 45:47.923
.کسي عاشقت بشه

45:48.127 --> 45:52.518
.شيرين‌ترينِ زنها، دولسيني دل توبوسو
.تو زيباييِ الهام بخشِ من هستي

45:52.728 --> 45:56.118
... ،حتي اگر زيباييِ شما هيچوقت نصيبِ من نشود

45:56.328 --> 45:59.718
.ولي احساسم نسبت به شما هيچوقت تغيير نخواهد کرد

45:59.929 --> 46:05.128
.شواليه‌ي غمگين‌رو در راهِ عشقِ شما، ميميرد

46:05.330 --> 46:07.127
.اين اسم واقعاً بهت مياد

46:07.330 --> 46:08.524
.مخصوصاً توي همچين نامه‌ي زيبايي

46:08.731 --> 46:11.120
.بلندشو

46:13.131 --> 46:16.726
،اون مَردِ دانايي که بايد اين داستان رو تعريف کنه
،اول بايد واسه خودم تعريفش کنه

46:16.932 --> 46:18.729
،اين وضعيت واقعاً شرم‌آوره

46:18.932 --> 46:21.924
،درسته اتفاقاتي که اون ميگه تقريباً غير ممکن هستن

46:22.133 --> 46:24.727
.ولي با اين وجود کاملاً حقيقت دارن

46:24.934 --> 46:27.323
... جاي تعجبي نداره، چون محرکِ واقعيِ

46:27.534 --> 46:30.128
اين داستان، دان کيوشوته
.و اون هر روز از روزِ قبلش ديوونه‌تره

46:30.335 --> 46:34.533
:و درست هم ميگه. به قول معروف

46:34.735 --> 46:38.330
." ماه هيچوقت پشتِ ابر نميمونه "

46:38.536 --> 46:45.727
.ممنون، سانچو -
.خواهش ميکنم -

46:47.138 --> 46:49.333
.نيزه‌ي جديدت رو بگير

46:49.538 --> 46:53.326
.عجله کن، سانچو -
.بله -

47:00.740 --> 47:06.134
،ولي، خواهش ميکنم
.تو بايد نشاطِ بيشتري به قلبت بدي

47:06.341 --> 47:10.334
.چون حتماً الان حتي از فندق هم کوچيکتر شده

47:12.142 --> 47:16.135
اينو يادت باشه ... "هرکس که بتونه خودش رو
"شکست بده، صد غول رو شکست داده

47:16.343 --> 47:19.141
،يا "چيزها زماني اتفاق ميافتن
."که کمترين انتظار رو ازشون داري

47:19.344 --> 47:22.142
.برو، فرزندم

47:25.145 --> 47:29.935
و اجازه نده که کسي مانعِ
.ديدنِ خورشيدِ زيبايي رو که ميخواي ببيني، بشه

47:36.747 --> 47:40.137
... و بعد، او برگشت و ما هم همچنين قصد داريم

47:40.348 --> 47:46.140
دان کيشوت رو با کلي ناراحتي
.و افکارِ پريشون، تنها بذاريم

47:47.949 --> 47:50.338
لحظه اي که اون گذاشت
،دان کيشوت از جلوي چشمم کنار بره

47:50.550 --> 47:53.348
.همراهِ باوفا شروع به حرف زدنِ با خودش کرد

47:53.750 --> 47:57.345
کجا داري ميري، سانچو؟
.دارم دنبالِ يه شاهزاده ميگردم

47:57.551 --> 47:58.950
و کي فرستادت که دنبالش بگردي؟

47:59.151 --> 48:03.144
دان کيشوت، کسي که مشکلات رو حل ميکنه
.و از بيگناهان محافظت ميکنه

48:05.152 --> 48:07.950
و ميدوني خونه ي اين بانو کجا ميتونه باشه؟

48:08.153 --> 48:12.749
دان کيشوت ميگه بايد يه
.کاخِ سلطنتي يا يه قصر باشکوه باشه

48:12.954 --> 48:17.550
چطوري بشناسمش؟
.ما که تا حالا نديديمش

48:18.755 --> 48:21.553
اول از همه بايد بدونم
.که اصلاً وجودِ خارجي داره يا نه

48:21.755 --> 48:29.754
،چون اگه اون "آلدونزا" باشه
.بايد توي يه خوکدوني دنبالش بگردم

48:29.957 --> 48:35.156
.ولي اگه دولسيني باشه بايد توي کاخ دنبالش بگردم

48:35.558 --> 48:37.947
.شايد هم توي خودکدونيِ کاخ

48:41.759 --> 48:45.752
.فکر کنم توي دردسرِ بزرگي افتادي، سانچو

48:47.760 --> 48:52.151
.هي، "دان پابلو"، ما تشنه‌مونه

48:52.361 --> 48:54.352
.دارم ميام

48:55.362 --> 48:58.160
.ديگه از اين همه گرد و خاک خسته شدم

49:01.963 --> 49:04.557
... ،اگه دان کيشوت آسياب رو با غول

49:04.763 --> 49:07.755
،و گله رو با ارتش اشتباه ميگيره
... خيلي مشکل نيست که

49:07.964 --> 49:11.957
.کاري کنيم باور کنه که دولسيني‌ش يکي از اونهاست

49:12.565 --> 49:14.556
.برگرديد سرِ کارِتون

49:17.766 --> 49:23.364
.چرا که نه؟ اگه هم حرفم رو باور نکرد، قسم ميخورم

49:31.368 --> 49:33.757
چي شده، سانچو؟

49:34.169 --> 49:36.160
ميتونم امروز رو يه روزِ خوش‌يمن بدونم؟

49:36.369 --> 49:39.167
.به اينا نگاه کن، من بجاي يکي، سه‌تا برات آوردم
.ببين چقدر خوشکل هستن

49:39.370 --> 49:43.158
،زحمت نکِش که با اين خوشي‌هاي کِذب
.غمِ من رو ازم بگيري

49:43.371 --> 49:47.364
چي داري ميگي؟ اون شاهزاده‌خانم
.و پيشخدمت‌هاش هستن

49:47.971 --> 49:50.565
.اونها فقط سه‌تا کشاورز هستن، سانچو

49:52.972 --> 49:54.963
چي داري ميگي؟

49:55.173 --> 49:57.971
بانوي من کجاست؟

49:58.173 --> 50:00.164
.ولي، قربان، دوباره داره ميزنه به سرت

50:00.374 --> 50:05.368
.اونها خيلي باکلاسن. نگاشون کن

50:08.975 --> 50:11.170
.ملکه، شاهزاده و بانو

50:11.376 --> 50:14.368
،و اين هم بزرگترين شواليه، دان کيشوت

50:14.576 --> 50:17.170
.که در کنارتون ايستاده

50:17.377 --> 50:18.366
.برو به جهنم

50:18.577 --> 50:21.171
.دان کيشوت د لا مانچا" رو ترک نکنيد"

50:21.378 --> 50:24.768
د لا مانچا؟ منظورت اونه که اونجاست؟

50:41.381 --> 50:44.578
.حتماً پاي يه سحر و جادويي در کاره

50:44.782 --> 50:46.773
،اون جادوهايي که ازت متنفر هستن
... کاري کردن که فکر کني

50:46.982 --> 50:51.180
.که اون يه دهاتيه، ولي از نظرِ من يه شاهزاده ست

50:51.383 --> 50:53.374
هيچي؟

51:01.185 --> 51:03.574
.زود شروع کردي

51:05.186 --> 51:07.984
،شمشيري به اين بزرگي ميگيرم

51:08.186 --> 51:11.178
.که هر سحر و جادويي رو بتونه شکست بده

51:11.387 --> 51:15.175
.ولي بايد براي کسبِ شهرت، يه کارِ بزرگ انجام بدي

51:15.588 --> 51:18.182
.دنبالت ميام، ولي تصميمت رو بگير
حالا کجا ميخوايم بريم؟

51:18.388 --> 51:21.186
.سمت جنوب -
چرا جنوب؟ -

51:22.789 --> 51:24.188
.اونطرف فقط گاوبازها و مسافرها هستن

51:24.389 --> 51:27.779
.با من بحث نکن -
.فقط سؤال کردم -

51:29.990 --> 51:31.981
از اون طرف نميريم؟

51:35.991 --> 51:40.189
.من که نميفهمم

51:40.392 --> 51:42.189
.ميتوني از اين مطمئن باشي

51:42.393 --> 51:44.782
.ولي، از حالا تا فردا، خيلي مونده

51:44.993 --> 51:49.191
.و در يه لحظه، خونه‌ت ميتونه از بين بره

51:49.394 --> 51:51.783
.همزمان هم بارون رو ديدم و هم خورشيد رو

51:52.395 --> 51:54.192
منظورت چيه، سانچو؟

51:54.395 --> 51:57.785
... وقتي تو از ضرب‌المثل استفاده ميکني

51:57.996 --> 52:00.385
.هيچکس چيزي حاليش نميشه

52:00.596 --> 52:03.190
.اربابِ من کاملاً ديوونه‌ست

52:03.397 --> 52:06.594
،و من هم به اندازه‌ي اون احمقم

52:06.797 --> 52:08.389
.چون دنبالش ميرم و بهش خدمت ميکنم

52:08.598 --> 52:12.591
همونطور که ميگن "بهم بگو با کي نشست
."و برخاست ميکني، تا بهت بگم چه‌جور آدمي هستي

52:12.798 --> 52:14.993
،و ميگن "مهم نيست از کي بدنيا مياي
."مهم اينه که با کي غذا ميخوري

52:15.199 --> 52:18.396
.پس، اگه اون ديوونه‌ست، منم هستم

52:18.799 --> 52:22.189
،وظيفه‌ي من به عنوانِ يه شواليه
.محافظت از بيگناهانه

52:23.000 --> 52:26.788
... چون ارواحِ سرگردان، هنوز زنده هستن

52:29.802 --> 52:34.000
.قبلاً شواليه‌هاي سيار، متداول نبودن

52:34.802 --> 52:38.192
.ولي اکنون شواليه‌ي سيار، تنها اميدِ آينده‌ست

52:38.403 --> 52:41.201
.تو از قبل عهدهاي موجود در قانونِ ما را ميداني

52:41.604 --> 52:43.993
.اول زنها و بچه ها

52:44.204 --> 52:46.798
،تو نبايد شک داشته باشي که اين هنز بهترينه

52:47.005 --> 52:50.395
.و هرچي ارزشش بيشتر باشه، خطرش هم بيشتره

52:50.805 --> 52:53.000
ولي من فکر ميکنم هرکس بايد
.هواي خودش رو داشته باشه

52:53.406 --> 52:54.600
.اول زنها و بچه ها

52:54.806 --> 52:58.196
هيجان‌زده نشو. تو نبايد سعي کني
... کاري کني که من باور کنم

52:58.407 --> 53:01.604
.سفيد، سياهه و سياه، سفيده

53:01.807 --> 53:05.004
.واسه من همه به اندازه‌ي خدا خوب هستن

53:05.208 --> 53:07.199
.اگرچه تو از همه بدتري

53:07.409 --> 53:09.798
... دوست دارم مخترع تمامِ اين چيزهاي

53:10.009 --> 53:13.399
.شواليه‌ي سيار رو مُرده ببينم

53:14.210 --> 53:16.804
.بايد تا الان خونه مي‌بودم ولي هنوز موندم اينجا

53:17.010 --> 53:20.002
.اگه ميخواي بري، من جلوت رو نميگيرم -
پس حق و حقوقم چي ميشه؟ -

53:20.211 --> 53:21.610
.بعداً بيشترش رو بهت ميدم

53:21.811 --> 53:25.599
.بعداً ميدم. گفتنش آسونه
.اولش اون همه وعده وعيد داري

53:25.812 --> 53:29.600
... جزيره ميگيري، حاکم ميشي

53:29.813 --> 53:34.011
."ولي وقتي، زمانِ دادنش شد، فقط ميگي، "بعداً ميدم

53:34.214 --> 53:38.002
با چي؟
.من تجارتِ بدي رو انجام دادم

53:38.414 --> 53:43.010
.همه ي وسايلم توي زنبيلِ اسبمه
.هرچي ميخواي بردار

53:43.215 --> 53:45.012
از زنبيلِ اسبت؟ -
.درسته -

53:45.216 --> 53:47.411
.ولي اون خاليه -
.کيفم رو بردار. رذل -

53:48.416 --> 53:52.807
.يه همراهِ سخت‌کوش‌تر و کم حرف‌تر از تو پيدا ميکنم

53:53.217 --> 53:55.606
... همراهانِ يه شواليه‌ي سيار از يه کارگر

53:55.818 --> 53:59.208
.بيشتر کار ميکنن و زندگيشون هم بدتره

53:59.418 --> 54:01.807
... حداقل يه کارگر، نون ميخوره و بيشتر ميخوابيه

54:02.019 --> 54:05.807
.حالا اين زمينِ سِفتش به کنار

54:06.419 --> 54:09.013
.نون، ميبينم که چطور ناسپاسي ميکني

54:09.420 --> 54:12.218
،تو الان داري منو ترک ميکني
... اونم دقيقاً وقتي که ميخوام

54:12.421 --> 54:15.015
.تو رو حاکم بهترين جزيره‌ي دنيا کنم

54:16.221 --> 54:20.009
،سانچو، تو يه احمقي
.و تا روزي که بميري هم احمق ميموني

54:20.222 --> 54:22.611
... چون اون روز، خواهي فهميد

54:22.823 --> 54:27.214
.که تو فقط يه حيوونِ احمقي

54:28.824 --> 54:32.214
.ولي حالا وقتشه که من بزرگترين کارم رو انجام بدم

54:34.025 --> 54:36.823
.تو درست ميگي. من يه الاغم

54:37.025 --> 54:43.625
.من فقط يه خيکي هستم و لياقتِ چيزي رو ندارم

54:44.427 --> 54:46.816
ولي، تو از کدوم ماجراجوييِ خطرناک حرف ميزني؟

54:47.027 --> 54:49.825
.تو اصلاً مجبور نيستي کارِ خطرناکي انجام بدي

54:52.028 --> 54:57.227
.خدا رو خوش نمياد که اينکارا رو بکني

54:57.429 --> 54:59.818
.ازت خواهش ميکنم

55:03.030 --> 55:05.021
.خدايا

55:07.231 --> 55:09.222
.قلبت رو نرم کن

55:12.632 --> 55:17.626
عشقِ من دولسيني. ازت تقاضا دارم
.من رو از محافظتِ از خودت منع نکن

55:17.833 --> 55:19.630
،حال که همراهم مرا ترک گفته است

55:19.833 --> 55:21.425
.فقط ماه شاهدم خواهد بود

55:21.633 --> 55:25.831
... تو خيلي شجاعي. ولي، اينجوري فکر کن

55:26.034 --> 55:28.229
... که وقتي ترکت ميکنم، روحم رنج ميکِشه

55:28.435 --> 55:31.233
.و به مرگ نزديک ميشم

55:31.435 --> 55:34.233
من به دنبالِ راهم ميروم
... و تو هيچکاري نميتواني بکني که

55:34.436 --> 55:36.825
.مرا مانع از انجامِ خواستِ آسمان کند

55:37.036 --> 55:39.630
.سرنوشت امر ميکند و دليل و برهان، طالب ميشود

55:39.837 --> 55:42.226
... تو بايد مرا تنها بگذاري تا عليه کسانيکه

55:42.437 --> 55:46.032
بيگناهي را لکه‌دار ميکنند
.و مانع از آزادي ميشوند، بجنگم

55:46.238 --> 55:47.432
... ولي، قربان

55:47.638 --> 55:50.232
،تنهايم بگذار، خطراتي که در انتظارم هستند

55:50.439 --> 55:52.828
.سخت و در مسيرِ پرزهيزگاري هستند

55:53.039 --> 55:55.837
... سخنان بي‌اساسِ تو فقط مرا از اين مسير

55:56.040 --> 55:57.439
.دور خواهد کرد

55:57.640 --> 56:00.029
.من خانواده‌ام رو براي خدمت به تو تنها گذاشتم

56:00.241 --> 56:02.232
.فکر ميکردم به دردِ اينکار ميخورم

56:02.441 --> 56:04.238
،ولي تو اگه زيادي حريص باشي
.هيچي گيرت نمياد

56:04.441 --> 56:06.830
.و تو تمامِ اميدهاي منو، نااميد کردي

56:07.042 --> 56:10.034
،چون من اول براي بدست آوردنِ جزيره اميدوار بودم

56:10.243 --> 56:14.236
.ولي حالا ميفهمم هيچي ندارم

56:14.443 --> 56:17.241
.بخاطرِ خدا، قربان، اينکارو با من نکنيد

56:17.444 --> 56:20.641
چرا ميخواي ماجراجويي رو رها کني؟

56:20.845 --> 56:23.837
چرا انقدر لجبازي؟

56:24.045 --> 56:26.843
،اگه انقدر خطر رو دوست داري
.بالاخره داخلش ميسوزي

56:27.246 --> 56:29.840
و همينطور، تو هنوز گستاخ و بي‌ادب هستي
.و هنوز هم همراهِ مني

56:30.046 --> 56:31.638
.ولي من بايد راهم رو تنهايي ادامه بدم

56:33.047 --> 56:35.641
.بالاخره زنده يا مُرده برميگردم

56:39.048 --> 56:42.245
شعاعِ زيباييِ تو، مسيرِ زيرکي
... و هوشياريِ من رو روشن خواهد کرد

56:42.449 --> 56:47.443
.و به قلبِ نحيفم، نيرو خواهد داد

56:50.050 --> 56:51.847
.اين نامه رو به عشقم برسون

56:52.050 --> 56:57.044
... يه نامه‌ي ديگه؟ سرورم -
.از من اطاعت کن، سانچو. عجله کن -

56:57.251 --> 57:00.243
... من از اين منطقه بيرون نميروم و

57:00.452 --> 57:02.647
،و به مرتفع‌ترين قله ميروم تا ماه را لمس کنم

57:02.852 --> 57:06.447
.شاگردِ بدبختِ من

57:07.253 --> 57:12.247
.عجله کن -
.باشه، دارم ميرم -

57:13.134 --> 57:16.634
ترجمه از
حــمــزه دکــسـتـر

57:18.055 --> 57:20.046
.يادت باشه بجاي غذا هم «ماجراجويي» بخوري

57:20.256 --> 57:23.453
گرسنگي، از دشمناني که واسه
.خودت تصورشون ميکني، خطرناک‌تره

57:23.856 --> 57:26.654
،نگران نباش، چون اگر هم بخورم

57:26.857 --> 57:31.055
.ميوه و سبزيجاتي که روي درخت هست رو نميخورم

57:31.258 --> 57:34.250
... چون همچين فکري در سر ندارم که در تنهايي

57:34.458 --> 57:39.852
.چيزي بخورم، يا کاري شبيه به اين انجام بدم

57:42.660 --> 57:45.857
... سانچو به فکر دولسيني نبود، بلکه اينکه

57:46.060 --> 57:49.257
.چطور به موقع، پيشِ دان کيشوت برگرده

57:49.461 --> 57:53.056
،اون نميدونست که ممکنه سه
... ،شش يا صد روز بگذره

57:53.262 --> 57:57.255
.چون اصلاً اونجا رو نميشناخت

57:57.463 --> 58:00.057
،دان کيشوت آدرس رو به طورِ مبهمي مشخص کرد

58:00.263 --> 58:03.858
و به اون توصيه کرد که
.در کاخِ "آلکاريا" به دنبالش بگرده

58:04.064 --> 58:07.659
.و با وجودِ نادرستي، روي قولش بمونه

58:07.864 --> 58:11.254
.اون تمامِ روستاها رو به دنبالِ دولسيني گشت

58:11.465 --> 58:14.457
... چون مطمئن بود که هرجايي ميتونه پيداش کنه

58:14.666 --> 58:16.861
.بجز در توبوسو

58:17.066 --> 58:20.058
.چون يه اسم به تنهايي دليلي براي محل زندگي نيست

58:20.267 --> 58:22.064
.مثلاً، اون اهلِ "پانزا" نبود

58:22.267 --> 58:25.464
،تازه، خويشاوندان که در توبوسو بودن
،دولسيني رو نميشناختن

58:25.668 --> 58:28.262
.ولي "آلدونزاس" رو ميشناختن

58:28.468 --> 58:32.063
اوه، آسمان، اين همان مکانيست
... که من براي گريه کردن انتخاب کردم

58:32.269 --> 58:36.057
.براي اين بيچارگي که من را در آن قرار دادي

58:36.270 --> 58:40.263
... اين همان مکانيست که اَشک‌هاي من در آن

58:40.471 --> 58:43.668
... ايجاد سيل ميکنند و آهِ عميقم

58:43.871 --> 58:48.262
.برگ‌هاي اين درختان را به حرکت در مي‌آورد

58:48.472 --> 58:53.068
.اين گواهي و نشانِ دردِ رنج ديده‌ي من است

58:53.473 --> 59:01.062
،حالا که اون توي کوهستانه
.من بايد دنبالِ دولسيني بگردم

59:01.474 --> 59:05.467
.خدايانِ روستايي که در محلِ مناسبي زندگي نميکنيد

59:05.675 --> 59:08.872
،به نِداي اين عاشقِ دِل سوخته گوش فرا دهيد

59:09.076 --> 59:11.874
.کسي که غيبتِ طولاني‌اي او را غمگين کرده است

59:13.477 --> 59:18.676
.اگه پيداش نکنم، بد ميشه
.اگه پيداش کنم خيلي بدتر ميشه

59:18.878 --> 59:22.473
،اگه اشتباه کنم
.يه شوهرِ جاکِش پدرم رو در مياره

59:22.878 --> 59:25.676
.اوه، دولسينيِ زيباي مغرور

59:25.879 --> 59:28.074
و اون اصرار داره که دولسيني
.توي توبوسو زندگي ميکنه

59:28.679 --> 59:33.070
.خداياني که در کوهستان زندگي ميکنيد
.به دعايم گوش دهيد

59:37.081 --> 59:39.276
... اون همچنين گفت ميتونم اونو توي

59:39.481 --> 59:42.678
.يه کاخِ تابستوني هم پيدا کنم

59:42.882 --> 59:45.077
.مثلاً اينجا. چون واسه اون همه چيز مثلِ کاخ ميمونه

59:52.884 --> 59:57.878
ولي، اگه اون اينجاست، کدومشونه؟

59:59.085 --> 01:00:03.078
يکي از ايناست، يا يکي از اوناست؟

01:00:03.486 --> 01:00:05.283
.مثل يه سوزن توي انبار کاه ميمونه

01:00:05.686 --> 01:00:08.883
،شايد وقتي از عشقش حرف ميزد
،منظورش اون يکي بود

01:00:09.087 --> 01:00:12.875
.يا اون يکي، يا اوني که اونجاست

01:00:13.288 --> 01:00:19.478
،شايد ... نه. حتماً يه پيرزنيه مثلِ اون يکي

01:00:19.889 --> 01:00:23.484
.اون حافظه‌ي خوبي داره

01:00:24.290 --> 01:00:26.884
.خب، بيا پيداش کنيم

01:00:27.290 --> 01:00:31.078
اوه، درختانِ تنها و خُشکيده که
.هم‌صحبتِ تنهاييِ من شده‌ايد

01:00:31.291 --> 01:00:34.488
... با تکان دادنِ شاخه‌هايتان به من بگوييد

01:00:34.692 --> 01:00:37.286
.که حضورِ مرا ناخوش‌آيند نميبينيد

01:00:37.492 --> 01:00:41.087
.نکاتي از چگونگيِ وضعيتِ عشقِ من، دولسيني برداريد

01:00:41.293 --> 01:00:43.090
.ديارش در توبوسوست

01:00:43.293 --> 01:00:48.083
.خصوصيات و ظرافتش حداقل به يک ملکه و بانو ميرسد

01:00:48.294 --> 01:00:50.683
.و زيباييش، مافوقِ بشريست

01:00:50.895 --> 01:00:55.093
.دستانش مانند عاجِ فيل، پوستش همچون برف

01:00:55.296 --> 01:00:57.890
،و صداقتي تمام دارد

01:00:58.096 --> 01:01:01.088
... به طريقي که فقط احترام و مهرباني‌اي اين چنين

01:01:01.297 --> 01:01:03.891
.ميتواند او را ستايش کند و با ديگران مقايسه نکند

01:01:04.697 --> 01:01:08.292
... ،بعد از جستجوي ناموفق به دنبالِ دولسيني

01:01:08.498 --> 01:01:11.296
.سانچو به جايي که دان کيشوت بود، برگشت

01:01:11.499 --> 01:01:14.491
.و از اينکه اونو پيدا نکرد، تعجب کرد

01:01:14.699 --> 01:01:17.293
.با انگیزه‌ی بالایی حرکت کرد

01:01:17.500 --> 01:01:20.298
،دان کیشوت به سمت جنوب رفته بود

01:01:20.500 --> 01:01:23.890
.و از خورشید مخصوص خودش اطلاعت میکرد

01:01:24.101 --> 01:01:26.695
... به طريقي سانچو اين رو ميدونست، و فکرش رو نميکرد

01:01:26.901 --> 01:01:29.495
،که اتفاق بدي براش افتاده باشه

01:01:29.702 --> 01:01:31.499
.اون فقط دنبالِ ردِ پاش رفت

01:01:32.102 --> 01:01:35.094
.اوه، شاهزاده‌ي رؤياهاي من، عشقم، دولسيني

01:01:35.303 --> 01:01:38.693
... گوش کن، حيواناتِ روستايي، ضربانِ قلبِ من

01:01:38.904 --> 01:01:40.895
.وقتي که اسمش را صدا ميزنم

01:01:41.104 --> 01:01:44.699
.یا اينکه عشق احساسي ندارد و يا ظلمي زياد دارد

01:01:44.905 --> 01:01:47.897
يا درد و رنجِ من برابر نيست
... با موقعيتي که مرا محکوم

01:01:48.105 --> 01:01:50.494
.به سختترين عذاب کند

01:02:00.308 --> 01:02:06.305
سلام به همه. شما يه مَردِ قد بلند
و لاغر با يه سبيل نديديد؟

01:02:06.709 --> 01:02:10.907
.توي روستا رو بگرد. اونجا يه سيرک هست -
.اون توي سيرک نيست -

01:02:11.110 --> 01:02:14.102
... اون آدمِ بزرگيه، ولي با ريش و سبيل، شبيه

01:02:15.110 --> 01:02:18.102
!عجب احمقي -
.يه ريشِ تيز داره -

01:02:18.311 --> 01:02:20.108
.ما هيچکس رو نديديم

01:02:20.511 --> 01:02:22.900
واقعاً؟ -
.بذار کار کنيم -

01:02:23.112 --> 01:02:24.704
.اگه نميخواي با سنگ بزنمت، همين الان برو

01:02:29.113 --> 01:02:30.512
.خداحافظ

01:02:38.315 --> 01:02:41.910
... هرچند اونا نمیدونستن ولی به دلايلِ مختلفي

01:02:42.115 --> 01:02:46.108
.اونا هردو در "آندولوسيا" و خيلي هم نزديک بودن

01:02:46.316 --> 01:02:48.511
.ولي همديگه رو پيدا نکردن

01:02:49.117 --> 01:02:51.711
،اونجا، سانچو تونست کمي پول بدست بياره

01:02:51.917 --> 01:02:54.909
.توی یه سکانس از یه فیلم بازی کرد

01:02:55.318 --> 01:03:00.312
،حرکت. به سمت راست
.از تصوير خارجي

01:03:00.719 --> 01:03:07.319
.به سمت راست، راست

01:03:21.123 --> 01:03:23.921
.کات. کارِمون تمومه

01:03:29.724 --> 01:03:31.521
اين چيه؟

01:03:46.327 --> 01:03:48.522
.من هميشه جذبِ اين منطقه ميشدم

01:03:48.928 --> 01:03:52.523
و خيلي وقته که سعي دارم پرهيزگاري رو
.به اين مردم برگردونم

01:03:52.729 --> 01:03:56.119
.اين گناه هم هست، ولي خصوصاً پرهيزگاري هم هست

01:03:56.329 --> 01:04:00.527
.کاراکترهاي دان کيشوت و سانچو هر دو ادامه ميدن

01:04:00.730 --> 01:04:04.120
دان کيشوت هميشه يه
.شخصيتِ بامزه در نظر گرفته ميشده

01:04:04.331 --> 01:04:07.528
.کسي که به طرزِ ديوانه‌واري رمان ميخوند

01:04:07.731 --> 01:04:13.329
.ولي اون واقعاً يه شواليه‌ست
.يک شواليه‌ي معتبر

01:04:13.533 --> 01:04:16.525
... وقتي شناختيش، ميفهمي که اون بهترين

01:04:16.733 --> 01:04:20.123
.شواليه، براي هميشه‌ست

01:04:20.334 --> 01:04:23.724
،کسي که غول‌ها رو با يک نيزه‌ي چوبي شکست داد

01:04:24.134 --> 01:04:27.524
،به دختران جادو شده کمک کرد

01:04:27.735 --> 01:04:31.728
... بي‌حرمتي رو از بين برد و مشکلات رو حل کرد

01:04:31.936 --> 01:04:34.131
.و براي اينکار، وسايلِ خيلي کمي داشت

01:04:34.336 --> 01:04:37.931
.فقط يک اسبِ پير و لاغر و يک همراه

01:04:38.537 --> 01:04:42.132
.چون بزرگترین افسانه دان کیشوته

01:04:42.738 --> 01:04:45.730
.ولي بزرگترين کاراکتر، سانچو هست

01:04:45.939 --> 01:04:48.931
.يک شخصيتِ فوق‌العاده، حتي در بدترکيبي

01:04:49.739 --> 01:04:54.938
اونا باهمديگه قرن‌هاي سرکوبي
.و حکومت‌هاي ستمگري رو گذروندن

01:04:55.140 --> 01:04:58.735
اونها باهم چشم‌اندازي رو بدست آوردن
... که ما آدمها

01:04:58.941 --> 01:05:02.934
.صادقانه وسوسه ميشيم که اونو بشناسيم

01:05:03.142 --> 01:05:05.531
... يک چشم‌اندازِ حيرت‌آور که در کينه‌ي تجاوزهاي

01:05:05.742 --> 01:05:09.735
.گردشگري و نقشه‌هاي پشرفته، هنوز زنده‌ست

01:05:09.943 --> 01:05:12.935
.يا حداقل، من اينطور فکر ميکنم

01:05:24.946 --> 01:05:31.136
.ماه 2 سِنت
.ماه 2 سِنت

01:05:31.347 --> 01:05:37.537
.ماه رو با 2 سِنت تحسين کنيد
.ماه فقط با 2 سِنت

01:05:38.148 --> 01:05:40.139
ميتونم با اين نگاه کنم؟

01:05:40.349 --> 01:05:41.941
.اگه پول ندي، نه

01:05:42.149 --> 01:05:43.548
.نه، منم ميتونم مثل بقيه پول بدم

01:05:43.749 --> 01:05:45.944
.پس بده -
چقدر ميشه؟ -

01:05:46.150 --> 01:05:48.141
.سنت 2 -
.بفرما -

01:05:48.350 --> 01:05:49.942
.چشمت رو بذار روي حفره

01:05:50.150 --> 01:05:54.940
.من اين ماشين‌ها رو ميشناسم

01:05:55.151 --> 01:05:57.142
.البته

01:06:01.553 --> 01:06:02.952
.برو نزديک‌تر

01:06:09.154 --> 01:06:12.544
.چشمت رو ببر نزديکتر. نزديکتر

01:06:15.155 --> 01:06:17.350
.فقط يه چشم

01:06:34.559 --> 01:06:39.758
.اگه از اين خوشت مياد، 4 دلار بهت ميفروشمش

01:06:56.563 --> 01:06:59.361
... جنرال امروز روي کار مخزن آبِ

01:06:59.563 --> 01:07:01.758
... هيلاک" در ساختمانِ"

01:07:01.964 --> 01:07:04.353
.مهندسيِ ملي نظارت کردن

01:07:04.564 --> 01:07:08.159
،"با توافق "دان مانوئل فارگا
... ،آدولفو سوارز" و حوزهءهاي قضاييِ ديگر"

01:07:08.365 --> 01:07:12.358
رئيس ايالت دسته ي سربازاني رو که افتخار
.همراهيِ ايشان نصيبشون شده بود رو بازرسي کرد

01:07:12.566 --> 01:07:16.559
،ارتش آمريکاي شمالي، مانوري را اجرا کرد

01:07:16.767 --> 01:07:19.156
... که تکنولوژيِي پيشرفته اي را از ملتِ برادري

01:07:19.367 --> 01:07:22.962
.نشان ميدهد، مانندِ موشکِ جديدِ آب به هوا

01:07:23.168 --> 01:07:25.159
موشکِ آب به هوا؟
اين ديگه چه کوفتيه؟

01:07:25.368 --> 01:07:27.962
،منابعِ نزديک به ناسا، سازنده ي اين موشک

01:07:28.169 --> 01:07:30.763
... نشان دادند که دستگاه کنترل از راه دور جديدي

01:07:30.969 --> 01:07:33.767
،که اين موشک دارد
.مزيتِ خيلي مهمي در رقابت فضايي دارد

01:07:33.970 --> 01:07:38.361
... همچنين ناسا رسماً براي پرتاب موشک

01:07:38.571 --> 01:07:41.165
.به ماه، اعلام آمادگي کرد

01:07:55.974 --> 01:07:59.171
دوربين ها لحظه اي که
،موشک به هدف برخورد ميکند، را ضبط کرده اند

01:07:59.575 --> 01:08:02.567
.و به صورت 100% اين واقعه رخ ميدهد

01:08:02.775 --> 01:08:06.563
و اعتبار بالايي دارد. در دراز مدت
... ،يک موشک جديد ساخته ميشود

01:08:06.776 --> 01:08:12.374
URSS يک اسلحه ي ايده‌آل درجنگي عليه

01:08:19.978 --> 01:08:24.176
،انجمنِ شرابِ "خِرِز"، عملِ حرکت را تأييد کرد

01:08:24.379 --> 01:08:27.769
... مدال افتخار براي فيلمسازِ معروف

01:08:27.980 --> 01:08:31.575
."شناخته شده با فيلم «مَردِ سوم»، "اورسون ولس

01:08:32.381 --> 01:08:35.578
... يک توليد کننده ي شراب از "خِرِز"، مسئولِ

01:08:35.781 --> 01:08:37.976
.تأييدِ اين جايزه ي افتخار آميز بود

01:08:38.582 --> 01:08:41.972
به "اورسون ولس"، خداوند او را حفظ کند
... و تا سالها زنده بماند

01:08:42.183 --> 01:08:45.778
.براي نوشيدنِ شراب از خرز
.اين مدال تقديم به شما

01:08:46.583 --> 01:08:49.780
،شگفت انگيزه که با اين اسمِ عجيب

01:08:49.984 --> 01:08:51.576
.اون دوستِ به اين خوبي از اسپانيا داره

01:08:51.784 --> 01:08:54.582
،اون بهتر از هرکسي مسابقه ي گاوبازي رو بلده

01:08:54.785 --> 01:08:59.381
.رقصِ فلامنکو و شرابِ اسپانيايي. بيا بغلم

01:09:04.787 --> 01:09:08.177
فيلمسازِ معروف اينگونه با سرزمينِ
... آندولسيا" خداحافظي ميکند"

01:09:08.387 --> 01:09:12.175
،که در حال تيراندازي به فيلم جديدش
.دستانش رو برايش باز ميکند

01:09:12.388 --> 01:09:16.176
... آقاي "ولس"، بوسيله ي نوه ي فرماندار

01:09:16.389 --> 01:09:19.984
.احترام مردم خرز رو دريافت کرد

01:09:20.190 --> 01:09:23.182
... ،اورسون ولس"، شما از سر تا پا"

01:09:23.390 --> 01:09:26.587
.بهترين و بزرگترين هنرمند هستيد

01:09:26.791 --> 01:09:29.783
اورسون ولس" سفري رو"
،به طرف "پامپلونا" شروع خواهد کرد

01:09:29.991 --> 01:09:32.186
،جايي که ميتونه به کارش روي دان کيشوت ادامه بده

01:09:32.392 --> 01:09:34.587
،"يک رمان تجليل شده بدست "سروانتس

01:09:34.792 --> 01:09:37.989
... که در مورد يک ماجراجوي مضحک

01:09:38.193 --> 01:09:40.388
.و همراهش "سانچو پانزا"ست

01:09:46.594 --> 01:09:50.587
شما يه جريمه براي پارک کردن ارابه
.در قسمت ممتوعه داريد

01:09:50.795 --> 01:09:54.185
.ولي من از کجا بايد بدونم
،من تمام عمرم ارابه رو اونجا گذاشتم

01:09:54.396 --> 01:09:55.385
.زمونه عوض شده

01:09:55.596 --> 01:09:57.188
تلسکوپ رو 1 دلار بهم ميدي؟

01:09:57.397 --> 01:10:00.787
.باشه، ولي تا پشيمون نشدم ببرش

01:10:02.998 --> 01:10:05.387
،دان کيشوت گفت که ماه شاهدش خواهد بود

01:10:05.598 --> 01:10:07.395
.پس اون يه چيزي در موردش ميدونه

01:10:07.598 --> 01:10:10.192
... و اين آدمها هم دارن موشک ميفرستن اونجا

01:10:11.399 --> 01:10:16.997
.هيچي نميبينم. شايد بعداً بشه

01:10:21.601 --> 01:10:24.399
... "کم و بيش در اين روزها، "ترسا پانزا

01:10:24.602 --> 01:10:30.394
،در تمامِ عمرش، براي اولين و آخرين بار
.يه نامه از طرف سانچو دريافت کرد

01:10:30.603 --> 01:10:32.992
.سانچو، بدونِ دان کيشوت احساس تنهايي کرد

01:10:33.203 --> 01:10:35.797
،و از ضرورتِ صحبت کردن با کسي
،احساس پريشوني ميکرد

01:10:36.004 --> 01:10:37.995
.واسه همين براي زنش يه نامه نوشت

01:10:39.604 --> 01:10:43.199
.پستچي

01:10:43.405 --> 01:10:47.398
.بيا. امروز نامه زياد دارم

01:10:48.206 --> 01:10:51.403
."ماريا گونزالس". نامه از طرف "آيون"

01:10:51.607 --> 01:10:55.202
.جوانا"، شوهرت دوباره برات نامه نوشته"

01:10:55.407 --> 01:11:01.199
.ترسا پانزا" امروز يه نامه داره"
.ترسا" يه نامه داري"

01:11:01.608 --> 01:11:06.204
."فليپا" مارتينز" -
.خيلي ممنون -

01:11:06.409 --> 01:11:07.603
باراي من چيزي نداري؟

01:11:07.810 --> 01:11:10.199
.تو که ميدوني از توي زندان نميشه نامه نوشت

01:11:10.410 --> 01:11:13.208
.منتظر نامه از طرف پدرت نمون

01:11:13.411 --> 01:11:15.606
.نامه رو بده به "ترسا". حتماً خيلي هيجان زده ميشه

01:11:15.811 --> 01:11:17.608
.اينم اين نامه ي احمقانه

01:11:18.012 --> 01:11:20.401
... يه نامه از سانچو

01:11:24.013 --> 01:11:26.208
:ترسا و بچه هاي عزيزم

01:11:26.413 --> 01:11:30.008
،اميدوارم که حالتون خوب باشه، مثل من
.خدا رو شکر

01:11:30.214 --> 01:11:33.604
.ولي من به تنهايي خوب نيستم

01:11:33.814 --> 01:11:35.406
.منظورم اينه که دلم خيلي براتون تنگ شده

01:11:35.615 --> 01:11:39.210
.مخصوصاً الان که اربابِ خودم، دان کيشوت گُم شده

01:11:39.415 --> 01:11:41.212
.ميدونم که تو مجبوري خيلي زياد کار کني

01:11:41.416 --> 01:11:44.214
و اينکه از وقتيکه من با
... دان کيشوت دارم کار ميکنم، کمکي

01:11:44.416 --> 01:11:47.214
،از طرف من بهت نشده
،ولي اون آدمِ مهميه

01:11:47.417 --> 01:11:50.409
.و ميخواد که منو حاکمِ يکي از جزيره هاش بکنه

01:11:50.618 --> 01:11:53.610
و بعد من چيزهايي رو که
.لياقتشون رو داري، برات ميخرم

01:11:53.818 --> 01:11:56.616
تو بعداً کلي پول از فيلمي که
.توش بازي ميکنم، گيرت مياد

01:11:56.819 --> 01:12:00.016
چون اينجا يه نفر هست که ميخواد
.از من و اربابم فيلم درست کنه

01:12:00.219 --> 01:12:02.210
.ما داريم معروف ميشيم

01:12:02.420 --> 01:12:06.208
من آدرسمون رو بهشون گفتم و شايد
.يکي از همين روزها، اون مَردها بيان اونجا

01:12:06.421 --> 01:12:09.618
.بعد، برو پيش چاغ ترينشون
.نبايد از دستش بدي

01:12:09.821 --> 01:12:12.415
.و ازش براي فيلم، يکم پول بخواه

01:12:12.622 --> 01:12:14.817
.چون اونا خيلي پولدارن

01:12:15.022 --> 01:12:17.616
نميتونم تصور کني که چقدر در
.شهر داره تعييرات صورت ميگيره

01:12:17.823 --> 01:12:20.018
،اونها دستگاههايي درست کردن که مثل راديو ميمونه

01:12:20.223 --> 01:12:23.021
.ولي، همزمان ميتوني تصويرش رو هم ببيني

01:12:23.224 --> 01:12:28.014
،اين نامه بدست کشيش "آلماگرو" نوشته شده
.که بهت سلام ميرسونه

01:12:28.425 --> 01:12:30.222
،ديگه چيزي ندارم که بگم، خداحافظ
.دوستت دارم

01:12:30.425 --> 01:12:32.416
.شوهرت، سانچو

01:13:22.235 --> 01:13:25.227
نگاهش کن. داره چکار ميکنه؟ -
.ميخوان نابودش کنن -

01:13:25.435 --> 01:13:28.427
.اون مثل سانچو پانزاست
.اون مَسته

01:13:56.441 --> 01:14:01.037
،تو، تويي که کلاه داري. از اينجا برو
.الان اونا لِهِت ميکنن

01:14:01.642 --> 01:14:04.440
ولي، چي شده؟ -
اون ديگه از کجا اومده؟ -

01:14:04.643 --> 01:14:06.042
منتظر چي هستن؟

01:14:10.444 --> 01:14:12.241
موضوع چیه؟

01:16:28.269 --> 01:16:30.260
.چه حيوونايي

01:17:13.678 --> 01:17:16.272
جرأت ميخواد، نه؟

01:17:34.682 --> 01:17:36.673
.با من بيا

01:18:08.088 --> 01:18:12.286
ميدوني اون جعبه ي چهارگوش
که مردم توش حرف ميزنن، کجاست؟

01:18:21.290 --> 01:18:26.080
ميدوني جعبه کجاست که شواليه
توش بازي ميکنه و موزيک ميزنه و ...؟

01:18:26.291 --> 01:18:29.089
.اون نوازنده ها يه چيزايي ميدونن -
.ممنون، خداحافظ -

01:18:33.092 --> 01:18:35.481
،من دنبال يه جعبه ميگردم که توش اخبار ميگن

01:18:35.693 --> 01:18:39.891
.ولي همزمان تصوير و موزيک هم داره
تا حالا ديديش؟

01:18:40.094 --> 01:18:44.087
.شايد استاد موسيقي بدونه

01:18:45.495 --> 01:18:49.090
... استاد. اگه تو همه چيز رو ميدوني، پس

01:18:49.296 --> 01:18:51.093
حتماً اون جعبه ي اخبار رو هم که
.در موردش اربابم حرف ميزنه، ميشناسي

01:18:51.296 --> 01:18:55.084
.اون قدش بلنده و ريش و سبيلِ عجيبي داره

01:18:57.697 --> 01:19:01.292
.من دنبالِ يه پيرمرد با يه ريشِ بلند ميگردم

01:19:13.300 --> 01:19:17.293
بچه ها، شما يه پيرمرد با يه ريشِ بلند نديديد؟

01:19:17.501 --> 01:19:20.493
.قد بلندها اونطرف هستن

01:19:23.502 --> 01:19:26.892
.پسرها -
.گمشو بابا -

01:19:27.103 --> 01:19:30.095
... من گم بشم؟

01:19:35.504 --> 01:19:38.701
رفيق، يه مَرد با يه ريشِ بلند و سفيد نديدي؟

01:19:38.905 --> 01:19:41.499
.بذار، ميخوام از وسطت رد بشم

01:19:41.705 --> 01:19:45.698
.ولي يه نفر اون داخله

01:19:45.906 --> 01:19:51.903
.تويي که اونجايي، گوش کن -
.ولم کن -

01:19:54.308 --> 01:19:58.506
... گوش کن، يه مرد -
دلت کتک ميخواد؟ -

01:19:59.109 --> 01:20:02.704
شما نوازنده ايد، نه؟
يه مرد نديدي که يه ريش ...؟

01:20:02.909 --> 01:20:06.106
... با ريش، ولي

01:20:06.310 --> 01:20:09.700
... حتماً تو ميدوني. يه نفر شبيه تو

01:20:10.911 --> 01:20:15.109
،تو بنظر باهوش ميرسي
يه مَردِ خيلي قد بلند نديدي؟

01:20:15.312 --> 01:20:17.906
.خيلي مهمه

01:20:19.912 --> 01:20:25.111
شما يه مَرد با ريش و سينه ي فلزي نديديد؟

01:20:25.313 --> 01:20:26.302
شما جعبه ي اخبار رو نديدي؟

01:20:26.714 --> 01:20:28.909
.اخبار؟ تو نبايد زياد مشروب بخوري

01:20:29.114 --> 01:20:33.312
.من دنبالِ اربابم ميگردم
.قدش خيلي بلنده و ريش داره

01:20:34.715 --> 01:20:40.313
... شايد "سانتا کلاس" باشه
.برو ماه دسامبر برگرد

01:20:43.117 --> 01:20:44.516
.اون ديوونه ست

01:20:44.717 --> 01:20:47.914
.صبر کن. گاوها توي ميدون هستن

01:20:58.520 --> 01:21:00.909
تو اينجا کار ميکني؟ -
چي شده؟ -

01:21:01.120 --> 01:21:03.918
تو حتماً بايد اون جعبه کوچيکه
.که اخبار ميگه رو بشناسي

01:21:04.121 --> 01:21:06.316
من دارم دنبال اربابم ميگردم
.و اون جعبه داره در موردش حرف ميزنه

01:21:06.521 --> 01:21:09.115
.اون فيلم‌ اخبار جاري‌ روزه

01:21:14.323 --> 01:21:18.714
آقا پليسه، من دارم دنبالِ يه جعبه ميگردم
.که در مورد يه پيرمرد حرف ميزنه

01:21:18.923 --> 01:21:21.915
.حرکت کن، لطفاً -
.ميدونستم -

01:21:24.324 --> 01:21:27.714
.من دنبال اربابم ميگردم
... اونا در موردش توي يه جعبه حرف ميزنن

01:21:27.925 --> 01:21:30.917
.موفق باشي

01:22:28.336 --> 01:22:30.133
.من يه جعبه همينطوري دارم

01:22:30.337 --> 01:22:33.727
وقتي بازش ميکني، موزيک ميزنه
.و يه سيگار بهت ميده

01:22:33.937 --> 01:22:36.326
چرا بيشتر توضيح نميدي؟

01:22:36.538 --> 01:22:39.336
.يه جعبه ي کوچيکِ اين شکليه. نميدونم

01:22:44.539 --> 01:22:46.336
.تو بنظر باهوش مياي

01:22:46.540 --> 01:22:50.135
،من دنبال يه جعبه ي تيره ميگردم
.تقريباً سياه، کلي صدا ميده

01:22:50.340 --> 01:22:52.331
.توي مراسم ختم، زياد ازشون هست

01:22:52.541 --> 01:22:54.930
.خيلي بامزه بود

01:24:36.760 --> 01:24:38.751
.سلام

01:24:46.362 --> 01:24:49.752
عصر بخير. تو غريبي اينجا؟

01:24:50.563 --> 01:24:53.760
البته. چي ميخواي؟ -
ازشون بپرس اربابم کجاست؟ -

01:24:53.963 --> 01:24:56.158
.اربابت کيه؟ ديگه اربابي وجود نداره

01:24:56.364 --> 01:24:58.355
.منم درکت ميکنم

01:24:58.564 --> 01:25:00.361
.اون منو درک ميکنه
.من نيازي بهت ندارم

01:25:00.565 --> 01:25:02.954
،اگه ميخواي توي فيلم کار کني
.با آقاي "ولس" صحبت کن

01:25:03.165 --> 01:25:04.962
.اون مُنشيه -
.منم -

01:25:05.366 --> 01:25:09.564
.دير کردي. اون بازيگرِ فيلمش رو پيدا کرد

01:25:09.766 --> 01:25:11.165
.اون عاليه

01:25:11.367 --> 01:25:12.356
.ولي خيلي ديوونه ست

01:25:12.567 --> 01:25:15.957
.میخواست بجنگه و مشکلات رو حل کنه

01:25:16.168 --> 01:25:18.159
داري در مورد دان کيشوت حرف ميزني؟

01:25:18.368 --> 01:25:19.562
.نميدونيم که اونه يا نه

01:25:19.768 --> 01:25:21.360
.اون با يه نيزه به دوربين حمله کرد

01:25:21.569 --> 01:25:25.767
کجاست؟ -
.توي ماهه -

01:25:25.969 --> 01:25:27.561
... توي ماه

01:26:19.579 --> 01:26:22.969
،و سانچوي بيچاره
... بيهوده از اون دستگاه استفاده کرد

01:26:23.180 --> 01:26:26.570
.که براي برآورده کردنِ آرزوها ساخته نشده بود

01:26:26.781 --> 01:26:28.976
،اگه میتونست به قلبش رجوع کنه

01:26:29.181 --> 01:26:34.779
.اونجا تصويرِ اربابش رو پيدا ميکرد

01:26:51.185 --> 01:26:54.575
ببخشيد، شما يه جعبه رو نديديد ...؟

01:27:06.788 --> 01:27:08.779
.اينا هيچي نميدونن

01:27:12.389 --> 01:27:14.380
.سلام

01:27:30.993 --> 01:27:35.783
نميبيني جلوي حرکتِ غول‌ها رو گرفتي؟

01:27:36.794 --> 01:27:39.592
کدوم غول‌ها؟

01:27:49.796 --> 01:27:52.390
.اوناهاش

01:28:06.599 --> 01:28:10.990
.برو پيِ کارت. وقتمو نگير
نميبيني داريم کار ميکنيم؟

01:28:11.400 --> 01:28:13.595
.يه لحظه صبر کن. صبر کن

01:28:13.801 --> 01:28:16.190
.بايد بهم بگي اربابم کجاست

01:28:16.401 --> 01:28:21.191
.اربابت توي انباريه -
انباري کجاست؟ -

01:28:21.402 --> 01:28:25.793
.همراه با چيزهاي قديمي
.برو، بهش توجه نکن

01:28:27.803 --> 01:28:29.794
... گوش کن

01:28:51.808 --> 01:28:54.800
.آقاي سانچو

01:28:56.609 --> 01:29:01.205
.شما اينو جا گذاشتيد
.تلسکوپ

01:29:02.010 --> 01:29:04.399
.تلسکوپ رو يادت رفت ببري

01:29:06.610 --> 01:29:14.803
.بذار رد بشم -
.صدامو نميشنوي؟ صبر کن، اينو جا گذاشتي -

01:29:17.412 --> 01:29:19.607
.تلسکوپ رو جا گذاشتي

01:29:22.813 --> 01:29:24.804
.برو به جهنم

01:29:47.218 --> 01:29:52.612
.سانچوي خوب من. فکر کردم منو براي هميشه ترک کردي

01:29:52.819 --> 01:29:56.414
.و من بايد به تنهايي با همه بجنگم

01:29:56.820 --> 01:30:00.608
.اونا منو اينجا زنداني کردن

01:30:00.821 --> 01:30:07.216
اونا تعدادشون خيلي زياده و قوي هستن
.و ماشين‌هاي جنگي دارن

01:30:07.822 --> 01:30:09.619
.عليه‌شون جنگيدم

01:30:09.822 --> 01:30:12.620
.ولي بهم چيره شدن و منو توي اين زندان انداختن

01:30:12.823 --> 01:30:14.222
.ولي قربان، اين ممکن نيست

01:30:14.423 --> 01:30:16.812
،مسئولش اون جادوگر "فرستون"ـه
... هم‌پيمان شده با

01:30:17.024 --> 01:30:20.619
مَردِ داناي شيطاني که داستانِ قهرمانانه‌ي منو
.شرح ميکنه

01:30:21.024 --> 01:30:23.618
.ما نميتونيم عليهِ اين بجنگيم، سانچو

01:30:24.425 --> 01:30:26.814
.اين يه ارابه‌ست. نه زندان

01:30:27.025 --> 01:30:29.414
.هيچکس نميتونه اينجا تنها بذارتت

01:30:29.826 --> 01:30:34.820
.داستانِ شواليه‌ي غمگين‌رو، کامل شده

01:30:35.027 --> 01:30:40.625
.قربان، گوش کنيد. من اجازه نميدم اينجا بمونيد

01:30:40.828 --> 01:30:44.616
من شما رو از اين ارابه بيرون ميارم
.و ميبرمتون خونه. قول ميدم

01:30:44.829 --> 01:30:46.820
.از اينجا ميبرمتون

01:30:47.029 --> 01:30:49.418
.حتي اگه اون کساني که اينجا زندانيت کردن، بکُشنم

01:30:49.630 --> 01:30:52.224
.من نجاتتون ميدم. باور کنيد، قربان

01:30:52.630 --> 01:30:56.020
ميخواي عليه سوداگرِ رؤياها بجنگي؟

01:30:56.231 --> 01:30:58.620
.تو فقط يه همراهِ ضعيفي

01:30:59.031 --> 01:31:02.626
.و که چي؟ چه اهميتي داره

01:31:02.832 --> 01:31:06.029
.من اسلحه‌ي دنياها و قدرتِ دلايل رو دارم

01:31:06.233 --> 01:31:08.827
.و حالا همه به من گوش خواهند داد

01:31:09.833 --> 01:31:14.031
.شما تنبل‌ها که اونجا داريد مي‌رقصيد

01:31:14.234 --> 01:31:17.032
،به من گوش کنيد، چون من سانچا پانزا هستم

01:31:17.235 --> 01:31:20.432
.همراهِ شواليه‌ي معروف دان کيشوت د لا مانچا

01:31:20.635 --> 01:31:23.229
... نميدونم چه دليلي داريد

01:31:23.436 --> 01:31:25.427
.که نجيب‌زاده‌ي نجيب‌زاده‌ها رو اينجا زنداني کرديد

01:31:25.636 --> 01:31:30.232
،ولي اون اونجاست، دراز کِشيده
.درحالي که شما داريد خوش ميگذرونيد

01:31:30.437 --> 01:31:32.632
،مطمئن باشيد، هيچکدوم از شما

01:31:32.838 --> 01:31:36.626
،حتي ارزشِ داشتن، کفشِ اربابِ من رو هم نداريد
.حتي اگر ديوونه باشه

01:31:37.438 --> 01:31:40.032
،ولي، مواظب باشيد، چون، باور کنيد

01:31:40.239 --> 01:31:43.037
... بايد پاسخ‌گوي خدا باشيد

01:31:43.240 --> 01:31:45.834
.که اربابِ من، دان کيشوت رو زنداني کرديد

01:31:46.040 --> 01:31:48.031
.همين

01:31:49.241 --> 01:31:54.440
.بخاطرِ حرفات و تلاشت ممنونم. ولي بي‌فايده‌ست

01:31:54.842 --> 01:31:58.630
... چون بايد بدوني که دشمنانم

01:31:58.842 --> 01:32:02.437
جادوهاي زيادي رو براي از بين بردن من
.به کار گرفتن

01:32:02.643 --> 01:32:06.431
.من ميدونم که ميتوني فرار کني -
.کسي نميتونه از سرنوشتش فرار کنه -

01:32:06.644 --> 01:32:10.432
.من ديدم که تو سخت‌ترين مشکلات رو حل کردي

01:32:10.645 --> 01:32:13.443
.يادت باشه که بعد از هر طوفاني يه آرامشي هست

01:32:13.645 --> 01:32:15.442
.و بعد از زندان، هم آزاديه

01:32:15.646 --> 01:32:17.443
.و بعد از بدبختي هم، خوشبختيه

01:32:17.646 --> 01:32:20.240
نميخواي بري بيرون
... به دنبالِ اعمالِ قهرمانانه‌ي جديد

01:32:20.446 --> 01:32:23.040
که اونها رو تقديم به دولسينيِ زيبا بکني؟

01:32:23.447 --> 01:32:27.235
،اوه، سانچو. دولسيني يه بانوي زيبا نيست

01:32:27.448 --> 01:32:30.246
.و من هم اون شواليه‌اي که فکر ميکني نيستم

01:32:36.449 --> 01:32:38.440
اين مردم با اربابِ ما چکار کردن؟

01:32:38.650 --> 01:32:42.245
اون هميشه براي مبارزه آماده بود
.و افکارِ زيادي داشت

01:32:42.451 --> 01:32:45.841
فکر نميکني زيادي داري افراق ميکني، سانچو؟

01:32:46.251 --> 01:32:50.642
شايد، ولي، و اون؟

01:32:51.852 --> 01:32:55.242
.اون منطقيه

01:32:55.853 --> 01:32:59.243
.ما اقاتِ خيلي خوبي باهم داشتيم

01:32:59.454 --> 01:33:05.644
درسته، اون هيچ پولي نداره. و وقتي باهاش
.هستي، فقط گرسنگي و مشکل داري

01:33:07.055 --> 01:33:13.245
ولي اون تنها شواليه‌ايه که
.من تا حالا تو عمرم ديدم

01:33:14.056 --> 01:33:17.844
.اونا ميگن ديوونه‌ست

01:33:19.457 --> 01:33:22.654
.ولي شادي ديوونگي و پاک بودن مثلِ هم باشن

01:33:25.659 --> 01:33:31.257
.من از اينجا ميبرمش، حتي اگه خودش نخواد

01:33:34.860 --> 01:33:37.658
تمامِ شب رو سانچو چشم روي هم نذاشت
... و دنبالِ يه راهي بود

01:33:37.861 --> 01:33:41.649
.که اربابش رو به اميدها و تواناييِ سابقش برگردونه

01:33:41.862 --> 01:33:45.252
... احساس ميکرد که دان کيشوت فقط بخاطرِ

01:33:45.462 --> 01:33:48.454
،احساس و شکستش زنداني شده
... اون به راهي فکر ميکرد

01:33:48.663 --> 01:33:50.858
.که کاري کنه اون افکارِ سياه رو فراموش کنه

01:33:51.063 --> 01:33:54.453
،اون مثلِ ارباش که بارها اينکارو کرده بود
.به ماه نگاه کرد

01:33:54.664 --> 01:33:57.462
،و ماه به خواسته‌هاي نجيب‌زاده‌ش پاسخ ميده

01:33:57.665 --> 01:34:00.259
.به اون پاسخِ خوبي داد

01:34:00.865 --> 01:34:04.255
.ارباب، به من گوش بده. اومدم از اينجا ببرمت

01:34:04.666 --> 01:34:08.864
سانچو، دشمنانِ من بهم اجازه نميدن
.از اين زندان بيرون برم

01:34:09.267 --> 01:34:12.259
.تو نبايد نااميد بشي. بايد خيلي چيزها رو ببيني

01:34:12.467 --> 01:34:15.265
من توي شهر بزرگي بودم و جشن‌ها
،و شادي‌هاي خيلي بزرگي ديدم

01:34:15.468 --> 01:34:17.663
.و اختراعاتِ شگفت‌انگيز و فوق‌العاده

01:34:18.068 --> 01:34:19.660
.هيچ چيزِ جديدي زيرِ خورشيد نيست

01:34:19.869 --> 01:34:22.667
.نيست؟ يه جعبه هست که هم صدا داره و هم تصوير

01:34:22.869 --> 01:34:25.463
.و ميگه که موشک‌ها ميتونن به ماه هم برسن

01:34:25.670 --> 01:34:27.262
... و من باور ميکنم، قربان، چون

01:34:27.470 --> 01:34:29.859
.ديدم که کِشتي‌ها و هواپيماها رو نابود ميکنن

01:34:30.271 --> 01:34:32.262
.ماه مُرده، سانچو

01:34:32.471 --> 01:34:36.669
دوست داريد باهم ديگه به ماه بريم؟

01:34:37.672 --> 01:34:39.469
.تو تبديل به يه آدمِ خيالباف شدي

01:34:39.672 --> 01:34:42.664
.نگهبان‌ها خوابيدن
.راه بازه

01:34:44.073 --> 01:34:48.464
.بخاطرِ تلاشت براي اطاعت کردن از من، بهت پول ميدم
.بريم

01:34:59.476 --> 01:35:04.470
.حالا يکي از اون موشک‌ها رو برميداريم

01:35:04.677 --> 01:35:07.475
.ما به ماه ميريم

01:35:07.678 --> 01:35:13.276
.روسينانته" و الاغ رو هم با خودمون ميبريم"

01:35:13.679 --> 01:35:20.279
.و به دنبالِ اون مشکلاتي که خيلي دوست داري، ميريم

01:35:20.880 --> 01:35:24.270
.من با يه تلسکوپ، ماه رو ديدم

01:35:24.481 --> 01:35:27.075
،بهت اطمينان ميدم که توي ماه
... دشت‌هاي زيادي هست

01:35:27.281 --> 01:35:31.274
.که همونطور که خودت دوست داري، رفت و آمد کني

01:35:41.684 --> 01:35:44.482
من آزادت کردم، نه؟

01:35:44.685 --> 01:35:47.882
.و بعد هم ميري از همراهت شکايت ميکني

01:36:18.691 --> 01:36:20.682
چرا داري منو به روستاي خودم ميبري، سانچو؟

01:36:20.891 --> 01:36:25.681
اول ميريم به خونه‌ت که يه چيزهايي برداريم
.و بعدش ميريم

01:36:25.892 --> 01:36:28.486
.بدونِ لباسات که نميشه بري به ماه، قربان

01:36:28.693 --> 01:36:31.491
داري سرم شيره ميمالي که منو توي خونه‌م حبس کني؟

01:36:31.693 --> 01:36:34.287
.نه. فقط بايد يه حموم بکني، همين

01:36:34.494 --> 01:36:39.284
.من نميخوام برم خونه
.بذار برم، خيانتکار

01:36:39.495 --> 01:36:43.090
.تو ميخواي دوباره منو تحويلِ اون بدبخت‌ها بدي

01:36:43.295 --> 01:36:45.490
.تو حتماً به وسيله‌ي "آرکالوس" لعنت شدي

01:36:45.696 --> 01:36:48.893
.افسونگري که افکارِ همراهِ من رو ازم گرفته

01:36:49.096 --> 01:36:50.688
.من رو رها کن، بدذات

01:36:50.897 --> 01:36:54.890
قربان، من فقط ميخوام که يه استراحتي بکني
.و بعد به ماه بريم

01:36:55.298 --> 01:36:57.687
.تو به من دروغ گفتي، رذل

01:36:57.898 --> 01:37:02.688
تو با تمامِ اون جادوگرهايي که از من
.متنفر هستن، هم‌پيمان شدي

01:37:02.899 --> 01:37:05.288
:ولي ميتونم بگم

01:37:05.900 --> 01:37:10.291
.همونجا بمونيد، غول‌هاي جهنمي

01:37:10.500 --> 01:37:13.890
.به کسي که از خودتون شجاع‌تره نخنديد

01:37:14.701 --> 01:37:17.898
سانچو، کجايي؟

01:37:19.902 --> 01:37:23.099
... گوش کن. فکر نميکني که الان وقتشه که ما

01:37:23.303 --> 01:37:25.498
يه زندگيِ راحت و آروم رو ادامه بديم؟

01:37:25.703 --> 01:37:27.694
.نبايد ديگه انقدر دردسر درست کنيم

01:37:27.904 --> 01:37:30.702
.زمانِ جنگيدنِ تو ديگه تموم شده
.حالا بايد استراحت کني

01:37:30.904 --> 01:37:33.498
من نميتونم وقتم رو با گوش دادن به
.حرف‌هاي احمقانه حروم کنم

01:37:33.905 --> 01:37:37.295
شواليه‌هايي مثل من هميشه
... به دنبالِ شهرت و آوازه هستن

01:37:41.306 --> 01:37:43.501
.مهمل نگو

01:37:43.707 --> 01:37:47.302
،ما زمانِ زيادي رو صرفِ اينجور کارا کرديم

01:37:47.507 --> 01:37:52.901
ولي من هنوز اون جزيره‌اي رو که
.قولش رو بهم دادي، ندارم

01:37:53.108 --> 01:37:55.702
.و انتظارش رو داشتم

01:37:55.909 --> 01:37:58.503
.حالا دستت رو بيار بالا

01:37:58.709 --> 01:38:02.304
،هرزه‌گو. قبل از اينکه حرص و طمعت
... حرفم رو قطع کنه

01:38:02.510 --> 01:38:05.900
... داشتم ميگتم که شواليه‌ي سيار

01:38:06.111 --> 01:38:09.308
،که به سرارِ دنيا قدم ميذاره

01:38:09.511 --> 01:38:13.504
،نه تنها به دنبالِ شهرت ميره
،بلکه به دنبالِ عدالت هم هست

01:38:13.712 --> 01:38:18.706
.چون اين همون آئينيه که ما در آغوش گرفتيمش، سانچو

01:38:19.113 --> 01:38:22.901
.صحبت از دين و آئين شد
ميتوني يه مشکلي رو واسه‌م حل کني؟

01:38:23.114 --> 01:38:24.513
.منظورت رفع کردنه

01:38:24.714 --> 01:38:27.706
.منظورم همون بود، قربان

01:38:27.915 --> 01:38:30.110
.ديروز يه راهبِ فروتن داشت موعظه ميکرد

01:38:30.315 --> 01:38:35.514
يه راهبِ ساده بودن، بهتر از شواليه بودن نيست؟

01:38:35.716 --> 01:38:39.106
،راهب‌ها براي چيزهاي خوبِ زمين
.به آسمون نگاه ميکنن

01:38:39.317 --> 01:38:40.716
و شواليه‌ها براي چي نگاه ميکنن؟

01:38:40.917 --> 01:38:42.509
.افتخار

01:38:42.718 --> 01:38:46.313
کدومش بيشتره؟
... زنده کردنِ مُرده، يا کُشتنِ

01:38:46.518 --> 01:38:47.712
يه غول؟

01:38:47.919 --> 01:38:53.118
چون اگه کليساها پُر از شدن از
،آدمهايي که خودشون رو وقف کردن

01:38:53.320 --> 01:38:56.312
ما بايد قبول کنيم که کسيکه آدمهاي مريض رو
... ،شفا ميده

01:38:56.520 --> 01:38:59.717
.و مُرده‌ها رو زنده ميکنه، بهتر از يه شواليه‌ست

01:39:00.121 --> 01:39:02.510
.حق با توئه

01:39:02.721 --> 01:39:05.519
... افرادِ مقدس شغلِ شریفی دارن ولی شغلِ شوالیه

01:39:05.722 --> 01:39:07.519
.بیشتر برای فداکاری کردنه

01:39:07.722 --> 01:39:10.520
پس چرا ما همه‌ش باید زجر بکِشیم؟

01:39:10.723 --> 01:39:13.317
،چون برای رسیدن به جلال و افتخار
،باید غم و مصیبت رو تحمل کنی

01:39:13.523 --> 01:39:15.514
.نگرانی و تشویش

01:39:15.724 --> 01:39:19.717
.و گرسنگی و شِپِش

01:39:21.125 --> 01:39:25.118
آسمانها میخواستن که من توی
،این عصرِ آهنین به دنیا بیام

01:39:25.326 --> 01:39:28.716
.عصر طلایی رو در اون زنده کنم

01:39:29.726 --> 01:39:34.925
.من کسی هستم که خطرها رو پذیرفتم

01:39:35.127 --> 01:39:38.915
.و همینطور بزرگترین کارها و اعمالِ شجاعانه

01:39:39.328 --> 01:39:43.321
،من کسی هستم که کنفرانس میز گرد رو نزده میکنم

01:39:43.529 --> 01:39:47.920
.دوازده فرانسوی و نُه فردِ مشهور

01:39:48.130 --> 01:39:52.123
.و هر نوع شوالیه‌ی سیارِ معروفی

01:39:52.331 --> 01:39:54.128
مثلِ این؟

01:39:54.331 --> 01:39:57.528
.باید اینو درست کنیم، چون تو ظاهرِ افتضاحی داری

01:39:57.732 --> 01:40:00.121
.صبر کن. الان برمیگردم -
کجا میری؟ -

01:40:02.733 --> 01:40:05.531
من تصمیم گرفتم سانچو که
،ما میخوایم به ملاقاتِ دولسینی بریم

01:40:05.733 --> 01:40:10.523
.به توبوسو، قبل از انجامِ ماجراجویی در ماه

01:40:10.934 --> 01:40:12.526
ولی دولسینی، "آلدونزا" نبود؟

01:40:12.734 --> 01:40:15.328
.گوش کن. هرکسی که هست، بهش احترام بذار

01:40:15.535 --> 01:40:18.129
.چون شایسته‌ی ملکه بودن در تمامِ دنیاست

01:40:18.335 --> 01:40:20.929
.والاترین شاهدخت در تمامِ زمین

01:40:21.136 --> 01:40:26.130
،و از وقتی که من عاشقش شدم
.فقط به زیاییش فکر میکنم

01:40:26.337 --> 01:40:28.328
... من که میگم زشته و بدبو هم هست

01:40:28.537 --> 01:40:30.334
زنهای شوالیه‌های دیگه بهترن؟

01:40:30.538 --> 01:40:31.732
.شک ندارم

01:40:31.938 --> 01:40:33.337
.اشتباه میکنی، سانچو

01:40:33.538 --> 01:40:35.335
... برای اونها زنهاشون زیبا و صادق هستن

01:40:35.539 --> 01:40:38.929
.مثل برای من که دولسینی در مقامِ والایی قرار داره

01:40:39.139 --> 01:40:41.334
.ببخشید، ولی آلدونزا اینجوری نیست

01:40:41.540 --> 01:40:43.531
.تو مثلِ یه الاغ، عرعر میکنی

01:40:43.740 --> 01:40:46.937
.خب منو هم خوشکل کن -
.من جدوگر "فرستن" نیستم -

01:40:47.341 --> 01:40:48.933
،وقتی در مورد آلدونزا حرف میزنی
.بنظر مثل اون میرسی

01:40:49.141 --> 01:40:52.531
.دولسینی زیباست و راست‌گفتار است

01:40:52.742 --> 01:40:57.338
... و اگه نیست، من تصور میکنم اون دقیقاً

01:40:57.543 --> 01:40:59.135
.همونطور که گفتم، هست

01:40:59.343 --> 01:41:01.937
،و من تصویرش رو همونطور که میخوام
.در تصوراتم نقش کردم

01:41:02.544 --> 01:41:04.535
.در کمالِ زیبایی و شأن

01:41:04.744 --> 01:41:07.736
،و اگر این انسان‌های نادان رو ناراحت میکنه
.سختی‌هاش رو هم دلپزیر میکنه

01:41:10.745 --> 01:41:13.339
مطمئنی این روستا همون توبوسوئه؟

01:41:13.546 --> 01:41:17.937
.بله، قربان. من قبلاً اینجا اومدم

01:41:18.147 --> 01:41:22.538
.دنبال من بیا، قربان
.اونجا خیابون نیست

01:41:22.747 --> 01:41:25.739
.این روستاها خیلی سریع تغییر میکنن

01:41:25.948 --> 01:41:29.736
.اونا انقدر سریع به روز میشن که داخلشون گُم میشی

01:41:29.949 --> 01:41:34.147
.زود به دولسینی میرسی

01:41:34.350 --> 01:41:36.147
ما در توبوسو هستیم؟

01:41:36.350 --> 01:41:38.739
.دوست ندارم اشتباهی جای دیگه‌ای باشم

01:41:38.950 --> 01:41:41.339
... چون متوجه میشی که تمام چیزهایی که

01:41:41.551 --> 01:41:46.341
،در دنیای شوالیه هستن
.بنظر افسانه‌ای و عجیب میرسن

01:41:46.552 --> 01:41:48.543
.و همه‌شون برعکس ساخته شدن

01:41:48.752 --> 01:41:49.741
.میدونم، قربان

01:41:49.952 --> 01:41:54.946
،درسته که من نادون هستم
.ولی مطمئنم که درست اومدیم. از اونطرف

01:41:55.354 --> 01:41:57.948
،برای این باید یه گروه افسون‌گر رو مقصر بدونیم

01:41:58.154 --> 01:42:01.749
.که همه چیز رو برعکس کردن

01:42:01.955 --> 01:42:05.743
بهتره که من تنهایی ببینم که
.دولسینی اینجا هست یا نه

01:42:05.955 --> 01:42:07.752
.من توی این روستا، دوست و فامیل دارم

01:42:07.956 --> 01:42:12.552
.اونا میتونن بهم بگن

01:42:12.757 --> 01:42:15.146
.من برای دیدنش دارم میمیرم، سانچو

01:42:15.357 --> 01:42:17.348
.عمو سانچو اومده

01:44:49.386 --> 01:44:52.583
داری میری؟ -
.پیشمون بمون -

01:45:02.788 --> 01:45:04.779
.خداحافظ، سانچو

01:45:05.189 --> 01:45:07.384
."میبینمت، "ماکاریو

01:45:08.389 --> 01:45:10.778
مانولو" کجاست؟"
فلوت کجاست؟

01:45:10.990 --> 01:45:12.184
.اون سانچوئه

01:45:12.390 --> 01:45:16.383
."دیدیش؟ اون سانچوئه، پسرِ "ماتیلده

01:45:16.591 --> 01:45:20.379
.بیاید، جشن الان شروع میشه

01:45:33.794 --> 01:45:36.388
.گوش کنید -
چی شده؟ -

01:45:36.595 --> 01:45:39.792
شما دان کیشوت رو ندیدید؟ -
کی؟ -

01:45:39.995 --> 01:45:43.385
.دان کیشوت، شوالیه‌ی غمگین‌شو

01:45:43.796 --> 01:45:45.787
.اون یه نیزه و یه اسب داره

01:45:45.996 --> 01:45:47.588
چی میخوای؟

01:45:47.997 --> 01:45:51.387
،دنبالِ دان کیشوت میگردم
.اون یه ریش داره

01:45:51.998 --> 01:45:54.387
اون پیر و زشته؟ -
.آره -

01:45:54.598 --> 01:45:57.192
.باید بشناسیش. اون خیلی لاغره

01:45:57.399 --> 01:46:00.391
.دقیقاً برعکسِ توئه -
.شما میشناسیدش -

01:46:00.999 --> 01:46:03.797
بیاید بفهمیم که منظورم رو متوجه شدید
... که کی رو میگم یا نه: اون قد بلنده، ریش داره

01:46:04.000 --> 01:46:06.594
.یه زرهِ قدیمی و شکسته داره

01:46:06.800 --> 01:46:08.995
،انشالله که خدا بهتون عمر بده، خواهرها
.کمکم کنید

01:46:12.401 --> 01:46:14.790
یعنی کجا رفته؟

01:46:18.402 --> 01:46:20.597
.ببینید که اینجاست

01:46:20.803 --> 01:46:24.796
.من میشناسمش -
.اون دان کیشوته -

01:46:32.005 --> 01:46:34.997
.اون دان کیشوته

01:46:35.206 --> 01:46:39.404
.اینو توی برنامه اعلام نکرده بودن

01:46:39.806 --> 01:46:41.797
.نگاه کن. دان کیشوت

01:46:52.609 --> 01:46:58.401
.اون بنظر آشنا میاد -
همونی نیست که توی کتاب بود؟ -

01:46:58.810 --> 01:47:01.608
.اون دان کامیلوئه -
.دان کیشوت -

01:47:02.211 --> 01:47:04.406
.سلام. سلام

01:47:07.812 --> 01:47:10.007
.اون پیرمردِ مسخره رو نگاه کن

01:47:19.014 --> 01:47:22.404
.ما پادشاهیِ "ناگوئلزا" رو شکست دادیم

01:47:22.614 --> 01:47:25.208
.شما زیاد اینجا نخواهید موند، کافرها

01:47:25.415 --> 01:47:28.407
.یه پیام از طرفِ شاه "دان جایم" هست

01:47:28.616 --> 01:47:31.210
.بترسید، کافران

01:47:43.018 --> 01:47:45.213
.خدای من، ببینید کی اینجاست

01:47:46.619 --> 01:47:52.013
.دان کیشوت -
.دان کیشوت اومده -

01:47:54.820 --> 01:47:57.015
.اون دان کیشوته

01:48:02.822 --> 01:48:05.814
.برای خدا -
.برای دان جایم -

01:48:11.824 --> 01:48:16.420
.برید عقب، بدذات‌ها. برید عقب

01:48:19.225 --> 01:48:24.424
.شیاطینِ کافر
.برید عقب

01:48:26.826 --> 01:48:30.216
مرگ بر شاه دان جایمو -
.من، تو رو به مبارزه میطلبم، بزدلِ پَست -

01:48:38.228 --> 01:48:44.418
.سلام به همه
.خیلی ممنون، ممنون

01:48:48.830 --> 01:48:53.824
.قربان، صبر کن. دستت رو بده به من

01:48:54.031 --> 01:49:01.427
.ممنون، بچه ها. از این خوش‌آمدگویی خیلی خوشحالیم

01:49:01.633 --> 01:49:09.427
.ولی باید بریم.منتظرم بمون، دان کیشوت

01:49:19.836 --> 01:49:22.430
تو چی فکر میکنی، قربان؟
.ما معروف شدیم

01:49:32.439 --> 01:49:34.430
بازم تو با این دستگاه؟

01:49:34.639 --> 01:49:36.038
.آره، البته، سانچو

01:49:36.239 --> 01:49:40.437
.این لحظه‌ی خیلی مهمیه و من نمیخوام از دستش بدم

01:49:41.640 --> 01:49:44.438
... دوباره اون وسایلی تأسف‌بار

01:49:44.641 --> 01:49:46.836
.و اون لنزهای خستگی‌ناپذیر

01:49:47.041 --> 01:49:49.635
.تو منو از زندان آزاد کردی که به اینها تحویل بدی

01:49:49.842 --> 01:49:54.632
نمیبینی که اون همون نابغه‌ایه
که ماجرای ما رو تعریف میکنه؟

01:49:55.043 --> 01:49:57.238
... اون عصرهایی پاک و مقدس بودن که این

01:49:57.443 --> 01:49:59.434
،وسایلِ منفور رو نداشتن

01:49:59.844 --> 01:50:02.642
... اونها باید برای اختراعاتِ شیطانیشون

01:50:02.844 --> 01:50:05.836
.در جهنم باشن

01:50:06.245 --> 01:50:08.440
... من میخوام بگم متأسفم که برای

01:50:08.645 --> 01:50:11.637
... ،اعمالِ شوالیه‌ی سیار در این عصرِ منفور

01:50:11.846 --> 01:50:13.643
.مثلِ این عصر که درش زندگی میکنیم، متعد شدم

01:50:13.846 --> 01:50:16.440
،چون، من از هیچ خطری هراس ندارم

01:50:16.647 --> 01:50:20.845
... من مشکوک هستم که یکی از اون دستگاه‌های پَست

01:50:21.048 --> 01:50:24.438
،... میتونه جلوی معروف شدنِ من رو

01:50:24.848 --> 01:50:27.840
.در سایه‌ی شجاعت و شمشیرم، بگیره

01:50:28.249 --> 01:50:32.640
چون اونها از دروغ به راستی و از راستی
.به دروغ، تغییرِ شکل میدن

01:50:32.850 --> 01:50:35.842
... و تو باید بدونی، سانچو، من مخالفِ

01:50:36.050 --> 01:50:37.847
.پیشرفت و تازگی نیستم

01:50:38.051 --> 01:50:41.043
،من مخالفِ اون موشک‌ها که به ماه میرن نیستم

01:50:41.251 --> 01:50:46.041
.مکانِ شاعری که تو به من پیشنهاد کردی ببینم

01:50:46.252 --> 01:50:48.447
،شیطانِ در کالبدِ انسان رفته

01:50:48.653 --> 01:50:51.645
.که تبدیل به برده‌ی این ماشین‌های مطرود شده

01:50:51.853 --> 01:50:57.247
بیا، سانچو. شاید در ماه جایی برای
.یک شوالیه‌ی سیار باشد

01:50:58.455 --> 01:51:07.455
!زنده باد دان کیشوت

01:51:11.457 --> 01:51:15.450
!زنده باد دان کیشوت

01:52:04.467 --> 01:52:08.460
نویسندگیِ، تهیه‌کنندگی و کارگردانیِ این فیلم
... به وسیله‌ی مَردی انجام شد

01:52:08.668 --> 01:52:13.058
،که خاکسترش در سرزمینِ اسپانیا خوابیده است
.و این آخرین وصیت‌ش بود

01:52:13.169 --> 01:52:18.060
.نامِ او "اورسن ولس" بود

01:52:18.750 --> 01:52:33.750
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: Telegram: @zarfilmz ::.
.:: Instagram: @ZarFilm_Com ::.

01:52:33.774 --> 01:52:45.774
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.
