WEBVTT

00:02.944 --> 00:04.493
[بیمارستان دانشگاه هه میونگ]

00:04.495 --> 00:06.108
『قسمت 17』

00:08.585 --> 00:09.784
عیبی نداره

00:10.591 --> 00:14.300
او روم، قبل از اینکه بریم استخر باید آمپولت رو بزنی

00:14.468 --> 00:15.598
نه

00:15.755 --> 00:17.668
نمی‌خوام آمپول بزنم

00:18.612 --> 00:20.018
می‌شه بهمون یه دقیقه وقت بدین؟

00:27.805 --> 00:29.723
نمی‌خوام دراز بکشم

00:31.650 --> 00:32.902
باید چیکار کنیم؟

00:33.208 --> 00:36.632
می‌خوام برم خونه، خونه‌ی مامان‌بزرگ

00:36.645 --> 00:37.674
او روم

00:37.842 --> 00:39.721
خودت گفتی می‌خوای بریم استخر

00:39.769 --> 00:41.379
گفتی با عموت شنا می‌کنی

00:41.380 --> 00:43.530
نمی‌رم، نمی‌خوام آمپول بزنم

00:43.532 --> 00:44.628
او روم

00:44.735 --> 00:48.270
نمی‌خوای باهام پرواز کنی تا بابابزرگ رو ببینی؟

00:48.272 --> 00:50.658
بابابزرگ می‌تونه بیاد اینجا

00:51.272 --> 00:52.805
تو حتی نمی‌تونی بری مهدکودک

00:52.871 --> 00:56.912
گفتم نه، می‌خوام برم خونه

00:59.832 --> 01:03.029
تا الان واکنش بدنش رو به شیمی‌درمانی رو
زیر نظر داشتیم

01:03.111 --> 01:06.318
اما به خاطر یه ناهنجاری ژنتیکی خطرناک
پیش‌آگاهیش خوب نیست

01:06.658 --> 01:07.806
دکتر

01:08.363 --> 01:09.376
باید چیکار کنیم؟

01:09.379 --> 01:12.497
پیشنهادم بهتون پیوند سلول آلوژنیکه

01:12.498 --> 01:13.516
...شما

01:14.644 --> 01:18.003
منظورتون پیوند مغز استخوانه؟ -
بله -

01:18.571 --> 01:22.876
باید یه اهداکننده پیدا کنین که اچ‌ال‌ای فرد با بچه‌اتون جور باشه
(اچ‌ال‌ای: آنتی‌ژن لکوسیت انسانی)

01:22.878 --> 01:25.360
امیدوارم، توی خانواده‌اتون کسی باشه

01:25.777 --> 01:29.437
اگه نبود، اهداکننده‌های خارج از خانواده هم خیلی زیادن

01:29.712 --> 01:30.982
به هر حال

01:31.837 --> 01:34.127
تا وقتی که مغز استخوان‌ها با هم جور باشن
این تنها چیزیه که مهمه، درسته؟

01:34.402 --> 01:35.611
بله، درسته

01:41.498 --> 01:42.632
اینجا رو هم نقاشی کردی؟

02:04.932 --> 02:06.791
چی گفتش؟ -
سونگ وو کجاست؟ -

02:06.912 --> 02:09.535
بهش گفتم بره برای مای یه چیزی بخره تا بخوره

02:10.805 --> 02:11.816
مامان

02:12.450 --> 02:13.478
باید حرف بزنیم

02:14.538 --> 02:15.928
خبر بدیه؟

02:15.931 --> 02:16.941
یه لحظه وایسا

02:16.995 --> 02:20.638
می‌رم از دکتر او روم کمک بخوام -
من بهش می‌گم -

02:20.798 --> 02:22.358
باهاش برو داخل اول

02:23.532 --> 02:24.548
باشه، پس

02:25.196 --> 02:26.218
مامان

02:27.088 --> 02:29.088
[واکسیناسیون کودکان]

03:59.885 --> 04:02.192
از بین همه چیز، این تنها چیزیه که دارم

04:11.291 --> 04:12.904
دکتر پیوند مغز استخوان رو پیشنهاد کرد

04:15.418 --> 04:17.401
چطور همه چیز یه شبه انقدر بد شد؟

04:17.542 --> 04:19.134
!نمی‌تونم این رو باور کنم، واقعا

04:20.112 --> 04:21.642
همه‌ی اون سرم‌درمانی‌هایی که داشت

04:22.005 --> 04:23.564
اصلا تاثیری نداشت؟

04:32.365 --> 04:34.042
نمی‌تونی اینطوری باشی، هیونگ

04:36.118 --> 04:38.211
همه‌اش فکرهای بد به سرم میاد

04:39.898 --> 04:41.198
نه، نکن

04:41.898 --> 04:42.918
نمی‌تونه اتفاق بیفته

04:43.512 --> 04:45.212
او روم خوب می‌شه، باید خوب بشه

04:49.112 --> 04:50.211
خوب می‌شه

04:53.045 --> 04:55.767
پس باید چک کنن که
مغز استخوان تطابق داره؟

04:56.765 --> 04:58.513
خواهر و برادر‌ها احتمال تطابق بیشتری دارن

04:58.914 --> 05:01.233
ولی شانس تطابق بین والدین و فرزند
به اون اندازه زیاد نیست

05:02.565 --> 05:04.111
باز هم باید امتحان کنیم

05:04.198 --> 05:05.214
آره

05:05.542 --> 05:07.628
اگه هر کدوم از ما با او روم تطابق داشته باشیم

05:07.956 --> 05:09.411
می‌تونه بهترین خبر باشه

05:09.905 --> 05:10.998
اول من می‌رم

05:11.045 --> 05:13.611
به همه‌ی کسایی که می‌تونن تطابق داشته باشن
فکر کن باید همه رو آزمایش کنیم

05:13.778 --> 05:15.338
نمی‌دونیم کی جواب می‌ده

05:16.672 --> 05:18.012
این کار رو نکن

05:18.792 --> 05:19.825
نه

05:20.505 --> 05:23.424
بعدا انجام بده، آخر از همه -
...مامان -

05:25.345 --> 05:26.365
...اون

05:27.358 --> 05:30.398
بیا این کار رو وقتی واقعا هیچکس نبود
انجام بدیم

05:32.932 --> 05:35.305
چرا، مامان؟

05:35.385 --> 05:39.108
درسته، اگه هیچکس نبود
تو می‌تونی انجام بدی

05:40.169 --> 05:41.178
آره

05:48.765 --> 05:50.458
تو با بقیه فرق داری

05:50.707 --> 05:52.002
چطور فرق دارم؟

05:52.171 --> 05:53.900
فقط به خاطر اینکه یه پام رو از دست دادم
یعنی مغز استخوان ندارم؟

05:53.902 --> 05:55.738
!سونگ وو -
...مامان، من جدی‌ام -

05:57.525 --> 05:58.925
داری من رو ناراحت می‌کنی

06:01.118 --> 06:02.678
هر چی دوست داری بگو

06:03.138 --> 06:04.228
این حسیه که دارم

06:04.985 --> 06:06.850
فقط می‌خوام که هیچ کاری نکنی

06:07.419 --> 06:08.451
...تو

06:09.878 --> 06:11.911
نذار چیز دیگه‌ای از بدنت بردارن

06:17.838 --> 06:21.070
یونگ جو، من واقعا خوبم

06:21.072 --> 06:23.210
وقتی او روم مریضه
چطوری می‌تونم کاری نکنم؟

06:23.212 --> 06:25.611
باید اولین کسی باشم که پا پیش می‌ذاره، نه؟

06:25.832 --> 06:28.411
تو می‌گی هیونگ
برات مثل یه شوهره

06:29.045 --> 06:30.049
ولی برای من

06:30.091 --> 06:32.831
مثل یه پدره

06:33.512 --> 06:36.405
اگه هیونگ بهش نیاز داشته باشه
حتی کبدم رو هم می‌دم، نه

06:36.685 --> 06:38.232
قلبم رو بهش می‌دم

06:38.885 --> 06:39.894
با این حال

06:40.042 --> 06:43.178
!نمی‌خوام کسی چیز دیگه‌ای از بدنت برداره

06:44.872 --> 06:46.405
فقط از این قضیه کنار بکش

06:52.612 --> 06:54.254
...اون زن لجباز

06:54.412 --> 06:55.698
باز هم شروع کرد

06:59.998 --> 07:01.618
بابا

07:02.918 --> 07:07.366
بابا، باید برای او روم یه مغز استخوان سازگار پیدا کنیم

07:07.665 --> 07:09.490
تو و مامان هر دو باید آزمایش بدین

07:09.492 --> 07:13.522
و از همه‌ی فامیل‌ها هم بپرسین
بگین من خواستم

07:14.972 --> 07:17.898
اگه این جواب نداد، همه رو بیارین اینجا

07:21.232 --> 07:22.258
بابا

07:23.791 --> 07:25.704
ببخشید

07:28.105 --> 07:29.245
...من

07:31.291 --> 07:33.711
من دختر بدی‌ام، نه؟

07:36.418 --> 07:37.445
ممنون

07:43.545 --> 07:44.598
مای

07:46.274 --> 07:48.095
عزیزم

07:50.405 --> 07:53.116
وقتی در موردش صحبت کردیم
باید یه بچه‌ی دیگه هم میاوردیم

07:54.264 --> 07:56.738
می‌گن خواهر برادرها بیشترین تطابق رو دارن

07:56.739 --> 07:57.892
فراموشش کن

07:58.798 --> 08:00.485
فایده‌ی گفتنش چیه الان؟

08:01.958 --> 08:05.525
مامان خیلی ناراحتت کرد، نه؟ -
آره، زیاده‌روی کرد -

08:06.212 --> 08:08.663
دیگه ازش خوشم نمیاد -
متاسفم -

08:09.798 --> 08:11.107
به چشم‌ مامان

08:11.390 --> 08:13.105
سونگ وو همیشه اون بچه مظلومه بوده

08:13.705 --> 08:15.163
وقتی پاهاش آسیب دید

08:15.916 --> 08:18.207
چندین بار تا پای مرگ رفت

08:18.412 --> 08:21.306
بابا حتی نیومد
مامان تنهایی تحمل کرد

08:22.892 --> 08:26.371
چون اون‌موقع من جوون بودم
بابابزرگ کمکمون کرد

08:27.312 --> 08:29.684
پس واقعا از بابات دل‌خوری؟

08:30.132 --> 08:31.905
سونگ وو راضیش کرد

08:31.949 --> 08:33.804
و گفتش که به عنوان اهدا کننده‌‌ی
مغز استخوان آزمایش می‌ده

08:34.898 --> 08:36.606
ولی بین ما دوتا

08:37.049 --> 08:39.072
امیدوارم یکیمون با او روم تطابق داشته باشیم

08:39.761 --> 08:41.125
دلم برای بابات هم می‌سوزه

08:41.126 --> 08:44.034
این بهترین نتیجه‌ست

08:45.022 --> 08:48.300
تازه، فکر می‌کنم حداقلش باید چکش کنیم

08:48.388 --> 08:50.218
ساده‌ست به هر حال

08:50.838 --> 08:54.198
...اگه هیچکدوممون مطابقت نداشته باشیم

08:55.625 --> 08:57.233
بیا خیلی فکر زیادی نکنیم

09:11.938 --> 09:15.198
او روم، خوش گذشت؟ -
آره -

09:15.321 --> 09:18.609
بابا چرا یه کم پیش داشتی گریه می‌کردی؟ -
من؟ -

09:19.245 --> 09:21.795
گریه نمی‌کردم -
چرا می‌کردی‌ها -

09:22.327 --> 09:25.205
چرا؟ به‌ خاطر من؟

09:25.705 --> 09:27.704
بیا یه کم استراحت کنیم و بعد غذا بخوریم

09:27.858 --> 09:29.891
مامان‌بزرگ، بیا اینجا

09:29.978 --> 09:31.525
می‌خوای بیام اونجا؟

09:34.964 --> 09:37.686
مامان، گفتی یه داداش کوچیک‌تر داری، نه؟

09:39.125 --> 09:41.019
آره، دایی ایل دونگ

09:42.652 --> 09:45.030
اونم باید آزمایش بده، نه؟

09:45.585 --> 09:48.845
هر بار منو می‌بینه بهم می‌گه احمق
و سرم غر می‌زنه

09:51.218 --> 09:52.904
همین الانشم بهش زنگ زدم

09:53.492 --> 09:54.496
گفتش اونم میاد تست می‌ده

09:55.177 --> 09:56.654
!برادر شوهر جان

09:56.895 --> 09:58.315
خب خداروشکر

09:59.184 --> 10:01.798
موافقت کرد آزمایش بده؟ -
معلومه -

10:02.005 --> 10:03.744
حتی یه لحظه هم تردید نکرد
گفت سریع میاد

10:05.052 --> 10:06.299
واقعا ممنونم

10:09.158 --> 10:10.165
استرس داری؟

10:10.167 --> 10:13.528
نه، تو گفتی آدم خوبیه
از تعریف کردن درباره‌اش دست برنمی‌داری

10:13.530 --> 10:15.445
با این حل، یه کم نگران باش

10:15.518 --> 10:17.908
اونوقت، می‌تونم درست‌ و حسابی همراهیت کنم

10:17.910 --> 10:19.004
چی؟

10:19.492 --> 10:21.070
!جی هو -
خوش اومدی -

10:21.901 --> 10:22.928
خوش اومدین

10:25.112 --> 10:27.822
پس جی نی زنیه که درباره‌اش برام گفته بودی؟

10:27.824 --> 10:29.830
آره، خودمم هنوز باورم نمی‌شه

10:29.858 --> 10:32.838
تو ژنرال رو می‌شناسی؟ -
ژنرال؟ -

10:32.878 --> 10:36.205
ته او، جلوی هر کسی من رو ژنرال صدا نزن

10:36.738 --> 10:38.791
فقط چندتا ستاره توی نیروی دریایی گرفتم

10:39.292 --> 10:43.196
دنیا واقعا کوچیکه -
واقعا همینطوره، بشین -

10:43.328 --> 10:44.336
حتما

10:45.000 --> 10:50.000
ترجمه‌ی اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد هرگونهდ✿
✿ღ استفاده از آن در جایی غیر از بارومووی غیراخلاقی می‌باشد

10:56.026 --> 10:57.130
سلام کن

10:57.132 --> 10:59.503
ایشون ستوان نو ایل دونگ
هم‌رزم و زیردست سابق منه

10:59.505 --> 11:00.922
اینجا، رئیس استاد منه

11:03.475 --> 11:05.275
سلام -
سلام -

11:06.185 --> 11:08.999
ژنرال، کاری دارین؟ -
نه -

11:09.017 --> 11:10.031
باشه

11:14.792 --> 11:17.178
آجوشی، این هم نمونه کارها

11:21.023 --> 11:23.318
طراحی‌ها حس تازه‌ای داره -
مگه نه؟ -

11:23.320 --> 11:25.996
دیدین؟ می‌دونستم چشم هنری خوبی دارین

11:25.998 --> 11:27.793
فقط چون چند روز پیش بهم کمک کرد
به نظرم انقدر خوب اومد

11:27.794 --> 11:29.205
من از هنر چی می‌دونم آخه؟

11:29.225 --> 11:32.538
و چرا آجوشی صدام می‌زنی؟
اینجا محل کاره، منم مدیرعاملم

11:33.972 --> 11:34.991
باشه

11:36.772 --> 11:39.311
من واقعا به کی مونته سوری علاقه دارم

11:39.313 --> 11:42.618
فکر می‌کردم فقط خودم می‌گم کی مونته سوری
تو هم از این اصطلاح استفاده می‌کنی؟

11:43.276 --> 11:44.532
واقعا؟

11:46.445 --> 11:48.994
اگه موسیقی رو از انیمیشن حذف کنین

11:48.996 --> 11:51.523
تصاویر به تنهایی تاثیر لازم رو ندارن

11:51.525 --> 11:54.719
می‌خوام بچه‌هایی که نمی‌تونن بشنون هم
داستان رو حس کنن

11:54.825 --> 11:57.632
برای همین می‌خوام هنر تصویر همه چیز رو نشون بده -
چه ژانری؟ -

11:57.792 --> 12:00.005
من به داستان‌های عامیانه‌ی کره‌ای خیلی علاقه دارم

12:00.072 --> 12:01.832
مثلا داستان‌های شیم چه اونگ و چون هیانگ

12:01.965 --> 12:04.505
احتمالا تو بیشتر با داستان‌های
برادران گریم یا اندرسن آشنایی

12:05.132 --> 12:06.258
درسته

12:06.932 --> 12:08.682
وقتی بچه بودم
داستان‌هاشون خیلی عادی به نظر می‌رسید

12:08.802 --> 12:11.251
اما نسخه‌های اصلیشون خیلی بی‌رحمانه بودن

12:11.252 --> 12:14.098
پس داستان‌های بومی ما چه فرقی می‌کنه؟

12:16.472 --> 12:18.474
برای مثال دیو و دلبر رو در نظر بگیرین

12:18.476 --> 12:21.920
قهرمان مهربون داستان
با یه شاهزاده آشنا می‌شه

12:21.974 --> 12:23.959
و زندگیش یهویی خوب می‌شه

12:24.440 --> 12:25.645
...اما داستان‌های ما فرق می‌کنه

12:27.085 --> 12:28.891
مثلا داستان پیرمرد توده‌دار رو در نظر بگیرین

12:29.352 --> 12:31.991
فرد توی داستان شاید ظاهر جذابی نداشته باشه
اما آدم بااستعدادیه

12:32.812 --> 12:35.489
نه شاهزاده‌ست
و نه توی خانواده‌ی ثروتمندی به دنیا اومده

12:35.966 --> 12:40.317
آدم‌ها به خاطر داستان‌های سرگرم‌کننده‌اش
می‌پذیرنش و براش ارزش قائلن

12:40.318 --> 12:43.607
پس ایده اینه که روی
داستان‌سرایی اصیل کره‌ای تمرکز کنیم

12:43.609 --> 12:45.503
...داستان‌سرایی اصیل کره‌ای

12:47.098 --> 12:48.748
آره، درسته

12:48.991 --> 12:52.436
به خاطر همینه که می‌خوام هنرهای زیبا رو
ول کنم و بیام توی این حوزه

12:53.990 --> 12:55.005
تو قبولی

12:57.785 --> 13:00.543
آجوشی، پس سرمایه‌گذاری می‌کنین؟

13:00.545 --> 13:03.025
سرمایه‌گذاری می‌کنم
چون یه کارمند عالی استخدام کردی

13:03.138 --> 13:05.430
حواست باشه خوب کار کنی -
!چشم، قربان -

13:05.942 --> 13:06.985
جی نی

13:09.012 --> 13:12.310
هیچوقت ندیده بودم "پیرمرد توده‌دار" رو
اینجوری تفسیر کنن

13:12.312 --> 13:15.781
ولی جی نی
شما هم زیبایین هم استعداد دارین

13:16.627 --> 13:18.005
باز دوباره دارین عجولانه قضاوت می‌کنین

13:20.665 --> 13:23.428
هر کسی به اندازه‌ی خودش یه سایه داره

13:24.132 --> 13:26.151
چرا من باید فرق داشته باشم؟

13:28.025 --> 13:30.330
باورم نمی‌شه زنی که بابام دید
شما بودین، جی نی

13:30.332 --> 13:31.517
چه سورپرایزی

13:32.958 --> 13:35.812
کجا، و به چه شکلی"
"دوباره همدیگه رو می‌بینیم؟

13:36.265 --> 13:37.778
یاد عنوان یه کتاب افتادم

13:38.606 --> 13:39.787
خوندینش؟

13:40.193 --> 13:41.231
نه

13:43.451 --> 13:46.081
دوران دبیرستان زیاد کتاب نخوندم

13:46.392 --> 13:48.959
مثل بهونه‌ست
ولی سرم با تمرین پیانو گرم بود

13:50.012 --> 13:52.035
از وقتی رفتم خارج و رشته‌ام رو عوض کردم
بیشتر کتاب خوندم

13:52.069 --> 13:54.503
...برام سوال بود که چطور از پیانو زدن

13:54.511 --> 13:56.499
التهاب تاندون مچ دست گرفتم

13:57.025 --> 13:58.774
بهترین درمان براش استراحت بود، ولی نمی‌تونستم

14:00.071 --> 14:03.464
بعد توی مرحله‌ی مقدماتی مسابقه‌ای
که باید قبول می‌شدم، رد شدم

14:03.469 --> 14:04.718
و حسابی داغون شدم

14:05.072 --> 14:08.416
وقتی رفتم خارج
تغییر رشته دادم به مدیریت هنری

14:08.612 --> 14:10.006
از پیانو زدن هم خسته شده بودم

14:12.062 --> 14:13.360
...راستش رو بخواین

14:14.972 --> 14:16.125
می‌شه یه چیزی بگم؟

14:19.132 --> 14:20.132
بفرمایین

14:20.744 --> 14:22.092
در واقع، وقتی بچه بودم

14:22.141 --> 14:24.705
می‌خواستم مثل بابام
سرباز بشم

14:24.742 --> 14:25.872
ولی نشد

14:26.045 --> 14:28.316
برای همین کلی پیانو تمرین کردم

14:28.897 --> 14:30.092
چون مامانم دوستش داشت

14:30.278 --> 14:32.234
به خاطر این نبود که خودتون پیانو زدن رو
دوست داشتین؟

14:33.269 --> 14:34.747
مامانم دوستش داشت

14:36.332 --> 14:37.494
درک نمی‌کنین، نه؟

14:37.975 --> 14:39.618
چرا، درک می‌کنم

14:40.185 --> 14:42.436
منم این کار رو کردم چون بابام دوست داشت

14:56.285 --> 14:57.760
هوا عالیه

15:18.278 --> 15:20.485
انگار به مدیر جی هو
نزدیک شدی

15:20.946 --> 15:23.203
آره، یه کم؟

15:23.444 --> 15:25.658
مشکلی نداری باهاش؟
قبلا ازش خوشت نمیومد

15:25.666 --> 15:26.993
اون عذرخواهی کرد

15:27.185 --> 15:30.049
و به من ربطی نداره
که با کی قرار می‌ذاره

15:30.051 --> 15:31.733
تا وقتی که دو دو هی رو نبینم، مشکلی نیست

15:32.212 --> 15:34.354
مگه اون نگفت که تو کتکش زدی؟

15:34.739 --> 15:35.745
نه

15:36.152 --> 15:37.185
فکر نمی‌کنم خبر داشته باشه

15:37.852 --> 15:39.732
احتمالا بهش نگفته

15:39.898 --> 15:42.358
احتمالا چون براش خجالت‌آور بوده، سکوت کرده

15:42.578 --> 15:44.470
در هر صورت، برام اهمیتی نداره

15:44.902 --> 15:46.292
خیلی خوب داری باهاش کنار میای

15:46.652 --> 15:48.369
اگه مدام بهش فکر کنم

15:48.423 --> 15:49.480
فقط خودم رو بیشتر عذاب می‌دم

15:49.521 --> 15:50.938
این کل فلسفه زندگی نا جی نیه

15:51.133 --> 15:52.151
آره

15:57.258 --> 15:58.617
ممنون

16:05.252 --> 16:06.388
می‌شه یه لیوان آب سرد بهم بدین؟

16:06.415 --> 16:07.472
آره

16:07.474 --> 16:08.645
منم همینطور

16:08.672 --> 16:10.958
برای منم یه آبمیوه بیار، قندم افتاده

16:10.960 --> 16:11.992
چشم، مادرجان

16:15.212 --> 16:16.278
بفرمایین

16:18.705 --> 16:20.056
مادرجان، آبمیوه می‌خوان

16:21.772 --> 16:24.901
راستی، چی شد که این‌ همه خرید کردن؟

16:27.169 --> 16:28.694
خرید درمانی

16:28.715 --> 16:29.725
" درمانی؟"

16:29.765 --> 16:31.541
چون پدرجان یه انتشارات راه انداختن

16:31.575 --> 16:32.761
که اینطور

16:32.788 --> 16:34.172
فقط اونه که حق داره هر کاری دلش می‌خواد بکنه؟

16:34.318 --> 16:36.151
منم می‌تونم هر کاری دلم بخواد بکنم

16:38.865 --> 16:41.038
پدرجان برای شام سوپ خرچنگ آبی خواستن

16:41.212 --> 16:42.337
زود برو خریدش رو انجام بده

16:44.325 --> 16:46.365
چه عروس وظیفه‌ شناسی

16:46.852 --> 16:49.318
خرید‌هایی که امروز کردیم رو دوست داشتین، نه؟

16:49.675 --> 16:51.659
راستش حتی یادم نیست چی خریدم

16:51.698 --> 16:53.838
فقط اعصابم خرد بود و پشت سر هم کارت می‌کشیدم

16:54.812 --> 16:56.838
ولی چیزهای خیلی قشنگی خریدین

16:57.392 --> 16:59.016
هر کدوم رو دوست داری، بردار

16:59.124 --> 17:00.185
واقعا؟

17:00.645 --> 17:02.258
تو هم از دانشکده‌ی هنر فارغ‌التحصیل شدی

17:03.925 --> 17:06.281
پس چرا توی شرکت جونگ‌ بین کار نمی‌کنی؟

17:06.302 --> 17:07.565
من؟

17:07.745 --> 17:09.498
...دارم برای نمایشگاهم آماده می‌شم

17:09.625 --> 17:12.278
اصلا قراره اون نمایشگاه برگزار بشه؟

17:12.658 --> 17:14.451
اون دختره که از دانشگاه هانگوک فارغ‌التحصیل شده

17:14.707 --> 17:18.085
به‌ عنوان کارمند استخدام شده و همه عاشقشن

17:18.632 --> 17:20.721
پدرت هم خیلی هیجان‌زده‌ست

17:20.829 --> 17:23.731
واقعا؟ کنجکاوم بدونم اونی که از دانشگاه
هانگوک فارغ‌التحصیل شده کیه

17:24.098 --> 17:26.190
...باید بری توی شرکت انتشاراتش

17:26.525 --> 17:28.556
کمک کنی ورشکست بشه -
چی ؟ -

17:28.558 --> 17:30.660
پدرت به‌ زودی برمی‌گرده

17:30.662 --> 17:32.364
ولی جونگ‌ بین فقط سرش توی کتاب‌هاست

17:32.398 --> 17:34.971
جی هو چطوری می‌تونه باهاش روبه‌رو بشه؟

17:35.152 --> 17:36.905
خیلی خجالت‌زده می‌شه

17:38.192 --> 17:41.998
اما مادرجان، دقیقا چطوری می‌خواین خراب بشه؟

17:42.225 --> 17:45.758
خانم، می‌رم خرچنگ بخرم -
چی؟ چرا خرچنگ؟ -

17:45.785 --> 17:48.703
پدرجان یه کم پیش گفتن
...واسه‌ی شام سوپ خرچنگ می‌خوان

17:48.705 --> 17:49.787
ولش کن

17:50.158 --> 17:51.973
بهش بگو فقط فلفل با خمیر سویا بخوره

17:51.981 --> 17:53.252
چه خرچنگی؟

17:53.752 --> 17:55.691
مگه هر چی می‌خواد رو فقط با گفتنش به دست میاره

17:55.798 --> 17:57.691
توی این خونه حرف حرف منه

17:58.035 --> 17:59.233
این رو جمع کن

17:59.285 --> 18:00.665
سرم درد گرفت

18:02.552 --> 18:04.911
می‌خواین توی یه کلینیک طب سنتی براتون وقت بگیرم؟

18:04.972 --> 18:07.742
یا اینکه خودم اینطوری ماساژتون بدم؟

18:10.965 --> 18:14.351
چه خوبه آدم جایی به دنیا بیاد که مثل ملکه زندگی کنه

18:15.471 --> 18:19.465
اگه اینطوری استرسم رفع می‌شه
از خدامه استرس بگیرم

18:22.738 --> 18:25.483
این یکی خیلی بهم میاد

18:27.412 --> 18:29.940
...راستی، شام

18:30.222 --> 18:32.362
واقعا مشکلی نداره فقط فلفل و
براشون خمیر سویا درست کنم؟

18:33.521 --> 18:34.889
دارم بهت می‌گم

18:34.891 --> 18:37.325
می‌خواستم برم خرچنگ بخرم، اما پشیمون شدم

18:37.472 --> 18:39.246
عصبانی شد و گفت مگه همه چیز
باید طبق خواسته‌ی اون پیش بره

18:39.248 --> 18:41.132
فکر کردم امروز جنگ راه میفته

18:41.652 --> 18:44.998
خیلی خوب شد ژنرال واسه شام قرار داره

18:45.258 --> 18:47.621
بالاخره یه نفس راحت می‌کشم

18:48.049 --> 18:49.512
خانم کیم واقعا زیاده‌روی کرده

18:49.607 --> 18:50.765
می‌تونست یه کم بیشتر درک کنه

18:50.785 --> 18:53.778
حتی کلی هم خرید کرده
یه جورایی حسودیم شد

18:54.498 --> 18:56.585
به چه چیزهایی حسودی می‌کنی

18:56.934 --> 18:59.267
بذار من هم یه لقمه بخورم
انگار خیلی خوشت اومده

19:03.285 --> 19:04.736
از سونگ وو خبر داری، مگه نه؟

19:06.531 --> 19:08.645
خیلی دلم براشون می‌سوزه

19:08.838 --> 19:10.899
سونگ هیون حقشه یه کم خوش شانسی بیاره

19:11.005 --> 19:12.092
پسر خیلی خوبیه

19:29.571 --> 19:31.644
وقتی آمپول زدی دردت اومد؟

19:34.159 --> 19:35.185
خوشت میاد؟

19:35.191 --> 19:37.261
دیگه آمپول نمی‌خوام

19:37.262 --> 19:38.345
درسته

19:38.465 --> 19:41.843
برای اینکه دیگه مجبور نشی آمپول بزنی

19:41.931 --> 19:44.688
...مامان‌بزرگ، بابات و من

19:44.716 --> 19:46.206
به جاش همه‌‌اشون دارن آمپول می‌زنن

19:46.265 --> 19:48.393
مامان، نونای نقاش نمیاد؟

19:48.974 --> 19:51.415
چرا؟ دلت براش تنگ شده؟

19:51.436 --> 19:53.512
خیلی، خیلی

20:07.352 --> 20:08.425
الو؟

20:08.479 --> 20:09.612
نونا

20:10.576 --> 20:11.612
او روم، تویی؟

20:12.092 --> 20:13.585
چجوری بهم زنگ زدی؟

20:15.192 --> 20:17.067
او روم شماره‌ات رو پیدا کرد

20:17.142 --> 20:20.163
واسه‌ی همین زنگ زدم، اشکالی نداره؟

20:21.618 --> 20:22.668
آره، مشکلی نیست

20:23.075 --> 20:24.515
گوشی رو می‌دم بهش

20:24.525 --> 20:26.711
نونا، کلی غذا خوردم

20:26.725 --> 20:28.721
سه قاشق خوردم

20:28.782 --> 20:30.604
بیا با هم نقاشی بکشیم

20:30.912 --> 20:32.960
واقعا؟ سه قاشق؟

20:33.081 --> 20:34.496
خیلی خوبه

20:34.910 --> 20:36.369
باید تشویقت کنم

20:39.018 --> 20:41.300
خانواده‌ات دارن آمپول می‌زنن؟

20:41.981 --> 20:43.438
باشه

20:43.952 --> 20:46.025
بعدا یه سر میام

20:48.471 --> 20:51.492
باشه، بعدا بهت زنگ می‌زنم

20:55.585 --> 20:57.945
قبل از اینکه بیای داخل در بزن
حتی اگه اتاق دخترت باشه

20:58.105 --> 21:00.450
با کی حرف می‌زدی؟ -
جونگ آ -

21:00.471 --> 21:02.624
بهش زنگ بزنم؟ مطمئنی؟

21:02.665 --> 21:03.994
چی شده؟

21:05.186 --> 21:07.418
او روم بود، درسته؟ خودش بود، نه؟

21:08.592 --> 21:10.358
آره -
خودش زنگ زد، مگه نه؟ -

21:10.378 --> 21:11.678
محاله تو اول بهش زنگ زده باشی

21:11.812 --> 21:13.738
مامانش بود؟ -
مامان، بس کن -

21:13.740 --> 21:14.878
زنیکه‌ی پررو

21:15.005 --> 21:17.203
خودش رو به زور چسبوند به خانواده‌ی ما

21:17.204 --> 21:19.665
و حالا چون پسرش مریضه، به دختر من زنگ می‌زنه؟

21:19.860 --> 21:22.106
چی می‌خواد، بریم بهشون کمک کنیم؟

21:22.952 --> 21:25.258
فقط زنگ زد بگه سه قاشق غذا خورده

21:25.472 --> 21:27.032
اصلا دلت برای اون بچه نمی‌سوزه؟

21:27.178 --> 21:29.312
تو هم بچه بزرگ کردی، مامان -
بسه -

21:29.491 --> 21:30.885
اول اون چسب ضد دردت رو بکن، بعد حرف بزن

21:30.952 --> 21:32.290
باورم نمی‌شه

21:32.292 --> 21:33.892
اصلا تو چه نسبتی با اون خانواده داری؟

21:33.958 --> 21:36.149
فقط بشین و سرت به کار خودت باشه

21:36.272 --> 21:37.579
و جواب تلفن‌هاشون رو نده

21:51.285 --> 21:55.112
مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد
...لطفا بعد از شنیدن

22:09.718 --> 22:11.838
نمی‌گم این کارماست

22:12.318 --> 22:14.238
خودم این حرف رو بیشتر از صد بار شنیدم

22:14.252 --> 22:16.184
...من و تو -
نگو با هم فرق داریم -

22:16.212 --> 22:17.363
چه فرقی با هم داریم؟

22:17.365 --> 22:20.585
همه می‌خوان از کسی که دوستش دارن محافظت کنن

22:20.792 --> 22:21.921
به هر حال

22:21.969 --> 22:24.392
نیومدم اینجا بحث کنم حق با کیه و کی مقصره

22:24.453 --> 22:27.043
به دخترم نگو بیاد بیمارستان و به او روم سر بزنه

22:27.045 --> 22:28.050
چی داری می‌گی؟

22:28.052 --> 22:29.812
امروز صبح دوباره زنگ زد

22:30.338 --> 22:31.936
همه‌اش درباره‌ی اینکه چی خورده
و چی نخورده حرف زد

22:32.124 --> 22:33.392
برای چی؟

22:33.605 --> 22:35.318
واقعا انقدر به دلسوزی نیاز دارین؟

22:35.405 --> 22:37.409
این همه دم از حفظ حد و مرز می‌زنی

22:37.683 --> 22:39.632
پس چرا شماره‌ی شوهرم رو بلاک نکردی؟ -
اونی -

22:39.692 --> 22:42.892
نمی‌فهمم چطور از مادری مثل تو
همچین دختری به دنیا اومده

22:43.012 --> 22:44.168
حداقل

22:44.429 --> 22:47.185
اون بیشتر از هر چیزی نگران یه بچه‌ی بدحال بود

22:47.531 --> 22:50.582
وقتی عروسم اومد عذرخواهی کنه
گفت این موضوع بین بزرگترهاست

22:51.043 --> 22:53.300
گفت فقط می‌خواد تمرکزش رو روی او روم بذاره

22:53.410 --> 22:54.692
از دختر خودتم بدتری، نه؟

22:54.785 --> 22:56.164
دیگه چیکار می‌تونستم بکنم؟

22:56.505 --> 22:58.385
این تو بودی که منو به این روز انداختی

22:58.532 --> 23:01.322
می‌تونم با کل دنیا مهربون باشم
ولی با این خانواده نه

23:02.312 --> 23:05.158
شاید فکر کنی خودم اینجوری شدم

23:05.245 --> 23:07.731
ولی به نظر من، این لجبازی تو بود
که منو به این روز انداخت

23:10.232 --> 23:13.314
به هر حال، هر چی اومده بودم بگم رو گفتم

23:13.458 --> 23:14.850
پات رو از گلیمت درازتر نکن

23:14.852 --> 23:16.996
جی نی ساده‌ست و زیادی مهربونه

23:16.997 --> 23:18.218
از مهربونیش سواستفاده نکن

23:18.431 --> 23:20.269
اون موقع التماس می‌کردی سهامت رو نجات بدم

23:20.470 --> 23:23.592
حالا که به اسمت زدمشون، دیگه کارت باهام تموم شده؟

23:24.304 --> 23:27.157
نا سه ری، اینجوری زندگی نکن

23:27.505 --> 23:30.309
از آینده خبر نداری، شاید یه روز نوبت خودت بشه

23:30.410 --> 23:32.038
این حرف‌های نحس رو نزن

23:32.572 --> 23:35.228
...اون حرف‌هایی که به من و جی نی زدی

23:35.315 --> 23:37.658
هنوزم انقدر واضح یادمه که تنم رو می‌لرزونه

24:10.032 --> 24:11.703
ممنون، مامان

24:11.918 --> 24:15.093
او روم به جی نی زنگ زده؟

24:16.909 --> 24:17.998
نذار این کار رو بکنه

24:18.392 --> 24:19.782
مامانش خوشش نمیاد

24:20.460 --> 24:21.695
زنگ زده بود؟

24:21.743 --> 24:23.301
اومد خونه‌امون

24:24.538 --> 24:27.980
گفت دیگه از مهربونی جی نی سواستفاده نکنیم

24:28.454 --> 24:30.078
تقصیر منه

24:30.212 --> 24:32.054
تقصیر هیچکس نیست

24:32.943 --> 24:36.144
فقط خانواده‌هامون با هم کنار نمیان

24:40.493 --> 24:43.265
بفرمایین، کیک

24:43.488 --> 24:45.399
حتی کیک هم خریدی؟

24:48.318 --> 24:50.244
معلومه، مگه بدون کیک می‌شه؟

24:50.338 --> 24:51.885
داریم کسب‌وکارمون رو شروع می‌کنیم

24:52.538 --> 24:53.802
زود باش، کیک رو ببر

24:58.363 --> 24:59.405
بزن دست قشنگه رو

25:03.998 --> 25:06.519
رئیس، دیگه یکی رو پاره‌وقت استخدام کن

25:06.540 --> 25:07.763
منم سرم شلوغه

25:07.765 --> 25:08.945
چرا زیرش می‌زنی؟

25:09.025 --> 25:10.157
گفته بودی اینجا رو می‌گردونی

25:10.185 --> 25:11.734
من؟ کی همچین حرفی زدم؟

25:11.982 --> 25:13.205
منم شاهدم

25:13.475 --> 25:14.532
...خب

25:14.533 --> 25:17.134
اون موقع تازه هنوز وارد مرکز فرهنگ و هنر نشده بودم

25:17.172 --> 25:20.177
آینده‌ام معلوم نبود
باید یه کاری می‌کردم که زنده بمونم

25:20.562 --> 25:21.932
همین -
چطور؟ -

25:22.038 --> 25:23.727
الان فرقی کرده؟

25:23.818 --> 25:24.973
فکر کردی برای خودت کسی شدی؟

25:25.987 --> 25:27.146
شدی؟

25:27.314 --> 25:29.101
...وای، شماها دیگه شورش رو درآوردین

25:29.455 --> 25:31.965
باشه، فعلا انجامش می‌دم

25:32.958 --> 25:34.445
هر وقت بتونم بهت کمک می‌کنم

25:34.592 --> 25:36.251
مگه حقوق کار انتشاراتیتون کمه؟

25:36.253 --> 25:38.231
هر چی پول بیشتر دربیاری، بهتره

25:39.351 --> 25:40.771
دنیای واقعیه دیگه

25:40.798 --> 25:43.831
تا وقتی دفتر بازسازی می‌شه
یه هفته وقت داری

25:43.892 --> 25:46.931
قسمتی از اتاق بابا رو می‌خوان
برای توسعه‌ی دفتر استفاده کنن

25:47.452 --> 25:50.358
پیشنهاد کردم که
فعلا فقط با شما دو نفر شروع بشه

25:51.671 --> 25:52.718
باشه، به نظر خوب میاد

25:52.772 --> 25:54.579
من و ته او، وسایل رو انتخاب می‌کنیم

25:54.613 --> 25:56.561
و اگه به کمک بیشتری نیاز داشتیم
به مدیرعامل می‌گم

25:56.562 --> 25:57.570
خوبه

25:57.572 --> 25:59.761
تو وارد نشدی، ولی برای خودت یه راهی داری

25:59.842 --> 26:02.758
من وارد شدم، ولی حس می‌کنم گیر کردم
چرا؟

26:02.865 --> 26:05.605
جونگ آ، بیشتر روی نقاشیتون تمرکز کنین

26:06.252 --> 26:08.745
استادها هم از کارتون تعریف می‌کنن

26:09.165 --> 26:12.358
مرکز هنر و فرهنگ داره یه نمایشگاه گروهی
برنامه‌ریزی می‌کنه

26:13.511 --> 26:15.298
الان اوضاع بد نیست

26:15.512 --> 26:17.012
از این به بعد
اوضاعتون خوب پیش می‌ره

26:17.165 --> 26:19.551
آره، روی شما حساب باز می‌کنم

26:20.659 --> 26:24.211
به سلامتی

26:30.605 --> 26:31.605
بچه‌ست؟

26:31.828 --> 26:32.828
آره

26:32.900 --> 26:33.900
بچه؟

26:35.785 --> 26:37.478
یه بچه‌ی مریضی هست

26:37.985 --> 26:40.352
جی نی، به دلت رجوع کن

26:40.412 --> 26:41.571
نگران مامانت نباش

26:41.619 --> 26:44.101
درسته، این بار هم پیشتم

26:44.268 --> 26:45.711
دلم به حال اون بچه‌ی بیچاره می‌سوزه

27:10.298 --> 27:12.865
کلا هیچکس؟ مگه می‌شه؟

27:12.932 --> 27:14.091
من هم نمی‌تونم؟

27:14.272 --> 27:16.344
حتی نمونه‌هایی که از ویتنام آوردن

27:17.802 --> 27:19.521
هیچکدوم بهش نمی‌خورن

27:25.271 --> 27:26.598
مامان

27:26.712 --> 27:28.387
...بانک اطلاعاتی

27:28.748 --> 27:31.072
اهداکننده‌های مغز استخوان خارج از کشور رو
بررسی می‌کنیم

27:32.065 --> 27:33.651
هنوز یه نفر هست

27:36.212 --> 27:37.875
یه نفر هست

27:47.678 --> 27:49.104
دوباره چی می‌خواستی بکشی؟

27:49.105 --> 27:52.532
یه رنگین‌کمون -
خب پس یه رنگین‌کمون بکشیم؟ -

27:55.912 --> 28:01.505
یک، دو، سه -
وووو -

28:01.505 --> 28:20.401
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Nathanael ✧ Azadeh ✧ Fawn ✧ MahSHid ✧ Hilda ✧ TINA ✧ SEVDA ✧ Luníra ✧Moon ✧ Drogo ✧
✧ ادیت: snowman✧

28:20.401 --> 28:23.421
˚❀⋆شناسنامه‌ی خانوادگی❀⋆˚

28:23.438 --> 28:25.472
چرا اجازه می‌دی غرورت مانعت بشه؟

28:25.485 --> 28:27.829
تو و مامانت هر دوتاتون زیادی تند می‌رین

28:27.831 --> 28:30.632
به نظرتون من خودخواهم؟ -
کی گفته؟ -

28:30.634 --> 28:33.699
چطور آدم می‌تونه
کسی که بهش دروغ گفته رو ببخشه؟

28:33.705 --> 28:35.505
به نظرم کل قضیه یه دروغه

28:35.507 --> 28:37.270
می‌شه فقط یه بار آزمایش بدی؟

28:37.271 --> 28:38.856
!برو بیرون، گفتم برو بیرون

28:38.858 --> 28:40.470
می‌دونم این دلتون رو می‌شکنه

28:40.471 --> 28:42.492
ولی باز هم درست نیست
