WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‫‫◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه‌ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
‫◈✥━━━━══KoreFaacom══━━━━✥◈
‫مترجم: Nezuko
فاگ داگ
‫قسمت: دوم

00:05.980 --> 00:06.980
‫مرخصی؟

00:06.980 --> 00:09.610
‫چندتا مشکل سلامت روان دارم

00:09.610 --> 00:12.530
‫من ساروواتاری هیبیکی‌ام
‫از پلیس متروپولیتن!

00:12.530 --> 00:15.570
‫نظرت چیه؟
‫کمکم می‌کنی یه کم تحقیق کنیم؟

00:15.570 --> 00:18.700
‫خیلی خب
‫لطفاً بذارین همکاری کنم

00:19.630 --> 00:21.000
‫فکر کنم فهمیدم!

00:21.000 --> 00:23.620
‫شاید واقعاً خود راننده بوده!

00:23.620 --> 00:24.870
‫خرسه؟

00:24.870 --> 00:28.140
‫نه خرس، این!

00:29.960 --> 00:31.920
‫ها؟ منظورت چیه؟

00:33.990 --> 00:36.720
‫«تاتسونو کانون»

00:37.690 --> 00:40.930
‫واو! چه خاطره‌انگیز...
‫شیروکورو پاندا!

00:40.930 --> 00:42.730
‫شیروکورو پاندا؟

00:42.730 --> 00:43.990
‫یادم اومد یه کتاب تصویری

00:43.990 --> 00:47.470
‫با اسم تاتسونو کانون‌سان روش
‫توی کتاب‌فروشی دست‌دوممون فروخته می‌شد

00:47.470 --> 00:51.140
‫یه انیمه‌ست که سال 2019
‫یکشنبه صبح‌ها ساعت 8:30 پخش می‌شد

00:51.140 --> 00:52.360
‫«کارآگاه! خانم پاندا»

00:52.360 --> 00:54.670
‫همکار شخصیت اصلی

00:54.670 --> 00:56.530
‫شیروکورو پانداست

00:57.250 --> 01:01.240
‫درسته
‫نمی‌دونم چرا عاشق این شخصیت بودم

01:01.240 --> 01:03.030
‫اغلب روی پشت‌بوم فروشگاه‌های بزرگ

01:03.030 --> 01:05.320
‫با عروسک لباس‌پوشش
‫عکس می‌گرفتم

01:05.320 --> 01:08.120
‫این پاندای تپل و کوتوله
‫چه چیز خوبی داره؟

01:08.120 --> 01:10.170
‫ها؟! مگه بامزه نیست؟

01:10.620 --> 01:15.010
‫قبلاً به مامانم التماس می‌کردم
‫«می‌خوام شیروکورو پاندا رو ببینم!»

01:20.580 --> 01:22.140
‫می‌خوام پاندا رو ببینم

01:22.550 --> 01:23.690
‫ها؟

01:23.690 --> 01:27.870
‫می‌خوام شیروکورو پاندا رو ببینم!
‫منو ببر فروشگاه بزرگ

01:27.870 --> 01:30.800
‫مامان وقت این کارها رو نداره

01:30.800 --> 01:33.650
‫یکشنبه پیش هم گفتی منو می‌بری!

01:33.650 --> 01:34.940
‫دروغگو

01:35.280 --> 01:37.390
‫هی...

01:37.390 --> 01:41.490
‫مامان روزهای تعطیل هم کار می‌کنه
‫تا کادوی تولد کانون رو بخره، می‌دونی

01:41.870 --> 01:45.620
‫پس من کادو نمی‌خوام

01:45.620 --> 01:48.650
‫این حرف رو نزن!

01:49.260 --> 01:52.130
‫نه پاندا برام مهمه!
‫نه کادو!

01:56.420 --> 01:58.590
کا نون‌چان، فقط یه لحظه صبر کن

01:58.590 --> 02:00.710
‫هی، هی، هی...

02:01.820 --> 02:05.870
‫پس می‌گی اون یه پاندا دیده، نه خرس؟

02:05.870 --> 02:07.330
‫یکی توی لباس عروسکی

02:07.330 --> 02:11.670
‫تـ... تولد کانون‌سان 21 جولایه
‫فردای تصادف

02:11.670 --> 02:16.010
‫شاید موقع برگشتن از جایی که می‌خواسته
‫برای تولد دخترش شیروکورو پاندا رو بهش نشون بده

02:16.010 --> 02:17.890
‫تصادف کرده؟

02:22.980 --> 02:25.580
‫که این‌طور...

02:25.580 --> 02:28.330
‫بذار یه کم مستقیم‌تر بپرسم

02:29.040 --> 02:31.420
‫ها؟ الان چی گفتی؟

02:32.010 --> 02:37.350
‫خب، شش سال پیش، ممکنه مادرت
‫درگیر یه تصادف و فرار شده باشه

02:37.350 --> 02:39.240
‫مامان، تصادف و فرار؟

02:39.240 --> 02:40.510
‫محاله!

02:40.510 --> 02:44.160
‫نه، صبر کن، آروم باش و گوش بده
‫هنوز در حال تحقیقه

02:46.330 --> 02:48.730
‫ببخشید، باید این تماس رو جواب بدم

02:48.730 --> 02:49.600
‫بقیه‌اش با تو

02:51.470 --> 02:53.080
‫آه، امم...

02:53.080 --> 02:56.230
‫فقط در حد اینه که بهش مظنونن...

02:57.950 --> 03:00.770
‫تصادف و فرار، محاله!

03:00.770 --> 03:02.740
‫مامان همیشه...

03:02.740 --> 03:06.200
‫مـ... معذرت می‌خوام
‫لطفاً آروم باشین...

03:08.030 --> 03:09.540
‫لطفاً دیگه دنبالم راه نیفتین

03:10.000 --> 03:11.710
‫صبر کن!

03:10.680 --> 03:11.710
‫-ولم کن!

03:16.640 --> 03:18.050
‫حالت خوبه؟

03:22.340 --> 03:23.750
‫چطور پیش رفت؟

03:23.750 --> 03:26.060
‫با اون شاهد قدیمی تماس گرفتی؟

03:26.060 --> 03:29.280
‫بله، یه کم طول کشید

03:29.280 --> 03:33.070
‫ولی پیداش کردم
‫سه سال پیش وارد یه خانه سالمندان شده

03:33.070 --> 03:34.810
‫فکر کنم امروز بتونم باهاش تماس بگیرم

03:34.810 --> 03:38.230
‫خیلی خب!
‫وقتی تأییدش کردی بهم خبر بده!

03:41.330 --> 03:42.570
‫اینوکای؟

03:42.570 --> 03:44.380
‫خوبی؟

03:51.680 --> 03:53.840
‫خوبی؟
‫مشکلی پیش اومده؟

03:55.740 --> 03:56.840
‫ببخشید!

03:56.840 --> 03:58.660
‫اینوکای... هی!

03:59.200 --> 04:00.130
‫چی شده؟

04:06.600 --> 04:09.890
‫♪ اسمش رو گذاشتم وجود A ♪

04:09.770 --> 04:11.310
‫- سگ -

04:09.770 --> 04:11.310
‫اینوکای کیری

04:09.770 --> 04:11.310
‫تایرا یونا

04:09.890 --> 04:12.520
‫♪ معنایی نداره، اصلاً معنایی نداره ♪

04:12.520 --> 04:13.650
♪ امروز هم ♪

04:13.270 --> 04:14.820
‫- میمون -

04:13.270 --> 04:14.820
‫ساروواتاری هیبیکی

04:13.270 --> 04:14.820
‫مارویاما ریوئه‌ای

04:13.650 --> 04:16.530
♪ در تنهایی فرو میره ♪

04:16.530 --> 04:19.570
‫♪ چهره واقعی شکسته‌ام، هویت واقعی‌ام ♪

04:17.150 --> 04:18.650
‫- شیر -

04:17.150 --> 04:18.650
‫شیشیو ماساتو

04:17.150 --> 04:18.650
‫فوکویاما شودای

04:19.570 --> 04:24.580
‫♪ برای اینکه دوباره از دستش ندم، چشم‌هام رو محکم بستم ♪

04:19.610 --> 04:21.110
‫- پلنگ -

04:19.610 --> 04:21.110
‫هیودو آتسوشی

04:19.610 --> 04:21.110
‫هاچیمورا رینتارو

04:21.990 --> 04:23.490
‫- شیر ماده -

04:21.990 --> 04:23.490
‫شیشیو کیکیو

04:21.990 --> 04:23.490
‫هارا فوکیکو

04:24.280 --> 04:25.790
‫- هلو -

04:24.280 --> 04:25.790
‫هوجو توجی

04:24.280 --> 04:25.790
‫یاماساکی جون

04:24.580 --> 04:27.240
‫♪ درخشان و پرنور بدرخش ♪

04:27.240 --> 04:30.460
‫♪ از دل تاریکی بیرون بزن ♪

04:29.540 --> 04:31.040
‫- سگ -

04:29.540 --> 04:31.040
‫اینوکای جوشیرو

04:29.540 --> 04:31.040
‫یاماگوچی ماکیا

04:30.460 --> 04:33.420
‫♪ حتی اگه جهنم بود، خب که چی ♪

04:31.750 --> 04:33.130
‫- گاو -

04:31.750 --> 04:33.130
‫اوشیو کنجی

04:31.750 --> 04:33.130
‫کاجیهارا زن

04:33.420 --> 04:36.590
‫♪ برقص، وجود A کج‌ومعوج ♪

04:33.830 --> 04:35.340
‫- دیو -

04:33.830 --> 04:35.340
‫کیتو یاسوئومی

04:33.830 --> 04:35.340
‫تاکاهاشی کاتسونوری

04:42.670 --> 04:47.890
‫هر کی اومد، خوش اومد
‫دنبال میمون ندوین

04:42.670 --> 04:47.890
‫(بازی با ضرب‌المثل ژاپنیه «هر کی اومد خوش
‫اومد، هر کی رفت دنبالش نرو» و اسم ساروواتاری)

05:03.590 --> 05:05.590
‫حالش خوبه، خوبه
‫ببخشید نگرانت کردیم

05:05.590 --> 05:06.940
‫جریان چی بود؟

05:09.330 --> 05:14.000
‫می‌دونی که کیری نمی‌تونه
‫چهره آدم‌ها رو به خاطر بسپره؟

05:14.790 --> 05:16.670
‫پروسوپاگنوزیا، نه؟

05:16.670 --> 05:19.400
‫آه، درسته
‫پروسوپاگنوزیا یعنی...

05:19.400 --> 05:21.320
‫آه، بفرما

05:21.320 --> 05:25.880
‫پروسوپاگنوزیا بسته به آدم‌ها فرق می‌کنه

05:25.880 --> 05:30.720
‫ولی در مورد کیری، خوندن
‫حالت‌های صورت هم براش سخته

05:38.880 --> 05:42.210
‫می‌گفت ترسناک‌ترین چیز اینه که ندونی

05:42.210 --> 05:44.940
‫بقیه چه احساسی دارن

05:46.330 --> 05:48.910
‫واقعاً ترسناک می‌شه

05:48.910 --> 05:52.990
‫برای همین پدر کیری بهش عینک آفتابی داد...

05:52.990 --> 05:54.080
‫عینک آفتابی؟

05:55.200 --> 05:58.540
‫«طلسمی که باعث می‌شه
‫همه لبخند به نظر بیان»

06:00.420 --> 06:02.770
‫ها؟ خیلی بده که!

06:02.770 --> 06:05.370
‫چی؟ واقعاً؟

06:05.370 --> 06:07.760
‫فکر می‌کردم خوب کشیدمش...

06:10.600 --> 06:12.850
‫همه دارن لبخند می‌زنن؟

06:12.850 --> 06:14.130
‫هوم؟

06:16.980 --> 06:19.760
‫آره! درست همینه

06:22.420 --> 06:24.930
‫حالا که حرفش شد...

06:24.930 --> 06:28.520
‫دیروز اینو توی محله خرید پیدا کردم

06:28.520 --> 06:30.600
‫تا-دا!

06:37.510 --> 06:39.270
‫بهت میاد!

06:39.270 --> 06:42.890
‫همه دور و بر کیری دارن لبخند می‌زنن!

06:42.890 --> 06:44.000
‫بابا هم

06:44.000 --> 06:46.090
‫با بابا ست شدم!

06:47.980 --> 06:50.470
‫آره، درسته!
‫ست شدیم!

06:54.410 --> 06:55.810
‫طلسم...

06:56.830 --> 07:02.880
‫چون از بچگی این‌طوری زندگی کرده
‫و خودش رو مجبور کرده اینو باور کنه

07:02.880 --> 07:08.640
‫وقتی جلوی جمع عینک آفتابیش رو درمیاره
‫وحشت‌زده می‌شه

07:08.640 --> 07:12.780
‫همین باعث شد توی کارش مدام به مشکل بخوره

07:14.770 --> 07:17.080
‫ولی کارآگاه شدن رویای اون بود، نه؟

07:17.490 --> 07:18.480
‫بله

07:18.480 --> 07:21.370
‫پدر کیری کارآگاه بود

07:21.370 --> 07:26.260
‫ولی وقتی کیری دبیرستانی بود

07:26.260 --> 07:28.510
‫یه مجرم با چاقو زدش و مرد

07:29.390 --> 07:32.550
‫بعد از اون، کیری اومد پیش ما

07:33.960 --> 07:35.720
‫که این‌طور...

07:53.630 --> 07:56.550
‫اوه؟ این که میمونک نیست!

07:57.420 --> 07:59.330
‫رئیس واحد اول تحقیقات، کیتو!

07:59.330 --> 08:01.040
‫از دیدنتون خوشحالم، قربان

08:02.260 --> 08:04.140
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

08:04.140 --> 08:07.180
‫اومدم از تیم تحقیق اینجا خبر بگیرم

08:07.180 --> 08:09.760
‫رئیس واحد بودن هم کار آسونی نیست

08:11.360 --> 08:14.670
‫از چیزی که می‌بینم، حسابی سرت شلوغه

08:14.670 --> 08:18.500
‫مخصوصاً فرستادمت پیش اوشیو
‫که راحت باشی

08:18.500 --> 08:21.410
‫الان دارم یه تصادف بزن درو
‫مربوط به شش سال پیش رو دنبال می‌کنم...

08:21.410 --> 08:23.010
‫تصادف بزن درو؟

08:23.010 --> 08:24.730
‫داری درباره چی حرف می‌زنی؟

08:24.730 --> 08:28.580
‫خب، می‌دونین دیگه، کار اداری به من نمی‌خوره

08:28.580 --> 08:29.510
‫چی؟

08:31.810 --> 08:32.930
‫هی

08:33.750 --> 08:37.820
‫فکر می‌کنی چرا فرستادمت
‫اون بخش؟

08:37.820 --> 08:39.620
‫کار اضافه نکن

08:40.550 --> 08:44.880
‫اضافه بودن یا نبودنش
‫بالاخره مشخص می‌شه

08:44.880 --> 08:46.880
‫خب پس! وسط تحقیقم

09:06.350 --> 09:09.320
‫حالا فقط باید منبع لباس
‫عروسکی رو پیدا کنیم...

09:11.120 --> 09:13.740
‫سرنخی هست...؟

09:25.260 --> 09:28.630
‫حالا فقط باید منبع لباس
‫عروسکی رو پیدا کنیم...

09:28.630 --> 09:31.470
‫این کتاب تصویری چیه؟

09:31.470 --> 09:33.550
‫آه، ببخشید
‫برای تحقیقه...

09:33.550 --> 09:35.220
‫اوه؟

09:35.220 --> 09:36.820
‫-تحقیق؟
‫-آره

09:36.820 --> 09:38.220
‫هی کیری!

09:38.220 --> 09:40.830
‫جدیداً انگار یه پیرمرد عجیب
‫مدام اذیتت می‌کنه، خوبی؟

09:40.830 --> 09:43.010
‫آره... قبول دارم عجیبه

09:43.010 --> 09:45.990
‫ولی به نظر آدم بدی نمیاد

09:45.990 --> 09:47.040
‫پس اشکالی نداره

09:47.040 --> 09:50.010
‫خب، اگه خودت می‌گی

09:50.010 --> 09:52.330
‫هنوز به حالت عادی برنگشتی

09:52.330 --> 09:55.370
‫به خودت فشار نیار، آروم استراحت کن

09:55.760 --> 10:00.630
‫آه، درسته
‫ماساتو، اینو بده بشورن!

10:00.630 --> 10:02.410
‫بو می‌ده، نه؟

10:02.410 --> 10:03.830
‫آره، بو می‌ده

10:03.830 --> 10:07.570
‫وای، تا چند سال دیگه می‌خوای
‫مجبورم کنی اینو بپوشم!

10:07.570 --> 10:10.090
‫این دست‌دومی دیگه از ریخت افتاده!

10:09.260 --> 10:10.090
‫-آره، هرچی

10:10.090 --> 10:12.280
‫دیگه کم‌کم به فکر لباس فرم جدید باش!

10:12.280 --> 10:13.530
‫هی!

10:14.620 --> 10:18.190
‫لباس فرم... دست‌دومی...

10:33.070 --> 10:38.030
اجناس غیرضروری شما را جمع‌آوری می‌کنیم)
(خدمات جمع‌آوری زباله شرکت کوواشیما

10:40.600 --> 10:42.080
‫فکر کنم فهمیدم!

10:44.990 --> 10:46.580
‫خونه تاتسونو؟

10:46.580 --> 10:50.000
‫بله، اون موقع اونجا
‫پیش‌بند و لباس فرم‌های مختلفی بود...

10:51.470 --> 10:55.250
‫فقط فکر کردم یه مادر سخت‌کوشه
‫که چندتا کار پاره‌وقت انجام می‌ده

10:55.250 --> 10:58.630
‫امم، بین اون‌ها
‫لباس فرم یه شرکت جمع‌آوری زباله هم بود!

10:58.630 --> 11:02.110
‫تو هم زود برو بیرون!

11:03.300 --> 11:05.970
‫خدمات جمع‌آوری زباله
‫شرکت کوواشیما

11:07.370 --> 11:09.190
‫فهمیدم!

11:10.320 --> 11:12.690
‫خوبه
‫مفید بودم

11:12.690 --> 11:16.340
‫خیلی خب!
‫پس من الان می‌رم محل کار تاتسونو

11:16.340 --> 11:17.480
‫تو چی؟

11:18.260 --> 11:19.530
‫ها؟

11:25.280 --> 11:28.000
‫دارم می‌پرسم میای یا نه!

11:28.000 --> 11:29.920
‫مـ... من نمی‌تونم بیام

11:29.920 --> 11:32.120
‫نمی‌تونم مثل دفعه قبل دردسر درست کنم

11:32.120 --> 11:33.000
‫ها؟

11:33.000 --> 11:35.910
‫چون نمی‌تونم چهره‌ها رو به خاطر بسپرم
‫و از نظر روانی ضعیفم

11:35.910 --> 11:38.360
‫و حتی اگه همراهتون بیام
‫قطعاً سربارتون می‌شم

11:38.360 --> 11:39.590
‫و همین که عینکم بیفته...

11:39.590 --> 11:42.320
‫آه، باشه، فهمیدم!

11:42.320 --> 11:43.510
‫همین‌جا بمون!

11:46.250 --> 11:47.260
‫ها؟

11:54.250 --> 11:56.020
‫ساروواتاری‌سان؟

11:57.300 --> 11:59.280
‫هی! یه لحظه صبر کن!

11:59.870 --> 12:02.200
‫داری زیاده‌روی می‌کنی!
‫اسم خودت رو پلیس می‌ذاری؟!

12:02.200 --> 12:03.450
‫-اینوکای!
‫-هی تو!

12:03.450 --> 12:05.730
‫فقط ساکت باش!

12:05.730 --> 12:08.860
‫اینوکای!
‫می‌خوای برگردی سر کار، نه؟

12:10.860 --> 12:14.070
‫اگه می‌خوای برگردی سر کار
‫فقط یه راه هست

12:14.070 --> 12:16.230
‫اول باید از اینجا بزنی بیرون

12:19.460 --> 12:23.050
‫ولی باز شکست می‌خورم و دردسر درست می‌کنم

12:23.050 --> 12:25.110
‫این اصلاً شکست حساب نمی‌شه!

12:25.110 --> 12:27.510
‫من خرابکاری‌های خیلی تماشایی‌تری کردم!

12:28.160 --> 12:29.220
‫ولی...

12:30.830 --> 12:36.060
‫می‌دونی چرا کارآگاه‌های ژاپنی
‫دوتایی کار می‌کنن؟

12:37.280 --> 12:38.470
‫ها...؟

12:38.470 --> 12:41.780
‫امنیت؟
‫نظارت متقابل؟

12:42.690 --> 12:46.180
‫تأیید شهادت؟
‫احتمالاً همه‌اش درسته

12:47.880 --> 12:52.150
‫ولی... مهم‌ترین چیز اینه که...

12:53.050 --> 12:55.960
‫نقطه‌ضعف‌های همدیگه رو جبران کنن!

12:56.870 --> 12:58.960
‫نقطه‌ضعف‌ها...؟

12:59.700 --> 13:00.990
‫گوش کن

13:02.950 --> 13:06.030
‫الان

13:06.030 --> 13:08.050
‫به تو نیاز دارم!

13:09.610 --> 13:12.070
‫گوش می‌دی؟ اینوکای

13:24.480 --> 13:26.790
‫انگار اشتباه قضاوتت کردم

13:27.870 --> 13:30.180
‫ببخشید، تقصیر من بود

13:49.370 --> 13:51.200
‫صـ... صبر کن!

13:55.660 --> 13:57.000
‫میام!

13:57.000 --> 13:59.520
‫لطفاً بذارین توی تحقیق همکاری کنم!

14:00.070 --> 14:01.970
‫از خونه اومدی بیرون

14:01.970 --> 14:04.660
‫آفرین، افسر اینوکای!

14:04.660 --> 14:05.900
‫پس بریم؟

14:23.230 --> 14:29.730
‫علاوه بر کار قراردادی رانندگی تحویل کالا
‫کارهای پاره‌وقت هم انجام می‌دادین

14:29.730 --> 14:33.410
‫ایزاکایا، سوپرمارکت، و...

14:33.410 --> 14:36.000
‫جمع‌آوری زباله هم همین‌طور

14:37.120 --> 14:39.100
‫وقتی با محل کار اون زمانتون تماس گرفتم

14:39.100 --> 14:41.860
‫سابقه‌ای بود که نشون می‌داد

14:42.450 --> 14:46.100
‫در تاریخ 20 جولای 2019
‫از یه شرکت رویداد توکیو

14:46.100 --> 14:49.270
‫یه لباس عروسکی جمع‌آوری کردین

14:49.270 --> 14:51.840
‫حتی یه عکس هم هست

14:53.870 --> 14:57.770
‫چون فکر کردین کانون‌چان که
‫عاشق شیروکورو پاندا بود خوشحال می‌شه

14:57.770 --> 15:01.410
‫اون روز اون لباس عروسکی
‫توی ماشینتون بوده، درسته؟

15:06.750 --> 15:08.220
‫این...

15:11.810 --> 15:15.800
‫و وقتی داشتین با اون لباس عروسکی
‫به خونه برمی‌گشتین

15:15.800 --> 15:19.980
‫متأسفانه باعث یه تصادف رانندگی شدین

15:35.000 --> 15:38.300
‫اوه نه، چی کار کنم...

15:43.360 --> 15:47.710
‫چون نمی‌خواستین لو برین، با عجله
‫لباس پاندا رو پوشیدین و رفتین بیرون

15:52.440 --> 15:55.900
‫آدم با عجله لباس پاندا می‌پوشه؟

15:55.900 --> 15:57.510
‫این چیزی جز یه داستان‌سازی افتضاح نیست...

15:57.510 --> 16:00.650
‫ولی این باعث می‌شه همه‌چیز جور دربیاد، نه؟

16:00.650 --> 16:05.730
‫یه مادر مجرد که مثل شما مشکل مالی داشته
‫همچین کاری می‌کرد، نه؟

16:05.730 --> 16:07.620
‫چی؟

16:10.170 --> 16:12.820
‫خب، شماها که نمی‌فهمین!

16:13.740 --> 16:18.430
‫اون موقع از آزار و اذیت‌های
‫شوهر سابقم رنج می‌بردم

16:18.430 --> 16:20.300
‫آزار و اذیت...

16:20.300 --> 16:24.570
‫طلاق بالاخره قطعی شده بود
‫و من با کانون مخفیانه زندگی می‌کردم

16:24.570 --> 16:27.640
‫ولی اون مرد دوباره اومد
‫و این بار پول خواست

16:27.640 --> 16:30.880
‫باید درباره اون موضوع
‫با ما پلیس‌ها مشورت می‌کردین!

16:30.880 --> 16:33.640
‫بارها باهاتون مشورت کردم!

16:33.640 --> 16:37.390
‫ولی شما فقط مدام تکرار کردین
‫«گشت‌ها رو بیشتر می‌کنیم»...

16:37.390 --> 16:38.970
‫آزار و اذیت؟

16:38.970 --> 16:40.020
‫بله

16:40.020 --> 16:42.620
‫جدیداً دوباره اومده اینجا...

16:42.620 --> 16:44.800
‫آسیب واقعی‌ای هم وارد شده؟

16:45.400 --> 16:48.250
‫نه... همچین چیزی نه...

16:48.250 --> 16:49.860
‫که این‌طور...

16:50.920 --> 16:55.880
‫متأسفم، توی همچین مواردی
‫بدون آسیب واقعی نمی‌تونیم اقدام کنیم...

16:55.880 --> 16:56.570
‫ها؟

16:56.570 --> 16:58.580
‫جابجایی رو به‌عنوان یه گزینه در نظر دارین؟

16:59.730 --> 17:01.950
‫نه، نمی‌تونیم...

17:03.400 --> 17:08.690
‫توی 10 سال گذشته، تعداد کسایی که
‫پلیس می‌شن نصف شده...

17:08.690 --> 17:11.670
‫برای خاطر کانون، به جای جابه‌جا شدن...

17:11.670 --> 17:14.430
‫یه مبلغ یکجا به شوهر سابقم دادم

17:14.430 --> 17:17.470
‫پـ... پس برای همین مجبور بودین
‫به کار کردن ادامه بدین

17:17.470 --> 17:19.070
‫بله

17:19.070 --> 17:21.130
‫اگه باعث یه تصادف رانندگی می‌شدم

17:21.130 --> 17:22.770
‫دیگه نمی‌تونستم کار تحویل کالا رو انجام بدم

17:23.130 --> 17:26.200
‫ولی به یه نفر زدین و فرار کردین!

17:26.200 --> 17:28.240
‫می‌فهمین چی کار کردین؟!

17:28.240 --> 17:29.800
‫آه، امم...

17:29.800 --> 17:34.130
کا نون‌سان درباره کارهای پاره‌وقت بهمون گفت

17:34.130 --> 17:39.030
‫گفت مامانش هیچ کار بدی نکرده
‫پس هر چی می‌خوایم می‌تونیم ازش بپرسیم...

17:39.950 --> 17:41.080
‫اون اینو گفت؟

17:41.630 --> 17:44.420
‫قربانی، آساهی ناتسومی‌سان

17:44.420 --> 17:46.960
‫اون موقع 15 ساله بود

17:46.960 --> 17:48.210
‫هم‌سن الان کانون‌سان

17:48.210 --> 17:50.810
‫به خاطر اون تصادف، نتونست توی مسابقه تنیس

17:50.810 --> 17:53.020
‫روز بعدش شرکت کنه

17:53.020 --> 17:56.780
‫و از باشگاه بیرون اومد

17:56.780 --> 17:59.090
‫دیگه اعتراف کن...

18:02.020 --> 18:03.560
‫اون سابقه‌ای که قبل‌تر گفتین...

18:03.560 --> 18:07.820
‫فقط یعنی این احتمال هست که من
‫لباس عروسکی رو برداشته باشم و رفته باشم خونه، نه؟

18:07.820 --> 18:10.370
‫مدرکی نیست که من تصادف و فرار کرده باشم!

18:10.370 --> 18:12.480
‫تا آخرش هم لجبازی، ها؟

18:12.480 --> 18:15.480
‫الان داریم از شاهد می‌خوایم
‫این عکس رو تأیید کنه!

18:15.480 --> 18:18.780
‫اگه با لباسی که اون موقع دیده یکی باشه
‫می‌تونم بازداشتت کنم!

18:18.780 --> 18:20.120
‫فقط وایسا و ببین

18:22.380 --> 18:24.320
‫نگاه کن!

18:24.320 --> 18:27.460
‫تماس همکارم، اون هم درست سر وقت

18:27.460 --> 18:30.290
‫بدشانسی آوردی!
‫تاتسونو چیساتو!

18:33.820 --> 18:35.510
‫ساروواتاری‌ام!
‫چطور شد؟

18:44.000 --> 18:45.430
‫ساروواتاری‌سان؟

18:46.940 --> 18:49.920
‫شاهد، ساتو تاکئو

18:49.920 --> 18:52.270
‫یه ماه پیش فوت کرده...؟

18:52.900 --> 18:55.730
‫متأسفانه بله
‫حمله قلبی بوده...

18:56.270 --> 18:59.740
‫پس دیگه نمی‌شه موضوع لباس عروسکی رو تأیید کرد

19:01.550 --> 19:03.950
‫محاله...

19:06.470 --> 19:09.120
‫کارمون تمومه؟
‫هنوز تحویل دارم

19:11.170 --> 19:12.450
‫ببخشید

19:52.640 --> 19:55.310
‫هی، گوش کن... این جدیده

19:55.310 --> 19:58.000
‫گفته بودیم با هم عوضشون می‌کنیم، نه؟

19:58.000 --> 19:59.990
‫تو هم یکی جدید گرفتی، نه؟

20:04.760 --> 20:05.760
‫دروغگو

20:19.050 --> 20:20.510
‫کا نون...

20:22.080 --> 20:23.330
‫ببخشید

20:37.150 --> 20:40.230
‫واقعاً خوبی؟
‫می‌تونم تا خونه همراهت بیام

20:40.230 --> 20:44.010
‫خوبم
‫می‌خوام تنها باشم...

20:44.760 --> 20:46.020
‫که این‌طور...

20:47.010 --> 20:49.160
‫خب پس، می‌بینمت

20:55.600 --> 20:57.320
‫بله، ساروواتاری‌ام

21:00.030 --> 21:02.700
‫تاتسونو چیساتو خودش رو تسلیم کرده؟!

21:02.700 --> 21:03.610
‫چی؟!

21:06.030 --> 21:07.700
‫کل ایستگاه الان به هم ریخته!

21:07.700 --> 21:10.580
‫مجرم پرونده تصادف و فرار خرس
‫خودش رو تسلیم کرده!

21:11.450 --> 21:13.640
‫حل کردن اون افسانه شهری...

21:13.640 --> 21:15.860
‫پایسن، فوق‌العاده‌ای!

21:13.640 --> 21:15.860
‫[اصطلاح عامیانه برای سنپای]

21:14.800 --> 21:15.860
‫-فوق‌العاده‌ای!

21:15.860 --> 21:17.420
‫فوق‌العاده‌ای!

21:16.510 --> 21:17.420
‫-فوق‌العاده‌ای!

21:19.290 --> 21:20.970
‫انجامش دادیم!

21:28.970 --> 21:30.240
‫بله

22:05.040 --> 22:08.340
‫مامان... ممنونم

22:27.880 --> 22:29.700
‫بابا...

22:29.700 --> 22:32.470
‫یه کم نزدیک‌تر شدم؟

22:41.170 --> 22:43.630
<i>‫مجرم تصادف و فرار یاناکا
‫از 6 سال پیش خودش را تسلیم کرد</i>

23:00.150 --> 23:06.070
‫‫◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه‌ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
‫◈✥━━━━══KoreFaacom══━━━━✥◈
‫مترجم: Nezuko
فاگ داگ
‫قسمت: دوم

23:07.160 --> 23:08.570
‫بو می‌ده!

23:08.410 --> 23:09.300
‫ها، این چه بوییه؟

23:09.300 --> 23:10.260
‫ها، چندش، منم؟

23:10.260 --> 23:11.320
‫واو! سوکه‌کیو!

23:11.320 --> 23:13.370
‫ها، خیلی وقت پیش یه چیزی
‫شبیه همین نگفته بودم؟

23:13.370 --> 23:17.080
‫به اندازه یه عمر «امروز» کشیدم
‫پس بقیه عمرم فقط چیزهای خوش می‌گذره!

23:17.080 --> 23:18.580
‫قسمت بعد: رقص شیر خفته!

23:18.200 --> 23:21.080
‫رقص شیر خفته

23:18.580 --> 23:20.300
‫شماها دوست دارین همچین چیزی ببینین، نه؟

23:20.300 --> 23:21.080
‫سوکه‌کیو!
