WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‫‫◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه‌ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
‫◈✥━━━━══KoreFaacom══━━━━✥◈
‫مترجم: Nezuko
فاگ داگ
‫قسمت: ششم

00:06.310 --> 00:09.650
‫اوسامی آیکو‌سان از پشت‌بام
‫ساختمان مدرسه افتاد

00:09.650 --> 00:11.520
‫چرا باید می‌مرد...

00:11.520 --> 00:16.790
‫روح انتقام‌جوی او تبدیل به شبح شده
‫و هنوز در مدرسه سرگردانه

00:16.790 --> 00:19.300
‫-می‌ترسی؟
‫-عمراً!

00:34.600 --> 00:35.650
‫اینوکای!

00:35.650 --> 00:37.650
‫ببخشید منتظرت گذاشتم، شریک!

00:38.830 --> 00:40.460
‫آدمه؟

00:41.320 --> 00:44.060
‫می‌شه بهمون بگین چه خبره؟

00:50.850 --> 00:52.150
‫‫◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه‌ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
‫◈✥━━━━══KoreFaacom══━━━━✥◈
‫مترجم: Nezuko
فاگ داگ
‫قسمت: ششم

00:53.650 --> 00:57.070
‫اوسامی‌سانِ گرگ‌ها

00:57.740 --> 00:59.640
‫دوباره می‌پرسم

00:59.640 --> 01:01.840
‫اسمتون و شغلتون؟

01:02.620 --> 01:05.140
‫ایناری نوزومی، استریمر

01:05.140 --> 01:06.340
‫استریمر؟

01:06.340 --> 01:08.510
‫کسی که بازی‌ها رو آنلاین پخش می‌کنه

01:08.510 --> 01:11.530
‫پس بگو ببینم چرا اون نمایش رو راه انداختی!؟

01:11.530 --> 01:13.610
‫ساروواتاری‌سان، لطفاً آروم‌تر

01:15.510 --> 01:18.430
‫امم، اون یونیفرم و کلاه‌گیس

01:18.430 --> 01:20.430
‫داری ادای دختری رو درمیاری که
‫توی دبیرستان تایتو گاکوئن مرد

01:20.430 --> 01:22.750
‫یعنی اوسامی آیکو‌سان، درسته؟

01:22.750 --> 01:25.830
‫رابطه‌ات باهاش چی بود؟

01:25.830 --> 01:27.700
‫دوست‌های ONG بودیم

01:28.400 --> 01:30.440
‫-چی چی بودین؟
‫-بازی آنلاین

01:31.500 --> 01:34.030
‫من و آیکو از راهنمایی با هم می‌گشتیم

01:34.030 --> 01:37.510
‫پس، امم، چرا تبدیل به روح شدی؟

01:40.210 --> 01:42.210
‫چون حسرت داشتم...

01:43.510 --> 01:47.720
‫اون موقع مدرسه رو می‌پیچوندم
‫و توی نت‌کافه‌ها قایم می‌شدم

01:47.720 --> 01:51.210
‫همیشه با آیکو توی وی‌سی می‌گشتم

01:51.890 --> 01:54.520
‫هر دومون از مدرسه متنفر بودیم

01:54.520 --> 01:58.760
‫تازه بازی‌های مشابه و این چیزها رو دوست داشتیم

01:58.760 --> 02:00.720
‫-وی‌سی؟
‫-یه نوع چای جدیده

02:00.720 --> 02:04.080
‫شما دوتا هیچ‌وقت توی دنیای واقعی همدیگه رو ندیدین؟

02:04.080 --> 02:05.600
‫آره، هیچ‌وقت

02:05.600 --> 02:08.030
‫از برخورد آفلاین با آدم‌ها متنفرم

02:08.030 --> 02:10.390
‫کاملاً درکت می‌کنم!

02:13.290 --> 02:14.790
‫تو پلیسی؟

02:20.780 --> 02:22.830
‫اجازه بده خودم رو معرفی کنم

02:26.150 --> 02:27.750
‫یه یوتیوبره، ها؟

02:27.750 --> 02:30.600
‫هی، تو گیمر به یوتیوبرها از بالا نگاه نکن!

02:30.600 --> 02:32.700
‫توی اتاق کوچیکت بیپ‌بوپ می‌کنی
‫و فکر می‌کنی خیلی خفنی!

02:31.740 --> 02:33.570
‫-بیپ‌بوپ؟

02:32.130 --> 02:35.400
‫-خب خب، ماگامی‌سان

02:32.700 --> 02:35.400
‫من بیرونم، دارم واقعاً...

02:35.400 --> 02:37.600
‫بیاین برگردیم سر داستان

02:40.140 --> 02:41.770
‫روزی که آیکو مرد...

02:43.360 --> 02:45.140
‫تعطیلات تابستونی بود

02:45.140 --> 02:47.770
‫برای همین از صبح با وی‌سی حرف می‌زدیم...

02:53.770 --> 02:56.320
<i>‫تنها جایی که به ذهنم رسید پشت‌بام مدرسه بود
‫آخرش تصمیم گرفتم بپرم
‫ببخشید که به دنیا اومدم...
‫خداحافظ</i>

02:53.770 --> 02:56.320
‫یه توییت خودکشی دیگه منتشر شد

02:56.320 --> 02:58.810
‫اه؟ یعنی چی؟

02:58.810 --> 03:01.140
‫این اواخر زیاد پیش میاد

03:01.770 --> 03:03.200
‫می‌فرستمش

03:03.200 --> 03:05.790
‫لینک فرستاده شد

03:05.300 --> 03:07.660
‫شرط می‌بندم فقط تروله

03:07.660 --> 03:11.330
‫با این حال، مو به تن آدم سیخ می‌کنه

03:15.350 --> 03:17.400
‫آیکو، هستی؟

03:20.860 --> 03:22.430
‫آیکو؟ چی شده؟

03:22.430 --> 03:23.550
‫بـ... ببخشید

03:23.550 --> 03:26.850
‫یه کاری پیش اومد
‫لاگ‌آوت می‌کنم

03:27.850 --> 03:30.020
‫تماس با aiko پایان یافت

03:36.760 --> 03:38.730
‫اون آخرین باری بود که حرف زدین؟

03:39.110 --> 03:40.800
‫آره، همون آخرش بود

03:40.800 --> 03:43.200
‫یهویی عوض شد

03:43.200 --> 03:46.260
‫پس اون توییت خودکشی چی بود؟

03:46.260 --> 03:48.210
‫احتمالاً فیک بود

03:48.210 --> 03:52.210
‫تا روز بعدش، اکانتش پاک شده بود

03:52.210 --> 03:55.370
‫و اون حسرتی که گفتی؟

03:57.360 --> 04:01.610
‫بعد از شروع دبیرستان، آیکو عوض شد

04:01.610 --> 04:04.140
‫یعنی، روشن‌تر شد

04:04.140 --> 04:05.840
‫دوست پیدا کرد

04:05.840 --> 04:08.230
‫آه، همون تغییر کلاسیک بعد از ورود به دبیرستان

04:08.230 --> 04:12.220
‫آره، همه‌مون از اون بچه‌ها می‌شناختیم
‫که یهویی پرزرق‌وبرق می‌شن

04:12.220 --> 04:13.850
‫این پیرمرده چشه؟

04:13.850 --> 04:15.400
‫پیرمرد نیستم، یوتیوبرم!

04:15.400 --> 04:16.230
‫خب که چی؟

04:16.230 --> 04:17.740
‫هی، از اولش بی‌ادبی می‌کنی، مشکلت چیه!؟

04:17.740 --> 04:18.850
‫من باید اینو بگم

04:18.850 --> 04:19.760
‫-چرا من؟
‫-حواسم رو پرت می‌کنه

04:19.760 --> 04:21.620
‫همون دختر بیپ‌بوپیه...

04:21.150 --> 04:24.150
‫-بیپ‌بوپ؟ این یارو رو نمی‌فهمم

04:21.620 --> 04:24.150
‫-داره دیر می‌شه، اینجا بشین

04:24.150 --> 04:26.120
‫باشه، ادامه بدیم

04:27.600 --> 04:29.190
‫آیکو شروع کرد می‌گفت

04:29.190 --> 04:32.130
‫«یه روزی باید همدیگه رو ببینیم»

04:32.130 --> 04:35.930
‫ولی من همیشه از زیرش درمی‌رفتم

04:36.590 --> 04:38.790
‫اگه این‌قدر نزدیک بودین، چرا همدیگه رو ندیدین؟

04:41.380 --> 04:44.180
‫جرئت دیدار رودررو رو نداشتم...

04:44.180 --> 04:45.510
‫یه روزی باید همدیگه رو ببینیم

04:45.510 --> 04:47.050
‫حسرتم همینه

04:49.430 --> 04:54.940
‫بعد از مرگش خبرها رو دنبال کردم

04:54.940 --> 04:58.960
‫ولی پلیس پیشرفتی نداشت و این چیزها...

05:00.470 --> 05:05.070
‫شاید فکر کنی دیوونه‌ام،
‫ولی برای همین تبدیل به روح شدم

05:05.070 --> 05:08.570
‫چون نمی‌خواستم راز ماجرا همین‌طوری تموم بشه

05:08.570 --> 05:12.360
‫و نمی‌تونستم این فکر رو از سرم بیرون کنم
‫که شاید تقصیر من بوده

05:14.290 --> 05:17.600
‫بهش بگو خودارضایی فکری، آره

05:17.600 --> 05:20.100
‫تازه فکر کردم اگه شایعه‌ها پخش بشن

05:20.100 --> 05:23.500
‫شاید کسی که می‌شناختش پیداش بشه

05:27.430 --> 05:30.100
‫یادم اومد! قبل‌تر یه نفر رو روی پشت‌بوم دیدم

05:30.100 --> 05:31.640
‫چی!؟

05:34.780 --> 05:37.080
‫کی؟! صورتش رو دیدی!؟

05:40.470 --> 05:41.320
‫خب خب خب...

05:41.320 --> 05:43.230
‫-باشه، هیودو!
‫-بله؟

05:43.230 --> 05:45.810
‫همه دوربین‌های نظارتی اطراف رو بررسی کن

05:45.810 --> 05:47.700
‫مدرسه متروکه‌ست، نه؟

05:47.700 --> 05:50.030
‫محاله هنوز دوربین...

05:50.760 --> 05:51.860
‫دوربین؟

05:58.330 --> 05:59.340
‫اه؟

05:59.340 --> 06:01.340
‫تو...

06:01.340 --> 06:04.280
‫از پشت‌بام فیلم ضبط‌شده داری؟

06:04.280 --> 06:06.280
‫آه، آره
‫دوربین رو هیچ‌وقت خاموش نکردم

06:09.220 --> 06:11.520
‫علوم غریبه‌ای!!!

06:11.520 --> 06:12.920
‫اسمم ماگامیه

06:13.690 --> 06:16.290
‫یوتیوبر ماگامی تورو!

06:27.060 --> 06:28.300
‫مهمون من

06:33.660 --> 06:36.130
‫بابت کاری که کردی ممنونم

06:36.130 --> 06:38.990
‫کردم؟ چرا فعل گذشته؟

06:38.990 --> 06:41.920
‫بابت اینکه امروز به اون مدرسه اومدی

06:41.920 --> 06:43.740
‫خب، تو شریـ...

06:44.890 --> 06:47.120
‫بخشی از کاره

06:50.680 --> 06:52.120
‫بگو ببینم، اینوکای

06:53.270 --> 06:56.510
‫فهمیدی اون روح آدمه، نه؟

06:56.510 --> 06:57.430
‫کی؟

06:58.340 --> 07:01.390
‫یعنی اون روح پا داشت، نه؟

07:01.390 --> 07:02.230
‫ها؟

07:03.630 --> 07:05.000
‫شوخی کردم

07:05.640 --> 07:08.210
‫وقتی ویدیوی ماگامی‌سان رو دیدم

07:08.860 --> 07:13.380
‫روح توی تصویر روی بازوی راستش
‫یه خال داشت

07:13.780 --> 07:17.450
‫ولی اوسامی‌سان روی بازوی راستش
‫خال نداشت

07:17.850 --> 07:22.120
‫پس حداقل نمی‌تونستن یه نفر باشن

07:22.470 --> 07:25.740
‫این دیگه چیه؟ چه ضدحال

07:25.740 --> 07:26.760
‫زودتر بگو

07:26.760 --> 07:29.130
‫ولی اولش گفتی تنهایی انجامش بدم...

07:30.710 --> 07:32.520
‫خب، هرچی

07:35.450 --> 07:38.330
‫راستی، پدرت...

07:40.250 --> 07:42.270
‫از طرف هیودو:
‫کاملاً توی دوربین افتاده!

07:40.250 --> 07:42.270
‫به نظر میاد کسی که روی پشت‌بوم بوده
‫توی تصویر دیده می‌شه!

07:42.270 --> 07:43.540
‫بریم!

07:43.540 --> 07:45.080
‫هی، اینو نمی‌خوری؟

07:45.080 --> 07:47.170
‫آه، من قهوه نمی‌تونم بخورم

07:51.890 --> 07:54.100
‫الان پخشش می‌کنم

07:58.230 --> 08:00.890
‫باید این یارو رو بگیریم

08:01.500 --> 08:03.870
‫چون اینوکای نمی‌تونه صورت‌ها رو ببینه

08:03.870 --> 08:05.760
‫این یکی با منه

08:16.060 --> 08:17.410
‫پیداش کردم!

08:18.580 --> 08:20.680
‫این آدم رو می‌شناسی؟

08:21.350 --> 08:23.450
‫نه، نمی‌تونم بگم می‌شناسم

08:23.450 --> 08:26.920
‫امم، می‌شه اون ویدیوی قبلی اوسامی‌سان رو نشونم بدی؟

08:29.720 --> 08:31.520
‫این آدم!

08:32.730 --> 08:35.250
‫این کیه؟

08:37.450 --> 08:40.920
‫این شیمیزوئه، یکی از هم‌کلاسی‌هامون

08:44.210 --> 08:46.510
‫اه؟ این شیمیزوئه؟

08:46.510 --> 08:48.440
‫قطعاً همون آدمه

08:48.440 --> 08:50.920
‫این مرد راه رفتن خاصی داره

08:50.920 --> 08:53.820
‫و عادت داره انگشتش رو بذاره روی لبش

08:53.820 --> 08:56.900
‫آه، راست می‌گی...
‫اگه دقیق نگاه کنی، ممکنه شیمیزو باشه

08:56.900 --> 08:58.640
‫این کار رو فکر کنم زیاد می‌کرد

08:58.640 --> 09:01.580
‫امم، می‌شه درباره‌اش بهم بگی؟

09:01.580 --> 09:03.940
‫شیمیزو...

09:03.940 --> 09:06.270
‫آرایش می‌کرد، با اینکه پسر بود

09:06.270 --> 09:07.690
‫آه، یه لحظه

09:08.660 --> 09:10.810
‫آه، بفرما
‫اینه

09:12.700 --> 09:14.910
‫شاید بیشتر از همه روحیه دخترونه داشته باشه

09:14.910 --> 09:16.690
‫واو، آره

09:16.690 --> 09:18.440
‫خیلی قشنگه!

09:18.440 --> 09:19.850
‫از خود ما دخترها هم دخترونه‌تره!

09:19.850 --> 09:21.540
‫-آه، ها؟
‫-نه؟

09:21.540 --> 09:24.240
‫نکته آرایش امروز چیه؟

09:25.100 --> 09:28.030
‫باهاش صمیمی بودین؟

09:28.030 --> 09:29.880
‫خب، همون‌طور که می‌بینی

09:29.880 --> 09:31.520
‫نسبتاً صمیمی بودیم

09:32.790 --> 09:36.890
‫امم، اون داره لبخند می‌زنه، درسته؟

09:37.590 --> 09:39.600
‫اه؟ منظورت چیه؟

09:39.600 --> 09:41.560
‫واضحه داره لبخند می‌زنه!

09:43.540 --> 09:45.250
‫ساروواتاری‌سان، خسته نباشین

09:45.250 --> 09:48.200
‫مرد روی پشت‌بوم رو شناسایی کردم!

09:53.670 --> 09:55.510
‫پس قبول داری، نه؟

09:55.510 --> 09:57.930
‫شب گذشته وارد ملک ممنوعه شدی

09:58.930 --> 09:59.680
‫بله...

10:00.820 --> 10:04.780
‫شـ... شیمیزو‌سان، چرا اون بالا بودی؟

10:05.110 --> 10:09.020
‫توی اینترنت خوندم که روح اوسامی‌سان اونجا ظاهر شده

10:09.020 --> 10:11.360
‫مدرسه‌مون یکی بود، برای همین کنجکاو شدم...

10:11.360 --> 10:13.120
‫کنجکاو؟

10:13.120 --> 10:14.820
‫واقعاً فقط همین بود؟

10:15.530 --> 10:18.100
‫تو می‌دونی چرا اون مرد، نه؟!

10:18.100 --> 10:19.430
‫صـ... صبر کنین!

10:19.430 --> 10:21.690
‫امم... اون موقع...

10:21.690 --> 10:25.350
‫اوسامی‌سان از طرف کسی
‫مورد زورگویی قرار می‌گرفت؟

10:25.350 --> 10:27.200
‫کـ... کی؟

10:27.200 --> 10:28.440
‫اـ... اوسامی‌سان

10:28.440 --> 10:29.940
‫نمی‌دونم!

10:38.380 --> 10:39.490
‫ببخشید، شیمیزو‌کون

10:39.490 --> 10:41.620
‫اون استوری‌بوردی که خواسته بودم تموم شد؟

10:41.620 --> 10:43.530
‫بله، همین الان میارمش

10:43.530 --> 10:45.340
‫-عجله کنیم
‫-بله

10:52.400 --> 10:54.790
‫مشکوکه...

10:54.790 --> 10:57.870
‫شاید باید به خاطر ورود غیرقانونی دستگیرش کنم

11:01.190 --> 11:02.710
‫سنگینه

11:02.710 --> 11:05.030
‫زود باش، عجله کن، وگرنه بارون میاد!

11:05.030 --> 11:06.990
‫زود باش، زود باش! از این طرف!

11:06.990 --> 11:09.110
‫زیادی ازم کار می‌کشی!

11:09.960 --> 11:12.000
‫زمان مهمه، آره، اینجا
‫بذارش اینجا

11:12.000 --> 11:14.510
‫بله، خسته نباشی
‫هنوز بیشتر هست!

11:14.510 --> 11:16.310
‫-آه، کیری، خوش برگشتی!
‫-برگشتم

11:16.310 --> 11:17.660
‫منم کمک می‌کنم

11:17.660 --> 11:20.620
‫آه، لازم نیست
‫این کار مردونه‌ست

11:21.970 --> 11:23.290
‫اوه کیری، خوش برگشتی

11:23.290 --> 11:25.040
‫رقت‌انگیزه
‫بده به من!

11:26.500 --> 11:28.170
‫هی، مامان...

11:29.660 --> 11:33.170
‫جلوی کیری خجالتم نده

11:34.510 --> 11:36.670
‫خجالت خودت؟

11:36.670 --> 11:39.010
‫عوضی زشت

11:37.560 --> 11:41.550
‫نشانه‌هایی بود که احتمال می‌داد او
‫به خاطر زورگویی جان خودش را گرفته باشد...

11:41.550 --> 11:43.150
‫اون آخرین باری بود که حرف زدین؟

11:43.150 --> 11:45.650
‫یهویی عوض شد

11:47.360 --> 11:49.450
‫اوسامی‌سان از طرف کسی
‫مورد زورگویی قرار می‌گرفت؟

11:49.450 --> 11:50.720
‫کـ... کی؟

11:50.720 --> 11:52.620
‫آرایش می‌کرد، با اینکه پسر بود

11:52.620 --> 11:55.790
‫خیلی قشنگه! از خود ما دخترها هم دخترونه‌تره!

11:58.960 --> 12:00.970
‫فکر کنم فهمیدم

12:01.520 --> 12:04.460
‫سلام سلام، من ماگامی تورو هستم

12:05.380 --> 12:06.780
‫یوتیوبر!؟

12:06.780 --> 12:08.210
‫خودمم

12:09.030 --> 12:11.290
‫اینوکای! آوردمش!

12:13.650 --> 12:16.370
‫شیمیزو! خیلی وقته ندیدمت!

12:17.190 --> 12:18.630
‫کوبایاشی‌سان؟

12:19.710 --> 12:23.190
‫اینجا چه خبره!؟
‫من سرم شلوغه، می‌دونین!

12:23.190 --> 12:26.910
‫ایشون شیمیزو‌سانه که
‫توی یه شرکت تبلیغات تلویزیونی کار می‌کنه

12:23.190 --> 12:28.460
‫[ تبلیغات تلویزیونی ]

12:26.910 --> 12:28.480
‫تبلیغات تلویزیونی!؟

12:29.620 --> 12:33.600
‫سلام سلام، من یوتیوبر ماگامی تورو هستم

12:34.430 --> 12:37.850
‫راستی، معمولاً از چه نرم‌افزار تدوینی استفاده می‌کنی؟

12:39.570 --> 12:40.370
‫و این شخص؟

12:41.280 --> 12:43.940
‫همون روحی که دنبالش بودی

12:44.880 --> 12:45.880
‫چی؟

12:47.750 --> 12:51.120
‫ممنون که همه‌تون جمع شدین

12:51.740 --> 12:54.960
‫حقیقت پشت مرگ اوسامی آیکو‌سان

12:54.960 --> 12:56.050
‫حلش کردم!

13:01.460 --> 13:02.540
‫اون روز

13:02.540 --> 13:06.390
‫اون برای خودکشی به اینجا نیومده بود

13:06.390 --> 13:10.700
‫شیمیزو‌سان، تو از زورگویی ریکو‌سان و بقیه رنج می‌بردی

13:10.700 --> 13:12.640
‫درسته؟

13:17.810 --> 13:20.980
‫زورگویی؟ این دیگه از کجا اومد؟

13:25.590 --> 13:27.790
‫اوه ببین، امروز هم زده

13:27.790 --> 13:29.460
‫آره واقعاً!

13:29.460 --> 13:32.460
‫یعنی روحیه دخترونه‌اش از ما هم بیشتر نیست؟

13:30.940 --> 13:32.460
‫-اه؟ فکر می‌کنی؟

13:34.460 --> 13:36.870
‫از خود ما دخترها هم دخترونه‌تره!

13:36.870 --> 13:40.260
‫-نه؟
‫-نکته آرایش امروز چیه؟

13:40.260 --> 13:41.630
‫از چه لوازم آرایشی استفاده می‌کنی؟

13:41.630 --> 13:44.670
‫چی می‌گین؟
‫اون داره لبخند می‌زنه، ببینین؟

13:44.670 --> 13:47.540
‫اگه من بودم، می‌زدم تو دهنتون

13:52.690 --> 13:54.280
‫دیگه کافیه!

13:57.480 --> 13:58.890
‫درسته

13:59.810 --> 14:02.230
‫من تمام این مدت

14:02.230 --> 14:03.450
‫داشتم زجر می‌کشیدم

14:09.730 --> 14:13.510
‫من و اوسامی‌سان یه راهنمایی می‌رفتیم

14:13.510 --> 14:18.220
‫و اون همیشه از اون آدم‌هایی بود
‫که تنها از پنجره بیرون رو نگاه می‌کرد

14:20.070 --> 14:23.590
‫اوسامی‌سان روی گونه راستش یه لک داشت

14:23.590 --> 14:26.820
‫زیاد به خاطرش مسخره‌اش می‌کردن

14:27.760 --> 14:30.350
‫من نیم‌رخش رو دوست داشتم

14:30.350 --> 14:33.050
‫و یواشکی ازش نقاشی می‌کشیدم

14:33.700 --> 14:38.220
‫هر دومون وارد یه دبیرستان خصوصی شدیم

14:38.650 --> 14:42.740
‫ولی کبودی‌اش با آرایش
‫خیلی قشنگ پنهان شده بود

14:45.130 --> 14:47.060
‫حتی بعد از محو شدن کبودی

14:47.060 --> 14:49.610
‫باز هم یواشکی نیم‌رخش رو می‌کشیدم

14:56.060 --> 14:59.360
‫من هم همون حوالی شروع کردم به آرایش کردن...

15:01.210 --> 15:04.320
‫به آیدل‌های مرد کره‌ای علاقه داشتم

15:04.320 --> 15:06.390
‫برای همین خودم یاد گرفتم

15:08.630 --> 15:10.520
‫ولی کم‌کم

15:10.520 --> 15:13.820
‫دخترها شروع کردن مسخره‌ام کنن...

15:13.820 --> 15:15.560
‫روحیه دخترونه‌اش از ما هم بیشتر نیست؟

15:15.560 --> 15:17.260
‫اه؟ یعنی من دارم بهش می‌بازم؟

15:17.260 --> 15:19.450
‫آره، آره! کاملاً می‌بازی!

15:19.450 --> 15:20.300
‫اه؟ محاله!

15:20.300 --> 15:23.200
‫شاید بیشتر از همه روحیه دخترونه داشته باشه

15:23.200 --> 15:24.600
‫قشنگه!

15:24.600 --> 15:27.590
‫از خود ما دخترها هم دخترونه‌تره!

15:27.590 --> 15:30.060
‫نکته آرایش امروز چیه؟

15:30.060 --> 15:31.890
‫از چه لوازم آرایشی استفاده می‌کنی؟

15:31.890 --> 15:33.480
‫صبر کن، این همونی نیست که آیکو استفاده می‌کرد؟

15:33.480 --> 15:35.580
‫-اوه، اینو دیدم!
‫-هی، آیکو!

15:35.580 --> 15:37.430
‫تو از این استفاده نمی‌کردی؟

15:38.410 --> 15:39.260
‫آره

15:39.260 --> 15:40.330
‫دیدی!

15:40.330 --> 15:42.970
‫-با هم ست کردن!
‫-نه؟ چه بامزه!

15:42.970 --> 15:45.500
‫منم می‌خوام با آیکو ست کنم!

15:45.500 --> 15:47.720
‫چه حسی داره، ها؟

15:50.490 --> 15:53.810
‫زجر می‌کشیدم...

15:53.810 --> 15:55.630
‫هر روز

15:55.630 --> 15:58.100
‫دخترها به صورتم و آرایشم می‌خندیدن

15:58.100 --> 16:00.080
‫نه نه نه، صبر کن!

16:00.080 --> 16:01.930
‫لطفاً ادامه بده

16:01.930 --> 16:04.410
‫اون روز یه روز مدرسه در تعطیلات تابستونی بود

16:04.410 --> 16:08.160
‫و من تنها توی اتاق هنر نقاشی می‌کشیدم

16:11.410 --> 16:13.320
‫ها؟ تویی

16:13.320 --> 16:15.950
‫بعد اوسامی‌سان وارد شد...

16:15.950 --> 16:17.260
‫چی کار می‌کنی؟

16:18.470 --> 16:19.940
‫نقاشی می‌کشم

16:23.890 --> 16:26.410
‫هی، می‌تونم اینو ببینم؟

16:26.410 --> 16:28.340
‫آه، آره، حتماً

16:30.570 --> 16:32.970
‫اوه، این همون جاست؟

16:32.970 --> 16:35.720
‫آه، آره، توی راه خونه کشیدمش

16:35.720 --> 16:36.910
‫آها

16:41.380 --> 16:42.850
‫این...

16:44.680 --> 16:46.020
‫...منم؟

16:46.810 --> 16:48.640
‫بـ... ببخشید

16:48.640 --> 16:49.570
‫یعنی...

16:49.570 --> 16:52.000
‫از وقتی وارد دبیرستان شدیم، عوض شدی

16:52.000 --> 16:53.520
‫آرایشت هم فوق‌العاده‌ست

16:54.550 --> 16:56.860
‫فکر می‌کنم اینکه اون لک رو
‫این‌قدر خوب پنهان می‌کنی، عالیه

16:56.860 --> 16:58.330
‫چی؟

16:59.990 --> 17:02.130
‫من رو با خودت یکی نکن!

17:21.300 --> 17:23.270
‫اصلاً این صورتت چیه؟

17:25.560 --> 17:27.320
‫تو یه عجیب‌الخلقه‌ای

17:30.230 --> 17:31.130
‫یکی مثل تو...

17:31.130 --> 17:32.700
‫یکی مثل تو

17:33.690 --> 17:36.320
‫____________________________!

17:42.240 --> 17:48.670
‫عوضی زشت

17:49.750 --> 17:52.480
‫یه توییت خودکشی دیگه منتشر شد

17:53.600 --> 17:57.650
‫این اواخر زیاد پیش میاد
‫می‌فرستمش

17:56.090 --> 17:57.630
<i>‫اون بود که بهم نشون داد</i>

17:56.090 --> 17:57.630
<i>‫که حتی ارزش نفس کشیدن ندارم</i>

18:11.070 --> 18:13.590
‫هی! چی کار می‌کنی!؟

18:15.040 --> 18:17.480
‫ها؟ چطور...

18:20.100 --> 18:22.080
‫تقصیر منه؟

18:24.360 --> 18:26.380
‫چون تو من رو کشیدی!

18:26.380 --> 18:28.420
‫خفه شو! دیگه تمومه!

18:28.420 --> 18:29.890
‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم!!

18:43.570 --> 18:45.440
‫هی!

19:06.120 --> 19:07.150
‫نه...

19:08.270 --> 19:09.950
‫کار من نبود

19:09.950 --> 19:11.340
‫تقصیر من نیست!

19:23.450 --> 19:24.610
‫ببخشید...

19:25.750 --> 19:27.140
‫خیلی ببخشید...

19:27.950 --> 19:30.600
‫نمی‌تونه حقیقت داشته باشه...

19:30.600 --> 19:32.750
‫ما با هم می‌خندیدیم

19:38.030 --> 19:40.700
‫ویدیویی که بهم نشون دادی

19:40.700 --> 19:45.420
‫به نظر من، اصلاً نمی‌اومد
‫اون داره می‌خنده

19:48.880 --> 19:51.480
‫فقط شوخی بود

19:52.660 --> 19:54.840
‫نکته جالب شوخی همینه

19:54.840 --> 19:58.590
‫فقط وقتی جواب می‌ده که هر دو طرف
‫خنده‌دار بدوننش

20:11.720 --> 20:15.690
‫یه توییت خودکشی دیگه منتشر شد
‫می‌فرستمش

20:14.190 --> 20:15.690
<i>‫[...]
‫خداحافظ
‫چیزی که زیباتر از همه می‌دونستم
‫خرد شد و ناپدید شد
‫اون بود که بهم نشون داد
‫[...]</i>

20:15.690 --> 20:18.370
‫یه کاری پیش اومد
‫لاگ‌آوت می‌کنم

20:17.570 --> 20:19.440
‫تماس با aiko پایان یافت

20:19.440 --> 20:23.210
‫اگه فقط اون توییت رو براش نفرستاده بودم...

20:26.930 --> 20:27.900
‫ببخشید

20:33.100 --> 20:35.180
‫خیلی ببخشید

20:36.190 --> 20:38.050
‫ما بی‌قدرتیم...

20:39.690 --> 20:41.410
‫نه...؟

20:46.130 --> 20:48.360
‫زمان راهنمایی

20:48.360 --> 20:51.280
‫آیکو یه بار اینو گفت

20:51.280 --> 20:56.050
‫«کاش صورت نداشتیم، اون‌وقت زندگی خیلی راحت‌تر بود»

20:59.000 --> 21:04.160
‫چون تونستم با همه شما ملاقات کنم و حرف بزنم
‫تونستم به حقیقت برسم

21:04.160 --> 21:05.880
‫خیلی ممنونم

21:08.530 --> 21:10.370
‫نه، ما ممنونیم

21:13.520 --> 21:16.050
‫به نظر میاد بالاخره می‌تونم به آدم بودن برگردم

21:16.050 --> 21:18.120
‫یه حقیقت همیشه پیروزه!

21:18.120 --> 21:19.800
‫تو که هیچ غلطی نکردی

21:19.800 --> 21:21.690
‫راستی، دوربین من کجاست؟

21:21.690 --> 21:23.810
‫نمی‌دونم، تو مدرسه جاش گذاشتم!

21:23.810 --> 21:25.330
‫ها؟ چرا جاش گذاشتی!؟

21:25.330 --> 21:26.700
‫مشکل من نیست، مال توئه!

21:26.700 --> 21:28.380
‫اصلاً بامزه نیستی

21:28.380 --> 21:29.640
‫می‌تونستی برام برداریش!

21:29.640 --> 21:31.270
‫برام مهم نیست! از من نخواه!

21:31.270 --> 21:35.590
‫مامانت بهت یاد نداده
‫چیزهای گمشده رو ببری پلیس!؟

21:33.100 --> 21:35.520
‫یه روزی باید همدیگه رو ببینیم

21:35.590 --> 21:38.790
‫واقعاً دلم می‌خواست توی دنیای واقعی ببینمت...

21:40.170 --> 21:41.650
‫آیکو

21:45.990 --> 21:47.970
‫وااا! پیداش شد!!

21:47.970 --> 21:49.700
‫ببخشید، ببخشید، ببخشید...!

21:51.640 --> 21:53.900
‫دوربینش رو انداخت

22:03.800 --> 22:06.800
‫کونو آیاکا

22:10.560 --> 22:11.740
‫ببخشید

22:11.740 --> 22:13.440
‫اوه، سارو‌کون

22:13.440 --> 22:14.640
‫چی شده؟

22:17.290 --> 22:21.080
‫درباره پرونده‌ای که پدر اینوکای توش مرد...

22:21.650 --> 22:24.860
‫وقتی فایل‌ها رو نگاه کردم
‫اسمت توش بود

22:25.320 --> 22:28.290
‫قبلاً توی پزشکی قانونی کار می‌کردی؟

22:29.970 --> 22:31.810
‫درسته

22:31.810 --> 22:35.790
‫البته سال‌ها پیش استعفا دادم

22:35.790 --> 22:38.470
‫من، جوشیرو و کیتو...

22:38.470 --> 22:41.040
‫توی آکادمی پلیس هم‌کلاسی بودیم

22:43.100 --> 22:46.510
‫پس چرا بعد از اون پرونده
‫از پزشکی قانونی استعفا دادی؟

22:49.620 --> 22:51.050
‫کیتو...

22:55.060 --> 22:56.850
‫دیگه نمی‌تونستم بفهممش

23:00.020 --> 23:05.570
‫‫◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه‌ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
‫◈✥━━━━══KoreFaacom══━━━━✥◈
‫مترجم: Nezuko
فاگ داگ
‫قسمت: ششم

23:06.280 --> 23:07.810
‫پا-پا-پا-ران-پا-پا!

23:07.810 --> 23:11.200
‫همه تعطیلات تابستونی‌شون رو چطور گذروندن؟

23:11.200 --> 23:17.040
‫و درباره سوشی مورد علاقه‌ام، احتمالاً فکر کردین می‌گم رول کاپا، نه؟ اونی!

23:17.040 --> 23:18.970
‫قسمت بعد: کاپا رو تحریک نکن

23:17.870 --> 23:20.960
‫کاپا رو تحریک نکن

23:18.970 --> 23:20.960
‫تا کی می‌خوای مجبورم کنی این کار رو بکنم، تاکایاناگی؟!

23:18.970 --> 23:20.960
‫(یکی از تهیه‌کننده‌ها)
