WEBVTT

00:13.021 --> 00:17.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

00:17.684 --> 00:20.497
‫[ دروازه‌ی آدم‌کش‌ها ]‬

00:25.268 --> 00:28.155
‫[ بی‌آی‌اِف، مرکز بازجویی میدانی ]‬

00:32.753 --> 00:33.863
‫برنامه‌ت چیه، نیکسون؟‬

00:33.888 --> 00:35.400
‫تو که رگ خواب صدام دستته‬

00:35.424 --> 00:37.484
‫انگار مرگش رو پذیرفته‬

00:37.788 --> 00:40.176
‫پس چیزی نداریم که باهاش تهدیدش کنیم‬

00:40.201 --> 00:42.027
‫هدف تهدید کردنش نیست‬

00:42.051 --> 00:44.352
‫باید قانعش کنیم که این بهترین راهشه‬

00:44.377 --> 00:46.598
‫برای کی بهترینه، قربان؟‬

00:46.623 --> 00:47.971
‫هرچی داشتیم بهش پیشنهاد دادیم‬

00:47.996 --> 00:49.355
‫مشکل دقیقاً همینه‬

00:49.379 --> 00:51.203
‫باید دست از ناز کشیدنش برداریم‬

00:51.228 --> 00:54.424
‫تنها شانس‌مون اینه کاری کنیم حس کنه فراموشش کردیم‬

00:54.449 --> 00:55.974
‫صدام نیاز داره حس کنه اختیار دست اونه،‬

00:55.998 --> 00:57.553
‫ولی اگه کاری کنیم حس کنه‬

00:57.578 --> 00:59.311
‫دیگه برامون مهم نیست، اون‌وقت...‬

00:59.492 --> 01:00.791
‫شاید یه شانسی داشته باشیم‬

01:00.815 --> 01:02.204
‫شاید بتونیم راضیش کنیم همکاری کنه‬

01:02.229 --> 01:04.616
‫- چطور این کار رو کنیم؟‬
‫- فقط زمان می‌خواد‬

01:04.747 --> 01:07.049
‫زمان تنها چیزیه که نداریم‬

01:07.074 --> 01:09.655
‫انتظار داری واشینگتن دست روی دست بذاره؟‬

01:09.758 --> 01:12.458
‫ببین، این بهترین تحلیلیه که دارم‬

01:12.483 --> 01:13.870
‫هر کاری می‌خواین باهاش بکنین‬

01:13.894 --> 01:16.106
‫قربان، اگه کار دیگه‌ای ندارین،‬

01:16.131 --> 01:17.764
‫می‌خوام برم خانواده‌م رو ببینم‬

01:32.408 --> 01:35.888
‫« هـدف بـاارزش: شـکـار صـدام »‬

01:37.885 --> 01:43.885
‫تـرجـمـه از:‬
‫ « پـارسـا سـرپـرسـت »‬

01:45.038 --> 01:48.406
<i>‫♪ بلیت دائمی ورود به قلبم رو داری ♪‬</i>

01:48.430 --> 01:51.431
<i>‫♪ ردش نکن ♪‬</i>

01:51.611 --> 01:54.979
<i>‫♪ بلیت دائمی عشقم دست توئه ♪‬</i>

01:55.003 --> 01:56.929
<i>‫♪ چون فقط تویی که... ♪‬</i>

02:00.509 --> 02:02.052
‫- الو؟‬
‫- بکا؟‬

02:02.077 --> 02:04.844
‫- سلام، جانی‬
‫- بابا؟‬

02:04.946 --> 02:06.434
‫همه‌چی مرتبه؟‬

02:06.459 --> 02:08.159
‫آره، آره، همه‌چی مرتبه‬

02:08.183 --> 02:09.604
‫حالا با من تند حرف نزن‬

02:09.629 --> 02:10.994
‫حال ربکا خوبه؟‬

02:11.018 --> 02:13.127
‫آره، معلومه که خوبه، چیزیش نیست‬

02:13.152 --> 02:15.166
‫فقط... داره استراحت می‌کنه‬

02:15.190 --> 02:16.566
‫تو اون‌جا چی کار می‌کنی؟‬

02:16.590 --> 02:18.635
‫دارم کمکش می‌کنم، می‌دونی،‬

02:18.660 --> 02:20.871
‫تا وقتی نیستی، کارهاش رو انجام می‌دم‬

02:20.896 --> 02:23.874
‫بابای پیرت اومده به دادش برسه‬

02:23.899 --> 02:25.932
‫حرفی داری بهش بگم؟‬

02:27.402 --> 02:28.935
‫بهش بگو متأسفم‬

02:28.959 --> 02:30.747
‫باشه، فکر کنم...‬

02:30.772 --> 02:32.372
‫از شنیدنش خوشحال بشه‬

02:34.376 --> 02:36.242
‫بگو دارم برمی‌گردم خونه‬

02:36.344 --> 02:37.677
‫کِی؟‬

02:40.260 --> 02:42.226
‫فرداشب پرواز دارم‬

02:42.250 --> 02:43.296
‫چه خوب‬

02:43.321 --> 02:45.173
‫پس می‌بینمت‬

02:45.197 --> 02:46.663
‫خوبه‬

02:53.106 --> 02:55.306
‫آخرین شبم توی عراقه‬

02:55.330 --> 02:57.830
‫خوابم نمی‌بره‬

02:57.933 --> 02:59.910
‫نزدیک یک سال از حمله گذشته‬

02:59.935 --> 03:01.914
‫و همه‌چی داره از هم می‌پاشه‬

03:03.705 --> 03:07.217
‫بوش دیگه نمی‌گه "سلاح‌های کشتارجمعی"‬

03:07.242 --> 03:10.243
‫حالا می‌گه "از بین بردن یه تهدید احتمالی"‬

03:10.345 --> 03:11.555
‫چه مسخره‬

03:11.580 --> 03:13.479
‫یه مشت کودن بهمون حکومت می‌کنن‬

03:20.199 --> 03:22.853
‫هی جنگ راه می‌اندازیم، ولی هیچ‌وقت تمومش نمی‌کنیم‬

03:22.878 --> 03:26.012
‫همه‌چی رو به آتیش می‌کشیم و بعد می‌ریم‬

03:33.368 --> 03:35.428
‫شورش داره گسترده‌تر می‌شه‬

03:37.884 --> 03:40.017
‫صدر و زرقاوی دیگه مخفی نمی‌شن‬

03:40.041 --> 03:41.885
‫اومدن توی خیابون و دارن عراق رو‬

03:41.910 --> 03:44.277
‫به‌سمت یه جنگ داخلی تمام‌عیار می‌کشن‬

03:46.393 --> 03:49.060
‫تکلیف عراقی‌هایی که بهمون اعتماد کردن چی می‌شه؟‬

03:49.084 --> 03:50.894
‫مترجم‌ها، رابط‌های محلی،‬

03:50.919 --> 03:53.176
‫اون‌هایی که پا پیش گذاشتن‬

03:53.201 --> 03:56.089
‫چون ما بهشون وعده‌ی آینده دادیم؟‬

03:56.114 --> 03:59.325
‫می‌ریم و ولشون می‌کنیم تا بمیرن‬

04:03.999 --> 04:07.133
‫اگه بخوایم شانسی برای ثبات عراق داشته باشیم،‬

04:07.157 --> 04:08.924
‫باید صدام رو زنده نگه داریم‬

04:26.833 --> 04:28.399
‫بدون خداحافظی می‌خواستی بری؟‬

04:28.423 --> 04:30.934
‫توی این ماجرا که هیچ خیری نبود‬

04:30.959 --> 04:33.169
‫ولی داری برمی‌گردی خونه،‬

04:33.194 --> 04:34.360
‫اون هم زنده‬

04:35.864 --> 04:38.197
‫صدام حسین رو هم گرفتی‬

04:38.300 --> 04:39.832
‫حس می‌کنم اوضاع رو بدتر کردیم‬

04:41.136 --> 04:43.856
‫بعضی وقت‌ها اوضاع اول بدتر می‌شه، بعد بهتر می‌شه‬

04:44.306 --> 04:47.017
‫این مردم میان انتقام‌شون رو بگیرن‬

04:47.042 --> 04:48.775
‫آره‬

04:58.266 --> 05:00.600
‫- مرسی‬
‫- مرسی‬

05:03.925 --> 05:05.502
‫باز هم می‌بینمت‬

05:05.527 --> 05:06.726
‫حتماً‬

05:08.063 --> 05:09.729
‫- خداحافظ‬
‫- خداحافظ‬

05:14.469 --> 05:16.069
‫هی‬

05:16.171 --> 05:17.792
‫وقتی برگشتم، می‌خوام یکی از اون‬

05:17.817 --> 05:20.551
‫حرکت‌های معروف دیسکو با اسکیتِ‬
‫جان نیکسون رو ببینم‬

05:20.575 --> 05:21.774
‫حتماً‬

07:20.261 --> 07:24.163
‫آقای رئیس‌جمهور، فقط...‬

07:24.265 --> 07:27.506
‫می‌خواستم بگم کاش می‌شد این گفت‌وگوها رو‬

07:27.531 --> 07:29.612
‫توی شرایط دیگه‌ای داشته باشیم‬

07:29.636 --> 07:32.797
‫حس می‌کنم حالا شما و کشورتون رو‬

07:32.822 --> 07:34.714
‫خیلی بهتر می‌فهمم و...‬

07:35.869 --> 07:37.922
‫می‌خوام بابتش ازتون تشکر کنم‬

07:45.686 --> 07:47.919
‫دو تا ویژگی هست‬

07:48.021 --> 07:51.523
‫که از هر چیز دیگه‌ای مهم‌ترن‬

07:51.625 --> 07:54.159
‫عادل بودن و انصاف داشتن‬

07:55.329 --> 07:59.270
‫پس وقتی برگشتی خونه، می‌خوام عادل و منصف باشی‬

08:51.852 --> 08:54.986
‫هیچ‌کس سر راهم نیست‬

08:57.357 --> 09:00.525
<i>‫♪ برام مهم نیست مردم چی می‌گن ♪‬</i>

09:03.030 --> 09:06.097
<i>‫♪ هدف‌ها و رؤیاهای خودت رو داری ♪‬</i>

09:08.435 --> 09:11.703
<i>‫♪ و تا موفق نشی، دست نمی‌کشی ♪‬</i>

09:14.408 --> 09:17.208
<i>‫♪ وقتی رؤیاهات واقعی می‌شن ♪‬</i>

09:19.279 --> 09:22.114
‫- بی‌زحمت همین‌جا پیاده می‌شم‬
‫- باشه، آقا، روز خوش‬

09:22.138 --> 09:23.371
‫مرسی‬

09:25.586 --> 09:28.486
<i>‫♪ وقتی رؤیاهات واقعی می‌شن ♪‬</i>

09:31.158 --> 09:34.593
<i>‫♪ هیچ‌وقت ناامیدت نمی‌کنن ♪‬</i>

09:47.975 --> 09:49.975
<i>‫♪ وقتی رؤیاهات واقعی می‌شن ♪‬</i>

09:50.077 --> 09:51.643
‫یا خدا‬

09:53.680 --> 09:56.681
‫♪ هیچ‌وقت ناامیدت نمی‌کنن ♪‬

09:56.705 --> 09:58.592
‫نمی‌دونستم میای خونه...‬

10:01.989 --> 10:03.588
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود‬

10:03.612 --> 10:06.920
‫- حالت خوبه؟‬
‫- آره، من... خوبم‬

10:09.768 --> 10:12.075
‫زویی! زویی، بیا این‌جا ببینم‬

10:12.099 --> 10:13.738
‫بابا اومده خونه‬

10:15.246 --> 10:17.113
‫ببین کی اومده‬

10:17.137 --> 10:19.237
‫سلام‬

10:19.339 --> 10:23.608
‫خب، من که...‬

10:27.053 --> 10:28.919
‫سورپرایز!‬

10:33.854 --> 10:38.533
<i>‫♪ هی، مأمور قطار، می‌گی ساعت چنده؟ ♪‬</i>

10:38.558 --> 10:40.469
<i>‫♪ چقدر مونده تا از ♪‬</i>

10:40.494 --> 10:42.671
<i>‫♪ مرز میسون–دیکسون رد بشیم؟ ♪‬</i>

10:42.696 --> 10:46.865
<i>‫♪ صبح که شد، به لوکوموتیوران می‌گی سرعتش رو کم کنه؟ ♪‬</i>

10:46.967 --> 10:49.000
<i>‫♪ یا بهتر از اون، قطار رو نگه داره ♪‬</i>

10:49.025 --> 10:50.612
<i>‫♪ چون می‌خوام اطراف رو ببینم ♪‬</i>

10:50.637 --> 10:52.759
‫- کوفته‌قلقلی‌های مامان؟‬
‫- بابات مجبورم کرد‬

10:52.784 --> 10:55.985
‫- برای دستور مخفی مامانت التماسش کنم‬
‫- چه عالی!‬

10:56.009 --> 10:58.801
‫دستورش رو از برنامه‌ی آشپزی‬
‫"گالوپینگ گورمه" دزدیده بود،‬

10:58.826 --> 11:00.700
‫ولی من خودم رو زدم به اون راه‬

11:00.725 --> 11:01.824
‫آره‬

11:01.848 --> 11:03.148
‫سس بولونیز درست کردم‬

11:03.250 --> 11:05.283
‫هوم! موردعلاقه‌شه‬

11:05.385 --> 11:07.252
<i>‫♪ و از هرکی هنوز بیداره بپرس ♪‬</i>

11:07.354 --> 11:09.488
‫هی!‬

11:09.513 --> 11:10.964
‫یه‌کم تنده‬

11:10.988 --> 11:12.762
‫آشپزیت داره عالی می‌شه‬

11:15.515 --> 11:17.368
‫یواش، باباجون‬

11:22.036 --> 11:23.234
‫- اوه!‬
‫- خوبی؟‬

11:23.259 --> 11:24.479
‫- آره‬
‫- خیلی‌خب‬

11:24.504 --> 11:25.892
‫- آروم‌تر، باباجون‬
‫- باشه‬

11:25.917 --> 11:27.650
‫آره، بهتره آروم بگیرم‬

11:27.674 --> 11:29.429
<i>‫♪ هی، مأمور قطار، هی، مأمور قطار ♪‬</i>

11:29.454 --> 11:31.220
‫- حالت خوبه؟‬
‫- آره، خوبم‬

11:31.244 --> 11:33.478
<i>‫♪ بیرون داره روشن می‌شه، این قطار قدیمی... ♪‬</i>

11:33.503 --> 11:35.468
‫یا خدا، چقدر غذا روی میزه!‬

11:35.493 --> 11:36.526
‫هی، بده به من‬

11:36.550 --> 11:38.193
‫باشه، مرسی‬

11:38.218 --> 11:40.151
<i>‫♪ لطفاً سوتش رو به صدا دربیاره ♪‬</i>

11:41.428 --> 11:45.316
‫خب... دست‌هاش بزرگ بود یا کوچیک؟‬

11:45.457 --> 11:46.677
‫چی؟‬

11:46.701 --> 11:47.901
‫دست‌های صدام‬

11:49.196 --> 11:50.939
‫- اوه، خب...‬
‫- می‌گم‬

11:50.964 --> 11:54.711
‫استخونی بود یا گوشتی؟‬
‫ناخن‌هاش رو مانیکور کرده بود؟‬

11:54.735 --> 11:57.665
‫از دست‌های آدم خیلی چیزها می‌شه فهمید‬

11:57.690 --> 12:00.772
‫می‌شه فقط از یه شام خانوادگی کنار هم لذت ببریم؟‬

12:00.796 --> 12:02.551
‫ربکا برای اولین بار رفت‬

12:02.576 --> 12:04.776
‫مسابقه‌ی حرفه‌ای بیسبال،‬

12:04.801 --> 12:07.123
‫- و کلی بهش خوش گذشت‬
‫- عاشقش شدم‬

12:07.147 --> 12:10.092
‫خیلی متأسفم، چون بارها گفتی: بریم مسابقه ببینیم‬

12:10.116 --> 12:12.549
‫و من می‌گفتم: نه، بیسبال دوست ندارم‬

12:13.081 --> 12:14.981
‫ولی فهمیدم که دارم‬

13:09.543 --> 13:11.342
‫چه بوی خوبی میاد‬

13:14.514 --> 13:16.781
‫هیجان‌انگیزه، نه؟‬

13:16.883 --> 13:18.249
‫چی؟‬

13:18.351 --> 13:21.186
‫انگار روز اول کاریته‬

13:22.689 --> 13:25.790
‫حس می‌کنم ۱۲۰ ساله توی اون دفترم‬

13:25.892 --> 13:29.705
‫جانِ تحلیلگر ۲۴۰ سال اون‌جا کار کرده‬

13:29.730 --> 13:34.899
‫ولی امروز، روز اول جانِ فاتحه‬

13:35.001 --> 13:36.367
‫جانِ شکارچی صدام‬

13:36.469 --> 13:38.636
‫جان، قهرمان دنیای غرب‬

13:38.660 --> 13:40.360
‫"قهرمان دنیای غرب"؟‬

13:40.540 --> 13:41.973
‫خیلی بامزه بود‬

13:44.411 --> 13:47.645
‫می‌دونی الان وقت مناسبی برای چیه؟‬

13:48.782 --> 13:49.881
‫نه‬

13:52.185 --> 13:54.819
‫وقتشه درخواست افزایش حقوق بدی‬

13:58.378 --> 13:59.657
‫- باشه؟‬
‫- باشه‬

13:59.681 --> 14:02.048
‫فکر کردم منظورت یه چیز دیگه‌ست‬

14:10.343 --> 14:13.596
‫[ نجف، مسجد صدر ]‬

14:36.496 --> 14:38.607
‫پیش از پاسخ به پرسش‌های شما،‬

14:38.631 --> 14:40.275
‫اجازه بدید با مردم آمریکا صحبت کنم‬

14:40.300 --> 14:43.067
‫درباره‌ی وضعیت عراق‬

14:43.169 --> 14:45.570
‫چند هفته‌ی سختی بر آن کشور گذشته است‬

14:45.672 --> 14:47.805
‫در جنوب عراق، نیروهای ائتلاف‬

14:47.829 --> 14:50.430
‫با شورش‌ها و حملاتی روبه‌رو هستند که‬

14:50.455 --> 14:53.971
‫از سوی روحانی تندرویی به نام صدر، تحریک می‌شوند‬

14:54.056 --> 14:56.105
‫او شماری از هوادارانش را‬

14:56.136 --> 14:58.650
‫در قالب یک گروه شبه‌نظامی غیرقانونی‬
‫سازمان‌دهی کرده است‬

14:58.752 --> 15:01.962
‫و آشکارا از گروه‌های تروریستی حماس و حزب‌الله‬

15:01.987 --> 15:03.788
‫حمایت کرده است‬

15:04.457 --> 15:07.825
‫روش‌های خشونت‌آمیز و ارعاب‌گرانه‌ی صدر‬

15:07.928 --> 15:11.229
‫با مخالفت گسترده‌ی دیگر شیعیان عراق‬
‫روبه‌رو شده است‬

15:11.331 --> 15:14.093
‫مقامات عراقی به اتهام قتل یک روحانی برجسته‌ی شیعه‬

15:14.118 --> 15:16.857
‫علیه او کیفرخواست صادر کرده‌اند‬

15:16.882 --> 15:19.282
‫آن‌ها می‌خواهند ما را از عراق بیرون کنند‬

15:19.306 --> 15:22.707
‫و امید مردم عراق به دموکراسی را نابود کنند‬

15:23.019 --> 15:24.771
‫همین‌جا به شما می‌گم‬

15:24.795 --> 15:28.533
‫از این پس، خائنان عراق‬
‫با خون‌شون تاوان خواهند داد‬

15:28.558 --> 15:30.359
‫با کمک به برقراری امنیت در عراقی آزاد،‬

15:30.383 --> 15:32.617
‫آمریکایی‌هایی که در آن کشور خدمت می‌کنند،‬

15:32.719 --> 15:34.719
‫از هم‌وطنان خود محافظت می‌کنند‬

15:35.989 --> 15:38.032
‫همان‌طور که به داغ‌دیدگان گفته‌ام،‬

15:38.057 --> 15:40.658
‫ما کار جان‌باختگان را به پایان خواهیم رساند‬

15:42.028 --> 15:45.229
‫نیروهای مسلح آمریکا درخشان عمل می‌کنند‬

15:45.253 --> 15:47.620
‫و همان مهارت و شرافتی را نشان می‌دهند که‬
‫از آن‌ها انتظار داریم‬

15:47.645 --> 15:49.145
‫- خوش برگشتی. کارت عالی بود‬
‫- مرسی‬

15:49.169 --> 15:51.936
‫ما پیوسته نیازهایشان را ارزیابی می‌کنیم‬

15:52.038 --> 15:54.055
‫تعداد نیروها در حال حاضر و آینده‬

15:54.080 --> 15:56.247
‫براساس شرایط میدانی تعیین می‌شود.‬

15:58.178 --> 16:01.579
‫اگر نیروی بیشتری لازم باشد، اعزام خواهم کرد‬

16:01.681 --> 16:06.217
‫اگر منابع بیشتری لازم باشد، فراهم خواهیم کرد‬

16:08.688 --> 16:10.421
‫مردم کشور ما یکپارچه‬

16:10.445 --> 16:12.279
‫پشتیبان زنان و مردان نظامی‌مان هستند،‬

16:13.994 --> 16:16.397
‫و این دولت هر کاری لازم باشد انجام می‌دهد‬

16:16.422 --> 16:19.641
‫تا موفقیت مأموریت تاریخی‌شان را تضمین کند‬

16:19.666 --> 16:20.765
‫جان؟‬

16:20.867 --> 16:22.300
‫طبقه‌ی بالا منتظرت هستن‬

16:22.402 --> 16:23.868
‫اوه، باشه‬

16:41.588 --> 16:42.887
‫سلام‬

16:46.359 --> 16:47.702
‫خودشه!‬

16:47.727 --> 16:50.161
‫مردی که صدام رو گرفت‬

16:53.133 --> 16:55.010
‫- از آشنایی‌ت خوش‌وقتم، جان‬
‫- همچنین‬

16:55.035 --> 16:56.934
‫رئیس، گیب وارتیکوس، هستم‬

16:57.037 --> 16:58.436
‫می‌تونی بادی صدام کنی‬

16:58.538 --> 16:59.837
‫پس شد بادی. خب حالا...‬

16:59.939 --> 17:01.372
‫انجلا کجاست؟‬

17:01.474 --> 17:03.775
‫بازنشسته شد. ایشون هم جانشینش، جینی‬

17:03.877 --> 17:06.593
‫جین کسدی هستم. به خونه خوش برگشتی‬

17:06.618 --> 17:09.614
‫- بازنشسته شد؟‬
‫- چی پوشیده بودی؟‬

17:09.715 --> 17:12.016
‫- ببخشید...؟‬
‫- وقتی دیدیش‬

17:12.118 --> 17:13.785
‫چی پوشیده بودی؟‬

17:13.887 --> 17:16.087
‫یه شلوار شش‌جیب و یه پیراهن‬

17:16.112 --> 17:18.566
‫اگه من بودم، با یه کت‌وشلوار سه‌تکه‌ی بریونی‬

17:18.591 --> 17:20.268
‫می‌رفتم سراغ اون حرومزاده‬

17:20.292 --> 17:22.527
‫مطمئنم همین کار رو می‌کردی، بادی، ولی...‬

17:22.551 --> 17:25.051
‫توی مرکز بازجویی میدانی‬
‫تا کمرمون توی گل بودیم، واسه همین...‬

17:25.076 --> 17:26.609
‫نمی‌خواستیم کسی از حضور صدام باخبر بشه‬

17:26.633 --> 17:28.777
‫می‌دونی، همیشه این خطر بود که یکی سعی کنه‬

17:28.802 --> 17:31.069
‫ترورش کنه یا فراریش بده‬

17:31.171 --> 17:34.872
‫چه اطلاعات نابی از صدام گرفتی؟‬

17:34.974 --> 17:36.808
‫اطلاعات ناب؟ خب...‬

17:36.832 --> 17:38.731
‫راستش چیز مهمی گیرم نیومد‬

17:38.756 --> 17:42.258
‫توی اون‌همه بازجویی‬
‫هیچ نکته‌ی مهمی دستگیرت نشد؟‬

17:42.282 --> 17:43.881
‫خب، چرا، باید...‬

17:43.983 --> 17:46.084
‫باید ازش استفاده کنیم‬

17:46.264 --> 17:48.964
‫می‌تونه کمک‌مون کنه‬
‫منطقه و مهره‌های اصلیش رو بشناسیم‬

17:48.988 --> 17:51.823
‫از توی قبر که نمی‌تونه این کار رو بکنه‬

17:53.460 --> 17:55.770
‫آره، نه، قطعاً صدام باید اعدام بشه‬

17:55.794 --> 17:58.907
‫ولی، خب، برای کم کردن‬

17:58.932 --> 18:01.766
‫خطر بی‌ثباتی منطقه و اختلال در عملیات‌مون،‬

18:01.790 --> 18:04.080
‫زنده نگه داشتنش بیشتر به نفع سی‌آی‌اِیه‬

18:04.105 --> 18:07.516
‫از دیدگاهت ممنونیم، جان، ولی واقعاً نیازی نیست‬

18:07.540 --> 18:09.758
‫- قربان، یه گزارش براتون آماده کردم...‬
‫- جان...‬

18:09.783 --> 18:12.017
‫از الان روی کره‌ی شمالی کار می‌کنی‬

18:13.380 --> 18:14.523
‫چی؟‬

18:14.548 --> 18:15.991
‫یه برنامه‌ی محرمانه‌ی‬

18:16.016 --> 18:18.183
‫غنی‌سازی اورانیوم کشف کردیم‬

18:18.285 --> 18:21.297
‫بوش می‌خواد سی‌آی‌اِی‬
‫پیونگ‌یانگ رو دقیق زیر نظر بگیره‬

18:21.322 --> 18:23.555
‫این پرونده توی این مقطع خیلی مهمه‬

18:23.579 --> 18:26.647
‫ولی از این قضیه مهم‌تره؟‬

18:26.827 --> 18:28.182
‫کیم جونگ‌ایل؟ یعنی...‬

18:28.208 --> 18:29.794
‫الان توی خاورمیانه،‬

18:29.818 --> 18:31.621
‫توی یه مقطع خیلی حساسیم،‬

18:31.646 --> 18:33.279
‫این شوخیه؟‬

18:35.169 --> 18:37.102
‫شوخی‌تون گرفته؟‬

18:49.150 --> 18:50.815
‫خیلی هم خوب پذیرفتش‬

19:10.271 --> 19:12.290
‫دیگه اومدی با ما زندگی کنی؟‬

19:19.180 --> 19:21.613
‫اگه متوجه نشدی،‬

19:21.715 --> 19:23.615
‫حال ربکا اصلاً خوب نیست‬

19:23.717 --> 19:25.907
‫و یکی باید یه کاری می‌کرد‬

19:25.932 --> 19:28.115
‫آره، خب، باید می‌گفتی حالش داره بدتر می‌شه‬

19:28.140 --> 19:31.334
‫که چی؟ نگرانت کنم؟‬

19:31.358 --> 19:34.000
‫با اون همه فکر و خیال،‬
‫این رو هم می‌ذاشتم رو دوشت؟‬

19:34.025 --> 19:36.506
‫-آره، ولی...‬
‫- ولی چی؟‬

19:36.530 --> 19:37.930
‫ما سربازیم‬

19:38.032 --> 19:39.486
‫باید روی مأموریت‌مون تمرکز کنیم‬

19:39.511 --> 19:41.077
‫باید حواسمون به کارمون باشه‬

19:41.101 --> 19:43.268
‫الان خونه چی کار می‌کنی؟‬

19:43.370 --> 19:45.270
‫امروز روز خوبی نیست‬

19:45.372 --> 19:46.772
‫آره، معلومه‬

19:46.796 --> 19:48.384
‫برای فهمیدنش لازم نیست کارآگاه کلمبو باشی‬

19:48.409 --> 19:49.785
‫می‌دونی چرا هیچ منبعی پیدا نکردیم‬

19:49.810 --> 19:52.110
‫که از نقشه‌ی فرار صدام بهمون بگه؟‬

19:52.134 --> 19:53.729
‫چون اصلاً نقشه‌ای نداشت‬

19:53.753 --> 19:55.659
‫سرش گرم فرستادن کتابش برای چاپ بود‬

19:57.718 --> 20:00.229
‫اون فقط یه قصاب حرومیه‬

20:00.254 --> 20:02.020
‫خب، دیگه اون آدم سابق نیست‬

20:02.122 --> 20:03.288
‫- جدی؟‬
‫- آره‬

20:03.391 --> 20:05.251
‫چون باهاش صمیمی شدی،‬

20:05.276 --> 20:07.237
‫حالا این حرف‌ها رو می‌زنی؟‬

20:07.261 --> 20:08.604
‫بذار یه چیزی بهت بگم‬

20:08.629 --> 20:10.529
‫به‌خاطر اون عوضی،‬

20:10.631 --> 20:12.975
‫تو برادرت رو از دست دادی و من پسرم رو!‬

20:13.000 --> 20:15.567
‫فقط می‌گم ماجرا این‌قدر سیاه‌وسفید نیست‬

20:15.669 --> 20:17.291
‫نه، نه... این حرف‌ها رو پیش نکش‬

20:17.316 --> 20:19.426
‫این بازی رو راه ننداز.‬
‫عوضی‌های ماجرا ما نیستیم‬

20:19.451 --> 20:21.451
‫ما رفتیم اون‌جا تا مردم رو نجات بدیم‬

20:21.475 --> 20:23.075
‫ولی نجات‌شون ندادیم‬

20:23.099 --> 20:25.332
‫تقصیر کیه؟‬

20:25.519 --> 20:27.019
‫تقصیر کیه؟‬

20:31.563 --> 20:33.796
‫نمی‌ذارن بنویسم‬

20:33.821 --> 20:37.594
‫می‌گن اگه قلم بدن دستم،‬
‫ازش به‌عنوان سلاح استفاده می‌کنم‬

20:37.619 --> 20:39.698
‫پیگیری می‌کنم‬

20:39.722 --> 20:41.602
‫سعی می‌کنم یه ماشین‌تحریر برات بگیرم‬

20:41.626 --> 20:42.966
‫مهم نیست، عزیزم‬

20:42.991 --> 20:46.284
‫اجازه نمی‌دن، چون‬
‫از چیزی که می‌خوام بنویسم می‌ترسن‬

20:46.310 --> 20:48.382
‫صبر کن، بابا‬

20:48.406 --> 20:53.079
‫رمزی کلارک، دادستان کل سابق آمریکا،‬
‫قبول کرده من رو ببینه‬

20:53.104 --> 20:58.242
‫خوبه، عزیزم، باشه‬

21:14.395 --> 21:16.505
‫پس ترفیع نگرفتی؟‬

21:16.530 --> 21:18.297
‫قراره روی کره‌ی شمالی کار کنم‬

21:18.322 --> 21:20.198
‫عجب! چه جای جذابی!‬

21:20.223 --> 21:22.301
‫هر کسی نمی‌تونه اون‌جا تعطیلات بره‬

21:22.403 --> 21:23.946
‫بروشورش که دستم نرسید‬

21:23.971 --> 21:27.205
‫بعیده عکسش روی‬
‫جلد مجله‌ی سفر "کُنده‌نست" چاپ بشه‬

21:27.308 --> 21:29.441
‫وقتی به گرفتن و بازجویی‬

21:29.465 --> 21:32.900
‫بدنام‌ترین مرد دنیا کمک کنی،‬

21:33.080 --> 21:34.946
‫این چیزیه که نصیبت می‌شه‬

21:34.970 --> 21:37.092
‫یه کارت هدیه‌ی ۷۵ دلاری‬

21:37.117 --> 21:39.551
‫جنگ خرج داره‬

21:39.653 --> 21:42.654
‫نه، تا الان فقط سه تریلیون دلار شده و‬
‫هنوز هم داره بالا می‌ره‬

21:42.756 --> 21:45.090
‫البته نکته‌ی مثبتش اینه که...‬

21:45.114 --> 21:47.536
‫هوای مالیات‌دهنده‌ها رو دارن‬

21:47.561 --> 21:49.828
‫آره، آره، خیلی هم هوامون رو دارن‬

21:49.852 --> 21:51.605
‫ممنون‬

21:51.629 --> 21:54.376
‫دیدی لاوا کیک شکلاتی دارن؟‬

21:54.401 --> 21:58.804
‫هوم، متأسفانه نون‌سیر ورشکست‌مون کرد‬

21:58.828 --> 22:00.681
‫- وای نه!‬
‫- آره‬

22:02.643 --> 22:06.044
‫فکر کردی به بابات چی می‌خوای بگی؟‬

22:06.146 --> 22:07.913
‫من نمی‌تونم باهاش حرف بزنم‬

22:08.015 --> 22:11.416
‫تونستی با یه دیکتاتور بی‌رحم و آدم‌کش‬
‫ارتباط برقرار کنی‬

22:11.525 --> 22:13.840
‫اون آسون بود.‬
‫داریم از بابای من حرف می‌زنیم‬

22:13.865 --> 22:18.601
‫برای ارتباط با پیرمردی که دوستت داره هم‬
‫یه راهی پیدا می‌کنی‬

22:18.625 --> 22:20.325
‫جان نیکسون؟‬

22:20.427 --> 22:22.004
‫- هی، نیکسون‬
‫- برودی‬

22:22.029 --> 22:23.528
‫- کارت عالی بود، مرد‬
‫- مرسی‬

22:23.553 --> 22:25.058
‫من می‌رم تو ماشین منتظرت می‌مونم‬

22:25.083 --> 22:27.177
‫آره، الان میام‬

22:27.279 --> 22:30.113
‫سلام‬

22:30.137 --> 22:31.403
‫تو این‌جا چی کار می‌کنی؟‬

22:31.427 --> 22:34.128
‫امروز صبح رسیدم.‬
‫اومدم به برودی گزارش بدم‬

22:34.308 --> 22:37.509
‫خب...‬

22:37.611 --> 22:41.747
‫ام... پالی، ایشون همسرم ربکاست‬

22:41.849 --> 22:44.716
‫پالیِ معروف‬

22:44.818 --> 22:47.198
‫البته طبق تعریف‌های جان، بدنام‬

22:49.289 --> 22:52.179
‫ممنون که اون‌جا مراقبش بودی‬

22:52.204 --> 22:54.037
‫آره، البته‬

22:54.061 --> 22:57.729
‫جان گفت بعد از مرگ جری خیلی بهش دلداری دادی‬

23:00.634 --> 23:03.635
‫خوشحالم همدیگه رو داشتین‬

23:07.174 --> 23:10.442
‫بیا با هم دسر بخوریم‬

23:10.544 --> 23:13.288
‫دلم می‌خواد، ولی می‌دونی، باید به پروازم برسم،‬

23:13.313 --> 23:16.481
‫برودی هم منتظره، هنوز وسایلم رو جمع نکردم، پس...‬

23:16.583 --> 23:18.717
‫ام، کجا می‌ری؟‬

23:18.741 --> 23:20.474
‫روسیه‬

23:20.499 --> 23:23.500
‫آره، خب، من که بلیت طلایی نصیبم شد،‬

23:23.524 --> 23:25.090
‫کره‌ی شمالی‬

23:25.245 --> 23:26.998
‫واقعاً از آشنایی‌ت خوشحال شدم‬

23:27.961 --> 23:29.694
‫خداحافظ. مراقب خودت باش‬

23:38.839 --> 23:40.752
‫پالی چه جذابه‬

23:41.809 --> 23:43.575
‫با چیزی که تصور می‌کردم فرق داشت‬

23:44.492 --> 23:47.712
‫کلاً هیچی اون‌جوری نبود که تصور می‌کردم‬

23:47.862 --> 23:49.495
‫الان چی می‌شه؟‬

23:51.251 --> 23:52.551
‫دسر بخوریم؟‬

23:54.455 --> 23:56.254
‫آره‬

23:59.393 --> 24:02.504
‫ببخشید، ببخشید...‬

24:02.529 --> 24:04.396
‫می‌شه لطفاً منو رو بیارین؟‬

24:04.420 --> 24:06.353
‫منوی دسر. مرسی‬

24:08.235 --> 24:10.769
‫هی، به سلامتی‬

24:10.871 --> 24:11.930
‫به سلامتی‬

24:17.916 --> 24:21.724
‫چه کسی مسئول آزار زندانیان در زندان ابوغریب بود؟‬
‫[ مه ۲۰۰۴ ]‬

24:21.748 --> 24:24.149
‫سربازان آمریکایی‌ای که خودسرانه عمل کردند،‬

24:24.173 --> 24:25.947
‫همان‌هایی که بعضی مقام‌های پنتاگون‬

24:25.972 --> 24:27.729
‫آن‌ها را "مشتی دهاتی" نامیدند؟‬

24:27.753 --> 24:29.775
‫یا پای فرماندهان ارشد ارتش و‬

24:29.801 --> 24:31.271
‫مقام‌های ارشد دولت هم در میان بود؟‬

24:31.296 --> 24:33.102
‫در ماه‌های اخیر شاهد‬

24:33.126 --> 24:38.163
‫سوءرفتارهایی بوده‌ایم که مسئولیتش با ماست،‬

24:38.187 --> 24:40.409
‫اما این رفتارها معرف آمریکا نیستند‬

24:40.434 --> 24:42.501
‫معرف ارزش‌های آمریکا نیستند‬

24:42.525 --> 24:44.458
‫- می‌شه با شما عکس بگیرم؟‬
‫- حتماً. فقط عجله کن‬

24:47.441 --> 24:50.435
‫جورج تنت دیشب در جلسه‌ای محرمانه در کاخ سفید،‬

24:50.460 --> 24:52.081
‫استعفا داد‬

24:52.112 --> 24:56.303
‫تصمیم گرفته‌ام از سمت ریاست سی‌آی‌اِی،‬

24:56.348 --> 24:58.677
‫در تاریخ یازدهم ژوئیه کناره‌گیری کنم‬

24:58.826 --> 25:01.163
‫اداره‌ی موقت ائتلاف‬
‫[ ژوئن ۲۰۰۴ ]‬

25:01.188 --> 25:04.022
‫در ۲۸ ژوئن به کار خود پایان می‌دهد،‬

25:04.046 --> 25:06.635
‫و از آن زمان اشغال پایان می‌یابد‬

25:06.660 --> 25:08.860
‫و دولت موقت عراق صاحب اختیار می‌شود‬

25:08.884 --> 25:10.984
‫و به‌نمایندگی از مردم عراق،‬

25:11.009 --> 25:13.141
‫اختیارات کامل حاکمیتی را اعمال می‌کند‬

25:13.165 --> 25:18.266
‫با احترام، ال. پل برمر، مدیر سابق اداره‌ی موقت ائتلاف‬

25:18.650 --> 25:21.351
‫دولت عراق، صدام حسین، دیکتاتور سابق را‬
‫[ اوت ۲۰۰۴ ]‬

25:21.375 --> 25:24.152
‫تابستان امسال به اتهام جنایاتش محاکمه می‌کند‬

25:24.177 --> 25:26.278
‫محاکمه‌ی زودهنگام نشان می‌دهد دولت جدید‬

25:26.302 --> 25:28.891
‫دارد پیشرفت می‌کند و او را به دست عدالت می‌سپارد‬

25:28.916 --> 25:32.183
‫مهم این است که محاکمه‌اش عادلانه باشد‬

25:32.239 --> 25:34.630
‫هنوز حتی نمی‌دانیم قضات‬
‫[ اکتبر ۲۰۰۴ ]‬

25:34.655 --> 25:36.721
‫دادگاه ویژه‌ی عراق چه کسانی خواهند بود‬

25:36.823 --> 25:39.257
‫نمی‌دانیم دادستان‌ها چه کسانی خواهند بود‬

25:39.360 --> 25:42.083
‫بعدتر صدام گفت:‬
‫"بیایید تعارف را کنار بگذاریم،‬

25:42.107 --> 25:45.508
‫این نمایش برای کمک به بوشِ جنایتکار است تا‬
‫در انتخابات پیروز شود"‬

25:45.532 --> 25:48.288
‫با تلاش شما، فردا پیروز خواهیم شد‬
‫[ نوامبر ۲۰۰۴ ]‬

25:48.313 --> 25:51.580
‫و چهار سال دیگر این افتخار و عزت را‬
‫با خود به دوش خواهم کشید‬

25:51.605 --> 25:53.471
‫خدا حفظ‌تان کند‬

25:53.508 --> 25:55.155
‫[ ژانویه ۲۰۰۵، انتخابات عراق ]‬

26:01.218 --> 26:02.231
‫[ آوریل ۲۰۰۵ ]‬

26:02.255 --> 26:04.119
‫ریک، در نجف درگیری سنگینی جریان دارد‬

26:04.144 --> 26:06.885
‫صدای انفجارهای متعدد و تیراندازی شنیده می‌شود‬

26:06.909 --> 26:08.997
‫فرماندهان ائتلاف دست‌کم هفت تانک‬

26:09.022 --> 26:11.771
‫به قبرستان بزرگ شهر فرستاده‌اند تا‬
‫به شبه‌نظامیانی حمله کنند که‬

26:11.796 --> 26:13.996
‫به مقتدی صدر، روحانی تندرو، وفادارند‬

26:14.027 --> 26:18.196
‫صدر خواستار جهادی تمام‌عیار شده است‬

26:18.220 --> 26:21.388
‫حرکت با سرعت زیاد در خیابان‌های خطرناک فلوجه،‬

26:21.412 --> 26:23.412
‫و ورود مستقیم به دل درگیری مسلحانه‬

26:26.982 --> 26:28.195
‫[ ژوئیه ۲۰۰۵ ]‬

26:28.219 --> 26:30.987
‫دیگه پولی برای جنایت بوش نمی‌دیم!‬

26:31.011 --> 26:33.845
‫نه یه پنج‌سنتی، نه یه ده‌سنتی!‬

26:38.202 --> 26:41.135
‫[ اکتبر ۲۰۰۵ ]‬

27:15.989 --> 27:18.390
‫قربان، وقتشه‬

27:23.002 --> 27:24.728
‫امشب در اخبار جهان،‬

27:24.753 --> 27:28.700
‫صدام حسین در دادگاه در برابر یک قاضی عراقی‬

27:28.802 --> 27:31.870
‫امشب همه‌ی عراقی‌ها، رهبر سابق‌شان را تماشا می‌کنند‬

27:31.894 --> 27:33.747
‫برای بسیاری، امروز روز بزرگی است‬

28:36.134 --> 28:38.881
‫دادگاه ویژه‌ی جنایات جنگی،‬

28:39.545 --> 28:43.652
‫وابسته به دادگاه عالی جنایی عراق‬

28:45.635 --> 28:48.236
‫جلسه‌ی دادگاه آغاز می‌شود‬

28:49.827 --> 28:52.520
‫بلند شو و اسمت رو بگو‬

28:53.717 --> 28:56.410
‫چی؟ دوباره بگو‬

28:56.434 --> 28:57.555
‫بلند شو...‬

28:57.580 --> 28:59.145
‫و اسمت رو بگو‬

28:59.169 --> 29:00.174
‫چی؟‬

29:00.199 --> 29:03.632
‫این دادگاه ویژه‌ی جنایات جنگیه،‬

29:04.603 --> 29:09.543
‫وابسته به دادگاه عالی جنایی عراق‬

29:09.567 --> 29:10.780
‫نه، بلند نمی‌شم‬

29:10.804 --> 29:12.304
‫جلسه‌ی دادگاه آغاز شده‬

29:12.328 --> 29:14.000
‫بلند نمی‌شم!‬

29:14.025 --> 29:16.892
‫بلند شو و اسمت رو بگو‬

29:16.916 --> 29:18.723
‫مگه عراقی نیستی؟‬

29:18.747 --> 29:20.493
‫پس خودت می‌دونی من کی‌ام‬

29:20.518 --> 29:23.371
‫اسمت رو اعلام کن‬

29:23.488 --> 29:25.448
‫اسمم رو نمی‌گم...‬

29:25.472 --> 29:27.464
‫چون اسمم رو همه می‌دونن،‬

29:27.489 --> 29:29.516
‫هم عراقی‌ها، هم تمام دنیا‬

29:29.540 --> 29:31.513
‫این روال قانونی دادگاه هست‬

29:31.538 --> 29:33.924
‫باید اسمت رو از زبان خودت بشنویم‬

29:33.948 --> 29:38.082
‫من جلوی این به‌اصطلاح دادگاه نمی‌ایستم‬

29:38.706 --> 29:42.979
‫اختیارت رو از قانون اشغالگر نامشروع گرفتی‬

29:43.003 --> 29:44.557
‫هر چیزی که بر باطل بنا بشه،‬

29:44.582 --> 29:45.720
‫از اساس باطله‬

29:45.745 --> 29:46.978
‫اگه آمریکا نبود،‬

29:47.003 --> 29:49.362
‫نه تو و نه پدرت‬

29:49.386 --> 29:51.272
‫نمی‌تونستین من رو بیارین این‌جا‬

29:51.298 --> 29:53.278
‫این روال قانونی دادگاه هست‬

29:53.302 --> 29:56.199
‫باید اسمت رو بشنویم‬

29:56.224 --> 29:59.871
‫باید اسمت رو از زبان خودت بشنویم‬

30:04.369 --> 30:07.182
‫[ ویرجینیا ]‬

30:35.433 --> 30:37.166
‫- جان نیکسون!‬
‫- سورپرایز!‬

30:37.190 --> 30:39.104
‫- چطور پیدام کردی؟‬
‫- خب، خودت که می‌دونی،‬

30:39.129 --> 30:41.263
‫من مأمور کارکشته‌ی سی‌آی‌اِی‌ام‬

30:41.294 --> 30:44.028
‫- نوه‌ت رو به حرف آوردم‬
‫- اوه!‬

30:44.052 --> 30:45.807
‫اون بچه‌ی نوپا رو چطور به حرف آوردی؟‬

30:45.831 --> 30:47.789
‫حتی لازم نشد با آب شکنجه‌ش کنم تا اعتراف کنه‬

30:47.814 --> 30:50.644
‫فقط بهش قول بستنی دبل چاکلتِ چاک ای. چیز رو دادم‬

30:50.668 --> 30:52.424
‫یعنی به یه بچه‌ی چهارساله دروغ گفتی؟‬

30:52.450 --> 30:54.684
‫- عالیه، هنوز کارت درسته‬
‫- آره‬

30:54.708 --> 30:56.741
‫با پالی حرف زدی؟‬

30:56.766 --> 30:58.943
‫آره، دارن منتقلش می‌کنن روسیه‬

30:59.045 --> 31:01.246
‫- اون‌جا زود جا می‌افته‬
‫- آره‬

31:01.348 --> 31:04.048
‫می‌خوای بریم یه چیزی بخوریم؟‬
‫مهمون من‬

31:04.150 --> 31:05.817
‫چه دست‌ودلباز!‬

31:05.841 --> 31:07.007
‫آره، معلومه‬

31:07.031 --> 31:08.890
‫بلدم چطور با یه خانم رفتار کنم‬

31:09.961 --> 31:11.900
‫تا بازنشستگی‌ت دو سال مونده‬

31:11.924 --> 31:15.109
‫خب، همون‌طور که می‌دونی، انتخابات میان‌دوره‌ای‬

31:15.135 --> 31:18.763
‫عملاً همه‌پرسی درباره‌ی جنگ بود‬

31:18.865 --> 31:21.687
‫جمهوری‌خواه‌ها بدجوری شکست خوردن،‬

31:21.712 --> 31:25.107
‫برای همین شروع کردن به خانه‌تکانی‬

31:25.338 --> 31:29.073
‫برمر، تنت، رامسفلد‬

31:29.175 --> 31:31.609
‫خلاصه هر کسی که می‌شد تقصیرها رو گردنش انداخت‬

31:31.711 --> 31:33.912
‫لااقل کنار آدم‌های اسم‌ورسم‌داری هستی‬

31:34.014 --> 31:35.680
‫صدام چه‌جور آدمیه؟‬

31:35.782 --> 31:38.116
‫می‌تونه خیلی دلنشین باشه، خیلی ترسناک،‬

31:38.218 --> 31:43.121
‫گاهی کینه‌توزه، ولی شرافت هم داره‬

31:43.223 --> 31:45.957
‫یه روز واقعاً بهش احترام می‌ذاشتم،‬

31:46.059 --> 31:48.693
‫فرداش ازش متنفر بودم‬

31:51.464 --> 31:54.454
‫- پس یه آدم پُر از تناقضه‬
‫- آره‬

31:54.479 --> 31:57.380
‫آدم هیچ‌وقت نمی‌تونه واقعاً یکی دیگه رو بشناسه‬

31:57.404 --> 31:59.470
‫انگار اصلاً برامون مهم نبود‬

31:59.494 --> 32:02.284
‫همه‌ی چیزایی که بهمون گفتن، تمام دلایل حمله،‬

32:02.309 --> 32:04.008
‫همه‌ش داره دروغ از آب درمیاد‬

32:04.110 --> 32:05.777
‫دروغ و دغل هم جزو کاره‬

32:05.801 --> 32:07.434
‫یعنی بذارم رئیس‌جمهور‬

32:07.459 --> 32:09.958
‫- هر مزخرفی دلش خواست باور کنه؟‬
‫- شاید بهتره همین کار رو بکنی‬

32:09.983 --> 32:11.316
‫واسه چی اومدی این‌جا؟‬

32:17.223 --> 32:19.665
‫دهه‌ی هشتاد توی قاهره‬
‫عملیات رو تو اداره می‌کردی، درسته؟‬

32:19.690 --> 32:21.804
‫این بازجوییه؟‬

32:21.828 --> 32:25.797
‫نه، فقط یه پرس‌وجوی دوستانه‌ست‬

32:25.899 --> 32:27.498
‫خب، جاهای زیادی کار کردم‬

32:27.600 --> 32:29.876
‫توی همه‌ی منابع نوشته رابطه‌ی آمریکا با صدام‬

32:29.901 --> 32:32.982
‫بعد از انقلاب ایران شروع شد، درسته؟‬

32:33.006 --> 32:34.505
‫منطقی به نظر میاد‬

32:37.143 --> 32:39.685
‫حالا فرض کن یه نویسنده‌ی ۲۲ساله‬

32:39.710 --> 32:41.457
‫از یه خانواده‌ی بانفوذ سیاسی‬

32:41.481 --> 32:43.569
یه دندان‌پزشک عراقی بهش نزدیک بشه

32:43.594 --> 32:45.761
‫که اتفاقاً رابط سی‌آی‌اِی بوده‬

32:45.785 --> 32:49.587
‫این نویسنده رو توی آپارتمانی‬
‫در خیابون الرشید اسکان بدن،‬

32:49.689 --> 32:52.090
‫درست روبه‌روی دفتر نخست‌وزیر عراق‬

32:52.192 --> 32:54.692
‫و بعد، یه عصر گرم توی ماه اکتبر...‬

32:56.129 --> 32:58.673
‫همون حوالی، اسلحه‌به‌دست منتظر ایستاده باشه،‬

32:58.698 --> 33:01.065
‫تا لیموزین نخست‌وزیر از راه برسه...‬

33:01.167 --> 33:03.568
‫اما دستپاچه بشه‬

33:03.592 --> 33:05.825
‫و زودتر از موقع شلیک کنه‬

33:06.639 --> 33:08.740
‫بعد به پاش تیر بخوره،‬

33:08.842 --> 33:12.276
‫با کمک سازمان اطلاعات مصر به قاهره فرار کنه‬

33:12.379 --> 33:15.413
‫و سه سال بعد برگرده،‬

33:15.515 --> 33:17.515
‫حسابی آموزش‌دیده،‬

33:17.617 --> 33:20.351
‫با فهرست بلندبالایی از مخالفان سیاسی‬

33:20.453 --> 33:22.954
‫که سی‌آی‌اِی جمع‌آوری کرده بوده‬

33:23.056 --> 33:26.858
‫بعد هم یه کودتای موفق راه بندازه‬

33:26.960 --> 33:28.493
‫کشور رو به دست بگیره‬

33:30.797 --> 33:32.630
‫افسانه‌بافی توی خونته‬

33:35.502 --> 33:37.035
‫صدام رو ما ساختیم؟‬

33:38.905 --> 33:41.873
‫جان...‬

33:41.975 --> 33:44.208
‫سی‌آی‌اِی کاری به گذشته نداره‬

33:44.310 --> 33:45.543
‫بی‌خیال، انجلا‬

33:45.567 --> 33:47.707
‫برای وقتِ مانیکور و پدیکورم دیرم شده‬

33:50.050 --> 33:52.383
‫گوش کن، ما به صدام نیاز داریم‬

33:52.408 --> 33:54.240
‫اون... اون دشمنِ دشمن‌هامونه‬

33:54.265 --> 33:56.332
‫- هیچ‌کس به حرفم گوش نمی‌ده‬
‫- خب،‬

33:56.356 --> 33:58.322
‫خودت می‌دونی فقط یه نفر می‌تونه کمکت کنه‬

33:58.425 --> 34:00.491
‫بوش؟ بی‌خیال، جدی می‌گم‬

34:00.593 --> 34:02.727
‫اومدی سراغم که ازم مشورت بگیری،‬

34:02.829 --> 34:05.129
‫پس برای آخرین بار بهت می‌گم‬

34:05.231 --> 34:06.931
‫چیزی که آدم‌ها می‌خوان بهشون بده،‬

34:06.955 --> 34:08.755
‫تا اونا هم چیزی که می‌خوای بهت بدن‬

34:08.779 --> 34:11.546
‫اگه می‌خوای دوست سبیلوت رو نجات بدی...‬

34:11.571 --> 34:14.072
‫باید چیزی که فرمانده کل قوا می‌خواد رو بهش بدی‬

34:14.173 --> 34:15.740
‫یا هم نده‬

34:18.545 --> 34:21.112
‫- بکس، الان نمی‌تونم حرف بزنم‬
‫- جان، مسئله باباته‬

34:21.214 --> 34:23.081
‫- چی؟‬
‫- همین الان بیا، جان‬

34:23.105 --> 34:25.473
‫- همین الان‬
‫- باشه، الان میام‬

34:26.920 --> 34:28.096
‫همه‌چی روبه‌راهه؟‬

34:28.121 --> 34:30.498
‫- بستری شده‬
‫- اوه...‬

34:30.523 --> 34:33.689
‫گوش کن، با این هوشی که داری،‬
‫حیفه بازنشسته بمونی‬

35:03.923 --> 35:05.556
‫سلام‬

35:07.827 --> 35:10.394
‫بابا؟‬

35:10.497 --> 35:12.163
‫- آره‬
‫- سلام، بابا‬

35:12.265 --> 35:13.798
‫چارلی...‬

35:15.502 --> 35:17.101
‫اثر مورفینه‬

35:19.305 --> 35:21.572
‫- بابا، منم‬
‫- آره‬

35:21.674 --> 35:26.310
‫اوه، جانی. آره، منظورم همون جانی بود‬

35:26.412 --> 35:32.817
‫خب، از وقتی رفتم اتفاقی افتاده؟‬

35:32.919 --> 35:35.319
‫صدام حسین هنوز نمرده؟‬

35:35.421 --> 35:37.755
‫اون...‬

35:37.857 --> 35:40.992
‫- بابا، دارن محاکمه‌ش می‌کنن‬
‫- لعنتی‬

35:41.094 --> 35:44.562
‫باید از تخم‌هاش آویزونش کنن‬

35:46.466 --> 35:49.267
‫یه آدم دم مرگ رو که‬

35:49.291 --> 35:52.166
‫از آخرین آرزوش محروم نمی‌کنی، نه؟‬

35:52.865 --> 35:55.206
‫نه‬

35:55.308 --> 35:59.210
‫- به بالادستی‌ها می‌گم‬
‫- آره، اون لکه‌ی ننگ بشره‬

35:59.234 --> 36:02.635
‫اون... اون چارلی رو کشت و اگه می‌تونستم،‬

36:02.659 --> 36:04.812
‫با دست‌های خودم خفه‌ش می‌کردم،‬

36:04.837 --> 36:08.352
‫- ولی دیگه جونش رو ندارم‬
‫- هوم‬

36:08.454 --> 36:10.121
‫شک ندارم، بابا‬

36:13.326 --> 36:15.526
‫هی، شما!‬

36:15.550 --> 36:17.617
‫من دیگه این‌جا نمی‌مونم‬

36:17.641 --> 36:19.719
‫سطح اکسیژنش خیلی پایینه‬

36:19.744 --> 36:22.645
‫بابا، من و بکس این‌جاییم، باشه؟‬
‫حالت خوب می‌شه‬

36:22.669 --> 36:24.085
‫آره، ولی می‌دونی، می‌گن...‬

36:24.110 --> 36:26.637
‫فقط باید موقتاً این‌جا بمونم‬

36:26.739 --> 36:29.407
‫آخه این "موقتاً"‬

36:29.509 --> 36:31.909
‫یعنی دقیقاً تا کی؟ من...‬

36:32.011 --> 36:34.400
‫این‌جا نمی‌مونم و نمی‌تونین جلوم رو بگیرین‬

36:34.425 --> 36:37.092
‫برین بیرون! تنهام بذارین!‬

36:37.116 --> 36:38.358
‫برمی‌گردی خونه‬

36:38.383 --> 36:39.995
‫پیش ما می‌مونی‬

36:40.019 --> 36:41.185
‫هان؟‬

36:41.287 --> 36:42.753
‫- جدی؟‬
‫- آره‬

36:42.777 --> 36:46.212
‫خدا رو شکر، الهی شکر‬

36:46.392 --> 36:48.459
‫امکانات بیمارستان خیلی بهتره‬

36:48.561 --> 36:51.896
‫آره، می‌دونم، ولی...‬

36:51.998 --> 36:54.065
‫سرطانش مرحله‌ی چهارمه‬

37:04.643 --> 37:07.530
‫[ بغداد ]‬

37:10.060 --> 37:14.254
‫برای شنیدن رأی نهایی دادگاه بایست‬

37:17.264 --> 37:19.270
‫نه، بلند نمی‌شم‬

37:19.294 --> 37:20.306
‫بخونش‬

37:20.332 --> 37:21.805
‫وادارش کن بایسته‬

37:24.047 --> 37:25.846
‫دستت رو از من بکش‬

37:25.871 --> 37:27.904
‫دستم رو نپیچون‬

37:34.383 --> 37:38.770
‫[ جنوب بغداد، نوامبر ۲۰۰۶ ]‬

38:06.552 --> 38:09.119
‫- سلام، جان‬
‫- سلام، سارا‬

38:09.210 --> 38:12.837
‫اون سگ خائن رو با خانواده‌ش ببرین!‬

38:15.327 --> 38:17.274
‫راه بیفتین، یه درس حسابی بهتون می‌دیم‬

38:22.758 --> 38:25.445
‫آهای وکیل، حالا ببینیم‬
‫چطور از خانواده‌ت دفاع می‌کنی!‬

38:25.469 --> 38:27.549
‫ای خائن! نوکر شیطان!‬

38:29.926 --> 38:32.179
‫خدا به دادتون برسه!‬

38:34.296 --> 38:36.583
‫تو رو خدا، به پسرم کاری نداشته باشین!‬

38:44.934 --> 38:49.080
‫دادگاه عالی جنایی عراق حکم داده است‬

38:49.104 --> 38:52.671
‫که محکوم، صدام حسین المجید،‬

38:52.696 --> 38:58.861
‫به‌جرم ارتکاب جنایات جنگی، با طناب دار اعدام شود‬

39:00.678 --> 39:03.445
‫و نیز به‌جرم جنایت علیه بشریت‬

39:04.122 --> 39:06.282
‫و جنایات جنگی ارتکابی‬

39:06.307 --> 39:08.386
‫در دوران حکومت بعث،‬

39:08.411 --> 39:12.224
‫از سال ۱۹۶۸ تا ۲۰۰۳‬

39:13.548 --> 39:15.628
‫تو رو خدا، به پسرم کاری نداشته باشین!‬

39:49.058 --> 39:53.325
‫قتل ۱۴۸ مرد و نوجوان‬

39:53.722 --> 40:00.049
‫از اهالی دجیل، در سال ۱۹۸۲‬

40:02.663 --> 40:07.843
‫ناپدیدسازی اجباری ۸۰۰۰ مرد...‬

40:08.806 --> 40:11.106
‫- جان‬
‫- بفرما‬

40:11.130 --> 40:13.431
‫فعلاً از پرونده‌ی کره‌ی شمالی معاف شدی‬

40:13.455 --> 40:14.627
‫خیلی‌خب‬

40:14.652 --> 40:17.334
‫مأمور شدی ناظر اجرای حکم اعدام باشی‬

40:17.358 --> 40:19.191
‫هنوز حتی محکوم هم نشده‬

40:19.216 --> 40:21.182
‫مدیران ارشد فکر کردن شاید این افتخار رو بخوای،‬

40:21.207 --> 40:23.274
‫با توجه به رابطه‌ای که باهاش داشتی‬

40:25.758 --> 40:27.458
‫افتخار چندانی نیست‬

40:29.282 --> 40:31.686
‫بدینش به سمیر، مترجمم‬

40:31.711 --> 40:33.644
‫حقشه‬

40:33.668 --> 40:35.615
‫- باشه؟‬
‫- هوم‬

40:44.235 --> 40:51.195
‫از طایفه‌ی بارزانی، در سال ۱۹۸۳‬

40:53.719 --> 40:57.072
‫یه مشت خائن! خجالت بکشین!‬

40:59.016 --> 41:01.549
‫و عملیات نظامی‌ای که منجر به‬

41:01.573 --> 41:06.486
‫مرگ ۱۸۳ هزار کُرد شد‬

41:07.291 --> 41:13.058
‫و کشف بیش از ۲۷۰ گور دسته‌جمعی‬

41:15.621 --> 41:18.708
‫تاوان خیانت‌تون رو می‌دین!‬

41:19.606 --> 41:24.773
‫دادگاه عالی جنایی حکم داده است‬

41:26.690 --> 41:29.623
‫که با طناب دار اعدام شوی!‬

41:29.648 --> 41:32.001
‫زنده باد ملت عرب!‬

41:32.545 --> 41:34.152
‫مرگ بر بوش!‬

41:37.002 --> 41:38.668
‫مرگ بر مزدورها!‬

41:41.893 --> 41:43.386
‫مرگ بر اشغالگران!‬

41:44.510 --> 41:46.490
‫مرگ بر خائنان!‬

41:47.347 --> 41:49.547
‫زنده باد عراق!‬

41:50.021 --> 41:54.021
‫تـرجـمـه از:‬
‫« پـارسـا سـرپـرسـت »‬

41:54.051 --> 41:59.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

41:59.051 --> 42:09.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com
