WEBVTT

00:00.022 --> 00:15.022
گلچین دانلود - مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
« Golchindl.vip »

01:40.923 --> 01:45.088
‫« خـانـدان اژدهـا »

01:45.089 --> 01:50.089
« کانال تلگرام گلچین دانلود »
« @MyGolchindl »

01:50.090 --> 01:55.090
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

02:00.016 --> 02:01.351
‫باید ملکه رو ببینم

02:07.190 --> 02:08.490
‫علیاحضرت

02:22.372 --> 02:23.872
‫اون دوباره سر برآورده

02:23.873 --> 02:26.333
‫- کی؟
‫- اگان!

02:26.334 --> 02:27.669
‫سان‌فایر زنده‌ست

02:28.961 --> 02:30.261
‫برید بیرون!

02:32.799 --> 02:35.259
‫سان‌فایر مُرده، توی یه زمین بایر
‫داره می‌پوسه

02:37.929 --> 02:39.229
‫بشین

02:39.889 --> 02:43.850
‫اگان در روکزرست
‫ارتش موتون‌ها رو به آتیش کشیده،

02:43.851 --> 02:45.395
‫و بعدش پرواز کرده…

02:46.729 --> 02:48.356
‫و نمی‌دونم کجا رفته

02:50.608 --> 02:53.277
‫حامیانش سریع کلاغ‌هایی رو
‫به سراسر قلمرو فرستادن

02:54.487 --> 02:56.322
‫و بازگشت پادشاه رو اعلام کردن

02:57.323 --> 02:59.032
‫مردم عادی می‌گن
‫یه نشونه از طرف خدایانه

02:59.033 --> 03:01.118
‫که اگان برای حکومت مقرر شده،
‫و اون و اژدهاش

03:01.119 --> 03:03.788
‫دوباره زنده شدن که تاج‌وتخت رو بگیرن

03:04.372 --> 03:08.542
‫در حال حاضر رعیت‌های خود من
‫جلوی معبد بزرگ جمع شدن

03:08.543 --> 03:10.752
‫و خدایان رو دعا می‌کنن
‫تا بهشون بگن چه کسی باید حکومت کنه

03:10.753 --> 03:13.422
‫بعد از این‌که اون همه جنگیدم
‫و زجر کشیدم!

03:13.423 --> 03:14.723
‫رینیرا

03:26.436 --> 03:29.062
‫خدایانِ کوچیک‌تر هیچ نقشی
‫توی اتفاقاتی که قراره بیُفتن ندارن

03:29.063 --> 03:30.898
‫خون والیریای کهن در رگ‌های ما جاریه

03:33.109 --> 03:35.570
‫قدرت مطلق توی دستان توئه

03:36.654 --> 03:38.197
‫فقط باید به کار بگیریش

03:40.450 --> 03:42.201
‫ویسیریس لعنتی!

03:44.537 --> 03:45.997
‫اون من رو به این وضع انداخت

03:46.998 --> 03:49.124
‫پیش‌گوییش بارها و بارها من رو آزموده،

03:49.125 --> 03:51.377
‫و من از تمام چالش‌هاش
‫سرافراز خارج شدم!

03:51.378 --> 03:54.163
‫این آزمون توئه…

03:54.549 --> 03:56.714
‫همین‌الان

03:58.914 --> 04:02.839
‫لحظه‌ی ظهور و طغیان کردنته

04:04.927 --> 04:09.626
‫قلمرو فقط زبان قدرت و زور رو می‌فهمه

04:10.514 --> 04:13.669
‫همیشه این رو می‌دونستی

04:43.705 --> 04:51.238
‫دیده‌بان‌هایی برای مراقبت
‫از اژدهایان اگان اعزام کن

04:53.092 --> 04:58.801
‫و به هیو بگو با ورمیتور
‫بیرون از گودال اژدها مستقر بشه

05:00.372 --> 05:02.729
‫تو هم…

05:04.912 --> 05:07.546
‫به تامبلتون حمله کن

05:07.547 --> 05:10.101
‫خونه به خونه بگردید،

05:11.019 --> 05:14.738
‫تک‌تک هایتاورها رو بیرون بِکِشید،

05:14.739 --> 05:18.582
‫و یک به یک‌شون رو بُکُشید

05:20.143 --> 05:23.506
‫تمام قلمرو نظاره‌گره

05:24.944 --> 05:26.846
‫پس…

05:28.244 --> 05:31.954
‫یه هیولا از من نساز

05:32.265 --> 05:36.878
‫باعث افتخارمه، علیاحضرت

05:38.047 --> 05:42.357
‫وقتی اورمند و دیرون رو کُشتید،

05:45.056 --> 05:52.011
‫خودم اگان رو پیدا می‌کنم
‫و نفسش رو قطع می‌کنم

05:54.625 --> 05:57.044
‫علیاحضرت، برای نجات مار دریا
‫نقشه ریختید؟

05:59.297 --> 06:00.882
‫قراره نجاتش بدیم، درسته؟

06:03.342 --> 06:05.010
‫وقتی تامبلتون رو تصرف کنیم

06:05.011 --> 06:06.678
‫پدرت دنبال مار دریا می‌گرده

06:06.679 --> 06:10.266
‫تا اون موقع که می‌میره.
‫من رو همین‌الان بفرستید

06:11.142 --> 06:13.476
‫این‌جا به تو و آدام نیاز داریم
‫تا از شهر محافظت کنید،

06:13.477 --> 06:17.732
‫اگه شایعات واقعیت داشته باشن
‫و سان‌فایر زنده باشه

06:18.900 --> 06:21.693
‫کورلیس دست شماست،
‫قدیمی‌ترین متحد شماست

06:21.694 --> 06:24.988
‫نمی‌خوام آسیبی به پدربزرگت برسه،
‫اما خودش تصمیمش رو گرفت،

06:24.989 --> 06:26.782
‫و حالا ما باید بهاش رو بپردازیم

06:29.410 --> 06:30.710
‫تقصیر شما بود

06:32.663 --> 06:33.914
‫چی؟

06:33.915 --> 06:36.124
‫این‌که لُرد کورلیس اون بیرون بود
‫تا بتونن اسیرش کنن

06:36.125 --> 06:37.835
‫با من این‌طور صحبت نکن

06:38.753 --> 06:40.963
‫همیشه با کسایی که بهتون خدمت کردن
‫این‌طور رفتار کردید

06:42.423 --> 06:44.966
‫من و آدام بدون ذره‌ای استراحت

06:44.967 --> 06:47.469
‫مأموریت‌های شناسایی بی‌شماری
‫انجام دادیم تا دشمنان‌تون رو پیدا کنیم،

06:47.470 --> 06:49.346
‫فقط برای این‌که جواب‌مون رو با خشم بدید

06:49.347 --> 06:53.433
‫آره، چون مأموریت‌هایی که انجام دادید
‫هیچ دستاوردی برامون نداشتن،

06:53.434 --> 06:56.353
‫در حالی که دشمنانم فرصت داشتن
‫قدرت‌شون رو دوباره به دست بیارن

06:56.354 --> 06:59.023
‫اگه یه نفر به دردتون بخوره
‫ازش استفاده می‌کنید

07:00.274 --> 07:01.692
‫اما اگه به دردتون نخوره
‫ازش دست می‌کشید

07:02.652 --> 07:04.069
‫همون کاری که با رینا کردید

07:04.070 --> 07:07.072
‫و حالا اون نابود شده، مثل پدربزرگم

07:07.073 --> 07:09.825
‫بعد از اتفاقات آب‌گذر
‫می‌تونستم از تو دست بکشم

07:11.202 --> 07:12.502
‫شاید

07:13.245 --> 07:14.545
‫اما به اژدهام نیاز دارید

07:18.250 --> 07:19.669
‫بچه‌ی احمق

07:21.462 --> 07:24.715
‫ولی نباید بابت حماقتت سرزنشت کنم.
‫حماقت کلاً توی خون و ذات‌تونه

07:26.008 --> 07:28.094
‫همون‌طور که خواهرت اخیراً
‫به همه‌مون یادآوری کرد

07:40.606 --> 07:41.906
‫صبح بخیر، سروران

07:42.650 --> 07:43.950
‫واقعاً صبح خیریه

07:45.403 --> 07:47.362
‫شبانه از دریفت‌مارک راه افتادیم

07:47.363 --> 07:50.616
‫بعد از این‌که متوجه شدیم
‫هایتاورها لُرد دریاسالارمون رو به اسارت گرفتن

07:51.659 --> 07:54.996
‫ملکه شما رو احضار کرده
‫تا امنیت بارانداز پادشاه رو حفظ کنید

07:57.081 --> 07:59.499
‫پاسخ به درخواست اون ممکنه
‫باعث از دست دادن لُردمون بشه

07:59.500 --> 08:02.294
‫لُرد کورلیس می‌دونست
‫ماجراجویی‌هاش چه خطراتی دارن

08:03.796 --> 08:06.381
‫خودش هم می‌خواد افتخار خاندان ولاریون رو

08:06.382 --> 08:07.682
‫بالاتر از جون خودش قرار بدیم

08:09.051 --> 08:11.512
‫تو کی هستی که می‌گی
‫لُرد ما چه خواسته‌ای داره؟

08:13.139 --> 08:14.682
‫پسر ارشد زنده‌ش

08:17.435 --> 08:18.811
‫که اون رو وارث خودش معرفی کرده

08:20.855 --> 08:24.358
‫ارباب پیشین و آینده‌ی جزر و مد

08:29.655 --> 08:31.365
‫دروازه‌ها رو باز کنید!

08:46.422 --> 08:47.722
‫بچرخید!

08:48.758 --> 08:50.176
‫به پیش!

09:00.269 --> 09:01.569
‫اون…

09:02.521 --> 09:05.149
‫همه‌ش برای توئه

09:08.110 --> 09:09.487
‫فوق‌العاده‌ست، نه؟

09:13.365 --> 09:14.665
‫اما…

09:15.618 --> 09:17.411
‫قبل از این‌که تاج‌گذاری کنی…

09:18.662 --> 09:20.247
‫باید شوالیه بشی

09:21.749 --> 09:23.049
‫زانو بزن

09:34.929 --> 09:36.805
‫دیرون تارگرین،

09:36.806 --> 09:40.100
‫در برابر خدایان و انسان‌ها سوگند یاد می‌کنی

09:40.101 --> 09:43.353
‫تا از کسانی که قادر به دفاع
‫از خود نیستن، دفاع کنی…

09:43.354 --> 09:45.231
‫همه برید داخل!

09:46.440 --> 09:49.442
‫…تا از همه‌ی زنان و کودکان دفاع کنی…

09:49.443 --> 09:51.445
‫برگرد بیا این‌جا! برگرد!

09:52.363 --> 09:55.490
‫…و از فرمانده‌هان
‫و لرد مافوقت اطاعت کنی…

09:55.491 --> 09:57.117
‫دروازه‌ها رو ببندید!

09:57.118 --> 09:59.245
‫…تا در زمان نیاز شجاعانه بجنگی،

10:00.830 --> 10:02.831
‫و هر وظیفه‌ی دیگری

10:02.832 --> 10:04.541
‫- که بهت محول می‌شه رو انجام بدی…
‫- آروم!

10:04.542 --> 10:06.084
‫- …هر چقدر دشوار…
‫- بالا بکشید!

10:06.085 --> 10:08.795
‫…یا ساده یا خطرناک باشه؟

10:08.796 --> 10:10.096
‫کافیه!

10:14.176 --> 10:15.476
‫سوگند یاد می‌کنم

10:22.852 --> 10:24.603
‫پس به عنوان یک شوالیه برخیز

10:30.401 --> 10:32.278
‫سِـر دیرونِ دلیر

10:35.197 --> 10:37.032
‫و راه رو روشن کن

10:49.003 --> 10:52.339
‫ارتش ملکه‌ی حروم‌زاده‌ها
‫به پشت دروازه‌ها رسیده

10:53.674 --> 10:56.009
‫و کسی که قراره اونا رو
‫به قتل‌گاه‌شون ببره

10:56.010 --> 10:58.469
‫کسی نیست جز عموش. نه

10:58.470 --> 11:00.388
‫معشوقشه

11:00.389 --> 11:02.600
‫نه. شوهرشه

11:04.435 --> 11:07.229
‫دیمون تارگرین لعنتی

11:08.355 --> 11:11.150
‫- و اژدهاش
‫- معلومه که یه اژدها داره!

11:13.777 --> 11:15.237
‫اما ازش استفاده نمی‌کنه

11:17.489 --> 11:19.073
‫از کجا می‌دونی؟

11:19.074 --> 11:23.120
‫چون زنش که ملکه‌ست
‫بهش اجازه نمی‌ده

11:24.788 --> 11:27.541
‫افسار دیمون توی دست‌های رینیراست

11:28.667 --> 11:31.045
‫دیمون مثل یه سگ ازش اطاعت می‌کنه

11:34.131 --> 11:36.091
‫لیوان اژدهاسوار رو پر کنید

11:38.260 --> 11:42.180
‫شاهزاده‌ی سرکش
‫به زودی به خودش می‌لرزه

11:42.181 --> 11:46.601
‫در برابر لُردِ خوفناک و قدرتمند…

11:46.602 --> 11:48.687
‫لُرد اولفِ سفید!

11:56.278 --> 11:57.613
‫علیاحضرت

11:59.531 --> 12:01.282
‫علیاحضرت، مشکلی هست؟

12:01.283 --> 12:02.583
‫چی شده؟

12:03.827 --> 12:05.746
‫شاه‌دخت هلینا

12:06.705 --> 12:08.457
‫هنوزم چیزی نمی‌خوره

12:09.708 --> 12:14.546
‫حکیم‌ها نگران سلامتی اون
‫و مخصوصاً نگران بچه‌ی توی شکمش هستن

12:20.469 --> 12:21.887
‫سِـر آلین رو احضار کن

12:24.932 --> 12:26.976
‫برای رفتن به معبد بزرگ
‫می‌خوام کامل محافظت بشم

12:27.726 --> 12:31.396
‫امروز اون‌جا روحانی اعظم
‫مراسم تدهین من رو انجام می‌ده

12:31.397 --> 12:33.941
‫و در برابر چشم تمام مردم بارانداز پادشاه
‫حکومت من رو متبرک می‌کنه

12:35.067 --> 12:37.528
‫اون‌وقت دیگه شکی باقی نمی‌مونه
‫که خدایان چه کسی رو برای فرمانروایی برگزیدن

12:39.029 --> 12:40.531
‫چشم، علیاحضرت

12:42.116 --> 12:43.416
‫دستورات‌تون همینا بودن؟

12:50.040 --> 12:51.340
‫نه

12:58.757 --> 13:00.057
‫این چه کاریه؟

13:00.634 --> 13:01.843
‫آقایون

13:01.844 --> 13:04.053
‫- آقایون!
‫- بانوی من

13:04.054 --> 13:06.681
‫معذرت می‌خوام که بدون اجازه وارد شدیم.
‫زمان زیادی نداشتیم

13:06.682 --> 13:08.266
‫زمان برای چه کاری؟

13:08.267 --> 13:10.935
‫ترتیب سفر شما با کشتیِ
‫«بوسه‌ی پری دریایی» داده شده

13:10.936 --> 13:13.647
‫باید دمِ غروب به سمت پنتوس برید

13:14.273 --> 13:18.360
‫به من دستور داده شده بهتون اطلاع بدم
‫که این‌جا دیگه به خدمات‌تون نیازی نیست

13:19.987 --> 13:22.864
‫شما با نهایت وفاداری
‫به ملکه و قلمرو خدمت کردید،

13:22.865 --> 13:25.367
‫و علیاحضرت می‌خوان
‫قدردانی‌شون رو نشون بدن

13:27.202 --> 13:29.704
‫طلا به اندازه‌ی کافی به شما
‫داده خواهد شد تا خانه‌ی درخور بگیرید

13:29.705 --> 13:31.248
‫و خدمتکارانی استخدام کنید

13:34.460 --> 13:35.760
‫سریع‌تر

13:39.256 --> 13:41.842
‫منم درک نمی‌کنم، بانوی من

13:53.395 --> 13:55.356
‫زمان گذشته، بانوی من

13:57.483 --> 13:59.318
‫باید شما رو به محل اقامت‌تون برگردونم

14:22.466 --> 14:24.134
‫از این طرف، شاه‌دخت

14:40.609 --> 14:42.527
‫به ملکه اعتماد نکن

14:42.528 --> 14:44.862
‫اگان برگشته. اژدهاش زنده‌ست

14:44.863 --> 14:47.198
‫بچه‌ی توی شکمت یه گروگانه،

14:47.199 --> 14:49.659
‫برگ برنده‌ای برای ملکه‌ست
‫که بتونه قدرت رو

14:49.660 --> 14:51.244
‫- در برابر دشمنانش حفظ کنه
‫- حرکت کن

14:51.245 --> 14:53.455
‫- کافیه
‫- هیچ‌وقت آزادت نمی‌کنه

15:04.466 --> 15:06.135
‫یادته؟

15:07.428 --> 15:09.263
‫یادته؟

15:12.099 --> 15:13.399
‫کمکم کن

15:16.520 --> 15:17.820
‫نگران نباش

15:18.272 --> 15:19.572
‫زنده‌ای

15:22.025 --> 15:23.151
‫بیا

15:23.152 --> 15:24.452
‫این رو بخور

15:26.155 --> 15:27.455
‫یه ساعت دیگه بازم برات میارم

15:28.991 --> 15:31.075
‫من رو مسموم کرد

15:31.076 --> 15:34.495
‫متوجه شدی که توی این دنیا تنهایی

15:34.496 --> 15:36.039
‫و توی این موضوع هم‌دردیم

15:45.007 --> 15:47.092
‫اما من دیگه نمی‌خوام زجر بکشم

15:49.595 --> 15:51.053
‫تو می‌خوای؟

15:51.054 --> 15:52.890
‫چرا به تنها بودن من اهمیت می‌دی؟

15:54.391 --> 15:56.393
‫چرا برات مهمه که من می‌میرم
‫یا زنده می‌مونم؟

15:59.605 --> 16:02.024
‫من یه خویشاوندکُشم، الیس

16:03.901 --> 16:07.446
‫برادرم رو با دست‌های خودم کُشتم

16:08.322 --> 16:11.533
‫بابت گناهانی که مرتکب شدم
‫نفرین شدم و باید زجر بکشم

16:14.203 --> 16:16.288
‫باید من رو ترک کنی

16:17.915 --> 16:20.209
‫وگرنه به سرنوشت من دچار می‌شی

16:26.757 --> 16:29.550
‫وقتی اژدها بالریون
‫این‌جا رو به آتیش کشید،

16:29.551 --> 16:31.845
‫قرار بود دودمان لُرد هارن رو
‫به پایان برسونه

16:33.347 --> 16:35.807
‫اما دودمانش به راحتی از بین نرفت

16:37.267 --> 16:38.567
‫یه بچه…

16:39.853 --> 16:41.153
‫یه پسر…

16:42.648 --> 16:43.948
‫زنده موند

16:44.816 --> 16:47.736
‫بدجور سوخته بود، اما زنده موند

16:49.821 --> 16:52.282
‫مادرش حاضر بود برای نجات دادنش
‫هر کاری بکنه

16:56.161 --> 17:00.081
‫حکیم‌های سراسر
‫هفت پادشاهی رو فرا خوند،

17:00.082 --> 17:01.416
‫اما فایده‌ای نداشت

17:08.507 --> 17:10.717
‫پس به سراغ درمان‌های قدیمی‌تر رفت

17:12.094 --> 17:15.763
‫افسون‌هایی رو پیدا کرد
‫که از سرزمین هم کهن‌تر بودن

17:15.764 --> 17:19.351
‫با موجوداتی که توی جنگل
‫زندگی می‌کردن ارتباط برقرار کرد

17:22.563 --> 17:25.816
‫اما هیچ‌کدوم‌شون نتونستن
‫اثر آتش اژدها رو از بین ببرن

17:27.776 --> 17:29.236
‫و وقتی پسرش مُرد…

17:36.368 --> 17:38.704
‫سعی کرد خودش هم همراهش بره

17:49.548 --> 17:52.050
‫و اون موقع بهای کارش رو فهمید

17:58.307 --> 18:00.517
‫متوجه شد که نفرین شده

18:01.184 --> 18:02.484
‫باید زنده می‌موند…

18:04.271 --> 18:08.400
‫و در محدوده‌ی سرزمین‌هایی که زمانی
‫زیر فرمان پادشاهان رودخانه‌ای بود، باقی می‌موند…

18:09.401 --> 18:11.944
‫به‌خاطر شریک بودن در طمع‌ورزی هارن
‫نفرین شده بود

18:11.945 --> 18:14.864
‫از اسم، عنوان،

18:14.865 --> 18:16.325
‫و قلعه‌ش محروم شد

18:18.201 --> 18:22.872
‫و محکوم به خدمت به هر لُرد بی‌ارزشی شد
‫که برای حکومت به این‌جا می‌اومد

18:22.873 --> 18:25.458
‫اون که مربوط به صد سال پیشه

18:25.459 --> 18:27.502
‫زمان زیادی برای تنها بودنه

18:56.239 --> 18:57.991
‫باید غذا بخوری، خواهر

19:04.623 --> 19:05.999
‫به فکر بچه‌ت باش

19:06.917 --> 19:08.585
‫تو هم الان به فکر پسرمی؟

19:10.379 --> 19:11.713
‫می‌گی بچه‌ت یه پسره؟

19:12.714 --> 19:14.014
‫مطمئنی؟

19:16.051 --> 19:17.351
‫به من نگاه کن

19:27.020 --> 19:28.689
‫نمی‌تونی به این فکر کنی
‫که من بهت آسیب می‌رسونم

19:29.606 --> 19:32.984
‫فکر می‌کنی زندگی به این معنیه
‫که نمرده باشی؟

19:36.738 --> 19:39.116
‫پدرمون اگه زنده بود
‫به‌خاطر این کار ازت متنفر می‌شد

19:42.244 --> 19:44.329
‫ولی هیچ کاری نکرد
‫که جلوی این وضع رو بگیره

19:45.706 --> 19:49.166
‫خیلی تلاش کردم
‫به فلسفه‌ش پایبند بمونم

19:49.167 --> 19:51.836
‫تا زمانی که فهمیدم
‫باعث نابودی قلمرو می‌شه

19:51.837 --> 19:56.298
‫یه سوسک هست که اول تابستون
‫ظاهر می‌شه

19:56.299 --> 19:58.050
‫رنگ‌های مختلفی داره

19:58.051 --> 20:01.304
‫آبی، طلایی، طیف‌های مختلف بنفش

20:02.681 --> 20:04.224
‫شبیه یه لاک‌پشته

20:05.976 --> 20:07.644
‫تا حالا متوجه‌ی حضورش شدی؟

20:08.937 --> 20:10.563
‫فکر نمی‌کنم

20:10.564 --> 20:13.315
‫فقط توی بارانداز پادشاه پیدا می‌شه

20:13.316 --> 20:16.737
‫از فضولات موجودات دیگه تغذیه می‌کنه

20:21.408 --> 20:22.708
‫خیلی زیباست

20:25.537 --> 20:27.873
‫خب، وقتی تابستون شروع شد
‫باید بهم نشونش بدی

20:34.963 --> 20:36.840
‫برات مهم نیست

20:39.551 --> 20:40.851
‫داری وانمود می‌کنی

20:42.804 --> 20:47.017
‫همه‌ی چیزهایی که تو بهشون
‫اهمیت می‌دی زشت و کریه هستن

20:48.894 --> 20:50.479
‫این‌جا…

20:51.730 --> 20:53.030
‫زشته

20:56.735 --> 20:58.862
‫خودِ تو…

21:00.405 --> 21:01.530
‫زشتی

21:01.531 --> 21:02.831
‫غذا بخور

21:03.867 --> 21:05.452
‫وگرنه مجبورم به زور متوسل بشم

21:33.939 --> 21:35.239
‫نه

21:35.857 --> 21:37.157
‫نه! نه!

21:37.859 --> 21:40.110
‫نه! نه! نه!

21:40.111 --> 21:41.822
‫بس کنید! تمومش کنید!

21:57.379 --> 21:58.964
‫به پیش!

22:10.684 --> 22:11.984
‫برادر

22:13.353 --> 22:15.229
‫تو هم قراره به تامبلتون بری؟

22:15.230 --> 22:17.566
‫نه. امروز قراره از ملکه محافظت کنیم

22:18.942 --> 22:20.360
‫می‌خواد کجا بره؟

22:24.781 --> 22:28.450
‫خبر برگشتن اگان ملکه رو
‫به مسیری تاریک کشونده

22:28.451 --> 22:31.161
‫بیلا رو تنبیه کرده
‫و گفته حق خروج از قلعه رو نداره

22:31.162 --> 22:32.830
‫خبر داری؟

22:32.831 --> 22:34.790
‫دوران خطرناکیه،

22:34.791 --> 22:37.627
‫و من نمی‌تونم کارهای
‫علیاحضرت رو زیر سوال ببرم

22:40.505 --> 22:41.964
‫چرا زیر سوال ببری؟

22:41.965 --> 22:45.342
‫در حالی که پدرمون منتظره
‫به دست هایتاورها کشته بشه،

22:45.343 --> 22:48.178
‫رینیرا تو رو به جای اون قرار داده

22:48.179 --> 22:50.390
‫یه پیشرفت باشکوه برای یه حروم‌زاده‌ست

22:53.310 --> 22:56.771
‫من هیچ جاه‌طلبی‌ای ندارم
‫و فقط می‌خوام وظایفم رو انجام بدم

22:58.064 --> 22:59.364
‫آماده باشید!

23:14.205 --> 23:16.499
‫صف تشکیل بدید!

23:22.464 --> 23:23.764
‫به پیش!

23:44.110 --> 23:45.410
‫پناه بر خدایان

23:46.821 --> 23:48.365
‫چطور می‌خوایم باهاشون بجنگیم؟

23:49.574 --> 23:52.369
‫شجاعانه و بی‌دلیل

23:53.536 --> 23:55.038
‫سر جاتون قرار بگیرید، پسرها

23:55.747 --> 23:57.832
‫حرکت کنید، برید سر جاتون

23:59.501 --> 24:00.961
‫حرکت کنید. شجاع باشید

24:02.712 --> 24:04.965
‫پسرها رو بذار جلو. باید دیده بشن

24:06.883 --> 24:11.429
‫سرورم، خبری از اولف نیست،
‫و همراه اژدهاش نیست

24:16.851 --> 24:18.727
‫از هر بخش تعدادی از سربازها رو بردار

24:18.728 --> 24:19.728
‫و توی شهر دنبالش بگردید

24:19.729 --> 24:20.854
‫و پیداش کنید

24:20.855 --> 24:22.022
‫شما همراهم بیایید

24:22.023 --> 24:23.525
‫- یه مشکلی هست
‫- آره

24:24.776 --> 24:26.318
‫همه‌مون قراره بمیریم

24:26.319 --> 24:27.619
‫نه

24:28.154 --> 24:29.489
‫عمو یه مشکلی داره

24:30.573 --> 24:33.159
‫اون و راکستون
‫یه نقشه‌ی مخفیانه کشیدن

24:35.495 --> 24:37.162
‫حتی از منم مخفیش کرده

24:37.163 --> 24:39.373
‫- هر چیزی که بوده…
‫- ازم دور شو!

24:39.374 --> 24:41.876
‫…به نظر نمی‌رسه موفقیت‌آمیز بوده باشه

24:45.130 --> 24:46.505
‫لطفاً!

24:46.506 --> 24:48.048
‫لطفاً، قربان، نمی‌خوایم این کار رو بکنیم

24:48.049 --> 24:49.551
‫- من فقط می‌خوام برم خونه پیش مامانم
‫- مجبورمون نکنید

24:50.844 --> 24:52.470
‫باید برای رویارویی با دشمن
‫با اژدهام پرواز کنم

24:53.722 --> 24:55.022
‫نه!

24:55.890 --> 24:59.811
‫همه‌ی این سربازها و این پسربچه‌ها
‫به‌خاطر من این‌جان

25:01.438 --> 25:04.273
‫- نمی‌تونم توی جنگ تنهاشون بذارم
‫- به چه هدفی، پسر؟

25:04.274 --> 25:06.442
‫این‌که تبدیل به یه جسد دیگه
‫بین کوه مُرده‌های اورمند بشی؟

25:06.443 --> 25:08.069
‫چه چاره‌ی دیگه‌ای دارم؟

25:08.570 --> 25:11.156
‫یا باید بجنگم، یا فرار کنم

25:17.370 --> 25:18.997
‫شاید یه راه دیگه هم باشه

25:21.791 --> 25:23.251
‫اژدها!

25:40.268 --> 25:41.978
‫اولفِ اژدهاسوار!

25:43.188 --> 25:45.272
‫دنبال اولفِ اژدهاسوار می‌گردم

25:45.273 --> 25:46.649
‫اولف!

25:48.568 --> 25:49.868
‫اولف!

25:54.282 --> 25:58.118
‫و اینم از پادشاه کوچولوی لُرد اورمند
‫و ملازم وفادارش

25:58.119 --> 25:59.661
‫خفه شو

25:59.662 --> 26:02.748
‫دریفت‌مارک ویران شده،
‫میراثت از هم پاشیده

26:02.749 --> 26:06.460
‫اما پادشاه دیرون که خیلی
‫سخاوتمند و خردمنده،

26:06.461 --> 26:10.089
‫می‌تونه آینده‌ی بهتری نسبت
‫به چیزی که رینیرا برات می‌سازه فراهم کنه

26:10.090 --> 26:12.133
‫فقط شرافتم برام باقی مونده

26:13.551 --> 26:16.804
‫واقعاً فکر می‌کنی برای گرفتن
‫سکه‌های هایتاورها اون رو می‌فروشم؟

26:16.805 --> 26:18.105
‫بسیار خب

26:18.598 --> 26:20.141
‫پس مسیر سخت رو انتخاب می‌کنی

26:37.492 --> 26:38.792
‫راه رو باز کنید!

26:39.744 --> 26:41.044
‫راه رو باز کنید!

26:42.288 --> 26:45.625
‫- برید عقب!
‫- برید عقب! برید عقب!

26:46.376 --> 26:48.670
‫برید! راه رو باز کنید!

26:49.879 --> 26:51.179
‫برید عقب!

27:07.272 --> 27:08.572
‫برید عقب!

27:11.519 --> 27:13.551
‫[ ملکه‌ی حرام‌زاده‌ها ]

27:14.904 --> 27:19.241
‫تو جانشین من هستی، جافری،
‫و وظیفه‌ای که بهت محول می‌کنم

27:19.242 --> 27:20.910
‫چیزی بیش از حکومت کردنه

27:24.122 --> 27:27.124
‫یه داستانی وجود داره
‫که پدربزرگت برام تعریف کرد

27:27.125 --> 27:29.210
‫و پادشاه پیر اون رو براش تعریف کرده بود

27:30.378 --> 27:32.213
‫و منم اون رو برای…

27:33.506 --> 27:34.806
‫برادرت تعریف کردم…

27:36.676 --> 27:38.469
‫بعد از این‌که به قدرت رسیدم

27:44.267 --> 27:46.435
‫تامبلتون، لُردها!

27:46.436 --> 27:47.736
‫بالاخره!

27:49.814 --> 27:52.733
‫اگه کول نبود، ۲ هفته پیش
‫می‌رسیدیم به این‌جا

27:52.734 --> 27:55.694
‫خیلی راحت می‌شه فراموشش کرد.
‫چطور مُرد؟

27:55.695 --> 27:56.995
‫خیلی بد

28:00.116 --> 28:03.327
‫شاهزاده، سروران،
‫یه شوالیه‌ی هایتاور داره میاد

28:03.328 --> 28:05.579
‫خب که چی؟ بُکُشیدش

28:05.580 --> 28:06.915
‫لُرد کورلیس همراشه

28:09.209 --> 28:10.509
‫برو حیوون

28:23.014 --> 28:24.314
‫شاهزاده دیمون

28:25.058 --> 28:26.683
‫من سِـر گواین هایتاور هستم

28:26.684 --> 28:27.984
‫خوش‌بختم

28:28.394 --> 28:29.812
‫لعنتی

28:32.649 --> 28:34.859
‫گوشت بیشتری روی چاقوی قصاب دیدم
‫نسبت به گوشتی که روی این جسمه

28:36.861 --> 28:38.161
‫می‌شه من بُکُشمش؟

28:38.905 --> 28:40.614
‫لُرد کورلیس رو که می‌شناسید

28:40.615 --> 28:41.915
‫خوبی؟

28:42.742 --> 28:44.042
‫به اندازه‌ی کافی خوب هستم

28:46.621 --> 28:48.288
‫خب حرف بزن

28:48.289 --> 28:51.375
‫پسرعموم اورمند عقلش رو
‫از دست داده

28:51.376 --> 28:53.085
‫ترجیح می‌ده بمیره
‫ولی شکست رو نپذیره

28:53.086 --> 28:54.386
‫و تو؟

28:55.088 --> 28:56.506
‫خب من کور نیستم

28:57.757 --> 28:59.884
‫می‌دونم اگه حمله کنید
‫امکان نداره زنده بمونیم

29:01.135 --> 29:02.720
‫پس به عنوان نشانه‌ای از حسن نیّت،

29:06.349 --> 29:07.649
‫دست‌تون رو پس می‌دم

29:09.602 --> 29:11.271
‫دست‌مون البته با ۴ تا انگشت

29:12.146 --> 29:13.446
‫برای درخواست صلح اومدم

29:14.148 --> 29:15.565
تا ازتون تقاضا کنم

29:15.566 --> 29:17.277
‫از طرف دیرون تارگرین

29:18.319 --> 29:21.321
‫آخرین نفر از سلسله‌ی
‫پادشاهان دروغین‌تون

29:21.322 --> 29:22.906
‫جنگ زمانی به پایان می‌رسه
‫که سرهای خائنین

29:22.907 --> 29:24.993
‫بالای دروازه‌ی پادشاه
‫روی نیزه رفته باشن…

29:25.994 --> 29:27.160
‫قبلش به پایان نمی‌رسه

29:27.161 --> 29:28.871
‫به درخواست دیرون گوش بدید

29:29.706 --> 29:31.123
‫قلمرو رو تقسیم کنید

29:31.124 --> 29:33.709
‫ملکه می‌تونه به سرزمین‌های سلطنتی،
‫شمال، وِیل،

29:33.710 --> 29:35.085
‫و تمام سرزمین‌هایی که ترایدنت
‫سیراب‌شون می‌کنه، حکومت کنه

29:35.086 --> 29:38.130
‫و بذارید دیرون از اولدتاون حکومت کنه

29:38.131 --> 29:39.841
‫لطفاً!

29:41.009 --> 29:44.219
‫بذارید این عوضیِ جنوبیِ لوس رو بُکُشم

29:44.220 --> 29:46.305
‫قلمرو یه زمانی هفت پادشاهی بود،

29:46.306 --> 29:47.973
‫قبل از فاتح، وقتی تقسیم شده بودیم

29:47.974 --> 29:49.433
‫- اما صلح برقرار بود…
‫- تمومش کنید!

29:49.434 --> 29:51.227
‫دستِ عزیز!

29:51.936 --> 29:54.981
‫فکر می‌کردم هایتاورها
‫زبونت رو هم بریدن

29:58.026 --> 29:59.326
‫هایتاور اشتباه نمی‌گه

30:00.320 --> 30:02.321
‫خاندان‌های بزرگی هستن
‫که هنوز به سنتی معتقدن

30:02.322 --> 30:06.283
‫که شورای بزرگ تعیین کرد،
‫این‌که یک زن نمی‌تونه حکومت کنه

30:06.284 --> 30:08.660
‫همسر خودت رو کنار گذاشتن، کورلیس

30:08.661 --> 30:10.787
‫رینیرا تاج‌وتخت رو با گروهی
‫از اژدهایانش به دست آورد

30:10.788 --> 30:12.289
‫حکومتش خدشه‌ناپذیره

30:12.290 --> 30:14.374
‫ملکه اژدهایان زیادی داره، درسته،

30:14.375 --> 30:15.918
‫اما خاندان‌های بزرگ مردد هستن

30:17.128 --> 30:19.839
‫رعیت‌هاش احساس امنیت نمی‌کنن،
‫نباید هم بکنن

30:20.965 --> 30:22.842
‫ایموند و ویگار هنوز فراری‌ان

30:29.766 --> 30:31.725
‫اولدتاون رو بدید به شاهزاده دیرون

30:31.726 --> 30:34.936
‫اون رو لُرد اعظمِ ریچ کنید

30:34.937 --> 30:37.230
‫دیرون هیچ‌وقت پادشاه نمی‌شه

30:37.231 --> 30:39.691
‫اما اون و اژدهاش می‌تونن
‫نگهبانان جنوب باشن

30:39.692 --> 30:41.652
‫این پیشنهاد من نبود

30:44.405 --> 30:46.198
‫دیرون و رینا رو وصلت کنید

30:46.199 --> 30:48.116
‫شکاف بین دو خانواده رو ترمیم کنید

30:48.117 --> 30:50.410
‫با اراده‌ی مشترک بارانداز پادشاه،

30:50.411 --> 30:53.413
‫ریچ، شمال،
‫سرزمین‌های رودخانه، و وِیل،

30:53.414 --> 30:56.501
‫رینیرا خیلی سریع و راحت می‌تونه
‫غرب و استورم‌لندز رو به زانو دربیاره

30:57.251 --> 30:58.960
‫و اگان غاصب چی می‌گه

30:58.961 --> 31:00.921
‫وقتی از این پیمان باخبر بشه؟

31:00.922 --> 31:04.508
‫الان یه جایی اون بیرون
‫با اژدهای چلاقش داره دور می‌زنه،

31:04.509 --> 31:07.010
‫نیمه‌سوخته‌ست، اما هنوز
‫برای حکومت کردن مناسبه

31:07.011 --> 31:08.596
‫یا خودش چنین فکری می‌کنه

31:10.014 --> 31:11.314
‫تازه متوجه شدید؟

31:12.809 --> 31:15.811
‫خیلی غم‌انگیزه وقتی آدم می‌بینه
‫برادرها با هم دشمن شدن

31:15.812 --> 31:18.480
‫اگان و ایموند دشمن‌های مشترکِ
‫این اتحاد جدید می‌شن

31:18.481 --> 31:19.899
‫اتحاد؟

31:21.150 --> 31:25.070
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم خائن باشی، کورلیس،
‫یا بدتر، بزدل باشی

31:25.071 --> 31:27.782
‫پادشاه کوچولو چی بهت پیشنهاد داده
‫که قبول کردی بهش وفادار باشی؟

31:28.950 --> 31:30.250
‫صلح

31:31.202 --> 31:34.204
‫دو راه داری، دیمون،

31:34.205 --> 31:36.164
‫اما هر دو تاشون
‫به یه نتیجه منتهی می‌شن

31:36.165 --> 31:40.377
‫رینیرا در هر صورت روی تخت آهنین می‌نشینه
‫و به هفت پادشاهی حکومت می‌کنه

31:40.378 --> 31:42.088
‫چیزی که تصمیمش با توئه…

31:43.506 --> 31:46.175
‫اینه که از این جنگ چی می‌خوای؟

31:46.717 --> 31:48.017
‫پیروزی؟

31:49.011 --> 31:50.680
‫یا کوهی از جسدهای هایتاورها؟

31:52.181 --> 31:54.141
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

31:54.142 --> 31:56.394
‫با سنگدلی جون هزارن…

31:59.105 --> 32:01.523
‫به جز رینیرا هیچ‌کس
‫حکومت نخواهد کرد،

32:01.524 --> 32:04.151
‫ملکه‌ی مقرر شده‌ی آندال‌ها،
‫نخستین انسان‌ها،

32:04.152 --> 32:06.403
‫گداها و دزدها و بزدل‌هایی مثل تو

32:06.404 --> 32:10.449
‫والیریای جدیدی از خاکسترِ
‫برادران ناتنیِ غاصبش

32:10.450 --> 32:12.617
‫و هایتاورهای اولدتاون ظهور خواهد کرد

32:12.618 --> 32:15.954
‫با هدف صلح اومدی پیشم،

32:15.955 --> 32:18.039
‫پس بهت حق انتخاب می‌دم

32:18.040 --> 32:21.293
‫می‌تونی این‌جا بمیری،
‫یا پشت اون دیوارها بمیری،

32:21.294 --> 32:23.629
‫مثل یه موش

32:26.090 --> 32:27.632
‫لُرد کورلیس زندانی منه

32:27.633 --> 32:29.509
‫هایتاور می‌تونه برگرده
‫تا به پسرعموش هشدار بده

32:29.510 --> 32:31.679
‫- که ورود ما قریب‌الوقوعه!
‫- بلند شو! بلند شو!

32:32.680 --> 32:35.599
‫نردبان‌ها و دژکوب‌ها رو بیارید
‫و صف تشکیل بدید

32:35.600 --> 32:37.809
‫نفر بعدی که بخواد حمله رو عقب بندازه

32:37.810 --> 32:41.481
‫می‌بندمش به جلوی اسبم!

33:46.379 --> 33:47.797
‫امکان نداره

33:48.881 --> 33:50.181
‫تو مُردی

33:56.305 --> 33:57.605
‫زنده‌ام

33:59.517 --> 34:00.817
‫احمق

34:03.479 --> 34:05.981
‫برادر. برادر

34:05.982 --> 34:07.900
‫التماس می‌کنم من رو ببخش

34:19.495 --> 34:20.795
‫ببخشم؟

34:24.834 --> 34:26.794
‫باید از وسط نصفت کنم

34:32.383 --> 34:34.719
‫باید بگم سان‌فایر زنده‌زنده بسوزونت

34:35.970 --> 34:39.307
‫اما آروم‌آروم

34:40.725 --> 34:42.685
‫تا بتونم ببینم که پوستت…

34:43.769 --> 34:46.647
‫کنده می‌شه و تاول می‌زنه

34:47.440 --> 34:48.858
‫ای خویشاوندکُش

34:50.860 --> 34:52.653
‫غاصب

34:54.780 --> 34:56.080
‫عوضی!

35:04.248 --> 35:05.548
‫نه

35:07.460 --> 35:10.378
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه!

35:10.379 --> 35:12.088
‫قرار بود از این لذت ببرم

35:12.089 --> 35:13.466
‫چه مرگته؟

35:15.718 --> 35:17.018
‫باهام بجنگ!

35:21.807 --> 35:24.225
‫به چیزی که داشتی غبطه می‌خوردم

35:24.226 --> 35:26.019
‫و تو رو برای حکومت کردن
‫نامناسب می‌دونستم

35:26.020 --> 35:27.355
‫وای

35:31.567 --> 35:33.152
‫می‌خواستم بُکُشمت تا جات رو بگیرم

35:35.571 --> 35:37.865
‫حق داری جونم رو بگیری

35:44.038 --> 35:45.338
‫کیرم دهنت

35:46.999 --> 35:48.299
‫بلند شو

35:55.800 --> 35:57.217
‫باید بریم به تامبلتون

35:57.218 --> 35:59.970
‫شاهزاده نمی‌تونه بیاد.
‫اژدهاش ترکش کرده

36:01.138 --> 36:03.599
‫- اون کیه؟
‫- نامزدمه

36:12.733 --> 36:16.237
‫می‌دونی اون بیرون چه خبره؟

36:19.615 --> 36:20.915
‫نه؟

36:22.284 --> 36:23.744
‫رینیرا اعلام کرده من مُردم

36:24.829 --> 36:26.454
‫و بعد از ناپدید شدن تو،

36:26.455 --> 36:29.583
‫اون دیرون کوچولوی عوضی
‫تصمیم گرفته باید پادشاه بشه

36:32.878 --> 36:34.505
‫پس بذار بهت بگم می‌خوایم چیکار کنیم

36:36.465 --> 36:39.008
‫می‌ریم ویگار رو پیدا می‌کنیم،

36:39.009 --> 36:40.885
‫می‌ریم به تامبلتون،

36:40.886 --> 36:43.972
‫و دیرون و اون اورمند بی‌پدر رو
‫سر جاشون می‌نشونیم

36:43.973 --> 36:47.434
‫و بعدش همه‌مون زیر پرچم من

36:47.435 --> 36:49.061
‫به بارانداز پادشاه حمله می‌کنیم

36:51.105 --> 36:54.942
‫و شاید وقتی سر رینیرا
‫روی یه نیزه باشه…

36:56.026 --> 36:57.569
‫و من بشینم روی تخت آهنین…

36:57.570 --> 36:58.870
‫ایموند

37:01.407 --> 37:03.325
‫شاید اون موقع…

37:05.119 --> 37:06.454
‫ببخشمت…

37:08.330 --> 37:10.875
‫به‌خاطر این‌که می‌خواستی من رو بُکُشی

37:13.288 --> 37:15.288
« ارائه شده توسط وبسایت گلچین دانلود »

37:15.588 --> 37:18.173
‫به جز دروازه‌ی اصلی،
‫یه راه ورود دیگه هم هست

37:18.174 --> 37:21.009
‫یه دروازه‌ی پشتی قدیمی
‫در ضلع شمال‌شرقی

37:21.010 --> 37:24.095
‫باروهای چوبی ساختن
‫اما هنوز برای دفاع کامل نیست،

37:24.096 --> 37:26.055
‫پس نقاط آسیب‌پذیری وجود داره،

37:26.056 --> 37:28.349
‫به خصوص دیوارهای جنوب‌شرقی

37:28.350 --> 37:29.727
‫به اندازه‌ی کافی ساده‌ست

37:30.853 --> 37:32.897
‫باروهای دروازه‌ی اصلی رو می‌سوزونم

37:33.856 --> 37:35.440
‫وقتی مقاومتی وجود نداشت،

37:35.441 --> 37:37.734
‫نیروهای پیشرو با پوشش کاراکسس
‫حمله رو شروع می‌کنن

37:37.735 --> 37:40.195
‫اولف و سیلور‌وینگ از عقب ارتش
‫محافظت می‌کنن

37:40.196 --> 37:41.863
‫هوا که تاریک بشه

37:41.864 --> 37:43.741
‫بنرهای رینیرا باید بر فراز قلعه
‫به اهتزاز دراومده باشن

37:46.035 --> 37:48.203
‫خیلی مراقب باشید که به شهر
‫و مردمش آسیب نرسونید

37:48.204 --> 37:49.504
‫تمام قلمرو نظاره‌گره

37:50.623 --> 37:53.041
‫جایگاه اخلاقی ملکه
‫باید خدشه‌ناپذیر بمونه

37:53.042 --> 37:54.250
‫خسته‌کننده به نظر می‌رسه

37:54.251 --> 37:55.627
‫شاهزاده

37:55.628 --> 37:58.046
‫سروران. روی دیوارها
‫تحرکاتی دیده می‌شه

37:58.047 --> 38:01.550
‫دشمن تعداد نیروهاش رو
‫با کودکان افزایش داده

38:03.511 --> 38:04.811
‫پناه بر خدایان

38:05.429 --> 38:07.096
‫- چند نفرن؟
‫- خیلی زیاد

38:07.097 --> 38:08.515
‫در سراسر دیوارها هستن

38:08.516 --> 38:10.351
‫و اون فقط چیزی بود
‫که من می‌تونستم ببینم

38:12.436 --> 38:14.445
‫داره امتحان‌تون می‌کنه، شاهزاده،

38:14.446 --> 38:16.273
‫شما رو به چالش می‌کشه
‫تا از اژدهاتون استفاده کنید

38:16.274 --> 38:17.733
‫عوضی بزدل

38:19.318 --> 38:21.987
‫لُرد رودریک، هنوز آماده‌ای
‫برای ملکه‌مون بمیری؟

38:22.613 --> 38:23.947
‫مشتاقانه منتظرم

38:23.948 --> 38:25.448
‫ریش‌سفیدهات رو ببر بالای دیوارها،

38:25.449 --> 38:27.784
‫با روحیه‌ی جنگجویان شمالی‌تون
‫بهشون غلبه کنید

38:27.785 --> 38:29.536
‫و از داخل دروازه رو باز کنید

38:29.537 --> 38:32.705
‫اما حق نداری تا قبل
‫از باز کردن دروازه بمیری

38:32.706 --> 38:34.458
‫چشم، دروازه رو باز می‌کنم
‫بعدش می‌میرم

38:36.168 --> 38:37.919
‫لُرد اُسکار طبق نقشه
‫از جناح حمله می‌کنه

38:37.920 --> 38:39.963
‫سِـر گاریبالد نیروهای ذخیره رو
‫فرماندهی می‌کنه

38:39.964 --> 38:41.799
‫مرکزش مال منه

39:01.402 --> 39:03.820
‫این خانه‌ی هفت خداست

39:03.821 --> 39:06.365
‫هیچ سلاحی نباید بهش وارد بشه

39:07.366 --> 39:10.118
‫مردم بارانداز پادشاه جمع شدن

39:10.119 --> 39:12.663
‫و می‌خوان بدونن خدایان
‫چه کسی رو برای رهبری برگزیدن

39:14.206 --> 39:16.249
‫تو بهشون جواب می‌دی

39:16.250 --> 39:18.251
‫و جلوی چشم همه
‫مراسم تدهین من رو انجام می‌دی

39:18.252 --> 39:21.338
‫قبلاً بهتون گفتم
‫که چنین کاری غیرممکنه

39:22.548 --> 39:25.717
‫و حالا بعد از زنده شدن اگان و اژدهاش

39:25.718 --> 39:28.136
‫نشانه‌ی مشخص‌تری از این وجود نداره

39:28.137 --> 39:31.932
‫که خدایان چه کسی رو
‫برای رهبری برگزیدن، شاه‌دخت

39:32.766 --> 39:34.101
‫من ملکه‌ام

39:36.562 --> 39:37.938
‫پیرمرد فراموش کرده

39:39.398 --> 39:42.318
‫تاج پدرم رو بر سر گذاشتم
‫و روی تخت آهنینش می‌نشینم…

39:43.319 --> 39:45.613
‫در حالی که ۶ اژدها دارم

39:46.989 --> 39:49.158
‫نمی‌تونی برای دومین بار
‫حقم رو ازم دریغ کنی

39:50.409 --> 39:52.911
‫شاید ۶ تا اژدها داشته باشی،

39:52.912 --> 39:56.581
‫اما من خدای هفت‌چهره دارم

39:56.582 --> 40:00.169
‫غیرممکنه که خلاف اراده‌شون عمل کنم

40:06.342 --> 40:08.302
‫پس یه خائنی

40:11.805 --> 40:13.390
‫من روحانی اعظم مذهب هفت هستم

40:14.642 --> 40:19.103
‫اگه به من آسیب برسونی
‫یعنی علیه سپتِ ستاره‌ای اعلان جنگ کردی

40:19.104 --> 40:22.733
‫و روحت رو به عمیق‌ترین جهنم
‫از هفت جهنم محکوم می‌کنی

40:26.320 --> 40:29.865
‫خون والیریای کهن در رگ‌های تو جاریه

40:31.450 --> 40:33.202
‫تو به خدایانی پاسخ می‌دی
‫که از خدایان اون والاترن

40:37.790 --> 40:40.459
‫برای اونا این خونه…

40:41.710 --> 40:44.296
‫چیزی جز بنایی از آجر و سنگ نیست

40:48.676 --> 40:51.302
‫بر روی زمینی مقدس ایستادیم

40:51.303 --> 40:53.263
‫این‌جا یه پناهگاهه!

41:38.434 --> 41:39.893
‫قبل از مرگ…

41:41.020 --> 41:44.523
‫پدرم، ویسیریسِ صلح‌طلب…

41:45.649 --> 41:46.949
‫من رو جانشین خودش اعلام کرد

41:49.069 --> 41:53.198
‫مخفیانه و یواشکی نه،
‫بلکه یه مراسم رسمی گرفت

41:54.158 --> 41:58.036
‫صدها لُرد مسافت‌های طولانی رو پیمودن

41:58.037 --> 42:02.166
‫تا در برابر خدایان و انسان‌ها
‫به من سوگند وفاداری یاد کنن

42:06.628 --> 42:10.049
‫اما حکومت کردن من از قبل مقرر شده بود

42:11.175 --> 42:13.427
‫پیش‌گویی شده بود…

42:14.386 --> 42:16.764
‫خیلی قبل‌تر از این‌که
‫حتی ویسیریس به دنیا بیاد

42:21.351 --> 42:23.520
‫با نابودی آغاز شد…

42:24.730 --> 42:27.190
‫وقتی آتش و جهنم زبانه کشیدن

42:27.191 --> 42:30.693
‫تا والیریای کهن و مردمش رو نابود کنن

42:30.694 --> 42:32.613
‫اولفِ اژدهاسوار رو می‌خوام!

42:34.073 --> 42:36.074
‫برید داخل. پیداش کنید!

42:36.075 --> 42:38.326
‫فقط تارگرین‌ها زنده موندن

42:38.327 --> 42:39.660
‫کجاست؟

42:39.661 --> 42:43.207
‫فقط خانواده‌ی من در امان موندن

42:49.755 --> 42:53.299
‫خدایان اجداد من رو احضار کردن،

42:53.300 --> 42:56.011
‫اگانِ فاتح رو…

42:57.012 --> 43:01.224
‫تا به هفت پادشاهی بیاد
‫و قلمرو تقسیم‌شده رو

43:01.225 --> 43:05.521
‫زیر پرچم سیاه و سرخ متحد کنه

43:07.356 --> 43:09.732
‫اون رو…

43:09.733 --> 43:12.736
‫«محافظ جهان بشریت» نامیدن

43:14.029 --> 43:16.573
‫وظیفه‌ش محافظت کردن ازش بود…

43:17.407 --> 43:21.244
‫در برابر تاریکی‌ای شوم و قدیمی

43:21.245 --> 43:23.580
‫که در شمال دور کمین کرده…

43:24.456 --> 43:28.751
‫آن سوی دیوار،
‫آن سوی سرزمین‌های زمستانی

43:28.752 --> 43:32.505
‫و فقط قدرت اژدهایان

43:32.506 --> 43:34.925
‫می‌تونه در برابرش ایستادگی کنه

43:36.844 --> 43:41.597
‫فاتح این وظیفه‌ی مقدس رو

43:41.598 --> 43:46.227
‫به نوادگان برگزیده‌ش سپرد،
‫به پادشاه پیر، جیهیریس،

43:46.228 --> 43:49.480
‫بعدش به پدرم و بعدش به من

43:49.481 --> 43:53.318
‫نسل هایتاورها نمی‌تونه
‫این پیش‌گویی رو محقق کنه

43:55.529 --> 43:58.448
‫اگه می‌خواید جهان‌تون نابود نشه…

44:00.117 --> 44:02.661
‫من باید راه رو روشن کنم

44:03.579 --> 44:08.040
‫چون من سپر مردم هستم

44:08.041 --> 44:12.129
‫من رینیرای برگزیده هستم

44:15.236 --> 44:17.015
‫من…

44:17.016 --> 44:21.538
شاهزاده‌ی موعود هستم

44:27.728 --> 44:31.565
‫لُردها، شوالیه‌ها،
‫وحشی‌ها، و بی‌رحم‌ها!

44:35.235 --> 44:37.654
‫چه امروز زنده بمونید، چه بمیرید…

44:38.655 --> 44:41.407
‫در تاریخ از شما به عنوان
‫کسانی یاد می‌شه

44:41.408 --> 44:44.953
‫که آغازِ پایان هایتاورها رو رقم زدن!

44:47.456 --> 44:49.708
‫به هیچ‌کس رحم نکنید!

44:51.710 --> 44:53.170
‫به هیچ‌کس امان ندید

44:55.505 --> 44:58.675
‫بهترین‌تون رو نمی‌خوام،
‫بدترین‌تون رو می‌خوام!

45:10.395 --> 45:11.695
‫حالا برید…

45:12.648 --> 45:14.524
‫و بُکُشیدشون

45:33.001 --> 45:34.878
‫بسیار خب، دوستان!

45:36.088 --> 45:37.388
‫شمشیرهاتون رو بکشید!

45:38.465 --> 45:39.883
‫شکم‌ها رو بدید داخل!

46:39.276 --> 46:41.777
‫دستگاه‌های محاصره، آماده‌!

46:41.778 --> 46:43.571
‫کماندارها، بِکِشید!

46:43.572 --> 46:45.281
‫بِکِشید، بِکِشید، بِکِشید!

46:45.282 --> 46:46.616
‫خوب نشونه بگیرید، دوستان!

47:09.890 --> 47:11.682
‫یالا!

47:11.683 --> 47:14.769
‫تیرهاتون رو بندازید،

47:14.770 --> 47:16.897
‫حروم‌زاده‌های بچه‌باز!

47:34.623 --> 47:35.957
‫رها کنید!

48:07.406 --> 48:08.706
‫سرورم

48:09.408 --> 48:12.076
‫هیچ نشونه‌ای از اولف
هیچ‌جا پیدا نمی‌شه

48:12.077 --> 48:14.203
‫- فرار کرده
‫- سرورم

48:14.204 --> 48:15.580
‫نبرد آغاز شد

48:16.998 --> 48:19.375
‫- جدی می‌گی!؟
‫- بله، سرورم

48:19.376 --> 48:22.671
‫به نظر می‌رسه دیمون تارگرین
‫شرایط پادشاه دیرون رو نپذیرفته

48:26.383 --> 48:27.683
‫شرایط؟

48:29.219 --> 48:30.594
‫بگو ببینم!

48:30.595 --> 48:32.763
‫پادشاه دیرون سِـر گواین رو فرستادن

48:32.764 --> 48:35.099
‫تا در مورد صلح
‫با دشمن مذاکره کنه

48:35.100 --> 48:38.394
‫مار دریا رو آزاد کردن، سرورم،
‫به عنوان بخشی از معامله

48:38.395 --> 48:41.648
‫دنبالش بگردید.
‫اولفِ اژدهاسوار رو پیدا کنید

48:54.911 --> 48:56.287
‫شاهزاده کجاست؟

48:56.288 --> 48:57.588
‫پادشاه؟

49:06.923 --> 49:08.508
‫نردبان‌ها! نردبان‌ها!

49:10.760 --> 49:12.060
‫روغن!

49:29.905 --> 49:31.615
‫به پیش!

49:43.126 --> 49:44.503
‫دیوار جنوبی!

50:24.376 --> 50:26.210
‫کماندارها!

50:26.211 --> 50:28.088
‫خندق‌ها رو آتیش بزنید!

50:50.986 --> 50:54.406
‫اعلی‌حضرت، سِـر اولفِ سفید رو
‫نمی‌تونم پیدا کنم

50:56.992 --> 50:59.535
‫منظورت چیه که نمی‌تونی پیداش کنی؟

50:59.536 --> 51:01.830
‫اژدهای خیلی بزرگی داره

51:02.539 --> 51:05.625
‫معذرت می‌خوام، اعلی‌حضرت.
‫اما همراه اژدهاش نیست

51:16.261 --> 51:17.637
‫برجک!

51:26.479 --> 51:27.688
‫بمونید!

51:27.689 --> 51:29.691
‫اون دروازه‌ی لعنتی رو پیدا کنید، دوستان!

51:30.984 --> 51:32.284
‫بُکُشیدشون

51:33.153 --> 51:34.453
‫شمشیر بکشید!

51:35.238 --> 51:36.865
‫- بُکُشیدشون!
‫- به پیش!

51:48.501 --> 51:50.045
‫اون اژدهای هیو چکشه؟

51:50.712 --> 51:52.714
‫هیو باید از بارانداز پادشاه محافظت کنه

51:54.174 --> 51:55.634
‫ببینید چرا اومده این‌جا

52:08.938 --> 52:11.774
‫لشکر مرکزی! پشت سر من صف بکشید!

52:11.775 --> 52:13.075
‫کاراکسس!

52:27.290 --> 52:29.668
‫- آماده!
‫- مواضع‌تون رو حفظ کنید!

52:34.130 --> 52:35.507
‫اژدها!

52:36.174 --> 52:38.093
‫سوارش رو زمین‌گیر کنید!

52:41.638 --> 52:42.938
‫دراکاریس!

52:55.819 --> 52:57.612
‫برید! برید پایین!

52:58.154 --> 52:59.697
‫از بین درها برید!

52:59.698 --> 53:00.998
‫یالا!

53:02.075 --> 53:03.702
‫از سر راه برید کنار!

53:04.327 --> 53:05.627
‫برید!

53:14.379 --> 53:15.679
‫دراکاریس!

53:44.617 --> 53:46.828
‫به پیش!

54:21.529 --> 54:22.829
‫به سمت دروازه‌های اصلی!

54:25.283 --> 54:27.285
‫پس دروازه‌ها باز شدن، دوستان

54:29.120 --> 54:30.872
‫و ما هنوز زنده‌ایم

54:31.915 --> 54:34.082
‫اون پادشاه کوچولو رو برام پیدا کنید

54:34.083 --> 54:35.383
‫برید!

54:37.295 --> 54:39.088
‫لُرد هایتاور رو می‌خوام

54:57.690 --> 54:59.192
‫بلندش کنید!

55:02.237 --> 55:05.281
‫- بلند شو!
‫- آدم مستِ بی‌ارزش!

55:05.949 --> 55:08.993
‫تنها کاری که نیاز بود بکنی
‫این بود که سوار اژدهات بشی!

55:10.286 --> 55:12.412
‫از دیوارها عبور کردن

55:12.413 --> 55:14.874
‫آشغال حروم‌زاده‌ی به درد نخور!

55:16.209 --> 55:17.585
‫شاید همه‌چیز رو به باد داده باشی

55:18.628 --> 55:21.713
‫حالا برو سوار اون جونور بشو

55:21.714 --> 55:23.216
‫و کاری که بهت گفته شده رو انجام بده

55:34.018 --> 55:36.229
‫اورمند هایتاور

55:43.570 --> 55:45.446
‫کت، کجایی؟

55:49.200 --> 55:50.500
‫کت!

55:54.247 --> 55:56.540
‫ارومند هایتاور!

55:56.541 --> 55:57.876
‫خویشاوندکُش!

56:04.674 --> 56:06.259
‫کودک‌کُش

56:07.886 --> 56:09.512
‫کافر!

56:22.233 --> 56:24.985
‫سِـر اولف، شاهزاده دیمون
‫بهم دستور دادن

56:24.986 --> 56:27.071
‫که مطمئن بشم شما و اژدهاتون…

56:38.124 --> 56:39.424
‫دیرون!

56:39.918 --> 56:41.377
‫مذاکرات شکست خورد

56:41.920 --> 56:44.546
‫دیمون شهر رو گرفته

56:44.547 --> 56:45.847
‫می‌میری

56:46.716 --> 56:48.968
‫اما حداقل به عنوان یه بزدل
‫به خاطر سپرده نمی‌شم

56:49.802 --> 56:52.387
‫من کنار مردهای شجاع زیادی جنگیدم

56:52.388 --> 56:55.974
‫که معتقد بودن مرگ
‫تنها راه رسیدن به شکوهه

56:55.975 --> 56:57.936
‫در راه غرور اورمند
‫خودت رو به کشتن نده

57:00.605 --> 57:02.272
‫پسرم

57:02.273 --> 57:03.650
‫پسرم، لطفاً

57:06.277 --> 57:07.402
‫خواهش می‌کنم!

57:07.403 --> 57:08.703
‫جلو نیا

57:18.665 --> 57:19.965
‫جلو نیا

57:21.000 --> 57:22.627
‫پس باید از روی جنازه‌ی من رد بشی

57:55.451 --> 57:57.412
‫دراکاریس!

58:19.517 --> 58:21.019
‫پیدات شد

58:40.955 --> 58:42.623
‫اونم از مهره‌ی اورمند

58:43.750 --> 58:45.376
‫شاید زنده بمونیم

58:52.008 --> 58:53.308
‫یه مسیر باز کنید!

01:00:23.391 --> 01:00:25.851
‫به این می‌گن یه گایش درست‌وحسابی

01:00:25.852 --> 01:00:27.645
‫از طرف شمالی‌ها

01:00:39.866 --> 01:00:41.825
‫کون لق شما هم

01:00:41.826 --> 01:00:44.036
‫نه. نه!

01:00:59.552 --> 01:01:01.429
‫برو! یه جا پناه بگیر!

01:02:13.542 --> 01:02:15.795
‫کجایی!؟

01:03:48.387 --> 01:03:50.013
‫اولف علیه ما شده

01:03:50.014 --> 01:03:51.515
‫شهر از دست رفته

01:03:52.808 --> 01:03:54.393
‫باید بریم

01:05:06.715 --> 01:05:08.426
‫دیرون

01:05:15.433 --> 01:05:16.733
‫دیرون

01:05:40.332 --> 01:05:42.751
‫کت. کت!

01:06:32.134 --> 01:06:33.434
‫ملکه‌ی من!

01:08:49.056 --> 01:08:54.056
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

01:08:54.057 --> 01:08:59.057
« ارائه شده توسط وبسایت گلچین دانلود »
« Golchindl.vip »

01:08:59.058 --> 01:09:14.058
« کانال تلگرام گلچین دانلود »
« @MyGolchindl »
