WEBVTT

00:00.050 --> 00:10.050
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
.::   www.ZarFilm.CoM  ::.

00:11.074 --> 00:20.074
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
.:: Telegram : @zarfilmz ::.
.:: Instagra : @ZarFilm_Com ::.

01:34.581 --> 01:39.581
‫[ خاندان اژدها ]

02:11.235 --> 02:14.613
‫سر رایم، در مقایسه با دیگر لردفرماندهان
‫محفاظان پادشاهی، همتا نداشت و قدرتمند بود

02:16.365 --> 02:18.200
‫ولی مدتی رو بیمار بود

02:18.534 --> 02:21.203
‫- امیدوارم وداعی آسوده نصیبش شده باشه
‫- بله سرورم

02:21.328 --> 02:23.956
‫در خواب خوش
‫مرگی آرام را تجربه کرد

02:24.540 --> 02:27.668
‫خواهران مسکوت
‫درحال مهیا کردن تدارکات دفن وی می‌باشند

02:27.793 --> 02:31.088
‫جانشین ایشان، سر هارولد

02:31.213 --> 02:35.593
‫«اصرار بر انتخاب جایگزین «سر رایم
‫در بخش محافظان پادشاهی دارند

02:35.718 --> 02:38.521
‫اعلی‌حضرت و سرورانم،

02:38.545 --> 02:41.348
‫ضروری‌ست هفت عضو اصلی محافظین پادشاهی
‫همچون همیشه، تکمیل گردند

02:42.808 --> 02:46.687
‫با یاری «دست» قادر به دعوت تعدادی
‫از داوطلبان واجد شرایط به دربار بودم

02:46.812 --> 02:48.939
‫همه شایستگی خود را
‫به اثبات رساندند

02:52.943 --> 02:56.614
‫چهار کشتی، مفقود گشته‌اند.
‫آخرین‌شان، تحت بیرق من بودند

02:57.281 --> 02:59.341
‫استپ‌استون زیر شعله‌های آتش می‌سوزد

02:59.366 --> 03:01.660
‫با این‌حال مجلس تشکیل داده‌اید
‫تا به مسائل دربار بپردازید

03:01.785 --> 03:03.996
‫...لرد کورلیس، اگر حرفی برای گفتن دارید

03:04.121 --> 03:07.750
‫خواسته‌ی من آگاهی بر اقداماتی‌ست
‫که باید در راه نجات کشتی و افرادم انجام شود

03:07.875 --> 03:10.461
‫سلطنت، غرامت کشتی و خدمه‌تان را پرداخت

03:10.586 --> 03:12.974
‫و برای خانواده‌های‌شان جبران مافات می‌کند

03:12.998 --> 03:14.757
‫غرامت دردی از من دوا نمی‌کند

03:16.884 --> 03:20.804
‫خواسته‌ی من تصاحب استپ‌استونز با زور شمشیر،
‫و جزغاله کردن این «خرچنگ سیرکن» ملعون است

03:20.930 --> 03:23.766
‫فعلا آمادگی جنگ با شهرهای آزاد رو ندارم

03:23.891 --> 03:26.769
‫این دزدان دریایی، ارتباطی
‫ با شهرهای آزاد ندارند

03:26.894 --> 03:29.897
‫فکرکردی کی داره بهشون سکه
‫و کشتی می‌ده؟

03:30.272 --> 03:32.024
‫سرورم، اگر به تاریخ
‫نگاهی بیندازیم

03:32.149 --> 03:36.111
‫متوجه خواهیم شد که هفت پادشاهی
‫هرگز وارد جنگ علنی، با شهرهای آزاد نشده

03:36.237 --> 03:40.199
‫در صورت وقوع جنگ،
‫تعداد تلفات بی‌شمار خواهد بود

03:44.453 --> 03:47.414
‫خرچنگ سیرکن، چه دلیلی برای هراس از ما دارد؟

03:50.000 --> 03:52.503
‫اجازه‌ی تصاحب دراگون‌استون
‫به برادر پادشاه داده شده

03:52.628 --> 03:55.464
‫و با ارتش ردا طلایی‌هایش
‫به قدرتی بی‌بدیل رسیده

03:55.631 --> 04:00.302
‫حال دیمون شش ماه است که آنجا چمباتمه زده
‫و از طرف سلطنت اعتراضی نشنیده

04:00.427 --> 04:03.180
‫حرف‌های‌تان را مزه مزه کنید، لرد کورلیس

04:03.305 --> 04:07.226
‫هم‌نشینی بر سر یک میز با پادشاه، شما را
‫در مرتبه‌ای مساوات با ایشان، قرار نمی‌دهد

04:10.312 --> 04:12.356
‫بی‌کار ننشسته‌ام، کورلیس

04:12.982 --> 04:18.028
‫دَه پیک به پنتوس و ولانتیس فرستادم
‫بلکه بتونیم وجه مشترکیبرای اتحاد پیدا کنیم

04:18.779 --> 04:21.615
‫افراد و کشتی‌ها بسیج می‌شن

04:21.991 --> 04:25.286
‫مسائل مربوط به استپ‌استونز رو حل می‌کنیم،
‫البته به وقتش

04:26.078 --> 04:28.289
‫پدر جان، اژدهاسوار که دارید

04:34.795 --> 04:36.171
‫ما رو اعزام کنید

04:40.718 --> 04:43.637
‫به این سادگی‌ها نیست، رنیرا

04:44.138 --> 04:48.100
‫- این‌طوری قدرت‌نمایی می‌کنید
‫- اقلاً شاهدخت نقشه‌ای در بساط دارند

04:52.021 --> 04:53.498
‫فقط منظورم این بود که شاید...

04:53.522 --> 04:59.194
‫شاید استفاده‌ای بهتر از استعدادهای شاهدخت
‫بتوان کرد، اعلی‌حضرت

05:01.655 --> 05:03.791
‫نظرتون چیه شاهدخت رو ببرید

05:03.815 --> 05:05.951
‫تا لردفرمانده‌ی جدید محافظان پادشاهی رو
‫انتخاب کنه؟

05:07.494 --> 05:09.913
‫ایده‌ی جالبی‌ست، سرورم

05:11.040 --> 05:15.336
‫این شوالیه، قراره از تو هم محافظت کنه
‫پس بهتره خودت تصمیم بگیری که کی باشه

05:35.856 --> 05:40.235
‫سر دزموند کارن،
‫شوالیه‌ای ماهرند

05:40.361 --> 05:42.446
‫به پیش آیید، سر دزموند

05:44.698 --> 05:46.200
‫پسر «سر رویس کارون» هستند

05:46.325 --> 05:51.246
‫سر دزموند، قدرت و ثبات خود را چه در مسابقات
‫و چه در خارج از آن تثبیت نموده‌اند

05:51.997 --> 05:54.792
‫هنگامی که در مسیر رسیدن به قدم‌گاه پادشاه
‫از جنگل‌های پادشاهی عبور می‌کرد

05:54.958 --> 05:58.671
‫سر دزموند یک شکارچی غیرقانونی را
‫به سزای اعمالش رساند

06:09.890 --> 06:13.310
‫شاهدخت، مناسب است
‫به پاش خدمت وفادارنه‌آش از وی تقدیر شود

06:13.435 --> 06:16.355
‫بابت خدمت وفادارانه‌تون به سلطنت
‫سپاسگزارم، سر

06:28.283 --> 06:30.244
‫سر رایمون ملیستر

06:32.496 --> 06:35.374
‫پسر لرد لایمون ملیستر از محافظان دریایی

06:35.541 --> 06:37.543
‫«پیروز مسابقه‌ی «مله» در تالار «شراب سیب
‫[ سایدر هال ]

06:38.085 --> 06:40.754
‫وی آخرین شرکت‌کننده‌ی باقی‌مانده
‫در میان 23 شوالیه بود

06:40.879 --> 06:42.965
‫همچنین در سن 18 سالگی
‫به مقام شوالیه، نائل گردید

06:43.090 --> 06:45.843
‫چندتا از این شوالیه‌ها
‫سابقه جنگ دارن؟

06:46.593 --> 06:48.637
‫البته مقابله با شکارچی‌های غیرقانونی رو
‫درنظر نگیرین

06:56.603 --> 06:58.689
‫سر کریستن کول

07:04.528 --> 07:07.448
‫فرزند پیشکار لرد بلک‌هیون

07:09.700 --> 07:12.244
‫قدمتان فرخنده، سر کریستن

07:13.704 --> 07:15.789
‫در نبرد استورم‌لند حضور داشتید؟

07:16.081 --> 07:17.958
‫در دشت‌های دورنی حضور داشتم، شاهدخت

07:18.333 --> 07:21.587
‫در مبارزه با دورنی‌ها
‫سرباز پیاده نظام بودم

07:22.671 --> 07:24.047
‫پس از حمله به برج‌های نگهبانی

07:24.173 --> 07:26.842
‫سر آلن دانداریون، به بنده
‫ مقام شوالیه را عطا کرد

07:32.264 --> 07:34.266
‫انتخابم سر کریستون کوله

07:34.391 --> 07:37.853
‫عجولانه تصمیم نگیرید، شاهدخت

07:38.771 --> 07:41.815
‫شکی در با کفایت بودن سر کریستون وجود ندارد

07:41.940 --> 07:46.862
‫ولی خاندان‌هایی چون ملیستر
‫و کریک‌هال، هم‌پیمانان مهم سلطنت هستند

07:46.987 --> 07:48.363
‫برای مثال، محافظان دریایی

07:48.489 --> 07:51.533
‫محافظ بی چون و چرای قلمرو
‫در برابر شورش‌گران جزایر آهنی‌ست

07:51.658 --> 07:53.160
‫اینا شوالیه‌های مسابقه‌ای هستن

07:53.869 --> 07:57.080
‫محافظ پدرم باید فردی باشه
‫که از مبارزه سر دربیاره

07:58.957 --> 08:00.667
‫این‌طور نیست؟

08:02.377 --> 08:04.171
‫البته، شاهدخت

08:04.296 --> 08:07.132
‫پس بیاید تدارکات انتصاب سر کریستن رو
‫مهیا کنیم

08:15.307 --> 08:19.603
‫پایتخت والریا، بر روی یک آتش‌فشان
‫ساخته شده بود، مثل دراگون‌استون

08:20.813 --> 08:24.733
‫اصیل‌ترین لردهای اژدهاسوار
‫همین‌جا نزدیک به دهانه‌ی آتش‌فشان

08:25.067 --> 08:26.652
‫یعنی نزدیک به منبع قدرت و جادوشون

08:26.985 --> 08:29.655
‫زندگی می‌کردند

08:30.531 --> 08:36.286
‫و این، آنوگریون بود، جایی که
‫جادوگران خونین به جادوگری می‌پرداختن

08:39.081 --> 08:42.626
‫- به‌راستی آنچه ساختید شگفت‌انگیز است
‫- وای نه

08:43.669 --> 08:46.713
‫من صرفا تاریخ رو مطالعه
‫و این طرح‌ها رو طبقش، خلق می‌کنم

08:47.214 --> 08:49.883
‫این سنگ‌تراش‌ها هستن
‫که بنا رو می‌سازن

08:50.133 --> 08:52.886
‫سرورم، به عقیده‌ی شما
‫آیا وستروس می‌تواند یک والریای دگر باشد؟

08:53.011 --> 08:57.182
‫بستگی داره که مالکیت مطلق
‫در دوران اوج یا نزولش باشه

08:58.725 --> 09:03.188
‫بالغ از هزار اژدها،
‫ناوگانی که سرتاسر دریاهای جهان را بپوشاند

09:06.650 --> 09:09.319
‫شکوه والریای کهن دیگر دیده نخواهد شد

09:11.071 --> 09:12.656
‫ای لعنتِ هفت جهنم

09:28.213 --> 09:31.592
‫- حال رنیرا چطوره؟
‫- منظورتان چیست؟

09:31.717 --> 09:34.761
‫این‌روزها زیاد باهام حرف نمی‌زنه

09:35.220 --> 09:40.642
‫فکرکنم براش سخته
‫تا درباره مسائل شخصی باهام حرف بزنه

09:42.394 --> 09:44.271
‫زمان‌بر است

09:45.939 --> 09:48.108
‫به هنگام فوت مادر خودم هم
‫من این‌طور بودم

09:54.072 --> 09:56.241
‫ای کاش می‌اومد باهام حرف بزنه

09:57.618 --> 09:59.236
‫چرا شما به نزد او،
‫جهت صحبت نمی‌روید؟

09:59.870 --> 10:02.956
‫بعضی وقت‌ها ترجیح می‌دم
‫با اژدهای «وحشت سیاه» روبه‌رو بشم

10:03.081 --> 10:04.750
‫تا با دختر 15 ساله‌م

10:07.961 --> 10:10.505
‫به گمانم اگر آغوش محبت باز کنید
‫اسرار دل بر شما بگشاید

10:11.965 --> 10:15.135
‫چون سرورم، درد دل با شما
‫امری‌ست بس آسان

10:19.431 --> 10:22.559
‫درباره‌ی صحبت‌هامون
‫ چیزی به رنیرا که نگفتی؟

10:24.853 --> 10:29.733
‫می‌ترسم که...
‫می‌ترسم درک نکنه

10:30.275 --> 10:31.902
‫نه، سرورم

10:45.415 --> 10:48.251
‫همه‌ش شیش ماه از مرگ مادرم گذشته

10:48.377 --> 10:51.838
‫اون‌وقت پررو پررو می‌خوان برای پدرم
‫زن بگیرن، تا من رو از وارث بردارن

10:52.506 --> 10:54.549
‫می‌دونم اون مردک‌ها وقتی من نیستم

10:54.675 --> 10:57.761
‫توی شوراهای محرمانه‌شون
‫ چه توطئه‌هایی می‌چینن

10:57.886 --> 11:01.098
‫خودت رو درگیر و نگران امور پادشاهان
‫و حاکمان نکن، رنیرا

11:03.725 --> 11:06.186
‫اصلا فرض کنیم پدرت بخواد تجدید فراش کنه

11:14.194 --> 11:16.071
‫پدرت، "تو" رو دوست داره

11:22.327 --> 11:24.246
‫تو رو به عنوان وارثش انتخاب کرده

11:25.372 --> 11:27.791
‫من رو انتخاب نکرد، قصدش
‫محروم کردن دیمون بود

11:45.684 --> 11:47.477
‫باهام زانو بزن

12:04.369 --> 12:06.872
‫این رو راهی برای بودن با مادرم می‌دونم

12:08.665 --> 12:13.420
‫اینکه توی سکوت معبد سپت، غرق بشم
‫بهش احساس نزدیکی دارم

12:18.842 --> 12:22.512
‫- می‌دونم احمقانه به نظر میاد
‫- چنین فکری نمی‌کنم

12:23.680 --> 12:25.974
‫- نمی‌کنم
‫- خوبه

12:29.227 --> 12:31.313
‫چون گفتم شاید بخوای یه امتحانی بکنی

12:33.023 --> 12:37.736
‫- من...
‫- به خاطر من نه، به خاطر اونا

13:03.595 --> 13:05.722
‫چی باید بگم؟

13:06.306 --> 13:11.019
‫هرچی دوست داری.
‫بین خودت و خدایانته

13:46.179 --> 13:49.349
‫نمی‌خوام پدرم، صرفا به دید دخترش
‫بهم نگاه کنه

13:52.018 --> 13:55.021
‫پدر من هم، راه ارتباط با دخترها رو بلد نیست

13:59.484 --> 14:04.906
‫مواقعی که دوست دارم با پدرم صحبت کنم،
‫می‌دونم که باید پیش‌قدم بشم

14:08.410 --> 14:10.287
‫ممنونم

14:21.673 --> 14:24.926
‫- سرورم
‫- خوشحالم که تونستیم دیدار کنیم

14:25.760 --> 14:27.362
‫می‌دونم این روزها، اعصاب درست‌درمونی ندارید

14:27.387 --> 14:31.099
‫خواستم خیالتون رو جمع کنم که خیلی
‫برای پیوند بین خاندان‌هامون، ارزش قائلم

14:31.600 --> 14:33.977
‫هرچی نباشه، رینیس
‫دخترعموی موردعلاقه‌امه

14:35.478 --> 14:40.609
‫سرورم، می‌خوام بابت رفتارم
‫در شورای کوچک عذرخواهی کنم

14:41.067 --> 14:43.111
‫خدایی نکرده، قصدم توهین نبود

14:44.029 --> 14:48.116
‫لرد کورلیس، ارتش ناوگان شما
‫یکی از دارایی‌های ارزشمند قلمروی ماست

14:48.241 --> 14:52.287
‫ولی باید این هم درنظر بگیری،
‫به عنوان پادشاه مسئولیت جلوگیری از جنگ دارم

14:52.412 --> 14:54.539
‫مگر اینکه کار بیخ پیدا کنه

14:54.748 --> 14:57.500
‫باورکنید هیچ‌کدوم از ما
‫خواهان جنگ نیستیم

14:58.585 --> 15:00.962
‫سرورم، می‌شه رک و پوست‌کنده
‫باهاتون صحبت کنم؟

15:02.214 --> 15:05.258
‫همیشه از افکار افسارگسیخته‌ی اعضای شورام
‫استقبال می‌کنم

15:05.675 --> 15:10.138
‫متاسفانه نگرانیم از اینه که دشمنانمون
‫به آرامگاه سرخ، چشم طمع داشته باشن

15:10.889 --> 15:12.349
‫ملکه فوت شدن

15:12.474 --> 15:16.019
‫برای اولین بار در تاریخ
‫دختری به وراثت گماشته شده

15:16.645 --> 15:18.146
‫برادر پادشاه که از وراثت محروم شده

15:18.271 --> 15:21.733
‫تخت تارگرین دراگون‌استون
‫رو بدون هیچ چالشی تصاحب کرده

15:23.068 --> 15:27.405
‫و حالا هم قدرتی بیگانه
‫در مهم‌ترین راه دریایی‌مون مشغول استعماره

15:29.241 --> 15:32.619
‫چه تصویر مایوس‌کننده‌ای رو
‫از حکمرانیم ترسیم می‌کنی، لرد کورلیس

15:32.744 --> 15:34.955
‫خب حقیقت محضه، پسرعمو

15:35.956 --> 15:39.000
‫درحال حاضر، سلطنت
‫آسیب‌پذیر ظاهر شده

15:39.793 --> 15:41.670
‫و حمله‌ی کورکورانه به استپ‌استون

15:41.795 --> 15:44.047
‫قراره حاکی از عدم آسیب‌پذیریمون باشه؟

15:44.172 --> 15:48.969
‫حین وقوع طوفان،
‫یا باید دورش زد، یا رفت توی دلش

15:49.469 --> 15:51.680
‫اما هرگز نباید انتظارش را کشید

15:53.473 --> 15:57.519
‫لرد عزیز، اقدامات خاصی
‫برای انجام، مدنظرته؟

16:00.397 --> 16:02.274
‫با خانواده‌مون وصلت کن

16:02.941 --> 16:07.737
‫دخترمون لینا رو به همسری دربیار.
‫دو خاندان باقی‌مونده‌ی والریایی رو متحد کن

16:07.862 --> 16:11.199
‫با پیوند خونی اژدهایان
‫و ارتش ناوگان والریایی

16:11.324 --> 16:16.579
‫می‌تونی به قلمرو نشون بدی
‫که روزهای عظیم سلطنت، در راهه، و تمام نشده

16:21.710 --> 16:26.464
‫باید اعتراف کنم...
‫که زیاد به ازدواج فکر نکردم

16:26.589 --> 16:28.925
‫از فوت اما، 6 ماه هم نگذشته

16:29.050 --> 16:32.554
‫سرورم، قلمرو ازت انتظار داره
‫که دیر یا زود، ازدواج کنی

16:32.679 --> 16:35.390
‫تا نسلت رو حفظ کنی
‫ و وارث‌های بیشتری رو به دنیا بیاری

16:35.890 --> 16:39.019
‫جفت بهتر و قوی‌تری
‫نسبت به لینا، پیدا نمی‌کنی

17:07.047 --> 17:12.761
‫زیاد باهم صحبت نکردیم
‫از وقتی که...

17:16.598 --> 17:18.725
‫احساس ندامت می‌کنم

17:20.018 --> 17:23.021
‫باید آزادانه حرف دلمون رو
‫به همدیگه بزنیم

17:23.730 --> 17:26.733
‫هرچی که فکرمی‌کنی نیازه رو باید بگی.
‫ناسلامتی پادشاهی

17:35.241 --> 17:39.037
‫عاشق مادرت بودم،
‫خیلی زیاد

17:42.665 --> 17:44.084
‫من هم همین‌طور

18:00.350 --> 18:03.478
‫سر هرولد کلی شوالیه‌ی
‫باافتخار بهم معرفی کرد

18:03.603 --> 18:05.063
‫که این‌طور؟

18:05.855 --> 18:08.733
‫...ولی حین سوال پرسیدن‌هام
‫پی بردم که سر کریستون

18:08.858 --> 18:12.112
‫تنها شوالیه‌ای بود
‫که تجربه نبرد واقعی رو داشت

18:13.279 --> 18:15.573
‫محافظ خوبی می‌شه

18:21.329 --> 18:24.791
‫- امروز توی شورای کوچک...
‫- بهش توجه نکن

18:24.916 --> 18:27.544
‫- گفتم شاید بتونم...
‫- جوونی و جاهل

18:28.920 --> 18:30.338
‫عاقل می‌شی

18:54.863 --> 18:58.366
‫این بهترین اقدام و فرصت ما
‫برای نجات انگشت‌تان از قطع شدن می‌باشد

19:00.577 --> 19:05.331
‫زالوها می‌تونن گوشت عفونی رو
‫بِکَنن و از گند بیش‌تر جلوگیری کنن

19:11.171 --> 19:16.050
‫امروز با لورد کورلیس و شاهدخت رینیس
‫دیداری داشتم

19:16.176 --> 19:18.303
‫نظر لطف و نشانه‌ی مرحمتتون بوده، سرورم

19:18.428 --> 19:21.639
‫مطمئنم لرد کورلیس، قدردان خواهد بود

19:21.848 --> 19:23.933
‫پیشنهاد داد ازدواج کنم

19:25.185 --> 19:29.355
‫- با کی سرورم؟
‫- با بانو لینا

19:30.523 --> 19:32.525
‫تا پیوند بین خاندان‌هامون رو قوی‌تر کنیم

19:32.650 --> 19:36.988
‫و نشون بدم که روزهای عظیم حکمرانیم
‫در راهه و تموم نشده

19:37.113 --> 19:39.866
‫این نشانه‌ی گستاخیشه، سرورم

19:40.450 --> 19:43.828
‫برای چنین مسائلی، باید با شورا
‫مشورت کرد

19:43.953 --> 19:47.081
‫همین الان حی و حاضر
‫ دارم همین‌کار رو می‌کنم

19:48.249 --> 19:51.920
‫چه توصیه‌ای داری، آتوی عزیز؟

19:52.795 --> 19:57.675
‫...بانو لینا
‫جوان است، سرورم

19:58.051 --> 20:03.097
‫قطعا، ولی پادشاهم؛ زخم‌هایی
‫که شورای اعظم سبب شدند، پابرجا خواهد ماند

20:03.306 --> 20:08.394
‫ولی ازدواج با دخترشون
‫در ترمیم این زخم‌ها نقش بسزایی دارند

20:08.728 --> 20:11.606
‫و متحد کردن دو خاندان بزرگ والریایی

20:11.731 --> 20:16.694
‫پیغام اتحاد بزرگی را به سرتاسر قلمرو
‫خواهد رساند و فراتر از آن

20:17.529 --> 20:20.031
‫استدلال استاد اعظم
‫بسی منطقی‌ست

20:21.824 --> 20:23.535
‫از برداشت رنیرا می‌ترسم

20:23.660 --> 20:25.578
‫چه اهمیتی داره، سرورم؟

20:25.703 --> 20:30.542
‫مادرش فوت شده.
‫پدرش می‌بایست نسل سلطنتی را حفظ کند

20:37.632 --> 20:41.594
‫بنده عمیقاً همسرم را دوست داشتم

20:42.554 --> 20:45.848
‫زخم ناشی از سوگش
‫همچنان مرا عذاب می‌دهد

20:47.308 --> 20:53.022
‫و اجبار به جایگزین نمودنش
‫به رغم وظیفه...

20:54.816 --> 20:58.987
‫حال شما پادشاهید
‫و بنده بخلی نمی‌ورزم

21:28.266 --> 21:30.893
‫اژدهاسواری بر وحشت سیاه
‫چطوری بود؟

21:31.227 --> 21:34.063
‫شما آخرین سوارکار بالریون بودید

21:34.397 --> 21:37.692
‫تا مدت کوتاهی البته.
‫بعدش مُرد

21:37.859 --> 21:41.529
‫بالریون همراه با آخرین خاطرات
‫والریای کهن، به تاریخ پیوست

21:42.280 --> 21:46.034
‫ولی وگار همچنان زنده‌ست،
‫یه جایی همین اطراف

21:46.326 --> 21:48.620
‫اون‌قدری بزرگه که توی چاله‌ی اژدها
‫جا نمی‌شه

21:48.911 --> 21:51.539
‫بعضی‌ها می‌گن برای دنیامون هم
‫زیادی بزرگه

21:52.415 --> 21:55.418
‫- می‌دونید کجا لونه کرده؟
‫- ببخشید؟

21:55.543 --> 21:57.587
‫می‌دونید الان وگار کجاست؟

21:57.712 --> 22:02.467
‫نگهدارنده‌های اژدها؛ معتقدن
‫که یه جایی توی ساحل دریای باریک، مستقر شده

22:02.884 --> 22:06.304
‫کارگرهای اسپایس‌تان،
‫گاهی اوقات گزارش می‌دن که صداش رو شنیدن

22:06.638 --> 22:08.640
‫می‌گن گویا غم‌انگیزه

22:10.683 --> 22:13.019
‫به گمونم اژدهایان هم تنهایی می‌کشن

22:17.273 --> 22:18.650
‫سرورم

22:19.776 --> 22:25.573
‫افتخار بزرگیه که خاندان‌هامون
‫همچون والریای کهن باهم وصلت کنن

22:26.074 --> 22:29.285
‫فرزندان بی‌شماری را با خون والریایی پاک
‫به شما هدیه می‌دم

22:29.410 --> 22:32.997
‫تا ابقای نسل سلطنتی و قلمرو مهیا صورت بگیره

22:33.206 --> 22:35.500
‫پدرت این حرف‌ها رو گذاشته توی دهنت؟

22:40.630 --> 22:42.799
‫مادرت بهت چی گفت؟

22:43.841 --> 22:47.053
‫گفت مجبور نیستم تا 14 سالگیم
‫باهاتون هم‌بستر بشم

23:14.580 --> 23:16.791
‫اذیتت می‌کنه، نه؟

23:21.754 --> 23:23.548
‫پدرم پادشاهه

23:24.173 --> 23:27.051
‫وظیفه‌اش اختیار همسر جدید
‫و ادامه دادن نسل‌شه

23:27.176 --> 23:30.154
‫نگفتم بزنی توی خط سیاست
‫پرسیدم اذیتت می‌کنه یا نه؟

23:30.179 --> 23:33.057
‫.این سوال رو از خودتون بپرسید
‫لینا دختر شماست، اذیت می‌کنه؟

23:34.517 --> 23:36.310
‫معلومه که می‌کنه

23:37.770 --> 23:40.565
‫ولی نظم امور رو درک می‌کنم

23:42.608 --> 23:44.527
‫فکرنکنم برای تو صدق کنه

23:47.613 --> 23:50.867
‫شاهدخت، اگه می‌خواید من رو خشمگین کنید

23:50.992 --> 23:54.036
‫باید بگم که دارید ضعیف عمل می‌کنید

23:54.704 --> 23:56.456
‫اتفاقاً برعکس

23:59.625 --> 24:01.437
‫چه دختر من باشه، چه یکی دیگه

24:01.461 --> 24:05.047
‫پدرت تجدیدفراش می‌کنه،
‫دیر یا زود داره، اما سوخت و سوز نداره

24:05.339 --> 24:07.675
‫زن جدیدش، براش وارثین جدیدی
‫پس می‌اندازه

24:07.800 --> 24:10.636
‫ به احتمال زیاد، یکی‌شون پسر خواهد بود

24:10.762 --> 24:13.389
‫و بعد از رسیدن اون پسر به سن قانونی
‫و فوت پدرت

24:13.514 --> 24:17.518
‫مردان قلمرو، اون رو برای پادشاهی
‫درنظر می‌گیرن، نه تو رو

24:20.396 --> 24:22.899
‫چون این نظم اموره

24:24.609 --> 24:26.569
‫ملکه که شدم،
‫نظم جدیدی وضع می‌کنم

24:28.529 --> 24:30.948
‫ای‌کاش ممکن بود، رنیرا

24:31.532 --> 24:33.910
‫مردان قلمرو، قبلا فرصتش رو داشتن

24:34.035 --> 24:37.580
‫تا در شورای اعظم، ملکه انتخاب کنن،
‫اما نکردن

24:38.289 --> 24:41.209
‫شما رو ملکه نکردن، شاهدخت رینیس

24:42.001 --> 24:43.961
‫«ملکه‌ای که هرگز به این مقام نائل نشد»

24:44.545 --> 24:47.298
‫ولی در برابرم زانو زدن
‫و من رو وارث تخت خطاب کردن

24:47.423 --> 24:50.593
‫وقتی برای پدرت، پیاله‌داری می‌کنی
‫وارث بودنت رو بهشون یادآور می‌شی؟

24:55.097 --> 24:59.894
‫این حقیقت تلخیه که هیچ‌کس
‫دل گفتنش بهت رو نداره:

25:01.103 --> 25:04.106
‫مردان حاضرن این قلمرو رو به آتیش بکشن

25:04.816 --> 25:07.610
‫تا اینکه زنی رو بر تخت آهنین بنشونن

25:12.698 --> 25:15.368
‫پدرت هم احمق نیست

25:29.048 --> 25:32.009
‫شورای کوچک، من رو
‫به تجدید فراش سوق داده

25:34.387 --> 25:37.098
‫گویا قلمرو، ملکه جدیدی می‌خواد

25:42.270 --> 25:45.314
‫یک ملکه‌ی مهربان و سربه‌زیر
‫باعث آسودگی خاطرتون می‌شه، سرورم

25:50.820 --> 25:53.406
‫شورای کوچک، کسی رو هم
‫براتون زیر سر داره؟

25:56.284 --> 26:00.329
‫لرد کورلیس بلاریون، دخترش رو پیشکش کرده

26:01.038 --> 26:02.623
‫بانو لینا رو

26:03.666 --> 26:05.710
‫جفت خوبی‌ست، سرورم

26:07.295 --> 26:11.173
‫...باید اعتراف کنم که
‫لینا رو زیاد نمی‌شناسم

26:11.716 --> 26:15.928
‫مطمئنم مهربون و سربه‌زیر هستن
‫و از حضور شما در زندگی‌شان لذت خواهند برد

26:16.095 --> 26:18.139
‫همچو من، سرورم

26:33.237 --> 26:34.947
‫برای‌تان تحفه‌ای آورده‌ام

26:55.384 --> 26:57.428
‫از سنگ‌تراش‌ها خواستم
‫تا برای‌تان درستش کنند

27:01.432 --> 27:07.188
‫...این
‫مهربونیت رو می‌رسونه، آلیسنت

27:10.733 --> 27:12.234
‫مهربونی بسیارت رو

27:19.909 --> 27:21.285
‫وارد شو

27:24.163 --> 27:26.499
‫دست هستند، سرورم

27:30.670 --> 27:34.048
‫سرورم، شورای کوچک را
‫برای امری مهم، فراخواندم

27:34.173 --> 27:35.549
‫چرا؟

27:36.550 --> 27:39.136
‫به‌نظرم شایسته‌ است که آن را
‫مستقیماً بشنوید

27:40.179 --> 27:41.555
‫بسیار خب

27:53.526 --> 27:56.526
‫شب هنگام رخ داد، حضرات
‫در طی ساعت خفاش

27:59.332 --> 28:02.332
‫و سارق از دست ما گریخت

28:03.223 --> 28:06.679
‫چگونه تخم اژدها را در برابر انظار 50 نفر
‫به سرقت بردند؟

28:08.842 --> 28:11.842
‫شاهزاده دیمون، سارق تخم‌ها بود،
‫سرورم

28:12.253 --> 28:15.131
‫- دیمون؟
‫- شاهزاده نامه‌ای به‌جا گذاشتند

28:15.256 --> 28:17.466
‫که حاوی توضیح لازم است

28:18.467 --> 28:22.763
‫«باعث افتخار دیمون تارگرین،
‫شاهزاده‌ی دراگون‌استون و وارث بر حق

28:22.888 --> 28:27.059
‫تخت آهنین

28:27.184 --> 28:32.398
‫که اعلام کند بنا بر رسومات والریای کهن،
‫مایل به گرفتن همسری دوم است

28:32.982 --> 28:37.403
‫نام ایشان، بانو میساریای دراگون استون
‫تلقی می‌شود

28:38.070 --> 28:42.616
‫ایشان باردار هستند
‫و بنا بر رسم خاندان تارگرین

28:42.742 --> 28:48.164
‫یک تخم اژدها در گهواره‌ی نوزاد
‫قرار داده می‌شود»

28:48.789 --> 28:53.252
‫شاهزاده شما را به مراسم ازداوج‌شان
‫دعوت کرده‌اند،‌سرورم

28:53.419 --> 28:56.630
‫- دو روز دیگر برگزار خواهد شد
‫- پناه بر خدایان

28:56.756 --> 28:58.841
‫این بانو میساریا کی هستند؟

28:58.966 --> 29:00.968
‫- گویا...
‫- فاحشه‌ی دیمون

29:03.095 --> 29:06.140
‫- این اقدامی شورشیانه‌ست
‫- کاملاً موافقم سرورم

29:06.265 --> 29:08.934
‫برادرم دنبال این است،
‫که من را تحریک کند

29:09.310 --> 29:13.522
‫- دنبال پاسخی از جانب من است
‫- کل قلمرو در تماشاست، سرورم

29:13.647 --> 29:16.567
‫انتظار داری چه کنم؟
‫بفرستمش دیوار؟

29:17.777 --> 29:19.820
‫نکنه سرش رو نیزه کنم؟

29:19.945 --> 29:21.781
‫دیمون دراگون‌استون رو غصب کرده،

29:21.906 --> 29:24.658
‫دور خود ارتشی از رداطلایی جمع کرده

29:24.784 --> 29:26.744
‫و حالا سلاحی خطرناک را ربوده

29:26.869 --> 29:28.954
‫کدوم تخم رو دیمون برداشته؟

29:31.920 --> 29:33.653
‫کدوم تخم رو دیمون برداشته؟

29:41.628 --> 29:44.628
‫تخم دریم‌فایر، شاهدخت عزیز

29:54.688 --> 29:57.107
‫گروهی تشکلی بده،‌ آتو

29:57.983 --> 30:00.236
‫خودم می‌رم دراگون‌استون
‫دیمون رو خرکش می‌کنم

30:00.361 --> 30:02.279
‫- به سزای اعمالش می‌رسونم
‫- اعلی‌حضرت

30:03.614 --> 30:07.284
‫عذرخواهی می‌کنم،
‫اما اجازه نخواهم داد. بسیار خطرناک است

30:07.535 --> 30:09.703
‫دیمون حد و مرز را گذرانده است

30:10.496 --> 30:12.456
‫بگذارید من به دراگون‌استون برم

30:39.608 --> 30:42.736
‫تو که دلرباترین دختر درباری

30:42.862 --> 30:45.406
‫چرا این بلا رو به سر خودت میاری؟

30:51.453 --> 30:53.622
‫امشب دیدار پادشاه می‌ری؟

30:56.458 --> 30:57.960
‫اگه شما مایل باشین

31:01.213 --> 31:03.465
‫- روز به‌خیر، سر کریستون
‫- بانوی من

31:04.258 --> 31:07.219
‫جناب دست، بیست تا از بهترین
‫محافظان خانوادگی‌تون رو جمع کردم

31:07.553 --> 31:09.680
‫همچنین سر هرولد همراهی‌تان خواهند کرد

31:13.767 --> 31:16.312
‫از جناب دست محافظت کنید،
‫سر کریستون

32:36.767 --> 32:38.978
‫به دراگون‌استون خوش اومدی، آتو

32:41.397 --> 32:44.483
‫اشغال این جزیره توسط تو
‫به پایان رسیده

32:45.484 --> 32:49.071
‫ملزم هستی تخم اژدها رو تسلیم،
‫ارتشت رو منحل

32:49.196 --> 32:51.073
‫فاحشه‌ات رو ترک

32:52.241 --> 32:55.160
‫و از دارگون‌استون خارج شوی،
‫به دستور شخص پادشاه، ویسریس...

32:55.285 --> 32:57.246
‫پادشاه کجاست؟
‫نمی‌بینمش

32:57.371 --> 33:01.375
‫اعلی‌حضرت هرگز ارزش خودشون
‫رو با این بازی‌ها پایین نمیارن

33:06.630 --> 33:08.257
‫سر کریسپین، درست شناختم؟

33:08.382 --> 33:12.094
‫- سر کریستون کول، سرورم
‫- عذرخواهی می‌کنم، به خاطر نداشتم

33:12.469 --> 33:15.764
‫شاید سرورم لحظه‌ای
‫که از اسب انداختم‌شون پایین رو یادشون باشه؟

33:17.725 --> 33:21.103
‫- احسنت
‫- واقعاً نمایش رقت‌انگیزی راه انداختی، دیمون

33:21.353 --> 33:23.230
‫این‌قدر عاجزانه دنبال توجه
‫پادشاه هستی

33:23.355 --> 33:26.150
‫که عین یه جیب‌بر رعیت
‫به دزدی افتادی؟

33:26.275 --> 33:28.485
‫صرفاً دنبال حفظ رسومات
‫خاندانم هستم

33:28.610 --> 33:30.362
‫همون کاری که برادرم
‫برای ولیعهدش انجام داد

33:30.487 --> 33:33.407
‫اون رسومات
‫برای فرزندان حلال‌زاده‌ی سلطنتی هستن

33:33.532 --> 33:36.618
‫نه حرام‌زاده‌هایی
‫که در شکم یه رعیت فاحشه پرورش یابن

33:36.952 --> 33:40.164
‫- بانو میساریا همسر آینده منه
‫- این عملی شنیعه

33:40.289 --> 33:44.126
‫با هر نفست مایه ننگ
‫اسمت، خاندانت و حکومت برادرتی

33:44.251 --> 33:47.337
‫عشق ما جایگاه و آداب نمی شناسه

33:48.714 --> 33:52.634
‫شما چطور، مردان نگهبانان شهر؟
‫شاهزاده رو در این خیانت همراهی می‌کنید؟

33:52.760 --> 33:56.346
‫پادشاه من رو فرمانده‌شون منصوب کرد،
‫اون‌‌ها به من وفادارن

33:57.139 --> 34:01.769
‫تو اومدی دنبال تخم.
‫بفرما

34:03.312 --> 34:06.315
‫عقلت رو از دست دادی؟
‫چطور می‌خوای قسر در بری؟

34:06.440 --> 34:08.484
‫خوشبختانه تو هم قسر در نمی‌ری

34:09.276 --> 34:14.073
‫اقدام به خشونت در این موقعیت
‫به معنای اعلان جنگ علیه پادشاهته

34:14.281 --> 34:15.699
‫فوق‌العاده‌ست

34:16.742 --> 34:20.704
‫حتی اگه منجر به مرگ فرزند توراهیت
‫و مادرش بشه؟

34:58.909 --> 35:03.122
‫همه به گوش،
‫شمشیرهای کیری رو غلاف کنید

36:10.022 --> 36:12.691
‫- اینجا چی‌کار می‌کنید، شاهدخت؟
‫- جلوی خون‌ریزی رو می‌گیرم

36:12.816 --> 36:16.111
‫سر کریستون،
‫لطفاً شاهدخت رو به جای امن همراهی کن

36:16.236 --> 36:20.824
‫جلوی سایرکس رو نمی‌تونن بگیرن، عالی‌جنابان
‫اون از من محافظت می‌کنه

36:23.171 --> 36:25.438
‫پدرم من رو شاهدخت دراگون‌استون کرد

36:28.010 --> 36:30.344
‫الان قلعه من رو اشغال کردید،
‫عمو جان

36:32.062 --> 36:34.129
‫وقتی پا به سن بذاری
‫مال تو می‌شه

36:34.527 --> 36:36.207
‫تو باعث خشم پادشاهت شدی

36:36.872 --> 36:38.672
‫مگه چی‌کار کردم عصبانی شده؟

36:38.708 --> 36:40.388
‫امروز جشن ازدواج ماست

36:41.399 --> 36:42.599
‫تو که همسر داری

36:42.900 --> 36:44.700
‫همسری که خودم انتخابش نکردم

36:45.958 --> 36:48.624
‫پس مجبور شدی تخم اژدهای برادرم رو بدزدی؟

36:51.013 --> 36:53.013
‫تو وقتی به دنیا اومدی،
‫توی گهواره‌ات تخم اژدها بوده

36:53.332 --> 36:55.732
‫من واسه فرزند خودم
‫هم همین رو می‌خوام

36:56.824 --> 36:58.184
‫قراره بچه‌دار شی؟

37:00.923 --> 37:01.923
‫روزی

37:10.999 --> 37:13.043
‫من همین‌جا ایستادم، عمو

37:15.212 --> 37:20.259
‫دلیل خشمت،
‫دلیل این‌که وراثت بهت نرسیده

37:20.842 --> 37:25.097
‫اگه آرزو داری که وراثت بهت برگرده
‫باید من رو بکشی

37:26.056 --> 37:30.310
‫پس بُکش
‫و این کارهای بیخودی رو تموم کن

39:23.507 --> 39:26.093
‫ازدواج‌مون رو اعلام کردی؟

39:27.552 --> 39:29.179
‫فردا

39:30.764 --> 39:35.143
‫و این‌که من حامله‌ام؟
‫از تو حامله‌ام؟

39:35.268 --> 39:38.480
‫خب، شاید بعد از ازدواج
‫بتونیم حقیقش کنیم

39:38.605 --> 39:42.484
‫خیلی وقت پیش کاری کردم
‫که دیگه باردار نشم

39:42.609 --> 39:45.445
‫چه بهتر،
‫بچه‌ها می‌تونن موجودات مزاحمی باشن

39:45.570 --> 39:48.365
‫تو قسم خوردی ازم محافظت کنی، دیمون

39:50.367 --> 39:52.619
‫دراگون‌استون کاملاً امنه

39:54.538 --> 39:58.458
‫تا پادشاه تصمیم بگیره
‫تخت اجدادش رو پس بگیره

39:59.126 --> 40:01.920
‫افرادش شاید سر شاهزاده
‫رو به نیزه نکشن

40:02.045 --> 40:04.214
‫اما با یه رعیت فاحشه
‫که مدعیه به همسری گرفته شده

40:04.339 --> 40:06.925
‫و بچه‌دار شده، چی‌کار می‌کنن؟

40:07.050 --> 40:09.010
‫کسی به تو آسیب نمی‌زنه

40:09.845 --> 40:13.723
‫از زمان تولدم، در سرزمینی
‫که از یادم رفته

40:14.182 --> 40:17.602
‫انقدر من رو به عنوان املاک فروختن
‫که حسابش دیگه از دستم در رفته

40:18.937 --> 40:22.524
‫بیشتر سال‌های عمرم
‫رو در وحشت سپری کردم

40:23.108 --> 40:26.611
‫- قسم می‌خورم جات پیش من امنه
‫- تو تارگرینی

40:26.736 --> 40:29.823
‫تو اگه پادشاه رو به بازی بگیری
‫بلایی سرت نمیاد

40:29.948 --> 40:32.534
‫اما سر من میاد

40:32.951 --> 40:38.623
‫من به‌خاطر ثروت و قدرت به خدمت تو
‫درنیومدم

40:39.916 --> 40:43.545
‫- اومدم پیشت تا آزاد بشم
‫- آزاد؟

40:46.798 --> 40:50.552
‫- از چی؟
‫- از ترس

41:17.662 --> 41:19.998
‫نه، بفرمایید، لرد لایونل

41:25.420 --> 41:28.173
‫اومدم یه نظر بی‌پرده بشنوم

41:28.298 --> 41:30.425
‫من همه‌ی ‌نظراتم بی‌پرده‌ست، سرورم

41:31.635 --> 41:35.138
‫از وقتی اسمم توسط اساتید اعظم
‫شورای اعظم خونده شده

41:35.263 --> 41:38.558
‫سوء‌ظن حسودانه‌ی کورلیس ولاریون
‫رو از اون طرف بلک‌واتر

41:38.725 --> 41:40.727
‫حس کردم که نسبت به من
‫شکل گرفته

41:41.228 --> 41:44.272
‫شما بر والاترین مقام قلمرو تکیه زدید، سرورم

41:44.731 --> 41:47.192
‫آدم‌های مغرور دوست ندارن
‫سرشون رو بالا بگیرن

41:51.071 --> 41:52.989
‫لینا ولاریون

41:54.491 --> 41:57.160
‫لرد کورلیس ارباب کشتی‌‌های شماست

41:57.911 --> 42:01.665
‫و اون دختر ارشد ثروتمندترین خاندان
‫کل قلمروئه

42:01.790 --> 42:05.544
‫اون از سرمایه والریایی برخورداره
‫که قابل انکار نیست

42:05.669 --> 42:09.631
‫و خون تارگرینی در رگ‌هاشه.
‫مشکلش چیه؟

42:09.756 --> 42:12.342
‫- دوازده سالشه
‫- بزرگ می‌شه

42:15.428 --> 42:17.556
‫من هرگز قصد تجدید فراش نداشتم

42:17.681 --> 42:23.103
‫به عنوان پادشاه، همه چیز در اختیارتونه،
‫حتی چیزهایی که نمی‌خواهید

42:23.228 --> 42:26.022
‫ازدواج اجباری نیست که بتوانید
‫آن را به تعویق بیندازید

42:26.398 --> 42:28.817
‫اگه پیشنهاد لرد کورلیس رو رد کنم چی؟

42:29.192 --> 42:31.361
‫احتمالاً واکنش خوبی نخواهد داشت

42:32.028 --> 42:35.448
‫به‌غیر از ارتباطی مستقیم به تخت آهنین،
‫چیزی او را راضی نخواهد کرد

42:36.658 --> 42:39.327
‫همچنین باید در نظر بگیرید

42:39.452 --> 42:42.080
‫که ممکن است در استپ‌استونز ملزم به جنگ شویم

42:42.497 --> 42:45.375
‫و مار آبی تقریباً به نیمی از
‫کشتی‌های قلمرو سلطه دارد

42:45.500 --> 42:48.795
‫جرئت نخواهد کرد
‫که در موقع نیاز آن‌ها را از حکومت سلب کند

42:50.046 --> 42:53.341
‫- اون کیه که بخواد جلوی من بایسته؟
‫- هیچ‌کس، سرورم

42:54.926 --> 42:58.680
‫اما، بهتره که دریفت‌مارک متحدمون باشه
‫تا دشمن‌مون

43:00.348 --> 43:04.769
‫مار آبی حرکتی حساب‌شده
‫و دقیق انجام داده، در خودر مقام و منصبش

43:07.188 --> 43:09.524
‫اگه واقعآً نظر بی‌پرده‌ی من رو می‌خواین...

43:09.649 --> 43:11.067
‫می‌خوام

43:12.110 --> 43:14.738
‫باید با لینا ولاریون ازدواج کنید، سرورم

43:15.363 --> 43:20.368
‫لرد کورلیس رو راضی نگه دارید و پیش‌خودتون
‫جایگاهش رو حفظ کنید، جایگاهی همیشگی متحد

43:25.540 --> 43:29.711
‫اعلی‌حضرت،
‫شاهدخت از دراگون‌استون بازگشتند

43:30.045 --> 43:31.838
‫از دراگون‌استون؟

43:51.691 --> 43:53.276
‫اعلی‌حضرت

43:56.863 --> 44:01.951
‫تو از فرمان من سرپیچی کردی.
‫بدون خبر دادن، از قدم‌گاه پادشاهی خارج شدی

44:03.161 --> 44:06.414
‫و بدون رخصت پادشاهی
‫وارد عمل شدی

44:09.876 --> 44:14.798
‫تو تنها وارث منی،
‫ممکن بود کُشته بشی

44:18.885 --> 44:20.303
‫می‌شه بشینم؟

44:31.648 --> 44:33.817
‫که رفتی دراگون‌استون

44:34.109 --> 44:36.820
‫و تخم اژدها رو بدون خون‌ریزی
‫برگردوندم

44:38.446 --> 44:41.533
‫دستاوردی که بعید می‌دونم
‫سر آتو ازپسش برمی‌اومد

44:44.744 --> 44:46.579
‫آره، خب...

44:51.418 --> 44:54.212
‫گاهی اوقات یادم می‌ره
‫که چه‌قدر شبیه مادرتی

45:04.431 --> 45:08.309
‫نبود مادرت، مثل یک جراحته
‫که هیچ‌وقت خوب نمی‌شه

45:09.936 --> 45:15.775
‫بدون اون، آرام‌گاه سرخ سرد شده
‫و می‌ترسم هرگز دوباره گرم نشه

45:16.651 --> 45:20.196
‫خوشحالم که از شما هم این رو می‌شنوم

45:23.950 --> 45:26.578
‫دونستن این‌که در این درد
‫تنها نیستم

45:27.370 --> 45:31.833
‫ای کاش عقلم می‌رسید
‫که بعد از فوتش باهات درست حرف می‌زدم

45:34.627 --> 45:38.548
‫درکش برام سخت بود
‫که دخترم به همین زودی به زنی بالغ تبدیل شده

45:42.552 --> 45:48.308
‫اما می‌دونم که
‫مادرت درک می‌کنه الان ازم چه انتظاری می‌ره

45:48.641 --> 45:50.852
‫پادشاه باید همسر جدیدی اختیار کنه

45:56.065 --> 45:58.651
‫هرگز نمی‌تونم جای خالی مادرت رو پر کنم

46:00.528 --> 46:03.239
‫همون‌طور که قصد ندارم
‫کسی رو به جای تو وارث کنم

46:04.574 --> 46:10.205
‫اما تو تنها وارث منی،
‫و سلسله ما آسیب‌پذیره و راحت سرنگون می‌شیم

46:11.039 --> 46:14.667
‫با ازدواج مجدد،
‫می‌تونم اطمینان حاصل کنم که جامون امن‌تره

46:14.793 --> 46:18.254
‫- در مقابل چه کسی؟
‫- هرکسی که جرئت کنه ما رو به چالش بکشه

46:24.969 --> 46:27.347
‫من نمی‌خوام بین‌مون فاصله بیفته

46:28.348 --> 46:33.520
‫شما پادشاهین
‫پس اولین وظیفه‌تون، نسبت به قلمروئه

46:37.065 --> 46:43.279
‫مامان هم بود درک می‌کرد،
‫درست مثل من

47:06.094 --> 47:09.681
‫خیلی عجیبه، جزایر آهنین
‫تابع هیچ قانونی جز قانون خودشون نیستن

47:09.806 --> 47:11.432
‫باید خراج وضع کنیم

47:11.558 --> 47:14.602
‫تمام مشکلات مملکت
‫رو که نمی‌شه با خراج حل کرد، لایمن

47:14.727 --> 47:18.189
‫موافق نیستم. خراجی حساب شده
‫از حمله‌ی ارتش می‌تواند مخرب‌تر باشد

47:18.356 --> 47:21.317
‫پیشنهاد می‌کنم طلاهای‌مان را
‫به براووس منتقل کنیم، استاد اعظم

47:21.442 --> 47:23.820
‫قبل از این‌که بیزبری
‫با مالیات نابود‌شون کنه

47:30.201 --> 47:32.495
‫روز بخیر، حضرات

47:43.381 --> 47:47.010
‫تصمیم گرفتم،
‫همسر جدیدی اختیار کنم

48:05.361 --> 48:07.238
‫قصد دارم...

48:13.661 --> 48:19.834
‫بانو آلیسنت های‌تاور را
‫تا قبل از رسیدن بهار به همسری بگیرم

48:26.507 --> 48:28.635
‫چرنده

48:29.302 --> 48:34.682
‫خاندان من والریاییه.
‫بزرگ‌ترین قدرت تمام قلمرو

48:35.642 --> 48:37.769
‫و من پادشاه‌تونم

49:02.210 --> 49:03.628
‫رنیرا

49:26.067 --> 49:29.654
‫ریشه‌ی خاندان ولاریون
‫برمی‌گرده به والریای کهن

49:31.656 --> 49:34.325
‫حتی از خاندان تارگرین هم
‫باستانی‌تره

49:36.160 --> 49:38.162
‫مطابق برخی نوشته‌ها

49:39.622 --> 49:44.460
‫اما برخلاف تارگرین‌ها،
‫ما لردهای اژدهاسوار نیستیم

49:45.712 --> 49:50.174
‫خاندان من چندین قرن مجبور بود
‫از دریا به زور امرارمعاش کنه

49:50.299 --> 49:52.760
‫با خوش‌شانسی
‫و سختی کشیدن

49:54.971 --> 49:59.809
‫وقتی به حاکمیت دریفت‌وود رسیدم
‫می‌دونستم دنبال چی‌ام

50:02.228 --> 50:04.355
‫پس محکم چسبیدمش

50:05.898 --> 50:10.319
‫برخلاف تمام لردهای دیگر قلمرو،
‫من می‌تونم بگم که تخت‌های بلند خاندانم

50:10.445 --> 50:13.239
‫رو با زور بازوی خودم ساختم

50:19.203 --> 50:23.624
‫به نظرم همیشه من و تو
‫از یک جنس بودیم

50:32.759 --> 50:35.470
‫نکنه برادر تو هم پادشاهه؟

50:35.636 --> 50:38.848
‫هردوی ما افرادی بودیم مجبور به یافتن
‫مسیر خود در این دنیا

50:39.932 --> 50:43.227
‫ما رو کنار زدن،
‫به دفعات

50:45.772 --> 50:49.358
‫فرستادی دنبالم که بیام دریفت‌مارک
‫تا موقعیت پست من رو بهم یادآوری کنی؟

50:49.484 --> 50:52.070
‫یا دلیل دیگه‌ای داشته؟

50:55.281 --> 50:57.408
‫خبر درگیری‌های استپ‌استونز به گشت خورده؟

51:00.369 --> 51:04.582
‫شاهزاده‌ای میری
‫دریانوردهای وستروسی را به خورد خرچنگ می‌دهند

51:04.707 --> 51:08.753
‫از پادشاه درخواست کردم
‫که ناوگان من رو به محوطه بفرسته

51:09.629 --> 51:11.172
‫اما جواب رد به من داده

51:11.297 --> 51:14.842
‫- هیچ‌وقت خصیصه اصلی برادرم این نبوده
‫- چه چیزی؟

51:16.302 --> 51:18.096
‫پادشاهی کردن

51:22.433 --> 51:25.645
‫خرچنگ سیرکن‌ها کمک گونه‌هایی
‫قدرتمند در شهرهای آزاد رو دارن

51:25.770 --> 51:29.148
‫که آرزو دارن ضعیف شدن وستروس رو ببینن

51:30.358 --> 51:33.444
‫و کوتاهی پادشاه
‫باعث افزایش قدرت‌شون شده

51:35.905 --> 51:40.493
‫اگه اون مسیرهای آبی از دست برن،
‫خاندان من فلج می‌شه

51:41.744 --> 51:43.804
‫و من دست روی دست نمی‌گذارم
‫دریفت‌مارک بدبخت شه

51:43.829 --> 51:47.325
‫در حالی که پادشاه‌مون
‫سرگرم جشن و سرورو مسابقه‌ست

51:47.750 --> 51:50.586
‫من هرطور بخوام درباره برادرم حرف می‌زنم

51:52.588 --> 51:54.173
‫اما تو حق نداری

51:57.635 --> 52:00.471
‫ماندن در استپ‌استونز
‫برات فرصتیه

52:00.596 --> 52:03.724
‫که لیاقتت رو به هرکسی
‫که تا به حال بهت شک داشته، ثابت کنی

52:05.643 --> 52:08.729
‫ما فرزندان دوم این سرزمین هستیم،
‫دیمون

52:09.647 --> 52:14.819
‫ارزش‌مون رو اونا تعیین نمی‌کنن،
‫خودمون باید بدستش بیاریم

52:26.415 --> 52:36.415
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
.:: Telegram : @zarfilmz ::.
.:: Instagra : @ZarFilm_Com ::.

52:36.784 --> 52:56.784
زرفيلم
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.ZarFilm.CoM ::.
