WEBVTT

00:06.419 --> 00:26.419
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

02:23.730 --> 02:26.733
‫انجام وظیفه یعنی ایثار

02:27.859 --> 02:31.947
‫همه‌چیز میره زیر سایه‌ش، حتی خون

02:33.615 --> 02:36.827
‫تمام مردان شریف باید بهاش رو بپردازن

02:41.415 --> 02:45.043
‫شمال وظیفه بزرگی در قبال هفت پادشاهی داره

02:45.043 --> 02:48.296
‫وظیفه‌ای کهن‌تر از هر سوگندی

02:48.296 --> 02:52.134
‫از دوران انسان‌های نخستین،
‫ما بعنوان نگهبان

02:52.134 --> 02:54.010
‫در برابر سرما و تاریکی ایستادیم

02:55.554 --> 02:57.264
‫نگهبانان شب به لطف سنت دیرینه‌ش

02:57.264 --> 03:01.101
‫قدرتش رو از مردانِ به‌هلاکت‌رسیده‌ای گرفته

03:01.101 --> 03:03.770
‫که تنها دارایی‌شون جونشون بوده

03:03.770 --> 03:06.565
‫اما نیای من، تورن استارک

03:06.565 --> 03:11.111
‫با ارائه پیشکشی در شروع زمستون،
‫یک سنت رو پایه‌گذاری کرد:

03:11.111 --> 03:16.450
‫در خاندانمون از هر ده نفر،
‫باید یک نفر برای تقویت نگهبانان انتخاب می‌شد

03:19.327 --> 03:23.498
‫این مجازات نیست، بلکه افتخاره

03:24.708 --> 03:28.754
‫وظیفه‌ای که تمام خادمان شمال
‫با آغوش باز می‌پذیرن

03:28.754 --> 03:31.047
‫حتی خویشاوندان خودم

03:36.219 --> 03:38.638
‫شمال باید همیشه آماده باشه

03:40.015 --> 03:41.600
‫زمستون در راهه

03:41.600 --> 03:43.852
‫در راهه؟ پس اینی که

03:43.852 --> 03:45.854
‫الان داره می‌باره
‫و تا مغز استخونم رو منجمد می‌کنه چیه؟

03:45.854 --> 03:49.608
‫این تازه برف آخر تابستونه، شاهزاده من

03:49.608 --> 03:52.110
‫تو زمستون،
‫تا چشم کار می‌کنه برف دیده میشه

03:52.110 --> 03:54.571
‫و هیچ خاطره‌ای از گرما تو ذهن‌ها نمی‌مونه

03:55.697 --> 03:57.866
‫فکر کردن به اینکه بیشتر از یک قرن پیش

03:57.866 --> 04:00.577
‫نیاکانمون همینجا مذاکره کردن برام خوشاینده

04:01.953 --> 04:03.914
‫فاتح و پادشاه شمال

04:05.665 --> 04:09.795
‫تو حداقل اونقدر رحم داشتی
‫که با اژدهات تهدیدم نکنی

04:18.011 --> 04:19.137
‫شاهزاده من

04:19.930 --> 04:21.890
‫- سرورم
‫- سرورم

04:22.766 --> 04:24.017
‫سرورم

04:24.017 --> 04:29.314
‫حتما تورن استارک بزرگ حاضر بوده
‫بمیره اما زانو نزنه

04:29.314 --> 04:32.943
‫مگر اینکه باور داشته که فاتح
‫می‌تونه هفت پادشاهی رو متحد کنه

04:34.236 --> 04:35.946
‫این رو درست میگی

04:35.946 --> 04:38.240
‫این اتحاد حالا به خطر افتاده

04:39.157 --> 04:41.743
‫قلمرو به زودی خودش رو چند تکه می‌کنه

04:41.743 --> 04:44.496
‫اگر افراد سوگندی که به پادشاه ویسریس

04:44.955 --> 04:47.124
‫و وارث برحقش یاد کردن رو فراموش کنن

04:47.124 --> 04:50.669
‫استارک‌ها سوگندشون رو
‫فراموش نمی‌کنن شاهزاده من

04:51.211 --> 04:55.966
‫اما باید بدونید که همیشه یک چشم
‫من به شماله و یک چشمم به جنوب

04:57.134 --> 05:00.429
‫تو زمستون، وظیفه‌م در قبال دیوار

05:00.429 --> 05:02.180
‫از وظیفه‌م در قبال قدم‌گاه پادشاه
‫هم خطیرتره

05:02.305 --> 05:04.474
‫افرادم رو اینجا نیاز دارم

05:04.474 --> 05:07.477
‫در حالی که افرادت در برابر
‫وحشی‌ها و آب‌وهوا نگهبانی میدن

05:07.477 --> 05:10.147
‫های‌تاورها قصد دارن تخت رو غصب کنن

05:11.064 --> 05:14.526
‫اگر مادرم بخواد برای حفظ اتحاد قلمرو
‫از حقش دفاع کنه

05:14.526 --> 05:15.902
‫یه ارتش نیاز داره

05:15.902 --> 05:16.945
‫جنگ در راهه

05:16.945 --> 05:19.030
‫برای تمام قلمرو، لرد عزیز

05:19.030 --> 05:21.950
‫بدون حمایت شمال نمی‌تونیم
‫جنگ رو جلو ببریم

05:30.000 --> 05:34.254
‫پدر من پادشاه جاهاریس و ملکه آلیسان
‫رو برای بازدید از دیوار آورد اینجا

05:34.963 --> 05:39.676
‫اعلی‌حضرت دقیقا همینجا می‌ایسته
‫و می‌بینه که اژدهایانش

05:39.676 --> 05:43.764
‫یعنی بزرگترین قدرت دنیا،
‫حاضر نشدن ازش جلوتر برن

05:45.932 --> 05:49.770
‫بنظر تو نیاکان من یه دیوار یخی
‫دویست متری ساختن

05:49.770 --> 05:52.272
‫که فقط جلوی برف و وحشی‌ها رو بگیره؟

05:52.939 --> 05:54.691
‫پس جلوی چی رو می‌گیره؟

05:56.818 --> 05:58.153
‫مرگ

06:06.161 --> 06:10.791
‫من هزاران ریش‌سفید دارم
‫که زمستون‌های خیلی زیادی رو دیدن

06:10.791 --> 06:14.169
‫واقعا زبردستن

06:14.169 --> 06:15.879
‫یعنی پیرن؟

06:16.755 --> 06:19.549
‫می‌تونم فوراً برای حرکت آماده‌شون کنم

06:19.549 --> 06:23.220
‫اگر این ریش‌سفیدهات توان نبرد دارن،
‫ملکه می‌پذیردشون

06:23.220 --> 06:25.097
‫سخت می‌جنگن

06:25.097 --> 06:26.890
‫مثل شمالی‌ها

06:26.890 --> 06:28.058
‫سرورم؟

06:29.768 --> 06:31.269
‫یه غراب رسیده

06:31.269 --> 06:33.188
‫خبر فوری از دراگون‌استون

07:15.772 --> 07:19.151
‫دوباره سوار شو. باید راه بیفتیم

07:21.820 --> 07:25.365
‫من به تنهایی دائماً بیشتر از صد مایل دریای آزاد

07:25.365 --> 07:28.285
‫رو گشت می‌زنم تا دریابند رو نگه داریم

07:29.202 --> 07:32.706
‫میلیس باید غذا بخوره و استراحت کنه،
‫منم همینطور

07:34.207 --> 07:36.668
‫- داریم میریم قدم‌گاه پادشاه
‫- به چه هدفی؟

07:36.668 --> 07:41.298
‫کشتن وگار. تنهایی نمی‌تونم
‫با اون سلیطه‌ی پیر روبرو بشم

07:41.298 --> 07:45.469
‫من و تو با اژدهامون می‌تونیم
‫وگار و سوارش رو بکشیم

07:45.469 --> 07:46.845
‫پسر در برابر پسر

07:49.181 --> 07:51.808
‫- این فرمان ملکه‌ست؟
‫- ملکه همچنان غایبه

07:51.808 --> 07:53.852
‫من باید تو هارنهال در حال جمع کردن متحد باشم

07:53.852 --> 07:56.563
‫ولی الان باید اینجا بمونم
‫و جنگ اون رو جلو ببرم

07:56.563 --> 07:59.232
‫یا شاید بهتره کار ساده‌تر رو انجام بدی
‫و منتظر برگشتش بمونی

07:59.232 --> 08:02.611
‫الان روزهاست که رفته.
‫مدت زیادیه. در خطره

08:02.611 --> 08:04.905
‫- داره عزاداری می‌کنه
‫- عزاداریِ مادر

08:04.905 --> 08:07.365
‫به قیمت شونه خالی کردن
‫ملکه از وظایفش تموم میشه

08:09.284 --> 08:12.579
‫خبر مرگ لینا رو یه غراب برام آورد

08:13.580 --> 08:15.749
‫هفته‌ها در عذاب بودم

08:16.833 --> 08:19.753
‫و خبر رو باور نمی‌کردم

08:21.755 --> 08:24.466
‫فقط وقتی بقایای جسد دخترم رو دیدم

08:24.466 --> 08:26.968
‫تونستم عزاداری رو شروع کنم

08:29.304 --> 08:32.933
‫یه غراب به رنیرا گفته که پسرش مرده

08:34.101 --> 08:35.560
‫باید خودش مطمئن بشه

08:35.560 --> 08:37.646
‫حماقت کرد که تنهایی رفت

08:38.438 --> 08:40.023
‫اگه ایموند پیداش کنه چی؟

08:40.023 --> 08:41.900
‫اونوقت طفلکی ایموند

08:44.528 --> 08:46.696
‫ملکه کار عاقلانه‌ای کرد
‫که از خودش سلب اختیار کرد

08:47.823 --> 08:51.868
‫اسیر حس انتقامجویی‌ای که بقیه
‫به دامش میفتن نشده

08:53.245 --> 08:56.373
‫اگه تو وقتی فرصتش رو داشتی
‫اقدام می‌کردی

08:56.373 --> 08:58.500
‫نسل ایگان همونجا منقرض میشد

09:00.419 --> 09:02.254
‫و لوک الان زنده بود

09:09.845 --> 09:11.471
‫با من پرواز کن

09:12.264 --> 09:15.809
‫- این دستوره
‫- چه حیف که پادشاه نیستی

10:25.670 --> 10:26.797
‫سرورم

10:29.591 --> 10:32.844
‫همین که تونسته از استپ‌استونز
‫برگرده خودش معجزه‌ست

10:35.222 --> 10:37.015
‫کار داره، ولی تقریبا تمومه

10:37.474 --> 10:41.186
‫هفت تا کشتی دیگه امروز صبح
‫برای تقویت دریابند فرستاده شدن

10:41.186 --> 10:43.605
‫آبگذر وسیعه،
‫و بعیده که تعداد کافی

10:43.605 --> 10:45.899
‫برای پوشش اون همه آب آزاد رو داشته باشیم

10:48.610 --> 10:51.780
‫باید کشتیم رو برای رهبری
‫به دریا برگردونم

10:51.780 --> 10:54.408
‫گمون می‌کنم هفته‌های زیادی طول بکشه

10:56.326 --> 10:57.786
‫اما با برادرم صحبت می‌کنم

10:58.829 --> 11:02.040
‫که ببینیم کشتی‌سازها
‫تا چه حد می‌تونن کشتی رو تقویت کنن

11:11.967 --> 11:14.553
‫یکم پیش اینو از آهنگری آوردن

11:16.805 --> 11:18.014
‫سرورم؟

11:26.690 --> 11:29.693
‫این رو برای شاهزاده لوسریس سفارش داده بودم

11:31.987 --> 11:34.948
‫خیلی بابت مرگ وارثتون ناراحت شدم

11:35.490 --> 11:37.492
‫سیاه‌ترینِ خیانت‌ها بود

11:40.787 --> 11:44.833
‫ببخشید سرورم،
‫اگر اجازه هست کار زیاد دارم

11:45.667 --> 11:49.004
‫بهم گفتن تو بودی که
‫من رو از دریا خارج کردی

11:54.384 --> 11:56.011
‫وظیفه‌م رو انجام دادم

12:00.557 --> 12:03.685
‫بهت مدیونم آلین

12:43.266 --> 12:44.893
‫سر پست‌هاتون باشید!

12:47.813 --> 12:49.815
‫تمرکزتون رو حفظ کنید سربازها!

12:53.402 --> 12:55.862
‫- اژدها!
‫- اژدها!

12:55.862 --> 12:57.280
‫عقرب رو مسلح کنید!

12:57.572 --> 12:59.783
‫عقرب رو مسلح کنید!

13:01.660 --> 13:03.995
‫داره از جنوب شرقی میاد!

13:03.995 --> 13:05.288
‫بچرخون!

13:09.793 --> 13:11.378
‫عقرب حاضره!

13:11.378 --> 13:13.755
‫- نگه دارید!
‫- نگه دارید!

13:16.550 --> 13:17.926
‫دست نگه دارید، وگارـه!

13:18.635 --> 13:19.845
‫دست نگه دارید!

13:19.845 --> 13:21.763
‫دست نگه می‌داریم!

13:48.665 --> 13:50.417
‫جاهاریس کجاست؟

13:51.835 --> 13:53.837
‫درس‌هاش رو می‌خونه

13:54.629 --> 13:56.339
‫درس‌هاش کجان؟

13:56.339 --> 13:57.841
‫ازش چی می‌خوای؟

13:57.841 --> 14:00.010
‫می‌برمش شورای کوچک

14:00.010 --> 14:03.013
‫اونم یه روز پادشاه میشه.
‫باید تعلیمش رو شروع کنه

14:03.430 --> 14:05.640
‫اگه دلش نخواد پادشاه بشه چی؟

14:06.808 --> 14:08.101
‫کجاست؟

14:08.101 --> 14:09.269
‫کتابخونه

14:09.644 --> 14:12.105
‫نباید روال کارش رو مختل کنی

14:18.862 --> 14:20.530
‫من می‌ترسم

14:22.991 --> 14:24.201
‫نترس

14:24.910 --> 14:27.245
‫وقتی وگار از شهر محافظت می‌کنه
‫حماقته اگه بیان

14:27.704 --> 14:29.706
‫اژدهایان رو نمیگم

14:30.582 --> 14:31.792
‫موش‌ها

14:40.801 --> 14:43.220
‫ملکه همچنان یه معمای متحرک هستن

14:43.970 --> 14:45.388
‫مگه نه؟

15:19.256 --> 15:20.924
‫هوا سوز داره

15:25.303 --> 15:27.514
‫تابستون واقعا تموم شده

15:29.015 --> 15:31.852
‫در شورای کوچک منتظرمون هستن علیاحضرت

15:47.534 --> 15:48.952
‫نمی‌تونیم

15:49.661 --> 15:50.871
‫تکرارش کنیم

15:53.874 --> 15:55.500
‫بله علیاحضرت

16:00.213 --> 16:02.215
‫لطف می‌کنید؟

16:35.248 --> 16:37.042
‫- علیاحضرت
‫- روز خوش

16:42.047 --> 16:44.341
‫سلام! جاهاریس باید رسوم دربار رو یاد بگیره

16:44.341 --> 16:46.384
‫چون قراره یه روز سلطنت کنه

16:46.384 --> 16:47.677
‫بریم بالا

16:49.638 --> 16:52.015
‫صبحتون بخیر لردهای عزیز

16:52.015 --> 16:53.100
‫مادر

16:55.268 --> 16:57.062
‫چه خبر؟

16:57.062 --> 17:01.775
‫نامه‌هایی که به ویل و شمال
‫فرستادیم همچنان بی‌پاسخ موندن

17:02.442 --> 17:03.443
‫کسکش‌ها

17:05.112 --> 17:09.116
‫استورم‌لندز باید ازآن ما باشه
‫بعد از پیمان ازدواج شاهزاده ایموند

17:09.241 --> 17:11.410
‫با بانو فلوریس باراتیون

17:11.410 --> 17:13.620
‫منتظر سوگندنامه‌شون هستم

17:14.579 --> 17:17.707
‫برادرم داره نیروهای غرب رو

17:17.707 --> 17:20.836
‫جمع می‌کنه تا به گولدن توث ببره

17:20.836 --> 17:24.923
‫آره، ممنونم شاهزاده.
‫دست شما درد نکنه

17:24.923 --> 17:26.466
‫برادرزاده‌م، لرد اورموند

17:26.466 --> 17:29.719
‫نیروهاش رو جمع می‌کنه
‫تا از اولدتان به اینجا بتازن

17:29.719 --> 17:31.263
‫انتظار میره به سرعت حرکت کنن

17:31.263 --> 17:34.766
‫و بدون مشکل خاصی هم
‫به ریورلندز برسن

17:34.766 --> 17:36.685
‫برای نامه‌هایی که به رنیرا دادم
‫پاسخی رسیده؟

17:36.810 --> 17:39.438
‫عذرخواهی بابت مرگ پسرش؟

17:39.438 --> 17:40.981
‫خیر، علیاحضرت

17:40.981 --> 17:43.233
‫با وجود این موضوع و همینطور انسداد آبگذر

17:43.233 --> 17:45.277
‫باید فرض کنیم که شاهدخت

17:45.277 --> 17:46.778
‫شرایط پیشنهادی رو نپذیرفته

17:46.903 --> 17:49.406
‫و حالا جنگ اجتناب‌ناپذیره

17:49.406 --> 17:51.408
‫شاید بهتره اعلی‌حضرت هم

17:51.408 --> 17:53.744
‫- نامه‌ای ارسال کنه...
‫- بسه! نکن!

17:54.494 --> 17:56.830
‫به این امید که بر سر شرایط جدیدی مذاکره بشه

17:56.955 --> 17:59.750
‫همین الان ولش کن!
‫میشه یکی کمک کنه؟

17:59.750 --> 18:02.669
‫وارث تخت داره اذیتت می‌کنه تایلند؟

18:04.254 --> 18:07.841
‫نه. نه، نه، به هیچ وجه اعلی‌حضرت

18:07.841 --> 18:10.302
‫چون فکر کنم سواری می‌خواد

18:10.302 --> 18:11.553
‫- اعلی‌حضرت
‫- سواری؟

18:11.553 --> 18:13.054
‫می‌خواد سوارت بشه

18:13.180 --> 18:14.723
‫خوش نمی‌گذره جاهاریس؟

18:14.723 --> 18:17.225
‫دوست داری ارباب سکه
‫بشه اسب سلطنتیت؟

18:26.401 --> 18:27.819
‫اعلی‌حضرت!

18:28.737 --> 18:30.864
‫با وجود مزاحمت‌های سر تایلند

18:32.365 --> 18:34.117
‫مسائل مهمی برای صحبت داریم

18:35.744 --> 18:37.079
‫بسیارخب

18:37.913 --> 18:40.332
‫پس برای تفریح وقت نداریم تایلند

18:41.750 --> 18:42.959
‫اعلی‌حضرت

18:44.044 --> 18:46.463
‫دیگه برو جاهاریس. آفرین

18:48.965 --> 18:50.509
‫کجا بودیم؟

18:52.094 --> 18:56.264
‫دریابند رنیرا قدم‌گاه پادشاه رو تحت فشار گذاشته

18:56.264 --> 18:58.642
‫و این فشار به سرعت چند برابر خواهد شد

18:58.642 --> 19:00.685
‫خب، وقتی فرصتش رو داشتیم
‫باید راحت می‌کشتیمش

19:00.685 --> 19:04.397
‫متأسفانه فرصت غافلگیری رو از دست دادیم

19:04.397 --> 19:08.151
‫و دیگه نمی‌تونیم این کشمکش
‫رو به سرعت پایان بدیم

19:09.528 --> 19:11.571
‫باید با دستی که الان داریم بازی کنیم

19:11.571 --> 19:14.241
‫اگه بخوایم انسداد مار دریا رو بشکنیم

19:14.241 --> 19:16.910
‫باید نیروی دریایی لنیسترها و همچنین
‫های‌تاور رو به کار بگیریم

19:17.035 --> 19:19.663
‫به یک ارباب کشتی‌های جدید هم نیاز داریم

19:20.372 --> 19:22.999
‫می‌تونیم این عنوان رو به لرد دالتون گریجوی
‫پیشنهاد بدیم

19:22.999 --> 19:25.210
‫ایموند. اینجا چیکار داری؟

19:25.210 --> 19:26.461
‫پادشاه احضارم کرد

19:26.461 --> 19:28.255
‫تو جایگاهی در این شورا نداری

19:28.255 --> 19:31.550
‫ایموند نزدیک‌ترین هم‌خون من
‫و بهترین مبارز ماست

19:31.550 --> 19:33.051
‫پذیرای حضورش هستم

19:33.760 --> 19:36.721
‫مسیر قدم‌گاه پادشاه
‫از ریورلندز می‌گذره

19:36.721 --> 19:40.392
‫باید اونجا جای پامون رو سفت کنیم،
‫در هارنهال

19:40.392 --> 19:42.394
‫ریورلردها یا باید اعلام حمایت از من کنن

19:42.394 --> 19:45.439
‫یا با ترکیب وگار و سان‌فایر روبرو میشن

19:45.439 --> 19:47.774
‫و می‌تونیم این وسط دریابند رو هم بسوزونیم

19:47.774 --> 19:49.735
‫- رنیرا هم اژدها داره
‫- اژدهاهای من بزرگ‌ترن

19:49.735 --> 19:52.195
‫اگه اژدهایان رو تو جنگ از دست بدیم،
‫دیگه نمیشه برشون گردوند

19:52.195 --> 19:53.822
‫- باید با احتیاط جلو بریم
‫- نه

19:53.822 --> 19:57.909
‫لرد تالیِ پیر و خپل یا پرچم من رو بالا می‌بره
‫یا سوختن پرچم خودش رو می‌بینه

19:58.034 --> 19:59.995
‫باید پرواز کنیم به ریورران

20:00.537 --> 20:03.623
‫شما پادشاهید اعلی‌حضرت.
‫نباید خودتون رو به خطر بندازید

20:03.623 --> 20:06.376
‫وگار هم باید اینجا بمونه
‫تا جلوی حمله رنیرا...

20:06.376 --> 20:09.004
‫برای تلافی مرگ پسرش رو بگیره

20:10.130 --> 20:14.426
‫در ساعاتِ پس از مرگ پادشاه ویسریس
‫اشتباهاتی رخ داد

20:14.426 --> 20:16.052
‫نباید بهشون دامن بزنیم

20:18.305 --> 20:20.891
‫شما اقتدارتون رو به نمایش گذاشتید اعلی‌حضرت

20:20.891 --> 20:25.187
‫حالا باید با صبر و خودداری جلو بریم

20:25.187 --> 20:27.022
‫بنده مدام دارم غراب می‌فرستم

20:27.022 --> 20:31.401
‫به وقتش خاندان‌های زیادی
‫از شما اعلام حمایت خواهند کرد

20:31.401 --> 20:34.613
‫تاریخ و سابقه طرف شما خواهد بود

20:42.412 --> 20:43.580
‫صبح بخیر علیاحضرت

20:43.580 --> 20:45.248
‫صبح بخیر لرد لاریس

20:45.874 --> 20:49.002
‫کمی پیش خدمت رسیدم که
‫پیش از تشکیل شورای کوچک صحبت کنیم

20:49.002 --> 20:53.590
‫اما خدمتکارتون گفتن که
‫ناخوش هستید

20:56.843 --> 20:58.887
‫درباره چی می‌خواین صحبت کنین؟

21:00.931 --> 21:04.351
‫پرس‌وجو از تمام کارکنان قلعه
‫رو تموم کردم

21:05.519 --> 21:07.312
‫جزئیات خیلی جالبی حاصل شد

21:07.312 --> 21:10.774
‫اما نسبتا مطمئنم که دست تمام کسانی رو
‫که از اعتماد ما سوءاستفاده کردن رو کردم

21:13.860 --> 21:14.986
‫سرنوشتشون چی شد؟

21:16.530 --> 21:18.740
‫دیگه هوای ما رو تنفس نمی‌کنن

21:20.909 --> 21:23.745
‫کارکنان جدیدتون رو شخصاَ انتخاب کردم

21:42.931 --> 21:45.225
‫بدش به من

21:45.225 --> 21:46.560
‫علیاحضرت؟

21:47.227 --> 21:49.229
‫تنهام بذار

21:50.897 --> 21:52.941
‫میگم... میگم تنهام بذارید

22:35.776 --> 22:37.944
‫- بال اژدهاست!
‫- بریم ببینیم!

22:39.571 --> 22:41.573
‫- باله
‫- به درک که چیه

22:42.491 --> 22:44.117
‫اژدها!

22:44.141 --> 23:04.141
زرفیلم
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

24:10.829 --> 24:13.999
‫درود بر پادشاه ایگان!

24:13.999 --> 24:16.460
‫«ایگانِ منیع الطبع

24:16.460 --> 24:21.548
‫دوم از نام او، پادشاه اندال‌ها،
‫روینارها و انسان‌های نخستین

24:21.548 --> 24:24.801
‫ارباب هفت پادشاهی
‫و محافظ قلمرو، وارد می‌شوند»

24:24.801 --> 24:26.887
‫درود بر پادشاه ایگان!

24:27.596 --> 24:29.222
‫«منیع‌ الطبع»؟

24:32.934 --> 24:34.144
‫اعلی‌حضرت

24:34.770 --> 24:37.814
‫درخواست اول رو بشنویم،
‫لرد دست عزیز

24:42.235 --> 24:44.029
‫صبح بخیر، سرور... عه، اعلی‌حضرت

24:44.029 --> 24:47.491
‫چیزی نیست.
‫دلیلی نداره استرس داشته باشی

24:47.491 --> 24:48.658
‫اسمت چیه؟

24:48.658 --> 24:50.911
‫گر... جرارد اعلی‌حضرت

24:50.911 --> 24:55.207
‫صبحت بخیر جرارد.
‫پادشاهت چه خدمتی ازش ساخته‌ست؟

24:55.707 --> 24:57.375
‫بخاطر گله‌م اومدم

24:58.376 --> 25:02.005
‫یک دهمشون از دست رفتن به دست...

25:04.007 --> 25:09.137
‫سلطنت، اونم در آستانه زمستان

25:09.137 --> 25:12.182
‫- اگه وقت داشتم که برنامه‌ریزی...
‫- باید برشون گردونیم

25:15.268 --> 25:16.728
‫اعلی‌حضرت؟

25:16.728 --> 25:18.355
‫بزهات رو برای زمستون نیاز داری، مگه نه؟

25:18.355 --> 25:21.191
‫- گوسفند اعلی‌حضرت
‫- گوسفند، چه بهتر

25:21.191 --> 25:23.610
‫گله‌ی گوسفندهات رو کامل می‌کنم

25:25.445 --> 25:27.864
‫قبلا به تمام کراون‌لندز وعده دادیم

25:27.864 --> 25:32.536
‫که یک دهم دام‌ها
‫برای تغذیه‌ی اژدهایان گرفته میشه

25:32.536 --> 25:37.082
‫بخاطر افزایش فعالیتشون،
‫و خدایان نکرده، احتمال وقوع نبرد

25:37.749 --> 25:39.793
‫درسته. درسته

25:39.793 --> 25:42.838
‫شاید بتونیم فقط گوسفندهای اینو پس بدیم.
‫این همه راه اومده

25:42.838 --> 25:45.507
‫اعلی‌حضرت، اگر گوسفندهای یک چوپان رو پس بدید

25:45.507 --> 25:47.926
‫به زودی همه‌شون رو جلوی تختتون می‌بینید

25:47.926 --> 25:49.845
‫که همین درخواست رو دارن

25:50.387 --> 25:51.847
‫نمی‌فهمن

25:51.847 --> 25:58.145
‫اعلی‌حضرت، وقتی پادشاه حرفی می‌زنه،
‫همه می‌شنونش

26:06.737 --> 26:12.117
‫بعد از تفکر مجدد، به این نتیجه رسیدم
‫که نمی‌تونم گوسفندهات رو پس بدم

26:12.117 --> 26:15.328
‫اگر جنگ رخ بده،
‫اژدهاهام به تغذیه نیاز دارن

26:15.328 --> 26:16.830
‫بعدی رو بیار

26:18.248 --> 26:21.835
‫نمک‌ها همیشه در مسیر زمستان کمیاب میشن

26:21.835 --> 26:22.878
‫اعلی‌حضرت

26:22.878 --> 26:26.298
‫برای تأمینش به کشتی‌هایی که از اسوس میان
‫متکی هستیم

26:26.298 --> 26:29.551
‫اما حالا که دریابند ایجاد شده
‫و سایه‌ی جنگ در...

26:29.551 --> 26:31.595
‫آره، اون دریابند خیانت‌بار دووم نخواهد آورد

26:31.595 --> 26:34.139
‫می‌خوام وگار رو بفرستم
‫که خاکسترش کنه

26:34.139 --> 26:35.474
‫بعدی رو بیار

26:39.519 --> 26:41.146
بنده «هیو» هستم، اعلی‌حضرت

26:44.608 --> 26:48.361
آهنگران، مفتخرن از اینکه در نبرد با رنیرا
حامی اعلی‌حضرت همایونی هستن

26:52.115 --> 26:53.075
اما؟

26:53.075 --> 26:54.367
...اما

26:56.078 --> 26:58.080
قیمت آهن، افزایش پیدا کرده

26:58.997 --> 27:02.417
ساخت یک عقرب طویل، چند هفته طول می‌کشه
[ نوعی سلاح ]

27:03.210 --> 27:04.878
به زبان ساده، با مشکلات مالی مواجه‌ایم

27:06.254 --> 27:10.675
اگر حکومت، قبل از شروع کارمون
بهمون پول بده

27:10.675 --> 27:12.677
خیال‌مون خیلی راحت می‌شه

27:12.677 --> 27:16.056
نه‌تنها من، بلکه دل همه‌ی آهنگرانی
که درحال خدمت بهتون هستن، قرص می‌شه

27:20.644 --> 27:23.188
با درخواستت موافقت می‌شه
و بهتون پولِ خوبی می‌دیم

27:24.106 --> 27:26.316
ارتشم بدونِ سلاح‌های شما
نمی‌تونه پیروزِ هیچ جنگی بشه

27:26.316 --> 27:28.360
باید به تولیدشون ادامه بدید

27:28.777 --> 27:32.572
پیروزی ما متکی بر زحماتِ رعایاست

27:34.991 --> 27:37.244
اعلی‌حضرت، بنده عمیقاً ازتون متشکرم

27:38.161 --> 27:40.163
درخواستِ بعدی رو می‌شنوم

27:47.754 --> 27:50.590
اعلی‌حضرت، وقتی دیدم که روی
تخت آهنین نشستید، به وجد اومدم

27:51.299 --> 27:53.802
آخرین‌باری که جاهاریس با نشستنِ بر صندلی
بهش شکوه بخشید، من یک پسربچه بودم

27:53.802 --> 27:55.262
ولی من رو یاد مرحوم انداختید

27:55.262 --> 27:57.389
و خیلی خوب با رعایا
ارتباط برقرار می‌کنید

27:57.389 --> 27:59.224
پدرتون هم همین‌طوری بود

27:59.224 --> 28:00.725
ممنون، لرد عزیز

28:01.226 --> 28:03.437
می‌شه چند لحظه‌ای
باهاتون خصوصی صحبت کنم؟

28:09.526 --> 28:12.863
دستِ پادشاه، همیشه تمایل
به کنترل حداکثریِ امورات داره

28:15.157 --> 28:17.075
پدرتون رو هم همین‌طوری
کنترل می‌کرد

28:18.827 --> 28:21.413
تقریبا همه می‌دونستن که ویسریس
تاثیرپذیر و مطیعه

28:21.413 --> 28:22.914
در جریانم

28:24.583 --> 28:26.877
گمان می‌کنم حالا که در آستانه جنگیم

28:26.877 --> 28:29.129
شاید بهتر باشه حضرتعالی
جلوه‌ای که دارید رو

28:29.129 --> 28:32.007
تغییر بدید

28:35.343 --> 28:36.678
چطور؟

28:36.678 --> 28:38.430
...آتو های‌تاور

28:39.848 --> 28:42.768
دستِ پدرتون بود، اعلی‌حضرت

28:59.409 --> 29:00.619
دخترم

29:01.828 --> 29:04.456
چند ساعت پیش، درخواست ملاقات داده بودم

29:05.749 --> 29:09.586
درخواست‌های مردم، زیاد بودن

29:12.255 --> 29:14.091
...همه‌ش برام سوال می‌شه

29:15.258 --> 29:17.052
که آیا اهداف‌مون یکین یا نه

29:19.137 --> 29:22.557
باید اقرار کنم که خودم هم
بعضی وقت‌ها نمی‌دونم

29:24.309 --> 29:26.311
پس بذار من هدفم رو بهت بگم

29:27.938 --> 29:29.397
من دنبال پیروزی‌ام

29:29.397 --> 29:32.234
پیروزی از نظر تو چیه؟

29:32.234 --> 29:34.194
...زانو زدن رنیرا

29:34.194 --> 29:36.863
و سلطنت ایگان در صلح مطلق

29:37.656 --> 29:39.116
همون‌طور که ویسریس می‌خواست

29:39.116 --> 29:42.786
اگه تعریفت از پیروزی اینه
پس اتفاق نظر داریم

29:42.786 --> 29:44.913
خب متحدم باش -
هستم -

29:44.913 --> 29:48.750
اگر متحدم بودی که مدام توی شورا
زیر پام رو خالی نمی‌کردی

29:48.750 --> 29:52.421
وقتی می‌شینم سر اون میز، خشمت رو حس می‌کنم -
احساس کلافگیه -

29:52.421 --> 29:54.881
دوران حیاتی پس از مرگ ویسریس

29:54.881 --> 29:57.801
طبق نقشه پیش نرفته -
تقصیر من که نیست -

29:59.344 --> 30:01.847
جفت پسرهام تو رو الگوی بزرگ خودشون می‌دونن

30:02.389 --> 30:03.557
ناسلامتی دستِ سه پادشاه بودی

30:05.308 --> 30:08.603
ایگان، بیش از همیشه مشتاقه که
...خودش رو ثابت کنه و ایموند

30:10.230 --> 30:11.857
ایموند عصبانیه

30:13.400 --> 30:15.986
پسر رنیرا کورش کرد
و هیچ‌وقت بابتش مجازات نشد

30:15.986 --> 30:20.115
...اون کارش، هرچقدر هم شرارت‌بار بوده باشه -
جوونه و کله‌شق -

30:24.745 --> 30:26.538
امیدوارم

30:26.538 --> 30:28.707
ایموند اشتباه کرد

30:29.791 --> 30:33.211
ولی به‌شدت وفاداره و دوست داره
که ما رو از خودش راضی کنه

30:33.211 --> 30:36.548
.ایگان هم هنوز ازم حساب می‌ره
اقلاً دور از چشم بقیه

30:38.091 --> 30:41.344
،ولی اگر حرفِ من رو بی ارزش کنی
جفت پسرهام دیگه ازم حرف شنوی نخواهند داشت

30:49.770 --> 30:51.646
از این دید بهش نگاه نکرده بودم

30:52.230 --> 30:56.485
باید تا زمانی که پادشاهی، برای ایگان
هیجان‌انگیزه و تازگی داره، زیر نظرش داشته باشیم

30:57.402 --> 31:00.489
،وقتی از حکمرانی خسته‌ش شد
من و تو جنبش‌مون رو به سمت پیروزی، سوق می‌دیم

31:00.489 --> 31:03.200
استراتژیِ خوبیه، دخترم

31:03.867 --> 31:09.498
ولی باید بپذیری که دیگه پیروزی
الان فقط از طریق خشونت، حاصل می‌شه

31:10.499 --> 31:12.125
می‌دونم

31:15.879 --> 31:18.090
ولی به این معنا نیست که
باید نسنجیده به خشونت متوسل شد

31:20.425 --> 31:21.426
نه

31:38.235 --> 31:40.487
آماده تفتیشِ کشتی‌تون باشید

31:43.115 --> 31:46.243
دستورش رو لرد کورلیس ولاریون
صادر کرده

31:46.243 --> 31:48.954
تو انبار کشتی، دنبالِ
مسافرهای قاچاقی بگردید

32:16.523 --> 32:17.524
هی تو

32:20.068 --> 32:23.280
آخرین باری که همدیگه رو دیدیم، دو نفر بودید

32:25.532 --> 32:26.992
«کرم سفید»

32:26.992 --> 32:29.578
فکر می‌کردی در غیابت
پژمرده می‌شم؟

32:29.578 --> 32:31.621
انتظار نداشتم شکوفه بزنی
و تبدیل به خائن بشی

32:31.621 --> 32:34.958
این چیزهایی که می‌گی به بازیِ اشراف‌زاده‌ها
مربوط می‌شه، من رعیت‌زاده‌م

32:34.958 --> 32:37.461
چند وقت رازهام رو در ازای پول
به آتو های‌تاور فروختی؟

32:37.461 --> 32:39.296
تا وقتی که بابت‌شون طلا پرداخت کرد

32:41.923 --> 32:46.136
کی با این وضعیت اسفناکت
از قدم‌گاه پادشاه فراریت داد؟

32:47.679 --> 32:49.639
تو ایگان رو به قدرت رسوندی

32:49.639 --> 32:51.767
اون زیر سرِ های‌تاور بود

32:51.767 --> 32:54.311
من صرفا از فهمیدن کارهای ایگان
سود کردم

32:54.311 --> 32:55.896
ولی تو تحویلش دادی

32:55.896 --> 32:58.815
طبق معمول همیشگی
واسه طلا و استراحت

32:58.815 --> 32:59.983
برمی‌گشت خونه

32:59.983 --> 33:03.111
من صرفاً سرعتِ این روند رو بیش‌تر کردم

33:03.111 --> 33:05.155
روندی که منجر به غصبِ تاج و تخت ملکه

33:05.155 --> 33:06.406
و قتل پسرش شد

33:06.406 --> 33:08.366
فقط چون دستت به دشمن‌های اصلیت نمی‌رسه

33:08.366 --> 33:10.077
داری من رو سرزنش می‌کنی

33:11.620 --> 33:14.581
قول و قرار من با دستِ پادشاه
کاملا تعاملی بود

33:14.581 --> 33:16.583
هیچ‌گونه وفایی نسبت بهش نداشتم

33:17.292 --> 33:19.211
قطعاً الان هم ندارم

33:19.795 --> 33:22.923
آتو های‌تاور، همون حکمی رو برام داشت
که من برای تیره و تبار نجیب‌زاده‌ی تو دارم؛

33:22.923 --> 33:24.508
یه مهره دور انداختنی

33:24.508 --> 33:26.176
دیگه چی‌ها ازش می‌دونی؟
از نقشه‌هاش باخبری؟

33:26.176 --> 33:27.886
کم و بیش

33:31.098 --> 33:34.309
چیزی نمی‌دونم که به دردِ تو بخوره، دیمون

33:57.332 --> 33:58.792
بگو به سلول‌ها منتقلش کنن

33:58.792 --> 34:01.503
باید مثل خائنِ به سلطنت
باهاش برخورد بشه

34:04.256 --> 34:07.843
،شاهزاده، گستاخیِ من رو ببخشید
ولی زنه راست می‌گه

34:07.843 --> 34:10.637
جاسوس های‌تاور نبوده -
به تو چه مربوطه؟ -

34:11.721 --> 34:14.182
جهت حفظ شرافت می‌گم -
مادامی که یه گوشه ایستادی

34:14.182 --> 34:17.144
و غصب شدن تاج و تخت، توسط های‌تاورها رو
تماشا کردی، شرفت حفظ شد؟

34:17.144 --> 34:19.062
با اون برادر دوقلوی خائنت

34:19.771 --> 34:21.773
نه، شاهزاده عزیز

34:23.150 --> 34:24.568
بابتش شرمسارم

34:25.193 --> 34:29.322
واسه همین از گارد پادشاه کناره‌گیری
و برادرم رو ترک کردم و اومدم اینجا

34:29.322 --> 34:31.032
برام مهم نیست

34:31.908 --> 34:34.786
.ایگان توی مشتت بود
باید خودت می‌کشتیش

34:34.786 --> 34:37.456
من و آریک در سنین هشت و ده سالگی
به عنوان محافظان پادشاه، انتخاب شده بودیم

34:38.415 --> 34:42.419
و یک سوگند مشترک یاد کرده بودیم؛
دفاع از کل خانواده سلطنتی

34:44.129 --> 34:47.132
پس وقتی علیه هم شوریده بودن
باید چی کار می‌کردیم؟

35:16.036 --> 35:20.332
ملکه رنیرا تارگرین، نخست از نام او

35:20.332 --> 35:24.711
ملکه‌ی اندال‌ها، روینارها
و انسان‌های نخستین

35:24.711 --> 35:28.799
بانوی هفت پادشاهی
و محافظ قلمرو، وارد می‌شوند

35:34.846 --> 35:37.057
چیزی که نیاز داشتی رو پیدا کردی؟

35:45.649 --> 35:48.276
شورا آماده و اعضاش منتظرتون هستن، علیاحضرت

35:52.447 --> 35:56.910
به فرمان شما با اژدها به هارنهال می‌رم
و در ریورلندز جای پامون رو محکم می‌کنم

35:57.911 --> 36:00.080
علیاحضرت، شوهرم درحال پیاده‌سازی

36:00.080 --> 36:01.123
انسداد آبگذره

36:01.123 --> 36:04.668
تمامی سفرهای دریایی به قدم‌گاه پادشاه
و تجارت باهاشون قطع می‌شه

36:10.715 --> 36:13.927
ایموند تارگرین رو می‌خوام

37:02.350 --> 37:05.061
طی سال‌هایی که حرف می‌بردی و می‌آوردی

37:05.061 --> 37:07.647
قطعا توی آرامگاه سرخ
جاسوس جمع کرده بودی

37:07.647 --> 37:09.900
خدمتکارانی که از رفت و آمدها باخبر بودن

37:09.900 --> 37:12.069
برو با یکی دیگه دسیسه‌چینی کن، دیمون

37:12.069 --> 37:15.363
،یه زمانی تحت کنترلِ تو بودم
ولی دیگه نیستم

37:16.406 --> 37:18.241
پس بیا یه معامله‌ای بکنیم

37:18.992 --> 37:22.204
بهم اطلاعات بده، تا آزادت کنم

37:49.523 --> 37:50.732
علیاحضرت

37:54.486 --> 37:58.073
بانو جین آرین، سوگند خورده
که ازتون حمایت می‌کنه

37:58.073 --> 38:01.076
در ازاش می‌خواد که یک اژدها
از «ویل» محافظت بکنه

38:03.829 --> 38:06.832
...لرد کرگان استارک هم

38:09.709 --> 38:12.546
وعده دو هزار سرباز رو داده

38:57.924 --> 38:59.551
آلری فلورنت

39:29.623 --> 39:31.625
ویسریس تارگرین

40:29.766 --> 40:31.268
لوسریس ولاریون

41:26.031 --> 41:27.240
به پاسِ زحماتت

41:36.041 --> 41:37.626
فرمانده؟

41:37.626 --> 41:39.711
هیچ‌وقت زیاد از اینجا دور نمی‌مونم

41:41.505 --> 41:44.591
شنیدم که از های‌تاورها خوشت نمیاد

41:46.009 --> 41:47.886
کیر تو ذات‌شون

41:53.558 --> 41:55.185
راه بیفت

41:58.980 --> 42:00.982
دردسر درست نکنی

42:08.865 --> 42:12.327
کرم سفید گفت که یکی از
موش‌گیرهای ایگان هستی

42:12.327 --> 42:13.829
بایستی سرت شلوغ باشه

42:13.829 --> 42:16.081
چون الان دیگه کاخ
شده جای موش‌ها

42:17.457 --> 42:19.418
شنیده بودم که کرم سفید مُرده

42:19.418 --> 42:21.586
روحش بهم گفت که قماربازی

42:21.586 --> 42:22.754
روی مبارزه‌ها شرط می‌بندی؟

42:22.754 --> 42:26.299
روی سگ‌ها شرط می‌بندم

42:27.050 --> 42:28.802
تا چه حد بدهکاری؟

42:36.268 --> 42:38.061
این هم بهم گفتن

42:38.061 --> 42:40.147
که اطلاعات ویژه‌ای از آرامگاه سرخ داری

42:40.147 --> 42:42.274
تونل‌های میگور

42:42.274 --> 42:44.276
لونه موش بزرگیه

42:45.402 --> 42:48.530
بهتر از شکل کیرم خودم
با اونا آشنام

42:51.074 --> 42:52.284
این رفیقمه

42:53.618 --> 42:56.037
امشب، رفیقِت خواهد بود

42:56.830 --> 42:59.833
باید شاهزاده ایموند تارگرین رو
پیدا و سلاخی کنید

43:01.126 --> 43:03.628
موهاش نقره‌ایه و یه چشمش کوره

43:03.628 --> 43:05.464
بایستی پیدا کردنش آسون باشه

43:07.799 --> 43:09.384
ولی تا جایی که می‌دونم
مبارزِ حرفه‌اییه

43:09.384 --> 43:11.303
بهتره احتیاط کنید

43:12.929 --> 43:16.057
این نصفش! بقیه‌ش وقتی
کارتون تموم شد به دست‌تون می‌رسه

43:28.445 --> 43:29.654
خیلی‌خب

43:31.823 --> 43:33.575
اگه نتونیم پیداش کنیم، چی؟

43:38.080 --> 43:41.625
روزهای ارزشمندی رو صرفِ
این جنگ مکاتبه‌ای کردیم

43:41.625 --> 43:43.710
حرف، بادِ هواست

43:44.586 --> 43:46.880
تو باید ارتش رو رهبری کنی

43:46.880 --> 43:49.466
و من باید با وگار، پشتیبانیِ هوایی رو
فراهم کنم

43:49.466 --> 43:52.928
هیچ کاخی جرات نمی‌کنه بیرق رنیرا رو
بر علیه ما بر افراشته کنه

43:52.928 --> 43:55.972
توی چند هفته، کل کراون‌لندز رو
به زانو درمیاریم

43:55.972 --> 43:58.850
خب، شاید بتونیم به پادشاه
درخواست بدیم

43:58.850 --> 44:01.937
.البته در خلوتش
می‌گیم بفرستت‌مون

44:03.730 --> 44:05.649
رازبی و استوک‌ورث

44:05.649 --> 44:09.027
دو قلعه کوچیک که نزدیکِ قدم‌گاه پادشاه هستن

44:09.027 --> 44:10.612
اصلا دل‌شون نمی‌خواد که
ما باهاشون دشمن بشیم

44:10.612 --> 44:12.823
می‌تونیم نیروهاشون رو به کار بگیریم

44:14.157 --> 44:16.618
ارتش‌مون حین پیشروی
گسترش پیدا می‌کنه

44:19.162 --> 44:21.164
نقشه‌ی زیرکانه‌ایه

44:21.790 --> 44:23.375
ولی جواب نمی‌ده

44:23.375 --> 44:26.420
برادرم، غلام حلقه به گوشِ
پدربزرگ و مادرمه

44:26.420 --> 44:29.965
و بهش می‌گن که هنوز می‌شه
از جنگِ اژدهایان، جلوگیری کرد

44:29.965 --> 44:33.176
.احتناب‌ناپذیره
باید بپذیرن

44:33.176 --> 44:35.429
آتو می‌ترسه که نظمِ قلمرو رو
برهم بزنه

44:36.721 --> 44:38.723
...آلیسنت هم صرفاً

44:39.933 --> 44:41.184
عصبانیه

44:42.227 --> 44:45.689
عصبانی؟ -
من رو بابتِ آغاز این جنگ، مقصر می‌دونه -

44:45.689 --> 44:49.776
اون هم بعد از اینکه با شورای پدرم
دست به یکی کرد تا سلطنتش رو غصب کنه

44:51.570 --> 44:54.781
علیاحضرت، دو رو تشریف دارن

44:58.618 --> 45:00.871
قلب رئوفی داره

45:01.496 --> 45:04.124
رنیرا هم یک عنکبوتِ مکاره

45:04.583 --> 45:08.545
خیلی وقت پیش‌ها، آلیسنت رو
کشوند توی تارهاش

45:08.545 --> 45:10.464
گیجش کرد

45:12.007 --> 45:13.300
تقصیر مادرت نیست

45:15.427 --> 45:17.637
دشمن‌مون براش عزیزه

45:19.514 --> 45:21.516
این ازش یک احمق می‌سازه

45:38.116 --> 45:39.326
جناب دست

45:49.169 --> 45:51.338
لرد فرمانده، برگرد سر پستت

45:51.338 --> 45:53.423
باید با شاهزاده، دو کلام صحبت کنم

46:07.354 --> 46:09.064
نوه‌ی عزیزم، اگر بی‌خبر از پادشاهت

46:09.064 --> 46:14.277
و دستش، نقشه‌ای بچینی
خیلی نگران می‌شم

46:14.945 --> 46:17.030
میل زیادی به اقدام کردن داری، درک می‌کنم

46:17.030 --> 46:18.490
من هم خودم یه زمانی
...جوان بودم

46:18.490 --> 46:21.576
صرفا دوست دارم به پادشاه
و خاندانم خدمت کنم

46:27.749 --> 46:29.334
...تو و وگار

46:29.334 --> 46:32.421
قوی‌ترین نیروی قلمرو هستید

46:34.631 --> 46:38.135
قبلا مشخص نبود
ولی الان قطعاً هست

46:43.098 --> 46:46.101
ولی الان عوامل زیادی درکارن

46:47.227 --> 46:50.063
و بعضی‌هاشون رو فعلا نمی‌بینی

46:50.939 --> 46:54.651
ایموند، بهت قول می‌دم که
به وقتش، انتقام‌هات رو بگیری

46:54.651 --> 46:58.155
ولی باید هیجاناتت رو کنترل کنی

47:00.866 --> 47:03.493
جفت‌مون می‌دونیم که برادرت
کنترلی روشون نداره

47:21.386 --> 47:22.345
خیلی‌خب

47:55.754 --> 47:56.963
بگیرش

48:02.594 --> 48:04.221
سگه رو هم بیار

48:31.081 --> 48:33.375
باید هم‌زمان هم برای رعایا
و هم برای طبقه اشراف

48:33.375 --> 48:35.836
تبدیل به یک سمبل بشم -
وایسا -

48:35.836 --> 48:38.588
خب، می‌تونی لقبت رو بذاری
«اگان قدرتمند»

48:38.588 --> 48:40.382
این لقب روی خواهرزاده‌امه

48:40.382 --> 48:42.175
خب، اعلی‌حضرت کدومش رو
ترجیح می‌ده؟

48:42.175 --> 48:44.052
پادشاهه -
اینکه محبوب باشه یا مخوف؟ -

48:44.052 --> 48:45.512
باید جفتش باشم

48:45.512 --> 48:50.475
مادرم و پدربزرگم، جوری حواس‌شون بهم هست
که انگار یک اردک بی دست و پام

48:50.475 --> 48:53.645
.خب، پادشاه شمایی
حرفِ بقیه چه اهمیتی داره؟

48:53.645 --> 48:56.398
اقلاً برادرم، به جایگاهش آگاهه

48:56.398 --> 48:58.525
مثل یک سگ شکاری وفاداره

48:58.525 --> 49:01.987
هروقت بخوام، می‌تونم با اژدهاش
بفرستمش به جون دشمن‌هام

49:03.822 --> 49:05.866
نگاهت به زمین باشه -
باید جوری باشم -

49:05.866 --> 49:09.244
که هم قدرتم نمود کنه
و هم محترم باشم

49:09.244 --> 49:12.497
هیچ‌کس معنیِ «منیع الطبع» رو بلد نیست

49:12.497 --> 49:15.000
پس می‌تونی «ایگانِ سخاوتمند» باشی

49:15.000 --> 49:17.252
اینجوری رعایا هم حال می‌کنن -
خوبه، خوشم اومد -

49:17.252 --> 49:18.712
شرابِ با کیفیت مونده؟

49:18.712 --> 49:21.089
ایگان اژدها دل؟ -
بهتر شد -

49:21.882 --> 49:23.258
«ایگان اژدها کیر»

49:23.258 --> 49:27.429
آره، آره! الحق که حیوان رام نشدنی‌ایه

49:50.660 --> 49:52.454
چطور بریم طبقه بالا؟

49:53.455 --> 49:54.873
اعضای خانواده سلطنتی
اون بالا زندگی می‌کنن

49:56.458 --> 49:57.626
صحیح

49:57.626 --> 49:59.044
ورود به اونجا ممنوعه

49:59.628 --> 50:01.922
موش‌گیرهای دیگه‌ای
طبقه بالا کار می‌کنن

50:01.922 --> 50:05.926
مگه ما نیومدیم که یک شاهزاده رو بکشیم؟
به‌نظرت کدوم گوری می‌تونیم پیداش کنیم؟

50:07.052 --> 50:08.929
من واردِ کاخت کردم

50:08.929 --> 50:10.722
فکر می‌کردم بقیه‌ش
به عهده خودته

50:13.433 --> 50:17.229
می‌تونم همین‌جا کارت رو تموم کنم
و بقیه طلا رو خودم ببرم

50:20.148 --> 50:24.569
یه راه بلدم که به طبقه بالا
ختم می‌شه، ولی بهش اشراف کامل ندارم

50:27.406 --> 50:29.032
نشونم بده

50:30.826 --> 50:32.244
هری

50:39.501 --> 50:40.710
از این‌طرف

51:01.606 --> 51:03.608
اعضای خانواده سلطنتی
توی این طبقه زندگی می‌کنن

51:22.419 --> 51:24.045
هیچ‌کس اینجا نیست

51:24.671 --> 51:26.381
باید به جستجو ادامه بدیم

51:26.381 --> 51:28.925
بهت که گفتم! من نباید اینجا باشم

51:28.925 --> 51:31.011
نشنیدی شاهزاده چی گفت؟

51:31.970 --> 51:34.973
،تا سر پسره رو براش نبریم
از طلا خبری نیست

51:41.521 --> 51:43.106
تله درست کن

51:44.524 --> 51:45.692
فقط واسه حفظ ظاهره

51:46.902 --> 51:48.737
من اتاق بعدی رو می‌گردم

52:21.978 --> 52:23.271
واسه موش‌ها اومدم

52:55.345 --> 52:56.430
ساکت

52:58.557 --> 53:00.183
ساکت

53:03.353 --> 53:05.355
تکون نخور

53:09.735 --> 53:11.445
این دیگه کدوم خریه؟

53:12.779 --> 53:14.781
ناسلامتی ملکه‌ست

53:15.240 --> 53:18.034
«گفت «پسرشون در ازای پسرمون

53:18.034 --> 53:20.495
این کجاش شبیه پسره، ابله؟

53:22.330 --> 53:23.790
اونوره

53:33.258 --> 53:35.218
باید سرش رو ببریم و بریم

53:42.976 --> 53:46.062
.جفت‌شون شبیه‌ن
کدوم‌شون پسره؟

53:46.062 --> 53:49.566
شاید اون یکی باشه -
لاپاشون رو نگاه کن -

53:53.862 --> 53:55.197
مادرش می‌تونه تشخیص‌شون بده

53:57.449 --> 54:02.704
اگه کار اضافه‌ای بکنی
تیکه پاره‌ت می‌کنم

54:09.336 --> 54:10.545
انتخابت کدومه؟

54:13.548 --> 54:15.258
من یه گردنبند دارم

54:17.385 --> 54:19.096
ارزشش خیلی بالاست

54:22.766 --> 54:24.518
این که نشد پسر

54:39.388 --> 54:40.389
...نـ

54:48.041 --> 54:49.334
وایسا

54:50.377 --> 54:51.378
اون یکیه

54:51.378 --> 54:53.839
ولیعهد رو به این آسونی‌ها لو نمی‌ده

55:03.974 --> 55:04.975
نه

55:06.643 --> 55:08.270
داره راستش رو می‌گه

55:11.982 --> 55:12.983
جلوی دهنش رو بگیر

55:17.028 --> 55:18.029
نه

55:18.053 --> 55:38.053
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام زرفيلم ::..
.:: Telegram: @zarfilmz ::.
.:: Instagram: @ZarFilm_Com ::.

55:38.077 --> 55:58.077
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

56:21.635 --> 56:23.261
هلینا

56:28.016 --> 56:29.643
چی شده؟

56:33.897 --> 56:35.899
پسره رو کشتن
