WEBVTT

00:00.121 --> 00:08.121
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:08.146 --> 00:17.013
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:41.080 --> 01:45.084
‫« خـانـدان اژدهـا »

01:56.108 --> 02:04.108
‫‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

02:41.891 --> 02:43.559
‫هلینا

02:45.520 --> 02:47.120
‫هلینا

02:48.648 --> 02:50.248
‫هلینا

02:57.907 --> 02:59.575
‫ببخشید مزاحم خوابت شدم

03:00.159 --> 03:02.620
‫خبری از مادرم نشده؟

03:02.620 --> 03:04.080
‫نه

03:04.080 --> 03:06.082
‫و انتظار هم ندارم خبری بشه، تا اینکه...

03:18.511 --> 03:21.639
‫ایموند ازت خواست
‫همراهش بری نبرد؟

03:26.686 --> 03:28.286
‫لرد کورلیس فکر می‌کرد این‌کارو بکنه

03:31.733 --> 03:33.985
‫وقتی کوچیک بودم، دلم می‌خواست پرواز کنم

03:35.611 --> 03:37.211
‫ولی حالا، وقتی...

03:38.489 --> 03:40.089
‫وقتی نزدیک دریم‌فایر هستم...

03:44.370 --> 03:45.970
‫خیلی...

03:47.165 --> 03:48.958
‫و دیگه تحملم تموم میشه

03:53.546 --> 03:57.133
‫به‌نظرم پدرمون هم همین حس رو داشت

03:57.133 --> 04:00.636
‫قدرت اژدهایان رو کنار گذاشت
‫و زندگی آروم‌تری رو انتخاب کرد

04:00.636 --> 04:02.472
‫نمی‌خواست عوض بشه

04:03.723 --> 04:07.894
‫فکر می‌کنی اژدهایان
‫به‌نحوی ما رو تغییر میدن؟

04:10.271 --> 04:11.871
‫حالا اژدهایان زیادی داری

04:12.899 --> 04:15.318
‫مگه خودت تغییر نکردی؟

04:16.277 --> 04:17.877
‫نـه

04:18.821 --> 04:21.616
‫خب... نمی‌خوام تغییر کنم

04:23.284 --> 04:26.954
‫فقط می‌خوام به اختلافات‌مون پایان بدم

04:26.954 --> 04:29.207
‫و اوضاع رو به روال درستش برگردونم

04:32.126 --> 04:33.726
‫هلینا

04:34.921 --> 04:38.424
‫خواهر، به‌نظرم تو...

04:39.634 --> 04:42.178
‫ممکنه رویابین باشی

04:43.387 --> 04:44.987
‫به‌نظرم...

04:45.890 --> 04:47.490
‫چیزهایی می‌بینی

04:50.144 --> 04:52.772
‫گاهی اوقات لحظاتی از آینده رو می‌بینم

04:53.981 --> 04:55.858
‫بعضی‌هاشون واضح‌ترن

04:57.693 --> 04:59.293
‫آخرین بار چی دیدی؟

05:02.156 --> 05:03.756
‫یه اسب ماده‌ی خاکستری

05:06.452 --> 05:08.052
‫اوهوم

05:09.914 --> 05:12.041
‫دیمون چی؟ اونو دیدی؟

05:17.171 --> 05:18.771
‫پس گرگ‌های زمستان چی؟

05:19.674 --> 05:21.384
‫یا تامبلتون؟

05:22.927 --> 05:25.513
‫اورمند هایتاور به‌زانو درمیاد یا نه؟

05:25.513 --> 05:27.098
‫نمی‌دونم

05:27.098 --> 05:29.684
‫نمی‌دونی؟ یا نمی‌خوای بگی؟

05:36.357 --> 05:38.776
‫شاید به حرفم به عنوان خواهرت گوش ندی

05:38.776 --> 05:40.486
‫ولی به عنوان ملکه‌ت
‫می‌تونم مجبورت کنم

05:40.486 --> 05:42.864
‫بگو ببینم چی می‌دونی!

05:44.073 --> 05:48.035
‫بگو اشتباه نشده
‫بگو همونطوری که قطعاً

05:48.035 --> 05:50.162
‫خدایان اراده کردن پیروز میشم. بگو

06:33.581 --> 06:35.181
‫مادر

06:36.083 --> 06:39.045
‫بهت گفتم اگر تونستم میام

06:41.297 --> 06:44.216
‫مگه اسیر نشده بودی؟

06:46.469 --> 06:48.069
‫خواهرت اسیر شد

06:49.639 --> 06:51.641
‫ولی من تونستم مخفی بمونم و فرار کنم

06:53.935 --> 06:56.729
‫کار خیلی عاقلانه‌ای کردی
‫که اینجا مخفی شدی

06:58.189 --> 06:59.815
‫فکر می‌کردم همه منو رها کردن

07:11.494 --> 07:13.120
‫چطور می‌تونم بهترین...

07:13.913 --> 07:15.513
‫و وفادارترین...

07:16.624 --> 07:18.224
‫پسرم رو رها کنم؟

07:20.586 --> 07:22.505
‫شهر سقوط کرده، ایموند

07:24.548 --> 07:26.592
‫فقط تو برام موندی

07:39.563 --> 07:43.442
‫راه دراز و سختی رو تا اینجا اومدم
‫خیلی نیاز به استراحت دارم

07:45.820 --> 07:47.571
‫اگان چی شد؟

07:49.448 --> 07:52.368
‫اگان به احتمال زیاد مُرده

07:55.538 --> 07:57.138
‫هرکاری از دستم برمیومد براش کردم

08:04.088 --> 08:05.688
‫و همچنین برای تو

08:12.513 --> 08:14.390
‫ولی در حقت کوتاهی کردم، ایموند

08:14.390 --> 08:15.990
‫نـه

08:17.226 --> 08:19.311
‫- خیلی کوچیک بودم
‫- نه اصلاً

08:19.311 --> 08:20.911
‫بچه بودم

09:08.235 --> 09:11.822
‫و حالا، یه پسر برات میارم

09:14.283 --> 09:15.883
‫ایموند

09:22.041 --> 09:23.641
‫ایموند

09:24.627 --> 09:26.629
‫- چی دیدی؟
‫- لطفاً ولم کن

09:49.819 --> 09:51.419
‫ایموند

10:23.352 --> 10:24.952
‫دروازه رو باز کنین!

10:45.291 --> 10:47.168
‫از رودخونه‌ی بلک‌واتر رد شدن

10:47.168 --> 10:49.336
‫- چند نفرن؟
‫- بیست هزار نفر

10:49.336 --> 10:50.963
‫یک روز تا اینجا فاصله دارن
‫نهایت دو روز

10:52.923 --> 10:57.595
‫پس رفیق دورنی احمق
‫ولی جاه‌طلبت بی‌دلیل توی گل‌و‌لای جون داد

10:58.637 --> 10:59.805
‫اهمیتی نداره

10:59.805 --> 11:03.142
‫حالا دیگه مهره‌ای دارم
‫که اون زنیکه رو به زانو درمیاره

11:05.936 --> 11:07.536
‫چه مهره‌ای؟

11:44.725 --> 11:46.325
‫- شاهزاده‌ی من...
‫- برو کنار!

11:49.480 --> 11:51.649
‫کجاست؟ رینا کجاست؟

11:52.608 --> 11:54.902
‫می‌بینم که آداب معاشرت رو کنار گذاشتی

11:54.902 --> 11:56.502
‫اینجاست؟

11:57.529 --> 12:01.617
‫درست بعد از اینکه برات خبر فرستادم
‫پرواز کرد و رفت

12:01.617 --> 12:03.244
‫نمی‌تونستم اینجا نگهش دارم

12:03.244 --> 12:05.871
‫اگر لازم بود غل‌و‌زنجیرش می‌کردی
‫اصلاً می‌انداختیش توی سلول

12:07.164 --> 12:08.999
‫فکر می‌کنی به این راحتی میشه

12:08.999 --> 12:11.251
‫یه اژدهاسوار رو مجبور کرد
‫کاری که نمی‌خواد رو انجام بده؟

12:12.086 --> 12:13.379
‫وجودش برای من هم خطرناکه

12:13.379 --> 12:15.381
‫با چشم‌های گریون ازم خواهش کرد

12:15.381 --> 12:17.258
‫قسم خورد همین‌جا مخفی می‌مونه

12:19.009 --> 12:20.928
‫خبر یه اژدهاسوار توی ویل پیچیده

12:22.012 --> 12:24.640
‫روستایی‌ها میگن
‫یه دختر وحشی داره توی کوهستان

12:24.640 --> 12:26.183
‫بین گزنه‌ها و گوسفندها زندگی می‌کنه

12:26.183 --> 12:28.310
‫دیگه نمی‌خوام در این مورد حرف بزنم

12:28.310 --> 12:30.104
‫حالا دیگه به‌نفعمه به ملکه خبر بدم

12:30.104 --> 12:31.704
‫- که فرار کرده
‫- نه

12:32.648 --> 12:35.067
‫شاید بتونی کاری کنی خشم رینیرا
‫کمی فروکش کنه، ولی بالاخره گریبانگیرت میشه

12:35.067 --> 12:36.667
‫یک روز بهم مهلت بده

12:43.742 --> 12:45.342
‫لطفاً

12:48.622 --> 12:51.834
‫داره می‌گرده اینور اونور
‫و خبر از ویگار می‌گیره

12:53.502 --> 12:55.546
‫خبر رسیده نزدیک فرمارکت دیده شده

12:55.546 --> 12:57.298
‫پس گمون کنم...

13:04.430 --> 13:06.390
‫ایموند فوقش دو روز ازمون جلوتره

13:07.391 --> 13:10.227
‫خیلی وقته از این جستجوی بی‌پایان خسته شدم

13:11.812 --> 13:14.940
‫حس می‌کنم رینیرا داره مجازاتم می‌کنه

13:14.940 --> 13:16.900
‫یا حداقل می‌خواسته
‫جلوی چشم‌هاش نباشم

13:18.736 --> 13:21.071
‫به ما فقط به چشم ابزار نگاه می‌کنه

13:22.865 --> 13:26.702
‫بانوی من، میشه یه لطفی بهم بکنین؟

13:26.702 --> 13:29.913
‫پدرم می‌خواد من و الین
‫مشروعیت پیدا کنیم

13:29.913 --> 13:31.582
‫و نام خاندان ولاریون رو بگیریم

13:32.333 --> 13:34.543
‫ولی ملکه راضی نمیشه

13:35.419 --> 13:37.254
‫خودت می‌دونی بعد از اتفاقات آب‌گذر
‫چه حسی بهم داره

13:38.172 --> 13:40.382
‫فکر نکنم چندان بتونم
‫با حرف‌هام راضیش کنم

13:42.259 --> 13:44.011
‫ولی شاید پدرتون بتونه

13:45.179 --> 13:47.973
‫چرا الان به فکر اسم و مقام افتادی؟

13:49.141 --> 13:50.351
‫گلایه‌ت رو درک می‌کنم

13:50.351 --> 13:52.561
‫ولی قطعاً اژدها داشتن بهتر از

13:52.561 --> 13:54.813
‫مقام و عنوان اشرافیه

13:54.813 --> 13:57.066
‫برای وقتیه که هرکدوممون بخوایم ازدواج کنیم

13:57.066 --> 13:58.666
‫البته...

13:59.276 --> 14:03.238
‫اگر بتونیم دل یه بانوی
‫اشراف‌زاده رو به‌دست بیاریم

14:05.866 --> 14:08.869
‫پس برادرت باهات صحبت کرده؟

14:17.544 --> 14:19.171
‫"ویگار"ـه؟

14:22.800 --> 14:24.385
‫نـه

14:24.385 --> 14:26.929
‫فکر نمی‌کردم بتونیم
‫از قلعه‌ی سرخ فرار کنیم

14:26.929 --> 14:29.556
ولی سـر ادرین مصمم باقی موند

14:31.016 --> 14:33.352
‫ما رو به یه دروازه‌ی مخفی رسوند

14:33.352 --> 14:35.979
‫و اونقدر سکه همراهم داشتم
‫که بتونم اسب بگیرم

14:35.979 --> 14:37.815
‫سعی کردیم از جاده‌ها نیایم

14:37.815 --> 14:41.902
‫ولی بعضی جاها
‫رد شدن از جنگل غیرممکن شده

14:41.902 --> 14:43.502
‫جنگل‌ها پر از مردان وحشی شده

14:44.405 --> 14:46.782
‫اگر بخاطر اون نبود
‫الان اینجا نبودم

14:46.782 --> 14:49.660
‫رینیرا قلعه رو تسخیر کرد
‫ولی سـر ادرین وفادار موند

14:49.660 --> 14:51.745
‫با کمک کردن به من
‫خطر بزرگی رو به‌جون خرید

14:51.745 --> 14:53.345
‫خیلی...

14:56.917 --> 14:58.517
‫از حرف‌هام ناراحت شدی؟

15:03.132 --> 15:04.732
‫نـه

15:10.889 --> 15:12.516
‫جز تو کسی رو ندارم

15:28.365 --> 15:30.284
‫ایشونه...

15:30.284 --> 15:32.453
‫محافظ و راهنمام، سـر ادرین

15:32.453 --> 15:34.053
‫اعلی‌حضرت

15:49.428 --> 15:52.389
‫خب، ظاهراً بهت مدیونم

15:55.184 --> 15:57.644
‫فقط به حرف وجدانم گوش کردم

15:59.813 --> 16:02.107
‫رفتارشون با ملکه‌ی مادر شرم‌آور بود

16:13.452 --> 16:15.052
‫ایموند!

16:24.463 --> 16:26.131
‫ببخشید، مادر

16:28.175 --> 16:31.512
‫رازهایی اینجا وجود داره
‫و نمی‌تونم به هیچ غریبه‌ای اعتماد کنم

16:32.554 --> 16:34.431
‫عه، اومدین

16:36.266 --> 16:37.976
‫به‌موقع برای شام رسیدین

16:44.399 --> 16:48.695
‫استادها بهم گفتن چربی دام‌ها
‫برای استخون خوبه

16:48.695 --> 16:51.615
‫ولی نمی‌دونم چطور ممکنه

16:51.615 --> 16:53.450
‫همچین چیز لزجی مضر نباشه

16:55.619 --> 16:57.219
‫شراب رو امتحان کن، لرد کورلیس

16:58.205 --> 17:01.250
‫نمی‌ذاره بوی گند اینجا رو حس کنی

17:06.755 --> 17:09.216
‫چی می‌خوای، هایتاور؟

17:09.216 --> 17:11.802
‫این مثلاً ضیافت قبل از مرگه؟

17:12.761 --> 17:15.305
‫پای کبوتر بهم میدی
‫که بعدش منو بفرستی زیر تیغ جلاد؟

17:15.305 --> 17:16.905
‫کاملاً برعکس

17:17.724 --> 17:20.519
‫امیدوارم تا مدت‌ها
‫از حضور خوش‌تون بهره‌مند بشیم

17:21.186 --> 17:24.231
‫می‌تونی در راه هدف‌مون
‫کمک زیادی بهمون بکنی

17:25.440 --> 17:28.652
‫به عنوان چی؟ گروگان؟

17:29.903 --> 17:32.030
‫ملکه‌ی وحشی اونقدر خوش‌قلبه

17:32.030 --> 17:35.659
‫که حاضر بشه بخاطر دست سرکشش
‫تاج و تختش رو کنار بذاره؟

17:35.659 --> 17:37.259
‫فکر نکنم

17:38.579 --> 17:40.706
‫ولی ولاریون‌ها...

17:40.706 --> 17:43.584
‫حالا که ارباب‌شون اسیر شده
‫افراد دریفت‌مارک

17:43.584 --> 17:46.670
‫متوجه میشن بهتره نرن بارانداز پادشاه

17:46.670 --> 17:50.299
‫و بدون اون‌ها، شهر دوباره
‫ غرق هرج‌و‌مرج خودش میشه

17:54.136 --> 17:56.179
‫این چه کمکی به ما می‌کنه؟

17:56.179 --> 17:58.307
‫وقتی گرگ‌های زمستان
‫دارن به دروازه‌هامون می‌رسن؟

18:05.689 --> 18:07.149
‫می‌دونستی...

18:07.149 --> 18:10.319
‫روز به‌روز بیشتر میل پیدا می‌کنم

18:10.319 --> 18:11.919
‫که رژیمم رو...

18:13.322 --> 18:14.922
‫به سبزیجات محدود کنم

18:16.116 --> 18:17.993
‫درست مثل مردم ناثی

18:18.785 --> 18:21.121
‫اگر توضیحاتت تموم شده...

18:21.121 --> 18:22.873
‫اصلاً چی تو اونا می‌بینی؟

18:23.874 --> 18:25.474
‫این خاندان...

18:26.918 --> 18:28.045
‫تارگرین‌ها

18:28.045 --> 18:32.132
‫مرد دنیادیده‌ای هستی
‫عجایب دنیا رو دیدی

18:33.300 --> 18:37.846
‫چرا باید خودت رو به اتحاد خسته‌کننده‌ای با
‫افراد حیوون‌صفت و بی‌اعتنا محدود کنی؟

18:41.475 --> 18:44.061
‫البته خانمت، از خاندان اون‌ها بود

18:44.061 --> 18:46.313
‫که نتیجه‌ش کاملاً قابل پیش‌بینی بود

18:49.149 --> 18:51.777
‫فکر می‌کردم بعد از اینکه دیدی

18:51.777 --> 18:53.820
‫به خودشون هم رحم نمی‌کنن...

18:56.948 --> 18:58.659
‫می‌خوام برگردم به سلولم

18:59.868 --> 19:01.468
‫هرجور مایلی

19:05.582 --> 19:06.917
‫راستی، لرد کورلیس؟

19:06.917 --> 19:08.517
‫قبل از اینکه بری...

19:09.878 --> 19:11.797
‫به‌شکل غیرمعمولی شاد و شنگول بود

19:12.923 --> 19:15.258
‫جوری که انگار پیروزی بزرگی در پیش داره

19:15.258 --> 19:17.636
‫ظاهراً فکر می‌کنه
‫با گروگان گرفتن لرد کورلیس...

19:17.636 --> 19:19.388
‫این مهره‌ایه که می‌گفت؟

19:21.139 --> 19:23.225
‫حالا که یه ارتش رسیده به دروازه‌هامون

19:23.225 --> 19:25.652
‫نظم یا هرج‌و‌مرج بارانداز پادشاه
‫چه فرقی به حالمون می‌کنه؟

19:26.103 --> 19:27.703
‫ناسلامتی قراره من پادشاه باشم

19:29.606 --> 19:31.566
‫چجور حاکمی هستم؟

19:31.566 --> 19:35.987
‫باید دست روی دست بذارم
‫تا یه روانی ما رو به کشتن بده؟

19:37.906 --> 19:39.825
‫اونم با تمام افرادمون؟

19:41.535 --> 19:43.161
‫ظاهراً راه فراری ازش نیست

19:44.287 --> 19:47.582
‫از این رویای رسیدن به شهرت و افتخار جاودانه
‫که بعضی‌ها دارن...

19:49.084 --> 19:51.920
‫اینکه هرجور شده از سرنوشتی
‫که در انتظار همه‌ی انسان‌هاست فرار کنن

19:54.881 --> 19:58.677
‫بابت دوستت متاسفم

20:01.972 --> 20:04.099
‫تسلیم مرگ شد

20:10.147 --> 20:11.940
‫می‌تونم به ارتش دستور بدم تسلیم بشن

20:12.524 --> 20:14.109
‫بعدش چی؟

20:14.109 --> 20:15.986
‫تا همه‌مون سر از جایگاه اعدام دربیاریم؟

20:18.697 --> 20:21.616
‫می‌تونی با تساریون پرواز کنی و بری

20:22.826 --> 20:24.244
‫اگر نتونه تو رو بهونه کنه...

20:24.244 --> 20:26.204
‫بازم همینطوری ادامه میده

20:27.956 --> 20:30.000
‫کجا می‌تونم برم؟

20:30.000 --> 20:33.086
‫کی حاضره به پادشاهی پناه بده
‫که افرادش رو رها کرده که بمیرن؟

20:36.423 --> 20:38.759
‫من ترسی از بی‌اهمیت بودن ندارم، گواین

20:42.763 --> 20:44.973
‫اصلاً تاج و تخت مال رینیرا، برام مهم نیست

20:48.643 --> 20:50.687
‫حقیقتاً شرم‌آوره

20:50.687 --> 20:53.940
‫جریان بدی علیه من راه افتاده!
‫توی خیابون‌ها بهم توهین می‌کنن

20:53.940 --> 20:57.235
‫دختر خودم با چشم‌های خودش دید
‫یجور نجاست...

20:57.235 --> 21:00.155
‫مالیده بودن دم در خونه‌م

21:01.865 --> 21:04.034
‫نمی‌دونم انتظار داری من چیکار کنم

21:04.034 --> 21:05.634
‫ملکه‌ی من...

21:06.369 --> 21:07.969
‫جسارت نباشه...

21:08.622 --> 21:11.792
‫جلوی دادخواه‌ها فرمودین من مسئول

21:11.792 --> 21:15.170
‫مشکلات مالی فعلی شهر هستم

21:15.170 --> 21:16.505
‫من که...

21:16.505 --> 21:18.105
‫خب، برای حل مشکلات چیکار کردی؟

21:18.924 --> 21:20.550
‫چه کاری ازم برمیاد؟

21:21.718 --> 21:24.471
‫درخواست کردم مالیات بگیریم
‫ولی کسی گوشش بدهکار نبود

21:25.388 --> 21:29.518
‫همین طلای ناچیزمون هم
‫از این دست میاد و از اون دست میره

21:29.518 --> 21:33.814
‫انگار این جایگاه به من داده شده
‫که تمام کاسه کوزه‌ها سر من بشکنه

21:38.235 --> 21:40.111
‫خبری از لرد کورلیس نشده؟

21:41.988 --> 21:43.588
‫از هارنهال چی؟

21:46.451 --> 21:49.663
‫- دیمون چی؟
‫- تشریف ندارن

21:49.663 --> 21:52.249
‫شاهزاده خودشون...

21:52.249 --> 21:53.959
‫یه کاری داشتن رفتن انجام بدن

21:53.959 --> 21:57.587
‫نگهبان‌ها گفتن قبل از طلوع آفتاب
‫پرواز کردن و رفتن

21:57.587 --> 22:01.299
‫لشکر سرزمین رودخانه
‫یک روز دیگه به تامبلتون می‌رسه، علیاحضرت

22:01.299 --> 22:03.885
‫و نیروهای ولاریون فردا صبح
‫به بارانداز پادشاه می‌رسن

22:03.885 --> 22:07.222
‫باید آبروم رو حفظ کنم

22:07.222 --> 22:12.769
‫اگر سـر ادرین تونسته باشه
‫وظیفه‌ش رو انجام بده

22:12.769 --> 22:15.438
‫مسئله‌ی هارنهال باقی می‌مونه که باید...

22:15.438 --> 22:17.774
‫باشه، مال خودت

22:18.692 --> 22:20.318
‫بله علیاحضرت؟

22:20.318 --> 22:22.445
‫برگرد پل دوبرج

22:22.445 --> 22:25.782
‫و با افرادی که اونجا داری
‫برو هارنهال

22:27.701 --> 22:29.953
‫با کمال میل این‌کارو می‌کنم!

22:29.953 --> 22:31.955
‫اگر ایموند مُرده بود، چه بهتر

22:31.955 --> 22:33.748
‫ولی درهرصورت، دوباره تسخیرش کن

22:33.748 --> 22:35.250
‫تا نتونه برگرده اونجا

22:35.250 --> 22:36.850
‫ملکه‌ی من

22:38.962 --> 22:40.964
‫چیز عجیبی دیدیم

22:40.964 --> 22:42.591
‫- ویگار؟
‫- نه

22:42.591 --> 22:44.676
‫گوسفنددزد. توی سرزمین‌های رودخانه

22:44.676 --> 22:46.595
‫کنار رود آبی نزدیک فرمارکت

22:47.596 --> 22:49.264
‫انتظارشو نداشتم. تابحال سابقه نداشته...

22:49.264 --> 22:50.974
‫علیاحضرت، کسی سوارش بود

22:52.350 --> 22:55.103
‫- یه سوار جدید؟
‫- تشخیص ندادم

22:55.103 --> 22:57.314
‫دنبالش کردیم، ولی توی تپه‌ها گمش کردیم

23:02.569 --> 23:04.613
‫اون سری که دیمون براتون آورد

23:04.613 --> 23:06.781
‫واقعاً اصلاً بهش شک نکردین؟

23:06.781 --> 23:09.784
‫مدت‌ها توی سرزمین‌های رودخانه بود
‫و حالا گوسفنددزد

23:09.784 --> 23:12.787
‫با سواری اونجا دیده شده
‫که بهتون اطمینان داده بود مُرده

23:12.787 --> 23:14.748
‫و همزمان...

23:14.748 --> 23:17.417
‫بدون هیچ توضیحی رفته

23:17.417 --> 23:19.836
‫سابقه داشته دروغ بگه، ولی این دیگه خیلی...

23:19.836 --> 23:22.797
‫جفتمون دیدیم که کارهایی
‫ خیلی بدتر از دروغ گفتن ازش برمیاد

23:22.797 --> 23:27.093
‫از وقتی اومدین اینجا بابت خویشتن‌داری‌تون
‫توی حکمرانی کلافه شده بود

23:27.093 --> 23:29.346
‫عجول و بی‌صبره

23:29.346 --> 23:31.765
‫از کجا معلوم بابت نارضایتی از شما

23:31.765 --> 23:34.935
‫- پنهانی با کسی همدست نشده باشه...
‫- قسم خورده به من خدمت کنه

23:36.269 --> 23:38.647
‫باورم نمیشه حالا که
‫بیشتر از همیشه بهش نیاز دارم

23:38.647 --> 23:40.247
‫- رفته...
‫- عذر می‌خوام

23:45.236 --> 23:46.836
‫علیاحضرت

23:50.033 --> 23:54.329
‫ولی کاری از دیمون برمیاد
‫که واقعاً براتون غیرقابل باور باشه؟

23:59.250 --> 24:00.850
‫سـر آدام رو خبر کن

24:09.302 --> 24:11.513
‫میگن شدت آفتاب "ولانتیس"ـه

24:11.513 --> 24:13.390
‫که باعث میشه انگورهاشون
‫اینقدر شیرین بشه

24:14.891 --> 24:17.184
‫اگه قصد داری با شراب‌های ولانتیسی

24:17.185 --> 24:19.687
‫من رو بابت این حماقت
‫تسلی بدی، سخت در اشتباهی

24:19.688 --> 24:22.356
‫اعلی‌حضرت، التماس می‌کنم
‫تجدیدنظر کنید

24:22.357 --> 24:25.359
‫می‌تونیم مسیر رو تغییر بدیم
‫و با کشتی از مِیدنپول به کسترلی‌راک بریم

24:25.360 --> 24:27.820
‫نه، تصمیمم رفتن به براووسه

24:27.821 --> 24:29.905
‫چقدر دیگه اسب‌سواری داریم؟

24:29.906 --> 24:31.324
‫چند روز تا رسیدن به بندر مونده

24:32.409 --> 24:34.535
‫براووس ثابت می‌کنه که شهری متمدنه،

24:34.536 --> 24:35.870
‫بهتون اطمینان می‌دم

24:36.496 --> 24:37.998
‫شاید حتی احساس کنید
‫مثل خونه‌ی خودتونه

24:42.877 --> 24:44.177
‫وای

24:44.546 --> 24:47.339
‫زنِ مهربان، از چی فرار می‌کنید؟

24:47.340 --> 24:49.008
‫یه ارتش به این سمت میاد

24:49.009 --> 24:51.301
‫- حدود هزار سرباز داره
‫- کدوم ارتش؟

24:51.302 --> 24:53.887
‫دخترم گفت یه ماهی قرمز
‫روی پرچم سفید دیده

24:53.888 --> 24:56.473
‫- موتون‌ها
‫- خودمون داریم می‌ریم اون‌جا، به مِیدنپول

24:56.474 --> 24:59.143
‫باید به راهمون ادامه بدیم.
‫اگه می‌تونید شما هم برگردید

24:59.144 --> 25:00.645
‫موتون‌ها به رینیرا
‫سوگند وفاداری یاد کردن

25:02.105 --> 25:03.732
‫ممکنه چیزی در مورد من شنیده باشن؟

25:16.953 --> 25:18.455
‫دیگه نمی‌تونیم از این مسیر بریم

25:19.456 --> 25:21.999
‫باید به روکزرست برگردیم

25:22.000 --> 25:24.460
‫نمی‌تونیم برگردیم اون‌جا.
‫ممکنه لو رفته باشیم

25:24.461 --> 25:27.338
‫یه ارتش داره میاد سراغ‌مون
‫و هیچ سرپناهی نداریم

25:28.757 --> 25:31.717
‫روکزرست دیوارهای ضخیم
‫و نیروی کافی برای دفاع داره

25:31.718 --> 25:34.804
‫تا زمانی که ارتش موتون‌ها عبور کنه
‫اون‌جا پناهگاهی برای اعلی‌حضرت می‌شه

25:40.518 --> 25:41.818
‫حتماً خیلی گرسنه‌اید

25:43.104 --> 25:45.065
‫از بارانداز پادشاه تا این‌جا
‫مسیر خیلی طولانیه

25:47.484 --> 25:48.784
‫آره

25:50.528 --> 25:51.828
‫و بدون شک پر از خطره

25:53.364 --> 25:55.366
‫اگه نیمی از داستان‌هایی که در مورد
‫جاده‌ی شاهی شنیدم درست باشن

25:59.037 --> 26:01.330
‫شما دو نفر

26:01.331 --> 26:02.832
‫چطور با هم آشنا شدید؟

26:06.961 --> 26:08.379
‫اون جونم رو نجات داد

26:10.507 --> 26:12.174
‫به دستور چه کسی؟

26:12.175 --> 26:13.475
‫اربابانت؟

26:14.010 --> 26:15.845
‫معمولاً از دستورات خودم پیروی می‌کنم

26:18.515 --> 26:21.184
‫ایموند، هنوز نمی‌فهمم این زن کیه

26:25.563 --> 26:27.565
‫یه بانوئه

26:29.109 --> 26:30.902
‫و یه جور استاد هم هست

26:33.113 --> 26:35.949
‫فعلاً اون از قلعه مراقبت می‌کنه

26:38.368 --> 26:43.373
‫تصمیم گرفتم این‌جا پیشش بمونم
‫و این‌جا رو مقر فرمانرواییم کنم

26:46.000 --> 26:47.793
‫مقر فرمانرواییت؟

26:47.794 --> 26:49.796
‫خودت همین رو پیشنهاد نمی‌دادی؟

26:51.047 --> 26:52.840
‫قلعه جدیدی برای حکومت کردن؟

26:52.841 --> 26:56.718
‫رینیرا تاج‌وتخت رو گرفته
‫و ۶ تا اژدها داره

26:56.719 --> 26:59.888
‫الان اون حکومت می‌کنه،
‫مهم نیست خودمون چقدر مخالف باشیم

27:01.141 --> 27:04.853
‫افراد عادی سوار اژدهایان رینیرا می‌شن

27:06.521 --> 27:10.440
‫اون خاندان بزرگ ما رو بی‌آبرو کرده،
‫تخت آهنین رو بی‌اعتبار کرده،

27:10.441 --> 27:12.443
‫و بذر نابودی خودش رو کاشته

27:14.070 --> 27:15.572
‫قطعاً سقوط خواهد کرد

27:18.158 --> 27:20.827
‫و ما تخت خودمون رو برپا خواهیم کرد

27:22.537 --> 27:25.498
‫توی گل‌ولایِ سرزمین‌های رودخانه

27:27.709 --> 27:29.210
‫سپیده‌دمی تازه در راهه

27:32.088 --> 27:34.340
‫سلسله‌ی جدیدی از پادشاهان بی‌نقص

27:37.677 --> 27:39.387
‫فقط باید منتظر زمان مناسب بمونیم

27:41.764 --> 27:43.266
‫و تو، مادر…

27:45.185 --> 27:46.978
‫تو هم پیش‌مون منتظر می‌مونی

27:48.438 --> 27:50.689
‫هنوز ارزش و فایده داری

27:50.690 --> 27:53.443
‫مطمئنم مادرت دوست داره بره

27:54.903 --> 27:57.362
‫شاید برگرده به اولدتاون

27:57.363 --> 27:59.489
‫آب‌وهوای این‌جا بهش نمی‌سازه

27:59.490 --> 28:01.158
‫اون‌جا چیزی براش وجود نداره

28:01.159 --> 28:02.242
‫فقط من رو داره

28:02.243 --> 28:03.620
‫- مسئله‌ی هلینا رو داریم
‫- نه!

28:04.537 --> 28:06.039
‫پیش‌مون می‌مونی

28:10.919 --> 28:12.337
‫هیزم تموم کردیم

28:20.220 --> 28:23.639
‫نمی‌ذارم مثل یه بچه‌ی بی‌عقل
‫نازپرورده یا نصیحت بشم

28:23.640 --> 28:25.850
‫مراقبش باش، ایموند

28:26.935 --> 28:28.810
‫با نیّت خیری این‌جا نیومده

28:28.811 --> 28:30.521
‫اون هم‌خون منه

28:31.689 --> 28:33.148
‫باعث می‌شه بی‌نقص باشه؟

28:33.149 --> 28:36.110
‫همیشه اسرار خودش رو داشته،
‫بیشترشون رو نتونسته خوب نگه داره

28:37.195 --> 28:40.240
‫نقشه‌ای که برای آینده‌مون کشیدم
‫مادرت رو شامل نمی‌شه

28:40.949 --> 28:42.367
‫و اینم از حقیقت

28:43.326 --> 28:44.786
‫من رو برای خودت می‌خوای

28:46.955 --> 28:48.915
‫مِه شومی اون رو احاطه کرده

28:51.459 --> 28:53.920
‫اومده بهت آسیب بزنه

28:55.546 --> 28:58.174
‫به نفعته افکار منفیت رو
‫پیش خودت نگه داری

29:06.266 --> 29:09.269
‫شما تارگرین‌ها همه‌تون
‫یه چیز رو می‌خواید، نه؟

29:55.589 --> 29:58.589
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

30:01.237 --> 30:02.537
‫تامِ زبون‌بسته، چه خبره؟

30:03.489 --> 30:07.200
‫لُرد موتون از مِیدنپول یه ارتش فرستاده

30:07.201 --> 30:08.501
‫با عجله دارن پیشروی می‌کنن

30:09.871 --> 30:13.082
‫جانوسِ ما رو ندیدید؟
‫فکر می‌کردم پیش شما باشه

30:14.125 --> 30:15.751
‫نه. دارن به سمت کجا می‌رن؟

30:15.752 --> 30:17.919
‫بهشون دستور داده شده
‫به این‌جا بیان، به روکزرست

30:17.920 --> 30:20.797
‫اما به نظر می‌رسه دارن
‫روستا به روستا پیش می‌رن،

30:20.798 --> 30:22.884
‫و دنبال دوست‌تون لنیستر می‌گردن

30:24.010 --> 30:26.095
‫یه چیزی در مورد طلاهای ملکه شنیدم،

30:26.929 --> 30:29.724
‫خیلی سریع به این‌جا می‌رسن.
‫بهتره برید

30:41.861 --> 30:44.572
‫سِـر تایلند، به نظرم موافقی
‫که باید خودت رو تحویل بدی

30:45.490 --> 30:46.824
‫زنده‌زنده پوستم رو می‌کنه

30:47.492 --> 30:49.493
‫شکی نیست.
‫اما وقتی موتون‌ها تو رو بگیرن،

30:49.494 --> 30:51.453
‫به سمت بارانداز پادشاه می‌رن،
‫و من و اعلی‌حضرت

30:51.454 --> 30:52.704
‫می‌تونیم فرار کنیم

30:52.705 --> 30:54.081
‫پادشاه رو به من و افرادم بسپار

30:54.082 --> 30:56.083
‫می‌تازیم و از چنگ موتون‌ها فرار می‌کنیم

30:56.084 --> 30:58.085
‫حتماً باید این‌قدر احمق باشی؟

30:58.086 --> 30:59.753
‫رینیرا دنبالته

30:59.754 --> 31:01.880
‫اعلی‌حضرت در کنار تو در امان نیست

31:01.881 --> 31:04.132
‫خودت رو تحویل بده
‫و به ایشون فرصت فرار بده

31:04.133 --> 31:05.384
‫به ایشون یا به تو؟

31:05.385 --> 31:07.386
‫کار شرافتمندانه همینه

31:07.387 --> 31:09.263
‫- اعلی‌حضرت، فعلاً حداقل…
‫- نه

31:12.016 --> 31:13.433
‫نه

31:13.434 --> 31:15.061
‫هر جایی که دوست دارید، برید

31:16.020 --> 31:17.320
‫هر دو تاتون

31:18.272 --> 31:19.899
‫خودتون رو نجات بدید

31:21.192 --> 31:22.776
‫اما من دیگه فرار نمی‌کنم

31:22.777 --> 31:24.861
‫اگه فرار نکنید، اعلی‌حضرت، می‌میرید

31:24.862 --> 31:26.196
‫پس می‌میرم

31:26.197 --> 31:27.824
‫اما نه به عنوان یه فراری

31:30.201 --> 31:32.328
‫ناشناس. پوشیده از غبار

31:33.037 --> 31:37.708
‫در حالی که تیر به پشتم خورده
‫یا مثل یه روباه توی دام گیر افتادم

31:38.960 --> 31:41.044
‫مضحکه. سِـر تایلند، خواهش می‌کنم

31:41.045 --> 31:42.129
‫اعلی‌حضرت رو متقاعد کن

31:42.130 --> 31:43.430
‫من همین‌جا می‌مونم

31:45.508 --> 31:46.808
‫و به عنوان یه پادشاه دفن می‌شم

31:48.469 --> 31:49.887
‫با اژدهام

31:53.683 --> 31:56.226
‫نمی‌خوام بعداً گفته بشه
‫که با بی‌آبرویی

31:56.227 --> 31:58.479
‫توسط برادرم کشته شدم

32:04.902 --> 32:06.988
‫اگه پادشاه مایل هستن بمونن، پس…

32:09.198 --> 32:11.032
‫منم پیش‌شون می‌مونم

32:11.033 --> 32:13.161
‫نمی‌تونم اجازه بدم تنهایی مقابل
‫ارتشی بایستن که برای من این‌جاست

32:21.502 --> 32:23.171
‫پس تصمیم‌تون رو گرفتید؟

32:30.595 --> 32:31.929
‫خب، سرورانم…

32:33.389 --> 32:35.933
‫به نظر می‌رسه
‫من فقط یه راه دارم

32:37.518 --> 32:39.478
‫باشد که هفت خدا همیشه
‫یار و یاورتون باشن

32:39.479 --> 32:41.480
‫می‌خوای اربابت رو ترک کنی؟

32:41.481 --> 32:43.816
‫من یه چلاقم، سِـر تایلند

32:45.943 --> 32:48.111
‫اون‌قدر فروتن هستم که اعتراف کنم
‫حضورم توی درگیری

32:48.112 --> 32:49.655
‫هیچ تفاوتی ایجاد نمی‌کنه

32:52.700 --> 32:55.119
‫البته، اگه پادشاه دستور بدن که بمونم…

32:57.121 --> 32:58.831
‫حرف لُرد لاریس درسته

33:00.875 --> 33:02.752
‫این‌جا هیچ فایده‌ای برامون نداره

33:03.920 --> 33:05.220
‫بسیار خب

33:06.881 --> 33:10.051
‫وظیفه‌ی من اینه که اطمینان حاصل کنم
‫اسم پادشاه اگان در یادها می‌مونه

33:12.011 --> 33:15.388
‫و آخرین لحظات قهرمانانه‌ی زندگی‌شون
‫از طریق داستان‌ها و شعرها…

33:15.389 --> 33:17.016
‫جاودانه می‌شه

33:21.103 --> 33:22.480
‫اعلی‌حضرت

33:36.494 --> 33:37.794
‫اعلی‌حضرت

33:38.913 --> 33:40.213
‫بیا، بیا، بیا

34:30.881 --> 34:32.799
‫- جلو نیا!
‫- قسم خوردی

34:32.800 --> 34:34.926
‫- نباید می‌اومدی
‫- فکر می‌کردی رینیرا چیزی نمی‌شنوه؟

34:34.927 --> 34:37.722
‫جلو نیا! ازم اطاعت نمی‌کنه!

34:42.435 --> 34:43.735
‫نه!

34:45.259 --> 34:47.586
‫آروم باش، کاراکسس

34:47.587 --> 34:48.733
‫اطاعت کن

34:48.734 --> 34:50.034
‫نه!

34:56.866 --> 34:59.117
‫امید داری چیکار کنی؟
‫توی این نیزار و گل‌ولای؟

34:59.118 --> 35:00.827
‫ویگار این‌جا بوده

35:00.828 --> 35:02.287
‫یا همین اطراف بوده،
‫طبق چیزی که شنیدم

35:02.288 --> 35:03.830
‫ما هم همین رو شنیدیم، اما رفته

35:03.831 --> 35:05.332
‫پس همه‌جا رو دنبالش می‌گردم

35:05.333 --> 35:06.667
‫و وقتی پیداش کنی چی می‌شه؟

35:07.418 --> 35:09.669
‫فکر می‌کردم از پسش برمیام،
‫اما نمی‌تونم

35:09.670 --> 35:12.632
‫نمی‌تونم این‌طوری به زندگی ادامه بدم،
‫نمی‌تونم از همه‌ی عزیزانم دور باشم

35:13.424 --> 35:15.801
‫و فکر می‌کنی اگه ویگار رو
‫پیدا کنی، می‌تونی…

35:17.053 --> 35:18.353
‫چی؟

35:18.763 --> 35:19.971
‫اگه بُکُشمش،

35:19.972 --> 35:21.931
‫حداقل بخشی از دِینم
‫به رینیرا رو جبران می‌کنم

35:21.932 --> 35:24.142
‫حداقل می‌تونم ازش طلب بخشش کنم

35:24.143 --> 35:26.269
‫- به احتمال زیاد می‌میری
‫- اون‌وقت همه‌ی دِینم رو جبران کردم

35:26.270 --> 35:28.648
‫اگه نتونم اون‌طوری زندگی کنم
‫حداقل با وجدانی آسوده می‌میرم

35:38.616 --> 35:39.916
‫پس بذار کمکت کنم

35:41.410 --> 35:43.037
‫نمی‌تونی تنهایی با ویگار بجنگی

35:44.330 --> 35:46.082
‫اما دو نفری می‌تونیم بهش غلبه کنیم

35:47.875 --> 35:49.418
‫چرا چنین کاری می‌کنی؟

35:51.128 --> 35:53.798
‫منم وقتی جوون بودم اژدها نداشتم.
‫این رو می‌دونستی؟

35:55.174 --> 35:57.884
‫وقتی ۳ سالم بود
‫مادرم هنگام زایمان فوت کرد

35:57.885 --> 35:59.761
‫برادرم غرق غم و اندوه شد

35:59.762 --> 36:02.139
‫تنها بودم، درست مثل تو

36:05.935 --> 36:07.645
‫باید بهتر عمل می‌کردم، رینا

36:16.028 --> 36:18.988
‫- دروغ می‌گی
‫- من خبرشون نکردم

36:18.989 --> 36:22.325
‫- به دختر خودت خیانت می‌کنی؟
‫- کار من نیست، قسم می‌خورم

36:22.326 --> 36:23.626
‫هنوز نمی‌دونه تو کی هستی

36:25.579 --> 36:26.746
‫اون رو ول کن

36:26.747 --> 36:28.416
‫توی آسمون لت‌وپارت می‌کنن

36:31.168 --> 36:32.795
‫فرار کن! فرار کن!

36:47.435 --> 36:48.735
‫برو!

36:59.826 --> 37:01.950
‫آماده و هوشیار باش!

37:01.951 --> 37:03.826
‫آروم باش، کاراکسس

37:03.827 --> 37:05.118
‫- اژدهات رو آروم کن!
‫- چه توافقی

37:05.119 --> 37:06.579
‫با سوارِ گوسفنددزد کردی؟

37:07.163 --> 37:08.246
‫با دقت جوابم رو بده

37:08.247 --> 37:10.248
‫دیگه بهت فرصت نمی‌دم که فریبم بدی

37:10.249 --> 37:11.750
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم فریبت بدم

37:11.751 --> 37:13.544
‫- پس حقیقت رو بگو!
‫- اژدهات رو آروم کن

37:21.886 --> 37:24.137
‫لطفاً. رینیرا

37:24.138 --> 37:25.556
‫خودش نیست

37:39.779 --> 37:41.079
‫رینا؟

37:45.993 --> 37:47.369
‫تو نبودی!

37:57.713 --> 38:00.381
‫اون سوارِ گوسفنددزد بوده؟

38:00.382 --> 38:02.426
‫این همه مدت خبر داشتی

38:07.097 --> 38:08.474
‫تمومه!

38:20.986 --> 38:22.286
‫برید!

38:58.987 --> 39:00.832
‫جاخالی بده، سیراکس

39:12.413 --> 39:15.624
‫- علیاحضرت!
‫- به دیمون کمک کن! برو!

39:16.834 --> 39:18.134
‫برو!

39:23.887 --> 39:25.914
‫سیراکس، باید بریم

39:32.683 --> 39:33.983
‫همراهم بیا!

39:41.775 --> 39:43.075
‫نه!

39:51.452 --> 39:54.330
‫برو مراقب ملکه باش.
‫من این رو تموم می‌کنم

40:04.131 --> 40:05.622
‫بُکُشش، کاراکسس!

40:54.306 --> 40:57.100
‫در نوع خودش بسیار باشکوهه

40:57.101 --> 41:00.437
‫قبلاً دیدمش وقتی برای دادخواهی
‫نزد ملکه اومدم

41:04.775 --> 41:07.027
‫می‌دونی باعث می‌شه یاد چی بیُفتم؟

41:08.153 --> 41:11.699
‫صد آلت تناسلی مردونه‌ی تیز
‫که هر کدوم برای جلب توجه رقابت می‌کنن

41:13.325 --> 41:17.788
‫ملکه در حال حاضر
‫علاقه‌ای به شنیدن دادخواست‌ها نداره

41:18.747 --> 41:20.290
‫اشتباهه

41:21.208 --> 41:22.792
‫موافقم

41:22.793 --> 41:24.962
‫خیابون‌ها پر از شرارت و خشونت شدن

41:26.964 --> 41:28.965
‫مردم می‌ترسن شب‌ها
‫از خونه بیرون برن

41:28.966 --> 41:30.676
‫خودش ضرر می‌کنه

41:31.719 --> 41:35.889
‫کسایی که اون رو مایه‌ی آرامش می‌دونن
‫فکر می‌کنن بهشون خیانت کرده

41:38.767 --> 41:42.645
‫می‌خواستم از خودت بشنوم
‫که توی این شهر چه وضعی داری

41:42.646 --> 41:45.440
‫و این‌که آیا آدم‌های دیگه‌ای هم هستن
‫که با اومدن نزد من

41:45.441 --> 41:49.319
‫و در میان گذاشتن مشکلات‌شون
‫آرامش خاطر پیدا کنن یا نه

41:50.654 --> 41:53.614
‫خودت رو نماینده‌ی ملکه می‌کنی

41:53.615 --> 41:55.616
‫یه نفر باید این کار رو بکنه.
‫موافق نیستی؟

41:55.617 --> 41:57.785
‫اگه خودش تمایلی نداره،

41:57.786 --> 42:00.955
‫شاید من بتونم زمانی که حالش بهتره

42:00.956 --> 42:04.543
‫برخی از مشکلات رو به گوشش برسونم

42:07.337 --> 42:09.298
‫عوض شدی

42:12.134 --> 42:13.434
‫این…

42:13.969 --> 42:15.269
‫تغییرت داده

42:16.263 --> 42:20.058
‫قلبم مثل همیشه با ستم‌دیدگانه

42:20.059 --> 42:21.359
‫واقعاً؟

42:21.769 --> 42:25.564
‫یا برای ورود به این تالارها
‫نقش یه قهرمان رو بازی می‌کردی؟

42:27.941 --> 42:29.241
‫یه نگاه به خودت بنداز

42:30.027 --> 42:31.486
‫جلوی تخت پادشاهی ایستادی

42:31.487 --> 42:33.821
‫جامه‌ای از ابریشم به تن داری
‫که ارزشش اندازه‌ی یک سال درآمد منه،

42:33.822 --> 42:36.158
‫و وعده می‌دی در گوش یک ملکه نجوا کنی

42:37.493 --> 42:40.536
‫به چیزی دل بستی که ازش متنفر بودی

42:40.537 --> 42:43.289
‫اصلاً این به ذهنت خطور نکرده
‫که با داشتن این جایگاه

42:43.290 --> 42:45.792
‫می‌تونم به کسایی که هیچ
‫راه ارتباطی ندارن کمک کنم؟

42:45.793 --> 42:48.962
‫واقعاً چه قدرتی داری؟

42:50.464 --> 42:52.549
‫به جز چاپلوسی و چرب‌زبانی؟

42:57.805 --> 42:59.223
‫برای همین من رو احضار کردی؟

43:00.432 --> 43:03.352
‫تا این ظواهر و تجملات رو ببینم
‫و تحت تأثیر عظمتت قرار بگیرم؟

43:06.063 --> 43:07.648
‫اشتباه کردم

43:09.108 --> 43:11.400
‫چقدر از نظرت آدم معمولی‌ای هستم

43:11.401 --> 43:12.701
‫دیگه کاری باهات ندارم

43:15.781 --> 43:17.866
‫بذار نصیحتت بکنم، بانوی من

43:19.284 --> 43:21.911
‫تو یکی از این آدم‌ها نیستی

43:21.912 --> 43:23.705
‫بهتره این رو یادت بمونه

43:25.082 --> 43:27.166
‫بین خاندان‌های اشرافی

43:27.167 --> 43:31.213
‫یه فاحشه تا ابد یه فاحشه باقی می‌مونه

43:53.777 --> 43:55.077
‫یه اتاق براش پیدا کنید

43:55.654 --> 43:57.072
‫نمی‌خوام ببینمش

44:03.620 --> 44:04.955
‫ایموند؟

44:08.250 --> 44:09.550
‫مادر

44:21.054 --> 44:22.597
‫دوستت الیس…

44:22.598 --> 44:24.349
‫دوستم نیست

44:25.726 --> 44:27.436
‫دوست نداره من این‌جا بمونم

44:28.061 --> 44:30.813
‫اگه مزاحم رابطه‌ی شما می‌شم…

44:30.814 --> 44:32.148
‫نه

44:32.149 --> 44:34.233
‫- شاید نباید می‌اومدم این‌جا
‫- نه

44:34.234 --> 44:37.154
‫می‌رم، اگه رفتنم به صلاحته

44:38.405 --> 44:39.948
‫خوش‌حالم که اومدی

44:43.952 --> 44:45.454
‫یه چیزی برات آوردم

44:51.293 --> 44:52.753
‫شراب ادویه‌دار

44:54.755 --> 44:57.674
‫یادمه یه زمانی بدون خوردنش
‫خوابت نمی‌گرفت

45:04.264 --> 45:05.891
‫الیس بهت اعتماد نداره

45:14.858 --> 45:16.318
‫تو به کی اعتماد داری؟

45:20.739 --> 45:22.039
‫من…

45:23.408 --> 45:25.285
‫می‌خواستم اگان رو بُکُشم

45:35.379 --> 45:36.679
‫می‌دونم

45:39.383 --> 45:40.801
‫عزیزم…

45:42.552 --> 45:43.971
‫پسرک احمق

45:56.149 --> 45:57.449
‫علیاحضرت

46:05.492 --> 46:06.792
‫نه، بمون

46:22.426 --> 46:24.219
‫التماسم کرد چیزی بهت نگم

46:31.184 --> 46:33.769
‫نمی‌تونست باهات رو در رو بشه.
‫فقط می‌خواستم ازش محافظت کنم

46:33.770 --> 46:34.895
‫در برابر چی؟

46:34.896 --> 46:36.440
‫فکر می‌کنی من چطور آدمی‌ام؟

46:38.025 --> 46:39.860
‫تو زنمی

46:40.444 --> 46:43.989
‫اون دخترمه.
‫دختری که خیلی نادیده‌ش گرفتم

46:47.159 --> 46:50.787
‫توی این ماجرا کلاً دنبال
‫جلب رضایت من یا تو نبوده؟

46:52.998 --> 46:57.669
‫صد بار به اون جمجمه‌ای
‫که آوردی نگاه کردم…

46:59.379 --> 47:02.215
‫فکر می‌کردم شروری بوده
‫که پسرم رو کُشته

47:06.178 --> 47:07.928
‫متأسفم

47:07.929 --> 47:10.891
‫اما الان باید درک کنی
‫که قصد فریب دادنت رو نداشتم

47:13.226 --> 47:15.562
‫کاری رو انجام دادم
‫که فکر می‌کردم بهترین گزینه‌ست، رینیرا

47:20.400 --> 47:21.700
‫لطفاً

47:25.489 --> 47:26.789
‫دیروقته

48:02.943 --> 48:04.361
‫متأسفم

48:06.613 --> 48:07.913
‫از جِیس

48:10.742 --> 48:11.659
‫از تو

48:11.660 --> 48:13.745
‫- ملکه می‌شدی
‫- کافیه

48:33.682 --> 48:35.183
‫از اول شروع می‌کنی

48:43.066 --> 48:46.236
‫افراد بیشتری از وفادارهای هایتاور پیدا شدن.
‫اعتراف‌گیرها رو خبر کنید

48:50.907 --> 48:52.207
‫سـِر الین

48:53.326 --> 48:54.626
‫این رو برای شما گذاشتن

49:28.153 --> 49:29.453
‫الیس

49:33.700 --> 49:35.000
‫احمق

50:45.480 --> 50:47.315
‫دراکاریس!

51:52.964 --> 51:55.884
‫این همه مدت می‌خواسته
‫از رینا محافظت کنه

51:58.803 --> 52:01.263
‫بهتون دروغ گفت.
‫من گمراه‌تون نکردم

52:01.264 --> 52:04.016
‫ولی نمی‌شه گفت بهم خیانت کرده

52:04.017 --> 52:06.435
‫نمی‌خواسته به دخترش خیانت کنه

52:06.436 --> 52:07.853
‫این بار بله

52:07.854 --> 52:10.731
‫اما بهتون ثابت نمی‌کنه
‫که حاضره فریب‌تون بده

52:10.732 --> 52:12.567
‫اگه فکر کنه اون کار لازمه؟

52:13.485 --> 52:15.527
‫و تو هیچ‌وقت فریبم ندادی؟

52:15.528 --> 52:17.613
‫من فقط کاری رو انجام دادم
‫که به نفع شما بوده

52:17.614 --> 52:19.783
‫تلاش می‌کردی من رو ازش دور کنی

52:20.867 --> 52:24.828
‫حرف‌های شیرین می‌زدی،
‫نجوا و تشویقم می‌کردی،

52:24.829 --> 52:27.164
‫می‌خواستی من رو شبیه خودت کنی

52:27.165 --> 52:28.874
‫شبیه خودم؟

52:28.875 --> 52:32.086
‫علیاحضرت، تا حالا شده
‫بهتون توصیه بکنم

52:32.087 --> 52:35.339
‫کاری جز چیزی که ویسریس
‫انجام می‌داده، انجام بدید؟

52:35.340 --> 52:38.008
‫همون‌طور که خودتون اغلب می‌گید،
‫خواسته‌ی خودتونه

52:38.009 --> 52:39.309
‫آره، و با پایبندی به دیدگاه اون
‫چه چیزی به دست آوردم؟

52:42.305 --> 52:44.473
‫صلح؟ رفاه؟

52:44.474 --> 52:46.810
‫قدردانی رعیت‌ها

52:54.901 --> 52:56.653
‫پدرم یه رؤیابین نبود

52:58.154 --> 52:59.989
‫اما کل زندگیش یه رؤیا بود

53:03.576 --> 53:05.120
‫ایمان‌تون رو از دست ندید

53:06.955 --> 53:09.958
‫در آستانه‌ی پیروزی بزرگی هستید

53:12.001 --> 53:15.672
‫ابهاماتی که آزارتون می‌‌دن
‫به زودی برطرف می‌شن

53:16.673 --> 53:20.135
‫کسانی که مخالف‌تون هستن
‫شکست خواهند خورد

53:21.594 --> 53:23.930
‫حتی ایموند هم تقریباً شکست خورده

53:24.931 --> 53:28.268
‫تا سال‌ها ملکه خواهید بود

53:29.269 --> 53:31.688
‫و نوادگان‌تون حکومت خواهند کرد

53:36.860 --> 53:38.611
‫فقط یه‌کم طاقت بیارید

53:44.033 --> 53:45.333
‫به نظرت…

53:46.661 --> 53:47.961
‫لایقش هستم؟

53:50.540 --> 53:52.584
‫در حال حاضر، ملکه‌ی من…

53:56.045 --> 53:57.547
‫رینیرا

54:05.847 --> 54:08.183
‫هیچ‌وقت این‌قدر مطمئن نبودم

55:31.432 --> 55:34.102
‫رویارویی نهایی، سِـر تایلند

55:35.937 --> 55:37.313
‫اعلی‌حضرت

56:05.884 --> 56:10.430
‫این سرزمین رو به نام رینیرا
‫ملکه‌ی هفت پادشاهی تصرف می‌کنیم

56:11.681 --> 56:13.932
‫سلاح‌هاتون رو زمین بذارید

56:13.933 --> 56:16.227
‫و آماده بشید تا سوگند وفاداری یاد کنید

56:21.357 --> 56:23.067
‫نه، نه، نه، نه، نه

56:23.776 --> 56:25.076
‫اعلی‌حضرت؟

56:26.779 --> 56:28.156
‫می‌خواید فرار کنید؟

56:45.840 --> 56:48.551
‫ما تسلیم ملکه‌ی دروغین نمی‌شیم

56:56.851 --> 56:59.014
‫خودتی، تایلند لنیستر؟

56:59.979 --> 57:01.898
‫ملکه دنبالت می‌گرده

57:03.691 --> 57:05.984
‫بهمون بگو طلاها کجان،

57:05.985 --> 57:09.030
‫در اون صورت در حالی می‌میری
‫که گوش‌هات به سرت چسبیده‌ان

57:22.669 --> 57:24.337
‫من به نگاه کنید!

57:26.798 --> 57:28.633
‫من اگان تارگرین هستم!

57:30.385 --> 57:32.970
‫وارث برحق ویسریس!

57:32.971 --> 57:36.682
‫ششمین پادشاه آندال‌ها، روینارها

57:36.683 --> 57:38.266
‫و نخستین انسان‌ها!

57:38.267 --> 57:41.186
‫روحانی اعظم در پرتو مذهب هفت

57:41.187 --> 57:43.146
‫من رو متبرک و تاج‌گذاری کرد

57:43.147 --> 57:47.360
‫و حالا به برکت حمایت اونا
‫جلوی شما ایستادم!

57:49.237 --> 57:51.613
‫من رو بُکُشید…

57:51.614 --> 57:54.784
‫تا غریبه ازتون انتقام بگیره

57:56.327 --> 57:59.831
‫شمشیر جنگجو بر شما
‫داوری خواهد کرد

58:03.668 --> 58:04.968
‫آره

58:05.128 --> 58:06.428
‫آره، بزدل‌ها

58:07.505 --> 58:09.340
‫بهتره عقب‌نشینی کنید

58:10.049 --> 58:12.343
‫چون الان من رو همون‌طور
‫که هستم می‌بینید!

58:13.845 --> 58:16.179
‫هولناک در انتقام!

58:16.180 --> 58:19.392
‫عادل و باشکوه!

58:30.486 --> 58:31.863
‫سان‌فایر

58:39.162 --> 58:40.462
‫سان‌فایر

58:42.123 --> 58:43.666
‫دراکاریس

58:45.668 --> 58:48.087
‫فرار کنید! خودتون رو نجات بدید!

59:31.923 --> 59:33.257
‫آبجوی خوبیه

59:35.760 --> 59:37.303
‫فکر می‌کردم ازش لذت ببری

59:43.559 --> 59:44.859
‫از آخرین باری که با هم صحبت کردیم…

59:45.937 --> 59:49.190
‫خبرِ اتفاق بسیار ناخوشایندی
‫به گوشم رسیده

59:49.982 --> 59:53.194
‫نجواگرانم بهم گفتن که دیمون تارگرین
‫زده توی گوشت

59:54.362 --> 59:55.780
‫توی خیابون

59:57.990 --> 01:00:00.993
‫جلوی همه‌ی مردم عادی
‫که داشتن عبور می‌کردن

01:00:02.161 --> 01:00:06.249
‫توهینی غیرقابل تحمل
‫به کسی در چنین جایگاهیه

01:00:08.209 --> 01:00:09.709
‫اما خب…

01:00:09.710 --> 01:00:12.546
‫از اون آدم‌ها نباید بیشتر انتظار داشت

01:00:12.547 --> 01:00:15.862
‫راستش رو بخوای
‫بهم دستور داده بود نرم توی شهر

01:00:15.863 --> 01:00:17.092
‫مضحکه

01:00:17.093 --> 01:00:19.262
‫یه مرد به خوراک
‫و خوش‌گذرونیش نیاز داره

01:00:21.389 --> 01:00:25.726
‫اما مشخصه که رینیرا و امثالش
‫تو رو فقط یه ابزار می‌بینن

01:00:27.728 --> 01:00:30.148
‫ابزاری که مورد سوءاستفاده
‫و سرزنش قرار بدن

01:00:32.608 --> 01:00:34.402
‫در حالی که من درک می‌کنم…

01:00:35.903 --> 01:00:37.321
‫واقعاً کی هستی

01:00:42.743 --> 01:00:45.079
‫آخرین بار گفتی…

01:00:47.206 --> 01:00:49.083
‫که می‌تونی بهم عنوان لُرد…

01:00:51.252 --> 01:00:52.587
‫و یه قلعه بدی

01:00:54.630 --> 01:00:55.930
‫هانی‌هولت

01:00:57.550 --> 01:00:58.850
‫هانی‌هولت؟

01:01:00.803 --> 01:01:02.430
‫هانی‌هولت که چیزی نیست

01:01:04.182 --> 01:01:08.644
‫به نظر می‌رسه دریفت‌مارک
‫به زودی بدون ارباب می‌شه

01:01:10.479 --> 01:01:12.648
‫ارباب جزر و مد

01:01:14.650 --> 01:01:16.319
‫نظرت چیه؟

01:01:24.660 --> 01:01:26.495
‫دیگه کسی بهت نمی‌خنده…

01:01:27.580 --> 01:01:29.290
‫وقتی همون‌طور که هستی ببیننت

01:01:33.586 --> 01:01:34.886
‫نه

01:01:36.797 --> 01:01:38.132
‫خواهند سوخت

01:01:42.900 --> 01:01:47.900
‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

01:01:47.901 --> 01:01:57.902
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:01:57.903 --> 01:02:12.903
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>
