WEBVTT

01:15.939 --> 01:30.939
‫ بامابین تقدیم می‌کند
‫.:: Bamabin.com ::.

01:32.131 --> 01:42.131
‫سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین!
‫.:: Bamabin.com ::.

01:44.275 --> 01:54.275
‫مترجم:آیدا تهرانی.

02:08.563 --> 02:09.955
متشکرم

02:18.921 --> 02:20.270
میراندا

02:24.231 --> 02:26.015
‫- میراندا!
‫- هممم؟

02:27.103 --> 02:28.799
‫اوه، متاسفم، آنت.

02:28.800 --> 02:31.628
‫این کتاب جدیدآگاتا کریستیه

02:31.629 --> 02:33.413
‫مگه قرار نیست سر کار باشی؟

02:33.414 --> 02:34.762
‫اگر این کتاب نبود،

02:34.763 --> 02:36.198
روزم شب نمیشد

02:36.199 --> 02:38.069
‫اوه، چرت و پرت نگو

02:38.070 --> 02:41.334
‫تو یه شغل داری تو پانسیون هم زندگی نمیکنی

02:41.335 --> 02:43.031
‫اوضاع زندگیت خوبه

02:43.032 --> 02:44.380
‫همش همینه مگه؟

02:44.381 --> 02:46.077
‫حداقل دورتادور تورو داستان و کتاب پرکرده

02:46.078 --> 02:47.645
‫دورتادور من علفه

02:48.255 --> 02:50.299
‫گل، میراندا.

02:50.300 --> 02:52.693
‫دورتادور تو گل و گیاهه

02:52.694 --> 02:55.522
‫منظورم اینه که تو روزهات رو
‫کنار زیبایی و گل ها سپری می کنی

02:55.523 --> 02:59.265
‫اما تنها چیزی که بهش فکر میکنی
‫داستانهای کوچیک و ناراحت کننده است

02:59.266 --> 03:00.875
‫داستان های کوچیک؟

03:00.876 --> 03:02.572
‫کاش می تونستیم یک ربع به

03:02.573 --> 03:04.966
‫عنوان بازرس پوآرو زندگی کنیم.

03:04.967 --> 03:07.795
‫حل پرونده ها، کشف نقشه ها،

03:07.796 --> 03:09.840
‫یافتن حقیقت از بین دروغ.

03:09.841 --> 03:12.669
‫ایجاد نظم بین هرج و مرج.

03:12.670 --> 03:14.715
‫به اینها نمیگن داستان کوچیک

03:14.716 --> 03:17.283
‫اوه، حالا که حرفش شد،
‫تونستی نسخه ای از کتابـ...

03:17.284 --> 03:20.416
‫- چاپ سال1907 هست، اما
‫- آنت!

03:20.417 --> 03:22.549
‫تو  فوق العاده ای  متشکرم.

03:22.550 --> 03:25.770
‫-قابل نداشت.
‫-وای

03:32.516 --> 03:33.951
‫- میراندا؟
‫- هوم؟

03:33.952 --> 03:35.519
‫نباید بری سر کار؟

03:43.048 --> 03:45.834
‫هر تماسی ردی از خود به جا می گذارد.

03:47.314 --> 03:48.315
اوه

04:21.913 --> 04:24.175
‫آه، اوه، ای بابا!  ای وای!

04:24.176 --> 04:26.744
‫- بذار کمکت کنم.
‫- ممنون میراندا، عزیزم.

04:27.658 --> 04:29.616
‫سه نفر از کنارم رد شدن، تو تنها

04:29.617 --> 04:32.575
‫مستأجر من بودی که بهم کمک کردی

04:32.576 --> 04:34.447
‫اوه، مطمئنم حواسشون نبوده

04:34.448 --> 04:37.319
‫خب، من این اخلاقت روخیلی دوست دارم، عزیزم.

04:37.320 --> 04:39.713
‫تو همیشه حواست هست

04:39.714 --> 04:41.715
عصر بخیر خانم کاوندیش.

04:41.716 --> 04:44.587
‫اوه داشت یادم میرفت

04:44.588 --> 04:46.285
‫یه آقا امروز اینو آورد

04:46.286 --> 04:47.677
‫ گفت از طرف کیه؟

04:47.678 --> 04:50.767
‫نه، اما از قیافه و کت و شلوارش

04:50.768 --> 04:52.943
‫ به نظر نمی رسید نامه رسون باشه.

04:52.944 --> 04:57.296
‫شاید شوفر یه آقای محترم بوده

04:57.297 --> 04:59.254
‫برای نامه گرفتن ازآقایون محترم

04:59.255 --> 05:00.735
‫ قبلش باید دیده باشمشون

05:01.823 --> 05:04.086
خب شب بخیر

05:18.187 --> 05:22.973
‫به نظر من دعوت عجیبیه
‫و بایدمراقب باشی.

05:22.974 --> 05:28.718
‫خانم گرین، شما صمیمانه به
‫جزیره ابوت دعوت شده اید تا

05:28.719 --> 05:32.809
‫تا آخر هفته را مهمان آقای لوئیس فیندلی باشید.

05:32.810 --> 05:36.336
‫توضیحات بیشتر در محل ارائه خواهد شد
‫لطفاوسایل مناسب همراه بیاورید.

05:38.381 --> 05:40.034
‫بلیط قطار داخل پاکت موجوده

05:40.035 --> 05:41.688
‫بلیط برگشت چی پس؟

05:41.689 --> 05:44.299
‫در مورد نجیب زاده صنعت نساجی
‫ انگلیسی اطلاعات کمی در دسترس هست

05:44.300 --> 05:48.217
‫به جز ثروت بی اندازه او که میلیاردها پوند تخمین زده شده

05:49.087 --> 05:52.656
‫بقیه شایعات و حدس و گمان  هستند

05:58.923 --> 06:00.228
‫خب؟

06:00.229 --> 06:02.404
‫به نظر من دعوت عجیبیه

06:02.405 --> 06:03.579
‫و بایدمراقب باشی.

06:03.580 --> 06:05.276
‫تو اصلا حس ماجراجویی نداری.

06:05.277 --> 06:08.236
‫ماجراجویی؟
‫من کشته مرده ماجراجویی هستم.

06:08.237 --> 06:10.194
‫اما، میراندا، من تو رو می شناسم.

06:10.195 --> 06:13.633
‫تو محتاط، سخت گیر و
‫مهمتر از همه باهوش هستی.

06:13.634 --> 06:16.636
‫و زنهای باهوش همینطوری راه نمیفتن

06:16.637 --> 06:18.768
‫برن یه جزیره اون هم با یه نامه بی نام و نشون

06:18.769 --> 06:20.291
‫روش مهر فیندلی خورده.

06:20.292 --> 06:22.032
‫خودت گفتی مهرش فرق میکنه

06:22.033 --> 06:24.034
‫خب هنوز در مورد علتش به نتیجه نرسیدم

06:24.035 --> 06:25.993
‫میراندا منطقی باش

06:25.994 --> 06:29.389
‫تو پلیس نیستی، یک گل فروشی.

06:30.564 --> 06:32.042
‫مادرت بود چی میگفت؟

06:32.043 --> 06:34.002
‫دارن ازت دزدی میکنن

06:34.785 --> 06:36.220
‫چی؟ چه ربطی داره؟

06:36.221 --> 06:38.745
‫آقا الان میتونید کتابها
‫رو از جیبتون در بیارید.

06:38.746 --> 06:40.181
ببخشید؟

06:40.182 --> 06:42.357
‫46 کتاب تو اون قفسه کتاب وجود داشت،

06:42.358 --> 06:43.707
‫اما الان 44 کتاب وجود داره.

06:53.195 --> 06:54.762
‫اون بود میگفت، سفر به سلامت

07:19.090 --> 07:22.484
‫آه، مهمان فیندلی هستید ، درسته؟

07:22.485 --> 07:25.923
‫خب اجازه بدید همه را معرفی کنم.

07:26.620 --> 07:29.971
‫ایشون خانم لو وانگ هستن.

07:31.451 --> 07:34.322
‫خیلی اهل صحبت نیست.

07:34.323 --> 07:36.324
‫برعکس این دونفر

07:36.325 --> 07:38.935
‫ فیلیپ آرمسترانگ، دکتر،

07:38.936 --> 07:41.068
‫و اشتباه نکنید، اون حتما بهتون یادآوردی میکنه

07:41.069 --> 07:43.679
‫خب، مادر من به این حرفه  افتخار میکنه
‫درست مثل عموم.

07:43.680 --> 07:46.856
‫- کی یکی از برجسته ترین پزشکان
‫ - بله، چه جالب.

07:46.857 --> 07:51.252
‫و پس از آن... آه عذر میخوام.

07:51.253 --> 07:53.254
‫اسم شما رو فراموش کرده ام.

07:53.255 --> 07:55.691
‫اسم من کارمن بلانکو ست.

07:55.692 --> 07:57.215
‫از دیدارتون خوشحالم.

07:58.782 --> 07:59.957
‫اون مرد چطور؟

08:01.481 --> 08:04.526
‫اون... دونالد واکر،

08:04.527 --> 08:07.224
روزنامه نگار آمریکاییست.

08:07.225 --> 08:10.445
‫بهتره ازش دوری کنید.اون یکم...

08:10.446 --> 08:11.491
‫مراقب زبونت باش، کین.

08:12.579 --> 08:15.319
‫بله خب...

08:15.320 --> 08:18.018
‫لارنس کین، در خدمتم.

08:18.019 --> 08:19.759
وکیل دادگستری

08:19.760 --> 08:22.675
‫مشهور ترین وکیل لندن تا به امروز

08:22.676 --> 08:25.286
‫میراندا گرین.  گل فروش.

08:25.287 --> 08:28.332
‫آه، میراندا گرین، گل فروش.

08:28.333 --> 08:33.034
‫به مهمانی کوچک ما خوش آمدید.

08:38.561 --> 08:40.520
‫همشون مثل هم هستن.

08:42.522 --> 08:44.915
‫مال خودم رو با اون دونفر چک کردم

08:48.136 --> 08:49.180
هوم

08:50.660 --> 08:52.095
‫و هیچکس فیندلی رو ملاقات نکرده ؟

08:52.096 --> 08:56.230
‫نه.هیچکسی اونو ندیده.

08:56.231 --> 08:57.579
‫نباید شش تا باشن.

08:57.580 --> 08:59.146
ببخشید

08:59.147 --> 09:01.844
‫فقط باید پنج نفردر این قطار باشند.

09:01.845 --> 09:04.455
‫آه، من،متوجه منظورتون نمیشم

09:04.456 --> 09:07.067
‫پنج برگ روی مهر وجود
‫داره که در اصل نباید باشه.

09:07.068 --> 09:09.330
‫هیچ جای دیگه ای روی مهرهای
‫ فیندلی این 5 برگ رو ندیدم

09:09.331 --> 09:11.419
‫باید یه ارتباطی با مهمانها
‫ داشته باشه،

09:11.420 --> 09:13.726
اما منطقی نیست.

09:13.727 --> 09:16.381
‫پنج برگ و شش مهمان.

09:20.777 --> 09:23.692
‫من مطمئنم که این موضوع تصادفی بوده.

09:23.693 --> 09:25.608
‫گمون کنم همینطوره.

09:50.677 --> 09:51.720
ظهر همگی بخیر

09:51.721 --> 09:53.983
‫من گوردون،خدمتکار لرد فایندلی هستم.

09:53.984 --> 09:55.594
‫لطفا تشریف ببرید و سوار ماشینها بشید

09:55.595 --> 09:57.247
‫- ما کمی از برنامه عقب هستیم.
‫- میشه لطفا به ما بگید...

09:57.248 --> 10:00.076
‫همه چی به موقعش توضیح داده
‫میشه، آقای آرمسترانگ.

10:00.077 --> 10:01.730
‫خب اگر امکان داره عجله کنید لطفا.

10:01.731 --> 10:03.689
‫شرایط آب و هوایی باعث شده که سفر
‫به جزیره...

10:03.690 --> 10:05.560
مخاطره آمیز بشه

10:05.561 --> 10:08.085
‫همه چیز کمی مخاطره آمیزه، نه؟

11:22.290 --> 11:23.725
‫درسته.

11:23.726 --> 11:26.032
‫اجازه بدید معرفی کنم،شان، پیشخدمت خانه،

11:26.033 --> 11:27.598
‫و کاترین، خدمتکار خانه

11:27.599 --> 11:30.253
‫اونها در طول مدت اقامت
‫شما در خدمتتون خواهند بود.

11:30.254 --> 11:32.822
‫همین؟ فیندلی نمیتونسته نفر بیشتری استخدام کنه؟

11:34.171 --> 11:37.696
‫لرد فیندلی نفرات کمتر اما

11:37.697 --> 11:39.046
‫ معتمد رو ترجیح میدن، قربان.

11:40.438 --> 11:43.659
‫بله، حتما همینطوره.

11:44.616 --> 11:46.574
ببخشید آقای فیندلی کجاست؟

11:46.575 --> 11:48.532
‫- اوه،ارباب
‫- پرواز لرد فیندلی

11:48.533 --> 11:50.534
به خاطر مه شدید به تعویق افتاده

11:50.535 --> 11:53.886
‫یک طوفان در راهه اما ایشون
‫ فردا به ما خواهند پیوست.

11:53.887 --> 11:55.539
‫اینطوری وقت زیادی برای دینشون باقی نمیمونه

11:55.540 --> 11:58.760
‫من برای اومدن به اینجا یک هفته مرخصی گرفتم

11:58.761 --> 12:01.981
‫داشت یادم میرفت. من مشغول کار روی
‫یک داستان در والدوستا بودم.

12:01.982 --> 12:05.549
‫می دونید چقدر طول می کشه تا از
‫جورجیا، به نیویورک و بعد به اینجا بیای؟

12:05.550 --> 12:06.637
‫البته که نه

12:06.638 --> 12:08.552
‫خب، پنج ساعت با قطار به آتلانتا

12:08.553 --> 12:10.554
‫و پنج ساعت باهواپیما به نیویورک.

12:10.555 --> 12:12.513
‫ باشه  بسيار خب.

12:12.514 --> 12:15.560
‫همگی با لرد فیندلی دیداری
‫در شأن خواهید داشت عزیزان

12:16.474 --> 12:18.127
‫مطمئن باشید.

12:18.128 --> 12:21.652
‫خب، اگر اجازه بدید من شما
‫را به محل اقامتتون راهنمایی کنم

12:21.653 --> 12:25.700
‫ شان و کاترین به زودی
‫وسایلتون رو خواهند آورد.

12:25.701 --> 12:28.790
‫محل قامت. من قبلاً هرگزتو یه قصر نبودم.

12:28.791 --> 12:30.226
‫فقط یه اتاقه.

12:30.227 --> 12:31.838
‫خوش اومدید عزیزان.

12:33.056 --> 12:34.709
‫لرد فیندلی به ما دستور دادند

12:34.710 --> 12:37.277
تا
‫آخر هفته را طبق برنامه پیش ببریم.

12:37.278 --> 12:40.019
‫به این ترتیب، پس از استقرارتون

12:40.020 --> 12:41.586
‫در سالن، پذیرایی خواهید شد

12:43.414 --> 12:45.938
‫به بال شرقی خوش آمدید.

12:45.939 --> 12:48.375
‫لطفا دنبالم بیاید

12:48.376 --> 12:51.421
‫ بال شرقی  عمارت مخصوص
‫مهمانان لرد فیندلی‌ست.

12:51.422 --> 12:52.772
آقای واکر

12:55.687 --> 12:58.168
‫امیدوارم از اقامتتون در...

13:00.867 --> 13:03.913
‫خانم بلانکو، خانم وانگ
‫و آقای آرمسترانگ.

13:11.529 --> 13:14.576
‫امیدوارم از اقامتتون دراینجا لذت ببرید

13:15.882 --> 13:17.579
‫فکر می کنم همینطور باشه.

13:23.019 --> 13:24.672
‫بیاید دنبالم لطفا.

13:24.673 --> 13:25.717
اوه

13:29.591 --> 13:32.028
‫آقای کین،  خانم گرین

13:34.726 --> 13:37.641
‫راستی، سرکار خانم لطفا قول بدید
‫ که سرو صدا نکنید.

13:37.642 --> 13:39.121
‫من کمی خواب سبک هستم.

13:39.122 --> 13:41.254
‫به شرطی که شما هم همین قول رو بدید

13:41.255 --> 13:42.517
هوم

13:43.866 --> 13:45.519
‫نگران نباشید خانم گرین

13:45.520 --> 13:48.348
‫لرد فیندلی می دونن که مهمانانشون برای
‫حریم خصوصی خودشون ارزش قائل هستند.

13:48.349 --> 13:51.482
‫اتاق ها همگی عایق صدا هستند.

15:18.308 --> 15:19.439
‫به نظرم خنده داره

15:19.440 --> 15:20.571
متشکرم

15:24.271 --> 15:26.837
‫ای بابا گستاخی منو ببخشید

15:26.838 --> 15:30.841
‫- من اینطوریش رو ندیده بودم...
‫- نه، خب فکر کنم...

15:30.842 --> 15:34.889
‫آه، خانم گرین،ممنون که تشریف آوردید

15:34.890 --> 15:36.717
‫نوشیدنی میل دارید؟

15:36.718 --> 15:38.893
‫اون نوشیدنی های خوبی درست میکنه

15:38.894 --> 15:43.593
‫خب، ارباب در انبارشون
‫ مجموعه ای از انواع نوشیدنی دارن

15:43.594 --> 15:45.553
‫لطف میکنید

15:46.554 --> 15:50.731
‫این نوشیدنی مورد علاقه ارباب بوده

15:50.732 --> 15:51.819
بود؟

15:51.820 --> 15:54.561
‫هوم؟  اوه، البته معذرت میخوام

15:54.562 --> 15:58.173
‫نه،ارباب اخیرا تغییر ذائقه دادن

15:58.174 --> 16:00.611
‫خوب، مطمئناً بهتر از چیزاییه
‫ که من معمولا میخورم.

16:01.699 --> 16:03.700
‫زیاد اهل نوشیدنی نیستید، نه؟

16:03.701 --> 16:07.008
‫من ترجیح می‌دهم در محیط‌های
‫ناآشنا هرچیزی نخورم.

16:07.009 --> 16:09.098
‫عاقلانه است. بده‌ش به من، ممنون

16:09.838 --> 16:11.273
‫اوه، آقای واکر!

16:11.274 --> 16:14.451
‫چیه؟ فکر نکنم پیرمرده مشکلی داشته باشه؟ نه؟

16:15.887 --> 16:17.150
‫البته که نه قربان

16:19.065 --> 16:20.065
هوم

16:21.545 --> 16:23.198
‫نظرتون چیه معارفه بشیم؟

16:23.199 --> 16:24.939
‫حالا که همه یکجا جمع شدیم

16:24.940 --> 16:27.463
‫چه ایده زیبایی  بیاید، بیاید

16:27.464 --> 16:28.987
‫دور هم جمع بشید

16:28.988 --> 16:31.380
‫تو هم همینطور، واکر، می‌تونی بعدا لم بدی

16:31.381 --> 16:32.992
‫ پاشو پاشو

16:34.863 --> 16:36.516
‫خب کی شروع کنه؟

16:36.517 --> 16:38.561
به میزبان سخاوتمند ما؟

16:38.562 --> 16:41.303
به کارگرانی که استفاده
کرد و دور انداخت.

16:41.304 --> 16:44.437
- اوه
- چرا برای دوستان جدید نوشیدنی نمیریزی؟

16:44.438 --> 16:48.397
به هر دلیلی و مکانی که
باشد، ما همه با هم اینجا هستیم.

16:48.398 --> 16:51.531
در این دنیا معجزه کوچکی است.

16:51.532 --> 16:52.575
- به سلامتی
- به سلامتی

16:52.576 --> 16:53.620
به سلامتی

16:53.621 --> 16:57.146
اوه

16:58.060 --> 16:59.495
‫خیلی متاسفم.

16:59.496 --> 17:01.280
‫ای بابا

17:01.281 --> 17:02.846
‫چه بد موقع

17:02.847 --> 17:05.414
‫خب بیاید همدیگرو  بهتر بشناسیم

17:05.415 --> 17:06.720
- اوه
- آه

17:06.721 --> 17:08.069
‫چطوره یه بازی کنیم؟

17:08.070 --> 17:10.028
‫چه ایده جالبی

17:10.029 --> 17:14.075
‫ فکر می کنم همه ما بازی
‫دو حقیقت و یک دروغ رو بلد باشیم

17:14.076 --> 17:15.468
‫- نخیر.
‫- اوه خدا

17:15.469 --> 17:17.818
‫اوه بس کنید شما دوتا، مطمئنم خوش میگذره

17:17.819 --> 17:19.516
‫من اول شروع میکنم

17:20.691 --> 17:23.563
‫- من اهل سویا در اسپانیا هستم.
‫- مممم

17:23.564 --> 17:25.695
‫من پیشخدمت رستوران پدرم هستم.

17:25.696 --> 17:27.001
‫- هوم
‫- دروغه.

17:27.002 --> 17:28.176
‫عجب!

17:28.177 --> 17:30.613
‫کیفتون دست دوم به نظر می رسید و کت

17:30.614 --> 17:35.096
‫شما هم سایز کودک بود و از انگلیسی خریده بودید.

17:35.097 --> 17:36.663
‫اگر پدرتون صاحب یک رستوران بود،
‫باید میتونستید

17:36.664 --> 17:38.621
از پس هزینه هاتون بربیاید

17:38.622 --> 17:40.101
‫و حداقل یکدومش رو درست

17:40.102 --> 17:42.582
‫جالبه. درست گفت؟

17:42.583 --> 17:46.978
‫بله. من ...من هرگز پدرم رو ندیدم

17:47.805 --> 17:49.111
‫اوه، کارمن.

17:50.112 --> 17:52.244
‫عزیزم، خیلی متاسفم.  من قصد بدی

17:52.245 --> 17:55.464
هی اشکال نداره  حدس خوبی بود.

17:55.465 --> 17:57.466
‫بله، اما فقط یک حدس نیست، درسته؟

17:57.467 --> 18:00.209
‫چطور این کار رو کردی؟

18:01.167 --> 18:02.864
‫من فقط به جزئیات توجه میکنم

18:03.865 --> 18:05.387
‫فکر کنم حافظه خوبی دارم

18:05.388 --> 18:08.173
‫نه، منم حافظه خوبی دارم، این...

18:08.174 --> 18:09.783
‫این کاملا چیز دیگه ای بود

18:09.784 --> 18:12.916
‫داره جالب میشه. دکتر نوبت توئه

18:12.917 --> 18:15.615
‫- من نمیخوام.
‫- نه، ...باید معارفه بشیم

18:15.616 --> 18:17.834
‫یالا بچه، دو حقیقت یک دروغ.

18:17.835 --> 18:22.274
‫بسیار خب.
‫من از آکسفورد فارغ التحصیل شدم

18:22.275 --> 18:24.058
‫پدرم هم از همونجا فارغ التحصیل شد

18:24.059 --> 18:25.234
‫دروغه.

18:25.843 --> 18:27.845
‫تو هم پدرت رو ندیدی درسته؟

18:29.891 --> 18:31.370
‫اون مرده ،مگه نه؟

18:31.371 --> 18:32.807
‫از کجا میفهمی؟

18:33.373 --> 18:36.549
‫ خب، کفش‌هاش درست واکس زده نشده بودند،

18:36.550 --> 18:39.639
و در قطار، وقتی از
خانواده‌اش صحبت می‌کرد،

18:39.640 --> 18:42.163
‫و در قطار، وقتی ازخانواده‌اش صحبت می‌کرد،

18:42.164 --> 18:43.948
‫نتیجه میگیریم

18:44.732 --> 18:46.428
‫نمیدونم گفتنش کمکی میکنه یا نه

18:46.429 --> 18:47.735
‫اما پدر من هم فوت کرده

18:49.606 --> 18:53.958
‫به نظر می رسه همه یک ویژگی مشترک داریم

18:54.394 --> 19:00.400
‫نه،
‫پدرمن در گوانگژو زنده و سرحاله.

19:03.142 --> 19:04.621
‫ تو، چطور لارنس؟

19:05.622 --> 19:07.015
باکینگهام شایر

19:08.408 --> 19:09.799
آقای واکر؟

19:09.800 --> 19:11.366
‫- نوبت منه.
‫- نه، منظورم این

19:11.367 --> 19:13.760
‫یک، من گزارشگرروزنامه "دیلی تروث"هستم

19:13.761 --> 19:15.109
‫دو، مادرم مرده .

19:15.110 --> 19:17.677
‫و سه، تا به حال کسی رو نکشتم.

19:17.678 --> 19:19.810
‫سومی دروغ بود. بازی تموم شد.

19:21.943 --> 19:24.554
‫پرسیدن سوالات غلط
‫میتونه برات دردسرساز بشه

20:03.637 --> 20:08.249
‫ پیشنهاد می کنم زیاد در عمارت پرسه نزنید

20:08.250 --> 20:10.120
‫اینجا آدم راحت گم میشه

20:10.121 --> 20:12.906
‫ من حس مسیریابی قوی دارم،

20:12.907 --> 20:15.910
‫اما از نگرانی شما متشکرم، گوردون.

20:49.944 --> 20:54.949
‫سگ ارباب، بلاندر،چند هفته پیش مرد.

20:57.386 --> 21:00.823
‫پس چرا ظرف آبش پره؟

21:00.824 --> 21:05.480
‫خب، ارباب به سگش خیلی علاقه داشت،  فکرمی‌کنم

21:05.481 --> 21:09.746
‫از همین کارهای کوچک آرامش میگیره

21:11.705 --> 21:13.749
‫خب اگر میشه دنبالم بیاید لطفا

21:13.750 --> 21:15.098
‫شام به زودی سرو می شود.

21:15.099 --> 21:16.186
‫اوه، من خودم میتونم

21:16.187 --> 21:19.929
‫من باید اصرار کنم،خانم گرین، هوم؟

21:19.930 --> 21:21.671
‫اینجا خونه خودتون نیست

21:33.466 --> 21:35.597
‫خدای من

21:35.598 --> 21:37.948
این باید مطالعه پیرمرد باشد.

21:46.696 --> 21:47.697
آدامز

21:49.395 --> 21:51.352
اسم من آرمسترانگ است.

21:51.353 --> 21:54.268
‫حرف منو تصحیح نکن، آدامز،

21:54.269 --> 21:59.187
‫من رئیس توهستم، لوئیس فیندلی!

22:00.754 --> 22:02.929
بله قربان

22:02.930 --> 22:07.847
‫می خوام سویل را برام بخری.

22:07.848 --> 22:09.370
‫کل شهر رو؟

22:09.371 --> 22:11.024
‫تمام شهر!

22:11.025 --> 22:13.896
‫بسیارخب.  انجام شد و تمام.

22:13.897 --> 22:16.378
‫قربان با شهر جدید میخواید چکار کنید؟

22:18.815 --> 22:20.513
‫تمامش رو به آتیش بکشید

22:22.123 --> 22:25.300
‫اونجا جاییه که رویاها می‌میرن.

22:31.785 --> 22:35.963
‫شاید... بشه کار دیگه ای کرد

22:37.573 --> 22:40.836
‫چون من دختری رو می شناسم که آنجا

22:40.837 --> 22:45.146
‫زندگی می کنه ،اون زیباست ....و مهربان.

22:47.061 --> 22:49.846
‫شاید بتونیم شهر رو به اون بدیم،

22:50.847 --> 22:53.981
‫تا اون بتونه اونطور که
‫ شایسته مردم هست شهرو بگردونه.

23:02.946 --> 23:04.078
هوم

23:07.429 --> 23:09.561
- آه خدای من.
- مم

23:09.562 --> 23:10.867
‫اینو ببین

23:12.391 --> 23:14.392
‫زیباست.

23:14.393 --> 23:16.872
‫بهش میگن «کاتار»

23:16.873 --> 23:18.658
‫یک سلاح باستانی از تامیله.

23:19.746 --> 23:21.051
هوم

23:22.226 --> 23:23.880
‫خیره کننده است، اینطور نیست؟

23:24.838 --> 23:25.926
‫بله.

23:31.627 --> 23:33.193
‫اوه، درسته

23:33.194 --> 23:34.629
‫بعد از شما قربان

23:34.630 --> 23:36.675
‫بله ممنونم

23:36.676 --> 23:40.722
‫طرف برای شنیدن حکمش با
‫ یه لنگه کفش اومده بود دادگاه

23:40.723 --> 23:42.811
‫خب، من یک نگاه به سرتاپاش انداختم و

23:42.812 --> 23:46.249
‫باخودم گفتم،این پرونده رو قبول نمیکنم؟

23:46.250 --> 23:50.471
‫بنابراین، به قاضی گفتم: به پاهای این مرد نگاه کن.

23:50.472 --> 23:51.820
‫من..من

23:51.821 --> 23:54.607
‫می دونید، من به معنی واقعی
‫کلمه پای مرد راوبالا گرفتم

23:57.479 --> 23:59.480
‫- گفتم کفشت کو؟
‫- آب ببر

23:59.481 --> 24:02.919
اوه

24:05.356 --> 24:07.446
‫وای خدای من، خیلی متاسفم قربان!

24:08.621 --> 24:09.795
اوه

24:09.796 --> 24:13.146
‫اشکالی نداره.

24:13.147 --> 24:15.148
‫ خب کجا بودم؟

24:15.149 --> 24:16.758
‫کاترین بودی درسته؟

24:16.759 --> 24:18.543
‫دوست داری کمی از خودت برامون بگی؟

24:18.544 --> 24:21.197
‫-  نه...
‫- یا درمورد زمانی که برای آقای فیندلی کار می کنی

24:21.198 --> 24:22.285
‫اه،خدارو شکر.

24:22.286 --> 24:25.376
اوم... اوم

24:28.075 --> 24:29.684
‫اوه، خب، اونها هم می تونن بگن

24:29.685 --> 24:32.861
‫چه ایده فوق العاده ای.
‫لطفا بگو، کاترین.

24:32.862 --> 24:35.690
‫بله، کاترین، بگو.

24:35.691 --> 24:39.520
‫دوست دارم بشنوم که اون پیرمرد
‫ با آدمهای خودش چجوری رفتار می کنه.

24:39.521 --> 24:42.437
‫امیدوارم از رفتاری که با این گوشت
‫خوک داشتید بهتر بوده باشه

24:44.874 --> 24:50.139
‫آقای...  لرد ...فیندلی با ما مهربان هستن.

24:50.140 --> 24:52.055
‫ایشون با ما مثل خانواده اشون رفتار می کنن.

25:12.249 --> 25:13.947
‫چیز بدی گفتم؟

25:34.228 --> 25:36.664
‫ تو بودی جیغ زدی؟

25:36.665 --> 25:39.798
‫نه... چه خبرشده؟

25:39.799 --> 25:41.713
احتمالا هیچی نیست

25:41.714 --> 25:43.454
‫تو اتاقت بمون من میرم چک کنم.

25:54.335 --> 25:56.424
‫اینجا چه کار می کنی؟

25:58.731 --> 26:00.470
‫مثل تو

26:00.471 --> 26:02.909
‫اومدم ببینم چه خبر شده

26:06.303 --> 26:11.003
‫گوردون. میشه بگی علت قطعی برق چیه؟

26:11.004 --> 26:13.310
‫لطفا دنبالم بیایید.

26:25.888 --> 26:30.370
‫خانم ها و آقایان، دلیلی
‫برای نگرانی وجود نداره.

26:30.371 --> 26:31.763
‫خب چرا برق قطع شد؟

26:31.764 --> 26:34.504
‫به نظر می رسه فیوز اصلی پریده

26:34.505 --> 26:36.637
‫اما لازم نیست نگران باشید

26:36.638 --> 26:39.119
‫هیچکس دیگری در جزیره وجود
‫نداره، بهتون اطمینان می دم.

26:42.296 --> 26:43.602
‫احتمالا کار یه حیوون بوده

26:46.213 --> 26:48.431
‫در هرصورت، برق وصل شده

26:48.432 --> 26:52.218
‫پس امشب دیگه مشکل یا حادثه
‫دیگه ای نخواهیم داشت

26:52.219 --> 26:54.308
‫خب لطفا برگردید به اتاقهاتون

27:00.140 --> 27:01.271
هوم

27:03.883 --> 27:05.579
‫خانم گرین، اگر لطف کنید.

27:05.580 --> 27:07.537
‫گوردون، آیا اخیراً این راهرو

27:07.538 --> 27:09.148
‫بازسازی شده ؟

27:09.149 --> 27:11.019
‫نه تا جایی که اطلاع دارم. چطور؟

27:11.020 --> 27:13.935
‫وقتی برق قطع شد صدای جیغ زنی رو شنیدم.

27:13.936 --> 27:18.287
‫خب، اتاق شما از اتاق خانم بلانکو دور نیست.

27:18.288 --> 27:19.898
‫گمون کنم خیلی ترسیده بودن

27:19.899 --> 27:22.683
‫گفتی اتاق ها عایق صدا هستند.

27:22.684 --> 27:25.121
‫پس حتما پنجره اش باز بوده

27:26.427 --> 27:27.906
‫خب  اگه حالا سوال دیگه ای نیست

27:27.907 --> 27:30.473
‫میشه لطفاً به اتاقتون برگردید؟

27:30.474 --> 27:33.194
‫از این راهرو دور نمیشم ، ولی هنوز
‫ دلم نمیخواد برگردم اتاقم

27:34.870 --> 27:36.742
‫بسیار خب خانم

29:27.548 --> 29:29.637
‫- تو هم همینطور.
‫- صبح بخیر.

29:32.118 --> 29:33.380
صبح بخیر

29:33.989 --> 29:35.208
آه

29:38.472 --> 29:41.605
‫میخوام برم پیاده روی، هوا امروز عالیه.

29:42.563 --> 29:43.564
اوه

29:56.664 --> 29:58.404
اوه، خدا، آره

29:58.405 --> 29:59.884
‫راستش می خواستم برم پیاده روی،
‫ اگر دوست داریدهمراه من بیاید.

29:59.885 --> 30:01.756
‫ اگر دوست داریدهمراه من بیاید.

30:03.584 --> 30:06.107
‫یا اینکه ترجیح می دید داخل عمارت بمونید

30:06.108 --> 30:09.328
اوه، باشه، من زیاد

30:09.329 --> 30:11.983
اهل صبحانه نیستم.

30:11.984 --> 30:15.203
‫ یک قهوه و سیگار برای من کافیه.

30:15.204 --> 30:18.947
‫- می تونیم اینجا سیگار بکشیم؟
‫- مطمئن نیستم.

30:21.820 --> 30:23.908
‫خب پس، بریم؟

30:23.909 --> 30:24.997
لطفا

30:37.574 --> 30:38.837
‫کار تو واقعا چیه؟

30:39.925 --> 30:42.100
‫من یک گل فروشم، از لندن.

30:42.101 --> 30:47.845
‫نه، این شغلته، یا حداقل چیزیه که به بقیه گفتی

30:47.846 --> 30:49.803
‫واقعا کارت چیه؟

30:49.804 --> 30:53.546
‫زیرنظر دارمت، تو باهوشی

30:53.547 --> 30:57.419
‫نه مثل اون دکتر قلابی، واقعا باهوشی.

30:57.420 --> 30:59.421
‫من فقط چیزهایی را می بینم
‫که دیگران بهش دقت نمیکنن.

30:59.422 --> 31:02.425
‫نه، بیشتر از این هاست.

31:03.557 --> 31:07.299
‫تو جوری تکه هارو کنار هم
‫قرارمیدی که تابحال ندیده بودم.

31:07.300 --> 31:09.214
‫حداقل نه از یک غیرنظامی.

31:09.215 --> 31:10.955
‫و با این حال من یک غیر نظامی هستم

31:10.956 --> 31:14.436
‫خب، چرا از مهارت های
‫کارآگاهی خود استفاده بهتری نمی کنی؟

31:14.437 --> 31:17.483
‫خب، برای یک خانم
‫حرفه‌ی مناسبی نیست.

31:17.484 --> 31:19.877
‫جایی برای من در
‫پلیس اسکاتلند یارد نیست.

31:19.878 --> 31:21.531
‫پس کارآگاه خصوصی بشو

31:22.924 --> 31:25.926
‫می‌دونی، من در کالیفرنیا
‫یک  خانم کارآگاه می‌شناختم.

31:25.927 --> 31:28.842
‫ بیشتراز 20 سال سن نداشت

31:28.843 --> 31:31.758
‫زن جوان و زیبارویی بود

31:31.759 --> 31:33.934
‫بهترین کسی بود که تا به حال دیده بودم.

31:33.935 --> 31:36.807
‫دوست دارم تجربیات شما
‫رو داشته باشم، آقای واکر.

31:38.940 --> 31:42.509
‫بهم اعتماد کن، همچین چیزی رو نمیخوای

31:43.379 --> 31:47.818
‫حرف از تجربیات شد، شما واقعا یک نفر روکشتید؟

31:49.864 --> 31:54.216
‫میدونی، فکر میکردم زودتر از اینها حرفشو پیش بکشی

31:55.478 --> 31:57.610
آره درسته

31:57.611 --> 31:59.874
ببین من بهش افتخار نمیکنم

32:00.744 --> 32:02.702
چی شد؟

32:02.703 --> 32:04.444
‫اون یک..

32:06.228 --> 32:10.362
‫اون یک بوکسور خارج از بوستون بود ، من اون موقع

32:10.363 --> 32:14.757
‫داشتم روی داستان اوباش های ایرلندی کارمیکردم.

32:14.758 --> 32:17.760
‫در مورد رابطهایی که اطراف شهر دارن

32:17.761 --> 32:18.806
یک شب

32:20.982 --> 32:23.724
‫یک شب اون مرد رو با همسرش دیدم

32:26.248 --> 32:29.077
‫داشت زنش رو میزد، خیلی خشن بود

32:31.471 --> 32:34.430
‫و بعد لیز خورد و سرش ضربه دید.

32:37.042 --> 32:41.046
‫براش یه داستان ساختم
‫ممکن بود اون زن رو بکشه

32:42.308 --> 32:43.831
‫من اون داستان رو یادمه.

32:44.701 --> 32:46.615
‫البته که یادته.

32:46.616 --> 32:50.402
‫شما رو آزاد کردن چون هیچکس
‫حاضر نشن علیه شما شهادت بده

32:50.403 --> 32:55.015
‫آره، خب، همونطور که گفتم لیز خورد،

32:55.016 --> 32:57.192
‫و سرش ضربه دید،حدود ده بار.

33:01.327 --> 33:05.156
‫من فکر می کنم شما اونقدر که سعی میکنید
‫ نشون بدید بدذات و ترسناک نیستید

33:05.157 --> 33:09.551
‫با این حال، سعی میکنم از چنین
‫موقعیت هایی اجتناب کنم.

33:09.552 --> 33:15.253
‫گوش کن، اگر می‌خوای حقیقت رو
‫پیدا کنی، باید تو باتلاق فرو بری.

33:15.254 --> 33:18.908
‫با ترسیدن و محدود کردن خودت
‫نمیتونی

33:18.909 --> 33:21.216
جواب سوالهاتو پیدا کنی

33:23.697 --> 33:27.221
‫چیزی که دیروز بهت
‫گفتم، یه تهدید نبود.

33:27.222 --> 33:28.267
‫پس چی بود؟

33:29.398 --> 33:31.966
‫اسمش رو  بذار ادب حرفه‌ای

33:33.228 --> 33:36.491
‫آدمهایی مثل فیندلی،اونها رازهایی دارند

33:36.492 --> 33:38.798
‫که برای محافظت ازش از هیچ کاری دریغ نخواهند کرد.

33:38.799 --> 33:40.627
‫شما خیلی ازمیزبانمون خوشتون نمیاد نه؟

33:41.802 --> 33:43.455
‫من هرگز اونو ندیده ام.

33:43.456 --> 33:44.717
‫آه، درست زمانی که فکر کردم

33:44.718 --> 33:47.285
‫دارید کمی احترام نشون میدید.

33:47.286 --> 33:49.504
‫میدونید با نظرها و طعنه هاتون... معلومه با لوئیس

33:49.505 --> 33:51.550
‫فیندلی مشکلی دارید

33:51.551 --> 33:53.901
حتی وقتی خودش حضور نداره.

33:55.511 --> 33:56.990
‫من رو گیر انداختی.

33:56.991 --> 33:59.079
‫پس چرا اومدید اینجا؟

33:59.080 --> 34:02.040
‫مثل تو.  من...من هم سوالایی  دارم

34:03.780 --> 34:06.218
‫ فکر نکنم جوابی براشون پیدا کنیم

34:07.306 --> 34:08.611
‫ممکنه

34:10.961 --> 34:12.571
‫اما افرادی مثل فیندلی، هیچ کاری

34:12.572 --> 34:14.965
‫را بدون دلیل انجام نمیدن.

34:15.792 --> 34:18.098
‫امیدوارم حداقل بتونیم این رو بفهمیم.

34:18.099 --> 34:21.929
‫میدونم به ما ربط داره ولی...

34:23.104 --> 34:24.104
آره

34:26.064 --> 34:27.325
‫من هم نمیدونم

34:27.326 --> 34:28.544
هوم

34:32.157 --> 34:35.028
‫میدونی دیروز قصد نداشتم...

34:35.029 --> 34:36.117
نگاه کن

34:52.568 --> 34:53.874
‫این دیگه چیه؟

34:55.005 --> 34:57.268
‫یک خرگوش اضافه است.

34:57.269 --> 34:59.706
‫خدایا...خب؟

35:01.969 --> 35:03.143
‫ادامه بده

35:03.144 --> 35:05.102
‫نه، باز حرفت رو نصفه نیمه نذار

35:05.103 --> 35:06.451
‫نمیتونی همیشه اینکارو بکنی

35:06.452 --> 35:08.192
‫تو یه چیزی می دونی، می خوام بشنوم.

35:08.193 --> 35:10.194
‫باید بهم بگی، کجا میری؟

35:10.195 --> 35:11.718
‫بیخیال

35:14.373 --> 35:15.939
‫اصلا درکش نمیکنم.

35:17.202 --> 35:20.291
‫خب، این دیگه چه کوفتیه؟

35:20.292 --> 35:23.163
‫فکر می‌کنم این یعنی یه نفر
‫ اینجاست که نباید باشه

35:23.164 --> 35:24.556
‫حدس میزنم اون بدونه

35:24.557 --> 35:26.297
‫اون هیچی نمیدونه

35:26.298 --> 35:27.950
‫حداقل من اینطور فکر میکنم

35:27.951 --> 35:29.474
‫توضیح بده خب

35:29.475 --> 35:32.172
‫خب، اون به راحتی می تونه یکی از پنج نفر باشه.

35:32.173 --> 35:36.785
‫همه اینها یعنی یه نفر اینجا هست
‫ که اونچه که میگه نیست

35:36.786 --> 35:40.876
‫همش بازی تو بازیه

35:40.877 --> 35:42.792
‫و ما باید همه آنها را بازی کنیم.

35:54.935 --> 35:56.763
‫چه کمکی ازم ساخته است، آقای آرمسترانگ؟

35:57.938 --> 35:59.852
‫فکر می کنم دیگه بتونی منو فیلیپ صدا کنی.

35:59.853 --> 36:02.420
اوه، نه، من فقط یک پیشخدمت

36:02.421 --> 36:04.552
‫فقیر هستم و شما یک دکتر موفق.

36:04.553 --> 36:07.033
‫من حد خودم رو می دونم، آقای آرمسترانگ.

36:07.034 --> 36:08.817
‫من اونقدر هم ثروتمند نیستم

36:08.818 --> 36:12.386
‫هوم، تو بیشتر از من به
‫این خانه تعلق داری، نه؟

36:12.387 --> 36:16.738
‫حالا چیپ چاپ،  بگو  برای چی مزاحمم شدی؟

36:16.739 --> 36:19.654
‫می خواستم قبل ازناهار کمی چرت بزنم.

36:19.655 --> 36:22.222
‫در اصل چاپ چاپ درسته، نه چیپ چاپ

36:22.223 --> 36:26.140
‫آه، پس اومدی زبان انگلیسیمو مسخره کنی

36:38.283 --> 36:42.069
خب، اگر این همه است،
می‌خواهم همین الان سیستایم را بگیرم.

36:46.116 --> 36:47.683
درسته

36:50.817 --> 36:52.514
با من پیاده روی میکنید

36:53.950 --> 36:55.604
بله، پیاده روی میکنم

37:07.747 --> 37:09.574
‫باشه باور کن

37:09.575 --> 37:11.053
‫نمیدونم واقعا عجیبه

37:11.054 --> 37:13.361
‫اگه اون پیرمرد پیداش شد حاضرم یه حشره بخورم

37:14.884 --> 37:17.496
‫خب، اینجا چه خبره؟

37:18.845 --> 37:23.718
‫دیشب مدام در حال خوردن و نوشیدن بودی که حرف نزنی

37:23.719 --> 37:28.681
‫اما امروز دهن باز کردی همه
‫ رازهاتو میگی و لب به غذات نزدی

37:29.856 --> 37:31.423
‫متاسفانه خبر بدی دارم

37:33.163 --> 37:34.773
‫لرد فیندلی هنوز پرواز نکردن و شرایط آب و

37:34.774 --> 37:38.255
‫هوایی اونطور که انتظار می رفت بهتر نشده.

37:38.256 --> 37:41.562
‫در نتیجه ایشون امروز هم تشریف نمیارن

37:41.563 --> 37:42.956
‫عجب!

37:50.137 --> 37:51.791
‫لعنتی داری چیکار میکنی؟

37:52.487 --> 37:54.097
‫هر کاری که بخوام لری

37:54.924 --> 37:57.275
‫فیندلی اینجا نیست که جلوی منو بگیره، هست؟

37:58.493 --> 38:01.104
‫تو قاطی داری.  اون قاطی داره.

39:44.599 --> 39:46.166
‫یه اتفاقی افتاده

39:50.997 --> 39:52.172
‫چه خبره؟

40:09.276 --> 40:10.799
‫-این آقای
‫- لارنسه.

40:11.713 --> 40:13.715
‫کین؟  کین؟

40:16.457 --> 40:19.024
‫-  اوه، خدای من.
‫- چطور ممکنه؟

40:19.025 --> 40:21.940
‫خوب، بذار حدس بزنم.چاقو خورده.

40:21.941 --> 40:23.421
‫بچه، برو کمک بیار

40:25.510 --> 40:27.380
‫چرا چاقو رو تو درخت فرو کردن؟

40:27.381 --> 40:29.077
‫شاید این یک پیام بوده.

40:29.078 --> 40:31.079
‫چه کسی می تونه چنین کاری انجام بده؟

40:31.080 --> 40:32.733
‫یک آدم مصمم

40:32.734 --> 40:35.127
‫و البته خیلی قوی

40:35.128 --> 40:37.173
‫میراندا، کجا میری...
‫ای بابا

41:28.486 --> 41:29.965
‫اومدی شنا کنی؟

41:32.577 --> 41:34.534
‫می‌دانی، به قیافت نمیخوره وقتی

41:34.535 --> 41:37.320
‫بقیه اینجور ترسیدن بیای گشت و گذار

41:38.408 --> 41:41.019
‫این یک کابوسه.  خرگوش ها

41:41.020 --> 41:42.108
دیدم

41:42.848 --> 41:44.240
‫چیکارکنیم؟

41:46.895 --> 41:47.940
‫از اینجا استفاده کن عزیزم

41:48.767 --> 41:50.332
کافی نیست، دونالد

41:50.333 --> 41:53.248
‫آره، خب، دنیا جای ناامید کردن آدمهاست.

41:53.249 --> 41:55.555
‫ببین من تجربه اش رو دارم

41:55.556 --> 42:00.300
‫اگه یه چیز یاد گرفته باشم اون اینه
‫که باید با هرچی داری کارت رو ادامه بدی

42:02.171 --> 42:03.869
‫اگر نتونم چی؟

42:04.783 --> 42:07.481
‫خب، پس احتمالاً همه ما می میریم.

42:26.631 --> 42:28.633
‫باید تو سالن جمع بشیم

42:29.634 --> 42:30.938
‫مطمئنی فکر خوبیه؟

42:30.939 --> 42:33.376
‫بله، ضمنا یه درخواست نبود

42:44.823 --> 42:46.172
‫بیاید.

42:57.792 --> 42:59.925
‫بذارید یک بار دیگه از اول مرور کنیم

43:01.187 --> 43:04.537
‫فیلیپ و کارمن درسالن بال شرقی بودند،

43:04.538 --> 43:09.281
‫لو در اتاقش بود، من در اتاق کار،

43:09.282 --> 43:11.196
‫ دونالد بیرون بود،

43:11.197 --> 43:12.850
و خدمه معلوم نیست زمانی که

43:12.851 --> 43:15.592
‫آقای کین مرحومبه طرز وحشیانه ای
‫ به قتل رسیده کجا بودن.

43:15.593 --> 43:18.420
‫به این ترتیب، من به این نتیجه رسیده ام که باید با

43:18.421 --> 43:20.118
‫همه، از جمله خود من، به چشم مظنون نگاه کنیم.

43:20.119 --> 43:22.947
‫-  یه لحظه صبر کن
‫- هیچ کس مدرک مستندی نداره

43:22.948 --> 43:24.775
‫الان این تنها راه حل منطقیه

43:24.776 --> 43:26.777
من و فیلیپ قبلاً گفتیم

43:26.778 --> 43:28.387
که در سالن با هم بودیم.

43:28.388 --> 43:30.041
‫من و فیلیپ که قبلاً گفتیم
‫ در سالن با هم بودیم.

43:30.042 --> 43:31.651
‫کسی هست اینو تایید کنه؟

43:31.652 --> 43:33.914
‫ببخشید حرف ما کافی نیست؟

43:33.915 --> 43:36.438
‫با توجه به علاقه ای که
‫شما دو نفر به همدیگه دارید،

43:36.439 --> 43:39.093
‫ممکنه برای لاپوشونی بگید با هم تو سالن شرقی بودید

43:39.094 --> 43:41.923
‫مچتون رو گرفت بچه ها

43:42.968 --> 43:44.925
‫اونوقت تو و یانک چطور؟

43:44.926 --> 43:47.406
‫فکرنمیکنی همه ما
‫شاهد توطئه شما دونفر بودیم؟

43:47.407 --> 43:50.017
‫به همین دلیله که آقای واکر در
‫صدر فهرست مظنونان من قرار داره.

43:50.018 --> 43:53.673
‫صبر کن چی؟  ای قدرنشناس...

43:53.674 --> 43:55.544
‫تو نزدیک ترین فرد به جنازه بودی

43:55.545 --> 43:58.069
‫همینطور از نظر فیزیکی، بیشترین
‫توانایی رو برای درگیرشدن با لارنس داری

43:58.070 --> 43:59.287
‫من اون مرد رو اصلا نمیشناختم

43:59.288 --> 44:02.377
‫دقیقا.  ما اصلا همدیگرو نمیشناسیم ،

44:02.378 --> 44:04.249
‫اون مرحوم رو هم نمیشناختیم

44:04.250 --> 44:06.294
‫در حال حاضر، این فقط
‫حدس و گمان بی اساسه.

44:06.295 --> 44:08.209
متصل می کند تا بفهمیم
چه کسی انگیزه واقعی دارد.

44:08.210 --> 44:12.649
در حال حاضر، این فقط

44:12.650 --> 44:14.215
‫حدس و گمان بی اساسه.

44:14.216 --> 44:17.698
‫در قدم اول، بهتره درمورد آقای
‫ کین مرحوم بدونیم، هرچیزی که هست

44:22.007 --> 44:23.790
‫- شان؟
‫- خانم.

44:23.791 --> 44:26.488
‫میتونی بری جسد رو ببینی؟
‫جیب هاش رو بگرد

44:26.489 --> 44:29.129
‫ببین آیا چیزی وجود داره
‫که به شناخت ما ازش کمک کنه؟

44:30.450 --> 44:32.582
‫بله، البته خانم.

44:34.497 --> 44:37.675
‫صبر کن، یکی باید با اون بره.

44:39.328 --> 44:42.156
‫- من شان را همراهی می کنم.
‫- ممنون آقا.

44:42.157 --> 44:44.899
‫ کسی که جزو خدمه نباشه.

45:03.788 --> 45:04.789
‫من میرم

45:08.967 --> 45:10.446
ممنونم عزیزم

45:12.840 --> 45:14.276
خب باشه

45:15.625 --> 45:18.846
‫خب عزیزم، داره خوب پیش میره

45:20.326 --> 45:24.764
‫اون حدس و گمان بی اساس در مورد خودت چیه؟

45:24.765 --> 45:27.419
‫آه، چه تمرین لذت بخشی

45:27.420 --> 45:31.292
‫خب، از نظر من اون مرحوم بی نزاکت بود

45:31.293 --> 45:33.120
‫و آخرین کسی هستم که تو اتاق کار بودم،

45:33.121 --> 45:35.427
‫جایی که وسیله قتل قرار داشته

45:35.428 --> 45:39.692
‫در حال حاضر، همه ما فرصت و انگیزه های محتمل داریم

45:39.693 --> 45:42.348
‫ به همین دلیل همه مظنونیم

45:43.828 --> 45:44.872
از جمله شما

45:55.709 --> 45:59.190
‫خانم گرین،  این اتهامات بی اساس هستند

45:59.191 --> 46:01.714
‫ما درمورد همدیگه زیاد نمیدونیم، در مورد اونها که اصلا نمیدونیم

46:01.715 --> 46:03.281
‫و مقتول یکی از ما بوده!

46:03.282 --> 46:05.239
‫ما نباید افراد اینجارودسته بندی کنیم

46:05.240 --> 46:08.373
‫من فقط دارم میگم تا زمانی که

46:08.374 --> 46:09.896
اطلاعات بیشتری
‫ بدست بیاریم و افراد رو تبرئه کنیم ،

46:09.897 --> 46:12.160
‫هر یک از ما می تونه مظنون باشه

46:13.379 --> 46:14.945
‫- جنازه نیست!
‫- چی؟

46:14.946 --> 46:16.990
‫جنازه آقای کین غیبش زده.

46:16.991 --> 46:18.252
‫فکر می کنم همه همون بار اول

46:18.253 --> 46:20.341
‫شنیدن، اما یبار دیگه ، چی!؟

46:20.342 --> 46:22.604
‫جنازه که همینطوری بلند نمیشه بره

46:22.605 --> 46:25.651
‫نه عزیزم، این کارو نمی کنن.
‫و من به تجربه اینو می دونم.

46:25.652 --> 46:27.567
‫من باید خودم برم ببینم.

46:34.139 --> 46:37.794
‫باشه.  چی کار کردی؟

46:37.795 --> 46:39.708
‫- نه
‫- این غیر ممکنه.

46:39.709 --> 46:41.536
‫نه وقتی اون

46:41.537 --> 46:43.277
و شان جنازه روجابجا کرده باشن.

46:43.278 --> 46:46.498
‫من چرا و چطوری میتونم همچین کاری بکن آقای واکر؟

46:46.499 --> 46:48.108
‫یکی یکی لطفا

46:48.109 --> 46:50.023
‫من هنوز فکر می کنم اونها تو این ماجرا دست دارن

46:50.024 --> 46:52.765
‫باید مراقب اتهامهایی که میزنیم  باشیم.

46:52.766 --> 46:56.247
‫آها الان دیگه باید مراقب اتهاماتمون باشیم؟

46:56.248 --> 46:59.163
‫می‌خوام بدونم در زمان کشته شدن کین شماها

46:59.164 --> 47:01.818
‫کجا بودید و به نفعتونه همین الان دهن باز کنید

47:01.819 --> 47:04.864
‫- این یه تهدیده، قربان؟
‫-  نوکر، خودت چی فکر میکنی؟

47:04.865 --> 47:06.387
‫ صبر کنید، این مسخره است.

47:06.388 --> 47:09.347
‫نباید اجازه بدیم احساساتمون بهمون غالب بشن

47:09.348 --> 47:11.436
میتونم یه پیشنهاد بدم؟

47:11.437 --> 47:13.352
‫برای قبلی ها که اجازه نمیگرفتی

47:14.396 --> 47:16.702
‫چرا تا زمان صرف شام برنگردیم اتاقهامون؟

47:16.703 --> 47:19.879
‫الان ساعت پنجه یعنی دو ساعت و نیم وقت داریم.

47:19.880 --> 47:22.577
‫این زمان برای فروکش کردن عصبانیتمون کافیه

47:22.578 --> 47:24.057
بعدش می تونیم طبق

47:24.058 --> 47:26.930
مستندات و حقایق
‫قابل اثبات راجع بهش حرف بزنیم

47:26.931 --> 47:28.888
‫ما چطور؟

47:28.889 --> 47:31.151
‫کی قراره غذا رو آماده کنه؟

47:31.152 --> 47:33.066
‫من تنهایی در آشپزخانه احساس امنیت نمی کنم.

47:33.067 --> 47:36.330
‫خب تا اون موقع دوتایی یا گروهی حرکت میکنیم

47:36.331 --> 47:39.247
‫- این ایده خوبیه.
‫- من مشکلی ندارم.

47:47.386 --> 47:49.169
‫درب اتاقهاتونو قفل کنید

47:49.170 --> 47:50.301
‫من یه نوشیدنی لازم دارم.

47:50.302 --> 47:52.433
‫میتونیم نوشیدنی رو بیاریم تو اتاقتون  قربان

47:52.434 --> 47:54.522
‫- بله، متوجه شدم.  ممنون.
‫- البته.

47:54.523 --> 47:56.047
‫عزیزان، بریم؟

48:00.094 --> 48:01.790
‫خب در موردت اشتباه میکردم

48:01.791 --> 48:05.229
‫یادم نمیاد که خواسته باشی بهت متعهد باشم

48:05.230 --> 48:08.406
‫و مهمتر از آن، یادم نمیاد همچین ادعایی کرده باشم

48:08.407 --> 48:14.630
‫آره، خب،
‫حالا کسی رو نداری که هواتو داشته باشه، عزیزم.

48:26.425 --> 48:28.730
‫وقتی بقیه رفتن تو اتاق هاشون، لطفاً به

48:28.731 --> 48:31.908
‫اتاق من بیا.  نمی خوام تنها باشم.

48:31.909 --> 48:35.346
‫البته،
‫ اما باید

48:35.347 --> 48:37.001
تا وقتی از این جزیره خارج نشدیم. مراقب باشیم

48:40.830 --> 48:42.832
باشه

49:43.110 --> 49:45.546
من خیلی ترسیده ام

49:45.547 --> 49:47.244
فاندلی صبح اینجا خواهد بود و

49:47.245 --> 49:48.941
و همه این ماجراها تموم میشه

49:48.942 --> 49:50.508
چیزی برای ترس وجود نداره

49:50.509 --> 49:52.292
پس ما چی؟

49:52.293 --> 49:55.774
میتونیم اینجارو ترک کنیم و با هم باشیم؟

49:55.775 --> 49:57.384
میتونی تو لندن به من سر بزنی

49:57.385 --> 49:59.431
لندن ترسناکه

50:00.606 --> 50:02.260
یه لیوان سویا دوست داری

50:03.435 --> 50:05.524
من از سویا متنفرم

50:06.568 --> 50:09.353
بعد ما می تونیم به هر
کجای دنیا که مایل هستیم بریم.

50:09.354 --> 50:13.661
من و تو دوتایی اونجا خواهیم بود

50:13.662 --> 50:16.970
تا زمانی که با هم
هستیم مهم نیست.

50:18.058 --> 50:20.016
چه رویای قشنگی

50:20.017 --> 50:21.714
با هم واقعیش میکنیم

50:24.891 --> 50:28.242
گاهی فراموش می کنم چقدر جوانی

50:29.287 --> 50:31.376
چقدر زندگیت ساده بوده

50:32.942 --> 50:34.118
منظورت چیه؟

50:38.035 --> 50:40.297
هیچی عزیزم

50:40.298 --> 50:42.735
از رویاهای قشنگت بیشتر بگو.

50:58.229 --> 51:00.274
‫ مشکل چیه؟

51:03.016 --> 51:05.105
‫همه چیز به زودی تموم میشه

51:07.542 --> 51:09.717
‫تا الان هم همه چیز طبق برنامه پیش رفته

51:09.718 --> 51:10.763
هوم

53:13.407 --> 53:16.148
چی؟  چی؟

53:16.149 --> 53:21.110
نه نه!  نه!  نه!  نه

53:46.701 --> 53:47.963
شان کجاست؟

53:50.879 --> 53:52.838
‫احتمالا همین دور و بر میپلکه

53:54.883 --> 53:56.581
‫نه، اون قراربود اینجا باشه.

54:48.720 --> 54:50.287
‫وای خدای من

54:54.116 --> 54:55.901
‫جسد رو به سالن ببرید.
‫این مرد مرده

55:05.737 --> 55:08.392
‫هر تماسی ردی از خود به جا میذاره.

55:12.439 --> 55:14.353
‫- اوه، عجیبه.
‫- چی؟

55:14.354 --> 55:15.921
‫این مال کیه؟

55:18.053 --> 55:22.143
‫- خانم وانگ، لطفاً دنبال من بیایید.
‫- کجا داریم میریم؟

55:22.144 --> 55:24.537
‫بقیه شب را در اتاقتون حبس خواهید شد

55:24.538 --> 55:27.105
‫تا صبح به مقامات مربوطه تحویلتون بدیم

55:27.106 --> 55:28.628
‫من این مرد رو نکشتم!

55:28.629 --> 55:31.065
‫خانم وانگ،کار رو سخت تر از اینکه هست نکنید

55:31.066 --> 55:33.111
‫این مسخره است

55:33.112 --> 55:35.548
‫من چرا باید این مرد رو بکشم؟ اصلا چطوری میتونم؟

55:35.549 --> 55:37.202
‫شان مسن بود

55:37.203 --> 55:40.727
‫قاتل با کوبیدن درب اتاق به صورتش اونو گیج کرده

55:40.728 --> 55:43.164
‫احتمالش بعید نیست

55:43.165 --> 55:45.036
‫خودشه، راه بیفت.

55:45.037 --> 55:47.953
‫نه صبر کن.  کمتر از یک ساعت دیگر برمی گردم.

55:49.346 --> 55:50.781
‫این زن را الان حبس نکن، وگرنه تورو
‫

55:50.782 --> 55:53.654
به جرم حبس بدون مدرک به پلیس معرفی میکنم

55:55.830 --> 55:56.831
‫حدس میزدم

55:58.093 --> 56:00.051
صبر کن!  کجا میری؟

56:00.052 --> 56:01.269
‫اون دیوونه است.

56:01.270 --> 56:03.403
‫چیز جدیدی نیست

56:38.743 --> 56:41.049
‫من نمی فهمم چطور ممکنه این اتفاقها بیفته؟

56:42.050 --> 56:43.356
‫می فهمم عزیزم.

56:44.879 --> 56:46.403
‫همه شوکه شدن

56:47.186 --> 56:50.449
‫چطور ممکنه اونها مرده باشن؟
‫فقط یک روزه.

56:50.450 --> 56:54.975
‫یک روز و دو مرد به همین راحتی... مرده اند.

56:54.976 --> 56:56.848
‫مردن سخت نیست عزیزم

56:58.066 --> 56:59.677
‫همه میمیرن.

57:10.252 --> 57:11.863
‫با بلاندر آشنا بشید

57:12.690 --> 57:14.081
‫سگ فیندلی

57:14.082 --> 57:17.563
‫ سگ مرده ی فیندلی.

57:17.564 --> 57:20.392
‫- نه کاملا.
‫- خانم گرین، معنی این کارها چیه؟

57:20.393 --> 57:21.654
‫ چه ربطی به سگ داره؟

57:21.655 --> 57:23.527
‫فکر می کنم دیگه وقتشه نقش بازی کردن رو تموم کنید

57:25.964 --> 57:29.620
‫اجازه بدید معرفی کنم،، لوئیس فیندلی.

57:30.838 --> 57:31.839
چی؟

57:37.018 --> 57:38.019
‫چطور؟

57:39.760 --> 57:42.633
‫نمیگم، بذارید نشونتون بدم آقای آرمسترانگ

57:44.678 --> 57:45.940
‫میبینید؟

57:48.639 --> 57:51.293
‫خب حالا، گوردون،لطف کن داخل کتت رو نشون بده.

57:57.038 --> 58:00.606
‫برای یک مرد تو صنعت نساجی شرم آوره
‫که لباسی مادون شان و جایگاه خودش بپوشه

58:00.607 --> 58:02.042
‫کی گفته؟

58:02.043 --> 58:05.045
‫لوئیس فیندلی،
‫قبل از اینکه در سال 1897 خودش رو از چشم عموم مخفی کنه.

58:05.046 --> 58:09.486
‫همین؟
‫پرده برداری از راز بزرگت همین بود؟  یه کت؟

58:10.312 --> 58:12.793
‫نه، این فقط یه چشمه اش بود

58:19.757 --> 58:21.715
‫مراقب جلوی پاتون باشید

58:31.943 --> 58:35.815
‫خب، همه ما رو اینجا جمع کردی.  حالا چی؟

58:35.816 --> 58:39.340
‫درسته، خب، یک ساعت قبل از شام

58:39.341 --> 58:40.951
‫منظورت وقتیه که قرار بود همه
‫ تو اتاقهاشون بمونن

58:40.952 --> 58:43.823
‫اوه، آقای واکر، اونطوری که لذتی نداشت

58:43.824 --> 58:47.261
‫من به خودم اجازه دادم که تنهایی تو عمارت بچرخم

58:47.262 --> 58:52.310
‫واقعاً  عمارت بزرگیه، و پر از سوراخ سمبه.

58:52.311 --> 58:55.269
‫جاهای زیادی برای پنهان کردن اسرار داره.

58:55.270 --> 58:57.968
‫و اون موقع بود که این اتاق مخفی رو پیدا کردم

58:57.969 --> 58:59.491
‫نمی دونم متوجه شده اید یا نه، اما

58:59.492 --> 59:02.538
‫هیچ عکس یا پرتره ای رو دیوارها دیده نمیشه.

59:02.539 --> 59:05.628
‫لوئیس فیندلی ظاهراً فردی منزوی بوده که

59:05.629 --> 59:08.805
‫ از دیده شدن به هر نحوی به شدت بیزار بوده

59:08.806 --> 59:12.199
‫مطمئنم این همان چیزیه که توجه
‫شمارو جلب کرده درسته آقای واکر؟

59:12.200 --> 59:14.811
‫اوم، آره  آره، چون اون پیرمرد، اون

59:14.812 --> 59:20.251
‫همیشه از یک واسطه استفاده می کرد....واسطه

59:20.252 --> 59:21.296
‫تو

59:22.384 --> 59:24.603
‫ می دونستم...من تو رو قبلا یه جایی دیده بودم

59:24.604 --> 59:29.478
‫برای ملاقات با "کارنگی" توی نیویورک
‫تو بودی که به جای فیندلی تو مراسم حاضر شده بودی

59:31.263 --> 59:32.959
‫کدوم دفعه؟

59:32.960 --> 59:35.962
‫آقای "کارنگی" به اینجور مراسم
‫کوچیک خیلی علاقه داشت.

59:35.963 --> 59:39.749
‫همیشه یک ضیافت یا دورهمی
‫بود که نباید از دست میدادیم.

59:39.750 --> 59:41.315
‫داریم از موضوع اصلی دور میشیم

59:41.316 --> 59:43.056
‫بعداً به اندازه کافی وقت برای اون داریم

59:43.057 --> 59:46.756
‫در حال حاضر باید به کار خودمون ادامه بدیم

59:46.757 --> 59:50.674
‫فیندلی اونطور که نشون میداد از به
‫تصویور کشیده شدن خودش بیزار نبوده

59:54.634 --> 59:58.158
‫وای، پیرمرد چقدر سگ دوست بوده

59:58.159 --> 01:00:01.727
به همین دلیل هم  بلاندر

01:00:01.728 --> 01:00:03.816
رو در شمالی ترین نقطه جزیره

01:00:03.817 --> 01:00:05.992
‫در یک کلبه کوچک امابسیار راحت مخفی کرده بود

01:00:05.993 --> 01:00:08.386
‫من اونو در مسیر رسیدن به صخره ها پیدا کردم

01:00:08.387 --> 01:00:11.737
‫بیچاره بلاندر، اون نمیتونست مثل بقیه نقش بازی کنه

01:00:11.738 --> 01:00:15.088
‫و این منو به آخرین قسمت هیجان انگیز داستان میرسونه

01:00:15.089 --> 01:00:17.395
‫لطفا همگی دنبالم بیاید توی سالن

01:00:17.396 --> 01:00:20.224
‫این رفتار با توجه به شرایط کمی احمقانه به نظر می رسه.

01:00:20.225 --> 01:00:22.053
‫من بدم نمیاد

01:00:25.056 --> 01:00:27.493
‫حالم داره از بازی هات به هم میخوره پیرمرد

01:00:33.804 --> 01:00:36.283
‫خوبه، همه هستن؟

01:00:36.284 --> 01:00:38.111
‫بهتره یه چیز خوب بگی

01:00:38.112 --> 01:00:42.376
‫میراندا، لطفا،
‫دوتا قتل اتفاق افتاده

01:00:42.377 --> 01:00:44.030
‫ما خیلی ترسیدیم

01:00:44.031 --> 01:00:47.860
‫نه حق با شماست  من کمی پرحرفی کردم

01:00:47.861 --> 01:00:50.776
‫درسته که یک مرد مرده

01:00:50.777 --> 01:00:55.651
‫و این یک موقعیت ناراحت کننده و سخته

01:00:55.652 --> 01:00:58.131
‫اما در یک مورد اشتباه می کنید.

01:00:58.132 --> 01:00:59.699
‫میتونی بیای تو

01:01:09.753 --> 01:01:10.797
‫سلام به همگی.

01:01:12.886 --> 01:01:15.714
‫اوه،بابت این نمایش ترسناک و آزار دهنده ازتون عذرمیخوام

01:01:15.715 --> 01:01:19.457
‫- میکشمت، مرتیکه ی عوضی
‫ - اوه!

01:01:19.458 --> 01:01:20.719
‫- نه نه نه نه نه نه نه!
‫- ولم کنید!

01:01:20.720 --> 01:01:22.547
‫-  آقای واکر.
‫-  نه، نه!

01:01:22.548 --> 01:01:26.333
‫این چه نمایش مسخره ایه که راه انداختی..باشه باشه
‫من خوبم ولم کنید

01:01:26.334 --> 01:01:27.945
‫باشه ولش کن  بسيار خوب.

01:01:29.468 --> 01:01:30.860
‫اما اگه میخوای زنده از این جزیره

01:01:30.861 --> 01:01:32.557
‫بیرون بری، بهتره چندتا سوالو جواب بدی

01:01:32.558 --> 01:01:35.473
‫خیالتون راحت باشه . من برای همین اینجا هستم

01:01:35.474 --> 01:01:38.171
‫اگر اجازه بدید توضیح بدم، ممکنه

01:01:38.172 --> 01:01:41.698
‫متوجه بشید که سزاوار این همه خشونت نیستم

01:01:50.881 --> 01:01:54.448
‫قبل از اینکه شروع کنیم کسی
‫نوشیدنی میخواد؟

01:01:54.449 --> 01:01:57.844
‫آر...من یکی میخوام.

01:02:21.346 --> 01:02:23.609
‫خب، ادامه میدیم

01:02:25.089 --> 01:02:28.744
‫ماه‌ها پیش لرد فیندلی با یک ادعای نسبتاً عجیب

01:02:28.745 --> 01:02:32.530
‫و یک نقشه‌ی از اون

01:02:32.531 --> 01:02:35.142
عجیب تربه من مراجعه کرد

01:02:36.448 --> 01:02:38.623
‫لرد فیندلی برای حریم خصوصیش بیشتر از
‫هر چیز دیگری ارزش قائل بود

01:02:38.624 --> 01:02:42.192
حقیقت داره

01:02:42.193 --> 01:02:44.803
‫اون هرگز خانواده ای نداشت

01:02:44.804 --> 01:02:47.893
‫اما این بدان معنا نیست که به دنبالش نبوده

01:02:47.894 --> 01:02:52.506
همراهی صمیمی در روزگار او

01:02:52.507 --> 01:02:57.598
‫او روزگاری مرد اغواکننده ای بود و با زنهایی ارتباط داشته
‫که در نتیجه این ارتباطات

01:02:57.599 --> 01:03:00.601
‫فرزندانی داره که وقتش که برسه،

01:03:00.602 --> 01:03:04.650
‫همگی می تونن به عنوان وارث او شناخته بشن

01:03:05.869 --> 01:03:08.915
‫و وقت چیزی بود که او نداشت

01:03:10.743 --> 01:03:12.788
‫با این حال، لرد فیندلی تمایلی نداشت که

01:03:12.789 --> 01:03:16.313
ثروت عظیم خود را به یک غریبه بسپاره

01:03:16.314 --> 01:03:22.363
‫به قول خودش، یک شبه پولدار کردن یک بی دست و پای نالایق.

01:03:23.756 --> 01:03:27.454
‫این مرد به اینکه بعد از مرگ سرمایه اش به کی

01:03:27.455 --> 01:03:30.154
‫واگذار میشه خیلی اهمیت میداد

01:03:31.459 --> 01:03:35.593
‫اون به وضوح گفت: یک وارث

01:03:35.594 --> 01:03:38.379
‫بقیه برن به...میدونید

01:03:39.337 --> 01:03:40.555
‫پس من کارمو شروع کردم

01:03:47.867 --> 01:03:53.003
‫پنج کودک که بیشترین احتمال وارث فیندلی
‫ بودن رو داشتن پیدا کردم

01:03:54.004 --> 01:03:56.571
‫پنج دعوت نامه

01:04:12.805 --> 01:04:17.114
‫اما این تازه شروعش بود،
‫فیندلی چجوری قرار بود یکی رو انتخاب کنه

01:04:18.506 --> 01:04:21.378
‫بابت خلاقیت اون پیرمرد باید بهش دستمریزاد گفت

01:04:21.379 --> 01:04:23.989
‫او یک جفت بازیگر را استخدام کرد ، هرازگاهی
‫ از اونها به عنوان جانشین استفاده می کرد.

01:04:23.990 --> 01:04:26.296
‫ از اونها به عنوان جانشین استفاده می کرد.

01:04:26.297 --> 01:04:29.473
‫و بقیه مواقع بعنوان خدمه اش درکنارش بازی میکردن

01:04:29.474 --> 01:04:33.826
‫خودش هم نقش پیشخدمت با تجربه، شان رو بازی کرد

01:04:35.436 --> 01:04:38.699
‫اما چجوری میشه یک نفر را تحریک کرد،

01:04:38.700 --> 01:04:41.964
‫تا ماهیت واقعی خودشو اون هم فقط طی یک آخر هفته کوتاه آشکار کنه؟

01:04:41.965 --> 01:04:45.838
‫فیندلی اصرار داشت این تنها راهیه که میتونه وارثش رو انتخاب کنه

01:04:47.144 --> 01:04:50.887
‫گمونم یک قتل محرک خوبی بود

01:05:00.548 --> 01:05:04.247
‫بقیه ماجرا، قطعی برق و این چیزها،

01:05:04.248 --> 01:05:08.295
‫همه برای ایجاد حس و حال نمایش و تنش بیشتر بود

01:05:10.341 --> 01:05:13.518
‫و.... خرگوش ها؟

01:05:15.389 --> 01:05:16.650
‫خرگوشها؟

01:05:16.651 --> 01:05:18.957
‫در جنگل، یک کلبه کوچک با پنج خرگوش

01:05:18.958 --> 01:05:21.307
‫زنده و یک خرگوش مرده وجود داره

01:05:21.308 --> 01:05:22.961
‫به نظر میرسید نماد ما هستن

01:05:22.962 --> 01:05:26.748
‫اوه، تاجایی که میدونم اونها فقط
‫گوشت تازه برای خوراک سگ بودن

01:05:27.662 --> 01:05:31.404
‫متاسفم اما دلیل یا نمادی درکار نیست

01:05:31.405 --> 01:05:34.625
‫کارفرمای من عجیب بود، اما دیوانه نه.

01:05:34.626 --> 01:05:36.280
‫آره، من که  فرقی نمیبینم

01:05:37.237 --> 01:05:38.891
‫اون می خواست شما رو امتحان کنه.

01:05:40.414 --> 01:05:44.418
‫با این حال، این بخشی از نقشه اش نبود.

01:05:47.421 --> 01:05:52.035
‫لرد فیندلی قصد داشت
‫انتخابش رو فردا اعلام کنه.

01:05:54.863 --> 01:05:58.737
‫متاسفم، جدی میگم.

01:06:04.395 --> 01:06:07.179
‫گوردون و کاترین کجا هستند؟

01:06:07.180 --> 01:06:08.486
‫چه کسی اهمیت میده؟

01:06:10.053 --> 01:06:11.358
‫نمیتونن برن

01:06:13.752 --> 01:06:15.144
‫راستش...

01:06:15.145 --> 01:06:16.232
عجله کن عزیزم

01:06:16.233 --> 01:06:17.885
‫دارم سعیمو میکنم!

01:06:17.886 --> 01:06:19.149
‫باید راه بیفتیم

01:06:26.025 --> 01:06:29.158
‫ولش کن، خودمون میایم!
‫اوه یه کاری بکن

01:06:29.159 --> 01:06:31.203
‫- الان میکشتش!
‫- دونالد!

01:06:31.204 --> 01:06:33.249
کجا داشتی میرفتی؟

01:06:33.250 --> 01:06:34.815
‫دونالد، همین الان ولش کن، وگرنه کاری میکنم

01:06:34.816 --> 01:06:37.210
‫بقیه عمرت را در زندان بگذرونی!

01:06:42.215 --> 01:06:43.694
‫چرا فرار کردید؟

01:06:43.695 --> 01:06:46.827
‫ببین خانم، این یک نمایش بود،

01:06:46.828 --> 01:06:48.917
‫نمایش خوبی هم بود، نه؟

01:06:50.223 --> 01:06:51.963
‫فیندلی آدم عجیب و غریبی بود،

01:06:51.964 --> 01:06:54.966
‫آدم سردی بود، اما ازمون مراقبت میکرد

01:06:54.967 --> 01:06:57.055
‫پول خوبی میداد

01:06:57.056 --> 01:07:00.232
‫ما اصلا اهل وِست اِند نیستیم.

01:07:00.233 --> 01:07:03.714
‫تو لندن کار بازیگری میکنیم کار
‫ثابتی نیست، و ما هم ستاره سینما نیستیم

01:07:03.715 --> 01:07:05.498
‫قرار نبود این اتفاق بیفته

01:07:05.499 --> 01:07:08.066
اینجا جایی نیست که ما
فکر می‌کردیم در نهایت

01:07:08.067 --> 01:07:11.853
‫منظورم همین نقش خدمه و همدست  بازی کردنه

01:07:13.029 --> 01:07:15.030
‫خیلی سخت بود

01:07:15.031 --> 01:07:17.945
‫ما 15 ساله که ازدواج کرده ایم
‫و هیچی برای نشون دادنش نداریم

01:07:17.946 --> 01:07:22.080
‫بدون بچه، نقش زن وشوهر بازی کردن سخته

01:07:22.081 --> 01:07:24.169
‫چند سال گذشته رو پیش
‫آقای فیندلی کار می‌کردیم

01:07:24.170 --> 01:07:25.997
‫با کمکش تونستیم یه خونه بخریم و...

01:07:25.998 --> 01:07:27.651
‫اونها جواب سوالو نمیدن.

01:07:27.652 --> 01:07:30.828
‫بله، چون جوابی براش ندارن

01:07:30.829 --> 01:07:32.612
‫چون اونا بودن که پیرمرد را کشتن.

01:07:32.613 --> 01:07:35.093
‫به من اعتماد کنید، من افراد گناهکار

01:07:35.094 --> 01:07:37.139
‫زیادی دیده ام، و این دو خود جنسن.

01:07:37.140 --> 01:07:38.401
‫ما اونو نکشتیم!

01:07:38.402 --> 01:07:41.752
‫ببین بذار توضیح بدم
‫این نمایش فرق میکرد.

01:07:41.753 --> 01:07:44.581
‫فیندلی تاکید کرده بود که اشتباهی درکار نباشه

01:07:44.582 --> 01:07:48.933
‫ازمون خواسته بود تا میتونیم باهاتون بازی کنیم

01:07:48.934 --> 01:07:52.371
‫باید تا جایی که ممکنه بدون اینکه لوبریم،

01:07:52.372 --> 01:07:55.896
‫سرک بکشیم، تحریک کنیم و تحریک کنیم.

01:07:55.897 --> 01:07:59.987
‫خودش ههم همیشه اونجا بود.فشار زیادی بود.

01:07:59.988 --> 01:08:02.860
‫و بعدش وقتی پیرمرد کشته شد

01:08:02.861 --> 01:08:04.166
‫وحشت کردید

01:08:04.167 --> 01:08:06.647
‫چطوری میخواستیم خونه رو بدون...

01:08:08.867 --> 01:08:10.260
‫متاسفم

01:08:11.696 --> 01:08:14.090
‫امروز همگی پدرتون رو پیدا کردید و دوباره از دست دادید

01:08:15.613 --> 01:08:16.962
‫اصلا قابل مقایسه نیست

01:08:20.574 --> 01:08:22.141
‫پدر من شن وانگه،

01:08:23.403 --> 01:08:26.189
‫و در چینه، صحیح و سالم

01:08:27.799 --> 01:08:31.149
‫لوئیس فیندلی شاید مادرم را

01:08:31.150 --> 01:08:33.587
‫می شناخته، اما اون پدر من نبود.

01:08:34.980 --> 01:08:36.982
‫اون برای هیچ یک از ما پدری نکرده

01:08:38.766 --> 01:08:40.638
‫درهرصورت پدر واقعیمون نبوده

01:08:46.600 --> 01:08:48.035
متشکرم

01:08:48.036 --> 01:08:50.386
‫من باور نمیکنم

01:08:50.387 --> 01:08:52.650
‫بذارید رک بگم

01:08:53.694 --> 01:08:55.608
‫پیرمرد افقی میشه، و شما دو
‫نفر تصمیم می گیرید با قایق جیم شید،

01:08:55.609 --> 01:08:58.307
‫ما رو اینجا تو ایین جزیره گیر

01:08:58.308 --> 01:09:03.442
‫بندازید و برید، فقط چون وحشت کردین، ها؟

01:09:03.443 --> 01:09:05.228
‫من باور نمیکنم. حتی یه ذره

01:09:06.664 --> 01:09:08.752
‫خانم من  تو رو هم فراموش نکردم

01:09:08.753 --> 01:09:10.101
‫از زمانی که رسیدی اینجا انگار یه چیزی

01:09:10.102 --> 01:09:12.364
‫مخفی کردی همش تو سکوت یه گوشه وایسادی

01:09:12.365 --> 01:09:13.800
‫و یکدفعه

01:09:15.194 --> 01:09:17.152
، شالت دور گردن پیرمرد مرده پیدا میشه

01:09:17.153 --> 01:09:18.458
‫این تهمته!

01:09:27.467 --> 01:09:31.470
‫خانم گرین، یه چیزی بگید تا سر عقل بیاد.

01:09:31.471 --> 01:09:34.604
‫درک اینکه چرا فقط بخاطر یک دعوتنامه

01:09:34.605 --> 01:09:36.127
‫ از چین تا اینجا اومدید سخته.

01:09:36.128 --> 01:09:38.086
‫بفرما.  متشکرم.

01:09:40.045 --> 01:09:41.785
‫تو هم پات گیره عزیزم.

01:09:41.786 --> 01:09:44.918
‫تو هم مدام اطراف پرسه میزنی،
‫کتاب های معمایی کوچکت رو می خونی.

01:09:44.919 --> 01:09:47.660
‫به امید اینکه یه روزی کارآگاه بشی

01:09:47.661 --> 01:09:51.577
‫بعد یهو رویاهات تبدیل به حقیقت میشن
‫و باید معمای یه قتل واقعی رو حل کنی

01:09:51.578 --> 01:09:52.926
‫شاید فکر می کردی تنها چیزی که بهتر

01:09:52.927 --> 01:09:56.191
‫از حل یک قتله،  حل دو تا قتله، نه؟

01:09:56.192 --> 01:09:59.106
‫شاید همین یه انگیزه بوده تا پیرمرد رو بکشی

01:09:59.107 --> 01:10:01.892
‫خب، این نظریه نسبتا با عقل جوردرمیاد

01:10:01.893 --> 01:10:03.807
‫اما چیزهایی هستن که توروبیشتر از همه به این قتل ربط میدن

01:10:03.808 --> 01:10:06.766
‫- مثل چی؟
‫- تو از انباشت ثروت بیزاری

01:10:06.767 --> 01:10:08.942
‫و همه ما قبلاً خشونت رو در رفتارت دیدیم

01:10:08.943 --> 01:10:11.031
‫اوه، شروع شد

01:10:11.032 --> 01:10:13.338
‫هربار که به بن بست میخوری میای سراغ من

01:10:13.339 --> 01:10:15.732
‫این داره مسخره میشه

01:10:15.733 --> 01:10:17.951
‫ما می دونیم که یک نفرآقای فیندلی رو کشته

01:10:17.952 --> 01:10:21.085
‫این کلاهبردارها مظنون هستند، و همینطور آقای واکر،

01:10:21.086 --> 01:10:24.175
‫خانم گرین و خانم وانگ، اما همش داریم دور خودمون میچرخیم

01:10:24.176 --> 01:10:27.874
‫بنظرم تو اون لیست اسم خودت رو جا انداختی، نه؟

01:10:27.875 --> 01:10:31.182
‫منظورتون چیه آقای کین؟

01:10:31.183 --> 01:10:33.664
‫من هرگز نمیتونم به کسی آسیب برسونم.

01:10:40.323 --> 01:10:41.758
‫فیلیپ بهشون بگو

01:10:41.759 --> 01:10:44.500
‫بعیده.

01:10:44.501 --> 01:10:47.068
‫اماتو حاضری هر کاری بکنی تا به سویا برنگردی.

01:10:49.201 --> 01:10:51.942
‫و تو چی؟ تو اصلا مشکوک نیستی؟

01:10:51.943 --> 01:10:53.422
‫امکان نداره!

01:10:53.423 --> 01:10:55.424
‫من دکتر هستم.
‫کار من کمک کردن و شفا دادنه

01:10:55.425 --> 01:10:57.904
‫لابد هیچ پزشکی تا به حال مرتکب جنایت نشده

01:10:57.905 --> 01:10:59.819
‫"جک ریپر"  چیه پس؟

01:10:59.820 --> 01:11:01.778
‫مگه شایعه نشده طرف دکتر بوده؟

01:11:01.779 --> 01:11:05.216
‫به خاطر یه شایعه بی اسا همه دکترها رو خراب کنید.  عالیه، آفرین.

01:11:05.217 --> 01:11:07.871
‫- اچ اچ هولمز چطور؟
‫- و هاولی کریپن.

01:11:07.872 --> 01:11:10.961
‫برک و هار اجساد را به دانشکده های پزشکی میفروختن.

01:11:10.962 --> 01:11:12.876
‫اجسادی کسایی که خودشون
‫دزدیدن و به قتل رسونده بودن

01:11:12.877 --> 01:11:14.356
‫درس اخلاق از یک وکیل، اون هم وکیلی

01:11:14.357 --> 01:11:16.053
‫که در این نمایش کثیف شرکت کرده.

01:11:16.054 --> 01:11:17.620
‫شنیدن این حرفها از دهن تو واقعا سخته مرد

01:11:17.621 --> 01:11:19.186
‫گمون کنم حق با توئه

01:11:19.187 --> 01:11:21.667
‫اما از اونجایی که امشب
‫همه دارن تقصیرو گردن یکی دیگه میندازن

01:11:21.668 --> 01:11:25.367
‫یکی لطف کنه بگه من برای چی باید موکلمو بکشم؟

01:11:25.368 --> 01:11:28.544
‫شاید به این دلیل که توتنها کسی
‫هستی که به وصیت نامه دسترسی داری.

01:11:28.545 --> 01:11:31.068
‫- چی؟
‫- اگر می تونی اسم یکی از ما رو اضافه کنی،

01:11:31.069 --> 01:11:33.026
اون یه نفر میتونی خودت باشی

01:11:33.027 --> 01:11:34.898
‫لازم هم نیست تمام ثروت رو برداری.

01:11:34.899 --> 01:11:37.422
‫میتونی فقط یه قسمت کوچیک رو به نام خودت کنی

01:11:37.423 --> 01:11:41.818
‫خوب، با توجه به اینکه من در حال حاضر به وصیت نامه
‫دسترسی ندارم، می تونم بگم که این یک نظریه اشتباهه.

01:11:41.819 --> 01:11:43.821
‫چطور جرات میکنی؟تو وکیل هستی!

01:11:46.824 --> 01:11:48.564
‫کافیه!

01:11:48.565 --> 01:11:50.392
‫این ما رو به جایی نمی رسونه

01:11:50.393 --> 01:11:53.482
‫ما نیاز به استراحت داریم.
‫با پلیس تماس می گیریم

01:11:53.483 --> 01:11:55.353
‫خودشون فردا صبح بهش رسیدگی میکنن

01:11:55.354 --> 01:11:57.313
‫موافقم

01:13:30.188 --> 01:13:31.318
‫چیه؟

01:13:31.319 --> 01:13:32.798
‫باید با من بیاید

01:13:32.799 --> 01:13:34.931
‫فکر نمیکنم با این شرایط کار درستی باشه

01:13:34.932 --> 01:13:37.542
‫اینطور فکر نمیکنی آقای اسمت هر چی که هست؟

01:13:37.543 --> 01:13:39.415
‫هنوزم گوردونم، اسمم همینه

01:13:40.241 --> 01:13:42.896
‫اگر می خواستم بمیری، می تونستم
‫به زور وارد بشم

01:13:48.075 --> 01:13:49.686
‫من باید چیزی به شما نشون بدم.

01:13:53.733 --> 01:13:55.517
‫و چرا من بیاد اونو ببینم؟

01:13:55.518 --> 01:13:57.694
‫چون فکر می کنم شما
‫می تونید قاتل را پیدا کنید.

01:14:03.047 --> 01:14:07.312
‫میدونی، وقتی اولین بار همدیگه
‫رو دیدیم، من رو نگران کردی.

01:14:09.488 --> 01:14:12.404
‫ تو در تشخیص دروغ
‫خیلی ماهر به نظر می رسی.

01:14:13.797 --> 01:14:16.582
‫اما گمونم درهرصورت باید کارمون رو انجام بدیم

01:14:21.152 --> 01:14:23.937
‫و الان فقط یه کار باقی مونده

01:14:32.468 --> 01:14:34.034
میراندا کجاست؟

01:14:35.601 --> 01:14:37.341
گوردون کجاست؟

01:14:37.342 --> 01:14:40.605
‫از دیشب ندیدمش

01:14:40.606 --> 01:14:43.087
‫ گفت که باید به یه چیزی توی اتاق کار رسیدگی کنه

01:14:45.306 --> 01:14:46.351
وای نه

01:14:50.573 --> 01:14:52.095
‫دوستان!

01:14:52.096 --> 01:14:54.750
‫یا بگم برادران و خواهران؟

01:14:54.751 --> 01:14:56.055
شوهرم کجاست؟

01:14:56.056 --> 01:14:58.101
‫اون داره قایق رو برای برگشتمون آماده می کنه.

01:14:58.102 --> 01:15:01.017
‫چند ساعت پیش برای آوردن کارآگاه چرچ اونو برداشت

01:15:01.018 --> 01:15:04.542
‫کارآگاه هارولد چرچ،
‫پاسبانی دارتموث.  از دیدنتون خوشوقتم.

01:15:04.543 --> 01:15:09.112
‫حرف برای گفتن زیاده،
‫یک قاتل بین ماست

01:15:09.113 --> 01:15:10.461
‫باز شوالیه بازی شروع شد

01:15:10.462 --> 01:15:12.116
‫دلیلی برای نگرانی وجود نداره قربان

01:15:17.730 --> 01:15:20.603
‫خوب پس ، شروع کنیم؟

01:15:50.458 --> 01:15:51.503
‫این منم

01:15:53.026 --> 01:15:55.462
‫ اینجاتقریبا 14 سالم بوده

01:15:55.463 --> 01:16:00.424
‫اون تمام این مدت ما رو زیر نظر داشته.

01:16:00.425 --> 01:16:03.254
‫متاسفانه باید بگم این فقط یه چشمشه

01:16:17.224 --> 01:16:19.182
‫گوردون و کاترین وقتی گفتند که ما

01:16:19.183 --> 01:16:21.141
‫رو زیر نظر دارند دروغ نمی گفتند.

01:16:22.273 --> 01:16:24.231
‫خب، اینا دقیقا چه کوفتیه؟

01:16:27.583 --> 01:16:31.411
‫دوربین، اون هم از نوع گرون قیمتش

01:16:31.412 --> 01:16:34.458
‫بصورت جزئی از دکور هر اتاق نصب شده

01:16:34.459 --> 01:16:36.634
‫با این ویژگی جالب که فیلم رو هم ضبط

01:16:36.635 --> 01:16:39.333
- و دوباره پخش می کنه
- ‫غیر ممکنه

01:16:43.250 --> 01:16:47.253
‫فیندلی هم با ارتش آمریکا
‫و هم با ارتش بریتانیا ارتباط داشت

01:16:47.254 --> 01:16:48.603
‫اون هم با رده های بالا

01:16:48.604 --> 01:16:51.867
‫یک روز تمام این وسایل و ابزار

01:16:51.868 --> 01:16:55.697
‫با چند مرد با ظاهری بسیار جدی و
‫یونیفرم به تن دم در سبز شدن.

01:16:55.698 --> 01:16:57.612
‫اون بهم نشون داد که چجوری باید باهاشون کار کنم

01:16:57.613 --> 01:17:00.746
‫اما هرگز نگفت که چنین فناوری
‫را از کجا به دست آورده

01:17:06.230 --> 01:17:08.231
‫اولین بار زمانی که صدای جیغ کارمن را از

01:17:08.232 --> 01:17:10.973
‫دیوارها شنیدم، مشکوک شدم

01:17:10.974 --> 01:17:14.977
‫حتی اگر ادعای عایق صدا بودن اتاق ها
‫دروغی برای تحریک کردن ما باشه،

01:17:14.978 --> 01:17:18.241
‫خانه ای به این محکمی باید
‫صدا را بیشتر از اون کاهش میداد

01:17:18.242 --> 01:17:21.810
‫اما فیندلی پشت این دیوارها راهرو های زیادی ساخته بود

01:17:21.811 --> 01:17:24.640
پس قاتل را دیدی؟

01:17:26.206 --> 01:17:28.468
‫این مسخرست.  من دارم میرم

01:17:28.469 --> 01:17:30.645
‫متاسفانه نمیتونم انی اجازه رو بدم جناب

01:17:30.646 --> 01:17:31.907
‫ مطمئنمم که درک می کنید.

01:17:31.908 --> 01:17:33.082
‫این فیلم ها اطلاعات

01:17:33.083 --> 01:17:35.519
خیلی با ارزشی درخودشون دارن

01:17:35.520 --> 01:17:38.218
‫اما مطمئنم که قبلش توضیح بیشتری میخواید

01:17:41.787 --> 01:17:46.443
‫زیاد که با گل های رز کار کنی دیگه
‫ به چنین زخم هایی عادت میکنی

01:17:46.444 --> 01:17:50.013
‫مطمئنم شما هم همچین تجربه ای داشتید آقای کین

01:17:56.280 --> 01:17:57.933
‫خطرات همراه این شغله

01:17:57.934 --> 01:18:03.286
‫فیندلی اصرار داشت که قبل از به قتل

01:18:03.287 --> 01:18:06.899
‫رسیدنم سناریوهای مختلف رو امتحان کنیم

01:18:08.248 --> 01:18:10.511
‫دست های پدرتون به
‫طرز وحشتناکی میلرزیدن.

01:18:14.646 --> 01:18:16.995
‫چطور میتونسته با آدمهای اطرافش انقدر بدرفتاری کنه؟

01:18:16.996 --> 01:18:18.954
‫مردان ثروتمند باخدمشون رفتار دوستانه ای ندارن

01:18:18.955 --> 01:18:23.046
‫باید بهم بربخوره اما... حق باتوئه پسر

01:18:24.656 --> 01:18:26.962
‫مطمئنم که میدونید پدر ما اهل سفر بوده

01:18:26.963 --> 01:18:29.747
‫و ماجراجویی هاش رو مستند میکرده

01:18:29.748 --> 01:18:33.142
‫همینطور روابطش رو...  لیو چان.

01:18:33.143 --> 01:18:34.796
مادرم

01:18:34.797 --> 01:18:36.363
‫اِزمه بلانکو.

01:18:36.973 --> 01:18:38.017
‫و مادر من

01:18:40.063 --> 01:18:41.194
‫لطفا این کارو نکن.

01:18:43.370 --> 01:18:46.155
‫طبیعتاً  اسم مادر من هم اینجا هست

01:18:46.156 --> 01:18:47.983
‫اما یک نام نیست

01:18:47.984 --> 01:18:52.117
‫نه واکر، نه آمریکایی، نه چیزی از این دست.

01:18:52.118 --> 01:18:56.252
‫اما یک نام هست که بارها و بارها ذکر شده: شِلبی.

01:18:56.253 --> 01:19:00.647
‫او اولین خدمتکاری بود که در عمارت کار میکرد و

01:19:00.648 --> 01:19:03.781
‫ ظاهراً تأثیر زیادی روی فیندلی داشته.

01:19:03.782 --> 01:19:07.698
‫در چند صفحه اول با دقت و اشتیاق در مورد

01:19:07.699 --> 01:19:09.831
‫عاشقانه های فیندلی نوشته شده

01:19:09.832 --> 01:19:13.009
‫انگار که چیز دیگه ای تو زندگیش مهم نیست

01:19:14.358 --> 01:19:17.795
شلبی و فرزندش

01:19:17.796 --> 01:19:23.933
‫همونطور که متوجه شدید
‫خدمتکار یک بچه داشته،یک پسر.

01:19:38.077 --> 01:19:40.558
‫کارآگاه، جیب کتش روچک می‌کنید؟

01:19:41.689 --> 01:19:43.343
‫تکون نخور مرد

01:20:02.623 --> 01:20:06.540
‫آره.  شلبی واکر و لوئیس فیندلی

01:20:08.412 --> 01:20:10.587
‫متاسفانه باید بگم این چیزی رو ثابت نمیکنه

01:20:10.588 --> 01:20:12.590
‫صبرداشته باشید

01:20:22.382 --> 01:20:24.210
‫ اون گفت که باهاش ازدواج میکنه

01:20:26.212 --> 01:20:27.823
‫بارها و بارها و بارها.

01:20:30.216 --> 01:20:36.570
‫برای همین هم مادرم منتظر موند و منتظر
‫موند تا فیندلی موضوعو به پدر و مادرش بگه.

01:20:37.528 --> 01:20:40.051
‫مادرم هنو زجوون بود، وقت داشت

01:20:40.052 --> 01:20:41.967
‫اما بعدش باردار شد...

01:20:45.057 --> 01:20:46.885
‫و این همه چیز را تغییر داد

01:20:49.366 --> 01:20:53.152
‫گفت چاره ای جز اخراج اون نداره.

01:20:55.720 --> 01:20:58.592
‫و هیچی بهش نرسید

01:21:00.899 --> 01:21:04.033
‫اگر حقوق بیشتر میگرفت بقیه مشکوک میشدن

01:21:07.036 --> 01:21:10.082
‫برای همین هم...اون هیچ جایی برای رفتن نداشت

01:21:12.737 --> 01:21:15.217
‫خانواده خودش طردش کردن

01:21:15.218 --> 01:21:20.701
‫چون اون مجرد بود و حامله

01:21:22.007 --> 01:21:25.880
یک پسر حرامزاده

01:21:25.881 --> 01:21:29.885
‫برای همین به آمریکا رفت

01:21:32.017 --> 01:21:33.758
‫منو تو قایق به دنیا آورد

01:21:35.238 --> 01:21:37.021
‫اون همیشه امیدوار بود که

01:21:37.022 --> 01:21:42.071
‫که... فیندلی یه روز میاد دنبالش

01:21:43.811 --> 01:21:46.553
‫و میتونیم زندگی راحت و آسوده ای داشته باشیم

01:21:47.990 --> 01:21:51.601
‫برای همین دنبال کار ثابت نرفت

01:21:51.602 --> 01:21:56.998
‫چون مطمئن بود که  یکی از همین روزها
‫ شاهزاده سوار بر اسبش میرسه

01:21:56.999 --> 01:22:00.045
‫اون می گفت: بابا میاد و ما رو نجات میده

01:22:03.396 --> 01:22:04.702
بابا

01:22:08.010 --> 01:22:09.489
‫بعدش مریض شد

01:22:12.710 --> 01:22:16.887
‫آنقدر مریض شده بود که
‫غرورش را لگد کرد و...

01:22:16.888 --> 01:22:23.547
‫ نامه ای برای فیندلی نوشت
‫و ازش درخواست کمک کرد.

01:22:26.942 --> 01:22:28.944
‫یک کلمه هم جواب نداد

01:22:31.120 --> 01:22:32.903
‫قبل از مردنش حقیقت رو درمورد فیندلی بهم گفت

01:22:32.904 --> 01:22:36.559
مورد فیندلی قبل
از مرگ او می دانم.

01:22:36.560 --> 01:22:39.171
‫و وقتی روزش فرا رسید...

01:22:40.956 --> 01:22:43.175
‫آنجا بود که عهد کردم که... تا آخر

01:22:45.351 --> 01:22:48.005
من تا آخر عمر دنبال فیندلی

01:22:48.006 --> 01:22:51.009
‫عمرم دست از سرفیندلی و امثال اون برندارم

01:22:54.273 --> 01:22:56.057
‫افراد ثروتمند و بانفوذ، می دونند که اطلاعات

01:22:56.058 --> 01:23:01.714
‫میتونه بیشتر از هر چاقو

01:23:01.715 --> 01:23:06.110
یا تفنگی بهشون صدمه بزنه.

01:23:06.111 --> 01:23:09.245
‫برای همین روزنامه نگار شدم

01:23:11.203 --> 01:23:14.118
‫رازهای کثیف و جرمهاشونو پیدا می‌کردم و اونها رو

01:23:14.119 --> 01:23:17.904
‫جلوی چشم همه فاش میکردم

01:23:17.905 --> 01:23:20.082
‫اون شاهد تک تک حرکاتت بود

01:23:27.611 --> 01:23:28.786
‫اونها...

01:23:32.224 --> 01:23:33.877
‫اونها گزارش های من هستن

01:23:33.878 --> 01:23:37.055
‫همش تو این آلبوم هست  او شدیدا بهت افتخار می کرده.

01:23:38.448 --> 01:23:40.492
‫اون خیلی به سیاست پشت کارت اهمیت نمی داد،

01:23:40.493 --> 01:23:42.973
‫بلکه این مصمم بودن و بی پرواییت براش مهم بوده

01:23:42.974 --> 01:23:45.541
‫تو تمام آن چیزی بودی که
‫اون در یک وارث می خواست،

01:23:45.542 --> 01:23:47.151
‫چون تو هم مثل اون بودی

01:23:47.152 --> 01:23:49.545
‫من اصلا شبیه اون نبودم!

01:23:49.546 --> 01:23:51.155
‫ به اطرافت نگاه کن

01:23:51.156 --> 01:23:55.377
‫اونم در حالی که از قصر طلاکاری
‫شده اش ما روتماشا می کرد.

01:23:55.378 --> 01:23:58.075
‫اما گذاشت طوفان مارو با خودش ببره

01:23:58.076 --> 01:24:02.254
و در هر زمان، او می توانست
رنج ما را کاهش دهد، اما، نه.

01:24:03.951 --> 01:24:06.041
‫اما گذاشت طوفان مارو با خودش ببره

01:24:07.564 --> 01:24:11.219
‫و درست در جایی که وقتش رسیده بود که

01:24:11.220 --> 01:24:13.700
‫کار درست رو انجام بده، مارو کشونداینجا

01:24:17.356 --> 01:24:18.705
‫دوباره بازی داد

01:24:22.405 --> 01:24:27.365
‫برای همین اومدم و تنها کاری روکه اون مرد

01:24:27.366 --> 01:24:31.978
‫اون مرد ترسو
‫بلد بود انجام بده تموم کردم

01:24:31.979 --> 01:24:33.459
‫من بازی رو متوقف کردم.

01:24:34.895 --> 01:24:36.331
‫با کشتنش؟

01:24:36.332 --> 01:24:38.202
‫با انجام کاری که لازم بود

01:24:38.203 --> 01:24:39.509
‫با متهم کردن من؟

01:24:40.901 --> 01:24:43.773
‫متهم کردن گوردون،بعدش
‫میراندا، و زمانی که این کار جواب نداد

01:24:43.774 --> 01:24:45.949
‫باعث شدی خودمون به همدیگه تهمت بزنیم

01:24:45.950 --> 01:24:47.908
‫که خودت بتونی قسر در بری

01:24:50.215 --> 01:24:53.348
‫ترسوی واقعی تو هستی!!

01:24:53.349 --> 01:24:54.567
‫خب...

01:24:56.091 --> 01:24:59.355
‫گمونم حداقل یه چیزایی ازش بهم به ارث رسیده

01:25:04.229 --> 01:25:06.405
‫اما شما باید از من ممنون باشید

01:25:07.972 --> 01:25:10.887
‫آزادتون کردم...  اون پول نفرین شده‌ست

01:25:10.888 --> 01:25:13.324
‫چهار نفر دیگه تا ابد خودمونو سرزنش میکردیم که

01:25:13.325 --> 01:25:15.674
‫چرا فیندلی فکر میکرده

01:25:15.675 --> 01:25:17.024
ما به اندازه کافی خوب نیستیم.

01:25:19.244 --> 01:25:22.987
‫و برای تنها برنده خوش شانس...

01:25:25.163 --> 01:25:29.253
‫این حکم یه تقدیر شوم رو داره،
‫این که توی قفس زندونی بشی

01:25:29.254 --> 01:25:33.257
‫و در نهایت به یک کپی ضعیف از اون مرد تبدیل بشی

01:25:33.258 --> 01:25:35.172
‫ این درست نیست.

01:25:35.173 --> 01:25:37.523
‫این بازی هیچ وقت بابت انتخاب نبوده

01:25:38.916 --> 01:25:40.830
‫داشته زحمت اضافه به خودش میداده

01:25:40.831 --> 01:25:42.833
‫انتخاب اون همیشه تو بودی، دونالد.

01:25:43.877 --> 01:25:46.444
‫این ماجرا یه تست برا ی امتحان کردن تو بود

01:25:46.445 --> 01:25:48.620
‫ما هرگز گزینه های جدی نبودیم.

01:25:48.621 --> 01:25:51.581
‫و الان، هیچ کسی نخواهد بود.

01:25:52.886 --> 01:25:55.758
‫ارث باید به طور مساوی بین فرزندان

01:25:55.759 --> 01:25:57.760
‫اون تقسیم شود.  قانونش این نیست؟

01:25:57.761 --> 01:26:01.242
‫احتمالاً، اما وصیت نامه

01:26:01.243 --> 01:26:03.548
‫مشخصا گفته باید یک نفر انتخاب بشه

01:26:03.549 --> 01:26:06.377
‫درغیر اینصورت تمام دارایی ها به صنایع
‫فیندلی بازگردانده میشه

01:26:06.378 --> 01:26:09.163
‫و یک جانشین توسط
‫هیئت مدیره انتخاب میشه.

01:26:09.164 --> 01:26:15.865
‫با این حال، اگر وارثی انتخاب
‫می شد، به همه رسیدگی می شد.

01:26:15.866 --> 01:26:18.955
‫که در اون صورت باید فامیلیتون رو تغییر میدادید

01:26:18.956 --> 01:26:22.219
‫و قسم میخوردید که راز فیندلی رو فاش نکنید

01:26:22.220 --> 01:26:24.483
‫بازی توی بازی

01:26:25.528 --> 01:26:27.269
‫ببریدش، کارآگاه.

01:26:51.206 --> 01:26:52.989
‫من واقعا متاسفم.

01:26:52.990 --> 01:26:56.253
‫اگر عمق سادیسم اونو میدونستم،

01:26:56.254 --> 01:26:59.038
‫هرگز خودمو وارد این ماجرا نمیکردم

01:26:59.039 --> 01:27:01.128
‫اونوقت یه نفر دیگرو پیدا می کرد.

01:27:05.872 --> 01:27:08.483
‫پدرمون ارزش

01:27:08.484 --> 01:27:10.267
و جایگاه ماروتعریف نمیکنه

01:27:10.268 --> 01:27:13.228
‫ما صاحب سرنوشت خودمون هستیم.

01:27:15.273 --> 01:27:19.755
‫- ما به اون نیازی نداریم.
‫- یا به پولش.

01:27:19.756 --> 01:27:21.584
‫چون همدیگرو داریم.

01:27:41.517 --> 01:27:43.300
‫قراره چی به سرش بیاد؟

01:27:43.301 --> 01:27:45.128
‫پرونده مختومه است

01:27:45.129 --> 01:27:47.217
‫ بقیه عمرش رو باید گوشه زندان سر کنه

01:27:47.218 --> 01:27:48.566
‫چقدر حیف

01:27:48.567 --> 01:27:52.048
‫اوه تو خیلی مهربونی

01:27:52.049 --> 01:27:54.877
‫برای همینم هست که هیچ وقت کارآگاه نمیشی عزیزم

01:27:54.878 --> 01:27:57.706
‫به این میگن دلسوزی، با همین تونستم مچت رو بگیرم

01:27:57.707 --> 01:27:59.752
‫با همین مچ امثال تورو بعدها بیشتر میگیرم

01:28:00.753 --> 01:28:02.406
‫و منو عزیزم صدا نکن

01:28:02.407 --> 01:28:04.453
‫میبینمت خواهر

01:28:06.368 --> 01:28:10.849
‫خانم صبر کنید
‫شما برای اینکار استعداد دارید

01:28:10.850 --> 01:28:12.503
‫اگر برای شروع کمک خواستید

01:28:12.504 --> 01:28:14.244
‫من در اسکاتلند یارد دوستانی دارم.

01:28:14.245 --> 01:28:16.768
‫اوه، متشکرم.

01:28:16.769 --> 01:28:19.597
‫اما فکر می کنم تنهایی بهتر بتونم کار کنم

01:28:19.598 --> 01:28:21.904
‫اوه، مثل یک کارآگاه خصوصی؟ اما پولش...

01:28:21.905 --> 01:28:24.559
‫اوه، من هرگز از پول استفاده زیادی نکرده ام، اما دوست

01:28:24.560 --> 01:28:28.650
‫دارم در خدمت افرادی باشم که واقعاً به کمکم نیاز دارند.

01:28:28.651 --> 01:28:30.565
‫با همه اینها، اینو نگه میدارم

01:28:30.566 --> 01:28:32.915
‫حتی یک کارآگاه خوب هم
‫گهگاه به کمک نیازه.

01:28:32.916 --> 01:28:34.351
‫درست میگید، خانم.

01:28:34.352 --> 01:28:35.700
‫مطمئن باشید کاری میکنم همه بفهمن یک کارآگاه

01:28:35.701 --> 01:28:37.789
‫خصوصی زن قاتل لوئیس فایندلی

01:28:37.790 --> 01:28:39.008
رو پیدا کرده

01:28:39.009 --> 01:28:40.750
ممنونم آقا

01:28:44.275 --> 01:28:46.799
‫داشتم فکر میکردم...درمورد خودمون

01:28:47.365 --> 01:28:48.758
‫منم همینطور

01:28:50.063 --> 01:28:52.282
‫اینکه نمیتونیم با هم باشیم

01:28:52.283 --> 01:28:54.720
‫دلیل نمیشه که توی زندگی همدیگه هم نباشیم

01:28:57.070 --> 01:28:59.376
‫من تا حالا برادر کوچیک نداشتم.

01:28:59.377 --> 01:29:02.466
‫من اونقدرها هم جوون نیستم.

01:29:02.467 --> 01:29:05.209
‫عزیزم ، شوخی بود

01:29:14.436 --> 01:29:16.438
‫گمونم تورو هم به حال خودت ول کرده

01:29:18.440 --> 01:29:21.659
‫خب چرا به جمع ما گمشده ها نمیای؟

01:29:21.660 --> 01:29:23.358
‫ما باید مراقب همدیگه باشیم.

01:29:23.382 --> 01:29:33.382
‫سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین!
‫.:: Bamabin.com ::.

01:29:33.406 --> 01:29:39.406
‫مترجم:آیدا تهرانی.

01:29:39.430 --> 01:29:54.430
‫سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین!
‫.:: Bamabin.com ::.
