WEBVTT

00:50.200 --> 00:54.200
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

00:54.744 --> 00:57.000
‫من مثل گل آفتابگردانی بزرگ،

00:57.630 --> 00:59.490
‫مرگ رو به سمت خودم کشیدم.

01:04.728 --> 01:08.169
‫«شغال‌ها و کرم‌های شب‌تاب»

01:14.520 --> 01:17.760
‫با روحیه‌ای لگدمال شده
‫اطراف خیابان‌ها پرسه زدم،

01:17.880 --> 01:18.990
‫تا کلاهی پیدا کنم.

01:20.040 --> 01:22.350
‫آفتاب به سرمای پیاده‌روها چیره می‌شد،

01:22.800 --> 01:26.520
‫کماکان که گرمای پشت هدفونم،
‫خنکی پاییز رو به کام مرگ می‌کشوند.

01:29.142 --> 01:31.950
‫با صدای جریان امواج آبی،

01:32.402 --> 01:35.471
‫به صافی دریاچه‌ی تیره و تاری
‫که توش غرق شد.

01:36.519 --> 01:38.568
‫همین روزها بود که دختر آواز می‌خوند.

01:39.026 --> 01:42.611
‫در حالی که مرد تمام روزهای شاد شکرگزاری رو
‫در چاه ناامیدی غرق‌شده می‌دید.

01:42.989 --> 01:46.157
‫کسی نمی‌تونست بغض کنه،
‫یا عصبانی بشه.

01:47.116 --> 01:49.298
‫با ترانه‌ای که توی گوشم بود
‫شروع به قدم زدن کردم،

01:50.609 --> 01:52.689
‫از کنار تابلوی روز جهانی ناچو گذشتم.

01:54.770 --> 01:56.178
‫توی باری توقف کردم.

01:58.589 --> 01:59.995
‫با حس ناتوانی.

02:02.446 --> 02:05.676
‫ترانه‌ی «بپا که نامزد چارلی اومد»
‫از بلندگو پخش می‌شد؛

02:06.864 --> 02:08.692
‫با تمام نت‌های دوگانه‌اش.

02:09.633 --> 02:10.653
‫این روزهای اخیر...

02:11.233 --> 02:13.749
‫سعی داشتم به فاصله‌ای که
‫بینمون افتاده عادت کنم.

02:14.940 --> 02:17.700
‫از بابت عوارض این دوری خودخوری کردم.

02:26.250 --> 02:27.756
‫برای خودم توی اینترنت می‌چرخم.

02:28.140 --> 02:29.340
‫درمورد تیم مت می‌خونم.

02:29.760 --> 02:31.410
‫و درمورد... همون مت می‌خونم.

02:31.560 --> 02:34.110
‫جدول بازی‌ها و خبرگزاری‌های
‫مرتبط با سرطان رو می‌خونم.

02:34.860 --> 02:36.750
‫به عکس اولین دندون‌هام خیره می‌شم؛

02:37.320 --> 02:38.730
‫به سلفی‌های مراسم ختمم،

02:39.489 --> 02:41.098
‫به اشتباهات زندگی ناکامم.

02:42.590 --> 02:45.066
‫تعجبی نداره که برای گفتن
‫«دوستت دارم» مخففی تعریف شده:

02:45.546 --> 02:48.006
‫شکلی قرمز و قلمبه از قلب.

02:48.630 --> 02:52.164
‫فقط با مجموعه‌ای از هدایا
‫می‌شه این حجم از درد رو پنهان کرد،

02:53.190 --> 02:55.260
‫بدون اینکه پلاسمای زیادی از دست بدیم.

02:58.079 --> 03:01.919
‫دختری توی خیابون برادوی و پرنس
‫شکم بارداری بامزه‌ای داشت.

03:02.651 --> 03:04.991
‫دختری توی خیابون و بلیکر می‌گفت:

03:05.078 --> 03:07.320
‫«من که دیگه از سوهو خسته شدم.»

03:09.806 --> 03:12.176
‫با لیست آرزوهای چین خورده‌اش؛

03:12.660 --> 03:13.890
‫یا لبخند چاپلوسانه‌اش.

03:14.460 --> 03:17.220
‫هوای گرم رو از بین دندون‌هام رد می‌کردم.

03:17.910 --> 03:18.910
‫من هر کسی رو حریف می‌شم.

03:19.530 --> 03:20.997
‫همه این رو می‌دونن.

03:22.246 --> 03:23.403
‫همیشه در دسترسم.

03:24.203 --> 03:25.343
‫من رو یادت بمونه؛

03:25.892 --> 03:26.892
‫این هوا رو،

03:27.270 --> 03:28.290
‫این آقایون فنی‌کار رو.

03:28.653 --> 03:31.959
‫بین آهنگ‌هام جایی که دوست دارم رو
‫پیدا می‌کنم و بعد ازش میام بیرون.

03:32.741 --> 03:33.894
‫سوار اتوبوسی می‌شم.

03:34.759 --> 03:36.139
‫سوار اتوبوس دیگه‌ای می‌شم.

03:36.660 --> 03:37.830
‫نمی‌دونم دنبال چی می‌گردم.

03:39.147 --> 03:40.147
‫دارم می‌سوزم.

03:41.646 --> 03:46.006
‫به پیشخدمتی که اسمش ویرجینیاست می‌گم
‫هیچ‌کس اسمش به قشنگی اون نیست.

03:46.667 --> 03:49.348
‫بهش می‌گم تمام دوستانم قراره
‫اسم بچه‌شون رو بذارن ویرجینیا.

03:49.530 --> 03:50.530
‫به خدا.

03:51.630 --> 03:54.930
‫خوشم نمیاد با بچه‌های دوستانم صحبت کنم.

03:56.400 --> 03:57.540
‫برای خودم قدم می‌زنم.

03:58.956 --> 04:04.836
‫شهر پر از نوجوان‌های امیدواره که توی مترو
‫ترانه‌های «مارون ۵» رو می‌خونن.

04:05.010 --> 04:07.620
‫به بالاترین درجات
‫عشق الزام‌آور آینده رسیده بود.

04:07.930 --> 04:10.060
‫درحالی که واژه‌ی «اراده» رو
‫با تأکید تلفظ می‌کرد.

04:11.070 --> 04:14.040
‫عشق وابسته به وجه شرطی
‫صرفاً رویایی از زمانه‌ی دیگه‌ست.

04:14.910 --> 04:15.910
‫ناکامله.

04:16.800 --> 04:17.940
‫که منم درگیر چنین چیزی بودم.

04:20.128 --> 04:22.003
‫دیشب از مواد شوینده ایرلندی استفاده کردم،

04:22.027 --> 04:24.153
‫از همون‌موقع این خارش کوفتیم بند نیومده.

04:25.050 --> 04:26.070
‫حرف‌های خانمی بود.

04:26.403 --> 04:28.484
‫توی سن‌نیکلاس خیابون صد و سی و نه،

04:28.600 --> 04:31.137
‫پای تلفن همچنان می‌خارید،
‫پس لابد راستش رو گفته.

04:32.550 --> 04:34.936
‫زندگی‌های زیادی توی مترو جریان داره.

04:37.500 --> 04:40.601
‫بقیه که تلویزیون نگاه می‌کنن،
‫منم توی خونه‌شون می‌مونم.

04:41.100 --> 04:43.080
‫با صدای بی‌پایان جیغ زنان،

04:43.105 --> 04:46.613
‫و رژه‌ی بزرگان سابق،
‫حتی قطعه‌های کارمینا بورانا؛

04:47.160 --> 04:48.160
‫تا صدای خنده.

04:49.666 --> 04:50.806
‫و تماشای اینترنتی فیلم.

04:52.269 --> 04:54.459
‫حتی جای دیگه‌ای توی اتوبوس،

04:54.870 --> 04:57.210
‫که همچنان همه مشغول
‫تماشای تلویزیون هستند.

04:58.060 --> 05:00.150
‫فریاد این زن...

05:02.100 --> 05:03.100
‫تمومی نداره.

05:03.990 --> 05:07.350
‫هنوزم از تماشای نور خورشید
‫از پنجره‌ی اتوبوس بین‌شهری لذت می‌برم،

05:07.470 --> 05:09.600
‫از آفتاب ترسیده و هراسان،

05:09.750 --> 05:11.358
‫از گلدسته‌های شهر بوفالو،

05:11.382 --> 05:16.230
‫از خورشیدی که به آرومی طلوع می‌کنه،
‫یا غارنوردی و پایانه‌ی جنوبی بایرون پلازا.

05:16.453 --> 05:20.843
‫یا جایی که زمزمه‌های مردم
‫رنگ و بویی از تطهیر نداره.

05:22.596 --> 05:24.141
‫گله‌ای از جنس آسمان،

05:24.440 --> 05:26.261
‫که بر فراز گرین‌فیلد مه‌آلود پر گشوده.

05:27.013 --> 05:29.808
‫و پرندگان مشکی‌رنگی که انگار
‫دم‌دمای صبح به نشان سوگواری،

05:30.253 --> 05:32.377
‫مثل یک نقاشی سیه‌نما به آسمان می‌پاشند.

05:33.540 --> 05:35.324
‫منی که توی اتوبوس لاگواردیا نشسته‌م.

05:35.359 --> 05:36.578
‫و نوری به صورتم ساطع می‌شه.

05:37.603 --> 05:39.553
‫منی که توی اتوبوس راچستر نشسته‌م.

05:40.879 --> 05:42.129
‫سلام دنیای عزیزم.

05:44.059 --> 05:45.455
‫منی که توی اتوبوسم...

05:46.246 --> 05:48.588
‫ای خدا، مگه تمومی داره؟

05:51.026 --> 05:52.026
‫از شما می‌پرسم.

05:53.550 --> 05:56.378
‫هر از گاهی تصوری بهم دست می‌ده.

05:56.783 --> 05:58.255
‫کسی نمی‌دونه که من، منم.

05:58.660 --> 06:00.137
‫پس نگران چی باشم؟

06:00.960 --> 06:04.046
‫انگار که این کالبد نوعی لباسه
‫و من تحت چنین پوششی می‌چرخم.

06:04.472 --> 06:08.208
‫خورشید هارلم که موسیقی هیپ‌هاپ
‫دهه‌ی نود رو تداعی می‌کنه.

06:08.599 --> 06:11.239
‫من و کفن تابستان از دست داده‌ام.

06:12.570 --> 06:14.250
‫در سلطنتی خالی از ناامیدی.

06:14.580 --> 06:15.750
‫با افسار کوتاه سگ‌ها.

06:16.459 --> 06:19.382
‫با قطرات آبی که نور ازش نشت می‌کنه،

06:19.536 --> 06:22.212
‫و در ایوان کنار پیاده‌رویی
‫با نگاهش می‌پرسه:

06:22.410 --> 06:25.630
‫«مایلم بدونم چقدر از عمرم باقی مونده.»

06:26.340 --> 06:27.340
‫من می‌دونم.

06:28.147 --> 06:29.147
‫راستش نمی‌دونم.

06:30.240 --> 06:32.121
‫با آوای جیرجیرک‌های شبانه‌ی این حوالی،

06:32.146 --> 06:35.363
‫که مثل صدای ماشین پلیس
‫آمیخته با مویه‌ست.

06:35.763 --> 06:37.914
‫که از چیزی به چیز دیگه‌ای می‌رسه.

06:38.190 --> 06:39.480
‫یا حتی ترک‌های گچ.

06:40.740 --> 06:41.970
‫جسم دوست‌داشتنی تو،

06:42.210 --> 06:42.690
‫صرفاً...

06:42.729 --> 06:43.958
‫نوعی پوششه.

06:44.936 --> 06:47.186
‫«پرنده‌ای می‌خواد برینه توی کفشم»،

06:47.753 --> 06:49.102
‫چنین نامه‌ای برام نوشته بودی.

06:49.650 --> 06:51.218
‫که عکسی ضمیمه‌اش کرده بودی.

06:51.417 --> 06:54.160
‫ولی من همچنان با اون پرنده
‫همدردی می‌کردم.

06:54.540 --> 06:56.370
‫و این آقایی که توی بار بهم می‌گه:

06:56.849 --> 06:58.628
‫«دوبرونیک قبلاً شهر اشباح بوده.»

06:59.003 --> 07:01.633
‫با پایان نفس‌گیر یک غروب.

07:01.830 --> 07:04.659
‫ولی من راکتور مادرزادی هستم.

07:05.193 --> 07:07.540
‫و دوباره نفسی که پایان غروب
‫ازم گرفته بود رو پس گرفتم.

07:07.590 --> 07:10.335
‫مثل کیسه بکسی که تاب می‌خوره،
‫یا مگسی که کسی پسش زده؛

07:11.080 --> 07:13.536
‫که عاشق گرمای بدن انسانه.

07:14.160 --> 07:16.651
‫روحت قبل شروع هر روز
‫این بدنت رو فرا می‌خونه.

07:16.980 --> 07:18.000
‫مثل موقع تاکسی گرفتن.

07:19.830 --> 07:20.830
‫و انگاری که هر روز...

07:21.390 --> 07:22.410
‫تاکسی بی‌توجه رد می‌شه.

07:24.270 --> 07:27.090
‫از کنارت می‌رم و سر از دل شب در میارم.

07:27.450 --> 07:29.580
‫تو که می‌دونی کسایی مثل من
‫شب از کجاها ممکنه سر در بیارن.

07:30.407 --> 07:34.367
‫اونم بعد هفت ساعت که وارد بار می‌شی
‫و آقایونی اونجا ازت می‌پرسن:

07:35.190 --> 07:38.280
‫«فرق بین شغال و کفتار چیه؟»

07:39.600 --> 07:42.390
‫گمونم مثل گهواره‌ای باشه.
‫که دنیا ما رو توش نگه می‌داره.

07:42.883 --> 07:43.883
‫فکر کنم.

07:45.030 --> 07:46.030
‫خطاب به خودم.

07:46.830 --> 07:47.830
‫خطاب به من.

07:48.180 --> 07:51.660
‫از این آقایون گذرا و شک و ظن‌هاشون.

07:52.590 --> 07:56.821
‫با صدای خنده‌هاشون که
‫شبیه ناله‌های شغاله.

07:58.230 --> 08:00.480
‫داستان پیدایشی که به شکستی بدل شده.

08:00.810 --> 08:01.810
‫سرسخت.

08:02.160 --> 08:03.160
‫بی‌رمق.

08:06.540 --> 08:11.340
‫و سوار بر قطار برقی به مقصد جنوب،
‫افکارم به سمت ناهنجاری سوق پیدا می‌کرد.

08:12.266 --> 08:13.266
‫و بعد فکر می‌کنم.

08:14.100 --> 08:15.660
‫تمام وقت بهش فکر می‌کنم.

08:16.063 --> 08:17.329
‫درگیرش می‌شم.

08:18.079 --> 08:19.442
‫فکر و ذکرم می‌شه.

08:20.285 --> 08:24.918
‫و نسیمی که با صدایی گرفته
‫می‌گه «آب طغیان کرده، آب طغیان کرده».

08:25.170 --> 08:26.791
‫مثل اون آقایون توی بار...

08:26.886 --> 08:28.083
‫که بی‌وقفه آواز می‌خونن.

08:29.305 --> 08:33.629
‫یک شب گرت انقدری کامپاری خورده بود که باهاش
‫می‌شد قایق اسباب‌بازی‌ای رو به آب انداخت،

08:34.020 --> 08:38.760
‫و بهم نشون داد که معماری
‫ساختمون اتحادیه‌ای غربی موقع غروب...

08:38.790 --> 08:40.780
‫شبیه ماکتی از خودش و آدمه.

08:42.120 --> 08:43.488
‫که منظورم...

08:44.336 --> 08:45.336
‫خودتی.

08:45.876 --> 08:50.466
‫کاش بودی و ابرهای کومه‌ای‌بارای
‫بر فراز رودخانه‌ی هادسون رو می‌دیدی،

08:50.520 --> 08:52.939
‫یعنی در این حد دیدنی بود.

08:53.142 --> 08:54.591
‫و برام سوال بود:

08:55.230 --> 08:58.279
‫چرا هوای محله‌ی چینی‌ها
‫از بقیه‌ی شهر گرم‌تره؟

08:58.760 --> 09:02.480
‫بعد متوجه شدم اژدهایان برادوی شرقی،

09:02.880 --> 09:04.832
‫گاهی با بازدم شعله‌ای بیرون می‌دن،

09:04.857 --> 09:08.370
‫که روی آب و هوای بخش شرقی تأثیر می‌ذاره،
‫خلاصه متوجه شدی.

09:10.232 --> 09:11.492
‫یادت نره که...

09:11.859 --> 09:13.081
‫اینجا جزیره‌ست.

09:15.396 --> 09:17.173
‫گاهی اوقات طوفانیه.

09:19.356 --> 09:20.979
‫گاهی مثل جسمیه...

09:21.420 --> 09:22.420
‫که شعله‌وره.

09:23.520 --> 09:28.230
‫هوای مه‌آلود این شهر رو حس کن که چطور
‫مدِ مهارت‌ها و استعدادهات،

09:28.230 --> 09:32.220
‫چطور جزر استخوانی و بی‌ثمر رو
‫با خودش می‌شوره و می‌بره.

09:32.700 --> 09:35.429
‫ولی باز دلتنگ کرم‌های شب‌تاب
‫پارک ترابیکای نیویورک می‌شم،

09:35.640 --> 09:39.851
‫همین مثلث‌های کوچیک که
‫نوک انگشت‌های گرت روشن و براق می‌شن.

09:40.293 --> 09:42.098
‫حتی دلتنگ صدای آوازی که
‫یهویی به گوشمون می‌رسید:

09:42.270 --> 09:44.070
‫«ای برادوی عجیب و غریب».

09:44.186 --> 09:45.186
‫با خودم می‌گم...

09:45.476 --> 09:48.040
‫شاید منم از این خزعبلات
‫هالیوودی خوشم نمیاد، ولی...

09:51.386 --> 09:52.386
‫با خودم می‌گم...

09:52.699 --> 09:54.259
‫حتی اگه مشکلی نباشه،

09:56.070 --> 09:58.040
‫همیشه‌ی خدا باید مشکلی پیش بیاد.

09:58.616 --> 10:01.521
‫نورشون صورتم رو براق می‌کرد.

10:04.403 --> 10:07.517
‫خشکیده و بی‌نفس از بین
‫کرم‌های شب‌تاب گذشتم.

10:07.933 --> 10:09.390
‫انگاری که منم...

10:09.920 --> 10:10.969
‫شعله‌ور شده بودم.

10:11.066 --> 10:15.180
‫انگار هرگز درمورد چنین معجزه‌ای
‫چیزی نشنیده بودم.

10:15.766 --> 10:17.830
‫تا اون لحظه واقعاً نشنیده بودم.

10:17.970 --> 10:20.010
‫هوای شهر با احساس عجز گره خورده بود.

10:20.686 --> 10:21.686
‫دقیقه‌ی بعد،

10:21.813 --> 10:23.935
‫از کنار پیاده‌رو صدایی در حال رد شدن گفت:

10:24.693 --> 10:27.502
‫«جون تو اولین بارم بود آبجو می‌خورم پسر.»

10:28.596 --> 10:29.596
‫«گمونم دختره...

10:29.820 --> 10:31.521
‫افسردگی حاد داره.»

10:32.596 --> 10:34.665
‫«وقتی هوا خیلی گرم بشه آدم تشنج می‌کنه.»

10:35.033 --> 10:37.043
‫«دروغ، دروغ، دروغ.»

10:37.427 --> 10:38.987
‫توی این شهر گرم همه دروغ می‌گن.

10:39.976 --> 10:42.149
‫داشتم پشت آقایی راه می‌رفتم که
‫برگشت به خانمش گفت:

10:42.510 --> 10:45.668
‫«با این پایی که تو داری،
‫نبایدم دمپایی لاانگشتی بپوشی.»

10:45.799 --> 10:48.003
‫بعد دختر چمدون به‌دست رد شد.

10:48.516 --> 10:52.068
‫مجسمه‌ی آدام کلیتون پاول که روی
‫صورت برنزی‌اش نور خورشید تابیده بود.

10:52.396 --> 10:54.646
‫افق زردرنگ که توی شهر دیده می‌شد.

10:55.622 --> 10:56.553
‫اغذیه‌فروشی.

10:56.790 --> 10:58.050
‫شکاکی شهروندان.

10:58.256 --> 10:59.624
‫بحث‌های ورزشی.

11:00.213 --> 11:01.465
‫کالباس سرد.

11:01.943 --> 11:03.429
‫و نمک و فلفل.

11:04.560 --> 11:05.580
‫حال و هوای غیرقابل توضیح.

11:05.993 --> 11:06.993
‫ماهی‌گیری...

11:07.110 --> 11:09.210
‫توی قابی کنار تصویر مالکوم ایکس قرار گرفت.

11:09.516 --> 11:11.646
‫که یک دستش چوب ماهی‌گیری
‫و دست دیگه‌اش ابزارش بود.

11:12.693 --> 11:15.224
‫برگردیم سراغ باران آخر تابستان.

11:15.349 --> 11:18.267
‫که عین حس برگشتن از سر کار برای من بود.

11:18.476 --> 11:19.476
‫از بین گندراسوهای شهر،

11:19.599 --> 11:20.709
‫و شکوفه‌ها،

11:21.420 --> 11:23.670
‫و بوی تلخی که می‌داد.

11:25.379 --> 11:26.828
‫به تو فکر می‌کنم.

11:27.343 --> 11:29.684
‫و به بارونی که بعد عروسی فین بارید.

11:29.909 --> 11:35.516
‫دختری که توی ایستگاه غربی اتوبوس
‫بین صدای طوفان روی زمین نشسته بود،

11:35.616 --> 11:37.642
‫و از زمین و زمان گلایه می‌کرد.

11:38.040 --> 11:40.230
‫فرداش باهام تماس گرفتن
‫و گفتن متهم به جرمی شده.

11:40.549 --> 11:41.637
‫توی فروشگاه اختصاصی بود.

11:41.916 --> 11:43.203
‫البته ارزش لاف زدن نداره.

11:43.826 --> 11:46.560
‫و بچه‌هایی که بدون اجازه
‫از گیت تردد می‌پریدن و با خودم گفتم:

11:46.746 --> 11:48.039
‫لابد اون اول شروع کرد.

11:48.443 --> 11:51.098
‫نمی‌شه به حرف کسی اعتماد کرد.

11:51.216 --> 11:54.593
‫مثل فنجان قهوه‌ای که
‫بعدازظهری رو برام نابود کرد،

11:54.746 --> 11:55.746
‫و بهت گفتم:

11:57.240 --> 11:58.260
‫«وقتی لمسم می‌کنی...»

12:00.623 --> 12:01.623
‫که بعدش تو خندیدی.

12:03.386 --> 12:04.386
‫عه...

12:05.652 --> 12:07.195
‫اونجا بود که گیج شدم.

12:08.640 --> 12:10.140
‫هشتاد بلوک رو پیاده طی کردم.

12:10.500 --> 12:12.390
‫از صحنه‌های فیلمبرداری داغون گرفته،

12:12.543 --> 12:14.433
‫تا دکل گوشی‌های هوشمند.

12:14.810 --> 12:18.474
‫یا کسایی که سرشون توی نقشه‌ی گوگل بود،
‫یا اون آتیش‌نشون‌های شوخ و شنگول.

12:18.707 --> 12:22.889
‫و خانمی که پنج ثانیه حرفش با
‫اون آقا رو قطع کرد تا بهم بگه:

12:23.290 --> 12:24.810
‫«چه خوشگل شدی تو.»

12:25.353 --> 12:29.638
‫ماشینی رو دیدم که مثل اسبی بود
‫که توی جنگل کشته شده بود،

12:30.086 --> 12:31.086
‫به طرف شمال می‌بردنش.

12:31.210 --> 12:32.920
‫مثل مرضی گرمسیری بود،

12:33.153 --> 12:35.250
‫که آدم توش از گرما می‌پخت.

12:35.926 --> 12:37.756
‫نزدیک بود روی پنجه‌ی پا زمین بخورم.

12:37.999 --> 12:39.384
‫سرم توی کتاب بود.

12:40.193 --> 12:41.850
‫برای خودم نوشیدنی پاستیس سفارش دادم.

12:42.671 --> 12:44.002
‫درحالی که غمگین بودم.

12:44.506 --> 12:47.469
‫خسته از نیازمند بودنم
‫فقط و فقط قدم زدم.

12:47.639 --> 12:48.639
‫و با خودم مرور می‌کردم.

12:49.590 --> 12:51.635
‫برادرم هیچ خاطره‌ای ازم نداره،

12:51.659 --> 12:54.502
‫بهم می‌گه من براش وجود ندارم،
‫ولی الآن...

12:54.630 --> 12:58.260
‫از چنین مغالطه‌ای حیرت می‌کنم.

12:59.386 --> 13:00.978
‫و همچنان به راهم ادامه می‌دم.

13:02.016 --> 13:03.530
‫با شادی همیشگیم.

13:05.040 --> 13:06.756
‫موشی سیاه‌پوش و عزادار،

13:07.109 --> 13:08.760
‫که چیزی نپوشیده بود.

13:08.820 --> 13:09.785
‫مرور می‌کنم،

13:09.810 --> 13:12.180
‫که زندگی من مثل توپ مشت‌زنیه.

13:12.570 --> 13:16.170
‫مثل یک مهتابی چشمک‌زن
‫در عین حال وجود داره و نداره.

13:16.860 --> 13:20.010
‫مثل چراغ‌های نئونی خراب
‫که وقتی روشن می‌شد یعنی بودم،

13:20.520 --> 13:21.520
‫بعد نبودم،

13:21.930 --> 13:22.930
‫بعد بودم.

13:24.083 --> 13:27.340
‫تمثال‌های نوامبر رو با خودم مرور کردم؛

13:27.780 --> 13:29.280
‫متارکه‌ی ناموفق.

13:30.180 --> 13:33.750
‫برادرم می‌گه شاید برای ما
‫آینده‌ای باشه، منم می‌گم:

13:34.590 --> 13:35.590
‫«تو کی انقدر عوض شدی؟»

13:37.290 --> 13:41.820
‫بدون امید توی پیاده‌رو قدم می‌زنم
‫و یواشکی مکالمات بقیه رو گوش می‌دم.

13:42.027 --> 13:43.585
‫ «سازوکار پشتیبانی می‌خوام.»

13:43.793 --> 13:45.656
‫زنی بین خیابان هشتم و ششم این رو گفت.

13:45.780 --> 13:47.582
‫لابد مشکل نشتی گاز داره.

13:47.760 --> 13:50.040
‫می‌خواستم از خدمات خودم بهش پیشنهاد کنم.

13:52.699 --> 13:55.593
‫زمانی توی خونه‌ای زندگی می‌کردم
‫که روی هیچ‌چی بنا شده بود.

13:55.733 --> 14:00.884
‫زیر اون خونه عملاً باتلاقی از
‫میکروب ساکنین اون خونه‌ها بود.

14:01.283 --> 14:04.075
‫مثل هر آینده‌ای بدون پایه و اساس بود.

14:04.439 --> 14:05.708
‫با هوای فاسد.

14:06.133 --> 14:08.701
‫«عه، من برخلاف مادرم
‫زیاد اهل تلویزیون نیستم،

14:08.725 --> 14:11.579
‫من فقط برای اون روشنش می‌کنم و
‫بعد چند ثانیه نگاه کردن راهم رو می‌کشم.»

14:12.089 --> 14:14.860
‫مردی این رو گفت که داشت
‫به طرف خیابون جین حرکت می‌کرد.

14:16.510 --> 14:19.648
‫خوابم می‌بره و سحر دوباره بیدار می‌شم
‫تا طلوع خورشید رو ببینم،

14:19.800 --> 14:22.003
‫تا افق روتکو رو ببینم.

14:22.320 --> 14:23.580
‫البته دلم رو الکی خوش کردم.

14:24.180 --> 14:26.801
‫نوک ساختمون‌های مخروطی‌شکل
‫به آسمون دوخته شده.

14:26.970 --> 14:27.970
‫انگار بهش اشاره می‌کنه.

14:28.350 --> 14:29.350
‫بهش توجه می‌کنه.

14:30.859 --> 14:31.859
‫دوباره بیدار می‌شم.

14:32.360 --> 14:35.346
‫بعد گل‌های اطلسی صبح‌گاهی
‫شهر رو می‌بینم.

14:35.753 --> 14:36.803
‫گل‌های بغونیا.

14:37.173 --> 14:42.572
‫کاهش رطوبت شدید، دوشنبه‌ی بدون کافئین،
‫افزایش ترافیک اختاپوس‌شکل شهر.

14:42.753 --> 14:47.116
‫اخبار غم‌انگیزی که روی صفحه‌ی این
‫دستگاه قابل‌حمل سوسو می‌زنه.

14:47.273 --> 14:52.005
‫مثل تراوش ملین جی‌ایزی
‫یا گروه ایگلز از شیشه‌ی وانتی.

14:52.140 --> 14:54.984
‫که مثل سایه‌های لکنت ناامیدی تخلیه می‌شن.

14:56.087 --> 14:59.340
‫که از مکالمات ما رنگ رو می‌دوشن.

15:01.030 --> 15:03.977
‫جوری که آب شور دریا با آسمان
‫دست‌کاری‌شده گلاویز می‌شود.

15:04.099 --> 15:06.543
‫یا اخبار ناگوار از ستارگان چکیده...

15:06.958 --> 15:09.109
‫و باد موهایمان را حالت داده...

15:09.363 --> 15:11.890
‫و به سبیلی برقع‌پوش بدل می‌سازد.

15:12.563 --> 15:14.405
‫چهره‌هایمان به زیبایی...

15:14.550 --> 15:15.550
‫در هم می‌ریزن.

15:16.059 --> 15:18.189
‫اونم توی تاریکی غیرقابل‌ تغییر.

15:19.273 --> 15:22.513
‫که در انتهای مسیر پرندگانه،

15:22.686 --> 15:25.146
‫تا از سفر جاده‌ایشون منحرف بشن.

15:25.800 --> 15:27.388
‫یعنی می‌شه به اون نقطه برسیم؟

15:35.580 --> 15:36.580
‫«خواهش کردم.»

15:37.202 --> 15:38.007
‫«نه.»

15:38.370 --> 15:39.370
‫«خواهش کردم بس کن.»

15:39.693 --> 15:41.521
‫بوفه‌ی یادبود.

15:42.123 --> 15:43.607
‫بیا از «هیچ‌وقت»ها بگیم.

15:43.653 --> 15:47.448
‫من هیچ‌وقت دست از این
‫نگرش بدم نمی‌کشم.

15:47.610 --> 15:49.080
‫رازهات رو بهم بگو.

15:49.890 --> 15:50.890
‫نمی‌تونی...

15:51.030 --> 15:51.870
‫مجبورم کنی...

15:52.050 --> 15:53.382
‫هرچند که در نهایت می‌کنی.

15:53.632 --> 15:55.012
‫من بهم ریخته‌ام.

15:55.286 --> 15:58.883
‫مثل روتختی اتاق یک هتل،
‫یا معشوقه‌ای گندیده.

15:59.033 --> 16:02.120
‫که اینجا با من رها شده،

16:02.436 --> 16:04.446
‫با بخش‌های مختلف وجودم.

16:04.950 --> 16:08.462
‫همون بخش از وجودم که
‫التماست می‌کنه از پیشم نری.

16:08.723 --> 16:09.833
‫ولی بخشی ازش امیدواره...

16:09.969 --> 16:11.248
‫که اگه رفتی...

16:11.510 --> 16:12.816
‫دیگه برنگردی.

16:15.390 --> 16:17.541
‫قلب از کار افتاده عاشق انفعاله.

16:17.609 --> 16:19.347
‫مثل لجنی روان.

16:19.606 --> 16:21.394
‫که روی چکمه‌ای ریخته شده.

16:22.230 --> 16:23.093
‫قلبم...

16:23.160 --> 16:24.888
‫بی‌فایده‌ست ولی مثل نوره.

16:25.080 --> 16:27.194
‫خودش رو برای فردا آماده می‌کنه.

16:27.280 --> 16:29.620
‫برای مرگ‌های بی‌امان و موقت.

16:30.303 --> 16:31.688
‫خودش رو سازماندهی می‌کنه.

16:41.689 --> 16:45.756
‫ولی بازم نور آسمان رو با صدایی
‫مثل دستگاه دی‌جی می‌شکافه.

16:46.990 --> 16:50.014
‫و وفاداران رو به قهقرای
‫هوس‌بازی خودش می‌کشونه.

16:52.626 --> 16:55.703
‫ببین که بین سقوط کردگان،
‫من چطوری تاب می‌خورم.

16:59.093 --> 17:00.322
‫درخششم رو ببین.

17:03.120 --> 17:04.979
‫یک‌شنبه برام اون آهنگ رو اجرا کن.

17:06.567 --> 17:08.529
‫کل شب داشتم براش التماست رو می‌کردم.

17:08.553 --> 17:18.553
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]
