WEBVTT

00:00.000 --> 00:13.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏ .::   www.ZarFilm.CoM  ::.

00:21.021 --> 00:25.067

ورودی به صحنه

00:28.612 --> 00:31.365
و حالا بدون هیچگونه معطلی

00:31.449 --> 00:36.787
به " جنی اسلیت " خوشامد بگین

00:50.968 --> 00:52.970

جنی اسلیت
کارشناس حرفه ای

00:58.684 --> 00:59.685
سلام

01:08.277 --> 01:09.278
سلام

01:13.699 --> 01:15.117
شب خوش به همگی

01:20.080 --> 01:21.582
خوشحالم که اینجام

01:23.250 --> 01:25.836
من از پرورش اسب میام
برای همین خیلی سرحالم

01:26.795 --> 01:29.924
همگی سلام ، حالتون چطوره ؟

01:34.512 --> 01:35.846
خوشحالم میشنوم

01:36.972 --> 01:40.017
بودن در چنین تئاتری خیلی منو عصبی میکنه

01:43.062 --> 01:45.396
... هنرمندی میون خرابی ها

01:46.607 --> 01:48.609
شبیه تکه شدن ابدی ؟

01:50.152 --> 01:52.154
سپاسگزارم

01:52.238 --> 01:55.533
... آره ، این نمایش

01:55.616 --> 02:00.371
این نمایش
منو یاد تئاتر " شبح در اپرا " میندازه

02:02.790 --> 02:06.418
از دیدن اون تئاتر وحشت دارم
چون عنوان ترسناکی بهش دادن

02:08.963 --> 02:11.882
و ببخشید اینو میگم

02:11.966 --> 02:13.551
ولی دلم نمیخواد اون نمایش رو ببینم

02:16.178 --> 02:18.430
باید مسخره باشه

02:20.307 --> 02:22.476
راستش متوجه نمیشم

02:22.560 --> 02:25.563
فقط نمیتونم درک کنم

02:26.188 --> 02:29.316
چی شد ؟ پرده رو کشیدن بالا

02:30.150 --> 02:34.488
یه نفر میاد بیرون

02:34.572 --> 02:36.615
شما یه آدم واقعی می بینید

02:36.699 --> 02:38.868
اون تلق تلق میاد جلو و فریاد میکشه

02:39.660 --> 02:40.870
مادر

02:42.872 --> 02:45.624
و میگه : میدونم اسمت چیه

02:47.376 --> 02:48.627
" اسمت " کایتلینه

02:48.711 --> 02:51.463
من ، تو و " پلی بیل " رو دیدم
موضوع چیه ؟ متوجه نمیشم

02:54.550 --> 02:56.260
احتمالاً فکر میکنی این صدا برای من آشناست

02:56.343 --> 02:59.555
که از هنرپیشه ای که دعوت نشده
شکایت کنی

03:02.600 --> 03:06.896
من اینجام چون یه " هیپنوتیزور " بهم گفت
من حرفه-ایم

03:06.979 --> 03:09.064
که با این وجود خودم میدونم

03:10.441 --> 03:11.775
خیلی ممنون

03:14.904 --> 03:17.489
خیلی بهش فکر کردم ، خیلی هزینه کردم

03:17.573 --> 03:20.826
ولی فعلاً که دارم اینکارو میکنم

03:20.910 --> 03:26.040
چون میخوام هرچی که ممکنه رو به اشتراک بذارم

03:26.123 --> 03:28.876
من بدون اینکه برم زندان
میخوام چیزای دیگه رو به اشتراک بذارم

03:29.835 --> 03:32.504
فراتر از جایی که میتونم برم

03:33.547 --> 03:36.884
میخوام با یه کار خودمونی شروع کنم

03:36.966 --> 03:42.890
سلام ، من " جنی اسلیتم "، و به میکروفون معتادم

03:44.600 --> 03:49.188
نمیخوام با حرف هایی که همه جا شنیده میشه
شروع کنم و شما رو خسته کنم

03:49.271 --> 03:52.691
ولی فکر کنم وجه مشترک ما اینه که
شما هم نیاز دارین درموردش حرف زده بشه

03:52.775 --> 03:55.778
فکر کنم یه چیزی برای همه-مون پیچیده-س

03:56.779 --> 04:00.491
در دروه-ی قرنطینه

04:00.574 --> 04:02.785
هر روز پای میکروفون بودم

04:04.036 --> 04:05.829
فکر کنم خیلی سخت باشه

04:05.913 --> 04:09.625
ما نمیتونیم هرچیزی درون خودمون داریم

04:09.708 --> 04:11.627
بتونیم جلوی 300 تا 1200 نفر ، نشون بدیم

04:12.544 --> 04:16.507
من واقعاً در زمان همه گیر شدن بیماری
به میکروفون عادت کرده بودم

04:17.257 --> 04:20.177
ولی در زمان ازدواجم بود

04:20.719 --> 04:24.139
ولی هردوی ما پدر پیری داشتیم
که عادت داشت آگهی ببینه

04:25.474 --> 04:27.685
اونا هیچوقت به توافق نرسیدن

04:27.768 --> 04:29.728
و با گفتن :" مادر به حروم " تموم میشد

04:31.772 --> 04:33.273
بعدش مادرم منو صدا میکنه و میگه

04:33.357 --> 04:37.778
پدرت بعد از دیدن آگهی رفت استخر مرکز یهودی ها

04:40.948 --> 04:44.284
کافیه ، تو یه دختر دیگه ای هم داری

04:45.911 --> 04:48.539
لعنت به تو " نانسی "، تو به ما همه چی دادی

04:50.707 --> 04:52.042
مادرم خیلی خوبه

04:53.377 --> 04:56.130
اون مدتها میذاشت من از " مستر کارتش " استفاده کنم
(مستر کارت : کارتی با قابلیت خرید جهانی)

04:56.213 --> 04:57.881
ولی هیچوقت پولشو ندادم

04:59.633 --> 05:00.634
احمق

05:04.596 --> 05:08.600
لطفاً اینو بعداً بده مامان
تا تلویزیون رو خاموش کنه

05:09.309 --> 05:11.145
منم گفتم : میخوام برم بخوابم ، دن

05:12.604 --> 05:14.481
آره ، من در مراسم عروسی خودم یه میکروفون داشتم

05:14.565 --> 05:16.942
برای همین پدر و مادرهای ما
به سخنرانی ها گوش میدادن

05:17.026 --> 05:19.069
با اینکه کمتر از 2 متر فاصله داشتن

05:20.529 --> 05:24.742
من مشتاق داشتن میکروفون بودم

05:25.909 --> 05:29.163
زمانش رسید

05:29.246 --> 05:31.165
باور کنین

05:31.248 --> 05:34.543
من هرچیزی که از گفتنش دوری میکردم رو
مجبور بودم داشته باشم

05:34.626 --> 05:37.713
این چیه که مربوط به دندان پزشکیه ؟
کسی میدونه ؟

05:37.796 --> 05:39.757
من مجبور بودم تمیزش کنم

05:40.174 --> 05:44.053
رفتم سمت محراب و به بهترین کسی که خودتون میدونین

05:44.136 --> 05:45.679
گفتم تو میخوای با من ازدواج کنی

05:45.763 --> 05:47.973
تعجب نکنین ، این قانون من بود

05:48.057 --> 05:50.851
اگه بخوای ازدواج کنی یا بری درمانگاه

05:50.933 --> 05:52.770
صداقت داشته باش

05:56.732 --> 05:59.568
اونا هیچوقت به خنده همدیگه نگاه نمیکنن
تا جلوی رفتن اونو بگیرن

06:10.204 --> 06:12.706
و منم میخوام یک چیز رو یادآوری کنم

06:12.790 --> 06:14.249
برای همین همه چی رو آماده کردم

06:14.333 --> 06:18.003
و اونا از موقعیت اون شخص مطلع بودن

06:18.837 --> 06:21.006
من خیلی تلاش کردم

06:21.090 --> 06:25.135
بخاطر استفاده از کلمه-ی پستان

06:26.345 --> 06:29.139
نه اینکه بخوام مثل ناکجاآباد داد بزنم ، پستان

06:30.891 --> 06:33.310
من عادت دارم از کلمه پستان استفاده کنم

06:34.228 --> 06:36.647
براتون پیش نیومده که عاشق بشین

06:36.730 --> 06:40.984
و برید پیش پزشک

06:41.068 --> 06:43.278
اونم ول کن ماجرا نباشه ؟

06:45.447 --> 06:48.117
شاید به این مشکل برخورد نکرده باشین

06:48.200 --> 06:52.412
ولی تازگی ها برام پیش اومده تا بگم

06:52.496 --> 06:54.373
این پستان ها کِی بررسی میشن ؟

06:54.456 --> 06:56.667
یا فقط شامل یه پوسته-ی تحقیقاتی میشه ؟

06:59.002 --> 07:02.548
و درمورد سینه-هام حرف میزدم ، باور کنین

07:03.590 --> 07:06.093
یه مثال براتون میزنم

07:06.176 --> 07:09.596
از شروع سخنوری خودم

07:11.390 --> 07:12.641
پستان های من

07:14.476 --> 07:18.772
پیش از اینکه بچه داشته باشم

07:18.856 --> 07:21.066
دخترم سوتین سایز 2 می بست

07:21.150 --> 07:24.319
بوئینگ ، سلام ، من " جنی " هستم
من به هر پرستشگاه یهودی میرم

07:24.403 --> 07:27.156
من سایز 2 می پوشم ، چیز خاصی نیست

07:29.116 --> 07:31.410
... شبیه وقتی میشه

07:31.493 --> 07:33.120
تاحالا شده در یه رستوران خوب

07:33.203 --> 07:36.498
یه بشقاب " پاستا " سفارش بدین ؟

07:36.582 --> 07:37.749
بهتون میگن : چیزی دیگه نیاز ندارین ؟

07:37.832 --> 07:40.169
ولی بعدش اونو میخورین و همگی توپ میشین

07:45.716 --> 07:48.802
یه چیزی شبیه به این بود که من بعدش دختردار شدم

07:48.886 --> 07:54.141
یه روز داشتم بهش شیر میدادم و خیلی تعجب کردم

07:54.808 --> 07:57.644
پُر برکت شده بودم

07:57.728 --> 08:02.399
یه جفت هندوانه-ی سکسی لعنتی

08:03.775 --> 08:08.655
یه جفت تانکر شیر طبیعی

08:11.575 --> 08:14.745
خیلی هیجان زده شده بودم ، خدای من

08:14.828 --> 08:17.122
به آینه نگاه کردم

08:17.206 --> 08:20.167
شده بودم شبیه پسر نوجوان

08:21.543 --> 08:25.672
همین که داشت به سینه-هام نگاه میکرد
منو قسم میداد

08:25.756 --> 08:29.676
ببین ، اگه باهات روراست باشم

08:29.760 --> 08:32.888
دختران شوخ طبع معمولاً به من نگاه نمیکنن

08:40.187 --> 08:43.023
ولی تو استثنائی کوچولو

08:45.901 --> 08:47.444
... و بعد

08:47.903 --> 08:51.073
اون با اندام من هیجانی شده بود

08:51.156 --> 08:52.574
... من یه جورایی

08:54.660 --> 08:56.912
میخواستم لباس بپوشم

08:56.995 --> 08:59.790
و از پرش خودم رو بصورت حرکت آهسته فیلم بگیرم

09:02.626 --> 09:04.836
ولی اونم منو آزار میداد

09:06.004 --> 09:07.839
قرینه بود

09:09.049 --> 09:13.345
بعد از بچه دار شدن ، فهمیدم که

09:13.428 --> 09:15.681
اون قرار نیست سایز 4 بپوشه

09:15.764 --> 09:19.559
ولی شاید من با همون سایز 3 بزرگ بمونم

09:20.102 --> 09:24.231
ولی بجای اون ، این اتفاق برام افتاد
شبیه زمانیکه یه بالن هوا کنن

09:24.773 --> 09:26.191
ولی اینجوری میشه

09:27.025 --> 09:28.986
اون از خوابیدن روی زمین دست برمیداره

09:29.069 --> 09:30.696
من گفتم : نه

09:31.363 --> 09:35.534
ولی فکر کردم سینه های فعلی من

09:36.159 --> 09:39.413
شبیه ترکیبی از پنکیک و قلم شدن

09:42.915 --> 09:45.294
کمی تحریک کننده

09:45.377 --> 09:47.045
شوهرم اینجوری میگه

09:47.838 --> 09:50.299
تقریباً تمام نوک پستان ، چیز تعجب آوریه

09:53.051 --> 09:56.346
اونا درک میکنن ؟ من عاشق اینم که

09:56.430 --> 09:59.641
سینه های منو بیشتر از رقص باله بهم یادآوری کنن

09:59.725 --> 10:01.435
اونا مجبور شدن

10:02.853 --> 10:05.689
اونا درک میکنن ؟ اینم از سینه های من

10:07.024 --> 10:09.192
اگه اینارو میخوای باید بهشون نگاه کنی

10:12.029 --> 10:14.156
من کمی احساس غریبی میکنم

10:14.239 --> 10:17.075
به این اشاره کردم که یه دختر بزرگ کردم

10:17.200 --> 10:18.785
قبلاً بهش نگاه میکردم ، دیده بودمش

10:21.163 --> 10:22.664
ولی اون مال من بود

10:23.081 --> 10:24.124
من بچه دارم

10:24.207 --> 10:27.085
اون عالی و فوق العاده-س
درموردش شوخی نمیکنم

10:27.169 --> 10:29.463
هیچوقت مسخره-ش نمیکنم

10:31.673 --> 10:35.093
ولی بله ، من بچه داشتم
موضوعی نیست که بخوام عوضش کنم

10:35.177 --> 10:39.389
یا انکارش کنم ، این یه واقعیته

10:41.016 --> 10:46.063
اون وجود داره ، ولی قبولش برام سخته

10:46.146 --> 10:49.399
درکش برام سخته

10:49.483 --> 10:51.610
من مدتها باردار بودم

10:51.693 --> 10:53.737
اینو می فهمم

10:53.820 --> 10:57.157
ولی وقتی راهی بیمارستان شدم

10:57.240 --> 11:01.828
وقتی بچه-م درد میکشید
چیزی که نتیجه داده بود

11:03.080 --> 11:04.581
من صبر میکردم

11:05.499 --> 11:08.001
تا کسی بیاد و جای منو بگیره

11:11.546 --> 11:15.926
من این تجربه-ی عالی رو داشتم ، نمیدونم

11:16.009 --> 11:18.845
این نشونه این نبود که همه چی روبراست

11:22.974 --> 11:26.311
این میتونست بعد از 4 بار دیدار کسی
پیش بیاد

11:26.395 --> 11:29.481
و ساعت 2 بامداد بهش بگم عاشقشم ؟ آره

11:30.232 --> 11:32.859
من کارهای زیادی کردم ولی نه شبیه به این

11:32.943 --> 11:37.155
اون خیلی مطمئن نبود
ظاهراً کسی شبیه من نبود

11:37.989 --> 11:41.660
هربار مشکلی داشته باشم
یا نخوام کار انجام بدم

11:41.743 --> 11:44.371
اون همیشه میتونست بزنه بره بیرون

11:46.665 --> 11:48.500
... این چیزی بود که

11:48.583 --> 11:51.920
فکر کنم اشتباه گرفتن

11:52.003 --> 11:54.131
اونم میخواست بچه دار بشه ولی فکر میکرد

11:54.214 --> 11:56.842
مطمئنی این بخاطر من بوده ؟

11:58.051 --> 12:02.764
تنها چیزی که باید مقایسه کنم

12:02.848 --> 12:05.475
مربوط به خاطره-ی زمانی میشه که من یک ایمیل باز کردم

12:05.559 --> 12:10.313
از طرف یکی از بینندگان فیلم بود ، پنی وایز

12:16.403 --> 12:18.363
آره

12:18.780 --> 12:20.449
فکر کنم دارین به این فکر میکنین

12:20.532 --> 12:23.285
ولی چه جوک جالبی درست شد

12:24.828 --> 12:29.291
درمورد موقعیت کسی که برای اون درباره چنین شخصی پیش نیومده

12:31.126 --> 12:32.544
ولی راستش

12:33.253 --> 12:34.921
من ایمیل رو باز کردم که نوشته بود

12:35.005 --> 12:37.424
اون جایی رو تعیین کرده

12:37.507 --> 12:41.428
که بیننده-ی " پنی وایز " بشیم
منم گفتم

12:46.808 --> 12:49.269
من که چیزی نفهمیدم

12:49.352 --> 12:51.229
نه ، این غیر ممکن بود

12:52.481 --> 12:53.565
اون ؟

12:55.984 --> 12:57.652
آدمکش ؟

12:59.279 --> 13:00.947
آدم ربا ؟

13:02.115 --> 13:04.117
یه دلقک کچل ؟

13:11.333 --> 13:15.337
ولی اون موقع خوشبین بودم
فکر کردم یه دلیل دیگه داره

13:15.420 --> 13:18.715
شاید بهترین اتفاق بود

13:18.798 --> 13:21.426
خیلی کمدی ضد یهودی بود

13:23.178 --> 13:25.305
درباره یک زن دمدمی مزاج

13:25.388 --> 13:27.891
و مشکلی که داشت این بود که اسمش " پنی وایز " بود

13:27.974 --> 13:29.059
... و

13:30.477 --> 13:34.397
اون گند زده بود به کلکسیون آلت های زنانه
نمیدونم

13:34.481 --> 13:35.524
مهم نیست

13:35.607 --> 13:37.442
هرچی

13:37.526 --> 13:41.029
تصور کمی از تهیه کننده

13:43.949 --> 13:45.200
که در اتاق نشسته

13:47.369 --> 13:49.371
که تمام خانواد " اسکارزگارد " رو دربرگرفته بود

13:52.790 --> 13:53.959
که میگه

13:54.042 --> 13:57.837
نمیدونم
ما میتونیم احساس " جنی اسلیت " رو داشته باشیم

14:02.425 --> 14:06.596
برای همین دو مرد بیزار از زن
و زنی که بهشون گفت

14:06.680 --> 14:08.306
خیلی جالبه

14:12.143 --> 14:15.730
در این مورد من پتانسیل بالایی دارم
راستش خیلی وحشتناکه

14:17.607 --> 14:20.360
یا شاید نمایندگان من بودن

14:20.443 --> 14:22.237
از طرف کسی که مدت زیادی براش کار نکردم

14:26.449 --> 14:29.953
که میگه : ببینیم احمق ها اینو قبول میکنن ؟

14:32.497 --> 14:35.125
من احساس آزار دهنده ای داشتم

14:35.208 --> 14:37.627
بینهایت آزار دیدم

14:38.545 --> 14:41.339
ولی خیلی وحشت کرده بودم

14:41.423 --> 14:43.925
تصور اونا این بود
آیا اونا منو به بیننده ها نشون میدن ؟

14:45.260 --> 14:49.014
گاهی فیلم ها
تلاش هنرمندها رو به چیزی دیگه تغییر میدن

14:51.600 --> 14:55.186
تصور اوناست ؟
من ، با این مدل مو و این شکلی

15:01.359 --> 15:03.445
من بینهایت آزار دیدم

15:04.779 --> 15:06.489
و بعدش رسیدیم بیمارستان

15:06.573 --> 15:12.537
فقط میخوام براتون خلاصه کنم

15:12.621 --> 15:16.833
نوزاد از آلت من اومد بیرون

15:20.211 --> 15:21.254
آره

15:22.422 --> 15:24.424
بذارین بیاد روی سِن

15:26.509 --> 15:28.428
فرقی نداره ، باور کنین یا نکنین

15:28.511 --> 15:31.264
فکر نمیکنین عجیب باشه ؟ این خودشه

15:31.348 --> 15:33.433
این آلت منه ، این اونجای منه

15:33.516 --> 15:36.436
دخترم اومد بیرون ، تنها چیزی که دارم

15:37.979 --> 15:40.315
اون گفت : دختره بستنی رو انداخت

15:40.398 --> 15:42.567
ولی تا اون خوب بشه
ما یکی دیگه براش میاریم

15:43.693 --> 15:47.322
تو اونو داری ، مال خودته
و تا ابد اونو حمل میکنی

15:48.490 --> 15:50.408
حقیقت اینه که

15:50.492 --> 15:52.118
نمیدونم این شوخی به کجا میرسه

15:52.202 --> 15:55.205
کاش پیش از ضبط تصمیم میگرفتم

15:56.665 --> 15:59.668
تو میتونی برنامه تولد بچینی

15:59.751 --> 16:01.711
تو میتونی اینکارو بکنی و موسیقی

16:01.795 --> 16:04.255
و شاید بتونی یه شریک زندگی عاشق داشته باشی

16:04.339 --> 16:08.301
کساییکه بشما کمک میکنن دکتر بشی
یا هر کار دیگه

16:08.385 --> 16:10.178
تو میتونی همه رو با هم داشته باشی

16:10.261 --> 16:13.682
ولی وقتی زمانش سر برسه
تو عملاً تنهایی

16:15.600 --> 16:16.685
خوبه

16:19.979 --> 16:22.190
فکر نمیکنین جالب باشه ؟

16:29.322 --> 16:34.452
زائیدن تجربه خوبی برام بود

16:34.536 --> 16:38.540
این بخاطر این نیست که من کامل هستم
تا همه چی روبراه بشه

16:38.623 --> 16:43.503
چون من ازشون خوشم میاد

16:43.586 --> 16:46.214
چیزایی که احساس میکنم

16:46.297 --> 16:49.676
درضمن از جواب همسرم هم خوشم میاد

16:49.759 --> 16:53.555
اون خیلی به من کمک کرد و گفت

16:53.638 --> 16:57.517
دیدن این صحنه که نوزادی از آلت و بیرون میاد
شبیه شعبده بازی می مونه

17:06.901 --> 17:08.903
کاری که تردست ها میکنن

17:10.488 --> 17:13.031
اومدن روی سِن

17:13.907 --> 17:16.536
و 21 ساعت فریاد میکشیدن

17:18.496 --> 17:23.001
وقتی این حقه-ی معروف رو میزدن

17:23.084 --> 17:27.505
درحالیکه گندی که بیرون کشیده بودن

17:28.339 --> 17:30.550
و وارد دنیای خودشون کرده بودن

17:31.342 --> 17:34.763
بیشتر گندی که قبلاً زده بودن

17:36.181 --> 17:39.267
و گندهایی که در آینده
که هنوز دعوتشون نکردیم

17:39.350 --> 17:41.895
چون ما از این نوع خوراکی ها نمیخوریم

17:43.855 --> 17:48.693
درحالیکه اونا داشتن یه مشت پارچه رو
با دستکش های مخصوص بیرون میکشیدن

17:49.569 --> 17:51.988
ولی پارچه پُر بود از کثافت بود

17:56.409 --> 17:58.912
آره ، بدنیا آوُردن نوعی دروازه می مونه

17:58.995 --> 18:01.498
با این دروازه شما آینده رو لمس میکنین

18:01.581 --> 18:04.626
یه نفر رو بیرون بیار تا تو هم تغییر کنی

18:05.251 --> 18:08.254
هنوز دارن کثافت بیرون میکشن

18:08.338 --> 18:10.173
اونا مستقیماً بیرون میکشن

18:12.425 --> 18:15.428
به دوران گذشته ای که سرشار از احساس بود

18:16.846 --> 18:19.140
و همچنین

18:19.224 --> 18:23.061
صدایی که من بیرون دادم

18:25.271 --> 18:26.773
درحال تحویل

18:27.899 --> 18:31.236
با چیزی که فکر میکردم

18:31.361 --> 18:33.613
خدای من ، میدونستم

18:38.201 --> 18:40.203
شگفت انگیز

18:43.164 --> 18:47.210
یادتون میاد کلاس هفتم کِی بود که با گروه ارکستر بسمت " مونترال " میرفتین ؟

18:49.087 --> 18:51.756
شما رو میشناسم ، شما کانادایی هستین

18:51.840 --> 18:53.800
من از خودم بیشتر بشما میگم

18:53.883 --> 18:56.803
کلاس هفتم بودم ، به اندازه کمتر از یک متر

19:00.139 --> 19:03.977
بلد نیستم ویولون بزنم و همه حالم رو به هم میزنن

19:08.565 --> 19:11.109
آره ، پیش از اتمام اون سفر

19:11.192 --> 19:14.153
مادرم منو صدا کرد و گفت : جنی

19:14.237 --> 19:17.240
قرص " لاکتوز " یادتون نره

19:17.323 --> 19:21.160
ولی نمیدونستم باید جلوی دیگران خجالت بکشم

19:21.244 --> 19:25.665
وقتی رفتیم
اونا مارو بردن کافه " هارد راک "، در مونترال

19:30.086 --> 19:34.716
جایی که من در سرزمین یهودیان تعیین کردم

19:37.343 --> 19:40.930
من هیچوقت بدون پارتنر خودم رستوران نرفتم

19:41.014 --> 19:44.934
اونا صورت منو باز میکردن
نمیتونستم باور کنم چی شده

19:45.018 --> 19:48.771
اونا مارو پشت میزهای بچه ها گذاشتن

19:48.980 --> 19:52.108
منتظر بودم که بگی : بلند شو

19:52.191 --> 19:54.360
ولی کسی توجه نکرد برای همین فکر کردم

19:54.444 --> 19:56.696
خیلی به خودت اهمیت نده

19:57.196 --> 20:01.618
اون گفت : نزدیکشون باش
و دعا کن با اردنگی بیرونت نکنن

20:01.701 --> 20:05.288
که در روابط آینده من کمک شد

20:06.372 --> 20:11.336
و اونجوری که یادم هست ، یه نفر گفت

20:11.419 --> 20:14.714
خُب ، بذارین سؤال کنم

20:14.797 --> 20:16.466
یه پیتزا با پنیر فراوان

20:16.549 --> 20:19.135
پنیر به میز چسبیده بود

20:19.218 --> 20:21.179
میخواین ؟ خوبه

20:22.221 --> 20:26.059
مقدار زیادی خوراک مکزیکی با خامه-ی شور

20:26.142 --> 20:29.354
و یه دور " میلک شیک " برای همه آوُرد

20:30.730 --> 20:32.982
تو باهاش مشکلی نداری ؟ میخوای ؟

20:33.066 --> 20:36.903
منم گفتم : به نظر منم خوبه

20:39.989 --> 20:43.618
بچه های مسیحی
درخواست زیادی لبنیات میکردن

20:45.954 --> 20:47.705
و من فقط به تحمل فکر میکردم

20:48.539 --> 20:51.626
ما در کشور دیگه ای بودیم
باید یکی دیگه باشه

20:54.170 --> 20:55.588
... و بعد

20:55.713 --> 20:57.590
قراره تو

20:57.674 --> 21:02.845
بابت هر لبنیات ، یه قرص " لاکتوز " بخوری

21:03.513 --> 21:06.349
درمورد من ، بابت هر یک میلیون نفر
زیر صفر میخورم

21:08.559 --> 21:11.396
زندگی منو روانی کرده بود

21:12.021 --> 21:14.524
اون روی میز اصلی مهمانی داده بود

21:14.607 --> 21:16.901
تمام پنیرهای چسبناک رو

21:16.985 --> 21:19.570
مثل شیرماهی که ماهی رو می بلعه ، خوردم

21:23.449 --> 21:26.285
بابت هر لقمه ، یه قُلُب " میلک شیک " میخوردم

21:26.369 --> 21:29.789
هرچی داری بده

21:33.668 --> 21:37.755
من از پشت میز بلند شدم

21:37.839 --> 21:42.051
من صدای عضله-ی خودمو شنیدم
ما مقاومت نمیکنیم

21:43.177 --> 21:44.929
اینجوری بود

21:47.724 --> 21:51.144
خُب بای ، با تو بودن خیلی خوش گذشت

21:56.149 --> 21:57.567
و تا جایی که یادم میاد

21:57.650 --> 22:00.111
که براتون بگم تا لذت ببرین

22:00.194 --> 22:04.073
من باید پرده-ی درد رو میکشیدم
چون یه سمت دیگه بود

22:04.157 --> 22:06.868
بدترین مورد این بود که برای من اتفاق افتاد

22:07.076 --> 22:10.997
تا جاییکه یادم هست
در کافه " هارد راک " در مونترال

22:12.040 --> 22:15.376
باید 250 پله رو میرفتی پایین

22:16.961 --> 22:18.254
وقتی رستوران رو ترک میکردی

22:19.589 --> 22:21.007
... و

22:22.133 --> 22:25.553
من بابت هرپله ، وزن کم میکردم
منو درک میکردن ؟

22:27.680 --> 22:29.891
آره

22:30.266 --> 22:34.020
من شبیه دُم طاووس شده بودم

22:37.440 --> 22:38.858
که بخاطر اسهال

22:42.945 --> 22:44.405
بابت رستوران بود

22:46.866 --> 22:47.867
میدونین چیه ؟

22:49.827 --> 22:51.537
من دلم میخواد خوش بین باشم

22:51.621 --> 22:53.831
یکی از چیزایی که دارم

22:56.167 --> 22:59.087
زندگی خوبیه که دارم

22:59.170 --> 23:01.881
ارتباط با دوره-ی پستانداران

23:01.964 --> 23:05.927
از وقتی خیلی خیلی جوون بودم

23:06.010 --> 23:08.638
نمیدونم چجوری توضیح بدم
که چطور در اون لحظات

23:08.721 --> 23:11.557
هرکسی فکر میکرد می میره ؟

23:16.854 --> 23:19.690
چیزی که ما میدونیم درون ماست

23:19.774 --> 23:22.985
به این فکر میکنی که من دارم می میرم

23:25.154 --> 23:27.865
آیا در زمان بچگی حیوان خانگی داشتن

23:27.949 --> 23:29.659
که بره یه جایی بمیره ؟

23:29.742 --> 23:34.163
مثل گربه ای که پشت میز کامپیوتر می میره

23:40.128 --> 23:43.631
نسل آخر باید به پشت کامپیوتر فکر کنن ؟

23:50.805 --> 23:53.766
کامپیوترهای امروزی قابل حمل هستن ، احمق

24:01.023 --> 24:04.735
یه دوستی میگفت : ما یه روزه " اوریو " رو ندیدیم

24:05.945 --> 24:08.948
تا اینکه مادربزرگم پشت میز رو نگاه کرد

24:09.740 --> 24:11.367
اوریو " یه صدایی کرد "

24:11.450 --> 24:14.620
با یه رنگ عجیب و مُرد

24:15.663 --> 24:18.416
منو خودمو اینجوری می بینم
خودمو طرف دیگه ای می بینم

24:18.499 --> 24:19.917
فکر کردم میخواد منو بکشه

24:20.001 --> 24:22.920
داشتم به زیرزمین فکر میکردم
که برم دنبال یه قبر بگردم

24:23.921 --> 24:29.302
کلاس هفتم بودم
که رفتم زیرزمین فروشگاه مرکزی

24:29.385 --> 24:31.012
من یه دستشویی پیدا کردم

24:31.095 --> 24:35.099
من بین بیرون روی از اسهال

24:35.183 --> 24:37.518
و استفراغ شدید مونده بودم

24:38.352 --> 24:40.771
از قبل میدونستم ، از صمیم قلب ممنونم

24:42.690 --> 24:44.901
من اینو در یه پیام صوتی میخوام

24:44.984 --> 24:47.028
تا بعداً خودارضایی کنم

24:52.992 --> 24:56.954
تاحالا استفراغ کردین ؟
بخصوص آخر هفته

24:57.038 --> 24:59.248
به کاسه توالت چنگ بزنین

24:59.332 --> 25:01.751
میگن : تو قرار نیست منو شکست بدی

25:03.085 --> 25:07.215
ولی من تقریباً در بیشتر مواقع آدم ضعیفی هستم

25:07.298 --> 25:09.759
من باید بدن کوچیک خودمو روی زمین بندازم

25:10.885 --> 25:12.845
ولی قبلش

25:12.929 --> 25:15.932
باید روی کاشی های فروشگاه مرکزی قرار بگیرم

25:16.015 --> 25:18.517
من نگاهی به توالت انداختم

25:19.560 --> 25:22.980
و تا زمانیکه بچه داشتم
دقیقاً همون گندکاری رو می دیدم

25:25.316 --> 25:26.817
پس خیلی ممنون

25:32.198 --> 25:33.199
بابت تحویل

25:35.868 --> 25:37.453
به من داروی بی حسی زدن

25:38.496 --> 25:41.707
شاید شما ندونین چیه

25:41.791 --> 25:45.002
نمیخوام با تشریح اون مزاحمت ایجاد کنم
تا الان باید اونو شناخته باشن

25:46.671 --> 25:48.756
اگه نمیدونین چیه ، باید بدونین

25:48.839 --> 25:50.675
من میدونم کمربند نظامی چیه

26:00.226 --> 26:02.687
عزیزم

26:04.730 --> 26:08.401
اونا به من داروی بی حسی زدن

26:08.484 --> 26:09.777
خدانگهدار عشقم

26:12.863 --> 26:16.325
نه

26:26.002 --> 26:27.920
خوبه

26:29.547 --> 26:32.341
به من داروی بی حسی زدن چون خودم خواستم

26:32.425 --> 26:34.176
چون خیلی ترسیده بودم

26:34.260 --> 26:37.138
از احساسی که موقع زایمان
از راه آلت تناسلی داشتم

26:37.847 --> 26:41.183
آره من از فهمیدنش منظوری نداشتم

26:41.934 --> 26:44.437
خیلی وحشتناکه ، نوعی انفجاره

26:44.520 --> 26:47.898
اگه شما شانس بچه دار شدن داشته باشین
آلت شما میترکه

26:47.982 --> 26:50.318
این بهترین اتفاقیه که افتاده

26:50.401 --> 26:52.445
یه جوک پیدا کن

26:52.987 --> 26:56.407
در بهترین حالت شما به انفجار خاتمه میدین

26:56.490 --> 26:59.577
ولی میخوام بشما بگم

26:59.660 --> 27:05.082
ولی کسی واکنشی نشون نداد

27:05.166 --> 27:08.961
پس به داروی بی حسی خوشبین باشین

27:09.045 --> 27:10.838
کاری که من کردم

27:10.921 --> 27:14.258
اون شب پیش از اینکه به من داروی بی حسی زدن

27:14.342 --> 27:18.554
من گفتم : نمیخوام

27:18.637 --> 27:20.765
ولی وقتی به من تزریق کردن گفتم

27:20.848 --> 27:23.059
اهل شهر " سانتافه " بودن چه حسی داره ؟

27:26.937 --> 27:28.939
فعلاً خوش تیپم

27:29.648 --> 27:31.901
میشه یه بستنی ایتالیاییه دیگه بخورم ؟

27:33.319 --> 27:34.278
داخل

27:34.653 --> 27:37.531
اون با قاشق چوبی بازی میکرد

27:37.615 --> 27:40.534
بقولاً : من 40 دقیقه دیگه لازم دارم

27:40.618 --> 27:43.454
پیش از اینکه پای منو باز کنن

27:43.537 --> 27:46.916
کلاً بیخیالی

27:49.126 --> 27:51.420
اگه کسی باردار باشه ، خوش بحالش

27:55.049 --> 27:56.967
قطعاً همینه

28:00.805 --> 28:04.850
و بعد بچه ای از من بیرون اومده

28:05.267 --> 28:08.521
با یه آلت ترکیده ، امروز چندین بار گفتم

28:08.604 --> 28:11.482
برای اینکه گفتنش اهمیت داره چون واقعاً پیش اومده

28:11.565 --> 28:14.652
اونا نخواستن منو ساکت کنن
آلت من ترکید

28:16.529 --> 28:17.905
... اما

28:18.322 --> 28:21.367
ولی حدود 15 ذقیقه بعدش

28:21.450 --> 28:24.829
فکر کردم قراره به من بگین
که رئیس جراح ها

28:24.912 --> 28:28.040
تبریک میگم ، هیجان انگیز بود

28:29.500 --> 28:31.419
ولی اتفاق خیلی عجیبی افتاد

28:31.502 --> 28:34.088
اولین چیزی که گفتم

28:34.171 --> 28:36.132
میخوام نوار بهداشتی سایز 2 ببینم

28:40.136 --> 28:43.264
سایز 2 بهتر از سایز یکه
مهم نیست چقدر خوب باشه

28:43.347 --> 28:46.392
به هرحال اگه فیلم تماشا کرده باشین
همگی میدونین چرا

28:46.475 --> 28:47.810
حتی زایمان هم

28:47.893 --> 28:50.604
نمیتونه جلوی علاقه شما به نواربهداشتی رو بگیره

28:51.147 --> 28:52.898
عالی بود

28:54.483 --> 28:56.819
نذاشتن اونو ببینم چون میگفتن

28:56.902 --> 28:58.821
من باید یه کار دیگه ای انجام بدم

28:58.904 --> 29:02.032
این کار مادرانه-س
مال شما سمت چپه

29:03.576 --> 29:06.620
بعد از 15 دقیقه پرستار اومد

29:07.037 --> 29:09.707
فکر کردم اومده با یه ماهی تابه داغ
بزنه تو سرم

29:09.790 --> 29:11.208
تا منو تخلیه کنه

29:11.959 --> 29:15.212
به من گفت : خُب ، دستشویی کن

29:16.297 --> 29:19.550
منم گفتم : چی ؟

29:21.469 --> 29:24.680
اونم گفت : دستشویی کن

29:26.599 --> 29:28.100
... منم

29:29.059 --> 29:33.731
شک دارم بعد از اون زخمی که تو زندگیم داشتم

29:33.814 --> 29:35.774
مجبور بشم اونجا دستشویی کنم

29:36.233 --> 29:37.568
یه کمی برام عجیب بود

29:37.651 --> 29:41.071
اگه دستت بِبُره ، اونجا دستشویی نکن

29:42.281 --> 29:44.867
نمیدونستم چرا لازمه

29:44.950 --> 29:48.704
بنظر میرسید خطای درمانی بود
خیلی عجیب بود

29:48.787 --> 29:53.125
ولی ظاهراً دستشویی کردن لازم بود

29:53.209 --> 29:56.378
بعدش با من خداحافظی کردن
منم مجبور شدم اونجارو ترک کنم

29:57.630 --> 29:59.131
مجبور شدم برم

29:59.215 --> 30:02.176
خیلی عجیب بود ، همه سراغ بچه رو میگرفتن

30:02.259 --> 30:05.095
منم بهشون گفتم : نمیدونین چه بلایی سر من اومد ؟

30:06.096 --> 30:09.350
من به جون یه مرد قسم خوردم

30:10.267 --> 30:13.395
من مجبور شدم بخاطر فشار آلت اون
یه بچه بدنیا بیارم

30:15.022 --> 30:17.274
همه میگن

30:18.442 --> 30:19.860
از " اسکات " خبر داری ؟

30:25.574 --> 30:28.285
ما مشترکاً خراب شدیم

30:28.911 --> 30:33.832
ما یاد گرفتیم خراب بشیم
وقتی پای یه آلت مردونه وسط باشه

30:34.416 --> 30:37.211
اگه تو با " اسکات " مهمونی بودی

30:37.294 --> 30:39.588
حتی اگه شخصیت مزخرفی داشته باشم

30:39.672 --> 30:43.092
تو چشماش نگاه میکردی
و بهش احترام میذاشتی

30:44.468 --> 30:48.138
اسکات " از پشت میز بلند شد و گفت "

30:48.222 --> 30:52.101
ببخشید ، من باید برم دستشویی

30:52.518 --> 30:55.104
همگی گفتن : اسکات

30:57.523 --> 31:00.192
میخوای همگی تورو سرپا بگیریم

31:00.276 --> 31:01.944
وقتی داری دستشویی میکنی ؟

31:04.738 --> 31:06.323
شبیه بیشتر مردم

31:06.407 --> 31:09.243
من اولین شبی که
همه حضور داشتن ، حامله شدم

31:11.495 --> 31:13.330
رومانتیکه ، نه ؟

31:15.124 --> 31:18.335
اتفاقی که اونجا افتاد این بود که

31:18.419 --> 31:21.171
نمیخوام سکس تورو تشریح کنم ، نگران نباش

31:23.340 --> 31:25.884
اتفاقی که اونجا افتاد این بود که

31:25.968 --> 31:30.514
من و همسرم گفتیم
قراره " لس انجلس " قرنطینه بشه

31:30.598 --> 31:33.851
" برای همین شاید مجبور بشیم بریم " ماساچوست

31:33.934 --> 31:37.313
و پیش از اینکه به صورت هم نگاه کنیم

31:37.396 --> 31:40.024
تا تصمیم بگیریم من گفتم : الان

31:40.107 --> 31:43.402
و دوئیدم رفتم

31:45.070 --> 31:49.491
ما غذا میخوایم
ما برای ماشین غذا میخوایم

31:49.575 --> 31:53.329
و 40 تا لیمو از درخت کندم

31:58.083 --> 32:00.753
و اونارو انداختم صندوق عقب

32:02.129 --> 32:05.341
و برگشتم داخل خونه و سس مایونز برداشتم

32:08.469 --> 32:12.181
با یه بسته نان مکزیکی از یخچال

32:12.723 --> 32:14.475
... و بعدش

32:15.267 --> 32:18.771
شاید کمی بزرگنمایی کرده باشم

32:18.854 --> 32:21.857
چون سحر حرکت کردیم

32:25.736 --> 32:28.530
یه چیزایی لازم میشه
اگه 11:00 یا 11:30 حرکت میکردیم

32:28.614 --> 32:31.283
اونجوری کمترین استرس رو داشتیم

32:31.367 --> 32:32.993
ولی ما گفتیم

32:33.077 --> 32:37.873
عشقم ، همین که خورشید طلوع کرد

32:37.956 --> 32:41.543
خوبه ، تصمیم ما هم همین بود

32:41.627 --> 32:42.711
... و

32:43.837 --> 32:46.090
من ترسیده بودم

32:46.590 --> 32:50.678
ولی شخصیت من یه بخش خوب داره

32:50.761 --> 32:55.432
که بطور خستگی ناپذیری خوشبینم

32:55.516 --> 32:59.103
من خیلی از شرکت همسرم لذت می برم

32:59.186 --> 33:01.689
ایده من این بود که تمام روز با هم باشیم

33:01.772 --> 33:03.482
مطمئنن اونم همین احساس رو داشت

33:05.442 --> 33:07.736
... ولی

33:07.820 --> 33:11.448
اون میدونست موضوع جدیه ولی احساس میکرد که

33:11.532 --> 33:14.743
من دارم با دوست پسرم میرم قدم بزنم
الان دارم میرم

33:15.452 --> 33:20.290
ولی فکر کردم
نه ، تو قرار نیست با دوست پسرت بری قدم بزنی

33:20.874 --> 33:22.501
طاعون اونارو مجبور میکنه

33:25.003 --> 33:26.755
ولی من هنوز فکر میکنم

33:26.839 --> 33:28.757
نه ، ولی من هنوز زنده-م

33:28.841 --> 33:31.260
من از لباس مناسب خوشم میاد

33:31.343 --> 33:34.680
موضوع امکاناته
کسی نمیتونست منو جور دیگه قانع کنه

33:34.763 --> 33:37.725
میخواستم یه چیزی بپوشم که باهاش رانندگی کنم

33:37.808 --> 33:41.353
چیزی که منو بعنوان یه آدم نشون بده
کی اهمیت میده ؟

33:41.437 --> 33:42.563
من

33:42.646 --> 33:48.193
نمیدونستم چه چیزایی با خودم ببرم
ما بار زیادی نمیتونستیم با خودمون حمل کنیم

33:48.861 --> 33:52.364
برای همین فکر کردم : خُب چجوری میتونم استفاده کنم

33:52.448 --> 33:55.576
که خودمو خودمونی و قشنگ نشون بده

33:55.659 --> 33:56.660
... و

33:57.745 --> 34:01.790
در کمدی های عاشقانه

34:01.874 --> 34:06.545
وقتی پیشکسوت ها به مشکل میخورن

34:06.962 --> 34:10.132
اونا همیشه به این فکر میکنن
که قنادی کیک فنجونی باز کنن

34:11.842 --> 34:15.012
اونا همیشه به نوسازی قنادی کیک فنجونی فکر میکنن

34:15.094 --> 34:19.056
وقتی اینکارو میکنن ، لباس کار می پوشن

34:20.851 --> 34:22.518
آره ، لباس کار می پوشن

34:23.061 --> 34:25.647
برای همین فکر کردم ، لباس های کار بامزه هستن

34:25.731 --> 34:28.984
من میخوام از اینا بپوشم
و چند تا تیشرت برای تعویض

34:29.818 --> 34:31.987
برای راحتی بیشتر ، بدون سوتین

34:33.071 --> 34:35.199
این شد که فکر کردم دیگه تموم شد

34:35.991 --> 34:39.661
ولی یادتون باشه ، شروعش با همه گیر شدنه

34:39.745 --> 34:41.413
من شرط های زیادی داشتیم

34:41.496 --> 34:43.873
ما اینجا چکار میکنیم ؟
ماسک به صورت بزنیم ؟

34:43.956 --> 34:45.667
باید دستکش بپوشیم ؟

34:45.751 --> 34:48.003
چکار کنیم ؟ کجاییم ؟

34:48.085 --> 34:52.007
این شد که گفتیم
بهتره هرچه زودتر از بقیه چیزها صرف نظر کنیم

34:52.090 --> 34:54.967
اگه مجبور به دستشویی کردن باشیم ، نمیتونیم بریم

34:55.052 --> 34:58.555
باید روی شونه ها حساب کنیم

34:58.639 --> 35:00.474
منم تا این حد نازنازی نیستم

35:00.557 --> 35:02.309
ولی من عاشق شاشیدن در توالتم

35:05.395 --> 35:07.731
این تصور نیست ، برتریه

35:07.815 --> 35:10.359
من خوشم میاد

35:10.859 --> 35:15.823
من عادت ندارم به روش دیگه ای بشاشم

35:16.573 --> 35:21.036
نمیدونم چند بار تو عمرشون لباس کار پوشیدن

35:21.119 --> 35:24.957
درحالیکه بیرون از اینجا ، مردم باید کف زمین بشاشن

35:25.791 --> 35:28.085
ولی همین که یک بار انجام بدی

35:28.961 --> 35:30.963
نمیشه گفت من حواسم هست

35:31.046 --> 35:33.048
اون رفت جلوی در

35:34.758 --> 35:36.760
ایستاد پشت تو

35:37.469 --> 35:39.888
جوری که منتظر کار زشت باشه

35:41.974 --> 35:46.061
وقتی مجبور به انجام این کار سخت شدم
خیلی باملاحظه میشم

35:46.144 --> 35:48.730
من سعی کردم
اندام خودمو به کل جهان نشون ندم

35:48.814 --> 35:51.316
داشتم بهش فکر میکردم

35:51.400 --> 35:55.237
چطور میتونم این مسئله رو مدیریت کنم ؟
... که مال منو نگاه نکنن

35:55.320 --> 36:00.158
من بقیه عناصر این موضوع رو فراموش کرده بودم

36:00.242 --> 36:03.078
منم با لباس فُرم دستشویی کردم

36:04.955 --> 36:06.456
درست با لباس رسمی

36:07.624 --> 36:08.917
... و

36:09.585 --> 36:13.589
کاش این اتفاق تو " کانکتیکات "، شرق دورتر افتاده بود

36:15.048 --> 36:17.384
ولی این اتفاق تو مکزیک افتاد

36:18.802 --> 36:21.430
" به نقشه نگاه کن ، نزدیک " لس انجلس

36:22.806 --> 36:24.349
همونجوری که گفتم ؟

36:24.433 --> 36:28.312
تاحالا شده اونا اینکارو بکنن

36:29.354 --> 36:31.273
غیر از ادرار از پشت ؟

36:36.194 --> 36:38.614
احساس کردم دستش رو روی شونه-هام گذاشته

36:40.532 --> 36:42.951
در موقع کل سفری که حس میکردم

36:54.504 --> 36:56.757
کوچولوی احمق

36:56.840 --> 36:59.927
شبیه زمزمه تو گوشم

37:00.010 --> 37:01.762
این شد که ما رفتیم

37:01.845 --> 37:05.682
ما سه روزه از "لس انجلس" به "ماساچوست" رسیدیم

37:05.766 --> 37:10.646
با یک ریتم ثابت ، ما 16 تا 17 ساعت در روز
رانندگی میکردیم

37:10.729 --> 37:13.482
ما از روی نقشه دنبال مسافت میگشتیم

37:13.565 --> 37:15.275
ما تلفن داشتیم

37:15.359 --> 37:18.195
و بهشون خبر دادیم که داریم میایم

37:18.278 --> 37:21.031
اون با خوشرویی بهشون گفت

37:28.455 --> 37:30.666
شبح در اپرا

37:52.020 --> 37:56.441
ما با ماسک و دستکش و کلاه ، به مقصد رسیدیم ؟

37:58.151 --> 37:59.194
خوبه

38:00.404 --> 38:03.198
این شد که وارد خونه شدیم

38:03.281 --> 38:05.450
ما همه چی رو ضد عفونی کردیم

38:05.534 --> 38:10.038
ما لوازم رو روی تخت گذاشتیم

38:11.373 --> 38:12.958
و شب بخیر گفتیم

38:18.296 --> 38:21.341
چرا دو تا ساک مختلف ؟ نمیدونم

38:21.425 --> 38:25.387
ما هر دو بدون ماسک تو ماشین بودیم

38:25.887 --> 38:30.308
بدون ادرار ، قدم میزدیم

38:30.392 --> 38:32.644
نمیدونم ولی موقعیت این بود

38:32.728 --> 38:35.647
این قانونی بود که توافق کرده بودیم

38:36.398 --> 38:37.858
روز دوم

38:38.775 --> 38:40.777
این اطلاعات از اینترنت به من رسید

38:40.861 --> 38:44.239
نمیدونم براشون پیش اومده یا نه
ولی میتونه غیر واقعی باشه

38:44.865 --> 38:47.743
من تکه تکه شدم

38:48.410 --> 38:51.496
داشتم بسرعت متلاشی میشدم

38:51.580 --> 38:54.833
این شد که نگاهی بهشون کردم

38:54.916 --> 38:57.169
من نگاهی به تلفن کردم و یه نگاهی به اونا

38:58.670 --> 39:00.297
به من گفت : چی شده ؟

39:00.380 --> 39:01.256
منم گفتم

39:03.425 --> 39:06.053
میگن میتونی اینو با ریش بخوری

39:07.512 --> 39:10.348
بهم گفتن : حالا چی " جنی "؟

39:11.099 --> 39:12.267
منم گفتم

39:15.020 --> 39:18.607
میتونی اینو با ریش بخوری

39:20.275 --> 39:22.027
تو باید اصلاح کنی

39:27.866 --> 39:29.659
یادتون باشه که اون موقع

39:29.743 --> 39:34.372
پدر و مادرم در ورودی خونه-شون لخت بودن

39:34.956 --> 39:36.541
اونا ماسک تنفسی زده بودن

39:36.625 --> 39:39.544
مادرم ، آلت پدرم رو ضد عفونی کرده بود

39:39.628 --> 39:42.380
درحالیکه داشت یه بسته اسنک رو تمیز میکرد

39:42.464 --> 39:45.092
کسی نمیدونست چه اتفاق مسخره ای داره پیش میاد

39:50.430 --> 39:52.599
ولی همسرم

39:52.682 --> 39:56.103
این عشقه ، این لطافته

39:56.186 --> 39:59.189
ولی مجبورش کردم صورتش رو اصلاح کنه

40:01.066 --> 40:02.484
من سرم رو نمی تراشم

40:08.865 --> 40:11.618
من حتی در تنهایی
نمیذاشتم موهای صورتم رشد کنن

40:13.537 --> 40:19.042
ما اون مهمانسرا رو ترک کردیم
درحالیکه نظافت چی داشت اونجا رو تمیز میکرد

40:19.543 --> 40:21.169
تخت های استفاده نشده

40:22.754 --> 40:25.966
و سطل آشغالی که پر از مو بود

40:27.342 --> 40:30.887
اگه کسی اونو میدید
بدون اینکه بدونه همه گیری شروع شده

40:30.971 --> 40:34.057
اون میگفت : آره ، اونارو دیدم ، قاتل بودن

40:37.686 --> 40:39.771
اونا باید یکی رو کشته باشن

40:41.106 --> 40:44.442
اونا تمام اون کارها رو شبیه فراری ها میکردن

40:47.487 --> 40:50.949
به همون صورت ، روز سوم به " ماساچوست " رسیدیم

40:51.032 --> 40:53.994
اولین روز قرنطینه بود

40:54.077 --> 40:58.248
نمیدونم چطوری کارهای سکسی میکردن

41:00.000 --> 41:02.335
دوست داشتم بذارم از طریق ایمیل به من بگن

41:03.795 --> 41:06.882
بنویسین "chanuka42069" به آدرس

41:09.885 --> 41:11.511
ات ساین جِی-کرو دات کام
@j-crew.com

41:14.973 --> 41:19.352
ولی درمورد من رفتیم سمت در و فکر کردم

41:19.436 --> 41:21.313
من کلاً گند زدم

41:21.396 --> 41:23.190
بشدت خسته شده بودم

41:23.273 --> 41:25.442
تا سرحد مرگ ترسیده بودم

41:26.693 --> 41:29.196
من حشری شدم ، پس بیا دست بکار بشیم

41:31.907 --> 41:33.825
و فوراً حامله شدم

41:36.203 --> 41:38.205
به خودم گفتم : اوه نه

41:38.872 --> 41:42.918
اون هیجانزده شده بود ولی فکر میکردم من ترسیدم

41:43.001 --> 41:45.086
من در زمان بیماری طاعون حامله شده بودم

41:45.712 --> 41:47.631
ولی همون موقع یه چیزی یادم اومد

41:49.174 --> 41:50.800
این اتفاق در انجیل پیش نیومده بود ؟

41:56.348 --> 42:00.268
نمیدونم ، من از وصیتنامه جدید بی خبرم

42:03.355 --> 42:06.316
بقول کتابی که خوندم

42:06.399 --> 42:09.194
هیچ قیاسی درکار نیست

42:09.277 --> 42:12.447
درمورد زنی که سفر قاره ای میکرد

42:12.530 --> 42:13.698
خودشو با ادرار خیس میکرد

42:13.782 --> 42:17.827
در حالیکه اون 42 ساعت به " پادکست " گوش میداد
بدون از دست دادن اطلاعات

42:19.537 --> 42:21.623
شاید اون یکی از مناجات ها بوده

42:27.921 --> 42:31.174
چرا این کارها رو میکنن ؟
خواهش میکنم مناجات کنین

42:34.719 --> 42:38.139
منم از کتب مذهبی حرف میزنم

42:40.350 --> 42:43.478
نمیدونم از فهرست کارهای من خبر داری یا نه

42:44.771 --> 42:48.692
ولی در آخرین کار خاصی که داشتم

42:49.818 --> 42:53.113
من چیزی که حالا احساس میکنم گفتم

42:53.196 --> 42:56.574
چجوری میشه روی دیوار غار ، نوشت

42:56.658 --> 42:58.159
بنظر میرسه یکی دیگه باشه

42:58.702 --> 43:01.955
بازبینی تصاویر ، مثل اینکه بگم

43:02.038 --> 43:05.000
من دیگه با هیچکس قرار نمیذارم

43:05.083 --> 43:08.420
اون میخواست پوسته-ی منو عوض کنه

43:08.503 --> 43:11.715
در موزه-ی مرکزی که آژیر داره

43:13.550 --> 43:15.969
اون گفت ، خُب ، اون من بودم

43:16.052 --> 43:19.681
اون میتونست در ماه کامل ، منو ارضاء کنه

43:21.558 --> 43:25.061
بخاطر پدرسالاری
تمام مردها رو پیش من خراب کرده

43:25.520 --> 43:30.108
احساس میکنم تعیین تحسین برانگیز
برای تعیین برنامه-س

43:31.985 --> 43:35.655
ولی این کار اصلاً شدنی نیست

43:36.573 --> 43:38.950
درک موضوع سخته

43:39.034 --> 43:42.287
ماه که هرشب کامل نیست

43:45.290 --> 43:47.959
من یه پارتنر ثابت ترجیح میدم

43:48.043 --> 43:49.794
بهش نیاز دارم

43:49.878 --> 43:53.631
... اتفاقی که بعدش افتاد

43:53.715 --> 43:55.800
من نمیخواستم از نرم افزار استفاده کنم

43:55.884 --> 43:58.887
نمیخواستم با استفاده از کامپیوتر پارتنر پیدا کنم

43:58.970 --> 44:00.680
خودم میخواستم وارد عمل بشم

44:00.764 --> 44:04.100
پس مجبور شدم

44:04.768 --> 44:06.353
با دوستان زیادی بخوابم

44:06.436 --> 44:09.105
دوستی های زیادی رو از دست دادم
کاش اونکارو نمیکردم

44:15.320 --> 44:16.488
متأسفم

44:18.698 --> 44:20.825
حالا که بهش فکر میکنم ، متوجه میشم اشتباه بوده

44:22.410 --> 44:25.413
وقتی گزینه ها رو کنار گذاشتم

44:28.166 --> 44:33.004
من مجبور شدم برم خیابون
تا به یه نفر چشم تو چشم بشم

44:33.088 --> 44:36.674
مثل اینکه بگم : بهش نگاه کن ، اون همسرته

44:36.758 --> 44:38.385
حالا اون همسرته ، منو دیدی

44:39.677 --> 44:44.307
تا اینکه با همسرم آشنا شدم

44:45.558 --> 44:47.852
خیلی عالی بود

44:47.936 --> 44:50.271
بله ، بطور کلی

44:51.981 --> 44:53.858
آره

44:53.942 --> 44:57.237
وقتی عاشق شدم

44:57.362 --> 44:59.823
اون " آمستردام " زندگی میکرد

45:00.698 --> 45:03.952
اون اینجا بود ولی مجبور شد برگرده

45:04.035 --> 45:07.122
این دومین بار بود که دیوانه وار عاشقش شدم

45:07.205 --> 45:09.499
ولی نمیگفتم چون اون خونسرد بود

45:10.750 --> 45:12.836
که به هرصورت غیرممکن بود

45:13.795 --> 45:16.965
من اون آرامشی که وجود نداشت رو اضافه کردم

45:17.799 --> 45:21.344
فکر نکنم آدم خونسرد وجود داشته باشه

45:22.053 --> 45:25.890
فکر کنم این اختراع آدم های بیزار از زنانه

45:25.974 --> 45:28.601
که این باور رو به ما بده که نیازی به ما ندارن

45:35.191 --> 45:39.696
من عاشقش شدم
" اونم برگشت " آمستردام

45:39.779 --> 45:44.325
که آشکارا دل منو شکوند

45:44.409 --> 45:47.620
نمیخواستم ازش بپرسم
موضوع جدی بین ما هست ؟

45:50.373 --> 45:55.128
خواستم بهش بگم
برام مهم نیست اگه معشوقه های دیگه داشته باشی

46:00.258 --> 46:01.676
ولی احساس من این نبود

46:02.343 --> 46:04.971
و بعدش خوشبختانه گفت

46:05.054 --> 46:07.557
دلم نمیخواد از تو دور باشم

46:10.185 --> 46:11.269
اون گفت

46:11.352 --> 46:15.815
دلت میخواد برای عید بیای پیش من " آمستردام "؟

46:15.899 --> 46:18.735
منم گفتم : منم بلیت میگیرم

46:18.818 --> 46:22.405
من بهش گفتم باید به آگهی ها نگاهی بندازه همونجوری که عادت داشت

46:24.365 --> 46:27.368
هرموقع منو به جایی دعوت میکرد میگفتم : خوبه

46:30.914 --> 46:32.832
این شد که منو به " آمستردام " دعوت کرد

46:32.957 --> 46:37.879
حالا من شیطون شدم

46:37.962 --> 46:40.590
من اهل خونه-ی یهودی هستم

46:40.673 --> 46:43.134
که از نظر من یعنی

46:43.218 --> 46:45.970
ولی در پایان تعطیلات

46:46.638 --> 46:50.642
من میتونم برم هرجای دیگه-ی دنیا
تا یه ساک به آلت بزنم

46:56.856 --> 46:58.858
چون فامیل مشترک ندارم

46:59.567 --> 47:02.153
اون از من پرسید : عید کجا میری ؟

47:02.237 --> 47:04.239
منم گفتم : ظاهراً بالای تو

47:07.367 --> 47:09.327
بابانوئل

47:09.744 --> 47:12.163
چی گفتی ؟ نگران نباش

47:15.500 --> 47:18.336
" خُب منم رفتم " آمستردام

47:19.003 --> 47:22.173
درحالیکه گل دستش بود
توی فرودگاه همدیگه رو دیدیم

47:22.257 --> 47:24.926
که فوراً منو به اُرگاسم رسوند

47:26.094 --> 47:27.845
تقریباً دارم تموم میکنم

47:29.389 --> 47:30.807
اینجوری باید تموم کنن

47:30.890 --> 47:33.184
اگه یه بچه 2 ساله داشته باشی که خواب باشه

47:33.268 --> 47:35.562
اونا باید از گوش پدر و مادرت بالا برن

47:35.645 --> 47:37.397
و بهش بگین : دارم تموم میکنم

47:46.072 --> 47:47.824
و به من گفت

47:49.409 --> 47:51.494
من تمام برنامه سفر رو چیدم

47:51.578 --> 47:53.329
" بریم موزه " رامبراند

47:53.413 --> 47:56.040
بریم درخت بخریم و بریم سیرک

47:56.124 --> 47:59.669
بهش گفتم پیشنهاد رفتن به خونه-ی " ان فرانک " رو
نده

48:01.796 --> 48:06.217
من نیازی ندارم در طول تعطیلات
دچار سقوط ژنتیکی بشم

48:08.136 --> 48:09.929
میدونستم وجود داره
میدونستم چی پیش میاد

48:10.013 --> 48:13.141
با تمام وجود حس میکردم
دلم نمیخواد درموردش حرف بزنم

48:16.561 --> 48:19.147
من اینو بهش گفتم

48:19.230 --> 48:21.149
ما با دوچرخه اینطرف و اونطرف میرفتیم

48:23.109 --> 48:24.277
بهش گفتم : ببخشید

48:25.570 --> 48:28.531
خیلی معذرت میخوام
فکر کردم چیز عجیبی شنیدم

48:30.658 --> 48:33.328
بهم گفت بیا با دوچرخه بریم و من فکر کردم

48:36.873 --> 48:38.958
خُب میدونستم نمیشه

48:41.919 --> 48:45.923
من همینجوری بهش نگاه میکردم و میگفتم
فکر میکردم آدم کاملی هستی

48:47.175 --> 48:49.844
و حالا داری احمقانه رفتار میکنی

48:49.927 --> 48:52.138
بزرگترین چیزی که شنیدم

48:55.058 --> 48:59.103
میشه با دوچرخه بریم ؟ کچل

48:59.562 --> 49:01.272
کمترین ایده ای که

49:01.356 --> 49:04.233
به فکرت میرسه

49:04.317 --> 49:07.862
که یه نفر میخواد
در یه کشور دیگه باهات تمرین کنه

49:10.490 --> 49:12.158
اون روانی شد

49:12.241 --> 49:15.662
داشتم به این فکر میکردم
که با پرواز برگشت بیارمش

49:15.745 --> 49:17.497
من ناتوان شدم

49:17.580 --> 49:19.874
من به " آدرنالین " اعتیاد ندارم

49:19.957 --> 49:22.418
دلم نمیخواد دوچرخه سواری کنم

49:26.172 --> 49:30.760
دلم میخواست بخاطر عشق ریسک کنم

49:31.969 --> 49:34.389
جدی میگم ، دنبال فرصت میگشتم

49:34.472 --> 49:37.934
من اینم
کسی که از دوچرخه سواری وحشت داره

49:38.017 --> 49:39.227
دلم میخواد ریسک کنم

49:39.310 --> 49:42.563
دلم میخواد برم بخوابم و بگم
من بخاطر عشق ریسک کردم

49:42.647 --> 49:45.483
پیش از اینکه تو خواب ببینی

49:46.317 --> 49:51.781
تاحالا درموقعیتی قرار گرفتن
که با یه زن حامله روبرو بشن

49:51.864 --> 49:54.200
که خوابشو دیده باشن ؟

49:54.283 --> 49:58.079
شاید یه شخص خیلی خوب عاشق تو بشه

49:58.162 --> 50:00.790
به بهترین وجه ممکن با تو رفتار کنه

50:00.873 --> 50:04.335
کار خطایی نکن و این چیزیه که میخواستی

50:04.419 --> 50:08.756
ولی واکنش شما سرشار از ترس فانتزی میشه

50:08.840 --> 50:12.468
شک و کاهش اعتماد

50:12.552 --> 50:16.055
تو فکر میکنی ترکیب درستی نیست
به نظر من شاید

50:16.139 --> 50:18.891
به نظر تو این احساس اشتباهه

50:18.975 --> 50:22.061
و درنهایت شرمنده میشی

50:22.145 --> 50:23.771
ولی کاری از دست تو برنمیاد

50:23.855 --> 50:25.732
تو میگی : نه من که اعتماد ندارم

50:25.815 --> 50:27.942
برای همین من گارد خودمو پایین آوُردم
و اونا به من آسیب زدن

50:28.025 --> 50:30.027
این دور باطله

50:30.111 --> 50:33.030
ولی مهربانی بعضی ها
فکر تورو باز میکنه

50:33.114 --> 50:35.825
و کمک میکنه به درون خودت نگاه کنی و فکر کنی

50:35.908 --> 50:38.953
من درمورد خودم فکر بد میکنم
من آدم بدی نیستم

50:39.036 --> 50:41.914
من افکار درهمی دارم که باید دوری کنم

50:41.998 --> 50:44.292
مثلاً خیلی پرحرارتم

50:44.375 --> 50:46.002
خیلی افسرده-م

50:46.085 --> 50:49.005
کسی نمیتونه منو تحمل کنه
و کسی نمیتونه

50:49.088 --> 50:52.175
تمام عشقی که برای عاشق شدن نیاز دارم
به من بده

50:52.258 --> 50:55.511
چون اکثراً مورد عشق واقع میشن
و مثل قابلمه تو بغل میگیرن

50:55.595 --> 50:59.474
ولی درمورد خودم
من مثل الک می مونم که هرچیزی رو بیرون میریزه

50:59.557 --> 51:02.226
و آخرش به من میگین : نه ، دست بردار

51:02.310 --> 51:04.270
دوباره همون ، اونکارو نکن

51:04.353 --> 51:07.106
یه کار دیگه بکن
به یه چیز دیگه فکر کن

51:07.190 --> 51:10.067
تو فکر میکنی : ولی من نمیتونم تو صورتش داد بزنم

51:10.151 --> 51:13.738
منو خراب نکن

51:13.821 --> 51:16.824
درعوض در " آمستردام " کارت تموم میشه

51:19.619 --> 51:20.620
... و

51:27.084 --> 51:28.586
همش بدون دارو

51:30.087 --> 51:32.256
به این فکر میکنی : که خدای من

51:32.340 --> 51:34.258
من تقریباً

51:34.342 --> 51:37.136
احمقانه ترین کار در عمرم رو میکنم

51:37.762 --> 51:39.806
قطعاً

51:39.889 --> 51:43.643
این چیزی نیست که من بخوام
در یک گزارش ورزشی تغییرش بدم

51:45.436 --> 51:49.023
ولی فکر میکنم کی دوچرخه رو بُرد

51:58.241 --> 51:59.951
جدی

52:01.369 --> 52:02.453
جدی

52:05.206 --> 52:08.459
امشب حضور من در اینجا

52:08.543 --> 52:10.962
این عشق رو به یه روش دیگه ای میگه

52:11.546 --> 52:13.965
با این لباس و این نمایش عالی

52:15.216 --> 52:17.009
من اینو به دیگران مدیون هستیم

52:17.093 --> 52:21.597
با همراهی پزشک خودم

52:25.101 --> 52:27.520
آره ، من عاشق پزشکم هستم

52:27.603 --> 52:32.441
میدونم نمیتونم اینو بگم ولی عاشقشم

52:32.525 --> 52:34.402
دوستش دارم

52:35.152 --> 52:38.239
عاشقشم چون منو تغییر داد

52:38.322 --> 52:40.366
سخت ترین کار پزشک

52:41.242 --> 52:44.036
وقتی دوره ها تموم میشن و تو نمیتونی بگی

52:44.120 --> 52:45.705
پس ، خداحافظ ، دوستت دارم

52:47.582 --> 52:49.834
ولی یه اتفاقی بین ما افتاد

52:49.917 --> 52:54.130
که تأثیر بدی در روابط ما گذاشت

52:54.213 --> 52:59.719
اخیراً پیش اومد
اون اشتباهاً پیامی برام فرستاد

53:02.179 --> 53:03.264
میدونم

53:04.724 --> 53:07.560
تازه نبود ، سه سال پیش بود

53:09.061 --> 53:11.188
نمیتونستم بهش فکر نکنم

53:12.315 --> 53:14.650
نمیتونستم بهش فکر نکنم

53:14.734 --> 53:16.819
آخر هفته بود

53:16.903 --> 53:18.529
وقتی اسمش رو دیدم

53:18.613 --> 53:22.450
تاحالا از کسانی پیام دریافت کردین
که هیچ شانسی ندارن ؟

53:23.117 --> 53:26.579
... و از اون گونه هایی که
نمیتونم این موضوع رو باز کنم

53:26.662 --> 53:29.665
هرچی بود ، زندگیمو تغییر میداد

53:31.500 --> 53:36.297
وقتی دستشویی بودم اون پیام رو چک کردم

53:36.380 --> 53:39.508
من از چیزی خبر نداشتم
در طول هفته بود ؟

53:39.634 --> 53:41.052
از طرف " پاملا "؟ اون دیگه کی بود ؟

53:41.135 --> 53:43.804
نمیدونستم به چی فکر کنم

53:43.888 --> 53:45.765
مثلاً : جنی ، من در باغ گیاه شناسی هستم

53:45.848 --> 53:48.643
یه گل دیدم که شکل جالبی داشت

53:48.726 --> 53:52.104
موضوع خیلی جالب و روحی روانی بود
این شد که به فکر تو افتادم

53:52.188 --> 53:53.856
یه موضوع عادی

53:56.609 --> 54:00.029
خُب منم بازش کردم و گفتم

54:00.112 --> 54:04.951
فلان و فلان و من حالم خوب بود
من برای ناهار روز پدر

54:05.034 --> 54:08.621
من رستورانی نمیشناسم
... و فکر کردم

54:16.587 --> 54:18.923
شوخی میکنی ؟ داری چه غلطی میکنی " پاملا"؟

54:21.133 --> 54:24.762
من خیلی ناراحت شدم

54:26.931 --> 54:28.724
از کجا شروع کنم ؟

54:31.268 --> 54:32.937
پاملا " داره در رستوران غذا میخوره ؟ "

54:35.356 --> 54:36.482
خوبه

54:38.401 --> 54:41.195
اون باعث شد من به باور کنم

54:42.989 --> 54:47.451
اون در اون سالن نشسته
چون میخواست به حرف من گوش کنه

54:50.371 --> 54:53.833
وقتی داشتم به این موضوع فکر میکردم
به مشکل دیگه ای خوردم

54:53.916 --> 54:58.087
پاملا " با شوهرش اومده بود رستوران "

54:58.170 --> 55:00.881
بخاطر روز پدر

55:00.965 --> 55:03.801
ولی من پدرم رو میشناسم ، رون

55:03.884 --> 55:06.512
اون در روز پدر نرفت رستوران

55:06.595 --> 55:10.433
نتیجه دردناک این بود که " پاملا "، مادرم نبود

55:14.145 --> 55:15.146
موقعیت سختی بود

55:15.229 --> 55:18.816
فکر کردم لازم نباشه که به من بگی مادرم نیستی

55:18.899 --> 55:22.903
" آره ، میدونم که یه مادر دیگه دارم بنام " نانسی

55:22.987 --> 55:24.321
که همیشه اونجا بود

55:25.322 --> 55:30.369
این شد که من جواب دادم

55:31.537 --> 55:36.792
فکر کنم گیرنده رو اشتباه گرفتی

55:38.127 --> 55:40.671
اونم جواب داد

55:41.881 --> 55:42.965
درسته

55:50.306 --> 55:54.602
ظاهراً فکر نکنم دوباره بیاد

55:54.685 --> 55:59.565
و چند سال بعد درباره مادر حرف میزدم

55:59.648 --> 56:02.026
وقتی دختر داشتم

56:02.109 --> 56:03.527
... من یه جورایی

56:17.458 --> 56:20.169
تاحالا دقیقاً همین درد رو داشتین ؟

56:24.090 --> 56:27.343
اکثریت به آشوبی فکر میکنن که دردآوره

56:27.426 --> 56:29.303
ولی تمام دردها ، حس خودش رو داره

56:29.386 --> 56:30.596
اگه پیداش کردی

56:30.679 --> 56:32.890
تو میتونی تغییر کنی
و خودتو همونجوری که هستی قبول کنی

56:32.973 --> 56:36.143
پاملا" درد اصلی منو به من نشون داد "

56:36.227 --> 56:39.188
من فکر کردم : خدای من
من درد اصلی خودمو پیدا کردم

56:39.271 --> 56:40.898
که " پاملا " مادر من نیست

56:44.068 --> 56:48.030
و چیزی که به من یاد داد این بود که
من خودمو همین که هستم بپذیرم

56:49.198 --> 56:54.120
که آیا من کسی هستم که شما بتونین بهش افتخار کنین ؟

56:54.203 --> 56:57.623
کسی که بتونه " پاملا " و دخترش رو عذاب بده

57:01.377 --> 57:02.586
اون منم

57:02.670 --> 57:05.548
بطور وحشتناکی داری به 40 سالگی نزدیک میشی

57:05.631 --> 57:07.591
چون من 41 ساله هستم

57:09.385 --> 57:11.345
چهل ساله ها به من میگن : برو بیرون

57:12.888 --> 57:15.641
من دیگه کار بیخود نمیکنم

57:15.724 --> 57:19.937
من همینم که هستم ، دارم رشد میکنم
ولی بدون اینکه دوباره خودمو پس بزنم

57:20.020 --> 57:23.065
من نمای خطرناک و تاریک دارم

57:23.149 --> 57:27.027
من در بین سایه هایی زندگی میکنم
که اونارو پوشش میدن

57:27.111 --> 57:29.405
این یعنی من

57:29.488 --> 57:32.449
اون شب
خسته کننده ترین و یکنواخت ترین شب من بود

57:32.533 --> 57:35.035
وقتی تمام خودارضایی های عجیب

57:35.119 --> 57:38.122
با ابزاری که مردم میگن

57:39.623 --> 57:42.293
این چیزی بود که من نیاز داشتم

57:44.295 --> 57:46.463
این چیزی بود که منو تغییر داد

57:48.174 --> 57:50.509
وقتی شرارت ها بیرون رفتن

57:50.593 --> 57:55.264
من روی تخت نشسته بودم
و این رضایت رو از خودم داشتم

57:55.347 --> 58:00.269
و چیزی که نیاز دارم اینه که
به " پاملا " و دخترش فکر کنم

58:01.604 --> 58:05.524
به خودم میگم : بهش فکر کن

58:05.608 --> 58:09.195
لیاقتش رو داری ، بهش فکر کن

58:09.278 --> 58:13.115
تصور من اینه که " پاملا " و دختر سوار ماشین شدن

58:13.199 --> 58:16.327
اونا کمربنداشون رو بستن
چون عاشق هم بودن

58:16.410 --> 58:20.122
اونا نمیخواستن کسی آسیب ببینه
چون دوستان صمیمی بودن

58:23.292 --> 58:26.670
اونا با ماشین رفتن که ناهار بخورن

58:26.754 --> 58:29.215
چون همدیگه رو سرگرم میکردن

58:30.966 --> 58:33.510
میگن : بریم رستوران ساحلی

58:33.594 --> 58:36.764
چون ما مثل احمق ها به صدف حساسیت نداریم

58:40.851 --> 58:41.936
و میگن

58:42.019 --> 58:45.397
من دوست دارم در موقعیت های مختلف
با شما ناهار بخورم

58:45.481 --> 58:48.567
نه مکالمه ای که با یه آدم سرطانی میکنن

58:48.651 --> 58:50.277
در غیر اینصورت من حرف نمیزنم

58:58.744 --> 59:03.582
بعد اونا رفتن رستوران
من اونارو تا رستوران " اوبر" دنبال کردم

59:08.212 --> 59:11.131
و رفتم رستوران و بعد رفتم دستشویی

59:11.882 --> 59:13.133
اونا رفتن سمت میز خودشون

59:13.217 --> 59:15.552
بعداً دختر " پاملا "، رفت دستشویی

59:15.636 --> 59:17.930
بعد از دستشویی دستشو شست

59:18.013 --> 59:19.431
من همچنان اونجا بودم

59:20.641 --> 59:23.644
من از صابون استفاده کردم و خیلی کف کرد

59:23.727 --> 59:26.063
من 15 دقیقه کف روی دستم بود

59:26.146 --> 59:29.858
من مقدار زیادی صابون روی دستم بود
شبیه شیرنی نارگیلی بود

59:30.818 --> 59:34.697
من دختر خوب و تمیزی هستم
من از همه تمیزترم

59:34.780 --> 59:37.241
من دختر تمیزی هستم
من دختر خوب و تمیزی هستم

59:37.324 --> 59:39.201
من تمیزم ، تمیزترینم

59:39.285 --> 59:41.912
هیچکس به تمیزی من نیست ، پاک ، پاک ، پاک

59:43.956 --> 59:48.168
اون دختره دستشو شست و به من گفت
خیلی صابون زدی

59:50.796 --> 59:51.797
منم بهش گفتم

59:55.718 --> 59:56.760
این ؟

59:58.053 --> 01:00:01.056
اونم گفت : هیچی ، فقط خیلی صابون زدی

01:00:01.140 --> 01:00:04.059
ببخشید ، صابون زیاده
منم گفتم : ببخشید

01:00:06.937 --> 01:00:11.358
اون گفت : خوبه
منم گفتم آره خوبه

01:00:19.116 --> 01:00:20.743
با مادرت اومدی ؟

01:00:22.494 --> 01:00:23.787
چی گفتی ؟

01:00:24.955 --> 01:00:29.668
پرسیدم با مادرت اومدی ؟

01:00:30.711 --> 01:00:33.005
اونم گفت بله

01:00:33.088 --> 01:00:35.466
منم گفتم : چه چیزی تورو خوشحال میکنه ، عشق ؟

01:00:37.176 --> 01:00:38.802
این همه آشوب برای چیه ؟

01:00:45.392 --> 01:00:49.813
اونم گفت
آره ، من با مادرم اومدم ، نگران نباش

01:00:50.731 --> 01:00:53.442
من بهش نزدیکتر شدم

01:00:54.943 --> 01:00:58.405
یه لبخند بهش زدم

01:00:59.406 --> 01:01:04.119
اون یه نگاهی به آینه کرد و نتونست تکون بخوره

01:01:04.536 --> 01:01:09.083
چون شخصیت والایی برای من نبود

01:01:13.337 --> 01:01:14.421
من گفتم

01:01:15.923 --> 01:01:17.633
امیدوارم قدردان باشی

01:01:19.676 --> 01:01:21.428
بابت هرچیزی که داری

01:01:25.182 --> 01:01:27.935
اون به من گفت : چی ؟

01:01:28.936 --> 01:01:32.022
منم بهش گفتم : امیدوارم

01:01:32.106 --> 01:01:36.318
میتونی از هرچیزی سپاسگزار باشی

01:01:36.652 --> 01:01:38.278
بابت چیزی که داری

01:01:38.362 --> 01:01:39.238
... و بعد اون

01:01:40.364 --> 01:01:43.742
من گفتم : اون اینجوری دلش میخواد

01:01:43.826 --> 01:01:46.662
اینجوری عاشق " پاملا " باشه

01:02:02.553 --> 01:02:04.721
خیلی ممنونم

01:02:06.473 --> 01:02:07.558
موفق باشی

01:02:09.059 --> 01:02:11.812
ممنون

01:02:11.937 --> 01:02:16.483
شب خوش ، مراقب خودتون باشین

01:02:17.000 --> 01:02:27.000
زرفيلم
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.ZarFilm.CoM ::.
