WEBVTT

00:00.000 --> 00:20.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: rzvnrshd ✧ Zara ✧ Silvia ✧Hanna  ✧ naz ✧ Army ✧ Vanilla ✧ FATEMEH ✧ violet ✧

00:51.200 --> 00:52.460
چرا بازم تار شده؟

01:20.280 --> 01:22.000
!شیائو وو یی؛ اشتباهه

01:22.160 --> 01:22.910
شیه جیا یو

01:23.560 --> 01:25.510
شیه جیا یو؛ نزدیک بود کُشته بشم

01:26.530 --> 01:28.710
رکابی که طراحی کردی به اندازه‌ی کافی انعطاف‌پذیر نیست

01:28.710 --> 01:30.230
بهش می‌گن گره‌ی لغزنده

01:30.590 --> 01:31.710
هرچی بیشتر بکشی، سفت‌تر می‌شه

01:31.710 --> 01:33.280
اگه فشار ندی، خودش شل می‌شه

01:33.280 --> 01:34.680
پای آن مین ضعیفه

01:34.680 --> 01:35.940
پس کِشیده نمی‌شه

01:36.120 --> 01:37.979
داشتم باعجله میومدم که خبر رو بهت بگم

01:38.920 --> 01:39.920
ولی یه آدم خارق‌العاده اومده

01:39.920 --> 01:40.759
به اردوگاه ارتش بی فو

01:40.759 --> 01:42.020
...و اون -
خفه شو -

01:42.350 --> 01:43.280
خیلی پر سروصدایی

01:47.070 --> 01:49.130
شیائو وو یی، داری خون بالا میاری

01:49.630 --> 01:50.560
آسیب دیدی؟

01:50.560 --> 01:51.620
کجات آسیب دیده؟

01:53.150 --> 01:53.950
!بگو بهم

02:02.870 --> 02:03.760
کوری یا چی؟

02:06.570 --> 02:07.710
اگه به کسی بگی

02:07.710 --> 02:08.630
که چشم‌هام مشکل داره

02:08.630 --> 02:09.710
همین الان می‌کشمت

02:10.120 --> 02:10.710
چی؟

02:10.710 --> 02:12.970
و هنر معجزه‌گرت رو هم نابود می‌کنم

02:16.120 --> 02:16.560
...من

02:17.310 --> 02:19.150
جونمون رو کف دستمون می‌ذاریم

02:19.150 --> 02:20.430
تا به اعلی‌حضرت کمک کنیم سه ایالت رو بگیره

02:20.430 --> 02:21.310
اعلی‌حضرت که پیشرو باشه

02:21.310 --> 02:22.190
باختی در کار نیست

02:22.400 --> 02:25.400
آره، با وجود اعلی‌حضرت همه چی درست می‌شه

02:25.750 --> 02:26.680
چه خبره؟

02:30.400 --> 02:31.520
کمرم رو محکم بگیر

02:31.520 --> 02:32.920
سوارت می‌کنم

02:41.560 --> 02:42.760
آروم حرف بزن

02:53.190 --> 02:54.360
اگه به من اعتماد داری

02:54.490 --> 02:55.620
فقط افسار رو بگیر

02:56.079 --> 02:57.240
بذار چشم‌های تو باشم

03:00.560 --> 03:01.120
باشه

03:03.030 --> 03:04.470
شیائو وو یی رو با خودم می‌برم

03:04.470 --> 03:05.330
علیاحضرت

03:05.360 --> 03:06.120
شب عروسیمون

03:06.120 --> 03:08.470
قول داد به من سوارکاری یاد بده و بریم مناظر طبیعت رو ببینیم

03:08.470 --> 03:10.360
ولی این روزها یا سرش با اصلاحات گرمه

03:10.360 --> 03:11.480
یا مذاکرات صلح

03:11.480 --> 03:13.400
کسی نمی‌دونه توی رقابت جون سالم به در می‌بره یا نه

03:13.400 --> 03:15.150
نمی‌خوام یه بیوه‌ی جوون بشم

03:16.120 --> 03:17.250
پس امروز، اون مال منه

03:17.290 --> 03:19.090
فردا اونو بهت پس می‌دم

04:48.730 --> 04:52.750
╭─ · ཐི ✦ ཋྀ · ──────
╰─ · ❥ · کلید قلب ققنوس

04:53.120 --> 04:55.650
ཐི↝ قسمت نهم ↜ཋྀ

04:55.720 --> 04:57.990
⎣ عمارت شاهزاده جینگ آن ⎤

05:01.120 --> 05:04.160
نمی‌دونم این دفعه کی بیناییت برمی‌گرده

05:04.830 --> 05:06.690
یا شاید دیگه هیچوقت نبینم، نه؟

05:06.870 --> 05:07.430
آره

05:08.030 --> 05:09.830
توی دشت جیو جانگ به شدت زخمی شدی؟

05:09.830 --> 05:10.920
تقریبا کور شدی

05:10.920 --> 05:12.190
با این حال اصرار داری سراغ اصلاحات

05:12.190 --> 05:13.120
و مذاکرات صلح بری

05:13.120 --> 05:14.750
حتی خودت می‌ری میدون جنگ

05:14.750 --> 05:16.560
تو دیوونه‌ای

05:16.630 --> 05:20.030
دفعه‌ی قبل گفتی یه داروی قوی هست که منو معالجه می‌کنه

05:20.270 --> 05:21.530
خیلی دردناکه

05:21.600 --> 05:23.400
و عمرت رو کوتاه می‌کنه

05:25.750 --> 05:26.360
ازش استفاده کن

05:26.950 --> 05:28.480
توی رقابت نباید ببازم

05:28.480 --> 05:29.070
صبر کن

05:29.560 --> 05:30.240
...اوم

05:30.240 --> 05:31.720
واقعا نیازی نیست

05:31.720 --> 05:32.560
پیش یه طبیب دیگه بری؟

05:32.560 --> 05:34.159
روی شنگ بهترین طبیبه

05:35.800 --> 05:36.310
زود باش

05:37.720 --> 05:39.680
درد داره؛ تحمل کن

06:16.270 --> 06:17.670
طب سوزنی تموم شد

06:17.720 --> 06:19.850
ولی دردش روزبه‌روز بیشتر می‌شه

06:20.310 --> 06:22.160
جیا یو، یه چیزی بگو

06:22.510 --> 06:24.070
تا حواسش پرت بشه

06:24.430 --> 06:25.510
چی بگم؟

06:25.920 --> 06:27.180
هر چی دوست داری بگو

06:28.920 --> 06:29.510
...پس

06:30.190 --> 06:30.920
پس بذار برات

06:30.920 --> 06:32.110
داستان خودم و آ مائو رو بگم

06:32.110 --> 06:33.270
بهتره چیزی نگی

06:33.270 --> 06:34.310
چطور ممکنه؟

06:34.310 --> 06:35.310
باید نجاتت بدم

06:37.430 --> 06:38.310
برات از

06:38.630 --> 06:40.120
اولین باری که آ مائو رو دیدم می‌گم

06:41.390 --> 06:43.040
اون موقع خیلی لاغر بود

06:43.630 --> 06:45.560
پدرم اونو آورد پیشم و گفت

06:45.950 --> 06:47.950
آ مائو از این به بعد شاگردشه

06:47.950 --> 06:49.680
ولی اون موقع از آ مائو خوشم نمیومد

06:50.159 --> 06:52.420
چون حس می‌کردم پدرم رو ازم دزدیده

06:52.560 --> 06:53.750
له جون رو ترجیح می‌دادم

06:55.600 --> 06:58.240
اما بعد اینکه آ مائو از سفر مطالعاتیش برگشت

06:58.720 --> 07:00.390
دیدم چقدر باوقار

07:00.390 --> 07:01.360
و جذاب

07:01.360 --> 07:02.310
و خوش‌تیپ شده

07:02.310 --> 07:03.110
چقدر سطحی

07:03.560 --> 07:04.560
تو هیچی حالیت نیست

07:08.360 --> 07:09.490
آ مائو خیلی باهام مهربون بود

07:09.830 --> 07:11.040
وقتی دزدکی می‌رفتم بازی کنم

07:11.040 --> 07:12.630
پایین دیوار وایمیساد و من رو می‌گرفت

07:12.630 --> 07:14.430
گفتم آبنبات گلابی دوست دارم

07:14.430 --> 07:15.560
می‌رفت برام می‌خرید

07:16.070 --> 07:17.800
گفتم می‌خوام دنیا رو ببینم

07:17.920 --> 07:19.870
گفت اونم عاشق جهانگردی و سفره

07:19.870 --> 07:21.920
حس می‌کردم

07:21.920 --> 07:23.800
خدا می‌دونست چجور مردی دوست دارم

07:24.070 --> 07:26.240
برای همین آ مائو رو
دقیقا جوری که می‌خواستم برام ساخت

07:26.240 --> 07:27.240
و فرستادش پیشم

07:27.270 --> 07:28.920
خلاصه که توی این دنیا

07:28.920 --> 07:30.650
هیچ مردی بهتر از آ مائو وجود نداره

07:31.430 --> 07:32.240
حرفم تموم شد

07:32.270 --> 07:33.270
نظرت چیه؟

07:37.240 --> 07:38.770
چرا چیزی نمی‌گی؟

07:39.240 --> 07:40.240
چی بگم؟

07:40.560 --> 07:41.760
نظرت رو بگو دیگه

07:43.040 --> 07:44.100
تبریک می‌گم

07:45.480 --> 07:47.430
حیف شد، اگه تو نبودی

07:47.560 --> 07:48.750
خیلی وقت پیش با آ مائو ازدواج کرده بودم

07:48.750 --> 07:49.950
اگه من نبودم

07:50.159 --> 07:52.890
تو خیلی وقت پیش زنِ
شاهزاده چانگ شا شده بودی

07:53.159 --> 07:54.560
به نظر منطقی میاد

07:55.480 --> 07:57.240
پس من و آ مائو باید ازت تشکر کنیم

07:57.240 --> 07:58.070
...لازم نکرده

08:02.680 --> 08:03.830
برم دارو بجوشونم

08:03.830 --> 08:05.870
یه ربع دیگه برمی‌گردم سوزن‌ها رو بردارم

08:05.870 --> 08:06.480
باشه

08:07.920 --> 08:08.510
جیا یو

08:09.120 --> 08:11.720
یه چیزی بگو حالش خوب بشه

08:13.070 --> 08:15.120
داستان من و آ مائو خوشحال‌کننده نبود؟

08:17.390 --> 08:18.190
می‌فهمم

08:19.160 --> 08:20.510
توی بیچاره تک و تنهایی

08:20.630 --> 08:22.680
داستان پر از عشق و علاقه‌ی
من و آ مائو رو که می‌شنوی

08:23.040 --> 08:24.480
لابد دلت می‌گیره، نه؟

08:24.480 --> 08:26.040
من کجا تک و تنهام؟

08:26.390 --> 08:27.070
باشه، باشه

08:27.070 --> 08:28.130
آبروت رو نمی‌برم

08:28.510 --> 08:29.710
بهتره بری بیرون

08:30.560 --> 08:31.830
قیافه‌ات رو می‌بینم سردرد می‌گیرم

08:31.830 --> 08:33.429
مگه نگفتی نمی‌بینی؟

08:35.120 --> 08:36.270
پس چطوری سردرد می‌گیری؟

08:36.270 --> 08:38.400
خواهر روی شنگ طب سوزنی رو خراب کرده؟

08:40.390 --> 08:41.150
برو بیرون

08:42.030 --> 08:42.600
باشه

08:42.750 --> 08:43.750
پس می‌رم بیرون

08:47.720 --> 08:48.360
خواهر روی شنگ

08:51.150 --> 08:52.840
قضیه‌ی نابیناییش باید مخفی بمونه

08:52.840 --> 08:53.720
چاره‌ای نیست جز اینکه بگم

08:53.720 --> 08:55.790
توی کوهستان موقع اسب‌سواری با من
از روی اسب افتاده و زخمی شده

08:55.790 --> 08:57.450
و باید دو روز استراحت کنه

08:57.840 --> 08:59.240
خوب نیست امشب تکونش بدیم

08:59.240 --> 09:00.390
تو پیشش می‌مونی یا من؟

09:00.390 --> 09:02.250
...چطوره که -
خیلی هم عالی، تو کنارش بمون -

09:02.630 --> 09:04.760
من باید برم سوابق نبضش رو بررسی کنم

09:06.020 --> 09:06.620
خواهر روی شنگ

09:09.960 --> 09:11.480
شیائو وو یی اخلاقش مثل سگ وحشیه

09:11.480 --> 09:12.960
من چطوری ازش مراقبت کنم؟

09:12.960 --> 09:14.620
تازه، منم باید بخوابم

09:14.720 --> 09:16.030
وقتی می‌خوابم خروپف می‌کنم

09:16.030 --> 09:17.030
اعلی‌حضرت از پونزده سالگی توی ارتش بودن

09:17.030 --> 09:17.790
توی بیابون زندگی کردن

09:17.790 --> 09:18.960
به سختی عادت دارن

09:18.960 --> 09:19.960
رعد و برق هم اذیتشون نمی‌کنه

09:19.960 --> 09:21.270
چه برسه به خروپف

09:21.270 --> 09:22.720
فقط وقتی بیدار شدن بهشون غذا و آب بدین

09:22.720 --> 09:24.320
مراقبت کردن ازشون راحته

09:25.480 --> 09:27.630
خب، چی دوست داره بخوره؟

09:27.750 --> 09:28.610
کیک زالزالک

09:28.630 --> 09:29.750
عاشق غذاهای ترشه

09:31.270 --> 09:33.120
شما دوتا نمی‌تونین ازش پرستاری کنین؟

09:33.360 --> 09:34.390
الان که اعلی‌حضرت مریضن

09:34.390 --> 09:35.790
ما باید ارتش بی فو رو رهبری کنیم

09:35.790 --> 09:36.550
و براشون تدابیر ترکیبی تمرین کنیم

09:36.550 --> 09:37.150
نمی‌تونیم بیایم

09:37.150 --> 09:37.910
تازه مریضیشون

09:37.910 --> 09:40.030
تا حدودی بخاطر امتحان کردن رکاب شماست

09:40.030 --> 09:41.890
باید مسئولیتش رو قبول کنین

09:42.150 --> 09:42.870
باشه

09:50.390 --> 09:51.000
!برادر آن مین

09:52.390 --> 09:52.920
!زود باش

09:55.480 --> 09:56.150
!فرار کن

09:57.360 --> 09:58.080
!برادر آن مین

10:00.910 --> 10:01.600
!مادر

10:02.390 --> 10:03.240
شیائو وو یی

10:04.270 --> 10:05.600
مردی مثل تو هم

10:06.150 --> 10:08.150
توی خواب می‌ترسه و بی‌قرار میشه؟

10:13.320 --> 10:13.960
!مادر

10:19.720 --> 10:20.360
!مادر

10:27.080 --> 10:27.840
!برادر

10:31.440 --> 10:33.570
مگه تو نبودى که نذاشتی

10:34.080 --> 10:35.340
برادرت به میدون جنگ بره؟

10:41.120 --> 10:42.780
شیه جیا یو، چیکار می‌کنی؟

10:44.870 --> 10:47.790
بانو، یکی یه بطری دارو جلوی در گذاشته

10:47.790 --> 10:49.320
فکر کنم همسر شاهزاده بوده

10:56.320 --> 10:57.180
اعلی‌حضرت

11:00.440 --> 11:02.440
چرا وارد نمی‌شین و شیائو وو یی رو نمی‌بینین؟

11:05.120 --> 11:07.270
نمی‌خواین بدونین چقدر زخمی شده

11:07.270 --> 11:09.910
یا توی خوابش کی رو صدا زده؟

11:14.550 --> 11:16.270
وو یی چیزها رو برای خودش نگه می‌داره

11:16.870 --> 11:18.000
اگه خودش نمی‌خواد بگه

11:18.000 --> 11:20.390
مناسب نیست من بپرسم

11:21.960 --> 11:24.670
قبلا فکر می‌کردم مادرم خیلی سخت‌گیره

11:25.270 --> 11:28.600
بعد فهمیدم، به ‌خاطر اینه که خیلی نگرانم بوده

11:29.670 --> 11:31.360
اگه مادرم می‌دونست من مریضم

11:31.910 --> 11:33.200
حتما کنار تخت می‌موند

11:33.200 --> 11:34.600
و منتظر بیدار شدنم می‌شد

11:35.960 --> 11:36.820
اعلی‌حضرت

11:38.150 --> 11:39.550
نمی‌دونم بین شما

11:39.550 --> 11:41.010
و شیائو وو یی چه اتفاقی افتاده

11:41.510 --> 11:43.440
و چرا ازش دور شدین

11:45.910 --> 11:47.310
اما همین الان توی خوابش

11:48.150 --> 11:50.280
واضحا مادرش رو صدا می‌زد

11:51.750 --> 11:54.680
بچه‌ای که از درد فریاد نمی‌زنه ممکنه باز هم درد بکشه

11:54.750 --> 11:56.320
حالا که نگرانشین

11:56.320 --> 11:58.120
چرا مستقیم بهش نمی‌گین؟

12:05.080 --> 12:06.910
فکر می‌کنم وقتی نیمه‌شب بیدار بشه

12:06.910 --> 12:08.770
یه کاسه سوپ مرغ بخواد

12:09.910 --> 12:10.770
اعلی‌حضرت

12:11.750 --> 12:13.410
می‌تونین به من آشپزی یاد بدین؟

12:38.480 --> 12:41.010
چرا یه طرف هنوز ضخیمه و اون یکی نازکه؟

12:41.790 --> 12:43.990
چون به دست راستت عادت داری

12:44.320 --> 12:46.120
دست راستت نیروی بیشتری نسبت به

12:46.120 --> 12:47.580
دست چپت وارد می‌کنه

12:47.960 --> 12:48.910
به خاطر همینه

12:49.440 --> 12:51.320
بیداری؟ می‌تونی ببینی؟

12:53.960 --> 12:54.840
شنیدم

13:06.670 --> 13:07.530
شیرینی زالزالکی؟

13:07.750 --> 13:09.510
شیائو وو یی، به جز نابینایی

13:09.510 --> 13:11.510
چهارتا حس دیگه‌ات فوق‌العاده‌ان

13:11.960 --> 13:14.420
یه سوپ مرغ هم هست، داره گرم می‌شه

13:19.670 --> 13:20.840
ترش‌تر از دفعه‌ی قبله

13:20.840 --> 13:22.120
می‌دونم تو غذاهای ترش رو دوست داری

13:22.120 --> 13:23.580
برای همین شکر کم ریختم

13:26.150 --> 13:27.610
مخصوص من درست کردی؟

13:27.630 --> 13:29.020
من شیرینی زالزالکی دوست ندارم

13:29.020 --> 13:30.620
و اینجا کس دیگه‌ای نیست

13:30.750 --> 13:31.360
بخورش

13:43.120 --> 13:45.850
سعی کن با دست چپ پنج بار دیگه بکوبی

13:54.360 --> 13:55.960
شیائو وو یی، تو شگفت‌انگیزی

13:56.480 --> 13:57.960
فقط با گوش دادن می‌تونی بفهمی

13:57.960 --> 13:59.360
از کدوم دستم استفاده می‌کنم؟

14:00.640 --> 14:01.400
امتحانش کن

14:05.480 --> 14:06.030
راست

14:12.150 --> 14:12.600
راست

14:18.240 --> 14:19.750
دست راستت سه بار به چپ ضربه زد

14:19.750 --> 14:20.910
دست چپت پنج بار به راستت ضربه د

14:20.910 --> 14:22.170
حتی این رو هم می‌شنوی؟

14:22.360 --> 14:23.620
نیروی دستت یکنواخت نبود

14:23.970 --> 14:27.360
وقتی دست چپت روی راست ضربه زد، نیرو کمتر بود

14:27.360 --> 14:28.600
الان فقط چند بار کوبیدی

14:28.600 --> 14:30.080
پس تفاوتش واضح نبود

14:30.080 --> 14:31.240
وقتی هر دو دستت

14:31.480 --> 14:32.940
با هم روون حرکت کردن

14:33.030 --> 14:35.440
تفاوت نیرو واضح‌تر بود

14:36.030 --> 14:37.910
صدای طبل‌های جنگ توی شدت و ضرب ‌آهنگ متفاوتن

14:37.910 --> 14:38.840
اینطوریه

14:41.720 --> 14:43.840
برای آن مین رکاب و زین جدید ساختی؟

14:43.840 --> 14:45.370
بوی چرم قویه

14:45.970 --> 14:46.610
آره

14:56.480 --> 14:57.750
فعلا دست از فکر کردن بردار

14:57.750 --> 14:58.720
سوپ رو امتحان کن

15:05.120 --> 15:05.960
...این

15:06.270 --> 15:07.320
رفتم حیاط شاهدخت

15:07.320 --> 15:08.960
سرزنده‌ترین مرغ پیر رو گرفتم

15:08.960 --> 15:10.420
و گذاشتم براش بپزه برات

15:10.550 --> 15:11.240
خوبه؟

15:14.510 --> 15:17.750
فکر می‌کنم ملکه‌ی مادر مراقبته

15:18.630 --> 15:20.390
به ‌خاطر پای برادرت هم

15:20.390 --> 15:22.190
ازت متنفر نمی‌شه

15:22.480 --> 15:25.270
باید صادقانه با مادرت حرف بزنی

15:25.660 --> 15:27.720
نه اینکه توی خواب ازش بخوای

15:34.360 --> 15:35.030
شیه جیا یو

15:35.550 --> 15:36.630
دوستم داری؟

15:38.440 --> 15:39.300
دارم ازت می‌پرسم

15:40.870 --> 15:42.080
من رو دوست داری؟

15:42.910 --> 15:44.270
چه مزخرفاتی می‌گی؟

15:44.270 --> 15:45.330
حالا که دوست نداری

15:45.470 --> 15:46.960
پس فکر می‌کنی برای من کی هستی؟

15:46.960 --> 15:48.030
هشدارهایی که قبلا بهت داده بودم

15:48.030 --> 15:49.440
یادت رفته؟

15:49.440 --> 15:51.270
اینکه نگران پای برادرم باشی، اشکالی نداره

15:51.270 --> 15:53.000
ولی الان داری توی رابطه‌ی من و مادرم دخالت می‌کنی

15:53.000 --> 15:54.550
هیچکس توی این عمارت به این موضوع کاری نداره

15:54.550 --> 15:56.280
تو چرا دخالت می‌کنی؟

15:56.440 --> 15:57.870
!اصلا به تو مربوط نیست

15:57.870 --> 15:58.790
واقعا می‌خوای

15:58.790 --> 16:00.930
تا آخر عمرت توی عمارت شاهزاده جینگ‌ آن بمونی؟

16:00.930 --> 16:02.840
پس همین کار رو برات می‌کنم

16:02.840 --> 16:04.320
فقط به خاطر اینکه نابینایی ازت مراقبت می‌کنم

16:04.320 --> 16:05.840
چون نمی‌تونی از خودت مراقبت کنی

16:05.840 --> 16:06.960
وگرنه اصلا بهت اهمیت نمی‌دادم

16:06.960 --> 16:08.020
مگه من گفتم به مراقبتت احتیاج دارم؟

16:08.360 --> 16:09.000
باشه

16:09.750 --> 16:10.630
احتیاج نداری

16:11.270 --> 16:13.330
خیرخواهیم رو به حساب بدخواهی گذاشتی

16:22.910 --> 16:23.630
بیاین بیرون

16:28.360 --> 16:31.890
اگه خیلی بیکارین، برین ده ضربه شلاق چوبی نظامی بخورین

16:32.360 --> 16:32.870
اطاعت

16:38.030 --> 16:38.690
بذارش زمین

16:59.670 --> 17:01.720
بانوی من، لطفا عصبانی نباشین

17:07.880 --> 17:09.010
اینجا کجاست؟

17:09.480 --> 17:12.410
چرا هر چی راه می‌رم
باز هم توی حیاط ون‌ شنگم؟

17:13.240 --> 17:13.790
بانوی من

17:14.680 --> 17:16.410
اینکه اعلی‌حضرت نمی‌خوان

17:16.440 --> 17:18.030
توی کارهاشون دخالت کنین
چیز بدیه؟

17:18.030 --> 17:19.480
چرا انقدر عصبانی هستین؟

17:19.960 --> 17:21.819
دقیقا از چی عصبانی هستین؟

17:22.240 --> 17:23.440
از چی عصبانی‌ام؟

17:23.550 --> 17:25.720
از اینکه جواب خیرخواهیم رو اینجوری داد

17:25.720 --> 17:27.780
حیف شیرینی‌های زالزالکی که براش بردم

17:30.200 --> 17:30.750
بریم

17:32.750 --> 17:33.750
خواهر

17:35.240 --> 17:37.370
برای اعلی‌حضرت اتفاقی افتاده؟

17:38.680 --> 17:39.680
نه، اتفاقی نیفتاده

17:39.680 --> 17:41.410
خودم از دستش ناراحت شدم و اومدم

17:42.480 --> 17:44.830
خواهر، تو چطوری تحملش می‌کنی؟

17:47.590 --> 17:49.640
اعلی‌حضرت شاید سختگیر و بداخلاق به نظر بیاد

17:49.640 --> 17:51.570
ولی در واقع اخلاقش خیلی خوبه

17:52.310 --> 17:53.480
اخلاقش خوبه؟

17:54.920 --> 17:56.850
یه کم بدخلقی که چیزی نیست

17:56.880 --> 17:59.880
مخصوصا وقتی فقط با آدم‌های نزدیکش
اینطوری رفتار می‌کنه

18:04.310 --> 18:05.110
پس، بگو ببینم

18:05.350 --> 18:07.750
از نظر تو ارباب جوان شیائو چه جور آدمیه؟

18:07.750 --> 18:11.410
همون هیولایی که زن‌ها رو به زور تصاحب می‌کنه
و همسر رسمیش رو نادیده می‌گیره؟

18:12.350 --> 18:13.440
نه، دقیقا اینطوری نیست

18:15.110 --> 18:17.440
اولش اون سوءتفاهم پیش اومد

18:17.830 --> 18:18.750
اما بعدش

18:19.270 --> 18:20.680
نوشته‌ای که تو و خواهر یوان‌ جی

18:20.680 --> 18:22.080
روی درخت آرزو نوشتین رو دیدم

18:22.720 --> 18:23.790
...زی‌ چی

18:28.400 --> 18:29.930
یه بخشی از ماجرا رو می‌دونی

18:30.030 --> 18:31.310
اما

18:31.720 --> 18:32.680
بقیه‌اش رو نه

18:32.960 --> 18:34.960
اسمی که روی لوح آرزو دیدی

18:35.070 --> 18:36.070
اسم شوهرم بود

18:36.640 --> 18:38.070
اون معاون ژنرال شیائو وو یی بود

18:38.070 --> 18:39.670
که موقع دفاع از شهر کشته شد

18:39.920 --> 18:41.110
وقتی شهر سقوط کرد

18:41.350 --> 18:42.830
من طبیب نظامی بودم

18:42.830 --> 18:43.960
دشمن من رو اسیر کرد

18:43.960 --> 18:45.200
و بیشتر از یه ماه توی اسارت بودم

18:45.200 --> 18:47.860
بعدتر ارباب جوان شیائو با نیروهای کمکی رسید

18:48.030 --> 18:48.960
شهر رو پس گرفت

18:49.030 --> 18:49.830
و من رو پیدا کرد

18:50.480 --> 18:51.540
اما مدت زیادی نگذشته بود که

18:52.960 --> 18:54.420
فهمیدم باردارم

18:55.070 --> 18:57.070
خیلی‌ها پاکدامنیم رو زیر سؤال بردن

18:57.440 --> 18:59.440
و به پدر واقعی بچه شک کردن

18:59.960 --> 19:01.920
هم خانواده‌ی شوهرم و هم خانواده‌ی خودم

19:02.160 --> 19:03.830
اصرار داشتن همراه شوهرم بمیرم

19:03.830 --> 19:05.680
اونا حاضر نشدن بچه رو به رسمیت بشناسن

19:05.680 --> 19:07.160
وقتی ارباب جوان شیائو من رو پیدا کرد

19:08.840 --> 19:11.640
تا نیمه توی آب یخ‌زده‌ی رودخونه فرو رفته بودم

19:13.030 --> 19:14.510
برای همین با شیائو وو یی ازدواج کردی؟

19:14.920 --> 19:17.120
اون قبول کرد همه فکر کنن من رو
به زور به عقد خودش درآورده

19:17.240 --> 19:20.040
تا من رو از شک و تهمت و تهدید مردم حفظ کنه

19:20.790 --> 19:22.070
مگه کسی جرات داشت

19:22.270 --> 19:24.400
با وارث بدنام شاهزاده جینگ آن دربیفته؟

19:26.640 --> 19:28.440
بعد از اینکه زی‌ چی رو به دنیا آوردم

19:29.030 --> 19:30.030
شیائو وو یی بهم گفت

19:30.270 --> 19:32.030
می‌تونه هویتمون رو عوض کنه

19:32.030 --> 19:33.000
از جیان کانگ دور بشیم

19:33.000 --> 19:34.000
و با آرامش زندگی کنیم

19:34.070 --> 19:35.880
یا اینکه همونجا بمونیم

19:36.240 --> 19:38.590
زی‌ چی به عنوان بچه‌ی خاندان شیائو بزرگ بشه

19:38.590 --> 19:40.110
و من هم مثل گذشته

19:40.440 --> 19:41.960
یه طبیب نظامی باشم

19:42.480 --> 19:43.680
تو گزینه‌ی دوم رو انتخاب کردی

19:44.070 --> 19:45.510
می‌خواستم به جایی که

19:45.510 --> 19:46.970
شوهرم به خاک سپرده شده، نزدیک‌تر باشم

19:47.720 --> 19:49.750
و آدم‌های بیشتری مثل اون رو نجات بدم

19:55.440 --> 19:56.510
اگه از من بپرسی

19:57.070 --> 19:59.070
اعلی‌حضرت چه جور آدمیه

19:59.680 --> 20:00.440
فکر می‌کنم

20:02.960 --> 20:04.020
آدم خوبیه

20:07.270 --> 20:07.880
خواهر

20:08.590 --> 20:09.550
اون کسی که واقعا

20:09.550 --> 20:11.680
نمی‌خواد برادر بره به میدان جنگ

20:11.680 --> 20:13.280
ملکه‌ی مادره، مگه نه؟

20:18.310 --> 20:19.910
اون ترجیح می‌ده نقش آدم بده رو بازی کنه

20:20.380 --> 20:21.710
تا اینکه بخواد کارش رو توجیه کنه

20:23.160 --> 20:24.480
!چه آدم عجیبیه

20:35.070 --> 20:36.310
من رو گیج کردی

20:36.750 --> 20:38.380
در اصل به خواهر روی شنگ قول داده بودم

20:38.380 --> 20:39.840
که امشب حواسم بهت باشه

20:43.160 --> 20:44.570
اون رکاب‌ها رو برای برادر ساختم

20:44.570 --> 20:45.350
چون دلم نمیومد

20:45.350 --> 20:47.070
ببینم یه جوون پر از انگیزه

20:47.070 --> 20:48.830
به خاطر معلولیتش احساس حقارت کنه

20:48.830 --> 20:50.360
و نتونه را بره و پیشرفت کنه

20:51.640 --> 20:53.070
برای همین، چه تو اینجا بودی و چه نبودی

20:53.070 --> 20:54.070
من بهش کمک می‌کردم

20:55.750 --> 20:57.590
من به خاطر این توی کار تو و ملکه‌ی مادر دخالت کردم

20:57.590 --> 21:00.720
چون شنیدم که توی خواب داشتی مادرت رو صدا می‌زدی

21:00.720 --> 21:03.440
و دیدم که اون مخفیانه داشت پشت در برات دارو می‌ذاشت

21:03.440 --> 21:05.440
می‌دونم که هر دوتون به فکر همدیگه هستین

21:05.510 --> 21:06.720
برای همین وساطت کردم

21:09.270 --> 21:10.240
آدم برای انجام کار خیر

21:10.830 --> 21:12.090
دلیل نمی‌خواد

21:14.270 --> 21:15.400
تازه، شیائو وو یی

21:15.920 --> 21:16.920
حتی بدون آ مائو هم

21:17.550 --> 21:18.960
من تو رو یه دوست می‌دونم

21:20.160 --> 21:21.350
هرچند من از سیاست سر در نمیارم

21:21.830 --> 21:24.030
و با خیلی از روش‌هات موافق نیستم

21:24.350 --> 21:27.640
اما می‌دونم که به فکر مردمی

21:29.110 --> 21:30.510
توی پرونده‌ی کمان‌های زنبورکی چندتیره

21:30.510 --> 21:31.680
تو ده هزار تا دلیل داشتی

21:31.680 --> 21:33.030
که من رو مقصر بدونی

21:33.550 --> 21:34.640
اما این کار رو نکردی

21:35.270 --> 21:37.550
تو حتی جلوی سربازهای ارتش بی فو آبروی استاد چیره‌دست رو خریدی

21:38.310 --> 21:40.510
تا تلاش‌های چندساله‌ی من هدر نره

21:41.310 --> 21:43.880
مگه همین کافی نیست تا با هم دوست باشیم؟

21:52.750 --> 21:53.920
اما دوستی

21:54.350 --> 21:55.680
یه جاده‌ی یه طرفه نیست

21:56.070 --> 21:57.960
از اونجایی که تو توی دلت منو دوست خودت نمی‌دونی

21:57.960 --> 21:58.920
و با من انقدر بدجنسی

21:59.110 --> 22:01.350
دوستی ما امشب تموم می‌شه

22:03.160 --> 22:04.480
بعد از اینکه بیناییت رو به دست آوردی

22:04.480 --> 22:06.830
راهمون رو از هم جدا می‌کنیم

22:10.190 --> 22:14.170
♪من رو می‌شناسی، حاضرم تا لحظه‌ی آخر با تو باشم♪

22:14.200 --> 22:18.130
♪آتش درون قلبم رو شعله‌ور کن♪

22:18.160 --> 22:22.360
♪قلب‌های صادق، هیچ تغییری نمی‌کنن♪

22:29.500 --> 22:30.710
⎣ معبد هونگ لو ⎤

22:36.160 --> 22:37.560
من از غذای اینجا خسته شدم

22:37.880 --> 22:39.350
فردا یه چیز متفاوت بیار

22:39.350 --> 22:40.610
خربزه پوپو دارین؟

22:40.640 --> 22:41.900
تا حالا اسمش رو نشنیدم

22:45.790 --> 22:46.990
پس با من بیا داخل

22:47.070 --> 22:48.400
تا برات شکلش رو بکشم

22:54.310 --> 22:56.920
عجیبه، اونا روزهای زیادیه که اینجان

22:56.920 --> 22:58.110
اما از اتاق بیرون نیومدن

22:58.110 --> 22:59.510
و نذاشتن کسی هم بره داخل

22:59.510 --> 23:00.640
ولی در رو فقط برای

23:00.640 --> 23:01.440
یه خربزه باز کردن؟

23:02.110 --> 23:03.240
!چقدر عجیب

23:18.310 --> 23:20.720
بانوی من، بانوی من، بانوی من

23:22.920 --> 23:23.750
چی شده؟ -
بانوی من -

23:23.750 --> 23:24.400
خبر بدی دارم

23:24.480 --> 23:26.410
پادشاه عقاب و شاهزاده چی اومدن اینجا

23:26.960 --> 23:28.030
برای چی اومدن؟

23:29.290 --> 23:31.550
شیائو وو یی هنوز بیناییش رو به دست نیاورده

23:33.140 --> 23:34.010
جالبه

23:36.400 --> 23:37.680
خبرها زود پخش می‌شن

23:38.480 --> 23:40.830
حتی حیاط بغلی هم ممکنه از بیماریم باخبر نباشه

23:40.830 --> 23:43.160
اما خاندان سلطنتی و پادشاه عقاب قبل از همه فهمیدن

23:49.880 --> 23:51.750
شنیدم اعلی‌حضرت دیروز موقع سوارکاری آسیب دیدن

23:51.750 --> 23:52.770
با نزدیک شدن به مسابقه

23:52.770 --> 23:55.790
من به دستور عالیجناب و ملکه‌ی مادر اومدم تا از وضعیت بیماریشون جویا بشم

23:55.790 --> 23:59.200
و پادشاه عقاب هم نگران بود که اعلی‌حضرت نتونه توی مسابقه شرکت کنه

23:59.200 --> 24:00.730
برای همین اون هم اومده دیدن شما

24:02.160 --> 24:03.480
نگران نباشین، اعلی‌حضرت

24:03.480 --> 24:05.750
پسرم فقط دیروز یه زخم سطحی برداشته

24:05.750 --> 24:06.880
برای مسابقه مشکلی پیش نمیاد

24:06.880 --> 24:08.940
پس چرا اون به استقبالمون نیومده؟

24:09.680 --> 24:12.480
نکنه وو یی رفته پیش همسر دومش؟

24:13.160 --> 24:14.160
زود برین صداش کنین

24:15.070 --> 24:16.480
بله، مادر

24:20.440 --> 24:22.310
حتی دلیرترین مردها هم حریف یه زن زیبا نمی‌شن

24:22.310 --> 24:23.040
اشکالی نداره

24:23.480 --> 24:25.110
برای بقیه‌ی اعضای خاندان شیائو هم

24:25.240 --> 24:27.100
هدیه‌هایی آماده کردم

24:32.470 --> 24:35.310
این با دقت برای ارباب جوان یائو انتخاب شده

24:42.640 --> 24:43.440
!مو لیان یو

24:44.550 --> 24:45.640
منظورت چیه؟

24:45.830 --> 24:46.830
مگه مناسبش نیست؟

24:47.550 --> 24:48.640
من واقعا متاسفم

24:48.750 --> 24:50.810
که هیچوقت فرصت نشد باهاش رو به رو بشم

24:51.550 --> 24:52.510
شنیدم که توی سال‌های گذشته

24:52.510 --> 24:54.680
هم وو یی هم آن مین استعداد فرماندهی فوق‌العاده‌ای داشتن

24:54.680 --> 24:55.810
توی میدون جنگ

24:55.920 --> 24:58.640
افتخارات جنگیت هم از شیائو وو یی کمتر نبود

24:58.640 --> 24:59.400
چه حیف

24:59.720 --> 25:02.350
الان توی مرز شمالی، همه فقط شیائو وو یی رو می‌شناسن

25:02.350 --> 25:03.590
اسم شیائو آن مین رو کسی یادش نیست

25:03.880 --> 25:04.640
مو

25:05.480 --> 25:07.740
از صبح اومدی اینجا که بهمون توهین کنی

25:08.200 --> 25:11.160
اصلا قصد آشتی نداری

25:11.480 --> 25:12.790
حالا که اینطوره

25:13.270 --> 25:15.270
دیگه لازم نیست منتظر مسابقه بمونیم

25:15.640 --> 25:17.790
همین الان

25:18.310 --> 25:19.600
!بیا تا پای مرگ بجنگیم

25:19.600 --> 25:20.120
!زود باش

25:20.350 --> 25:20.950
پدر

25:33.880 --> 25:34.680
درسته

25:35.610 --> 25:37.680
من همون سگ شکاری لنگم

25:38.700 --> 25:40.430
اما از کجا می‌دونی

25:41.590 --> 25:43.070
که این سگ شکاری لنگ

25:43.550 --> 25:46.280
هیچوقت فرصت جنگیدن توی میدون جنگ رو پیدا نمی‌کنه؟

25:46.960 --> 25:48.290
پس صبر کن تا ببینیم

25:56.440 --> 25:57.960
سرورها

25:58.310 --> 25:59.480
اعلی‌حضرت بیدار شدن

25:59.480 --> 26:01.680
و توی باغ منتظر هر دو نفرتون هستن

26:03.110 --> 26:04.200
!حدس بزن من کجام

26:04.880 --> 26:06.350
!بیا دیگه، اینجا، منو بگیر

26:07.070 --> 26:08.480
نمی‌تونی منو بگیری، نه؟

26:08.480 --> 26:09.480
حدس بزن کدوم طرفم

26:09.480 --> 26:10.140
دقیقا همینجا

26:15.680 --> 26:16.480
اومدن

26:17.510 --> 26:18.480
!بس کن

26:20.310 --> 26:21.590
اینجا، کجا؟

26:25.320 --> 26:25.990
گرفتمت

26:36.600 --> 26:37.790
شاهزاده چی؟

26:39.620 --> 26:42.020
عذر می‌خوام، عرض ادب می‌کنم اعلی‌حضرت

26:42.750 --> 26:44.200
شنیدم زخمی شدین

26:44.200 --> 26:45.510
که این منو خیلی نگران کرد

26:45.880 --> 26:47.240
ترسیدم که روی مسابقه تأثیر بذاره

26:47.240 --> 26:48.240
اما حالا که می‌بینم

26:48.640 --> 26:49.970
انگار زیادی نگران شده بودم

26:50.510 --> 26:51.770
همسرهای اعلی‌حضرت

26:52.400 --> 26:53.600
واقعا زیبان

26:56.240 --> 26:57.240
از اين طرف، بفرمایین

27:11.470 --> 27:12.000
بریم

27:19.590 --> 27:20.680
ارباب‌ها

27:21.200 --> 27:23.480
مایلین یک یا دو تا رقاص انتخاب کنین تا همراهتون باشن؟

27:23.480 --> 27:24.160
لازم نیست

27:25.270 --> 27:26.590
خوبه که حالتون خوبه

27:26.590 --> 27:28.240
اینطوری، می‌تونم برگردم قصر

27:28.240 --> 27:29.750
و به عالیجناب و ملکه‌ی مادر گزارش بدم

27:29.750 --> 27:31.350
این همه عجله برای چیه، اعلیحضرت؟

27:31.750 --> 27:34.550
کم پیش میاد ارباب جوان شیائو انقدر سرحال باشه

27:34.550 --> 27:36.510
منم چند تا شرط برای صلح دارم

27:36.750 --> 27:38.550
که می‌خوام با ارباب جوان شیائو مطرح کنم

27:46.880 --> 27:48.410
در مورد چی می‌خوای حرف بزنی؟

27:52.510 --> 27:53.710
ازدواج سیاسی

27:55.240 --> 27:56.270
ازدواج سیاسی؟

27:56.270 --> 27:57.680
ارباب جوان شیائو، به نظرتون

27:57.680 --> 28:00.160
الان توی ایالت یه‌ی جنوبی کی مناسب‌تره؟

28:04.640 --> 28:06.350
فکر کنم اشتباه متوجه شدین

28:06.960 --> 28:08.270
اگه قراره ازدواج سیاسی باشه

28:08.270 --> 28:10.600
این کشور شماست که باید یه شاهدخت به ایالت یه بفرسته

28:11.880 --> 28:14.140
اما الان برای حرف زدن درباره‌ی این موضوع زوده

28:14.440 --> 28:15.640
توی مسابقه‌ی تیراندازی روی اسب

28:15.640 --> 28:17.240
هر اتفاقی ممکنه بیفته

28:18.070 --> 28:20.070
مهم نیست امروز چقدر خوب با هم صحبت کنیم

28:20.400 --> 28:23.400
اگه یکی از ما توی مسابقه کشته بشه

28:23.960 --> 28:25.750
همه‌ی اون حرف‌ها بی‌فایده می‌شه

28:25.750 --> 28:26.830
درسته

28:31.680 --> 28:34.340
شنیدم که ایالت یه‌ی جنوبی یه بازی به اسم پرتاب تیر توی گلدون داره

28:34.550 --> 28:36.440
همیشه دوست داشتم امتحانش کنم

28:36.440 --> 28:38.920
می‌شه امروز در موردش بهم یاد بدین؟

28:39.400 --> 28:40.310
می‌تونم بهتون یاد بدم

28:41.720 --> 28:43.120
من دارم از اعلی‌حضرت می‌پرسم

28:43.310 --> 28:44.640
نه از شما، که صیغه‌ی ایشون هستین

28:45.790 --> 28:47.520
راستش، این بازی پرتاب تیر شما

28:47.590 --> 28:49.960
شبیه تیراندازی با اسب ماست

28:50.070 --> 28:51.440
فقط مسئله اینجاست که چین شمالی

28:51.440 --> 28:53.480
بیشتر چیزهای مستقیم و هیجان‌انگیز رو دوست داره

28:53.480 --> 28:56.030
بنابراین، ما هدفمون کوزه‌ها یا نشونه‌ها نیست

28:57.110 --> 28:58.160
بلکه برعکس هدفمون برده‌هاست

28:58.680 --> 29:00.540
همون اسیرهایی که توی جنگ گرفتیم

29:01.310 --> 29:03.200
ما اون برده‌های کوچیک رو

29:03.200 --> 29:04.160
هدف خودمون می‌کنیم

29:04.440 --> 29:06.110
و اجازه می‌دیم از ترس فرار کنن

29:06.480 --> 29:08.400
و برای زنده موندن همدیگه رو بکشن

29:09.320 --> 29:11.440
اونا فکر می‌کنن اگه بتونن از تیرهای امشب
جون سالم به در ببرن

29:11.440 --> 29:12.510
زنده می‌مونن

29:13.110 --> 29:14.310
اما ما می‌دونیم

29:14.680 --> 29:16.160
که حتی اگه برنده هم بشن

29:16.550 --> 29:19.350
در نهایت تبدیل به مبارزهایی می‌شن
که تقدیر انتخابشون کرده

29:19.830 --> 29:22.640
و به میدون جنگ فرستاده می‌شن

29:23.070 --> 29:25.160
تا توی خط مقدم فقط طعمه باشن

29:26.070 --> 29:28.470
و زیر تیرهای هم‌خون خودشون جون بدن

29:29.070 --> 29:31.510
این سرنوشت اسیرهای ایالت یه‌ی جنوبیه

29:42.110 --> 29:43.040
نترس

30:04.920 --> 30:05.780
اعلی‌حضرت

30:14.680 --> 30:16.440
بازی پرتاب تیر ریشه توی مراسم‌های تیراندازی داره

30:16.440 --> 30:18.680
کسی که پرتاب می‌کنه، نه باید زیاده‌روی کنه

30:19.070 --> 30:20.240
و نه کم بیاره

30:20.480 --> 30:21.830
باید دقیقا از مسیر میانه بره

30:21.830 --> 30:22.750
بی‌طرف و بدون سوگیری

30:22.750 --> 30:23.750
که این خودش اساس راه هستش

30:23.750 --> 30:25.440
تهذیب روح و شخصیت

30:25.440 --> 30:28.040
دلیل رونق بازی پرتاب تیر توی ایالت یه هستش

30:28.480 --> 30:30.740
چطور ممکنه هدفش فقط هیجان کشتن باشه؟

30:37.830 --> 30:39.290
دلبر من رو ترسوندی

30:39.680 --> 30:41.610
این اصلا رفتار مناسب از طرف یه مهمون نیست

30:43.550 --> 30:44.480
معذرت می‌خوام

30:44.960 --> 30:47.490
اما توی تیراندازی با اسب پیش رو

30:48.030 --> 30:49.830
ما واقعا دنبال هیجان کشتن هستیم

30:50.440 --> 30:53.170
ارباب جوان شیائو، از خودت مایه نذار

30:53.720 --> 30:54.270
نمی‌ذارم

30:56.690 --> 30:58.870
⎣ عمارت شاهزاده جینگ‌ آن ⎤

31:03.830 --> 31:05.920
!شیائو وو یی، تیراندازیت خیلی خفن بود

31:06.110 --> 31:07.680
چطور جهت اون تیر رو از روی صدا فهمیدی؟

31:07.680 --> 31:09.070
اصلا نمی‌تونم توصیفش کنم

31:09.070 --> 31:10.130
با صدا جهت رو پیدا کردن

31:10.590 --> 31:12.070
اینجوری حتی اگه واقعا نتونی ببینی

31:12.070 --> 31:14.470
تاثیری روی فرماندهیت توی جنگ نداره

31:20.590 --> 31:21.520
مراقب قدم‌هات باش

31:34.680 --> 31:35.350
شیائو وو یی

31:35.960 --> 31:38.290
شاید فکر می‌کنی من هنوز دوستت نیستم

31:39.480 --> 31:41.140
اما می‌خوام یه رازی رو بهت بگم

31:43.000 --> 31:45.160
من دختر تنی شاهدخت نیستم

31:45.160 --> 31:45.960
یه یتیمم

31:46.510 --> 31:48.570
که از یتیم‌خونه آوردنم

31:50.720 --> 31:52.480
پدر و مادرم هر دو فکر می‌کردن

31:52.480 --> 31:54.080
من هیچ خاطره‌ای از دوران بچگیم ندارم

31:54.920 --> 31:57.550
ولی من قشنگ

31:58.070 --> 31:59.440
صورت اون مرد چین شمالی رو یادمه

31:59.440 --> 32:01.240
که پدر و مادر واقعیم رو کشت

32:01.240 --> 32:03.440
یه ریش پرپشت داشت، موهاش بافته بود

32:04.030 --> 32:05.440
ابروهای بلندی که تا شقیقه‌هاش می‌رسید

32:05.440 --> 32:06.920
و یه خال هم روی گونه‌اش داشت

32:07.270 --> 32:08.800
اگه دلسوزی مادرم نبود

32:09.440 --> 32:10.240
منم مثل اون برده‌های کوچیکی

32:10.240 --> 32:11.550
که شاه عقاب گفت

32:11.640 --> 32:13.350
تا حد مرگ مسخره می‌شدم

32:15.030 --> 32:15.830
شیائو وو یی

32:17.570 --> 32:19.300
اگه تونستی یه بار شاه عقاب رو شکست بدی

32:19.370 --> 32:21.030
بار دوم هم می‌تونی

32:22.770 --> 32:25.010
توی این مسابقه، بی‌ فو باید برنده بشه

32:25.880 --> 32:28.720
به خاطر تمام یتیم‌های دنیا

32:32.550 --> 32:33.830
و تو باید سالم بمونی

32:35.030 --> 32:36.030
آدمی مثل تو

32:36.640 --> 32:38.440
زاده شده که توی میدون جنگ باشه

32:38.680 --> 32:40.140
و همه رو از خودش بترسونه

32:44.270 --> 32:46.160
باشه، قول می‌دم

32:47.830 --> 32:48.760
دوست من، جیا یو

32:52.640 --> 32:53.750
تو می‌تونی من رو ببینی

32:54.440 --> 32:56.100
چرا زودتر نگفتی؟

32:57.480 --> 32:59.080
از کی همه چیز رو می‌بینی؟

33:01.680 --> 33:02.400
بانوی من

33:04.790 --> 33:05.650
اعلی‌حضرت

33:05.750 --> 33:07.310
شاهزاده چی بیرون منتظرن

33:07.310 --> 33:08.370
می‌خوان شما رو ببینن

33:09.110 --> 33:09.590
خیلی خب

33:14.680 --> 33:15.540
اعلی‌حضرت

33:16.310 --> 33:18.240
شاه عقاب خیلی سریع خبردار شد

33:19.750 --> 33:21.270
جاسوس‌های چین شمالی

33:21.270 --> 33:23.320
جرات کردن تا عمارت شاهزاده جینگ آن نفوذ کنن

33:23.320 --> 33:25.040
دیگه وقتشه بهشون یه هشدار بدیم

33:26.310 --> 33:26.830
اطاعت

33:30.160 --> 33:30.680
آ مائو

33:31.030 --> 33:31.590
یائو یائو

33:33.030 --> 33:34.270
دقیقا چه بلایی سر وو یی اومده؟

33:34.270 --> 33:35.530
خودت حدس زدی، مگه نه؟

33:35.750 --> 33:37.550
از اسب افتاده و کور شده

33:37.550 --> 33:38.410
خوب می‌شه؟

33:38.680 --> 33:40.480
رو مسابقه اثر می‌ذاره؟

33:40.680 --> 33:41.480
خیالت راحت باشه

33:41.920 --> 33:42.820
یه آسیب‌دیدگی جزئی بود

33:42.820 --> 33:44.020
الان دیگه خوب شده

33:44.350 --> 33:45.200
خوبه پس

33:46.000 --> 33:47.400
اگه اون مسئول اجرای تدابیر جنگی نبود

33:47.400 --> 33:49.400
حتی شجاع‌ترین جنگجوها هم
فقط یه مشت آدم سرگردون می‌شن

33:49.400 --> 33:50.730
اون نباید اشتباه کنه

33:52.400 --> 33:53.200
ولی امروز

33:53.400 --> 33:55.380
چرا پادشاه عقاب یهو سرو کله‌اش پیدا شد؟

33:55.380 --> 33:56.440
زودتر از همه به قصر اومد

33:56.440 --> 33:57.300
با آمادگی اومد

33:57.350 --> 34:00.020
و مجبورم کرد بیام اینجا و با هم
در مورد بیماری وو یی بپرسیم

34:00.020 --> 34:02.030
هدفش فقط این بود که
یه نمایش حسابی راه بندازه

34:02.030 --> 34:02.960
وو یی راست می‌گه

34:03.240 --> 34:06.480
اون فقط می‌خواد به هر دری بزنه
که مذاکرات صلح رو بهم بزنه

34:06.480 --> 34:08.550
خوشبختانه، امروز تونستیم
حریفش بشیم

34:08.550 --> 34:09.760
و نذاریم بفهمه

34:09.760 --> 34:11.820
که ارتش بی فو چه نقطه‌ ضعف بزرگی داره

34:18.550 --> 34:19.230
یائو یائو

34:20.840 --> 34:21.440
دیگه از

34:22.960 --> 34:24.219
وو یی بدت نمیاد؟

34:25.000 --> 34:26.070
اون

34:26.070 --> 34:27.920
بیشتر وقت‌ها خیلی روی مخه

34:28.320 --> 34:30.320
و برای رسیدن به اهدافش از هر راهی استفاده می‌کنه

34:30.320 --> 34:32.400
اما یه ویژگی داره که حرف نداره

34:32.400 --> 34:32.920
چی؟

34:33.510 --> 34:35.000
اون ستون ایالت یه‌ست

34:36.030 --> 34:37.000
تا وقتی که اون

34:37.190 --> 34:38.449
و ارتش بی فو اینجا باشن

34:38.960 --> 34:40.620
می‌تونیم با عزت زندگی کنیم

34:42.150 --> 34:42.960
من بهش احترام می‌ذارم

34:43.350 --> 34:45.480
و هر جا لازم باشه ازش محافظت می‌کنم

34:46.540 --> 34:49.070
آ مائو، تو توی انتخاب دوست
خیلی خوش‌سلیقه‌ای

34:53.630 --> 34:55.880
خوشبختانه، تموم این چیزهای ترسناک

34:55.880 --> 34:56.810
دارن تموم می‌شن

34:57.200 --> 34:58.660
تو از این دربار خوشت نمیاد

34:58.920 --> 34:59.850
منم همینطور

35:00.840 --> 35:03.040
یائو یائو، وقتی مذاکرات صلح تموم بشه

35:03.440 --> 35:05.240
میام دنبالت، باشه؟

35:21.000 --> 35:21.760
بردار

35:23.070 --> 35:25.030
شنیدم وو یی دیروز بعدازظهر
از اسب افتاده

35:25.030 --> 35:25.830
آسیبش جدیه؟

35:27.070 --> 35:28.480
مسابقه نزدیکه

35:28.480 --> 35:29.320
مراقب باش

35:29.550 --> 35:31.610
روی شنگ همین الان هم اومده به دیدنش

35:31.790 --> 35:33.670
این همون داروی همیشگیم برای زخم‌هاست

35:33.670 --> 35:36.530
برای خوب شدن و تسکین درد
خیلی اثرگذاره

35:39.440 --> 35:40.630
برادر، باهام بیا

35:49.360 --> 35:51.240
رکاب‌ها هنوز ایراد دارن

35:51.280 --> 35:52.710
به اندازه‌ی کافی منعطف نیستن

35:52.710 --> 35:53.880
این نقشه‌ی بهبود یافته‌ایه که من کشیدم

35:53.880 --> 35:55.070
با الهام از استاد یوان

35:55.070 --> 35:56.110
توی ارتش بی فو

35:56.420 --> 35:58.320
اگه مایل باشی که
یه فرصت دیگه بهم بدی

35:58.320 --> 35:59.290
می‌سازمش

35:59.440 --> 36:00.770
و تو می‌تونی دوباره امتحانش کنی

36:01.510 --> 36:02.110
بی‌خیال شو

36:02.880 --> 36:03.630
حتی اگه بتونم هم

36:04.050 --> 36:05.910
وو یی نمی‌ذاره وارد میدون بشم

36:06.360 --> 36:08.030
از استاد یوان شنیدم

36:08.360 --> 36:09.490
که سال‌ها پیش

36:09.630 --> 36:11.160
شیائو وو یی ازش خواست

36:11.210 --> 36:13.540
یه جفت رکاب مشابه
برات بسازه

36:13.670 --> 36:15.510
نمی‌دونم چی شد

36:16.320 --> 36:17.000
ولی حداقل

36:17.670 --> 36:20.330
اون یه زمانی می‌خواست
که تو به میدون جنگ برگردی

36:32.430 --> 36:33.320
!مراقب باش

36:33.510 --> 36:34.320
ولش کن

36:34.440 --> 36:35.550
اون یه آدم از کار افتاده‌ست

36:36.160 --> 36:37.440
خب که چی اگه از کار افتاده‌ام؟

36:37.440 --> 36:38.770
حتی با همین یه دستم

36:38.860 --> 36:40.120
!هنوز هم می‌تونم بزنم حالت رو جا بیارم

36:41.440 --> 36:42.040
...تو

36:42.070 --> 36:42.720
شیائو یائو

36:45.180 --> 36:45.710
برادر

36:46.920 --> 36:48.510
وقتشه برگردیم به عمارت

36:48.510 --> 36:49.150
!گم شین

36:59.230 --> 36:59.880
!برادر

37:01.840 --> 37:04.400
واقعا می‌خوای
توی این مسابقه شرکت کنی؟

37:05.070 --> 37:06.150
همیشه فکر می‌کردم

37:07.000 --> 37:08.280
وو یی من رو دست‌کم گرفته

37:09.480 --> 37:12.480
و نمی‌خواد توی مرزهای شمالی
باعث دردسرش بشم

37:12.480 --> 37:13.340
اما معلوم شد که

37:13.550 --> 37:17.210
این مادر بوده که نمی‌خواسته
من به میدون جنگ برگردم

37:17.590 --> 37:18.280
یوان جی

37:18.960 --> 37:20.420
فقط می‌خوام به تو

37:20.760 --> 37:21.630
مادر

37:22.150 --> 37:23.440
و بقیه ثابت کنم

37:23.630 --> 37:25.290
که آدم بی‌مصرفی نیستم

37:39.630 --> 37:42.190
من رو از مرز شمالی برگردوندی

37:42.710 --> 37:44.710
که به اون دختره درس بدم؟

37:46.320 --> 37:48.630
راستش یه مقدار استعداد داره

37:49.480 --> 37:51.360
ولی به من چی می‌رسه؟

37:51.550 --> 37:53.010
شراب قوی، شراب برنج

37:53.070 --> 37:54.360
شراب دست‌ساز و شراب بامبوی سبز

37:54.360 --> 37:55.560
کدومش رو می‌خوای؟

37:56.030 --> 37:57.190
نمی‌خوام انتخاب کنم

37:57.190 --> 37:58.050
همه‌اشون رو می‌خوام

37:58.550 --> 38:00.000
کارگاه آهنگری چانگ فنگ رو هم می‌خوام

38:00.000 --> 38:00.730
محاله

38:01.630 --> 38:02.280
شیائو وو یی

38:03.030 --> 38:04.760
سال‌هاست دارم برات اسلحه می‌سازم

38:04.760 --> 38:06.110
نمی‌تونم

38:06.110 --> 38:07.190
کارگاه مخصوص خودم رو داشته باشم؟

38:08.670 --> 38:11.130
خیلی مرموز با اون زن رفتار می‌کنی

38:11.550 --> 38:13.280
نمی‌دونم دنبال چی هستی

38:13.320 --> 38:13.880
اون؟

38:15.510 --> 38:16.630
استعداد

38:17.280 --> 38:19.140
و توانایی تغییر دنیا رو داره

38:19.320 --> 38:21.120
اما خودش نمی‌دونه

38:21.550 --> 38:23.150
فقط نمی‌خوام یه مروارید زیر گرد و خاک بمونه

38:23.150 --> 38:23.960
شاید

38:24.150 --> 38:27.550
رویای اون فقط این باشه که همسر یه نفر

38:27.920 --> 38:29.440
و مادر یه بچه باشه

38:29.800 --> 38:31.860
ازت نخواستم هم الان بری پیشش

38:32.430 --> 38:33.360
منظورت چیه؟

38:34.030 --> 38:35.760
داری بهم نقش یه ذخیره رو می‌دی؟

38:37.260 --> 38:39.120
اگه عاشق یکی دیگه شد چی؟

38:39.440 --> 38:40.800
فقط برش گردون

38:40.800 --> 38:42.200
فکر می‌کنی این جنگه؟

38:42.510 --> 38:43.840
از اونجایی که من رو به عنوان دوست می‌بینه

38:43.840 --> 38:44.800
همون دوستش می‌مونم

38:44.800 --> 38:45.710
همین

38:47.440 --> 38:48.070
امیدوارم

38:49.230 --> 38:50.490
اگه اون روز واقعا برسه

38:51.880 --> 38:53.480
و گزینه‌های مختلفی داشته باشه

38:54.280 --> 38:56.340
انتخاب کردن خودش یه نوع آزادیه

38:56.960 --> 38:57.880
تو چی؟

38:59.110 --> 39:02.040
من دیگه کسی‌ام که سرنوشتم دست خودم نیست

39:02.310 --> 39:04.170
هیچوقت یکی از گزینه‌های اون نمی‌شم

39:04.880 --> 39:07.630
نمی‌شه دقیق گفت

39:08.500 --> 39:09.630
بذار حساب کنم

39:10.320 --> 39:12.150
مقدر شده سه بار ازدواج کنه

39:12.150 --> 39:13.880
و همسرش زود می‌میره

39:14.760 --> 39:15.360
ای وای

39:16.480 --> 39:19.540
مگه تو همسرش اولش نیستی؟

39:21.840 --> 39:23.440
واقعا باور کردی؟

39:24.130 --> 39:25.490
خب، شیائو وو یی

39:25.550 --> 39:26.800
همون‌موقع توی دشت جیو جانگ

39:26.800 --> 39:29.440
بهت گفتم خطر جونت رو تهدید می‌کنه، ولی باور نکردی

39:29.440 --> 39:31.320
حالا این چرندیات رو باور می‌کنی؟

39:31.320 --> 39:33.320
طبیعتا من به سرنوشت اعتقاد ندارم

39:33.710 --> 39:35.800
اما اگه حرف قشنگی باشه

39:36.530 --> 39:37.860
مشکلی نداره گوش بدم

39:38.920 --> 39:41.000
مردن قبل از سی سالگی

39:41.190 --> 39:42.230
کجاش خوبه؟

39:42.480 --> 39:43.540
چرا خوب نیست؟

39:43.800 --> 39:45.070
حداقل تا فردا

39:45.070 --> 39:45.920
و سال دیگه نمی‌میرم

39:46.190 --> 39:47.320
چطور خوب نیست؟

39:47.590 --> 39:48.070
باشه

39:48.630 --> 39:49.430
تو خل شدی

39:50.320 --> 39:52.440
پس بذار بختت رو ببینم

39:52.440 --> 39:53.110
بذار ببینم

39:53.840 --> 39:54.400
نیازی نیست

39:55.110 --> 39:56.170
بیخیال، بذار ببینم

39:57.480 --> 39:58.480
ترسو نباش

40:01.150 --> 40:02.760
فقط بذار ببینم

40:03.620 --> 40:04.540
واقعا که

40:15.110 --> 40:17.110
!داره بارون میاد، چرم‌هام

40:18.360 --> 40:19.920
بانوی من، برین داخل

40:19.960 --> 40:21.070
من درستش می‌کنم

40:21.230 --> 40:22.290
سرما نخورین

40:24.150 --> 40:25.350
انقدر ضعیف نیستم

40:25.480 --> 40:26.680
خیلی باحال نیست؟

40:27.280 --> 40:28.030
زود باش

40:28.150 --> 40:29.440
نمی‌شه حتی یه تیکه جا بمونه

40:29.440 --> 40:31.100
وگرنه برادر به موقع نمی‌رسه

40:31.280 --> 40:32.840
ولی اعلی‌حضرت هنوز موافقت نکرده

40:32.840 --> 40:33.480
مشکلی نیست

40:33.630 --> 40:36.760
شیائو وو یی ظاهرش سفت و سخته اما دلش نرمه

40:36.840 --> 40:38.280
کمک کن اول اینا رو ببرم

40:38.280 --> 40:38.840
باشه

40:59.740 --> 41:03.910
♪ تو که من رو می‌شناسی و تصمیم گرفتی با هم زندگی کنیم و بمیریم ♪

41:03.940 --> 41:07.770
♪ به سرسختیم باور داشته باش که فرار نمی‌کنم ♪

41:07.980 --> 41:12.270
♪ می‌دونی که تسلیم‌ناپذیرم ♪

41:12.360 --> 41:15.520
♪ آتش توی دلم رو روشن کن ♪

41:16.350 --> 41:19.520
♪ دل‌های صادق هنوز مثل قدیمن ♪

41:19.544 --> 41:39.544
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: rzvnrshd ✧ Zara ✧ Silvia ✧Hanna  ✧ naz ✧ Army ✧ Vanilla ✧ FATEMEH ✧ violet ✧
