WEBVTT

00:00.000 --> 00:15.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Souppy ✧ violet ✧ Zara ✧ Parniya ✧ Vanilla ✧ Silvia ✧

00:16.320 --> 00:17.850
عرض ادب، اعلی‌حضرت

00:18.350 --> 00:19.750
بلند شو، دایه

00:24.640 --> 00:26.350
امیدوار بودم تا آخر عمرت در آرامش زندگی کنی

00:26.350 --> 00:27.150
...ولی حیف

00:27.550 --> 00:29.880
باز هم تو رو وارد این بازی مرگبار کردم

00:30.600 --> 00:32.729
همه‌امون گوش‌ به‌ فرمان شماییم، اعلی‌حضرت

00:33.350 --> 00:36.210
الان توی جیان کانگ چند نفر رو می‌تونیم خبر کنیم؟

00:36.280 --> 00:38.070
بیست‌وهفت نفر هنوز زنده‌ان

00:38.880 --> 00:40.080
چند نفرشون زیر شصت سالن؟

00:40.240 --> 00:41.030
یازده نفر

00:41.840 --> 00:43.350
ولی اونایی که هنوز

00:43.350 --> 00:44.520
می‌تونن بجنگن، بیست‌وهفت نفرن

00:46.000 --> 00:47.000
ما پیر شدیم

00:47.600 --> 00:49.200
ولی هنوز می‌تونیم شمشیر دست بگیریم

00:54.320 --> 00:55.600
غیر از ما

00:56.240 --> 00:57.470
اینا تمام نیروهایی‌ان که می‌تونیم

00:57.470 --> 00:58.670
داخل جیان کانگ بسیج کنیم

00:59.430 --> 01:01.070
همچنین می‌تونیم از تونل‌ها

01:01.070 --> 01:02.030
و مسیرهای آبی استفاده کنیم

01:03.030 --> 01:05.069
فردا، حتما به اعلی‌حضرت کمک می‌کنیم

01:05.069 --> 01:07.270
تا شاهزاده جینگ‌ آن و خانواده‌اتون رو نجات بدین

02:37.100 --> 02:40.920
╭─ · ཐི ✦ ཋྀ · ──────
╰─ · ❥ · کلید قلب ققنوس

02:41.310 --> 02:43.900
ཐི↝ قسمت بیست و پنجم ↜ཋྀ

03:22.410 --> 03:24.150
وو یی، دیگه بهش فکر نکن

03:25.400 --> 03:27.310
تو هر کاری از دستت برمیومد برای لی مائو کردی

03:27.310 --> 03:29.710
ولی این خودش بود
که اصرار داشت همه‌امون رو از بین ببره

03:29.710 --> 03:32.240
پس دیگه لازم نیست همه چیز رو توی دلت بریزی

03:32.240 --> 03:34.150
فردا که پدر و مادر رو نجات بدیم

03:34.150 --> 03:35.590
و از جیان کانگ خارج بشیم

03:35.590 --> 03:36.920
و به مرز شمالی برسیم

03:37.240 --> 03:39.300
دیگه نمی‌تونه هیچ کاری باهات بکنه

03:42.000 --> 03:44.329
باز هم دارم تو رو به خطر میندازم

03:45.400 --> 03:47.800
می‌ترسم این بار پایان خوبی نداشته باشه

03:50.310 --> 03:52.040
اگه فردا اتفاقی افتاد

03:52.470 --> 03:53.030
یائو یائو

03:53.680 --> 03:54.810
باید زنده بمونی

03:56.870 --> 03:57.470
یادت باشه

03:58.520 --> 03:59.590
هر اتفاقی که بیفته

03:59.590 --> 04:00.850
باید زنده بمونی

04:04.080 --> 04:04.810
نگران نباش

04:05.710 --> 04:07.190
هر چند با احتساب خودمون

04:07.190 --> 04:09.190
در مجموع فقط یه کم بیشتر از سی نفریم

04:09.280 --> 04:10.030
ولی همه

04:10.030 --> 04:11.560
واقعا وفادار و کاربلدن

04:11.910 --> 04:12.540
ببین

04:12.840 --> 04:14.750
با اینکه بیشتر از بیست سال
بهشون آزادی عمل داده بودی

04:14.750 --> 04:16.000
باز هم تونستن

04:16.000 --> 04:17.800
همچین شبکه‌ی گسترده‌ای اینجا بسازن

04:18.630 --> 04:20.089
حتی اگه فردا با کمک اونا

04:20.390 --> 04:21.950
توی نبرد رو در رو برنده نشیم

04:21.950 --> 04:23.040
باز هم می‌تونیم

04:23.390 --> 04:25.650
انقدر آشوب به پا کنیم که همه رو نجات بدیم

04:28.120 --> 04:28.800
یائو یائو

04:32.430 --> 04:33.070
عذر می‌خوام

04:35.600 --> 04:37.000
برای چی عذرخواهی می‌کنی؟

04:39.270 --> 04:41.750
این بار حتی یوان جی هم به خاطر ما تنبیه شد

04:41.750 --> 04:43.600
در حالی‌ که اون محقق برتر آزمون بهاری بود

04:43.600 --> 04:46.360
و لی مائو ازش به‌ عنوان
الگوی محقق‌های سراسر کشور استفاده می‌کنه

04:46.360 --> 04:48.630
حتی اگه لی مائو از حرف زدنش ناراحت شده باشه

04:48.630 --> 04:50.560
فکر نمی‌کنم واقعا بهش آسیبی برسونه

05:08.630 --> 05:09.290
بخواب

05:12.580 --> 05:13.140
...تو

05:13.760 --> 05:14.290
...من

05:20.190 --> 05:21.720
مگه می‌شه خوابم ببره؟

05:21.950 --> 05:23.950
فردا نبرد مرگ و زندگیه

05:23.950 --> 05:26.270
این آخرین شب آرومیه که قراره داشته باشیم

05:26.270 --> 05:27.130
حالا بخواب

05:41.390 --> 05:42.240
مادر

05:42.630 --> 05:44.310
چرا کتکت زدن؟

05:45.630 --> 05:47.240
مگه کار بدی کردی؟

05:47.800 --> 05:48.870
وقتی بزرگ بشی

05:49.600 --> 05:52.600
فقط به خاطر کار اشتباه کتک نمی‌خوری

05:53.000 --> 05:54.530
بعضی وقت‌ها هم

05:55.040 --> 05:56.700
به خاطر کار درست کتک می‌خوری

05:58.560 --> 05:59.950
این خیلی بی‌انصافیه

06:00.630 --> 06:03.310
پس من اصلا بزرگ نمی‌شم

06:10.560 --> 06:11.510
مادر

06:11.750 --> 06:13.950
اوضاع طاعون بیرون چطوره؟

06:14.070 --> 06:15.800
مادر روی‌ شنگ و پدر

06:15.870 --> 06:17.310
حالشون خوبه؟

06:17.480 --> 06:19.140
همه‌ی درس‌هایی که مادر

06:19.270 --> 06:20.600
برام گذاشته بود رو تموم کردم

06:21.310 --> 06:23.270
ولی هنوز نیومده دنبالم

06:23.270 --> 06:24.820
دلم براش تنگ شده

06:27.160 --> 06:28.620
بیرون طاعون پخش شده؟

06:28.630 --> 06:30.390
خواهر آ چان بهم گفت

06:30.390 --> 06:33.050
پدربزرگ و مادربزرگم هر دو مبتلا شدن

06:33.240 --> 06:36.120
و ما باید برای امنیت توی قصر قایم بشیم

06:36.310 --> 06:38.230
حالا خوب شدن؟

06:39.159 --> 06:41.090
طاعون به این زودی تموم نمی‌شه

06:42.630 --> 06:44.800
ارباب جوان شیائو، لطفا با خیال راحت توی قصر بمونین

06:44.800 --> 06:46.360
فردا پدرتون

06:46.360 --> 06:47.870
برای دیدنتون به قصر میاد

06:47.870 --> 06:49.430
پس مادر روی‌ شنگ چی؟

06:49.430 --> 06:51.510
مادرتون یه طبیبه

06:51.830 --> 06:53.190
بیرون این‌ همه مریض هست

06:53.190 --> 06:54.950
ایشون باید درمانشون کنه، مگه نه؟

06:56.270 --> 06:59.000
ارباب جوان شیائو، خوب از مادرتون مراقبت کنین

06:59.000 --> 07:01.360
مطمئنم خیلی زود
خانواده‌اتون دوباره دور هم جمع می‌شن

07:01.360 --> 07:04.890
اینا شیرینی‌هایی هستن که اعلی‌حضرت
مخصوص شما درست کردن

07:10.830 --> 07:12.480
پس اینطوری سرش رو گرم کرده بودی

07:12.480 --> 07:13.510
اعلی‌حضرت گفتن

07:13.920 --> 07:14.960
نیازی نیست یه بچه

07:15.310 --> 07:17.510
درگیر مسائل بزرگ‌ترها بشه

07:18.000 --> 07:19.040
الان گفتی

07:19.830 --> 07:22.240
ارباب جوان شیائو فردا وارد قصر می‌شه

07:22.240 --> 07:23.370
منظورت چیه؟

07:23.480 --> 07:25.630
شنیدیم ارباب جوان شیائو از قبل وارد شهر شده

07:25.630 --> 07:28.120
اعلی‌حضرت نگرانن
که ایشون به طاعون مبتلا شده باشن

07:28.120 --> 07:30.000
و تصمیم دارن فردا از ایشون و بقیه دعوت کنن

07:30.000 --> 07:32.330
تا برای دیدن شاهزاده جینگ‌ آن و
شاهدخت به قصر بیان

07:34.210 --> 07:36.620
شیائو یائو هم مریض شده؟

07:38.040 --> 07:39.360
اون هم داره می‌میره؟

07:39.630 --> 07:40.310
جناب هه

07:41.159 --> 07:42.870
رسیدن به جایگاه امروزتون برای شما آسون نبوده

07:42.870 --> 07:44.920
اعلی‌حضرت بهتون فرصت دادن

07:44.920 --> 07:47.270
این لطفشون رو به خاطر آدم‌هایی که

07:47.270 --> 07:49.000
هیچ ربطی به شما ندارن هدر ندین

07:51.870 --> 07:53.310
خوب ازشون مراقبت کنین

07:53.310 --> 07:54.680
نذارین جناب هه و ارباب جوان شیائو

07:54.680 --> 07:57.000
با کسی از بیرون تماس داشته باشن و
به طاعون مبتلا بشن

07:57.000 --> 07:57.680
آره

08:16.230 --> 08:17.960
محل اعدام آماده‌ست؟

08:19.190 --> 08:19.830
خوبه

08:22.600 --> 08:24.730
فردا به همه‌ی دنیا نشون می‌دم

08:25.870 --> 08:28.730
شیائو وو یی چه خدمتگذار وفاداریه

09:25.550 --> 09:26.360
سه

09:27.420 --> 09:28.230
دو

09:29.390 --> 09:29.960
یک

09:37.600 --> 09:38.330
!برین نجاتشون بدین

10:18.910 --> 10:20.360
اون طبل اعدامه

10:20.360 --> 10:21.960
!لی مائو بهمون کلک زده

10:22.670 --> 10:23.270
!شیائو وو یی

10:24.720 --> 10:26.000
وقت نیست، سریع برو نجاتشون بده

10:26.000 --> 10:26.930
اینجا رو بسپار به ما

10:27.390 --> 10:28.850
چینگ لونگ، از جیا یو محافظت کن

10:28.910 --> 10:29.360
چشم

10:31.200 --> 10:31.860
مواظب باش

10:34.670 --> 10:35.840
ندیمه لیو، بریم

10:42.670 --> 10:43.400
برین کنار

10:46.550 --> 10:48.480
اگه اعلی‌حضرت توبه کنه

10:49.480 --> 10:51.480
ممکنه هنوز شانس زنده موندن داشته باشی

10:57.030 --> 11:02.720
!بکشینش

11:26.390 --> 11:27.850
همه‌اتون شهروندان ایالت یه‌این

11:29.240 --> 11:31.370
نمی‌خوام خونتون رو بریزم

11:51.220 --> 11:56.490
♪ تا آخرین قطره‌ی خون بجنگ ♪

11:56.510 --> 12:00.100
♪ پیمان‌هامون مثل یه رودخونه جاودانه‌ان ♪

12:00.120 --> 12:03.040
♪ اگه جراتش رو داری تو رو به نبرد می‌طلبم ♪

12:03.080 --> 12:06.190
♪ گوش کن، بادها به خروش اومدن ♪

12:06.210 --> 12:08.890
♪ و چکاوک شمشیرها هنوز ادامه داره ♪

12:08.920 --> 12:10.740
 بذار شعله‌ها ♪
♪ دشت‌های توی تاریکی رو در بربگیرن 

12:10.760 --> 12:14.390
♪ هنوز هم خونمون توی رگ‌هامون به جوش در میاد ♪</font

12:14.420 --> 12:18.460
♪ تا آخرین قطره‌ی خون بجنگ ♪

12:19.050 --> 12:21.980
♪ هنوز هم خونمون توی رگ‌هامون به جوش در میاد ♪

12:22.650 --> 12:25.410
♪ عهد قدیمیمون هنوز پابرجاست ♪

12:25.430 --> 12:30.340
♪ تا آخرین قطره‌ی خون بجنگ ♪

12:30.560 --> 12:35.930
♪ پیمان‌هامون مثل یه رودخونه جاودانه‌ان ♪

12:36.410 --> 12:40.220
♪ اگه جراتش رو داری تو رو به نبرد می‌طلبم ♪

13:07.390 --> 13:08.200
شیائو وو یی

13:09.390 --> 13:11.390
به این می‌گن

13:12.030 --> 13:14.230
خدمت صادقانه به کشور؟

13:16.030 --> 13:18.630
شاهزاده جینگ آن شیائو جو به مقامات وفادار تهمت زد

13:18.790 --> 13:20.360
و یه ظلم بزرگ به پا کرد

13:20.360 --> 13:23.320
سرنوشت کشور رو به خطر انداخت و باعث سقوط پایتخت شد

13:23.320 --> 13:24.600
با این کارش قانون رو نقض کرده

13:24.600 --> 13:26.530
و جرمش سزاوار اعدامه

13:26.600 --> 13:28.490
اما امروز توی روز روشن

13:29.390 --> 13:30.750
نگهبانان سلطنتی رو می‌کشی

13:30.750 --> 13:32.550
و به محل اعدام یورش می‌بری

13:32.590 --> 13:34.550
قانون کشور اینجا کجاست؟

13:34.550 --> 13:37.010
عدالت این سرزمین کجا رفته؟

13:37.120 --> 13:38.120
اصول آسمان روشنه

13:38.120 --> 13:39.390
و قانون کشور این رو تحمل نمی‌کنه

13:39.390 --> 13:43.080
اگه امروز تمام خاندان جینگ آن مجازات نشن

13:44.270 --> 13:45.870
چطور می‌تونم به مردم جواب بدم؟

13:46.150 --> 13:47.720
و چطور می‌تونم نظم کشور رو برقرار کنم؟

13:47.720 --> 13:48.270
!لی مائو

13:50.120 --> 13:51.380
هر چی خواستی رو

13:51.510 --> 13:52.840
بهت دادم

13:55.200 --> 13:56.400
به جز یه چیز

13:56.720 --> 13:58.270
دقیقا چی می‌خوای؟

14:01.480 --> 14:03.360
یه نتیجه‌ی عادلانه

14:16.220 --> 14:17.980
یه فرصت آخر بهت می‌دم

14:19.180 --> 14:20.110
خانواده‌ام رو رها کن

14:20.840 --> 14:22.600
من نائب‌السلطنه‌ام

14:23.270 --> 14:24.720
می‌خوای شورش کنی؟

14:27.390 --> 14:29.540
!فرمان سلطنتی عالیجناب

14:33.140 --> 14:34.750
بر همه‌ی جهان حکومت می‌کنم و

14:34.750 --> 14:36.140
فضیلت حکمرانی خردمندانه رو حفظ می‌کنم

14:36.140 --> 14:38.720
حقیقت پرونده‌ی نادرست آن لو فاش شد

14:38.720 --> 14:39.790
شاهزاده جینگ آن شیائو جو

14:39.790 --> 14:42.270
نیت شوم داشت و به مقامات وفادار تهمت زد

14:42.270 --> 14:44.720
امروز خاندان شیائو مجازات شدن

14:44.720 --> 14:47.480
به این وسیله به شیائو وو یی فرمان می‌دم که تسلیم بشه و فورا اعتراف کنه

14:47.480 --> 14:48.680
من رو ناامید نکن

14:48.870 --> 14:52.470
و نذار مردم این سرزمین بیشتر از جنگ رنج ببرن

14:54.790 --> 14:55.990
سواره‌نظام سیاه پوش بی فو

14:56.940 --> 14:59.200
همین حالا مجرم شیائو وو یی رو دستگیر کنین

15:05.240 --> 15:07.030
واقعا فکر می‌کنی سربازان بی فوی من

15:07.030 --> 15:08.490
از تو حرف‌شنوی دارن؟

15:10.390 --> 15:11.520
پس بذار ببینیم

15:11.920 --> 15:13.050
!مجرم رو دستگیر کنین

15:15.200 --> 15:16.660
این لحظه طعنه‌آمیز نیست؟

15:17.440 --> 15:18.510
روزی جان و دلت رو

15:18.510 --> 15:20.390
برای پیشبرد اصلاحات بی فو گذاشتی

15:20.390 --> 15:22.750
حتی ارتش خصوصی‌ای که به تو و قبیله‌ات وفادار بود رو

15:22.750 --> 15:24.440
تبدیل به ارتش ملی کردی

15:24.790 --> 15:26.320
چه شجاعتی

15:26.510 --> 15:27.630
چه چشم‌اندازی

15:28.000 --> 15:29.600
اما حدس می‌زنم هیچوقت تصور نمی‌کردی

15:29.750 --> 15:31.910
همون ارتشی که با این همه فداکاری ساختی

15:31.910 --> 15:32.960
یه روز

15:33.440 --> 15:35.000
علیه خودت بشه

15:35.320 --> 15:36.750
و جونت رو بگیره

15:37.080 --> 15:38.200
...آ مائو، تو

15:41.790 --> 15:42.600
!اعدامش کنین

15:52.520 --> 15:53.160
!برادر

16:39.670 --> 16:40.870
خانواده‌ام رو رها کن

17:11.240 --> 17:12.030
!ولم کنین

17:12.310 --> 17:13.400
...شما... ولم کنین

17:15.619 --> 17:16.220
!شیائو وو یی

17:18.640 --> 17:20.109
...یائو یائو رو یهم پس بده

17:20.230 --> 17:20.990
!شیائو وو یی

17:21.920 --> 17:22.550
!ولش کن

17:22.960 --> 17:24.240
!لی مائو، تو دیوونه‌ای

17:24.240 --> 17:25.569
!بهشون بگو ولم کنن

17:26.510 --> 17:27.349
!شیائو وو یی

17:38.070 --> 17:38.680
!لی مائو

17:39.680 --> 17:40.880
!لی مائو، تو دیوونه‌ای

17:40.920 --> 17:41.760
!ولم کن

17:41.920 --> 17:42.550
شیائو وو یی

17:43.230 --> 17:44.160
با این تیر

17:44.450 --> 17:45.450
!حسابمون صاف می‌شه

17:46.310 --> 17:47.230
!لی مائو، تو دیوونه‌ای

17:47.230 --> 17:47.860
!بکشینشون

17:48.640 --> 17:49.310
پدرم رو نکشین

17:49.310 --> 17:49.840
!اعدامشون کنین

17:52.880 --> 17:53.510
!نه

18:24.640 --> 18:25.350
...پدر

18:26.550 --> 18:27.270
...مادر

18:32.070 --> 18:32.720
لی مائو

18:35.120 --> 18:36.710
کاری می‌کنم تقاص پس بدی

18:39.640 --> 18:40.550
!شیائو وو یی

18:48.720 --> 18:49.350
...یائو یائو

19:35.680 --> 19:36.810
خائن رو بگیرین

19:37.590 --> 19:38.790
!و شورشی‌ها رو بکشین

19:43.200 --> 19:44.790
چینگ لونگ، یان یوئه
!از ارباب جوان شیائو محافظت کنین

19:44.790 --> 19:47.680
!بکشینشون

19:49.000 --> 19:50.930
شیه جیا یو رو به قصر برگردونین

19:57.200 --> 19:58.060
!اعلی‌حضرت

19:58.400 --> 19:59.070
!شیائو وو یی

20:18.880 --> 20:20.750
اعلی‌حضرت، الان جامون امنه

20:21.270 --> 20:22.330
کجا باید بریم؟

20:22.880 --> 20:24.940
برگردیم مرز شمالی

20:25.270 --> 20:26.730
مه پخش شده، مواظب باشین

20:30.160 --> 20:30.790
!یان یوئه

21:55.920 --> 21:57.380
چند روزه لب به غذا نزدی

21:57.750 --> 21:58.920
هر حرفی که داری

21:58.920 --> 22:00.380
اول غذات رو بخور بعد بگو

22:07.240 --> 22:07.830
یائو یائو

22:08.830 --> 22:09.960
تو یه بار بهم گفتی که

22:10.680 --> 22:12.680
حتی اگه شیائو وو یی قبل از تو بمیره

22:13.310 --> 22:14.830
تا وقتی که هیچوقت بهت خیانت نکرده باشه

22:14.830 --> 22:15.790
یا ناامیدت نکرده باشه

22:16.790 --> 22:18.990
تو بازم به خاطرش به زندگی ادامه می‌دی

22:20.030 --> 22:20.760
زود باش، بخور

22:24.790 --> 22:26.850
می‌خوای تا ابد اینجا نگهم داری؟

22:27.400 --> 22:29.350
خودت خوب می‌دونی چه کارهایی ازم برمیاد

22:29.350 --> 22:30.680
هیچ قفلی توی این دنیا

22:31.350 --> 22:32.270
نمی‌تونه زندانی نگهم داره

22:40.550 --> 22:41.720
قفل‌ها نمی‌تونن نگهت دارن

22:41.720 --> 22:42.680
اما سم می‌تونه

22:43.550 --> 22:44.880
پودر سست‌کننده‌ی عضلات

22:44.880 --> 22:46.550
حداقل خیالم راحته هیچ جا نمی‌تونی بری

22:46.550 --> 22:48.210
که بعدش بتونیم راحت عروسی کنیم

22:48.880 --> 22:50.480
!پس همین الان من رو بکش

22:52.950 --> 22:54.720
وگرنه، تا وقتی نفس می‌کشم

22:54.720 --> 22:55.880
!انتقام شیائو وو یی رو ازت می‌گیرم

22:55.880 --> 22:58.280
تو یه بار قبلا با سنجاق سر بهم زدی

22:59.770 --> 23:00.970
شیائو وو یی نمرده

23:02.550 --> 23:03.680
از شهر فرار کرده

23:06.160 --> 23:07.400
وقتی فرار کرد

23:08.200 --> 23:09.530
به شدت زخمی بود

23:09.830 --> 23:12.160
من از قبل بیرون شهر کمین گذاشته بودم

23:12.160 --> 23:13.790
ولی درست همون موقعی که خارج شد

23:14.920 --> 23:16.400
یکی نجاتش داد و بردش

23:17.480 --> 23:18.070
بگو ببینم

23:19.110 --> 23:20.160
کی نجاتش داد؟

23:21.000 --> 23:23.330
هنوز هم ارتش شخصی مخفی داره؟

23:24.720 --> 23:26.580
انگار تو هم نمی‌دونی

23:26.750 --> 23:27.510
شیه جیا یو

23:28.490 --> 23:30.490
انگار اون هیچوقت واقعا
بهت اعتماد نداشته

23:33.350 --> 23:34.750
!خبر بد، اعلی‌حضرت

23:35.920 --> 23:36.520
!گستاخ

23:37.110 --> 23:39.030
چطور جرات کردی بدون اجازه بیای داخل؟

23:39.030 --> 23:40.240
من رو ببخشین، اعلی‌حضرت

23:40.240 --> 23:42.100
یه خبر فوری دارم گزارش کنم

23:42.160 --> 23:42.750
بگو

23:44.270 --> 23:45.930
...شیائو... شیائو زی چی گم شده

23:46.750 --> 23:48.830
بعد از اینکه با سوزن
بانو آ چان رو بیهوش کرد

23:48.830 --> 23:49.590
فرار کرد

23:50.340 --> 23:51.940
الان هم غیبش زده

23:52.200 --> 23:53.210
!همین الان قصر رو بگردین و پیداش کنین

23:53.210 --> 23:53.650
چشم

24:09.590 --> 24:11.200
وقتی بعدا استاد اعظم شیه رو دیدی

24:11.200 --> 24:11.800
گریه نکن

24:12.510 --> 24:13.740
مرگ همه چیز رو پاک می‌کنه

24:13.740 --> 24:16.000
دیگه ازش کینه نداشته باش

24:18.550 --> 24:19.240
!اعدامش کنین

24:20.680 --> 24:21.510
!برادر

24:22.590 --> 24:23.790
شیائو زی چی گم شده

24:26.590 --> 24:28.520
!همین الان قصر رو بگردین و پیداش کنین

24:34.070 --> 24:35.730
سال اولی که توی قصر بودم

24:35.750 --> 24:38.410
منم خیلی وقت‌ها اینجا تنها می‌ایستادم
و توی فکر فرو می‌رفتم

24:39.070 --> 24:39.830
فکر می‌کردم

24:41.720 --> 24:43.960
تو و وو یی بیرون از قصر

24:44.960 --> 24:46.090
چیکار می‌کردین

24:47.240 --> 24:48.370
اولش، تصور می‌کردم

24:50.000 --> 24:50.640
احتمالا دوباره داری توی خونه

24:50.640 --> 24:52.570
کوره‌ی کیمیاگری رو منفجر می‌کنی

24:54.030 --> 24:56.630
در حالی که وو یی احتمالا رفته مرز شمالی

24:57.270 --> 24:58.830
جایی که شمشیر روی هم می‌کشن و
جنگ برپاست

24:58.830 --> 25:00.690
اما هر چی بیشتر فکر می‌کردم

25:01.160 --> 25:03.720
کمتر می‌تونستم تصویرهاتون رو تجسم کنم

25:06.270 --> 25:07.240
تا اینکه یه روز

25:09.770 --> 25:11.900
دیگه اصلا نمی‌تونستم تصورتون کنم

25:14.030 --> 25:14.920
سال‌ها بعد

25:15.680 --> 25:17.410
دوباره برگشتم اینجا که فکر کنم

25:18.640 --> 25:19.480
فکر می‌کردم

25:21.310 --> 25:23.200
اگه تو اون موقع توی قصر پیشم مونده بودی

25:26.110 --> 25:28.370
چه کارهایی با همدیگه می‌کردیم

25:30.480 --> 25:32.080
خیلی بهش فکر کردم

25:32.590 --> 25:33.350
خیلی زیاد

25:34.590 --> 25:37.050
اما نتونستم حتی یه موقعیت تصور کنم

25:38.000 --> 25:40.330
که هم تو توش خوشحال باشی و هم من

25:40.680 --> 25:42.210
اما همین الان فهمیدم

25:46.270 --> 25:48.670
...فقط همین که آروم کنارم وایسی

25:51.110 --> 25:52.000
برام کافیه

25:58.240 --> 25:59.970
حالا دیگه آرزوم برآورده شد

26:00.920 --> 26:01.720
بین من و تو

26:03.110 --> 26:04.910
دیگه هیچ حسرتی باقی نمونده

26:08.480 --> 26:10.340
انگار خیلی نگران زی چی هستی

26:10.640 --> 26:11.480
چرا تو، شاهزاده چی‌

26:11.480 --> 26:13.340
که شیائو وو یی رو تا پای نابودی کشوندی

26:13.350 --> 26:14.200
به یه بچه‌ی بی‌ارزش و معمولی

26:14.200 --> 26:15.930
انقدر اهمیت می‌دی؟

26:16.880 --> 26:18.740
داری چیزی ازم قایم می‌کنی؟

26:19.750 --> 26:20.680
!پیداش کردیم

26:23.440 --> 26:24.210
اعلی‌حضرت

26:24.210 --> 26:26.350
خواجه فنگ ارباب جوان شیائو رو پیدا کرده

26:26.350 --> 26:27.410
دست‌هات رو بده بهم

26:30.620 --> 26:31.720
نمی‌ترسی منم فرار کنم؟

26:31.720 --> 26:32.690
اگه قرار بود فرار کنی

26:32.690 --> 26:34.620
حتما اول شیائو زی چی رو پیدا می‌کردی

26:35.000 --> 26:35.530
بریم

26:39.440 --> 26:40.300
ارباب جوان

26:40.790 --> 26:42.390
ارباب جوان، لطفا وایسین

26:42.680 --> 26:43.480
بیاین، بیاین بریم

26:43.480 --> 26:43.920
بازی در نیارین

26:43.920 --> 26:44.960
!ولم کن

26:45.030 --> 26:46.250
!می‌خوام مادرم رو پیدا کنم

26:46.400 --> 26:47.110
!همه‌اتون دروغگویین

26:47.110 --> 26:47.550
باشه، باشه

26:47.550 --> 26:49.410
!اصلا بیرون هیچ طاعونی نیست

26:49.590 --> 26:51.400
!خاله، کمک کن

26:51.640 --> 26:53.070
!همه‌اشون آدم‌های بدی‌ان

26:53.480 --> 26:55.200
!مادرم رو زدن

26:55.200 --> 26:57.240
مادرم گم شده -
ارباب جوان شیائو -

26:57.240 --> 26:58.830
!همه‌اشون آدم‌های بدی‌ان

26:59.030 --> 27:01.000
!آدم بدها! عوضی بزرگ

27:01.060 --> 27:02.430
!تو پدربزرگ و مادربزرگم رو کشتی

27:02.430 --> 27:04.680
خیلی خب -
!حالا می‌خوای پدرم رو هم بکشی -

27:04.680 --> 27:05.440
فنگ آن

27:05.890 --> 27:07.440
برش گردون قصر شرقی

27:07.440 --> 27:08.570
اگه دوباره فرار کرد

27:09.000 --> 27:10.510
خودت جوابگو خواهی بود

27:10.510 --> 27:11.640
چشم، اعلی‌حضرت

27:11.970 --> 27:12.830
بریم، زودباش

27:12.830 --> 27:14.400
بریم، زودباش

27:17.720 --> 27:18.240
عجله کن

27:26.480 --> 27:28.400
همونجا وایسا

27:29.590 --> 27:30.160
دا

27:30.160 --> 27:31.480
دفعه‌ی بعد خواستی بهم بگی همونجا وایسم

27:31.480 --> 27:32.940
فقط همین علامت دست رو نشونم بده

27:35.910 --> 27:36.390
باشه

27:56.920 --> 27:58.120
شیائو وو یی نمرده

27:58.680 --> 27:59.810
از شهر فرار کرده

28:04.680 --> 28:05.240
مائو

28:06.070 --> 28:08.530
اون نامه‌ای که فرصت نکردی بهم بدی

28:09.200 --> 28:10.330
مال وو ییه، درسته؟

28:13.030 --> 28:13.790
بده به من

28:14.720 --> 28:15.650
از کجا فهمیدی؟

28:16.480 --> 28:18.140
از رفتارت با زی چی

28:18.880 --> 28:20.920
چطور ممکنه کسی که آدم‌های بی‌گناه رو

28:20.920 --> 28:23.920
توی محل اعدام قتل‌عام کرده

28:24.200 --> 28:24.830
انقدر

28:25.750 --> 28:26.790
نگران یه بچه باشه؟

28:28.960 --> 28:31.000
پس همه‌ی اتفاق‌های

28:31.000 --> 28:32.130
چند روز اخیر رو دوباره مرور کردم

28:33.350 --> 28:35.680
همراه با اون علامت دستی که دا بهم نشون داد

28:37.350 --> 28:38.880
و این داروهای گیاهی

28:39.440 --> 28:40.900
همون موقع نود درصد مطمئن شده بودم

28:42.270 --> 28:43.310
این گیاه‌های دارویی ارزشمند

28:43.310 --> 28:44.880
همه‌اشون برای درمان خون‌مردگی‌ان

28:44.880 --> 28:46.610
اگه واقعا می‌خواستی وو یی رو بکشی

28:47.720 --> 28:50.720
پس چرا اینجا براش دارو درست می‌کردی؟

28:53.680 --> 28:55.080
اون ده درصد دیگه چی؟

28:57.030 --> 28:57.890
داشتم بلوف می‌زدم

29:00.200 --> 29:02.060
این گیاه‌ها رو از کجا می‌شناسی؟

29:03.640 --> 29:04.790
من یادش دادم

29:07.640 --> 29:09.350
شاهزاده چی طبیب معجزه‌گر رو آورد

29:09.350 --> 29:10.350
تا ولیعهد رو درمان کنه

29:17.030 --> 29:18.290
پس تو هم از اول می‌دونستی؟

29:18.750 --> 29:19.830
...پس الان حال شیائو وو یی

29:19.830 --> 29:21.960
تا وقتی تیر دقیقا به همون جایی خورده باشه که باید

29:21.960 --> 29:23.360
جونش در خطر نیست

29:27.160 --> 29:28.240
در مورد خون‌مردگی هم

29:28.240 --> 29:29.510
طبیب معجزه‌گر قرص آماده کرده

29:29.510 --> 29:30.880
حداقل می‌تونن حال ولیعهد رو

29:30.880 --> 29:31.750
تا دو ماه ثابت نگه دارن

29:38.400 --> 29:40.060
آدم‌های دا همگی قابل اعتمادن

29:43.400 --> 29:44.130
بده به من

30:03.200 --> 30:04.330
همسر عزیزم، جیا یو

30:04.830 --> 30:06.690
امیدوارم حالت خوب باشه

30:07.160 --> 30:08.590
به یی جی گفتم همین که مطمئن شد

30:08.590 --> 30:10.750
به دست جاسوس‌های چین شمالی اسیر شدم

30:10.750 --> 30:12.610
همه‌ی حقیقت رو

30:13.270 --> 30:15.400
بهت بگه تا بیشتر از این غصه نخوری

30:16.790 --> 30:18.920
ولی حتما تا الان کلی گریه کردی

30:19.630 --> 30:20.740
فکر کردن به این

30:21.270 --> 30:22.640
دلم رو آشوب می‌کنه

30:24.270 --> 30:24.960
یائو یائو

30:26.270 --> 30:29.000
من، شیائو وو یی، توی عمرم حق هیچکس رو ضایع نکردم

30:29.550 --> 30:30.550
جز تو

30:32.310 --> 30:35.270
شاید این آخرین نامه‌ام توی این عمر باشه

30:35.270 --> 30:39.330
با این حال، هنوز هم می‌خوام
از همون اولش شروع کنم، ولیعهد ون شی

30:42.270 --> 30:43.510
قبل از اینکه سیزده سالم بشه

30:44.440 --> 30:46.400
فکر می‌کردم سرنوشتم مثل پدرم

30:46.400 --> 30:48.250
و همه‌ی عموهام باشه

30:48.790 --> 30:50.640
که فرمانده نگهبانان سلطنتی بشم

30:50.640 --> 30:53.300
و از قصر و تخت سلطنت محافظت کنم

30:54.270 --> 30:56.400
ولی بعدش چین شمالی به چی جو حمله کرد

30:56.760 --> 30:59.420
اون اولین باری بود که یه میدان جنگ واقعی دیدم

31:00.000 --> 31:03.060
و اولین باری هم بود که هویت واقعی خودم رو فهمیدم

31:03.240 --> 31:04.840
صد و چهل و هفت

31:04.960 --> 31:07.690
فرستاده‌ی سایه جونشون رو دادن تا من رو نجات بدن

31:13.390 --> 31:16.220
⎣ شیائو شنگ ⎤

31:14.780 --> 31:16.780
از امروز اسمت شیائو شنگه

31:18.070 --> 31:19.870
از امروز اون ارباب شماست

31:20.880 --> 31:22.240
درود، اعلی‌حضرت

31:21.260 --> 31:24.700
⎣ چینگ لونگ جوان؛ یان یوئه جوان ⎤

31:22.720 --> 31:23.580
اون چینگ لونگه

31:23.880 --> 31:24.790
اون هم یان یوئه‌ست

31:25.030 --> 31:27.360
از امروز به بعد

31:29.440 --> 31:31.000
همیشه کنار تو می‌مونن

31:31.000 --> 31:31.890
نشان قلب ققنوس دستم بود

31:31.890 --> 31:33.790
و این انتظار که هر وقت نشان قلب ققنوس ظاهر بشه

31:33.790 --> 31:35.790
دنیا دوباره به صلح می‌رسه

31:36.270 --> 31:37.000
ولی ته دلم کاملا سردرگم بودم

31:37.000 --> 31:38.550
اگه پرونده‌ی خیانت آن‌ لو

31:38.550 --> 31:39.940
که کل سرزمین رو تکون داد

31:39.940 --> 31:42.130
واقعا یه ظلم بوده باشه

31:42.270 --> 31:44.440
و پدر و مادرم

31:44.440 --> 31:45.680
باعث سقوط پایتخت و بیست سال جنگ شده باشن

31:45.680 --> 31:46.750
واقعا من با یه نشان

31:46.750 --> 31:48.350
می‌تونستم همه دنیا رو فرمان بدم

31:49.750 --> 31:51.720
و صلح رو برگردونم؟

31:51.720 --> 31:52.920
مگه نیروهای نخبه‌ی یه فقط برای
...جنگیدن به خاطر پولدارها و اشرافن

31:52.920 --> 31:54.030
...تا وقتی یی شی رو ندیده بودم

31:54.030 --> 31:55.030
نه برای مردم عادی؟

31:55.030 --> 31:56.880
راه خودم رو پیدا کردم

31:56.880 --> 31:59.070
اینکه امپراتور ون شی و ملکه

31:59.070 --> 32:01.030
از مقام‌های عادی حمایت کردن تا جلوی اشراف رو بگیرن اشتباه نبود

32:01.270 --> 32:02.550
فقط زمانش اشتباه بود

32:02.550 --> 32:05.000
و نتونستن تعادل رو حفظ کنن

32:05.000 --> 32:06.830
برای همین به چین شمالی فرصت دادن

32:06.830 --> 32:08.830
به نظر تو پس زمان درست و تعادل درست چیه؟

32:09.440 --> 32:10.570
گذشته، گذشته‌ست

32:10.750 --> 32:11.830
و الان، الانه

32:12.240 --> 32:13.700
الان توی دوران آشوبیم

32:13.750 --> 32:15.790
و دوران آشوب قانون سخت می‌خواد

32:15.790 --> 32:16.990
ممنون، حرف‌هات

32:17.160 --> 32:18.510
چشمم رو باز کرد

32:25.830 --> 32:26.750
<i>ایالت یه به یه ارتش نیاز داره<i></i></i>

32:26.750 --> 32:29.410
<i>که واقعا برای مردم و کشور بجنگه<i></i></i>

32:30.200 --> 32:31.860
<i>در مقایسه با قصر جیان‌ کانگ<i></i></i>

32:31.920 --> 32:34.120
<i>من بیشتر به مرزهای شمالی تعلق داشتم<i></i></i>

32:37.030 --> 32:38.030
<i>هشت سال جنگ<i></i></i>

32:38.880 --> 32:40.140
<i>به ایالت یه ارتش بی فو رو داد<i></i></i>

32:40.790 --> 32:42.590
<i>و شیائو شنگ شد شیائو وو یی<i></i></i>

32:44.480 --> 32:45.640
<i>یی جی راست می‌گفت<i></i></i>

32:46.350 --> 32:48.750
<i>اگه توی دشت جیو جانگ
انقدر بد زخمی نشده بودم<i></i></i>

32:48.750 --> 32:50.550
<i>شاید آخرش<i></i></i>

32:50.550 --> 32:52.080
<i>ولیعهد ون شی می‌شدم<i></i></i>

32:54.350 --> 32:57.210
<i>ولی بیماری لختگی خون توی سرم
محکومم کرده عمر کوتاهی داشته باشم<i></i></i>

32:58.390 --> 32:59.790
<i>جاه‌طلبی‌های استاد اعظم شیه<i></i></i>

32:59.790 --> 33:01.850
<i>یه راه بهتر دیگه هم جلوی پام گذاشت<i></i></i>

33:03.350 --> 33:05.410
<i>یی جی بیشتر لایق اون تاج و تخته<i></i></i>

33:07.880 --> 33:09.920
<i>اشتباهاتی که پدرم توی گذشته کرد<i></i></i>

33:09.920 --> 33:12.240
<i>همیشه یه خطر پنهان برای روحیه‌ی ارتش بود<i></i></i>

33:12.240 --> 33:14.040
<i>از خیلی وقت پیش براش آماده بودم<i></i></i>

33:14.590 --> 33:18.310
<i>ولی فکر نمی‌کردم شاه عقاب
جون استاد اعظم رو طعمه کنه<i></i></i>

33:18.310 --> 33:19.570
<i>حالا که دست به کار شده<i></i></i>

33:20.110 --> 33:22.880
<i>بهتره یه بار برای همیشه
ریشه‌ی این کینه‌های قدیمی رو بکنیم<i></i></i>

33:22.880 --> 33:24.590
<i>برای همین نقشه‌اش رو
بر ضد خودش استفاده کردیم<i></i></i>

33:24.590 --> 33:27.160
<i>...و وانمود کردیم بین پادشاه و خدمتگزارش اختلاف افتاده<i></i></i>

33:27.160 --> 33:28.960
<i>راه رو با خون و جونمون باز کردیم<i></i></i>

33:28.960 --> 33:30.290
این گزارش محرمانه رو بگیر

33:30.790 --> 33:32.050
و با دقت بخونش

33:40.600 --> 33:41.750
<i>مواظب جاسوس‌ها باش<i></i></i>

33:55.110 --> 33:56.310
<i>همه‌ چیز رو<i></i></i>

33:56.590 --> 33:57.720
<i>از قبل برنامه‌ریزی کرده بودم<i></i></i>

33:58.720 --> 34:00.180
<i>برای رسیدن به هدف نهایی<i></i></i>

34:00.200 --> 34:01.660
<i>حاضرم هر چیزی رو فدا کنم<i></i></i>

34:01.720 --> 34:02.980
<i>فقط یه استثنا وجود داره<i></i></i>

34:03.310 --> 34:03.880
<i>اونم تویی<i></i></i>

34:05.440 --> 34:06.240
<i>می‌ترسیدم اگه بهت بگم<i></i></i>

34:06.240 --> 34:08.699
<i>دیگه جرات نکنم تنهایی این راه رو برم<i></i></i>

34:08.760 --> 34:10.960
<i>ولی وقتی سرنوشت این سرزمین روی دوشم بود<i></i></i>

34:10.960 --> 34:13.290
<i>نمی‌تونستم به جون خودم بچسبم<i></i></i>

34:20.360 --> 34:22.510
!شیائو وو یی، تو یه دروغگویی

34:23.000 --> 34:23.800
!عوضی

34:24.190 --> 34:24.840
!احمق

34:24.840 --> 34:26.480
چرا بهم نگفتی؟

34:34.030 --> 34:35.429
شما دوتا عوضی

34:36.000 --> 34:37.280
کی با هم نقشه کشیدین

34:37.280 --> 34:38.400
که به کام مرگ بفرستینش؟

34:40.440 --> 34:41.400
...و اون تیر هم

34:41.710 --> 34:43.239
واقعا فکر کی بود؟

34:43.630 --> 34:45.440
اون شب توی زندان سلطنتی

34:45.440 --> 34:46.400
بعد از اینکه رفتی

34:47.150 --> 34:48.280
اون ضربه‌ای که بهم زد

34:50.030 --> 34:51.230
برای این بود که فنگ آن ببینه

34:51.760 --> 34:52.960
دفعه‌ی بعد که همدیگه رو دیدیم

34:53.880 --> 34:55.480
دیگه لازم نیست دست نگه داری

34:58.630 --> 34:59.400
!نه

34:59.460 --> 35:00.790
!شیائو وو یی -
!بکشینشون -

35:06.510 --> 35:07.280
پس

35:09.670 --> 35:11.150
به آ دا گفتی همونجا بمونه

35:11.150 --> 35:12.670
چون جدا از جاسوس‌های چین شمالی

35:12.670 --> 35:14.550
که بیرون قصر جیان‌ کانگ لو رفته بودن

35:14.550 --> 35:17.750
کسی که واقعا حواست بهش بود
خواجه فنگ بود؟

35:17.920 --> 35:19.400
...فقط حواست بهش نبود

35:19.400 --> 35:20.460
ازش استفاده هم می‌کردی

35:20.880 --> 35:22.340
می‌خواستی از حرف‌های اون

35:22.440 --> 35:24.100
استفاده کنی تا شاه عقاب باور کنه

35:24.190 --> 35:26.070
که حتی اگه بفهمی یه جای پرونده می‌لنگه

35:26.070 --> 35:27.760
باز هم به شیائو وو یی شک می‌کنی

35:27.760 --> 35:29.290
و مجبورش می‌کنی به بن‌بست برسه؟

35:31.960 --> 35:33.020
حداقل اون رو داشتیم

35:35.590 --> 35:37.820
اون طبیب معجزه‌گر
از دو ماه منظورش چی بود؟

35:37.820 --> 35:39.480
اون هم بیماری لختگی خون توی سرش داره

35:39.480 --> 35:40.540
هم تیر خورده

35:40.960 --> 35:42.360
بعد از اون سفر طولانی و سخت تا مرزهای شمالی

35:42.360 --> 35:43.960
حالش رو به وخامت می‌ره

35:44.590 --> 35:46.670
داروی اون طبیب معجزه‌گر هم

35:46.670 --> 35:48.670
فقط دو ماه زنده نگهش می‌داره

35:53.030 --> 35:54.290
اصلا به این فکر کردی

35:54.640 --> 35:56.900
که شاید تا دو ماه برنگرده؟

35:56.920 --> 35:58.590
اگه شاه عقاب

35:58.590 --> 36:01.190
گولتون رو نخوره و طعمه رو نپذیره چی؟

36:08.150 --> 36:08.800
یائو یائو

36:10.230 --> 36:11.430
دیگه عصبانی نباش

36:13.590 --> 36:14.630
عصبانی نیستم

36:15.840 --> 36:17.170
فقط دارم فکر می‌کنم

36:18.590 --> 36:20.520
این عوضی رو چطوری خاکش کنم

36:28.700 --> 36:30.100
یه چیزی برات دارم

36:37.600 --> 36:38.330
این رو

36:38.800 --> 36:40.400
از ذوب کردن نشان قلب ققنوس

36:40.400 --> 36:41.860
که شیائو وو یی نصفش کرده بود، ساختن

36:43.480 --> 36:45.080
سپرده بود بهت بدمش

36:51.920 --> 36:54.630
<i>این در اصل مهر سلطنتی ققنوس مادرم بود<i></i></i>

36:54.630 --> 36:55.780
<i>نظرت چیه ذوبش کنم<i></i></i>

36:56.140 --> 36:58.000
<i>و برات یه سنجاق‌سر بسازم؟<i></i></i>

37:04.110 --> 37:07.530
♪ خاطره‌ای بی‌رمق سو سو می‌زنه ♪

37:07.830 --> 37:11.510
♪ در خیالم میای اما نمی‌تونم در آغوشت بگیرم ♪

37:11.610 --> 37:15.980
♪ زمان ناگهانی از حرکت وایمیسته ♪

37:16.340 --> 37:19.030
♪ چه غریب و تنها ♪

37:22.190 --> 37:23.310
هم من، هم شاهدخت

37:24.880 --> 37:27.040
آرزومون اینه که آزاد و خوشبخت زندگی کنی

37:30.150 --> 37:31.480
راهی طولانی پیش رومه

37:31.760 --> 37:33.010
و شاید هیچوقت برنگردم

37:33.710 --> 37:35.170
این، خداحافظی منه

37:35.360 --> 37:36.440
در حقت کوتاهی کردم

37:39.150 --> 37:40.610
دیگه جرات ندارم
زندگی دوباره‌ای باهات بخوام

37:41.400 --> 37:44.340
فقط آرزو می‌کنم توی همین زندگی
یائو یائو، مرد خوبی سر راهت قرار بگیره

37:44.590 --> 37:46.050
و با آرامش و خوشبختی زندگی کنی

37:48.290 --> 37:51.120
♪ ترسی از عذاب بی‌پایان ندارم ♪

37:51.140 --> 37:52.010
♪ فقط از این می‌ترسم که از من دور بشی ♪

37:52.890 --> 37:55.800
⎣ اردوگاه شاه عقاب، چین شمالی ⎤

37:59.840 --> 38:03.150
مگه عالیجناب شاه عقاب هنوز نمی‌خوان
برای دریافت فرمان سلطنتی بیرون بیان؟

38:01.390 --> 38:03.060
⎣ فرستاده‌ی امپراتوری چین شمالی ⎤

38:07.400 --> 38:08.400
سرورم

38:08.760 --> 38:09.820
عالیجناب بیمار هستن

38:10.360 --> 38:12.110
و فعلا نمی‌تونن برای دریافت فرمان بیرون بیان

38:12.110 --> 38:12.970
!مزخرفه

38:13.440 --> 38:15.400
از کی تا حالا دریافت فرمان سلطنتی
به میل و وقت طرف بستگی داشته؟

38:15.400 --> 38:19.000
پادشاه عقاب نباید تصور کنن که عموی امپراتور بودن

38:19.030 --> 38:21.280
ایشون رو از رعایت سلسله‌ مراتب معاف می‌کنه

38:21.280 --> 38:22.320
ما جرات همچین کاری رو نداریم

38:22.880 --> 38:24.030
اعلی‌حضرت همیشه

38:24.030 --> 38:26.290
برای عالیجناب بیشترین احترام رو قائل بودن

38:27.070 --> 38:28.670
مگه نه، همگی؟

38:28.920 --> 38:29.760
!بله

38:30.440 --> 38:31.670
عالیجناب شنیدن

38:31.760 --> 38:34.920
که پادشاه عقاب یه مهمون محترم از ایالت یه‌ی جنوبی آوردن

38:34.920 --> 38:38.660
عالیجناب می‌خوان این مهمون محترم رو به پایتخت دعوت کنن

38:38.660 --> 38:40.190
این فرمان سلطنتیه

38:40.280 --> 38:41.720
اگه پادشاه عقاب هنوز

38:41.720 --> 38:44.110
از بیرون اومدن برای گرفتن فرمان امتناع کنن

38:44.110 --> 38:45.110
اون وقت من

38:45.840 --> 38:47.500
همینجا اعلامش می‌کنم

38:48.960 --> 38:49.620
صبر کن، صبر کن

38:49.880 --> 38:50.680
...شکمم

38:51.230 --> 38:52.360
من رو ببرین دستشویی

38:52.360 --> 38:55.160
فرستاده‌ی سلطنتی رو تا اقامتگاه مهمان همراهی کنین

39:01.800 --> 39:02.730
ارباب جوان شیائو

39:02.800 --> 39:05.320
فکر می‌کنی برادرزاده‌ی عزیزم، اون امپراتور

39:05.320 --> 39:06.980
چه قصدی از دعوت تو به پایتخت داره؟

39:11.030 --> 39:12.760
تو واقعا آدم خوش‌گذرونی نیستی، می‌دونی؟

39:13.030 --> 39:14.840
تو و من ده سال با هم جنگیدیم

39:14.840 --> 39:17.030
آدم توی یه عمر چند دهه فرصت داره؟

39:17.030 --> 39:18.590
این ما رو یه جورایی دوست می‌کنه، مگه نه؟

39:18.590 --> 39:19.590
حالا که تو قلمروی منی

39:19.590 --> 39:20.720
حتی اجازه نمی‌دی

39:21.400 --> 39:22.440
من نقش میزبان باادب رو بازی کنم

39:22.440 --> 39:23.840
و یه غذای خوب مهمونت کنم

39:23.840 --> 39:26.440
تو حتی آب رو هم توی اعتصاب گرسنگی رد می‌کنی

39:26.440 --> 39:29.300
این باعث می‌شه من یه میزبان خیلی بی‌ادب به نظر بیام

39:31.000 --> 39:31.510
باشه

39:32.750 --> 39:33.800
اگه حرف نمی‌زنی

39:33.800 --> 39:36.550
به جاش می‌رم با اون نگهبانت صحبت می‌کنم

39:36.550 --> 39:38.810
جراحت‌هاش از تو هم بدتر به نظر میاد

39:38.960 --> 39:41.020
شاید اخلاقش انقدر تند نباشه

39:41.400 --> 39:43.060
بیخود وقتت رو برای حرف زدن با من هدر نده

39:43.360 --> 39:45.290
بازگشت به جیان کانگ ریسکی بود

39:45.400 --> 39:46.260
که من انتخاب کردم

39:47.320 --> 39:48.580
و حالا که باختم

39:49.760 --> 39:50.710
برخلاف تو

39:51.960 --> 39:54.030
من هر چی پیش بیاد... زندگی یا مرگ رو می‌پذیرم

39:54.030 --> 39:54.960
برخلاف من؟

39:55.710 --> 39:57.510
توی نبرد دشت جیو جانگ

39:58.630 --> 40:01.160
ارتش عقاب سیاه تو ضربه‌ی سنگینی خورد

40:01.400 --> 40:03.760
و ملکه‌ی مادر تو هم یه کم بعد درگذشت

40:03.760 --> 40:05.420
بزرگ‌ترین تکیه‌گاهت از دست رفت

40:05.480 --> 40:07.000
امپراتور جدید روی تخت نشست

40:07.000 --> 40:09.070
تو حاضر نیستی به این قضیه تن بدی و به یه پیروزی بزرگ نیاز داری

40:09.070 --> 40:11.670
اما امپراتور جوانت نمی‌خواد تو پیروز بشی

40:11.920 --> 40:13.070
به همین خاطر ازت می‌خواد من رو تحویل بدی

40:13.070 --> 40:14.540
می‌ترسه که تو و من با هم متحد بشیم

40:14.540 --> 40:16.190
اما تا حالا به این فکر کردی؟

40:16.190 --> 40:18.190
اینکه اون انقدر سریع عمل کرد یعنی

40:19.400 --> 40:20.840
صف‌های خودتون هم انقدر که باید

40:22.070 --> 40:24.070
نفوذناپذیر نیستن

40:27.920 --> 40:28.710
همونطور که فکر می‌کردم

40:28.890 --> 40:31.190
کسی که بهتر از همه تو رو می‌شناسه دوستت نیست

40:31.190 --> 40:32.190
بلکه دشمنته

40:32.920 --> 40:35.250
با این حال، تو احمق‌تر از من نیستی؟

40:36.710 --> 40:38.440
لی مائو ازت استفاده کرد

40:38.440 --> 40:39.640
تا تاج و تختش رو محکم کنه

40:39.840 --> 40:42.400
...بعد که فرصت دستش اومد، رو برگردوند و بهت خیانت کرد

40:42.400 --> 40:44.530
خانواده‌ات رو کشت و همسرت رو گرفت

40:44.800 --> 40:45.670
تا کی

40:46.280 --> 40:48.680
می‌خوای همچین حاکمی رو تحمل کنی؟

40:49.760 --> 40:50.440
چطوره

40:51.710 --> 40:52.840
با من متحد بشی؟

40:53.710 --> 40:56.240
استراتژی‌های دفاعی ارتش بی فو رو بهم بگو

40:56.400 --> 40:57.880
از لیو جو تا هوای شی

40:58.000 --> 40:59.000
همه‌ا‌ش

40:59.280 --> 41:01.010
توی یه چشم به هم زدن توی مشت ما خواهد بود

41:01.320 --> 41:03.320
ما قلمرو رو بین خودمون تقسیم می‌کنیم

41:06.320 --> 41:07.850
...وفاداری من به کشوره

41:08.550 --> 41:09.680
نه به یه حاکم خاص

41:12.440 --> 41:14.960
پس اگه قول بدم کمکت کنم دوباره وارد جیان کانگ بشی

41:14.960 --> 41:16.550
و شیه جیا یو رو پس بگیری

41:19.760 --> 41:22.220
اون ‌وقت خودت می‌تونی سر لی مائو رو قطع کنی

41:22.510 --> 41:25.510
و به خانواده‌ات تقدیمش کنی، نظرت چیه؟

41:26.960 --> 41:28.620
روزهای عمر من همین الانشم به شماره افتاده

41:28.960 --> 41:30.070
ثروت و شکوه

41:30.960 --> 41:32.550
عشق و هوس

41:34.070 --> 41:35.130
برای من هیچ معنی‌ای ندارن

41:46.360 --> 41:47.560
کی فکرش رو می‌کرد

41:48.400 --> 41:50.660
که ولیعهد نامدار ون شی

41:51.710 --> 41:55.710
انقدر بی‌ارزش از آب دربیاد... مملکت رو به کس دیگه‌ای بسپاره

41:56.840 --> 41:58.880
چ...چطور فهمیدی؟

41:59.920 --> 42:01.380
حتی اگه این رو نمی‌دونستم

42:01.630 --> 42:04.070
چطور جرات می‌کردم بازی تقسیم و تسخیر راه بندازم؟

42:04.070 --> 42:05.030
تو لی له ‌جون رو

42:05.030 --> 42:06.190
کنار من کاشتی

42:07.000 --> 42:09.850
واقعا فکر کردی من کسی رو توی قصر شرقیت نداشتم؟

42:09.850 --> 42:10.710
بذار بهت بگم

42:11.360 --> 42:14.670
لی مائو ذاتا کوته فکر، دودل و شروره

42:14.670 --> 42:16.920
دقیقا چون تو ولیعهد ون شی‌ای

42:16.920 --> 42:18.580
هرگز واقعا بهت اعتماد نمی‌کنه

42:18.760 --> 42:21.360
چه برسه به اینکه بذاره فرماندهی ارتش بی فو رو داشته باشی

42:22.510 --> 42:24.710
حتی اگه بهش کمک کنی پایتخت رو پس بگیره

42:24.920 --> 42:28.580
وقتی کارت تموم شد، میندازتت دور

42:37.710 --> 42:38.550
خوب نگاه کن

42:39.960 --> 42:43.220
این زره‌ایه که اعلی‌حضرت ون شی وقتی توی جنگ کشته شد پوشیده بود

42:43.960 --> 42:45.800
اون موقع خودش فرماندهی حمله رو به ‌عهده داشت

42:45.800 --> 42:47.760
و جلوی نیروهای دشمن رو گرفت

42:47.760 --> 42:49.590
اما تا لحظه‌ی مرگش، هرگز

42:49.590 --> 42:51.520
نیروهای پشتیبانی رو که از خاندان‌های ایالت یه‌ی جنوبی فرستاده بودن رو ندید

42:52.920 --> 42:53.920
همچین قلمرویی

42:54.190 --> 42:55.590
هنوز ارزش محافظت داره؟

43:02.280 --> 43:02.800
راستی

43:03.960 --> 43:05.960
روز بعد از اینکه تو جیان کانگ رو ترک کردی

43:05.960 --> 43:07.220
:لی مائو فرمانی صادر کرد

43:07.360 --> 43:08.670
خاندان شیائو مرتکب خیانت شده

43:08.670 --> 43:10.190
تو به درجه‌ی یه فرد عادی تنزل پیدا کردی

43:10.190 --> 43:13.850
و تمام اعضای خاندان شیائو که بالای چهارده سال داشتن رو سرشون رو بریدن

43:13.880 --> 43:14.810
روز سوم

43:15.480 --> 43:17.190
فرمان دیگه‌ای از کاخ اومد

43:17.190 --> 43:20.190
که شیه جیا یو باید به ‌عنوان همسر دومش گرفته بشه

43:20.190 --> 43:21.840
شیه تا حد تهدید به خودکشی مقاومت کرد

43:21.840 --> 43:24.570
پس اون رو تو قصر شرقی زنجیر کردن

43:25.440 --> 43:27.760
عروسی فردا برگزار می‌شه

43:27.784 --> 43:47.784
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Souppy ✧ violet ✧ Zara ✧ Parniya ✧ Vanilla ✧ Silvia ✧
