WEBVTT

00:03.359 --> 00:09.159
وبسایت دوستی ها تقدیم میکند

00:39.199 --> 00:41.479
اعضای هیئت منصفه‫، تصمیم خودشون رو گرفتن

00:42.959 --> 00:45.119
ما اعضای هیئت منصفه‫، متهم رو گناهکار‫.‫.‫.

00:45.119 --> 00:48.119
به قتل درجه یک ‫"درک ویلیام ریجنالد هیسوم‫"‫.‫.‫.

00:48.119 --> 00:50.559
و ‫"نانسی آستور هیسوم‫" می‌دونیم‫.‫.‫.ح

00:50.559 --> 00:53.319
و تقاضای حبس ابد ایشان رو داریم

00:53.319 --> 00:55.919
چرا چیزی نگفتید؟
هنوز فکر می‌کنید که بی‌گناهید؟

00:55.919 --> 00:57.319
حرف دیگه‌ای دارید؟

00:57.319 --> 00:59.399
خیلی خب‫. همه از سر راهم برن کنار

00:59.399 --> 01:01.039
برید کنار لطفاً

01:01.039 --> 01:02.399
برگردید تو پیاده‌رو

01:12.799 --> 01:15.799
[ویرجینیا، بدفورد]

01:16.359 --> 01:19.359
من کاراگاه دفتر کلانتری بودم

01:20.599 --> 01:24.719
حدود ساعت سه چهارشنبه بعد از ظهر بود که‫‫.‫.‫.

01:24.719 --> 01:26.839
بهمون بی‌سیم زده شد

01:26.839 --> 01:28.839
ریکی هم اون‌جا بود

01:28.839 --> 01:31.479
من و ریکی همیشه با هم کار می‌کردیم

01:33.799 --> 01:36.279
من و چاک رید‫ با این پرونده زندگی کردیم

01:36.279 --> 01:40.279
میزان افراط و خونی که در این مورد دیدم‫.‫.‫.

01:40.279 --> 01:41.919
راستش رو بخواید‫.‫.‫.

01:41.919 --> 01:43.959
تا حالا تو عمرم همچین چیزی ندیده بودم

01:43.959 --> 01:48.199
وقتی وارد شدم‫، انگار وارد کشتارگاه شده بودم

01:49.799 --> 01:52.719
با خودم گفتم ‫"کار کدوم گنگ بوده؟‫"

01:52.719 --> 01:56.199
دم در‫، آقای هیسوم رو کمر افتاده بود

01:56.199 --> 01:58.959
مجبور شدم پا روش بذارم و برم تو اتاق ناهارخوری

01:58.959 --> 02:01.159
غرق خون خشک بود

02:01.159 --> 02:04.359
رو درب آشپزخونه‫،‌ خانم هیسوم مرحوم
افتاده بود

02:05.719 --> 02:08.879
طبقه بالا توی اتاق خانم هیسوم‫،

02:08.879 --> 02:11.879
چند تا عکس از الیزابت پیدا کردم

02:11.879 --> 02:13.439
دخترش رو میگم

02:13.439 --> 02:17.479
کنار تختش زانو زده بود‫.
انگار که داشت دعا می‌کرد

02:17.479 --> 02:20.759
جلوش کتاب شکسپیر بود

02:20.759 --> 02:23.759
عکس‌ها یه جورایی از بغل گرفته شده بودن

02:23.759 --> 02:25.679
شنیده بودیم که‫.‫.‫.

02:25.679 --> 02:28.959
خودش و مادرش چه جور رابطه‌ای با هم داشتن

02:32.869 --> 02:34.869
[دادرسی و اعلام گناهکاری الیزابت هیسوم]

02:41.299 --> 02:43.299
[دادگاه بدفورد]
[ویرجینیا]

02:45.229 --> 02:47.229
[ششم اکتبر 1987]

02:48.679 --> 02:52.599
خانم هیسوم‫، شما خودتون رو بانو مکبث خطاب می‌کنید

02:52.599 --> 02:55.679
‫- بله
‫- دانش شما از شکسپیر بیشتر از منه‫،

02:55.679 --> 02:57.279
ولی اگه اشتباه نکرده باشم‫،

02:57.279 --> 03:00.119
بانو مکبث‫، مکبث پیر رو تشویق به قتل کرد

03:00.119 --> 03:01.959
‫- درست میگم؟
‫- درست می‌گید

03:01.959 --> 03:04.239
خانم هیسوم در گزارشات پلیس قید شده که‫.‫.‫.

03:04.239 --> 03:08.159
شما گفتید رابطه بسیار مخرب و سمی‫.‫.‫.

03:08.159 --> 03:09.839
با مادرتون داشتید

03:21.599 --> 03:23.279
میشه جواب بدید؟

03:27.799 --> 03:29.599
شما گفتید رابطه بسیار مخرب‫.‫.‫.

03:29.599 --> 03:32.119
و سمی با مادرتون داشتید؟

03:33.719 --> 03:35.479
نمی‌شه این‌طور گفت‫، آقا

03:35.479 --> 03:38.759
‫- پس چطور بود؟
‫- کاراگاه در مورد عکس‌هایی که‫.‫.‫.

03:38.759 --> 03:42.399
مادرم ازم گرفت‫، ازم سؤال پرسید

03:42.399 --> 03:44.919
خانم هیسوم‫، مادرتون سلاخی شده؟

03:44.919 --> 03:47.999
‫- بله‫، همین‌طوره
‫- شما ایشون رو معتاد و دروغگو خطاب کردید

03:47.999 --> 03:50.319
‫- من نگفتم معتاده
‫- شما رو مورد سوء‌ استفاده جسمی قرار داد؟

03:50.319 --> 03:51.679
شما رو مورد سوء استفاده جسمی قرار داد یا نه؟

03:51.679 --> 03:54.479
اگه نه‫، تو رو خدا همین الان تبرئه‌اش کنید

03:54.479 --> 03:55.999
منو مورد سوء‌ استفاده جسمی قرار نداد

03:55.999 --> 03:57.039
ممنونم

03:58.439 --> 04:01.279
‫- سلام‫، چاک‫. چطوری؟ از دیدنت خوشحالم
‫- منم از دیدنت خوشحالم

04:01.279 --> 04:03.079
بیا تو

04:03.079 --> 04:05.719
سری قبلی که این‌جا اومدم‫،
همه‌چی بهم‌ ریخته بود

04:05.719 --> 04:07.319
خانم هیسوم این‌جا بود

04:07.319 --> 04:10.119
همین‌جا افتاده بود

04:10.119 --> 04:13.799
خانم هیسوم همین‌جا بود‫.
سرش اون‌جا بود

04:13.799 --> 04:16.239
اون‌جا دراز کشیده بود‫.
و به قولاً‫.‫.‫.

04:16.239 --> 04:17.719
[مالکین کنونی خانه هیسوم]

04:17.719 --> 04:19.599
‫"ینز‫"‌ این‌جا بود

04:19.599 --> 04:22.359
بلند شد و دور آقای هیسوم چرخید

04:22.359 --> 04:24.639
و گلوش رو این‌طور برید

04:24.639 --> 04:29.719
می‌گفتن خانواده هیسوم‫، الیزابت رو اذیت می‌کردن

04:29.719 --> 04:33.439
پنج شش تا عکس مستهجن از الیزابت‫.‫.‫.

04:33.439 --> 04:35.159
پیدا کردیم

04:35.159 --> 04:37.839
ظاهراً کار مادرش بود

04:37.839 --> 04:41.879
‫"ینز سورینگ‫" خیلی عاشق اون دختر بود

04:41.879 --> 04:43.559
دختره هم فقط ازش سوء استفاده کرد

04:43.559 --> 04:48.199
از نظر من‫، برای سرنگون کردن پدر و مادرش
ازش سوء‌ استفاده کرد

04:48.199 --> 04:50.719
جوری که من دیدم‫، از نظر من این‌طوره

04:50.719 --> 04:52.559
دیگه خودتون می‌دونید

04:52.559 --> 04:55.919
شبی که لومینول روش زدیم رو فراموش نمی‌کنم

04:55.919 --> 04:58.999
اگه نمی‌دونید لومینول چیه‫‫.‫.‫. یه نوع اسپری‌ایه

04:58.999 --> 05:02.079
اگه روی این میز خونتون ریخته بشه‫
و یه نفر بیاد پاکش کنه‫،

05:02.079 --> 05:04.519
حتی اگه شش ماه دیگه یه نفر بیاد رو میز لومینول بزنه‫،

05:04.519 --> 05:07.519
یه رنگ سبزآبی می‌بینه

05:07.519 --> 05:10.999
ریکی طبقه بالا بود

05:10.999 --> 05:14.999
همین بیرون‫، دم درب‫،
یه جا پای سبزآبی‫.‫.‫.

05:14.999 --> 05:17.839
روی چمن نمایان شد

05:25.199 --> 05:27.399
دریک هیسوم و همسرش نانسی‫.‫.‫.

05:27.399 --> 05:30.039
روز دوشنبه به ضرب چاقو کشته شدن

05:30.039 --> 05:33.079
اجسادشون رو در خونه‌شون واقع در ‫هولکومب راک
پیدا کردن

05:33.079 --> 05:37.599
هیسوم‫،‌ شهروند آمریکایی و تاجر معروف نوا اسکوشیایی‌ایه

05:37.599 --> 05:40.039
هنوز هیچ‌ انگیزه‌ای از قتل یافت نشده

05:40.039 --> 05:41.919
پاول فریفلد از ‫نیوز 13

05:54.029 --> 05:56.029
[زندان باکینگهام]

06:02.369 --> 06:04.359
حال شما؟

06:18.479 --> 06:20.889
اون یکی عینکم رو هم آوردم

06:21.119 --> 06:25.109
کدوم عینک رو بزنم؟

06:25.159 --> 06:29.859
این یا این؟

06:29.899 --> 06:33.159
تصمیم با خودتونه‫.
فیلم خودتونه

06:33.199 --> 06:37.289
پیشنهاد می‌کنم تا می‌تونید فیلم بگیرید

06:37.339 --> 06:38.549
معلوم نیست تا کی اجازه بدن
دوباره فیلم بگیرید

06:38.569 --> 06:44.669
پارسال می‌خواستن جلوی تموم مصاحبه‌ها رو بگیرن

06:47.279 --> 06:49.679
من زندگیم رو نابود کردم

06:49.719 --> 06:54.239
من زندگی پدر و مادرم رو نابود کردم

06:54.289 --> 06:57.689
من به خاطر چیزی که فکر می‌کردم عشقه‫،

07:03.599 --> 07:06.499
خیلی‌ها رو غرق در غم کردم

07:06.529 --> 07:08.529
ولی همچین عشقی وجود نداره

07:09.279 --> 07:13.839
‫"ینز عزیز من‫. روزها به کُندی سپری میشن

07:13.839 --> 07:15.919
‫"وقتشه که همه‌چیمون رو برای حقیقت
به خطر بندازیم

07:17.599 --> 07:19.159
‫"تو مرا نخواهی بخشید

07:23.479 --> 07:26.879
‫"از من متنفر باش‫، منو بزن‫. هر کاری می‌خوای بکن

07:26.879 --> 07:28.759
‫"ولی خواهش می‌کنم وقتی مرا دیدی‫،
به من ابراز محبت کن

07:32.239 --> 07:34.279
‫"قول بده‫،‌ ینز

07:34.279 --> 07:36.199
‫"هر جوری که شده‫،

07:36.199 --> 07:38.599
‫"قول بده که بهم اجازه ندی‫ زندگیت رو نابود کنم‫

07:40.319 --> 07:44.439
‫"من زندگی خودم رو به گند کشیدم‫‫.
نذار زندگی تو رو هم نابود کنم

07:45.839 --> 07:48.999
‫"این اولین کار خوبی‌ایه که تو عمرم انجام دادم

07:50.039 --> 07:52.239
‫"اگه بفهمم که داری خودت رو‫.‫.‫.

07:52.239 --> 07:54.679
‫"به خاطر من فدا می‌کنی‫،‌ خودم رو می‌کشم

07:56.159 --> 07:57.479
‫"این کارو نکن

07:58.679 --> 08:00.599
دوستت دارم‫‫. الیزابت‫"

08:08.919 --> 08:13.579
الان که فکر می‌کنم‫، می‌فهمم من اصلاً‌
این زن رو نمی‌شناختم

08:15.659 --> 08:18.179
تموم داستان‌هایی که برام تعریف کرد‫،
دروغ بودن

08:18.229 --> 08:19.449
یا میشه گفت اکثرشون دروغ بودن

08:19.489 --> 08:23.559
پس من الیزابت واقعی رو نمی‌شناسم

08:23.799 --> 08:25.759
کجا درس خوندید؟

08:25.759 --> 08:28.439
در مدرسه ‫"ویکامب اَبی‫" انگلیس درس خوندم

08:28.439 --> 08:32.479
ویکامب یکی از بهترین مدارس انگلیس بود

08:32.479 --> 08:35.519
چقدر با پدر و مادرتون در ارتباط بودید؟

08:35.519 --> 08:36.799
در دوران مدرسه‫.‫.‫.

08:38.959 --> 08:40.999
هیچ‌وقت در موفقیت‌هام‫.‫.‫.

08:40.999 --> 08:45.039
و شکست‌هام حاضر نمی‌شدن

08:45.039 --> 08:49.199
هیچ‌وقت نیومدن لاکراس بازی کردنم رو ببینن‫.
هیچ‌وقت اجراهام رو ندیدن

08:49.199 --> 08:53.479
توی دانشگاه به مشکل برخورده بودم‫.
پدرم عاشقم بود

08:53.479 --> 08:58.239
اون منو بی‌نقص می‌دید

08:59.999 --> 09:03.279
من خبرنگار روزنامه ‫"ریچموند تایمز دیسپچ‫" بودم

09:03.279 --> 09:05.599
گزارشات ویرجینای غربی دست من بود

09:07.319 --> 09:09.719
وقتی جریان قتل خانواده هیسوم
به گوشمون رسید‫،

09:09.719 --> 09:12.999
فکر می‌کردیم یه قتل معمولی باشه

09:12.999 --> 09:15.399
قصه از همون‌جا برای من آغاز شد

09:15.399 --> 09:17.999
قتل مرموز دو شخص‫.‫.‫.

09:17.999 --> 09:20.839
بسیار محترم و معروف

09:20.839 --> 09:24.599
داستان بسیار گنده‌ای در ویرجینیا بود‫.
الیزابت‫.‫.‫.

09:24.599 --> 09:27.119
اولا‫ً اون زیبایی غیرمعمولی داشت

09:27.119 --> 09:31.519
منظورم اینه که زیبایی‌اش معمولی نبود

09:31.519 --> 09:35.399
از نظر من‫، نوعی صحبت کردن و جذابیت داشت که‫.‫.‫.

09:35.399 --> 09:38.519
خیلی‌ها بهش جذب می‌شدن

09:38.519 --> 09:41.199
نمی‌تونم دقیقاً بگم که چه نوع جذابیتی‫.
ولی‫.‫.‫.

09:42.399 --> 09:46.319
جوری جذاب بود که اگه وارد یه اتاق می‌شد‫،
همه کمرشون رو صاف می‌کردن

09:46.319 --> 09:48.519
انگار خیلی چیزها بلد بود

09:48.519 --> 09:51.679
بسیار خوش کلام‫ و باهوش بود

09:51.679 --> 09:56.159
با پدر و مادرم برای تغییر دروس تخصصی‌ام
مشورت کردم

09:57.719 --> 10:01.279
پدرم گفت مزخرفه

10:01.279 --> 10:03.639
‫- ببخشید‫. پدرتون گفت چی؟
‫- گفت مزخرفه

10:04.919 --> 10:08.159
منم شلوغش کردم

10:08.159 --> 10:09.359
من‫.‫.‫.

10:10.919 --> 10:14.159
همه‌چی رو دور انداختم و فرار کردم

10:14.159 --> 10:16.799
شروع کردم به صرف بیش از حد مواد

10:16.799 --> 10:18.679
چه موادی استفاده می‌کردید؟

10:18.679 --> 10:22.359
ال‌اس‌دی و هروئین

10:23.519 --> 10:25.599
‫- چی؟
‫- هروئین

10:27.279 --> 10:32.759
مشخص بود که دروغ گفته

10:32.759 --> 10:34.799
دروغگوی خوبی بود‫.
دروغ گفت

10:34.799 --> 10:38.079
ولی مشخص بود که به دروغ گفتن عادت داره

10:38.079 --> 10:40.359
به اعتراف خودش‫،‌ معتاد بود

10:40.359 --> 10:43.359
اکثر مواقع هم معتادها خوب دروغ میگن

10:43.359 --> 10:45.039
نمی‌تونن هم جلوی خودشون رو بگیرن

10:45.039 --> 10:48.559
از نظر من‫، اون یه دروغگوی زیبا‫.‫.‫.

10:48.559 --> 10:51.119
و جذاب بود

10:51.119 --> 10:54.039
یه شعر واسه مادرم نوشتم

10:54.039 --> 10:58.879
همیشه می‌گفت واسه‌اش شعر بنویسم
و بخونم

10:58.879 --> 11:01.559
نقش دختر بی‌نقص‫.‫.‫.

11:01.559 --> 11:06.199
و اجتماعی و بشاش‫.‫.‫.

11:08.759 --> 11:11.039
و جذاب بهم محول شده بود

11:11.039 --> 11:14.559
منو این‌ور اون‌ور می‌بردن
و در معرض نمایش گذاشته می‌شدم

11:14.559 --> 11:18.479
همه‌اش دنبال این بودم که مشکلات زندگیم رو حل کردم‫،
ولی در عوض‫.‫.‫.

11:18.479 --> 11:20.919
هی به نمایش گذاشته می‌شدم

11:20.919 --> 11:25.159
تک تک کارهام رو کنترل می‌کردن

11:25.159 --> 11:31.479
مادرم وقت و بی‌وقت میومد دم در اتاق خوابگاهم‫.‫.‫.

11:31.479 --> 11:36.519
که ببینه دارم چی کار می‌کنم

11:36.519 --> 11:40.959
می‌دونم که کارش از سر عشق بود

11:40.959 --> 11:44.199
و نگرانم بود

11:45.639 --> 11:48.319
فکر کنم من اشتباه برداشت کردم

11:48.319 --> 11:52.999
حالم از این همه توجه بهم می‌خورد

11:52.999 --> 11:56.599
اولین خاطره‌ای که از ینز دارید
مربوط به کیه؟

11:56.599 --> 11:59.639
اولین روزی که‫.‫.‫.

12:00.959 --> 12:02.919
اون‌جا رفتم‫‫،‌ دیدمش

12:02.919 --> 12:05.799
توی یه دورهمی محققین بود

12:05.799 --> 12:07.359
منو بهش معرفی کردن

12:08.359 --> 12:09.439
و‫.‫.‫.

12:11.799 --> 12:16.279
اولش فکر می‌کردم که خیلی گستاخ‫.‫.‫.

12:16.279 --> 12:19.359
خبیث و خشنه

12:19.359 --> 12:20.959
ولی خیلی باهوش بود

12:24.569 --> 12:29.729
بیست و پنجم اوت 1984‫
من با الیزابت هیسوم آشنا شدم

12:32.179 --> 12:36.509
اون زمان هجده ساله‌ام بود‫.
تازه هجده سالم شده بود

12:36.549 --> 12:41.179
و برای اولین بار از خانواده‌ام دور شده بودم

12:41.219 --> 12:45.049
دانشگاه ویرجینیا درست می‌خوندم

12:45.089 --> 12:50.659
توی یه دورهمی بود‫.
من هم‌اتاقی الیزابت هیسوم رو می‌شناختم

12:51.439 --> 12:55.079
بهم گفتن که محقق آلمانی جفرسونه

12:55.079 --> 12:59.399
و فکر می‌کنم همین جذبم کرد

13:00.319 --> 13:02.319
الیزابت‫،‌ دو سال و نیم ازم بزرگ‌تر بود

13:02.319 --> 13:05.309
وقتی هجده سالته‫،
این فاصله سنی خیلی بارزه

13:05.359 --> 13:12.419
لامصب خیلی جذاب بود

13:12.469 --> 13:15.059
عین خودم خارجی بود

13:15.099 --> 13:20.199
پاسپورت کانادایی داشت‫، ولی در انگلیس
و اروپا بزرگ شده بود

13:20.239 --> 13:21.929
همه در خوابگاه از الیزابت تعریف می‌کردن

13:21.969 --> 13:24.239
به خاطر گذشته تاریکش

13:24.279 --> 13:27.609
از خونه فرار کرده بود‫،
تجربه زیادی داشت‫،

13:27.649 --> 13:29.509
و خیلی هم در موردش حرف می‌زد

13:29.549 --> 13:33.489
خیلی کاریزماتیک و خوشگل بود

13:33.519 --> 13:35.449
خیلی از پسرها عاشقش بودن

13:35.489 --> 13:38.949
خیلی از دخترها هم دوستش داشتن‫‫

13:38.989 --> 13:42.019
ظرف چند ماه‫، بیشتر با هم آشنا شدیم

13:42.059 --> 13:45.619
و اون هم خیلی از گذشته‌اش واسه‌ام گفت

13:45.669 --> 13:49.929
خیلی از موفقیت‌هاش واسه‌ام می‌گفت

13:49.969 --> 13:51.979
ادعا می‌کرد که از یه دانشگاه انگلیسی بورسیه گرفته

13:51.999 --> 13:56.459
این کارو کرد که‫.‫.‫.

13:56.509 --> 13:59.499
ته و توی بورسیه‌ی منو در بیاره‫

13:59.549 --> 14:01.339
این‌طور بود

14:01.379 --> 14:03.039
تا گفتم گیتار می‌زنم

14:03.079 --> 14:06.079
اون هم گفت من ساکسوفون ‫و پیانو
و ویولون سل می‌زنم

14:06.439 --> 14:09.439
اینا نوشته‌های شما هستن؟

14:11.479 --> 14:14.719
بله‫. فکر می‌کنم نامه‌ست

14:14.719 --> 14:16.759
کجا اینو نوشتید؟

14:16.759 --> 14:20.199
در لینچبرگ‫، جاده هولکماب راک نوشته شد

14:20.199 --> 14:25.079
‫‫- منظورتون خونه‌تونه؟
‫- بله‫. من با نوشتن احساساتم رو بیان می‌کنم

14:25.079 --> 14:28.719
درونم رو با کاغذ نشون می‌دم

14:29.159 --> 14:31.859
ادعا می‌‫‌کرد که نویسنده‌ست‫.‫.‫.

14:31.889 --> 14:36.089
و فقط یه سری از دوستانش از جمله من‫.‫.‫.

14:36.129 --> 14:38.289
اجازه دارن فصولش رو بنویسن

14:38.329 --> 14:40.929
این یه جور افتخاره‫. درسته؟

14:40.969 --> 14:43.199
نه فقط واسه من‫،
واسه تموم کسانی که‫.‫.‫.

14:43.239 --> 14:46.639
عاشقش شده بودن

14:46.639 --> 14:48.879
اونا نمی‌تونستن داشته باشنش‫،
ولی من می‌تونستم

14:48.999 --> 14:51.359
همه‌چیزم رو بهش می‌گفتم

14:51.359 --> 14:54.319
این رو هم بهش گفتم

14:55.759 --> 14:57.559
‫"ینز عزیز من‫،

14:57.559 --> 14:59.399
‫"روزی از باران تنهایی

15:00.639 --> 15:03.679
‫"امروز یه میز برای کامپیوتر پدرم درست کردم

15:04.679 --> 15:06.039
‫"سیگار نکشیدم

15:07.519 --> 15:08.879
پدرم شروع کردن به نوشیدنی خوردن‫"

15:10.639 --> 15:14.639
فکر می‌کنم می‌خواستم بهش بگم که‫.‫.‫.

15:14.639 --> 15:16.319
غمگینم

15:16.319 --> 15:19.879
اون همیشه می‌گفت که در خونه خودش‫،
غمگین بود

15:19.879 --> 15:25.279
منم داشتم بهش می‌گفتم که همه در خونه نزاع داریم

15:25.279 --> 15:27.199
بارها و بارها

15:27.199 --> 15:29.479
اینو واسه‌اش بیان کردم

15:29.479 --> 15:31.559
‫"سیگار خریدم

15:31.559 --> 15:33.519
‫"پدرم زمین خورد

15:33.519 --> 15:35.359
‫دعا کردم‫"

15:35.359 --> 15:38.279
بارها کنترل خودمو از دست دادم

15:38.279 --> 15:40.039
همه‌چی واسه‌ام عجیب و غریب شد

15:42.039 --> 15:44.719
میشه پدر و مادرم رو هیپنوتیز کنی؟

15:46.479 --> 15:48.959
‫"مادرم توی آتیش افتاد

15:48.959 --> 15:52.799
باید این طلسم سیاه رو از روشون بردارم‫"

15:52.799 --> 15:57.399
خیلی شنیع و بی‌رحمانه منظورم رو رسوندم

15:58.479 --> 16:02.839
‫"می‌خوام در کنار تو و پیش تو باشم

16:02.839 --> 16:04.759
‫"و تا ابد با تو باشم

16:06.759 --> 16:08.919
‫"خواهش می‌کنم‫، عزیز من ینز

16:08.919 --> 16:11.279
‫"دوستت دارم و دلم واسه‌ات تنگ شده

16:11.279 --> 16:12.919
الیزابت‫"

16:13.239 --> 16:19.269
سه ماه از آشنایی‌مون نگذشته بود که‫.‫.‫.

16:19.319 --> 16:20.939
یه روز‫، آخر هفته‫ پایان مارس‫،

16:21.189 --> 16:22.419
پدر و مادرش رو کشت

16:24.679 --> 16:27.879
لری‫، کارلوس سانتوس هستم از فلووانا رویو

16:27.879 --> 16:29.959
می‌خوام با الیزابت هیسوم مصاحبه کنم

16:29.959 --> 16:32.599
اگه می‌شه‫، درخواستم رو به گوشش برسونید

16:32.599 --> 16:34.239
ممنون میشم باهام تماس بگیرید

16:34.239 --> 16:36.119
مصاحبه باهاش در صفحه اول قرار می‌گیره

16:36.119 --> 16:38.279
ممنون‫.
خداحافظ

16:38.279 --> 16:39.839
از خدام بود باهاش حرف بزنم

16:39.839 --> 16:41.559
لب تر می‌کرد‫، با کله می‌رفتم

16:41.559 --> 16:44.199
هیچ‌وقت انگیزه‌اش برام منطقی نبود

16:44.199 --> 16:46.239
وقتی تئوریت رو می‌چینی‫،

16:46.239 --> 16:49.479
همه‌چی رو با تئوریت می‌بینی

16:49.479 --> 16:53.559
الیزابت برگشت گفت که‫.‫.‫.

16:53.559 --> 16:56.359
‫"جای هر دومون این‌جاست‫"‫.
نگفت که جای پسره این‌جاست‫،

16:56.359 --> 16:58.439
گفت ‫"جای هر دومون این‌جاست‫"

16:59.639 --> 17:02.479
پس یه حقیقتی پشت این حرفشه

17:05.199 --> 17:08.459
یه جورایی هنوز امید داشتم که‫.‫.‫.

17:08.499 --> 17:11.489
حقیقت رو بهم بگه

17:11.539 --> 17:13.529
ولی نگفت

17:13.569 --> 17:14.629
هیچ‌وقت نگفت

17:16.879 --> 17:21.359
از دست پدر و مادرم عصبانی بود که‫.‫.‫.

17:21.359 --> 17:24.119
پول کافی بهم نمی‌دن

17:24.119 --> 17:26.639
با اینکه از نظر اون پولدار بودن‫.
چیزی که حقیقت نداشت

17:26.639 --> 17:32.799
می‌خواست بیاد خونه‌مون و حساب پدر و مادرم رو
بذاره کف دستشون

17:32.799 --> 17:34.119
چی گفتید؟

17:34.119 --> 17:35.559
که خودم می‌تونم بکشمشون

17:37.199 --> 17:40.279
میشه قسمت پایینی صفحه ششم رو بخونید؟

17:42.999 --> 17:45.119
‫"لیز عزیز‫، دوستت دارم

17:45.119 --> 17:46.719
‫"دوستت دارم

17:48.039 --> 17:51.759
‫"دوست داری بیای خونه‫ام‫،‌ نوشیدنی بخوریم؟

17:51.759 --> 17:55.719
‫"یه جکوزی دارم که خیلی باحاله‫، عزیزم

17:55.719 --> 18:00.719
‫"بازم منم‫، ینز‫. ساعت 12‫:22
شبه و من رو تختم دراز کشیدم

18:00.719 --> 18:02.359
ارواح دورم دارن می‌رقصن‫"

18:04.199 --> 18:06.959
‫"وقتی به دیدن پدر و مادرت برم‫،
با سلاح گرم میرم

18:06.959 --> 18:09.719
درونم آشوبی به پاست‫"

18:09.719 --> 18:11.839
‫"دارم بیشتر و بیشتر تبدیل به شخصیت مسیح‌گونه میشم

18:13.159 --> 18:16.719
‫"فکر می‌کنم یا عصبانیشون کنم‫‫.‫.‫.

18:16.719 --> 18:21.279
‫"در حدی که سکته کنن یا کاری می‌کنم که
عاشقت بشن

18:21.279 --> 18:23.799
‫"عشق‫‫، شکلی از مراقبه‫.‫.‫.

18:23.799 --> 18:27.079
‫"و سلاحی گرم در برابر پدر و مادرته

18:27.079 --> 18:30.799
‫"ای خدا‫. اگه ببینی چه سفره شامی
واسه‌شون چیدم

18:30.799 --> 18:35.399
‫"به عنوان کسی که عاشقته‫،
این کار ازم بر میاد

18:35.399 --> 18:36.639
ینز عزیزت‫"

18:38.919 --> 18:40.799
بعد از اینکه رفت‫، چی کار کردید؟

18:40.799 --> 18:43.399
به محض اینکه رفت‫، منم رفتم کلوپ

18:43.399 --> 18:47.799
چند تا نوشیدنی و چند گرم هروئین خریدم

18:47.799 --> 18:49.999
من این‌قدر از مادرم متنفر بودم که‫.‫.‫.

18:49.999 --> 18:54.199
نسبت به تنفر ینز نسبت به مادرم
احساس مسئولیت می‌کنم

18:54.199 --> 18:56.959
یه جورایی انگار بهش اجازه دادم که‫.‫.‫.

18:56.959 --> 19:00.679
پدر و مادرم رو بکشه

19:02.279 --> 19:06.479
‫- رفتید لینچبرگ؟
‫- رفتم لینچبرگ؟ نه

19:11.079 --> 19:13.679
این طلسم چیه؟

19:13.679 --> 19:15.519
راکی‫!

19:21.919 --> 19:25.519
وقتی ینز‫،‌ شنبه شب به واشینگتن برگشت‫،
چی بهش گفتید؟

19:25.519 --> 19:27.719
رفتم بودم فیلم راکی هارور رو ببینم

19:27.719 --> 19:31.399
بعدش کنار سینما منتظرش موندم

19:31.399 --> 19:34.399
اون طرف خیابون نگه داشت

19:34.399 --> 19:37.119
منم از خیابون رد شدم

19:37.119 --> 19:43.839
رفتم سمتت ماشینش و تا درب ماشین رو باز کردم‫،
چراغ روشن شد

19:43.839 --> 19:47.399
یه جور‫.‫.‫.

19:47.399 --> 19:51.559
لباس سفید تنش بود

19:51.559 --> 19:54.359
و سر تا پاش خونی بود

19:54.359 --> 19:57.999
بعدش سوار ماشینش شدم‫.
برگشتیم هتل ماریوت

19:57.999 --> 20:00.359
بعدش گفت که پدر و مادرم رو کشته

20:01.919 --> 20:04.679
من شوکه شده بودم

20:04.679 --> 20:10.159
مسئله گنده‌‫، سردرگم‌کننده‫، روشن
و بی‌برو و برگشتی بود

20:10.159 --> 20:12.839
خیلی عجیبه‫.
ینز‫.‫.‫.

20:14.079 --> 20:17.399
آدم ترسویی‌ایه‫. فکر نمی‌کردم همچین کاری
ازش بر بیاد‫. خیلی عجیب بود

20:17.399 --> 20:20.439
ینز سورینگ خیلی عصبانی بود

20:20.439 --> 20:22.479
از خانواده هیسوم متنفر بود

20:22.479 --> 20:26.399
خودش میگه رفته بود اون‌جا که
سر عقلشون بیاره

20:26.399 --> 20:30.279
دختره‫، کله‌اش رو پر کرده بود از تنفری که‫.‫.‫.

20:30.279 --> 20:32.359
خودش نسبت به پدر و مادرش داشت

20:32.359 --> 20:35.119
می‌گفت نباید سمتش بیاد

20:35.119 --> 20:36.959
ولی اون‫، دختره رو بیش از هر چیز دیگه‌ای می‌خواست

20:36.959 --> 20:39.479
بیشتر از بورسیه جفرسون

20:39.479 --> 20:42.919
بیشتر از هر چیز دیگه‌ای‫.
اون الیزابت رو میخواست

20:50.599 --> 20:55.119
وکیلی به نام ‫"گیل بال‫" منو اجیر کرد

20:55.119 --> 20:59.519
اون فکر نمی‌کرد که کار ینز سورینگ بوده باشه

20:59.799 --> 21:01.119
[دیو واتسون]
[کاراگاه خصوصی]

21:01.359 --> 21:03.679
منم حس کردم که خیلی چیزها مشخص نیستن

21:04.069 --> 21:06.069
[انبار بایگانی شهرستان بدفورد]

21:11.299 --> 21:14.299
[گیل بال]
[وکیل جینز سورینگ از 2010]

21:15.039 --> 21:16.599
این جای پاست

21:18.799 --> 21:21.399
نوشته ‫"دانشگاه ویرجینیا‫، اداره پلیس‫"

21:23.079 --> 21:24.279
ای خدا

21:26.319 --> 21:27.759
این یکی غم‌انگیزه

21:29.479 --> 21:32.319
اینو خانم هیسوم پوشیده بود

21:41.159 --> 21:42.439
اف‌بی‌آی ریچموند

21:42.439 --> 21:45.319
بله‫، خانم‫.
‫"چاک رید‫" هستم

21:45.319 --> 21:49.639
با یکی از همکاران سابقتون به نام ‫"اِد شولزبک‫" کار داشتم

21:49.639 --> 21:52.759
کار تحلیل یه پرونده قتل رو واسه‌ام انجام داد

21:54.399 --> 21:58.759
کلانتر شهرستان بدفورد باهام تماس گرفت

21:59.069 --> 22:00.119
[اِد شولزبک]
[تحلیلگر اف‌بی‌آی]

22:00.159 --> 22:04.999
کلانترهای مختلف ایالت ویرجینیا منو می‌شناختن
و می‌دونستن که‫.‫.‫.

22:04.999 --> 22:07.599
من تحلیلگرم

22:07.599 --> 22:09.999
خودم رو رسوندم شهرستان بدفورد

22:09.999 --> 22:13.679
مأموریتم بررسی جرم‫.‫.‫.

22:13.679 --> 22:19.279
و پیدا کردن مظنونین احتمالی بود

22:19.279 --> 22:24.399
خانم هیسوم لباس خواب پوشیده بود

22:24.399 --> 22:28.479
همون‌جا با خودم گفتم‫، خانم هیسوم که‫.‫.‫.

22:28.479 --> 22:32.359
جلوی غریبه همچین لباسی نمی‌پوشه

22:32.359 --> 22:39.119
یعنی کی بهش این‌قدر نزدیک بود که
واسه‌اش لباس خواب پوشیده بود؟

22:39.119 --> 22:41.879
قاتل کسی‌ایه که‫.‫.‫.

22:41.879 --> 22:44.919
به این افراد نزدیکه

22:44.919 --> 22:47.999
اینو به کاراگاه‌ها گفتم

22:47.999 --> 22:53.279
من به دخترش شک داشتم‫.
چون خانم هیسوم آدم باحیایی بود

22:53.279 --> 22:59.479
خیلی زود به این نتیجه رسیدم که
کار یه شخص خیلی آشناست

22:59.479 --> 23:02.759
اِد‫، مدارکی هم ازش تهیه کردی؟

23:02.759 --> 23:06.039
تو و یه مأمور دیگه‫، یه تحلیل روانشناختی واسه‌مون انجام دادید

23:06.039 --> 23:10.439
آره‫، خیلی خوب یادمه‫.
با دفتر ریچموند تماس بگیر

23:10.439 --> 23:12.839
اونا می‌تونن پرونده رو بیرون بکشن

23:12.839 --> 23:18.519
بگو می‌خوام با شخصی به نام ‫"دِبی پروپست‫" حرف بزنم

23:18.519 --> 23:22.639
دیو‫، این نامه کلانتری شهرستان بدفورده

23:22.639 --> 23:25.559
در رابطه با تحلیل جنایی اف‌بی‌آی‫،

23:25.559 --> 23:30.159
سرگرد ریکی گاردنر تأیید کرد که
هیچ تحلیلی صورت نگرفت

23:30.159 --> 23:31.919
با مهر رسمی

23:33.559 --> 23:36.039
‫- الو؟ ریکی‫، چطوری؟
‫- سلام‫‫، مرد

23:36.039 --> 23:38.239
چاک‫، الان یادم اومد

23:38.239 --> 23:40.639
چاک‫، ما تحلیلی از اف‌بی‌آی دریافت نکردیم

23:40.639 --> 23:42.599
‫- دریافت کردیم
‫- دریافت نکردیم

23:42.599 --> 23:44.679
اِد شولزبک و یه مأمور ویژه دیگه این کارو کردن

23:44.679 --> 23:46.359
اتفاقاً‌ همین‌طور با اِد شوخی کردم

23:46.359 --> 23:48.639
‫"چاک رید‫"‌ به اشتباه گفت که‫.‫.‫.

23:48.639 --> 23:51.439
هیچ‌گونه تحلیلی روی این پرونده صورت نگرفت

23:51.439 --> 23:54.439
ابداً این پرونده‫، تحلیل نشده بود

23:54.439 --> 23:57.359
نمی‌دونم چطور هیچ‌کس هیچی ننوشت‫.‫.‫.

24:00.039 --> 24:05.239
چاک‫، اگه تحلیلی دریافت کرده بودیم‫،
توی دادگاه ازش استفاده می‌شد

24:05.239 --> 24:09.159
راستش رو بخوای‫، یه گزارش میدانی قدیمی
ازش دارم

24:09.159 --> 24:11.759
ولی قطعاً هیچ صحبتی از‫.‫.‫.

24:11.759 --> 24:14.719
‫- تحلیل؟
‫- آره‫، تحلیل

24:14.719 --> 24:17.119
اتفاقاً توی گزارش ازش صحبت شده

24:17.119 --> 24:21.719
نوشته که مأمور ویژه اِد شولزبک این تحلیل روانی
رو انجام داده

24:21.719 --> 24:24.559
و از نظر اون کار یه آشنای خانمه‫.‫.‫.

24:24.559 --> 24:26.839
چهار پنج تا چیز توش ذکر شده

24:26.839 --> 24:29.039
پس از نظر تو‫، انداختنش دور؟

24:29.039 --> 24:30.439
آره‫، همچین فکری می‌کنم

24:30.439 --> 24:32.559
اف‌بی‌آی چیزی رو دور نمی‌اندازه

24:33.999 --> 24:37.119
هنوز پیش اف‌بی‌آیه

24:37.119 --> 24:38.679
حتماً همون‌جا هستش

24:40.439 --> 24:42.639
ممنونم‫، جان‫.
خانم هیسوم

24:45.199 --> 24:47.999
شما رفتید اون‌جا و خون رو پاک کردید‫. درسته؟

24:47.999 --> 24:49.999
رفتید خونه و خون رو پاک‫.‫.‫.

24:49.999 --> 24:51.999
من هیچ خونی رو پاک نکردم

24:51.999 --> 24:54.879
نظافتچی‌های حرفه‌ای‫، خون رو پاک کردن

24:54.879 --> 24:56.679
خانم هیسوم‫، ولی حقیقت اینکه که‫.‫.‫.

24:56.679 --> 25:00.359
شما اصرار کردید که برگردید خونه
و خودتون خونه رو تمیز کنید

25:00.359 --> 25:01.919
حرفتون غلطه‫، آقا

25:01.919 --> 25:05.119
اگه برادرتون هاوارد هیسوم گفته که
این طور شده‫،

25:05.119 --> 25:07.959
‫- با حرفش مخالفت می‌کنید؟
‫- بله

25:10.439 --> 25:14.239
آیا زمانی که داشتید دور شومینه رو تمیز می‌کردید‫، گفتید‫‫.‫.‫.

25:14.239 --> 25:16.519
این چیزی‌ایه که یکی از دوستانتون شنید‫.‫.‫.

25:16.519 --> 25:20.679
‫"این مغز باباست‫‫. دارم مغز بابا رو تمیز می‌کنم؟‫"

25:20.679 --> 25:22.159
حرفتون غلطه

25:22.159 --> 25:24.759
پیش شومینه نبود‫، دم در بود

25:24.759 --> 25:27.999
ببخشید‫. من نمی‌خوام بدونم کجا بود‫،
می‌خوام بدونم‫.‫.‫.

25:27.999 --> 25:30.439
سر و کار ما با دقته

25:30.439 --> 25:32.039
اینکه چه اتفاقی افتاد
و چه اتفاقی نیفتاد

25:32.039 --> 25:34.279
ممنونم‫. پس این حرفو زدید

25:34.279 --> 25:36.439
چیزی که گفتم و اتفاقی که افتاد‫.‫.‫.

25:36.439 --> 25:41.279
داشتم تمیز می‌‫کردم که‫.‫.‫.

25:41.279 --> 25:45.919
چند تار مو از پدرم کنار درب پیدا کردم

25:45.919 --> 25:48.239
همون‌جا حالم بهم خورد

25:48.929 --> 25:49.809
در مه سال 1985‫،

25:49.819 --> 25:54.419
خواهر و برادر الیزابت‫، خونه رو تمیز کردن‫.‫.‫.

25:54.459 --> 25:56.949
که تهش بفروشنش

25:56.999 --> 26:00.329
همون زمان‫، بهترین دوست مادر الیزابت‫،

26:00.369 --> 26:03.999
یعنی ‫"آنی مسی‫"‫، الیزابت رو دید که‫.‫.‫.

26:04.039 --> 26:07.559
کفش رو در آورد و پاش رو‫.‫.‫.

26:07.809 --> 26:13.249
با جورابی که در صحنه جرم پیدا شده بود
مقایسه کرد

26:13.279 --> 26:17.309
آنی مسی‫، اینو به پلیس هم گفت

26:17.559 --> 26:22.239
رفتیم شارلوتزویل تا با الیزابت در اداره پلیس
دانشگاه ویرجینیا حرف بزنیم

26:22.239 --> 26:24.919
ازش پرسیدم‫: ‫"چطور می‌تونیم این یارو ینز رو
پیدا کنیم‫؟‫"

26:24.919 --> 26:27.159
باید باهاش حرف بزنیم

26:27.529 --> 26:29.219
بعد از این مکالمه با پلیس‫،

26:29.259 --> 26:32.359
که چاک رید و ریکی گاردنر هم ضبطش کردن‫،

26:32.399 --> 26:34.199
مشخص شد که‫.‫.‫.

26:34.229 --> 26:35.599
فهمیدن ما یه دخلی توی این ماجرا داشتیم

26:36.879 --> 26:40.159
یادمه اون روز یکشنبه توی اداره بود که‫.‫.‫.

26:40.159 --> 26:42.039
من و ریکی ازش بازجویی کردیم

26:42.039 --> 26:44.639
همون زمان با خودم می‌گفتم ‫"این پسر‫.‫.‫.

26:44.639 --> 26:47.479
محاله که همچین کاری ازش بر بیاد‫"

26:48.619 --> 26:51.549
الیزابت گفت می‌خواید با من حرف بزنید

26:51.589 --> 26:52.519
بله

26:52.549 --> 26:55.249
شما و دریک با هم بحثتون شده بود؟

26:55.289 --> 26:56.259
نه

26:56.289 --> 26:57.979
پس شما و دریک هیچ بحثی با هم نداشتید؟

26:58.019 --> 27:01.149
من تا حالا ‫پیش نیومده بود که در زمان حضور پدر و مادرش‫.‫.‫.

27:01.189 --> 27:02.989
برم لوس چیپینگس

27:03.029 --> 27:06.329
خیلی خب‫.
اون آخر هفته‫، با هم رفتید واشینگتن؟

27:06.369 --> 27:11.899
‫- آره
‫- انگار یادتون اومد

27:11.939 --> 27:14.339
به اثر انگشت و خونتون احتیاج داریم

27:14.369 --> 27:16.399
ما بهتون شک نداریم

27:16.439 --> 27:18.159
می‌خوایم ازتون رفع اتهام کنیم

27:20.639 --> 27:23.559
‫"بذار برگردم دانشگاه که بهش فکر کنم‫"

27:23.559 --> 27:26.279
چهارشنبه نهم‫.‫.‫.

27:26.279 --> 27:29.079
نُهم اکتبر گفت ‫"‌بهت زنگ می‌زنم‫.‫.‫.

27:29.079 --> 27:32.159
و میگم که می‌خوام چی کار کنم‫"

27:32.159 --> 27:35.119
یکشنبه شب‫، ساعت ده باهام تماس گرفتن

27:35.119 --> 27:37.039
همون زمان با ریکی هم تماس گرفتن‫.‫.‫.

27:37.039 --> 27:40.079
و گفتن که باید بریم شارلوتزویل

27:40.079 --> 27:42.759
چون الیزابت و ینز از کشور فرار کردن

27:49.759 --> 27:54.639
اون آخر هفته‌ای که پدر ینز بهم زنگ زد‫،
مشغول کار بودم

27:54.639 --> 27:57.639
ینز هم‌سن فرزند دومه

27:57.639 --> 28:00.519
دوران راهنمایی رو با هم در آتلانتا سپری کردن

28:00.519 --> 28:03.839
پسرها حدود یازده دوازده سالشون بود

28:03.839 --> 28:06.759
پدر ینز یه شخص عالی مقام دولتی‫.‫.‫.

28:06.759 --> 28:09.079
در دادگاه آلمانی آتلانتا بود

28:09.079 --> 28:12.359
گفت ‫"یه مشکلی واسه‌ام پیش اومده‫.
میشه فرودگاه بیای دنبالم؟‫"

28:13.719 --> 28:16.239
گفتم ‫"حتماً‫"

28:16.239 --> 28:17.799
روز افتضاحی بود

28:20.079 --> 28:23.519
از این‌جا رفتیم دانشگاه ویرجینیا

28:23.519 --> 28:25.759
حدود یه ساعت و نیم طول کشید

28:25.759 --> 28:27.199
معذرت می‌خوام

28:28.479 --> 28:31.959
ولی رسیدیم دانشگاه ویرجینیا

28:31.959 --> 28:33.919
توی مسیر بهم گفت که چه اتفاقی افتاد

28:36.959 --> 28:39.359
‫"افسران عزیز‫، رید و گاردنر‫،

28:39.359 --> 28:42.999
‫"مطمئنم دیر یا زود‫، به دلیل ناپدید شدن من‫.‫.‫.

28:42.999 --> 28:46.599
‫"درگیر یه سری تحقیقات می‌شید

28:46.599 --> 28:50.279
‫"با کپی نامه‌هایی که برای دوستان و خانواده‌ام به جا گذاشتم‫.‫.‫.

28:50.279 --> 28:52.959
‫"دردسرتون رو کم می‌کنم

28:52.959 --> 28:57.319
‫"ولی بدون شک‫، شما تموم وسایلم رو خوب می‌گردید

28:57.319 --> 28:59.839
‫"لطفاً مراقب وسایلم باشید‫.‫.‫.

28:59.839 --> 29:02.039
‫"و به پدرم و مادرم برشون گردونید

29:02.039 --> 29:03.959
‫"اونا می‌خوان نگهشون دارن

29:03.959 --> 29:07.239
‫"فکر می‌‫کنم مخصوصاً‌ شما آقای گاردنر‫.‫.‫.

29:07.239 --> 29:11.159
‫"الان خیلی هیجان‌زده‌اید‫.
خیلی متأسفم

29:11.159 --> 29:14.199
‫"از بخت بد شما‫، به همون دلیلی که در نامه‌ به پدر و مادرم‫.‫.‫.

29:14.199 --> 29:17.119
‫"قید کردم‫، میرم

29:17.119 --> 29:20.399
‫"پیشنهاد می‌کنم که به تحقیقتون ادامه بدید

29:20.399 --> 29:23.679
‫"بدون شک‫،‌ چیزی که دنبالش هستید رو پیدا می‌کنید

29:23.679 --> 29:27.479
‫"لیز بهم گفت که در لوس چیپینگز چی پیدا کردید

29:27.479 --> 29:30.839
‫"باید بگم که همچین کاری از من بر نمیاد

29:30.839 --> 29:33.759
‫‫"هنوز خیلی کار دارم و باید
باهاتون خداحافظی کنم

29:33.759 --> 29:37.079
‫"سعی کنید به مهربونی با خانواده‌ام برخورد کنید‫،
چون همین طوریش هم‫.‫.‫.

29:37.079 --> 29:39.439
‫"خیلی مشکل دارن

29:39.439 --> 29:42.559
ارادتمند شما‫، ینز سورینگ‫"

29:42.559 --> 29:46.199
با چشم‌های خودم دیدم که وقتی ینز‫، دانشگاه ویرجینیا رو
ترک کرد‫، یهو فرو پاشید

29:46.199 --> 29:47.879
انگار زایل شد

29:47.879 --> 29:51.999
چون همون موقع فهمید که چقدر اوضاع خیطه

29:52.339 --> 29:55.639
یهو تبدیل شدم به یه فراری که‫.‫.‫.

29:55.679 --> 29:58.609
در به در دنبال پول بود

29:58.649 --> 30:00.429
الیزابتکه طبق معمول‫.‫.‫.

30:00.449 --> 30:04.779
می‌گفت بیا توی تایلند‫، مواد بفروشیم

30:04.819 --> 30:06.219
نهایت دیوونگی

30:06.259 --> 30:08.279
بالاخره تونستم منصرفش کنم

30:08.319 --> 30:10.659
الیزابت پاسپورت کانادایی داشت

30:10.689 --> 30:12.459
و همچنین گواهینامه کانادایی

30:12.489 --> 30:14.159
دادیم جعلشون کنن

30:14.199 --> 30:18.099
با هر اسمی که می‌خواستیم واسه‌مون درست می‌کردن‫،
تهش یه عکس بالاش می‌زدیم

30:18.129 --> 30:19.459
دادیم مهر هم واسه‌مون درست کنن

30:19.499 --> 30:25.409
با پرواز رفتیم انگلیس و یه عالمه
چک بی‌محل کشیدیم

30:25.439 --> 30:30.709
این کار راحت‌تر از پذیرش این بود که‫.‫.‫.

30:30.749 --> 30:33.269
دوست من یه قاتل بود‫.‫.‫.

30:33.359 --> 30:35.719
‫"مامان‫، بابا و کای عزیزم

30:35.719 --> 30:39.359
‫"این نامه رو می‌نویسم که بگم
خیلی دوستتون دارم

30:39.359 --> 30:43.719
‫"و دردی که نثارتون کردم‫، خودم من رو هم
خیلی اذیت کرده

30:43.719 --> 30:47.959
‫"همون‌جور که می‌دونید مدت زیادی بود
در دانشگاه غمگین بودم

30:47.959 --> 30:52.639
تفاوت زیادی بین من و بقیه هست‫"

30:52.639 --> 30:54.479
مادرش داغون شده بود

30:54.479 --> 30:58.319
عین لیوانی که خرد و خمیر میشه

30:58.319 --> 31:02.359
‫"دوستتون دارم و باهاتون در ارتباط خواهم بود‫.
شاید نه به این زودی‌ها

31:02.359 --> 31:05.439
سوئیچ ماشین توی فولدر قهوه‌ای اتاق لیزه‫"

31:05.439 --> 31:09.399
ینز به پدرش گفت که به زودی می‌فهمه‫.‫.‫.

31:09.399 --> 31:12.439
چرا دانشگاه ویرجینیا رو ترک کرد

31:12.439 --> 31:16.399
‫"احتمال داره که افسران رید و گاردنر‫.‫.‫.

31:16.399 --> 31:21.079
‫"رفتن منو به مرگ پدر و مادر لیز‫
ربط بدن

31:21.079 --> 31:23.759
‫"نامه رو انگلیسی نوشتم که اونا هم بخوننش

31:23.759 --> 31:28.639
‫"همین‌طوریش هم این‌قدر فضولن که
نامه‌های خصوصی بقیه رو می‌خونن

31:28.639 --> 31:33.319
‫"باور کنید کاری که اینا فکر می‌کنن انجام دادم رو
من انجام ندادم

31:33.319 --> 31:37.999
‫"و کای‫، شیراکو و دو تا حسابم واسه خودت‫.
یه دانشگاه خوب واسه خودت پیدا کن

31:37.999 --> 31:40.919
و تو رو خدا‫، سمت دندون‌پزشکی نرو‫"

31:41.119 --> 31:45.519
در ماه‌های عبد‫، خیلی سخت شد‫

31:45.559 --> 31:48.759
نمی‌تونستیم در موردش حرف بزنیم

31:48.799 --> 31:51.489
و عملاً خودمون رو از بقیه جدا کردیم‫.‫.‫.

31:51.529 --> 31:53.689
که از خودمون محافظت کنیم

31:53.729 --> 31:55.999
و فقط با همدیگه صحبت می‌کردیم

31:56.039 --> 32:00.739
یه جورایی انگار که این راز
سربارمون شده بود

32:00.769 --> 32:05.209
و همیشه خطر اینکه کسی بفهمه‫،
وجود داشت

32:05.249 --> 32:08.609
بعد از اون شب هم دیگه در موردش حرف نزدیم

32:08.649 --> 32:12.109
این‫.‫.‫.

32:12.149 --> 32:14.019
حتی یه اسم هم واسه‌اش گذاشتیم

32:14.049 --> 32:16.749
یه اصطلاح واسه‌اش ساختیم
‫‫"کثافت‌کاری کوچیک خودمون‫"

32:21.839 --> 32:23.359
پدرش شکسته

32:25.119 --> 32:26.599
مادرش مُرده

32:28.119 --> 32:31.999
پدرش کاملاً رابطه‌اش رو باهاش قطع کرده

32:31.999 --> 32:33.399
عملاً هیچی نداره

32:34.909 --> 32:37.499
نمی‌تونستیم از هم جدا بشیم

32:37.549 --> 32:39.479
مجبور بودیم همه‌اش پیش هم باشیم

32:39.519 --> 32:42.079
با هم سفر می‌کردیم و هر جا که می‌رسیدیم‫.‫.‫.

32:42.319 --> 32:45.479
چک می‌نوشتیم

32:45.519 --> 32:48.889
باید حواسمون رو جمع می‌کردیم که سراغ یه صندوقدار
دو بار نریم

32:48.919 --> 32:50.919
این سیستم دیگه پاسخگو نبود

32:50.959 --> 32:52.519
هر دومون سراغ یه صندوقدار رفتیم

32:52.559 --> 32:55.389
دو سه دقیقه بعدش‫،
سر و کله‌ی دو نفر پیدا شد

32:55.429 --> 32:58.559
اولش من ‫"کریستوفر پلات نو‫" یه چیزی خرید‫.‫.‫.

32:58.599 --> 33:00.929
و دو دقیقه بعدش‫، ‫"تارا لوسی نو‫" یه چیزی خرید

33:00.969 --> 33:03.669
همین‌جا بود که صندوقدار گفت
‫"یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست‫"

33:03.709 --> 33:05.539
باید با هم میومدن

33:05.569 --> 33:08.099
حراست رو خبر کرد

33:08.339 --> 33:12.439
اون هم دنبالمون کرد و توی ایستگاه مترو
دستگیرمون کرد

33:12.479 --> 33:15.969
اون زمان‫، اسم من کریستوفر پلات نو بود

33:16.019 --> 33:18.459
و اسم الیزابت هم تارا لوسی نو بود

33:18.479 --> 33:21.439
طبقه گفته اسکاتلندیارد‫،
امروز‫، هیسوم 23 ساله‫.‫.‫.

33:21.439 --> 33:25.039
و یونز سورینگ نوزده ساله‫.‫.‫.

33:25.039 --> 33:28.199
در اداره پلیس ریچموند‫، واقع در جنوب غرب لندن
مورد بازجویی قرار گرفتن

33:28.199 --> 33:31.919
هر دو به جرم کشیدن چک بی‌محل‫ به ارزش
شش هزار دلار دستگیر شدن

33:31.919 --> 33:35.039
احتمالاً‌ بر این است که هیسوم و سورینگ
قاچاق مواد هم کرده باشند

33:35.039 --> 33:40.279
در روز بیست و پنجم مه 1986‫،
کاراگاه تری رایت در لندن‫.‫.‫.

33:40.279 --> 33:43.519
باهام تماس گرفت

33:43.519 --> 33:47.919
ازم پرسید که من دخلی در پرونده ینز
و الیزابت هیسوم دارم یا نه

33:47.919 --> 33:50.679
منم گفتم ‫"آره‫"

33:50.679 --> 33:54.159
دومین سؤالی که ازم پرسید‫،
این بود که‫.‫.‫.

33:54.159 --> 33:56.279
‫"پدر و مادرش مُردن‫؟‫"

33:56.279 --> 33:58.479
گفتم ‫"آره‫"

33:58.479 --> 34:01.599
بعدش گفت ‫"به قتل رسیدن‫؟‫"

34:01.599 --> 34:05.199
گفتم ‫"بله‫"

34:05.199 --> 34:08.879
گفت ‫"بهتره با یه پرواز خودت رو برسونی لندن‫"

34:08.879 --> 34:13.559
‫"قاتلین این‌جا در بازداشتن‫. بهتره بیای‫
باهاشون حرف بزنی‫"

34:13.559 --> 34:15.959
گفتم واقعاً باورم نمی‌شه

34:15.959 --> 34:18.679
‫"از جات تکون نخور‫. یه ساعت دیگه
باهات تماس می‌گیرم‫"

34:18.679 --> 34:21.359
‫"از پای تلفن تکون نخور‫.
باهات تماس می‌گیرم‫"

34:21.359 --> 34:22.999
‫"گفتی اسمت چیه؟‫"

34:22.999 --> 34:25.439
خودم رو رسوندم دادگستری

34:25.439 --> 34:27.919
و دفتر جیم آپدایک

34:27.919 --> 34:30.599
بهش گفتم‫"تازه پای تلفن بهم گفت که‫.‫.‫.

34:30.599 --> 34:35.599
ینز و الیزابت توی انگلیس بازداشتن‫.
باید بریم اون‌جا‫"

34:35.599 --> 34:41.399
امروز بر علیه ینز و الیزابت که متهم
به قتل پدر و مادر الیزابت هستن‫.‫.‫.

34:41.399 --> 34:46.239
کیفرخواست تنظیم کردیم

34:46.239 --> 34:49.239
سه‌شنبه صبح رسیدیم فرودگاه هیترو

34:49.239 --> 34:52.359
همون‌جا کاراگاه و گروهبان اومدن پیشوامون

34:52.359 --> 34:56.199
پنج دقیقه بعد‫، نامه‌ها رو نشونمون دادن

34:56.199 --> 34:58.759
در چند روز بعد‫،

34:58.759 --> 35:01.159
چهار پنج بار‫ از ینز و الیزابت بازجویی کردیم

35:02.329 --> 35:05.959
اولین بارمون بود که دستبند خوردم

35:05.999 --> 35:08.989
همون زمانی که نامه‌های عاشقانه‌مون رو پیدا کردن

35:09.039 --> 35:12.999
نمی‌دونم چرا‫، ولی نامه‌هامون عاشقانه‌مون رو
نگه داشته بودیم

35:13.039 --> 35:15.979
توی نامه‌هامون‫، در مورد چیزهایی حرف زدیم
که مشکوک بودن

35:16.009 --> 35:18.909
انگار که اتفاقی در ویرجینیا افتاد

35:18.949 --> 35:21.009
ولی یه جرم دیگه

35:21.049 --> 35:24.709
راستش رو بگو‫، الیزابت‫.
اون روز صبح تو می‌دونستی که‫.‫.‫.

35:24.749 --> 35:26.349
قراره بره با پدر و مادرت‫.‫.‫.

35:26.589 --> 35:28.849
‫- بحث کنه
‫- من نمی‌دونستم

35:28.889 --> 35:31.189
و نتیجه این بحث‫.‫.‫.

35:31.229 --> 35:32.959
مرگ پدر و مادرت خواهد بود

35:32.999 --> 35:35.899
تو می‌دونستی که می‌خواد بکششون‫.
مگه نه؟

35:35.929 --> 35:38.919
خودم این کارو کردم

35:38.969 --> 35:40.199
حرف مفت نزن

35:40.239 --> 35:41.929
از این کار لذت می‌بردم

35:41.969 --> 35:44.299
توی چشم‌هام نگاه کن و حقیقت رو بگو

35:44.339 --> 35:49.239
تو می‌دونستی که قراره همچین اتفاقی بیفته‫.
زمانی که جرم داشت انجام می‌شد‫،

35:49.279 --> 35:51.339
تو داشتی یه عذر جور می‌کردی

35:51.559 --> 35:54.759
‫"عزیزدلم‫، خیلی دوستت دارم

35:54.759 --> 35:58.959
‫"اولین بخش این نامه رو به خوب کردن حالت
اختصاص می‌دم

35:58.959 --> 36:01.639
‫"اتاق رو فقط دو شمع روشن کردن

36:01.639 --> 36:05.159
‫"با صدای نازی‌وارم‫،‌ به آرامی میگم‫:

36:05.159 --> 36:07.399
‫"عزیز من‫، تو جایی نمی‌ری

36:07.399 --> 36:10.519
‫"امشب‫، تو زندانی عشق منی

36:10.519 --> 36:14.639
‫"از صمیم قلب به همدیگه ابراز محبت می‌کنیم

36:14.639 --> 36:16.359
‫"من به تو عشق می‌ورزم‫.‫.‫.

36:16.359 --> 36:19.359
‫"و کاری می‌کنم که تمام غصه‌های دنیا رو‫.‫.‫.

36:19.359 --> 36:22.039
یکی پس از دیگری از یاد ببری‫"

36:22.039 --> 36:25.399
‫"عزیزدلم‫، بی‌صبرانه منتظرم که مال خودم بشی

36:25.399 --> 36:28.359
‫"دلم می‌خواد تمام شب در کنارت باشم

36:28.359 --> 36:29.719
‫دوستت دارم‫"

36:29.719 --> 36:33.119
‫"شاید این طالع شوم رو نشه فراموش کرد

36:33.119 --> 36:36.359
‫"ولی تو در آخر همه‌چی رو فراموش می‌کنی‫،
چرا که بی‌صبرانه‫.‫.‫.

36:36.359 --> 36:40.079
‫"منتظر عاشقی عین من هستی که بی‌صبرانه
انتظارت رو می‌کشه‫

36:41.399 --> 36:44.399
‫‫"تو در شرایط بغرنجی هستی‫.
شرایطی‫، بغرنج‌تر از شرایط من

36:44.399 --> 36:46.519
‫"بذار چند تا چیز رو واسه‌ات مشخص کنم

36:46.519 --> 36:48.919
‫"تموم مدارک مکتوب موجود از بدفورد رو
از بین ببر

36:48.919 --> 36:52.159
‫"همه‌شون رو خط بزن‫.
بیشتر از این وقت ندارم‫، عزیزم‫

36:52.159 --> 36:54.679
همیشه بهم اعتماد کن و دوستم داشته باش

36:55.959 --> 36:59.839
‫"غمگین و ترسیده و تنها و نگرانم

36:59.839 --> 37:02.159
نمی‌ذارم تموم کاسه کوز‌ه‌ها رو سر تو
خراب بشن‫"

37:02.159 --> 37:04.639
‫"اگه توی آلمان محکوم بشم‫،

37:04.639 --> 37:08.039
‫"همه‌اش چند سال زندان میفتم
و محاکمه تو هم‫.‫.‫.

37:08.039 --> 37:09.759
‫"خیلی علنی نمی‌شه

37:09.759 --> 37:13.279
‫"چون ستاره‌ای عین من حضور نداره

37:13.279 --> 37:16.159
‫"خیلی زود آزادی مشروط می‌گیری

37:16.159 --> 37:19.599
‫"مخصوصاً‌ وقتی آزادی زودهنگام منو
در نظر بگیرن

37:19.599 --> 37:24.079
‫"امیدوارم که چند سال دیگه هر دومون آزاد بشیم
و دوباره به هم ملحق بشیم

37:24.079 --> 37:26.599
‫"به من اعتماد کن و با جریان امور همگام شو

37:26.599 --> 37:28.399
تا ابد مال تو‫، ینز‫"

37:40.829 --> 37:43.859
بعدش هم به ریکی گاردنر گفتم که کار من بود

37:43.899 --> 37:45.829
فکر می‌کردم که قهرمانم

37:45.869 --> 37:49.829
فکر می‌کردم من یه آدم درستکارم که
داره جون عشقش رو نجات می‌ده

37:49.869 --> 37:52.999
چشم‌هام فقط الیزابت رو می‌دیدن

37:53.239 --> 37:56.339
یه زن جوونی که عمیقاً‌ عاشقش بودم

37:56.379 --> 37:58.539
و در خطر اعدام شدن قرار داشت

37:59.349 --> 38:03.379
چی کار می‌تونم کنم که نجاتش بدم؟

38:03.419 --> 38:05.579
امروز ششم ژوئن 1986 است‫.‫.‫.

38:05.619 --> 38:09.559
و مشغول بازجویی از ینز سورینگ هستیم‫.‫.‫.

38:09.589 --> 38:12.389
در اداره پلیس ریچموند انگلیس

38:12.429 --> 38:15.949
‫- میشه‫.‫.‫.
‫- راحت باش

38:18.469 --> 38:22.459
اون آخر هفته بود که قتل رو‫.‫.‫.

38:22.499 --> 38:24.299
مرتکب شدیم

38:24.339 --> 38:26.739
پس الیزابت رو در واشینگتن ترک کردی

38:26.779 --> 38:29.339
مقصدت کجا بود؟

38:29.379 --> 38:31.849
‫- دریک و نانسی هیسوم
‫- بسیار خب

38:31.879 --> 38:34.409
‫- درب خونه‌شون رو زدی؟
‫- بله

38:34.449 --> 38:36.349
‫- دعوتشون کردی تو؟
‫- بله

38:36.389 --> 38:39.789
ینز‫، یادته که نانسی هیسوم چی تنش بود؟

38:39.819 --> 38:44.349
خانم هیسوم‫، شلوار لی پوشیده بود

38:44.389 --> 38:46.659
آقا و خانم هیسوم احتمالاً‫.‫.‫.

38:46.699 --> 38:48.959
بر اثر ضربات چاقوی اون شب مُردند

38:48.999 --> 38:50.859
موافقی؟

38:50.899 --> 38:53.429
ببخشید‫.‫.‫. می‌خواستم‫.‫.‫.

38:53.469 --> 38:57.959
همون‌جور که می‌دونی‫، ما با الیزابت صحبت کردیم

38:58.009 --> 38:59.619
اون به ما گفت که تو پدر و مادرش رو کشتی

38:59.809 --> 39:01.969
تو دریک هیسوم رو با چاقو زدی؟

39:02.979 --> 39:06.009
تو با چاقو‫، گلوش رو بریدی؟

39:06.049 --> 39:08.519
سؤال سختی‌ایه؟

39:08.549 --> 39:10.679
بله‫. خیلی

39:10.719 --> 39:13.519
می‌دونیم که از حکم اعدام می‌ترسی

39:13.559 --> 39:16.459
اینو به خودم گفتی‫. درسته؟

39:16.499 --> 39:18.459
بسه؟

39:18.499 --> 39:19.759
میشه تمومش کنیم؟

39:19.799 --> 39:21.459
خیلی خب‫.
دستگاه رو خاموش می‌کنم

39:21.499 --> 39:22.119
خاموشش کن

39:22.519 --> 39:26.959
وقتی گروهبان ‫"بیور‫" توی سلول اومد سراغم‫،

39:26.959 --> 39:29.239
و حرف ینز رو بهم گفت

39:29.239 --> 39:32.559
خیلی محتاطانه‫.‫.‫.

39:32.559 --> 39:35.519
یه سری صحبت‌های ینز رو‫.‫.‫.

39:35.519 --> 39:37.039
به زبون آورد

39:37.039 --> 39:40.639
از سر عصبانیت گفتم که ینز منو ناامید کرد

39:40.639 --> 39:43.399
اون هم در صورتی که‫.‫.‫.

39:43.399 --> 39:47.039
من همه‌اش پشتش بودم

39:47.039 --> 39:48.519
از دستش عصبانی بودید‫،

39:48.519 --> 39:51.039
واسه همین تصمیم گرفتید که
بیشتر توی باتلاق هلش بدید؟

39:52.359 --> 39:55.039
بعد از اینکه در لندن اعتراف کردن‫،

39:55.039 --> 39:57.719
یه نامه واسه ینز نوشت

39:57.719 --> 40:01.119
الیزابت یه نامه واسه ینز نوشت و بهش گفت که
دیگه کاری به کارش نداره

40:01.119 --> 40:03.559
گفت ‫"ببین‫، من برمی‌گردم ویرجینیا

40:03.559 --> 40:06.359
‫"من اعتراف می‌کنم که در قتل پدر و مادرم
دخیل بودم

40:06.359 --> 40:08.359
دیگه هم دوستت ندارم‫"

40:08.359 --> 40:09.639
‫"خودتی و خودت‫"

40:11.149 --> 40:16.109
بیست و شش سال پیش بود که‫.‫.‫.

40:18.829 --> 40:20.449
کم‌کم فهمیدم‫.‫.‫.

40:20.699 --> 40:23.429
اشباه بزرگی کردم‫.‫.‫.

40:23.469 --> 40:25.759
و همه‌چی دروغ بود

40:25.799 --> 40:27.789
بعدش با دادستان جیم آپدایک‫.‫.‫.

40:27.839 --> 40:29.859
معامله کرد

40:29.909 --> 40:32.899
دادستان بهش گفت که با اولین دادخواست آزادی مشروطش
موافقت می‌کنه

40:32.939 --> 40:37.849
گفت اگه بر علیه‌ام شهادت بده‫،
کمکش می‌کنه

40:37.879 --> 40:42.749
اون زمان‫، معامله‌ای خوبی واسه‌اش بود

40:42.779 --> 40:46.979
وگرنه در غیر این‌صورت‫، روی صندلی الکتریکی
سرخ می‌شد

40:48.259 --> 40:51.059
زمانی این معامله رو انجام داد که در ویرجینیا‫.‫.‫.

40:51.089 --> 40:54.929
با چهل درصد درخواست‌های آزادی مشروط‫
موافقت می‌شد

40:55.359 --> 40:57.599
الیزابت هیسوم به دادستان گفت که‫.‫.‫.

40:57.599 --> 41:00.599
حاضره بر علیه نامزد سابقش‫، ینز سورینگ‫.‫.‫.

41:00.599 --> 41:02.039
شهادت بده

41:02.039 --> 41:04.639
دادستان ویرجینیا همچنان در تلاشند که
سورینگ رو برگردونن‫.‫.‫.

41:04.639 --> 41:07.079
و به اشد مجازات برسوننش

41:10.079 --> 41:15.109
فهمیدم و دیدم آدمی که زندگی رو‫.‫.‫.

41:15.349 --> 41:17.979
واسه‌اش فدا کردم‫، کیه

41:19.659 --> 41:22.059
اصلاً‌ نمی‌شناسمش

41:22.789 --> 41:26.749
الان هم داره تموم تلاشش رو می‌کنه‫.‫.‫.

41:26.799 --> 41:28.899
که بیشتر نابودم کنه

41:29.039 --> 41:30.479
وقتی این‌جا اومدم‫،

41:30.479 --> 41:34.159
فکر می‌کردم اگه من به قتل محکوم بشم‫،

41:34.159 --> 41:36.119
ینز هم محکوم میشه‫.‫.‫.

41:36.119 --> 41:40.759
و دیگه محکوم به قدرت درجه دو نمی‌شه

41:40.759 --> 41:42.999
بدتر از همه‫، در کنارش موندم

41:42.999 --> 41:45.319
بدتر از همه‫، با کمال میل در کنارش موندم

41:45.549 --> 41:48.379
حداقل هنوز دوستش داشتم

41:48.419 --> 41:50.029
فکر می‌کردم اون هم یه ذره دوستم داره

41:50.059 --> 41:52.719
ولی یهو دیدم شرایط یه چیز دیگه‌ست

41:52.759 --> 41:53.759
شرایطی به شدت زشت

41:53.839 --> 41:59.399
می‌خوام بدونید که ینز
با میل شخصی خودش این کارو کرد

41:59.399 --> 42:01.359
خودش انتخاب کرد

42:01.359 --> 42:04.759
خودش انتخاب کرد‫.
با انگیزه شخصی خودش دست به این کار زد

42:04.759 --> 42:07.039
فکر نمی‌کردم همچین بلایی رو سر پدر و مادرم بیاره

42:07.039 --> 42:08.839
هنوز که هنوزه باورم نمی‌شه

42:08.839 --> 42:11.639
هر چی که بهش گفتم‫،
هر نامه‌ای که براش نوشتم‫،

42:11.639 --> 42:14.359
خودش تصمیم گرفت که پدر و مادرم رو بکشه

42:14.359 --> 42:17.039
به لری کینگ لایو خوش اومدید

42:17.039 --> 42:20.719
آیا الیزابت هیسوم یه قاتل زیبا و باهوشه؟

42:20.719 --> 42:23.079
یا قربانی رابطه‌ی عاشقانه‫.‫.‫.

42:23.079 --> 42:24.439
با یک قاتل بی‌رحمه؟

42:24.439 --> 42:27.759
مهمون امشب ما‫، دکتر رابرت شووالتر‫‫.‫.‫.

42:27.759 --> 42:30.919
و کِن اِنگلید‫، نویسنده کتاب جدید
‫"فراتر از منطق‫"ـه که‫.‫.‫.

42:30.919 --> 42:34.599
داستان قتلی شوکه‌کننده از شهر خواب ویرجینیا رو
نقل می‌کنه

42:34.599 --> 42:37.519
نظر شما چیه؟

42:37.519 --> 42:40.999
احتمالاً این دختر علائمی از اختلال شخصیتی رو‫.‫.‫.

42:40.999 --> 42:45.799
از اوایل زندگیش نشون داد

42:45.799 --> 42:48.279
الیزابت بارها و بارها بهمون گفت که‫.‫.‫.

42:48.279 --> 42:50.399
‫"هیچ‌وقت اجازه نداشتم از جانب خودم فکر کنم‫"

42:50.399 --> 42:52.519
‫"هیچ‌وقت اجازه نداشتم کاری واسه خودم کنم‫"

42:52.519 --> 42:54.159
اون حتی نمی‌تونست توی اجتماع بره

42:55.399 --> 42:57.079
اگه جشنی دعوت می‌شد‫،

42:57.079 --> 43:00.479
یه راننده میومد می‌رسوندش‫،

43:00.479 --> 43:01.759
بعد نیم ساعت هم میومد دنبالش

43:01.759 --> 43:05.319
‫- هی عجیب‌تر و عجیب‌تر میشه
‫- خیلی ناجوره

43:05.319 --> 43:07.159
لانگ آیلند‫، نیویورک‫، سلام

43:07.159 --> 43:11.359
آیا بعد از شرکت در مراسم ختم‫،

43:11.359 --> 43:13.279
به این مردی که‫.‫.‫.

43:13.279 --> 43:18.319
پدر و مادرتون رو سلاخی کرد‫،
ابراز محبت کردید؟

43:18.319 --> 43:22.599
وقتی هم که به مراسم ختم رفتید‫،
ینز سورینگ و کریستین کیم رو با خودتون بردید؟

43:22.599 --> 43:23.599
بله

43:23.599 --> 43:25.199
در همون شب مراسم ختم‫،

43:25.199 --> 43:27.039
شما و ینز سورینگ به هم ابراز محبت کردید‫.
درسته؟

43:30.159 --> 43:33.599
من توی یه اتاق جداگانه روی یه تخت تک نفره بودم

43:33.599 --> 43:36.639
کریستین‫، هم‌اتاقیم هم در اون اتاق حضور داشت

43:36.639 --> 43:39.679
ینز اومد سراغم و بهم گفت که بهم احتیاج داره

43:39.679 --> 43:42.519
و اینکه تنهاست و می‌ترسه

43:42.519 --> 43:45.239
همراهش رفتم‫.
تا اون لحظه‫.‫.‫.

43:45.239 --> 43:49.359
تماماً و کاملاً ناتوان بود

43:49.359 --> 43:52.679
یهو وقتی بیدار شدم‫،

43:52.679 --> 43:54.319
دیدم داره اذیتم می‌کنه

43:55.919 --> 43:57.519
پس دیدید داره اذیتتون می‌کنه

43:57.589 --> 44:00.679
گفت ناتوان بودم

44:00.729 --> 44:03.159
یه عالمه چرت و پرت سرهم کرد

44:03.189 --> 44:05.989
توی دادگاه از من یه شیطان ساخت

44:06.029 --> 44:08.519
توی روزنامه‌ها خوندم

44:08.569 --> 44:12.829
حس کردم که به شدت بهم خیانت شده

44:14.879 --> 44:16.519
دلیل مرگ پدر و مادرتون چی بود؟

44:28.999 --> 44:30.639
دلیل مرگ پدر و مادرم‫.‫.‫.

44:32.679 --> 44:37.159
علاقه بیش از حد من و ینز
به همدیگه بود

44:38.319 --> 44:43.519
اون به همه‌چی زندگی من حسودیش می‌شد

44:45.839 --> 44:48.199
در حالی که کل دادگاه مملوء‌ از شوک بود‫،

44:48.199 --> 44:50.999
شوک اصلی زمان وارد شد که
برادران هیسوم‫.‫.‫.

44:50.999 --> 44:52.919
ریچارد و هاوارد‫، در مقام شاهد
حاضر شدن

44:52.919 --> 44:55.719
اون در گذشته به من دروغ گفت

44:56.879 --> 45:00.239
و حقیقتاً‌ همچنان به دروغ گفتن
ادامه میده

45:02.039 --> 45:04.679
من به شخصه از توضیحاتی که‫.‫.‫.

45:04.679 --> 45:06.879
به عنوان گناهکار داده‫، راضی نیستم

45:06.879 --> 45:09.679
از نظر من‫، الیزابت در زمان ارتکاب جرم
در خونه حضور داشت

45:14.039 --> 45:17.239
با موظف هستیم به جامعه نشون بدیم‫.‫.‫.

45:17.239 --> 45:21.479
که عاقبت چنین جنایتی چیه

45:23.519 --> 45:25.879
بنابراین می‌خوام‫.‫.‫.

45:27.879 --> 45:29.959
به اشد مجازات دچار بشه

45:29.959 --> 45:33.599
جرمی بزرگ‌تر از شرکت‫.‫.‫.

45:33.599 --> 45:37.079
در قتل کسانی که به این دنیا آوردنت‫،

45:37.079 --> 45:41.439
بزرگت کردن و زمانی که نمی‌تونستی
از خودت مراقبت کنی‫، مراقبت بودن‫‫.‫.‫.

45:41.439 --> 45:43.719
نمی‌بینم

45:50.159 --> 45:52.799
من 22 سال روی این صندلی نشستم

45:52.799 --> 45:55.719
اکثر مواقع‫، پرونده‌ها خیلی اذیتم نمی‌کنن

45:55.719 --> 45:58.399
ولی سر این پرونده‫،
خواب به چشم نداشتم

45:58.399 --> 46:01.279
بسیاری از تهمت‌هایی که الیزابت به والدینش‫،
علی الخصوص‫.‫.‫.

46:01.279 --> 46:04.319
مادرش زد‫،‌ همگی زاده تخیل خودش بودن

46:04.319 --> 46:07.959
ایشون تخم شایعه رو در این مسئله کاشتند

46:07.959 --> 46:10.799
الیزابت هیسوم گناهکار به انجام دو جرم
شناخته میشه‫.‫.‫.

46:10.799 --> 46:13.599
که هر کدام به تنهایی‫، جزای حداکثر طول زندان رو دارند

46:13.599 --> 46:15.439
خانم هیسوم‫،

46:15.439 --> 46:19.119
من شما رو محکوم به تحمل 45 سال زندان
بابت هر جرم می‌کنم

46:19.119 --> 46:22.639
بنابراین مجموعاً نود سال در زندان خواهید بود

46:32.319 --> 46:36.079
دادستان هم به قولش عمل کرد

46:36.119 --> 46:38.449
اون رفت و تقاضا کرد که آزادش کنن

46:38.689 --> 46:42.889
از بخت بد الیزابت‫، در اون پنج سال‫،

46:42.929 --> 46:46.419
یعنی بین محاکمه من و اولین جلسه بررسی
آزادی مشروط او‫،

46:46.459 --> 46:49.259
فضای سیاسی عوض شد

46:49.299 --> 46:51.829
در حدی که حتی میانجیگری دادستان هم‫.‫.‫.

46:51.869 --> 46:53.769
نتونست نجاتش بده

46:53.799 --> 46:57.759
اگه این تغییر سیاسی رخ نمی‌داد‫،

46:57.809 --> 46:59.009
سال 1995 آزاد می‌شد

47:00.319 --> 47:04.599
اگه خواهرم به اشد مجازات محکوم می‌شد‫،

47:04.599 --> 47:07.199
می‌تونستم‫.‫.‫.

47:07.199 --> 47:09.719
دوستش داشته باشم‫،‌ بغلش کنم‫
و ببوسمش‫.‫.‫.

47:09.719 --> 47:12.919
و تا خود صندلی الکتریکی بدرقه‌اش کنم‫.
اگه قانون این حکم رو می‌داد

47:15.029 --> 47:17.049
بین سال 87 تا 89‫،

47:17.099 --> 47:18.669
منو تهدید به اعدام کردن

47:18.699 --> 47:22.759
مهم‌ترین چیز‫، فکر به اعدام بود

47:22.799 --> 47:26.169
دو سال و نیم‫، فکر و ذکرم اعدام بود

47:26.209 --> 47:29.729
تا اینکه در ژوئیه 1989‫، دیوان دادگستری اتحادیه اروپا‫،

47:29.779 --> 47:32.639
یه حکم غیرقابل انتظار داد‫.‫.‫.

47:32.679 --> 47:35.309
و اعلام کرد تا زمانی که اعدام من محال نشه‫،

47:35.349 --> 47:38.809
نمی‌تونم به خاک اروپا برگردم

47:39.049 --> 47:43.549
بعدش برگشتم و اون دادگاه‫.‫.‫.

47:43.589 --> 47:47.359
مملوء از افترا‫، جلوی دوربین‌ها آغاز شد

47:47.389 --> 47:51.799
محاکمه من در سال 1990‫، اولین محاکمه در ویرجینیا بود که‫.‫.‫.

47:51.829 --> 47:54.299
از تلویزیون پخش می‌شد

47:54.329 --> 47:57.629
کامیون‌ها‌ی ماهواره‌ای با خودشون آوردن

47:59.359 --> 48:03.839
پدر ینز‫، کلاوس گفت که‫ ‫
‫"باید یه وکیل واسه ینز جور کنم‫"

48:03.839 --> 48:07.359
وکیل کلیدی رو الیزابت استخدام کرده بود

48:07.359 --> 48:11.839
اسم سه تا وکیل سرشناس ویرجینیا رو
بهش گفتم

48:11.839 --> 48:13.679
تا اون‌جایی که یادمه‫، هر کدوم گفتن‫.‫.‫.

48:13.679 --> 48:18.279
جلو جلو نیم میلیون دلار می‌گیرن

48:18.279 --> 48:19.959
دیگه خبری ازش نشد

48:19.959 --> 48:24.879
تا اینکه کلاوس زنگ زد و گفت که
‫"ریچارد نیتون‫"‌ رو اجیر کرده

48:24.879 --> 48:26.759
کسی که وکیل دیترویت بود

48:26.759 --> 48:30.359
آقای نیتون رو یه نفر توی کنسولگری‫.‫.‫.

48:30.359 --> 48:33.039
به خانواده سورینگ معرفی کرده بود

48:33.039 --> 48:34.479
من آقای نیتون رو نمی‌شناختم

48:35.569 --> 48:37.569
[محاکمه ینز سورینگ]

48:39.679 --> 48:41.759
وکیل‫، شاهد رو فرا بخونه

48:41.759 --> 48:43.399
ینز سورینگ

48:46.599 --> 48:48.319
دست راستتون رو بلند کنید

48:48.319 --> 48:51.199
قسم می‌خورید که در این دادگاه‫.‫.‫.

48:51.199 --> 48:54.039
چیزی جزء حقیقت رو بر زبان جاری نکنید
که خداوند هم یار و یاورتون باشد؟

48:54.039 --> 48:55.319
بله

48:59.919 --> 49:04.239
قبل از امروز‫، فرصت اینو داشتید که
در مورد وقایع اون روز‫.‫.‫.

49:04.239 --> 49:05.919
شهادت بدید؟

49:05.919 --> 49:07.079
خیر

49:07.079 --> 49:09.759
می‌خوام در مورد اون روز باهاتون حرف بزنم

49:09.759 --> 49:13.199
اون روز شما رفتید خونه دریک و نانسی هیسوم‫.‫.‫.

49:13.199 --> 49:15.239
و آقا و خانم هیسوم رو کشتید؟

49:15.239 --> 49:17.079
خیر

49:19.679 --> 49:22.399
در روز سی‌ام مارس 1985‫،

49:22.399 --> 49:24.559
شما در واشینگتن حضور داشتید؟

49:24.559 --> 49:25.799
بله‫، شنبه بود

49:25.799 --> 49:29.839
الیزابت به شخصی به نام جیم فارمر
که هر دومون می‌شناختیمش‫.‫.‫.

49:29.839 --> 49:33.359
بدهکار شده بود‫.
ازش مواد می‌خرید

49:33.359 --> 49:37.759
به من گفت که جیم فارمر ازش خواسته که
یه بسته رو از یه شخص آشنا‫.‫.‫.

49:37.759 --> 49:39.839
در واشینگتن بگیره

49:39.839 --> 49:41.599
و بیارش شارلوتزویل

49:43.109 --> 49:47.779
ساقی‌ هم یه دانشجو بود که
هر دومون می‌شناختیمش

49:47.819 --> 49:50.149
واسه همین به ماشینمون احتیاج داشت‫.
ماشین کرایه‌ای

49:50.189 --> 49:52.449
منم چون صورتم غلط‌انداز نبود‫‫.‫.‫.

49:52.689 --> 49:55.179
همراهش رفتم

49:55.279 --> 49:58.119
پدر و مادر جیم فارمر هم در لینچبرگ زندگی می‌کردن

49:58.119 --> 50:01.519
به من گفت که رابطه خانوادگی با هم دارن

50:01.519 --> 50:04.559
پدر و مادر الیزابت خیلی نسبت به مصرف موادش
نگران شده بودن

50:04.559 --> 50:06.639
چون سابقه مواد مصرف کردن رو داشت

50:07.209 --> 50:10.469
ظاهراً تهدید کرده بود که‫.‫.‫.

50:10.709 --> 50:13.199
به پدر و مادرش میگه که اون آخر هفته رو‫.‫.‫.

50:13.249 --> 50:14.369
در کنار من در واشینگتن سپری کرده

50:14.679 --> 50:17.519
کار به جایی رسید که گفت
من همراهش برم‫.‫.‫.

50:17.519 --> 50:19.839
که بتونه عذری واسه‌شون بیاره

50:23.719 --> 50:25.319
آره

50:25.319 --> 50:26.559
جیمز فارمر

50:27.839 --> 50:29.759
ایناهاش

50:29.759 --> 50:31.239
سابقه کیفری داره

50:32.479 --> 50:34.759
ولی احتمالاً خلافش مربوط به رانندگی‌ایه

50:34.759 --> 50:36.279
وای نه‫!

50:37.719 --> 50:39.679
در اختیار داشتن ماده کنترل شده

50:39.679 --> 50:41.439
زندان هم رفته

50:41.439 --> 50:43.399
درخواستی هم ازتون کرد؟

50:43.399 --> 50:45.279
ازم خواست که‫.‫.‫.

50:47.439 --> 50:49.639
شما قبلا‌ً اینو شنیدید

50:49.639 --> 50:52.719
برم دو تا بلیت سینما بگیرم

50:52.719 --> 50:54.959
و بعدش برگردم هتل

50:55.119 --> 50:57.559
‫"اگه واقعاً‌ دوستم داری‫، این کارو می‌کنی

50:57.589 --> 51:00.019
‫"دو تا بلیت سینما می‌خوام‫.
بخر واسه‌ام

51:00.059 --> 51:02.529
‫"همین الان باید برم

51:02.559 --> 51:04.859
‫"باید بتونم در این رابطه بهت کمک کنم

51:04.899 --> 51:09.089
‫"اگه واقعاً‌ دوستم داری‫، این کارو می‌کنی‫"

51:09.129 --> 51:13.589
منم قبول کردم‫.
واسه‌اش بلیت خریدم

51:13.879 --> 51:15.919
سلام‫، اسم من دیو واتسونه

51:15.919 --> 51:18.719
با آقای جیمز فارمر کار دارم

51:20.359 --> 51:24.079
گفتید پسرتون بیماره؟
چطور می‌تونم بهش دسترسی پیدا کنم؟

51:24.079 --> 51:27.439
در دهه هشتاد در ویرجینیای شمالی
پلیس بودم

51:28.679 --> 51:29.879
صحیح

51:29.879 --> 51:31.919
شما در بدفورد قاضی بودید؟

51:33.599 --> 51:36.599
می‌خوام بدونم که چه رابطه‌ای‫.‫.‫.

51:36.599 --> 51:40.199
با اون دختره‫، الیزابت داشت

51:40.199 --> 51:42.879
می‌دونید در مورد چی حرف می‌زنم؟

51:42.879 --> 51:44.839
بسیار خب

51:44.839 --> 51:51.319
ینز سورینگ شهادت داد که الیزابت قرار بود
اون شب ببینش

51:51.319 --> 51:53.719
فکر می‌کنم عذرش این بود

51:53.719 --> 51:55.599
که‫.‫.‫. بسیار خب

51:57.119 --> 51:58.319
خیلی خب

51:58.319 --> 52:01.119
میشه با پسرتون حرف بزنم؟

52:10.799 --> 52:14.759
پسرش یه بار رسونده بودش لینچبرگ

52:14.759 --> 52:18.679
اون دوستِ پدر و مادر الیزابت بود

52:18.679 --> 52:22.759
می‌دونستیم که الیزابت باهاش برگشته بود خونه

52:22.759 --> 52:25.839
ولی اون آخر هفته‌ای که پدر و مادر الیزابت به قتل رسیدن‫،

52:25.839 --> 52:29.959
نام جیم فارمر به هیچ وجه قید نشد

52:29.959 --> 52:33.119
تا اینکه پنج سال بعد‫، ینز سورینگ در محاکمه
اسمش رو آورد

52:34.239 --> 52:37.119
وقتی نمی‌دونستیم‫،

52:37.119 --> 52:39.079
چطور باید می‌رفتیم ازش بازجویی می‌کردیم؟

52:39.079 --> 52:42.239
همه اینا اما و اگرن

52:44.079 --> 52:46.599
ینز و الیزابت‫، یه ماشین کرایه کردن

52:48.359 --> 52:50.959
اسم جیم فارمر پای قرارداد ننوشته بود

52:50.959 --> 52:52.399
الیزابت صحبتی در مورد این قضیه نکرد

52:52.399 --> 52:55.319
ینز هم نیومد بگه که‫.‫.‫. من‫.‫.‫.

52:55.319 --> 52:56.439
جیم فارمر راننده‫.‫.‫.

52:56.439 --> 52:58.119
آخه کی‫.‫.‫.

52:58.119 --> 52:59.919
بی‌خیال بابا

52:59.919 --> 53:02.319
وقتی قبول کردید این کارو بکنید‫، رفتش؟

53:02.319 --> 53:04.719
سوار ماشین شدیم‫،
بعدش منو رسوند سینما

53:04.719 --> 53:05.999
اون شب‫، فیلم شاهد داشت اکران می‌شد

53:05.999 --> 53:08.879
‫- چند تا بلیت؟
‫- دو تا بلیت‫. همون‌جور که خودش گفت

53:08.879 --> 53:12.839
چه ساعتی از بعد از ظهر بود؟

53:12.839 --> 53:14.919
حدود ساعت پنج

53:14.919 --> 53:17.239
بعد از اتمام فیلم‫، چی کار کردید؟

53:17.239 --> 53:19.319
با تاکسی برگشتم هتل

53:19.319 --> 53:22.599
یه چک رو توی هتل نقد کردم

53:22.599 --> 53:24.679
کارت بانکی‌ام رو هم ضمانت گذاشتم

53:24.679 --> 53:26.439
اعداد رو پشتش می‌نویسن

53:26.439 --> 53:29.959
این میشه ضمانت شما برای نقد کردن چک

53:34.439 --> 53:35.679
شما امضاش کردید؟

53:35.679 --> 53:37.679
بله‫.
باید می‌کردم

53:37.679 --> 53:39.839
توی اتاق موندید؟

53:39.839 --> 53:41.679
بله‫، موندم‫.
ولی نه خیلی

53:41.679 --> 53:43.759
که اگه برنگشت‫،

53:43.759 --> 53:47.199
همچنان نقشم رو به عنوان عذر
ایفا کنم

53:48.499 --> 53:52.869
ساعت ده و نیم‫، رفتم ‫"غریبه‫ در بهشت‫" رو ببینم

53:52.899 --> 53:56.559
نیمه‌‌شب هم ‫"فیلم راکی هارور‫" رو دیدم

54:00.279 --> 54:03.209
این فیلم‌ها رو زمانی دیدم که‫.‫.‫.

54:03.249 --> 54:08.309
از دست خودم بابت این کار
عصبانی بودم

54:08.349 --> 54:10.509
می‌دونستم که یه خبرهایی‌ایه

54:10.599 --> 54:13.959
وقتی برگشتید هتل‫، بودش؟

54:13.959 --> 54:15.239
نه‫، نبودش

54:15.239 --> 54:17.119
گمونم حدود ساعت دو بود

54:17.119 --> 54:21.039
اومدم دم درب اتاق‫‫. تا درب رو باز کردم‫،
سریع اومد تو

54:21.039 --> 54:23.999
هی یه چیز رو تکرار می‌کرد

54:23.999 --> 54:26.319
‫"من پدر و مادرم رو کشتم‫"
‫"من پدر و مادرم رو کشتم‫"

54:26.319 --> 54:28.679
‫‫"کار من نبود‫‫. مواد به این سمت سوقم داد‫"

54:28.679 --> 54:31.239
‫"باید کمکم کنی‫. اگه کمکم نکنی‫،
منو می‌کشن‫"

54:32.239 --> 54:35.799
‫"تو باید بلیت بگیری‫.
تو باید عذرش بشی‫"

54:36.049 --> 54:41.539
بهش گفتم هیچ‌کس حرفمون رو باور نمی‌کنه

54:41.579 --> 54:43.189
بعدش یهو فهمیدم که زندگی خودم رو نابود کردم

54:43.279 --> 54:44.479
باید ازش محافظت می‌کردم

54:44.479 --> 54:45.959
نمی‌تونستم تحویلش بدم

54:45.959 --> 54:47.639
اون زمان عاشقش بودی؟

54:47.639 --> 54:48.879
صد البته

54:48.879 --> 54:49.959
و اینکه‫.‫.‫.

54:51.599 --> 54:53.199
عاشق اون دختر بودم

54:53.199 --> 54:58.479
یه جورایی‫، سومین قربانی این حادثه غم‌انگیزی که‫.‫.‫.

54:58.479 --> 54:59.999
رخ داده بود می‌دیدمش

55:00.269 --> 55:04.439
بهش گفتم ‫"به پلیس میگم کار من بود

55:04.479 --> 55:06.269
خودم گردن می‌گیرم

55:09.919 --> 55:13.319
در دانشگاه ویرجینیا‫،

55:13.349 --> 55:15.619
‫"داستان دو شهر‫" چارلز دیکنز رو خوندیم

55:15.649 --> 55:20.219
سیدنی کارتون‫، جرم‌های چارلز دارنی رو گردن گرفت‫‫.‫.‫.

55:20.259 --> 55:24.319
که چارلز و زنی که هر دو عاشقش بودن
خوشبخت با هم زندگی کنن

55:24.359 --> 55:27.459
اون زمان‫، من به اون داستان فکر کردم

55:27.519 --> 55:29.799
فکر می‌کردم بهترین کاری‌ایه که تو عمرم کردم

55:32.699 --> 55:35.499
سر قولم به زنی که عاشقشم می‌ایستم‫.‫.‫.

55:35.539 --> 55:36.529
و نجاتش می‌دم

55:36.799 --> 55:40.279
پیشبینی می‌کردیم که چند ساعته
سر و کله‌ی پلیس پیدا بشه

55:40.849 --> 55:44.939
برعکس سیدنی کارتون در داستان دو شهر‫،

55:44.979 --> 55:47.389
من پسر یه دیپلمات بودم

55:47.419 --> 55:51.119
پاسپورت و ویزای دیپلمات داشتم

55:51.159 --> 55:54.419
می‌تونستم عملی قهرمانانه انجام بدم‫.‫.‫.

55:54.459 --> 55:56.399
و جون نامزدم رو نجات بدم‫.‫.‫.

55:56.429 --> 55:57.429
بدون اینکه تا ابد باش

55:57.999 --> 56:01.679
ما فکر می‌کردیم که همین الان باید
تصمیم بگیریم و یه نقشه‌ای بکشیم‫.‫.‫.

56:01.679 --> 56:05.159
و بگیم که کار من بوده‫.
و اینکه چی به پلیس بگم‫.‫.‫.

56:05.159 --> 56:06.719
که باور کنن

56:06.719 --> 56:09.159
یه قصه واسه شرح اتفاقات اون روز
آماده کردیم

56:09.539 --> 56:13.479
یادم که حسابی ترسیده و وحشت‌زده بودم

56:13.509 --> 56:16.749
چون من توی تمام عمرم کار‫ی‫.‫.‫.

56:16.779 --> 56:21.689
به این مهمی انجام نداده بودم

56:21.719 --> 56:24.689
همون‌جور که گفتم‫.‫.‫.

56:24.729 --> 56:27.989
من توی پرقو بزرگ شدم‫.
هیچ‌وقت‫.‫.‫.

56:28.029 --> 56:33.729
مشکل بزرگی توی زندگیم پیش نیومده بود
که بخوام حلش کنم

56:33.769 --> 56:36.899
از لحاظ ذهنی من بچه بودم

56:36.939 --> 56:43.069
هجده ساله‌ام بود‫، ولی حل کردن
یه بحران بزرگ؟

56:43.109 --> 56:43.559
تا حالا پیش نیومده بود

56:43.719 --> 56:47.119
به هیئت منصفه بگید که
مثلاً چه چیزهایی گفتید؟

56:47.119 --> 56:50.639
مثلاً لحظه‌ای که خونه رسید‫م‫،
مادرش داشت چی کار می‌کرد

56:51.399 --> 56:53.599
باید یه انگیزه سرهم می‌کردم

56:53.639 --> 56:56.769
برگشتم گفتم که پدر و مادرش
راضی به وصلت ما نبودن

56:56.809 --> 56:59.109
اینو از روی رومئو و ژولیت برداشتیم

56:59.149 --> 57:01.769
داستان دو شهر چارلز دیکنز‫،

57:01.809 --> 57:04.079
رومئو و ژولیت‫.‫.‫.

57:04.119 --> 57:05.429
و در آخر‫، مکبث

57:05.449 --> 57:06.419
صحبتمون در این حد بود

57:06.449 --> 57:09.289
بر اساس شکسپیر

57:11.799 --> 57:15.639
جناب قاضی‫، من از متهم پرسیدم که
موضعش چیه

57:15.639 --> 57:19.719
جناب قاضی‫، در مورد اتفاقات پیش اومده‫،

57:19.719 --> 57:21.919
تا الان موضعش رو حفظ کرده بود‫،

57:21.919 --> 57:25.999
موضعش این بود که شخص خودش
دریک و نانسی هیسوم رو کشته

57:25.999 --> 57:27.719
خودش اینو اعتراف کرد

57:27.719 --> 57:30.759
جناب قاضی‫، از نظر من‫،
این کار نادرسته

57:30.759 --> 57:34.719
نمی‌شه در ابتدای دادرسی بگید که
فلان موضع رو دارید‫،

57:34.719 --> 57:37.559
بعد یهو موضعتون رو عوض کنید

57:37.559 --> 57:40.559
نه درسته و نه صادقانه

57:41.919 --> 57:44.719
در چهارم اُکتبر 1986

57:44.719 --> 57:48.519
شما گفتید که یه لحظه عصبانی شدید

57:49.999 --> 57:53.639
بلند شدید‫، آقای هیسوم شما رو هل داد
به سمت گوشه‫.‫.‫.

57:53.639 --> 57:55.199
و بعدش سرتون ضربه خورد‫. درسته؟

57:55.199 --> 57:56.799
بله‫، من اینو گفتم

57:56.799 --> 58:01.159
بعدش چاقو رو برداشتید و از پشت سر
به آقای هیسوم حمله کردید

58:01.159 --> 58:02.639
بله‫، من همینو گفتم

58:02.639 --> 58:05.559
بعد از سمت چپ تا راست گلوش رو بریدید

58:05.559 --> 58:07.559
‫- شما اینو گفتید؟
‫- بله‫، من همینو گفتم

58:07.559 --> 58:11.399
بارها پیش اومده افراد به ارتکاب جرم‌هایی
اعتراف کردن که‫.‫.‫.

58:11.399 --> 58:13.759
در اصل مرتکبشون نشدن

58:13.759 --> 58:16.359
اون فکر می‌کرد که مصونيت سياسى داره

58:16.359 --> 58:19.439
دختره هم مخ اون جوون رو کار گرفت که
گردن بگیره‫

58:19.439 --> 58:22.559
پسره فکر می‌کرد که اگه گیر بیفته‫،

58:22.559 --> 58:24.919
برش می‌گردونن آلمان‫‫.
چند سال میره زندان‫.‫.‫.

58:24.919 --> 58:28.839
آخرش هم آزاد میشه و برمی‌گرده پیش الیزابت

58:28.839 --> 58:30.359
یه نگاه به اینا بندازید

58:30.359 --> 58:34.399
اینا نامه‌هایی هستن که در تاریخ آوریل 1986‫.‫.‫.

58:34.399 --> 58:37.679
در واحدتون در انگلیس پیدا شد‫.
درسته؟

58:39.999 --> 58:42.359
عشق‫، شکلی از مراقبه‌ست

58:42.359 --> 58:45.359
و سلاحی گرم بر علیه پدر و مادرته

58:45.359 --> 58:48.039
نوشته عشق ما

58:48.039 --> 58:50.079
عشق من نسبت به الیزابت
و عشق من نسبت به اون

58:50.079 --> 58:54.799
این عشق به قولاً سلاح ما بر علیه
پدرش و مادرش بود

58:54.799 --> 58:57.359
چرا که می‌گفت پدرش بی‌رحم و بی‌احساسه‫.‫.‫.

58:57.359 --> 59:01.239
و مادرش هم بسیار ظالمه

59:01.239 --> 59:05.119
من عاشق الیزابت بودم و فکر می‌‫کردم که
عشقم به اون‫.‫.‫.

59:05.119 --> 59:07.439
بالغانه و واقعی شده بود

59:07.439 --> 59:09.959
اون زمان‫، همچین حسی داشتم

59:09.959 --> 59:13.039
محاکمه فردا ساعت نُه و نیم ادامه پیدا می‌کنه

59:13.039 --> 59:15.319
قرار است فردا از مقامات بریتانیایی که‫.‫.‫.

59:15.319 --> 59:17.559
از سورینگ بازجویی کرده بودند‫،
سؤالاتی شود

59:17.559 --> 59:20.079
قاضی ویلیام سوینی تصمیم خواهد گرفت که‫.‫.‫.

59:20.079 --> 59:23.359
اعتراف به ارتکاب جرم توسط سورینگ‫،
برایش دردسر می‌شود یا نه

59:23.359 --> 59:26.439
پم ویندسور‫، نیوز سنتر 13
شهرستان بدفورد

59:28.999 --> 59:32.119
‫- اسمتون رو می‌گید‫؟
‫- کنیث بیور

59:32.119 --> 59:33.359
شغلتون چیه؟

59:33.359 --> 59:36.039
من کاراگاه اداره پلیس لندن هستم

59:36.039 --> 59:38.239
بسیار خب

59:38.239 --> 59:39.559
یه نگاه به اینا بندازید

59:41.239 --> 59:45.439
محتویات نامه‌نگاریشون در این دفتر خاطرات بود

59:45.439 --> 59:48.239
اینا رو کجا پیدا کردید؟

59:48.239 --> 59:50.519
در واحدی واقع در لندن

59:50.519 --> 59:53.839
خود آقای سورینگ‫، واحد رو بهم نشون داد

59:53.839 --> 59:56.919
اون روز‫، موهاش مایل به قرمز بودن

59:56.919 --> 59:59.959
و یه سبیل مصنوعی‫.‫.‫.

59:59.959 --> 01:00:02.079
شبیه به سبیل شما گذاشته بود‫،‌ آقا

01:00:04.959 --> 01:00:07.759
اسم من تری رایته‫.
من کاراگاه هستم

01:00:07.759 --> 01:00:08.999
اون زمان‫.‫.‫.

01:00:08.999 --> 01:00:11.959
در اداره پلیس ریچموند واقع در لندن
کار می‌کردم

01:00:11.959 --> 01:00:14.999
چی شد که با ویرجینیا تماس گرفتید؟

01:00:14.999 --> 01:00:17.239
یه کپی از نامه دیدم که‫.‫.‫.

01:00:17.239 --> 01:00:19.479
آدرس مقصد‫ش‫، افسران رید و گاردنر بودند

01:00:25.559 --> 01:00:28.239
الو‫، گیل؟
دیوید هستم

01:00:28.239 --> 01:00:31.479
چی دست گیرت شد؟

01:00:31.479 --> 01:00:33.519
فارمر فوت کرده

01:00:34.839 --> 01:00:36.639
ای خدا

01:00:36.639 --> 01:00:38.239
دو هفته پیش فوت کرد

01:00:39.639 --> 01:00:44.079
اگه واقعاً همچین کاری کرده بود‫،

01:00:44.079 --> 01:00:48.519
باورت میشه که هیچ کاراگاهی
باهاش در این رابطه حرف نزد؟

01:00:48.519 --> 01:00:50.119
ای خدا

01:00:50.119 --> 01:00:52.079
بفرمایید

01:00:53.559 --> 01:00:54.839
این نامه‫، دست خطی که‫.‫.‫.

01:00:54.839 --> 01:00:56.879
طبق تشخیص من‫، مال الیزابت هیسومه

01:00:56.879 --> 01:00:58.679
‫"ینز عزیز من‫،

01:00:58.679 --> 01:01:01.279
‫‫"فکر کنم باید این سحر رو بردارم

01:01:01.279 --> 01:01:06.039
پدرم‫، ویرا لین گذاشته و اولین آهنگ مادرم هم
لیلی مارلینه

01:01:14.679 --> 01:01:16.759
‫"مادرم ششمین لیوان نوشیدنی‌اش رو بالا کشید

01:01:16.759 --> 01:01:20.399
‫"سپس حین خوردن نهمین لیوان‫،
جیم فارمر تماس گرفت

01:01:20.399 --> 01:01:22.279
‫"گفت جشنی قرار است برگزار شود

01:01:22.279 --> 01:01:26.799
‫"همین‌جا یاد تموم داستان‌های قتلی که خونده بودم افتادم

01:01:26.799 --> 01:01:30.559
‫"شخص پر مویی که می‌خواد با پدر و مادرم
نوشیدنی بخوره‫"

01:01:35.319 --> 01:01:37.239
‫"پدرم عین ساعت زنگی‫، هی زنگ می‌زنه

01:01:37.239 --> 01:01:40.879
‫"باید خاموشش کنم و صداش رو ببرم

01:01:40.879 --> 01:01:43.239
‫"صحنه‌ای از یک دورهمی شام بی‌روح

01:01:43.239 --> 01:01:46.599
‫"ویلیام استیرن ‫(انتخاب سوفی‫)

01:01:46.599 --> 01:01:49.199
‫"در وانی مملوء‌ از حباب نشستم

01:01:49.199 --> 01:01:52.199
‫"خوابم میاد‫. یه عالمه نوشیدنی خوردم

01:01:52.199 --> 01:01:53.839
‫"روزها به آرامی سپری می‌شن

01:01:53.839 --> 01:01:56.079
‫"چرا پدر و مادرم نمی‌افتن بمیرن؟

01:01:56.079 --> 01:01:57.679
خیلی ازشون بدم میاد‫"

01:02:04.199 --> 01:02:08.519
‫"می‌تونیم تا فارغ التحصیلی‌ام صبر کنیم
و بعدش بریم‫،

01:02:08.519 --> 01:02:10.359
می‌تونیم هم زودتر شرشون رو کم کنیم

01:02:12.369 --> 01:02:15.469
از همون اول‫،

01:02:15.509 --> 01:02:17.199
داشتم دروغ‌های شاخدار می‌گفتم

01:02:17.239 --> 01:02:19.369
نباید حرفم رو باور می‌کردن

01:02:19.409 --> 01:02:23.179
مشکل اینه که این پرونده‫.‫.‫.

01:02:23.219 --> 01:02:27.119
خیلی پیچیده‌ست‫ و‫.‫.‫.

01:02:29.679 --> 01:02:32.639
‫- الان هدفتون چیه؟
‫- که حقیقت رو بگم

01:02:32.639 --> 01:02:35.559
که اعضای هیئت منصفه رو قانع کنید‫،
کاری نکردید؟

01:02:35.559 --> 01:02:37.319
حقیقت همینه‫.
بله

01:02:37.319 --> 01:02:39.799
این کارو می‌تونید بکنید؟

01:02:39.799 --> 01:02:41.039
که حقیقت رو بگم؟

01:02:41.039 --> 01:02:44.199
اگه توانایی دروغ گفتن برای محافظت از خودتون رو دارید‫،

01:02:44.199 --> 01:02:47.879
قطعاً توانایی دروغ گفتن به این آدم‌ها‫.‫.‫.

01:02:47.879 --> 01:02:50.239
‫- برای فرار از مجرم شناخته شدن رو دارید
‫- من همچین کاری نکردم

01:02:50.239 --> 01:02:52.839
آیا توانایی انجام این کارو دارید؟

01:02:52.839 --> 01:02:56.239
از لحاظ تئوریک‫، چون یک بار برای محافظت
از الیزابت دروغ گفتم‫،

01:02:56.239 --> 01:02:58.159
این‌جا دارم حقیقت رو بر زبان میارم

01:02:58.159 --> 01:03:00.919
الان دیگه نمی‌تونید بلایی سر الیزابت بیارید

01:03:00.919 --> 01:03:02.599
ینز خیلی باهوش بود

01:03:02.599 --> 01:03:05.679
هم بورسیه جفرسون رو دریافت کرده بود
و هم بورسیه اکسلز

01:03:05.679 --> 01:03:11.159
به ندرت پیش میاد که یک شخص بتونه
هر دوی این بورسیه‌ها رو‫.‫.‫.

01:03:11.159 --> 01:03:12.519
مال خودش کنه

01:03:12.519 --> 01:03:17.639
دختره هم از لحاظ درسی خیلی با استعداد بود

01:03:17.639 --> 01:03:22.399
حداقل در ابتدا‫،‌ همین آی‌کیوشون بود که
باعث شد‫.‫.‫.

01:03:22.399 --> 01:03:25.399
در کنار هم قرار بگیرن

01:03:25.399 --> 01:03:28.799
‫- آیا این یک چالش ذهنی برای شما محسوب میشه؟
‫- خیر

01:03:28.799 --> 01:03:31.599
قطعاً گول زدن من هم براتون‫.‫.‫.

01:03:31.599 --> 01:03:35.399
کار سختی نیست‫. درسته؟

01:03:35.399 --> 01:03:38.199
فکر می‌کنم تا الان شما داشتید منو گول می‌زدید

01:03:38.199 --> 01:03:41.359
خیلی باهوش بودن‫، یه مسئولیتی هم پشتشه

01:03:41.359 --> 01:03:45.599
بعضی‌ها به خاطر باهوش بودنت‫،
ازت بدشون میاد

01:03:45.599 --> 01:03:48.519
گاهی اوقات هم آدم‌های باهوش‫،
باهوش بودنشون رو‫.‫.‫.

01:03:48.519 --> 01:03:50.159
خیلی خوب قایم نمی‌کنن

01:03:50.159 --> 01:03:53.559
یه جورایی‫، ینز هم‫.‫.‫.

01:03:55.079 --> 01:03:56.599
یه سری چالش‌ها داشت

01:03:56.599 --> 01:03:58.359
نمی‌فهمم‫، آقا

01:03:58.359 --> 01:04:02.079
چرا در چنین شرایطی که متهم به قتلید‫،

01:04:02.079 --> 01:04:04.479
به راحتی می‌خندید؟

01:04:04.479 --> 01:04:05.959
من نخندیدم

01:04:05.959 --> 01:04:08.639
مگه همین چند دقیقه پیش نخندیدید؟

01:04:08.639 --> 01:04:11.399
لبخند زدم‫،‫ چون شما می‌خواید هیئت منصفه رو
گمراه کنید

01:04:11.399 --> 01:04:15.119
می‌خوام بیشتر در این رابطه باهاتون حرف بزنم

01:04:15.119 --> 01:04:20.479
باید شرایط رو جوری قالب‌ریزی کرد‫.‫.‫.

01:04:20.479 --> 01:04:25.199
که نظر یه آدم رو جلب کنه

01:04:25.199 --> 01:04:28.439
واسه همین شروع کردم به جمع کردن‫.‫.‫.

01:04:28.439 --> 01:04:31.559
یه گروه کوچیک که نگاهی کاملاً متفاوت‫.‫.‫.

01:04:31.559 --> 01:04:34.599
نسبت به نگاه گذشته دیگران بهش بندازن

01:04:34.599 --> 01:04:37.599
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر‫. سلام

01:04:37.599 --> 01:04:40.559
از دیدنتون خوشحالم‫.
سلام‫. صبح بخیر

01:04:40.559 --> 01:04:41.799
سلام

01:04:41.799 --> 01:04:45.159
این یادداشتی از شهروندان ویرجینیاست که‫.‫.‫.

01:04:45.159 --> 01:04:48.399
خواهان آزادی و برگرداندن ینز سورینگ هستن

01:04:48.399 --> 01:04:53.279
هیئت عفو مشروط ویرجینیا‫،
هشت بار آزادی مشروط اونو بررسی کرده بودن

01:04:53.279 --> 01:04:56.279
من ینز سورینگ رو از یازده سالگیش می‌شناختم

01:04:56.279 --> 01:05:00.159
حاضرم از همین الان تا هر وقت که‫.‫.‫.

01:05:00.159 --> 01:05:02.039
خودش می‌خواد باهام زندگی کنه

01:05:02.039 --> 01:05:05.479
من بیش از 35 ساله که عضو وزارت زندانم

01:05:05.479 --> 01:05:09.959
ینز سورینگ یه نامه واسه‌ام فرستاد و گفت
که کمکش کنم یه کشیش پیدا کنه

01:05:09.959 --> 01:05:12.159
در ایمانش به مشکل برخورده بود

01:05:12.159 --> 01:05:15.639
مادربزرگش در نامه‌ای بهش گفت که
شرافتمندانه‌ترین حرکت‫.‫.‫.

01:05:15.639 --> 01:05:18.239
خودکشی‌ایه

01:05:18.239 --> 01:05:21.479
از اون زمان‫، ماهی یه بار همدیگه رو می‌بینیم

01:05:21.479 --> 01:05:24.599
همچنان هم این روند ادامه داره

01:05:24.599 --> 01:05:28.599
در 27 سالی که در زندان سپری کرده‫،
هیچ تخلفی نداشته

01:05:28.599 --> 01:05:30.079
تا اون‌جایی که من می‌دونم‫،

01:05:30.079 --> 01:05:34.119
هیچ‌کس در سیستم زندان‫،
همچین رکوردی نداشته

01:05:34.119 --> 01:05:40.639
همین باعث شد فکر کنم که‫.‫.‫.

01:05:40.639 --> 01:05:44.279
همچین کاری از این آدم بر نمیاد

01:05:44.279 --> 01:05:46.079
فقط‫.‫.‫.

01:05:46.079 --> 01:05:47.919
فقط میشه گفت که اصلاً‌ توی ذاتش نیست

01:05:47.919 --> 01:05:52.279
اون هیچ خطری برای جامعه نداره

01:05:52.279 --> 01:05:55.399
من هشت ساله که در اداره دادستانی کار می‌کنم

01:05:55.399 --> 01:06:01.399
یکی از دوستانم در دادستانی‫،
دوست پدر ینز بود

01:06:01.399 --> 01:06:04.759
اون بهم گفت که یه پرونده جالب دستشه

01:06:04.759 --> 01:06:06.799
و ازم می‌خواد به این جوونی که در محاکمه‫.‫.‫.

01:06:06.799 --> 01:06:09.639
در حقش اجحاف شده‫،‌ کمک کنم

01:06:11.119 --> 01:06:13.679
تموم پرونده‌ها رو آوردم

01:06:13.679 --> 01:06:16.479
و تموم گزارشات پلیس رو خوندم

01:06:18.359 --> 01:06:21.479
پرونده رو بالا و پایین کردم

01:06:21.479 --> 01:06:23.279
و گفتم ‫"این مرد بی‌گناهه‫"

01:06:24.559 --> 01:06:26.679
‫"اشتباه گرفتن‫. کار این مرد نیست‫"

01:06:30.399 --> 01:06:33.759
‫- لطفاً اسمتون رو بگید‫، خانم
‫- اَنی رابرستون مسی

01:06:35.199 --> 01:06:38.919
میشه بگید چی شد که‫.‫.‫.

01:06:38.919 --> 01:06:40.959
وارد خونه قربانی شدید؟

01:06:40.959 --> 01:06:43.879
الیزابت از شارلوتزویل تماس گرفت و گفت که‫.‫.‫.

01:06:43.879 --> 01:06:47.439
هر چی با پدر و مادرش تماس می‌گیره‫،
کسی جواب نمی‌ده

01:06:47.439 --> 01:06:50.239
ازم پرسید من می‌دونم کجان یا نه

01:06:50.239 --> 01:06:52.959
من بهش گفتم نه‫.
خودم هم دنبالشونم

01:06:52.959 --> 01:06:55.999
‫- بعدش چی کار کردید؟
‫- با شوهرم تماس گرفتم

01:06:55.999 --> 01:06:58.359
برنامه‌مون این بود که مستقیم وارد خونه بشیم

01:06:58.359 --> 01:06:59.879
درب رو باز کردم

01:06:59.879 --> 01:07:01.639
چی دیدید؟

01:07:01.639 --> 01:07:03.479
جنازه دریک رو دیدم

01:07:05.279 --> 01:07:06.919
کجا بود؟

01:07:06.919 --> 01:07:08.999
سمت چپ درب افتاده بود

01:07:11.639 --> 01:07:13.319
جسدش تکون نخورده بود

01:07:15.079 --> 01:07:17.679
من و بیل رفتیم شارلوتزویل‫.‫.‫.

01:07:17.679 --> 01:07:22.159
که حضوراً مرگ پدر و مادر الیزابت رو
به اطلاعش برسونیم

01:07:22.159 --> 01:07:25.119
وقتی شارلوتزویل بودید‫، متهم رو‫.‫.‫.

01:07:25.119 --> 01:07:27.319
‫- در اون‌جا دیدید؟
‫- بله

01:07:27.319 --> 01:07:28.999
خانواده دور هم جمع شده بودن

01:07:28.999 --> 01:07:33.079
هم‌اتاقیش ‫"کریستین کیم‫"‌ رو هم دعوت کردم

01:07:33.079 --> 01:07:35.559
سه تاشون رو برگردوندیم

01:07:38.199 --> 01:07:40.559
خانم مسی‫، می‌خوام یه سری سوالات حساس‫.‫.‫.

01:07:40.559 --> 01:07:43.599
ازتون بپرسم

01:07:43.599 --> 01:07:46.959
تا حالا پیش اومده بود که نانسی هیسوم
تصاویر مستهجنی‫.‫.‫.

01:07:46.959 --> 01:07:48.319
از الیزابت هیسوم بهتون نشون بده؟

01:07:48.319 --> 01:07:49.999
نخیر

01:07:52.159 --> 01:07:55.759
پیش اومده بود که در لوس چیپینگز‫.‫.‫.

01:07:55.759 --> 01:07:59.519
از هیکل الیزابت هیسوم تعریف‫.‫.‫.

01:07:59.519 --> 01:08:01.759
و تمجید کنید؟

01:08:01.759 --> 01:08:02.879
اعتراض دارم‫، جناب قاضی

01:08:02.879 --> 01:08:04.959
خب‫، من‫.‫.‫.

01:08:04.959 --> 01:08:07.039
از الیزابت پرسیدید که‫.‫.‫.

01:08:07.039 --> 01:08:10.439
در شب سی‌ام مارس در اون‌جا حضور داشت یا نه؟

01:08:13.039 --> 01:08:14.479
خیر

01:08:14.479 --> 01:08:17.799
‫- نه
‫- خیر‫. یه بار ازش پرسیدم

01:08:17.799 --> 01:08:18.879
اعتراض دارم

01:08:18.879 --> 01:08:20.999
سؤالتون رو بد شروع کردید

01:08:20.999 --> 01:08:22.919
نمی‌دونم تا کجا می‌خواد پیش برید‫،

01:08:22.919 --> 01:08:25.359
ولی با توجه به سبک شروع کردنتون‫،
میگم اعتراض وارده

01:08:25.359 --> 01:08:30.199
آقای نیتون‫، دوست پدر ینز بود

01:08:30.199 --> 01:08:31.799
اهل ویرجینیا نبود

01:08:31.799 --> 01:08:35.119
ویرجینیا‫.‫.‫.

01:08:35.119 --> 01:08:39.199
یه سری قوانین مختص خودش رو داره

01:08:39.199 --> 01:08:42.719
مثلاً اگه یه بحثی رو سبک درستی پیش نبری‫،

01:08:42.719 --> 01:08:45.839
فرصت صحبت کردن در موردش رو
از دست میدی

01:08:45.839 --> 01:08:49.479
می‌دونید یه سری حقایق وجود دارن که به الیزابت هیسوم‫.‫.‫.

01:08:49.479 --> 01:08:52.239
‫- اعتراض دارم
‫- آقای نیتو‫ن‫، سوالتون مناسب نیست

01:08:52.239 --> 01:08:56.119
اعتراض وارده‫.
شما وکیل با تجربه‌ای هستید

01:08:56.119 --> 01:08:58.359
دارید مسیر رو اشتباه می‌رید‫.
اعتراض وارده

01:09:00.839 --> 01:09:03.399
با ارجاع به بخش 11 بی‫،

01:09:03.399 --> 01:09:06.759
یه تار مو در سینک حموم پیدا شد

01:09:07.999 --> 01:09:10.519
این تار مو رو‫.‫.‫.

01:09:10.519 --> 01:09:12.719
با موی متهم مقایسه کردید؟

01:09:12.719 --> 01:09:14.239
بله‫، آقا

01:09:14.239 --> 01:09:18.519
این تار مو هیچ مطابقتی با موی‫.‫.‫.

01:09:18.519 --> 01:09:20.239
ینز سورینگ نداشت

01:09:25.479 --> 01:09:27.439
‫- سؤال دیگه‌ای دارید؟
‫- خیر‫، قربان

01:09:27.439 --> 01:09:29.719
شاهد می‌تونه پایین بیاد‫.
مرخصید

01:09:31.239 --> 01:09:34.199
آقای یانگ‫، شما یه سری آثار انگشت رو‫.‫.‫.

01:09:34.199 --> 01:09:36.119
برای مقایسه تحویل دادید

01:09:36.119 --> 01:09:40.919
آیتم 17 ال‌آر‫، بطری نوشیدنی‌ایه

01:09:40.919 --> 01:09:44.959
‫- بله‫، آقا‫
‫- چهارده اثر انگشت روی این بطری‌ها بود

01:09:44.959 --> 01:09:47.599
9تا از این آثار انگشت‫،‌ متعلق به دریک هیسوم بودن

01:09:47.599 --> 01:09:52.079
دو تاشون بعدش مشخص شدن مال کی‌ان؟

01:09:52.079 --> 01:09:53.559
دو تای دیگه‫.‫.‫.

01:09:53.559 --> 01:09:56.159
مال الیزابت هیسوم بودن

01:09:56.159 --> 01:09:58.559
هر دو روی بطری سفید بودن

01:09:58.559 --> 01:10:01.639
پس 9 تا از آثار انگشت یافت شده‫،
متعلق به دریک بودن

01:10:01.639 --> 01:10:04.319
دو تاشون متعلق به الیزابت هیسوم بودن

01:10:04.319 --> 01:10:06.879
سه تای دیگه هیچ‌ تطابقی‫.‫.‫.

01:10:06.879 --> 01:10:09.759
با آثار انگشت تحویل داده شده نداشتن

01:10:09.759 --> 01:10:12.039
این مصاحبه در ویرجینیا‫، بدفورد ضبط میشه

01:10:12.039 --> 01:10:14.239
نام مهمان‫، چارلز ریده

01:10:14.239 --> 01:10:17.079
‫- چاک رید
‫- ‫چاک رید

01:10:17.079 --> 01:10:19.639
من کاراگاه کلانتری بدفورد بودم

01:10:19.639 --> 01:10:21.679
شما و ریکی گاردنر

01:10:21.679 --> 01:10:23.719
ریکی تازه اومده بود

01:10:23.719 --> 01:10:25.559
اولین پرونده قتل ریکی بود

01:10:25.559 --> 01:10:26.879
باید این‌طور بگم

01:10:26.879 --> 01:10:29.039
بیش از هزار عکس گرفتیم

01:10:29.039 --> 01:10:31.119
اجساد جوری رو زمین بودن که‫.‫.‫.

01:10:31.119 --> 01:10:33.719
کله‌هاشون به سمت شمال بود

01:10:33.719 --> 01:10:36.279
من فکر نمی‌کنم که الیزابت به تنهایی
این کارو کرد

01:10:36.279 --> 01:10:40.199
شک ندارم که دست اشخاص دیگه‌ای هم تو کار بود

01:10:40.339 --> 01:10:43.499
سر صحنه جرم‫، اثر انگشت‫،

01:10:43.539 --> 01:10:47.629
خون و یه تار مو بود

01:10:47.679 --> 01:10:51.369
احتمالاً رد کفش هم بود که‫.‫.‫.

01:10:51.409 --> 01:10:55.849
همگی متعلق به همدست الیزابت بودن

01:10:55.879 --> 01:10:57.879
هیچ‌کدومشون هم با من مطابقت نداشتن

01:10:57.919 --> 01:11:01.959
بعد از سی سال‫، هنوز که هنوزه‫،
ذهنم مشغولشه

01:11:01.959 --> 01:11:04.599
هیچ مدرک فیزیکی وجود نداشت

01:11:04.599 --> 01:11:07.559
صرفاً این رد جورابی که توی خونه بود‫.‫.‫.

01:11:07.559 --> 01:11:09.079
قانعشون کرده بود

01:11:10.859 --> 01:11:15.459
تنها دلیلی که باعث شد
منو گناهکار کنن‫،

01:11:15.499 --> 01:11:21.439
این رد جوراب بود‫.‫.‫.

01:11:21.479 --> 01:11:23.769
که به قولاً مال من بود

01:11:23.809 --> 01:11:24.839
و دادستان گفت که ‫"اگه تبدیل به دستکش کنه‫،
می‌تونه دستش کنش‫"

01:11:25.079 --> 01:11:30.759
با نگاه به فرم این پا‫،

01:11:30.759 --> 01:11:33.919
و سبک راه رفتن ینز سورینگ‫،

01:11:33.919 --> 01:11:35.999
هر چی نگاه کردم‫.‫.‫.

01:11:35.999 --> 01:11:38.719
بیشتر قانع شدم که پای ایشون
این رد رو گذاشته

01:11:38.719 --> 01:11:42.719
اولاً‫:‌ این شخص نه متخصص رد جوراب یابی‫.‫.‫.

01:11:42.719 --> 01:11:46.919
یا رد پا یابی نبود‫،
متخصص رد تایر یابی بود

01:11:46.919 --> 01:11:50.319
اصلاً نباید بهش اجازه می‌دادن که اظهار نظر کنه

01:11:50.319 --> 01:11:54.679
اگه این ردی که از مظنون پیدا کردن‫،

01:11:54.679 --> 01:11:58.639
این رد پای ینز سورینگه

01:11:58.639 --> 01:12:00.959
اگه این‌طور تاش کنی‫،

01:12:00.959 --> 01:12:03.559
عین دستکش میشه

01:12:03.559 --> 01:12:07.159
تاش که بکنید‫،‌ عین دستکش میشه

01:12:07.159 --> 01:12:12.199
این حرکت بسیار غیرحرفه‌ای و غیرمتخصصانه بود

01:12:12.199 --> 01:12:15.199
حرکتی احمقانه و غیرعلمی بود

01:12:15.199 --> 01:12:16.719
مسخره بود

01:12:16.719 --> 01:12:19.959
هیچ‌کس نمی‌تونه با رد جوراب بگه که‫.‫.‫.

01:12:19.959 --> 01:12:21.839
پای یه شخص چه شکلی‌ایه

01:12:21.839 --> 01:12:23.999
بر اساس رد پا‫.‫.‫.

01:12:23.999 --> 01:12:26.759
و اعترافی که خودش کرد‫،

01:12:26.759 --> 01:12:28.319
در اون موقعیت قرار گرفت

01:12:28.319 --> 01:12:33.159
75درصد کسانی که امروز در زندانن‫،
به خاطر دهنشونه

01:12:33.159 --> 01:12:36.199
نه مدرک‫، دهن خودشون

01:12:36.199 --> 01:12:39.439
از قضا دهن ینز هم باعث شد که
زندان بیفته

01:12:43.719 --> 01:12:49.199
آقای گاردنر‫، شما می‌دونستید رد کفشی که‫.‫.‫.

01:12:49.199 --> 01:12:51.839
در خونه هیسوم پیدا شد‫.‫.‫.

01:12:51.839 --> 01:12:56.079
با سایز زنان 8.5 مطابقت داره؟

01:12:56.079 --> 01:12:57.799
مطمئن نیستم‫، آقای نیتون

01:12:57.799 --> 01:13:00.959
چون نمی‌دونم نتیجه گزارش آزمایشگاه ریچموند‫.‫.‫.

01:13:00.959 --> 01:13:02.559
کی به دستمون رسید

01:13:02.559 --> 01:13:05.839
آقای گاردنر‫، شما در زمان بازجویی از الیزابت هیسوم‫.‫.‫.

01:13:05.839 --> 01:13:08.319
‫- حضور داشتید‫. درسته؟
‫- بله‫، حضور داشتم

01:13:08.319 --> 01:13:12.399
در اون بازجویی‫، الیزابت هیسوم بهتون گفت که‫.‫.‫.

01:13:12.399 --> 01:13:15.439
‫- سایز کفش 8 بود؟
‫- اعتراض دارم‫، جناب قاضی

01:13:15.439 --> 01:13:19.879
یا هیئت منصفه مرخص بشن
یا کلاً دادگاه رو علنی کنیم

01:13:19.879 --> 01:13:23.199
فکر می‌کنم در این مورد‫، باید اعضای هیئت منصفه رو
بیرون ببریم

01:13:23.199 --> 01:13:27.039
اعضای هیئت منصفه‫ به اتاقشون تشریف ببرن

01:13:31.479 --> 01:13:34.479
تلویزیون لینچبرگ‫، محاکمه ینز سورینگ را‫.‫.‫.

01:13:34.479 --> 01:13:37.319
همان روز از دادگاه بدفورد
به سمع و نظرتان می‌رساند

01:13:37.319 --> 01:13:40.999
این است خدمت تلویزیون لینچبرگ به شما

01:13:42.799 --> 01:13:44.799
[در غیاب اعضای هیئت منصفه]

01:13:45.239 --> 01:13:47.759
توی گزارش بیکر ذکر شده که‫.‫.‫.

01:13:47.759 --> 01:13:50.759
نوع کفش‫‫، ‫"نیو بالانس‫" بود‫؟

01:13:50.759 --> 01:13:52.759
درسته؟

01:13:55.199 --> 01:13:56.959
بله‫، آقا

01:13:56.959 --> 01:13:59.279
سایز زنونه چند بود؟

01:14:07.239 --> 01:14:12.879
8.5زنونه

01:14:12.879 --> 01:14:16.319
پس باید آمار یه عده دیگه هم گرفته بشه

01:14:16.319 --> 01:14:20.719
بخش شما تحلیل رو خواست؟

01:14:20.719 --> 01:14:24.919
من و اِد با هم کار تحلیل رو انجام دادیم

01:14:24.919 --> 01:14:27.719
ولی توی دادگاه ازش استفاده نشد

01:14:27.719 --> 01:14:29.559
آره

01:14:29.559 --> 01:14:31.919
گاردنر گفت اصلاً تحلیلی وجود نداشت

01:14:31.919 --> 01:14:34.599
تحلیلی انجام گرفت‫.‫.‫.

01:14:34.599 --> 01:14:37.839
و تحویل دادگاه داده نشد؟

01:14:37.839 --> 01:14:40.119
موضوع مهمی‌ایه

01:14:40.119 --> 01:14:42.079
تشریف ببرید بشینید

01:14:45.159 --> 01:14:47.239
میشه اسمتون رو به هیئت منصفه بگید؟

01:14:47.239 --> 01:14:50.239
اسم من جین باسه‫.
من در هلوکومب راک رود زندگی می‌‫کردم

01:14:50.239 --> 01:14:52.919
پایین‌تر خونه‌ی هیسوم

01:14:52.919 --> 01:14:56.519
اون شب از کنار خونه هیسوم رد شدید؟

01:14:56.519 --> 01:14:57.919
بله

01:14:57.919 --> 01:15:00.799
شنبه‫، یکشنبه یا دوشنبه شب بود

01:15:00.799 --> 01:15:02.719
تازه هوا داشت تاریک می‌شد

01:15:02.719 --> 01:15:08.119
تموم لامپ‌های بیرون و داخل خونه روشن بودن

01:15:08.119 --> 01:15:12.199
جلوی خونه لب تا لب‫.‫.‫.

01:15:12.199 --> 01:15:17.519
و تا جایی که دیده می‌شد‫،
ماشین پارک شده بود

01:15:17.519 --> 01:15:20.119
فکر می‌کنم حداقل پنج شش تا ماشین
پارک شده بودن

01:15:21.959 --> 01:15:25.239
گفتید جلوی خونه‫، همه‌اش ماشین بود؟

01:15:25.239 --> 01:15:27.479
ماشین آخری دیگه حدود یه متر‫.‫.‫.

01:15:27.479 --> 01:15:28.719
وارد خیابون شده بود

01:15:28.719 --> 01:15:31.719
‫- پس جلوی خونه پر بود؟
‫- بله‫، تا جایی که دیده می‌شد

01:15:35.599 --> 01:15:38.639
چرا دختره ماشین رو به اسم خودش
کرایه کرد‫،

01:15:38.639 --> 01:15:42.239
بعد دادش به پسره که بره
باهاش آدم بکشه‫؟

01:15:42.239 --> 01:15:43.879
اون هم در حالی که‫ هر کس‫.‫.‫.

01:15:43.879 --> 01:15:46.319
اون شب می‌تونست ماشینه رو تشخیص بده

01:15:47.719 --> 01:15:50.919
از کجا معلوم که خود پسره توی واشنیگتن نموند؟

01:15:50.919 --> 01:15:53.759
از کجا معلوم خود دختره با ماشین برنگشت‫،
یه جای دیگه پارکش نکرد‫.‫.‫.

01:15:53.759 --> 01:15:57.119
و با چند نفر دیگه و یه ماشین دیگه
سر صحنه جرم نرفت؟

01:15:57.119 --> 01:15:59.519
اگه یه گروه دیگه با یه ماشین دیگه
مرتکب جرم شدن‫،

01:15:59.519 --> 01:16:01.279
و برگشتن و سوار ماشین کرایه‌ای شدن‫،

01:16:01.279 --> 01:16:03.599
راحت می‌تونستن رد ماشین رو بزنن
و به دختره برسن

01:16:03.599 --> 01:16:07.239
می‌خوام بگم که هر چیزی ممکنه

01:16:07.239 --> 01:16:09.239
میشه در مورد جیم فارمز ازتون بپرسم؟

01:16:09.239 --> 01:16:11.839
باباش رو می‌شناختم‫.
قاضی بود

01:16:11.839 --> 01:16:14.519
فارمر‫، قاضی عالی بدفورد بود

01:16:15.599 --> 01:16:18.479
پس شنبه‫، شما در واشینگتن بودید

01:16:18.479 --> 01:16:20.519
الیزابت بهتون گفت که‫.‫.‫.

01:16:20.519 --> 01:16:23.839
می‌خواد یه مقدار مواد رو به دست شخصی
در شارلوتزویل برسونه؟

01:16:23.839 --> 01:16:25.159
درسته

01:16:25.159 --> 01:16:27.959
قرار بود در واشینگتن‫، جنسی رو تحویل بگیره

01:16:27.959 --> 01:16:31.239
به همراه شخصی که به قول خودش
ساقی‌اش بود‫. جیم فارمر

01:16:31.239 --> 01:16:35.079
چرا این‌قدر اصرار دارید به اون شخص حمله کنید؟

01:16:35.079 --> 01:16:37.479
من که سؤالم در مورد اون آقا نبود

01:16:37.479 --> 01:16:40.839
من حرفی که خودش بهم زد رو بهتون گفتم

01:16:40.839 --> 01:16:43.519
ینز‫، الیزابت بهتون گفت که‫.‫.‫.

01:16:43.519 --> 01:16:46.679
واسه ساعت ده و ربع‫،‌ بلیت خریده؟

01:16:46.679 --> 01:16:49.959
نه‫. الیزابت در زمان اشتباه کرد

01:16:49.959 --> 01:16:52.999
چون زمانی که بلیت‌ها رو خریدم‫،
واشینگتن نبودش

01:16:52.999 --> 01:16:55.759
همون‌جور که من محل قرارگیری اجساد رو اشتباه گرفتم

01:16:55.759 --> 01:16:57.439
چون در لینچبرگ نبودم

01:16:57.439 --> 01:17:00.879
خیلی خب‫. میشه بیاید پایین که
یه سری توضیحات بدید؟

01:17:00.879 --> 01:17:03.919
وقتی الیزابت با برادرهاش برگشت خونه
که اون‌جا رو تمیز کنه‫،

01:17:03.919 --> 01:17:06.399
نامه‌ای واسه‌ام نوشت و گفت‫ که‫.‫.‫.

01:17:06.399 --> 01:17:08.919
خونه با زمانی که ترکش کرد
فرق می‌کنه

01:17:08.919 --> 01:17:11.839
و حتماً یه نفر بعدش وارد خونه شده

01:17:11.839 --> 01:17:15.759
گفت اجساد در جهت قرار گرفتن

01:17:15.759 --> 01:17:17.719
این اتاق پذیرایی‌ایه‫. درسته؟

01:17:17.719 --> 01:17:19.239
وقتی بهم گفت دم در‫،

01:17:19.239 --> 01:17:23.439
فکر کردم منظورش از دم در‫، این‌طوری‌ایه

01:17:23.439 --> 01:17:24.959
اشتباه کردم

01:17:24.959 --> 01:17:28.279
وقتی گفت دم در‫‫، منظورش این‌طور بود

01:17:28.279 --> 01:17:29.679
یعنی جلو در بسته بود

01:17:29.679 --> 01:17:32.759
واسه همین شکل قرارگیری جسد خانم هیسوم رو‫.‫.‫.

01:17:32.759 --> 01:17:34.639
‫- از این‌طور به این‌طور عوض کردم
‫- خیلی خب‫. به کارمون ادامه می‌دیم

01:17:36.239 --> 01:17:37.839
اون نامه چی شد؟

01:17:37.839 --> 01:17:39.999
دورش انداختم‫.
چون فکر می‌کردم که این نامه‫.‫.‫.

01:17:39.999 --> 01:17:42.879
مشخص می‌کرد که الیزابت‫، آقا و خانم هیسوم رو کشت

01:17:42.879 --> 01:17:45.039
ولی فکر نمی‌کردم که در توطئه قتل پدر و مادرش‫،

01:17:45.039 --> 01:17:48.159
یه نفر دیگه هم شرکت کرده بود

01:18:04.519 --> 01:18:06.839
ایناهاش‫.
اینو از توی زندان نوشته

01:18:08.079 --> 01:18:09.919
الیزابت‫، نویسنده خیلی خوبی‌ایه

01:18:10.959 --> 01:18:13.799
از داخل زندان واسه این روزنامه می‌نوشت

01:18:17.239 --> 01:18:19.679
مسائل روزانه‫، نویسنده‫: الیزابت هیسوم

01:18:20.999 --> 01:18:23.919
‫‫"سال 1998 که به فلووانا رسیدم‫،

01:18:23.919 --> 01:18:26.399
‫"سرم همه‌اش توی پنجره ده سانتی‌ام بود

01:18:26.399 --> 01:18:29.719
‫"روزم پر است از گفتن بشین‫، پا شو‫، سریع‌تر‫، آروم‌تر‫،

01:18:29.719 --> 01:18:31.439
‫"آهسته‌تر‫ و بلندتر

01:18:31.439 --> 01:18:33.719
‫"آن بیست دقیقه‌ای هم که باید ناهار بخورم‫،

01:18:33.719 --> 01:18:37.279
‫"پر است از گفتن ‫آماده باش‫، زود باش‫، تموم کن‫
و پا شو

01:18:37.279 --> 01:18:39.759
‫"چند متری زندانیان محکوم به اعدام زندگی می‌کنم

01:18:39.759 --> 01:18:42.239
‫"چیزی که یادآور لبه تیغی‌ست که
روی آن راه می‌روم

01:18:42.239 --> 01:18:44.239
‫"سگ سبزرنگم به من یادآوری می‌کند که رویاها‫.‫.‫.

01:18:44.239 --> 01:18:48.079
‫"آن‌جوری که تصورش را می‌کنیم
به حقیقت نمی‌پیوندند

01:18:48.079 --> 01:18:51.599
این یک تنبیه‌ست و باید سخت باشد‫"

01:18:51.599 --> 01:18:54.159
دو هفته گذشته از شهادت چندین و چند شاهد

01:18:54.159 --> 01:18:56.639
فردا‫، الیزابت هیسوم در جایگاه شاهد قرار می‌گیرد

01:18:56.639 --> 01:18:58.759
این اولین‌باری‌ست که هیسوم و ینز سورینگ‫.‫.‫.

01:18:58.759 --> 01:19:01.519
بعد از بازگشتشان به آمریکا
روبروی هم قرار می‌گیرند

01:19:01.519 --> 01:19:03.479
پام ویندسور‫، نیوز سنتر 13‫
بدفورد

01:19:46.319 --> 01:19:48.719
‫- صبح بخیر‫، آقای هیسوم
‫- صبح بخیر‫، آقا

01:19:48.719 --> 01:19:52.399
اگه حین پرسش و پاسخ‫، نیاز به استراحت داشتید‫،

01:19:52.399 --> 01:19:54.879
به من بگید که تایم استراحت بدم

01:19:56.559 --> 01:19:57.959
الیزابت زیباست

01:19:59.919 --> 01:20:01.239
دختر زیبایی‌ایه

01:20:02.879 --> 01:20:06.719
خانم هیسوم‫، قبل از اینکه آقای سورینگ
واشینگتن رو ترک کنه‫‫.‫.‫.

01:20:09.079 --> 01:20:12.079
بهش اطلاعات دادید که‫.‫.‫.

01:20:12.079 --> 01:20:14.839
محل‫.‫.‫.

01:20:14.839 --> 01:20:16.879
‫- بله‫، آقا
‫- چطور؟

01:20:16.879 --> 01:20:19.959
‫- رو نقشه‌اش واسه‌اش کشیدم
‫- رو نقشه واسه‌اش کشیدید؟

01:20:19.959 --> 01:20:22.359
خیلی خوش‌تیپه

01:20:22.359 --> 01:20:26.599
همیشه با عینک بزرگش به خاطرش میارم

01:20:26.599 --> 01:20:30.199
بعد از اینکه برای اولین بار‫،
پلیس ازم بازجویی کرد‫،

01:20:30.199 --> 01:20:33.599
من و ینز و هم‌اتاقیم کریستین
دور هم جمع شدیم‫.‫.‫.

01:20:33.599 --> 01:20:37.399
و یه عذر موجه دست و پا کردیم

01:20:39.119 --> 01:20:41.519
کریستین‫، مدرک رو نوشت

01:20:41.519 --> 01:20:43.679
ما می‌گفتیم و اون می‌نوشت

01:20:43.679 --> 01:20:45.759
نمی‌دونم چرا دادیم اون بنویسه

01:20:45.759 --> 01:20:49.079
شاید می‌خواستیم پای یه شخص سوم رو
گیر بندازیم

01:20:49.079 --> 01:20:53.719
عذرمون رو با دفتر خاطرات درست کردیم

01:20:53.719 --> 01:20:55.679
و از جمعه تا زمانی که‫.‫.‫.

01:20:55.679 --> 01:20:57.759
رفتیم خونه ‫"مسی‫" موندیم

01:20:57.759 --> 01:21:02.159
شما و ینز‫ می‌گفتید و کریستین می‌نوشت؟

01:21:02.159 --> 01:21:03.959
‫- بله
‫- کریستین کیم؟

01:21:03.959 --> 01:21:05.039
بله‫،‌ درسته

01:21:07.759 --> 01:21:09.399
از ‫"گلوبال تِل میت‫"‌ تماس می‌‫‌گیریم

01:21:09.399 --> 01:21:13.079
ینز سورینگ از زندان باکینگهام‫.‫.‫.

01:21:13.079 --> 01:21:16.479
می‌خواهد با شما تماس بگیرد‫.
برای قبول هزینه تماس‫.‫.‫.

01:21:16.479 --> 01:21:17.839
کلید صفر را فشار دهید

01:21:18.919 --> 01:21:21.719
تماس شما در حال برقراری‌ست

01:21:21.719 --> 01:21:24.159
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر‫. آره

01:21:24.159 --> 01:21:26.759
یادت باشه‫، زمانی که آزاد شدی‫،
باید توی آلمان‫.‫.‫.

01:21:26.759 --> 01:21:27.879
یه نوشیدنی مهمونم کنی

01:21:27.879 --> 01:21:31.479
من میام اون‌جا و تو هم اطراف رو بهم نشون می‌دی‫.
خب؟

01:21:31.479 --> 01:21:33.879
می‌خواستم یه چیزی در مورد محاکمه سال 1990
بهت بگم

01:21:33.879 --> 01:21:39.359
در محاکمه سال 1990‫، یه مدرکی بود که
سلسله اتفاقات‫.‫.‫.

01:21:39.359 --> 01:21:42.399
اون آخر هفته رو شرح می‌داد

01:21:42.399 --> 01:21:45.439
گفته شده بود که من می‌گفتم و طرف می‌نوشته

01:21:45.439 --> 01:21:47.679
در صورتی که اصلاً این‌طور نبود

01:21:47.679 --> 01:21:49.959
جمعه‫، بیست و نهم مارس

01:21:49.959 --> 01:21:53.879
ساعت شونزده تا نوزده‫:
ساعت هفت رسیدیم

01:21:55.399 --> 01:21:59.959
ساعت نوزده تا بیست و دو‫:
رسیدیم هتل‫، خدمات اتاق‫، ابراز محبت

01:21:59.959 --> 01:22:04.359
شنبه‫‫، ساعت بیست و دو تا بیست و چهار‫:
غریبه‌ای در بهشت

01:22:04.359 --> 01:22:07.799
ساعت دوازده تا دو‫:
فیلم راکی هارور

01:22:07.799 --> 01:22:09.879
دو تا سه‫: بحث از سر مستی

01:22:11.199 --> 01:22:13.479
سمت چپ‫، خیابان کادیز شمال غربی

01:22:15.359 --> 01:22:19.919
دوشنبه‫، ساعت یازده و نیم تا سه‫:
الیزابت بعد از فیلم با پدر و مادرمون تماس گرفت

01:22:19.919 --> 01:22:22.399
چهارشنبه‫: الیزابت با خانواده ‫"مسی‫" تماس گرفت

01:22:22.399 --> 01:22:24.039
ساعت یازده و ده دقیقه‫، خودشون زنگ زدن

01:22:25.159 --> 01:22:28.159
آخرش هم نوشته ‫"مسی‫"

01:22:28.159 --> 01:22:33.039
ممنونم که خوندیدش‫.
دست‌خط رو می‌شناسید؟

01:22:33.039 --> 01:22:35.279
بله‫. دست‌خط کریستین کیمه

01:22:35.279 --> 01:22:38.639
ولی دادستان هیچ‌وقت از کریستین کیم نخواست‫ که‫.‫.‫.

01:22:38.639 --> 01:22:41.239
بیاد توی محاکمه‌ام شهادت بده

01:22:41.239 --> 01:22:43.679
یه نفر بهم گفت که کریستین کیم‫.‫.‫.

01:22:43.679 --> 01:22:47.439
توی دانشگاه ‫.‫.‫.‫‫، ‫.‫.‫.‫. درس می‌ده

01:22:47.439 --> 01:22:49.719
دیو‫، گیل هستم

01:22:49.719 --> 01:22:51.279
‫- گیل؟
‫- آره؟

01:22:51.279 --> 01:22:52.879
چی‌ها فهمیدی؟

01:22:52.879 --> 01:22:54.639
خانم کیم یه پیغام صوتی واسه‌ام گذاشته

01:22:55.759 --> 01:22:58.999
گفت اگه یه بار دیگه پام رو بذارم دانشگاه‫،

01:22:58.999 --> 01:23:01.119
زنگ می‌زنه پلیس

01:23:04.559 --> 01:23:07.599
نمی‌دونم چرا همچین واکنشی نشون داد

01:23:11.159 --> 01:23:12.999
خانم هیسوم

01:23:12.999 --> 01:23:15.119
میشه بخش هایلایت‌شده‫.‫.‫.

01:23:15.119 --> 01:23:17.399
صفحه سه رو بخونید؟

01:23:17.399 --> 01:23:19.999
‫"سال‌ها از عشقی که نسبت بهت داشتم
متنفر بودم

01:23:19.999 --> 01:23:24.079
‫"همیشه بر این باور بودم که من مردها رو
عاشق خودم می‌کنم

01:23:24.079 --> 01:23:27.039
‫"که از لحاظ احساسی و جسمی
حالشون رو بگیرم‫‫.‫.‫.

01:23:27.039 --> 01:23:29.439
‫"و هر چی عقده دارم‫، روشون خالی کنم

01:23:29.439 --> 01:23:33.159
‫"کاری می‌کردم که اون مرد خودش رو تحقیر کنه
و در نهایت‫.‫.‫.

01:23:33.159 --> 01:23:35.999
‫"بیشترین ابراز محبت رو بهش می‌کردم‫.‫.‫.

01:23:35.999 --> 01:23:37.079
و یهو غیبم می‌زد‫"

01:23:38.679 --> 01:23:40.719
این کارو با ینز هم کردید؟

01:23:43.559 --> 01:23:47.679
نه‫. فکر نمی‌کنم این کارو با ینز کردم

01:23:47.679 --> 01:23:50.439
به موکل من گفتید که خانم ‫"مسی‫"‫.‫.‫.

01:23:50.439 --> 01:23:53.959
‫- بلایی سرتون آورد؟
‫- اعتراض دارم‫، جناب قاضی

01:23:53.959 --> 01:23:58.439
عذرخواهی می‌کنم که این حرف‌ها رو می‌زنم‫،
ولی مجبورم

01:23:58.439 --> 01:24:00.919
به ینز سورینگ گفتید‫.‫.‫.

01:24:00.919 --> 01:24:06.439
دوست نزدیک مادرتون‫، خانم ‫"مسی‫"
بهتون دست زد؟

01:24:06.439 --> 01:24:09.599
‫- بله‫، بهم دست زد
‫- وقتی همچین سؤالی می‌پرسید‫،

01:24:09.599 --> 01:24:11.079
باید اثباتش هم بکنید

01:24:11.079 --> 01:24:13.919
نمی‌شه که سؤال بپرسید‫،‌ ولی بعدش
مدرک رو نکنید

01:24:13.919 --> 01:24:15.919
اگه ثابتش نکنید‫، هم سؤال‫.‫.‫.

01:24:15.919 --> 01:24:17.359
و هم جواب رو حذف می‌کنم

01:24:17.359 --> 01:24:20.199
شایعاتی بود که‫.‫.‫.

01:24:20.199 --> 01:24:22.919
نباید در مورد شایعات حرف بزنیم‫، گلم

01:24:22.919 --> 01:24:25.839
فکر نمی‌کنم کمکی بکنه

01:24:25.839 --> 01:24:28.439
‫- هیچ‌کدومشون حقیقت نداشتن
‫- می‌دونم

01:24:28.439 --> 01:24:30.999
‫- هر شایعه‌ای که فکرش رو بکنید
‫- چون ممکنه پای بقیه باز بشه

01:24:30.999 --> 01:24:32.919
و از نظر من‫، این کار غلطه

01:24:36.519 --> 01:24:38.959
شما گفتید که مادرتون کنارتون می‌خوابید

01:24:38.959 --> 01:24:40.839
بله‫، آقا

01:24:40.839 --> 01:24:42.199
اعتراض دارم‫، جناب قاضی

01:24:42.199 --> 01:24:43.719
این سؤال نامربوطه

01:24:44.999 --> 01:24:46.239
مادرتون ازتون سوء استفاده کرد‫. درسته؟

01:24:51.679 --> 01:24:52.839
درسته؟

01:24:55.559 --> 01:24:56.639
بله‫، درسته

01:24:59.239 --> 01:25:02.559
در شهادتی که در اکتبر 1987 دادید‫،

01:25:02.559 --> 01:25:05.919
گفتید غلطه که

01:25:05.919 --> 01:25:08.319
‫"شما رو مورد سوء استفاده جسمی قرار داد یا نه؟

01:25:08.319 --> 01:25:11.159
اگه نه‫، تو رو خدا همین الان تبرئه‌اش کنید‫"

01:25:11.159 --> 01:25:14.559
مگه الان گفتم که منو مورد سوء‌ استفاده جسمی
قرار داد؟

01:25:14.559 --> 01:25:16.679
گفتید ‫"بله‫"‫. درسته؟

01:25:16.679 --> 01:25:19.919
گفتم ازم سوء استفاده کرد‫.
نگفتم سوء استفاده جسمی

01:25:22.599 --> 01:25:24.999
پس دروغ نگفتید؟

01:25:24.999 --> 01:25:26.239
نه‫، دروغ نگفتم

01:25:34.519 --> 01:25:38.639
وقتی که در جوانی‫.‫.‫.

01:25:38.639 --> 01:25:41.799
مورد آزار و اذیت قرار گرفتی‫.‫.‫.

01:25:41.799 --> 01:25:45.679
و این آزار و اذیت طول زمان زیادی داشته‫،
می‌تونه موجب تخفیف در مجازات بشه

01:25:48.079 --> 01:25:49.239
دادستان می‌دونه

01:25:51.439 --> 01:25:53.679
کلید همه‌چی همین بود

01:25:53.679 --> 01:25:55.759
وقتی آپدایک تحت فشارش قرار داد‫،
من او‫ن‌جا بودم

01:25:55.759 --> 01:25:57.639
این یه نوع پیوند بود

01:25:57.639 --> 01:26:00.999
ظرفی بود که همه‌چی داشت توش پخته می‌شد

01:26:00.999 --> 01:26:05.959
هنوز یادمه که چطور با الیزابت صحبت می‌کرد که
انگیزه‌‌اش رو موجه نشون بده

01:26:05.959 --> 01:26:09.079
گفت ‫"الان فرصت دارید که تبرئه‌اش کنید‫"

01:26:09.079 --> 01:26:10.999
اون هم تبرئه‌اش کرد

01:26:10.999 --> 01:26:12.359
مادرتون سلاخی شد؟

01:26:12.359 --> 01:26:15.279
‫- بله‫، آقا
‫- شما گفتید معتاد و دروغگو بود

01:26:15.279 --> 01:26:17.719
‫- من نگفتم معتاده
‫- شما رو مورد سوء‌ استفاده جسمی قرار داد؟

01:26:17.719 --> 01:26:19.239
شما رو مورد سوء استفاده جسمی قرار داد یا نه؟

01:26:19.239 --> 01:26:21.799
اگه نه‫، تو رو خدا همین الان تبرئه‌اش کنید

01:26:21.799 --> 01:26:23.959
‫- اون منو مورد سوء استفاده جسمی قرار نداد
‫- ممنونم

01:26:27.039 --> 01:26:28.959
گفتید معامله کردید‫. درسته؟

01:26:34.359 --> 01:26:36.599
می‌خواستید حکمتون سبک بشه

01:26:44.039 --> 01:26:48.959
‫- شما وکیلی داشتید به نام آقای روزنفیلند؟
‫- درسته

01:26:48.959 --> 01:26:52.319
معمولاً قول‌های مختلفی به زندانیان می‌دن که‫.‫.‫.

01:26:52.319 --> 01:26:55.879
وادارشون کنن اعتراف کنن
[وکیل سابق الیزابت هیسوم]

01:26:55.879 --> 01:26:59.199
گاهی اوقات به خاطر انجام یه معامله‫،

01:26:59.199 --> 01:27:01.519
یکی از اعضای خانواده دادگاهی نمی‌شه

01:27:01.519 --> 01:27:05.039
این حقه مورد علاقه دادستان‌هاست

01:27:05.039 --> 01:27:07.039
‫"اگه بگی گناهکاری‫، مادرت رو محکوم نمی‌کنیم‫"

01:27:08.119 --> 01:27:12.359
الیزابت هیسوم با دولت معامله کرد که‫.‫.‫.

01:27:12.359 --> 01:27:15.919
در ازای اعتراف و شهادت بر علیه ینز‫،

01:27:15.919 --> 01:27:18.679
اعدام نشه

01:27:18.679 --> 01:27:21.399
چون نه الیزابت و نه ینز‫.‫.‫.

01:27:21.399 --> 01:27:23.999
حاضر نبودن برگردن ویرجینیا
و اعدام بشن

01:27:25.679 --> 01:27:29.319
قسمت جالب ماجرا‌ این‌جاست که 27 سال بعد‫،

01:27:29.319 --> 01:27:33.119
یه نفر از طرف ینز باهام تماس گرفت
و ازم خواست‫.‫.‫.

01:27:33.119 --> 01:27:35.639
کمکش کنم به زندانی در آلمان
منتقل بشه

01:27:35.639 --> 01:27:39.119
منم در این روند‫، هر کاری از دستم بر اومد
انجام دادم

01:27:39.119 --> 01:27:42.919
ینز سورینگ از زندان باکینگهام‫.‫.‫.

01:27:42.919 --> 01:27:46.199
می‌خواهد با شما تماس بگیرد‫.
برای قبول هزینه تماس‫.‫.‫.

01:27:46.199 --> 01:27:50.599
تماس شما در حال برقراری‌ست‫.
ممنون که گلوبال تل میت را انتخاب کردید

01:27:50.599 --> 01:27:53.279
‫- سلام‫، استیو
‫- ینز‫. چطوری؟

01:27:53.279 --> 01:27:55.839
‫- عالی‌ام
‫- تو چطوری؟

01:27:57.559 --> 01:28:01.239
می‌خواستم یه چیزی در مورد قاضی این پرونده بگم

01:28:01.239 --> 01:28:06.799
بیل سوینی‫، دوست نزدیک برادر ناتالی هیسوم بود

01:28:06.799 --> 01:28:10.879
ریک بندیکت‫. خانواده بندیکت‫،
خانواده مهمی در لینچبرگ بودن

01:28:10.879 --> 01:28:14.639
فکر می‌کنم این نقش مهمی رو در پرونده ایفا کرد

01:28:14.639 --> 01:28:16.839
اون زمان صحبت در مورد سوء استفاده از بچه‫.‫.‫.

01:28:16.839 --> 01:28:19.519
چیز شایعی نبود

01:28:19.519 --> 01:28:22.799
یه سری عکس‌ها وجود داشتن که نشون می‌دادن‫.‫.‫.

01:28:22.799 --> 01:28:25.079
مادره از دخترش سوء استفاده جسمی می‌کرد

01:28:25.079 --> 01:28:28.119
از اون‌جایی که قاضی‫، از کودکی نانسی هیسوم رو می‌شناخت‫،

01:28:28.119 --> 01:28:31.119
قطعاً انگیزه قوی داشت

01:28:31.119 --> 01:28:34.959
در نوجوانیش ازش سوء استفاده جسمی می‌کرد؟

01:28:34.959 --> 01:28:36.399
‫- اواخر دوران نوجوانیش
‫- اواخر دوران نوجوانیش

01:28:36.399 --> 01:28:40.319
نانسی هیسوم اون عکس‌ها رو‫.‫.‫.

01:28:40.319 --> 01:28:41.839
به دوستانش نشون داده بود

01:28:43.399 --> 01:28:46.679
این‌ عکس‌ها مهر و موم‫.‫.‫.

01:28:46.679 --> 01:28:49.199
و مخفی شدن

01:28:49.199 --> 01:28:51.799
شما هنوز در ویرجینیا هستید‫. درسته؟

01:28:51.799 --> 01:28:53.439
گمونم آره

01:28:54.959 --> 01:28:57.959
برگشتید که جرمتون رو بپذیرید‫. درسته؟

01:28:57.959 --> 01:28:59.519
‫- بله
‫- که حقیقت رو بگید؟

01:29:01.239 --> 01:29:02.799
‫- درسته؟
‫- که جرمم رو بپذیرم

01:29:04.999 --> 01:29:07.279
مگه پذیرفتن جرم با گفتن حقیقت فرق داره؟

01:29:08.679 --> 01:29:11.759
شما در تاریخ هشتم ژوئن 1986 گفتید که‫.‫.‫.

01:29:11.759 --> 01:29:14.279
شما عذر رو در ماشین مشخص کردید‫.
ینز هم گفت‫:

01:29:14.279 --> 01:29:17.599
‫"دو تا بلیت سینما بگیر‫"‫،
ولی این دروغ بود‫. درسته؟

01:29:17.599 --> 01:29:21.759
همون اوایل بعد از ظهر بود که
ینز منو رسوند سینما

01:29:21.759 --> 01:29:23.519
اون رفت‫‫، منم رفتم سینما

01:29:23.519 --> 01:29:26.719
خانم هیسوم، در تاریخ هشتم ژوئن 1986

01:29:26.719 --> 01:29:29.759
شما در شهادتون گفتید که سینما نرفتید‫. درسته؟

01:29:29.759 --> 01:29:31.679
می‌خواید فکر کنید‫.‫.‫.

01:29:31.679 --> 01:29:34.479
که اشتباه نکنید؟

01:29:34.479 --> 01:29:35.479
سایز کفشتون چنده؟

01:29:36.479 --> 01:29:37.519
8.5‫-9

01:29:38.879 --> 01:29:42.999
این احتمال وجود داره‫، کسی که
در قتل همکاری داشت‫،

01:29:42.999 --> 01:29:45.279
هنوز آزاد باشه

01:29:45.279 --> 01:29:47.439
هیچ شکی ندارم‫.‫.‫.

01:29:47.439 --> 01:29:51.279
شما شصت ثانیه وقت دارید

01:29:51.279 --> 01:29:53.879
می‌خوام بگم که بی‌صبرانه منتظر پایانم

01:29:53.879 --> 01:29:57.359
ولی مطمئنم وقتی از هواپیما پیاده بشم‫.‫.‫.

01:29:57.359 --> 01:29:59.919
و آسمون خاکستری آلمان رو تجربه کنم‫،

01:29:59.919 --> 01:30:02.479
بارون نم‌نم می‌زنه
و آفتابی هم نیست

01:30:02.479 --> 01:30:06.959
‫- بی‌صبرانه منتظرم
‫- شما ده ثانیه وقت دارید

01:30:06.959 --> 01:30:08.399
مجدداً باهات تماس می‌گیرم‫. خب؟

01:30:13.639 --> 01:30:16.919
شما می‌خواستید بکششون؟

01:30:16.919 --> 01:30:18.959
بله

01:30:18.959 --> 01:30:23.759
بیشتر از این می‌ترسیدم که نکششون‫.‫.‫.

01:30:23.759 --> 01:30:26.239
‫- تا بکششون‫، چون‫.‫.‫.
‫- چرا؟

01:30:28.559 --> 01:30:32.799
اینکه ینز کسی رو بکشه خیلی جالبه

01:30:32.799 --> 01:30:34.319
بعدش چی شد؟

01:30:34.319 --> 01:30:37.559
برگشت‫ و گفت که پدر و مادرم رو کشت

01:30:37.559 --> 01:30:40.639
گفت هر کاری می‌کرد‫، پدرم نمی‌افتاد بمیره

01:30:41.879 --> 01:30:45.519
برگشتیم اتاقمون‫.
ینز دوش گرفت

01:30:45.519 --> 01:30:47.599
‫- شما چی کار کردید؟
‫- داغون بودم

01:30:48.799 --> 01:30:54.199
بودن در اتاق شخصی که در دوازده ساعت گذشته‫
دو نفر رو کشته‫.‫.‫.

01:30:54.199 --> 01:30:57.239
حس عجیب و غریبی به آدم میده

01:30:58.479 --> 01:31:00.359
آدم با خودش میگه‫.‫.‫.

01:31:00.359 --> 01:31:02.559
نکنه بیاد منم بکشه؟

01:31:02.559 --> 01:31:07.399
به شوخی گفت که این کار خیلی خسته‌اش کرد

01:31:07.399 --> 01:31:08.879
منم بهش گفتم ‫"گمونم همین‌طوره‫"

01:31:10.159 --> 01:31:12.759
چیزهایی که الان به هیئت منصفه گفتید رو‫.‫.‫.

01:31:12.759 --> 01:31:17.519
‫- به پلیس هم گفتید؟
‫- خیر

01:31:17.519 --> 01:31:18.479
من‫.‫.‫.

01:31:20.519 --> 01:31:22.239
یه سری دروغ‌ها‫.‫.‫.

01:31:26.839 --> 01:31:28.799
در مورد اون اتفاق سرهم کردم

01:31:30.199 --> 01:31:32.879
حاشا کردم‫.
گفتم من اصلاً‌ هیچ دخالتی نداشتم

01:31:33.119 --> 01:31:35.959
من به شدت عاشق این زن بودم

01:31:35.989 --> 01:31:43.989
ببینید‫، اول و آخر‫،
من یه پسر خنگ بودم‫.‫.‫.

01:31:44.139 --> 01:31:49.069
که این دختر توی دردسر انداخته بودش

01:31:49.109 --> 01:31:54.739
اگه از کسی تقاضای کمک می‌کردم‫،

01:31:54.779 --> 01:31:55.779
پدر و مادرم‫، هر کس

01:31:56.199 --> 01:32:01.679
بهم گفت که یه بطری نوشابه کوکاکولا با خودم بیارم‫.‫.‫.

01:32:01.679 --> 01:32:05.759
و کمکش کنم‫، ماشین رو تمیز کنه

01:32:05.759 --> 01:32:07.839
یه بطری نوشابه کوکاکولا؟

01:32:07.839 --> 01:32:12.519
بله‫، کوکاکولا‫. ظاهراً‌ کوکاکولا همه‌چی رو می‌خوره

01:32:12.519 --> 01:32:16.559
بعدش برگشتم اتاق و‫.‫.‫.

01:32:18.839 --> 01:32:22.199
‫- و دیدم که ینز خوابیده
‫- ینز خوابیده بود؟

01:32:26.559 --> 01:32:30.239
گفت وقتی ینز اومد‫، سرتاپاش خونی بود

01:32:30.239 --> 01:32:33.279
ماشین مملوء از خون بود

01:32:33.279 --> 01:32:35.199
بعدش که برگشتن هتل‫،

01:32:35.199 --> 01:32:39.039
ینز بهش گفت خون رو با کوکاکولا پاک کنه

01:32:40.319 --> 01:32:45.279
رفتم شارلوتزویل و داخل ماشین رو لومینول زدم

01:32:45.279 --> 01:32:49.759
کف‫، پدال ترمز‫، پدال گاز‫،

01:32:49.759 --> 01:32:51.919
هر جایی که ممکن بود خون ریخته باشه‫.‫.‫.

01:32:51.919 --> 01:32:54.199
اصلاً هیچ خونی ندیدم

01:32:54.199 --> 01:32:55.999
اگه این‌قدر خون ریخته بود‫،

01:32:55.999 --> 01:33:01.399
پس چرا وقتی رو اون ماشین کرایه‌ای لومینول زدم‫،
چیزی پیدا نکردم؟

01:33:01.399 --> 01:33:03.039
خانم‫، لطفاً‌ اسمتون رو بگید

01:33:03.039 --> 01:33:05.559
‫- سیلویا مور
‫- خانم مور‫، شغل شما کجاست؟

01:33:05.559 --> 01:33:08.359
ماشین کرایه‌ای تکزاکو و ملی

01:33:08.359 --> 01:33:11.399
در رابطه به ماشین تبتی که‫.‫.‫.

01:33:11.399 --> 01:33:15.559
از تاریخ بیست و نهم مارس تا سی و یکم مارس
کرایه شده بود‫،

01:33:15.559 --> 01:33:17.759
چقدر نیاز به تمیز کردن داشت؟

01:33:17.759 --> 01:33:20.239
اصلاً‌ نیازی به تمیز کردن نداشت

01:33:20.239 --> 01:33:24.239
‫- اصلاً نیازی به تمیز کردن نداشت؟
‫- نه‫، یه ذره هم کثیف نبود

01:33:24.239 --> 01:33:27.079
می‌دونم که ماشین رو تمیز کردن‫،
ولی باور کنید‫،

01:33:27.079 --> 01:33:29.119
یه نفر خیلی خیلی رو تمیزکاری
کار کرد

01:33:29.119 --> 01:33:31.479
اگه خونی در اون ماشین بود‫،

01:33:31.479 --> 01:33:32.919
یه نفر خیلی رو تمیز کردنش کار کرد

01:33:39.119 --> 01:33:41.479
چند سال پیش‫، یه نفر توی لینچبرگ‫.‫.‫.‫

01:33:41.479 --> 01:33:43.919
گفت واسه‌اش یه ماشین آوردن که تمیز کنه‫.‫.‫.

01:33:43.919 --> 01:33:45.679
که داخلش مملوء از خون بود

01:33:46.999 --> 01:33:50.399
اون میگه الیزابت و یه نفر دیگه‫‫،

01:33:50.399 --> 01:33:51.639
نه ‫"ینز سورینگ‫"‫.‫.‫.

01:33:51.639 --> 01:33:54.919
ماشین رو آوردن واسه‌اش که تمیز کنه

01:33:55.269 --> 01:33:59.229
چند دهه بعد مشخص شد که‫.‫.‫.

01:33:59.279 --> 01:34:02.249
که پای یه نفر دیگه وسط بود

01:34:02.279 --> 01:34:05.219
یه شاهد پیدا شد و گفت که
یکی دیگه رو با الیزابت دیده

01:34:05.439 --> 01:34:08.239
اومدم به حرف‌هات گوش کنم

01:34:08.449 --> 01:34:12.849
کسی که اسمش رو هم جلوم نیاورده بود‫،

01:34:12.889 --> 01:34:16.229
وجود داشته و کسی هم دیدتش

01:34:18.839 --> 01:34:21.399
ماشینه توی پارکینگم بود

01:34:21.399 --> 01:34:23.599
چند تا جوون دانشگاهی
ماشین رو کشون کشون آوردن

01:34:23.599 --> 01:34:26.119
نمی‌دونم خراب شده بود یا نه

01:34:26.119 --> 01:34:27.159
صحیح

01:34:32.079 --> 01:34:34.999
تا اون‌جایی که من یادمه‫،
این دختره توی مغازم بود

01:34:34.999 --> 01:34:38.199
حداقل نیم ساعت جلوم نشستن

01:34:38.199 --> 01:34:41.799
اون پسری که امضا کرد‫،
موهاش رنگ شده بودن

01:34:41.799 --> 01:34:44.319
یه جورایی موهاش خنده‌دار بودن

01:34:44.319 --> 01:34:46.919
فکر کنم این یارو توی مغازه‌ام بود

01:34:48.079 --> 01:34:50.119
این شبیه همونی‌ایه که توی مغازه‌ام بود

01:34:51.759 --> 01:34:54.199
موهاش خشک خشک بودن

01:34:54.199 --> 01:34:57.999
فکر کنم شش تا اسپری مو رو روی موهاش خالی کرده بود
که بایسته

01:34:57.999 --> 01:34:59.599
تکون نخوره

01:35:02.509 --> 01:35:06.499
این شخص‫، تنها کسی بود که می‌تونست شهادت بده‫.‫.‫.

01:35:06.539 --> 01:35:08.339
که الیزابت اون‌جا بودش

01:35:08.379 --> 01:35:11.469
مطمئن‌ترین شخص توی دنیا خود این مرد بود

01:35:11.509 --> 01:35:14.249
هیچ جای نگرانی هم نداشت

01:35:14.279 --> 01:35:15.279
حالا اینکه مرد بود یا زن رو نمی‌دونم

01:35:15.279 --> 01:35:17.279
شاید هم زن بود

01:35:17.719 --> 01:35:19.319
آقای ‫.‫.‫.‫ عزیز‫،

01:35:19.319 --> 01:35:21.439
احتمالاً در جریانید که شاهدی به نام ‫"تونی بوکانان‫"‫.‫.‫.

01:35:21.439 --> 01:35:24.519
عکس شما رو تشخیص داده

01:35:24.519 --> 01:35:27.479
گفت شخصی که اومده بود دنبال ماشین‫.‫.‫.

01:35:27.479 --> 01:35:31.599
و یه چاقو خونی رو روی صندلی جلویی
گذاشته بود‫، شما بودید

01:35:31.599 --> 01:35:34.839
جیم فارمر‫‫، ند‫.‫.‫.

01:35:34.839 --> 01:35:39.879
و الیزابت‫، عضو یه باشگاه در دانشگاه ویرجینیا بودن

01:35:39.879 --> 01:35:41.959
باشگاه متفاوت‌ها

01:35:41.959 --> 01:35:45.719
دوست هم بودن و علایقشون در زندگی‫.‫.‫.

01:35:45.719 --> 01:35:48.039
مشترک بود

01:35:48.039 --> 01:35:52.479
حقیقت بر این قرار بود که در تابستون 1985

01:35:52.479 --> 01:35:56.599
ند یه اتاق برای الیزابت و ینز کرایه کرد

01:35:56.599 --> 01:35:59.599
حدود چند وقت بعد از تموم این اتفاقات‫.‫.‫.

01:35:59.599 --> 01:36:02.079
اومدن پیشت؟

01:36:02.079 --> 01:36:03.839
بعد از فصل شکار بود

01:36:03.839 --> 01:36:07.319
یدک‌کشی ‫"بوبا‫"‫، آخر هفته اون ماشین رو
واسه‌ام آورده بود

01:36:07.319 --> 01:36:10.519
گفته بود که چند تا بچه دانشگاهی
بهش دادنش

01:36:10.519 --> 01:36:13.679
چاقو بین دنده و صندلی بود‫،

01:36:13.679 --> 01:36:14.799
آخرهاش همون سال‫،

01:36:14.799 --> 01:36:17.399
اداره پلیس‫، یه عکس از یارو منتشر کرد

01:36:17.399 --> 01:36:19.879
گفتن ‫"این همون شخصی‌ایه که مرتکب قتل شد‫"

01:36:19.879 --> 01:36:21.039
از این جور چیزها

01:36:21.039 --> 01:36:23.599
منم برگشتم گفتم ‫"اونی که اومد مغازه‌ام‫‫،
این نبود‫"

01:36:23.599 --> 01:36:27.319
گفتم ‫"فکر کنم یه شخص دیگه هم
در این قتل دخیل بوده‫"

01:36:27.319 --> 01:36:29.039
باهاشون تماس گرفتم و گفتم‫.‫.‫.

01:36:29.039 --> 01:36:31.279
‫"فکر کنم یه نفر دیگه هم در این قتل
شرکت داشته

01:36:31.279 --> 01:36:33.519
و از این طریق میشه فهمید‫"

01:36:33.519 --> 01:36:36.999
طرف فقط می‌خواست منو دست به سر کنه

01:36:36.999 --> 01:36:40.479
من هرگز با تونی بیکنانن در مورد چاقو‫.‫.‫.

01:36:40.479 --> 01:36:42.679
و خون توی ماشین حرف نزدم

01:36:42.679 --> 01:36:44.679
اصلاً با عقل جور در نمیاد

01:36:44.679 --> 01:36:46.239
چون فاصله زیادی داشتم

01:36:46.239 --> 01:36:48.479
دروغ میگه‫.
اصلاً همچین اتفاقی نیفتاد

01:36:48.479 --> 01:36:51.399
نمی‌دونم انگیزه بیکنان از این کارها چیه

01:36:51.399 --> 01:36:52.679
نمی‌دونم‫. شاید می‌خواد‫.‫.‫.

01:36:52.679 --> 01:36:54.439
پنج دقیقه‌ای معروف بشه

01:36:54.439 --> 01:36:56.279
ولی اصلاً از این خوشم نمیاد که‫.‫.‫.

01:36:56.279 --> 01:36:58.639
خودش رو قاتی پرونده قتل کرده

01:36:58.639 --> 01:37:00.839
حرف‌های تونی بیکنان هیچ اعتباری پیشم ندارن

01:37:00.839 --> 01:37:04.199
اگه تونی بیکنان از این درب بیاد تو‫،‌ نمی‌شناسمش

01:37:04.199 --> 01:37:07.719
این اطلاعاتی که داری میدی‫،
اگه کسی پیگیرش نشه‫،

01:37:07.719 --> 01:37:10.479
احتمالاً یه مظنون به قتل‫.‫.‫.

01:37:10.479 --> 01:37:12.199
داره راست راست واسه خودش
اون بیرون می‌چرخه

01:37:12.199 --> 01:37:13.759
همیشه یه داستان‫، دو وجه داره

01:37:14.959 --> 01:37:17.279
باید جوری ثابتش کرد که
هیچ‌ شکی دیگه توش نباشه

01:37:17.279 --> 01:37:20.439
من که این وسط شکی نمی‌بینم

01:37:36.179 --> 01:37:38.619
با ‫"ند ‫.‫.‫.‫" کار دارم

01:37:38.619 --> 01:37:39.859
احیاناً‌ این‌جا نیستش؟

01:37:39.859 --> 01:37:43.819
‫- امروز که نیستش
‫- موضوع در مورد پرونده‌ قتل دو نفره

01:37:45.379 --> 01:37:47.979
دو نفر سر این پرونده محکوم شدن‫.‫.‫.

01:37:47.979 --> 01:37:49.699
و ابد گرفتن

01:37:49.699 --> 01:37:51.179
اگه بهش بگید‫، نمی‌دونه جریان چیه

01:37:51.179 --> 01:37:54.099
مطمئن باشید که هیچ دردسری گریبانش رو نمی‌گیره

01:37:54.099 --> 01:37:56.179
اگه اومد این‌جا‫، میشه یه زنگ بزنید‫.‫.‫.

01:37:56.179 --> 01:37:57.899
‫- که باهاش برم یه نوشیدنی بخورم؟
‫- چشم

01:37:57.899 --> 01:38:00.899
‫- پرنده‌نگره؟
‫- بله‫، پرنده‌نگره

01:38:00.899 --> 01:38:01.979
خب؟

01:38:01.979 --> 01:38:04.739
وای اگه بدونید امروز چی‌ها کشیدم

01:38:04.739 --> 01:38:05.819
خیلی خب

01:38:13.459 --> 01:38:15.619
پاسخ داد و گفت‫.‫.‫.

01:38:15.619 --> 01:38:20.619
‫"خانم بال‫، اصلاً دلم نمی‌خواد قاتی این مسئله بشم

01:38:20.619 --> 01:38:23.099
‫"هیچ اطلاعات و هیچ نظری‫.‫.‫.

01:38:23.099 --> 01:38:26.179
‫"نسبت به اون قتل‌ها ندارم

01:38:26.179 --> 01:38:29.019
‫هیچی برای گفتن در مورد این مسئله ندارم‫"

01:38:29.019 --> 01:38:31.019
‫"ادوارد‫.‫.‫.‫"

01:38:31.019 --> 01:38:32.659
لطفاً اسمتون رو بگید‫، آقا

01:38:32.659 --> 01:38:33.899
کلاوس سورینگ

01:38:33.899 --> 01:38:36.139
شما پدر متهم‫ ‫"ینز سورینگ‫" هستید؟

01:38:36.139 --> 01:38:38.739
‫- بله
‫- می‌خوام یه سری مدارک رو بهتون نشون بدم

01:38:43.779 --> 01:38:48.059
اینا یه سری از وسایلی هستن که
از خوابگاهش بردم

01:38:48.059 --> 01:38:50.019
اینا بلیت فیلم ‫"شاهد‫" هستن‫

01:38:50.019 --> 01:38:51.739
بله‫. می‌دونم

01:38:51.739 --> 01:38:53.619
نیازی نیست هر سری تکرارش کنید

01:38:54.299 --> 01:38:58.389
من باید طلب بخشش کنم‫.
من خیلی چیزها رو نابود کردم

01:38:58.429 --> 01:39:00.369
مادرم این‌قدر مست که افتاد‫، مُرد

01:39:00.399 --> 01:39:02.799
پس باید حداقل بتونم که‫.‫.‫.

01:39:03.039 --> 01:39:06.569
یه روز با پدرم آشتی کنم

01:39:07.479 --> 01:39:10.409
دلیل گیر کردنش در چنین شرایطی‫.‫.‫.

01:39:10.449 --> 01:39:14.639
این بود که پسر احمقش واسه خودش
دردسر درست کرد

01:39:17.249 --> 01:39:20.249
اون به عنوان یه پدر‫،
هیچ خطایی نکرد

01:39:20.289 --> 01:39:22.449
مدرسه خصوصی‫.‫.‫.

01:39:22.489 --> 01:39:25.689
من دانش‌آموز نمونه بود‫.
همه‌چی فراهم بود

01:39:25.729 --> 01:39:28.819
اون هیچ اشتباهی نکرد‫.
تموم اشتباهات رو من کردم

01:39:29.069 --> 01:39:33.059
من عاشق این دختر دیوونه شدم

01:39:33.099 --> 01:39:36.069
من زمانی که باید پلیس رو خبر می‌کردم‫،

01:39:36.109 --> 01:39:37.699
این کارو نکردم

01:39:37.739 --> 01:39:39.509
من شهادت دروغ دادم

01:39:40.419 --> 01:39:43.739
آقای سورینگ‫، بعدش نقشه کشیدید که‫.‫.‫.

01:39:43.739 --> 01:39:46.699
‫- چطور خودتون رو خلاص کنید
‫- خیر

01:39:46.699 --> 01:39:48.139
‫- جدی؟
‫- آره

01:39:49.979 --> 01:39:51.259
‫"اگه من برم آلمان‫.‫.‫.

01:39:52.779 --> 01:39:54.539
سه پاراگراف پایین‌تر

01:39:54.539 --> 01:39:56.499
‫"اگه من برم آلمان‫ و محکوم بشم‫،

01:39:56.499 --> 01:40:00.259
‫"چند سال زندان میفتم‫. محاکمه‌ی تو هم در آمریکا‫.‫.‫.

01:40:00.259 --> 01:40:04.179
‫"به خاطر اینکه ستاره‌ای عین من‫، حضور نداره‫،

01:40:04.179 --> 01:40:05.419
‫- علنی نمی‌شه‫"
‫- ممنونم

01:40:05.419 --> 01:40:07.699
همون‌جور که گفتم‫، واسه همین می‌خواستم
برم آلمان

01:40:07.699 --> 01:40:11.859
‫- شما ستاره‌اید‫، آقای سورینگ؟
‫- بله‫، صد در صد

01:40:13.139 --> 01:40:15.259
چون کار خودتون بود

01:40:15.259 --> 01:40:18.219
من گفتم که کار من بود‫.
بله

01:40:18.219 --> 01:40:20.419
همون صفحه‫، پایین واسه الیزابت نوشتی که‫.‫.‫.

01:40:20.419 --> 01:40:22.259
‫"خیلی خوشبینم‫، عزیزم

01:40:22.259 --> 01:40:23.899
‫"یادت باشه که من همیشه بدبینم

01:40:23.899 --> 01:40:26.339
نه تو‫. این دهاتی‌ها هرگز نمی‌فهمن که
چه بلایی سرشون اومده‫"

01:40:26.339 --> 01:40:29.219
‫- بله‫. من اینو نوشتم
‫- بعد از اینکه ارجاعی به من داشتید‫،

01:40:29.219 --> 01:40:31.819
اینو نوشتید‫.
این هم از خود نامه

01:40:31.819 --> 01:40:32.779
خب‫.‫.‫.

01:40:35.139 --> 01:40:38.419
آقای آپدایک‫، دلیل اینکه این نامه رو نوشتم‫،
این بود که شخصاً‌ خیلی تعجب کردم‫.‫.‫.

01:40:38.419 --> 01:40:42.939
‫- وقتی دیدم تونستیم کاری کنیم‫، باور کنید
‫- خفه شو

01:40:45.379 --> 01:40:48.979
‫- موکل خودمه
‫- منم ازتون خرده نگرفتم

01:40:48.979 --> 01:40:51.179
تشویقتون می‌کنم هر وقت دلتون خواست
اینو بگید

01:40:51.179 --> 01:40:53.859
بخشی وسیعی از ماجرا بستگی به این داره که
اعضای هیئت منصفه‫.‫.‫.

01:40:53.859 --> 01:40:57.259
حرف‌های ینز سورینگ رو باور کنن
یا الیزابت هیسوم

01:40:57.259 --> 01:41:00.779
وکلای هر دو شخص‫، فردا در آخرین فرصتشون‫.‫.‫.

01:41:00.779 --> 01:41:04.619
سعی می‌کنن نظر اعضای هیئت منصفه رو جلب کنن‫.
بعدش دیگه دست خود اعضای هیئت منصفه‌ست

01:41:04.619 --> 01:41:06.659
پن ویندسور‫، نیوز سنتر 13‫
بدفورد

01:41:09.059 --> 01:41:12.099
پدر و مادر موکلم ازم خواستن که

01:41:12.099 --> 01:41:15.259
از طرف اونا‫، بیانیه‌شون رو برای دادگاه بخونم

01:41:15.259 --> 01:41:17.219
نتونستن امروز بیان

01:41:18.539 --> 01:41:22.019
‫"باور اینکه انجام همچین جنایتی از پسرمان بر می‌آید‫،

01:41:22.019 --> 01:41:26.219
‫"برایمان بسیار سخت است‫.
کشتن هر کس یا هر چیز‫.‫.‫.

01:41:26.219 --> 01:41:28.899
‫"همیشه بر خلاف طبیعت و ذات او بوده است

01:41:28.899 --> 01:41:32.499
‫"ما می‌دانیم که ینز خیلی الیزابت هیسوم را دوست داشت

01:41:33.659 --> 01:41:35.779
‫"قدرت قصه‌گویی او‫، چشم پسرمان را کور کرده بود

01:41:37.859 --> 01:41:41.699
‫"ولی علی‌ رغم عشق عمیقی که پسرمان
نسبت به الیزابت داشت‫،

01:41:41.699 --> 01:41:45.819
‫‫"ما به هیچ وجه باور نمی‌کنیم که او
پدر و مادر الیزابت را کشت

01:41:45.819 --> 01:41:48.059
‫"سؤالاتی در مورد محاکمه داریم

01:41:49.659 --> 01:41:54.099
‫"چرا بعد از اینکه مشخص شد‫، قاضی سوینی‫.‫.‫.

01:41:54.099 --> 01:41:56.819
‫"دوست صمیمی و چهل ساله خانم هیسوم است‫.‫.‫.

01:41:56.819 --> 01:41:59.259
او خودش را از پرونده کنار نکشید‫؟‫"

01:42:00.819 --> 01:42:02.819
ممنونم

01:42:02.819 --> 01:42:08.259
در دفاع از خودم باید بگم که من قاضی‌ام

01:42:08.259 --> 01:42:10.139
خیلی‌ها این پرونده رو دیدن

01:42:10.139 --> 01:42:13.899
اگه فکر می‌کنن که محاکمه به صورت ناعادلانه‌ای
پیش رفت‫،

01:42:13.899 --> 01:42:16.899
چون من با یکی از طرفین‫، رابطه داشتم‫.‫.‫.

01:42:16.899 --> 01:42:18.939
اون هم نه رابطه صمیمانه‫،
بذار فکر کنن

01:42:20.339 --> 01:42:23.819
دولت فدرال آلمان به شدت روی آزادی مشروط
ایشان تأکید می‌کند

01:42:23.819 --> 01:42:27.459
البته به شرط دیپورت شدن آقای سورینگ

01:42:27.459 --> 01:42:30.739
سورینگ رفتاری در خور شأن در زندان داشته‫.‫.‫.

01:42:30.739 --> 01:42:34.659
و هیچ سابقه‌ی خلافی از خودش به جا نذاشته

01:42:34.659 --> 01:42:38.859
سورینگ قبل از دستگیری‌اش‫،
هیچ‌گونه سابقه‌ی خشونتی نداشت

01:42:38.859 --> 01:42:42.699
آلمان بی‌قید و شرط حاضر است که‫.‫.‫.

01:42:42.699 --> 01:42:46.179
آقای سورینگ رو تحویل بگیرد

01:42:46.179 --> 01:42:48.499
مردم ویرجینیا به شفقت اعتقاد دارند

01:42:48.499 --> 01:42:53.059
زمانش رسیده است که کمی شفقت
برای ینز سورینگ به خرج دهید

01:42:53.059 --> 01:42:54.139
ممنونم

01:42:54.139 --> 01:42:57.899
اعضای هیئت منصفه‫، جامعه میگه که‫.‫.‫.

01:42:57.899 --> 01:42:59.819
ینز سورینگ به تنهایی مرتکب این جرم شده

01:42:59.819 --> 01:43:03.739
وکیلش میگه که کار الیزابت بوده

01:43:03.739 --> 01:43:06.179
احتمالاً یه همدست هم داشته

01:43:06.179 --> 01:43:07.659
نمی‌خواد خون بده

01:43:07.659 --> 01:43:09.219
نمی‌خواد اثرانگشت بده

01:43:09.219 --> 01:43:11.459
چیزی که ینز سورینگ می‌خواد‫،
خروج از کشوره

01:43:11.459 --> 01:43:15.219
این بلیت‌ها مال ساعت ده و پونزده دقیقه‌ست

01:43:15.219 --> 01:43:18.419
الیزابت هیسوم که به قولاً می‌خواست توجیه کنه‫،

01:43:18.419 --> 01:43:20.299
گفت ‫"من مطمئنم که آخرین بلیت رو‫.‫.‫.

01:43:20.299 --> 01:43:22.419
حدود ساعت چهار بعد از ظهر خریدم‫"

01:43:22.419 --> 01:43:23.939
خانم‌ها و‌ آقایان‫،

01:43:23.939 --> 01:43:28.059
نمی‌شه فیلمی که ساعت نمایشش‫، ده و ربعه رو
ساعت چهار بعد از ظهر دید

01:43:28.059 --> 01:43:30.219
این یه شک منطقی‌ایه

01:43:30.219 --> 01:43:32.699
پا میشه میگه‫:

01:43:32.699 --> 01:43:34.499
‫"الیزابت بلیت‌ها رو خرید

01:43:34.499 --> 01:43:36.379
الیزابت فلان کارو کرد‫‫.‫.‫.‫"

01:43:36.379 --> 01:43:40.659
خیلی خب‫.
از کشور خارج میشه‫.‫.‫.

01:43:40.659 --> 01:43:43.539
میره یه دور توی اروپا می‌زنه
و در نهایت در انگلیس گیر میفته

01:43:43.539 --> 01:43:45.459
خانم‌ها و آقایا‫ن‫، از اون‌جا‫.‫‫.‫.

01:43:45.459 --> 01:43:47.419
دوباره نامه‌نگاری‌هاشون با هم رو شروع می‌کنن

01:43:47.419 --> 01:43:50.059
‫"همه‌اش اشتباه از من بود‫"

01:43:50.059 --> 01:43:52.419
اینو به الیزابت هیسوم گفت

01:43:52.419 --> 01:43:58.059
جرمی بی‌رحمانه‫، حساب‌شده‫ و خشن

01:43:58.059 --> 01:44:01.899
این مرد می‌تونه در جایگاه شاهد قرار بگیره‫،
حکم قتل درجه یک بگیره‫،

01:44:01.899 --> 01:44:04.939
در موردش حرف بزنه‫، یه مقدار شلوغش کنه‫.‫.‫.

01:44:04.939 --> 01:44:06.699
و گاهی اوقات هم بخنده

01:44:06.699 --> 01:44:08.459
بی‌رحمانه‌ست

01:44:08.459 --> 01:44:13.139
خانم‌ها و آقایان‫، این چکی که ینز گفت نقد کرده‫،

01:44:13.139 --> 01:44:16.539
مشخصه که در ماریوت واشینگتن نقد شده

01:44:16.539 --> 01:44:18.579
امضای ینز روشه

01:44:18.579 --> 01:44:22.899
الیزابت هیسوم در مورد نقد شدن چک
شهادت نداد

01:44:22.899 --> 01:44:26.419
چرا؟ چون نمی‌دونست نقد شده

01:44:26.419 --> 01:44:29.819
چون وقتی نقد شد‫، اون‌جا نبود‫،
خانم‌ها و آقایان

01:44:29.819 --> 01:44:33.859
من به شما میگم مدارکی محکم‌تر هستن که
ثابت می‌کنن‫.‫.‫.

01:44:33.859 --> 01:44:36.779
الیزابت هیسوم در هنگام ارتکاب جرم‫.‫.‫.

01:44:36.779 --> 01:44:40.699
به همراه یه همدست در شهرستان بدفورد‫.‫.‫.

01:44:40.699 --> 01:44:43.179
یا جای دیگری در آمریکا حضو رداشت

01:44:43.179 --> 01:44:44.339
بی‌رحمانه‌ست

01:44:47.699 --> 01:44:50.219
اون باید به قتل درجه یک محکوم بشه

01:44:50.219 --> 01:44:52.419
و حبس ابد بخوره

01:44:52.419 --> 01:44:54.179
این تنها تنبیه در خور شأنشه

01:44:54.179 --> 01:44:56.619
مسئولیت اثبات با مردمه

01:44:56.619 --> 01:44:59.899
اگه نتونن ثابت کنن که موکل من اون‌جا حضور داشت‫،

01:44:59.899 --> 01:45:01.059
باید تبرئه‌اش کنید

01:45:01.059 --> 01:45:04.619
من فکر می‌کنم اینکه پسره اهل اون‌جا نبود‫.‫.‫.

01:45:04.619 --> 01:45:07.099
ولی دختره بود‫.‫.‫.

01:45:07.099 --> 01:45:09.339
خیلی تأثیرگذار بود

01:45:09.339 --> 01:45:12.179
شاید اعضای هیئت منصفه به هم گفتن‫.‫.‫.

01:45:12.179 --> 01:45:15.499
‫"این دختر جوون پیش خودمون بزرگ شد‫.‫.‫.

01:45:15.499 --> 01:45:20.499
‫‫"پدر و مادر خودش رو کشت؟‫"
یا ‫"این غریبه کشتشون‫"

01:45:20.499 --> 01:45:24.059
برای هیئت منصفه خیلی سخته‫،
باور اینکه‫.‫.‫.

01:45:25.499 --> 01:45:29.499
کسی بتونه پدر و مادر خودش رو بکشه

01:45:29.499 --> 01:45:33.139
این از اون‌جور افکاره که آدم
دلش نمی‌خواد داشته باشش

01:45:36.299 --> 01:45:37.659
ینز سورینگ‫، میشه پا شید؟

01:45:44.219 --> 01:45:47.259
ینز‫ سورینگ‫، دلیلی دارید که مبنی بر اینکه‫.‫.‫.

01:45:47.259 --> 01:45:50.579
شما نباید محکوم بشید؟

01:45:50.579 --> 01:45:52.459
‫- بله
‫- می‌تونید صحبت کنید

01:45:54.859 --> 01:45:56.059
من بی‌گناهم

01:46:00.219 --> 01:46:02.179
طبق حکم هیئت منصفه‫،

01:46:02.179 --> 01:46:05.619
این دادگاه‫، شما رو به علت قتل دو شخص‫.‫.‫.

01:46:05.619 --> 01:46:07.699
به حبس ابد محکوم می‌کنه

01:46:07.699 --> 01:46:11.179
احکام شما‫، پشت سر هم و نه همزمان
اجرا خواهند شد

01:46:13.579 --> 01:46:17.379
تمام‫.
طبق این حکم‫، شما در زندان می‌مانید

01:46:20.459 --> 01:46:23.419
‫هنوز هم می‌گید بی‌گناهید؟

01:46:23.419 --> 01:46:25.099
گفتم برو عقب

01:46:26.539 --> 01:46:27.939
برگردید تو پیاده‌‌رو

01:46:46.859 --> 01:46:48.949
سال‌ها اول خیلی سخت بودن

01:46:48.989 --> 01:46:50.249
چون سنم پایین بود‫،

01:46:50.289 --> 01:46:54.729
سفید پوست و جزء طبقه مفرح جامعه

01:46:54.759 --> 01:46:57.819
کسی که زندگیت رو واسه‌اش فدا می‌کنی‫،

01:46:57.869 --> 01:46:59.799
عین من‫،

01:46:59.839 --> 01:47:03.139
متنفر شدن از چنین شخصی خیلی خسته

01:47:03.169 --> 01:47:08.579
اون تنها زنی بود که از صمیم قلب
دوستش داشتم

01:47:11.849 --> 01:47:13.649
طبیعی‌ایه که‫.‫.‫.

01:47:13.679 --> 01:47:14.949
به مرور سخت‌تر میشه‫.
اولش فکر می‌کنی‫.‫.‫.

01:47:14.979 --> 01:47:18.249
که آسون‌تر میشه‫،‌ ولی نمی‌شه

01:47:18.289 --> 01:47:19.979
به مرور سخت‌تر میشه

01:47:20.019 --> 01:47:22.049
چون دور و دورتر میشی از زندگی که‫.‫.‫.

01:47:22.089 --> 01:47:28.859
داشتی و می‌تونستی داشته باشی

01:47:28.899 --> 01:47:33.699
الان از لحاظ ذهنی هم خیلی واسه‌ام سخته‫.‫.‫.

01:47:33.739 --> 01:47:35.669
که یأس رو شکست بدم

01:47:35.979 --> 01:47:38.259
درخواست آزادی مشروط الیزابت
پونزده بار رد شد

01:47:40.579 --> 01:47:42.259
سال 2032‫‫، آزادی مشروط الزامی‫.‫.‫.

01:47:44.419 --> 01:47:46.259
داره

01:47:46.259 --> 01:47:47.779
اون موقع‫، 68 سالش خواهد بود

01:47:51.259 --> 01:47:53.699
به این فکر کن‫، زمانی که در کنار هم بودن‫.‫.‫.

01:47:54.899 --> 01:47:56.819
چقدر جوون بودن

01:47:56.819 --> 01:47:58.179
الان میان‌سالن

01:47:59.699 --> 01:48:01.579
ینز سورینگ هنوز امید به این داره که‫.‫.‫.

01:48:01.579 --> 01:48:04.859
یه چیزی پیدا بشه که بتونه
آزادش کنه

01:48:04.859 --> 01:48:07.899
سورینگ همچنان روی بی‌گناهیش تأکید داره و امشب‫.‫.‫.

01:48:07.899 --> 01:48:10.259
پرونده‌اش، جهت دیگه‌ای به خودش گرفته

01:48:10.259 --> 01:48:12.299
چیزی شبیه به فیلم ‫"‫فراری‫"

01:48:12.539 --> 01:48:15.479
وقتی که قضیه تست دی‌ان‌ای پیش اومد‫،

01:48:15.509 --> 01:48:17.639
دی‌ان‌ای شخص دیگه‌ای رو‫.‫.‫.

01:48:17.679 --> 01:48:19.849
سر صحنه‌ی جرم پیدا کرد

01:48:19.889 --> 01:48:21.679
گزارشات کلاً‌ عوض شدن

01:48:21.719 --> 01:48:23.849
چهار تا کانال تلویزیونی طرف منو گرفتن

01:48:23.889 --> 01:48:28.419
چرا که تست دی‌ان‌ای می‌گفت
من اون‌جا نبودم

01:48:28.459 --> 01:48:30.189
انگار که نظر مردم در ویرجینیا‫.‫.‫.

01:48:30.229 --> 01:48:31.229
یهو به سمت من جلب شد

01:48:31.659 --> 01:48:34.259
باید در اسرع وقت‫، بندازیمش بیرون

01:48:34.259 --> 01:48:36.939
حالا هم می‌تونیم با اطمینان به اینکه‫.‫.‫.
[فرماندار ویرجینیا]

01:48:36.939 --> 01:48:38.659
برنمی‌گرده آزادش کنیم

01:48:38.659 --> 01:48:41.899
حس کردم تنها کاری که از دستم بر میاد‫،
نوشتن توصیه‌نامه‫.‫.‫.

01:48:41.899 --> 01:48:43.579
به وزارت دادگستری‌ایه

01:48:43.579 --> 01:48:46.419
بعد از اینکه اعلام شد قراره کین
دیپورتش کنه‫،

01:48:46.419 --> 01:48:49.539
رفتم باکینگهام دیدنش

01:48:49.539 --> 01:48:51.259
سر از پا نمی‌شناخت

01:48:51.259 --> 01:48:55.619
دیوونه شده بود‫.
باورش نمی‌شد که قراره آزاد بشه

01:48:56.319 --> 01:48:59.189
خیلی خوب یادمه که‫.‫.‫.

01:48:59.229 --> 01:49:03.219
من برد دفترش و ازم پرسید که
می‌خوام در آلمان چی کار کنم

01:49:03.259 --> 01:49:06.699
گفتم با توجه به گذشته‌ای که دارم‫، بهترین کار اینه که‫.‫.‫.

01:49:06.729 --> 01:49:08.599
دزدگیر بفروشم

01:49:08.639 --> 01:49:11.469
کی بهتر از کسی که 25 سال عمرش‫ رو‫.‫.‫.

01:49:11.499 --> 01:49:16.569
توی امنیتی‌ترین زندان دنیا سپری کرده‫،
می‌تونه این کارو انجام بده؟

01:49:16.609 --> 01:49:18.609
‫"من متخصص دزدگیر هستم‫.
از من خرید کنید‫"

01:49:18.819 --> 01:49:22.419
چون فکر می‌کرد که سوارش می‌کنن‫،

01:49:22.419 --> 01:49:24.499
می‌برنش فرودگاه و دیپورتش می‌کنن

01:49:24.499 --> 01:49:26.499
تا حالا ندیده بودم این‌قدر شاد باشه

01:49:27.589 --> 01:49:31.319
دقیقاً‌ روز جا به جایی قدرت بود

01:49:31.359 --> 01:49:35.229
از تیموتی کین به فرماندار جدید‫،
رابرت مک‌دانل

01:49:36.899 --> 01:49:40.379
این شما و این فرماندار ویرجینیا‫،
باب مک‌دانل

01:49:40.379 --> 01:49:41.259
ممنونم

01:49:41.679 --> 01:49:44.079
‫"اگه ینز بی‌گناه بود‫،

01:49:44.319 --> 01:49:46.839
‫"من از بالاترین قله دنیا اینو فریاد می‌زدم

01:49:46.879 --> 01:49:50.679
ولی اون بی‌گناه نیست؛
اون به اندازه‌ی من گناهکاره‫"

01:49:53.789 --> 01:49:55.779
بعد از 21 سال

01:49:56.799 --> 01:49:59.039
بعدش همه‌چی از هم پاشید

01:49:59.669 --> 01:50:01.469
انتقال منو متوقف کرد

01:50:02.439 --> 01:50:05.139
من دوباره زندانی شدم

01:50:05.179 --> 01:50:07.339
یه نگهبان گنده پشت سرم وایساده بود

01:50:07.379 --> 01:50:10.139
بعدش فهمیدم اون‌جا حضور داشت‫،
چون می‌ترسیدن‫.‫.‫.

01:50:10.179 --> 01:50:13.169
یهو من از کوره در برم‫.‫.‫.

01:50:13.219 --> 01:50:15.149
و تلفن رو از روی دیوار

01:50:15.499 --> 01:50:17.899
وقتی داشتم سعی می‌کردم که‫.‫.‫.

01:50:17.899 --> 01:50:19.379
حکمش رو برگردونم‫،

01:50:21.499 --> 01:50:24.579
مسئولین ویرجینیا تهدید کردن که‫.‫.‫.

01:50:24.579 --> 01:50:26.899
اگه حکمش برگرده‫،

01:50:26.899 --> 01:50:28.699
سعی می‌کنن اعدامش کنن

01:50:28.699 --> 01:50:30.099
تهدیدشون این بود

01:50:30.099 --> 01:50:33.979
که اگه حکمش برگرده و مجبور بشیم
دوباره بریم دادگاه‫،

01:50:33.979 --> 01:50:35.459
معلوم نیست آخرش چی بشه

01:50:35.459 --> 01:50:36.939
سیستم ویرجینیا‫.‫.‫.

01:50:38.899 --> 01:50:39.899
از پای‌ بست خرابه

01:50:44.979 --> 01:50:47.139
من هر کاری از دستم بر میاد انجام می‌دم
که درستش کنم

01:50:50.779 --> 01:50:53.979
‫"این نامه رو ساعت ده صبح شنبه
برات می‌‫نویسم

01:50:53.979 --> 01:50:57.739
‫"مطمئنم که سال 2013 هم از دستم میره

01:50:57.739 --> 01:51:01.619
‫"به علت مه غلیظ‫، رفت و آمد‌ها متوقف شدند
[کشیش داوطلب]

01:51:01.619 --> 01:51:04.619
‫"روز اول 2013 هم در این‌جا حضور دارم

01:51:04.619 --> 01:51:07.139
‫"خیلی احساس تنهایی می‌کنم

01:51:07.139 --> 01:51:10.779
‫"26سال و هشت ماه و چهار روزه که
با این وضع زندگی می‌کنم

01:51:10.779 --> 01:51:13.019
‫"روزهای دیگه‌ای هم در پیشن

01:51:13.019 --> 01:51:16.859
‫"بله‫‫. دیشب فیلمی ساخته در سال 2011 رو دیدم که‫.‫.‫.

01:51:16.859 --> 01:51:19.299
‫"که در مورد ضبط آلبوم گریسلند پل سایمون بود

01:51:19.299 --> 01:51:20.819
‫"اون آلبوم رو یادمه

01:51:20.819 --> 01:51:25.019
‫"سال 1986 که من دستگیر شدم‫،
آلبوم موفقی بود

01:51:25.019 --> 01:51:29.859
‫"مدل مو و عینک اون دوره رو یادمه‫.
آخرین سالی که آزاد بودم

01:51:29.859 --> 01:51:32.979
‫"موسیقی‌اش منو به اون زمان برگردوند

01:51:32.979 --> 01:51:35.259
‫"دیدن پیر شدن پل سایمون‫.‫.‫.

01:51:35.259 --> 01:51:38.699
‫"ناراحتم کرد و بهم سرگیجه‌ای داد

01:51:38.699 --> 01:51:42.699
‫"در سال 1986
شادی و خوشبختی نه تنها برایم ممکن بودن‫،

01:51:42.699 --> 01:51:44.819
‫"بلکه واقعی هم بودند

01:51:44.819 --> 01:51:49.579
‫"هر دو رو به خاطر دارم‫. با اینکه 27 ساله که
حسشون نکردم

01:51:49.579 --> 01:51:52.779
‫"بهت نامه نوشتم که در مورد دیدار بعدیمون حرف بزنم

01:51:52.779 --> 01:51:55.939
‫"کی می‌خوای بیای؟
آخرین بار‫، یازده دسامبر اومدی

01:51:55.939 --> 01:51:58.179
‫"می‌خوای پونزدهم ژانویه بیای؟

01:51:59.699 --> 01:52:02.339
‫"ممنون که هنوز شونه به شونه‌ام می‌جنگی

01:52:03.499 --> 01:52:06.699
‫"خیلی داری زحمت می‌کشی‫.
از لحاظ احساسی هم‫.‫.‫.

01:52:06.699 --> 01:52:08.899
‫"خوشحالم که در کنارمی

01:52:08.899 --> 01:52:10.659
‫"پشیمونم که ایمانم رو از دست دادم

01:52:10.659 --> 01:52:13.099
‫"دلم نمی‌خواست اینو انتخاب کنم

01:52:13.099 --> 01:52:15.539
‫"از تنهایی خسته شدم

01:52:15.539 --> 01:52:17.899
‫"ممنون بابت همه‌چی

01:52:17.899 --> 01:52:20.499
باز هم ممنون‫. دوستدار تو‫، ینز‫"

01:52:31.129 --> 01:52:33.499
خیلی ممنون که تشریف آوردید

01:52:34.829 --> 01:52:37.699
مراقب باشید‫،
چون توی ویرجینیا هستید

01:52:37.739 --> 01:52:41.169
مراقب رفتارتون باشید‫.
ینز باید درس عبرتتون باشه

01:52:41.209 --> 01:52:42.209
شوخی نکردم‫.
اصلاً‌ شوخی نکردم

01:52:42.339 --> 01:52:43.499
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

01:53:22.129 --> 01:53:28.129
درخواست عفو مشروط نشان داده شد در فیلم ینز‫، رد شد‫.
از آن زمان به بعد‫، دو درخواست دیگر هم رد شدند

01:53:30.399 --> 01:53:34.399
دومین مصاحبه با ینز سورینگ‫،
اجازه پخش نگرفت

01:53:35.999 --> 01:53:40.999
فرماندار باب مک‌دانل‫ که مانع بازگشت ینز سورینگ به آلمان شد
در سپتامبر 2014‫، به فساد محکوم شد‫

01:53:41.329 --> 01:53:46.329
حکم او برگشت و هم‌اینک نیز آزاد است

01:53:48.769 --> 01:53:55.769
کشیش داوطلب تام الیوت‫، دیگر اجازه دیدار با ینز رو ندارد‫.
مسئولین زندان‌‫، نامه‌های او به ینز را خواندند و آن‌ها را خیلی شخصی قلمداد کردند

01:53:56.069 --> 01:54:00.069
از مه 2015‫، وی اجازه ارتباط با ینز را نداشته است

01:54:01.269 --> 01:54:06.269
در اوت 2016‫، وکیل ینز سورینگ با توجه به تحلیل
پزشکی قانونی ویرجینیا‫، از فرماندار مک‌اولیف‫.‫.‫.

01:54:06.269 --> 01:54:12.269
‫.‫.‫.درخواست تجدید نظر کرد‫. چرا که خون شخص دیگری
با گروه ‫"اُ‫" در صحنه جرم یافت شد

01:54:14.269 --> 01:54:21.269
تحلیل اف‌بی‌آی که نوشته اِد شولزبک بود‫، هرگز یافت نشد‫.
طبعاً باید در آرشیو اف‌بی‌آی باشد‫. اِد شولزبک در آوریل 2016 فوت کرد

01:54:23.169 --> 01:54:28.169
الیزابت هیسوم هرگز حاضر به مصاحبه با ما نشد

01:54:28.169 --> 01:54:33.169
www.Doostihaa.com
