WEBVTT

00:06.160 --> 00:10.520
‫زمان میره جلو،
‫ولی گذشته باقی می‌مونه.

00:11.560 --> 00:15.040
‫گذشته نه پاک میشه نه دیده میشه،

00:15.640 --> 00:18.440
‫چون زمان اونو در خودش حل کرده.

00:18.520 --> 00:23.080
‫و وارد تاریخ شده و
‫به بخشی از جامعه‌ی ما تبدیل شده.

00:24.080 --> 00:27.600
‫مهابارات داستان یه جنگ بزرگه،

00:27.680 --> 00:31.880
‫وقتی که تمام بهارات در یه جا جمع شدن

00:31.960 --> 00:34.160
‫تا در مورد دارما و کارما تصمیم بگیرن،

00:34.240 --> 00:35.720
‫توی کروکشترا.

00:37.040 --> 00:41.400
‫این جنگ بین دو تا خاندان بود
‫که اجداد مشترکی داشتن.

00:41.960 --> 00:45.120
‫پنج تا پاندو بودن و صد تا کائوراوا.

00:46.440 --> 00:50.840
‫کائوراواها حمایت ریش‌سفیدهای خاندان
‫و جنگجوهای بزرگ رو داشتن،

00:50.920 --> 00:54.320
‫و پاندوها خانواده‌هاشون و کریشنا رو داشتن.

00:56.240 --> 00:59.400
‫یه بازی تاس
‫توی دربار دهریتراشترا راه افتاد.

01:00.080 --> 01:02.640
‫یودیشتیر درست‌کار همه‌چی رو باخت.

01:02.640 --> 01:04.720
‫ثروت، آبرو و دارایی،

01:04.800 --> 01:09.960
‫پس پانچالی رو
‫که خواهر پنج پاندو بود، شرط بست.

01:11.080 --> 01:13.440
‫حقیقت استوار و زیبا می‌ایسته،

01:13.960 --> 01:16.520
‫در حالی که دروغ به خودش می‌پیچه
‫و هزار تا داستان می‌بافه.

01:17.040 --> 01:19.120
‫وقتی قوانین جنگ تعیین شدن،

01:19.200 --> 01:22.160
‫مثل تیغه‌ی یه شمشیر محکم بودن.

01:22.240 --> 01:23.280
‫و وقتی که شکسته شدن،

01:23.320 --> 01:26.720
‫مثل النگوهای درائوپادی
‫در کل کروکشترا پخش شدن.

01:28.000 --> 01:32.720
‫برای ۱۸ روز، خورشید روی افق طلوع کرد،
‫با درخشش تابید،

01:32.800 --> 01:36.400
‫و عصرها همراه با خاکسترِ
‫هیزم‌های مرده‌سوزی، سوخت و پایین اومد.

01:37.440 --> 01:41.640
‫ما امروز داریم
‫همون جنگ دارما و کارما رو می‌جنگیم.

01:42.400 --> 01:45.240
‫پاهای ما هنوز توی کروکشترا گیر کرده.

02:23.960 --> 02:27.720
‫[کروکشترا]
‫[جنگ بزرگ مهابهاراتا]

02:27.800 --> 02:30.680
‫[سانجای]

02:31.640 --> 02:35.960
‫یه عروسی بزرگ،
‫غرق در موسیقی و جشن باشکوه،

02:36.040 --> 02:41.320
‫شروعی بود که
‫به ترسناکترین پایان تاریخ ختم شد.

02:41.400 --> 02:46.240
‫- درود بر آبیمانیوی شجاع!
‫- درود بر آبیمانیوی شجاع!

03:09.680 --> 03:13.280
‫- درود بر اوتارای زیبا!
‫- درود بر اوتارای زیبا!

03:13.840 --> 03:15.320
‫قطعاً این یه بی‌عدالتیه.

03:15.400 --> 03:19.080
‫با همچین زیبایی الهی و مسحورکننده‌ای،
‫اسمت اوتاراست؟

03:19.880 --> 03:22.720
‫اسمت باید اوتاما می‌بود.

03:22.800 --> 03:27.560
‫اون‌وقت شاید، اسم جنگجوی نجیب
‫نباید آبیمانیو می‌بود،

03:27.640 --> 03:29.200
‫بلکه باید کاویمانیو بود.

03:29.800 --> 03:30.760
‫چرا که نه؟

03:30.800 --> 03:34.080
‫گل‌های بیرون سرخ‌ان،
‫قلب من توی سینه‌م سرخ می‌تپه.

03:34.240 --> 03:36.920
‫و روی انگشتم
‫این حلقه‌ی عشق هم سرخ می‌درخشه.

03:39.280 --> 03:42.040
‫آبیمانیو که از هیجان سرخ شده بود،

03:42.720 --> 03:45.240
‫نمی‌دونست که
‫میدان جنگ به زودی سرخ میشه

03:45.320 --> 03:47.600
‫با خون خودش.

03:48.680 --> 03:50.160
‫ای پروردگار،

03:50.840 --> 03:53.200
‫ممکنه چشم‌های من بسته باشن،

03:54.320 --> 03:56.440
‫ولی تو هم کوری؟

04:03.520 --> 04:06.520
‫این گانداری بیچاره

04:06.600 --> 04:09.760
‫باید برای چند تا پسر دیگه عزاداری کنه؟

04:20.120 --> 04:21.600
‫آبیمانیو.

04:21.880 --> 04:24.200
‫کار چطور به اینجا کشید، پسرم؟

04:25.440 --> 04:26.920
‫چطور به اینجا کشید؟

04:27.640 --> 04:31.160
‫دست‌هایی که قرار بود
‫روی یه بستر گل استراحت کنن،

04:32.520 --> 04:35.680
‫حالا بی‌جون بین مُرده‌ها افتادن.

04:37.200 --> 04:40.480
‫خجسته‌ترین خجسته‌ها،
‫همسر شیوا، برآورنده‌ی همه‌ی آرزوها.

04:40.520 --> 04:42.520
‫که به همه پناه میدی،
‫ای الهه‌ی سه‌چشم گائوری!

04:42.560 --> 04:44.240
‫ای نارایانی، به تو تعظیم می‌کنم!

04:44.880 --> 04:46.640
‫مانتراها و شورا

04:47.400 --> 04:49.800
‫اون روز هر دو با هم پیش رفتن.

04:50.880 --> 04:55.840
‫چون اون روز، نه یکی بلکه دو تا عروسی
‫داشت برگزار می‌شد.

04:56.360 --> 04:58.640
‫یکیش بین آبیمانیو و اوتارا بود.

04:59.160 --> 05:03.320
‫اون یکی بین خاندان کورو
‫و جنگ بزرگ بود که

05:03.400 --> 05:07.920
‫کل بهارات رو تبدیل به مهابارات کرد.

05:12.680 --> 05:16.000
‫اگه گانداری چشم‌بند نداشت،

05:16.520 --> 05:20.560
‫اون روز دو تا خورشید می‌دید.

05:21.400 --> 05:24.360
‫یکی که توی آسمون طلوع می‌کرد،

05:24.440 --> 05:27.640
‫و اون یکی که روی زمین می‌سوخت،

05:28.160 --> 05:30.440
‫که از توده‌های هیزم‌های
‫مرده‌سوزی بی‌شمار جنگجو ساخته شده بود.

05:31.240 --> 05:35.160
‫آتیش اون جنگ شاید
‫بدن جنگجوها رو خاکستر کرده باشه،

05:35.680 --> 05:37.920
‫ولی نتونست داستان‌هاشون رو پاک کنه.

05:39.640 --> 05:41.800
‫داستان شجاعت،

05:42.320 --> 05:43.800
‫انتقام،

05:43.880 --> 05:47.120
‫فداکاری و جاه‌طلبی.

05:48.400 --> 05:52.200
‫داستان‌هایی که تک‌تک کلمه‌هاشون...

05:53.360 --> 05:54.840
‫کروکشترا رو صدا می‌زنن.

05:58.800 --> 06:01.800
‫هر وقت که حق‌طلبی افول می‌کنه

06:01.880 --> 06:03.840
‫ای نواده‌ی پادشاه بهارات

06:04.440 --> 06:09.760
‫و بی‌عدالتی زیاد میشه
‫اون‌وقت من خودم رو نشون میدم

06:09.840 --> 06:15.200
‫برای محافظت از نجیب‌زاده‌ها
‫برای نابودی شرورها

06:15.280 --> 06:22.040
‫و برای برگردوندن عدالت
‫من دوران به دوران متولد میشم

06:34.320 --> 06:35.800
‫حامی عدالت،

06:36.360 --> 06:38.120
‫و محافظ حقیقت...

06:39.560 --> 06:41.880
‫دارماراج یودیشتیر.

06:51.320 --> 06:54.040
‫بی‌نهایت قوی و با هیکلی مثل غول،

06:55.080 --> 06:57.640
‫بیم، جنگجوی گرز به‌دست.

07:06.440 --> 07:08.600
‫بزرگترین کماندار،

07:09.600 --> 07:11.760
‫نترس و شکست‌ناپذیر،

07:12.360 --> 07:14.880
‫آرجون، در دست دارنده‌ی گاندیوا.

07:21.120 --> 07:23.560
‫پسرهای مادری، ناکول و ساهدِو.

07:25.560 --> 07:27.920
‫برای این دو تا،
‫همین معرفی باید کافی باشه.

07:40.480 --> 07:42.240
‫برکت یافته با خوش‌شانسی...

07:43.760 --> 07:47.160
‫و زیبایی الهی،
‫پانچالی درائوپادی.

07:53.600 --> 07:55.520
‫بحث رو شروع کنیم، کشاو؟

07:55.600 --> 07:58.400
‫بعد از ضیافت شاهانه‌ی دیروز،

07:58.400 --> 08:00.960
‫گرسنگی من بالاخره رفع شد،

08:01.040 --> 08:03.040
‫ولی دست‌هام دلشون می‌خواد یه کاری بکنن.

08:03.680 --> 08:06.640
‫دیگه از دهنم استفاده نمی‌کنم.
‫الان دوست دارم از دست‌هام استفاده کنم.

08:06.720 --> 08:10.280
‫- من میگم...
‫- صبر کن برادر بیم، صبر کن.

08:10.360 --> 08:12.120
‫حداقل منتظر اون یکی باش

08:12.200 --> 08:15.360
‫که شام عروسیش واقعاً گرسنگیت رو رفع کرد.

08:17.320 --> 08:18.800
‫اونجاست.

08:18.840 --> 08:20.320
‫آبیمانیوی عزیز.

08:20.760 --> 08:22.240
‫سلام، پدر.

08:22.920 --> 08:25.440
‫- سلام، عمو.
‫- باشکوه باشی، پسرم.

08:25.520 --> 08:29.840
‫متأسفم که تو رو
‫از جشن‌های عروسیت بیرون کشیدم،

08:29.920 --> 08:32.000
‫ولی شرایط این‌طور ایجاب می‌کنه.

08:35.760 --> 08:38.680
‫زمان داره به سمت ما می‌تازه،

08:38.760 --> 08:41.360
‫مثل یه طوفان که
‫سوار بر ارابه‌ای از خارهاست،

08:42.120 --> 08:46.960
‫و در یه تلاش بیهوده برای فرار ازش،
‫من جلو میرم،

08:47.040 --> 08:50.560
‫در حالی که دوستم پوروهیت
‫زیر بار نگرانی خم شده.

08:51.440 --> 08:53.320
‫پرچم‌های پاندو و کائوراوا کنار هم؟

08:53.400 --> 08:55.800
‫این صحنه رو به خاطرت بسپار، پوروهیت.

08:56.480 --> 08:59.440
‫کی می‌دونه این دو تا
‫چه زمانی دوباره کنار هم می‌ایستن؟

09:00.760 --> 09:03.480
‫فقط پاندوها مجبورن صلح رو حفظ کنن؟

09:03.560 --> 09:04.520
‫ولی کائوراواها نه؟

09:04.560 --> 09:06.680
‫و ما چی خواستیم؟

09:06.760 --> 09:07.960
‫فقط پنج تا روستا!

09:08.000 --> 09:09.560
‫اصلاً چرا درخواست کنیم، آرجون؟

09:10.080 --> 09:12.040
‫این حق ماست.

09:12.560 --> 09:15.320
‫در واقع، کل ایندراپراستا مال ماست.

09:15.400 --> 09:16.880
‫۱۲ سال تبعید،

09:16.960 --> 09:19.320
‫یه سال زندگی مخفیانه،

09:19.840 --> 09:22.200
‫و بعد پادشاهی ما مال خودمون میشد!

09:22.280 --> 09:25.000
‫کائوراواها قولشون رو شکستن، نه ما.

09:25.080 --> 09:26.680
‫آروم باشین، برادرها.

09:26.760 --> 09:28.120
‫اگه از کائوراواها نه،

09:28.160 --> 09:30.960
‫پس بیاین امیدوار باشیم که
‫پوروهیت جی خبر خوبی بیاره.

09:32.960 --> 09:34.440
‫دارم فکر می‌کنم که

09:34.520 --> 09:38.320
‫از کجا کلمات رو پیدا کنم
‫تا این پیام رو به پاندوها برسونم.

09:38.400 --> 09:41.200
‫فکر در مورد خودت کافیه، پوروهیت جی.
‫به من فکر کن.

09:41.280 --> 09:43.880
‫- من کی‌ام؟
‫- این دیگه چه سوالیه؟

09:43.960 --> 09:47.120
‫یه سوال ساده ولی خیلی به‌جا.

09:47.200 --> 09:48.680
‫«من کی‌ام؟»

09:48.720 --> 09:50.280
‫شاگرد ماهارشی ویاس،

09:50.880 --> 09:52.760
‫مشاور نزدیک پادشاه دریتراشترا،

09:52.840 --> 09:55.120
‫پسر گوالگانای ارابه‌ران،

09:55.200 --> 09:57.480
‫و فرستاده‌ی دیپلماتیک کائوراواها،

09:57.560 --> 09:59.040
‫سانجای.

09:59.080 --> 10:01.680
‫یه همچین معرفی بزرگی
‫برای یه سانجای معمولی؟

10:01.760 --> 10:04.040
‫و هیچ‌کدوم از اینا
‫واقعاً توصیف من نیستن.

10:04.120 --> 10:07.680
‫شاگرد یکی دیگه، مشاور نزدیک یکی دیگه،
‫پسر یکی دیگه.

10:07.760 --> 10:09.760
‫با همچین معرفی‌های بزرگی،

10:09.760 --> 10:12.920
‫من، سانجای، فقط یه پیام‌رسان متواضع‌ام.

10:13.000 --> 10:16.120
‫حتی کلمات منم
‫مال پادشاه دریتراشتراست.

10:17.360 --> 10:19.560
‫به پاندوهای عزیزم توضیح بده،

10:20.080 --> 10:22.200
‫که از این جنگ چی گیرشون میاد.

10:23.080 --> 10:26.840
‫خشونت، خونریزی و مرگ.

10:27.400 --> 10:29.520
‫بهشون یادآوری کن که

10:29.520 --> 10:32.560
‫توی این جنگ هر دو طرف از خودم هستن.

10:33.200 --> 10:37.160
‫مهم نیست کی برنده میشه،
‫منم که ضرر می‌کنم.

10:37.680 --> 10:41.720
‫مهم نیست خون کی ریخته میشه،
‫منم که گریه می‌کنم.

10:41.800 --> 10:45.480
‫ولی، اعلی‌حضرت، یه درخواست دارم.

10:46.000 --> 10:51.320
‫- اگه خواسته‌ی پاندوها رو قبول کنیم...
‫- کافیه، سانجای!

10:53.040 --> 10:54.920
‫دیگه هیچ بحثی روی این موضوع نمی‌کنیم.

10:55.480 --> 10:58.520
‫همین الان با پوروهیت
‫به پادشاهی ماتسیا برو،

10:59.040 --> 11:01.160
‫و به اون پنج تا پاندو بگو

11:01.240 --> 11:04.400
‫که هاستیناپور تصمیمش رو گرفته!

11:05.720 --> 11:07.200
‫ولی، سانجای،

11:07.840 --> 11:11.560
‫پاندوها چی خواستن
‫که هاستیناپور نمی‌تونه بده؟

11:12.240 --> 11:14.440
‫خواسته‌شون غیرمنطقیه؟

11:14.520 --> 11:18.040
‫یا نکنه هاستیناپور عواقبش رو نمی‌فهمه؟

11:19.920 --> 11:22.040
‫و اگه با وجود دونستن عواقبش،

11:22.120 --> 11:23.600
‫کائوراواها بازم مخالفت کنن،
‫چیکار باید کرد؟

11:23.680 --> 11:25.440
‫فقط یه جواب برای اون هست.

11:26.560 --> 11:28.040
‫جنگ!

11:31.720 --> 11:33.200
‫راهزن‌ها!

11:51.680 --> 11:53.160
‫پوروهیت جی!

11:54.880 --> 11:57.760
‫این سرزمین تشنه‌ی خونه، سانجای!

12:07.040 --> 12:09.640
‫اولین قطره‌ی خون از الان ریخته شده.

12:13.640 --> 12:15.560
‫جلسه رو ختم کنیم، کشاو.

12:16.480 --> 12:17.720
‫غروب نزدیکه.

12:17.760 --> 12:19.240
‫درسته.

12:20.920 --> 12:24.360
‫خورشید داره روی کل خاندان کورو غروب می‌کنه.

12:29.120 --> 12:30.400
‫و شما دو تا چی؟

12:30.440 --> 12:32.440
‫تو برو، برادر.

12:32.520 --> 12:37.280
‫من تا وقتی که جواب هاستیناپور رو نفهمم،
‫آروم نمی‌گیرم.

12:40.720 --> 12:42.960
‫خواب به چشمای تو هم نمیاد، مادهاو.

12:44.000 --> 12:45.720
‫چطور این زمان رو بگذرونیم؟

12:51.960 --> 12:54.080
‫همین الان ببرینش پیش طبیب دربار!

12:54.160 --> 12:55.640
‫فوراً!

12:59.240 --> 13:01.960
‫بیا، بذار ببرمت به اتاق مهمان.

13:02.040 --> 13:04.960
‫خوب میشه اگه بتونم
‫پادشاه یودیشتیر رو ببینم.

13:05.640 --> 13:08.920
‫پادشاه یودیشتیر و بقیه‌ی پاندوها
‫الان دارن استراحت می‌کنن.

13:33.880 --> 13:36.320
‫بیا تو، سانجای.
‫بیا جلو.

13:36.400 --> 13:38.040
‫دم در واینستا.

13:38.120 --> 13:40.280
‫بیا تو تا بتونیم ببینیمت.

13:41.560 --> 13:45.080
‫چیزی که دنبالش هستم
‫دیدار تو و دعاهای توئه، کشاو.

13:45.160 --> 13:48.120
‫لطفاً بیا تو، سانجای. بشین.

13:48.200 --> 13:51.520
‫فقط نشین. یه مقدار میوه هم بخور.

13:52.120 --> 13:53.600
‫بیا، اینو بگیر.

13:56.040 --> 13:57.520
‫نگران نباش، سانجای.

13:57.880 --> 14:01.800
‫هر پیامی که آورده باشی،
‫این میوه‌ها شیرینن.

14:01.880 --> 14:03.120
‫خودم چیدمشون.

14:03.160 --> 14:06.800
‫ولی کلماتی که میگم
‫حرف‌های خودم نیست، کشاو.

14:08.000 --> 14:09.120
‫پس چطور بگمشون؟

14:09.160 --> 14:10.560
‫هیچی نگو، سانجای.

14:10.600 --> 14:12.920
‫سکوتت خیلی چیزا میگه.

14:13.680 --> 14:16.120
‫یه پیشنهاد بی‌معنی دیگه
‫از طرف کائوراواها.

14:16.640 --> 14:20.440
‫ما جنگ نمی‌خوایم،
‫ولی کائوراواها صلح نمی‌خوان.

14:21.960 --> 14:23.880
‫زه کمانت رو سفت کن، پارت،

14:24.840 --> 14:26.720
‫و تیرهات رو تیز کن.

14:27.240 --> 14:29.400
‫وقت استفاده ازشون نزدیکه.

14:30.000 --> 14:31.480
‫برو و بهشون بگو، سانجای،

14:31.800 --> 14:34.480
‫که ما جواب هاستیناپور رو دریافت کردیم.

14:36.640 --> 14:39.760
‫هاستیناپور جوابشون رو
‫در میدون جنگ میده.

14:39.840 --> 14:43.920
‫یه جواب اون‌قدر محکم که
‫دیگه سوالی باقی نمی‌مونه.

14:44.000 --> 14:47.920
‫این پادشاه دهریتراشترا،
‫همون مردی نیست که

14:48.000 --> 14:49.800
‫که برادر کوچیکترش، پاندو،

14:49.880 --> 14:53.880
‫از کور بودنش سوءاستفاده کرد،
‫تاج‌وتخت رو گرفت،

14:54.400 --> 14:57.520
‫و بعدش وقتی دیگه براش جذاب نبود، ولش کرد.

14:57.600 --> 14:59.720
‫بلکه اون دریتراشتراست که

14:59.800 --> 15:01.800
‫با وجود نابینا به دنیا اومدن،

15:01.800 --> 15:04.000
‫هیچ‌وقت توی وظیفه‌ش کوتاهی نکرد.

15:04.080 --> 15:08.600
‫- درود بر پادشاه دریتراشترا!
‫- درود بر پادشاه دریتراشترا!

15:08.680 --> 15:12.880
‫این همون دریتراشتراست
‫که پسر ارشدش، دوریودان،

15:12.960 --> 15:14.440
‫که من هستم،

15:14.520 --> 15:18.160
‫تنها وارث برحق تاج و تخته.

15:18.760 --> 15:21.520
‫و دوریودان کور نیست!

15:21.600 --> 15:26.840
‫- درود بر ولیعهد دوریودان!
‫- درود بر ولیعهد دوریودان!

15:26.920 --> 15:31.160
‫سرزمین هاستیناپور
‫برای ما از خود زندگی هم باارزش‌تره.

15:32.240 --> 15:37.560
‫اگه پاندوها حتی یه بخشیش رو می‌خوان،
‫باید براش بجنگن.

15:37.640 --> 15:39.600
‫هیچی به‌عنوان صدقه گیرشون نمیاد!

15:43.320 --> 15:44.720
‫عدالت به کنار.

15:44.760 --> 15:48.280
‫- نمی‌تونن به پیوندی که داریم احترام بذارن؟
‫- پیوند؟

15:49.040 --> 15:51.240
‫دقیقاً به همین دلیله، برادر یودیشتیر،

15:51.320 --> 15:55.040
‫که حاضر نیستن حتی
‫یه قسمت از این سرزمین رو به ما بدن.

15:55.120 --> 15:58.840
‫چون ادعای ما نسبت بهش
‫درست به اندازه‌ی اونا برحقه.

15:58.920 --> 16:01.840
‫پس پیتاما بیشم سعی نمی‌کنه
‫اونا رو سر عقل بیاره؟

16:03.040 --> 16:05.160
‫من نه اون‌قدر توان دارم که بفهمم،

16:05.160 --> 16:07.880
‫نه اون‌قدر که
‫بتونم به تو بفهمونم، دوریودهان.

16:08.720 --> 16:10.560
‫من کنار تو می‌ایستم

16:10.640 --> 16:14.320
‫چون به عهدم برای محافظت
‫از تاج و تخت هاستیناپور پایبندم.

16:14.400 --> 16:18.320
‫تا وقتی که زنده‌ام،
‫هیچ آسیبی به تو نمی‌رسه.

16:18.400 --> 16:21.840
‫ولی به پاندوها هم ضربه‌ای نمی‌زنم

16:21.920 --> 16:26.400
‫چون اونا هم به اندازه‌ی تو برام عزیزن.

16:26.480 --> 16:30.400
‫سلاحم رو روی هم‌خون خودم بلند نمی‌کنم.

16:31.000 --> 16:32.440
‫هم‌خون؟

16:32.480 --> 16:34.640
‫از من بپرس معنیش یعنی چی، پیتاما.

16:34.720 --> 16:37.400
‫من کارنا هستم، پادشاه آنگا.

16:37.480 --> 16:39.240
‫به خاطر تبارم، نفرین شدم که

16:39.320 --> 16:41.960
‫توی آخرین لحظاتم،
‫هنر جنگ رو فراموش کنم.

16:42.040 --> 16:45.040
‫ولی هنوزم کاملاً به این جنگ متعهدم.

16:45.120 --> 16:47.320
‫من مثل تو جنگجوی دودلی نیستم.

16:48.880 --> 16:52.680
‫هیچ‌وقت تحت فرمان تو نمی‌جنگم، پیتاما.

16:52.760 --> 16:56.520
‫کارن، بدون تو، قدرت من نصف میشه.

16:56.600 --> 16:58.200
‫نگران نباش، دوریودان.

16:59.040 --> 17:00.720
‫حتی بین جنگجوهای بزرگ

17:00.800 --> 17:03.760
‫مثل دروناچاریا، کریپاچاریا
‫و پیتاما بیشم...

17:05.920 --> 17:09.560
‫من همونی‌ام که
‫سر آرجون عزیزشون رو تقدیمت می‌کنه.

17:11.280 --> 17:13.120
‫من از مرگ نمی‌ترسم.

17:13.880 --> 17:16.960
‫ولی سر خم کردن جلوی بی‌عدالتی هم
‫یه بی‌عدالتیه.

17:17.560 --> 17:19.880
‫تکبر کائوراواها نباید بی‌جواب بمونه!

17:21.240 --> 17:25.480
‫حتی اگه بهای صلح
‫فروخوردن خشم شخصیم باشه،

17:25.560 --> 17:27.320
‫بازم صلح رو انتخاب می‌کنم.

17:32.120 --> 17:34.960
‫اومدم تا ازت بخوام
‫برای پیروزیمون دعا کنی، پدر.

17:35.960 --> 17:40.040
‫دوریودان، تو این‌قدر مشتاق جنگی،

17:40.120 --> 17:42.680
‫ولی اصلاً بهاش رو می‌فهمی؟

17:42.760 --> 17:44.240
‫گانداری،

17:44.280 --> 17:46.200
‫به پسرهات منطق رو بفهمون.

17:46.280 --> 17:50.400
‫با دیدن عطششون برای تاج و تخت،

17:50.480 --> 17:53.200
‫احساس می‌کنم اونا
‫بیشتر پسرهای شمان تا من، اعلی‌حضرت.

17:53.840 --> 17:57.160
‫- مادر، برام دعای خیر کن.
‫- دعای خیر؟

17:57.240 --> 17:59.560
‫برات دعا می‌کنم، دوریودان.

18:00.120 --> 18:04.560
‫که پیروزی فقط مال طرفی باشه
‫که در کنار دارما می‌ایسته.

18:11.320 --> 18:12.920
‫عدالت، بی‌عدالتی،

18:13.000 --> 18:15.160
‫حق، ناحق، صلح...

18:15.720 --> 18:17.640
‫همه در مورد اینا حرف می‌زنن.

18:18.240 --> 18:20.200
‫ولی هیچ‌کدوم از پنج تا برادر من

18:20.800 --> 18:23.800
‫یادشون میاد چرا موهای من بازه؟

18:25.200 --> 18:26.680
‫بذار بهشون یادآوری کنم.

18:30.360 --> 18:32.320
‫اینا رو اون دوشاسان شرور

18:32.320 --> 18:34.840
‫توی یه دربار پر از آدم لمس کرد.

18:35.440 --> 18:39.000
‫منو جلوی کل مجلس کائوراوا بی‌آبرو کرد.

18:42.080 --> 18:44.560
‫پانچالی، خواهر پنج تا برادر،

18:44.640 --> 18:47.360
‫جلوی همه‌شون تحقیر شد!

18:49.520 --> 18:52.240
‫یالا، دوشاسان!

18:57.080 --> 18:58.720
‫شما پنج تا، نمادهای صلح،

18:58.720 --> 19:01.280
‫ممکنه تحقیر شدن منو فراموش کرده باشین.

19:01.800 --> 19:03.480
‫ولی من فراموش نکردم.

19:04.000 --> 19:05.880
‫و موهام هم همین‌طور.

19:05.960 --> 19:09.040
‫بیا، واسودِو، به پنج تا برادرم بگو

19:09.560 --> 19:13.160
‫که اگه نمی‌تونن
‫انتقام توهینی که به من شد رو بگیرن،

19:13.720 --> 19:14.920
‫پدر پیر من،

19:14.960 --> 19:19.480
‫پنج تا پسرم، و آبیمانیو هنوز زنده‌ان.

19:20.080 --> 19:23.000
‫انتقام درائوپادی گرفته میشه.

19:27.720 --> 19:29.200
‫پس، تصمیم گرفته شد،

19:29.280 --> 19:32.440
‫پیتاما بیشم
‫فرماندهی ارتش رو به عهده می‌گیره.

19:33.000 --> 19:35.360
‫من قطعاً رهبری می‌کنم،

19:35.880 --> 19:38.240
‫ولی دلم باهاش نیست.

19:41.840 --> 19:45.320
‫از این لحظه لذت ببر، برادرزاده.

19:46.040 --> 19:49.960
‫فکر کن یه پادشاه چقدر باید بی‌عرضه باشه

19:50.040 --> 19:54.760
‫که خواهر خودش رو
‫تبدیل به یه اسباب‌بازی کنه.

19:54.840 --> 19:57.080
‫- شرم‌آوره!
‫- شرم‌آوره!

20:03.000 --> 20:06.120
‫چطور می‌خوان از رعایاشون محافظت کنن

20:06.200 --> 20:09.040
‫اگه حتی نتونستن
‫از خواهر خودشون محافظت کنن؟

20:09.120 --> 20:10.800
‫زنده‌باد هاستیناپور!

20:10.880 --> 20:13.240
‫درود بر ولیعهد دوریودان!

20:13.320 --> 20:15.120
‫زنده‌باد هاستیناپور!

20:15.200 --> 20:17.840
‫درود بر ولیعهد دوریودان!

20:17.920 --> 20:21.200
‫پاندوها شاهد اشک‌ها و تحقیر شدنت بودن.

20:21.960 --> 20:26.360
‫نقطه‌ی قوتشون اینه که
‫با وجود همه‌ی توهین‌ها و بی‌عدالتی‌ها،

20:26.440 --> 20:27.920
‫هنوزم صلح می‌خوان.

20:28.680 --> 20:30.160
‫عصبانی نباش، درائوپادی.

20:30.640 --> 20:32.920
‫حتی بعد از این همه تلاش برای صلح،

20:33.000 --> 20:35.400
‫اگه کائوراواها هنوز به نابودی اصرار دارن،

20:35.480 --> 20:37.840
‫پس نابودی دقیقاً همون چیزیه که
‫باهاش روبرو میشن.

20:38.520 --> 20:42.120
‫انتقام تو گرفته میشه، درائوپادی،

20:42.200 --> 20:45.000
‫همون‌طور که
‫نذر موهای بازت هم ادا میشه.

20:50.080 --> 20:51.840
‫کائوراواها و پاندوها،

20:52.360 --> 20:54.840
‫دو تا درخت که از یه بذر به وجود اومدن،

20:54.920 --> 20:56.800
‫که نتونستن کنار هم بایستن...

20:57.960 --> 21:00.080
‫برای یه هاستیناپور متحد.

21:06.400 --> 21:11.200
‫و فدای آرمان‌های بزرگ دارما و آدارما شدن.

21:21.360 --> 21:27.760
‫من، سانجای،
‫شاهد این ۱۸ روز کشتار ویرانگر بودم.

21:27.840 --> 21:29.680
‫ولی توی این ۱۸ روز،

21:29.720 --> 21:31.880
‫فقط شاهد یه جنگ نبودم.

21:31.960 --> 21:34.960
‫من ۱۸ تا جنگجو رو دیدم

21:35.040 --> 21:38.240
‫و ۱۸ تا داستان از شجاعتشون،

21:38.320 --> 21:40.720
‫و پشت هر داستان،

21:40.800 --> 21:42.640
‫۱۸ تا دلیل که

21:43.400 --> 21:46.320
‫چرا با وجود هر تلاشی برای صلح،

21:46.840 --> 21:50.960
‫این جنگ بزرگ
‫به سرنوشت خاندان کورو تحمیل شد.

21:51.984 --> 21:56.984
www.Doostihaa.com
