WEBVTT

00:43.960 --> 00:48.200
‫آخرین فصل کروکشترا
‫در شرف رخ دادن بود.

00:48.960 --> 00:53.800
‫غیرقابل‌تصور، غیرقابل‌پیش‌بینی،
‫اجتناب‌ناپذیر.

00:54.480 --> 00:59.120
‫از پایان‌هایی که داستان را تا خاتمه
‫زنده نگه می‌دارن.

01:04.320 --> 01:08.320
‫پیچشی وحشتناک
‫با حیله و دسیسه...

01:08.880 --> 01:14.600
‫که به زودی توسط چهار شخصیت
‫رقم می‌خوره،

01:14.640 --> 01:17.920
‫که در دل شب برای دسیسه خود بیدار بودن.

01:19.880 --> 01:21.720
‫آشوتاما؟
‫فرمانده جدید؟

01:21.760 --> 01:23.840
‫اصلا چه چیزی از این جنگ مونده،

01:23.880 --> 01:24.760
‫دوریودان؟

01:25.320 --> 01:29.440
‫سامشاپتاکاهای خونینم،
‫سیندوهای سربریده شجاعم،

01:29.480 --> 01:32.960
‫ارتش سلاخی شده نارایانی من،
‫و هزاران جنگجو...

01:33.000 --> 01:38.480
‫که جنازه‌شون الان همه جای کروکشترا پخش شده!

01:39.400 --> 01:40.640
‫ارتش کوراوهای من،

01:40.680 --> 01:47.080
‫سربازهای من و همه جنگجوهایی که
‫سر پا جون دادن،

01:47.120 --> 01:48.480
‫آشوتاما!

01:49.840 --> 01:55.800
‫امشب، پاندواها هزینه سنگینی
‫برای مرگ همه سربازان من می‌پردازن!

01:56.360 --> 01:57.520
‫هان؟

01:58.360 --> 02:01.600
‫به پروردگار شیوا قسم،
‫تا زمانی که من...

02:01.640 --> 02:04.880
‫انتقامم رو از پاندواها نگرفتم،
‫نه متوقف می‌شم،

02:04.920 --> 02:07.600
‫و نه اجازه می‌دم این جنگ خاتمه پیدا کنه!

02:08.440 --> 02:13.480
‫پاندواها پدر من رو کشتن.
‫من دودمانشون رو نابود می‌کنم!

02:14.000 --> 02:18.320
‫و اون‌ها رو به عنوان قربانی،
‫پیشکش تل هیزم‌های آتشین کروکشترا می‌کنم!

02:19.120 --> 02:22.960
‫شما کشیش این مراسم خواهید بود،
‫شاهزاده دوریودان!

02:25.360 --> 02:28.280
‫باشه، آشوتاما. باشه.

02:30.680 --> 02:35.080
‫باشد که هر دم و بازدمت
‫فقط به یک هدف باشه.

02:36.160 --> 02:37.280
‫انتقام!

02:38.760 --> 02:41.920
‫برای دست یافتن بهش،
‫هر کاری لازمه بکن.

02:43.400 --> 02:45.560
‫برام مدرک بیار، آشوتاما.

02:46.560 --> 02:49.880
‫سر بریده‌شده هر پنج پاندوا رو برام بیار!

02:52.320 --> 02:56.040
‫فقط در این صورت روحم آرامش پیدا می‌کنه.

02:57.560 --> 03:02.720
‫گوهر پیشونی‌ات رو به خونشون
‫آغشته کن، آشوتاما.

03:02.760 --> 03:05.240
‫با خون اون‌ها رنگش کن!

03:12.480 --> 03:14.360
‫[آشوتاما]

03:18.880 --> 03:21.560
‫تاریک‌ترین ساعت شب بود.

03:21.600 --> 03:26.520
‫اما توفان خروشان در ذهن آشوتاما
‫از این هم تاریک‌تر بود.

03:27.160 --> 03:31.680
‫کریپاچاریا و کریتاوارما لحظه‌ای که
‫دراز کشیدن به خواب فرو رفتن.

03:32.160 --> 03:34.680
‫اما خواب به چشمان آشوتاما نمی‌اومد.

03:35.160 --> 03:38.880
‫آشوتاما، پسری که با شیهه اسب متولد شد،

03:38.920 --> 03:43.400
‫گوهری به پیشانی داشت که
‫اون رو از هر خطری حفاظت می‌کرد.

03:43.440 --> 03:46.600
‫اما چه کسی می‌تونست از اون
‫در برابر مخاطره‌های که...

03:46.640 --> 03:49.600
‫خودش بر سر خودش میاورد
‫حفاظت کنه؟

03:50.640 --> 03:53.360
‫پدر گرامی، می‌دونم که الان...

03:53.400 --> 03:55.040
‫از آسمان من رو نگاه می‌کنی.

03:55.560 --> 03:58.200
‫مسئولیتی که زمانی مثل تاج
‫به سر خودت داشتی...

03:58.200 --> 04:00.360
‫الان باری به دوش منه.

04:00.960 --> 04:04.280
‫مسئولیت کسب پیروزی
‫برای شاهزاده دوریودان.

04:04.840 --> 04:08.320
‫اما نمی‌دونم چطور محققش کنم.

04:21.880 --> 04:22.800
‫وایسا!

04:23.600 --> 04:25.840
‫ای جغد! ای دانا!

04:31.240 --> 04:35.440
‫اگر این تجسم، خوابی بیش نیست،
‫بهش خاتمه بده.

04:41.880 --> 04:44.880
‫اما اگر تو نشانه‌ای از طرف پدرم هستی...

04:44.920 --> 04:49.880
‫پس راه رو به من نشون بده.
‫راه رو به من نشون بده، ای دانا!

05:09.800 --> 05:14.600
‫غرق در تکبر،
‫گلاویز با تاریکی،

05:14.640 --> 05:19.520
‫در دل شب قدم زد،
‫به دنبال مسیری...

05:19.560 --> 05:21.760
‫در پوچی وحشت.

05:22.320 --> 05:28.040
‫ساکت، اما بی‌قرار.
‫متمرکز، اما آشفته.

05:28.080 --> 05:31.680
‫صدایی از ژرفا اومد:
‫«بکش!»

05:38.200 --> 05:41.120
‫یک مسیر، یک حقیقت.

05:42.080 --> 05:45.480
‫به خودش تکرار کرد: «بکش.»

05:54.680 --> 05:57.280
‫آشوتاما؟ چی... چیکار می‌کنی؟

05:59.320 --> 06:01.680
‫آماده می‌شم، عمو کریپاچاریا.

06:01.720 --> 06:05.760
‫دارم آماده می‌شم،
‫برای پایان این جنگ و این داستان.

06:05.800 --> 06:08.160
‫الان، این وقت شب؟
‫ولی چرا، پسرم؟

06:08.200 --> 06:11.200
‫این نشانه‌ای
‫از پروردگار شیوای نابودگره!

06:11.680 --> 06:15.960
‫اگر فرمان در این ساعت صادر شده،
‫باید فورا اجرا بشه.

06:16.760 --> 06:18.720
‫و من نقشه همه‌اش رو کشیدم.

06:19.280 --> 06:22.400
‫مسحور پیروزی،
‫دشمن آماده دفاع از خودش نیست.

06:22.440 --> 06:27.840
‫این بهترین فرصت برای حمله به اردوگاه اون‌ها
‫و کسب پیروزی‌ای هست...

06:27.880 --> 06:29.800
‫که همیشه حق ما بوده.

06:30.360 --> 06:32.880
‫عجول نباش، آشوتاما.

06:32.920 --> 06:37.280
‫باید قبل از برداشتن همچین قدم خطرناکی
‫با پادشاه دریتراشترا...

06:37.760 --> 06:39.760
‫و وزیر ویدور مشورت کنیم.

06:39.800 --> 06:41.360
‫- هر شتابی...
‫- هر شتابی؟

06:41.840 --> 06:44.200
‫من می‌ترسم که حتی الان هم دیر شده باشه.

06:44.880 --> 06:45.520
‫کریتاوارما!

06:47.160 --> 06:48.760
‫اون چیه؟ شیره؟

06:48.800 --> 06:53.080
‫بله، شیر اینجا است.
‫و الان بیرون می‌ره...

06:53.120 --> 06:55.120
‫به دنبال شکارش.

06:59.000 --> 07:04.040
‫بی‌خبر از نابودی قریب الوقوع،
‫راوی اصلی این داستان، سانجای،

07:04.080 --> 07:05.840
‫در هاستیناپور خوابیده بود.

07:06.320 --> 07:09.520
‫شاید برای اون
‫این جنگ با شکست دوریودان...

07:09.560 --> 07:11.400
‫خاتمه پیدا کرده بود.

07:11.880 --> 07:15.760
‫اما من بیدار بودم.
‫چون می‌دونستم که هر چند...

07:15.800 --> 07:19.760
‫سربازها در جنگ می‌میرن،
‫انتقامشون زنده می‌مونه.

07:20.360 --> 07:23.200
‫انگار اینجا جشن پیروزی مجللی گرفتن.

07:23.240 --> 07:26.200
‫حالا مراسم ختمشون هم
‫همونقدر مجلل می‌شه.

07:26.240 --> 07:29.840
‫حتی یه سرباز هم نگهبان نایستاده.
‫همه خواب هستن.

07:30.600 --> 07:33.480
‫و خیلی طول می‌کشه که بیدار بشن.

07:33.960 --> 07:36.680
‫اونجا! خیمه فرمانده.

07:37.160 --> 07:39.920
‫قاتل پدرم، دریشتادیومنا، حتما اونجا است!

07:39.960 --> 07:41.960
‫و اون خیمه هم مال پاندواها است.

07:42.520 --> 07:46.120
‫هر پنج تاشون حتما اونجا خوابیدن.
‫اون یودیشتیرای ریاکار،

07:46.160 --> 07:49.640
‫اون بیم هیولا،
‫اون آرجون بزدل...

07:49.680 --> 07:51.440
‫و ناکول و ساهدو بی‌عرضه.

07:53.160 --> 07:54.680
‫امروز، من همه‌شون رو...

07:54.680 --> 07:56.400
‫از تن‌های فانی‌شون آزاد می‌کنم.

07:56.880 --> 08:00.640
‫اما اول،
‫باید برم و به حساب اون شغال برسم،

08:00.680 --> 08:02.040
‫دریشتادیومنا!

08:02.840 --> 08:04.400
‫من فرمانده جدید هستم.

08:04.440 --> 08:09.240
‫نیروی من این جشن پیروزی رو
‫به پایکوبی مرگ بدل می‌کنه!

08:09.840 --> 08:12.600
‫شما سه تن اینجا منتظر بمونین،
‫کنار دروازه نگهبان بایستین.

08:12.640 --> 08:17.440
‫و بله، اطمینان کسب کنین که حتی
‫یک نفر هم از اینجا زنده بیرون نره.

08:17.480 --> 08:18.640
‫به فرمان شماییم.

08:41.880 --> 08:44.880
‫آشوتاما، ای بزدل!
‫اگه می‌خوای من رو بکشی،

08:45.360 --> 08:47.520
‫چرا مثل یه جنگجو به نبرد نمیای؟

08:48.080 --> 08:52.800
‫طوری که تو به نبرد اومدی؟ هان؟
‫وقتی پدر بی‌سلاح من رو کشتی؟

08:53.680 --> 08:57.080
‫تو جنگجو نیستی، دریشتادیومنا.
‫تو مایه ننگی!

08:58.360 --> 09:00.760
‫این مرگیه که لایقش هستی.

09:01.640 --> 09:02.440
‫شیکاندی.

09:08.480 --> 09:10.960
‫خیره‌چشم، گناهکار!

09:11.000 --> 09:13.880
‫توی خواب بهش حمله کردی!
‫حتی توی جهنم هم...

09:13.920 --> 09:15.520
‫جایی برای امثال تو نیست!

09:15.560 --> 09:18.160
‫واقعا؟
‫فکر کردی خودت از کجا سر درمیاری،

09:18.200 --> 09:19.720
‫شیکاندی؟

09:19.720 --> 09:22.520
‫تاوان کاری که با پیتاماه بیشم کردی
‫رو پس می‌دی.

09:29.080 --> 09:31.520
‫و حالا، نوبت پاندواها است.

09:52.720 --> 09:55.480
‫همه چیز نابود شد!
‫ای هیولاها!

09:58.480 --> 10:02.320
‫سرهای بریده پنج جنگجوی پانداوی،
‫همونطور که قول دادم.

10:02.880 --> 10:07.240
‫پیشکشی ویژه از فرمانده آشوتاما
‫به شاهزاده دوریودان.

10:09.680 --> 10:13.640
‫تو اون‌ها رو کشتی.
‫هر پنج‌‎تاشون رو کشتی!

10:16.760 --> 10:18.960
‫همونطور که دستور دادین،
‫شاهزاده من.

10:20.160 --> 10:23.680
‫مسرورکننده‌ترین خبر ۱۸ روز گذشته.

10:27.080 --> 10:30.200
‫چقدر گوش‌های من مشتاق
‫شنیدن این کلمات بودن.

10:30.200 --> 10:33.280
‫سر... سر اون بیم هیولا رو بهم بده،
‫همین الان!

10:33.400 --> 10:37.720
‫اونی که به تنهایی ۹۹ برادر من رو کشت.

10:38.000 --> 10:41.440
‫امروز... امروز...
‫با خون سر اون...

10:41.480 --> 10:43.640
‫جبینم رو تدهین می‌دم.

10:53.160 --> 10:55.400
‫تو چیکار کردی، آشوتاما؟

10:55.440 --> 10:57.680
‫فرمان شما رو اجرا کردم، شاهزاده دوریودان.

10:58.160 --> 11:00.800
‫من کل اردوگاه پاندوای رو از بین بردم.

11:01.280 --> 11:04.960
‫از کشته شدن همه جنگجوها مطمئن شدم!

11:05.000 --> 11:08.760
‫شاهزاده، مشکل چیه؟
‫راضی نیستین؟

11:09.320 --> 11:12.400
‫این سر که به راحتی له کردم،

11:12.440 --> 11:15.760
‫واقعا فکر می‌کنی مال بیم بود؟ هان؟

11:15.800 --> 11:17.840
‫- منظورتون چیه؟
‫- هوم.

11:17.880 --> 11:19.920
‫فریب همسانی ظاهر بیم رو خوردی...

11:19.960 --> 11:23.280
‫و به جای اون
‫پسرش سوتسوم رو کشتی!

11:23.320 --> 11:25.480
‫حتما اوپاپاندواها توی اون خیمه
‫خوابیده بودن.

11:25.520 --> 11:29.040
‫اون‌ها رو با پاندواها اشتباه گرفتی
‫و پسرهاشون رو کشتی.

11:29.080 --> 11:32.840
‫در انجام فرمان من شکست خوردی،
‫آشوتاما.

11:35.200 --> 11:37.320
‫به جاش... به جاش کاری کردی...

11:37.360 --> 11:40.920
‫که بیشم، کارن و پدرت درونا...

11:40.960 --> 11:42.920
‫در انجامش هرگز موفق نشدن.

11:45.680 --> 11:49.200
‫با انجام این کار،
‫تو جشن و سرور پاندواها رو...

11:49.240 --> 11:53.360
‫پوچ کردی.
‫تو سرور پیروزی اون‌ها رو...

11:53.400 --> 11:55.720
‫به شیون عزاداری بدل کردی!

11:55.760 --> 11:58.840
‫این خبر به باشکوهی شکست ایندرا است!

11:59.360 --> 12:01.360
‫اما به محض شنیدن خبر،

12:01.400 --> 12:04.880
‫مطمئنم که اون پنج برادر
‫به دنبالت میان.

12:05.440 --> 12:08.520
‫بذار بیان.
‫پنج پاندوا، کریشن،

12:08.560 --> 12:12.800
‫ساتیاکی، با همه‌شون مقابل می‌شم!
‫آشوتاما از هیچکس بیمی نداره.

12:13.280 --> 12:14.400
‫بذار بیان.

12:14.880 --> 12:19.240
‫برین. از اینجا برین.
‫شما چهار نفر باید همین الان برین.

12:20.040 --> 12:21.840
‫در جهت‌های متفاوت برین.

12:23.760 --> 12:27.720
‫شاهزاده‌ات بهت افتخار می‌کنه، آشوتاما.

12:28.800 --> 12:33.680
‫نگاه کنین، نگاه کنین،
‫بارش گلبرگ از آسمان.

12:34.480 --> 12:37.560
‫فرستاده‌های آسمان من رو صدا می‌زنن.

12:38.440 --> 12:42.800
‫شاهزاده دوریودان،
‫درخواست دارم که به پدرم درونا بگین،

12:42.840 --> 12:46.560
‫که چطور دریشتادیومنا رو کشتم
‫و انتقام...

12:47.080 --> 12:47.720
‫شاهزاده؟

12:48.200 --> 12:49.080
‫شاهزاده دوریودان!

12:50.360 --> 12:54.400
‫نه! نه، شاهزاده!
‫شاهزاده دوریودان!

12:56.280 --> 12:57.080
‫نه!

13:16.640 --> 13:20.040
‫من پنج برادرزاده‌ام رو
‫در یه شب از دست دادم.

13:20.720 --> 13:26.040
‫و قاتلشون، اون مار گوهر به سر،
‫آشوتاما هنوز زنده است.

13:26.080 --> 13:29.160
‫ولی زیاد زنده نمی‌مونه، پانچالی.

13:29.200 --> 13:32.440
‫من قبلا انتقام ظلم‌هایی
‫که به تو شده رو گرفتم.

13:32.480 --> 13:34.120
‫امروز، دوباره این کار رو می‌کنم.

13:34.160 --> 13:37.680
‫به سوتسوم قسم،
‫اون گوهر رو از پیشونی‌اش می‌شکافم...

13:37.720 --> 13:39.360
‫و به پای تو می‌ذارمش!

13:39.400 --> 13:41.640
‫ولی قبل از این، باید اون رو پیدا کنیم.

13:42.320 --> 13:47.160
‫حتما تا الان فهمیده که ما رو نکشته،
‫بلکه پسرهامون رو کشته.

13:47.680 --> 13:51.360
‫حتما برای فرار از دست ما
‫از اینجا خیلی دور شده.

13:51.880 --> 13:54.480
‫آسمون، جهنم یا زمین،
‫حتما یه جایی هست.

13:54.960 --> 13:57.200
‫حتی اگه لازم باشه
‫برای پیدا کردن آشوتاما قاتل...

13:57.240 --> 14:01.320
‫آسمون رو زمین کنم،
‫بدون تردید این کار رو می‌کنم.

14:01.360 --> 14:05.080
‫نیازی به اینقدر زحمت نیست.
‫من می‌دونم اون مار...

14:05.120 --> 14:06.520
‫دقیقا کجا پیدا می‌شه، آرجون.

14:06.560 --> 14:08.840
‫پس راهنمای ما باش، برادر بیم!

14:08.880 --> 14:13.240
‫تا گوهر پیشونی اون بزدل پلید رو
‫برای من نیاوردین،

14:13.280 --> 14:15.760
‫ذره‌ای غذا هم نمی‌خورم.

14:15.800 --> 14:18.240
‫حتی اگه به قیمت جونم تموم بشه.

14:21.480 --> 14:24.360
‫غرق مصیبتی که رخ داده نشو.

14:24.400 --> 14:26.600
‫سعی کن برای چیزی که
‫بعدا اتفاق می‌افته آماده بشی.

14:26.640 --> 14:29.880
‫عروس تو، پسر اوتارا.

14:29.920 --> 14:33.000
‫اون فقط به فرزند
‫آبیمانیو، کریشنا، باردار نیست.

14:33.040 --> 14:36.200
‫اون قراره نوه تو و وارث دودمان پاندوا باشه.

14:36.920 --> 14:38.120
‫به اون فکر کن.

14:51.120 --> 14:51.680
‫اینجا؟

14:52.160 --> 14:52.920
‫هوم.

14:59.400 --> 15:01.560
‫خلوتگاه حکیم ویاس بزرگ.

15:02.720 --> 15:06.160
‫یادتونه وقتی باید یک سال مخفی می‌شدیم
‫ظاهرمون رو تغییر دادیم؟

15:06.440 --> 15:07.200
‫اوهوم.

15:07.680 --> 15:10.440
‫من خودم رو جای یک زن زدم، بریهانالا.

15:10.480 --> 15:14.320
‫با لباس مبدل زن
‫یک سال در ماتسیا زندگی کردم.

15:14.800 --> 15:16.680
‫ولی این فقط تو بودی، آرجون.

15:16.720 --> 15:20.400
‫چون دوی اورواشی تو رو نفرین کرده بود.

15:20.960 --> 15:22.720
‫ولی ما همچین نفرینی نداشتیم.

15:22.760 --> 15:25.960
‫یادته بقیه ما چطور هویتمون رو پنهان کردیم؟

15:27.000 --> 15:28.520
‫در ظاهر چهار برهمن.

15:29.360 --> 15:30.120
‫اوهوم.

15:34.440 --> 15:38.760
‫مطمئنم که آشوتاما
‫یکی از این برهمن‌ها است.

15:39.280 --> 15:41.800
‫فقط باید تشخیص بدیم کدوم.

15:48.800 --> 15:49.800
‫اونجا است.

15:49.840 --> 15:51.120
‫آشوتاما!

15:52.600 --> 15:54.560
‫چرا اونجا پنهان شدی، مار؟

15:55.040 --> 15:57.800
‫به کودکانی که خواب بودن حمله کردی!

15:57.840 --> 16:01.160
‫فرمانده بی‌شهامت یک ارتش شکست‌خورده!
‫خودت رو نشون بده!

16:02.600 --> 16:06.880
‫دیگه نه شاهزاده‌ات دوریودان زنده است،
‫نه پدرت.

16:07.960 --> 16:09.880
‫الان کی نجاتت می‌ده؟

16:11.120 --> 16:12.080
‫با ما رو در رو شو!

16:18.080 --> 16:21.920
‫نگران من نباشین،
‫نگران خودتون باشین.

16:22.880 --> 16:26.520
‫وقتی پدر من تونسته از شاگردهای ناشایستی
‫مثل شما جنگجو بسازه،

16:26.560 --> 16:30.000
‫فقط تصور کنین چطور پسر خودش رو تعلیم داده.

16:31.440 --> 16:35.480
‫شاید پدرم اینجا کنار من نباشه،
‫اما مهارت‌های اون،

16:35.520 --> 16:39.200
‫سلاح‌های اون و دانش اون
‫الان مال من هستن.

16:39.880 --> 16:42.120
‫و همین برای شما کافیه.

16:43.360 --> 16:47.920
‫ای پروردگار برهما،
‫من درخواست بزرگ‌ترین سلاح را دارم.

16:48.600 --> 16:52.200
‫درود بر ارباب سه قلمرو.
‫سرورد بر حاضر مطلق.

16:52.240 --> 16:56.920
‫درود بر سلاح پروردگا برهما،
‫درورد بر رنگ سرخ این سلاح.

16:57.400 --> 16:59.880
‫درود بر رهایی‌بخش ما،
‫او که پشتیبان همه است.

16:59.920 --> 17:02.400
‫بر حافظ دارما، آن پروردگار،

17:02.440 --> 17:03.840
‫با این درودها...

17:03.880 --> 17:05.240
‫دعایم را تکمیل می‌کنم.

17:05.280 --> 17:08.200
‫زمین صدایت می‌کند،
‫از این سنگینی رهایش کن.

17:08.240 --> 17:12.160
‫ای عالم مطلق،
‫حاکمیت زمین از آن توست.

17:15.720 --> 17:19.040
‫مرید با صدا زدن والاترین،
‫در حفاظتش خواهد بود.

17:19.080 --> 17:23.960
‫درود و صد درود بر سلاح پروردگار برهما
‫که هر مانعی را در هم می‌شکند.

17:24.000 --> 17:25.800
‫آرجون، تو باید جلوی...

17:25.840 --> 17:27.080
‫حمله آشوتاما رو بگیری.

17:27.560 --> 17:31.280
‫بله، باید جلوش رو بگیرم. ولی چطور، کشاو؟
‫چطور؟ غرق خشم...

17:31.320 --> 17:32.360
‫اون احمق...

17:32.400 --> 17:35.000
‫سلاح برهماشیرا رو احضار کرده.
‫می‌دونم، آرجون.

17:42.680 --> 17:45.840
‫اگه جلوش رو نگیریم،
‫از آسمون آتیش می‌باره، آرجون،

17:45.880 --> 17:48.480
‫که کل طبیعت رو نابود می‌کنه.

17:48.520 --> 17:51.600
‫اما آشوتاما در این لحظه شکست‌ناپذیره، کشاو.

17:51.640 --> 17:55.120
‫اگه نمی‌تونی جلوی آشوتاما رو بگیری
‫پس حداقل جلوی سلاحش رو بگیر.

17:58.400 --> 18:02.000
‫رعب‌آورترین سلاح‌ات رو الان استفاده کن،
‫برای نجات دادن این دنیا...

18:02.040 --> 18:03.200
‫از نابودی حتمی.

18:08.080 --> 18:12.600
‫به امید آرامش هم‌مکتبم آشوتاما.
‫ای سلاح برهماشیرا،

18:12.640 --> 18:15.240
‫آتش فروزان سلاح او را فروبکش.

18:27.480 --> 18:29.360
‫ای جنگجوهای بزرگ!

18:29.400 --> 18:31.360
‫این همون جنگی است که شما برای...

18:31.400 --> 18:34.120
‫تاج و تخت هاستیناپور آغاز کردین؟

18:34.160 --> 18:36.920
‫چرا چنین سلاح‌هایی رو به کار می‌گیرین؟
‫با این کار،

18:36.960 --> 18:39.040
‫چیزی به عنوان هاستیناپور...

18:39.080 --> 18:40.520
‫یا حیات باقی نمی‌مونه.

18:41.000 --> 18:44.560
‫هیچ جنگجویی در تاریخ
‫از چنین سلاح‌هایی استفاده نکرده.

18:44.600 --> 18:46.200
‫هنوز وقت دارین.

18:46.760 --> 18:49.720
‫از میل خود به انتقام شخصی صرف نظر کنین...

18:49.760 --> 18:51.960
‫و سلاح‌هاتون رو مهار کنین.

18:59.480 --> 19:00.720
‫آروم بگیر، آشوتاما.

19:17.520 --> 19:19.560
‫چیکار می‌کنی، آشوتاما؟

19:19.600 --> 19:23.400
‫فورا از فرمان من اطاعت کن
‫و سلاح خودت رو مهار کن.

19:23.600 --> 19:27.480
‫- به حرفم عمل کن. وگرنه...
‫- دانش اندک، از نبود دانش...

19:27.520 --> 19:29.840
‫بسیار خطرناک‌تره، ماهارشی ویاس.

19:29.880 --> 19:32.560
‫آشوتاما جهت سلاحش رو تغییر داد،

19:32.600 --> 19:34.880
‫نه به خاطر قسم
‫و نه میل به انتقام.

19:34.920 --> 19:39.920
‫حقیقت ناگوار اینه که اون
‫نمی‌دونه چطور سلاحش رو مهار کنه.

19:40.600 --> 19:44.360
‫آچاریا درون به آشوتاما یاد نداد
‫که چطور...

19:44.400 --> 19:48.800
‫سلاح قدرتمند برهماشیرا رو غلاف کنه
‫چون از خوی خشمگینش آگاه بود.

19:49.360 --> 19:51.800
‫برای اون،
‫این همیشه آخرین چاره بود.

19:52.480 --> 19:56.320
‫به بچه اوتارا رحم کن، آشوتاما.

19:57.480 --> 19:59.120
‫وگرنه، هر کاری هم که بکنی،

19:59.160 --> 20:01.520
‫هرگز نمی‌تونی این گناه بزرگ رو جبران کنی.

20:03.360 --> 20:04.280
‫ببین، پدر!

20:04.320 --> 20:07.640
‫مادرها در دل کودکانشون با داستان‌های...

20:07.680 --> 20:12.200
‫پسر ناشایستت ترس نهادینه می‌کنن،
‫همه جز اوتارا سیاه‌بخت!

20:39.960 --> 20:40.960
‫نه.

20:41.760 --> 20:44.200
‫این سکوت غریب رو می‌شنوی، آرجون؟

20:44.240 --> 20:47.640
‫این فریاد خاموش اون بچه بی‌جونه.

20:47.680 --> 20:51.640
‫نسل پاندواها به خاتمه رسید!

20:53.440 --> 20:56.000
‫حقیقت داره که تو
‫یه بچه متولدنشده رو کشتی، آشوتاما،

20:56.040 --> 21:00.000
‫و در این لحظه،
‫نوه آرجون زنده نیست.

21:02.320 --> 21:03.120
‫نه!

21:04.240 --> 21:06.240
‫اما دوباره گوش کن،
‫و صدای...

21:06.280 --> 21:08.440
‫گریه شیرین جان تازه رو می‌شنوی.

21:09.920 --> 21:15.440
‫تو شاید قدرت گرفتن جان رو داشته باشی،
‫ولی من قدرت جان بخشیدن دارم.

21:16.520 --> 21:19.480
‫فراموش کردی، آشوتاما،
‫که اگر من کسی هستم که...

21:19.520 --> 21:22.360
‫که کیهان رو خلق کرده،
‫نجات دادن جان یه نوزاد...

21:22.400 --> 21:23.880
‫ممکنه خارج از توانم باشه؟

21:24.480 --> 21:28.880
‫تو، خشم بدنهاد تو،
‫و مجموع همه سلاح‌هات،

21:28.920 --> 21:33.680
‫تا زمانی که من هستم
‫نمی‌تونین هیچ آسیبی به خلقت من بزنین.

21:36.520 --> 21:38.640
‫و من همیشه خواهم بود.

21:39.320 --> 21:42.160
‫تو همیشه در حفاظت این گوهر بودی.

21:42.200 --> 21:45.600
‫اما ذهن نانجیبت
‫تو رو ناشایست این گوهر کرده.

21:48.200 --> 21:49.320
‫من، واسودو کریشن،

21:49.360 --> 21:52.880
‫اعلام می‌کنم نعمت نامیرایی بالقوه‌ای که...

21:52.920 --> 21:56.760
‫تو دریافت کردی،
‫حالا تبدیل به نفرین تو می‌شه.

21:57.400 --> 21:59.840
‫دوران‌ها تغییر می‌کنن،
‫دودمان‌ها تغییر می‌کنن،

21:59.880 --> 22:04.880
‫حیات همه موجودات
‫و معنی خود حیات تغییر می‌کنه.

22:04.920 --> 22:08.160
‫اما تو تا ابد در زمین سرگردان
‫باقی می‌مونی، آشوتاما،

22:08.200 --> 22:10.800
‫و تا ابد سنگینی گناهانت رو به دوش می‌کشی.

22:12.520 --> 22:15.440
‫درد زخم‌های تو
‫بهت اجازه خوابیدن نمی‌دن.

22:16.000 --> 22:19.480
‫التماس مرگ می‌کنی،
‫اما مرگ فرا نمی‌رسه.

22:22.280 --> 22:26.920
‫کودکی که قربانی قتل نابخشودنی تو بود،

22:26.960 --> 22:31.000
‫امپراتوری باشکوهی به پا می‌کنه، آشوتاما.

22:31.040 --> 22:36.920
‫و تو چاره‌ای نداری جز زنده ماندن
‫و مشاهده میراث و رشادتش.

22:42.640 --> 22:43.520
‫دوریودان.

22:44.000 --> 22:46.000
‫پسر... پسر من.

22:50.280 --> 22:53.560
‫من هرگز شادی دیدن پسرم رو
‫تجربه نکردم، گاندهاری.

22:54.480 --> 22:57.840
‫اما امروز... امروز به وضوح احساس می‌کنم...

22:57.880 --> 23:00.360
‫که اون رفته. اون مرده.

23:02.040 --> 23:04.400
‫پسر ما مرده، گاندهاری.

23:05.160 --> 23:06.480
‫دوریودان مرده.

23:07.880 --> 23:11.760
‫جنگ مردها در میدان جنگ خاتمه پیدا می‌کنه.

23:11.800 --> 23:17.960
‫اما جنگ خروشان در دل همه زنان؟
‫این هرگز واقعا تموم نمی‌شه.

23:18.000 --> 23:21.600
‫زنان فقط وقتی اجازه قدم گذاشتن
‫به خاک کروکشترا دارن...

23:23.200 --> 23:26.840
‫وقتی که زمان اجرای مراسم مرگ
‫پسرهاشون می‌شه.

23:28.960 --> 23:34.120
‫کی رو مقصر این جنگ وحشتناک بدونم
‫که در...

23:35.600 --> 23:37.560
‫که در روحم خروشانه؟

23:38.440 --> 23:40.680
‫کاری که شده، شده، گاندهاری.

23:40.720 --> 23:45.120
‫مقصر دونستن کسی الان چه فایده‌ای داره؟

23:45.160 --> 23:51.840
‫یکی باید جواب همه سوال‌هام رو بده.
‫و من می‌دونم این مسئولیت به گردن کیه.

23:54.360 --> 23:56.800
‫جنگ کروکشترا فصل اول بود.

23:57.960 --> 24:02.600
‫جنگ کروکشترا طنین‌انداز
‫دوران‌های آینده نیز خواهد بود.

24:03.624 --> 24:09.624
www.Doostihaa.com
