WEBVTT

00:55.360 --> 00:56.360
‫دوشالا.

00:58.480 --> 01:03.320
‫شنگرفم رو پاک کردی، مادر.
‫ولی اشک‌هام چی؟

01:04.480 --> 01:11.400
‫نه شوهرم جایادرات زنده است که
‫پاکشون کنه، نه صد برادرم!

01:16.280 --> 01:18.440
‫بذار این اشک‌ها جاری بشن، دوشالا.

01:19.840 --> 01:21.040
‫بذار جاری بشن.

01:22.160 --> 01:25.280
‫این جریان اشک تبدیل به یک سیل می‌شه،

01:25.320 --> 01:29.600
‫و همه ناعدالتی‌ای که در حق ما
‫زن‌ها شده رو می‌شوره.

01:49.160 --> 01:51.720
‫همین هاستیناپور
‫یک بار به ما توهین کرده بود...

01:51.760 --> 01:53.640
‫و مثل گدا طردمون کرده بود.

01:54.320 --> 01:57.600
‫و امروز؟ امروز،
‫اومدن که برگشتمون رو خوشآمد بگن.

01:57.640 --> 02:00.120
‫آراسته به همه رنگ‌های رنگین‌کمان.

02:00.160 --> 02:03.000
‫هفت رنگ رنگین‌کمان رو متوجه شدی،

02:03.480 --> 02:07.800
‫ولی رنگ هشتمی که هست رو دیدی؟
‫رنگی که اون پشته،

02:07.840 --> 02:11.000
‫و با بی‌شمار سوال بی‌جواب
‫به شما خیره شده.

02:11.040 --> 02:14.680
‫ساکته، اما بسیار پر رنج.

02:15.720 --> 02:19.120
‫درون خودش همه رنگ‌ها رو داره،

02:19.160 --> 02:22.640
‫اما خودش بی‌رنگه.
‫رنگ سفید.

02:25.160 --> 02:28.800
‫سفید پوشیده،
‫این بیوه‌ها در انتظار بودن...

02:28.840 --> 02:32.760
‫که صدای یک نفر رو بشنون،
‫صدای ملکه تنزل‌یافته‌شون.

02:32.800 --> 02:37.400
‫ملکه‌ای که نه تنها تاج و تخت
‫و قلمروش،

02:37.440 --> 02:42.400
‫بلکه کل دنیاش رو در این
‫جنگ مهیب هیجده روزه از دست داد.

02:42.440 --> 02:45.440
‫کسی که، با وجود از دست دادن صد پسر،

02:45.480 --> 02:49.560
‫رکن قوت و شجاعت
‫برای بقیه زن‌ها باقی موند.

02:51.080 --> 02:56.160
‫اما پشت این منش آرام،
‫من به وضوح آتشفشانی رو...

02:56.200 --> 02:58.000
‫در انتظار فوران شدن می‌بینم.

02:59.480 --> 03:02.080
‫اعلیحضرت، با پیروزی در کروکشترا،

03:02.120 --> 03:03.400
‫پاندواها اکنون...

03:03.440 --> 03:05.000
‫به سمت قصر میان.

03:05.040 --> 03:07.760
‫وای! کی هستن، سانجای؟

03:07.800 --> 03:14.160
‫دارماراج یودیشتیر، بیم، آرجون،
‫ناکول، ساهدو.

03:14.600 --> 03:16.320
‫و همراهشون...

03:16.800 --> 03:18.280
‫واسودو کریشن.

03:25.480 --> 03:27.200
‫[استری پارو]

03:32.000 --> 03:36.440
‫همه ما به شما جفا کردیم، ریش‌سفید.
‫و ما مستحق خشم شما هستیم،

03:36.720 --> 03:38.040
‫نه بخشش شما.

03:38.640 --> 03:41.000
‫اما همچنان طلب مغرفت و وقار از شما داریم.

03:41.120 --> 03:47.120
‫در طلب موهبت بزرگ خود اومدین،
‫یا تاج و تختش؟ هوم؟

03:49.760 --> 03:51.760
‫اما پسرم، اول بهم بگو...

03:51.800 --> 03:53.480
‫برادر کوچک‌ترت بیم کجا است.

03:53.960 --> 03:57.200
‫بذارید رشادتش رو احساس کنم.
‫تنومندی‌اش.

04:05.280 --> 04:06.880
‫بیم، پسرم؟

04:09.720 --> 04:11.840
‫بیا اینجا. بیا اینجا، بیم.

04:13.320 --> 04:17.760
‫بیم! چطور می‌تونه بعد تکه تکه کردن
‫قلب من هنوز زنده باشی،

04:18.320 --> 04:19.160
‫ای قاتل؟!

04:20.560 --> 04:24.120
‫تو خون دوشاسان من رو چشیدی، نه؟

04:27.240 --> 04:32.280
‫تا ریختن آخرین قطره خون
‫تنت رو مچاله می‌کنم!

04:34.000 --> 04:34.880
‫اعلیحضرت!

04:39.400 --> 04:42.640
‫حقیقتش رو بگم،
‫من خون دوشاسان رو ننوشیدم، اعلیحضرت.

04:42.840 --> 04:44.640
‫فقط تظاهر به این کار کردم...

04:44.680 --> 04:46.160
‫تا سوگندم رو محقق کرده باشم.

04:47.400 --> 04:48.400
‫بیم؟

04:49.080 --> 04:52.000
‫برادر بیم زنده و سلامته.

04:52.480 --> 04:56.040
‫اون صرفا یک مجسمه آهنین
‫به ظاهر برادر بیم بود،

04:56.080 --> 04:59.560
‫که دوریودهان همیشه باهاش
‫برای شکستش تمرین می‌کرد.

05:00.120 --> 05:02.400
‫- پس تو اون رو...
‫- من خشم...

05:02.440 --> 05:04.320
‫درون شما رو احساس کردم، اعلیحضرت.

05:04.800 --> 05:08.840
‫به علاوه، با مرگ دوریودهان،
‫این مجسمه نه هدفی داشت،

05:08.880 --> 05:09.840
‫نه همراهی.

05:10.320 --> 05:12.680
‫خیلی خوبه که نابودش کردی.

05:12.720 --> 05:15.320
‫امیدوارم این باعث خلاص از خشمت شده باشه.

05:15.880 --> 05:18.640
‫حالا، لطف می‌کنی موهبتت رو به اون‌ها ببخشی؟

05:22.280 --> 05:25.200
‫موفقیت از آن شما باشه، پسرانم.
‫موفقیت از آن شما باشه.

05:25.240 --> 05:27.040
‫به ما اجازه بده، پدر اعظم.

05:27.080 --> 05:29.480
‫کروکشترا منتظره تا ما
‫وظیفه نهایی‌مون رو انجام بدیم،

05:29.520 --> 05:31.680
‫و به این جنگ هجده روزه پایان بدیم.

05:32.720 --> 05:35.720
‫شما موهبتتون رو به ما نبخشیدین،
‫مادر اعظم.

05:35.760 --> 05:40.200
‫نفرینت هم نکردم، دارماراج یودیشتیرا.

05:40.240 --> 05:43.240
‫مادر، شما ملکه این سلطنت بودین.

05:43.280 --> 05:46.520
‫امروز بعد از پیروزی در جنگ،
‫من با تعظیم...

05:46.560 --> 05:47.960
‫در برابر شما ایستادم.

05:48.000 --> 05:49.040
‫با این حال،

05:49.080 --> 05:53.200
‫اگر فکر می‌کنین که من مستحق
‫مجازات شما هستم و نه موهبتتون،

05:53.240 --> 05:54.680
‫پس لطفا من رو مجازات کنین.

05:57.160 --> 05:58.280
‫برادر!

06:00.040 --> 06:04.080
‫با کوچک‌ترین سوزش انگشتت
‫از درد فریاد کشیدی، یودیشتیرا.

06:04.760 --> 06:09.720
‫دردی که حس کردی در برابر
‫صد زخمی که به من زدی...

06:09.760 --> 06:10.840
‫هیچی نیست.

06:11.320 --> 06:15.640
‫زمانی، پروردگار کریشن
‫با پیشنهاد صلح به هاستیناپور اومده بود.

06:16.120 --> 06:17.880
‫اما پادشاه نصیحت اون رو نادیده گرفت،

06:17.920 --> 06:22.400
‫چون نمی‌تونست فراتر از
‫لجاجت دوریودهان نگرش داشته باشه.

06:23.400 --> 06:25.760
‫امروز، تصمیم با شما است، اعلیحضرت.

06:25.800 --> 06:28.000
‫این بار پیشنهاد صلح من رو رد نکنین.

06:28.040 --> 06:31.200
‫ویدور، تویی؟ از سفرت برگشتی، نخست وزیر؟

06:31.240 --> 06:35.800
‫بله، اعلیحضرت. به هر حال، این خانواده
‫سوگوار در هم شکسته، خانواده من هم هست.

06:35.840 --> 06:37.000
‫بلند شو، برادر.

06:38.160 --> 06:41.800
‫خواهشا این دوران سوگواری رو
‫به آتش نفرت آلوده نکنین.

06:41.840 --> 06:46.440
‫شما همیشه در نظر من نماد مقاومت
‫و سخاوت بودین، گاندهاری.

06:47.800 --> 06:48.880
‫بیا، ویدور.

06:50.280 --> 06:54.720
‫بذار به کروکشترا بریم
‫و آخرین بدرودمون رو...

06:54.760 --> 06:57.680
‫به گذشته و آینده هاستیناپور ادا کنیم.

06:58.800 --> 07:03.160
‫قلب سوگوار این مادر
‫هرگز آرام نمی‌گیره.

07:18.640 --> 07:22.280
‫♪ سکوتی زمین را به دست دارد ♪

07:24.080 --> 07:27.880
‫♪ هوا بازایستاده است ♪

07:28.920 --> 07:32.720
‫♪ آسمان نیز ساکت شده است ♪

07:33.440 --> 07:36.800
‫♪ این زمین کر شده است ♪

07:47.600 --> 07:51.240
‫♪ سکوتی زمین را به دست دارد ♪

07:52.960 --> 07:56.760
‫♪ هوا بازایستاده است ♪

07:57.760 --> 08:01.560
‫♪ آسمان نیز ساکت شده است ♪

08:02.240 --> 08:05.440
‫♪ زمین کر شده است ♪

08:06.960 --> 08:11.600
‫♪ سرتاسر زمین، این فریاد خاموش ♪

08:11.640 --> 08:15.520
‫♪ سالیان سال پژواک می‌کند ♪

08:16.800 --> 08:21.520
‫♪ جنگ حق و ناحق دوباره بیداد می‌کند ♪

08:21.560 --> 08:26.600
‫♪ این خاک آغشته به خون می‌شود ♪

08:32.160 --> 08:35.680
‫♪ مادر... مادر ما است ♪

08:42.600 --> 08:45.400
‫سوگوار مرگ دوریودهان نباش،
‫ملکه گاندهاری.

08:45.440 --> 08:46.360
‫پاسدار یادش باش.

08:46.840 --> 08:48.120
‫اینکه چه چیزی غلط و درسته،

08:48.160 --> 08:51.680
‫و چه چیزی دارما و ادهرم،
‫تا نسل‌ها مورد بحث قرار می‌گیره.

08:52.160 --> 08:57.040
‫اما اگر فقط یک جنگجو در کروکشترا
‫شایسته افتخار والای...

08:57.080 --> 09:00.920
‫توده هیزم چوب صندل باشه،
‫اون بزرگ‌ترین پسرتون دوریودهان هست،

09:00.960 --> 09:02.120
‫ملکه گاندهاری.

09:10.600 --> 09:14.920
‫مرگ در نبرد بزرگ‌ترین گرامیداشت
‫برای یک کشاتریا است، اوتارا.

09:15.480 --> 09:19.360
‫جنگجوها کل عمر خودشون رو
‫در انتظار مرگ سپری می‌کنن.

09:19.840 --> 09:23.840
‫و به علاوه،
‫مرگ، حقیقت ناگریز زندگیه.

09:31.640 --> 09:32.480
‫ اوتارا!

09:32.480 --> 09:35.200
‫آبیمانیو من مظهر رشادت بود.

09:36.400 --> 09:38.000
‫ما رو نگاه کن، کانتی.

09:38.480 --> 09:41.080
‫دو عروس هاستیناپور.

09:41.560 --> 09:45.920
‫هر دو پیوسته به یک دودمان،
‫یک میراث، و حالا یک سرنوشت.

09:46.400 --> 09:47.920
‫کروکشترا.

09:49.320 --> 09:53.200
‫همه می‌گن،
‫چیزی که باید رخ بده، رخ می‌ده.

09:53.240 --> 09:57.600
‫اما من می‌خوام بدونم،
‫کی برای اتفاقاتی که رخ ندادن...

09:57.640 --> 09:58.960
‫جوابگوئه؟

09:59.440 --> 10:00.480
‫منظورتون چیه؟

10:00.880 --> 10:03.640
‫یعنی، اگر دریشتادیومنا...

10:03.680 --> 10:05.920
‫نابینا به دنیا نمی‌اومد چی می‌شد؟

10:06.400 --> 10:09.280
‫در این صورت پاندو هرگز
‫به تاج و تخت صعود نمی‌کرد.

10:09.320 --> 10:12.600
‫و سوال جانشینی هرگز مطرح نمی‌شد.

10:12.640 --> 10:14.800
‫و اگه پاندو هرگز
‫با مادری ازدواج نمی‌کرد چی؟

10:14.840 --> 10:17.600
‫نفرینی که داشت هرگز اون رو نمی‌کشت.

10:17.640 --> 10:21.360
‫این موقع هم سوال جانشینی
‫هرگز مطرح نمی‌شد.

10:21.840 --> 10:25.240
‫چه چیزی رخ نداد، چرا رخ نداد،
‫من نمی‌دونم.

10:25.720 --> 10:30.320
‫اما چیزی که رخ دادنش سرنوشت بود،
‫جوری که باید اتفاق افتاد.

10:31.320 --> 10:36.920
‫و اگر تاس زمان وجه اما و اگر نداشت چی؟

10:42.280 --> 10:45.160
‫♪ محکومین به فنا ♪

10:45.200 --> 10:48.480
‫♪ به خاکستر سپرده شدند ♪

10:52.040 --> 10:56.240
‫♪ خون مادرانی که آن‌ها را
‫به دنیا آوردند ♪

10:56.800 --> 11:01.640
‫♪ خون ریختند تا آزادی‌شان را کسب کنند ♪

11:01.680 --> 11:03.800
‫♪ زنده‌ها ♪

11:06.520 --> 11:09.160
‫♪ رنجشان ادامه‌دار است ♪

11:11.360 --> 11:12.960
‫♪ مادران ♪

11:15.960 --> 11:17.280
‫♪ زمین ♪

11:20.800 --> 11:23.480
‫♪ مادران، زمین ♪

11:23.520 --> 11:29.280
‫♪ مادران، زمین ♪

11:30.760 --> 11:33.400
‫♪ مادر... مادر ما ♪

11:37.800 --> 11:41.160
‫♪ زمین مادر است ♪

11:42.400 --> 11:43.840
‫♪ زمین... ♪

11:48.880 --> 11:50.880
‫پدرم دروپاد اونجا است.

11:52.400 --> 11:54.360
‫و اون دو؟ برادرهای من هستن.

11:55.680 --> 11:56.640
‫و اونجا...

11:57.760 --> 12:00.360
‫پسرهای من هستن، مادر.

12:03.160 --> 12:06.480
‫این جنگ...
‫این جنگ کل خانواده من رو...

12:06.520 --> 12:08.360
‫از من گرفته، مادر.

12:08.840 --> 12:13.280
‫انتقام مثل یک تخته‌سنگ بزرگ
‫در نوک کوه می‌مونه، عزیزم.

12:13.920 --> 12:17.280
‫با کوچک‌ترین تکان،
‫به پایین غلت می‌خوره...

12:17.320 --> 12:21.400
‫و با شتاب گرفتن هر چیزی که
‫سر راهش هست رو له می‌کنه.

12:21.960 --> 12:26.800
‫خشم و حرف‌های تو بود
‫که این جنگ رو به راه انداخت،

12:26.840 --> 12:27.760
‫دراپادی.

12:27.800 --> 12:31.920
‫اون‌ها تخته‌سنگ انتقام رو
‫به سمت همه روانه کردن.

12:32.640 --> 12:35.320
‫حالا مقابل پیامدش ایستادی.

12:35.800 --> 12:39.000
‫پیامد؟
‫پس پیامدهایی که من به تنها...

12:39.040 --> 12:40.960
‫ازشون رنج کشیدم چی؟

12:41.440 --> 12:45.560
‫چون پسرهای تو، خواهر خودشون
‫رو شرط تاس بستن...

12:45.600 --> 12:46.600
‫بدون فکر به پیامدها؟

12:47.080 --> 12:48.320
‫و من مقصر هستم؟

12:48.800 --> 12:51.880
‫دراپادی، تقصیر همیشه برای کسیه که...

12:52.640 --> 12:56.160
‫هر چیزی که می‌خواست رو
‫به دست میاره.

12:56.840 --> 13:01.880
‫تو مشتاقانه منتظر مرگ
‫هر یک از صد پسرهای من بودی،

13:02.440 --> 13:09.000
‫که برادرت بیم تک به تک
‫با بی‌رحمی و وحشیگری...

13:09.040 --> 13:13.960
‫غیرقابل‌تصور کشت،
‫چون تو، تو انتقام می‌خواستی!

13:15.320 --> 13:19.160
‫گوش‌ها به چیزی که می‌شنون کور نیستن،
‫اون‌ها هم بینایی دارن.

13:20.720 --> 13:25.040
‫وحشت کشیده شدن از موهام
‫هنوز در دلمه.

13:27.200 --> 13:31.400
‫تو در برابر زجر یک زن دیگه
‫سکوت اختیار کردی.

13:31.400 --> 13:35.080
‫پسر خودت مجرم بود،
‫اما هیچ کاری نکردی.

13:35.320 --> 13:38.600
‫با کاشته شدن خارهای توهین در پوستم،

13:38.640 --> 13:41.440
‫تو چه فکری کردی؟ افتخار کردی؟

13:42.560 --> 13:45.360
‫کمان انتقام تیری رها کرد که...

13:46.160 --> 13:48.400
‫به این جنگ از کشتار بی‌سابقه
‫منجر شد.

14:14.680 --> 14:17.720
‫آروم باشین، شاهدخت کونتیبوج.
‫نگاه کنین،

14:18.000 --> 14:22.000
‫من همه پسرهای شما رو در کروکشترا جمع کردم.

14:22.760 --> 14:29.000
‫حتی پسری که بیشتر عمرش
‫نمی‌دونست شما مادرش هستین.

14:29.040 --> 14:30.280
‫♪ مادر ♪

14:35.040 --> 14:36.040
‫♪ مادر ♪

14:46.280 --> 14:50.120
‫چقدر می‌خوای اینجا رو به روی
‫این تل هیزم‌ها بایستی، اعلیحضرت؟

14:50.160 --> 14:55.000
‫دیگه چه چیزی در زندگیم باقی مونده،
‫جز این تل هیزم‌ها؟

14:55.560 --> 14:58.040
‫شاید خودم هم یه تل هیزم هستم.

14:58.600 --> 15:01.320
‫ابر سیاهی که بلند می‌شه،
‫روح این جنگجوها رو...

15:01.360 --> 15:03.760
‫آزاد می‌کنه. اما تو؟

15:04.320 --> 15:07.480
‫تو هم باید خودت رو از این
‫تلخی و خشم آزاد کنی.

15:07.520 --> 15:12.440
‫پس چرا من و خشمم رو با آتش
‫تل هیزم آزاد نمی‌کنی، واسودو کریشن؟

15:14.320 --> 15:15.920
‫بالاخره، تو پروردگاری.

15:15.960 --> 15:18.000
‫هر کاری می‌تونی بکنی.

15:18.480 --> 15:21.200
‫می‌تونی با یک اشاره خورشید رو پنهان کنی.

15:21.680 --> 15:25.280
‫می‌تونی همه چیز رو ببینی،
‫گذشته، حال، آینده،

15:25.320 --> 15:27.080
‫دیواکیناندان واسودو کریشن.

15:27.680 --> 15:30.600
‫پس چرا مانع این جنگ اسف‌بار نشدی؟

15:30.640 --> 15:33.800
‫هر تلاش ممکنی بود کردم، اعلیحضرت.

15:33.840 --> 15:36.960
‫من بارها و بارها
‫درباره پیامدهای هولناک این جنگ...

15:37.000 --> 15:38.920
‫به همه‌شون هشدار دادم.

15:38.960 --> 15:41.680
‫حتی تو هم نمی‌تونستی مانعش بشی،
‫ملکه گاندهاری.

15:41.720 --> 15:44.680
‫تو به خوبی می‌دونستی
‫که پسرت بر ناحق بود.

15:44.720 --> 15:49.000
‫و برای همین موهبت خودت
‫برای پیروزی رو بهش نبخشیدی.

15:49.640 --> 15:52.800
‫موهبت من این بود که درستکاران پیروز بشن.

15:52.840 --> 15:55.960
‫اما تو جایی برای درستکاری
‫در این جنگ نذاشتی.

15:56.440 --> 15:59.760
‫تو فقط ارابه آرجون رو هدایت نمی‌کردی،

16:00.320 --> 16:02.680
‫تو کل جنگ رو هدایت می‌کردی.

16:03.320 --> 16:07.280
‫تو همه قوانین، اصول
‫و حدود رو کنار گذاشتی،

16:07.320 --> 16:10.160
‫تا پاندواهای برگزیده‌ات پیروز بشن.

16:11.000 --> 16:12.640
‫من پاندواها رو انتخاب نکردم.

16:12.840 --> 16:16.120
‫من کمکم رو به هر دو طرف
‫به اندازه یکسان ارائه دادم.

16:16.160 --> 16:18.800
‫این دوریودهان بود که ارتش نارایانی من رو...

16:18.840 --> 16:22.200
‫جرات نکن که اسم پسر من رو
‫به لب بیاری، کشاو!

16:22.640 --> 16:26.800
‫گناهانی که تو به اسم دارما
‫در این جنگ مرتکبشون شدی...

16:26.800 --> 16:31.360
‫توسط تاریخ فراموش یا بخشیده نمی‌شن!
‫هرگز!

16:31.400 --> 16:34.600
‫تاریخ می‌تونه هر طور می‌خواد
‫این جنگ رو قضاوت کنه، اعلیحضرت.

16:34.640 --> 16:38.800
‫من سمت پاندواها ایستادم نه برای تاریخ،
‫بلکه برای خلق یک آینده.

16:39.600 --> 16:42.760
‫آینده برای تو مهمه، کشاو؟ هان؟

16:43.320 --> 16:44.040
‫بیا...

16:44.040 --> 16:47.800
‫تا ابد از این آزادت می‌کنم.

16:47.840 --> 16:53.920
‫من تو رو نفرین می‌کنم.
‫جوری که تو دودمان من رو نابود کردی،

16:53.960 --> 16:59.440
‫یک روز کل دودمان تو هم برای همیشه
‫از بین می‌ره!

17:01.280 --> 17:05.960
‫قلمرو دوارکا تو در یک چشم به هم زدن
‫غرق می‌شه،

17:06.000 --> 17:08.240
‫بدون هیچ اثری از وجودش!

17:08.800 --> 17:14.400
‫و هیچکسی نمی‌مونه که
‫به خاطر مرگ تو سوگوار باشه و اشک بریزه!

17:15.120 --> 17:19.360
‫این نفرین یک مادر سوگوار برای توئه!

17:59.360 --> 18:00.640
‫صبر کنین، پسرهای من.

18:01.960 --> 18:03.280
‫مشکل چیه مادر؟

18:03.320 --> 18:07.800
‫فصلی از گذشته هست که
‫من باید امروز پاک کنم.

18:08.360 --> 18:10.520
‫برای همین نیست که اینجا جمع شدیم؟

18:12.440 --> 18:16.440
‫آرجون، پسرم.
‫امیدوارم بتونی من رو ببخشی.

18:16.920 --> 18:18.520
‫مشکل چیه؟ چی شده، مادر؟

18:19.240 --> 18:23.520
‫یک جرم که من مرتکبش شدم
‫و از همه شما پنهان کردم.

18:24.480 --> 18:25.520
‫جرم تو؟

18:26.440 --> 18:29.760
‫جرم ترک، یودیشتیرا!

18:30.600 --> 18:34.680
‫ترک یک پسر،
‫که حتی یک بار هم در طول عمرش...

18:34.720 --> 18:36.760
‫نتونست من رو مادر صدا کنه.

18:40.680 --> 18:43.880
‫کسی که شما همیشه دشمن خودتون می‌دونستین.

18:44.360 --> 18:50.280
‫کسی که کل عمرش باید طعنه از
‫خون، خانواده و دودمان می‌شنید!

18:51.480 --> 18:55.680
‫کارن، پادشاه آنگا، برادر شما بود.

18:56.560 --> 19:00.000
‫اون برادر بزرگت بود، یودیشتیرا!

19:01.320 --> 19:02.320
‫کارن...

19:04.240 --> 19:07.160
‫اولین پسر من بود!

19:07.200 --> 19:09.320
‫بزرگ‌ترین پسرم.

19:10.440 --> 19:12.480
‫بزرگ‌ترین پسرم.

19:14.000 --> 19:16.040
‫اون پسر من بود.

19:17.800 --> 19:21.280
‫این یعنی من جون برادر خودم رو گرفتم!

19:22.640 --> 19:27.680
‫اون... اون ازم خواست صبر کنم،
‫التماسم کرد. ولی من؟

19:28.280 --> 19:31.680
‫- صبر کن، آرجون!
‫- من اصلا به حرفش گوش ندادم.

19:33.920 --> 19:38.560
‫به چشم‌هاش خیره شدم
‫و بی‌رحمانه جونش رو گرفتم.

19:39.520 --> 19:41.920
‫خواهش می‌کنم من رو ببخش، پسرم.

19:43.160 --> 19:44.680
‫می‌تونم تو رو ببخشم، مادر...

19:46.400 --> 19:48.960
‫ولی کی من رو برای کاری که کردم
‫می‌بخشه؟

19:50.160 --> 19:53.160
‫کل این سال‌ها این رو از ما پنهان کردی؟

19:53.800 --> 19:56.920
‫تو اصلا نمی‌دونی چیکار کردی، مادر!

19:58.120 --> 19:58.920
‫نه.

19:59.800 --> 20:01.600
‫این دیگه نمی‌تونه تکرار بشه.

20:02.080 --> 20:04.480
‫این نفرین منه، که از این به بعد،

20:04.520 --> 20:06.320
‫هیچ زنی نتونه...

20:06.360 --> 20:08.080
‫دوباره حقیقت رو پنهان کنه!

20:20.800 --> 20:24.320
‫حقیقتی وحشتناک،
‫تاریک‌تر از خود مرگ.

20:24.840 --> 20:30.320
‫چنان که وجدان پادشاه درست پیش
‫از تاجگذاری...

20:30.360 --> 20:31.640
‫با شک فرسوده شد.

20:33.160 --> 20:38.640
‫حالا کی می‌تونه یودیشتیرا رو
‫از این چرخه یاس نجات بده؟

20:41.680 --> 20:44.760
‫با گردبادی از سوالات
‫دست و پنجه نرم می‌کنی، یودیشتیرا؟

20:44.800 --> 20:47.720
‫نه. با نبود جواب‌ها، کشاو.

20:47.760 --> 20:51.040
‫به این می‌گن معضل، برادر گرامی من.

20:51.640 --> 20:54.760
‫معضلی که الان باهاش درگیر هستی.

20:55.560 --> 20:59.000
‫معضلی که بیننده‌های این داستان
‫هم باهاش درگیر خواهند شد.

20:59.480 --> 21:04.240
‫طی این هجده روز و حتی قبلش،
‫کی به حق بود و کی به ناحق؟

21:05.280 --> 21:07.360
‫پادشاه یودیشتیرا، در این...

21:07.400 --> 21:09.440
‫دریای تاریک پرهیاهو از خودتردیدی،

21:09.480 --> 21:10.600
‫دست من رو بگیر.

21:11.600 --> 21:14.880
‫اجازه بده من راهنمای تو باشم
‫و قایقت رو به سواحل امن برسونم.

21:15.840 --> 21:18.880
‫و تو، تویی که من رو از...

21:18.920 --> 21:23.360
‫آینده‌ای بسیار دور تماشا می‌کنی،
‫تو هم دست من رو رها نکن.

21:24.000 --> 21:30.880
‫چون اگر کسی باشه که بتونه در این
‫دریای تردید هدایتت کنه، اون منم.

21:31.904 --> 21:36.904
www.Doostihaa.com
