WEBVTT

00:03.030 --> 00:06.350
تو باید به حقیقت نزدیک شده باشی

00:06.350 --> 00:08.900
چیزی نیست که فهمیده باشی؟

00:08.900 --> 00:14.000
یه رازی که حاضرن برای حفظش یه آدم رو بکشن

00:19.560 --> 00:22.020
چیزی به ذهنت رسید؟

00:22.020 --> 00:26.630
کایوکو سنبا یه زیست‌شناس تکوینیه

00:27.190 --> 00:28.840
خب که چی؟

00:34.210 --> 00:36.890
(به دنیا آوردنت، بزرگ‌ترین هدیه‌ام بود)
(کائده)

00:41.450 --> 00:43.710
حالت خوبه؟

00:47.540 --> 00:50.620
!هی، صبر کن! خواهش می‌کنم

00:52.150 --> 00:54.000
ببین

00:54.000 --> 00:58.370
داری دنبال خواهری می‌گردی که اصلا وجود نداره

00:59.600 --> 01:00.560
اون وجود داره

01:00.560 --> 01:05.160
خب، روی مدارک رسمی وجود نداره

01:07.730 --> 01:12.650
می‌تونم کمکت کنم پیداش کنی

01:12.650 --> 01:17.200
ولی باید باهام همکاری کنی

01:18.200 --> 01:20.580
اطلاعاتمون رو با هم رد و بدل می‌کنیم

01:24.000 --> 01:26.390
هر چیزی می‌دونم بهت می‌گم

01:27.670 --> 01:29.790
پس باهام حرف بزن، باشه؟

01:32.920 --> 01:40.820
(حقیقت پنهان 27 سال پیش)
(هویت خواهرش)

01:52.400 --> 01:54.120
مامان، اسموتیت

01:55.940 --> 01:57.700
روز خوبی داشته باشی

02:00.940 --> 02:03.710
من ماری، دختر ایشیمیزاکی‌ام

02:04.470 --> 02:07.370
اومدم درباره‌ی شیهارو ناناسه بپرسم

02:10.370 --> 02:13.670
ممنون، ماری

02:18.410 --> 02:20.080
ممنون

02:23.630 --> 02:26.370
کاش زودتر می‌تونستیم با هم حرف بزنیم

02:28.330 --> 02:30.090
...نه، من

02:30.090 --> 02:32.400
لطفا، بشین

02:33.550 --> 02:35.510
ممنون

02:41.730 --> 02:43.540
باید جواب سوال‌هات رو بهت بدم، بپرس

02:46.580 --> 02:48.500
پس این مرد چی؟

02:49.610 --> 02:52.190
نمی‌تونم با اطمینان بگم، خیلی دوره

02:52.190 --> 02:54.650
فهمیدم -
!لعنتی -

02:54.650 --> 02:55.910
...تادا

02:55.910 --> 03:00.300
چطور تونسته از تک‌تک
دوربین‌های امنیتی اون اطراف در بره؟

03:00.300 --> 03:02.950
مطمئنی اصلا این اوشیو رو دیدی؟

03:02.950 --> 03:04.750
تادا

03:09.230 --> 03:11.870
می‌رم دوباره پرونده‌هامون رو بگردم

03:21.940 --> 03:23.580
دکتر سنبا

03:25.020 --> 03:27.870
می‌تونم شروع کنم؟

03:30.150 --> 03:35.750
اول از همه، چی شد که به مطالعه‌ی ژنتیک علاقه‌مند شدین؟

03:39.280 --> 03:41.210
اوه، سوال همیشگی

03:43.600 --> 03:47.040
بله، مطمئنم این سوال آشناست

03:48.120 --> 03:50.000
همینطوره

03:52.020 --> 03:57.690
معمولا به مردم می‌گم یه کتاب
توی اتاق مطالعه‌ی پدرم من رو به این کار علاقه‌مند کرد

03:57.690 --> 04:00.380
و هر چند این حرف دروغ نیست

04:00.380 --> 04:07.660
ولی خیلی قبل‌تر از اینکه اون اتاق مطالعه رو ببینم
به این موضوع علاقه‌مند شده بودم

04:09.730 --> 04:13.270
بچه که بودم، اغلب تابستون‌ها رو

04:13.270 --> 04:16.950
وقتی برای دیدن پدربزرگم می‌رفتیم

04:16.950 --> 04:20.370
توی باغش پرسه می‌زدم و کشف و کنجکاوی می‌کردم

04:29.060 --> 04:33.500
اونجا، تصادفا یه گل جهش‌یافته دیدم

04:35.370 --> 04:42.790
وقتی دیدمش، هیجانی حس کردم
که قبلا هیچوقت تجربه نکرده بودم

04:44.270 --> 04:48.840
چون اون گل یه اشتباه از طرف خدا بود

04:53.290 --> 04:57.020
اون موقع فهمیدم حتی خدا هم اشتباه می‌کنه

04:57.020 --> 05:00.370
و یه جورایی حس همدلی باهاش کردم

05:02.630 --> 05:06.200
و همین باعث شد وارد تحقیقات ژنتیکی بشین؟

05:06.870 --> 05:09.620
این شد دلیل وجودم

05:09.620 --> 05:17.000
می‌خواستم خدا رو بشناسم، در حدی که کنار خودش
برابر باهاش وایسم

05:17.980 --> 05:23.620
این شروع علاقه‌ی پیچیده‌ام به زندگی بود

05:26.190 --> 05:28.480
(سنبا)

05:29.510 --> 05:31.240
بیا

05:31.240 --> 05:32.880
بریم

05:34.360 --> 05:36.870
آماده‌ای؟ دستم رو بگیر

05:36.870 --> 05:38.090
باشه

05:38.090 --> 05:41.090
شام چی داریم؟ -
همبرگر؟ -

05:41.090 --> 05:44.540
!من سیب‌زمینی می‌خوام -
اون هم خوبه -

05:54.900 --> 05:58.690
هیراما، امروز خودم انجامش می‌دم

05:58.690 --> 06:01.660
مطمئنی تنهایی از پسش برمیای؟

06:01.660 --> 06:03.040
آره

06:04.070 --> 06:06.580
نمی‌تونم بیشتر از این برات دردسر درست کنم

06:16.580 --> 06:20.580
ᝰ.ᐟ هزارتوی هورتنسیا و مینوتور ᝰ.ᐟ
ᝰ.ᐟ قسمت ششم ᝰ.ᐟ

06:22.420 --> 06:27.110
(گزارش 6)
می‌خوام بدونم شیهارو کجاست

06:27.110 --> 06:29.330
معلومه که می‌خوای بدونی

06:29.330 --> 06:34.300
شیهارو به‌ تنهایی از پس خیلی کارها برنمیومد

06:35.270 --> 06:39.040
فکر نمی‌کنم می‌تونست از دست یه مهاجم خشن فرار کنه

06:42.650 --> 06:48.160
شیهارو توسط کسی که بابام رو کشت دزدیده شد؟

06:48.740 --> 06:54.200
شنیدم خیلی خوب از شیهارو مراقبت می‌کردی

06:56.770 --> 06:58.210
...خب

07:00.230 --> 07:02.510
نمی‌گم ازش مراقبت می‌کردم

07:03.350 --> 07:06.950
فقط هوای یه دوست رو داشتم

07:09.810 --> 07:12.190
ممنون

07:12.190 --> 07:15.840
اگه بخوام منصف باشم، من باید ازش ممنون باشم

07:18.290 --> 07:22.340
واقعا خوش‌شانسم که شیهارو رو می‌شناختم

07:25.600 --> 07:27.390
بشین

07:34.480 --> 07:37.830
ماری، می‌تونی یه حوله برامون بیاری؟

07:48.700 --> 07:50.850
یخ زدی، می‌خوای یه دوش بگیری؟

07:50.850 --> 07:53.210
آره، فکر خوبیه

07:58.230 --> 08:00.620
اون دختر کیه؟

08:01.120 --> 08:03.450
دختر یکی از فامیل‌هاست

08:03.450 --> 08:06.020
فامیلی داشتیم که همچین بچه‌ای داشته باشه؟

08:06.020 --> 08:07.370
...آره، خب

08:09.230 --> 08:14.540
بیچاره تازه هر دو والدینش رو از دست داده

08:16.350 --> 08:18.630
پس تصمیم گرفتم بیارمش خونه

08:20.400 --> 08:23.930
دختر مریضیه، که احتمالا خوب هم نمی‌شه

08:24.620 --> 08:28.940
ماری، می‌تونی کمکم کنی ازش مراقبت کنم؟

08:30.190 --> 08:32.400
می‌خوای ازش مراقبت کنم؟

08:32.400 --> 08:33.500
ولی من که متخصص پزشکی نیستم

08:33.500 --> 08:35.370
توی طول راه کمکت می‌کنم

08:35.370 --> 08:37.190
مسئله این نیست

08:37.190 --> 08:39.750
این تا حدودی به خاطر خودته، ماری

08:42.780 --> 08:46.060
فکر می‌کنم شما دوتا زود دوست می‌شین

08:47.690 --> 08:49.770
چی؟

08:49.770 --> 08:51.310
...ولی

08:51.310 --> 08:53.500
تازه، این روزها سرت هم با کار شلوغ نیست

08:55.270 --> 08:57.510
...خب، آره، ولی

09:01.350 --> 09:04.100
موهات رو خشک می‌کنی، مگه نه؟

09:06.980 --> 09:08.580
دنبالم بیا

09:19.150 --> 09:20.470
هوم؟

09:21.290 --> 09:22.850
هیچی

09:25.190 --> 09:31.160
بابام گفت چون مریضه، زیاد نمی‌تونه از خونه بیرون بره

09:32.240 --> 09:37.940
ولی روزهایی که حالش خوب بود
شب‌ها با هم می‌رفتیم پیاده‌روی

09:37.940 --> 09:41.020
به نظر می‌رسه خوب با هم کنار میومدین

09:41.020 --> 09:44.440
همیشه درباره‌ی احمقانه‌ترین چیزها حرف می‌زدیم

09:44.440 --> 09:49.010
برای من لحظه‌های خیلی باارزشی بودن

09:51.270 --> 09:53.080
کاملا درکت می‌کنم

09:57.320 --> 10:02.450
چرا دخترتون رو پیش ما گذاشتین؟

10:08.310 --> 10:14.880
حاضرم هر حقیقتی که می‌خواین بهم بگین رو بپذیرم

10:16.350 --> 10:18.750
فقط خواهش می‌کنم، بهم جواب بدین

10:22.330 --> 10:26.910
بابام هم یکی از دلایلش بود؟

10:31.520 --> 10:33.000
آره

10:34.730 --> 10:37.830
‌...دلیلی که دخترم رو به خانواده‌ی تو سپردم

10:40.060 --> 10:45.410
این بود که ایشیمیزاکی هم پدر شیهارو بود

10:51.230 --> 10:57.440
کیوئیچی ناناسه و آکیهیکو ایشیمیزاکی
دوست‌های دوران دانشگاه بودن

10:57.440 --> 11:02.750
برای همین هاروکا ناناسه تونست وارد آزمایشگاه
ایشیمیزاکی بشه

11:04.000 --> 11:06.520
منظورت چیه؟

11:06.520 --> 11:12.210
کسی که هاروکا ناناسه رو
برای ورود غیرقانونی گزارش داد، کایوکو سنبا بود

11:12.210 --> 11:14.320
درسته

11:14.320 --> 11:17.550
معلوم شد، یه چیزی
این چهار نفر رو به هم وصل می‌کنه

11:30.030 --> 11:31.100
بله؟

11:31.100 --> 11:33.600
!مامان، کیتاست

11:33.600 --> 11:35.270
...کیتا، اون

11:35.270 --> 11:37.310
چی؟

11:37.310 --> 11:39.080
کیتا چی شده؟

11:39.080 --> 11:42.380
!کیتا دزدیده شده

11:42.380 --> 11:44.010
چی؟

11:44.690 --> 11:46.230
همه‌‌اش تقصیر منه

11:46.230 --> 11:49.640
!همونجا کنارم بود، یهو ناپدید شد

11:49.640 --> 11:53.500
وقتی داشتم دنبالش می‌گشتم، یه مرد زنگ زد

11:54.480 --> 11:57.690
...و تهدیدم کرد که به پلیس نگم

11:57.690 --> 11:59.570
بهم بگو

11:59.570 --> 12:01.530
کیتا سالمه؟

12:01.530 --> 12:05.400
اون مرد گفت تا وقتی خواسته‌اش رو قبول کنم
سالم می‌مونه

12:05.400 --> 12:10.540
همه‌ی تحقیقاتت درباره‌ی روپکوند رو می‌خواد

12:15.840 --> 12:18.750
سلام -
سلام -

12:28.750 --> 12:30.980
شین باشی هستم

12:30.980 --> 12:34.480
کایوکو سنبا داره عجیب رفتار می‌کنه

12:34.480 --> 12:36.690
می‌تونی درباره‌اش تحقیق کنی؟

12:36.690 --> 12:38.580
بله، خانم

12:47.360 --> 12:57.360
(قبرستان خانوادگی ایشیمیزاکی)

13:06.190 --> 13:08.200
قربان، مهمونتون رسید

13:21.400 --> 13:25.330
منظورتون از حرفی که اون موقع زدین چی بود؟

13:25.330 --> 13:28.620
بشین، همه چیز رو برات توضیح می‌دم

13:29.270 --> 13:30.750
باشه

13:48.350 --> 13:52.520
شیهارو واقعا دختر بابای منه؟

13:52.520 --> 13:55.950
چطوره اول یه چیزی بنوشیم؟

14:06.100 --> 14:07.910
...شیهارو

14:08.990 --> 14:14.420
اون بچه‌‌ی من، ایشیمیزاکی

14:15.980 --> 14:19.160
و کایوکو سنباست

14:23.560 --> 14:27.690
کیوئیچی ناناسه، آکیهیکو ایشیمیزاکی
و کایوکو سنبا

14:27.690 --> 14:34.750
بیست و هفت سال پیش
توی روپکوند روی بقایای اجساد انسان‌ها تحقیق می‌کردن

15:04.230 --> 15:05.770
!موفق شد

15:05.770 --> 15:09.210
یه خبرهایی بین اون سه نفر هست

15:09.870 --> 15:14.010
فکر می‌کنم هاروکا ناناسه داره درباره‌اش تحقیق می‌کنه

16:07.980 --> 16:10.480
اینا دفترهای حساب شرکت‌هاییه که به "گزارش صفر" کمک می‌کردن

16:10.480 --> 16:13.560
ممنون -
چیزی مونده؟ -

16:13.560 --> 16:18.520
نه، مطمئن شدم هیچ رد مالی‌ای دیگه به ما برنگرده

16:18.520 --> 16:22.790
اگه مدرک بیشتری درباره‌ی "گزارش صفر" باشه
خودم مطمئن می‌شم از بین بره

16:30.790 --> 16:59.790
 ⊹˚₊‧• ترجمه‌ی اختصاصی وبسایت بارومووی •‧₊˚⊹
  

17:21.440 --> 17:23.680
خودت رو نشون بده

17:24.660 --> 17:26.640
می‌دونم خودتی

17:33.690 --> 17:36.270
کیتا کجاست؟ برش گردون

17:36.270 --> 17:39.010
اول، چندتا سوال دارم ازت بپرسم

17:40.040 --> 17:42.970
کیتا اینجا نیست، ولی سالمه

17:47.020 --> 17:50.230
می‌تونی قول بدی؟

17:50.230 --> 17:51.620
آره

17:54.140 --> 17:58.520
تو، بابام، و پروفسور ایشیمیزاکی

17:58.520 --> 18:02.980
می‌خوام بدونم شما سه نفر برای نیچیه و پلنتی
چه تحقیقاتی می‌کردین

18:02.980 --> 18:05.710
و چطور همه‌اش به شیهارو مربوطه

18:07.370 --> 18:09.430
شیهارو"؟"

18:10.440 --> 18:12.540
خواهر کوچیکم

18:16.750 --> 18:19.390
پروفسور ایشیمیزاکی یه ایمیل برات فرستاده بود

18:20.400 --> 18:24.940
گفته بود آماده‌ست تا تاوان کارهاش رو بده

18:24.940 --> 18:28.980
اهالی پلانتی، روپکوند رو می‌پرستن
و بهش می‌گن سرزمین ارواح

18:28.980 --> 18:35.120
همون روپکوندی که شما سه نفر روش تحقیق می‌کردین

18:37.180 --> 18:38.960
...و

18:40.850 --> 18:43.000
یه چیزی هست که خواهرم یه بار گفت

18:45.260 --> 18:47.570
این واقعا جای قشنگیه

18:47.570 --> 18:52.540
ماه می، بچه‌های دبستان اینجا میان
و قلمه‌زدن گیاه رو تمرین می‌کنن

18:54.310 --> 18:56.090
قلمه‌زدن؟ -
آره -

18:57.400 --> 19:01.510
ساقه‌‌ی هورتانسیا رو دوباره می‌کارن
و یه گیاه جدید ازش درمیاد

19:05.810 --> 19:07.830
پله‌ها خسته‌ات کرد؟

19:10.240 --> 19:12.040
...این هورتانسیاها

19:15.090 --> 19:17.500
درست مثل منن

19:22.390 --> 19:24.200
...شیهارو

19:28.150 --> 19:30.090
یه قلمه‌ی گیاهی بود

19:34.520 --> 19:38.160
هربرت جان وبر، فیزیولوژیست گیاهی

19:38.160 --> 19:41.640
برای قلمه‌های گیاهی

19:41.640 --> 19:44.790
از یه اصطلاح رایج‌تر استفاده کرد

19:50.100 --> 19:52.010
"بهشون می‌گفت "کلون

19:56.420 --> 19:59.950
تحقیقاتی که شما سه نفر خودتون رو توش غرق کرده بودین

20:01.980 --> 20:04.180
درباره‌ی زنده کردن مرده‌ها بود

20:11.350 --> 20:15.950
شیهارو ناناسه، که به عنوان
دختر کیوئیچی ناناسه بزرگ شد

20:20.020 --> 20:26.000
یه کلون تولیدشده از طریق تولیدمثل غیرجنسیه، مگه نه؟

20:28.250 --> 20:30.540
..‌.اون کلون

20:32.670 --> 20:35.100
واقعا با موفقیت به دنیا اومد؟

20:41.980 --> 20:49.960
شماها قبلا از پیروان پلنتی بودین، درسته؟

20:52.490 --> 20:56.900
پس همونطور که قبلا اشاره کردم

20:56.900 --> 21:03.770
لطفا بهمون بگین 27 سال پیش توی پلنتی چه اتفاقی افتاد

21:04.820 --> 21:08.840
این مرد امروز بابت وقتی که می‌ذارین بهتون پول می‌ده

21:09.940 --> 21:14.410
پاداشتون بستگی داره
به اینکه چقدر بهمون بگین

21:16.100 --> 21:18.600
تو از شیهارو خبر نداشتی؟

21:18.600 --> 21:21.590
من کاملا بی‌خبر بودم

21:21.590 --> 21:24.130
چقدر توی این ماجرا دست داشتی؟

21:24.130 --> 21:26.660
گفتم، هیچی نمی‌دونم

21:28.860 --> 21:34.160
اصلا می‌شه از استخوان‌هایی
به قدمت استخوان‌های روپکوند، کلون ساخت؟

21:35.910 --> 21:41.350
اگه از نظر تئوری بخوایم یه کلون انسانی بسازیم

21:41.350 --> 21:46.220
باید هسته‌ی یه سلول رو برداریم و وارد یه سلول تخم کنیم

21:46.220 --> 21:49.040
بعد اون سلول رو به بدن
یه میزبان منتقل کنیم تا بارداری و زایمان انجام بشه

21:50.080 --> 21:52.020
...ولی

21:52.020 --> 21:55.600
ولی این فقط از نظر تئوریه

21:55.600 --> 21:59.020
ما به‌ سختی تونستیم موش‌ها رو کلون کنیم
...ولی آدم؟ این

21:59.020 --> 22:00.830
ممکنه

22:02.460 --> 22:09.380
بزرگ‌ترین چالش استفاده
از هسته‌های در حال تخریب یه جسد مرده بود

22:11.730 --> 22:14.210
چطور این مشکل رو حل کردین؟

22:15.000 --> 22:17.060
روشی برای ترمیم هسته ابداع کردم

22:17.060 --> 22:21.800
که با انتقال مکرر هسته‌ها به سلول‌های تخم
و فعال کردن فرایند ترمیم توی اونا انجام می‌شد

22:21.800 --> 22:25.520
چی؟ ترمیم کامل غیرممکنه

22:25.520 --> 22:28.270
هر سلول تخم فقط یه بخش رو ترمیم می‌کنه

22:28.270 --> 22:31.310
بعد اون هسته‌ی نیمه‌ترمیم‌شده رو برمی‌داشتم

22:31.310 --> 22:35.370
و برای ترمیم بیشتر وارد یه سلول تخم دیگه می‌کردم

22:36.020 --> 22:37.940
این کار رو بارها و بارها تکرار می‌کردیم

22:37.940 --> 22:42.340
تا توی یه بازه‌ی زمانی مشخص، بالاخره جواب می‌داد

22:43.350 --> 22:45.780
ولی هنوز یه مقدار آسیب مونده بود

22:45.780 --> 22:49.960
بدون دانش من
حتی نتیجه‌ای هم نداشتیم

22:49.960 --> 22:52.810
اگه من توی تیم نبودم
اصلا بچه‌ای وجود نداشت

22:55.240 --> 22:59.370
با اون کلون چیکار کردین؟

23:03.980 --> 23:06.260
نمی‌خوای جوابم رو بدی

23:08.520 --> 23:10.890
کی بهت دستور داد این کار رو بکنی؟

23:11.770 --> 23:15.000
بابام؟ پلنتی؟

23:17.770 --> 23:22.900
همه‌ چیز از وقتی شروع شد که تحقیقات ژن‌درمانی من

23:22.900 --> 23:26.730
به خاطر گروه‌های مذهبی توی بریتانیا متوقف شد

23:26.730 --> 23:29.620
به ژاپن برگشتم، به امید اینکه امکانات بیشتری پیدا کنم

23:37.210 --> 23:38.690
بله؟

23:38.690 --> 23:41.560
شما باید دکتر کایوکو سنبا باشین

23:43.070 --> 23:45.330
و شما؟

23:46.090 --> 23:49.500
می‌خوام برای زنده کردن قدیسمون از شما کمک بگیرم

23:52.850 --> 23:55.750
منظورتون از "قدیس" چیه؟

23:57.250 --> 24:03.030
سوجیرو مانابه، بنیان‌گذار پلنتی

24:03.030 --> 24:05.160
پلنتی؟

24:06.980 --> 24:10.700
یه گروه مذهبی مثل شما
از یه دانشمند مثل من چی می‌خواد؟

24:11.310 --> 24:14.500
قبل از اینکه برادر سوجیرو مانابه از دنیا بره

24:15.060 --> 24:18.550
ادعا کرد که مردها وارث پلنتی نمی‌شن

24:20.030 --> 24:24.230
بلکه یه زن مقدس که از سرزمین ارواح احیا بشه

24:24.230 --> 24:30.040
قراره همه‌ی حیات روی زمین رو متحد کنه

24:30.770 --> 24:37.660
می‌خواست بقایای یه زن رو
از روپکوند بیرون بکشم

24:37.660 --> 24:42.270
و از روش کلون بسازم

24:42.270 --> 24:46.750
می‌خواین از روی یه اسکلت باستانی کلون بسازم؟

24:46.750 --> 24:48.080
آره

24:49.060 --> 24:52.420
می‌خوام یه زن مقدس برامون بسازین

24:54.900 --> 24:57.060
دارین از یه کار غیرممکن حرف می‌زنین

24:57.060 --> 25:00.450
نمی‌شه از سلول‌های مرده، آدم ساخت

25:06.440 --> 25:08.550
خیالم راحت شد

25:09.730 --> 25:14.830
یه دانشمند معمولی اول به بهانه‌ی مسائل اخلاقی
این درخواست رو رد می‌کرد

25:16.930 --> 25:21.690
اگه مشکل فقط مهارت و فناوری لازم باشه
پلنتی کمکتون می‌کنه

25:21.690 --> 25:26.330
همراه با یومیهیکو ناناسه از شرکت داروسازی نیچیه

25:27.370 --> 25:29.590
...با این حال

25:31.100 --> 25:37.770
خدا برادر مانابه رو آزمایش کرد
و کاری کرد نتونه بچه‌دار بشه

25:39.480 --> 25:42.550
این تنها راه ماست

25:42.550 --> 25:47.500
باید وقتی هنوز زنده بود ازش کلون می‌ساختین

25:49.950 --> 25:51.850
ساختیم

25:56.440 --> 26:01.420
با این حال، برادر مانابه جایگزین‌ناپذیر بود

26:03.060 --> 26:05.750
هیچکس نمی‌تونست قبول کنه من جانشینش باشم

26:12.680 --> 26:14.540
چطوره، دکتر سنبا؟

26:21.490 --> 26:25.580
"این مردی که روبه‌روم نشسته کلونه؟"

26:27.280 --> 26:30.540
اولش، نمی‌تونستم باورش کنم

26:30.540 --> 26:36.510
...ولی اگه راست می‌گفت

26:38.060 --> 26:40.600
می‌تونستم از هر محدودیتی عبور کنم

26:40.600 --> 26:44.580
و تحقیقم رو با هر منبعی که می‌خواستم ادامه بدم

26:45.600 --> 26:49.510
این فرصتیه که هر پژوهشگری آرزوش رو داره

26:54.100 --> 26:59.180
نمیای با ما، یه خدا بسازی؟

27:04.490 --> 27:06.420
نه

27:11.310 --> 27:15.830
چون من خودم خدا می‌شم

27:19.150 --> 27:21.480
پس یه انسان خلق کردین

27:23.650 --> 27:25.810
طنز ماجرا همین بود

27:25.810 --> 27:31.060
توی خارج از کشور، دیدگاه‌های مذهبی درباره‌ی اخلاق
جلوی پیشرفت‌های علمی رو می‌گرفت

27:31.060 --> 27:37.180
در حالی که توی ژاپن، مذهب به راحتی
از این مرزهای اخلاقی عبور کرد

27:38.730 --> 27:44.180
شما باید یه میزبان پیدا می‌کردین
که کلون رو به دنیا بیاره

27:44.180 --> 27:46.810
چطور مامانم رو انتخاب کردین؟

27:46.810 --> 27:49.370
پلنتی یکی از افراد خودش رو پیشنهاد داد؟

27:50.020 --> 27:52.060
دقیقا

27:52.060 --> 27:56.100
زن‌های جوون رو هم جمع کرده بودن؟

27:56.100 --> 27:57.810
آره

27:57.810 --> 28:01.980
گفتن برادر مانابه به کمک ما نیاز داره

28:01.980 --> 28:06.380
برای همین زن‌های 20 ساله‌ی پیرو پلنتی
برای معاینه‌ی پزشکی ثبت‌نام کردن

28:07.190 --> 28:12.200
یکی از کارکنان نیچیه مسئول این معاینه‌ها بود؟

28:14.190 --> 28:18.020
نمی‌دونیم دکترش کی بود

28:18.020 --> 28:23.810
ولی یه نفر از نیچیه کل فرایند رو نظارت می‌کرد

28:23.810 --> 28:27.750
سی زن برای معاینه ثبت‌نام کردن

28:27.750 --> 28:32.190
!یه زن می‌خواستن که بچه‌ی برادر مانابه رو به دنیا بیاره

28:32.190 --> 28:37.400
فکر می‌کردم برادر مانابه تا اون موقع فوت کرده

28:37.400 --> 28:40.230
فکر کنم اسپرمش رو فریز کرده بودن

28:40.230 --> 28:43.730
دختری که انتخاب شد خیلی خوشحال بود

28:43.730 --> 28:46.260
خیلی خوشحال بود که می‌تونه مفید باشه

28:47.230 --> 28:51.270
انگار داشتم قربانی‌ای رو می‌دیدم
که از خوشحالی کور شده بود

28:51.270 --> 28:54.810
نحوه‌ی برخوردشون با زن‌ها
انگار فقط وسیله‌ای برای بچه‌دار شدن بودن

28:54.810 --> 28:58.290
باعث شد کلا از پلنتی ناامید بشم

29:00.120 --> 29:03.520
به اون پنج زن منتخب چی گفتین؟

29:03.520 --> 29:06.100
درباره‌ی کلون بهشون گفتین؟

29:06.100 --> 29:08.990
معلومه که نه

29:08.990 --> 29:12.310
فقط اینکه به کمکشون
برای ساختن یه زن مقدس نیاز داریم رو گفتن

29:12.310 --> 29:16.110
حداقل چیزی که مسئول پلنتی به ما گفت این بود

29:16.110 --> 29:19.450
ولی اون مسئول کی بود؟

29:20.600 --> 29:24.900
رئیس فعلی روابط عمومی

29:24.900 --> 29:30.410
کاسوگا، الان عملا اون سازمان رو می‌چرخونه

29:33.650 --> 29:39.800
در نتیجه‌ی آزمایش‌هامون
یه زن با موفقیت سلول رو دریافت کرد

29:40.900 --> 29:43.910
مامانم

29:47.060 --> 29:49.800
کائده توزاکی

29:51.110 --> 29:53.170
اون مامان من بود

30:02.490 --> 30:04.630
باورم نمی‌شه

30:06.540 --> 30:11.750
دارین می‌گین شیهارو یه انسان ساخته‌شده
به‌ صورت مصنوعی بوده؟

30:16.560 --> 30:19.930
همه‌ی اینا کار شما بود؟

30:20.810 --> 30:26.040
این پروژه با پدرم شروع شد

30:27.340 --> 30:33.020
اون موقع
به تاییدش نیاز داشتم

30:33.020 --> 30:35.540
اصلا نمی‌تونستم اطرافم رو ببینم

30:37.980 --> 30:40.760
حتی ایشیمیزاکی رو هم دخیل کردم

30:45.720 --> 30:49.410
چرا؟

30:52.020 --> 30:55.260
چرا پای بابای من رو به این ماجرا باز کردی؟

30:59.450 --> 31:03.040
مگه برای همین نمرد؟

31:05.150 --> 31:08.580
چرا به قتل رسید؟

31:10.310 --> 31:15.080
نمی‌دونم

31:16.980 --> 31:22.430
ولی عمیقا از دخیل کردنش پشیمونم

31:22.990 --> 31:26.810
تنها کسی بود که بهش اعتماد داشتم

31:29.560 --> 31:31.330
متاسفم

31:35.420 --> 31:37.330
خیلی متاسفم

31:54.950 --> 31:57.330
شما حالت خوبه؟

31:58.520 --> 32:00.160
بله

32:01.060 --> 32:03.040
شیهارو کجاست؟

32:04.480 --> 32:07.390
شیهارو کجاست؟

32:10.310 --> 32:12.450
سالمه، درسته؟

32:13.150 --> 32:15.270
خواهش می‌کنم، حقیقت رو بهم بگو

32:15.270 --> 32:17.540
!می‌خوام دوباره ببینمش

32:20.160 --> 32:21.960
‌‌...شیهارو

32:27.190 --> 32:29.580
شیهارو مرده

32:39.060 --> 32:41.000
مامانم مرده

32:41.900 --> 32:43.970
فهمیدم

32:47.850 --> 32:49.620
همین؟

32:51.690 --> 32:57.000
فکر می‌کنی چون یه کلون به دنیا آورد، مرد؟

33:02.310 --> 33:04.750
می‌تونی خلافش رو ثابت کنی؟

33:22.400 --> 33:24.660
یکی از مدیرهای پلنتیه

33:24.660 --> 33:26.600
اون چرا اینجاست؟

33:26.600 --> 33:29.450
دختری که کنارش وایساده، زیردست منه

33:33.140 --> 33:35.620
پس اون هم از پیروان پلنتیه

33:36.920 --> 33:39.700
همه یه جوری به هم وصلن

33:44.980 --> 33:46.700
قربان؟

33:46.700 --> 33:49.520
داری چیکار می‌کنی؟ طبق دستورات عمل کن

33:49.520 --> 33:53.610
دارم یافته‌هام رو براتون جمع می‌کنم، رئیس

33:53.610 --> 33:57.750
ایشیمیزاکی، کیوئیچی ناناسه
...و سنبا کایوکو توی روپکوند بودن

33:57.750 --> 33:59.700
تحقیق درباره‌ی اون موضوع وظیفه‌ی تو نیست

33:59.700 --> 34:01.150
...ولی

34:01.150 --> 34:03.660
فقط کاری که بهت سپردن رو انجام بده

34:05.810 --> 34:07.960
اینطوری یه سازمان سرپا می‌مونه

34:12.810 --> 34:15.230
چی می‌خواست؟

34:15.230 --> 34:17.210
بالادستی‌ها می‌خوان دست بکشم

34:17.210 --> 34:19.560
تعجبی نداره

34:19.560 --> 34:23.230
چون داری از دستورات پیروی نمی‌کنی

34:23.230 --> 34:26.080
یه چیزی درباره‌ی روپکوند هست

34:31.190 --> 34:36.310
ایشیمیزاکی خودش رو مقصر می‌دونست

34:36.310 --> 34:39.630
برای همین درباره‌ی مامانم احساس گناه داشت

34:40.790 --> 34:43.660
بعد از فوت رئیس قبلی نیچیه

34:43.660 --> 34:47.100
پدربزرگ ناتنیت، یومیهیکو ناناسه

34:47.100 --> 34:50.350
پروژه‌ی کلون‌سازی

34:50.350 --> 34:54.620
کاملا متوقف شد

34:55.810 --> 34:59.020
اگه همین کافیه، کیتا رو برگردون

34:59.020 --> 35:03.040
پروفسور ایشیمیزاکی می‌خواست
حقیقت رو علنی کنه، مگه نه؟

35:04.050 --> 35:06.040
من کاملا مخالفش بودم

35:06.040 --> 35:07.310
برای همین کشتیش؟

35:07.310 --> 35:08.480
من همچین کاری نکردم

35:08.480 --> 35:10.040
پس کار بابام بود؟

35:17.190 --> 35:20.940
چند روز قبل از کشته شدنش

35:20.940 --> 35:24.750
ایمیل ایشیمیزاکی رو درباره‌ی جبران کارهاش دریافت کردم

35:26.520 --> 35:29.940
فکر کردم می‌خواد یافته‌هامون رو علنی کنه

35:29.940 --> 35:32.040
چطور جوابش دادی؟

35:33.310 --> 35:37.160
قرار بود همون روز ببینمش

35:41.810 --> 35:45.870
می‌خواستم قبل از اینکه دست به کار نسنجیده‌ای بزنه
باهاش حرف بزنم

35:54.420 --> 35:57.000
ایشیمیزاکی؟

36:15.060 --> 36:17.540
ایشیمیزاکی؟

36:31.150 --> 36:32.750
...تو

36:40.210 --> 36:44.040
فکر می‌کنم به خاطر اینکه می‌خواست
رازمون رو فاش کنه، کشتنش

36:45.490 --> 36:47.830
این باید کافی باشه

36:48.900 --> 36:50.790
کیتا کجاست؟

36:51.450 --> 36:53.620
اول یافته‌هات رو بهم بده

37:06.190 --> 37:10.950
این چیزیه که ایشیمیزاکی رو کشت

37:12.420 --> 37:15.120
...اگه علنیش کنی، من

37:16.020 --> 37:17.580
تو هم در امان نمی‌مونی

37:18.070 --> 37:20.250
من علنیش نمی‌کنم

37:38.060 --> 37:41.060
کیتا همین الان پیش توموئه‌ست

37:41.660 --> 37:43.850
!وای

37:43.850 --> 37:46.650
!دوباره -
دوباره؟ -

37:46.650 --> 37:47.940
!چه تند و فرزی

37:47.940 --> 37:52.500
!آفرین

37:53.900 --> 37:55.750
فهمیدم

37:57.150 --> 37:59.670
توموئه رو به طرف خودت کشیدی

38:01.860 --> 38:04.000
...اون زن

38:05.810 --> 38:08.750
تو حق نداری توموئه رو محکوم کنی

38:08.750 --> 38:10.750
تو مامانم رو کشتی

38:10.750 --> 38:14.980
مادرت از خطرات خبر داشت

38:14.980 --> 38:16.940
هیچ چیزی تضمین‌شده نبود

38:16.940 --> 38:20.340
حتی توضیح کامل هم بهش دادیم

38:20.340 --> 38:23.670
شما از ایمانش سوءاستفاده کردین

38:23.670 --> 38:26.620
می‌دونستین پیروهای پلنتی برای این سازمان هر کاری می‌کنن

38:26.620 --> 38:28.950
اگه مومن بود، خب که چی؟

38:28.950 --> 38:30.830
از مسئله‌ی اصلی فرار نکن

38:34.860 --> 38:36.490
فهمیدم

38:37.530 --> 38:41.530
فکر می‌کردم درک بیشتری داشته باشی

38:41.530 --> 38:43.650
حیف شد

38:43.650 --> 38:45.450
اوه، می‌فهمم

38:46.670 --> 38:52.190
از این ناراحتی که دستاورد‌هات
هیچوقت فرصت دیده شدن پیدا نکردن

38:52.190 --> 38:56.190
تو هیچوقت نمی‌تونی فرصت‌هایی رو که
از من گرفته شد، درک کنی

38:56.190 --> 38:58.750
داری نقش قربانی رو بازی می‌کنی، ها؟

38:58.750 --> 39:00.190
اصلا احساس گناه داری؟

39:00.190 --> 39:02.310
بیشتر از این چیکار می‌تونستم بکنم؟

39:02.310 --> 39:05.660
پس ترجیح می‌دی آدم‌هایی رو که
ازشون استفاده کردی فراموش کنی

39:08.290 --> 39:12.540
تو هیچوقت نمی‌تونی بفهمی

39:13.730 --> 39:18.000
امیدوارم هیچوقت نفهمم
چون می‌خوام انسان بمونم

39:20.690 --> 39:24.840
و تو هم خدا نیستی

39:28.690 --> 39:30.900
بهم گفتن

39:31.560 --> 39:37.250
خواهرت مرده به دنیا اومده

39:38.860 --> 39:43.340
پدرت و ایشیمیزاکی
وجودش رو از من پنهان کردن

39:44.360 --> 39:46.580
فکر می‌کنی چرا این کار رو کردن؟

39:48.230 --> 39:54.410
قبل از اینکه خشم و عصبانیتت رو سر من خالی کنی
اول اطرافت رو یه نگاهی بنداز

40:08.100 --> 40:09.770
لطفا دوباره بیاین -
ممنون -

40:09.770 --> 40:12.240
ممنون

40:13.400 --> 40:16.060
می‌گم راننده‌امون ما رو تا خونه برسونه

40:16.060 --> 40:18.350
می‌خوام تنهایی درباره‌اش فکر کنم

40:18.350 --> 40:19.940
پس برات تاکسی می‌گیرم

40:19.940 --> 40:22.040
ترجیح می‌دم پیاده برم خونه

40:24.020 --> 40:30.220
حتی خودم نمی‌دونم دقیقا چی داره اتفاق میفته

40:30.220 --> 40:32.620
لطفا دست به کار خطرناکی نزن

40:33.780 --> 40:35.620
باشه

40:35.620 --> 40:40.140
و دیگه دنبال چیزهای غیرضروری هم نمی‌ری؟

40:41.310 --> 40:42.790
نمی‌رم

40:44.370 --> 40:47.020
خوبه، مواظب خودت باش

40:47.020 --> 40:50.830
ممنون

41:11.770 --> 41:14.100
شیهارو -
هوم؟ -

41:14.100 --> 41:16.580
چیزی هست که وقتی بزرگ شدی
بخوای انجام بدی؟

41:18.850 --> 41:23.040
نمی‌دونم
من حتی زندگی عادی ندارم

41:23.950 --> 41:25.470
تو چی؟

41:25.470 --> 41:27.410
من؟

41:27.410 --> 41:30.020
آرزوی خاص و بزرگی ندارم

41:30.020 --> 41:33.080
نداری؟ -
نه -

41:34.850 --> 41:38.560
ولی فکر کنم می‌خوام
توی یه شرکت بزرگ استخدام بشم

41:38.560 --> 41:42.520
جایی که بذارن سر وقت از سر کار برگردم

41:42.520 --> 41:46.230
جایی که فقط یه ساعت
با قطار از خونه‌ی بابا فاصله داشته باشه

41:46.230 --> 41:49.600
و وقتی از سر کار برمی‌گردم
به مغازه‌ی همیشگیم سر بزنم

41:49.600 --> 41:52.330
همه‌ی مشتری‌های ثابتش رو بشناسم

41:53.110 --> 41:55.150
آینده‌ی قشنگی به نظر می‌رسه -
مگه نه؟ -

41:55.150 --> 41:58.700
اون مغازه منوی خوشمزه‌ای داره

41:58.700 --> 42:03.080
و همه‌ی مشتری‌های ثابت غذاهای جدید رو تست می‌کنن

42:03.080 --> 42:05.850
و نظر صادقانه‌امون رو به آشپز می‌گیم

42:05.850 --> 42:08.080
انگار از روی تجربه حرف می‌زنی

42:09.520 --> 42:12.920
اون مغازه‌ی پایین خیلی خوب بود

42:13.730 --> 42:15.940
و الان کجاست؟

42:15.940 --> 42:18.840
آره، چون هیچوقت مامان نداشتم

42:18.840 --> 42:23.600
با بابا اونجا برای شام قرار می‌ذاشتم

42:23.600 --> 42:27.580
تقریبا هر روز اونجا غذا می‌خوردیم

42:28.330 --> 42:30.120
قشنگ به نظر می‌رسه

42:30.120 --> 42:33.190
حتی بچه که بودم
می‌گفتم غذای موردعلاقه‌ام ماهی چرخ‌کرده‌ست

42:33.190 --> 42:35.380
هیچکدوم از بچه‌های دیگه نمی‌فهمیدن

42:35.380 --> 42:37.200
این همون مغازه‌ست

42:38.440 --> 42:40.730
بسته شده؟

42:40.730 --> 42:45.250
آره، رقابت زیاد شد و از این حرف‌ها

42:46.010 --> 42:47.830
فهمیدم -
آره -

42:51.100 --> 42:54.500
پیداش کردم، رویام رو

42:54.500 --> 42:55.810
چیه؟

42:55.810 --> 42:58.150
با هم یه مغازه می‌گردونیم

42:58.150 --> 43:00.690
یه مغازه که ماهی چرخ‌کرده‌ی خوشمزه سرو می‌کنه

43:05.310 --> 43:06.950
خوش می‌گذره

43:07.750 --> 43:09.260
حالت خوبه؟ خسته‌ای؟

43:09.260 --> 43:11.580
خوبم

43:12.440 --> 43:14.710
می‌خوام یه کم بیشتر قدم بزنم

43:15.520 --> 43:17.000
باشه

43:57.120 --> 43:59.080
اینجا چیکار می‌کنی؟

44:01.310 --> 44:06.470
قربان، چیزی نیست
که از من پنهان کرده باشین؟

44:08.960 --> 44:10.980
ناناسه هستم

44:10.980 --> 44:14.850
بله، حرفم با اون تموم شد

44:14.850 --> 44:16.500
بله

44:16.500 --> 44:20.950
فهمید که دارم کمکت می‌کنم، مگه نه؟

44:22.070 --> 44:24.610
خیلی دوست داشتم صورتش رو ببینم

44:28.270 --> 44:32.040
مشکلی نیست، به هر حال خونه برنمی‌گردم

44:32.650 --> 44:38.160
دفعه‌ی بعدی که ببینمش یا موقع طلاقه، یا توی دادگاه

44:39.150 --> 44:42.000
یه مدتی توی هتل می‌مونم

44:43.650 --> 44:45.940
ممنونم، واقعا

44:45.940 --> 44:50.020
نه، من ممنونم

44:50.020 --> 44:51.580
مواظب خودت باش

44:55.020 --> 44:56.240
خوبه؟

44:56.240 --> 44:58.770
!آره -
پس این شامته؟ -

44:58.770 --> 45:01.620
!نه -
همین فکر رو می‌کردم -

45:10.980 --> 45:12.810
سلام

45:36.560 --> 45:39.960
فکر کنم بهت گفتم از این قضیه دور بمون

45:42.750 --> 45:47.040
اومدم درباره‌ی انسانی که خلق کردین یه چیزی بهتون بگم

45:51.610 --> 45:56.130
دختری که از روپکوند پیدا شده بود، زنده‌ست
