WEBVTT

00:00.000 --> 00:20.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: ✧ Silvia ✧ abrak ✧ FATEMEH ✧

01:32.740 --> 01:35.980
.✮˚☽°⋆ ｡نوری به سوی شب｡ ⋆°☾˚✮.

01:58.960 --> 01:59.530
از این استفاده کن

02:01.390 --> 02:02.220
بررسیش کردم

02:02.640 --> 02:03.570
با اینکه تمیزش کنی

02:03.570 --> 02:04.580
هیچکس نمی‌فهمه

02:06.340 --> 02:08.420
[وایتکس صنعتی قوی]

02:31.580 --> 02:34.580
.✮˚☽°⋆ ｡نوری به سوی شب｡ ⋆°☾˚✮.
.✮˚☽°⋆ ｡قسمت 27｡ ⋆°☾˚✮.

02:52.390 --> 02:53.020
خواهر

02:55.870 --> 02:57.090
این سه روز

02:58.920 --> 03:00.740
طوری رفتار می‌کنم انگار هیچی نشده

03:01.990 --> 03:03.370
می‌ذارم همه فکر کنن

03:04.360 --> 03:05.650
شو جی هونگ هنوز زنده‌ست

03:11.870 --> 03:12.810
سه روز که گذشت

03:13.240 --> 03:14.940
ناپدید شدنم رو صحنه‌سازی می‌کنم

03:16.670 --> 03:18.020
ولی کمکت رو لازم دارم

03:18.320 --> 03:20.250
نا... ناپدید شدن؟

03:21.590 --> 03:22.620
در مورد

03:23.520 --> 03:24.620
ساختمون نفرین‌شده‌ی

03:24.640 --> 03:26.020
یوان لونگ ‌لی شنیدی دیگه؟

03:27.920 --> 03:29.810
می‌خوام از همون شایعه استفاده کنم

03:30.710 --> 03:32.220
که همه باور کنن

03:33.360 --> 03:33.780
من

03:34.960 --> 03:35.850
و شو جی هونگ

03:36.960 --> 03:37.970
هر دومون توسط اون ساختمون

03:37.990 --> 03:38.970
بلعیده شدیم

03:40.040 --> 03:41.220
چرا این کار رو بکنی؟

03:43.360 --> 03:44.410
یواشکی بری بهتر نیست؟

03:44.430 --> 03:45.300
راحت‌تر نیست؟

03:48.870 --> 03:49.940
به این سادگی‌ها نیست

03:50.590 --> 03:51.940
از نزول‌خورها پول قرض گرفتم

03:52.550 --> 03:54.090
سونگ چینگ‌ سونگ هم

03:54.110 --> 03:55.690
از طرف کارخونه‌ی سیمان حواسش بهم بود

03:57.080 --> 03:58.220
صاف و پوست‌کنده گفت

03:59.670 --> 04:01.300
باید از وی ‌یانگ برم

04:01.760 --> 04:02.970
اتفاقا این به نفعمونه

04:04.670 --> 04:07.020
حتی اگه پلیس بفهمه

04:07.040 --> 04:08.780
خودمون عمدا ناپدید شدیم

04:09.670 --> 04:11.020
بازم می‌تونیم تقصیر رو بندازیم

04:11.040 --> 04:12.650
گردن سونگ چینگ سونگ

04:14.430 --> 04:15.530
حداقل دیگه

04:15.550 --> 04:16.740
به مرگ شو جی هونگ شک نمی‌کنن

04:18.390 --> 04:18.810
...اما

04:19.960 --> 04:20.330
...اما

04:21.150 --> 04:21.810
اگه تو بری

04:21.830 --> 04:23.130
من چیکار کنم؟

04:24.880 --> 04:25.500
خواهر

04:26.440 --> 04:27.420
فعلا اینجا بمون

04:28.790 --> 04:30.690
اگه من و شو جی هونگ ناپدید بشیم

04:30.710 --> 04:31.500
و تو هم بری

04:32.080 --> 04:32.770
پلیس صددرصد

04:32.790 --> 04:34.210
بهت شک می‌کنه

04:34.830 --> 04:35.420
تازه

04:35.440 --> 04:36.450
هیچکس هم نمی‌دونه که

04:36.470 --> 04:37.540
ما همدیگه رو می‌شناسیم

04:41.030 --> 04:42.250
تا کی بمونم؟

04:43.520 --> 04:44.260
...اینجا

04:45.440 --> 04:45.770
...من

04:46.030 --> 04:47.010
دیگه نمی‌تونم اینجا زندگی کنم

04:53.520 --> 04:54.180
خواهر

04:55.080 --> 04:56.570
تا وقتی یائو شین‌ چنگ برگرده صبر کن

04:57.470 --> 04:58.620
خونه رو می‌فروشه

04:59.270 --> 05:00.210
پولش رو می‌ده بهت

05:00.680 --> 05:01.570
وگرنه همه‌ی سختی‌هامون

05:01.590 --> 05:02.500
هدر می‌ره

05:11.080 --> 05:11.370
...پس

05:12.440 --> 05:13.330
تو چی؟

05:14.830 --> 05:15.740
کجا می‌ری؟

05:17.710 --> 05:18.130
...من

05:19.680 --> 05:20.890
یه جایی پیدا می‌کنم

05:22.640 --> 05:25.330
که کسی ما رو نشناسه

05:27.350 --> 05:28.890
و یه خونه‌ی امن می‌سازم

05:30.080 --> 05:31.300
اونجا منتظرت می‌مونم

05:32.680 --> 05:33.250
خواهر

05:37.440 --> 05:38.060
هیچکس نمی‌تونه بهمون

05:38.080 --> 05:38.940
امنیت بده

05:42.150 --> 05:43.570
فقط خودمونیم که باید روی خودمون حساب کنیم

05:53.080 --> 05:53.690
نترس

07:27.220 --> 07:30.020
[باغ بین‌المللی یوان لونگ ‌لی]

08:35.200 --> 08:37.380
تیکه‌تیکه شده و از بین برده شده

08:38.320 --> 08:39.610
شو منگ سر و دست‌ها رو

08:39.630 --> 08:40.490
برای آخر نگه داشت

08:41.080 --> 08:42.970
وقتی خودم رو جای شو جی هونگ جا زدم

08:42.990 --> 08:43.900
به دستش احتیاج داشتم

08:43.920 --> 08:45.140
که دکمه‌های آسانسور رو بزنه

08:45.160 --> 08:46.090
و اثر انگشت بمونه

08:47.510 --> 08:48.940
کار که تموم شد

08:48.960 --> 08:50.020
یه کیف ابزار گرفتم

08:50.040 --> 08:51.060
و گذاشتمشون توش

08:51.830 --> 08:52.850
شو منگ هم برد و از بین بردشون

09:04.830 --> 09:05.850
آخرش شو منگ

09:05.870 --> 09:07.300
از پارکینگ زیرزمینی رفت

09:08.200 --> 09:09.570
کل ماجرا همین بود

09:11.200 --> 09:11.970
کلید آسانسور

09:12.400 --> 09:13.630
و کلید پارکینگ

09:14.510 --> 09:15.140
از کجا اومده بود؟

09:16.280 --> 09:17.300
کلید آسانسور

09:17.320 --> 09:18.210
همه‌کاره‌ست

09:19.040 --> 09:20.210
از ابزارفروشی می‌شه خریدش

09:21.400 --> 09:22.610
کلید پارکینگ هم

09:22.630 --> 09:23.780
شو منگ از قبل داشت

09:24.590 --> 09:25.940
قبلا توی پاتیا کار می‌کرد

09:26.960 --> 09:28.540
همیشه هم از ورودی زیرزمینی می‌رفت

09:30.510 --> 09:31.940
برنامه‌ریزیتون حسابی دقیق بوده

09:33.160 --> 09:33.900
ما هم فکر می‌کردیم

09:33.920 --> 09:35.260
نقشه بی‌نقصه

09:36.350 --> 09:37.940
ولی بازم یه جای کار خراب شد

10:09.200 --> 10:09.730
بیا بیرون

10:10.920 --> 10:11.610
چرا قایم شدی؟

11:07.710 --> 11:08.060
الو؟

11:08.920 --> 11:09.610
منم

11:22.470 --> 11:23.330
راننده‌ی سونگ چینگ ‌سونگ

11:23.350 --> 11:24.380
من رو دید

11:25.400 --> 11:26.330
حبسم کرده

11:26.990 --> 11:28.020
کاری باهات نکرده؟

11:28.590 --> 11:29.380
نگران نباش

11:30.630 --> 11:31.730
نمی‌تونه کاری کنه

11:32.560 --> 11:33.940
فقط یه منحرف مریضه

11:35.470 --> 11:36.210
فهمیدم چطور

11:36.230 --> 11:37.060
باهاش کنار بیام

11:39.440 --> 11:39.900
راستی

11:40.560 --> 11:41.490
...اون کیف ابزار

11:42.230 --> 11:43.140
چی شده؟

11:45.080 --> 11:45.490
هیچی

11:47.200 --> 11:48.090
سوزوندمش

11:51.350 --> 11:51.690
دارم

11:51.990 --> 11:53.420
...همون کاری که گفتی رو می‌کنم

11:53.440 --> 11:55.160
اون شعر رو روی تراکت‌ها نوشتم

11:55.350 --> 11:56.810
فردا پخششون می‌کنم

11:57.200 --> 11:58.260
نندازش برای فردا

11:58.990 --> 11:59.900
الان برو

12:01.110 --> 12:02.450
همه نشستن

12:02.470 --> 12:03.380
دارن لایو برگشتش رو می‌بینن

12:04.400 --> 12:05.570
خیابون‌ها خالیه

12:06.920 --> 12:07.330
راستی

12:07.870 --> 12:08.730
اون لباسی که دادی بهم

12:08.750 --> 12:09.810
همون بولز

12:09.830 --> 12:10.730
یادم رفت بردارمش

12:11.710 --> 12:12.780
از روی خرید یائو شین ‌چنگ

12:12.800 --> 12:13.780
می‌تونن ردش رو بزنن

12:14.230 --> 12:15.140
باید پاکش کنیم

12:15.710 --> 12:16.210
باشه

12:17.400 --> 12:18.920
پلیس‌ها امروز کل روز یوان لونگ ‌لی بودن

12:18.920 --> 12:19.970
داشتن درباره‌ی ناپدید شدن تحقیق می‌کردن

12:19.990 --> 12:22.140
می‌ترسم جایی که

12:22.160 --> 12:23.300
دفنش کردیم

12:23.320 --> 12:24.490
دیگه امن نباشه

12:25.160 --> 12:26.610
فردا یه جوری از اینجا می‌زنم بیرون

12:27.440 --> 12:28.420
درش میارم

12:28.440 --> 12:29.330
و می‌سوزونمش

12:29.990 --> 12:31.180
حتی اگه پیداش کنن

12:31.630 --> 12:32.940
نمی‌تونن هویتش رو تشخیص بدن

12:33.960 --> 12:34.730
من می‌رم

12:38.400 --> 12:39.380
فقط حواست به خودت باشه

12:50.080 --> 12:50.900
فرداش

12:52.040 --> 12:53.490
رفتم همون جایی که دفنش کرده بودیم

12:55.470 --> 12:56.900
درش آوردم

12:56.920 --> 12:58.260
و سوزوندمش

12:58.280 --> 12:59.490
با اون کفش پاشنه‌بلند آبی

12:59.870 --> 13:00.730
بعد دوباره دفنش کردم

13:02.080 --> 13:03.330
کل بدنم خاکی شده بود

13:04.350 --> 13:05.490
می‌ترسیدم پلیس‌ها ببیننم

13:06.750 --> 13:08.450
واسه همین یه گلدون خریدم

13:09.830 --> 13:11.850
که به نظر بیاد خاک‌ها از اون بوده

13:14.590 --> 13:15.380
ولی آخرش

13:17.590 --> 13:17.940
مواظب باش

13:33.960 --> 13:35.570
شاید چون

13:35.870 --> 13:37.610
خیلی وقت بود تحت فشار بودم

13:42.230 --> 13:43.020
می‌خوای

13:43.040 --> 13:44.330
بیای داخل خودت رو بشوری؟

13:47.440 --> 13:48.490
همه‌اش نگران بودم پلیس‌ها

13:48.510 --> 13:49.570
بیان دم خونه‌‌ام

13:51.560 --> 13:53.420
ولی وقتی اون بار برادر شیائو ران رو دیدم

13:54.750 --> 13:55.610
حس کردم

13:56.630 --> 13:57.540
پلیس‌ها اونقدرها هم

13:57.560 --> 13:58.490
ترسناک نیستن

13:59.870 --> 14:01.730
گفتم بذار بیاد داخل یه نگاهی بندازه

14:03.200 --> 14:04.020
اگه می‌دید

14:06.590 --> 14:07.450
شاید بعدش

14:07.470 --> 14:08.540
دیگه انقدر استرس نداشتم

14:23.510 --> 14:24.450
این عکس

14:24.470 --> 14:25.380
داستانش چیه؟

14:30.110 --> 14:30.940
وو شان لونگ

14:30.960 --> 14:32.140
شو منگ رو مجبور کرد بگیرتش

14:49.990 --> 14:50.450
برو داخل

14:51.560 --> 14:52.210
نمیام

14:55.040 --> 14:56.300
فکر کردی الان

14:56.320 --> 14:57.570
راه دیگه‌ای داری؟

14:58.230 --> 14:59.420
بهت می‌گم یه کاری بکن

14:59.440 --> 15:00.180
باید انجامش بدی

15:02.160 --> 15:02.810
وو شان لونگ

15:03.510 --> 15:04.180
نمی‌ترسی

15:04.200 --> 15:05.810
که اگه من رو نگه داری

15:06.200 --> 15:07.970
یه روز سوتی بدم

15:08.320 --> 15:10.020
و بگم چطوری از

15:10.040 --> 15:10.630
سونگ چینگ ‌سونگ کلاهبرداری کردی؟

15:10.630 --> 15:11.810
...تو

15:13.920 --> 15:14.940
امتحان کن

15:15.200 --> 15:16.730
همین الان می‌کشمت

15:17.230 --> 15:18.300
پس برو

15:18.870 --> 15:19.970
من قبلا

15:19.990 --> 15:21.260
همه چیز درباره‌ات رو به پدرم گفتم

15:21.630 --> 15:22.380
اون قبلا

15:22.400 --> 15:23.140
از وی یانگ رفته

15:23.680 --> 15:24.780
اگه بمیرم

15:25.630 --> 15:26.610
فکر می‌کنی چیکار می‌کنه؟

15:33.510 --> 15:35.490
شو منگ نمی‌تونست خودش رو نشون بده

15:36.200 --> 15:37.540
برای همین مدارم جابه‌جا می‌شد

15:37.560 --> 15:38.380
و کارهای غیرقانونی انجام می‌داد

15:39.560 --> 15:40.450
در طول اون مدت

15:41.400 --> 15:42.690
ما خیلی سخت در ارتباط بودیم

15:44.230 --> 15:46.140
تا اینکه بهار سال 2002

15:47.830 --> 15:49.140
اون یهویی بهم زنگ زد

15:50.470 --> 15:51.900
گفت پول کافی جمع کرده

15:53.470 --> 15:54.300
و می‌خواد

15:54.320 --> 15:55.570
برگرده به جایی که برای اولین بار همدیگه رو دیدیم

15:59.440 --> 16:00.900
و یه خونه‌ی کوچیک بسازه

16:02.320 --> 16:03.540
من خیلی هیجان‌زده بودم

16:04.080 --> 16:05.210
منم بلافاصله

16:05.230 --> 16:06.140
به یائو شین چنگ زنگ زدم

16:06.630 --> 16:08.090
تا بپرسم کی برمی‌گرده

16:09.160 --> 16:10.210
یائو شین چنگ گفت

16:10.750 --> 16:12.210
برنامه ریخته تا آخر سال برگرده

16:13.460 --> 16:14.540
وقتی اون اتفاق بیفته

16:14.710 --> 16:15.690
اون روی قولش می‌مونه

16:16.110 --> 16:17.090
خونه رو می‌فروشه

16:17.990 --> 16:18.850
و بهم پول می‌ده

16:19.990 --> 16:21.180
با شنیدنش

16:23.230 --> 16:24.140
ما خیلی هیجان‌زده شدیم

16:24.160 --> 16:25.090
و تمام شب رو

16:25.800 --> 16:27.260
پشت تلفن موندیم

16:30.400 --> 16:31.570
اون زمان، این حس رو داشت که

16:33.590 --> 16:34.570
امید

16:36.710 --> 16:38.140
بلاخره قابل دست یافتنه

16:50.680 --> 16:51.690
ولی خیلی طول نکشید که

16:53.400 --> 16:54.380
یه اتفاقی افتاد

17:01.440 --> 17:02.020
سلام خواهر

17:02.680 --> 17:03.490
من از طرف مدیریت ساختمان اومدم

17:03.800 --> 17:05.620
اومدم آنتن تلوزیون رو چک کنم

17:05.640 --> 17:06.530
اخیرا مردم

17:06.550 --> 17:07.580
از سیگنال ضعیف

17:07.600 --> 17:08.290
شکایت کردن

17:10.270 --> 17:10.820
-تو

17:11.600 --> 17:12.050
تو از طرف

17:12.070 --> 17:12.730
مدریت ساختمانی؟

17:13.310 --> 17:14.580
من

17:14.600 --> 17:15.410
کارم رو تازه شروع کردم
[مدیریت پارک بین‌المللی یوان لونگ لی]

17:18.960 --> 17:19.820
خواهر

17:19.840 --> 17:20.970
ما قبلا همدیگه رو دیدیم؟

17:23.030 --> 17:23.340
-خب

17:35.470 --> 17:36.940
من وو شان لونگ رو قبلا

17:36.960 --> 17:37.820
توی درمانگاه چی هوانگ دیدم

17:39.400 --> 17:40.490
ولی اون من رو نشناخت

17:47.120 --> 17:47.620
خیلی خب

17:47.640 --> 17:48.420
خطوط آنتن مشکلی ندارن

17:50.550 --> 17:51.490
می‌رم سراغ واحد بعدی

17:54.840 --> 17:55.580
خواهر ممنونم

18:26.990 --> 18:28.140
می‌خواستم به پلیس زنگ بزنم

18:29.400 --> 18:30.140
ولی ترسیده بودم

18:30.160 --> 18:31.380
اگه وو شان لونگ دستگیر می‌شد

18:32.270 --> 18:34.010
شو منگ رو لو می‌داد

18:34.530 --> 18:35.940
برای همین سکوت کردم

18:36.560 --> 18:38.180
پنجره‌ها رو بسته نگه داشتم

18:39.440 --> 18:40.470
و پرده‌ها هر روز بسته بودن

18:46.360 --> 18:47.140
وقتی بلاخره بعد سال‌ها

18:47.160 --> 18:48.450
چشمم به نور خورشید رسید

18:51.990 --> 18:53.210
مجبور شدم دوباره جلوش رو بگیرم

18:54.640 --> 18:55.890
برای همین وو شان لونگ

18:56.600 --> 18:58.180
از ارتباط تو و شو منگ خبر نداشت

18:59.600 --> 19:00.530
و تهدیدت نکرد؟

19:04.510 --> 19:06.010
ما اول رفتیم سراغش

19:08.750 --> 19:09.660
اون زمان

19:10.270 --> 19:11.820
سروکله‌ی شو جی هونگ

19:12.270 --> 19:12.820
توی

19:12.840 --> 19:14.050
پشت بوم پیدا شده بود

19:14.790 --> 19:15.820
خیلی ترسیده بودم

19:15.840 --> 19:16.660
برای چند روز نتونسته بودم بخوابم

19:29.740 --> 19:32.100
[آگهی پاداش: 8,000 یوان برای سرنخ‌های مفید]

19:37.790 --> 19:38.490
اون زمان

19:39.510 --> 19:41.580
وو شان لونگ توی پارکینگ من رو دید

19:42.710 --> 19:44.010
انتخاب دیگه‌ای نداشتم

19:44.880 --> 19:46.420
باید کیف ابزار رو همون نزدیکی

19:46.440 --> 19:47.780
قایم می‌کردم

19:49.600 --> 19:50.620
بعد چند روز

19:50.920 --> 19:52.420
وقتی به خاطرش برگشتم

19:56.640 --> 19:57.450
فهمیدم که

19:59.270 --> 20:00.050
نیست

20:04.030 --> 20:05.490
بهت نگفتم

20:06.550 --> 20:07.860
چون نمی‌خواستم نگران بشی

20:10.270 --> 20:10.690
منگ منگ

20:13.390 --> 20:14.240
فرار کن

20:16.310 --> 20:17.620
هر چه دورتر، بهتر

20:24.470 --> 20:25.050
خواهر

20:27.070 --> 20:28.450
برای سال‌ها فرار کردم

20:30.990 --> 20:32.140
دیگه نمی‌خوام فرار کنم

20:34.640 --> 20:35.210
-چی می‌شه اگه

20:38.750 --> 20:40.340
چی می‌شه اگه پلیس پیدامون کنه؟

20:40.360 --> 20:40.940
باید چیکار کنیم؟

20:47.470 --> 20:48.210
یکی هست که

20:51.680 --> 20:53.100
می‌تونه به جای ما بمیره

20:55.750 --> 20:56.770
شو منگ

20:56.790 --> 20:58.180
بقایای شی جی هونگ رو بیرون آورد

20:59.070 --> 21:00.660
من کفش‌های قلابی درست کردم

21:02.600 --> 21:03.210
بعد

21:04.160 --> 21:05.210
شو منگ مخفیانه وارد

21:05.230 --> 21:06.210
خونه‌ی وو شان لونگ شد

21:07.270 --> 21:09.100
و بقایای استوانیش رو توی لوله‌ی فاضلاب گذاشت

21:10.640 --> 21:12.420
و کفش‌های تقلبی رو روی جاکفشی گذاشت

21:15.160 --> 21:16.210
تله‌ای که باعث کشته شدن

21:16.230 --> 21:16.900
وو شان لونگ شد

21:17.470 --> 21:18.770
شو منگ بهم یاد داد چطور درستش کنم

21:19.990 --> 21:20.530
اون روز

21:21.680 --> 21:22.620
حتی آماده شده بود تا

21:22.640 --> 21:24.140
خودش انجامش بده

21:24.160 --> 21:25.420
روزی که وو شان لونگ دستگیر شد

21:26.360 --> 21:27.210
شو منگ هم اونجا بود؟

21:44.550 --> 21:45.140
!لائو هه

21:46.070 --> 21:46.740
!لائو هه

21:46.840 --> 21:47.820
!هی، لائو هه، نباید خوابت ببره

21:48.600 --> 21:49.210
!لائو هه

21:55.510 --> 21:56.380
بعد اینکه وو شان لونگ مرد

21:57.510 --> 21:58.970
شو منگ از وی یانگ رفت

22:00.750 --> 22:02.140
توی زمستون سال 2002

22:03.470 --> 22:04.530
یائو شین چنگ ازم خواست

22:04.550 --> 22:05.620
تا خونه رو بفروشم

22:06.880 --> 22:07.820
پول رو گرفتم

22:09.680 --> 22:11.100
ولی به شو منگ نگفتم

22:12.710 --> 22:13.250
چرا؟

22:19.070 --> 22:20.490
چون اون زمان

22:22.270 --> 22:23.050
...فهمیدم که

22:34.750 --> 22:36.380
عاشق برادر شیائو ران شدم

22:50.510 --> 22:52.380
می‌دونستم خطرناکه

22:53.960 --> 22:55.100
ولی بازم می‌خواستم

22:55.120 --> 22:56.450
باهاش باشم

23:01.510 --> 23:02.690
وقتی باهاش بودم

23:06.030 --> 23:07.420
احساس امنیت می‌کردم

23:19.680 --> 23:21.140
اون زمان

23:21.160 --> 23:22.210
بعد اینکه عمو ران تو رو پیدا کرد

23:23.470 --> 23:24.420
اومد سراغت؟

23:30.660 --> 23:32.460
[استاد، پرونده‌ی 30 ژوئن اشتباهه]

23:36.060 --> 23:37.900
[استاد، پرونده‌ی 30 ژوئن اشتباهه، از بیخ و بن اشتباهه]

23:37.900 --> 23:39.780
[فرستادن]

23:43.700 --> 23:44.980
[شیائو چیائو]

23:57.990 --> 23:58.690
برادر شائو ران

24:00.310 --> 24:01.970
مشکل چیه؟ چرا انقدر عجله داشتی؟

24:07.990 --> 24:08.620
خوب به نظر میام؟

24:19.840 --> 24:21.450
بیا بریم یه جای خلوت

24:26.360 --> 24:26.820
حتما

24:40.510 --> 24:41.210
مشکل چیه؟

24:42.070 --> 24:43.380
چرا انقدر حواست پرته؟

24:48.400 --> 24:49.730
چیزی سرکار اشتباه

24:49.750 --> 24:50.660
پیش رفته؟

24:55.360 --> 24:55.890
...احیانا

24:56.600 --> 24:58.140
پرونده‌ی سختیه؟

25:00.360 --> 25:00.920
شیائو چیائو

25:04.510 --> 25:05.180
ملاقات اولمون رو

25:05.200 --> 25:06.530
یادته؟

25:08.400 --> 25:09.290
معلومه یادمه

25:10.680 --> 25:11.600
...اون زمان

25:11.960 --> 25:13.680
اون موقع من توی طبقه‌ی 18 مشغول تحقیقات بودم

25:15.710 --> 25:16.680
و تو سرتاپا کثیف و خاکی بودی

25:17.680 --> 25:18.840
یه گلدون ارکیده دستت بود

25:19.550 --> 25:20.330
داشتی می‌رفتی داخل ساختمون

25:23.230 --> 25:24.750
تو آدم خیلی منظمی هستی

25:25.470 --> 25:26.660
چرا باید

25:26.680 --> 25:27.660
گلدون رو به لباست فشار می‌دادی

25:28.550 --> 25:29.900
و خودت از سرتاپا خاکی می‌کردی؟

25:33.880 --> 25:34.580
چون تو از قبل

25:34.600 --> 25:35.490
خاکی و کثیف شده بودی

25:36.710 --> 25:37.100
درسته؟

25:40.270 --> 25:41.040
برادر شیائو ران

25:42.790 --> 25:43.210
چرا

25:43.230 --> 25:44.530
این حرف رو می‌زنی؟

25:46.920 --> 25:47.940
داشتی یه جسد رو سر به نیست می‌کردی، مگه نه؟

25:51.880 --> 25:53.450
برادر شیائو ران، من رو نترسون

25:54.600 --> 25:55.010
-چی

25:55.750 --> 25:57.010
کدوم جسد؟

25:57.030 --> 25:58.290
ترسناک به نظر میاد

26:01.750 --> 26:03.250
اون شو منگ و پدرش بود

26:04.680 --> 26:05.530
شو منگ و پدرش؟

26:05.550 --> 26:06.970
این چه ربطی به من داره؟

26:08.310 --> 26:09.970
مگه وو شان لونگ اونا رو نکشته بود؟

26:09.990 --> 26:10.820
شیائو چیائو

26:13.310 --> 26:14.490
دیگه دروغ نگو

26:16.120 --> 26:16.970
یائو شین چنگ

26:17.310 --> 26:18.380
پیرهن برند بولز

26:19.030 --> 26:20.490
کفش‌های پاشنه بلند قرمز، آبی شده بودن

26:21.030 --> 26:22.730
و اتفاقی که توی

26:22.750 --> 26:23.490
دست‌شویی 415 افتاد

26:23.510 --> 26:25.290
من همه چیز رو فهمیدم

26:30.310 --> 26:31.140
این همه سال

26:32.680 --> 26:33.490
چطور تونستی

26:33.510 --> 26:35.250
وقتی روبه‌روی من و استاد ایستادی طوری رفتار کنی

26:37.440 --> 26:38.250
که انگار اتفاقی نیفتاده؟

26:39.920 --> 26:40.970
برای یه مدت طولانی خیلی خوب

26:42.270 --> 26:43.100
پنهونش کردی

26:44.070 --> 26:45.180
-من... من اینکار رو

26:50.270 --> 26:51.450
نمی‌خواستم

26:51.470 --> 26:52.690
ازت پنهونش کنم

26:55.470 --> 26:56.620
من نکردم

27:01.960 --> 27:02.860
توی همه‌ی این سال‌ها

27:06.790 --> 27:07.900
فقط می‌خواستم خودم رو

27:07.920 --> 27:09.340
از دل تاریکی بکشم بیرون

27:10.840 --> 27:12.250
فقط می‌خواستم

27:12.270 --> 27:13.420
دوباره خورشید رو احساس کنم

27:14.990 --> 27:15.970
چرا

27:15.990 --> 27:16.900
انقدر سخته؟

27:21.270 --> 27:22.290
برادر شیائو ران

27:23.510 --> 27:24.450
...بهم بگو

27:25.710 --> 27:27.770
چرا انقدر سخته؟

27:40.120 --> 27:40.660
شیائو چیائو

27:42.840 --> 27:43.580
خودت رو تحویل بده

28:24.070 --> 28:24.940
فردا صبح

28:26.270 --> 28:27.340
من خودم رو تحویل می‌دم

28:30.030 --> 28:30.770
منم باهات میام

28:36.030 --> 28:37.420
ولی امشب

28:38.990 --> 28:40.210
...می‌تونم کنارت باشم

28:41.550 --> 28:42.420
با افسر هه

28:43.840 --> 28:44.820
...و شیائو هه

28:48.840 --> 28:50.180
مثل یه خانواده

28:52.200 --> 28:53.690
و یه شام دسته جمعی داشته باشیم؟

28:55.230 --> 28:56.380
این

28:56.400 --> 28:57.380
آرزوی من توی سال نوئه

28:58.750 --> 28:59.900
این

29:01.750 --> 29:02.380
توی تموم این سال‌ها

29:02.400 --> 29:03.340
تنها آرزوم بوده

29:19.440 --> 29:20.290
ساعت 8 شب

29:21.710 --> 29:22.290
میام دنبالت

29:24.640 --> 29:25.690
باهم می‌ریم خونه‌ی رئیس

29:42.600 --> 29:43.250
متاسفم

29:49.030 --> 29:50.450
من شیائو ران رو ناامید کردم

29:54.470 --> 29:55.940
اگه نمیومد منو دستگیر کنه

29:59.710 --> 30:01.620
با شو منگ تا پای مرگ نمی‌رفت

30:09.160 --> 30:10.580
من ناامیدش کردم

30:19.400 --> 30:19.970
شیائو چیائو

30:20.990 --> 30:22.340
چرا می‌گی شو منگ

30:22.360 --> 30:23.010
کاپیان ران رو کشته؟

30:24.030 --> 30:24.970
بعد از ظهر اون روز

30:27.070 --> 30:28.290
من بهش زنگ زدم

30:29.470 --> 30:31.140
گفتم شیائو ران فهمیده من چیکار کردم

30:33.360 --> 30:34.140
همه چیز رو بهش گفتم

30:35.470 --> 30:36.660
شو منگ چی گفت؟

30:39.120 --> 30:39.860
گفت

30:41.310 --> 30:42.730
همراه من خودش رو تحویل می‌ده

30:44.750 --> 30:45.900
...و بعدش

30:45.920 --> 30:47.340
!پس بهم دروغ گفته بود

30:48.550 --> 30:49.530
!بهم دروغ گفته بود

30:51.750 --> 30:53.340
گفت که توی کون هایه

30:55.880 --> 30:57.250
و با اولین قطار فردا

30:57.270 --> 30:58.730
به وی یانگ میاد

31:02.400 --> 31:03.380
فردا صبح

31:05.510 --> 31:06.730
اومد خونه‌ام

31:12.160 --> 31:13.490
حتی بلیط اون روزش رو هم

31:13.510 --> 31:15.210
!با چشم‌های خودم دیدم

31:17.470 --> 31:18.970
!اون یه دروغگوئه

31:19.680 --> 31:20.290
!دروغگو

31:21.600 --> 31:22.530
طبق اظهاراتت

31:23.160 --> 31:24.290
شو منگ فرصت ارتکاب جرم رو نداشت

31:29.880 --> 31:30.820
شو منگ بود

31:30.840 --> 31:32.180
اون برادر شیائو ران رو کشت

31:35.230 --> 31:36.180
حتما اون بوده

31:50.380 --> 31:53.380
[کاپیتان کو: گرفتیمش، اتاق بازجویی 2]

32:00.620 --> 32:02.220
[اتاق بازجویی 1]

32:20.100 --> 32:25.260
[اتاق بازجویی 2]

32:35.600 --> 32:36.100
شیائو هه

33:20.070 --> 33:20.620
نگران نباشین

33:21.840 --> 33:22.660
من هواتون رو دارم

33:45.580 --> 33:52.740
[اتاق بازجویی 2]

34:11.110 --> 34:11.610
شو منگ

34:21.440 --> 34:22.900
تو گیرم انداختی

34:24.110 --> 34:26.170
پس چیائو سو چینگ رو هم گیر انداختین

34:27.760 --> 34:28.530
افسر

34:29.550 --> 34:30.650
اشتباه می‌کنین

34:32.280 --> 34:33.220
...همه‌ی کارها رو

34:33.240 --> 34:34.220
من انحام دادم

34:36.240 --> 34:37.860
هیچ ربطی به چیائو سو چینک نداشت

34:38.550 --> 34:40.090
دخیل بودن یا نبودن چیائو سو چینگ رو

34:40.920 --> 34:41.900
ما تصمیم می‌گیریم

34:43.070 --> 34:44.170
به همه چیز اعتراف کرده

34:45.190 --> 34:46.090
حالا نوبت توئه

34:47.070 --> 34:47.740
شو منگ

34:48.670 --> 34:49.860
برای هیجده سال خودت رو مرده جا زده بودی

34:50.360 --> 34:51.530
ما پیدات کردیم

34:51.550 --> 34:52.380
و آوردیمت اینجا

34:53.190 --> 34:53.780
دیگه فکر نکن

34:53.800 --> 34:54.860
این بار هم خوش‌شانسی

34:55.470 --> 34:56.650
دیگه هم سعی نکن از کسی محافظت کنی

34:57.510 --> 34:58.530
حقیقت رو بگو

34:58.550 --> 34:59.450
این تنها راه نجاتته

35:04.190 --> 35:05.450
نه اینکه نخوام حرف بزنم

35:06.440 --> 35:07.740
فقط...وقتی در موردش فکر می‌کنم

35:10.240 --> 35:10.860
فقط

35:10.880 --> 35:12.050
غلط‌های زیادی کردم

35:14.760 --> 35:15.650
حتی نمی‌دونم

35:15.670 --> 35:16.780
از کجا شروع کنم

35:17.550 --> 35:18.610
پس یکی‌یکی بگو

35:19.190 --> 35:20.010
!از اول شروع کن

35:21.510 --> 35:22.610
...اول از همه

35:23.670 --> 35:24.490
آقای یائو لائو

35:26.030 --> 35:27.490
باید

35:28.240 --> 35:30.340
سال 1996 بوده باشه

35:49.190 --> 35:49.740
!سلام

36:32.760 --> 36:33.300
!روح

36:49.630 --> 36:50.610
من اولش

36:51.590 --> 36:53.770
فقطمی‌خواستم یه درس عبرتی به لائو یائو بدم

36:54.880 --> 36:56.340
فلجش کنم

36:56.760 --> 36:58.220
که دیگه نتونه سو چینگ رو اذیت کنه

36:59.800 --> 37:00.740
انتظار نداشتم

37:01.190 --> 37:02.450
واقعا بمیره

37:04.110 --> 37:05.940
دیدمش که

37:06.920 --> 37:08.170
دیگه تکون نمی‌خوره

37:11.030 --> 37:12.900
اصلا هم نترسیده بودم

37:13.720 --> 37:15.380
اتفاقاحس آرامش داشتم

37:17.470 --> 37:18.450
...سو چینگ

37:20.150 --> 37:21.650
بالاخره از این مصیبت خلاص شده بود

37:26.880 --> 37:27.820
دیگه کی رو کشتی؟

37:29.550 --> 37:30.420
شو جی هونگ

37:32.190 --> 37:33.260
هلش دادم

37:34.960 --> 37:36.490
و دیدم که اونم افتاد و مرد

37:45.320 --> 37:46.820
بعد بدنش رو تیکه‌تیکه کردم

37:48.030 --> 37:49.130
و انداختمش توی جنگل

37:50.510 --> 37:51.860
بعدش

37:54.630 --> 37:56.260
تابستون 2002

37:58.280 --> 38:00.300
توی گاراژ یوان لونگ لی

38:01.240 --> 38:03.420
از همون روش استفاده کردم

38:04.960 --> 38:06.050
یه تله گذاشتم

38:07.510 --> 38:08.490
و اون مریض روانی وو شان لونگ رو

38:08.510 --> 38:09.970
کشتم

38:09.990 --> 38:10.700
شو منگ

38:12.400 --> 38:13.570
چیزی که فهمیدیم

38:13.920 --> 38:15.300
با حرف‌های تو جور درنمیاد

38:16.670 --> 38:17.740
قبل از جواب دادن خوب فکر کن

38:21.470 --> 38:22.130
منظورت اینه

38:22.840 --> 38:24.260
که چیائو سو چینگ هم دست داشته؟

38:28.110 --> 38:29.130
خیلی وقته گذشته

38:30.240 --> 38:31.300
جزییاتش رو یادم نیست

38:31.960 --> 38:33.610
در هر صورت

38:33.630 --> 38:34.260
نقشه‌ها رو من کشیدم

38:35.190 --> 38:35.650
...من

38:36.670 --> 38:37.420
مغز متفکرش بودم

38:38.110 --> 38:38.780
پس

38:39.150 --> 38:40.570
استفاده از گریس توی صحنه

38:41.070 --> 38:42.530
روش همیشگیت بوده؟

38:44.590 --> 38:45.700
نه همیشه

38:48.440 --> 38:50.170
زمستون 2002

38:50.760 --> 38:51.490
یه آتیش هم راه انداختم

38:51.510 --> 38:52.820
و یه بچه رو سوزوندم تا بمیره

38:54.510 --> 38:55.220
دقیق بگو

38:56.070 --> 38:56.860
کجا رو آتیش زدی؟

38:57.150 --> 38:58.260
اون بچه کی بود؟

38:59.590 --> 39:00.010
...فقط

39:01.110 --> 39:02.940
...یه بچه‌ای از یوان لونگ لی بود

39:06.400 --> 39:07.780
برمی، گرده به سال 97

39:09.150 --> 39:10.260
منو توی

39:10.280 --> 39:11.220
!یوان لونگ لی دیده بود

39:11.500 --> 39:13.220
[ساختمان نیویورک]

39:29.720 --> 39:31.650
سال 2002 دوباره بهش برخوردم

39:32.320 --> 39:33.970
فکر کردم منو شناخته

39:34.400 --> 39:35.970
اون پلیسه رو هم می‌شناخت

39:36.510 --> 39:37.570
من و چیائو سو چینگ

39:37.920 --> 39:39.820
نمی‌تونستیم هیچ ریسکی بکنیم

39:44.920 --> 39:45.970
!آتیش! آتیش

39:45.970 --> 39:48.030
[رقابت نفس‌گیر چرخ و فلک]

39:48.030 --> 39:49.300
آتیش! آتیش

39:49.510 --> 39:50.010
!به پلیس زنگ بزنین

39:50.030 --> 39:51.340
!به پلیس زنگ بزنین

39:51.360 --> 39:52.340
!خاموشش کنین

39:53.150 --> 39:53.860
!خطرناکه

39:58.860 --> 40:02.020
[پلیس]

40:04.720 --> 40:06.220
تو کیبورد رو سوزوندی تا بمیره

40:10.990 --> 40:11.740
افسر

40:13.400 --> 40:14.780
اون پسره رو می‌شناختی؟

40:14.800 --> 40:16.300
شو منگ، اصلا وجدان نداری؟

40:16.590 --> 40:16.940
!شیائو هه

40:17.240 --> 40:17.610
!شیائو هه

40:18.150 --> 40:18.700
بشین

40:19.760 --> 40:20.420
بشین

40:22.880 --> 40:23.220
بشین

40:29.720 --> 40:30.340
ادامه بده

40:31.720 --> 40:32.740
قصد نداشتم

40:32.760 --> 40:34.090
اون پسره رو بکشم

40:35.070 --> 40:37.190
فقط وقتی برگشتم وی یانگ

40:38.240 --> 40:39.940
خیلی عصبانی بودم

40:40.780 --> 40:43.860
[قرارداد اجاره]

41:09.880 --> 41:10.740
تو چرا اینجایی؟

41:11.320 --> 41:12.570
حتی بهم نگفتی

41:13.190 --> 41:14.380
شیائو یائو کِی برمی‌گرده؟

41:16.190 --> 41:18.050
مگه نگفتم آخر سال؟

41:18.920 --> 41:19.490
چی شده؟

41:23.880 --> 41:24.380
خواهر

41:24.800 --> 41:26.050
خونه‌امون آماده شده

41:26.550 --> 41:27.300
می‌خوای

41:27.320 --> 41:28.010
باهام بیای ببینیش؟

41:30.320 --> 41:30.820
منگ منگ

41:31.760 --> 41:32.170
...من

41:32.190 --> 41:33.650
فعلا نمی‌تونم باهات بیام

41:34.400 --> 41:34.940
...من

41:34.960 --> 41:35.420
کار دارم

41:35.440 --> 41:36.340
هنوز به کارم احتیاج دارم

41:38.280 --> 41:38.970
حتما تشنه‌ای

41:38.990 --> 41:39.820
برات یه لیوان آب میارم

41:52.190 --> 41:53.300
داری اسباب‌کشی می‌کنی؟

41:54.590 --> 41:55.340
مگه نگفته بودی

41:55.360 --> 41:56.820
تا وقتی فروخته بشه می‌مونی؟

41:59.990 --> 42:00.530
...خب

42:00.550 --> 42:02.170
این خونه چکه می‌کنه

42:02.190 --> 42:03.970
و حالا که قراره بفروشیمش

42:03.990 --> 42:05.010
گفتم اول خودم برم

42:05.590 --> 42:07.130
به محل کارم نزدیک‌تره

42:07.400 --> 42:08.490
رفت‌وآمدم هم کمتر می‌شه

42:09.960 --> 42:11.490
پس خونه اجاره نکن

42:12.030 --> 42:12.860
باهام بیا

42:13.240 --> 42:14.700
وقتی یائو برگشت

42:14.720 --> 42:15.940
می‌تونی برگردی

42:16.470 --> 42:17.700
کار رو هم می‌تونی

42:17.720 --> 42:18.940
هر جای دیگه‌ای پیدا کنی، مگه نه؟

42:22.630 --> 42:23.130
منگ منگ

42:24.670 --> 42:25.610
فکر می‌کنم

42:25.630 --> 42:26.260
باید صبر کنم

42:26.920 --> 42:27.780
بیا یه کم دیگه صبر کنیم

42:28.920 --> 42:29.260
باشه؟

42:33.070 --> 42:33.570
خواهر

42:35.320 --> 42:36.490
منتظر چی هستی؟

42:37.360 --> 42:38.090
...این خونه

42:38.880 --> 42:40.610
یه چیزی اینجا هست که نمی‌تونی ازش دل بکنی؟

42:42.360 --> 42:43.220
...یا اینکه

42:45.550 --> 42:47.130
یکی هست که نمی‌تونی فراموشش کنی؟

42:49.590 --> 42:50.650
مگه همچین چیزی می‌شه؟

42:51.990 --> 42:52.650
...من فقط

42:52.670 --> 42:54.170
اجاره‌ی سه ماه رو از قبل دادم

42:54.190 --> 42:55.380
اگه الان برم

42:55.400 --> 42:56.260
حروم می‌شه

42:57.630 --> 42:58.860
من دارم می‌رم دستشویی

43:46.720 --> 43:48.010
چند روز بعدش

43:49.440 --> 43:50.900
از وی یانگ نرفتم

43:51.800 --> 43:53.010
فقط می‌خواستم بفهمم

43:54.440 --> 43:56.170
اون مردی که دمپایی پوشیده بود

43:57.240 --> 43:58.570
واقعا کیه

44:02.580 --> 44:07.300
♪صدایی از اعماق دره می‌شنوم♪

44:08.300 --> 44:11.660
♪که یه کم رنگ دیوونگی و♪

44:12.180 --> 44:15.500
♪وحشت داره♪

44:17.420 --> 44:22.140
♪خودِ آشنام رو توی خوابم می‌بینم♪

44:23.740 --> 44:27.100
♪که چقدر از همه چیز دوری می‌کنه♪

44:27.620 --> 44:30.940
♪و چقدر پریشونه♪

44:32.580 --> 44:37.300
♪انگار یه خاطره‌ی خیلی دوره♪

44:38.900 --> 44:42.260
♪دارم دعا می‌کنم♪

44:42.740 --> 44:46.100
♪برای سرنوشتم♪

44:48.380 --> 44:53.020
♪این رازیه که فقط مال زمانه♪

44:54.260 --> 44:57.620
♪فقط یه راز می‌مونه♪

44:58.100 --> 45:01.460
♪اگه کسی مطرحش‌ نکنه♪

45:02.700 --> 45:06.220
♪کی می‌خواد این پازل دروغ رو کامل کنه؟♪

45:06.660 --> 45:10.380
♪خط به خط، اسم کی رو دارن صدا می‌زنن؟♪

45:10.500 --> 45:14.180
♪شب، پایان همه‌ی جواب‌هاست♪

45:14.180 --> 45:17.860
♪که فقط مال این سرزمین متروکه‌ست♪

45:17.940 --> 45:21.820
♪کی از بین اون جمعیت فراموش شده اومده؟♪

45:21.980 --> 45:25.860
♪بدن زنگ‌زده رو نوازش می‌کنه♪

45:25.860 --> 45:29.700
♪و راز رو توی یه گوشه‌ی خاص قایم می‌کنه♪

45:29.700 --> 45:37.540
♪بدون اینکه هیچ تکونی بده یا صدایی دربیاره♪

45:40.380 --> 45:46.020
♪هیچ تکونی♪

45:46.500 --> 45:50.020
♪کی می‌خواد این پازل دروغ رو کامل کنه؟♪

45:50.500 --> 45:54.180
♪خط به خط، اسم کی رو دارن صدا می‌زنن؟♪

45:54.260 --> 45:57.940
♪شب، پایان همه‌ی جواب‌هاییه که♪

45:57.940 --> 46:01.660
♪فقط مال این سرزمین متروکه‌ست♪

46:01.700 --> 46:05.620
♪کی از بین اون آدم‌های فراموش شده اومده؟♪

46:05.780 --> 46:09.660
♪بدنِ زنگ‌زده رو نوازش می‌کنه♪

46:09.660 --> 46:13.500
♪راز رو توی یه گوشه‌ی خاص قایم می‌کنه♪

46:13.500 --> 46:24.140
♪توی تنهایی شب♪

46:24.164 --> 46:26.164
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: ✧ Silvia ✧ abrak ✧ FATEMEH ✧
