WEBVTT

00:00.022 --> 00:04.022
‫بامابین تقدیم می‌کند
‫.:: Bamabin.com ::.

00:04.046 --> 00:08.046
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!
‫.:: Bamabin.com ::.

00:08.070 --> 00:12.070
‫..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بامابین ::..
‫.:: Telegram: @Bamabin_Com ::.
‫.:: Instagram: @Bamabin_Com ::.

00:12.094 --> 00:18.294
‫ .::: مترجم Soul :::.
‫کانال تلگرام : t.me/cinemaeticket

00:18.372 --> 00:19.373
‫پدر عزیزم

00:19.999 --> 00:23.419
‫همش تو فکرت بودم و با خودم میگفتم
‫چقدر از آسمون اینجا خوشت میاد

00:24.170 --> 00:26.213
‫یادمه وقتی بچه بودم کنارت مینشستم

00:26.714 --> 00:29.633
‫با هم به ابرها زل میزدیم و رازهای
‫مگو و پنهانشون رو خیال‌بافی میکردیم

00:30.885 --> 00:33.054
‫خوشحال میشی اگه بدونی نوه‌هات اینجا
‫دارن قد میکشن و روزگارشون روبراهه

00:33.137 --> 00:34.263
‫و فاریا بهش داد...

00:34.346 --> 00:36.766
‫لورا بدجور دلباخته این دشت و کتاب خوندن شده

00:36.849 --> 00:38.142
‫...باید گنج رو پیدا کنه

00:38.225 --> 00:41.395
‫ربطی به ما نداره و همش زیر
‫سر تاثیر خوب دوست جدیدشه

00:42.021 --> 00:44.774
‫مری هنردست و خیاطی مامان رو به ارث برده

00:45.441 --> 00:48.194
‫الانم به جای شکلات و شیرینی
‫ازمون نخ قرقره کادو میخواد

00:49.445 --> 00:50.905
‫کارولین اینجا دلش شاده

00:51.489 --> 00:54.241
‫دور و برش پر از دوست و آشنای خوب شده

00:55.826 --> 00:58.037
‫ذرت‌ها دارن خوب و جون‌دار قد میکشن

00:58.120 --> 00:59.955
‫اداره ثبت زمینم همین روزاست که باز بشه

01:00.456 --> 01:02.833
‫و بالاخره تکلیف آیندمون اینجا روشن میشه

01:03.334 --> 01:06.128
‫از همه مهم‌تر اینکه صاحب
‫یه نوه دختر دیگه شدی

01:06.837 --> 01:08.047
‫اسمش رو گذاشتیم کری

01:08.547 --> 01:10.466
‫صحیح و سالمه و یه پارچه خانوم

01:10.549 --> 01:13.219
‫هر بار نگاهش میکنم لبریز از عشق میشم

01:13.719 --> 01:15.679
‫همون عشقی که میدونم تو به من داشتی

01:16.305 --> 01:17.431
‫و همین‌طور به جورج

01:19.475 --> 01:21.227
‫منو ببخش که موقع رفتن بینمون شکرآب شد

01:21.811 --> 01:24.188
‫امیدوارم بتونی از ته دلت حلالم کنی

01:24.688 --> 01:25.606
‫اگرم نشد

01:26.273 --> 01:28.359
‫لطفا بدون که ما توی این دشت خوشبختیم

01:29.977 --> 01:31.977
‫توی خونه جدیدمون دلمون شاده

01:37.576 --> 01:38.410
‫بابا

01:39.703 --> 01:40.704
‫بیا اینو ببین

01:55.970 --> 01:57.096
‫دارن کجا میرن؟

01:58.347 --> 01:59.515
‫رؤسای قبایل دارن جمع میشن

02:00.683 --> 02:03.394
‫آقای میچل گفت بالاخره واسه
‫امضای توافق‌نامه آماده شدن

02:05.229 --> 02:06.605
‫بعدش چی میشه؟

02:08.107 --> 02:09.525
‫کوچ میکنن به قلمروی سرخ‌پوست‌ها

02:15.531 --> 02:16.365
‫همشون؟

02:17.241 --> 02:18.534
‫حتی عقاب خوب؟

02:27.042 --> 02:29.962
‫بجنب بیفتیم جلو امروز ناهار
‫خوش‌آمدگویی کشیش رو داریم

02:30.462 --> 02:32.464
‫دل تو دلم نیست واسه خوردن تارت‌های مامانت

02:32.548 --> 02:35.176
‫- تو که همین الان صبحونه خوردی
‫- آدم باید دوراندیش باشه

02:36.302 --> 02:37.136
‫باشه

02:58.365 --> 03:01.452
‫آروم بگیر دیگه انقدر با سیب‌زمینی ور نرو

03:06.624 --> 03:08.876
‫مطمئنی میخوای روز تولدت رو با لورا بگذرونی؟

03:08.959 --> 03:11.128
‫سرت که شلوغه لورا هم برام یه غافلگیری داره

03:11.962 --> 03:14.298
‫خوش‌تیپ و باابهت شدی

03:14.381 --> 03:15.549
‫موافقم

03:15.633 --> 03:16.842
‫امشب جشن میگیریم...

03:16.926 --> 03:18.010
‫اوم

03:18.093 --> 03:19.637
‫...وقتی همه چیز جور شد

03:20.346 --> 03:23.224
‫- عقاب خوب بجنب دیگه
‫- یادت نره چی بهت گفتیم

03:23.307 --> 03:26.143
‫شش‌دونگ حواست جمع باشه
‫و مو رو از ماست بکش بیرون

03:26.227 --> 03:27.937
‫بعدازظهر خودم میام دنبالت

03:28.020 --> 03:31.106
‫حواسم هست در ضمن اصلا هم به
‫کادوهایی که برام خریدین نگاه نکردم

03:31.607 --> 03:32.858
‫خب خداحافظ موفق باشی

03:33.901 --> 03:36.987
‫شک نکن نگاهشون کرده

03:37.071 --> 03:41.367
‫گردنبندش رو هم که جا گذاشت
‫این بچه کپی برابر اصل خودته

03:45.079 --> 03:46.247
‫استرس داری؟

03:46.872 --> 03:49.416
‫نه تا حالا کلی ترجمه کردم

03:49.500 --> 03:51.293
‫رؤسا به یکی مثل تو نیاز دارن

03:51.794 --> 03:54.588
‫کسی که مو به مو حرف‌های اونا رو براشون بگه

03:54.672 --> 03:57.258
‫چون میشناسنت بهت اعتماد دارن

03:58.467 --> 04:00.678
‫فقط میخوام مطمئن بشم
‫داریم کار درست رو میکنیم

04:01.845 --> 04:03.722
‫چاره دیگه‌ای نداریم

04:04.807 --> 04:06.517
‫کاش این‌طور نبود ولی...

04:08.644 --> 04:09.603
‫کارمون به اینجا کشیده

04:13.732 --> 04:14.817
‫کارمون به اینجا کشیده

04:28.455 --> 04:30.207
‫این چه صدای دیگه‌ایه؟

04:31.333 --> 04:33.711
‫صدای طبل‌هاست تا مردا برای شورا جمع بشن

04:33.794 --> 04:35.879
‫اگه رؤسا امضا کنن باید برین؟

04:36.755 --> 04:39.758
‫اگه امضا نکنن چی؟ ما باید بریم؟

04:40.467 --> 04:41.343
‫نمیدونم

04:41.427 --> 04:43.804
‫خب دیگه سوال پیچم نکن

04:43.887 --> 04:45.264
‫امروز تولد عقاب خوبه

04:45.347 --> 04:48.058
‫- لورا نقشه رو براش بگو
‫- نقشه رو بهم بگو

04:48.142 --> 04:50.144
‫یه کار داریم که باید انجامش بدیم

04:51.437 --> 04:52.271
‫چه کاری؟

04:52.354 --> 04:54.481
‫باید این نامه رو پست کنیم

04:55.691 --> 04:56.984
‫بدو بریم

04:58.986 --> 05:00.237
‫اینگلز

05:01.322 --> 05:02.197
‫شنیدی؟

05:03.282 --> 05:05.659
‫این همون چیزیه که هممون منتظرش بودیم

05:05.743 --> 05:08.746
‫میای با هم بریم و شاهد ثبت شدن تاریخ باشیم؟

05:09.330 --> 05:10.331
‫بریم شورا؟

05:11.623 --> 05:14.084
‫فکر نمیکردم حضور عموم آزاد باشه

05:14.168 --> 05:17.338
‫خب آینده ما هم مثل اونا به این بستگی داره

05:17.421 --> 05:19.798
‫بجنب کار تمومه

05:19.882 --> 05:21.508
‫اینا دیگه همش بازیه

05:22.009 --> 05:25.721
‫راهی نیست تا کشیش دعای
‫سر سفره رو تموم کنه برگشتیم

05:25.804 --> 05:26.638
‫قول میدم

05:27.473 --> 05:29.099
‫تاریخ داره رقم میخوره

05:30.768 --> 05:32.019
‫برام تارت نگه دارین

05:34.980 --> 05:36.857
‫خودشه اینگلز

05:43.322 --> 05:44.490
‫پس فقط خودمونیم

05:53.624 --> 05:57.127
‫واسه یه ناهار خوش‌آمدگویی
‫چندان تعریفی نداره

05:57.836 --> 05:59.004
‫آره نداره

06:01.173 --> 06:02.007
‫مارگارت

06:03.050 --> 06:04.051
‫کمک میخوای؟

06:04.134 --> 06:06.178
‫کارولین جما کارا رو سپرده دست من

06:06.261 --> 06:09.223
‫قول داد همه چیز رو ردیف
‫کنه ولی هیچی اینجا نیست

06:09.306 --> 06:12.142
‫نه میزی هست نه صندلی نه بشقاب و فنجونی

06:12.226 --> 06:14.561
‫مگه قرار نبود بشقاب و
‫فنجونامون رو خودمون بیاریم؟

06:14.645 --> 06:17.272
‫نمیدونم بهش گفتم من از این کارا بلد نیستم

06:17.356 --> 06:21.485
‫ولی گفت باید خودی نشون
‫بدی و حتما اون‌قدر باهوش هستی

06:21.568 --> 06:23.695
‫ولی اصلا این‌طور نیست

06:23.779 --> 06:25.239
‫من اصلا باهوش نیستم

06:26.031 --> 06:28.158
‫طوری نیست یه کاریش میکنیم

06:31.745 --> 06:32.871
‫خانم‌ها

06:34.081 --> 06:37.459
‫بیاین... بیاین نیمکت‌های کلیسا
‫رو بیاریم بیرون تا روشون بشینیم

06:37.543 --> 06:39.044
‫و سارا

06:39.128 --> 06:42.631
‫برو کارخونه چوب‌بری بگو چند تا
‫تخته بیارن تا بشه باهاشون میز ساخت

06:43.132 --> 06:45.551
‫از چهارپایه‌های چوبی هم
‫واسه پایه‌هاش استفاده میکنیم

06:45.634 --> 06:49.346
‫میتونی بری ببینی دوشیزه هندرسون
‫چیزی واسه رومیزی و گلدون داره؟

06:49.430 --> 06:50.556
‫چشم مامان

06:52.891 --> 06:55.394
‫- بریم نیمکت‌ها رو بیاریم
‫- چشم خانم

07:06.113 --> 07:07.239
‫سلام

07:07.322 --> 07:10.075
‫سلام آقای هنری میخوام این نامه رو پست کنم

07:10.659 --> 07:11.660
‫بسیار خب

07:11.743 --> 07:15.789
‫و اینکه ببینم نامه‌ای برای
‫عقاب خوب میچل دارین

07:16.290 --> 07:17.708
‫چون امروز تولدشه

07:17.791 --> 07:19.835
‫اتفاقا

07:20.752 --> 07:22.921
‫فک کنم همین امروز صبح یه چیزی براش رسیده

07:31.221 --> 07:32.097
‫بازش کن

07:37.436 --> 07:38.729
‫این نقشه گنجه

07:38.812 --> 07:42.399
‫لابد کنت مونت کریستو گنجش
‫رو توی ایندیپندنس قایم کرده

07:42.941 --> 07:44.067
‫رو نقشه نوشته کجا باید بریم؟

07:44.568 --> 07:48.030
‫ما اینجاییم و اولین گنج هم اینجاست

07:48.113 --> 07:49.740
‫این که هتل جادسونه

07:50.908 --> 07:51.909
‫بدو بیا

07:51.992 --> 07:53.577
‫ممنون آقای هنری

08:16.099 --> 08:17.267
‫از دیدنت خوشحالم

08:19.937 --> 08:20.979
‫خوشحالم میبینمت

08:23.065 --> 08:24.900
‫فکر نمیکردم اینجا ببینمت

08:25.400 --> 08:27.444
‫اومدم احترامی گذاشته باشم

08:28.487 --> 08:30.697
‫زورم میاد ببینم آدم‌های خوب انقدر ضرر میکنن

08:31.198 --> 08:32.783
‫الی میگه این معامله خوبیه

08:34.034 --> 08:35.118
‫و به نفع همه تموم میشه

08:35.202 --> 08:37.204
‫خب بستگی داره چه تعریفی از انصاف داشته باشی

08:38.664 --> 08:39.748
‫اینگلز

08:40.374 --> 08:42.709
‫میخوام با نماینده سرخ‌پوست‌ها
‫آیزاک گیبسون آشنات کنم

08:42.793 --> 08:46.713
‫مردی که امیدواریم بتونه حرف
‫حق رو تو گوش هفت رئیس

08:46.797 --> 08:48.966
‫از هفت طایفه‌ای که امروز
‫اینجا جمع شدن فرو کنه

08:49.758 --> 08:54.054
‫جناب گیبسون چارلز اینگلز
‫یکی از بهترین مهاجرهای ماست

08:54.137 --> 08:56.515
‫یه زن ماه و سه تا دختر گل داره

08:56.598 --> 08:59.017
‫و واقعا عاشق این خاکه

08:59.726 --> 09:03.689
‫راستش رو بگو آقای اینگلز چی تو رو کشوند
‫به این خاکی که انقدر بهش عشق می‌ورزی؟

09:05.190 --> 09:07.234
‫فکر کنم همون چیزی که
‫پای بقیه رو هم اینجا باز کرده

09:08.110 --> 09:10.612
‫آسمون بی‌کران و یه زندگی جدید

09:11.446 --> 09:13.532
‫زندگی جدید یه شروع تازه واسه خانوادم

09:13.615 --> 09:16.326
‫ولی چرا اینجا؟ چرا این گوشه از کانزاس؟

09:16.410 --> 09:19.204
‫چرا اومدین به جایی که
‫دسترسی بهش انقدر سخته؟

09:20.330 --> 09:21.957
‫راستش رو بخواین تبلیغاتش رو دیدم

09:22.457 --> 09:23.917
‫کل دور و بر دریاچه پپین
‫پر از این کاغذ تبلیغاتیا بود

09:24.418 --> 09:26.670
‫بزار حدس بزنم زمین رایگان در غرب؟

09:27.379 --> 09:30.215
‫میلیون‌ها هکتار زمین و آب فراوان و زلال؟

09:32.134 --> 09:33.218
‫اوم

09:33.927 --> 09:34.970
‫یه چیز تو همین مایه‌ها

09:35.470 --> 09:38.765
‫خب حالا که اینجاست و این از همه چیز مهم‌تره

09:39.349 --> 09:41.184
‫هممون دیگه اینجا جمع شدیم

09:42.394 --> 09:43.395
‫کاملا درسته

09:44.688 --> 09:45.731
‫آقایان

09:49.401 --> 09:50.444
‫آهان

09:56.867 --> 10:01.705
‫آره همون میز رو بیارین
‫بعد غذاها رو میچینیم روش

10:01.788 --> 10:06.168
‫نمیدونم چطور این کار رو میکنه هم لبخند
‫میزنه هم حرفش رو به کرسی می‌نشونه

10:06.251 --> 10:09.212
‫- شاید جادوگری بلده
‫- مامان من جادوگر نیست

10:09.296 --> 10:12.090
‫- داره شوخی میکنه
‫- دارم میگم کارش حرف نداره

10:12.591 --> 10:15.802
‫شاید تو هم این قدرت نفوذ رو پیدا کنی

10:16.303 --> 10:17.262
‫معرکه‌ست

10:17.763 --> 10:19.931
‫دستتون درد نکنه همتون فوق‌العاده‌این

10:20.015 --> 10:21.266
‫آخی

10:21.350 --> 10:24.561
‫اصلا نمیخوابه نمیخواد
‫هیچ اتفاقی رو از دست بده

10:24.645 --> 10:27.064
‫خب مری میتونه ببردش مغازه که خلوت‌تره

10:27.147 --> 10:28.690
‫این‌طوری کالب هم از تنهایی درمیاد

10:29.775 --> 10:31.735
‫راه بیفتین براتون ناهار نگه میداریم

10:37.532 --> 10:39.576
‫حدس میزدم قراره این‌طوری بشه

10:44.539 --> 10:46.083
‫دوشیزه هندرسون کجاست؟

10:46.166 --> 10:48.335
‫اون... اون سمت کلیساست

10:51.088 --> 10:53.215
‫سلام

10:53.298 --> 10:56.885
‫چته پسر؟ بلد نیستی با ترازو کار کنی؟

10:56.968 --> 10:58.970
‫چطور یکی دلش میاد یه بچه رو

10:59.054 --> 11:01.723
‫که مثل خر توی گل گیر
‫کرده بگذاره پشت دخل مغازه

11:02.766 --> 11:03.600
‫خب؟

11:04.810 --> 11:06.144
‫پسر جون من دیگه جوون
‫نمیشم کارم رو راه بنداز

11:10.440 --> 11:13.527
‫از دیدنتون خوشحالم آقای
‫کیند بزارین کمکتون کنم

11:21.201 --> 11:23.620
‫- میشه 15 سنت
‫- به نظر درست نمیاد

11:23.704 --> 11:25.288
‫پنیر خیلی مرغوبیه

11:25.372 --> 11:27.958
‫مطمئنم دارین این رو میبرین
‫واسه ناهار مهمونی کشیش

11:28.041 --> 11:31.628
‫خیلی دست و دلبازین چیز
‫دیگه‌ای هم میخواین براتون بزارم؟

11:32.212 --> 11:34.881
‫فقط همین پنیر بزنش به حساب دفتریم

11:49.020 --> 11:51.773
‫- ممنونم
‫- حال میده من مغازه‌داری رو دوست دارم

11:52.357 --> 11:54.651
‫- توی دفتر ثبتش میکنم
‫- باشه

11:55.235 --> 11:56.361
‫الان برمیگردم

12:24.598 --> 12:25.766
‫سلام سلام

12:25.849 --> 12:27.267
‫- اوه
‫- ببخشید دیر کردم

12:27.768 --> 12:30.437
‫پسر سورنسون دستش رو کرده بود تو لونه زنبور

12:30.520 --> 12:33.356
‫مجبور شدم هشت تا نیش رو
‫از دست و بال نوچش بکشم بیرون

12:33.857 --> 12:37.194
‫شانس آورد جون‌داره و بدنش قویه چیزیش نمیشه

12:37.277 --> 12:38.236
‫خداروشکر

12:38.320 --> 12:40.030
‫خانم سورنسون باید حواش بهش باشه

12:40.113 --> 12:42.657
‫ولی واسه همین به جای خودش
‫بیسکویت و موم عسل فرستاد

12:42.741 --> 12:45.410
‫- میتونی بذاریشون اونجا
‫- باشه

12:49.790 --> 12:51.458
‫چی شده؟

12:52.501 --> 12:56.296
‫اگه فک میکنی بقیه نمیدونن
‫هفته‌ای دو بار با هم شام میخورین

12:56.379 --> 12:57.297
‫سخت در اشتباهی

12:57.380 --> 12:58.715
‫نه این‌طور نیست

12:59.633 --> 13:01.510
‫هفته‌ای سه باره

13:02.886 --> 13:05.597
‫- بالاخره باهاش ازدواج میکنی یا نه؟
‫- لیسی

13:06.723 --> 13:08.433
‫سه بار شام در هفته؟

13:08.934 --> 13:12.020
‫پیاده‌روی صبح‌های شنبه قبل
‫از باز شدن مغازه هم هست؟

13:12.103 --> 13:13.814
‫- اهوم
‫- آره آمار اون رو هم دارم

13:14.773 --> 13:16.274
‫هنوز درباره‌ش حرفی نزدیم

13:17.901 --> 13:19.945
‫فک کنم کارمون گیر کرده

13:20.028 --> 13:21.738
‫شایدم اون پا پس میکشه نمیدونم

13:23.615 --> 13:27.911
‫سیر تا پیاز همه چیز رو میگیم ولی
‫اصلا حرف آینده رو وسط نمیکشه

13:28.495 --> 13:29.663
‫خب شاید تو باید ازش بپرسی

13:29.746 --> 13:31.248
‫چرا؟

13:31.331 --> 13:34.000
‫عجیب بود؟ بهت برخورد؟

13:34.084 --> 13:36.378
‫فقط فک میکردم خودت اعتقادی به ازدواج نداری

13:36.461 --> 13:40.507
‫نه من فقط واسه بقیه بهش باور دارم

13:41.007 --> 13:44.261
‫- من که سهمم رو از زندگی گرفتم
‫- تا جایی که میتونستم رک و راست بودم

13:46.096 --> 13:46.972
‫مطمئنی؟

13:48.139 --> 13:50.725
‫اگه حرف دلت رو نزنی زندگی از دستت میره

13:51.393 --> 13:53.311
‫اگه یه چیز اینجا یاد گرفته باشم همینه

13:56.690 --> 13:58.233
‫برم یکم دیگه آب بیارم

14:05.574 --> 14:06.741
‫...و حتی بیشتر

14:30.974 --> 14:32.475
‫اوه...

14:32.559 --> 14:35.270
‫باید توی این گنج با من شریک بشی موسیو مورل

14:43.403 --> 14:44.946
‫دلت میخواد از اینجا بری؟

14:45.947 --> 14:48.283
‫بابام میگه مجبور نیستیم کوچ کنیم

14:48.366 --> 14:50.577
‫میتونیم مثل پسرعمو لوئیس توی مزرعه بمونیم

14:50.660 --> 14:53.079
‫ولی بقیه خانواده من باید برن

14:54.122 --> 14:55.332
‫و دلم براشون تنگ میشه

14:57.834 --> 15:00.211
‫وقتی از جنگل‌های بزرگ اومدم اینجا

15:01.755 --> 15:07.344
‫دلم واسه پدربزرگ و مادربزرگ
‫و کل فامیل یه ذره شده بود

15:08.553 --> 15:11.056
‫انگار بند بند وجودم داشت از هم جدا میشد

15:13.600 --> 15:15.769
‫ولی الان اصلا نمیتونم به برگشتن فکر کنم

15:18.229 --> 15:20.774
‫البته اینجا رو بدون تو هم نمیتونم تصور کنم

15:22.233 --> 15:23.777
‫دست من نیست که تصمیم بگیرم

15:26.988 --> 15:28.031
‫متاسفم

15:29.157 --> 15:30.325
‫امروز تولدته

15:31.034 --> 15:33.411
‫و باید فقط درباره چیزهای قشنگ حرف بزنیم

15:34.412 --> 15:36.039
‫خب بعدی کجاست؟

15:37.832 --> 15:39.250
‫توی کوچه

15:59.062 --> 15:59.896
‫اون کیه؟

16:00.563 --> 16:01.856
‫دیدم سواره اومد تو

16:03.108 --> 16:07.028
‫اسمش جوزف پونی نو
‫پاشیه بهش میگن فرماندار جو

16:07.862 --> 16:09.322
‫چرا فرماندار؟ چرا نمیگن رئیس؟

16:09.406 --> 16:10.657
‫میگن خودش این لقب رو انتخاب کرده

16:10.740 --> 16:13.535
‫تا نماینده‌های سرخ‌پوستی
‫فک کنن آدم منطقی‌ایه

16:14.703 --> 16:17.580
‫اینم میگن که باهوش‌ترین
‫آدم توی این شورا کاره

16:28.383 --> 16:30.468
‫این قانون اجازه کوچ دادن

16:30.552 --> 16:33.638
‫قبیله اوسیج بزرگ و
‫کوچک رو از کانزاس میده...

16:37.600 --> 16:41.312
‫...به یه وطن جدید و همیشگی
‫توی قلمروی سرخ‌پوستی

16:46.693 --> 16:49.320
‫زمین‌های کانزاس هر جریب
‫1.25 دلار خریداری میشن

16:52.407 --> 16:56.953
‫این پول صرف خرید زمین‌های
‫شخصی واسه همه اوسیج‌ها میشه

16:57.037 --> 16:58.997
‫توی مناطقی که قبلا دست چروکی‌ها بوده

17:05.128 --> 17:08.256
‫داشتن زمین شخصی باعث پیشرفتتون میشه

17:08.339 --> 17:11.217
‫کارهای یدی اگه توی مسیر کشاورزی باشه

17:11.301 --> 17:13.094
‫آینده خانواده‌هاتون رو تامین میکنه

17:13.178 --> 17:17.557
‫ما جنگجواییم نه بیل‌زن و کشاورز

17:17.640 --> 17:21.770
‫بدون شکار بوفالو از گرسنگی تلف میشیم

17:21.853 --> 17:25.565
‫بشین پسرعمو بزار حرفش رو بزنه

17:25.648 --> 17:29.444
‫همش دروغه اونا قول امنیت داده بودن

17:29.527 --> 17:36.159
‫ولی دارن میزارن هر روز سفیدپوست‌های
‫بیشتری زمین‌هامون رو غصب کنن

17:40.080 --> 17:41.247
‫بشین

17:50.882 --> 17:52.467
‫ادامه میدیم

17:57.180 --> 18:00.558
‫کلا اینجا رو کوبیده و از نو ساخته

18:00.642 --> 18:03.603
‫- الان دیگه فقط منتظر مهمون ویژه‌ایم
‫- آره

18:04.104 --> 18:06.564
‫کارولین نجاتم دادی

18:06.648 --> 18:08.024
‫هندونه زیر بغلم نزار

18:08.108 --> 18:09.275
‫نه جدی میگم

18:10.735 --> 18:13.780
‫اصلا کار جما با دوشیزه هندرسون درست نبود

18:14.489 --> 18:17.200
‫باید یه چیزی میگفتم ولی
‫زمان گذشت و فرصت سوخت

18:17.283 --> 18:19.786
‫فرصت از دست رفت و لام‌تاکام حرف نزدم

18:20.370 --> 18:21.204
‫منو ببخش

18:22.705 --> 18:24.124
‫- اوه خدای من
‫- اوم

18:26.000 --> 18:27.502
‫سنگ تمام گذاشتین

18:28.002 --> 18:30.421
‫میخواستم مطمئن بشم یه استقبال گرم ازت میشه

18:31.897 --> 18:34.525
‫متاسفانه اول صبح امروز چندان خوب پیش نرفت

18:35.343 --> 18:38.012
‫ولی کارولین اینگلز فرشته نجاتمون شد

18:38.096 --> 18:39.764
‫همه اینا کار خودشه

18:39.848 --> 18:41.808
‫مطمئنم همه دست به دست هم دادن

18:41.891 --> 18:44.102
‫- آره همین‌طوره
‫- اوم

18:44.185 --> 18:45.019
‫خب

18:46.062 --> 18:47.730
‫واقعا معرکه‌ست

18:48.481 --> 18:51.651
‫بیا یه بشقاب بکش بعد برام از خودت بگو

19:06.291 --> 19:08.501
‫- چقدر شکلات اینجاست؟
‫- بازش کن

19:13.756 --> 19:16.551
‫هر وقت دم نهر بازی
‫میکنیم میبینم سنگ‌ریزه جمع میکنی

19:16.634 --> 19:18.511
‫اون گردها و براق‌ها رو دوست داری

19:18.595 --> 19:21.723
‫واسه همین بعد از آب شدن برفا شروع
‫کردم به جمع کردن قشنگ‌ترین سنگ‌ها

19:21.806 --> 19:22.932
‫و اونا رو برات نگه داشتم

19:26.561 --> 19:27.896
‫دوستشون نداری؟

19:28.688 --> 19:29.522
‫چرا دارم

19:31.900 --> 19:35.236
‫یه گنج دیگه هم هست یه
‫گنج بهتر بریم اونو پیدا کنیم

19:36.738 --> 19:38.531
‫بیا اول بریم یه جای دیگه

19:59.510 --> 20:00.929
‫همه چیز روبراهه؟

20:04.224 --> 20:05.975
‫پدر و مادرم از کی بدهکارن؟

20:07.185 --> 20:10.855
‫امیلی و ساموئل میدونن وقتی
‫محصول رو بفروشن پولش جور میشه

20:11.356 --> 20:13.107
‫لطفا به امیلی نگو گذاشتم
‫حساب کتاب‌ها رو ببینی

20:14.943 --> 20:17.195
‫- بدهی واسه چی بوده؟
‫- خرده‌ریزه‌های معمولی

20:17.278 --> 20:19.989
‫تخم‌مرغ و شمع و نخ گلدوزی تو...

20:20.073 --> 20:22.784
‫مری همه بدهکارن خودت دفتر رو دیدی

20:23.576 --> 20:24.410
‫میدونم

20:32.210 --> 20:33.044
‫فقط آخه...

20:33.878 --> 20:37.548
‫حتی وقتی از بابام پرسیدم
‫گفت همه چیز روبراهه

20:39.884 --> 20:40.802
‫بهم دروغ گفت

20:45.682 --> 20:47.934
‫پدر و مادرت واسه گذران
‫زندگی زیر بار قرض رفتن

20:49.519 --> 20:50.937
‫تا خانواده رو دور هم نگه دارن

20:52.730 --> 20:53.815
‫دوستت دارن

20:54.607 --> 20:56.526
‫و فقط میخوان ازت محافظت کنن

20:59.362 --> 21:00.989
‫کاش منم همچین خانواده‌ای داشتم

21:02.865 --> 21:04.117
‫تو امیلی رو داری

21:06.661 --> 21:07.495
‫میدونم

21:12.041 --> 21:13.293
‫و تو رو هم دارم

21:30.518 --> 21:31.936
‫برات غذا کشیدم کالب

21:33.646 --> 21:34.731
‫واسه تو هم همین‌طور مری

21:35.565 --> 21:36.899
‫- دستت درد نکنه
‫- خواهش میکنم

22:01.549 --> 22:02.967
‫پونی‌نترس

22:03.051 --> 22:06.888
‫فرماندار طایفه تپه‌های بزرگ
‫لطفا بلند شو و پر رو بگیر دستت

22:39.295 --> 22:42.757
‫این خاک همون جاییه که پدرانمون توش جون دادن

22:43.966 --> 22:48.054
‫این خاکی سنتیه که اونا توش خاک شدن
‫و یه روز دوباره باهاشون روبرو میشیم

22:56.813 --> 22:59.273
‫اونا یه سوال ساده از ما میپرسن

23:00.650 --> 23:02.693
‫چه آینده‌ای واسه بچه‌هامون به جا گذاشتیم؟

23:05.154 --> 23:07.532
‫آیا رسم و رسومی که از پدربزرگ و
‫مادربزرگامون رسیده بود رو زنده نگه داشتیم

23:07.615 --> 23:08.825
‫تا اونا ادامه‌ش بدن؟

23:11.077 --> 23:13.579
‫وقتی با پدرم روبرو بشم جوابم همین خواهد بود

23:45.987 --> 23:47.488
‫انگار معامله اون‌قدرام عادلانه نبوده

23:48.823 --> 23:50.241
‫چه خبر شده؟

23:50.783 --> 23:53.369
‫کجا داره میره؟ چی شده؟!

23:58.749 --> 24:01.294
‫جما کلی از این شهر برام تعریف کرده

24:02.170 --> 24:03.838
‫البته بیشتر از کارهای خودش گفته

24:04.964 --> 24:09.469
‫حس میکنم یه چیزایی رو از قلم انداخته
‫مثلا اینکه رهبرهای واقعی کیا هستن

24:10.219 --> 24:12.555
‫- مثل خودت
‫- اوه من که کاره‌ای نیستم

24:12.638 --> 24:15.933
‫چشمم آب نمیخوره زن‌های
‫اینجا کاملا قبولت دارن

24:17.351 --> 24:20.730
‫خب بگو ببینم چه نقشه‌ای واسه این شهر داری؟

24:20.813 --> 24:22.690
‫- نقشه من؟
‫- آره

24:23.691 --> 24:25.651
‫جایی که زحمت آدم به هدر نره

24:26.152 --> 24:29.447
‫جایی که هر کسی بتونه به
‫اونی که دلش میخواد تبدیل بشه

24:30.865 --> 24:32.325
‫جایی که بچه‌ها بتونن درس بخونن

24:32.408 --> 24:34.452
‫درست مثل همون شهرایی که ازشون اومدیم

24:34.535 --> 24:36.245
‫پس آموزش برات خیلی مهمه

24:36.329 --> 24:37.371
‫من خودم معلم بودم

24:37.455 --> 24:39.957
‫به چشم خودم دیدم چطور
‫دنیای بچه‌ها رو بزرگ‌تر میکنه

24:42.210 --> 24:43.169
‫عاشق کارم بودم

24:45.004 --> 24:48.174
‫یه فکری دارم من فقط
‫یکشنبه‌ها به این کلیسا نیاز دارم

24:48.674 --> 24:51.135
‫بقیه روزهای هفته این چهاردیواری مال تو باشه

24:51.219 --> 24:54.514
‫اوه نه نمیتونم شان یه زن
‫شوهردار نیست که معلمی کنه

24:54.597 --> 24:58.601
‫اینجا غرب سرزمینه خانم اینگلز
‫قوانین قدیمی دیگه به کارمون نمیاد

25:02.605 --> 25:05.441
‫هی اسکات تو نزدیک اردوگاه اوسیج زندگی میکنی

25:05.525 --> 25:06.776
‫کارشون تموم نشد؟

25:07.276 --> 25:10.029
‫عمرا وقتی داشتم رد میشدم
‫اوضاع شیر تو شیر بود

25:10.112 --> 25:10.947
‫منظورت چیه؟

25:11.030 --> 25:13.533
‫یکی از رؤسا قهر کرد رفت و حاضر نشد امضا کنه

25:14.951 --> 25:16.619
‫منم واسه اینکه شر نشه
‫راه دور رو انتخاب کردم

25:17.745 --> 25:18.871
‫چی گفتی؟

25:20.456 --> 25:21.457
‫حالا چی میشه؟

25:21.541 --> 25:23.543
‫یکم بهش فرصت میدم آروم شه

25:25.294 --> 25:27.129
‫بعدش سعی میکنم قضیه رو ردیف کنم

25:28.214 --> 25:30.967
‫- یعنی میخوای چیکار کنی؟
‫- خودمم هنوز مطمئن نیستم

25:32.260 --> 25:35.263
‫میچل منو ببر پیش اون رئیس

25:35.346 --> 25:38.140
‫باید بدونه اگه امروز این قضیه رو تموم نکنه

25:38.224 --> 25:41.394
‫ارتش هفته دیگه با کمال
‫میل قال قضیه رو میکنه

25:42.395 --> 25:45.314
‫- داری از جنگ حرف میزنی؟
‫- دارم از عقل سلیم حرف میزنم

25:46.232 --> 25:48.025
‫قرار بود همش صوری باشه

25:48.109 --> 25:50.403
‫ولی وقتی پای آینده یه ملت وسط باشه

25:50.486 --> 25:52.697
‫دیگه چیزی به اسم کار صوری معنی نداره

25:54.282 --> 25:57.034
‫آینده خودت هم در خطره اینگلز

25:57.118 --> 26:00.913
‫اینجا خونه اوناست خودشون حق
‫دارن تصمیم بگیرن بمونن یا برن

26:02.039 --> 26:03.833
‫نه دست توئه نه من

26:04.750 --> 26:05.793
‫نه دست راه‌آهن

26:13.843 --> 26:16.387
‫- اونجا چه خبر شده؟
‫- خیر نیست

26:16.887 --> 26:19.765
‫همش حرف از تفنگ و فشنگه

26:19.849 --> 26:23.436
‫- نیازی نیست پیازداغش رو زیاد کنی
‫- خیالت راحت باشه بیخود نمیگه

26:24.061 --> 26:27.607
‫من ترس رو توی چهره مردا میشناسم
‫و الان قشنگ تو قیافه‌هاشون معلومه

26:27.690 --> 26:30.610
‫راست میگه بدجور دنبال بهانه‌ان واسه دعوا

26:33.362 --> 26:37.241
‫جناب کشیش دو کلمه حرف از طرف
‫شما حتما غائله رو ختم بخیر میکنه

26:44.415 --> 26:46.167
‫خانم‌ها و آقایان

26:46.917 --> 26:49.295
‫از استقبال گرمتون ممنونم

26:49.798 --> 26:52.715
‫من فقط یه روزه که اینجام ولی پایه‌های اصلی

26:52.798 --> 26:54.634
‫تشکیل‌دهنده این شهر رو دیدم

26:55.176 --> 26:56.719
‫مهربونی

26:56.802 --> 26:57.762
‫سخاوت

26:58.262 --> 27:00.556
‫شیرینی زنجبیلی و تارت تمشک

27:03.893 --> 27:07.647
‫ولی شنیدم رو یه چیز دیگه هم تکیه زدین

27:08.773 --> 27:11.901
‫ترس ترس پیه و شالوده سستی داره

27:12.401 --> 27:16.530
‫خیرخواهی رو لکه‌دار میکنه
‫مثل جوهر توی آب چشمه

27:17.281 --> 27:19.992
‫میدونم الان اوضاع خیلی نامشخصه

27:20.076 --> 27:23.579
‫و ازتون خواهش میکنم با
‫بردباری باهاش روبرو بشین

27:27.500 --> 27:30.252
‫البته این قضیه شامل تارت‌ها هم میشه

27:34.423 --> 27:36.133
‫با تمام احترامی که براتون قائلم جناب کشیش

27:36.217 --> 27:38.844
‫شما هیچ خیری از ایندیپندنس نمیدونین

27:39.679 --> 27:43.349
‫موعظه‌هاتون رو بزارین واسه
‫یکشنبه‌ها کار شهر رو بسپرین به خودمون

27:52.858 --> 27:55.319
‫اصلا یادم نمیاد چی منو
‫کشوند به این خراب‌شده

27:56.821 --> 27:58.406
‫وقتی جنگ تموم شد

27:59.198 --> 28:00.491
‫زدم به چاک...

28:01.826 --> 28:02.743
‫...سال‌های سال

28:05.496 --> 28:08.708
‫تا اینکه یه روز دیدم اینجام

28:11.836 --> 28:13.129
‫خیلی قشنگ بود

28:16.465 --> 28:18.634
‫میدونستم مال من نیست ولی عاشقش شدم

28:20.636 --> 28:22.179
‫واسه همین دیگه فرار نکردم

28:23.180 --> 28:28.310
‫بعد از فوت دختر میچل تا صبح کنارش می‌نشستم

28:29.603 --> 28:33.315
‫حرفی نمیزدیم فقط به ستاره‌ها زل میزدیم

28:36.485 --> 28:39.488
‫منم اگه جای اوسیج‌ها بودم
‫محال بود این خاک رو بدم بره

28:40.448 --> 28:41.574
‫حتی یه وجبش رو

28:43.200 --> 28:45.327
‫بعید میدونم دیگه چاره‌ای براشون مونده باشه

28:45.411 --> 28:47.788
‫آره ندارن

28:49.331 --> 28:50.666
‫یعنی چاره واقعی ندارن

28:54.503 --> 28:56.130
‫باید با این قضیه کنار بیاییم

29:06.849 --> 29:08.976
‫خرمالو میوه مورد علاقه جولیا بود

29:11.353 --> 29:14.023
‫انقدر میخورد که حالش بد میشد

29:15.024 --> 29:17.860
‫حتی وقتی مامان بهش تشر میزد
‫نمیتونست جلوی خودش رو بگیره

29:22.323 --> 29:24.241
‫جولیا تابستون ما رو تنها گذاشت و رفت

29:26.952 --> 29:29.997
‫اون پاییز درخت‌های نزدیک
‫خونمون اصلا میوه ندادن

29:31.165 --> 29:33.167
‫فکر کنم اونا هم مثل من
‫دلشون براش تنگ شده بود

29:35.252 --> 29:36.462
‫ولی بعد این یکی رو دیدم

29:38.214 --> 29:41.217
‫این یکی به اندازه ده تا درخت خرمالو داشت

29:41.967 --> 29:44.929
‫و فهمیدم این یه نشونه از طرف جولیاست

29:46.096 --> 29:47.640
‫که بگه همیشه پیشمه

29:51.644 --> 29:53.646
‫واسه همینه سنگ جمع میکنی

29:55.898 --> 29:57.066
‫اینا واسه جولیاست

30:00.277 --> 30:01.946
‫اون بهترین دوستم بود

30:07.576 --> 30:08.536
‫میخوای کمک کنی؟

30:29.557 --> 30:32.184
‫میتونیم با هم حرف بزنیم؟ بدون بقیه؟

30:35.145 --> 30:36.981
‫میدونم انگلیسی بلدی

30:37.898 --> 30:41.110
‫پدر شونمیکر میگفت تو یکی
‫از باهوش‌ترین شاگرداش بودی

30:50.244 --> 30:54.206
‫هیچ‌وقت با زبون کسایی که مثل
‫آب خوردن دروغ میگن مذاکره نکن

30:54.790 --> 30:56.792
‫آره سخته بشه بهشون اعتماد کرد

30:58.252 --> 31:00.129
‫ولی اگه امضا نکنی

31:00.671 --> 31:02.298
‫هر دومون میدونیم تهش چی میشه

31:02.381 --> 31:05.467
‫و اگه امضا کنیم چی نسیبمون میشه؟

31:05.968 --> 31:07.803
‫باز هم وعده‌های سر خرمن؟

31:07.887 --> 31:11.265
‫قانون‌هایی که فقط به نفع
‫سیاست‌مدارها و راه‌آهنه؟

31:11.348 --> 31:16.437
‫قوانینی که ما رو تبدیل به کشاورزایی
‫میکنه که توی خاک سگ‌دو بزنیم

31:16.937 --> 31:20.399
‫و هر خانواده تنها روی
‫یه تیکه زمین کوچیک بیفته

31:21.108 --> 31:23.652
‫- ولی اون زمین مال خودمون میشه
‫- منظورت از خودمون کیه؟

31:23.736 --> 31:26.822
‫شنیدم تو هم جزو کسایی هستی که میخوان بمونن

31:26.906 --> 31:28.198
‫من هنوز یه اوسیجم

31:28.782 --> 31:30.576
‫و امیدوارم تا الان فهمیده باشی

31:30.659 --> 31:34.371
‫که اینجام تا کمکت کنم بیشترین
‫سود رو از این معامله ببری

31:34.455 --> 31:36.457
‫تو حتی نمیدونی ما چی میخوایم

31:36.540 --> 31:37.458
‫خب بهم بگو

31:37.541 --> 31:39.209
‫عزت نفسمون رو

31:42.880 --> 31:44.590
‫اگه بتونم کمکت کنم حفظش کنی

31:45.841 --> 31:46.926
‫امضا میکنی؟

31:51.138 --> 31:53.307
‫رؤسای ما دو تا اصلاحیه میخوان

31:53.390 --> 31:56.310
‫اول اینکه اوسیج‌ها باید اجازه داشته باشن

31:56.393 --> 31:59.563
‫بیرون از مرزهای قلمروی
‫جدیدشون هم بوفالو شکار کنن

32:02.942 --> 32:03.776
‫و دومی؟

32:04.860 --> 32:09.323
‫این زمین جدید به صورت
‫تک به تک و شخصی واگذار نشه

32:10.366 --> 32:13.702
‫بلکه اشتراکی دست کل قبیله اوسیج بمونه

32:14.286 --> 32:16.455
‫مثل یه قبیله و یک ملت واحد

32:25.422 --> 32:26.924
‫مذاکرات دیگه تمومه

32:41.981 --> 32:47.403
‫ما یه زمانی بزرگ‌ترین و
‫قوی‌ترین ملت توی این قاره بودیم

32:47.903 --> 32:53.200
‫ولی عهدنامه‌های پشت سر
‫هم خاک و جمعیتمون رو کم کرد

32:54.076 --> 32:55.285
‫اما غرورمون رو نتونست بشکنه

32:58.706 --> 32:59.957
‫آقای گیبسون

33:00.666 --> 33:03.627
‫اوسیج‌ها باید متحد و کنار هم بمونن...

33:11.927 --> 33:13.470
‫...به خاطر آینده بچه‌هامون

33:17.975 --> 33:20.352
‫من اختیاری واسه اعمال این تغییرات ندارم

33:22.396 --> 33:24.148
‫فکر نمیکنم این‌طور باشه

33:29.862 --> 33:31.780
‫کارولین کجا داری میری؟

33:31.864 --> 33:34.575
‫راسل کیند بساط شلوغ‌بازیش رو برده سمت هتل

33:34.658 --> 33:35.534
‫این رو میدونم

33:35.617 --> 33:39.079
‫همین الان از دکتر تن خواستم بره دنبال الی
‫اون میدونه چطور جلوی این غائله رو بگیره

33:39.163 --> 33:41.915
‫- من که دست روی دست نمیزارم ببینم چی میشه
‫- مامان؟

33:44.376 --> 33:45.586
‫چه خبر شده؟

33:46.420 --> 33:48.589
‫میخوام برم جلوی یه مشت احمق
‫رو بگیرم تا کار دستمون ندادن

33:48.672 --> 33:51.759
‫- اونا که به حرف یه زن گوش نمیدن
‫- حالا میبینیم

33:52.259 --> 33:55.554
‫اوسیج‌ها نادان نیستن خودشون
‫میدونن امضا نکردن چه عواقبی داره

33:56.138 --> 33:58.807
‫اگرم بهمون حمله کنن این شهر هیچ دفاعی نداره

33:58.891 --> 34:00.225
‫مثل برگ خریف هممون رو درو میکنن

34:00.309 --> 34:03.729
‫به نظرم هر چی اسلحه و فشنگ
‫داریم جمع کنیم و خودمون حمله کنیم

34:03.812 --> 34:05.230
‫تا دیر نشده دخلشون رو بیاریم

34:05.314 --> 34:07.191
‫توی اون دهات کلی بچه هست

34:09.485 --> 34:12.446
‫- کلی خانواده اونجاست
‫- پس تکلیف زن و بچه‌های خودمون چی میشه؟

34:13.155 --> 34:14.490
‫مال خودت چی؟

34:16.033 --> 34:18.786
‫صدای طبل‌ها رو نمیشنوی که
‫دوباره شروع شد؟ این یعنی جنگ

34:18.869 --> 34:21.205
‫اینا همش حرف مفتِ تو چه میدونی معنیش چیه

34:21.288 --> 34:23.082
‫خانم اینگلز کوتاه بیاین لطفا

34:23.165 --> 34:25.375
‫باید بهشون نشون بدیم نمیتونن بهمون زور بگن

34:25.459 --> 34:26.960
‫بهش محل نذارین

34:27.711 --> 34:29.254
‫اون خیلی غرق این قضایا شده

34:29.338 --> 34:31.924
‫اون‌قدری میفهمم که
‫بدونم اونا آدم‌های خوبی‌ان

34:32.883 --> 34:35.302
‫و دارن مثل شماها واسه ساختن
‫آینده و زندگیشون تلاش میکنن

34:37.930 --> 34:39.723
‫اونا اصلا شبیه من نیستن

34:39.807 --> 34:41.809
‫منم اولش با همین افکار اومدم اینجا

34:43.310 --> 34:46.271
‫فکر میکردم کل دنیا رو
‫میشناسم ولی اشتباه میکردم

34:47.731 --> 34:48.982
‫تو هم داری اشتباه میکنی

34:50.317 --> 34:54.363
‫اگه پای این شهر رو به جنگ
‫باز کنی خون همشون گردن توئه

34:58.242 --> 35:00.410
‫- من جنگ نمیخوام
‫- این اسمش جنگ نیست

35:01.453 --> 35:02.538
‫دفاع از خودمونه

35:03.413 --> 35:07.251
‫حالا هر کسی یه جو غیرت داره
‫اسلحه‌ش رو برداره و پشت سر من بیاد

35:12.798 --> 35:13.799
‫کار تمومه

35:14.508 --> 35:15.509
‫امضا کردن

35:16.301 --> 35:19.555
‫دولت شروطشون رو قبول کرد
‫اوسیج‌ها دارن زمین رو میفروشن

35:43.245 --> 35:45.497
‫ممنونم واسه همین اینجام

35:45.581 --> 35:47.291
‫آخرین گنج این توئه

35:47.374 --> 35:50.002
‫طوری نیست نیازی نیست تا تهش بریم

35:50.085 --> 35:52.588
‫میخوام برم آخه تولدمه

35:59.761 --> 36:02.222
‫"عقاب خوب عزیزم تولدت مبارک"

36:02.306 --> 36:06.768
‫"تا حالا هیچ‌کسی رو به باهوشی
‫و باامزگی و شجاعت تو ندیدم"

36:06.852 --> 36:09.021
‫"کاش میتونستم بیشتر شبیه تو باشم"

36:09.938 --> 36:12.482
‫و امیدوارم تا ابد بهترین دوستای هم بمونیم

36:14.067 --> 36:16.695
‫تو که یه دوست صمیمی دیگه
‫داری نباید این رو میپرسیدم

36:19.156 --> 36:20.449
‫خب میتونم یکی دیگه هم داشته باشم

36:22.492 --> 36:23.702
‫جولیا که ناراحت نمیشه

36:29.249 --> 36:30.083
‫خب

36:31.084 --> 36:32.544
‫اون غافلگیری چی بود؟

36:33.295 --> 36:35.964
‫خب من و لورا...

36:38.842 --> 36:40.260
‫...دنبال گنج گشتیم

36:41.803 --> 36:43.931
‫به نظر میاد خیلی زحمت کشیدین

36:45.057 --> 36:46.350
‫مامان توافق‌نامه رو امضا کردن؟

36:48.352 --> 36:49.478
‫آره کردن

36:51.480 --> 36:52.606
‫حالا چی میشه؟

36:53.607 --> 36:57.027
‫نمیدونم ولی قراره همه چیز عوض بشه

36:57.903 --> 37:00.239
‫کاش میتونستیم همگی همین‌جا کنار هم بمونیم

37:03.825 --> 37:05.452
‫کاش هیچ‌کس مجبور نبود بره

37:15.087 --> 37:17.381
‫میدونی اوسیج‌ها از کجا اومدن؟

37:21.385 --> 37:24.680
‫نیاکان وا-ژا-ژه ما

37:25.722 --> 37:28.600
‫از دنیای بالا و از بین
‫ستاره‌ها به زمین اومدن

37:29.434 --> 37:32.938
‫وقتی رسیدن با هم سفر
‫کردن تا یه خونه پیدا کنن

37:33.438 --> 37:34.815
‫حتی وقتی خونه پیدا میکردن

37:35.315 --> 37:37.609
‫اتفاقایی میفتاد که مجبور
‫میشدن به جای جدیدی کوچ کنن

37:38.485 --> 37:43.115
‫همیشه چیزای بیشتری برای
‫دیدن و یاد گرفتن و حس کردن بود

37:43.615 --> 37:45.575
‫ما اون خاطره‌ها رو تو وجودمون داریم

37:46.952 --> 37:48.662
‫واسه همینه که قصه میگیم

37:49.162 --> 37:51.915
‫تا یادمون نره که کوچ کردن و تغییر

37:52.416 --> 37:55.085
‫ما رو به درک واه-کون-تاه نزدیک‌تر میکنه...

37:57.212 --> 37:58.297
‫همون راز بزرگ هستی

38:17.607 --> 38:20.360
‫میخواستم باور کنم که همه
‫چیز داره عادلانه پیش میره

38:20.944 --> 38:23.322
‫و هر کسی به چیزی که میخواد میرسه

38:26.158 --> 38:28.744
‫چون فقط میتونستم به خانواده خودم فکر کنم

38:29.828 --> 38:31.663
‫به زندگی‌ای که براشون میخواستم

38:35.208 --> 38:37.502
‫خودم رو به اون راه زدم تا حقیقت رو نبینم

38:38.587 --> 38:39.755
‫و به خاطر همین متاسفم

39:15.332 --> 39:16.458
‫چی گفت؟

39:21.671 --> 39:22.714
‫میگه...

39:25.592 --> 39:27.219
‫امیدوارم فردا گوش کنین

39:28.220 --> 39:29.179
‫سحرگاه

39:30.180 --> 39:32.432
‫صدای آواز سوگواری مردم ما رو میشنوین

39:33.892 --> 39:37.104
‫ما به درگاه واه-کون-تاه
‫دعا میکنیم تا بهمون رحم کنه

39:38.480 --> 39:40.440
‫ترک این خاک یعنی

39:41.233 --> 39:45.529
‫ما داریم نیاکانمون و تاریخمون و
‫بخشی از وجودمون رو جا میزاریم

40:04.673 --> 40:08.927
‫و اون‌وقت بهت میگم عزیزم

40:09.511 --> 40:13.640
‫از همه عشقی که مدت‌ها تو سینه نگه داشتم

40:14.474 --> 40:19.020
‫اگه دم غروب بیای پیشم

40:19.521 --> 40:23.900
‫وقتی صدای اولین آواز شبگرد رو شنیدی

40:28.697 --> 40:30.866
‫همه اون تبلیغات کار راه‌آهن بود مگه نه؟

40:32.826 --> 40:33.910
‫شما از ما استفاده کردین

40:34.828 --> 40:36.204
‫تا اوسیج‌ها رو بیرون کنین

40:37.539 --> 40:40.292
‫شرکت یه نقشه واسه آیندمون داره

40:41.334 --> 40:44.379
‫یه نقشه خوب پر از ثروت و پیشرفت

40:45.213 --> 40:47.591
‫تو هم بخشی از این نقشه‌ای اینگلز

40:48.091 --> 40:49.968
‫شاکر باش

40:59.936 --> 41:00.937
‫آماده‌ای بریم خونه؟

41:29.841 --> 41:32.427
‫- ممنون
‫- اوه چه خبره اینجا؟

41:32.511 --> 41:35.263
‫خب گفتم شام امشب باید خاص باشه

41:35.764 --> 41:38.433
‫هر شامی با تو خاصه

41:45.732 --> 41:46.650
‫خب

41:48.109 --> 41:51.613
‫راستش جورج ما یه مدته که این‌طوری با همیم

41:52.113 --> 41:54.824
‫و با اینکه از این
‫شب‌نشینی‌ها لذت میبرم ما...

41:56.034 --> 41:57.786
‫ما نمیتونیم تا ابد این‌طوری ادامه بدیم

41:58.912 --> 41:59.996
‫نه؟

42:08.380 --> 42:13.009
‫میدونم قبل از اومدنت به
‫اینجا یه زندگی دیگه داشتی

42:14.219 --> 42:18.682
‫ولی خب من خیلی دلم میخواد
‫بخشی از زندگی الانت باشم...

42:21.518 --> 42:23.937
‫یا زندگی‌ای که در آینده خواهی داشت...

42:26.523 --> 42:27.607
‫اگه منو بخوای

42:32.571 --> 42:35.490
‫خب امیدوارم فکر نکنی خیلی پرروام

42:35.574 --> 42:37.576
‫ولی خب بعضی وقتا همینم که هستم

42:42.455 --> 42:43.665
‫من باهات

42:44.833 --> 42:46.418
‫کاملا رو راست نبودم

42:52.799 --> 42:53.967
‫من هنوز رسما زن دارم

42:54.884 --> 42:55.927
‫رسما

43:04.311 --> 43:05.270
‫متاسفم

43:09.316 --> 43:10.317
‫باید بهت میگفتم

43:17.032 --> 43:19.034
‫آره باید میگفتی

43:19.058 --> 43:28.358
‫ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!
‫.:: Bamabin.com ::.

44:23.264 --> 44:24.891
‫شکار گنج چطور بود؟

44:26.768 --> 44:28.186
‫فکر کنم ارزشش رو داشت

44:28.978 --> 44:30.772
‫- خوشحال به نظر میرسید
‫- این که خوبه

44:31.272 --> 44:33.900
‫تو هیچ‌وقت همچین کار قشنگی برام نکردی

44:34.818 --> 44:36.069
‫شاید تولد بعدیت این کار رو کردم

44:37.070 --> 44:40.198
‫یه چیزی درباره آلیس در سرزمین عجایب؟

44:40.281 --> 44:41.950
‫مثلا یه مهمونی چای؟

44:44.494 --> 44:45.495
‫روزت چطور بود؟

44:47.747 --> 44:48.623
‫گیج‌کننده

44:48.707 --> 44:49.916
‫یعنی چی؟

44:49.940 --> 44:53.140
‫..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بامابین ::..
‫.:: Telegram: @Bamabin_Com ::.
‫.:: Instagram: @Bamabin_Com ::.

44:53.169 --> 44:54.921
‫فردا صبح برات تعریف میکنم

45:04.097 --> 45:07.225
‫شنیدم چنان حال راسل کیند رو
‫گرفتی که آب شد رفت تو زمین

45:07.934 --> 45:09.144
‫نه دقیقا

45:12.063 --> 45:13.440
‫ولی شاید یه کوچولو

45:16.067 --> 45:17.527
‫حیف شد که ندیدم

45:20.321 --> 45:23.199
‫تمام مدتی که داشتیم از ویسکانسین میومدیم

45:23.867 --> 45:26.035
‫همش به این فکر میکردم
‫که اینجا چی از آب درمیاییم

45:28.913 --> 45:30.498
‫چه جور آدمایی میشیم

45:32.292 --> 45:34.836
‫حالا به سختی میتونم اون
‫آدمای قبلی رو تصور کنم

45:39.048 --> 45:41.217
‫دیگه نمیتونم زندگی بدون اینجا رو تصور کنم

45:42.552 --> 45:43.595
‫این خوبه؟

45:50.059 --> 45:52.020
‫این همون چیزیه که میخواستیم مگه نه؟

45:52.044 --> 46:00.044
‫ .::: مترجم Soul :::.
‫کانال تلگرام : t.me/cinemaeticket
