WEBVTT

00:18.200 --> 00:28.200
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

00:28.317 --> 00:34.146
تــرجــمــه از حامد
Batlaghi

00:39.147 --> 00:44.147
<i>هشدار: در اين برنامه از ادبيات زننده و کلمات ِ
بي پروا استفاده شده که براي رعايت امانت
.در ترجمه به همان صورت آورده شده اند</i>

02:47.800 --> 02:50.800
‌خيله‌خب، بياين شروع کنيم
بفرمايين بشينين

02:52.200 --> 02:55.190
باشه، آره، بشينين
داريم شروع مي‌کينم

02:55.200 --> 02:58.190
از افتتاحيه خبري نيست
گورباباش، فقط بياين شروع کنيم

02:58.200 --> 02:59.700
بياين شروع کنيم

02:59.800 --> 03:02.100
بشينين سرجاتون

03:02.500 --> 03:05.300
آبجوهاتون رو وردارين
و همه بگيرن بشينن

03:05.900 --> 03:08.200
چراغ ها رو خاموش کنين
بياين شروع کنيم

03:09.400 --> 03:11.190
بياين برنامه روشروع کنيم

03:11.200 --> 03:15.700
اين مسخره بازي ها فايده‌اي نداره

03:18.800 --> 03:20.890
همه‌‌ي چيزهايي که بايد بدونين
و احتمالا شنيدين، هم ميگم

03:20.900 --> 03:23.900
خواهشا تلفن‌‌هاتون رو خاموش کنين

03:24.000 --> 03:27.500
ميتونين عکس بگيرين
ولي فلاش رو خاموش کنين

03:27.800 --> 03:30.300
،اون احمقانه‌‌ست
--چون اون

03:30.700 --> 03:32.990
ميدونين وقتي دارين مسابقه‌ي بيسبال
رو نگه مي کنين و فقط

03:33.000 --> 03:36.000
انگار فلاش شما استاديوم يانکي رو روشن مي‌کنه

03:36.500 --> 03:39.000
فقط فلاش هاتون‌رو روشن نکنين

03:39.600 --> 03:42.600
در هنگام اجرا داد نزنين، اگه
...چيزي هست که مي‌خواين بهم بگين

03:43.500 --> 03:46.190
،اين‌کارو ميکنيم، بنويسينش رو کاغذ

03:46.200 --> 03:48.990
...و برين بيرون تو لابي

03:49.000 --> 03:51.490
و بعدش برين خونه و خودتون رو بکشين

03:51.500 --> 03:53.990
چون، اون‌کار خوخواه‌ـانه‌ست

03:54.000 --> 03:57.000
اين يه اجراي تک نفره‌ست

03:57.400 --> 04:00.190
هيچ ربطي به تو نداره

04:00.200 --> 04:02.790
در طول برنامه پيام و توييت ندين
فقط زندگي کنين

04:02.800 --> 04:05.290
مدام به مردم نگين دارين چکار ميکنيم

04:05.300 --> 04:08.290
...فقط، چون همچنين

04:08.300 --> 04:10.500
...همچنين

04:11.000 --> 04:14.000
قيافه‌‌ي مسخره تون‌رو روشن ميکنه
روشنش ميکنه

04:14.100 --> 04:17.800
من اين صحنه‌ي زيباي تاريک رو مي‌بينم
و بعدش فقط يه نفر

04:19.300 --> 04:20.890
پس اينکارو نکين

04:21.100 --> 04:24.100
،ديگه چي؟ يهودي نباشه اينجا
فکر کنم اينو از قبل گفتن

04:24.400 --> 04:27.300
بهم گفتن که بايد اينو بگم

04:27.300 --> 04:29.590
يهودي ها اجازه ندارن اينجا باشن

04:29.600 --> 04:32.590
اگه يهودي هستين وقت خوبيه که برين پي کارتون

04:32.600 --> 04:35.590
اگه کسي رو ديدين که قيافه‌اش به يهودي‌ها ميخوره
...خواهشا به دربون ها بگين

04:35.600 --> 04:38.100
...و اونا

04:38.500 --> 04:40.890
قربان، زودباش"
"بزن بريم، بجنب

04:40.900 --> 04:43.900
"آره، بزن بريم"

04:47.500 --> 04:49.490
ولي واقعا خوشحالم که اينجا هستين

04:49.500 --> 04:52.500
اين جمعيت قابل ملاحظه‌ايه
اينجا سالن بزرگي‌ـه

04:52.900 --> 04:55.900
...حدود 2500 نفري اينجا هستن و اين

04:58.400 --> 04:59.590
کلي آدم ـه

04:59.600 --> 05:02.600
به اندازه کافي آدم اينجا هست
که مثلا نمونه اي از کل جمعيت باشن

05:03.300 --> 05:06.300
اين 2500 نفر به اندازه‌ي کافي هست که
--همه‌تون قراره تجربه کنين که

05:06.500 --> 05:11.200
به اندازه‌ي کافي آدم اينجا هست که بگيم
تا دوماه ديگه حداقل يکي‌تون مي‌ميره

05:12.200 --> 05:17.400
...همينجوري مي‌گم، فکر مي‌کنم احتمالا درست باشه بگيم

05:18.400 --> 05:21.400
،که از داخل هر گروه تصادفي 2500 نفره

05:21.500 --> 05:25.000
متاسفانه همه‌تون تا کريسمس دووم نميارين

05:25.500 --> 05:28.190
--قراره

05:28.200 --> 05:31.200
...حداقل يکي از شمايي که اينجايين

05:32.200 --> 05:35.200
...قراره کريسمس رو برا خونواده‌تون زهر مار کنين

05:36.300 --> 05:38.790
اونم با يه مرگ تخماتيک

05:38.800 --> 05:41.800
و نمي‌دونم قرعه به نام کي ميوفته، شرمنده

05:43.400 --> 05:45.090
--نمي‌دونم، مرگ‌تون حالا هرچي

05:45.100 --> 05:49.100
بعضي از آدم‌ها، ازتون مي‌خوان که
--وقتي مُردن براشون کارهايي انجام بدين

05:50.300 --> 05:53.300
"-مي‌خوام خاکسترم رو ببري وپخشش کني تو"

05:53.900 --> 05:56.900
کس‌ننه ات، هيچ کدوم از اين کارها رو نمي‌کنم

05:57.200 --> 05:58.190
تو ديگه مردي

05:58.200 --> 06:01.200
بعد از اينکه مُردي عمرا فرمايش‌هاتو انجام بدم

06:01.900 --> 06:04.900
ديگه اهميت نداري

06:09.700 --> 06:12.700
بعضي از آدم ها مي‌دونيد که مي‌خوان
يه کار شريف با جسدشون انجام بدن

06:12.900 --> 06:15.490
مي‌خوان کاري کنن که وقتي مُردن
،جسدشون به درد بخوره

06:15.500 --> 06:17.190
که به نظر من فکر خوبيه

06:17.200 --> 06:18.990
شما فقط بدن‌تون رو قرض گرفتين

06:19.000 --> 06:20.190
همه چي رو قرض گرفتين

06:20.200 --> 06:22.690
،اگه وقتي کارتون با بدن‌تون تموم شد
،ارزشي داشته باشه

06:22.700 --> 06:23.590
بايد بدينش نفرات بعدي

06:23.600 --> 06:25.190
اين چيزي‌ـه که واقعا بهش باور دارم

06:25.200 --> 06:28.200
...منظورم اينه که، خودم اينکارو نمي‌کنم، چون

06:28.400 --> 06:31.400
نمي‌خوام، ايش، مال خودم‌ـه
--نمي‌خوام، نمي

06:32.000 --> 06:33.890
..من باورهاي زيادي دارم

06:33.900 --> 06:35.390
و بر اساس هيچ کدومشون زندگي نمي‌کنم

06:35.400 --> 06:37.190
من اينجوريم ديگه

06:37.200 --> 06:38.190
اونا فقط باورهام هستن

06:38.200 --> 06:39.990
فقط دوست دارم بهشون باور داشته باشم

06:40.000 --> 06:42.090
از اين بخشش خوشم مياد

06:42.100 --> 06:46.000
،اونا باورهاي ريزه ميزه‌ام هستن
باعث ميشن نسبت به خودم احساس خوبي داشته باشم

06:46.000 --> 06:47.790
...ولي اگه تو مسير چيزهايي که، مي‌‌خوام قرار بگيرن

06:47.800 --> 06:50.790
،يا مي‌خوام جق بزنم يا همچين چيزي
همون کار کيري رو مي‌کنم

06:50.800 --> 06:53.800
--ولي

06:54.100 --> 06:57.100
--ولي بعضي از آدم ها چيز
،مامان بزرگم، مادربزرگم

06:58.700 --> 07:01.700
--اون فقط، يه آدم روحاني بود

07:05.700 --> 07:08.590
،مادر بزرگم

07:08.600 --> 07:11.090
،جسدش رو داد به يه دانکشده پزشکي

07:11.100 --> 07:14.100
،برا اينکه روش آزمايش کنن و کالبدشکافي بشه

07:14.800 --> 07:15.590
که فکر خيلي خوبيه

07:15.600 --> 07:18.600
--ولي مي‌دونين که باز‌‌مونده‌هاش هستن، خونواده‌اش

07:18.800 --> 07:20.190
اون يه آدم بود

07:20.200 --> 07:23.200
اون مادربزرگم بود، قبلا عينک ميزد و چيزهايي مي‌گفت

07:25.500 --> 07:28.500
و حالا سرش تراشيده شده
...و روي يه ميز فلزي دراز کشيده

07:29.100 --> 07:32.100
با دانشجوهاي خمار رشته پزشکي
که دارن سعي مي‌کنن لوزالمعده‌شو در بيارن

07:33.800 --> 07:35.190
و تازه نمره‌ي "اف" هم ميگيره

07:35.200 --> 07:38.200
تصور کنين که يه جسد هستين
و بچه ها برا کار رو شما "اف" مي‌گيرن

07:42.300 --> 07:44.790
،استادـه مي‌گه
"نه، احمق جون"

07:44.800 --> 07:47.800
و با يه ماژيک رو سينه‌اش
...يه "اف" مي‌کشه و فقط

07:48.900 --> 07:51.900
پرتش مي‌کنه تو يه خروار از جسدهاي "اف"ـي

07:59.100 --> 08:02.100
خب، من بهش اهميت نميدم
خفه شو، مرتيکه‌ي احمق

08:03.000 --> 08:05.590
دهن کيري‌تو ببند

08:05.600 --> 08:08.600
مگه نشنيدي اول چي گفتم؟

08:12.900 --> 08:15.390
باشه، حالا من مي‌خوام با بدنم چکار کنم
...من هم بايد بميرم

08:15.400 --> 08:17.590
و بايد به مردم بگم که با بقايام چکار کنن

08:17.600 --> 08:20.090
...يه ايده دارم که با جسدم چکار بايد بکنم

08:20.100 --> 08:22.690
،يا برا بقيه مردم که اينکارو بکنن
که براي دنيا خيلي خوبه

08:22.700 --> 08:24.990
...ولي هنوز به عنوان يه موسسه وجود نداره

08:25.000 --> 08:27.190
ولي من مي‌‌خوام خلقش کنم
و با جسد خودم هم شروع مي‌کنم

08:27.200 --> 08:29.690
...چي هست حالا، يه جايي هست که مي‌تونين برين اونجا

08:29.700 --> 08:31.390
..و با يه جسد تنها باشين

08:31.400 --> 08:33.690
و هرکاري که مي‌خواين انجام مي‌دين

08:33.700 --> 08:35.090
...و

08:35.100 --> 08:36.890
...منظورم اينه که

08:36.900 --> 08:39.190
...که اون بيرون آدمايي هستن

08:39.200 --> 08:42.200
که اجبارهاي جنسي دارن
...و نمي‌تونن کنترلشون کنن

08:42.300 --> 08:45.300
و برا همين ميرن و مزاحم آدماي زنده ميشن

08:45.500 --> 08:48.490
و با اين ميشه جلوي اون‌کارو گرفت

08:48.500 --> 08:50.890
جريان از اين قرارـه، ميرين تو اتاق
کس ديگه‌اي پيشتون نيست

08:50.900 --> 08:54.890
نود ديقه وقت دارين، و هرکاري که
مي‌‌خواين مي‌کنين، حالا هرچي که هست

08:54.900 --> 08:56.990
مثلا برينين تو دهنم

08:57.000 --> 08:59.190
...مي‌خواين

08:59.200 --> 09:01.690
انگشت‌مو بکنين تو کُس‌تون
رو صورتم بشاشين

09:01.700 --> 09:04.700
هرچي که هست و فکر مي‌کنين بايد انجامش بدين

09:05.700 --> 09:07.990
جق زدن با نرمه‌ي گوشم

09:08.000 --> 09:11.000
هرچيزي که عشقتون بکشه

09:11.900 --> 09:14.900
مي‌خوام "ويلي وانکا"ـي منحرف ها باشم
شخصيت اصلي رمانِ چارلي و کارخونه‌ي شکلات سازي

09:17.200 --> 09:22.690
¶ مي‌توني بياي پشت سرم و
وانمود کني که پدرت هستم ¶

09:22.700 --> 09:25.700
¶ من مُردم، ناراحت نمي‌شم ¶

09:35.500 --> 09:38.500
خب مي‌دونين که انحراف جنسي يه مشکل اساسي‌ـه

09:38.700 --> 09:41.700
،نمي‌تونين جلوش رو بگيرين
مردم بايد کاري رو که مجبورن بکنن

09:42.100 --> 09:44.190
اين کشور خودش خيلي منحرف ـه

09:44.200 --> 09:46.890
منظورم اينه که، بايد با همه چي جق بزنيم

09:46.900 --> 09:49.900
چيزي نيست که فقط-- مثل فقط سکس و
چيزهاي ديگه نيست، سکس تو همه چيز هست

09:50.300 --> 09:52.690
دارين اخبار رو نگاه مي‌کنين
،و يه زن هست که داره مي‌گه

09:52.700 --> 09:54.790
"...و توي ليبي"

09:54.800 --> 09:57.190
آره درباره ليبي برام بگو
کُس‌پاره درباره‌ي ليبي برام بگو

09:57.200 --> 09:58.790
"دوباره بگو "ليبي

09:58.800 --> 10:01.290
زودباش، درست جلوي صفحه‌ي تلويزيون
صحفه‌تخت تلويزيونم

10:01.300 --> 10:02.790
"زودباش، دوباره بگو "ليبي

10:06.200 --> 10:08.190
،فقط بايد يه آدم "تو ليبي" باشه
يا حالا هرچيز ديگه

10:08.200 --> 10:11.200
چرا همه‌چي بايد گرايش جنسي ايجاد کنه؟

10:12.200 --> 10:15.200
و موسيقي، هر موسيقي دان‌ـي جذاب‌ـه

10:15.900 --> 10:18.090
...اين يه اتفاق عجيب نيست

10:18.100 --> 10:20.590
،که همه‌ي کسايي که مي‌تونن موسيقي اجرا کنن
همچنين خوش قيافه هم هستن؟

10:20.600 --> 10:24.490
من به اين فکر مي‌کردم که اگه
يه آدم گيتاريست زشت باشه، خيلي محشرـه

10:24.500 --> 10:27.500
ولي هيچ کُس‌کش‌ي نيست

10:27.600 --> 10:32.600
و چندتا نوجوون الهه‌‌ي پاپ
که بچه هستن وجود داره

10:33.200 --> 10:36.200
--و اونا تو تلويزيون هستن و اينجوري مي‌کنن

10:36.300 --> 10:38.590
...يه بچه‌ست

10:38.600 --> 10:41.600
و ملت دارن براشون جق مي‌زنن

10:41.700 --> 10:44.700
"ملت"
فقط، "ملت" دارن براشون جق مي‌زنن

10:45.200 --> 10:50.200
¶ خوب ملت دارن برا دخترهايي که
تو تلويزيون هستن جق مي‌زنن ¶

10:54.300 --> 10:57.300
بعضي‌‌هاشون خيلي بچه هستن
نمي‌‌دونم-- اسم‌‌هاشون رو نمي‌‌دونم

10:57.500 --> 11:00.290
ديگه اون بصيرت رو ندارم

11:00.300 --> 11:01.590
پير خرفت‌‌‌ي شدم ديگه

11:01.600 --> 11:05.600
بريتني اسپيرز، مثلا وقتي به يه الهه‌‌ي نوجوون
فکر ميکنم، بريتني اسپيرز مياد جلو روم

11:05.700 --> 11:07.790
عجيبه، چون الان هم‌‌سن من‌‌ـه

11:07.800 --> 11:09.690
انقدر بر مي‌‌گرده به عقب

11:09.700 --> 11:12.190
اون گير من افتاد

11:12.200 --> 11:16.200
وقتي 35 سالم بود، خانم 18 سالش بود
و الان هردوتامون 44 ساله‌ايم

11:17.100 --> 11:21.300
در اين حد اين آدم هارو مي‌شناسم

11:23.700 --> 11:25.690
،چند روز پيش داشتم با خودم فکر مي‌کردم

11:25.700 --> 11:28.590
...چي ميشد اگه يه بچه‌اي بود که به دنيا مي‌اومد که

11:28.600 --> 11:32.800
و همه جور بچه‌ي تخماتيک تو دنيا هست
همه جور بچه‌اي دنيا مياد

11:33.700 --> 11:36.700
...بچه‌هايي بودن که صورت‌هاشون وصل بوده

11:38.000 --> 11:41.000
،به يه سگ يا حالا هر چي

11:42.100 --> 11:44.590
،بچه‌هايي با سه تا پا

11:44.600 --> 11:46.390
با دست‌هايي روشون

11:46.400 --> 11:47.790
...بچه هاي

11:47.800 --> 11:50.290
چيني هم هستن

11:50.300 --> 11:51.490
--اون

11:51.500 --> 11:53.090
--باشه، اون

11:53.100 --> 11:56.100
اون بدترين حرفي بود که تاحالا زدم

11:56.200 --> 11:58.390
... فکر کنم بالاخره

11:58.400 --> 12:02.200
بدترين حرفي که تاحالا زدم رو گفتم

12:03.200 --> 12:06.200
کاملا وحشتناک و زشت بود

12:07.200 --> 12:08.690
و حس خوبي ميده

12:08.700 --> 12:10.190
حس خوبي ميده که تا تهش بري

12:10.200 --> 12:12.190
...يه آسودگي توي دونستن

12:12.200 --> 12:15.200
اينکه همين الان بدترين حرفي که تو زندگ‌يم زدم رو گفتم، برا بقيه عمرم باهامه

12:16.200 --> 12:19.200
خوبه

12:19.400 --> 12:22.400
خيله‌خب

12:25.600 --> 12:26.590
آره، آدم خوبي نيستم

12:26.600 --> 12:27.990
نيستم

12:28.000 --> 12:29.690
ايکاش آدم خوبي بودم

12:29.700 --> 12:32.490
از ايده‌ي آدم خوب بودن، خوشم مياد

12:32.500 --> 12:36.500
بعضي وقت‌ها شانس اين‌رو دارم که
آدم خوبي باشم، ولي الزاما انجامش نمي‌دم

12:36.600 --> 12:39.390
يه زماني تو يه هواپيما بودم و
بليط درجه‌يک رو برا پرواز گرفته بودم

12:39.400 --> 12:41.190
چون يه چيزي دارم

12:41.200 --> 12:42.690
من هميشه بليط درجه يک مي‌گيرم
کي اهميت ميده

12:42.700 --> 12:45.190
فقط-- هميني‌ـه که هست

12:45.200 --> 12:47.790
من--  من مثل شماها نيستم

12:47.800 --> 12:49.590
نيستم، نيستم

12:49.600 --> 12:53.100
،همه‌ي کارهايي که شما مي‌کنين
من نسخه‌ي بهتر همه اون چيزهارو انجام مي‌دم

12:53.200 --> 12:54.700
--و

12:56.100 --> 12:59.100
اين وضعيت حداقل تا يه سال ديگه دووم مياره، باور کنين

12:59.400 --> 13:00.990
دووم نمياره

13:01.000 --> 13:04.800
حدود يه هشت ماهي شده، يه سالي برام
مونده و بعدش دوباره مثل شماها مي‌شم

13:05.800 --> 13:08.800
...ولي فعلا، آره خيلي خوبه، خب

13:10.700 --> 13:15.200
من رو يه صندلي درجه يک نشستم و
درجه يک به طرز خفني بهترـه

13:16.200 --> 13:18.090
خيلي بهترـه

13:18.100 --> 13:19.790
صندلي بزرگ تر بهتون ميدن، غذا ميارن

13:19.800 --> 13:22.690
ولي همچنين، مي‌تونين اول بشينين

13:22.700 --> 13:24.890
مي‌تونين قبل از بقيه بشينين

13:24.900 --> 13:27.900
اول تورو سوار مي‌کنن و مي‌توني
...بري پيش شامپاين بشيني

13:28.300 --> 13:33.300
...و همه‌ي مسافرهايي که عرق کردن رو نگاه کني

13:34.000 --> 13:35.090
،بدبخت ها

13:35.100 --> 13:39.100
همه‌ي مادرهاي تنها که وسيله‌ها
و بچه‌هاشون رو روي کولشون دارن مي‌کشن

13:39.600 --> 13:42.600
و من ميگم،"اوه، به نظر سنگين باشن و
"کسي هم بهت کمک نمي‌کنه، خيلي زشته

13:43.300 --> 13:46.300
--و مي‌تونين فقط

13:49.800 --> 13:51.590
بگذريم، حالا من داخل يه هواپيما هستم
...تو بخش درجه يک‌ش

13:51.600 --> 13:52.990
و يه سرباز سوار هواپيما ميشه

13:53.000 --> 13:54.690
...من تو پروازها هميشه سرباز مي‌بينن

13:54.700 --> 13:57.490
چون اينجوري ميرن به جنگ

13:57.500 --> 13:59.990
با يه هواپيماي مزخرف پرواز مي‌کنن

14:00.000 --> 14:02.290
،شما فکر مي‌کنين اونا با يه هواپيماي سبز مشتي
با يه چراغ قرمز ميرن به جنگ

14:02.300 --> 14:04.090
برو، برو، برو

14:04.100 --> 14:05.690
"نه، اونا فقط ميرن به هواپيمايي"دلتا

14:05.700 --> 14:07.490
...و فقط

14:07.500 --> 14:10.500
تو صف مي‌ايستن تا برن جنگ

14:11.000 --> 14:12.390
و هميشه معمولي پرواز مي‌کنن

14:12.400 --> 14:14.790
هيچوقت تو زندگيم يه سرباز رو
تو بخش درجه يک پرواز نديدم

14:14.800 --> 14:16.690
،حالا مي‌خواد يه سرهنگ تمام باشه

14:16.700 --> 14:19.590
اون هم بين دوتا خپلک تو بخش عمومي نشسته

14:19.600 --> 14:21.090
و هميشه هم آدم هاي خوبي هستن

14:21.100 --> 14:23.590
من هيچوقت سربازي رو نديدم که
"سوار هواپيما بشه و بگه،"هي، من تو ارتش‌ـم

14:23.600 --> 14:26.600
"کُس ننه‌تون، من تفنگ دارم"

14:27.400 --> 14:30.390
،"اونا هميشه اينجورين، "اوه، بله قربان
"خيلي ممنون، خانم"

14:30.400 --> 14:33.400
انگار‌ يه مهماندار‌پرواز اضافي داري به‌همه
کمک مي‌کنن که آشغال‌هاشون رو بزارن بالا

14:33.800 --> 14:36.290
حرف ندارن

14:36.300 --> 14:38.990
و هر دفعه اي که تو پرواز يه سرباز
،رو مي‌بينم، هميشه پيش خودم فکر مي‌کنم

14:39.000 --> 14:41.190
که ميدوني چيه، بايد صندلي‌مو بدم بهش‌

14:41.200 --> 14:44.590
کار درستش همينه، انجامش هم راحته
و برا اون هم خيلي ارزش داره اين‌کار

14:44.600 --> 14:47.290
،مي‌تونم بدم-- مي‌تونم بلندشم و برم پيشش
بگم"سلام پسرم،"، بايد «پسرم» صداش کنم

14:47.300 --> 14:49.790
"سلام پسرم، بيا بلندشو برو سر جاي من بشين"

14:49.800 --> 14:54.000
،چون من برا چي تو بخش درجه يک هستم
برا اينکه يه عوضي حرفه‌اي هستم

14:56.000 --> 14:58.990
من به خاطر اينکه درباره‌ي بچه هايي با کيرهاي بزرگ
حرف مي‌زنم، تو بخش درجه يک نشستم

14:59.000 --> 15:02.000
من صندلي‌مو اينجوري به دست آوردم

15:03.400 --> 15:08.900
،اين يارو داره زندگي‌شو تقديم کشورش مي‌کنه
...به خيال خودش البته، برا همين مجبوره

15:10.700 --> 15:13.590
،ولي همين خوبه، همين خوبه

15:13.600 --> 15:15.690
حقيقت اينکه اينطور فکر مي‌کنه

15:15.700 --> 15:17.390
جدي مي‌گم

15:17.400 --> 15:19.890
...همه‌ کسايي که تو چرخه‌ي زندگيش بودن بهش گفتن

15:19.900 --> 15:21.890
که انجام اين‌کار خيلي عاليه
و آقا هم داره انجامش ميده

15:21.900 --> 15:23.390
و ترسناکه ولي انجامش ميده

15:23.400 --> 15:25.990
و رو يه صندلي مزخرف نشسته
و بايد جامو باهاش عوض کنم

15:26.000 --> 15:28.690
هيچوقت اينکارو نکردم
بذار اين مساله‌رو براتون روشن کنم

15:28.700 --> 15:30.290
حتي يه بار هم انجامش ندادم

15:30.300 --> 15:32.390
فرصت هاي زيادي داشتم

15:32.400 --> 15:35.400
ولي حتي يه بار هم، به طرز جدي نزديکش نشدم

15:36.000 --> 15:37.490
و بدترين قسمتش اينجاست

15:37.500 --> 15:40.500
با اين‌وجود هنوز از خيالش لذت مي‌برم

15:41.400 --> 15:44.400
برا اينکه فقط خودم ازش لذت ببرم

15:44.600 --> 15:47.600
...راستش برا اينکه بهش فکرده بودم

15:48.500 --> 15:51.290
به خودم افتخار مي‌کردم

15:51.300 --> 15:53.890
افتخار مي‌کردم

15:53.900 --> 15:56.900
چه مرد گُلي هستم

15:57.600 --> 16:00.490
...خوبي منو ميرسونه

16:00.500 --> 16:03.500
که به انجام اونکار فکر کنم
و بعدش اصلا انجامش ندم

16:07.700 --> 16:09.690
...حداقل بايد چهره‌ي خوبتون رو به آدم هايي که

16:09.700 --> 16:13.900
فقط چهره‌ي خوبتون رو به آدم هايي
نشون بدين که-- تو زندگي مي‌بينين

16:14.400 --> 16:16.290
من اين‌کار هم نمي‌کنم

16:16.300 --> 16:18.690
...چون وقتي ميرم تو آسانسور ساختمونم

16:18.700 --> 16:21.700
...اون اولين تماس من با بشريت هست اونم

16:21.800 --> 16:24.800
بعد از ساعت ها خونه نشيني و حال بهم زدن بودن

16:26.000 --> 16:29.000
بعدش ميام بيرون و آسانسور، و هميشه
تو آسانسور يکي هست که آدم خوبيه

16:29.400 --> 16:31.190
و ازش متنفرم

16:31.200 --> 16:34.190
وقتي مردم حرف هاي خوب بهم ميزنن
خيلي بهم ميريزم

16:34.200 --> 16:36.590
اين عملکرد خوبي نيست

16:36.600 --> 16:38.590
ميرم تو آسانسور و همشيه
...يه يارويي اونجاست که فقط

16:38.600 --> 16:41.290
قيافه‌ي تخميشو درست جلو سر کيري‌ـش
مي‌گيره

16:41.300 --> 16:45.300
و ميگه، "سلام"، انگار اون بيرون شناور نگهش داشته، مثل يه بالون گنده، ميدونيد که

16:45.600 --> 16:47.200
"هي، اوضاع چطوره؟"

16:48.700 --> 16:50.290
بهم مي‌ريزم، مُردد ميشم

16:50.300 --> 16:52.790
يه حس عجيبي بهم دست ميده که مي‌خوام
آبم‌ رو رو صورتش خالي کنم

16:52.800 --> 16:54.190
،نمي‌دونم چرا اينو مي‌خوام

16:54.200 --> 16:56.190
ولي چيزي که بهش فکر مي‌کنم اينه

16:56.200 --> 16:59.700
،که ايکاش بدون وررفتن هاي جنسي يه دفعه آبم ميومد

17:00.200 --> 17:04.200
،به عنوان يه پدآفند
مثل يه ماهي اسکوئد، يا يه‌ راسو

17:04.700 --> 17:07.700
نه از لحاظ جنسي، منظورم اينه که از رو عصبانيت

17:09.300 --> 17:10.490
"سلام"

17:10.500 --> 17:13.390
"يا ميسح، رفيق"

17:13.400 --> 17:16.400
"آبت رو ريختي رو صورتم"

17:18.300 --> 17:21.300
چون مي‌خواستم برم طبقه پايين
نمي‌خواستم حرف بزنم

17:26.500 --> 17:29.500
خيله‌خب، يه کم داره از مسير خارج ميشه
... يادم نيست ميخواستم

17:31.400 --> 17:32.190
چي بگم

17:32.200 --> 17:35.200
دوست دارم آدم بهتري باشم

17:36.400 --> 17:38.490
جدي ميگم

17:38.500 --> 17:40.490
دوست دارم آدم بهتري باشم

17:40.500 --> 17:42.890
و فکر کنم دارم آدم بدتري ميشم

17:42.900 --> 17:45.190
،چون وقتي سن‌تون ميره بالا
...کم کم مي‌فهمن که

17:45.200 --> 17:47.590
بزارين يه مثال براتون بزنم

17:47.600 --> 17:49.590
،چند هفته پيش تو لُس آنجلس يه ماشين کرايه کردم

17:49.600 --> 17:51.390
چند روزي ماشين دستم بود

17:51.400 --> 17:54.890
،و بعدش وقتي داشتم مي‌رفتم خونه
بايد ماشين رو مي‌بردم پس مي‌دادم

17:54.900 --> 17:57.900
مي‌دونين ديگه، بايد برين به همونجايي
که ماشينو کرايه کردين، که بيرون فرودگاه  ـه

17:58.000 --> 18:00.190
ماشين رو پس بدين و پولشون هم بر حسب مايل حساب کنين

18:00.200 --> 18:03.190
بعدش سوار اتوبوس بشين و
برين به ترمينال‌تون و سوار هواپيما بشين

18:03.200 --> 18:05.990
ديرم شده بود و نگران اين بودم
که پروازم‌رو از دست بدم

18:06.000 --> 18:08.290
پس مي‌دونستم برا انجام هيچ‌کدوم از اونا وقت ندارم

18:08.300 --> 18:10.990
،برا همين-- تا حالا همچين کاري نکرده بودم
...فقط با ماشين

18:11.000 --> 18:14.000
مستقيم رفتم به ترمينال و همونجا ولش کردم

18:15.900 --> 18:18.900
بعدش سوار هواپيما شدم

18:19.200 --> 18:22.200
وقتي سوار هواپيما شدم و وقت پيدا کردم
،زنگ زدم به "هرتز" و گفتم

18:22.400 --> 18:25.400
هي گوش کنين، ماشينتون جلوي
...ترمينال شماره چهار هستش

18:25.500 --> 18:28.500
و کليدها هم داخلشه
پس، اونجاست ديگه

18:29.500 --> 18:32.390
،و اونا بهم گفتن
"نمي‌توني اينکارو بکني"

18:32.400 --> 18:35.190
"--بايد برش گردوني اينجا و بعدش"

18:35.200 --> 18:40.700
،و منم مي‌گم خب، اين‌کارو نکردم ديگه
و الان هم دارم از کاليفورنيا ميرم

18:41.400 --> 18:44.900
پس اگه ماشين‌تون رو مي‌خواين بايد
برين همون‌جايي که هست ورش دارين

18:45.800 --> 18:48.190
"و طرفم گفتش، "اوه، خداي من، رفيق

18:48.200 --> 18:51.200
"خب، خيله‌خب، ميريم مياريمش"

18:51.500 --> 18:54.500
--و اون
تموم شد و رفت

18:57.500 --> 19:00.500
و بعدش فهميدم که هردفعه
مي‌تونم همين‌کارو بکنم

19:02.500 --> 19:04.590
هردفعه‌اي که يه ماشين کرايه مي‌کنم

19:04.600 --> 19:07.290
چون معلومه که مي‌خوان همه‌ي اون
کارهارو انجام بدي

19:07.300 --> 19:10.300
ولي اگرم نکني، بازم ماشين‌شون رو مي‌خوان

19:10.600 --> 19:13.190
يکي رو مي‌فرستن سراغش

19:13.200 --> 19:15.190
مي‌توني يه ماشين رو اينقدر بروني
تا ديگه نخوايش

19:15.200 --> 19:18.200
فقط درحاليکه داره حرکت مي‌کنه ازش بياي بيرون و فقط بذاري بري پي کارت

19:18.400 --> 19:21.400
نه، ديگه عشقم نمي‌کشه از اين بيشتر تو اون ماشين باشم

19:22.400 --> 19:26.500
فقط زنگ بزنين "هرتز" و بگين که، سلام
ماشينتون داره ميره سمت تقاطع خيابون 28 و برادوي

19:28.000 --> 19:31.000
اگه علاقه مندين، الان ديگه مشکل شماست

19:32.900 --> 19:35.900
،ولي مي‌بينين، اين يه درک وحشتناک‌ـه

19:36.000 --> 19:37.690
...چون بايد طوري رفتار کنين

19:37.700 --> 19:40.700
،که اگه همه اونطوري رفتار کردن
اوضاع خوب پيش بره

19:40.800 --> 19:43.800
بايد اينکارو کنين، چون اگه همه
اونجوري بودن، هرج و مرج ميشد

19:44.800 --> 19:46.990
و بيشتر آدم ها يه جورايي اهميت نمي‌دن

19:47.000 --> 19:48.690
بيشتر آدم ها خيلي خودخواه‌ـن

19:48.700 --> 19:51.290
بيشتر آدم ها مادام اينکه بتونن چيزي
...که مورد‌علاقه شون‌ـه انجام بدن

19:51.300 --> 19:54.300
به تخم‌شون هم حساب نمي‌کنن که چه اتفاقي قراره بيوفته

19:55.000 --> 19:58.000
مردم حتي حاضر نيستن بيخيال
چيزهاي موردعلاقه شون بشن

19:58.300 --> 20:01.290
اونا حتي دومين چيز مورد علاقه شون هم انجام نميدن

20:01.300 --> 20:02.990
،مثلا تا حالا کسي رو ديدين که تو دردسر افتاده

20:03.000 --> 20:05.890
مثلا اونا تو يه تقاطع هستن
،و مي‌خوان برن سمت چپ

20:05.900 --> 20:08.290
...ولي اونا توي آخرين لاين سمت راست هستن

20:08.300 --> 20:11.300
چون اونا، گند زدن

20:11.500 --> 20:14.390
پس الان، خيله خب، خب، يارو اينجائه
توي لاين سمت راسته

20:14.400 --> 20:17.400
،و يه عالمه ماشين اينور هست
مثل خيابون ششم، کلي ماشين

20:18.200 --> 20:19.690
و مي‌خواد بره سمت چپ

20:19.700 --> 20:21.790
خب حالا چکار مي‌کنه؟
درهرصورت اين‌کارو مي‌کنه

20:21.800 --> 20:23.490
ميره اون سمت

20:23.500 --> 20:26.500
...فقط ماشينش رو به زور مي‌کشونه

20:26.700 --> 20:27.790
وسط زندگي بقيه‌ي آدم ها

20:27.800 --> 20:30.290
--بدون ذره اي

20:30.300 --> 20:33.300
،و همه بوق مي‌زنن و قاطي کردن
و هميشه همچين آدم هايي رو مي‌بينين

20:33.700 --> 20:36.700
"مجبورم، مجبورم"

20:36.900 --> 20:40.900
کار ممکن ديگه‌اي نيست"
"که بتونم انجام بدم

20:42.500 --> 20:46.490
ديگه چکار مي‌تونم بکنم" به غير اينکه"
... يه بلوک ديگه بري بالاتر و

20:46.500 --> 20:49.500
و بعدش بپيچي سمت چپ و چهار ثانيه بيشتر طول بدي

20:50.800 --> 20:53.800
"اين روش مورد علاقه‌ام نيست، خب"

20:54.600 --> 20:58.100
"اون فقط با 99 درصد از معيارهام همخوني داره"

21:02.000 --> 21:05.000
ولي من خودخواه‌ـم

21:05.400 --> 21:08.400
،دوست دارم آدم بهتري باشم
چون بچه دارم

21:08.600 --> 21:11.490
--و ميخوام، ميدونين ديگه، تو مسير بهتري

21:11.500 --> 21:14.390
بعضي‌وقت ها معلوم نيست که کار درست چيه

21:14.400 --> 21:17.400
مثلا يه بار من يه پوست آب نبات رو پرت کردم تو خيابون

21:17.900 --> 21:20.900
"اينجوري پرتش نکردم که مثلا، "بگير

21:21.000 --> 21:22.290
-فقط

21:22.300 --> 21:25.300
آره، اين آشغال‌رو بگير خيابون

21:27.000 --> 21:30.000
اينکارو کردم چون به لرزش افتاده بودم و آب نبات‌رو ميخواستم

21:36.500 --> 21:39.500
...بگذريم، با يکي از دوست‌هام بودم

21:39.800 --> 21:43.800
که بهم گفت، "همينجوري ريختيش تو خيابون
"مگه محيط زيست برات مهم نيست؟

21:44.600 --> 21:47.600
،و درباره‌اش فکر کردم و بهش گفتم
ميدوني چيه، اين‌که محيط زيست نيست

21:48.500 --> 21:50.790
اينجا نيويورک سيتي‌ـه

21:50.800 --> 21:52.990
اينجا محيط زيست نيست

21:53.000 --> 21:55.490
اينجا جايي‌ـه که مردم زندگي مي‌کنن

21:55.500 --> 21:59.500
نيويورک سيتي جزو محيط زيست نيست
نيويورک سيتي يه تيکه بزرگ آشغال ـه

21:59.600 --> 22:04.600
،مثل غول پيکرترين، نزديک مکزيکو سيتي
...تخماتيک ترين تيکه اي از آشغال

22:05.800 --> 22:07.090
تو جهان، مي‌مونه

22:07.100 --> 22:10.100
،فقط چرکي ترين، گرفته ترين، دودي ترين

22:10.700 --> 22:12.890
تيکه‌ي آشغال متعفن

22:12.900 --> 22:14.290
،پس اگه يه تيکه آشغال دارين

22:14.300 --> 22:15.690
بايد باهاش چکار کنين؟

22:15.700 --> 22:18.290
بايد پرتش کنين تو کومه‌اي از آشغال

22:18.300 --> 22:20.890
،چون اگه اينکارو نکنين
...اگه بذارينش تو سطل بازيافت

22:20.900 --> 22:23.290
...بعدش جمع‌ـش مي‌کنن و مي‌برنش به يه

22:23.300 --> 22:25.790
،آشغال‌دوني و بعدش ميره تو يه قايق

22:25.800 --> 22:27.790
...و ميره و پرت ميشه تو اقيانوس و

22:27.800 --> 22:30.800
...يه دلفين به عنوان يه کلاه ميذارش رو صوررتش

22:32.000 --> 22:36.000
اونم براي ده سال، اين کلاه که
هيچ‌وقت از بين نمي‌ره، رو صورتش‌ـه

22:36.900 --> 22:39.890
آه

22:39.900 --> 22:42.900
يا ميسح

22:51.400 --> 22:54.400
...منظورم اينه که، هرچيزي که ما به دنيا

22:54.500 --> 22:57.190
...معرفي مي‌کنيم، مزخرفه

22:57.200 --> 22:58.790
منظورم ما سفيدپوست هاست

22:58.800 --> 23:00.300
...چون

23:01.500 --> 23:04.500
من واقعا فکر مي‌کنم که سفيد پوست ها
انگار مال يه سياره ديگه هستن

23:05.100 --> 23:08.100
چون وقتي ما اومديم آمريکا، خيلي خوب بود

23:09.200 --> 23:11.090
فقط سرخپوست ها بودن

23:11.100 --> 23:12.990
و تازه حتي سرخپوست هم نبودن

23:13.000 --> 23:16.000
اتفاقي با اين اسم صداشون کرديم

23:16.200 --> 23:19.200
و هنوز هم با اين اسم صداشون مي‌کنيم

23:19.800 --> 23:22.800
...مثلا تو يه ماه مي‌دونيم که سرخپوست نبودن

23:23.400 --> 23:26.290
ولي به تخم‌مون هم حساب نمي‌کنيم

23:26.300 --> 23:29.300
هيچ‌وقت درستش نمي‌کنيم

23:29.700 --> 23:31.390
،ما اومديم اينجا و اونا بهمون گفتن
"سلام"

23:31.400 --> 23:34.090
،و ما هم بهشون گفتيم
"سلام، شما سرخپوست هستين، درسته؟"

23:34.100 --> 23:36.390
"و اونام گفتن، "نه

23:36.400 --> 23:38.390
"نه، اينجا هندوستان ـه، درسته؟"

23:38.400 --> 23:41.390
"نه، قطعا، قطعا يه جاي ديگه‌ست"

23:41.400 --> 23:42.590
"شما سرخپوست نيستين؟"

23:42.600 --> 23:44.190
"نه"

23:44.200 --> 23:47.200
"آه، سرخپوست‌ـين بابا"

23:49.900 --> 23:52.900
"شما تا صدها سال ديگه هم سرخپوست هستين "

23:56.800 --> 23:58.690
هر چي اينجا بود رو به گُه کشيديم
--اينجا يه جاي عالي بود

23:58.700 --> 24:02.200
فقط ساحل به ساحل سبز و قهوه اي و زيبا بود

24:02.800 --> 24:05.690
...و همه‌ي آدم ها فقط برا خودشون مي‌چرخيدن

24:05.700 --> 24:08.490
،با صورت هاي رنگ شده
همينجوري مي‌چرخيدن

24:08.500 --> 24:10.590
،و اونا اينجوري بودن
"اوه، به نظر خوشمزه مياد"

24:10.600 --> 24:12.590
و فقط از رو زمين غذا مي‌خوردن

24:12.600 --> 24:14.590
و بعدش رو علف ها مي‌خوابيدن

24:14.600 --> 24:16.390
و بيدار مي‌شدن و بُکن بُکن مي‌کردن

24:16.400 --> 24:19.400
و بعدش مي‌رفتن برا شنا و يه ذره مي‌رقصيدن

24:19.500 --> 24:21.690
،کل قاره اينجوري بود

24:21.700 --> 24:24.700
که ملت فقط اينکارهارو مي‌کردن

24:25.400 --> 24:27.190
منظورم اينه که، تو مکزيک آدم‌هايي بودن
...که کله‌ي بچه هارو مي‌بريدن

24:27.200 --> 24:29.290
و از پله‌هاي هرمي پرتشون مي‌کردن پايين

24:29.300 --> 24:31.190
--ولي اون

24:31.200 --> 24:32.790
...منظورم اينه که

24:32.800 --> 24:35.390
تا-- تا بوده همين بوده

24:35.400 --> 24:36.790
--مي‌دونين ديگه

24:36.800 --> 24:39.800
نمي‌شه کار زيادي بابت اون انجام داد

24:43.700 --> 24:45.190
...ولي من فکر مي‌کنم که از يه سياره ديگه اومديم

24:45.200 --> 24:47.890
و دليلش اينه که، ما از اينجا خوشمون نمياد

24:47.900 --> 24:49.590
،يعني، چرا، اگه ما اصليتمون اينجايي ـه

24:49.600 --> 24:51.190
،اگه ما به زمين تعلق داريم

24:51.200 --> 24:54.200
چرا اصلا رو زمين... ‌

24:54.600 --> 24:56.890
راحت نيستيم؟

24:56.900 --> 24:59.490
...ما به سطح هاي خوب و نرم نياز داريم

24:59.500 --> 25:01.990
...و زاويه‌ي قائمه و مي‌خوايم هوا خنک باشه

25:02.000 --> 25:05.300
،و نه که زياد گرم باشه، فقط يه ذره
آها آها، عالي شد

25:07.200 --> 25:09.590
مثلا چرا نبايد-- وقتيکه هوا گرم‌ـه
...چرا نبايد فقط بگيم

25:09.600 --> 25:10.790
"آره، کُس ننه‌اش"

25:10.800 --> 25:13.800
اگه يه اينجا تعلق داريم، چرا نبايد اينجوري باشيم؟

25:14.800 --> 25:17.800
...و خيلي عجيبه، چون مردمي، مردمي که

25:18.200 --> 25:20.590
هر چي صداشون مي‌کنين، ميدونين ديگه
...يه سري عشق محيط زيست هستن

25:20.600 --> 25:24.600
،و بعدش  يه سري هستن که فقط
عين خيالشون هم نيست، از محيط زيست متنفرن

25:25.600 --> 25:27.590
ولي برا همينه که مردم از دست
...عشق محيط زيست ـي‌ها عصباني مي‌شن

25:27.600 --> 25:30.190
چون فکر مي‌کنن که اونا دارن
...جلوي حرکت اقتصاد رو مي‌گيرن

25:30.200 --> 25:32.690
و محدوديت هايي ايجاد مي‌کنن
و کلي از اين آدم‌ها مسيحي هستن

25:32.700 --> 25:35.190
...کلي از اين آدم ها مسيحي مذهب هستن

25:35.200 --> 25:37.590
،و اين قضيه اصلا برام قابل هضم نيست

25:37.600 --> 25:40.600
،که اگه بر اين باوري که خدا زمين‌رو بهت داده

25:41.200 --> 25:43.990
که خدا زمين رو به‌خاطر تو خلق کرده

25:44.000 --> 25:47.600
پس چرا نبايد مجبور باشي که ازش مراقبت کني؟

25:47.700 --> 25:49.190
--آخه چرا

25:49.200 --> 25:52.190
چرا به اين فکر نمي‌کني که وقتي
،خدا برگشت ممکنه شاکي بشه و بگه

25:52.200 --> 25:55.200
"کُس‌کش، چه غلطي کردي؟"

25:56.000 --> 25:59.600
"من اينو بهت دادم، مادرجنده، مگه کُست خُله؟"

26:00.500 --> 26:03.500
"خرس‌هاي‌قطبي قهوه اي شدن"

26:03.800 --> 26:06.800
"چه انگولي تو کون خرس‌هاي‌قطبي کردي؟ "

26:07.300 --> 26:10.300
"رو تک تک خرس‌هاي‌قطبي ريدي؟"

26:11.300 --> 26:15.300
چه کار-- اين کار کيه؟ کدوم تخم‌حرومي"
اينو ريخته اينجا، کي اينو ريخته؟

26:15.800 --> 26:19.200
بيا اينجا بينم، توي ولدّ‌زنا اينو ريختي؟ "
"اين ديگه چيه؟

26:19.600 --> 26:22.600
نفت‌ـه، فقط يه ذره نفت‌ـه"
"--نمي‌خواستم که بريزم

26:22.800 --> 26:25.800
"خب، چرا از تو زمين بي‌صاحاب درش آوردي؟"

26:27.500 --> 26:30.500
"چون مي‌خواستم تندتر برم"

26:30.600 --> 26:33.600
"به اندازه کافي سرعت ندارم"

26:34.700 --> 26:35.990
"و سردم بود"

26:36.000 --> 26:38.190
"ننه جنده، منظورت چيه که سردت بود؟"

26:38.200 --> 26:41.200
هر چيزي که خواستي دو دستي"
"تقديمت کردم، کثافت تخم حروم

26:42.700 --> 26:45.700
"--خب، چون شغل ها، و... مي‌خواستم"

26:46.900 --> 26:50.900
،شغل ديگه چيه؟ چيه، برام توضيح بده"
شغل سگ‌مصّب ديگه چيه؟

26:51.800 --> 26:54.590
خب، مثل اون که، تو يه جايي کار مي‌کني"
... و مردم وقتي

26:54.600 --> 26:57.600
بازي هاشون جواب نمي‌ده زنگ مي‌زنن"
"و تو هم کمک‌شون مي‌کني تا مشکل‌رو حل‌کنن

26:59.100 --> 27:00.090
"اين‌کارو برا چي مي‌کني؟"

27:00.100 --> 27:00.690
"برا پول"

27:00.700 --> 27:03.090
"پول‌رو براي چي مي‌خواي؟"

27:03.100 --> 27:03.690
"غذا"

27:03.700 --> 27:06.690
"فقط همون کثافتي که کف زمين‌ـه رو  زهر مار کن"

27:06.700 --> 27:09.700
"کف زمين رو برات پُر از آت‌آشغال کردم"

27:10.000 --> 27:13.000
،ذرت کيري و گندم و اين کُس‌شعرا"
"آسيابشون‌کن و يه کم نون درست‌کن، چه غلطي مي‌کني؟

27:14.300 --> 27:17.190
،آره، ولي اون‌که"
"اون‌که گوشت نمک زده توش نداره

27:17.200 --> 27:22.200
و من-- من وقتي توش گوشت نمک زده"
"داشته باشه، خيلي خوشم مياد

27:27.500 --> 27:30.500
چند روز پيش يه نفرو ديدم که بعد از اينکه
،غذاشون تموم شد، اينجوري مي‌کرد

27:33.800 --> 27:36.800
و من تو اين فکر بودم که، معنيش چيه؟
اين حرکت حاکي از چيه؟

27:37.600 --> 27:40.190
،فکر کنم معنيش اين مي‌شه که
...وقتي يه چيز خيلي خوشمره مي‌خورين

27:40.200 --> 27:43.400
...و بعدش سوراخ کون يکي رو مي‌بوسين

27:44.200 --> 27:47.200
و سوراخ کون‌شون منفجر مي‌شه

27:54.100 --> 27:56.290
عجب غذاي مشتي بود

27:56.300 --> 27:58.990
اين سُس خوبي‌ـه

27:59.000 --> 27:59.690
"خوشمره‌ست؟"

27:59.700 --> 28:02.090
"آره، بذار نشونت بدم"

28:02.100 --> 28:05.100
"لعنتي، يه ذره از اون به من‌هم بده"

28:06.500 --> 28:09.500
همون چيزي که الان سوراخ کونم رو نابود کرد

28:11.800 --> 28:14.800
...بهرحال بگذريم، من بچه دارم و

28:15.700 --> 28:18.700
يه جورايي چيزي که مي‌خوام بگم همينه

28:18.800 --> 28:21.800
،بچه داشتن خيلي سخت‌ـه
چون کسل کننده‌ست

28:24.500 --> 28:26.990
که سخت‌ترين قسمت بچه داشتن همينه

28:27.000 --> 28:30.000
از هر پدرمادري مي‌خواين بپرسين، سختيش چيه؟
اين‌که مراقب سلامتي‌شون باشين؟

28:30.400 --> 28:32.290
--اينکه مطمئن شين که تحصيلات‌شون

28:32.300 --> 28:35.300
...نه، فقط بودن باهاشون رو کف زمين

28:35.900 --> 28:38.790
وقتي اونا هم بچه ان برا خودشون

28:38.800 --> 28:41.090
--فقط

28:41.100 --> 28:44.100
... کتاب "کليفرد سگ بزرگ قرمز" رو برات مي‌خونن

28:44.700 --> 28:47.690
اونم به ميزان سرعت 50 دقيقه برا هر صفحه

28:47.700 --> 28:49.490
...و مجبوري پيش‌شون بشيني

28:49.500 --> 28:52.090
...و به صورت هم‌زمان بايد هم افتخار کني

28:52.100 --> 28:54.790
و هم بيزار باشي ازشون

28:54.800 --> 28:57.790
از "کليفرد سگ بزرگ قرمز" متنفرم

28:57.800 --> 28:59.090
ازش متنفرم

28:59.100 --> 29:01.790
حدود 50 تا کتاب درباره‌ي "کليفرد سگ بزرگ قرمز" هست

29:01.800 --> 29:02.390
پنجاه تا کتاب

29:02.400 --> 29:04.590
...هفت تا کتاب درباره‌ي "نارنيا" هست

29:04.600 --> 29:07.290
...که شامل تولد و مرگ ملت

29:07.300 --> 29:10.190
...و موش ‌هاش شمشير به دست

29:10.200 --> 29:13.190
و يه شير که خداست، ميشه

29:13.200 --> 29:15.190
اونا اين‌چيز‌هارو تو هفت کتاب جا دادن

29:15.200 --> 29:17.990
،"پنجاه تا کتاب درباره‌ي "کليفرد سگ بزرگ قرمز

29:18.000 --> 29:20.890
و همه‌شون دقيقا يه داستان رو تعريف مي‌کنن

29:20.900 --> 29:23.490
ببينين اين سگ چقدر بزرگ‌ــه

29:23.500 --> 29:26.500
همين

29:26.600 --> 29:29.290
ببينين اين سگ چقدر بزرگ‌ــه

29:29.300 --> 29:31.990
کل کتاب همينه

29:32.000 --> 29:35.000
تو ايستگاه آتش نشاني اين‌قدر بزرگ بود

29:35.200 --> 29:38.200
تو روز شکرگزاري اون‌قدر بزرگ بود

29:38.600 --> 29:41.600
کي به تخمش حساب مي‌کنه
شما فقط بزرگ کشيدينش

29:42.700 --> 29:45.700
شما فقط عمدا بزرگ‌تر از آدم‌ها نشونش دادين

29:46.800 --> 29:49.800
،اسم کتاب بايد باشه
"نگاه کنين تو اين کتاب چقدر اين سگ‌رو بزرگ کشيدم"

29:50.800 --> 29:53.490
"به نظرتون اشتباه نيست؟"

29:53.500 --> 29:54.990
اصلا داستاني نداره

29:55.000 --> 29:58.600
حتي شايد فقط نزديک‌تر به‌صفحه کشيدينش
حتي نمي‌دونم که صادقانه اين‌کارو کردين يا نه

30:00.000 --> 30:01.890
يه داستان درباره‌ي"کليفرد" برامون بگين

30:01.900 --> 30:05.200
،کاري کنين يه چيزي اتفاق بيوفته
...مثلا شايد يه پليس رو لگد مي‌کنه

30:05.500 --> 30:09.700
و ستون فقراتش رو خُرد مي‌کنه
و اين برا جامعه خيلي عذاب آوره

30:10.000 --> 30:13.000
دو ماهي طاقت مياره و بعد مي‌ميره

30:13.400 --> 30:15.690
،و بعدش، ميدونين ديگه

30:15.700 --> 30:18.700
،يه تشييع جنازه بزرگ با ني انبان برگزار ميشه
که توش همه گريه مي‌کنن

30:19.300 --> 30:22.300
... و "کليفرد" محکوم به مرگ ميشه و

30:23.800 --> 30:26.800
...و کل کتاب درباره‌ي مراحل استيناف‌ـش هست و

30:27.200 --> 30:30.200
اينکه مسيح رو پيدا کرده بود
ولي همه مي‌گفتن که مزخرفه

30:31.800 --> 30:34.800
،زن پليس‌ـه داد مي‌زنه مي‌گه
"مي‌خوام اون سگ بميره"

30:36.400 --> 30:39.900
و  بعدش ميره سمت صندلي و اونا همه‌ي
پشم‌هاي قرمزش رو تراشيدن و الان ديگه شده

30:40.500 --> 30:43.500
"کليفرد سگ صورتي بزرگ"

30:46.200 --> 30:49.200
ميذارنش رو يه صندلي الکتريکي بامزه
که کل شهر دست به دست دادن و ساختنش

30:54.200 --> 30:57.090
بچه داشتن کسل کننده‌ست
بايد بازي‌هاي بچه‌گونه بکنين

30:57.100 --> 31:00.100
،بايد باهاشون بازي هاي تخته اي کنين
--بازي هاي تخته اي بچه‌کوچولوها، وقتيکه آدم

31:00.900 --> 31:03.900
و بعدش بايد ديت‌ديت‌ديت

31:06.300 --> 31:09.300
شش آوردي، عزيزم

31:09.800 --> 31:12.190
يک

31:12.200 --> 31:14.990
دو

31:15.000 --> 31:15.490
سه

31:15.500 --> 31:18.500
همينجاست، درست همينجا
--فقط

31:20.000 --> 31:20.790
بابايي، دارم ياد مي‌گيرم

31:20.800 --> 31:24.500
مي‌دونم، بزرگ شدي قراره احمق باشي چون
حوصله‌ام سر‌رفته، ديگه نمي‌تونم تحمل کنم عزيزم، نمي‌تونم

31:24.700 --> 31:26.190
نمي‌تونم نگاش کنم

31:26.200 --> 31:29.200
بيشتر از اوني که ‌دوست دارم
--حوصله‌‌ام سر رفته، فقط

31:29.800 --> 31:32.800
بيخيال

31:34.700 --> 31:35.890
دخترهام الان شش ساله و نُه ساله هستن

31:35.900 --> 31:38.900
درواقع تو سن هيجان انگيزي هستن، چون
دارن ياد مي‌گيرن که کارهاي باحالي بکنن

31:39.800 --> 31:42.590
من با بچه هام "مونوپلي" بازي مي کنم، خيلي حال ميده
نوعي بازي تخته اي که بازيکن ها
توش بايد مايملکي رو به دست بيارن

31:42.600 --> 31:45.190
بچه‌ي نُه سالم کاملا بلده "مونوپلي" بازي کنه

31:45.200 --> 31:48.190
ولي اوني که شيش سالشه درواقع مي‌فهمه
...که بازي چطور انجام مي‌شه

31:48.200 --> 31:51.200
...ولي به اندازه‌ي کافي ازنظر احساسي قوي نيست‌‍

31:51.600 --> 31:54.600
...که بتونه تو هر بازي مونوپلي

31:55.000 --> 31:57.190
باخت صددرصدش رو تحمل کنه

31:57.200 --> 32:00.200
چون، باخت تو مونوپلي خيلي تاريک‌ـه

32:01.000 --> 32:03.490
سنگين‌ـه

32:03.500 --> 32:06.500
مثل باختن تو بازي"دنياي آب‌نبات‌ـي" که نيستش

32:07.200 --> 32:10.200
،اوه، توي اون چيز شکلاتي گير افتادي عزيزم
...اوه، خب

32:11.200 --> 32:14.700
تو اون فرفره چسبونکي گير‌افتادي
و نتونستي برنده بشي

32:17.000 --> 32:19.690
ولي وقتي تو مونوپلي مي‌بازه، بايد
،به صورت کوچولوش نگاه کنم و بگم

32:19.700 --> 32:22.700
باشه عزيزم، الان قراره اين اتفاق بيوفته، باشه؟

32:23.300 --> 32:26.300
،همه‌ي املاکت، هر چيزي که داري

32:26.700 --> 32:29.390
،همه‌ي راه آهن ها، خونه‌هات

32:29.400 --> 32:31.190
،همه‌ي پولت

32:31.200 --> 32:33.890
الان ديگه مال من‌ـه

32:33.900 --> 32:35.490
همه‌شو بايد بدي به من

32:35.500 --> 32:38.190
نه، بدش بياد بينم، درسته

32:38.200 --> 32:41.200
،و نه، نه ديگه نمي‌توني بازي کني
...ميدوني، چون

32:41.600 --> 32:43.290
...با اينوجود که هرچي داشتي دادي به من

32:43.300 --> 32:46.190
حتي ذره اي از اون چيزي که
بهم بدهکاري رو پوشش نداده

32:46.200 --> 32:49.200
حتي يه ذره‌اش هم پوشش نداده، عزيزم

32:49.700 --> 32:52.700
با کله خوردي زمين، واقعا بدـه

32:53.700 --> 32:56.700
همه‌ي اون چيزايي که کل روز
،داشتي براشون زحمت مي‌کشيدي

32:57.100 --> 32:59.190
...الان ديگه من برش مي‌دارم

32:59.200 --> 33:02.200
و ازشون براي نابود کردن خواهرت استفاده مي‌کنم

33:03.000 --> 33:06.000
منظورم اينه که، با خاک يکسانش مي‌کنم

33:06.400 --> 33:09.400
اين تخته ديگه الان براش تبديل
به هرج و مرج و آشوب مي‌شه

33:14.000 --> 33:15.490
...وقتي بچه دارين همچنين مجبورين که

33:15.500 --> 33:17.890
به بچه و فرهنگ والدين تعلق داشته باشين

33:17.900 --> 33:20.190
بايد کلي از پدرمادرها و بچه هاي ديگه رو بشناسين

33:20.200 --> 33:21.490
بايد با بچه هاي ديگه بچرخين

33:21.500 --> 33:23.290
بعضي وقت ها بچه هايي هستن
که اصلا نمي‌شناسين‌ـشون

33:23.300 --> 33:25.990
مثلا وقتي من با بچه هام ميرم پارک، باهاشون بازي مي‌کنم

33:26.000 --> 33:27.490
با بچه هام بازي مي‌کنم

33:27.500 --> 33:28.990
بعضي از مردم اين‌کارو نمي‌کنن

33:29.000 --> 33:32.000
اونا فقط بچه هاشون رو مي‌برن پارک
،که مجبور نباشن باهاشون حرف بزنن

33:32.200 --> 33:35.200
و اون بچه‌ها يه جورايي به کُس‌کلک بازي
ما نگاه مي‌کنن

33:36.300 --> 33:38.690
مثلا من تو پارک هستم و دارم
...با بچه‌هام يه بازي سرگرم کننده مي‌کنم

33:38.700 --> 33:41.490
و بعدش يه زن رو يه نيمکت نشسته
... و تلفنش دستشه

33:41.500 --> 33:43.190
و به تلفنش زُل زده

33:43.200 --> 33:44.890
،و بچه اش بهش ميگه
"ماماني، باهام حرف بزن"

33:44.900 --> 33:47.900
دست از سرم بردار، دارم سعي مي‌کنم"
"به پدرت خيانت کنم، تمومش کن

33:49.400 --> 33:52.390
،و بعدش اون بچه‌ مياد پيش ما و ميگه
"مي‌تونم تو خونواده شما باشم؟"

33:52.400 --> 33:54.590
حال آدم بد مي‌شه

33:54.600 --> 33:57.600
،يه بار با بچه‌هام تو يه استخر شنا بودم
...يه استخر عمومي

33:57.800 --> 34:00.690
،و  دخترم رو اوني که شيش سالشه
رو دستام اينجوري گرفته بودم

34:00.700 --> 34:03.700
،و محکم منو گرفته بود و داشت دست و پا مي‌زد
خيلي باحال بود

34:04.000 --> 34:07.000
و بعدش اومد پايين و يه بچه‌ي ديگه
يه دفعه پريد روم

34:09.000 --> 34:11.990
مثل يه موش مي‌مونه، ولم کن

34:12.000 --> 34:13.190
"ولي من دوست دارم"

34:13.200 --> 34:16.200
نمي‌شناسمت بچه، بس کن

34:26.200 --> 34:29.600
،فکر کنم اون بچه مُرده باشه
نمي‌دونم چه اتفاقي افتاده

34:35.100 --> 34:38.600
،بعضي از بچه‌ها تو کلاس بچه هام
از بعضي از اون بچه ها خوشم مياد

34:38.800 --> 34:41.800
،بعضي از اون بچه ها خيلي باحالن
--ميان خونه‌مون و با بچه‌هام بازي

34:41.900 --> 34:43.490
،از بعضي‌هاشون هم خوشم نمياد

34:43.500 --> 34:45.290
مخصوصا پسربچه‌ها

34:45.300 --> 34:48.300
،پسربچه‌هاي تو کلاس بچه هام
ازشون متنفرم، از پسربچه‌ها متنفرم

34:49.200 --> 34:52.200
من نقطه‌ي مقابل يه بچه‌باز هستم
--فقط متنفرم از

34:55.800 --> 34:59.800
يه بچه تو کلاس دخترم هست که
،خون‌ـش هم بخورم سير نمي‌شم

35:01.200 --> 35:04.200
...و واقعا تُخماتيک‌ـه، چون من 44 سالمه

35:04.800 --> 35:07.800
و از يه بچه‌ي شيش ساله متنفرم

35:08.000 --> 35:09.790
...منظورم اينه که، با يه

35:09.800 --> 35:12.800
نفرت بالغ‌ـانه با تمام وجودم ازش متنفرم

35:13.200 --> 35:16.200
از وقتي اومدم اينجا سه بار درباره‌اش فکر کردم

35:16.700 --> 35:19.700
تا اين حد واقعا از اين بچه متنفرم

35:25.300 --> 35:28.300
مي‌خوام درباره‌اش بهتون بگم و بايد يه اسم
...از خودم براش در بيارم، چون يه بچه‌ي واقعيه

35:28.500 --> 35:30.690
...که تو اين شهر زندگي مي‌کنه، پس مجبورم که

35:30.700 --> 35:33.590
،يه اسم از خودم براش بسازم
تا بتونم اين داستان رو درباره‌اش بگم

35:33.600 --> 35:35.990
اسمش-- فقط "جزانداپوس"ـه

35:36.000 --> 35:39.500
بياين "جزانداپوس" صداش کنيم
جزانداپوس"، خوبه"

35:41.000 --> 35:42.200
خيله‌خب

35:43.300 --> 35:45.990
همکلاسي دخترم‌ـه، کلاس اولي هم هستن

35:46.000 --> 35:49.300
،و وقتي بچه‌هام رو مي‌بريم سر کلاس
...يه رويه کوچولو هست

35:49.400 --> 35:52.400
بچه هاتون رو مي‌برين مدرسه و ژاکت و
...کوله پشتي‌ـشون همراشونه

35:52.800 --> 35:55.800
و بعدش مي‌رن پيش کمدشون و
درشون ميارن و مي‌ذارنشون تو کمد

35:56.100 --> 35:59.490
بعدش پوشه‌ي تکاليف‌شون و
....جعبه‌ي ناهارشون رو برمي‌دارن

35:59.500 --> 36:00.890
و مي‌ذارنشون تو قفسه‌شون

36:00.900 --> 36:02.590
...اونا مسئوليت هاي کوچيکي هستن که

36:02.600 --> 36:04.890
شما تو انجام‌شون بهشون کمک مي‌کنين و از اين چرت و پرت ها

36:04.900 --> 36:07.900
--"ولي "جزانداپوس

36:09.700 --> 36:12.700
وقتي مياد تو کلاس هيچ‌کدوم از اين گُه خوري‌هارو نمي‌کنه

36:13.500 --> 36:16.500
فقط مياد داخل و همه‌شو مي‌ندازه

36:25.100 --> 36:28.100
...و مادرش، مادر ضعيفه‌ي ببو گلابيش

36:29.300 --> 36:32.190
همه‌شونو برمي‌داره

36:32.200 --> 36:34.290
،از مادرش متنفرم

36:34.300 --> 36:37.300
،چون بعنوان يه پدر يا مادر
از پدرمادرهاي ضعيف متنفرين

36:37.700 --> 36:40.700
چون انگار داري "هيتلر" رو بزرگ مي‌کني
ننه جنده، کارت رو درست انجا م بده

36:41.400 --> 36:44.190
دهنشو سرويس کن

36:44.200 --> 36:47.200
،اگه گروه والدين ما و کلاس ما
،يه جوخه‌ سرباز بودن

36:47.700 --> 36:50.700
خانم همونيه که ما يه قالب صابون
--ميذاريم تو جوراب و بعدش

36:50.724 --> 36:52.724
آوامــووی

36:53.600 --> 36:55.890
تو خواب دهن اون سليطه رو ميگائيم

36:55.900 --> 36:58.190
جنده خانم دهنش سرويس ميشه

36:58.200 --> 37:01.200
دووم نمياره

37:01.800 --> 37:04.790
،وقتي "جزانداپوس" بند و بساطش رو ميندازه زمين

37:04.800 --> 37:07.090
اين کُس پاره برشون مي‌داره

37:07.100 --> 37:08.190
--اون اصلا
...مي‌شينه و مي‌گه

37:08.200 --> 37:11.200
"...اون فقط...من برشون"

37:14.000 --> 37:15.190
"...من برشون مي‌دارم"

37:15.200 --> 37:18.200
"و من براش مي‌ذارمشون تو قفسه‌اش"

37:19.500 --> 37:23.600
و همه‌شونو براش بر مي‌داره و مي‌بره، که باعث مي‌شه
آقا راحت باشه و با مشت بزنه تو صورت بقيه بچه ها

37:25.500 --> 37:28.500
چون يه بچه‌ي وحشتناک خشن و تخم حرومه

37:30.500 --> 37:32.190
،يه بار رفته بودم مدرسه

37:32.200 --> 37:34.390
و داوطلبانه داشتم زنگ تفريح رو نگاه مي‌کردم

37:34.400 --> 37:36.590
،يه کاري هست که بعضي وقت ها مي‌کنين
،مي‌دونين ديگه

37:36.600 --> 37:37.790
،اگه والدين خوبي باشين

37:37.800 --> 37:39.390
،حدود ماهي يه بار يا هر چي که هست

37:39.400 --> 37:40.590
...مي‌رين مدرسه

37:40.600 --> 37:42.190
و اونجا مي‌ايستين و زنگ تفريح رو نگاه مي‌کنين

37:42.200 --> 37:45.200
جق مي‌زنين، يا هرکاري که مي‌خواين بکنين

37:48.000 --> 37:50.890
حالا ديگه اين شد بد ترين چيز
اين شد بدترين چيز

37:50.900 --> 37:53.490
حالا اين بدترين چيزيه که تا حالا گفتم، باشه، خيله‌خب

37:53.500 --> 37:55.000
پيداش مي‌کنيم

37:59.600 --> 38:02.600
منظورم اينه که مي‌شه بزني
مدرسه دولتي‌ـه و هيچ کس هم براش مهم نيست

38:02.900 --> 38:05.900
ولي، تا حالا نزدم، اونقدرها هم بيخ پيدا نکرده

38:08.300 --> 38:10.690
بگذريم، دارم زنگ تفريح رو نگاه مي‌کنم و
زنگ تفريح گردشي ـه برا خودش

38:10.700 --> 38:13.700
،اگه هيچ وقت نرفتين زنگ تفريح ببينين

38:14.600 --> 38:17.600
،حس خاصي موج مي‌زنه توش
چون مثل دنيا مي‌مونه

38:18.100 --> 38:20.190
،مي‌دونين اگه تلاطم اقيانوس رو نگاه کنين

38:20.200 --> 38:21.590
،ديدن موج‌ها در کنار ساحل براي مدت طولاني

38:21.600 --> 38:24.600
و شروع مي‌کنين به فهميدن اينکه چيزها
چطور با نظم و ترتيب عمل مي‌کنن

38:25.000 --> 38:28.500
زنگ تفريح هم همينجوريه، چون
...هر انرژي پرهرج و مرج طبيعي

38:29.000 --> 38:31.290
توي زنگ تفريح نمايش داده ميشه

38:31.300 --> 38:35.800
بچه هايي هستن که داخل اين ولوشو بازار
برا خودش اينوراونورمي‌دوئن و مي‌چرخن

38:36.100 --> 38:40.100
،يه بچه هست که دست و پا ميزنه
و بپر بپر مي‌کنه برا يه بچه ي تنهاي ديگه

38:42.600 --> 38:45.190
يه سيستم دوتايي از دو تا بچه هست
...که دست هاي همو گرفتن

38:45.200 --> 38:48.700
و دارن مي‌دوئن و ميزنن تو گردن بچه هايي با قد خاص

38:49.500 --> 38:52.500
دارن يه اندازه‌ي يکنواخت
برا زمين بازي تعيين مي‌کنن

38:56.400 --> 38:58.490
...خب دارم زنگ تفريح رو نگاه مي‌کنم

38:58.500 --> 39:01.490
،و "جزانداپوس" رو مي‌بينم

39:01.500 --> 39:04.190
--و با داره با اين شرارت

39:04.200 --> 39:06.890
اين بچه مثل شيطوني مي‌مونه
که تو بد زماني گير کرده

39:06.900 --> 39:07.990
--مثل اينه که

39:08.000 --> 39:11.000
من هميشه تو يه کت پوستين خاکستري
که توش استخون ـه تصورش مي‌کنم

39:11.200 --> 39:15.200
و کلي حلقه از کسايي که کشته
و برا خودش داره قدم ميزنه

39:18.300 --> 39:21.700
و دخترمو مي‌بينم که برا خودش تنها اونجا ايستاده

39:21.800 --> 39:24.290
و "جزانداپوس" اونجاست و
مي‌دونم که داره ميره سراغش

39:24.300 --> 39:27.300
مثل يه فيلم اکشن هيجاني مي‌مونه

39:30.400 --> 39:33.400
و با خودم فکر مي‌کنم که بايد برم اونجا و ازش محافظت کنم

39:33.600 --> 39:36.600
ولي بعدش به خودم گفتم بذار اول يه کاري بکنه

39:36.700 --> 39:38.690
فقط بذار يه کار کوچولو بکنه

39:38.700 --> 39:41.700
--چون مي‌خوام
مي‌خوام اين بچه وارد زندگي‌ـم بشه

39:42.700 --> 39:45.700
يه دليل مي‌خوام

39:47.500 --> 39:50.500
عکس هوايي ازش مي‌خوام که
...درحال اذيت کردن خونواده ام هست

39:51.800 --> 39:53.790
...که بتونم ببرمش سازمان ملل متحد

39:53.800 --> 39:56.690
و مقامات رو مجبور کنم که اين مادر جنده رو شکنجه کنن

39:56.700 --> 39:58.690
--مي‌خوام

39:58.700 --> 40:01.190
...مي‌خوام سوار يه پروازش کنم به ونزوئلا

40:01.200 --> 40:04.200
با يه پاکت رو سرش و نوار چسب
و بقيه اون آت‌آشغال هاي ديگه

40:11.000 --> 40:14.000
،خب، بهرحال، ميره سمت دخترم
دست‌ـش رو مي‌گيره و شروع مي‌کنه به پيچ دادن

40:14.200 --> 40:15.390
"و ميگه، "آااااااه

40:15.400 --> 40:17.690
من ميدوئم سمت‌شون، همينجوري بچه هارو مي‌زنم کنار

40:17.700 --> 40:19.590
ميدوئم، مي‌گيرمش

40:19.600 --> 40:21.190
،و به صورت کوچيکش نگاه مي‌کنم و مي‌گم

40:21.200 --> 40:24.200
"گوش کن ببين چي ميگم، "جزانداپوس

40:24.400 --> 40:26.490
،اگه يه بار ديگه

40:26.500 --> 40:28.990
،يه بار ديگه تو زندگي‌ـت

40:29.000 --> 40:29.790
--بهش دست بزني

40:29.800 --> 40:31.690
...و همينطور که داريم اينکارو مي‌کنم، متوجه مي‌شم که

40:31.700 --> 40:34.490
اين‌کاري که دارم مي‌کنم اصلا خوب نيست

40:34.500 --> 40:37.090
کاملا زشت و نامناسب‌ـه

40:37.100 --> 40:39.990
واقعا کار اشتباهي‌ـه

40:40.000 --> 40:43.000
شورش ديگه داره در مياد

40:43.100 --> 40:44.190
خيلي بالغ‌ــانه ست

40:44.200 --> 40:47.900
انگار يه دلال مواد تو ساختمون من ـه
--که  بالاخره کُسکش رو

40:49.000 --> 40:52.000
،ديگه کارت تمومه، مادرجنده"
"خط خطيت مي‌کنم، تخمم هم حساب نيست

40:54.800 --> 40:56.590
--و اون

40:56.600 --> 40:58.590
شروع مي‌کنه به طرز رقت انگيزي گريه کردن

40:58.600 --> 41:01.600
و من فقط، واقعا اين‌کارو کردم، فقط
سرمو انداختم و رفتم، در رفتم فقط

41:09.600 --> 41:12.390
--و بعدش همه‌ي معلم ها
همه دورش جمع شدن

41:12.400 --> 41:14.290
"جزانداپوس، چي شده؟"

41:14.300 --> 41:17.300
--و اونم ميگه

41:18.400 --> 41:20.290
...و نمي‌تونست قشنگ حرف بزنه و بيانش کنه

41:20.300 --> 41:22.390
چون هيچي ياد نمي‌گيره

41:22.400 --> 41:24.490
کُس ننه‌اش

41:24.500 --> 41:26.990
،من اونجا ايستادم و تو دلم مي‌گفتم
،آره، مي‌تونستي زيرآبمو بزني بچه کوني

41:27.000 --> 41:29.190
،ولي بدبخت اينه که خيلي احمقي

41:29.200 --> 41:32.200
،که تقصير خود کُسکش ـته

41:32.600 --> 41:35.600
کثافت آشغالِ چاه‌کن آينده‌ي مملکت

41:36.600 --> 41:39.600
اوه، خيلي دوست دارم بزرگ شدنت رو ببينم
که هيچ گُهي نميشي، مادرجنده

41:41.500 --> 41:42.790
نگاش ‌کنم

41:42.800 --> 41:45.800
و همچنين مادرت رو مي‌گام
و ديگه بهش زنگ نمي‌زنم

41:46.000 --> 41:49.000
مي‌رينم تو تابستون‌ـش

41:50.000 --> 41:53.000
دوبار مادرتو ميگام و ديگه
هيچوقت بهش زنگ نمي‌زنم

41:56.400 --> 41:59.190
پدرت رو نمي‌شناسم، چون از دستت
فرار کرده، ولي پيداش مي‌کنم

41:59.200 --> 42:01.990
خودمو گِي مي‌کنم و کون اونم مي‌ذارم

42:02.000 --> 42:03.790
...ميگامش-- جوري کيرش رو ساک بزنم

42:03.800 --> 42:06.800
که مجبور بشه کل زندگي‌ـش رو عوض کنه

42:07.200 --> 42:11.200
و برا چند ماهي باهاش ميرم تو دهکده
...تو يه خونه زندگي مي‌کنم و کاملا

42:11.500 --> 42:14.190
تمام ارتباطش با زندگيش قطع ميشه

42:14.200 --> 42:16.190
و شروع مي‌کنه به پوشيدن
شلوارک هايي که واقعا تنگ هستن

42:16.200 --> 42:17.390
--و فقط

42:17.400 --> 42:20.400
و بعدش ميرم يه يکي از اين جاهاي مسيحي
که آدمو از گِي بودن در ميارن

42:20.600 --> 42:22.590
،و بعدش بر مي‌گردم و بهش ميگم
"تو چه مرگته، کوني؟"

42:22.600 --> 42:25.600
،و کاري کنم که از داخل احساس بدي کنه
مثلا چه غلطي کرده

42:34.700 --> 42:37.390
،ولي آدم بايد از بچه‌هاش محافظت کنه
مي‌دونين که، مجبوره آدم

42:37.400 --> 42:40.400
آدم بايد از بچه‌هاش محافظت کنه

42:42.600 --> 42:45.600
بايد اينکارو کرد، رفقا

42:46.300 --> 42:49.300
،آدم‌هاي زيادي فقط حرفش رو مي‌زنن
--ولي مي‌دونين

42:50.600 --> 42:53.490
،آدم‌هاي زيادي از اين کُسشعرا مي‌گن
"--من حاضرم برا بچه‌ام خودمو بندازم زير اتوبوس"

42:53.500 --> 42:55.990
،اوه جدي، حاضري کون پدر يه بچه‌ي ديگه بذاري

42:56.000 --> 42:59.000
و  از نظر جنسي گيج‌ـش کني، و همينطور
،در حين اين‌کار خودت رو

43:00.200 --> 43:03.200
،و از همجنسگرايي که ازش متنفري
عليه يه شخص ديگه استفاده کني‌

43:03.600 --> 43:06.600
اونم فقط برا اينکه يه بچه‌اي
برا يه ثانيه بچه‌تو هُل داده؟

43:08.500 --> 43:11.490
اون دختر کوچولومه، بايد اين‌کارو بکنم، پسرم

43:11.500 --> 43:14.500
،بايد اون کيرو ساک بزنم، اون دختر کوچولومه
بايد به خاطرش اين‌کارو بکنم

43:17.500 --> 43:18.500
خيله‌خب

43:19.200 --> 43:20.200
خيله‌خب

43:21.200 --> 43:24.200
خيله‌خب، از اون بچه متنفرم
همه‌ي چيزي که مي‌خوام بگم، همينه

43:24.700 --> 43:27.390
،داشتم درباره‌ي خاطراتم فکر مي‌کردم
چون الان ديگه بچه دارم

43:27.400 --> 43:29.590
...و بچه هام تو يه سني هستن

43:29.600 --> 43:31.690
که وقتي همسن اونا بودم رو يادمه

43:31.700 --> 43:33.190
شيش سالگيم رو يادمه

43:33.200 --> 43:34.290
نُه سالگيم رو يادمه

43:34.300 --> 43:36.790
و اين يه آستانه‌ي بزرگي هست
که بچه هام بايد ازش رد بشم

43:36.800 --> 43:38.490
که من وقتي همسن اونا بودم رو يادمه

43:38.500 --> 43:41.500
چون وقتي دارين يه بچه رو بزرگ مي‌کنين
بچه‌اي که روبه‌روتون هست‌رو بزرگ نمي‌کنين

43:42.100 --> 43:44.590
آدم بزرگ سالي رو بزرگ مي‌کنين
که قراره بعدا باشن

43:44.600 --> 43:46.190
و من يه زماني بچه بودم

43:46.200 --> 43:49.900
وقتي نوزاد بودن، زياد بهشون
ارتباط نداشتم، چون فقط نوزادن

43:50.100 --> 43:53.090
...يه نوزاد، هيچ کيرخري که براش اتفاق ميوفته

43:53.100 --> 43:54.790
رو يادش نمي‌مونه

43:54.800 --> 43:57.590
اگه يه نوزاد دارين، فقط زنده نگهش دارين
و از زندگي‌تون لذت ببرين

43:57.600 --> 44:00.600
--ولي واقعا، نوزادـه قرار نيست
اصلا مهم نيست

44:00.700 --> 44:03.090
يه نوزاد هيچي رو جمع نمي‌کنه

44:03.100 --> 44:05.190
مثل يه"اچ-اِ-اِسکِچ" مي‌مونه که
هر روز طرحش رو عوض مي‌کنين
نوعي اسباب بازي نقاشي =  Etch A Sketch

44:05.200 --> 44:08.090
--واقعا زياد
اهميت نداره

44:08.100 --> 44:12.590
مي‌تونين هرروز برين و توصورت
"نوزادتون بگين، "گاييدمت، نوزاد

44:12.600 --> 44:15.600
هي، نوزاد

44:17.200 --> 44:18.690
هر روز مي‌تونين اين‌کارو بکنين، مهم نيست

44:18.700 --> 44:21.700
منظورم اينه که، با يه غمگيني کلي در باطنشون بزرگ مي‌شن

44:21.800 --> 44:24.800
--ولي يادشون

44:25.200 --> 44:28.200
واقعا دليلش رو يادشون نمياد

44:30.400 --> 44:34.740
و خاطرات عجيب‌غريبن، چون خاطرات
...با شخصيت کنوني‌ـتون و شخصيتي که

44:34.800 --> 44:37.190
وقتي تجربه شون کردين داشتين، تحريف ميشن

44:37.200 --> 44:38.990
مثلا من يادمه اوايل که استند-آپ رو شروع کرده بودم

44:39.000 --> 44:43.000
تو بوستون زندگي مي‌کردم و يه کلوپ بود
که صاحبش گِي بود

44:43.300 --> 44:46.700
و خاطره من اينه که اون يارو
هميشه مي‌خواست کونم بذاره

44:47.600 --> 44:48.790
خاطره من اينه

44:48.800 --> 44:50.490
بيست سالي به دوش کشيدمش

44:50.500 --> 44:53.500
يه آدم گِي بود که هميشه مي‌خواست کونم بذاره

44:53.800 --> 44:57.300
و اخيرا با يکي از دوست هاي اون زمانم
برخورد کردم که سالها نديده بودمش

44:57.600 --> 45:00.490
و شروع کرديم صحبت کردن درباره‌ي
آدم‌هاي مختلف و بحث طرف رو وسط کشيد

45:00.500 --> 45:03.190
،و من گفتم
"اون يارو هميشه مي‌خواست کونم بذاره"

45:03.200 --> 45:04.690
"و اونم گفتش، "جدي؟

45:04.700 --> 45:05.490
"و منم گفتم، "آره

45:05.500 --> 45:07.190
،و اونم ميگه
"--واقعا، اون"

45:07.200 --> 45:11.400
منظورم اينه که تورو برد خونه‌اش يا"
"...همچين چيزي و واقعا سعي کرد جسماني

45:12.100 --> 45:15.600
،نه، فقط اينه که، مي‌دوني که چي مي‌گم"
"هميشه مي‌خواست کونم بذاره

45:16.500 --> 45:19.390
--و طوري بود که مثلا، چيزي بهت گفت "
--يا مجبورت کرد

45:19.400 --> 45:22.090
و هميشه حرف هايي ميزد که باعث
"ناراحتيت ميشد؟

45:22.100 --> 45:24.290
--نه، فقط

45:24.300 --> 45:27.300
،و وقتي داشتيم بررسيش مي‌کرديم
بالاخره اصل قضيه معلوم شد

45:27.400 --> 45:30.400
،کل داستان اين بود که
زماني يه مرد گِي وجود داشت

45:31.500 --> 45:33.290
همين

45:33.300 --> 45:35.190
اتفاق واقعي اين بود

45:35.200 --> 45:36.190
طرف گِي بود

45:36.200 --> 45:38.490
من هم 19 سالم بود

45:38.500 --> 45:41.500
"و حالا، "اون هميشه مي‌‌خواست کونم بذاره

45:41.700 --> 45:44.700
کل زندگيم با اين تفکر گذشت

45:45.500 --> 45:47.690
ولي داشتم سعي مي‌کردم يادم بياد
که اولين خاطره‌ام چي بود

45:47.700 --> 45:49.890
مثلا حافظه‌ام تا کي بر مي‌گرده به عقب؟

45:49.900 --> 45:51.690
...و يادم اومد که اولين خاطره‌ام

45:51.700 --> 45:53.390
چهار سالم بود

45:53.400 --> 45:56.390
،و جلوي خونه‌ي پدر مادرم ايستاده بودم

45:56.400 --> 45:59.400
و داشتم تو شلوارم مي‌ريدم

45:59.500 --> 46:02.490
...داشتم به طرز فجيح

46:02.500 --> 46:05.190
و به شدت دردناکي مي‌ريدم

46:05.200 --> 46:08.700
و نصف ريدنم رو کرده بودم، اون اولين
--خاطره‌ـمه، وسط ريدن

46:08.800 --> 46:11.290
نيمه‌ي اول ريدن، اصلا يادم نمياد

46:11.300 --> 46:14.300
اون هنوز تو بخش طفوليت هستش

46:15.700 --> 46:18.700
...مرکز اين ريدن انقدر وسيع بود

46:19.300 --> 46:22.300
...که درواقع در نتيجه ي

46:23.300 --> 46:27.300
،درد مقعدي که داشتم تجربه مي‌کردم
به خودم اومدم

46:27.500 --> 46:30.490
...راستش منو بيدار کردم و

46:30.500 --> 46:33.500
آورد به داخل جريان هوشياري
که الان دارم توش زندگي مي‌کنم

46:37.400 --> 46:40.400
زندگي من اينجوري شروع شد
هويت اصلي من اينه

46:45.700 --> 46:48.190
و کلي از خاطراتم رو دوست ندارم

46:48.200 --> 46:50.690
وقتي نوجوون بودم، هميشه ازش متنفر بودم

46:50.700 --> 46:52.790
،از نوجوون بودن متنفرم

46:52.800 --> 46:55.290
و مواد رو کشف کردم

46:55.300 --> 46:58.090
و بعدش تنها چيزي که کيرم حسابش مي‌کردم، همين بود

46:58.100 --> 47:00.190
نمي‌دونم چطور بايد به بچه هام بگم

47:00.200 --> 47:02.390
آخه چطور ميشه با همچين چيزي رقابت کرد

47:02.400 --> 47:05.400
چطور يه آدم بدبختي که هيچ کنترلي
...رو زندگيش نداره رو برميداري

47:06.000 --> 47:07.390
،و با يه قيافه‌ي رک بهشون ميگي

47:07.400 --> 47:09.490
آه، نمي‌توني مواد مصرف کني

47:09.500 --> 47:11.390
نمي‌توني اينکارو بکني، عزيزم

47:11.400 --> 47:15.200
همه‌ي مواد مخدر در حال حاظر يه راه‌حل
عالي براي هر مشکلي که داري هستن

47:16.300 --> 47:19.300
چطور ميشه همچين کاري کرد؟

47:19.600 --> 47:22.290
...مواد خارکسده حرف نداره

47:22.300 --> 47:24.590
که زندگي‌ـتون رو نابود مي‌کنن

47:24.600 --> 47:27.390
در اين حد خوبن

47:27.400 --> 47:30.400
من الان ديگه نمي‌تونم مواد مصرف کنم
...چون 44 سالمه

47:31.000 --> 47:33.590
ونمي‌تونم خودمو باهاش وقف بدم
نمي‌تونم عمليش کنم

47:33.600 --> 47:36.590
،اگه 44 ساله‌تونه و مي‌خواين نئشه کنين
بايد به کمرتون آسيب برسونين

47:36.600 --> 47:38.490
اين تقريبا تنها گزينه ايه که دارين

47:38.500 --> 47:40.590
،به کمرتون صدمه بزنين
چند تا قرص "پروسکت" بخورين

47:40.600 --> 47:44.600
و بعدش يه پرستار بچه بگيرين و
سه تاشو تو يه غذاخوري بندازين بالا

47:45.000 --> 47:47.290
فقط، غمگين

47:47.300 --> 47:50.300
يه ذره چُرتي هستم، اووو

47:53.900 --> 47:56.900
--من هيچ وقت نتونستم که
ايکاش يه مست بودم

47:57.000 --> 48:00.700
به صورت رمانتيکي از ايده‌ي
يک مست واقعي بودن خوش مياد

48:01.300 --> 48:04.300
که کل روز تو حوله‌ي حمومم باشم

48:04.700 --> 48:08.600
،اونايي که دوسم دارن، هميشه دارن گريه ميکنن
"داره خودشو نابود مي‌کنه، نمي تونم اينو ببينم"

48:09.200 --> 48:12.200
پس گاله رو ببند

48:13.200 --> 48:15.390
برم مدرسه بچه‌هامو و ازشون حمايت کنم

48:15.400 --> 48:18.400
"نشون‌شون بده کي هستي، عزيزم "

48:19.200 --> 48:22.200
ايکاش مي‌تونستم اون يارو باشم

48:22.600 --> 48:24.790
،ولي نمي‌تونم مشروب بخورم
چون فقط خسته ميشم

48:24.800 --> 48:26.290
ميرم مي‌خوابم

48:26.300 --> 48:29.300
نمي‌دونم چطور ملت مشروب مي‌خورن
و بعدش کُس‌کَلَک بازي در ميارن

48:29.400 --> 48:32.390
مثلا وقتي يه فيلم يا سريال مي‌بينم
...که چند نفري تو يه دفتر هستن

48:32.400 --> 48:34.490
--يه جلسه مهم دارن و اونا کلينک کلينک

48:34.500 --> 48:37.500
،دارن تو روز روشن اونم کروات زده
مشروب مي‌خورن

48:38.200 --> 48:40.590
...خب، سناتور، اميدوارم که تو اين جريان"

48:40.600 --> 48:43.490
،ساختمان سازي باهامون کنار بياي
"اگه متوجه منظورم مي‌شين

48:43.500 --> 48:46.500
"آره، تا ببينيم چه نفعي برا من داره"

48:47.200 --> 48:49.490
...چطوره که صحنه‌ي بعد فيلم، همه‌ي اون آدم ها

48:49.500 --> 48:52.490
،رو زمين دراز نکشيدن و نميگن
"اوه، کيرم توش"

48:52.500 --> 48:55.500
"باورم نميشه لنگه‌ي ظهر ويسکي خوردم"

49:00.000 --> 49:03.000
ماري‌جوانا نمي‌تونم بکشم چون مثل همين
قضيه‌ست، خيلي براش سنم بالاست

49:03.500 --> 49:05.190
بعضي وقت ها بعد از برنامه‌هام
جوون ها ميان پيشم

49:05.200 --> 49:06.690
"هي، مي‌خواي ماري جوانا بکشيم؟"

49:06.700 --> 49:10.700
،ميشه سهمم رو بدي که بعدا بدون تو
...خودم تنها بکشم، چون

49:11.200 --> 49:14.200
نمي‌خوام با يه بچه‌ي بيست ساله
تو يه محوطه پارکينگ بايستم

49:16.500 --> 49:18.990
،آخرين باري که نئشه کردم
تو کانزاس سيتي بودم

49:19.000 --> 49:22.000
و نئشه کردم چون تو کانزاس سيتي بودم
و خيلي تخمي بود

49:22.400 --> 49:24.990
،خب، بعد از برنامه

49:25.000 --> 49:27.190
اين بچه‌هايي که تو کلوپ کار مي‌کردن، بهم گفتن
"مي‌خواي ماري جوانا بکشي؟"

49:27.200 --> 49:28.190
"منم گفتم، "آره

49:28.200 --> 49:31.200
،خب، تو يه محوطه پارکينگ با اين بچه ها ايستاده بودم

49:31.400 --> 49:33.590
،که حدوداي بيست سالشون بود
و داشتيم سيگاري مي‌کشيديم

49:33.600 --> 49:36.290
،و يه پُک مرگي گرفتم
چون روحم هم خبر نداشت

49:36.300 --> 49:39.190
نمي‌دونستم که کُسکش ها دارن جوري رو
اين زهرماري کار مي‌کنن که انگار درمان سرطان‌ـه

49:39.200 --> 49:44.200
از تکنولوژي کيري که اينقدر ماري جوانا
رو قدرتمند کرده بود، خبر نداشتم

49:44.600 --> 49:47.290
چون زماني که من بچه بودم مي‌تونستي
خيلي راحت چند پُکي بزني

49:47.300 --> 49:50.300
حالا دو تا پُک مي‌زني و بعدش ديوونه ميشي

49:51.400 --> 49:53.990
ديگه شدني نيست

49:54.000 --> 49:57.700
،و داشتم يه پُک مرگي مي‌زدم
،مثل دوران سال 1970

49:58.300 --> 50:01.300
موقع گوش دادن آهنگ "بد کمپاني" با ژاکت جين
يک گروه راک برتانيايي =  Bad Company

50:03.600 --> 50:07.600
¶ چسترز داره مياد، يک، دو، سه ¶
Bad Company-Rock'n'Roll Fantasy

50:09.400 --> 50:12.400
¶ اينا همه‌ش بخشي از خيال من ـه ¶

50:13.300 --> 50:15.490
"و منم ميگم، "جووون

50:15.500 --> 50:18.500
...حتي اون بچه با اون سوراخ

50:19.200 --> 50:21.490
...چوبي بدون گوش

50:21.500 --> 50:24.500
نبودن گوشت داخل گوشش، با چوب

50:24.600 --> 50:27.600
اصلا نمي‌دونم اون چيه

50:27.800 --> 50:29.190
،حتي اون مي‌گفت

50:29.200 --> 50:32.200
بايد مواظب باشي، مواد زيادي ـه"
"ماري جواناش خيلي قوي ـه

50:34.200 --> 50:36.990
آره، خوبم

50:37.000 --> 50:39.490
¶ با شيطون ميدوئم ¶

50:39.500 --> 50:42.500
--و بعد از حدود ده ثانيه، همه چي فقط

50:48.200 --> 50:51.200
"و منم اينجوري شده بودم، "اوه، بخشکي شانس

50:52.200 --> 50:55.200
اين ديگه الان يه کار شاق ـه

50:58.200 --> 51:01.200
برا مدت خيلي طولاني احساس خوبي ندارم

51:05.800 --> 51:07.690
و همه اطراف ايستادن و حرف مي‌زن

51:07.700 --> 51:09.090
،و من اميدوارم

51:09.100 --> 51:10.790
،واقعا اميدوارم

51:10.800 --> 51:13.800
که قيافه‌ام مثل اين باشه

51:20.400 --> 51:22.390
...ولي کاملا مطمئنم

51:22.400 --> 51:25.400
که فقط داشتم ديوونه بار اسکن مي‌کردم

51:33.700 --> 51:35.790
درواقع داشتم ميشمردم

51:35.800 --> 51:37.290
...نگاش کن برا مدت پنج

51:37.300 --> 51:37.990
...چهار

51:38.000 --> 51:38.690
...سه

51:38.700 --> 51:39.490
...دو

51:39.500 --> 51:40.490
يک...
برو سراغ اون

51:40.500 --> 51:41.490
...پنج

51:41.500 --> 51:42.290
...چهار

51:42.300 --> 51:42.690
...سه

51:42.700 --> 51:44.490
،دو، تصادفي انتخاب کن...
تو يه مسير مشابه حرکت نکن

51:44.500 --> 51:45.490
...پنج

51:45.500 --> 51:45.890
...چهار

51:45.900 --> 51:48.900
سه، سرتو تکون بده، اگه سرتو تکون بدي..
به نظر مي‌رسه که داري به حرفشون گوش مي‌کني

51:55.600 --> 51:58.600
،و يه لحظه متوجه شدم که
،بايد از اينجا بزنم بيرون

51:58.800 --> 52:01.800
چون هوا به طرز عجيبي داره مي‌زنه
به دستم و اونا هم متوجه اين موضوع هستن

52:02.800 --> 52:04.890
...اونا کاملا مي‌دونن

52:04.900 --> 52:07.900
که طريقه اي که هوا داره دستم رو لمس
مي‌کنه رو خوب کنترل نمي‌کنم

52:12.100 --> 52:14.790
،چرا دستم رو اينجوري گرفتم
وقتي دست‌ِتو اينجوري کني عجيبه

52:14.800 --> 52:18.190
هيشکي اينجوري نمي‌ايسته
هيشکي اينجوري نمي‌ايسته

52:18.200 --> 52:20.790
--بي پدر فقط
--نه، اونم

52:20.800 --> 52:23.090
اونم عجيبه، مسخره‌ـست

52:23.100 --> 52:25.190
--فقط

52:25.200 --> 52:26.890
لعنتي

52:26.900 --> 52:28.290
بايد برم

52:28.300 --> 52:30.690
،ولي نمي‌دونستم که چطور بيام بيرون
چون تو وضع بدي گير کرده بودم

52:30.700 --> 52:33.700
همه‌مون تو يه دايره‌ي بي نقص
ايستاده بوديم و صورت‌هامون طرف هم بود

52:34.300 --> 52:36.990
و پيش خودم فکر کردم که
--اگه بخوام برگردم خيلي ضايع مي‌شه و

52:37.000 --> 52:40.000
الان فقط من تنها بهشون پشت کردم

52:40.600 --> 52:43.600
...فقط اينجوري عقب عقب برم

52:43.700 --> 52:46.700
و اميدوار باشم که جامو پر کنن؟

52:47.200 --> 52:48.590
و بعدش فکرکردم، نه، يه چيزي بگو

52:48.600 --> 52:51.900
يه چيزي بگو که مرحله‌ي ترک کردنت رو راحت تر کنه

52:53.100 --> 52:56.100
باشه، حالا چي بگم؟
يه چي برا گفتن انتخاب کن، خدافظ

52:56.200 --> 52:59.200
اين که کابوس ـه
--اين فقط

52:59.500 --> 53:01.090
خدافظ"؟"

53:01.100 --> 53:03.990
--اون حتي
اين فقط پارازيت ـه

53:04.000 --> 53:07.000
"بالاخره حرکت کردم و گفتم، "دارم ميرم

53:09.200 --> 53:11.590
...مي‌دونم که تا اين حد بود بود

53:11.600 --> 53:15.000
،چون همه‌شون اينجوري شدن
"واو، لعنتي، خيله‌خب، عجبا"

53:16.800 --> 53:19.800
تا وقتي زنده‌ام ديگه هيچ‌کدوم از اون آدم ‌هارو نمي‌بينم

53:20.600 --> 53:23.600
و بعدش بايد سوار ماشين مي‌شدم
...يادم رفته بود که يه ماشين کرايه کردم

53:23.900 --> 53:26.790
و بايد با ماشين برگردم هتل

53:26.800 --> 53:29.800
و داشتم تو يه بزرگراه داخل موزوري رانندگي مي‌کردم

53:30.200 --> 53:32.190
،و يه دفعه متوجه شدم که

53:32.200 --> 53:34.690
...فکر کنم حدود 25 دقيقه شده

53:34.700 --> 53:37.700
که از شيشه جلوي اين ماشين بيرون رو نگاه نکردم

53:41.200 --> 53:44.200
--فقط داشتم با اين خرت و پرت ها ور مي‌رفتم

53:52.300 --> 53:54.690
اوه، لعنتي

53:54.700 --> 53:56.590
يه طيف کامل از مسئوليت اين بيرون هست

53:56.600 --> 53:59.600
بايد مسئوليتش رو به عهده بگيرم

54:00.000 --> 54:03.000
و بعدش يه جاي ديگه، يادمه
تو يه "مغازه توراهي" بودم
جايي که باماشين رد ميشي و چيز ميخري

54:03.200 --> 54:05.190
...و وحشت زده بودم

54:05.200 --> 54:08.200
...چون يه زنيکه سرشو از پنجره کرده بود بيرون

54:11.400 --> 54:14.400
،و عصبانيه، و داره ميگه
"آقــا"

54:14.900 --> 54:16.290
"آقـــاااا"

54:16.300 --> 54:18.690
،من مدام مي‌گفتم
نمي‌دونم، نمي‌دونم

54:18.700 --> 54:20.390
نمي‌دونم

54:20.400 --> 54:23.400
،پنجره رو کشيدم بالا
روحم هم خبر نداشت چي به چيه

54:23.500 --> 54:26.500
کدوم بخش از معامله هستم؟

54:27.200 --> 54:30.090
بهش پول دادم؟ چيزي سفارش دادم؟

54:30.100 --> 54:33.100
...نکنه الان 40 دقيقه هست که اينجا نشستم و فقط دارم

54:34.300 --> 54:37.300
از پنجره مي‌لومبونم، و کاغذ و همه چيز رو خوردم؟

54:38.600 --> 54:39.690
"آقــــا"

54:39.700 --> 54:41.690
،و بعدش قاطي کردم
"نمي‌دونم، نمي‌خوامش"

54:41.700 --> 54:44.700
و جنده‌خانم رو ول کردم و رفتم

54:49.600 --> 54:52.600
پس ديگه نمي‌تونم اونکارو[ماريجوانا] بکنم

54:55.300 --> 54:57.190
ولي وقتي سن‌تون ميره بالا ديگه نمي‌تونين
بعضي چيزهارو انجام بدين

54:57.200 --> 54:58.690
بعضي چيزها هست که ديگه نمي‌خواين انجام بدين

54:58.700 --> 54:59.990
اين تغيير خوبيه

55:00.000 --> 55:01.990
حس مي‌کنين که بعضي از اميال‌تون از بين ميرن

55:02.000 --> 55:03.890
چيزهاي جديد خوشحالتون مي‌کنه

55:03.900 --> 55:06.690
ولي بعضي چيزها عوض نميشن و
از دست بعضي چيزها ديگه خسته شدم

55:06.700 --> 55:08.190
...مل ثبات

55:08.200 --> 55:10.290
...فقط ثبات

55:10.300 --> 55:13.190
افکار جنسي منحرف

55:13.200 --> 55:15.690
از دست اونا ديگه خسته شدم

55:15.700 --> 55:17.000
...فقط ثبات

55:19.600 --> 55:22.490
بخورش

55:22.500 --> 55:24.190
کاري کرده مثل احمق ها بشم

55:24.200 --> 55:26.790
دارم برا کُس‌مشنگ ها جق مي‌زنم

55:26.800 --> 55:27.390
"جوجو هامو نگا کن"

55:27.400 --> 55:29.290
آره، جوجو هات محشرن

55:29.300 --> 55:32.300
اين فقط بخش احمقانه اي از زندگي‌ـه
که حالم ازش بهم مي‌خوره

55:33.700 --> 55:34.990
تازه کل روز هم اينجوريه

55:35.000 --> 55:36.590
--فقط
يه روز هم نمي‌شه به حال خودت باشي

55:36.600 --> 55:39.600
من فقط مي‌خوام مثل آدمي با لباس باشم
--که قدم زنون ميره مغازه و

55:41.000 --> 55:42.790
...فقط مي‌خوام برم يه کتابخونه و بگم

55:42.800 --> 55:45.390
...سلام، خانم، شما-- من دارم دنبال يه کتاب درباره‌ي

55:45.400 --> 55:48.190
اوايل زندگي آبراهام لينکلن مي‌خوام
--مثلا وقتيکه اون

55:48.200 --> 55:51.190
--ايکاش مي‌تونستم مو‌ـتو دور کيرم بپيچم و

55:51.200 --> 55:54.090
اوه، کيرم توش

55:54.100 --> 55:56.890
دارم باهاش حرف مي‌زنم ها

55:59.200 --> 56:01.290
اين واقعا يه مشکل مردونه‌ست

56:01.300 --> 56:05.100
واقعا يه مشکل مردونه‌ست، اينکه نتوني
تحريک هاي جنسي خودت رو کنترل کني

56:05.200 --> 56:06.790
زن ها سعي مي‌کنن رقابت کنن

56:06.800 --> 56:09.800
"خب، من يه منحرف ـم، تو چي مي‌دوني"

56:10.200 --> 56:12.090
"من واقعا افکار جنسي مريضي دارم"

56:12.100 --> 56:14.690
نه، روحتم خبر نداره

56:14.700 --> 56:17.700
روحت هم خبر نداره

56:18.400 --> 56:20.090
چون تو با تصميم خودت اون افکار رو داري

56:20.100 --> 56:23.100
من مجبورم اونارو داشته باشم

56:23.300 --> 56:26.290
داخل دنياي انحراف جنسي، تو يه توريست‌ـي

56:26.300 --> 56:29.090
من اونجا زنداني‌اَم

56:29.100 --> 56:30.890
تو "جين فوندا"يي سوار يه تانک
بازيگر زن آمريکايي

56:30.900 --> 56:32.790
من "جان مک‌کين"ـم تو يه آلونک
سناتور آريزونا

56:32.800 --> 56:35.190
يه کابوس ـه

56:35.200 --> 56:37.200
نمي‌تونم دست هام رو بلند کنم

56:41.400 --> 56:44.400
،و برا مردها، مي‌دونين ديگه
سکس يه چيز خيلي ثابت ـه

56:44.700 --> 56:47.700
،حتي برا ما سکس هم نيست
«فقط، «کُس ـه

56:47.800 --> 56:49.390
ما اينجوري صداش مي‌کنيم

56:49.400 --> 56:51.990
کُس... هيچ ربطي به زن ها نداره

56:52.000 --> 56:55.000
،اصلا درباره‌ي دخترها و جيگر ها
مثل دهه‌ي 50 نيست

56:55.300 --> 56:57.690
،هيچ جاي دنيا مردي نيست که بگه

56:57.700 --> 57:01.500
،بيا بريم چندتا جيگر پيدا کنيم "
"ازشون لب بگيريم و ببينيم چي ميشه

57:02.400 --> 57:03.990
از اين خبر ها نيست

57:04.000 --> 57:07.000
"خيلي دلم ميخواد دستامو دور گردن يه دختر بندازم"

57:08.500 --> 57:10.090
"--جوون، ونسا، دوست"

57:10.100 --> 57:11.090
نه، نيست از اينا

57:11.100 --> 57:12.990
--فقط

57:13.000 --> 57:14.390
کُس ـه

57:14.400 --> 57:15.190
کُس

57:15.200 --> 57:18.200
حتي 'يه' کُس هم نيست

57:24.200 --> 57:27.200
کُس بعضي از مردم نيست

57:27.300 --> 57:29.690
فقط 'کُـس' ـه

57:29.700 --> 57:32.700
مثل يه حروف روي بادکنک بزرگ صورتي
که هميشه جلو رومونـه

57:33.900 --> 57:36.900
،برا مردها فقط يه عنصر تو جهان ـه

57:37.200 --> 57:40.200
مثلا بايد توي جدول تناوبي عناصر باشه

57:40.700 --> 57:43.700
کنار قلع و آمونياک

57:44.000 --> 57:49.200
عنصر "پي-واي" با يه عدد اتمي 12 يا
حالا هرچي که عدد اتمي کُس هستش

57:53.500 --> 57:56.500
نکته‌ي ناراحت کننده اينه که با اين همه عقده
،درباره‌ي سکس و اينکه چقدر دوسش داريم

57:57.000 --> 57:58.890
توش مزخرفيم

57:58.900 --> 58:00.490
مردها تو سکس خيلي بدن

58:00.500 --> 58:03.500
و هيچوقت هم بهمون خطور نمي‌کنه که درست انجامش بديم

58:04.200 --> 58:06.190
ولي زن ها فقط سکس رو محشر مي‌کنن

58:06.200 --> 58:07.590
زن ها بخش خوب سکس هستن

58:07.600 --> 58:09.590
...با کمال ميل کير رو قبول مي‌کنن

58:09.600 --> 58:11.690
و تبديلش مي‌کنن به يه اثر هنري

58:11.700 --> 58:14.590
يا ميان بالا و سواري مي‌کنن

58:14.600 --> 58:16.190
برا خودشون ميرن سواري

58:16.200 --> 58:19.200
ولي مردها-- ما فقط ميريم بالا

58:26.900 --> 58:28.790
دارم کيرمو مي‌کنم داخلت

58:28.800 --> 58:30.290
بکن توش

58:30.300 --> 58:31.490
فشارش بده داخل

58:31.500 --> 58:34.500
فشارش بده

58:36.900 --> 58:38.190
تا حالا وقتي رو فرم نيستين کُس کردين؟

58:38.200 --> 58:41.200
"--اينجوري هستين، "آه، کيرم توش، اين

58:41.700 --> 58:44.700
"ماهيچه هاي معده‌ام قوي نيستن"

58:53.600 --> 58:55.390
...خيلي تو سکس مزخرف‌يم

58:55.400 --> 58:58.900
،و بعدش درعجبيم که چرا زن ها
واقعا درباره‌ي سکس سلطه جو نيستن

58:59.300 --> 59:02.190
فکر مي‌کنين به خاطر اينه که
به اندازه‌ي ما ميل و اشتياق ندارن

59:02.200 --> 59:04.490
مردها تا اين حد احمقن

59:04.500 --> 59:07.490
پيش خودمون فکر مي‌کنيم، اونا خيلي عجيبن

59:07.500 --> 59:09.790
،زن ها مغزشون گاييده شده"

59:09.800 --> 59:12.290
"چون نمي‌خوان هميشه‌ي خدا بُکن بُکن داشته باشن

59:12.300 --> 59:15.300
"اگه من زن بودم، همه رو ميگائيدم"

59:15.500 --> 59:17.890
چرا نمي‌خوان هميشه خدا بُکن بُکن"
"داشته باشن؟ من که مي‌خوام

59:17.900 --> 59:21.200
،البته که مي‌خواي، چون وقتي مي‌کني
مي‌توني يه زن رو بُکني

59:24.000 --> 59:27.000
وقتي اون بخواد بکنه، بايد يه مرد رو بکنه

59:33.200 --> 59:34.690
يه تجربه‌ي به شدت متفاوت

59:34.700 --> 59:37.700
،برا مردها، صددرصد اوقات
...گاييدن يه زن

59:38.000 --> 59:41.000
عالي ترين چيزيه که تو کل زندگي
براش اتفاق افتاده

59:41.700 --> 59:45.190
برا زن ها، حدود 40 درصد وقت هايي که
،بوسيله يه مرد گاييده ميشه، پيش خودش ميگه

59:45.200 --> 59:48.200
،تو يه هفته تموم ميشه"
"دنيا که به آخر نرسيده

59:48.700 --> 59:51.700
"اين دفعه ديگه گريه نمي‌کنم"

59:56.300 --> 01:00:00.700
،يه چيز ديگه که ثابت مي‌کنه مردها تو سکس بدن
بعد از سکس‌ـه، که با دوتا آدم متفاوت مواجه هستين

01:00:02.100 --> 01:00:05.800
مردـه فقط مي‌خواد اونجا دراز بکشه و
به حال خودش باشه، و زن‌ـه ميخواد بغل کنه

01:00:06.300 --> 01:00:08.390
يه چيزي که مردها خيلي دوست دارن
به خاطرش، زن هارو مسخره کنن

01:00:08.400 --> 01:00:10.990
،هميشه مي‌خوان بغل کنن"
"خيلي محتاج محبت ـن

01:00:11.000 --> 01:00:13.690
"همين الان گائيدمت، بذار بازي رو نگاه کنم"

01:00:13.700 --> 01:00:16.290
"جوون، من خيلي باحال ـم"

01:00:16.300 --> 01:00:17.390
"درباره چي فکر مي‌کني؟"

01:00:17.400 --> 01:00:20.400
"خفه شو بابا، دست از سرم بردار"

01:00:21.400 --> 01:00:22.890
"چرا اينقدر محتاج محبت ـه؟"

01:00:22.900 --> 01:00:24.490
محتاج محبت نيست، کُس مشنگ

01:00:24.500 --> 01:00:28.500
حشري ـه، چون جنابعالي هيچ‌کاري براش نکردي

01:00:29.000 --> 01:00:32.000
قطعا هيچ‌کاري نکردي

01:00:32.400 --> 01:00:35.400
...کُس‌ـش داره خودشو جر ميده

01:00:35.600 --> 01:00:38.600
چون به طور کامل گاييده نشده

01:00:39.500 --> 01:00:42.390
،معلومه که تو مشکلي نداري
..رفتي بالا و بعدش

01:00:42.400 --> 01:00:44.690
و خودتو خالي کردي

01:00:44.700 --> 01:00:46.090
،و اون روته، چون مي‌خواد بگه

01:00:46.100 --> 01:00:49.100
"چه گوهي-- يه اتفاق ديگه هم بايد بيوفته"

01:00:49.800 --> 01:00:52.800
"اين مزخرف‌ـه"

01:00:55.800 --> 01:00:59.200
اگه درست حسابي يه زن رو بکني
ديگه آويزونت نميشه

01:01:00.300 --> 01:01:03.300
"خيلي ممنون، رفيق"

01:01:07.500 --> 01:01:10.500
خيلي ممنون رفقا
اميدوارم از برنامه لذت برده باشين

01:01:12.000 --> 01:01:14.990
شما ها حرف ندارين
خيلي خيلي ممنون

01:01:15.000 --> 01:01:16.300
شب بخير

01:01:26.302 --> 01:01:46.302
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]
