WEBVTT

00:01.173 --> 00:09.793
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:40.510 --> 00:47.510
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:47.875 --> 00:49.375
‫چشم‌های تیره...

00:52.041 --> 00:53.708
‫...دارن تماشا می‌کنن.

00:53.791 --> 00:56.458
‫بِکِش! بِکِش!

00:56.541 --> 00:59.791
‫خیلی‌خب! همگی منظم صف بکشین!

01:02.041 --> 01:05.791
‫هدایای جشن رو بیارین اینجا تحویل من بدین!

01:05.875 --> 01:07.041
‫اون یارو!

01:09.208 --> 01:11.083
‫بکشید!

01:17.916 --> 01:22.125
‫خیلی وقته ندیدمت!
‫خوشحالم می‌بینمت، داروفروش!

01:26.541 --> 01:28.958
‫نه، ارباب ساکاشیتا. به خودتون فشار نیارین!

01:29.041 --> 01:32.041
‫من هنوز جوونم. از پسش برمیام!

01:33.583 --> 01:35.416
‫یک سال تمام از وقتی رفتی می‌گذره.

01:35.500 --> 01:37.458
‫ظاهراً حال همگی خوبه.

01:37.541 --> 01:41.166
‫از دیدنش خوشحالم.
‫اینجا چقدر پُرجنب‌وجوش شده.

01:41.250 --> 01:44.750
‫همینطوره. یه جشن بزرگ پیش‌رو داریم.

01:47.291 --> 01:48.791
‫اینطوره؟

01:49.833 --> 01:51.750
‫این پیشکش کوچیک باید پس داده بشه.

01:51.833 --> 01:56.208
‫مطمئنید ارباب ساکاشیتا؟
‫می‌دونم چقدر عاشق اون دلبرین.

01:56.291 --> 01:59.458
‫پارسال بعد از اون بلبشو، اتفاقی جاش گذاشت.

02:00.375 --> 02:01.708
‫باید پس داده بشه

02:01.791 --> 02:03.708
‫به صاحب اصلیش.

02:03.791 --> 02:07.291
‫داروفروش برگشته!

02:08.000 --> 02:09.875
‫خیلی وقته ندیدیمت. خوشحالم می‌بینمت!

02:09.958 --> 02:12.208
‫باورت می‌شه دارن چی کار می‌کنن؟

02:12.291 --> 02:17.500
‫هر روز باید برای آماده‌سازی زایمان،
‫این همه کار سخت انجام بدیم!

02:17.583 --> 02:18.916
‫کلاً داغون شدیم!

02:19.000 --> 02:21.000
‫غُر نزن، کومه.

02:21.083 --> 02:23.291
‫تولد سلطنتی باید یه اتفاق فرخنده باشه.

02:23.375 --> 02:28.333
‫گوش کنید! فرزند اعلی‌حضرت داره به دنیا میاد!

02:32.666 --> 02:36.291
‫این قطعاً یه اتفاق فرخنده‌ست.

02:36.875 --> 02:38.333
‫بانو فوکیـه؟

02:38.416 --> 02:39.541
‫نه.

02:39.625 --> 02:44.041
‫بانو فوکی همین ماه پیش
‫شاهزاده‌خانم خوشگلش رو به دنیا آورد.

02:47.791 --> 02:53.125
‫مراسم جشن تولد اون موقع
‫برای اون هم طبق معمول برگزار شد!

02:54.333 --> 02:57.583
‫یه بچه‌ی دیگه که پسر نیست.

03:00.291 --> 03:01.875
‫این بار، بانو یوکیکوئن.

03:01.958 --> 03:03.250
‫بانو یوکیکو.

03:04.583 --> 03:06.458
‫همسر رسمی اعلی‌حضرت؟

03:08.958 --> 03:13.291
‫بله. قراره دومین بچه‌اش رو به دنیا بیاره.

03:14.375 --> 03:17.041
‫بله، ولی بازم.

03:17.916 --> 03:20.708
‫کارهای زیادی برای جشن مونده
‫و ما هم یه نیرو کم داریم.

03:22.375 --> 03:24.916
‫برای همین الان همه چیز
‫افتاده دوش من و تومه.

03:25.000 --> 03:27.666
‫ما هم گیر افتادیم
‫و باید تو جابجایی‌های سنگین کمک کنیم.

03:27.750 --> 03:29.083
‫من قصدی نداشتم!

03:29.166 --> 03:32.500
‫مواظب باش. می‌دونیم تقصیر تو نیست.

03:32.583 --> 03:34.458
‫ارباب ساکاشیتا کمرش آسیب دید

03:34.541 --> 03:37.541
‫موقعی که داشت کمک می‌کرد
‫هدایای جشن رو جابجا کنن.

03:37.625 --> 03:39.125
‫خیلی زیاد بودن!

03:39.208 --> 03:43.166
‫نقش مار برای جشن؟ خیلی غیرعادیه.

03:43.250 --> 03:46.375
‫مارها تجسم الهه آب هستن.

03:46.458 --> 03:48.125
‫- اینطوریـه؟
‫- دیدی؟

03:48.208 --> 03:49.791
‫حتی روی ستون‌ها هم نقش مار هست.

03:50.625 --> 03:53.833
‫سراسر ساختمون طلسم‌های مار گذاشتن.

03:53.916 --> 03:55.416
‫متوجه شدم.

03:56.875 --> 04:00.000
‫این الهه آب، کی هست؟

04:00.083 --> 04:03.458
‫الهه‌ایـه که از اوئوکو محافظت می‌کنه.

04:04.125 --> 04:10.500
‫هر روز به ما آب متبرک میدن.
‫و ما از الهه آب تشکر می‌کنیم.

04:11.708 --> 04:15.083
‫و بعد همه خدمتکارها یه پیاله
‫از این آب مقدس می‌نوشن.

04:17.208 --> 04:18.416
‫آب؟

04:18.500 --> 04:23.708
‫کومه! تومه! بانو یوکیکوئه!

04:23.791 --> 04:25.625
‫وقتش رسیده؟

04:26.208 --> 04:28.791
‫داروفروش، با اجازه‌تون!

04:28.875 --> 04:30.291
‫آه!

04:30.375 --> 04:32.625
‫بعداً می‌بینیمـتون.

04:35.875 --> 04:38.500
‫امیدوارم الهه آب به ما برکت بده
‫و یه پسر بهش عطا کنه.

04:38.583 --> 04:41.416
‫یعنی بانو یوکیکو از پسش برمیاد؟

04:41.500 --> 04:46.041
‫من مطمئنم بانو یوکیکو
‫یه جانشین پسر به دنیا میاره.

04:48.166 --> 04:50.250
‫سر بچه اولش هم همین رو گفتی،

04:50.333 --> 04:51.875
‫ولی در نهایت دختر به دنیا آورد.

04:52.583 --> 04:55.375
‫دست مادر نیست که انتخاب کنه

04:55.458 --> 04:58.416
‫بچه پسر به دنیا بیاره یا دختر.

04:58.500 --> 05:02.583
‫پس ظاهراً ایمانش به الهه آب کافی نبوده.

05:03.625 --> 05:07.416
‫سه سال از زمانی که بانو یوکیکو
‫وارد این خاندان شده می‌گذره.

05:09.500 --> 05:12.875
‫نیازی به یادآوری شما نیست،
‫بانوی من سوئیکوئین.

05:12.958 --> 05:16.125
‫بانو یوکیکو کاملاً از وظیفه‌اش آگاهه.

05:16.208 --> 05:19.916
‫خیال‌تون راحت باشه، اون کاملاً آماده‌ست.

05:57.625 --> 06:00.083
‫داری چی رو تا می‌کنی، داروفروش؟

06:03.375 --> 06:04.791
‫کم‌کم داره می‌رسه.

06:04.875 --> 06:06.583
‫بچه داره به دنیا میاد؟

06:08.250 --> 06:09.750
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

06:09.833 --> 06:11.916
‫زمین داره می‌لرزه!

06:15.333 --> 06:17.875
‫بکشید! بکشید...

06:21.291 --> 06:22.875
‫ادامه بده.

06:40.333 --> 06:44.416
‫از هدایای جشن محافظت کنین!

06:49.333 --> 06:51.708
‫تا کِی باید منتظرش بشینیم؟

06:53.250 --> 06:54.500
‫یک شکل...

06:57.250 --> 07:00.458
‫بانوی من، بچه پسره!

07:01.166 --> 07:03.541
‫...متولد شد. اوه!

07:09.250 --> 07:13.208
‫« فصل سوم
‫نفرین مار »

07:41.666 --> 07:46.708
‫هنوز سال‌ها پیش رو یادمه،
‫وقتی اولین بار همدیگه رو دیدیم.

07:46.791 --> 07:48.958
‫التماس می‌کنم اعلی‌حضرت، فراموشش کنین.

07:50.500 --> 07:55.666
‫خیالم راحت شد.
‫جانشین پسر به سلامتی به دنیا آمد.

07:55.750 --> 07:57.750
‫این یعنی جایگاهت رو از دست میدی

07:57.833 --> 08:00.666
‫به عنوان مادر فرمانروای بعدی.
‫واقعاً با این موضوع مشکلی نداری؟

08:00.750 --> 08:01.875
‫قطعاً.

08:06.250 --> 08:09.000
‫هنوز نفهمیدی واقعاً چیه؟

08:09.083 --> 08:11.708
‫اگر مونو‌نوکه‌ای متولد شده باشه،

08:11.791 --> 08:14.125
‫پس حتماً کسی بوده که اون رو به دنیا آورده.

08:14.708 --> 08:19.000
‫اوئوکو یه خدای نگهبان داره، اینطور نیست؟

08:19.083 --> 08:21.583
‫منظورت الهه آبه؟ آره، گمونم.

08:21.666 --> 08:24.791
‫خدمتکارها تمام ایمانـشون رو
‫به اون سپردن و هر روز می‌پرستنش.

08:24.875 --> 08:26.333
‫هرچند، نمی‌دونم اون...

08:26.416 --> 08:30.333
‫خب، بانو آما یه فرد واقعی بود
‫که در اوئوکو زندگی می‌کرد!

08:30.958 --> 08:34.916
‫بانو آما؟ اون دیگه کیه؟ بگو برام.

08:35.708 --> 08:39.916
‫یادت میاد؟ ما اغلب مخفیانه
‫اینجا همدیگه رو میدیدیم تا بازی کنیم.

08:40.583 --> 08:44.416
‫عذر می‌خوام. اون زمان از وظایفم آگاه نبودم.

08:44.500 --> 08:48.250
‫وظیفه یه خدمتکاره
‫که همدم فرمانروا باشه. آگاهم.

08:49.375 --> 08:55.166
‫حدود ۱۵۰ سال پیش، بانو آما
‫کسی بود که اوئوکو رو بنا نهاد.

08:56.625 --> 08:58.791
‫به پاس اون دستاورد بزرگ،

08:58.875 --> 09:02.583
‫اوئوکو الان اون رو
‫به عنوان الهه آب می‌پرسته.

09:02.666 --> 09:05.583
‫پس بانو آما اوئوکو رو بنا کرد.

09:05.666 --> 09:06.750
‫داروفروش!

09:08.000 --> 09:11.250
‫ظاهراً زمان استفاده...

09:11.333 --> 09:12.625
‫چقدر فرزه!

09:12.708 --> 09:15.333
‫...از این مجوز، الان فرا رسیده.

09:56.416 --> 09:59.291
‫دفعه قبلی که یه همسر رسمی

09:59.375 --> 10:01.833
‫یه جانشین پسر به دنیا آورد، همسر سوم بود.

10:01.916 --> 10:03.958
‫اون مربوط به ۱۵۰ سال پیشه.

10:04.041 --> 10:08.250
‫جوری حرف می‌زنی انگار
‫الان فرمانروای کل قلمرو هستی.

10:10.875 --> 10:12.541
‫بانوی من سوئیکوئین.

10:12.625 --> 10:16.750
‫از این به بعد، می‌تونی
‫اداره قلمرو رو به من بسپاری.

10:19.791 --> 10:23.541
‫توکیوای، تو مادر جانشین پسر نیستی.

10:24.125 --> 10:27.333
‫نه، اما بانو یوکیکو مثل دخترمه.

10:27.416 --> 10:33.583
‫بدون اینکه هیچ نسب خونی با بانو یوکیکو
‫داشته باشی، مثل مادرش رفتار می‌کنی.

10:33.666 --> 10:36.958
‫من با تمام وجود ازش حمایت می‌کنم.

10:37.458 --> 10:39.291
‫همیشه.

10:44.333 --> 10:45.666
‫یه مونونوکه...

10:45.750 --> 10:47.083
‫...اینجاست.

10:50.041 --> 10:51.125
‫توی اوئوکو!

10:55.791 --> 10:56.916
‫هوم.

10:58.208 --> 11:01.000
‫مردم دارن پشت سرت حرف می‌زنن،

11:01.083 --> 11:04.458
‫میگن این برکتی بوده که حق تو نبوده.

11:04.541 --> 11:07.708
‫میگن این اتفاق فقط به این خاطر افتاد
‫که بانو فوکی

11:07.791 --> 11:09.541
‫مدتی به خودش استراحت داد و شب‌ها خدمت نرفت،

11:09.625 --> 11:14.833
‫وگرنه اون کسی بود که واقعاً باید
‫جانشین پسر رو به دنیا می‌آورد!

11:23.416 --> 11:25.625
‫- بابا، نگاه کن!
‫- هوم؟

11:28.333 --> 11:31.250
‫- چقدر خوشگلن!
‫- چقدر براق و درخشنده‌ست!

11:34.458 --> 11:38.250
‫تو به این گوشه از اقامتگاه رانده شدی.

11:39.000 --> 11:45.000
‫اینجا در اوئوکو، قدرت دست
‫بانوی من سوئیکوئین و بانو بوتانـه.

11:45.083 --> 11:47.750
‫گرچه همسر رسمی هستی،

11:47.833 --> 11:50.750
‫ولی نمی‌تونی در امور حکومتی نظری بدی.

11:50.833 --> 11:55.250
‫حتی نتونستی یه جانشین پسر به دنیا بیاری!

11:55.333 --> 11:59.375
‫مجبور می‌شی تمام عمرت رو در سایه‌ها بگذرونی!

11:59.458 --> 12:03.250
‫بانو یوکیکو، این موضوع کلافه‌ت نمی‌کنه؟

12:16.791 --> 12:17.875
‫کاوا.

12:18.625 --> 12:21.250
‫این بچه، از کجا اومده؟

12:21.333 --> 12:23.750
‫شما خیلی ساده‌لوحین، بانوی من.

12:24.583 --> 12:30.708
‫دقیقاً به همین خاطره که اعلی‌حضرت
‫به بانو فوکی توجه می‌کنه!

12:37.875 --> 12:39.333
‫اینطور نیست.

12:39.416 --> 12:43.333
‫اعلی‌حضرت، من تنها زنی هستم که دوستش داره!

13:18.208 --> 13:19.375
‫مونونوکه!

13:27.500 --> 13:29.208
‫صبر کن! از کدوم طرف؟

13:35.083 --> 13:37.166
‫ترازوها دارن به همه‌طرف اشاره می‌کنن!

13:37.250 --> 13:39.666
‫پس از کجا بفهمیم به کدوم سمت میره؟

13:42.416 --> 13:46.375
‫مونونوکه، چند وقته اینجا توی اوئوکو هستی؟

14:20.500 --> 14:22.250
‫حالا گرفتمت!

14:25.166 --> 14:26.666
‫ها؟

14:27.625 --> 14:28.750
‫باهاش برین!

14:28.833 --> 14:30.958
‫- حواسـمون هست!
‫- اطاعت قربان!

14:46.125 --> 14:47.625
‫اون زنده‌ست!

14:48.500 --> 14:49.958
‫کاوا، این بچه کیه؟

14:50.041 --> 14:51.458
‫اون جانشینه!

15:04.708 --> 15:07.208
‫- چطوری انقدر فرزه؟
‫- اون تالار شمالیـه!

15:08.000 --> 15:10.250
‫- بانو یوکیکو!
‫- تندتر!

15:11.041 --> 15:13.750
‫داری دروغ میگی. امکان نداره.

15:15.041 --> 15:17.541
‫چون...

15:17.625 --> 15:18.833
‫...بچه من...

15:35.166 --> 15:36.541
‫اینجاست.

15:37.250 --> 15:38.333
‫تو کی هستی؟

15:39.333 --> 15:40.708
‫اوضاع بده.

15:45.375 --> 15:46.416
‫به موقع نرسیدم.

16:10.416 --> 16:11.416
‫وای!

16:11.500 --> 16:13.000
‫این دیگه چه موجودیـه؟

16:36.125 --> 16:38.375
‫نه، برو عقب!

16:40.583 --> 16:43.500
‫نه! التماس می‌کنم، ولم کن!

16:56.041 --> 17:00.250
‫اگه گیرت بندازه، خفه‌ت می‌کنه! زود باش!

17:01.583 --> 17:02.750
‫برین بیرون!

17:08.375 --> 17:10.416
‫بانو یوکیکو و جانشین رو محافظت کنین!

17:15.958 --> 17:17.708
‫آسانوما! تو با من بیا!

17:17.791 --> 17:19.458
‫اومدم!

17:27.750 --> 17:29.208
‫بانو یوکیکو!

17:31.000 --> 17:32.166
‫از اینجا برین بیرون!

17:32.250 --> 17:33.458
‫یه مرد؟

17:35.875 --> 17:37.500
‫چه معنی‌ای داره؟

17:57.875 --> 17:59.291
‫کاوا.

18:01.333 --> 18:03.541
‫- اون چی بود؟
‫- یه مونونوکه، بانوی من.

18:03.625 --> 18:07.083
‫شکلی با پولک‌های سفید
‫که از سه طرف گسترده شده.

18:09.875 --> 18:12.250
‫در میان اوئوکو خزش می‌کنه،

18:12.333 --> 18:15.500
‫شبحی مارگونه که اعماقش رو به لرزه درمیاره.

18:19.375 --> 18:21.916
‫نام این آیاکاشی

18:22.000 --> 18:24.875
‫که حالا تبدیل به مونونوکه شده...

18:30.416 --> 18:31.625
‫هبیگامیـه.

18:34.083 --> 18:36.666
‫- هبیگامی؟
‫- چه آوای دل‌نشینی.

18:37.416 --> 18:39.583
‫- چقدر عجیب.
‫- یه مار؟

18:39.666 --> 18:41.750
‫منظورت الهه آب که نیست؟

18:42.291 --> 18:45.125
‫داری میگی الهه آب یه روح کینه‌توزه؟

18:45.208 --> 18:47.083
‫من رو ببخشید، بانوی من!

18:47.166 --> 18:48.416
‫اوه؟

18:48.500 --> 18:52.625
‫و تو، چطور جرات کردی
‫جانشین باارزش رو از اتاق بیرون بیاری؟

18:52.708 --> 18:54.767
‫- چطور تونستی همچین کاری بکنی؟
‫- بانوی من، چطوره بریم یه جای دیگه؟

18:54.791 --> 18:57.750
‫توکیوای، یه چیزی هست که من...

18:57.833 --> 19:00.958
‫زود باشین. چطوره یکم استراحت کنین؟

19:03.750 --> 19:06.708
‫- اون مرد کیه؟
‫- همون داروفروشیـه که دربارش گفتم.

19:06.791 --> 19:10.500
‫قبلاً هم دو بار که مونونوکه‌ها
‫در اوئوکو ظاهر شدن، اون‌ها رو جن‌گیری کرده.

19:10.583 --> 19:12.833
‫من بهش اجازه تردد دادم.

19:12.916 --> 19:16.666
‫رودخانه پیچ‌ودار احساساتی وجود داره
‫که جریانش متوقف‌شدنی نیست.

19:17.375 --> 19:20.750
‫و چشم‌هایی که می‌خوان هرچه می‌بینن رو
‫به بند کنترل خود دربیارن.

19:20.833 --> 19:22.250
‫داری یاوه‌گویی می‌کنی.

19:22.333 --> 19:25.875
‫صلح و امنیت اوئوکو تحت حمایت الهی الهه آب

19:25.958 --> 19:28.208
‫و قدرت اعلی‌حضرت حفظ می‌شه.

19:28.291 --> 19:32.666
‫- مونونوکه باید کشته بشه.
‫- چطور جرات می‌کنی بی‌اجازه حرف بزنی؟

19:33.250 --> 19:37.833
‫با این حال، نمی‌شه یه مونونوکه رو
‫با یه شمشیر معمولی کشت.

19:37.916 --> 19:38.916
‫چی؟

19:39.000 --> 19:42.541
‫استادی از قلمرو شوگا
‫۶۴ نگهبان رو به ما سپرد.

19:43.125 --> 19:45.708
‫من پیش روی شما ایستاده‌ام،
‫با شمشیر کُن در دست.

19:45.791 --> 19:47.500
‫تیغه‌ای از یین.

19:48.083 --> 19:51.458
‫این شمشیر به شمشیر مقدس هم معروفه.

19:54.958 --> 19:58.083
‫برای کشیدن این شمشیر،
‫باید سه شرط برآورده بشه.

19:58.625 --> 20:01.666
‫شکل، حقیقت و دلیل.

20:02.583 --> 20:05.000
‫من به نام شکل مونونوکه نیاز دارم،

20:05.083 --> 20:07.958
‫حقیقت احساساتش و دلیلی که
‫باعث بوجود اومدنش شده.

20:08.041 --> 20:11.500
‫هر سه عنصر باید به شمشیر ارائه بشن.

20:12.000 --> 20:15.916
‫بنابراین، بدون دلیلی
‫که مونونوکه متولد شده

20:16.000 --> 20:20.250
‫و حقیقت اینکه چرا مردم رو نفرین می‌کنه،
‫شمشیر کشیده نمی‌شه.

20:20.333 --> 20:23.916
‫و همگی شما تحت رحم و کرم
‫این هبیگامی باقی می‌مونین.

20:24.500 --> 20:25.583
‫بنابراین از شما می‌خوام،

20:25.666 --> 20:28.625
‫ماهیت این کینه‌ای که اونقدر قویه
‫که استخوان خُرد می‌کنه

20:28.708 --> 20:32.083
‫و گلو خفه می‌کنه رو
‫به شمشیر مقدس ارائه بدین.

20:32.166 --> 20:34.916
‫یه شمشیر مقدس برای کشتن مونونوکه؟

20:38.791 --> 20:43.333
‫حالا درخواست می‌کنم هرچیز که می‌دونین رو
‫با من در میان بگذارین.

20:47.541 --> 20:50.958
‫مستشار فوجیماکی. خبرهایی دارم.

20:51.041 --> 20:54.916
‫حدس می‌زنم درباره
‫تولد جانشین پسر باشه؟

20:55.000 --> 20:57.000
‫می‌بینم که از قبل مطلع بودین.

20:57.083 --> 21:00.583
‫هیراموتو، من رو بی‌عرضه فرض کردی؟

21:01.541 --> 21:03.333
‫به عنوان مستشار ارشد،

21:03.416 --> 21:06.875
‫من همیشه باید تمام حواسم
‫جمع رویدادهای قلمرو باشه.

21:07.541 --> 21:10.041
‫این قطعاً زمانی برای جشنه.

21:10.541 --> 21:13.208
‫صمیمانه‌ترین تبریک‌های من رو بپذیرید، سرورم.

21:13.291 --> 21:17.375
‫توکیتا، به نظرت عجیبه که دارم جشن میگیرم؟

21:17.458 --> 21:19.458
‫اصلاً. البته که نه.

21:19.541 --> 21:21.500
‫دختر شما، بانو فوکی.

21:21.583 --> 21:24.416
‫همین تازه یه شاهزاده‌خانم
‫به دنیا آورد، اینطور نیست؟

21:24.500 --> 21:25.500
‫همینطوره.

21:25.583 --> 21:28.583
‫گرچه موفق نشد جانشین پسر رو به دنیا بیاره،

21:28.666 --> 21:31.458
‫- اما در عوض ممکنه دایه اون بشه.
‫- ببخشید؟

21:31.541 --> 21:33.458
‫صد و پنجاه سال پیش،

21:33.541 --> 21:36.708
‫بانو آما دایه اعلی‌حضرت شد،

21:36.791 --> 21:39.625
‫و به عنوان مادر رضاعی اون
‫به قدرت عظیمی دست یافت.

21:39.708 --> 21:42.333
‫در نهایت، قدرتش حتی از قدرت

21:42.416 --> 21:45.791
‫همسر رسمی اعلی‌حضرت هم
‫فراتر رفت، می‌دونی که.

21:45.875 --> 21:47.000
‫آگاهم، اما...

21:47.083 --> 21:49.291
‫نیازی به شکسته‌نفسی نیست.

21:49.375 --> 21:52.458
‫توکیتا، خانواده‌ی تو بر این قلمرو
‫حکمرانی خواهند کرد.

21:54.250 --> 21:58.833
‫من هم حامیت خواهم بود. تنها چیزی که
‫در عوض می‌خوام، یک لطف کوچیکه.

22:02.666 --> 22:06.375
‫این کار حتماً باعث می‌شه
‫بانو یوکیکو بیشتر از من متنفر بشه.

22:06.458 --> 22:09.500
‫اما مستشار فوجیماکی کسی بود
‫که جانشین رو به تو سپرد،

22:09.583 --> 22:10.583
‫اینطور نیست؟

22:11.416 --> 22:14.333
‫متاسفانه این موضوع باعث می‌شه
‫الان وقت کمتری داشته باشی

22:14.416 --> 22:17.000
‫تا به دختر زیبای خودت محبت کنی.

22:17.083 --> 22:19.458
‫می‌دونم، هیس، هیس.

22:20.041 --> 22:21.500
‫این بچه چقدر آرومه.

22:22.208 --> 22:23.541
‫عجیب به نظرت نمیاد؟

22:24.791 --> 22:28.458
‫صبح بخیر بانو یوکیکو. خوب استراحت کردین؟

22:36.000 --> 22:37.000
‫توکیوای.

22:37.708 --> 22:39.333
‫عزیزم، اصلاً نگران نباش.

22:39.416 --> 22:42.500
‫اجازه بده آرایشت رو درست کنم.

22:43.791 --> 22:44.791
‫کاوا کجاست؟

22:44.875 --> 22:48.833
‫نیازی نیست نگران این مسئله باشید، بانو یوکیکو.

22:49.791 --> 22:53.375
‫داروفروش! بابت تمام کمک‌های
‫دفعه‌ی قبلی که همدیگه رو دیدیم، ممنونم.

22:53.958 --> 22:58.083
‫این کاتب رسمی ما، بانو آساست.
‫چیزی پیدا کردی؟

22:58.666 --> 23:01.541
‫پرستش الهه‌ی آب ۱۵۰ سال پیش شروع شد...

23:01.625 --> 23:02.625
‫اوه.

23:02.708 --> 23:05.958
‫...توسط خانواده‌ی میزوروگی،
‫که از ملازمان نزدیک بانو آما بودند.

23:06.041 --> 23:08.000
‫اما صرف‌نظر از اینکه
‫چقدر سخت جستجو کردم،

23:08.083 --> 23:10.250
‫نتونستم هیچ ارتباطی پیدا کنم

23:10.333 --> 23:13.041
‫بین الهه‌ی آب و مارها در هیچ‌جا.

23:15.125 --> 23:17.500
‫توکیوای، بچه کجاست؟

23:18.958 --> 23:22.208
‫دارید درباره‌ی جانشین پسر می‌پرسید؟

23:22.291 --> 23:27.166
‫نگران نباشید، بانو. الان وقت شادی کردنه.

23:27.250 --> 23:31.833
‫بعد از این همه زحمت، بالاخره
‫مادر فرمانروای بعدی می‌شید!

23:31.916 --> 23:34.833
‫نه. بچه‌ی من مُرده!

23:39.916 --> 23:42.208
‫هبیگامی همون الهه‌ی آب نیست؟

23:44.666 --> 23:49.416
‫متوجهم. احساسات هبیگامی
‫نسبت به اوئوکو قطعیـه.

23:49.500 --> 23:53.500
‫فکر می‌کنی این زمین‌لرزه‌ها
‫تا کِی ادامه داشته باشه؟

23:54.083 --> 23:57.666
‫تعجب می‌کنم که بیشتر
‫از مونونوکه نمی‌ترسی، کومه.

23:57.750 --> 24:01.250
‫چرا؟ فقط به خاطر اینکه
‫یه مونونوکه یهو ظاهر شده،

24:01.333 --> 24:04.291
‫دلیل نمی‌شه دست از تمام کارهامون بکشیم.

24:05.750 --> 24:08.125
‫بالاخره تموم شد.

24:09.583 --> 24:11.041
‫پس باید چی کار کنیم؟

24:12.041 --> 24:15.250
‫با نمک پاک‌کننده برای تطهیر فضای اطراف‌مون،

24:15.333 --> 24:20.791
‫پیوند بین انسان و آیاکاشی رو
‫مشخص می‌کنیم و اون رو می‌بُریم.

24:21.416 --> 24:22.833
‫با نمک؟

24:22.916 --> 24:25.041
‫یه حصار نمکی. البته.

24:26.416 --> 24:30.583
‫مقدار تموم‌نشدنی‌ای از نمک لازم خواهد بود.

24:30.666 --> 24:35.666
‫غیرعادیه که درخواست کردی
‫با من صحبت کنی، پسرم.

24:36.791 --> 24:39.833
‫به من اطلاع دادن یکی از خدمتکارها مُرده.

24:41.791 --> 24:45.083
‫نیازی نیست نگران این مسئله باشید، اعلی‌حضرت.

24:46.666 --> 24:48.041
‫جای هیچ ترسی نیست.

24:48.125 --> 24:52.500
‫الهه‌ی آب همیشه مراقب دودمان
‫فرمانروایان خواهد بود.

24:52.583 --> 24:54.083
‫شما محافظت‌شده باقی می‌مونید.

24:55.791 --> 24:58.666
‫به من ربطی نداره. متوجهم.

25:00.625 --> 25:03.250
‫ما از قبل به سراسر کشور اعلام کردیم

25:03.333 --> 25:05.250
‫که یک جانشین پسر به دنیا اومده.

25:05.791 --> 25:10.083
‫من حقیقت اتفاقی که افتاده رو
‫به همه خواهم گفت.

25:10.166 --> 25:11.291
‫بعدش چی؟

25:11.833 --> 25:17.250
‫بعدش بچه باید به مادر واقعیش برگردونده بشه.

25:24.583 --> 25:28.208
‫چرا باید چنین چیزی بخوای؟
‫اگر بچه رو به یه دایه بسپری،

25:28.291 --> 25:31.583
‫بدون هیچ مشکلی
‫مادر فرمانروای بعدی خواهی شد.

25:31.666 --> 25:35.125
‫کنترل کل قلمرو دست تو خواهد بود.

25:58.125 --> 25:59.958
‫لطفاً نگران نباشید، بانو.

26:00.041 --> 26:04.375
‫من، تسویو، با جونم
‫از شاهدخت عزیز محافظت می‌کنم.

26:05.916 --> 26:09.291
‫اعلی‌حضرت!

26:19.083 --> 26:22.083
‫این واقعاً برای بیرون
‫نگه داشتن هبیگامی کافیـه؟

26:23.708 --> 26:26.583
‫این حصار، مونونوکه رو
‫برای یک شب بیرون نگه می‌داره.

26:26.666 --> 26:27.750
‫نه بیشتر از اون؟

26:31.500 --> 26:33.291
‫اوه!

26:37.708 --> 26:40.666
‫دوست داری جانشین رو بغل کنی؟

27:05.083 --> 27:07.500
‫اگر فقط تو جانشین پسر رو
‫به دنیا آورده بودی...

27:10.083 --> 27:12.541
‫کار هرگز به اینجا نمی‌کشید.

27:14.458 --> 27:15.458
‫هان؟

27:15.541 --> 27:16.958
‫حتی اگر فقط یک شب باشه،

27:17.041 --> 27:20.375
‫فقط محافظت از تالار بزرگ
‫به دردمون نمی‌خوره.

27:21.458 --> 27:24.041
‫باید از بخش اقامتی هم محافظت کنیم.

27:24.791 --> 27:28.208
‫حتماً. من مطمئن می‌شم که نمک کافی پیدا کنم.

27:28.291 --> 27:30.041
‫واقعاً؟

27:36.333 --> 27:39.958
‫اعلی‌حضرت آرزو می‌کنه ای کاش من
‫جانشین رو به دنیا می‌آوردم؟ اما چرا؟

27:46.416 --> 27:48.458
‫همین الان بچه‌ام رو پس می‌خوام.

27:49.791 --> 27:51.791
‫خواهشم می‌کنم، اون رو به من برگردونید!

27:56.166 --> 27:59.750
‫خدای من بانو. حال‌تون خوبه؟

28:00.750 --> 28:03.625
‫من چیزی دارم که باید درباره‌ی جانشین بهتون بگم.

28:03.708 --> 28:09.000
‫- بانو یوکیکو، بیاید الان بریم!
‫- اشکالی نداره. بذار حرف بزنه.

28:10.083 --> 28:12.750
‫اعلی‌حضرت، این بچه مال من نیست.

28:24.625 --> 28:27.583
‫- اونجایی.
‫- همگی به طرف تالار بزرگ!

28:31.208 --> 28:35.708
‫بالاخره زمان عمل به وعده‌ام
‫به الهه‌ی آب فرا رسیده.

28:35.791 --> 28:38.791
‫کل اوئوکو قراره رو سرمون خراب بشه؟

28:38.875 --> 28:42.541
‫بانو بوتان گفت برید به تالار بزرگ.
‫اونجا امن خواهید بود!

28:42.625 --> 28:45.875
‫یالا! همین الان همه رو ببرید به تالار بزرگ!

28:45.958 --> 28:47.208
‫بله قربان!

28:48.041 --> 28:50.958
‫بچه‌ی من مُرده به دنیا اومد.
‫این بچه مال من نیست.

28:51.958 --> 28:57.666
‫خیلی متاسفم.
‫نتونستم بچه‌تون رو به این دنیا بیارم.

29:00.041 --> 29:04.666
‫اینطور نیست. بانو یوکیکو وظیفه‌اش رو
‫به شایستگی انجام داد.

29:09.375 --> 29:11.666
‫باید یه جوری هبیگامی رو آروم کنم.

29:12.375 --> 29:16.375
‫اما پدر، نمی‌تونیم برای محافظت دعا کنیم؟

29:16.458 --> 29:20.875
‫اشکالی نداره. حتی هبیگامی هم
‫نمی‌تونه به حصار این محراب نزدیک بشه.

29:20.958 --> 29:23.166
‫گوش کنید، شما دوتا برید پنهان بشید.

29:23.250 --> 29:26.000
‫اگر پشت این آب بمونید، در امان خواهید بود.

29:26.083 --> 29:27.583
‫پدر، با ما بیا!

29:27.666 --> 29:29.125
‫نه. نمی‌تونم.

29:29.208 --> 29:31.750
‫چرا نمی‌تونی؟

29:31.833 --> 29:34.541
‫چون این وظیفه‌ی خانواده‌ی میزوروگیـه.

29:39.625 --> 29:44.916
‫هیچ شکی نیست که این جانشین،
‫بچه‌ی بانو یوکیکوست.

29:46.083 --> 29:50.416
‫چقدر دیگه باید دروغ بگی؟ دیگه بسـه!

29:50.500 --> 29:53.166
‫چرا نمی‌ذاری کمکت کنم؟

29:53.833 --> 29:55.208
‫جانشین...

29:57.750 --> 30:00.083
‫دیگه حرف زدن بسـه.

30:09.333 --> 30:12.291
‫این بچه جابجا شده!

30:18.583 --> 30:20.166
‫مثل قبلاً.

30:20.250 --> 30:21.750
‫چی داری میگی؟

30:26.083 --> 30:27.416
‫داروفروش!

30:28.791 --> 30:30.000
‫همه برید بیرون!

30:32.166 --> 30:33.833
‫- ما رو محاصره کرده.
‫- چی؟

30:35.458 --> 30:36.458
‫اینجاست!

30:40.833 --> 30:41.833
‫اوه.

30:43.083 --> 30:44.916
‫- هبیگامی.
‫- من جلوش رو می‌گیرم!

30:52.583 --> 30:53.791
‫کسی تکون نخوره!

30:54.833 --> 30:58.166
‫چرا نمی‌تونی فقط کاری
‫که بهت میگم رو انجام بدی؟

30:58.250 --> 31:01.125
‫اونوقت می‌تونی جانشین رو پیش من بذاری!

31:01.208 --> 31:04.166
‫نمی‌تونیم این بچه رو اینجا نگه داریم!

31:04.250 --> 31:08.458
‫- باید برگرده پیش مادر واقعیش!
‫- از حصار بیرون نرو

31:08.541 --> 31:09.416
‫وگرنه کشته می‌شی!

31:09.500 --> 31:11.791
‫- ولم کن، همین الان!
‫- نه! ولت نمی‌کنم!

31:12.541 --> 31:13.916
‫لطفاً این کار رو بس کنید!

31:18.291 --> 31:22.125
‫فکر می‌کنی این همه مدت
‫کی داشته ازت مراقبت می‌کرده؟

31:22.916 --> 31:26.250
‫نه برای قدرتت می‌جنگی
‫و نه خدمات شبانه انجام میدی.

31:26.333 --> 31:29.541
‫من مجبور بودم ازت مواظبت کنم
‫چون خیلی بی‌عرضه‌ای!

31:30.458 --> 31:32.875
‫من تنها کسی بودم که...

31:36.583 --> 31:40.583
‫- ...به خوشبختیت اهمیت می‌دادم!
‫- چی داری میگی؟ خوشبختی من؟

31:40.666 --> 31:42.708
‫اما تو حتی نذاشتی همون کار رو هم بکنم.

31:43.458 --> 31:44.541
‫- توکیوای.
‫- تکون نخور!

31:46.125 --> 31:48.083
‫یه حصار نمکی دور تالار بزرگ هست.

31:51.541 --> 31:53.125
‫همین الان از اینجا برید بیرون!

31:59.166 --> 32:00.958
‫- پس خودت چی؟
‫- نگران نباش.

32:01.041 --> 32:02.625
‫برید به تالار بزرگ!

32:05.083 --> 32:08.208
‫بانو یوکیکو جانشین پسر رو به دنیا آورد.

32:08.291 --> 32:11.375
‫- از اونجا بیا بیرون!
‫- هیچ راهی برای فرار از این نداری.

32:11.458 --> 32:14.666
‫تو نمی‌فهمی من چقدر برات کار انجام دادم!

32:17.791 --> 32:19.750
‫یه چیزی اینجا درست نیست.

32:19.833 --> 32:22.833
‫- بانو بوتان، معنی این کارها چیـه؟
‫- بانو سوئیکوئین.

32:24.416 --> 32:26.000
‫همین الان برید بیرون!

32:27.333 --> 32:29.000
‫اعلی‌حضرت!

32:29.875 --> 32:33.458
‫تو واقعاً دختر احمق و نادونی هستی.

32:34.250 --> 32:35.458
‫اون چشم‌ها!

32:50.166 --> 32:51.166
‫یه مونونوکه!

32:55.750 --> 32:56.875
‫توکیوای!

33:02.416 --> 33:03.750
‫عجله کنید، برید بیرون!

33:10.208 --> 33:12.750
‫یالا، سریع بیاید داخل، همگی!

33:23.291 --> 33:25.250
‫کسی که بچه‌ها رو جابجا کرد من بودم!

33:25.916 --> 33:30.291
‫همین الان بهم بگو!
‫هبیگامی، چی باعث خشمش شده؟

33:31.250 --> 33:32.666
‫هوکتو.

33:32.750 --> 33:35.416
‫مجبور بودم جانشینِ
‫مُرده به دنیا اومده رو جایگزین کنم.

33:36.333 --> 33:39.541
‫برای همین یه بچه‌ی سرراهی رو
‫از بیرون آوردم!

33:39.625 --> 33:40.791
‫وحشتناکه!

33:43.708 --> 33:45.708
‫این همه چیز نیست.
‫ما هنوز حقیقتش رو برملا نکردیم.

33:45.791 --> 33:47.125
‫لعنتی!

33:54.666 --> 33:56.083
‫آب؟

34:03.500 --> 34:07.666
‫پس بالاخره موفق شدی
‫نطفه‌ی باارزش اعلی‌حضرت رو هدر بدی.

34:27.666 --> 34:29.875
‫بیاید، عجله کنید!

34:36.166 --> 34:38.458
‫هان؟

34:41.958 --> 34:43.583
‫- صبر کن، پدر!
‫- شما دوتا!

34:43.666 --> 34:45.166
‫- چرا اومدید اینجا؟
‫- این بده!

34:45.250 --> 34:48.916
‫ما هم با تو میایم.
‫ما هم متعلق به خانواده‌ی میزوروگی هستیم!

34:49.000 --> 34:52.208
‫ما هم می‌خوایم به محافظت
‫از اوئوکو کمک کنیم، پدر!

34:52.291 --> 34:53.708
‫صبر کنید، آقای میزوروگی!

34:54.583 --> 34:56.208
‫همونجا بمونید!

34:56.833 --> 34:58.000
‫اون چیـه؟

34:58.875 --> 35:00.375
‫- میکازوکی!
‫- کاری به کار بچه‌ها نداشته باش!

35:01.166 --> 35:03.625
‫اون‌ها بی‌گناهن! اون‌ها چیزی نمی‌دونن!

35:11.458 --> 35:13.416
‫باید حقیقتش رو برملا کنیم!

35:13.500 --> 35:15.500
‫اگر جن‌گیریش نکنم...

35:15.583 --> 35:17.166
‫...هرگز متوقف نمی‌شه!

35:21.041 --> 35:22.208
‫می‌ترسم!

35:41.041 --> 35:43.666
‫- همه چیز از ۱۵۰ سال پیش شروع شد!
‫- چی؟

35:44.500 --> 35:48.708
‫برای تداوم حکومت دودمان اعلی‌حضرت!

35:50.250 --> 35:52.208
‫فرار کنید!

35:57.125 --> 35:59.726
‫پس به دستور بانو آما، نیاکان من،
‫ساکو میزوروگی، همه رو فریب داد.

35:59.750 --> 36:01.500
‫بانو آما همه‌ی این‌ها رو شروع کرد؟

36:01.583 --> 36:04.500
‫منظورت همون دایه‌ی امپراتور سومه؟

36:04.583 --> 36:07.333
‫به جای جانشین پسری که هرگز نداشتند،

36:07.416 --> 36:10.375
‫ساکو میزوروگی به خیابون‌ها رفت
‫و یه بچه‌ی سرراهی رو برداشت.

36:10.458 --> 36:12.833
‫نه! اما این یعنی...

36:12.916 --> 36:17.166
‫دودمان حکومتی اعلی‌حضرت
‫مدت‌هاست که قطع شده.

36:17.958 --> 36:20.791
‫دیگه این ادعاهای زشت
‫و شرم‌آور رو بس کن، میزوروگی!

36:20.875 --> 36:24.250
‫ما مجبور بودیم دروغ بگیم تا از حکومتش
‫محافظت کنیم و امنیت و صلح رو تضمین کنیم.

36:25.416 --> 36:27.059
‫ما از سلسله‌ی خانوادگی اعلی‌حضرت
‫محافظت کردیم.

36:27.083 --> 36:28.583
‫چرت و پرته. دروغ گفتن رو بس کن!

36:28.666 --> 36:31.166
‫ما از قدرت و نظم سرزمین‌مون محافظت کردیم.

36:31.250 --> 36:33.625
‫چیزی که الان باید بدونم

36:33.708 --> 36:37.208
‫ماهیت واقعی هبیگامیـه. حقیقت اون!

36:37.291 --> 36:41.083
‫اگر کسی باشه که بتونه به خاطر این
‫تصمیم کینه‌ای به دل بگیره، اون فرد...

36:42.958 --> 36:45.666
‫کسیه که مجبور شد یه جانشین قلابی رو بپذیره.

36:45.750 --> 36:46.916
‫گیرش آوردم!

36:47.958 --> 36:50.333
‫مادری که بار این دروغ روی دوشش گذاشته شد.

36:50.416 --> 36:51.875
‫پدر، نه!

36:52.625 --> 36:53.666
‫گیرت انداختم!

36:54.333 --> 36:55.541
‫اون شخص...

36:57.958 --> 37:00.000
‫همسر سوم!

37:03.291 --> 37:04.458
‫هوم؟

37:05.250 --> 37:07.083
‫پس همسر سوم هم درست مثل منه.

37:07.166 --> 37:09.750
‫ما به حقیقت اون دست پیدا کردیم!

37:29.333 --> 37:30.458
‫نه، پدر!

37:34.666 --> 37:36.375
‫امکان نداره! همسر سوم متبرک شده بود...

37:36.458 --> 37:38.017
‫هنوزم برای شکست دادنش کافی نبود؟

37:38.041 --> 37:39.517
‫...با تولد یک جانشین پسر واقعی!

37:39.541 --> 37:41.666
‫شما معتقدید که حالت روحی

37:42.541 --> 37:45.041
‫یک انسان و یک مونونوکه یکسانه.

37:45.125 --> 37:47.791
‫- اینطور نیست.
‫- نه! این چرت و پرته!

37:47.875 --> 37:52.208
‫دودمان والاتبار اعلی‌حضرت
‫مدت‌هاست که در اوئوکو محافظت شده.

38:33.708 --> 38:37.541
‫پس همه‌ی این‌ها به خاطر امیال همسر سومه؟

38:42.666 --> 38:45.416
‫بچه‌ی پسر با یه سرراهی جابجا شد؟

38:46.125 --> 38:47.125
‫دقیقاً.

38:47.208 --> 38:50.166
‫اگرچه به نظر می‌رسه خدمتکاری
‫که مسئول این اتفاق بوده

38:50.250 --> 38:53.000
‫در هیاهویی که مونونوکه به پا کرد، مُرد.

38:54.125 --> 38:57.000
‫پس توکیوای الان مُرده؟

38:57.833 --> 39:00.083
‫- توکیتا.
‫- بله قربان.

39:00.166 --> 39:02.416
‫به نظر می‌رسه دختر عزیزت، فوکی،

39:02.500 --> 39:05.625
‫آخرش هم مجبور نشد دایه بشه.

39:09.083 --> 39:12.041
‫مطمئنم که به زودی شیر خوردن رو شروع می‌کنه.

39:12.625 --> 39:16.041
‫باورم نمی‌شه این فقط
‫نمک معمولی باشه. درسته تومه؟

39:17.875 --> 39:19.416
‫دست بهش نزن.

39:20.458 --> 39:22.208
‫متاسفم قربان!

39:22.291 --> 39:24.458
‫اگر این خط نمک ذره‌ای قطع بشه،

39:24.541 --> 39:27.375
‫مونونوکه می‌تونه وارد بشه.

39:28.250 --> 39:31.666
‫هنوز حدود ۱۰ نفر هستن که از سرنوشت‌شون خبری نیست.

39:34.416 --> 39:36.416
‫نمی‌تونی من رو ببینی! دالی!

39:40.666 --> 39:41.875
‫با اجازه‌تون، بانو یوکیکو.

39:45.166 --> 39:47.708
‫اینجا نیومدم تا جانشین رو ازتون بگیرم.

39:47.791 --> 39:49.791
‫پس دقیقاً چی می‌خوای؟

39:49.875 --> 39:52.125
‫شاید بهتر باشه به مرکز نزدیکـتر بشید.

39:53.291 --> 39:55.916
‫شما امروز جون هر دوی
‫این بچه‌ها رو نجات دادید.

39:56.000 --> 39:58.000
‫ازتون ممنونم.

39:58.083 --> 40:02.041
‫به نظر می‌رسه هبیگامی از آب متنفره.

40:02.125 --> 40:05.916
‫بله. ما حفاظت الهه‌ی آب رو داریم.

40:06.000 --> 40:07.291
‫واقعاً؟

40:07.375 --> 40:09.541
‫پس باید همه رو بیاریم به محراب.

40:10.083 --> 40:11.708
‫زیر زمین امنیت بیشتری خواهند داشت.

40:14.791 --> 40:18.708
‫تا این لحظه، کسی که بیشتر از همه
‫سر راه من بوده، تو بودی.

40:21.000 --> 40:22.041
‫اما اعلی‌حضرت می‌خواد...

40:22.125 --> 40:23.875
‫ممنون می‌شم طوری صحبت نکنی

40:23.958 --> 40:26.375
‫که انگار اعلی‌حضرت رو بهتر از من می‌شناسی.

40:27.500 --> 40:29.458
‫همه‌ی این‌ها الان بی‌فایده‌ست، اینطور نیست؟

40:31.166 --> 40:33.291
‫فکر نمی‌کنم هیچکدوم از این‌ها رو باور کنی، درسته؟

40:34.291 --> 40:37.291
‫دودمان خانوادگی ما تماماً
‫بر پایه‌ی دروغ بوده.

40:37.375 --> 40:39.083
‫من هیچ فرقی با اون بچه ندارم.

40:39.166 --> 40:41.625
‫ازتون خواهش می‌کنم،
‫گول این حرف‌ها رو نخورید.

40:41.708 --> 40:44.875
‫همه‌اش سرتاسر چرندیاتیـه
‫که میزوروگی سر هم کرده!

40:46.208 --> 40:49.083
‫- یعنی اون‌ها به ما دروغ گفتند؟
‫- باور نمی‌کنی، نه؟

40:49.166 --> 40:51.875
‫من کسی رو فریب نمیدم. من حقیقت رو میگم.

40:53.875 --> 40:57.000
‫از نظر من همه‌اش شبیه هذیون‌های
‫یه آدم دیوانه‌ست، همین و بس.

40:57.083 --> 41:02.458
‫دودمان شما ۱۵۰ سال تمام
‫با صلح و آرامی این ملت رو هدایت کرده!

41:02.541 --> 41:05.958
‫این خودش به تنهایی یک مدرک غیرقابل‌انکار نیست

41:06.041 --> 41:09.166
‫که نشون بده دودمان اعلی‌حضرت واقعیـه؟

41:10.208 --> 41:12.208
‫جای هیچ شکی نیست

41:12.291 --> 41:16.333
‫که اصیل‌ترین خون کل این دنیا
‫توی رگ‌هات جریان داره!

41:18.000 --> 41:20.000
‫بذر شک دیگه جوونه زده.

41:20.583 --> 41:23.291
‫و هرگز نمی‌شه کاملاً از ریشه کندش.

41:23.375 --> 41:29.000
‫درست مثل آبی که یک‌بار سمی شده باشه
‫و دیگه هیچوقت کاملاً پاک نمی‌شه.

41:29.791 --> 41:32.291
‫دیگه هیچوقت کاملاً پاک نمی‌شه؟

41:32.375 --> 41:35.666
‫تو وارث واقعی هستی،
‫از رحم خود من به دنیا اومدی!

41:35.750 --> 41:37.625
‫بدون شک تو فرمانروایی!

41:38.333 --> 41:40.458
‫تو پسر منی!

41:41.166 --> 41:44.208
‫باور دارم که حقیقت داره
‫و تو من رو به دنیا آوردی.

41:44.291 --> 41:48.750
‫من به دنیا اومدم که چیزی
‫بیشتر از یه اسب پرورشی نباشم.

41:48.833 --> 41:52.333
‫که با زن‌ها بخوابم تا یه جانشین درست کنم.

41:52.416 --> 41:55.916
‫فرزندم، آخه چی به سرت اومده؟

41:59.000 --> 42:02.583
‫می‌خوای بهم بگی
‫که هنوز چیزی توی اوئوکو باقی مونده؟

42:03.666 --> 42:06.666
‫من به شکل، حقیقت و علت نیاز دارم.

42:07.375 --> 42:10.333
‫مونونوکه همون شکل حقیقت و علتـه.

42:11.166 --> 42:13.916
‫اما برای تایید کردن‌شون این بار،
‫انگار که...

42:16.541 --> 42:18.291
‫به چشم‌های همه‌تون نیاز دارم.

42:21.166 --> 42:23.208
‫حالت خوبه، هوکوتو؟

42:25.625 --> 42:28.000
‫- متاسفم.
‫- نیازی نیست.

42:28.083 --> 42:32.541
‫تمام این مدت، مجبور بودم محافظت کنم...

42:32.625 --> 42:33.875
‫می‌دونم.

42:35.791 --> 42:39.541
‫چه الان باشه و چه اون موقع، هنوز یادمه.

42:40.958 --> 42:45.208
‫هی گوش کن! یه چیزی هست که باید بهت بگم!
‫یه راز خیلی خیلی بزرگ!

42:46.583 --> 42:48.083
‫- یه راز؟
‫- اوهوم.

42:48.916 --> 42:51.166
‫اما نباید به کسی بگیا، باشه؟

42:51.250 --> 42:53.666
‫باید قول بدی که تا ابد
‫بین خودمون بمونه. فهمیدی؟

42:54.416 --> 42:55.416
‫قول میدم!

42:56.041 --> 43:01.583
‫شنیدم که عالی‌جناب
‫در واقع از خون واقعی نیست!

43:03.500 --> 43:06.875
‫در واقع دیگه هیچ فرمانروای واقعی‌ای وجود نداره.

43:08.666 --> 43:11.375
‫تو همون سال‌ها پیش حقیقت رو بهم گفتی.

43:23.583 --> 43:26.416
‫حمایت الهی الهه‌ی آب.

43:39.791 --> 43:40.875
‫اوه.

43:42.708 --> 43:43.791
‫اوه.

43:43.875 --> 43:46.375
‫مستشار فوجیماکی!
‫چی شما رو به اینجا کشونده؟

43:47.333 --> 43:51.250
‫بانو یوکیکو کجاست؟
‫باید باهاش صحبت کنم.

43:51.333 --> 43:53.916
‫خب، خوشحالم که سلامتید قربان.

43:56.208 --> 43:57.416
‫و مونونوکه؟

43:58.416 --> 43:59.458
‫بیاین بریم.

44:06.250 --> 44:07.791
‫مونونوکه همین نزدیکی‌هاست!

44:11.041 --> 44:14.750
‫می‌بینم که کل اهل اوئوکو
‫اینجا جمع شدن.

44:15.541 --> 44:18.041
‫چه کار عجیبی ازتون سر زده.

44:19.541 --> 44:24.708
‫به هر حال، حرفی دارم که
‫هر کسی که اینجاست باید بشنوه.

44:25.416 --> 44:29.833
‫یه شایعه‌ی عجیب به گوشم رسیده.

44:29.916 --> 44:32.833
‫در مورد جانشینِ مرده.

44:36.583 --> 44:39.125
‫شنیدم که حتی خود بانو یوکیکو هم

44:39.208 --> 44:42.833
‫اعتراف کرده که اون نوزاد
‫جانشین واقعی نیست

44:42.916 --> 44:47.208
‫و در عوض، یه بچه‌ی دیگه‌ست
‫که باهاش عوض شده.

44:47.291 --> 44:50.958
‫اگه واقعاً حقیقت داشته باشه،
‫وضعیت وخیمیـه،

44:51.625 --> 44:54.583
‫در حد خیانت به عالی‌جنابه.

44:54.666 --> 44:56.583
‫اونی که مسئول این کار بوده دیگه مُرده.

44:56.666 --> 44:57.916
‫می‌تونید خیال‌تون راحت باشه.

45:00.625 --> 45:03.000
‫با این حال، به عنوان مستشار،

45:03.666 --> 45:06.458
‫هنوز یه نگرانی دیگه برام باقی مونده.

45:07.041 --> 45:09.000
‫این احتمال وجود داره
‫که اولین فرزندتون،

45:09.083 --> 45:11.309
‫یعنی شاهزاده‌خانم هم موقع تولد
‫عوض شده باشه.

45:11.333 --> 45:12.916
‫فوجیماکی.

45:17.500 --> 45:19.416
‫چطور می‌تونی چنین حرفی بزنی؟

45:19.500 --> 45:23.750
‫بانو توکیوای هم کسی بود
‫که موقع اولین زایمان‌تون حضور داشت،

45:23.833 --> 45:25.083
‫مگه نه؟

45:25.166 --> 45:26.833
‫- بنابراین...
‫- قضیه اینجوری نیست!

45:27.708 --> 45:30.541
‫ممکنه اولین فرزندتون هم سرراهی باشه.

45:30.625 --> 45:33.250
‫شکی نیست که دخترم رو خودم به دنیا آوردم!

45:33.333 --> 45:36.958
‫چطور می‌تونیم مطمئن باشیم؟
‫کسی که اجازه داده جایی برای شک باقی بمونه

45:37.041 --> 45:39.916
‫نمی‌شه آینده‌ی این ملت رو
‫به دستش سپرد!

45:40.750 --> 45:43.833
‫تا وقتی که یه جانشین مرد جدید به دنیا بیاد، بهتره که

45:43.916 --> 45:47.250
‫جانشین فعلی، شاهزاده‌خانمی باشه
‫که از فوکی از خاندان توکیتا به دنیا اومده.

45:47.333 --> 45:49.291
‫باورم نمی‌شه اینقدر سنگدل باشی!

45:49.375 --> 45:50.791
‫تو قول داده بودی!

45:50.875 --> 45:52.625
‫بعد از مرگ لرد کاتسوما،

45:52.708 --> 45:55.916
‫تو به توکیوای قول دادی
‫که دختر من جانشین بشه!

45:56.000 --> 45:57.500
‫تو سرپرستش شدی!

45:57.583 --> 46:00.000
‫- اینجاست!
‫- مقام رو به بچه‌ی من برگردون!

46:02.833 --> 46:04.041
‫دارین چی کار می‌کنین؟

46:05.750 --> 46:09.125
‫هبیگامی از سد حفاظتی رد شده!

46:10.791 --> 46:11.916
‫هبیگامی؟

46:12.000 --> 46:13.833
‫چطور تونستی این کار رو بکنی؟

46:15.445 --> 46:21.885
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

46:22.666 --> 46:24.041
‫این دیگه چیه؟

46:37.583 --> 46:40.208
‫همین الان برین به محراب زیرزمینی!

46:40.291 --> 46:43.750
‫الهه‌ی آب اونجا ازمون محافظت می‌کنه!

46:51.916 --> 46:54.416
‫عالی‌جناب رو به محراب زیرزمینی ببرین!

46:54.500 --> 46:55.833
‫بله قربان!

47:00.166 --> 47:03.916
‫یالا! باید از جانشین مرد محافظت کنیم!

47:04.708 --> 47:05.833
‫هبیگامی!

47:06.458 --> 47:08.750
‫اگه قصد داری کل اوئوکو رو ببلعی...

47:08.833 --> 47:12.750
‫من بوتان اوتومو،
‫مباشر اوئوکو هستم.

47:12.833 --> 47:14.000
‫- بانو بوتان، نه!
‫- بیاین بریم!

47:14.083 --> 47:15.791
‫اول باید از روی جنازه‌ی من رد بشی!

47:25.958 --> 47:27.333
‫عجله کنین! به طرف محراب!

47:30.541 --> 47:31.791
‫به خودت بیا!

47:31.875 --> 47:33.000
‫از این طرف!

47:36.083 --> 47:38.291
‫صبر کنین! اجازه بدین کمکـتون کنم.

47:40.125 --> 47:41.333
‫فرار کنین!

47:48.125 --> 47:49.791
‫باید بریم!

47:49.875 --> 47:51.666
‫همه‌اش یه اشتباه بود؟

47:51.750 --> 47:54.750
‫محافظت از اوئوکو
‫توی این ۱۵۰ سال گذشته؟

47:57.291 --> 47:58.833
‫- احتمالاً.
‫- چی؟

47:58.916 --> 48:03.000
‫اما به هر حال، محافظت ازش تنها راه ممکن بود.

48:04.958 --> 48:06.750
‫از چی باید ترسید؟

48:06.833 --> 48:09.791
‫الهه‌ی آب حمایت الهیش رو شامل حال ما می‌کنه.

48:10.500 --> 48:11.750
‫بانو یوکیکو؟

48:12.250 --> 48:13.750
‫همین الان برین به عبادتگاه!

48:14.333 --> 48:17.125
‫مونونوکه نمی‌تونه
‫از بین آب رد بشه!

48:17.791 --> 48:20.333
‫الهه‌ی آب اونجا ازمون محافظت می‌کنه!

48:21.791 --> 48:23.166
‫- باید همین الان بریم.
‫- درسته.

48:37.291 --> 48:40.250
‫تمام این مدت منتظر همچین لحظه‌ای بوده؟

48:43.000 --> 48:44.458
‫هبیگامی...

48:47.083 --> 48:48.750
‫داره ظاهر می‌شه!

49:06.458 --> 49:08.138
‫- نمی‌رسیم!
‫- داره فرو میریزه!

49:08.208 --> 49:10.291
‫بانو آما ازمون محافظت می‌کنه!

49:12.958 --> 49:14.875
‫بانو آما، همون الهه‌ی آب.

49:17.791 --> 49:20.458
‫شگفت‌آوره! حمایت الهی!

49:20.541 --> 49:23.750
‫سی سال پیش،
‫من از این دروازه‌ی ناناتسو رد شدم!

49:23.833 --> 49:26.083
‫الان قصد ندارم بیخیال اینجا بشم!

49:26.166 --> 49:27.166
‫ارباب ساکاشیتا!

49:27.250 --> 49:29.625
‫تمام این مدت،
‫من توی اوئوکو زندگی کردم!

49:29.708 --> 49:31.750
‫دقیقاً همونطوری که انتظار می‌رفت،
‫آقای ساکاشیتا.

49:31.833 --> 49:35.000
‫من به محافظت از اوئوکو
‫در برابر هیولاهایی مثل تو کمک می‌کنم!

49:41.375 --> 49:43.041
‫آخه این دیگه چه صیغه‌ایـه...

49:45.000 --> 49:46.375
‫ما کجاییم؟

49:46.458 --> 49:52.291
‫ما رو بلعیده.
‫الان توی شکم هیولاییم.

49:55.375 --> 50:00.500
‫هر بار که یه مونونوکه ظاهر می‌شد،
‫یه طناب پاره می‌شد.

50:09.666 --> 50:11.458
‫الهه‌ی آب، نجات‌مون بده.
‫لطفاً ازمون محافظت کن.

50:14.791 --> 50:17.416
‫و در نهایت، کل سد حفاظتی...

50:17.500 --> 50:19.208
‫...شکست.

50:28.708 --> 50:29.875
‫نه! عبادتگاه!

50:31.000 --> 50:32.958
‫می‌دونم چی باعث این افتضاح شده.

50:33.666 --> 50:35.750
‫همه‌تون سزاوار سرزنشید!

50:36.583 --> 50:39.208
‫- بیشتر از همه، اون بچه‌ی نجس و فاسد.
‫- لطفاً تمومش کنید.

50:39.291 --> 50:40.958
‫هی، مراقب باش!

50:41.041 --> 50:43.833
‫اون باعث فاجعه‌ی تمام‌عیار
‫برای اوئوکو شده.

50:44.333 --> 50:49.125
‫چی؟ اون فقط یه بچه‌ست! اون بی‌گناهه!

50:51.291 --> 50:53.875
‫اون هم درست به اندازه‌ی تو بی‌گناهه.

50:57.916 --> 51:03.083
‫اون گناه همسر رسمیه
‫که نتونست یه جانشین مرد به دنیا بیاره!

51:27.500 --> 51:29.291
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

51:31.625 --> 51:35.708
‫از همون اولین باری که دیدمش،
‫عاشقش شدم.

51:39.125 --> 51:40.750
‫نگاه مهربونش.

51:45.625 --> 51:47.333
‫صدای دل‌نشینش.

51:50.625 --> 51:52.250
‫پوست نرمش.

52:08.541 --> 52:11.250
‫عاشق همه چیزش بودم.

52:23.000 --> 52:24.625
‫نیازی به این کارها نیست.

52:26.416 --> 52:31.208
‫اگه جانشین نداشته باشیم،
‫کل این سرزمین به آشوب کشیده می‌شه.

52:31.291 --> 52:32.541
‫این آدم‌ها، اونا...

52:32.625 --> 52:36.875
‫اگه نمی‌تونی یه پسر به دنیا بیاری،
‫پس باید بقیه رو برای این کار پیدا کنیم.

52:38.833 --> 52:42.416
‫ما سوگلی‌ها و ندیمه‌های همراهـشون رو خواهیم داشت

52:42.500 --> 52:44.166
‫که با عالی‌جناب زندگی می‌کنن.

52:45.375 --> 52:47.750
‫شمایید، بانو آما؟

52:47.833 --> 52:52.041
‫واقعاً فکر می‌کنید
‫عالی‌جناب اجازه میده

52:52.125 --> 52:54.458
‫کسی جز من کنارش باشه؟

52:58.375 --> 52:59.916
‫سرورم؟

53:04.291 --> 53:06.125
‫- میزوروگی.
‫- بله، بانوی من؟

53:06.791 --> 53:11.750
‫عالی‌جناب درک می‌کنه
‫که وظیفه‌اش محافظت از این کشوره

53:13.333 --> 53:16.583
‫و تضمین صلح و نظم در سراسر قلمروئه.

53:21.500 --> 53:26.291
‫مطمئنم تو هم وظایفت رو
‫به عنوان همسر رسمی درک می‌کنی.

53:28.958 --> 53:34.666
‫اگه واقعاً عاشق عالی‌جنابی،
‫پس هیچ مشکلی با این موضوع نخواهی داشت.

54:02.250 --> 54:05.208
‫حتماً همون موقع بوده که اوئوکو شکل گرفته!

54:08.166 --> 54:11.708
‫یه قلعه‌ی پُر از زن
‫برای محافظت از عالی‌جناب.

54:13.750 --> 54:15.208
‫دقیقاً.

54:15.291 --> 54:18.083
‫توی ۱۵۰ سال گذشته،

54:18.166 --> 54:22.666
‫همه‌ی ما خودمون رو وقف همین هدف کردیم.

54:23.666 --> 54:27.375
‫بنابراین اجازه نمیدم که الان نابود بشه!

54:28.166 --> 54:32.916
‫نباید اجازه داد فسادی که دامن‌گیرمون شده،
‫ادامه پیدا کنه.

54:33.000 --> 54:34.541
‫التماست می‌کنم، این کار رو نکن.

54:34.625 --> 54:38.708
‫بانو یوکیکو. اگه اراده‌ی لازم برای

54:39.500 --> 54:43.333
‫دست به کار شدن رو نداری،
‫پس خودم این فساد رو از ریشه می‌بُرم!

54:44.083 --> 54:45.333
‫تمومش کن!

54:53.541 --> 54:54.625
‫مادر.

54:56.750 --> 54:58.291
‫دیگه کافیه.

55:10.250 --> 55:11.875
‫بازم اون صدای عجیب.

55:28.833 --> 55:30.166
‫دوباره داره اتفاق می‌افته!

55:30.750 --> 55:32.000
‫از آب محافظت کنین!

55:32.083 --> 55:35.416
‫تمام این مدت، مونونوکه‌ها...
‫همه‌شون دنبال این عبادتگاه بودن!

55:56.416 --> 55:58.333
‫تو می‌خوای بچه‌ای رو

55:58.416 --> 56:02.333
‫که واقعاً از خون عالی‌جناب نیست،
‫جانشین کنی؟

56:02.416 --> 56:04.958
‫به نظر می‌رسه چاره‌ی دیگه‌ای نداریم.

56:05.041 --> 56:09.083
‫چرا خیلی راحت یه سوگلی دیگه نمیارین؟

56:10.041 --> 56:12.833
‫هرچند، فکر کنم همه‌شون تا اینجا شکست خوردن.

56:13.875 --> 56:16.208
‫نتونستیم به موقع به نتیجه برسیم.

56:16.291 --> 56:17.291
‫چی؟

56:17.375 --> 56:20.541
‫عالی‌جناب همین امروز صبح فوت کردن.

56:20.625 --> 56:21.875
‫اون...

56:22.791 --> 56:25.083
‫با اینکه خیلی مشتاق بود

56:25.166 --> 56:27.375
‫که جانشین مردش رو ببینه.

56:28.125 --> 56:29.333
‫اما چطور؟

56:29.416 --> 56:31.041
‫متاسفانه مریض شده بود.

56:31.125 --> 56:32.750
‫این رو از من مخفی کرده بودین؟

56:33.666 --> 56:35.500
‫فکر کنم اون نبود که مخفی‌کاری می‌کرد،

56:35.583 --> 56:38.708
‫بلکه تو بودی که از عالی‌جناب دوری می‌کردی.

56:39.666 --> 56:41.750
‫اما مگه فوق‌العاده نیست؟

56:42.708 --> 56:46.458
‫تو الان مادر فرمانروای بعدی خواهی بود.

56:47.875 --> 56:51.916
‫بهم بگو. مگه این دقیقاً
‫همون چیزی نبود که می‌خواستی؟

56:55.916 --> 56:57.666
‫چرا جلوی من رو گرفتی؟

56:58.166 --> 57:00.541
‫هر کاری کردم همه‌اش برای تو بود!

57:00.625 --> 57:03.166
‫همونطور که قبلاً گفتم،
‫منم مثل اون بچه‌ام.

57:03.250 --> 57:05.125
‫- نه! حقیقت نداره!
‫- حقیقت داره مادر.

57:06.375 --> 57:07.875
‫منم یه بدل هستم.

57:07.958 --> 57:09.541
‫نیستی!

57:11.875 --> 57:13.125
‫منم فاسدم.

57:18.083 --> 57:20.000
‫بانو سوئیکوئین.

57:21.958 --> 57:23.250
‫مراقب باش!

57:44.583 --> 57:45.875
‫این...

57:48.625 --> 57:51.125
‫در نهایت، اگه واقعاً فرقی نمی‌کرد

57:51.208 --> 57:54.041
‫که اصالت خون جانشین واقعی هست یا نه...

57:55.333 --> 57:57.500
‫...پس اصلاً داشتیم از چی محافظت می‌کردیم؟

57:59.833 --> 58:02.500
‫کاری که باهات کردم وحشتناک بود.

58:03.208 --> 58:06.625
‫اگه مجبورت نکرده بودیم زایمان کنی،
‫هیچکدوم از این اتفاق‌ها نمی‌افتاد.

58:06.708 --> 58:07.750
‫هان؟

58:09.791 --> 58:13.833
‫سرورم، مگه داشتنِ یه پسر
‫همون چیزی نبود که می‌خواستین؟

58:14.875 --> 58:16.708
‫همه‌اش برای چی بود؟

58:17.291 --> 58:20.666
‫چشم‌هام رو بستم. وانمود کردم که نمی‌بینم.

58:20.750 --> 58:23.666
‫وانمود کردم که نمی‌دونم.

58:23.750 --> 58:25.625
‫حتماً سخت بوده.

58:25.708 --> 58:28.583
‫این صرفاً چیزی بود که اوئوکو می‌خواست.

58:29.250 --> 58:31.916
‫من همون کاری رو کردم که ازم انتظار داشتن.

58:33.583 --> 58:36.291
‫بانو یوکیکو، مطمئناً برای شما هم همینطوره.

58:39.125 --> 58:43.583
‫عالی‌جناب و همسرش.
‫همیشه همینطور بوده.

58:46.083 --> 58:49.166
‫ما چیزی جز ظرف‌هایی
‫برای تولید جانشین هستیم.

58:50.041 --> 58:51.541
‫چطور ممکنه؟

58:51.625 --> 58:56.375
‫کِی شد که من هم تبدیل
‫به یه مهره‌ی دیگه برای اوئوکو شدم؟

58:58.250 --> 59:01.208
‫چه مدت بود که من...

59:01.291 --> 59:03.000
‫من خودم انتخاب کردم که باهات ازدواج کنم.

59:04.583 --> 59:07.166
‫ما هنوز هم فقط انسانیم.

59:13.708 --> 59:15.333
‫واقعاً هنوز هستیم؟

59:15.416 --> 59:18.208
‫هیچوقت نمی‌خواستم با این قضیه کنار بیام!

59:18.708 --> 59:22.083
‫می‌خواستم اون همیشه کنارم بمونه.

59:23.625 --> 59:27.916
‫می‌خواستم عالی‌جناب مال من باشه
‫و فقط و فقط مال من.

59:30.458 --> 59:36.125
‫تصورش اینقدر برات سخته
‫که من واقعاً عاشقت هستم؟

59:38.583 --> 59:43.333
‫حتی اگه نتونم خوشبخت باشم،
‫بازم عاشقتم چون خودم می‌خوام.

59:45.750 --> 59:49.583
‫سرورم، خیلی دوستت داشتم.

59:50.708 --> 59:54.000
‫دلم می‌خواست بیشتر از هر چیزی عاشقت باشم.

59:54.083 --> 59:57.333
‫می‌خواستم توی تمام شادی‌ها
‫و غم‌هام شریک باشی.

59:58.291 --> 01:00:00.791
‫می‌خواستم باهات بخندم.
‫باهات گریه کنم.

01:00:00.875 --> 01:00:04.250
‫همدیگه رو در آغوش بگیریم
‫و باور کنیم که یکی هستیم.

01:00:04.916 --> 01:00:11.666
‫اما من فرمانروا هستم و به عنوان فرمانروا،
‫هرگز نمی‌تونم چیز دیگه‌ای باشم.

01:00:12.958 --> 01:00:14.583
‫اوئوکو.

01:00:16.000 --> 01:00:19.208
‫این مکان نفرت‌انگیز
‫اصلاً نباید وجود می‌داشت.

01:00:21.458 --> 01:00:24.041
‫تمام دروغ‌های دور و برش
‫روی دوشش سنگینی می‌کرد.

01:00:24.125 --> 01:00:27.333
‫متاسفم. نمی‌تونم خوشبختت کنم.

01:00:27.416 --> 01:00:29.666
‫قلبش به زنجیر کشیده شده بود.

01:00:30.666 --> 01:00:34.708
‫و به خاطر همین،
‫زیر فشار احساساتش خُرد شد.

01:00:44.333 --> 01:00:50.375
‫منم همینطورم. هیچوقت نمی‌تونم
‫چیزی جز این باشم.

01:01:00.750 --> 01:01:02.250
‫حالا به دستش آوردم...

01:01:08.791 --> 01:01:10.208
‫علتـش رو.

01:01:12.208 --> 01:01:18.291
‫شکل، حقیقت و علتـش
‫حالا دیگه برملا شدن.

01:01:18.375 --> 01:01:23.625
‫بالاخره وقت رها شدن شمشیره!

01:02:01.083 --> 01:02:04.625
‫تا لحظه‌ی آخر یه زن احمق بودی.

01:02:08.416 --> 01:02:13.291
‫میزوروگی، بالاخره اوضاع داره
‫برات خوب پیش میره، مگه نه؟

01:02:13.375 --> 01:02:18.041
‫مادر که دیگه نیست.
‫حالا هیچی سر راهت نیست.

01:02:18.958 --> 01:02:21.666
‫قلمرو متعلق به پسر تو خواهد بود.

01:02:21.750 --> 01:02:23.625
‫بانوی من، من هیچوقت چنین جسارتی نمی‌کنم.

01:02:23.708 --> 01:02:27.916
‫خاندان میزورگی دیگه قید اون بچه رو زدن.

01:02:28.500 --> 01:02:33.833
‫همینطوره. اما بریدن دل
‫به این راحتی‌ها نیست.

01:02:34.750 --> 01:02:36.833
‫این محبت والدینه که تهش باقی می‌مونه.

01:03:57.583 --> 01:03:58.750
‫میزورگی.

01:03:59.291 --> 01:04:05.125
‫از امروز به بعد، وظیفه داری تا ابد
‫از پسرت و نسلش محافظت کنی.

01:04:06.166 --> 01:04:08.375
‫وقتی مراقبه‌ام رو شروع کردم،

01:04:09.333 --> 01:04:12.000
‫باید یه قربانگاه زیر زمین بسازی.

01:04:12.083 --> 01:04:15.250
‫به عنوان کاهن، کمک کن این ایمان ریشه بگیره.

01:04:16.500 --> 01:04:21.416
‫رازهای اوئوکو رو اونجا قرار بده
‫و تا ابد ازشون نگهبانی کن.

01:04:25.625 --> 01:04:28.375
‫آدما مستعد گیج شدن و گمراهیـن.

01:04:28.458 --> 01:04:31.916
‫این سردرگمی آخرش باعث درگیری می‌شه.

01:04:32.000 --> 01:04:35.250
‫و در نهایت، این درگیری به نابودی می‌کشه،

01:04:35.333 --> 01:04:38.333
‫و صلح دنیای باارزشـمون رو به خطر می‌اندازه.

01:04:39.833 --> 01:04:44.416
‫برای همین، یکی باید مسیر رو
‫برای مردم مشخص کنه.

01:04:57.000 --> 01:05:00.916
‫تمام این سال‌ها، با همین احساسات،

01:05:01.000 --> 01:05:03.875
‫اصلاً نمی‌خواستی توی اوئوکو
‫تغییری ایجاد کنی، هبیگامی.

01:05:03.958 --> 01:05:06.333
‫می‌خواستی نابودش کنی!

01:05:07.708 --> 01:05:08.833
‫چت شده؟

01:05:08.916 --> 01:05:11.791
‫شرمنده‌ام بانو آما، اما متوجه نمی‌شم.

01:05:11.875 --> 01:05:13.458
‫چرا باید همچین کاری بکنید؟

01:05:15.041 --> 01:05:18.583
‫چون می‌خوام آب بشم.

01:05:19.208 --> 01:05:21.208
‫آب بشید؟

01:05:22.416 --> 01:05:25.625
‫انسان‌ها بدون آب نمی‌تونن زنده بمونن.

01:05:28.041 --> 01:05:31.500
‫یه لیوان آب می‌تونه عطش یکی رو برطرف کنه.

01:05:31.583 --> 01:05:34.791
‫بارون و رودخونه‌ها به محصولاتی
‫که تو زمین کشت شده جون میدن.

01:05:35.666 --> 01:05:37.416
‫اما در عوض،

01:05:37.500 --> 01:05:41.833
‫آب هیچی نمی‌خواد.
‫فقط به جاری شدن ادامه میده.

01:05:43.875 --> 01:05:49.000
‫بعد، پشت سرش، یه مسیر به جا می‌ذاره.

01:05:53.708 --> 01:05:59.250
‫این دقیقاً همون کاریه که می‌خوام بکنم.
‫من آب می‌شم.

01:06:07.208 --> 01:06:08.833
‫پس خوشبختی چی می‌شه؟

01:06:10.041 --> 01:06:11.666
‫خوشبختی؟

01:06:13.958 --> 01:06:15.875
‫برای قدردانی از آب،

01:06:16.958 --> 01:06:21.291
‫آدما باید دعا کنن تا مطمئن بشن
‫که آب همیشه خوشحاله.

01:06:25.875 --> 01:06:30.500
‫از این به بعد، اوئوکو رو به تو می‌سپارم.

01:06:38.708 --> 01:06:44.500
‫آغشته به قدرت کُن،
‫یکی از هشت شمشیر یین و یانگ

01:06:49.041 --> 01:06:52.250
‫تطهیرت می‌کنم و می‌فرستمت به خواب ابدی.

01:06:59.250 --> 01:07:00.875
‫مونونوکه

01:07:03.000 --> 01:07:04.333
‫نابود شو.

01:07:08.500 --> 01:07:10.083
‫ضربه‌ی صاعقه‌آسا!

01:07:32.333 --> 01:07:33.583
‫منو ببخش.

01:08:21.208 --> 01:08:23.166
‫هبیگامی جن‌گیری شد!

01:08:23.250 --> 01:08:25.333
‫با چشمای خودت دیدیش!

01:08:27.666 --> 01:08:28.958
‫دیدم.

01:08:31.875 --> 01:08:33.125
‫اوئوکو!

01:08:35.125 --> 01:08:36.500
‫تورو خدا نجاتـمون بدید!

01:08:37.833 --> 01:08:43.708
‫الهه‌ی آب، فقط به تو اعتماد دارم!

01:08:44.458 --> 01:08:47.208
‫بالاخره پیدات شد. خودتو رو کردی.

01:08:49.208 --> 01:08:50.375
‫تو دیگه کی هستی؟

01:08:50.458 --> 01:08:52.208
‫فقط یه داروفروش دیگه.

01:08:54.166 --> 01:08:55.916
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

01:08:57.125 --> 01:08:59.958
‫جریان آب راکد و گندیده شده.

01:09:00.041 --> 01:09:02.416
‫آبی که اوئوکو رو پُر می‌کنه

01:09:03.041 --> 01:09:04.875
‫و به شهر سرازیر می‌شه،

01:09:04.958 --> 01:09:07.208
‫یه بوی تعفن از خودش باقی می‌ذاره

01:09:07.708 --> 01:09:09.708
‫که به گوشه‌وکنار کشور می‌رسه.

01:09:10.750 --> 01:09:13.875
‫اونجا چه خبره؟

01:09:13.958 --> 01:09:15.250
‫کل آسمون...

01:09:18.416 --> 01:09:19.500
‫اینجا چه خبره؟

01:09:20.750 --> 01:09:24.166
‫خب، حالا واقعاً کجا هستی؟

01:09:27.541 --> 01:09:28.750
‫من اینجام.

01:09:28.833 --> 01:09:30.958
‫- من اینجام.
‫- من اینجام.

01:09:31.041 --> 01:09:33.416
‫چشمان ابدی که به

01:09:33.500 --> 01:09:35.333
‫بی‌شمار اعمال و احساسات انسانی خیره شدن.

01:09:36.208 --> 01:09:37.375
‫- من اینجام.
‫- من اینجام.

01:09:37.458 --> 01:09:41.500
‫آدما می‌تونن اشک بریزن،
‫اما نمی‌تونن آب بشن.

01:09:42.083 --> 01:09:44.125
‫- من اینجام.
‫- من اینجام.

01:09:44.208 --> 01:09:47.833
‫مردم این دنیا به حمایت من نیاز دارن.

01:09:48.666 --> 01:09:53.333
‫پس بهم بگو چرا از خودت محافظت نمی‌کنی؟

01:09:54.125 --> 01:09:58.250
‫من اینجام. من اینجام. من اینجام.

01:09:59.000 --> 01:10:00.500
‫حالا دیگه می‌بینمت.

01:10:05.166 --> 01:10:09.500
‫این نگاه‌های بی‌شمار، شامل تو هم می‌شن.

01:10:11.041 --> 01:10:14.083
‫نام مونونوکه‌ای که الان آشکار شده

01:10:14.708 --> 01:10:16.083
‫هیاکومه‌ست!

01:10:18.125 --> 01:10:21.458
‫حالا فرم اون رو به دست آوردم.

01:10:22.666 --> 01:10:25.250
‫در این دنیا، هیچ فراری از این چشم‌ها نیست.

01:10:25.333 --> 01:10:26.583
‫ولم کن!

01:10:29.041 --> 01:10:33.000
‫و هیچ فراری از قضاوت یا اندوهـشون نیست.

01:10:33.750 --> 01:10:35.000
‫پسش بده!

01:10:35.083 --> 01:10:38.625
‫این دنیای فانی چیزی نیست
‫جز نقاشی‌های بی‌شمار

01:10:38.708 --> 01:10:40.583
‫که زیر نگاهـمون ثبت شدن.

01:10:44.208 --> 01:10:46.625
‫اما وقتی اون نگاه‌ها بشکنن

01:10:48.458 --> 01:10:49.958
‫چیزی که باقی می‌مونه

01:10:53.208 --> 01:10:54.500
‫حقیقتـه!

01:10:57.041 --> 01:11:02.375
‫محمل این مونونوکه
‫از همه‌ی مردم این دنیا تشکیل شده.

01:11:03.666 --> 01:11:06.250
‫کینه‌هاشون! رنج‌هاشون!

01:11:06.750 --> 01:11:08.458
‫و اندوهـشون!

01:11:10.500 --> 01:11:13.625
‫می‌خواستم پیش عزیزترین آدم زندگیم بمونم.

01:11:14.416 --> 01:11:17.541
‫هیچوقت نمی‌خواستم اونو از خودم دور کنم.

01:11:17.625 --> 01:11:20.458
‫آینده‌ی خانوادم رو دوش منه.

01:11:20.541 --> 01:11:22.791
‫اما نمی‌خواستم خدمت شبانه بکنم.

01:11:23.625 --> 01:11:25.541
‫می‌خواستم عاشق بشم.

01:11:25.625 --> 01:11:27.458
‫می‌خواستم از اینجا آزاد بشم.

01:11:27.541 --> 01:11:28.541
‫فوکی...

01:11:28.625 --> 01:11:33.500
‫می‌خواستم کار درست رو انجام بدم.
‫می‌خواستم همه رو به مسیر درست هدایت کنم.

01:11:34.375 --> 01:11:36.583
‫می‌خواستم چیزی که تو دلم بود رو بگم.

01:11:36.666 --> 01:11:38.958
‫بچه! بچه! بچه کجاست؟

01:11:39.041 --> 01:11:41.291
‫فقط می‌خواستم پسرم دوستم داشته باشه.

01:11:42.833 --> 01:11:45.666
‫- بانو سوئیکوئین.
‫- می‌خواستم یه آدم کم‌اهمیت‌تر باشم.

01:11:45.750 --> 01:11:48.208
‫می‌خواستم طبق انتظارات‌شون رفتار کنم.

01:11:48.291 --> 01:11:50.958
‫می‌خواستم بهشون بگم اون روز واقعاً چی شد.

01:11:51.041 --> 01:11:52.791
‫اینا همه‌شون احساسات واقعی‌شونه.

01:11:55.041 --> 01:11:57.458
‫حالا حقیقت اون رو به دست آوردم.

01:12:01.333 --> 01:12:05.083
‫هر کاری کردم برای صلاح اوئوکو بود.

01:12:10.416 --> 01:12:12.833
‫احساسات‌شون تموم‌نشدنیـه.

01:12:14.166 --> 01:12:17.833
‫واقعاً می‌تونم شکستش بدم؟

01:12:23.208 --> 01:12:26.750
‫نمی‌تونم. به تنهایی از پسش برنمیام.

01:12:28.541 --> 01:12:32.791
‫همه‌ی ۶۴ نگهبان پخش‌شده
‫در این دنیا رو فرامی‌خونم!

01:12:33.416 --> 01:12:35.833
‫شمشیر کُن با یه سیلاب روبرو شده،

01:12:36.666 --> 01:12:39.625
‫هیولایی که اشک‌های بی‌انتها رو می‌بلعه،

01:12:39.708 --> 01:12:42.666
‫در حالی که تو شعله‌های ابدی پیچیده شده.

01:12:42.750 --> 01:12:46.541
‫این چنگال هوسـه که کسانی که
‫تو چنگشـن رو خُرد می‌کنه.

01:12:49.708 --> 01:12:52.666
‫بنابراین، از آینه‌ی ماسومی استفاده می‌کنم

01:12:53.250 --> 01:12:55.666
‫تا قله‌ی شوگا رو بسازم.

01:12:55.750 --> 01:12:57.750
‫از زمان فراتر میرم

01:12:57.833 --> 01:13:01.750
‫و مسیری که به جویوکو ختم می‌شه رو باز می‌کنم.

01:13:05.125 --> 01:13:06.416
‫فرامی‌خونمت!

01:13:36.833 --> 01:13:39.833
‫شمشیر کُن، صداتو شنیدم.

01:13:40.500 --> 01:13:42.166
‫اومدم کمکت.

01:13:43.166 --> 01:13:44.625
‫در خدمتتم.

01:13:46.333 --> 01:13:47.791
‫شمشیر ری،

01:13:47.875 --> 01:13:50.708
‫با قدرت هشت شمشیر یین و یانگ،

01:13:50.791 --> 01:13:53.416
‫خاضعانه تقاضای کمک دارم.

01:13:53.500 --> 01:13:54.875
‫در اختیارتـه.

01:13:56.791 --> 01:14:01.000
‫این دنیا پُر از احساسات و اعمالیـه
‫که نمی‌شه ازشون فرار کرد.

01:14:02.291 --> 01:14:04.958
‫وقتی آدما کنار هم می‌ایستن،
‫دور هم جمع می‌شن،

01:14:05.041 --> 01:14:06.541
‫و باهم زندگی می‌کنن،

01:14:06.625 --> 01:14:11.166
‫آرزوهای شخصی تحریف،
‫سردرگم و حتی از هم دریده می‌شن.

01:14:12.416 --> 01:14:15.583
‫خواسته‌های خود آدما بهشون عذاب میده،

01:14:16.291 --> 01:14:19.500
‫و عشق خودشون می‌تونه بکشتـشون.

01:14:20.333 --> 01:14:23.208
‫رسم روزگار همینـه.

01:14:25.041 --> 01:14:27.000
‫- شمشیر کُن!
‫- شمشیر ری!

01:14:27.875 --> 01:14:30.333
‫حالا آزاد بشید!

01:14:46.958 --> 01:14:48.916
‫نمی‌خواستم به دنیا بیام.

01:14:49.625 --> 01:14:51.291
‫می‌خوام محو بشم.

01:14:51.916 --> 01:14:53.875
‫نمی‌خواستم به دنیا بیام.

01:14:58.958 --> 01:15:02.541
‫در حالی که درد و رنج همیشه
‫تو این دنیا جریان داره،

01:15:03.750 --> 01:15:05.750
‫همینطور که امیدها و آرزوها ریشه می‌دوئونن،

01:15:06.791 --> 01:15:10.250
‫آدما مثل همیشه به زندگی‌شون ادامه میدن.

01:15:12.041 --> 01:15:16.125
‫اما تو این مورد، با اتحاد این شمشیرهای مقدس،

01:15:16.208 --> 01:15:19.291
‫به شکل فیزیکی این اندوه پایان میدیم!

01:15:19.375 --> 01:15:22.458
‫ضربه‌ی صاعقه‌آسا!

01:15:22.541 --> 01:15:23.666
‫نابود شو!

01:15:34.166 --> 01:15:36.916
‫متاسفم. تمام این مدت،

01:15:37.583 --> 01:15:41.041
‫جز خودم به هیچی فکر نمی‌کردم.

01:16:27.166 --> 01:16:28.541
‫سلام کوچولو.

01:16:29.583 --> 01:16:31.125
‫از دیدنت خوشحالم.

01:16:32.375 --> 01:16:37.166
‫اشکالی نداره اگه اینجا، توی اوئوکو،
‫با من به عنوان مادرت زندگی کنی؟

01:16:38.375 --> 01:16:43.125
‫شاید مادر واقعیت نباشم،
‫اما مثل بچه‌ی خودم دوستت دارم.

01:16:43.791 --> 01:16:45.041
‫قبوله؟

01:16:45.583 --> 01:16:47.791
‫پس لطفاً بیدار شو.

01:16:54.208 --> 01:16:56.250
‫انگار بالاخره صدات در اومد.

01:16:58.791 --> 01:17:01.750
‫بچه‌ی شیرینم. گشنته؟

01:17:05.500 --> 01:17:06.583
‫بیا.

01:17:15.750 --> 01:17:17.208
‫زنده موندیم.

01:17:31.458 --> 01:17:33.000
‫مال یک ماه پیشه.

01:17:34.000 --> 01:17:36.708
‫اوئوکو هنوز همون اوئوکوئه.

01:17:38.750 --> 01:17:43.333
‫فقط یه روز دیگه با ۲۰۰۰ خدمتکار
‫که مشغول کارشونن.

01:17:53.541 --> 01:17:54.541
‫« بانو آسا »

01:17:54.625 --> 01:17:56.125
‫یه دانگو لطفاً!

01:17:56.208 --> 01:17:57.750
‫حتماً! الان میارم!

01:17:57.833 --> 01:18:01.625
‫بفرما، مواظب باش.

01:18:07.125 --> 01:18:09.666
‫« به کامه »

01:18:14.166 --> 01:18:16.708
‫زخم‌های اون اتفاق هنوز باقی موندن.

01:18:19.625 --> 01:18:22.833
‫اما کم‌کم همه چیز داره تغییر می‌کنه.

01:18:24.000 --> 01:18:25.375
‫هوم.

01:18:38.625 --> 01:18:42.916
‫- گرفتمت!
‫- خیلی سرده! اوه.

01:18:49.166 --> 01:18:50.416
‫بیا!

01:19:04.708 --> 01:19:06.208
‫خوشمزه‌ست.

01:19:10.375 --> 01:19:14.333
‫شاید باید ممنون بانو یوکیکو باشیم.

01:19:16.083 --> 01:19:19.500
‫من مطمئنم اوئوکو دووم میاره.

01:19:25.750 --> 01:19:29.375
‫خب، این بار چی شده که اومدی اینجا؟

01:19:30.000 --> 01:19:35.250
‫تورو خدا نگو باز قراره
‫یه مونونوکه‌ی دیگه اینجا باشه!

01:19:35.333 --> 01:19:39.000
‫تا زمانی که آدما تو این دنیا زندگی می‌کنن،
‫مونونوکه هم وجود داره.

01:19:42.291 --> 01:19:45.458
‫داری میری؟ به این زودی؟

01:19:46.333 --> 01:19:48.583
‫کارم اینجا تموم شد.

01:19:49.666 --> 01:19:51.333
‫اما...

01:19:57.708 --> 01:20:01.583
‫صبر کن! یعنی بازم همدیگه رو می‌بینیم؟

01:20:04.166 --> 01:20:06.000
‫کی می‌دونه؟

01:20:19.625 --> 01:20:21.000
‫فعلاً خدافظ.

01:20:21.083 --> 01:20:24.083
‫زود باش، زود باش، عجله کن! بالاخره رسیدیم!

01:20:24.750 --> 01:20:26.625
‫- آروم‌تر!
‫- نه.

01:20:27.833 --> 01:20:29.208
‫بالاخره رسیدیم!

01:20:29.291 --> 01:20:31.916
‫پس اینجاست! اوئوکو!

01:20:36.333 --> 01:20:38.291
‫چقدر هیجان‌انگیز!

01:20:54.291 --> 01:20:55.916
‫دنیای انسان‌ها...

01:21:09.250 --> 01:21:11.166
‫« فصل سوم
‫نفرین مار »

01:21:11.250 --> 01:21:14.166
‫« پایان »

01:21:14.190 --> 01:21:24.190
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:26:58.625 --> 01:27:05.583
‫« تا دیداری دیگر »
