WEBVTT

00:02.021 --> 00:12.021
گلچین دانلود - مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
« Golchindl.vip »

00:14.141 --> 00:15.937
‫ندو، راه برو!

00:26.061 --> 00:27.101
‫یواش!

00:31.861 --> 00:36.621
‫«گرت عزیزم، پدر و مادرم بهم
‫قول آزادی داده بودن،

00:37.341 --> 00:41.941
‫ولی بدهی‌شون شده یه بار سنگین که
‫افتاده رو دوشم.»

00:49.581 --> 00:51.597
‫«دارم تلاش می‌کنم واست
‫یه نامزد پیدا کنم، باور کن

00:51.621 --> 00:55.221
‫ولی گزینه‌هام ته کشیدن.»

00:57.381 --> 01:00.981
‫به نظر من بهتره شش‌تا بچه بیاریم،
‫حتی شاید هفت یا هشت‌تا

01:01.861 --> 01:04.557
‫کمبود و دعا، خانم ملوین

01:04.581 --> 01:06.637
‫خواسته‌ی خداوند همینـه

01:06.661 --> 01:08.077
‫آقای جابسون، باور کنید که

01:08.101 --> 01:09.957
‫بیشتر عمرم رو با کمبود گذروندم

01:09.981 --> 01:12.661
‫ولی دعا هیچ دردی ازم دوا نکرد

01:13.021 --> 01:23.021
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
گلچین دانلود را در تلگرام دنبال کنید
« @MyGolchindl »

01:23.022 --> 01:33.022
‫ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده
‫❜ AM1R H1tmaN ❛

01:33.421 --> 01:36.237
‫بنازم، این مدت چقدر
‫سرتون شلوغ بوده، خانم‌ها

01:36.261 --> 01:39.717
‫انگار همه‌ی مردهای این منطقه
‫بهتون سر زدن

01:39.741 --> 01:41.797
‫متأسفانه هیچ کدوم مناسب نیستن

01:41.821 --> 01:44.877
‫حیف شد که بهترین شانسش رو خراب کرد

01:44.901 --> 01:46.557
‫احیاناً منظورت هری که نیست؟

01:46.581 --> 01:50.997
‫خب، بعد از مهمونیت، فکر کردم
‫دیگه هری جزو گزینه‌ها نیست

01:51.021 --> 01:52.157
‫نه، درسته

01:52.181 --> 01:54.597
‫ولی با خودم گفتم شاید
‫فرانک هاودن مناسب باشه

01:54.621 --> 02:00.317
‫آره، نه، هنوز یه امیدی هست.
‫ولی سیبیلا باید یه تکونی به خودش بده.

02:00.341 --> 02:01.797
‫عجله واسه چیه؟

02:01.821 --> 02:03.997
‫ریچارد

02:04.021 --> 02:06.837
‫- بازم دردسر درست کرده
‫- طبعاً

02:06.861 --> 02:10.197
‫نرخ بهره‌ی وام بالاست و
‫اگه امسال پرداختش نکنن،

02:10.221 --> 02:12.197
‫دار و ندارشون رو از دست میدن

02:12.221 --> 02:15.141
‫کی تصورش رو می‌کرد که
‫این بلاها سر طفلک لوسی بیاد؟

02:15.321 --> 02:17.517
‫بهش فکر می‌کم، دلم می‌شکنه

02:17.541 --> 02:20.621
‫هر کی خربزه می‌خوره،
‫باید پای لرزش هم بشینه

02:22.421 --> 02:24.941
‫سیبیلا کجاست؟

02:25.661 --> 02:27.981
‫خیلی امیدوار بودم که امروز ببینمش

02:30.301 --> 02:32.357
‫رئیس اداره پست داشت برام
‫از روز امپراتوری می‌گفت

02:32.381 --> 02:33.997
‫ظاهراً کل منطقه تعطیل میشه

02:34.021 --> 02:36.661
‫- یه بازی هم دارن به اسم دو سکه
‫- قمار؟

02:37.301 --> 02:40.317
‫آره. کاش یکی نحوه‌ی بازیش رو
‫یادم می‌داد

02:40.341 --> 02:43.677
‫شیر یا خط می‌ندازی و پولت رو به باد میدی.
‫بابای من این شکلی بازیش می‌کنه.

02:43.701 --> 02:46.901
‫یه مسابقه‌ی تخم‌مرغ و قاشق هم هست.
‫لازمـه قوانینش رو برات توضیح بدم؟

02:50.581 --> 02:51.957
‫این یکی از خواستگارهاتـه؟

02:51.981 --> 02:54.517
‫چون واسه شما خیلی فقیر و
‫سطح‌پایینم، آقای هاودن،

02:54.541 --> 02:58.357
‫دلیل نمیشه فکر کنی جز نقشه‌های ازدواج
‫مادربزرگم هیچ زندگی دیگه‌ای ندارم

02:58.381 --> 03:02.277
‫ببین، اون شب شنیدی چی گفتم،
‫دیگه آبیـه که ریخته شده

03:02.301 --> 03:04.037
‫حالا که ما واسه ازدواج،
‫انتخاب ِهمدیگه نیستیم،

03:04.061 --> 03:05.837
‫هیچ‌جوره راه نداره
‫رابطه‌مون یه چیز دیگه باشه؟

03:05.861 --> 03:06.901
‫مثلاً چی؟

03:07.421 --> 03:08.421
‫مثلاً دوست باشیم؟

03:10.461 --> 03:11.461
‫رفیق؟

03:12.661 --> 03:15.141
‫- شریک، هر چی!
‫- بهش فکر می‌کن

03:16.421 --> 03:18.581
‫- می‌تونم؟
‫- باید بگی «میشه»؟

03:20.181 --> 03:21.637
‫سیبیلای عزیز

03:21.661 --> 03:23.197
‫یه قیل‌وقال حسابی راه افتاده

03:23.221 --> 03:24.997
‫نه، اصلاً و ابداً

03:25.021 --> 03:27.821
‫- میز رو نمی‌ذارم
‫- پیانو چی؟

03:28.661 --> 03:30.197
‫به‌عنوان ضمانت برش می‌دارم

03:30.221 --> 03:32.901
‫اگه ماه بعد هم قسط رو ندی،
‫دوباره میایم و چیزهای بیشتری می‌بریم

03:34.981 --> 03:36.797
‫نـه!

03:36.821 --> 03:40.141
‫- پیانومون رو از دست دادیم (گم کردیم)
‫- وسیله‌ی به اون بزرگی، چطوری گم کردید؟

03:41.741 --> 03:42.741
‫می‌دونم جوک افتضاحی بود

03:43.701 --> 03:44.757
‫آره

03:44.781 --> 03:47.461
‫دفعه‌ی بعد بهترش رو میگم، هم‌رزم

03:49.541 --> 03:51.837
‫به این زودی بهار شده، باورت میشه؟

03:51.861 --> 03:53.197
‫بیا، اینا واسه تو هستن

03:53.221 --> 03:56.357
‫- توی «روز امپراتوری» می‌بینیمت؟
‫- من یکی که نیستم

03:56.381 --> 04:01.157
‫- با امپراتوری مشکل داره
‫- نه. گروه سازهای بادی توماس وین...

04:01.181 --> 04:03.277
‫- خوب شد گفتی
‫- باید بیای

04:03.301 --> 04:04.877
‫میام، ولی داشتم فکر می‌کردم که

04:04.901 --> 04:06.917
‫چرا یه مدت از این شوهر پیدا کردن
‫دست نمی‌کشید و

04:06.941 --> 04:09.637
‫سیبیلا رو تا روز امپراتوری نمی‌فرستید
‫پیش من توی «فایو باب»؟

04:09.661 --> 04:11.557
‫- نه. مزاحم نمی‌شیم
‫- اختیار داری، وینفرد

04:11.581 --> 04:15.597
‫بابت لوسی خیلی ناراحتم و
‫گمونم بتونم کمک کنم

04:15.621 --> 04:19.357
‫خیلی لطف داری، ولی تو
‫هیچ تجربه‌ای از زن‌های جوون نداری

04:19.381 --> 04:22.837
‫توی انجمن زنان، داریم به زن‌های
‫آسیب‌دیده‌ی شهر کمک می‌کنیم

04:22.861 --> 04:24.101
‫نوه‌ی من آسیب‌دیده نیست

04:25.181 --> 04:27.037
‫آخ

04:27.061 --> 04:28.701
‫تو خوبی؟

04:29.781 --> 04:30.981
‫خوبم

04:31.581 --> 04:33.837
‫یکم لطافت و شیک‌بودن هم بد نیست والا

04:33.861 --> 04:34.941
‫بذار کمک کنم

04:36.221 --> 04:37.397
‫از کجا معلوم

04:37.421 --> 04:40.917
‫شاید یکم دوری باعث بشه فرانک هاودن
‫بیشتر قدرش رو بدونه

04:40.941 --> 04:42.621
‫سلام

04:43.421 --> 04:44.421
‫خانم بوسیه

04:45.461 --> 04:46.461
‫خانم‌ها

04:46.981 --> 04:48.461
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

05:02.021 --> 05:04.061
‫یوهو!

05:09.601 --> 05:11.601
‫« فایو باب داونز »

05:20.661 --> 05:23.557
‫سلام. دنبالم بیا

05:34.861 --> 05:36.917
‫ممنون، خانم کلاین

05:36.941 --> 05:39.421
‫گربه‌ی ولگرد جدیدت

05:39.981 --> 05:43.837
‫باهاش آشنا بشی، می‌فهمی خیلی مهربونـه.
‫قبلاً زنِ باغبونِ ارشد بوده.

05:43.861 --> 05:45.877
‫صد سالـه که اینجاست.
‫گوشش سنگینـه،

05:45.901 --> 05:48.381
‫ولی از ریز و درشتِ اتفاقات خبر داره

05:49.661 --> 05:54.397
‫چینی‌ها معتقدن که پوشیدن کفش
‫توی خونه بدشانسی میاره

05:54.421 --> 05:57.997
‫مامان هری اصرار داشت،
‫ما هم حفظ سنت کردیم

05:58.021 --> 05:59.501
‫دمپایی‌هات

06:03.981 --> 06:06.181
‫این اتاق مورد علاقمـه

06:06.901 --> 06:08.157
‫به نظر هل بیش از حد زرق و برق داره،

06:08.181 --> 06:10.421
‫ولی من دوست دارم بگم یه حال‌وهوای
‫بعدازظهری بهش دادم

06:12.541 --> 06:14.921
‫مامان‌بزرگ میگه باید اول از همه
‫بابت اون شلوغ‌بازی‌ که

06:14.922 --> 06:16.598
‫تو مهمونیت درآوردم عذرخواهی کنم

06:16.621 --> 06:21.037
‫آره. شعر نوین توی کاداگات

06:21.061 --> 06:25.141
‫بوته استعاره از عشق ممنوعه‌ست

06:26.261 --> 06:29.117
‫به نظرت اصلاً چرا دعوتت کردم؟

06:29.141 --> 06:33.237
‫بیا. بیا. بیا بشین

06:33.261 --> 06:36.357
‫خاله و مادربزرگت ماجرای
‫وضعیت وحشتناکِ

06:36.381 --> 06:38.877
‫پاسم گالی رو برام تعریف کردن

06:38.901 --> 06:40.889
‫دارم سعیم رو می‌کنم، ولی قطعاً هیچکس

06:40.890 --> 06:42.878
‫ازم انتظار نداره با کسی
‫ازدواج کنم که دوستش ندارم

06:42.901 --> 06:44.141
‫با کسی که دوستش داری چطور؟

06:44.321 --> 06:46.421
‫هنوز همچین کسی رو ندیدم و
‫بعید می‌دونم قسمت بشه

06:46.422 --> 06:51.317
‫خوبه. چون من اصلاً قصد ندارم
‫تو رو به کسی شوهر بدم

06:51.341 --> 06:53.997
‫ولی مادرت رو خیلی دوست دارم و
‫می‌خوام کمکش کنم،

06:54.021 --> 06:59.021
‫پس یه سؤال دارم، سیبیلا،
‫باید هم روراست جوابم رو بدی

06:59.541 --> 07:04.061
‫به نظرت نویسنده‌ی خوبی هستی؟

07:04.521 --> 07:05.521
‫آره

07:05.522 --> 07:08.221
‫پس باید با نوشتن خودت رو
‫از این وضع خلاص کنی

07:08.222 --> 07:10.477
‫دقیقاً می‌خوام همین کار رو بکنم

07:10.501 --> 07:13.837
‫باید محتوای مناسبی برای
‫یه نشریه‌ی مناسب بنویسی

07:13.861 --> 07:15.837
‫- داشتم روی چندتا شعر کار می‌کردم
‫- نه، نه

07:15.861 --> 07:19.997
‫حتی بهترین شعر هم آخرش
‫به حلقه‌ی ازدواج ختم میشه

07:20.021 --> 07:25.421
‫نه، ما سوژه‌ها و مقالاتی می‌خوایم که
‫مردها خریدارش باشن

07:27.221 --> 07:29.077
‫فکر می‌کردم تو طرفدار
‫حق رأی زن‌ها هستی

07:29.101 --> 07:33.341
‫چه راهی بهتر برای پیشرفت زن‌ها از اینکه
‫مردها رو تو بازیِ خودشون شکست بدن؟

07:34.101 --> 07:35.757
‫این مدتی که اینجا پیشم هستی، سیبیلا

07:35.781 --> 07:39.997
‫یه مقاله می‌نویسی و میدی چاپش کنن

07:40.021 --> 07:42.757
‫- به چاپ رسوندن آسونـه؟
‫- بدون پارتی نه

07:42.781 --> 07:45.941
‫ولی من می‌تونم جورش کنم،
‫مادامی که کارت خوب باشه

07:47.141 --> 07:50.061
‫فقط باید دست به قلم بشی

07:52.301 --> 07:54.157
‫اگه مادربزرگ پرسید که
‫دارم چیکار می‌کنم؟

07:54.181 --> 07:58.701
‫قول داده بودم که بهت
‫ظرافت یاد بدم، حالا وقتشـه

08:11.181 --> 08:14.237
‫می‌تونم تا آخر عمرم اینجا بمونم

08:14.261 --> 08:16.157
‫توی این زندگی نه

08:16.181 --> 08:20.381
‫کلی کاغذ روی میزه. جوهر هم هست.
‫سر شام در مورد ایده‌هات بحث می‌کنیم.

08:23.941 --> 08:26.197
‫جسور باش، سیبیلا

08:26.221 --> 08:30.941
‫مثل یه مرد فکر کن. عین یه مرد بنویس.
‫عین یه مرد پول در بیار.

09:00.301 --> 09:02.661
‫راحتی؟

09:07.581 --> 09:08.941
‫تنهات میذارم

09:11.461 --> 09:14.877
‫چقدر کتاب. قصد داری همه رو
‫امشب بخونی؟

09:14.901 --> 09:18.157
‫تحقیقاتـه. دارم یه مقاله
‫واسه آگوستا می‌نویسم

09:18.181 --> 09:20.301
‫الحق که عاشق پروژه‌ست

09:21.261 --> 09:22.421
‫وایسا

09:26.701 --> 09:29.437
‫نمی‌خوای انگورها رو با خودت ببری؟

09:29.461 --> 09:30.781
‫نه، مرسی

09:31.821 --> 09:34.237
‫میز رو چی؟

09:34.261 --> 09:37.901
‫راحتم. مزیت خانواده‌ی پرجمعیت
‫اینـه که همه‌جا می‌تونم بنویسم

09:38.821 --> 09:39.901
‫لابد خیلی خوبـه

09:40.661 --> 09:43.197
‫- فقر؟
‫- منظورم خواهر و برادرهاست

09:43.221 --> 09:45.901
‫اغلب مایه‌ی دردسر هستن

09:46.501 --> 09:48.781
‫بذار کمکت کنم

10:21.941 --> 10:23.501
‫« موبی دیک، نهنگ »

10:23.661 --> 10:28.181
‫«برای هری، تولد 12 سالگیت مبارک.
‫از ماجراجویی لذت ببر، پسرم. از طرف بابا»

10:29.021 --> 10:31.061
‫یه لحظه وقت داری؟

10:31.821 --> 10:32.821
‫آره

10:38.581 --> 10:41.117
‫به نظر من بعضی چیزها
‫اونقدر ارزشمندن که

10:41.141 --> 10:42.397
‫نمی‌تونیم صاحبشون باشیم؛

10:42.421 --> 10:44.581
‫فقط نگهبان‌شون هستیم

10:47.621 --> 10:48.621
‫واسه توئـه

10:50.701 --> 10:53.421
‫امیدوارم واست مایه‌ی راحتی و الهام باشه

10:59.581 --> 11:00.901
‫آگوستا

11:08.981 --> 11:11.757
‫یکی از دخترهای انجمنم درستش کرده

11:11.781 --> 11:15.021
‫اگه هنرهای زنانه رو جدی می‌گرفتن،
‫الان نابغه محسوب می‌شد

11:15.781 --> 11:18.037
‫این لباس مورد علاقه‌ی جدیدمـه

11:18.061 --> 11:20.341
‫راستی، داستان چطور پیش میره؟

11:21.381 --> 11:24.517
‫- گمونم قهرمان‌مون رو پیدا کردم
‫- بگو ببینم

11:24.541 --> 11:27.981
‫اسم رجی سیلورتونـه.
‫راهزن جنگلیـه.

11:28.501 --> 11:30.981
‫همه‌جا عکسش رو زدن و تحت تعقیبـه، ولی...

11:32.021 --> 11:33.797
‫هیچکس به پلیس لوش نمیده

11:33.821 --> 11:36.317
‫چون هر چی می‌دزده با بقیه تقسیم می‌کنه

11:36.341 --> 11:39.501
‫عین رابین‌هود. من که طرفدارشم.
‫ادامه بده.

11:48.981 --> 11:50.261
‫ادامه بده

12:01.221 --> 12:03.949
‫رجی نزدیک یه میخونه حوالی
‫گولبرن توقف می‌کنه و

12:03.950 --> 12:06.198
‫یه غریبه شامش رو حساب می‌کنه

12:06.221 --> 12:08.157
‫اونجا بود که با همدستش آشنا شد

12:08.181 --> 12:10.941
‫یه زوج خلافکار. چقدر جالب

12:13.101 --> 12:14.101
‫همین رو می‌خوایم

12:14.821 --> 12:16.277
‫ولی طرف دختره

12:16.301 --> 12:19.677
‫به این میگن یه پیچشِ جذاب

12:19.701 --> 12:21.741
‫مگه نه، خانم کلاین؟

12:23.221 --> 12:24.757
‫اسپریتز روسو می‌خوری، هری؟

12:24.781 --> 12:28.197
‫دارم به سیبیلا یاد میدم چطور درستش کنه،
‫واسه اولین سواریش با قایق گوندولا

12:28.221 --> 12:29.477
‫مگه می‌تونم بگم نه؟

12:29.501 --> 12:33.621
‫- «توی ونیز فقط این نوشیدنی رو می‌خورن»
‫- الان ادای منو در آوردی؟

12:35.661 --> 12:40.357
‫داشتیم در مورد دخترِ راهزن جنگلی
‫سیبیلا حرف می‌زدیم

12:40.381 --> 12:41.701
‫دوستتـه؟!

12:45.341 --> 12:46.341
‫شخصیتش رو ساختم

12:47.181 --> 12:49.517
‫ولی یه دختره هست توی کاداگات،
‫نیل کربی

12:49.541 --> 12:51.717
‫نل رو می‌شناسم.
‫اسب‌سوار معرکه‌ایـه.

12:51.741 --> 12:54.077
‫دقیقاً. از اون الهام گرفتم

12:54.101 --> 12:56.117
‫ولی اسمش رو نمی‌ذاریم نل.
‫وگرنه پوستم رو می‌کـَنه.

12:56.141 --> 12:58.381
‫- اسمش رو می‌ذارم کورا.
‫- آره بهتره

12:58.981 --> 13:00.581
‫هیچکس جرئت نداره نل رو ناراحت کنه

13:01.821 --> 13:04.301
‫واسه من روسوش بیشتر،
‫اسپریتزش کمتر باشه، گاس

13:04.302 --> 13:06.782
‫برو گم شو. داری دستور تهیه‌ام رو
‫خراب می‌کنی

13:07.661 --> 13:10.061
‫خب؟

13:11.261 --> 13:14.917
‫تجربه‌ی ونیز داخل لیوان. گمونم

13:14.941 --> 13:17.717
‫به چی می‌خندی؟
‫خودت هم تابحال نرفتی ونیز

13:17.741 --> 13:19.117
‫خب هیچوقت منو نبردی

13:19.141 --> 13:21.821
‫چون هیچ‌‌وقت نمی‌خوای از فایو باب
‫پات رو بذاری بیرون، هل

13:21.822 --> 13:23.141
‫حرف حق

13:24.821 --> 13:29.621
‫وینز شهر مورد علاقه‌ی منـه.
‫خیلی اسرارآمیزه.

13:30.181 --> 13:31.341
‫مرموزه

13:32.421 --> 13:34.637
‫لنگه نداره

13:34.661 --> 13:36.741
‫من تابحال حتی اقیانوس رو هم ندیدم

13:42.981 --> 13:46.101
‫ولی تخیل اینطوری آدم رو می‌بره

13:51.381 --> 13:55.541
‫ماه‌های تابستون، آغاز
‫سال 1900 رو می‌سوزوند

13:56.261 --> 13:58.837
‫آفتاب با همون بی‌رحمی و سنگدلی بانک‌ها،

13:58.861 --> 14:00.941
‫زمین رو می‌سوزوند

14:01.461 --> 14:05.941
‫رجی سیلورتون چنان مشهور بود که
‫باد و تیرهای تلگراف هم می‌شناختنش

14:06.981 --> 14:12.021
‫رجی سیلورتون مرد خاصی بود،
‫سخت‌کوشی و اراده، سنگ‌بنای شخصیتش بود

14:18.661 --> 14:20.021
‫کمک می‌خوای؟

14:21.981 --> 14:22.981
‫نه

14:36.301 --> 14:38.821
‫عالیه. 28تای دیگه موند

14:43.261 --> 14:45.501
‫اینم مُزدت

14:51.021 --> 14:54.181
‫- چرا ازدواج نکردی؟
‫- یکم یواش، اینقدر سرراست نپرس

14:56.461 --> 14:59.261
‫جواب این سؤال حتی واسم مهم نیست

15:00.141 --> 15:03.941
‫اینکه اینجا بودم و یه مدت به هیچ‌کدومش
‫فکر نکردم، واقعاً برام نعمت بود

15:06.581 --> 15:09.941
‫می‌خواستم یه چیزی در مورد
‫تولد گاسی بگم

15:12.261 --> 15:13.437
‫می‌تونم همه‌چی رو گردن هاودن بندازم

15:13.461 --> 15:16.021
‫ولی اینکه درباره‌ی تو اونجوری حرف بزنیم،
‫در شأن هیچ‌کدوم‌مون نبود

15:18.301 --> 15:19.301
‫مشکلی نیست

15:21.461 --> 15:24.821
‫راستش به نظرم خیلی هم الهام‌بخشـه

15:28.461 --> 15:29.901
‫«خوشمزه‌ست»

15:30.421 --> 15:31.877
‫«آدم رو قلقلک میده»

15:31.901 --> 15:34.397
‫«مثل مورچه‌ای که زیر پوسته‌ی درخت
‫وول می‌خوره»

15:34.421 --> 15:38.237
‫- اینکه تو بگی خیلی بامزه و عجیبـه. نه
‫- «دنبال جاهای مخفیـه»

15:38.261 --> 15:40.277
‫بس کن! بس کن!

15:40.301 --> 15:42.381
‫بس کن

15:44.061 --> 15:47.477
‫- اصلاً چطوری یادتـه؟
‫- مگه میشه یادم بره؟

15:47.501 --> 15:50.141
‫خانم بوسیه وایستاده بود جلوم.
‫نمی‌دونستم کجا رو نگاه کنم.

15:54.061 --> 15:55.661
‫هلن گفت یتیم هستی

15:56.301 --> 15:57.701
‫آره، یتیمم

15:58.261 --> 16:01.941
‫پدرم وقتی 12 سالم بود مُرد، مادرم هم
‫درست بعد از تولدم از دنیا رفت

16:03.821 --> 16:04.941
‫به نظر تک و تنها بودی

16:05.321 --> 16:07.901
‫نه. تابحال خاله‌ام رو دیدی؟

16:13.221 --> 16:14.941
‫مادرت اهل چی بود، نه؟

16:15.581 --> 16:16.901
‫از کجا فهمیدی؟

16:24.981 --> 16:25.981
‫من یه بیچام هستم

16:27.381 --> 16:29.581
‫سه نسلـه که اینجاییم

16:30.101 --> 16:31.541
‫هیچ‌جا هم نمیرم

16:39.941 --> 16:42.997
‫رجی اون شب رو توی
‫میخونه‌ی خلوت موند

16:43.021 --> 16:45.957
‫وقتی اون اومد، هنوز
‫یه جرعه هم نخورده بود

16:45.981 --> 16:47.557
‫اسمش...

16:47.581 --> 16:48.821
‫کورا بود

16:51.821 --> 16:55.101
‫کورا... فراریـه

16:55.901 --> 16:57.501
‫عین رجی

16:58.821 --> 17:00.181
‫همین خوبـه

17:20.581 --> 17:26.461
‫♪ می‌خوای بری نمایشگاه اسکاربرو؟ ♪

17:26.981 --> 17:32.781
‫♪ جعفری، مریم‌گُلی، رزماری و آویشن ♪

18:16.821 --> 18:19.357
‫چارلی!

18:19.381 --> 18:21.637
‫- اون کیه؟
‫- روز بخیر، بانو

18:21.661 --> 18:25.357
‫چارلیـه. تازه یه گله گوسفند رو از
‫ملک‌مون توی کوئینزلند آورده

18:25.381 --> 18:29.757
‫- یه ملک دیگه هم دارید؟
‫- وایامبیت. هیچوقت اونجا نمیرم. خیلی خشکـه

18:29.781 --> 18:33.741
‫چارلی و هری با هم بزرگ شدن.
‫خیلی صمیمی هستن.

18:35.701 --> 18:38.277
‫هری با تصوری که ازش داشتم فرق می‌کنه

18:38.301 --> 18:40.717
‫هری وقتی خونه‌ست
‫به شخصیت واقعیش نزدیک‌تره

18:40.741 --> 18:43.101
‫آورد!

18:48.181 --> 18:50.317
‫مرسی، خانم کلاین

18:50.341 --> 18:52.661
‫ولخرجی هم حدی داره

18:56.821 --> 18:58.701
‫اینا رو سفارش دادم
‫مخصوص واسم فرستادن

18:59.661 --> 19:02.717
‫اگه نمی‌تونی اقیانوس رو ببینی،
‫باید اقلاً مزه‌اش رو بچشی

19:02.741 --> 19:04.501
‫صدف خوراکی!

19:05.021 --> 19:07.821
‫یه مُحرک جنسی قوی

19:08.701 --> 19:12.517
‫زن‌های مستقل می‌تونن بدون دردسرِ شوهر،
‫رابطه‌ی عاطفی داشته باشن؛

19:12.541 --> 19:15.021
‫برای همین این اطلاعات خیلی مهمـه

19:16.381 --> 19:19.357
‫بعضیا میگن باید درسته قورتش بدی

19:19.381 --> 19:23.477
‫ولی به نظر من بهتره
‫یکی دو بار بجویی بعد قورتش بدی

19:23.501 --> 19:24.861
‫آماده‌ای؟

19:46.021 --> 19:55.021
✦ « Golchindl.vip » ✦

19:56.421 --> 19:57.421
‫بازم من؟

19:59.901 --> 20:03.677
‫این بازی رو به پسرعموی سوم
‫شاهزاده فردیناند بلغارستانی یاد دادم

20:03.701 --> 20:06.181
‫- حالا نمی‌خواد پُز بدی
‫- عه! ملکه اومد وسط

20:06.641 --> 20:09.197
‫انگار خیلی سنگدل و بی‌احساسی، هری

20:09.221 --> 20:10.477
‫خوب تو رو شناخته ها

20:10.501 --> 20:12.117
‫شما دوتا علیه من دست به یکی کردید

20:12.141 --> 20:15.877
‫هیچوقت ورق‌ بازی کردنت خوب نبوده.
‫اصلاً بلد نیست بلوف بزنه.

20:15.901 --> 20:18.397
‫حالت چهره‌اش دقیقاً
‫همونیـه که توی ذهنشـه

20:18.421 --> 20:20.021
‫گمونم اینو خودم فهمیده باشم

20:22.821 --> 20:24.357
‫من نیستم

20:24.381 --> 20:27.077
‫نه، الان وسط دستیم، هل

20:27.101 --> 20:29.637
‫- عجب بازنده‌ی بدی هستی
‫- به خاطر باختنم نیست

20:29.661 --> 20:31.317
‫اینجا یکی باید کار کنه

20:31.341 --> 20:36.197
‫خیال کردی این چیه؟
‫تمرین ظرافت و درس زندگیـه

20:36.221 --> 20:38.797
‫واسه موقعی که پسرعموی سوم
‫شاهزاده فرناندو رو دیدی

20:38.821 --> 20:40.021
‫فرناند، نه فرناندو

20:40.621 --> 20:43.541
‫تازه، خدا رو چه دیدی؟
‫باشه پس، برو اگه میری

20:44.181 --> 20:45.861
‫موقع شام می‌بینم‌تون

20:51.101 --> 20:53.141
‫داری بهش فکر می‌کنی، نه؟

20:54.261 --> 20:55.941
‫رجی سیلورتون

20:56.981 --> 20:58.781
‫نه، هنوز روی کورا موندم

20:59.341 --> 21:00.877
‫رجی برام منطقیـه

21:00.901 --> 21:03.637
‫بانک خانواده‌اش رو نابود کرد،
‫دنبال انتقامـه

21:03.661 --> 21:06.901
‫ولی چرا کورا برای بودن با رجی،
‫همچین ریسک بزرگی می‌کنه؟

21:07.901 --> 21:09.021
‫اگه نل بود چیکار می‌کردی؟

21:10.141 --> 21:12.517
‫سرش توی لاک خودشـه، بسته‌ست

21:12.541 --> 21:15.557
‫حتی نمی‌دونم از من خوشش میاد یا نه،
‫چه برسه به دونستن انگیزه‌هاش

21:15.581 --> 21:20.837
‫چند سال پیش توی لندن
‫با رادیارد کیپلینگ آشنا شدم

21:20.861 --> 21:22.741
‫عجب سبیل جذابی داشت

21:23.261 --> 21:25.717
‫معتقد بود بدون شخصیت‌شناسی

21:25.741 --> 21:28.621
‫نمیشه ماجراجویی خوبی نوشت

21:38.321 --> 21:39.957
‫هزینه‌ی خوراک سر به فلک کشیده

21:39.981 --> 21:42.461
‫هیچ علفی نمونده که اسب‌ها بخورن

21:43.021 --> 21:44.741
‫چقدر عجیبـه

21:45.261 --> 21:46.917
‫آگوستا بیچام یه یادداشت فرستاده و

21:46.941 --> 21:49.877
‫می‌خواد واسه امروز
‫نل رو بفرستیم فایو باب

21:49.901 --> 21:51.557
‫- چرا نل؟
‫- اوه

21:51.581 --> 21:54.877
‫سیبیلا از اون کُره‌اسب واسشون
‫تعریف کرده. می‌خوان ببیننش.

21:54.901 --> 21:57.117
‫- من هم باهاش برم؟
‫- فکر نکنم

21:57.141 --> 22:00.517
‫سیبیلا و هری دارن با همدیگه
‫خوش می‌‌گذرونن

22:00.541 --> 22:02.917
‫- این خبر خوبیـه
‫- قطعاً

22:02.941 --> 22:05.101
‫لطفاً خودت به نل خبر بده

22:13.801 --> 22:15.237
‫عجیبـه

22:15.261 --> 22:19.517
‫- علاقه‌ی ناگهانی آگوستا به اسب‌ها
‫- شرط می‌بندم بیچام خودش خواسته

22:19.541 --> 22:22.221
‫مامان که ناراحت نمیشه.
‫از خداشـه کُره‌اسبش رو به رخ بکِشه.

22:23.541 --> 22:24.917
‫اینجاش واسم جالبـه که

22:24.941 --> 22:27.501
‫گویا نظرش در مورد سیبیلا عوض شده

22:29.341 --> 22:31.301
‫به نظرت علاقه‌مند شده؟

22:32.301 --> 22:34.357
‫اون دوست‌داشتنیـه، نه؟

22:34.381 --> 22:35.917
‫وقتی باهاش آشنا میشی

22:35.941 --> 22:39.741
‫صد درصد. باید بگم که
‫داره توی دل همه‌مون جا باز می‌کنه

22:55.521 --> 22:57.101
‫یکم دَرَن‌دشتـه

22:58.621 --> 22:59.661
‫گم شدی؟

23:02.221 --> 23:05.557
‫دنبال سیبیلا می‌گردم.
‫می‌خواست منو ببینه.

23:05.581 --> 23:07.597
‫پس تو باید همون نلی باشی که
‫شدی وِرد زبون‌شون

23:07.621 --> 23:08.821
‫شاید

23:09.421 --> 23:10.421
‫چارلی هستم

23:11.301 --> 23:13.021
‫بیا دنبالم

23:18.901 --> 23:22.117
‫خانم کلاین از صبح مشغول آشپزی بود

23:22.141 --> 23:24.237
‫این لامینگتون‌ها رو امتحان کن

23:24.261 --> 23:27.221
‫کیک‌ها خوشمزه‌ان،
‫ولی صدف‌ها یه چیز دیگه‌ان، نل

23:28.901 --> 23:32.501
‫امتحان کن. انگار اقیانوس رو
‫گذاشتی توی دهنت

23:33.441 --> 23:35.061
‫وای، نه

23:35.621 --> 23:37.341
‫ببخشید

23:38.261 --> 23:40.101
‫از اقیانوس خوشم نمیاد

23:44.341 --> 23:48.341
‫داشتم برای آگوستا تعریف می‌کردم که
‫چطوری بو رو تعلیم میدی

23:48.941 --> 23:51.221
‫آره...

23:51.741 --> 23:54.357
‫مادیانِ خانم بوسیه در رفت،
‫رفت پیش اسب‌های وحشی،

23:54.381 --> 23:58.317
‫وقتی گرفتیمش دیگه آبستن شده بود

23:58.341 --> 24:00.677
‫تصادفی بود، ولی تصادفِ خوبی بود

24:00.701 --> 24:02.317
‫محشره

24:02.341 --> 24:04.077
‫شاید بهتره اسب کورا، اسب وحشی باشه

24:04.101 --> 24:06.141
‫آره. ردیفـه

24:07.341 --> 24:09.381
‫- آره
‫- یه سؤال دارم

24:10.261 --> 24:12.157
‫تا حالا به پوشیدن لباس زنونه فکر کردی؟

24:12.181 --> 24:14.677
‫مخصوصاً اگه بخوای تغییر قیافه بدی؟

24:14.701 --> 24:17.477
‫حیفـه شلوار نپوشه

24:17.501 --> 24:20.381
‫شلوار ظاهرت رو خاص کرده، مگه نه نل؟

24:21.341 --> 24:23.757
‫نمی‌دونم

24:23.781 --> 24:27.317
‫لباس زنونه، شلوار...
‫اینا رو شماها اینجا باب کردید

24:28.421 --> 24:29.717
‫چرا از من می‌پرسید؟

24:29.741 --> 24:33.877
‫دارم یه داستان می‌نویسم،
‫یه شخصیتش رو هم از تو الهام گرفتم

24:33.901 --> 24:35.517
‫یکی از شخصیت‌هاش رو از روی من نوشتی؟

24:35.541 --> 24:39.637
‫دقیقِ دقیق تو نیستی، نل.
‫اسمش رو عوض کردم. گذاشتم کورا.

24:39.661 --> 24:40.557
‫کورا

24:40.581 --> 24:42.501
‫تو سوژه‌ی تحقیقاتیم هستی

24:44.021 --> 24:46.661
‫- بابت داستان بهت پول میدن؟
‫- نقشه همینـه

24:47.981 --> 24:49.381
‫خب چی گیر من میاد ازش؟

25:24.701 --> 25:25.877
‫چی می‌خواید بدونید؟

25:25.901 --> 25:27.437
‫- اسب‌ها یا آدم‌ها؟
‫- اسب‌ها

25:27.461 --> 25:30.037
‫- چرا از آدم‌ها خوشت نمیاد؟
‫- سطح توقعم بالاست

25:30.061 --> 25:33.021
‫- این واسه کورا عالیه!
‫- آره

25:54.861 --> 25:56.597
‫انگار داره خیلی بهت خوش می‌گذره

25:56.621 --> 26:00.277
‫آره، فقط دارم به این فکر می‌کنم که
‫سفیدپوست‌ها چقدر عجیبن

26:00.301 --> 26:02.181
‫درسته

26:07.181 --> 26:09.061
‫اینجات...

26:13.061 --> 26:15.397
‫واسه مراسم روز امپراتوری میری؟

26:15.421 --> 26:18.501
‫نمی‌دونم. کلاً زیاد با امپراتوری حال نمی‌کنم

26:19.541 --> 26:20.541
‫چرا پرسیدی؟

26:21.341 --> 26:24.101
‫نمی‌دونم. گفتم شاید اونجا ببینمت؟

26:25.941 --> 26:27.181
‫آره، ردیفـه

26:39.221 --> 26:40.541
‫«ردیفـه»

26:44.541 --> 26:46.341
‫کورا با کسی گرم نمی‌گیره

26:47.741 --> 26:49.581
‫واسه همین دوستی نداره

26:50.741 --> 26:52.541
‫برای همینـه که میره دنبال رجی

26:53.261 --> 26:55.101
‫رجی اولین دوستشـه. وای!

26:55.701 --> 26:56.837
‫وای

26:56.861 --> 26:58.277
‫خوشم اومد

26:58.301 --> 27:02.477
‫موهاش پر از خاک و سرکشی بود
‫وقتی به سمتش قدم برداشت

27:02.501 --> 27:05.781
‫همدیگه رو کامل می‌کنن.
‫دو روی سکه همدیگه رو جذب می‌کنن.

27:06.741 --> 27:08.557
‫با احتیاط بهش چشم دوخته بود،

27:08.581 --> 27:11.997
‫از اتاق رد شد، مثل چوپانی که
‫می‌خواد گله رو جمع کنه

27:12.021 --> 27:15.121
‫وقتی رجی ازش پرسید در ازاش چی میدی،
‫کورا بی‌درنگ جواب داد:

27:15.522 --> 27:18.021
‫«آزادی»

27:24.621 --> 27:27.541
‫- فکر کردم مار نیشت زد
‫- نه بابا

27:28.941 --> 27:30.021
‫می‌خوای بیای پیشم؟

27:31.501 --> 27:34.557
‫- تا مارها جفت‌مون رو نیش بزنن؟
‫- بیخیال، هری

27:34.581 --> 27:36.621
‫زاویه‌ی دیدت رو عوض کن

27:48.221 --> 27:50.941
‫- اون اَبر شبیه سگ نیست؟
‫- هیس

28:02.901 --> 28:05.621
‫« یک هفته بعد »

28:13.541 --> 28:15.261
‫عاشقشم

28:20.621 --> 28:22.837
‫- نگران پایان‌بندیشم
‫- نه. هیچیش رو عوض نکن

28:22.861 --> 28:25.341
‫- خانم کلاین، می‌دونم اونجایی!
‫- اوه

28:26.541 --> 28:28.837
‫اینو بگیر. بذارش توی یه پاکت

28:28.861 --> 28:32.101
‫می‌بریمش شهر تا بدیمش
‫به دوستم توی نشریه‌ی بولیتن

28:33.941 --> 28:35.941
‫واقعاً به نظرت چیز دندون‌گیریـه؟

28:36.901 --> 28:37.901
‫بیشتر از این حرفا

28:39.021 --> 28:40.781
‫به نظرم بی‌نظیره

28:42.221 --> 28:43.381
‫من کِی می‌تونم بخونمش؟

28:44.781 --> 28:46.981
‫هر وقت رفتی مجله‌ی بولیتن رو خریدی!

28:48.021 --> 28:49.437
‫اشتراکش رو می‌گیرم

28:49.461 --> 28:51.901
‫نکته این نیست، هل

28:52.741 --> 28:55.317
‫سیبیلا باید بابت کارش پول بگیره

28:55.341 --> 28:58.237
‫یه کاری می‌تونی بکنی

28:58.261 --> 29:02.341
‫کل هفته توی خونه حبس بوده.
‫ببرش بیرون و فایو باب رو نشونش بده.

29:04.941 --> 29:06.917
‫چشمات رو بسته نگه دار

29:06.941 --> 29:09.461
‫قدم‌هات رو یکی یکی بردار. وایسا

29:10.621 --> 29:11.621
‫باز کن

29:17.221 --> 29:19.021
‫خارق‌العاده‌ست

29:31.861 --> 29:33.621
‫اینجا پاتوق مورد علاقمـه

29:39.381 --> 29:40.981
‫صدای آب نیست؟

29:43.781 --> 29:44.781
‫چرا

29:46.061 --> 29:47.621
‫بیا، هری

29:51.501 --> 29:52.981
‫سیب، وایسا

29:56.421 --> 29:58.301
‫انگار برکه رو پیدا کردی

30:02.781 --> 30:04.021
‫سیبیلا؟

30:12.701 --> 30:13.981
‫سیبیلا؟

30:15.301 --> 30:16.301
‫سیبیلا؟

30:32.581 --> 30:34.061
‫سیبیلا؟!

30:34.861 --> 30:36.061
‫هوی!

30:37.141 --> 30:39.261
‫چرا اینقدر طولش دادی؟

30:44.141 --> 30:45.677
‫فکر کردم غرق شدی

30:45.701 --> 30:49.541
‫عمراً. سه نسل شناگر بودیم!

30:50.541 --> 30:52.101
‫شوخی قشنگی نیست

30:57.341 --> 30:58.741
‫هری!

30:59.821 --> 31:01.781
‫آهای. هری!

31:02.981 --> 31:06.021
‫هری، وایسا! فکر می‌کردم بخندی

31:31.721 --> 31:33.321
‫دردسر ازت می‌باره

31:34.981 --> 31:37.261
‫در این مورد صد درصد حق با توئـه

32:25.901 --> 32:28.141
‫به قدرت نیاز داره... یا مهارت؟

32:28.741 --> 32:29.741
‫بذار ببینیم

32:39.341 --> 32:40.341
‫دستت رو بیار بالا

32:42.101 --> 32:44.541
‫حالا رهاش کن.
‫بازوت رو شل نگه دار.

32:47.741 --> 32:49.461
‫زیادی فشار میاری

32:50.101 --> 32:52.221
‫بذار وزن بازوت کار رو انجام بده

33:05.301 --> 33:06.301
‫صاف وایسا

33:12.501 --> 33:13.541
‫بهم اعتماد داری؟

34:43.181 --> 34:44.821
‫پس اینجایید

34:45.501 --> 34:49.221
‫آهنگ مورد علاقه‌ی مادرت.
‫سال‌ها بود که نشنیده بودمش.

34:50.741 --> 34:52.021
‫مرثیه‌ست

34:52.981 --> 34:54.181
‫آره

34:56.981 --> 34:58.781
‫موهات خیس شدن، سیبیلا؟

34:59.621 --> 35:01.117
‫- یه دوش گرفتم
‫- بارون بارید

35:01.141 --> 35:04.101
‫یکم بارون بارید، واسه همین دوش گرفتم

35:06.821 --> 35:07.821
‫چقدر غیر عادی

35:18.301 --> 35:19.581
‫«اوه، گرت

35:20.141 --> 35:23.301
‫می‌دونم که گفتم هری بیچام
‫بی‌ادب‌ترین انسان جهانـه، ولی...

35:24.461 --> 35:27.621
‫وقتی باهاش آشنا بشی، بامزه‌ست

35:28.981 --> 35:31.101
‫و مهربونـه

35:32.061 --> 35:33.661
‫باهوشـه

35:35.501 --> 35:37.581
‫خودت می‌دونی دست و پام رو
‫گم می‌کنم وقتی حرف از ... میشه»

35:39.741 --> 35:40.741
‫« عشق »

36:11.621 --> 36:15.341
‫انگار بارون جادویی عصر رو ندیدم

36:16.221 --> 36:18.477
‫چرا حرف دلت رو نمی‌زنی، گاسی؟

36:18.501 --> 36:20.821
‫باشه، نظرت در مورد سیبیلا چیه؟

36:21.541 --> 36:24.597
‫- به نظرم دختر خوبیـه
‫- به من دروغ نگو، هل

36:24.621 --> 36:26.461
‫چی می‌خوای بگم؟

36:27.101 --> 36:28.357
‫که ازش خوشم میاد؟

36:28.381 --> 36:31.397
‫اینکه طی چند روز گذشته
‫فکر و ذکرم سیبیلا بوده؟

36:31.421 --> 36:36.077
‫- که صد دل عاشقش شدم؟
‫- نه. اصلاً واسه این نیومده اینجا

36:36.101 --> 36:38.077
‫می‌دونم. دست‌پرورده‌ی توئـه

36:38.101 --> 36:40.717
‫هری، نباید با دختری مثل سیبیلا
‫بری توی رابطه

36:40.741 --> 36:42.141
‫اون اصلاً مناسب نیست

36:42.941 --> 36:44.581
‫خودم تصمیم می‌گیرم

36:46.301 --> 36:50.261
‫پدرت یه انتخاب کرد، که یعنی الان،
‫تو حق انتخابی نداری

36:50.441 --> 36:53.597
‫یعنی میگی چون مامانم چینی بوده،
‫حق انتخاب ندارم؟

36:53.621 --> 36:56.741
‫میگم سیبیلا توی دنیای ما بزرگ نشده

36:57.661 --> 37:00.277
‫تو هم یکی رو می‌خوای که
‫سربارت نباشه

37:00.301 --> 37:03.237
‫- بوسیه‌ها خانواده‌ی خوبی هستن
‫- صحیح

37:03.261 --> 37:08.917
‫با این‌حال، نیمه‌لخت با یه مرد مجرد
‫پریده توی برکه

37:08.941 --> 37:12.397
‫- همین مونده تو این حرف رو بزنی
‫- اینکه من چی کار می‌کنم مهم نیست

37:12.421 --> 37:18.341
‫ولی همه‌چی، این خونه،
‫مزرعه‌مون، میراث خانوادگی،

37:18.861 --> 37:21.517
‫همه‌اش به این بستگی داره که تو
‫یه انتخاب درست برای ازدواج داشته باشی

37:21.541 --> 37:24.317
‫که فکر می‌کردم قبلاً
‫گزینه‌ی درستی انتخاب کردی

37:24.341 --> 37:26.461
‫اونجا هیچی نیست که برگشت‌پذیر نباشه

37:27.581 --> 37:29.421
‫چقدر احمقی

37:30.061 --> 37:34.077
‫از سیبیلا ملوین جز دردسر
‫چیزی عایدت نمیشه

37:34.101 --> 37:35.621
‫اشتباه می‌کنی

37:38.101 --> 37:39.581
‫خدا کنه

37:40.181 --> 37:43.301
‫چون تصمیمت هر چی باشه،
‫روی جفت‌مون اثر میذاره

37:51.821 --> 37:53.821
‫« روز امپراتوری »

37:55.021 --> 38:05.021
‫کاری از: امـیـر سـتـارزاده
‫❜ AM1R H1tmaN ❛

38:10.021 --> 38:12.157
‫مامان باور نشد بهش گفتم امروز اومدی

38:12.181 --> 38:14.541
‫آره، ولی نمی‌مونم زیاد

38:16.021 --> 38:18.637
‫آهای جماعت، حتماً همه رو بردارید

38:18.661 --> 38:19.901
‫هیچ کدوم نمونن

38:24.661 --> 38:27.477
‫- چرا به اون بی‌بی‌فیس لبخند زدی؟
‫- مؤدب باش

38:27.501 --> 38:30.741
‫صورتش هم بی‌بی‌فیس نیست.
‫خوبه.

38:31.741 --> 38:34.277
‫- نباید به پلیس‌جماعت اعتماد کنی
‫- می‌دونم

38:34.301 --> 38:35.301
‫سلام، نل

38:36.701 --> 38:38.301
‫- اون کیه؟
‫- هیچکس

38:38.981 --> 38:41.357
‫- توی فایو باب کار می‌کنه. اسمش چارلیـه
‫- چارلی!

38:41.381 --> 38:43.661
‫- اینجاییم
‫- بس کن. زشتـه. خجالت‌آوره!

38:52.541 --> 38:53.757
‫اوه...

38:53.781 --> 38:55.997
‫چارلی، خواهرم بتی

38:56.021 --> 38:57.061
‫روز بخیر، بتی

38:57.821 --> 39:00.237
‫گمونم حالا فهمیدم که چرا خواهرم
‫امروز اومده اینجا

39:00.261 --> 39:02.581
‫تابحال هیچوقت نیومده بود
‫مراسم روز امپراتوری

39:03.861 --> 39:06.981
‫آخه... فرصت خوبی
‫واسه دیدار با خانواده‌ست

39:08.821 --> 39:11.261
‫آره، اگه بخوای این اسم رو
‫روش بذاری، خواهری

39:13.021 --> 39:14.837
‫چارلی، بریم یه چیزی بخوریم؟

39:14.861 --> 39:16.581
‫می‌تونی از خودت واسمون بگی

39:17.301 --> 39:18.861
‫آره، چرا که نه

39:19.621 --> 39:20.621
‫پس بیا

39:25.581 --> 39:30.701
‫و... برگ‌ها چی بهمون میگن؟

39:31.901 --> 39:34.021
‫نه، معلومـه که مزخرفـه

39:35.021 --> 39:38.957
‫یادته سال پیش خانم کلاین پیش‌بینی کرد
‫که جولیوس میره سفر، واقعاً هم رفت

39:38.981 --> 39:42.141
‫- از قبل سوار قایق شده بود
‫- اون که نمی‌دونست

39:43.661 --> 39:45.317
‫یه گل رز می‌بینم

39:45.341 --> 39:47.077
‫اوه! چه قشنگ

39:47.101 --> 39:49.741
‫گلِ رزت به زودی شکوفه می‌کنه

39:51.421 --> 39:56.237
‫هیس! برید پی کارتون همگی!
‫برید یه جای دیگه خوش بگذرونید!

39:56.261 --> 39:59.541
‫- این مراسم مقدسـه، ممنون
‫- برو، هری

40:01.541 --> 40:03.357
‫- «یه رز»
‫- از اول شروع کن، خانم کلاین

40:03.381 --> 40:04.901
‫هیچی رو از قلم ننداز

40:10.541 --> 40:12.301
‫شرط‌هاتون رو ببندید! یکی دیگه

40:14.901 --> 40:19.477
‫یالا! شرط‌هاتون رو ببندید. خیلی‌خب!

40:19.501 --> 40:20.661
‫پرتابش کن!

40:21.261 --> 40:22.757
‫- شیر
‫- خط

40:22.781 --> 40:24.797
‫- شیر اومد
‫- بی‌نظیره

40:24.821 --> 40:27.277
‫بالاخره دارم فرهنگ استرالیا رو می‌بینم

40:27.301 --> 40:28.957
‫خیلی‌خب رفقا.
‫شرط‌هاتون رو ببندید.

40:28.981 --> 40:31.557
‫اینجا واسه زن‌ها مناسب نیست

40:31.581 --> 40:34.221
‫- پرتاب!
‫- اینو که گفتی حتماً میرم بازی کنم، هری

40:34.741 --> 40:36.117
‫شرمنده

40:36.141 --> 40:38.677
‫- ببخشید. دارم رد میشم
‫- آهای، بپا!

40:38.701 --> 40:41.061
‫یکی دیگه. یکی دیگه

40:41.661 --> 40:42.661
‫شرط‌ها رو ببندید

40:45.661 --> 40:48.997
‫اوه! ولی مگه نگفتی گل رزه؟

40:49.021 --> 40:51.757
‫هیس، هیس! دوتا خاندان

40:51.781 --> 40:54.501
‫یکی شکوفا میشه. یکی نه

40:55.021 --> 40:56.637
‫چقدر بدشگون

40:56.661 --> 40:58.421
‫یعنی چی؟

41:00.981 --> 41:04.997
‫خیلی‌خب. شرط‌هاتون رو ببندید

41:05.021 --> 41:06.717
‫آهای

41:06.741 --> 41:09.117
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- هری رو دیدم که رفت داخل

41:09.141 --> 41:11.621
‫- ما اجازه نداریم بریم داخل
‫- می‌دونم

41:13.301 --> 41:15.421
‫- یالا، پرتاب کن
‫- برو که رفتیم

41:19.661 --> 41:21.261
‫خیلی‌خب، سریع

41:24.061 --> 41:25.701
‫پرتابش کن

41:26.321 --> 41:28.641
‫این یارو رو نگاه، اشتباه اومده.
‫اینجا معدن طلا نیست.

41:28.642 --> 41:30.622
‫شاید همه‌ی طلاهات رو از دست داده باشی

41:31.221 --> 41:35.021
‫یا شاید هم انگلیسی بلد نیست

41:35.701 --> 41:38.597
‫- بهتره بریم، سیبیلا
‫- هری، تازه رسیدیم اول صف

41:38.621 --> 41:40.677
‫من تازه وسط یاد گرفتن قوانین بازی‌ام

41:40.701 --> 41:43.861
‫نباید بهش اعتماد کنی، خانم.
‫این جماعت همگی تریاکی هستن.

41:45.381 --> 41:46.861
‫حرف دهنت رو بفهم

41:48.341 --> 41:50.261
‫- چی گفتی؟
‫- بیخیال شو، سیبیلا

41:51.781 --> 41:54.037
‫این هری بیچامـه

41:54.061 --> 41:56.757
‫- چطور جرئت می‌کنی بهش تیکه بندازی؟
‫- سیب

41:56.781 --> 42:01.477
‫همچین دخترهایی وقتی معتاد میشن،
‫هر حرفی رو می‌زنن

42:01.501 --> 42:03.261
‫شرط‌هاتون رو ببندید

42:08.341 --> 42:09.317
‫بیا، بیا بریم

42:09.341 --> 42:14.261
‫دعوا! دعوا! دعوا! دعوا!

42:17.981 --> 42:19.917
‫- سلام گروهبان
‫- آقای هاودن

42:19.941 --> 42:22.877
‫- داخل یه مشت اراذل و اوباش هستن
‫- حله

42:22.901 --> 42:24.957
‫- پلیس!
‫- جفت‌تون هم باید برید

42:24.981 --> 42:26.957
‫درست میگه. الان اون پلیسه میاد

42:26.981 --> 42:28.557
‫برگردیم فایو باب

42:28.581 --> 42:31.821
‫هری. خیلی متأسفم

42:43.701 --> 42:44.781
‫وایسا!

42:45.461 --> 42:47.877
‫دیگه ادامه نمی‌دیم.
‫چقدر بهت بدهکارم؟

42:47.901 --> 42:50.781
‫یه کمک مالی به گروه سازهای بادی

42:51.901 --> 42:53.661
‫از طرف هلن میدمش

43:04.741 --> 43:07.077
‫- هری رفت؟
‫- با چارلی رفت

43:07.101 --> 43:10.037
‫باهام بیا، سیبیلا

43:10.061 --> 43:12.381
‫حرف‌های زنونه داریم، فرانک

43:16.101 --> 43:18.117
‫باید یه اعترافی بکنم

43:18.141 --> 43:22.741
‫دیدم که همگی با عجله
‫از چادر بازی دو سکه زدید بیرون

43:24.021 --> 43:25.981
‫نگران نباش، به مادربزرگت نمیگم

43:27.061 --> 43:28.821
‫نفرت‌انگیز بود

43:29.661 --> 43:32.061
‫طوری با هری حرف زدن که
‫انگار نخاله‌ست،

43:32.581 --> 43:35.741
‫در حالی که خوشون
‫دوتا گاگولِ مست بودن

43:37.021 --> 43:39.717
‫از هری بعیده همچین جایی بره

43:39.741 --> 43:42.341
‫تقصیر اون نیست. من اصرار کردم

43:43.901 --> 43:44.901
‫که اینطور

43:47.261 --> 43:48.797
‫باید اون رو ببخشی

43:48.821 --> 43:52.661
‫وقتی خیلی از بلانش دور می‌مونه،
‫عقل از سرش می‌پره

43:54.181 --> 43:55.181
‫بلانش کیه؟

43:56.341 --> 43:58.341
‫نامزدش دیگه

44:00.181 --> 44:01.477
‫هری نامزد کرده؟

44:01.501 --> 44:05.261
‫تقریباً. نشون‌کرده‌ی همدیگه هستن

44:05.781 --> 44:09.781
‫همین روزهاست که رسماً اعلام بشه،
‫ولی تا اون موقع صداش رو در نمیاریم

44:13.261 --> 44:15.141
‫اصلاً اسمش رو نیاورده بود

44:17.421 --> 44:19.621
‫امروز برمی‌گردی فایو باب؟

44:23.181 --> 44:25.237
‫اشکالی نداره برم خونه پیش مادربزرگم؟

44:25.261 --> 44:26.861
‫البته که اشکالی نداره

44:28.141 --> 44:30.381
‫میگم وسایلت رو برات بفرستن

44:32.781 --> 44:36.621
‫دعا می‌کنم خیلی زود خبرهای خوبی
‫در مورد داستانت بشنویم

44:38.861 --> 44:40.677
‫مهم‌ترین چیزی که باید بدونی

44:40.701 --> 44:46.181
‫اینـه که تو نویسنده‌ی
‫خیلی بااستعدادی هستی، عزیزم

44:49.421 --> 44:51.141
‫حالا، ادامه بدیم؟

44:53.221 --> 44:54.741
‫زودی میام

44:58.021 --> 45:08.021
ارائه‌ شده توسط وب‌سایت گلچین دانلود
✦ « Golchindl.vip » ✦

45:10.022 --> 45:20.022
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
گلچین دانلود را در تلگرام دنبال کنید
« @MyGolchindl »
