WEBVTT

00:00.105 --> 00:01.897
‫آنچه گذشت…

00:01.898 --> 00:03.274
‫ببین، از اون حرفم درباره‌ی لمس‌هراسی‬
‫منظور بدی نداشتم‬

00:03.275 --> 00:05.693
‫بهترین دوست دوران بچگیم
‫اصلاً از خونه بیرون نمیاد‬

00:05.694 --> 00:07.445
‫- موفق شدی
‫- کول خبر داره؟

00:07.446 --> 00:09.363
‫تبدیل به دردسری بزرگ‌تر
‫از چیزی که تصور می‌کردم شده‬

00:09.364 --> 00:11.198
‫من حاضرم پا پیش بذارم‬

00:11.199 --> 00:15.244
‫شاید وقتی یه خائن رو لو بدم
‫برای همه‌مون دردناک باشه

00:15.245 --> 00:16.370
‫یارو بی‌هوش بود

00:16.371 --> 00:17.747
‫پلیسی که زدش کیه؟

00:17.748 --> 00:20.249
‫مورفی. پسرخوانده‌ی معاون رئیس پلمل

00:20.250 --> 00:22.334
‫اگه مجبور بشم از راه‌های پشت‌پرده
‫پول بیش‌تری وارد این پروژه کنم،

00:22.335 --> 00:23.502
‫آرزو می‌کنی کاش اِف‌بی‌آی

00:23.503 --> 00:24.503
‫زودتر از من سراغت می‌اومد

00:24.504 --> 00:27.965
‫شما برای یه نتیجه‌ی تضمینی استخدام شدید،
‫و اگه این قضیه خراب بشه،

00:27.966 --> 00:29.550
‫- به ضرر همه‌مونه
‫- من جایی نمیام

00:29.551 --> 00:32.136
‫می‌رم زیر اون انبار دنبالش بگردم‬

00:32.137 --> 00:33.554
‫داخل جنگل یه کانال تهویه هست‬

00:33.555 --> 00:34.555
‫یه راه دیگه برای وروده‬

00:34.556 --> 00:36.599
‫- کینو؟
‫- از درِ انتهای راهرو رد شو‬

00:36.600 --> 00:38.393
‫- اون‌جا می‌بینمت
‫- باشه

00:39.144 --> 00:41.187
‫- دست‌ها بالا
‫- آفرین، مندی

00:41.188 --> 00:43.063
‫از خانواده محافظت کردی

00:43.064 --> 00:44.106
‫بهم هشدار داده بودن ازت دوری کنم‬

00:44.107 --> 00:47.067
‫می‌گفتن بابات فاسد بوده
‫و ممکنه یه نفر رو «سربه‌نیست» کرده‬ باشه

00:47.068 --> 00:49.278
‫امیدوار بودیم بتونیم
‫تحقیقات خواهرتون رو ببینیم

00:49.279 --> 00:51.322
‫کمتر از یه هفته بعد از انتشار
‫اون مقاله، مُرد‬

00:51.323 --> 00:55.034
‫پس هر تحقیقی هم که داشته،‬
‫الان دیگه خاکستر شده، درست مثل خود داتی‬

00:55.035 --> 00:56.243
‫گندش بزنن

00:56.244 --> 00:58.162
‫این قایق رو می‌شناسم.
‫یکی از قایق‌های بابام بود

00:58.163 --> 01:00.998
‫بابام چه ربطی به آزمایش این کوفتی‌ها‬
‫روی بچه‌ها داره؟‬

01:00.999 --> 01:02.299
‫بریم از خودش بپرسیم‬

01:02.300 --> 01:09.048
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

01:09.049 --> 01:14.049
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

01:31.321 --> 01:33.322
‫قضیه‌ی «الیوت پرسی» رو می‌دونم

01:33.323 --> 01:37.326
‫یادمه دیدم توی زیرزمین با چاقو زدیش

01:37.327 --> 01:41.288
‫طبق شایعات تو و رفقای پلیست
‫جسدش رو انداختید توی یه کوچه،

01:41.289 --> 01:42.414
‫چاقو رو هم انداختید توی دریاچه

01:42.415 --> 01:44.583
‫پرسی تازه وارد شهر شده بود

01:44.584 --> 01:47.837
‫خانواده و آشنایی نداشته،

01:47.838 --> 01:49.964
‫پس کسی دنبالش نمی‌گشته

01:49.965 --> 01:52.174
‫اما من و تو حقیقت رو می‌دونیم،
‫درسته، بابا؟

01:53.969 --> 01:55.762
‫می‌دونیم تو کُشتیش

01:58.056 --> 01:59.391
‫فقط می‌خوام دلیلش رو بدونم

02:01.309 --> 02:03.936
‫یه حیوون متجاوز بود

02:03.937 --> 02:05.813
‫بچه‌ها رو آزار می‌داد

02:05.814 --> 02:07.523
‫از کجا فهمیدی؟

02:07.524 --> 02:11.443
‫پرسی شهروند پاکی بوده.
‫سابقه و گذشته‌ای نداشته، هیچی نداشته

02:11.444 --> 02:12.903
‫مدرک داشتیم

02:12.904 --> 02:14.905
‫چه مدرکی؟ دقیق بگو

02:14.906 --> 02:16.782
‫چندین عکس

02:16.783 --> 02:19.368
‫که توی آپارتمانش گرفته شده بودن

02:19.369 --> 02:22.080
‫از اون و بچه‌ها

02:24.749 --> 02:26.458
‫خیلی شیطانی و پلید بود، فرانسیس

02:26.459 --> 02:30.129
‫برای همین نمی‌خوام در موردش حرف بزنم،
‫اما تو بی‌خیالش نمی‌شی

02:30.130 --> 02:33.883
‫تا جایی که من می‌دونم، تصاویر شخصی
‫که با یه فرد زیر سن قانونی رابطه‌ی جنسی داره

02:33.884 --> 02:35.759
‫برای محکوم کردن خیلی هم کافیه

02:35.760 --> 02:38.637
‫پس چرا دستگیرش نکردی؟
‫چرا کُشتیش؟

02:38.638 --> 02:40.098
‫می‌خواست فرار کنه

02:41.391 --> 02:43.559
‫فهمیده بود مچش رو گرفتیم

02:43.560 --> 02:45.060
‫از کجا فهمیده بود؟

02:45.061 --> 02:48.397
‫چطور رفتی توی آپارتمانش
‫و اون عکس‌ها رو پیدا کردی؟

02:48.398 --> 02:50.232
‫چطور جرئت می‌کنی
‫از من بازجویی کنی؟

02:50.233 --> 02:53.569
‫جلوی دخترت یه نفر رو کُشتی

02:53.570 --> 02:55.696
‫می‌دونستی من شاهد ماجرا بودم!

02:55.697 --> 02:59.283
‫من رو گرفتی و با فریاد گفتی:
‫«هیچ‌کس هیچ‌وقت لمست نمی‌کنه»

02:59.284 --> 03:01.869
‫پرسی هیچ‌وقت من رو لمس نکرده بود،
‫اما تو کُشتیش!

03:03.830 --> 03:06.040
‫بابا؟

03:06.041 --> 03:07.500
‫برو کنار

03:10.670 --> 03:12.255
‫کد ۹۹. ترالی احیا رو بیار

03:20.081 --> 03:25.057
‫« نـیـلـی »

03:49.960 --> 03:52.409
‫خیلی‌خب، چند تا سوال دارم

03:52.410 --> 03:55.381
‫در مورد کاری که توی همیلتون
‫برای یه مجموعه انجام دادی

03:55.382 --> 03:57.257
‫نمی‌گی «حالت چطوره، بابا»؟

03:57.258 --> 03:58.342
‫«خیلی خوش‌تیپ شدی، پیرمرد»

03:58.343 --> 04:00.052
‫کی استخدامت کرد؟

04:00.053 --> 04:02.846
‫‏۲ سالی هست که ندیدمت

04:02.847 --> 04:05.599
‫تنها چیزی که می‌شنوم
‫اینه که پشت سرم حرف می‌زنی

04:05.600 --> 04:08.394
‫- الان دیگه فک‌وفامیل رو کتک می‌زنی؟
‫- حقش بود، درست مثل خودت

04:08.395 --> 04:10.063
‫آره، منصفانه‌ست

04:11.481 --> 04:12.564
‫حال عمه «انجی» چطوره؟

04:12.565 --> 04:15.025
‫- این کار رو نمی‌کنم
‫- کدوم کار؟

04:15.026 --> 04:17.653
‫وانمود نمی‌کنم برای تعریف کردن
‫اومدم این‌جا

04:17.654 --> 04:19.530
‫حوصله‌ی مرور خاطرات رو ندارم

04:19.531 --> 04:21.699
‫نمی‌خوام این‌جا توی
‫زندان «بیگ مادی» بشینم

04:21.700 --> 04:23.367
‫و وانمود کنم یه دنیای خیالیه

04:23.368 --> 04:24.994
‫و تو یه مجرم زندانی نیستی
‫و منم یه پلیس نیستم

04:24.995 --> 04:27.997
‫نمی‌خوام وانمود کنم خانواده‌ی
‫معمولی و عادی‌ای هستیم

04:27.998 --> 04:29.748
‫همیشه خیلی احساساتی بودی

04:29.749 --> 04:31.625
‫حتی وقتی بچه بودی. لعنتی

04:34.963 --> 04:37.007
‫همیلتون

04:38.383 --> 04:40.968
‫خیلی‌خب

04:40.969 --> 04:43.679
‫چند تا کانادایی اسم ما رو شنیده بودن

04:45.557 --> 04:48.142
‫باهامون ارتباط برقرار کردن
‫و می‌خواستن از خدمات‌مون استفاده کنن

04:48.143 --> 04:49.560
‫- اسم‌هاشون چی بود؟
‫- اسم‌هایی که گفتن

04:49.561 --> 04:51.061
‫الکی بودن، اما می‌دونی…

04:51.062 --> 04:53.939
‫اگه پول‌شون واقعی باشه
‫من سوالات زیادی نمی‌پرسم

04:53.940 --> 04:56.859
‫آره، عجب سیاست خوبی.
‫به‌خاطر اون محموله ۳ تا بچه‌ی ۱۵ ساله مُردن

04:56.860 --> 04:59.528
‫چی… مشروب آلوده بوده؟

04:59.529 --> 05:03.365
‫بدون مجوز و آزمایش نشده بوده.
‫چندین بچه مُردن

05:03.366 --> 05:05.117
‫خب من تقصیری ندارم

05:05.118 --> 05:06.869
‫- تقصیری نداری؟
‫- دیگه حرفی نمی‌مونه

05:06.870 --> 05:08.704
‫تقصیری نداری؟
‫خیالت راحت که داری،

05:08.705 --> 05:10.456
‫چون می‌خوایم پرونده تشکیل بدیم

05:10.457 --> 05:13.542
‫و کسایی که برای وارد کردن اون موادها
‫به آمریکا استخدامت کردن رو پیدا می‌کنیم

05:13.543 --> 05:14.668
‫تو به عنوان انتقال‌دهنده

05:14.669 --> 05:17.921
‫توی یه توطئه‌ی جنایی همدست بودی
‫که منجر به کشته شدن ۳ نفر شده

05:17.922 --> 05:19.381
‫یعنی ۳ فقره قتل به پات نوشته می‌شه

05:19.382 --> 05:23.093
‫و مطمئنم دادستان کل خیلی دلش می‌خواد
‫یه افتخار دیگه برای خودش ثبت کنه

05:23.094 --> 05:25.304
‫۲۵‏ سال تا حبس ابد
‫برای هر اتهام

05:25.305 --> 05:27.139
‫خدا می‌دونه بعد از چند وقت

05:27.140 --> 05:29.683
‫برای اولین بار اومدی ملاقات پدرت،

05:29.684 --> 05:31.185
‫و داری تهدیدم می‌کنی

05:31.186 --> 05:33.938
‫خیلی خوشحالم که پدربزرگت زنده نیست
‫و این روزها رو نمی‌بینه

05:36.775 --> 05:38.776
‫هدفم نابود کردن تو نیست، بابا

05:38.777 --> 05:41.987
‫باشه؟ کمکم کن.
‫هیچ‌کس نمی‌دونه تو نقشی داشتی

05:41.988 --> 05:44.615
‫فقط شماره‌ی حسابی رو می‌خوام
‫که پول رو بهش انتقال دادن

05:44.616 --> 05:46.158
‫تا بتونم اسم‌هاشون رو گیر بیارم

05:46.159 --> 05:48.327
‫اگه اون کار رو بکنی
‫دیگه مشکلی برات پیش نمیاد

05:48.328 --> 05:51.371
‫جدی می‌گم، می‌تونی به هیئت منصفه‌ی
‫متشکل از والدین توضیح بدی

05:51.372 --> 05:53.333
‫که تو هیچ نقشی
‫توی مُردن نوجوون‌ها نداشتی

05:56.461 --> 05:58.629
‫چرا این‌قدر ازم متنفری؟

05:58.630 --> 06:00.831
‫هر کاری که من کردم برای این بوده
‫که بهترین زندگی رو برات فراهم کنم

06:00.832 --> 06:02.216
‫آره، خب فقط خجالت‌زده‌م کردی

06:02.217 --> 06:03.759
‫بقیه‌ی خانواده که مشکلی ندارن

06:03.760 --> 06:06.220
‫اونا هم خجالت‌زده‌م می‌کنن

06:06.221 --> 06:07.304
‫شماره حساب

06:07.305 --> 06:09.640
‫عجب

06:09.641 --> 06:12.351
‫می‌دونی حساب‌وکتاب دست من نیست.
‫می‌دونی باید شماره رو از کجا گیر بیاری

06:12.352 --> 06:14.812
‫نه، نه، نه. نه

06:14.813 --> 06:16.396
‫نه، می‌تونی بهش زنگ بزنی

06:16.397 --> 06:18.440
‫می‌دونی این‌جا تماس‌ها رو زیر نظر دارن

06:18.441 --> 06:22.319
‫ببین، بچه‌ی خوبیه.
‫فقط یه‌کم متفاوته، همین

06:22.320 --> 06:24.488
‫شما دو نفر قبلاً
‫خیلی صمیمی بودید، یادته؟

06:24.489 --> 06:27.491
‫آره، خب خیلی وقته ندیدمش

06:27.492 --> 06:29.076
‫هیچی بهم نمی‌گه

06:29.077 --> 06:32.121
‫فقط رمز رو بهش بگو.
‫اون‌وقت می‌فهمه دستور از طرف منه

06:32.122 --> 06:33.580
‫رمز چیه؟

06:34.791 --> 06:38.794
‫می‌دونی، این همه وقت که این‌جا بودم

06:38.795 --> 06:41.880
‫ملاقات نیومدی، کارت نفرستادی،

06:41.881 --> 06:45.467
‫حتی یه جعبه شکلات نخریدی
‫و یه سری بهم نزدی، درسته؟

06:45.468 --> 06:47.386
‫اما یهویی وقتی یه چیزی می‌خوای

06:47.387 --> 06:50.556
‫یادت می‌افته «بیگ مادی» هم
‫وجود داره

06:50.557 --> 06:52.683
‫کمکم رو می‌خوای؟

06:52.684 --> 06:55.435
‫یه نفر این‌جاست که باید از طرف من
‫یه لطفی در حقش بکنی

06:55.436 --> 06:58.689
‫به جرم شرط‌بندی ۱۸ ماه
‫زندان براش بریدن

06:58.690 --> 07:00.482
‫شواهد و مدارکی که علیه‌ش
‫دارن رو از بین ببر

07:00.483 --> 07:03.068
‫کون لقت

07:03.069 --> 07:07.156
‫رفقای خیلی قدرتمندی داره
‫که می‌تونن به دردم بخورن

07:07.157 --> 07:08.657
‫می‌خواد سریع آزاد بشه

07:08.658 --> 07:11.369
‫تا بتونه فارغ‌التحصیلی دخترش
‫از دبیرستان «اوانستون تاون‌شیپ» رو ببینه

07:12.620 --> 07:15.080
‫چیه؟ کسب‌وکار این‌طوره

07:15.081 --> 07:18.960
‫تو یه چیزی می‌خوای،
‫منم یه چیزی می‌خوام

07:22.797 --> 07:24.966
‫- اسمش چیه؟
‫- اِسکوتسی

07:26.050 --> 07:29.303
‫اِسکوتسی؟
‫همونی که لبش پاره‌ست؟

07:29.304 --> 07:31.514
‫آره، همونی که لبش پاره‌ست.
‫توی «گرین‌ویو»

07:43.693 --> 07:44.993
‫باشه

07:46.362 --> 07:47.487
‫انجامش می‌دم

07:47.488 --> 07:50.240
‫می‌دونی، اگه بهشون بگم
‫مشکل اِسکوتسی حل می‌شه

07:50.241 --> 07:51.868
‫ولی مشکل اِسکوتسی حل نشه…

07:53.870 --> 07:57.372
‫خیلی عصبانی می‌شن،
‫و این‌که تو پسرمی هم هیچ تأثیری نداره

07:57.373 --> 07:58.833
‫انجامش می‌دم

08:01.169 --> 08:03.003
‫- رمز عبور؟
‫- حفظ کردنش آسونه

08:03.004 --> 08:05.005
‫چون حقیقته

08:05.006 --> 08:06.799
‫«لبرون در مقابل جردن چیزی نیست»

08:20.104 --> 08:21.521
‫خیلی‌خب، ببینید

08:21.522 --> 08:24.107
‫می‌دونم حق با شماست.
‫می‌دونم نباید می‌اومدم این پایین،

08:24.108 --> 08:26.068
‫اما من… وقتی توی مرکز لیدیا بودم

08:26.069 --> 08:28.528
‫وقتی داشتم از آشپزخونه کیک نعناعی می‌دزدیدم
‫مچم رو گرفتن و درکم کردن

08:28.529 --> 08:30.447
‫ذاتاً آدم کنجکاوی هستم، باشه؟

08:30.448 --> 08:32.491
‫باید مزه‌ی اون کیک رو می‌چشیدم،
‫همون‌طور که باید می‌فهمیدم

08:32.492 --> 08:35.035
‫- این پایین چه خبره…
‫- خفه شو

08:35.036 --> 08:36.788
‫متوجه شدم

08:47.257 --> 08:52.257
‫♪ How Much I Feel - Ambrosia ♪

08:56.224 --> 08:58.601
‫می‌دونی اون رادیو چیه؟

08:59.686 --> 09:02.938
‫دروازه‌ای به حس‌وحال و افکار خوب
‫و این‌جور مزخرفاته؟

09:02.939 --> 09:05.148
‫یه ابزاره

09:08.111 --> 09:10.445
‫این وان هم یه ابزاره

09:10.446 --> 09:11.905
‫باشه

09:11.906 --> 09:14.449
‫و اون طناب هم یه ابزاره

09:14.450 --> 09:17.035
‫و حالا، دوست‌های من
‫یعنی میسون و کانر

09:17.036 --> 09:19.747
‫می‌خوان همه‌ی این ابزار رو
‫سر هم کنن. می‌دونی چرا؟

09:22.417 --> 09:24.209
‫تا حقیقت رو ازت بکشیم بیرون

09:45.898 --> 09:48.317
‫گندش بزنن

09:52.447 --> 09:54.449
‫لعنتی. یالا، کینو

09:57.586 --> 10:00.130
‫[ اداره‌ی اصلاح و تربیت ایلینوی ]

10:03.583 --> 10:04.624
‫سلام

10:04.625 --> 10:07.002
‫- سلام، حال بابات چطوره؟
‫- عالی نیست

10:07.003 --> 10:08.712
‫یه حمله‌ی قلبی بهش دست داد

10:08.713 --> 10:10.214
‫فعلاً وضعیتش پایداره

10:12.842 --> 10:16.386
‫فکر کنم تقصیر من بود.
‫خیلی بهش فشار آوردم

10:16.387 --> 10:18.388
‫هی، خودت رو مقصر ندون

10:18.389 --> 10:21.516
‫تو چی؟ اوضاع با بابای تو چطور بود؟

10:21.517 --> 10:25.562
‫خیلی بهتر از وضعیت تو نیست.
‫بهمون کمک می‌کنه، اما من…

10:25.563 --> 10:29.024
‫باورم نمی‌شه می‌خوام این حرف رو بزنم

10:29.025 --> 10:32.152
‫باید مدارک و شواهدی که علیه
‫یکی از همکارهای عوضیش دارن رو از بین ببرم

10:32.153 --> 10:34.614
‫- برای چی گرفتنش؟
‫- شرط‌بندی

10:37.575 --> 10:38.992
‫انجامش بده

10:38.993 --> 10:41.787
‫خدایا. جرم مرتکب شدن
‫برای تو خیلی آسونه

10:41.788 --> 10:42.996
‫در این مورد آره

10:42.997 --> 10:45.541
‫جون آدم‌ها رو با محکومیت
‫بابت شرط‌بندی معامله می‌کنی

10:48.503 --> 10:50.504
‫ببین، اگه این کار رو بکنم

10:50.505 --> 10:52.672
‫تبدیل می‌شم به یه پلیس فاسد

10:52.673 --> 10:54.341
‫یه آدم بی‌ارزش

10:54.342 --> 10:56.802
‫درست مثل بابام

10:56.803 --> 10:59.263
‫اصلاً شبیه پدرت نیستی

11:01.432 --> 11:03.934
‫ممنون

11:03.935 --> 11:06.978
‫خیلی‌خب. من می‌رم اداره

11:06.979 --> 11:10.774
‫هی، شاید بتونی بری
‫با یکی از رفیق‌هام صحبت کنی

11:10.775 --> 11:13.235
‫و شماره حساب
‫اون کار همیلتون رو بگیری

11:13.236 --> 11:14.653
‫رفیقت که من رو نمی‌شناسه

11:14.654 --> 11:17.656
‫فقط رمز رو بهش بگو.
‫«لبرون در مقابل جردن چیزی نیست»

11:17.657 --> 11:19.951
‫بدون شک

11:27.667 --> 11:28.708
‫- سلام
‫- سلام

11:28.709 --> 11:31.002
‫باید نگاهی به پرونده‌ی
‫حمله در سنت سباستین بندازم

11:31.003 --> 11:32.087
‫چرا؟

11:32.088 --> 11:35.549
‫چند تا از عکس‌های
‫چوب بیسبال واضح نیستن

11:35.550 --> 11:36.675
‫پزشکی قانونی دست از سرم برنمی‌داره

11:36.676 --> 11:39.803
‫تا وقتی عکس‌ها باکیفیت نباشن
‫از شهادت دادن در مورد لکه‌های خون خودداری می‌کنن

11:39.804 --> 11:41.264
‫۳۶

11:43.141 --> 11:44.475
‫ممنون

12:05.788 --> 12:07.622
‫کیه؟

12:07.623 --> 12:09.667
‫از طرف «بون رایلی» اومدم

12:12.712 --> 12:14.422
‫لبرون در مقابل جردن چیزی نیست

12:22.096 --> 12:24.096
‫♪ Sour Girl - Stone Temple Pilots ♪

12:25.766 --> 12:27.435
‫بدون شک

12:28.561 --> 12:29.861
‫پشت سرت در رو ببند

12:31.731 --> 12:33.649
‫شرمنده که خونه
‫این‌قدر به هم ریخته‌ست

12:40.281 --> 12:42.157
‫همکار بون هستی؟

12:42.158 --> 12:44.284
‫فکر می‌کردم من تنها زنی‌ام
‫که براش کار می‌کنه

12:44.285 --> 12:45.577
‫من با پسرش کار می‌کنم

12:45.578 --> 12:46.995
‫هادی رو می‌شناسی؟

12:46.996 --> 12:49.331
‫- با هم روی یه پرونده کار می‌کنیم
‫- حالش چطوره؟

12:49.332 --> 12:50.999
‫خیلی وقته ندیدمش

12:51.000 --> 12:52.300
‫خوبه

12:56.756 --> 12:59.007
‫پلیس خوبیه

13:00.885 --> 13:04.095
‫- بون با پلیس شیکاگو همکاری می‌کنه؟
‫- من یه کارآگاه خصوصی‌ام

13:04.096 --> 13:07.432
‫یه‌جور معامله‌ی دوطرفه‌ست

13:07.433 --> 13:10.352
‫- تو هادسون رو چطور می‌شناسی؟
‫- بچه که بودیم بهترین دوست‌های همدیگه بودم

13:10.353 --> 13:12.187
‫حیاط‌هامون چسبیده بودن به هم

13:12.188 --> 13:14.314
‫و بون یه سوراخ توی پرچین درست کرد

13:14.315 --> 13:16.316
‫برای این‌که بتونیم ازش رد بشیم
‫و بازی کنیم

13:16.317 --> 13:19.319
‫آره. آره، فکر کنم هادسون
‫در موردت بهم گفت

13:19.320 --> 13:21.238
‫امیدوارم گفته باشه

13:21.239 --> 13:23.406
‫اون اولین عشقم بود وقتی…

13:23.407 --> 13:25.742
‫دوازده سیزده سالم بود

13:25.743 --> 13:29.120
‫یا آخرین عشق

13:29.121 --> 13:32.624
‫این روزها زیاد از خونه بیرون نمی‌رم،

13:32.625 --> 13:36.503
‫و مطمئنم خودت فهمیدی

13:36.504 --> 13:39.130
‫اگه کارآگاه خصوصی خوبی باشی

13:39.131 --> 13:41.424
‫از کِی دیگه بیرون نرفتی؟

13:41.425 --> 13:45.012
‫وسط نوجوونی متوجه شدم
‫دوست دارم فاصله‌م رو با بقیه حفظ کنم

13:46.514 --> 13:48.515
‫توی ۲۰ سالگیم بدتر شد
‫و وقتی به ۳۰ سالگی رسیدم

13:48.516 --> 13:51.184
‫دیگه سبک زندگیم این‌طور بود

13:55.398 --> 13:57.857
‫اون نگاه رو می‌شناسم

13:57.858 --> 13:59.485
‫نیاز نیست دلت به حالم بسوزه

14:00.653 --> 14:02.154
‫دلم برات نمی‌سوزه

14:06.701 --> 14:08.368
‫پس هادسون روی یه پرونده
‫با بون همکاری می‌کنه

14:08.369 --> 14:10.203
‫حتماً بهت اعتماد داره

14:10.204 --> 14:13.331
‫امکان نداره با پدرش کار کنه
‫مگه این‌که تو مجبورش کرده باشی

14:13.332 --> 14:14.958
‫فقط یه کوچولو

14:14.959 --> 14:17.711
‫برای گرفتن شماره‌ی حساب
‫کار همیلتون اومدم این‌جا

14:17.712 --> 14:20.923
‫متوجه شدم حساب‌وکتاب دست توئه

14:22.633 --> 14:23.967
‫‏۱۲ ساله

14:28.514 --> 14:29.764
‫به‌خاطر یه سری مشکلات

14:29.765 --> 14:32.893
‫نمی‌تونم یه کار درست‌وحسابی
‫داشته باشم

14:34.061 --> 14:38.023
‫و آقای رایلی هم از ۵ سالگی
‫من رو می‌شناسه

14:38.024 --> 14:41.359
‫می‌دونه بلدم دهنم رو بسته نگه دارم

14:41.360 --> 14:45.405
‫می‌دونه برای سرگرم شدن
‫به یه کار نیاز دارم،

14:45.406 --> 14:47.408
‫و این‌طوری پول برق رو می‌دم

14:49.410 --> 14:52.287
‫حالا هر سال نو یه شیشه بیلیز
‫برام می‌فرسته

14:55.583 --> 14:57.584
‫مرد خوبیه

14:57.585 --> 14:59.587
‫حیف که هادسون خوبیش رو نمی‌بینه

15:06.510 --> 15:08.678
‫ممنون

15:11.599 --> 15:13.642
‫می‌تونم یه‌کم از آشغال‌ها رو
ببرم بیرون برات

15:13.643 --> 15:15.477
‫ممنون

15:15.478 --> 15:19.230
‫قبلاً همیشه هادسون آشغال‌ها رو
‫پرت می‌کرد، اما دیگه خیلی این‌جا نمیاد

15:19.231 --> 15:20.650
‫اذیت می‌شه وقتی من رو این‌طور می‌بینه

15:43.547 --> 15:45.383
‫لعنتی

15:48.412 --> 15:49.994
‫[ اِسکوترو ]

15:59.968 --> 16:01.410
‫[ نیلی ]

16:20.042 --> 16:21.751
‫پیغام بذار

16:21.752 --> 16:25.630
‫چرا هشدار ندادی که قراره
‫با «روح کریسمس آینده» دیدار کنم؟

16:25.631 --> 16:27.924
‫نیازی نیست بهم
‫درس عبرت نشون بدی

16:27.925 --> 16:30.135
‫قرار نیست یه آدم منزوی بشم
‫که حتی نمی‌تونه یه لحظه بره بیرون

16:30.136 --> 16:33.930
‫تا آشغال‌هاش رو پرت کنه
‫چون ممکنه یه نفر رو ببینه

16:33.931 --> 16:35.682
‫تازه فهمیدم بابام یه نفر رو کشته

16:35.683 --> 16:37.142
‫و بعد جلوی چشم‌هام
‫سکته‌ی قلبی کرد

16:37.143 --> 16:39.687
‫امروز نیازی به این
‫مسخره‌بازی نداشتم، عوضی

16:46.277 --> 16:47.903
‫هی، ممنون.
‫مراقب خودت باش

16:54.076 --> 16:56.661
‫بله؟

16:56.662 --> 16:58.246
‫خبری از کینو نیست

16:58.247 --> 17:00.123
‫مگه نگفتی قراره در طول کل ماجرا

17:00.124 --> 17:01.207
‫باهاش تلفنی صحبت کنی؟

17:01.208 --> 17:03.668
‫مجبور شد گوشی رو قطع کنه
‫برای این‌که شارژ گوشیش تموم نشه

17:03.669 --> 17:07.422
‫گفت خودش باهام تماس می‌گیره،
‫اما یک ساعت گذشته و هیچ خبری ازش نیست

17:07.423 --> 17:10.425
‫- می‌دونم یه مشکلی پیش اومده
‫- باشه، گوش کن چی می‌گم

17:10.426 --> 17:12.844
‫توی ارتش همیشه ارتباطت
‫با تیمت رو از دست می‌دی

17:12.845 --> 17:15.972
‫و تنها کاری که انجام می‌دی
‫اینه که نمی‌ذاری روی عملکردت تأثیر بذاره

17:15.973 --> 17:19.268
‫کینو بچه‌ی سرسختیه.
‫مشکلی براش پیش نمیاد

17:21.270 --> 17:23.688
‫- نمی‌دونم
‫- هی

17:23.689 --> 17:25.440
‫می‌خواستی یاد بگیری
‫چطور باید این کار رو انجام بدی؟

17:25.441 --> 17:29.110
‫خب کار این‌طوره. کاریه که توی
‫انجام دادنش به کمکت نیاز دارم

17:29.111 --> 17:31.988
‫بذار کینو کار خودش رو انجام بده
‫و ما هم کار خودمون رو انجام می‌دیم

17:31.989 --> 17:33.948
‫- باشه؟
‫- باشه

17:33.949 --> 17:35.940
‫خوبه. تو توی اروپا بزرگ شدی

17:35.941 --> 17:37.327
‫فرانسوی صحبت می‌کنی؟

17:37.328 --> 17:39.788
‫- روان و سلیس
‫- از من بهتری

17:39.789 --> 17:42.500
‫این آدرس رو یادداشت کن

17:45.169 --> 17:48.004
‫چطور اومدی این پایین؟
‫کی گذاشت بیایی داخل؟

17:48.005 --> 17:50.216
‫فقط داشتم فضولی می‌کردم

17:54.720 --> 17:59.720
‫♪ Pump Up the Jam - Technotronic ♪

18:02.895 --> 18:06.940
‫نه، نه، نه، نه، نه!
‫نه، نه. من…

18:06.941 --> 18:11.194
‫خودم این‌جا رو پیدا کردم.
‫من… داشتم اطراف رو می‌گشتم

18:11.195 --> 18:13.071
‫دروغ، جوابیه که شیطان فراهم می‌کنه

18:13.072 --> 18:16.908
‫چی می‌گی، پسر؟ من که گفتم.
‫فقط می‌خواستم اطلاعات بیشتری

18:16.909 --> 18:18.910
‫در مورد این پروژه کسب کنم

18:20.412 --> 18:22.914
‫نه، نه، نه!

18:26.919 --> 18:28.002
‫کی تو رو فرستاده این‌جا؟

18:28.003 --> 18:29.796
‫برای کی کار می‌کنی؟

18:29.797 --> 18:31.339
‫اون پلیسه تو رو فرستاده؟

18:31.340 --> 18:33.842
‫در مورد خانواده‌ی ما
‫به مردم چی می‌گفتی؟

18:33.843 --> 18:35.970
‫این‌که یه مشت عجیب‌الخلقه‌اید!

18:49.608 --> 18:53.904
‫چرا نمی‌تونیم بریم اون‌جا، همه رو بُکُشیم
‫و منتظر نیلی بمونیم؟

18:55.322 --> 18:57.199
‫راولینگز می‌خواد کار تمیز انجام بشه

18:58.033 --> 19:00.160
‫نباید گندکاری‌ای پیش بیاد
‫که پلیس وارد ماجرا بشه

19:00.870 --> 19:02.872
‫خیلی ناراحته که اوضاع
‫این‌قدر پیچیده شده

19:03.831 --> 19:05.131
‫اومد

19:14.675 --> 19:18.846
‫خبری از نیلی نیست.
‫اما منشی الان رفت و دفتر رو بست

19:19.805 --> 19:21.891
‫به نظر نمی‌رسه به این زودی
‫کسی برگرده

19:23.726 --> 19:25.026
‫متوجه شدم

19:26.353 --> 19:27.855
‫دنبالش برو

19:43.600 --> 19:46.768
‫[ محل جمع‌آوری ضایعات و بازیافت بریون ]

20:24.578 --> 20:26.579
‫ببخشید، شما دقیقاً کی هستید؟

20:26.580 --> 20:30.833
‫دوباره می‌گم، من نماینده‌ی آقای بون رایلی
‫و تمام تشکیلاتش هستم

20:30.834 --> 20:32.710
‫اون از طرف یه شرکت مونترآل اومده،

20:32.711 --> 20:35.421
‫یه شرکت فرانسوی کانادایی
‫که ادعا می‌کنه در گذشته

20:35.422 --> 20:36.965
‫بابت خدمات آقای رایلی
‫بهش پول داده

20:36.966 --> 20:39.218
‫اما پول به دست آقای رایلی نرسیده

20:40.302 --> 20:42.637
‫ببخشید. شما رو نمی‌شناسم

20:42.638 --> 20:44.847
‫ممکنه هر کسی باشید، و من نمی‌تونم
‫در مورد امور مالی موکل‌ها صحبت کنم

20:44.848 --> 20:46.432
‫لبرون در مقابل جردن چیزی نیست

20:46.433 --> 20:47.767
‫بدون شک

20:49.353 --> 20:52.648
‫خب چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

20:57.528 --> 20:58.987
‫- چی می‌گه؟
‫- می‌گه افرادش…

20:58.988 --> 21:02.824
‫که باعث می‌شن خبرچین‌ها و فاسدها در مقایسه
‫با اونا مثل پیشاهنگ‌های بی‌آزار به نظر برسن…

21:02.825 --> 21:06.411
‫مطمئنن تو پولی که برای
‫بون رایلی فرستاده شده رو دزدیدی

21:06.412 --> 21:08.705
‫بهتون اطمینان می‌دم

21:08.706 --> 21:12.417
‫تمام پول‌هایی که برای آقای رایلی
‫فرستاده می‌شن به دستش می‌رسن

21:12.418 --> 21:14.252
‫من سال‌هاست دارم
‫این حساب رو مدیریت می‌کنم

21:14.253 --> 21:17.463
‫و بون رایلی سال‌هاست
‫با مونترآل کار می‌کنه،

21:17.464 --> 21:19.799
‫و به حسابدارشون اعتماد داره

21:19.800 --> 21:22.260
‫پس یه عده ایرلندی عصبانی
‫از شیکاگو داری

21:22.261 --> 21:24.012
‫و یه عده فرانسوی کانادایی عصبانی

21:24.013 --> 21:26.889
‫و همه فکر می‌کنن تو کسی هستی
‫که سر همه کلاه گذاشتی

21:26.890 --> 21:28.474
‫و همه‌مون می‌دونیم کجا زندگی می‌کنی،

21:28.475 --> 21:31.310
‫کجا کار می‌کنی

21:31.311 --> 21:34.939
‫پس اگه ظرف ۳۶ ساعت آینده
‫پولی که دزدیدی رو پس ندی،

21:34.940 --> 21:37.943
‫اتفاقاتی برات می‌افته
‫که خیلی دردناک خواهند بود

21:38.944 --> 21:41.195
‫یا خدا

21:41.196 --> 21:43.157
‫ببینید، بهتون نشون می‌دم. من…

21:46.910 --> 21:47.994
‫اینه

21:47.995 --> 21:50.955
‫تک‌تک دلارها و پنی‌ها

21:50.956 --> 21:52.874
‫تمام پول اون کار مونترآل

21:52.875 --> 21:55.209
‫مستقیماً به حساب شماره‌دار
‫آقای رایلی واریز شده

21:55.210 --> 21:57.045
‫این‌جا. ذی‌نفع

21:57.046 --> 21:59.589
‫پرداخت‌کننده شرکت راولینگز بوده

21:59.590 --> 22:00.715
‫از اسکاندیناوی

22:00.716 --> 22:03.051
‫- سوئد؟
‫- آره. و همون‌طور که می‌بینید

22:03.052 --> 22:06.637
‫دقیقاً ۳ درصد به عنوان
‫حق‌الزحمه‌ی توافق‌شده کم شده

22:06.638 --> 22:08.848
‫محترمانه ازتون تقاضا دارم

22:08.849 --> 22:11.100
‫به آقای رایلی و دوستان‌شون

22:11.101 --> 22:13.312
‫در مونترآل اطلاع بدید
‫که همه‌چیز درسته

22:14.396 --> 22:16.272
‫لطفاً، باید بهم تضمین بدید

22:16.273 --> 22:18.733
‫که کسی حسابم رو نمی‌رسه

22:18.734 --> 22:20.902
‫به رئیسم نشونش می‌دم

22:20.903 --> 22:24.614
‫اگه ما اشتباه کرده باشیم،
‫مطمئنم یه جعبه میوه برات می‌فرسته

22:24.615 --> 22:25.915
‫خداحافظ

23:00.901 --> 23:02.735
‫بدجور به گا رفتی، رتس

23:02.736 --> 23:04.036
‫نه، نه، نه

23:05.531 --> 23:07.740
‫واقعاً باید قیافه‌ت رو ببینی

23:07.741 --> 23:09.742
‫خیلی گیج شدی

23:09.743 --> 23:12.161
‫دیدم از بخش مدارک
‫و شواهد خارج شدی

23:12.162 --> 23:15.123
‫به بکر گفتی روی پرونده‌ی
‫سنت سباستین کار می‌کنی

23:15.124 --> 23:17.583
‫اون‌قدر سرگرم گاییدن دوست‌دختر
‫جدیدت هستی که نمی‌دونی

23:17.584 --> 23:20.419
‫چند روز پیش اون پرونده بسته شد.
‫حروم‌زاده‌ی احمق

23:20.420 --> 23:23.548
‫اسلحه‌ت رو بده بهم. همین‌الان

23:27.803 --> 23:29.471
‫دو انگشت

23:36.687 --> 23:37.987
‫راه بیُفت

23:49.992 --> 23:52.243
‫نمی‌دونم گرامرم درست بود یا نه

23:52.244 --> 23:54.579
‫وقتی داری مزخرف می‌گی
‫اعتمادبه‌نفس از دقت مهم‌تره

23:54.580 --> 23:56.414
‫عالی بودی

23:56.415 --> 23:59.876
‫ولی مغرور نشو

23:59.877 --> 24:02.295
‫متوجه شدم. وقتی برگردم
‫به دفتر یورک

24:02.296 --> 24:05.715
‫شرکت راولینگز رو بررسی می‌کنم.
‫دنبال «ر.ا.ح» می‌گردم

24:05.716 --> 24:08.594
‫- ر.ا.ح؟
‫- رئیس اصلی حروم‌زاده

24:09.803 --> 24:12.221
‫چیه؟ توی یه صومعه که بزرگ نشدم

24:12.222 --> 24:14.765
‫وقتی از کنار اون شیشه‌ها رد شدیم
‫انعکاس رو نگاه کن

24:14.766 --> 24:16.643
‫آئودی نقره‌ای-آبی

24:18.187 --> 24:19.770
‫تعقیب‌مون می‌کنه؟

24:19.771 --> 24:22.148
‫همین‌طوری قدم بزن.
‫جلو رو نگاه کن

24:22.149 --> 24:23.983
‫تفنگی که هادسون گفت
‫همیشه همراهت باشه رو داری؟

24:23.984 --> 24:26.611
‫توی دفتر یورکه. نمی‌خواستم بیارمش
‫توی بانک. تو چی؟

24:26.612 --> 24:28.196
‫منم همین‌طور

24:28.197 --> 24:29.822
‫- می‌ریم توی کوچه
‫- و بعدش چی؟

24:29.823 --> 24:32.783
‫اون‌قدر کتک‌شون می‌زنیم تا همه‌چیز رو
‫در مورد کسی که استخدام‌شون کرده بهمون بگن

24:32.784 --> 24:34.327
‫- راولینگز؟
‫- آره

24:39.625 --> 24:40.958
‫کجا می‌ریم؟

24:40.959 --> 24:43.461
‫می‌ریم یه جای خلوت
‫پدرخوانده‌م رو ببینیم

24:43.462 --> 24:46.172
‫و بفهمیم بچه مثبتی مثل تو
‫چرا شواهد و مدارک رو از بین می‌بره

24:46.173 --> 24:48.341
‫و چه ربطی به دزدی از خونه داره

24:48.342 --> 24:50.051
‫و بعدش چی؟

24:50.052 --> 24:52.053
‫همون‌طور که داووس رو کُشتی
‫من رو هم می‌کُشی؟

24:52.054 --> 24:54.472
‫الان داری می‌فهمی

24:54.473 --> 24:56.474
‫راهت رو برو

24:56.475 --> 24:57.975
‫بلند شو

26:04.876 --> 26:06.295
‫وای، لعنتی

26:14.386 --> 26:15.686
‫گندش بزنن

27:00.182 --> 27:01.482
‫ناپدید شدن

27:06.313 --> 27:07.613
‫جنده‌ی احمق!

27:35.258 --> 27:37.802
‫الان ۲ نفر رو کُشتم

27:37.803 --> 27:39.346
‫به بهترین شکل ممکن

27:41.890 --> 27:43.599
‫این کارها رو از کجا یاد گرفتی؟

27:43.600 --> 27:46.685
‫می‌خواستم مثل مامانم پلیس بشم

27:46.686 --> 27:48.187
‫بهم یاد داد چطور مردم رو تعقیب کنم،

27:48.188 --> 27:51.982
‫فرار و گریز با ماشین
‫و «کراو ماگا» هم یادم داد

27:51.983 --> 27:55.195
‫تیراندازی چی؟
‫پلیس‌های لندن سلاح حمل نمی‌کنن

27:56.446 --> 27:58.198
‫اون رو توی شیکاگو یاد گرفتم

29:14.232 --> 29:16.317
‫وای، نه.
‫صورتت چرا این‌طوره؟ نه، نه

29:16.318 --> 29:19.236
‫نه، نه، نه. خدایا، چقدر دروغ می‌گن

29:19.237 --> 29:22.240
‫گفتن فقط می‌خوان چند تا سوال
‫ازت بپرسن و بعدش ولت کنن

29:24.993 --> 29:27.579
‫کینو، خیلی شرمنده

29:28.997 --> 29:30.247
‫اونا…

29:30.248 --> 29:32.666
‫این‌جا خیلی مزخرف توی سرت می‌کنن

29:34.294 --> 29:36.754
‫فکر می‌کردم این‌جا خیلی خاصه

29:36.755 --> 29:39.465
‫فکر می‌کردم…

29:39.466 --> 29:41.842
‫برای اولین بار،

29:41.843 --> 29:43.344
‫می‌تونم خاص باشم

29:46.598 --> 29:48.642
‫خیلی گیج و سردرگمم

29:53.605 --> 29:57.400
‫به آدم‌هایی مثل من و تو نگاه می‌کنن
‫و ازمون سوءاستفاده می‌کنن

29:59.402 --> 30:01.529
‫عصبانی نیستم

30:01.530 --> 30:04.074
‫تقصیر تو نیست

30:08.078 --> 30:09.828
‫از این‌جا نجاتت می‌دم

30:09.829 --> 30:11.705
‫مندی، همه‌جا هستن. من…

30:11.706 --> 30:13.207
‫نه، همه‌شون یه جا جمع شدن

30:13.208 --> 30:15.543
‫کول عصبانی بود که تو اومدی این پایین،

30:15.544 --> 30:19.630
‫پس توی پاویون یه جلسه‌ی
‫امنیتی تشکیل دادن

30:19.631 --> 30:21.507
‫باشه

30:21.508 --> 30:23.175
‫می‌تونیم بریم توی جنگل

30:23.176 --> 30:26.554
‫من از توی انبار یه آهن‌بُر میارم
‫و می‌تونیم حصار رو ببریم و بریم

30:26.555 --> 30:27.555
‫باشه

30:27.556 --> 30:28.973
‫آره، آره، آره. بزن بریم

30:28.974 --> 30:30.933
‫فقط یه مشکلی هست…

30:30.934 --> 30:34.353
‫وقتی متوجه بشن فرار کردیم
‫باید کیلومترها از این‌جا فاصله داشته باشیم

30:34.354 --> 30:36.522
‫نمی‌تونیم با پا اون‌قدر دور بشیم،
‫پس یه نفر باید بیاد سراغ‌مون

30:36.523 --> 30:40.025
‫می‌تونم با تلفن تماس بگیرم، اما من…
‫کسی رو ندارم که باهاش تماس بگیرم

30:40.026 --> 30:42.236
‫من یه نفر رو دارم.
‫آره، اون می‌تونه بیاد سراغ‌مون

30:42.237 --> 30:44.488
‫باشه. خب شماره‌ش رو بده بهم
‫و منم زنگ می‌زنم

30:44.489 --> 30:47.032
‫- و می‌گم پشت حصار منتظر باشه
‫- صبر کن، به یه تلفن دسترسی داری؟

30:47.033 --> 30:48.333
‫خب…

30:49.494 --> 30:50.911
‫حالا که همه توی پاویون هستن

30:50.912 --> 30:53.248
‫می‌تونم یواشکی برم توی کلبه‌ی کول

30:55.667 --> 30:57.251
‫- باشه
‫- آره

30:57.252 --> 30:59.420
‫شماره‌ش ۳۱۲…

30:59.421 --> 31:00.838
‫کون لقته

31:03.925 --> 31:06.427
‫می‌خواستی رفقام رو به یه نقطه‌ی
‫ملاقات بِکشونی و بعدش چی؟

31:06.428 --> 31:07.928
‫همه‌مون رو ببرید به قتلگاه؟

31:07.929 --> 31:09.555
‫چی؟ منظورت چیه؟

31:09.556 --> 31:12.559
‫من بچه‌ی خیابونم، باشه؟
‫حقه و کلک رو مثل آب خوردن تشخیص می‌دم

31:13.893 --> 31:16.895
‫خدایا، واقعاً بدجور مخت رو زدن

31:16.896 --> 31:20.066
‫و خیلی امیدوار بودم
‫یه‌کم انسانیت برات مونده باشه

31:21.484 --> 31:22.860
‫اما هیچی نمونده

31:22.861 --> 31:24.778
‫نه، کینو. اشتباه می‌کنی

31:24.779 --> 31:29.284
‫بوی پاتچولیِ کول رو می‌دی. باشه؟
‫معلومه باهاش می‌خوابی

31:31.369 --> 31:33.622
‫هیچ‌وقت نباید به لارنس خیانت می‌کردی

31:54.476 --> 31:57.436
‫باشه. ممنون، دکتر

31:57.437 --> 32:02.150
‫اگه شرایطش تغییر کرد باهام تماس بگیر،
‫وگرنه خودم چند ساعت دیگه تماس می‌گیرم

32:06.154 --> 32:08.156
‫حالش بهتر نشده؟

32:10.325 --> 32:12.910
‫همون‌طوره. فعلاً داره مقاومت می‌کنه

32:12.911 --> 32:14.787
‫بیا روی کارمون تمرکز کنیم.
‫چی پیدا کردی؟

32:14.788 --> 32:15.996
‫شرکت راولینگز

32:15.997 --> 32:19.249
‫یه شرکت خصوصی متخصص در زیست‌فناوریه

32:19.250 --> 32:22.252
‫مدیر عاملش یه میلیارد سوئدی
‫به اسم «آروید راولینگز»ـه

32:22.253 --> 32:25.005
‫سرمایه زیاد و ارتباطات سیاسی
‫گسترده‌ای داره

32:25.006 --> 32:27.007
‫الان جت‌های اختصاصیش رو پیدا کن

32:27.008 --> 32:28.842
‫می‌خوام رفت‌وآمدش رو بررسی کنم

32:32.013 --> 32:36.266
‫- چه بلایی سر تو اومده؟
‫- چند تا اتفاق بد

32:36.267 --> 32:40.104
‫مورفی، پسرخوانده‌ی پلمل رفته

32:40.105 --> 32:42.314
‫- رفته؟ کجا رفته؟
‫- از این دنیا رفته

32:42.315 --> 32:44.692
‫ببینید، حروم‌زاده تعقیبم کرده بود.
‫می‌خواست من رو بُکُشه

32:44.693 --> 32:47.444
‫منم… سرش رو له کردم

32:47.445 --> 32:48.905
‫پلیس‌کُش هستیم

32:49.489 --> 32:52.574
‫من تشخیص می‌دم کدوم پلیس خوبه.
‫مورفی پلیس خوبی نبود

32:52.575 --> 32:54.827
‫یه قاتل بود که پشت یونیفرمش
‫قایم شده بود

32:54.828 --> 32:57.705
‫بیچاره شدم. قایمش کردم،

32:57.706 --> 33:00.249
‫سیم‌کارتش رو برداشتم،
‫دستگاه ردیابی ماشینش رو از کار انداختم،

33:00.250 --> 33:02.042
‫اما داده‌ها نشون می‌دن

33:02.043 --> 33:03.794
‫که قبل از ناپدید شدن
‫نزدیک مرکز اسقاط بوده

33:03.795 --> 33:05.462
‫چقدر طول می‌کشه تا پیداش کنن؟

33:05.463 --> 33:07.506
‫گوش کن چی می‌گم

33:07.507 --> 33:10.175
‫خودت رو تروتمیز کن و برگرد به اداره

33:10.176 --> 33:12.761
‫بشین توی سالن استراحت،
‫با همکارهات حرف بزن

33:12.762 --> 33:14.930
‫کاری کن همه فکر کنن
‫با این‌که از سالن شواهد و مدارک خارج شدی

33:14.931 --> 33:16.598
‫اما اصلاً از ساختمون خارج نشدی

33:16.599 --> 33:18.600
‫خاطرات مبهمن

33:18.601 --> 33:21.855
‫می‌خوای مردم باور کنن ساعت ۱:۳۰ دیدنت،
‫در حالی که ساعت ۲:۳۰ وارد شدی

33:24.441 --> 33:27.152
‫آره، باشه. خوبه

33:30.363 --> 33:33.240
‫حداقل داریم به نتیجه می‌رسیم؟
‫شماره‌ی حساب رو گرفتید؟

33:33.241 --> 33:35.535
‫- به منبع نزدیک شدیم؟
‫- معلومه که آره

33:37.746 --> 33:39.748
‫به آروید سلام کن

33:46.379 --> 33:47.463
‫آقای راولینگز

33:47.464 --> 33:51.383
‫نمی‌دونستم توی ایالات متحده هستید

33:51.384 --> 33:53.469
‫کادو آوردم

33:53.470 --> 33:56.973
‫برای قدردانی از کار بی‌نظیرت.
‫اجازه بده بریزم

34:05.106 --> 34:07.357
‫و…

34:07.358 --> 34:11.069
‫یه کادو برای مدیر اجرایی سخت‌کوش

34:11.070 --> 34:14.782
‫نوآورانه، سازگار، کارا

34:14.783 --> 34:16.493
‫از هر نظر سوئدیه

34:19.871 --> 34:23.625
‫به اعدادی که می‌خواستیم رسیدیم، آره؟

34:28.463 --> 34:29.839
‫ما…

34:31.382 --> 34:32.925
‫زمان‌بندی رو تکرار کردیم

34:32.926 --> 34:36.345
‫مهره‌ی دست‌آموز جدیدم توی سازمان غذا و دارو
‫امروز صبح آزمایش‌های انسانی رو تأیید کرد

34:36.346 --> 34:38.972
‫چند ماه فیلم بازی کنیم

34:38.973 --> 34:41.892
‫و چند تا نتیجه‌ی آزمایش جعل کنیم
‫به طرز معجزه‌آسایی

34:41.893 --> 34:45.771
‫کمتر از یک سال دیگه یه داروی مؤثر
‫برای مصرف انسانی آماده‌ی عرضه به بازار داریم

34:45.772 --> 34:47.940
‫یک سال از همه جلو می‌افتیم

34:47.941 --> 34:50.235
‫میلیاردها دلار سود تضمین‌شده داریم

34:51.319 --> 34:53.238
‫به سلامتی. بی‌نظیره

34:58.535 --> 35:02.538
‫می‌دونم خیلی عالی
‫اون کارآگاه خصوصی رو مدیریت نکردم

35:02.539 --> 35:04.457
‫تیمم داره بهش رسیدگی می‌کنه

35:08.586 --> 35:10.129
‫می‌شه یه موضوع حساس رو مطرح کنم؟

35:11.506 --> 35:12.714
‫کول

35:12.715 --> 35:15.759
‫به پیروانش دستور داد
‫جودیت گری رو سنگسار کنن،

35:15.760 --> 35:18.387
‫انگار توی دوران قرون وسطی هستیم

35:18.388 --> 35:20.222
‫هر چیزی که گیرش بیاد رو می‌کنه

35:20.223 --> 35:22.642
‫کاری کرده «جیم موریسون»
‫یه آدم پاک به نظر برسه

35:23.935 --> 35:26.687
‫دیر یا زود توی اون مزرعه
‫شورش به پا می‌شه

35:26.688 --> 35:28.730
‫و چیزی که می‌تونه پایگاه

35:28.731 --> 35:31.442
‫‏۱۰ ترانکلارای بعدی باشه
‫کامل فرو می‌پاشه

35:32.527 --> 35:33.987
‫تو باشی چطور مدیریتش می‌کنی؟

35:36.656 --> 35:38.324
‫حساب‌شده و با دقت

35:42.579 --> 35:44.496
‫مثل بقیه جسد رو می‌سوزونم،

35:44.497 --> 35:48.542
‫بعدش یه رهبر جدید و پاک جاش می‌ذارم
‫که بتونیم کنترلش کنیم

35:48.543 --> 35:52.129
‫می‌مونم تا عادی بشه
‫و پروژه‌ی جدید رو شروع می‌کنم

35:52.130 --> 35:54.464
‫می‌دونی چه طعمی حس می‌کنم؟

35:54.465 --> 35:57.759
‫انجیر و سیب. درست می‌گم؟

36:04.183 --> 36:07.311
‫قضیه چیه، آروید؟

36:07.312 --> 36:09.898
‫داشتم به صورت استعاری می‌گفتم

36:11.149 --> 36:13.108
‫خیلی تحت‌اللفظی به نظر می‌رسید

36:13.109 --> 36:18.363
‫موافقم، وودرو.
‫وقت تغییر مدیریت رسیده

36:18.364 --> 36:21.783
‫تحت مدیریت تو
‫مرگ‌های مشکوک زیادی رخ داد،

36:21.784 --> 36:24.453
‫بازرس‌هایی وارد ملک شدن،

36:24.454 --> 36:27.539
‫با کلروفرم بیهوش شدن
‫و توی یه مزرعه ول‌شون کردن

36:27.540 --> 36:31.418
‫آره، از هر چیزی که روی
‫پولم تأثیر بذاره خبر دارم

36:31.419 --> 36:33.629
‫و مشکل اینه

36:33.630 --> 36:38.216
‫که شما آمریکایی‌ها همه
‫در درون گاوچرون هستید

36:38.217 --> 36:42.220
‫بیشتر از اِستیک، به جلز و ولز کردنش
‫موقع درست شدنش اهمیت می‌دید

36:42.221 --> 36:44.140
‫مشکل من نیستم. اون مشکله.
‫نه، نه، نه، نه

36:58.947 --> 37:00.782
‫کارآیی

37:06.537 --> 37:10.290
‫آره. تا زمانی که کار رو انجام بدیم
‫توی دفتر شیکاگو هستم

37:10.291 --> 37:12.043
‫تماس‌هام رو منتقل کن

37:13.044 --> 37:18.924
‫آقای کول، ظرف ۲۴ ساعت آینده
‫تیمم میاد به مزرعه‌ی زیباتون

37:18.925 --> 37:21.093
‫و تحقیقات ترانکلارا رو می‌بره

37:21.094 --> 37:25.681
‫بعدش با ارز دیجیتال
‏۱۵ میلیون برات می‌فرستم،

37:25.682 --> 37:28.350
‫به عنوان پیش‌پرداخت برای کار فصل آینده

37:28.351 --> 37:32.020
‫می‌بینی… یه داروی جدید داریم

37:32.021 --> 37:34.648
‫اگه هنوز مایل باشی
‫باهامون همکاری کنی

37:34.649 --> 37:37.819
‫با کمال میل

37:47.495 --> 37:49.330
‫انجیر و سیب

37:58.715 --> 38:00.465
‫کسی مورفی رو ندیده؟

38:00.466 --> 38:02.384
‫گشت می‌زنه؟

38:02.385 --> 38:05.637
‫جواب گوشیش رو نمی‌ده
‫و رادیوش هم خاموشه

38:05.638 --> 38:07.848
‫شیفتش از ۸ تا ۴ بوده،
‫و اداره‌ی مدیریت و ارتباطات اضطراری

38:07.849 --> 38:10.308
‫می‌گه ماشینش توی «دس‌پلینز»ـه،
‫چند ساعته جابه‌جاش نکرده،

38:10.309 --> 38:12.019
‫و جواب تماس‌هام رو هم نمی‌ده

38:12.020 --> 38:13.520
‫خب یه دختر همراهشه؟

38:13.521 --> 38:15.731
‫شاید برای یه سکس سریع
‫ارتباطاتش رو قطع کرده

38:15.732 --> 38:17.692
‫سکس سریع چند ساعت طول نمی‌کشه

38:18.776 --> 38:21.528
‫با اداره‌ی پلیس دس‌پلینز تماس بگیر
‫و بعدش خودت هم برو

38:21.529 --> 38:23.948
‫حکم جست‌وجو براش صادر می‌کنم.
‫این‌طور آدمی نیست

38:25.992 --> 38:27.292
‫رتس

38:31.289 --> 38:33.833
‫چه نقشه‌ای زیر سرته؟

38:35.585 --> 38:37.335
‫نقشه‌ای ندارم

38:37.336 --> 38:40.464
‫وقتی وارد بخش من می‌شی
‫باید ظاهرت هم درست باشه

38:40.465 --> 38:42.925
‫گِل رو از روی کفش‌هات پاک کن

38:46.971 --> 38:48.473
‫باشه، دریافت شد، قربان

38:49.766 --> 38:54.145
‫یه نفر آخرین موقعیت مکانی
‫گوشی مورفی رو بهم بده… همین‌الان

38:59.150 --> 39:01.777
‫از اول هم فکر نمی‌کردم
‫عمرم طولانی باشه

39:01.778 --> 39:04.112
‫وقتی از ۱۰ سالگی
‫فقط هفته‌ای ۲ بار خوب غذا بخوری

39:04.113 --> 39:06.281
‫خیلی به طول عمر فکر نمی‌کنی

39:09.786 --> 39:13.205
‫حداقل الان در حالی می‌میرم
‫که داشتم سعی‌ام رو می‌کردم، می‌دونی

39:13.206 --> 39:14.831
‫سعی می‌کردم آدم خوبی باشم

39:17.251 --> 39:20.088
‫این بار فقط به فکر بقای خودم نبودم

39:26.886 --> 39:30.055
‫می‌دونستم ۳۰ سالگی رو نمی‌بینم،
‫اما فکر می‌کردم به‌خاطر دزدیدن وسایل یه آدم خطرناک

39:30.056 --> 39:31.599
‫تیر می‌خورم و می‌میرم

39:33.851 --> 39:36.521
‫اما مردن در راه تلاش
‫برای انجام دادن کار درست…

39:38.564 --> 39:41.067
‫فکر نمی‌کردم آخر داستانم این‌طور باشه

39:53.704 --> 39:55.248
‫با این می‌تونم کنار بیام

40:10.680 --> 40:15.016
‫ده‌ها شرکت، شرکت‌هایی
‫با مسئولیت محدود و شراکت،

40:15.017 --> 40:19.187
‫ده‌ها درخواست غرامت
‫برای داروهای معیوب

40:19.188 --> 40:22.816
‫شرکت‌هایی که منحل، تجزیه
‫و ناپدید شدن،

40:22.817 --> 40:24.860
‫ولی با یه ساختار شرکتی دیگه

40:24.861 --> 40:27.821
‫با اسم و محصول جدید
‫سروکله‌شون پیدا شده

40:27.822 --> 40:29.122
‫باورنکردنیه

40:34.871 --> 40:35.954
‫چقدر می‌گذره؟

40:35.955 --> 40:37.790
‫کُشتنش، نه؟

40:38.374 --> 40:41.961
‫مطمئنم فعلاً زنده نگهش می‌دارن
‫تا ازش اطلاعات بگیرن

40:42.545 --> 40:44.463
‫خبر خوبیه

40:45.965 --> 40:47.299
‫و خبر بدیه

40:47.300 --> 40:50.386
‫خدایا. نمی‌شه یه بار همه‌چیز
‫با زیبایی به پایان برسه؟

40:51.679 --> 40:55.473
‫توی این خط کاری که نه

40:55.474 --> 40:57.184
‫- بله؟
‫- برای مورفی حکم جست‌وجو صادر کردن

40:57.185 --> 40:59.728
‫اگه سگ‌ها رو ببرن اون‌جا
‫کمتر از یک روز پیداش می‌کنن

40:59.729 --> 41:00.896
‫مجبور شدم قایمش کنم و فرار کنم

41:00.897 --> 41:02.063
‫ولی دی‌اِن‌اِی کوفتیم

41:02.064 --> 41:03.148
‫روی جسدشه

41:03.149 --> 41:05.693
‫خیلی‌خب. بذار فکر کنم

41:07.612 --> 41:09.488
‫- صبر کنید
‫- چیه؟

41:11.365 --> 41:12.782
‫اون چیه؟

41:12.783 --> 41:15.118
‫وقتی پیرس رو چیزخور کردیم
‫یه ردیاب گذاشتم روی ماشینش

41:15.119 --> 41:17.204
‫چرا وسط دریاچه‌ی «وابیسا»ست؟

41:17.205 --> 41:19.372
‫چون پیرس مُرده

41:19.373 --> 41:21.333
‫دارن گندکاری‌شون رو تمیز می‌کنن

41:21.334 --> 41:23.752
‫دارن آماده می‌شن کاری
‫که توی همیلتون انجام دادن رو تکرار کنن

41:23.753 --> 41:27.131
‫هر اثری از حضورشون توی اون مزرعه رو
‫پاک می‌کنن تا نتونیم راولینگز رو محکوم کنیم

41:28.507 --> 41:31.676
‫یعنی هیچ راهی نداریم که ثابت کنیم
‫مورفی و پدرخوانده‌ش رشوه می‌گرفتن،

41:31.677 --> 41:33.887
‫پس من زندانی می‌شم
‫و کینو هم می‌میره

41:33.888 --> 41:37.349
‫- نمی‌ذارم هیچ‌کدوم از اون اتفاقات بیُفته
‫- خب چطور جلوشون رو بگیریم؟

41:37.350 --> 41:40.060
‫سلاح‌هامون رو برمی‌داریم،

41:40.061 --> 41:41.770
‫هر چقدر مهمات بتونیم هم می‌بریم،

41:41.771 --> 41:44.384
‫و همه‌ی کسایی که توی اکو کنیون
‫سد راه‌مون بشن رو می‌کُشیم

41:44.385 --> 41:49.385
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

41:49.386 --> 41:50.386
‫♪ This Is War - Ben Kweller ♪

41:50.387 --> 41:55.387
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

41:55.411 --> 42:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
