WEBVTT

00:00.221 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:23.061 --> 00:25.021
‫بیشتر آدما متوجه نیستن که

00:25.101 --> 00:26.341
‫پیش‌بینیه زلزله غیرممکنه

00:29.221 --> 00:31.301
‫چون ما نمی‌تونیم
‫قبول کنیم که بعضی چیزها

00:31.381 --> 00:32.661
‫خارج از توان ما هستن

00:34.301 --> 00:36.461
‫درسته که نشونه‌هایی ازش وجود داره

00:36.541 --> 00:40.221
‫صدای یه زنگ آروم توی گوش، گیجی، سردرد...

00:40.741 --> 00:43.141
‫ولی اینا فقط برای یک لحظه‌ست

00:43.221 --> 00:44.701
‫بعد یکدفعه‌ای، ضربه می‌زنه

00:48.021 --> 00:50.261
‫ولی تا زمانی که تو
‫بفهمی قضیه از چه قراره...

00:53.461 --> 00:55.941
‫دیگه برای انجام هرکاری دیر شده

00:56.021 --> 01:00.021
« Fx مترجم : ابوالفضل »

01:23.701 --> 01:25.741
‫- هی، روز خوبی داشته باشی!
‫- توام همینطور، مرسی

02:14.621 --> 02:15.461
‫هلنا!

02:18.141 --> 02:19.061
‫ردیفی؟

02:19.581 --> 02:20.661
‫حالت خوبه؟

02:22.341 --> 02:23.181
‫خوبی؟

02:23.701 --> 02:25.261
‫- نه
‫- مطمئنی؟

02:25.981 --> 02:27.021
‫آره

02:27.101 --> 02:29.141
‫- چی شد یهو؟
‫- نمی‌دونم

02:29.221 --> 02:30.501
‫واقعا؟ خب نگران نباش. من دارمت

02:39.621 --> 02:41.341
‫هلنا رو ندیدی؟
‫می‌خوام باهاش حرف بزنم

02:41.421 --> 02:42.381
‫هنوز نه، فعلا آروم باش

02:42.461 --> 02:44.941
‫شک ندارم مسته و کلا قضیه ساحل رو یادش رفته

02:45.021 --> 02:46.261
‫منم همینطور والا

02:49.461 --> 02:50.301
‫دنی؟

02:51.181 --> 02:52.581
‫آره. سرکارم

02:53.541 --> 02:54.901
‫صدات رو نمی‌شنوم

02:55.381 --> 02:59.061
‫کجایی؟
‫وای تف توش. الان میام اونجا

03:09.621 --> 03:10.861
‫چی شده؟

03:10.941 --> 03:13.101
‫داشتم بیرون می‌دوییدم
‫که هلنا رو با این سرو وضع پیداش کردم

03:16.101 --> 03:18.061
‫- هلنا، حالت خوبه؟
‫- ام

03:18.141 --> 03:19.341
‫نمی‌دونم

03:19.421 --> 03:20.981
‫یعنی چی که نمی‌دونی؟

03:21.581 --> 03:23.221
‫هیچی یادم نیست

03:23.301 --> 03:25.301
‫تو ما رو توی ساحل تنها گذاشتی

03:25.381 --> 03:26.621
‫یادته، آره؟

03:26.701 --> 03:29.621
‫آره، آره.
‫رفتم چون می‌خواستم یکمی اعصابم آروم بشه

03:31.661 --> 03:33.901
‫و یکدفعه‌ای از ناکجا آباد، یه نوری ظاهر شد

03:33.981 --> 03:36.221
‫شبیه یه چراغ‌قوه‌ای چیزی بود

03:41.981 --> 03:43.621
‫- کسی اونجاست؟
‫- بله. چند لحظه فرصت بدید

03:43.701 --> 03:45.581
‫باید در رو قفل می‌کردم
‫چون داریم لباس عوض می‌کنیم

03:45.661 --> 03:47.821
‫باید یکی از حموم‌ها رو چک کنم

03:47.901 --> 03:50.221
‫باشه. الان میایم بیرون

03:58.661 --> 04:00.981
‫هلنا، اون نوری که میگی،
‫دیدی که دسته کی بود؟

04:01.061 --> 04:05.221
‫نه، خب، یکی اومد طرفم
‫بعد منم ترسیدم، و...

04:05.741 --> 04:07.381
‫نزدیکت شدن آره؟

04:10.741 --> 04:11.821
‫تف توش

04:14.541 --> 04:16.101
‫باید یه سر ببریمت بیمارستان

04:16.181 --> 04:18.421
‫نه، من جایی نمیرم، رفقا.
‫می‌خوام استراحت کنم

04:18.501 --> 04:21.661
‫- حق با دنیه
‫- بیخیال، گفتم نه دیگه، توروخدا ول کنین

04:21.741 --> 04:24.661
‫گوش کن، اگه کسی
‫کاری باهات کرده باشه چی؟

04:24.741 --> 04:26.341
‫جدی؟ مگه چیکار می‌تونن بکنن؟

04:26.421 --> 04:30.421
‫هیچی. احتمالا هیچی.
‫ولی بهتره بازم یه دکتر معاینه‌ات بکنه

04:31.181 --> 04:33.141
‫من بیرون می‌مونم
‫اگه کاری داشتید بگید، باشه؟

04:33.221 --> 04:34.301
‫- باشه
‫- آروم باش

04:37.141 --> 04:38.141
‫مرسی، دکتر

04:40.901 --> 04:42.741
‫- هلنا؟
‫- بله؟

04:42.821 --> 04:45.461
‫سلام، بازرس ارشد خینس از پلیس ملی هستم

04:46.461 --> 04:48.221
‫می‌خوام با رفیق‌تون خصوصی حرف بزنم

04:48.301 --> 04:49.141
‫سلیا

04:50.181 --> 04:51.861
‫به نظرم ما بمونیم بهتره

04:54.701 --> 04:55.541
‫خیلی‌خب

04:56.501 --> 04:57.581
‫قبل از اینکه شروع کنیم،

04:57.661 --> 04:59.381
‫دکتر تایید کرد که هیچ نشونه‌ای

04:59.461 --> 05:01.461
‫از آزار و اذیت جنسی مشاهده نشده

05:03.021 --> 05:04.941
‫از دیشب چی یادته؟

05:06.781 --> 05:08.301
‫چیز خاصی یادم نیست. ما توی ساحل بودیم

05:08.901 --> 05:13.101
‫من رفتم، وقتی داشتم برمی‌گشتم، یه نوری دیدم...

05:13.181 --> 05:15.021
‫یه نور؟

05:15.621 --> 05:17.141
‫شبیه نور چراغ‌قوه بود

05:17.221 --> 05:18.101
‫چراغ‌قوه؟

05:21.541 --> 05:24.941
‫آزمایش‌هات نشون میدن
‫به غیر از میزان الکل خون‌ات،

05:25.021 --> 05:27.621
‫دوتا مواد غیرقانونی دیگه هم زده بودی

05:29.461 --> 05:30.821
‫و با همه‌ی این خرت و پرتا
‫توی بدن‌ات...

05:30.901 --> 05:34.061
‫ببخشید، ولی نمی‌تونم این چیزایی
‫که میگی رو جدی بگیرم

05:35.421 --> 05:37.661
‫ولی یه چیزی هست که دلم می‌خواد بدونم

05:41.181 --> 05:42.741
‫کی بهت مواد فروخت، هلنا؟

05:46.301 --> 05:47.141
‫نمی‌دونم

05:49.221 --> 05:50.061
‫نمی‌دونی؟

05:51.101 --> 05:53.381
‫خب پس، انگاری اینجا پرونده‌ای نداریم

06:00.981 --> 06:01.901
‫این شماره‌مه

06:02.621 --> 06:04.741
‫اگه چیزی یادت اومد، بهم زنگ بزن

06:09.541 --> 06:10.581
‫باشه

06:14.061 --> 06:15.261
‫سلام، رئیس

06:15.781 --> 06:16.741
‫آره

06:29.781 --> 06:32.701
‫ساعت 10:30 صبحه آره؟
‫بعد ما هنوز داریم صبحونه می‌خوریم

06:32.781 --> 06:35.301
‫- اون به کنار، من حتی یادم نمیاد که...
‫- خانم مندوزا

06:35.821 --> 06:37.541
‫چرا بهم نگفتید که خواهر دارید

06:37.621 --> 06:41.621
‫حواست باشه، مرد جوون، من دیابت دارم.
‫شکر برام خوب نیست

06:41.701 --> 06:43.901
‫- مامان‌بزرگ، ایشون مربیمه، اولیور
‫- آها

06:43.981 --> 06:46.341
‫نوه‌تون خوب داره توی گلف پیشرفت می‌کنه

06:46.421 --> 06:48.181
‫شاید شمام دلتون بخواد به ما ملحق بشید

06:48.261 --> 06:51.461
‫پسر، گوش بده، من خودم
‫بازی‌هام رو کردم

06:51.541 --> 06:53.621
‫- منو می‌بخشید
‫- البته

06:53.701 --> 06:54.981
‫روز خوبی داشته باشید

06:55.061 --> 06:57.021
‫اگه خواستید بهمون ملحق بشید، بهم زنگ بزنید

06:57.101 --> 06:58.461
‫درسته؟

06:59.381 --> 07:00.221
‫پشمام

07:00.821 --> 07:01.901
‫انگاری خیلی دوست‌داشتنیه

07:01.981 --> 07:04.301
‫خودت که گفتی، انگاری آره

07:04.381 --> 07:06.941
‫- توی تمرین بعدی می‌بینمت، باشه؟
‫- باشه

07:07.021 --> 07:07.981
‫چقدر خوب

07:12.381 --> 07:14.581
‫هی، ترتیب‌ش رو دادی یا نه؟

07:14.661 --> 07:17.741
‫یه دفتری چیزی داری که می‌شینی
‫این چیزا رو توش می‌نویسی؟

07:17.821 --> 07:18.941
‫جدی میگم، رفیق

07:19.021 --> 07:20.621
‫هی، اینقدر توت‌فرنگی نخور

07:21.301 --> 07:23.901
‫نه، ولی جدی میگم، خیلی خفن نمیشه؟

07:23.981 --> 07:24.821
‫بهش فکر کن

07:24.901 --> 07:27.621
‫یه آدم هیچ و پوچ مثل ما، ترتیب پولدارترین
‫دختر اینجا رو میده

07:27.701 --> 07:28.661
‫لورا؟

07:28.741 --> 07:29.701
‫اینو باش، تازه میگه لورا؟

07:30.221 --> 07:34.781
‫لورا مندوزا. اون فامیلش مهمه.
‫اون برچسبه که مهمه

07:35.301 --> 07:36.621
‫نه حاجی، این یکی نه

07:36.701 --> 07:38.861
‫نه، نه، البته که نه.
‫بعد تو اصلا خبر نداشتی؟

07:38.941 --> 07:41.741
‫- بیخیال، اینجوری ادا درنیار
‫- چون حقیقته

07:41.821 --> 07:43.621
‫اینقدر ناخونک نزن دیگه!
‫نمی‌بینی چقدر قشنگ چیدمشون

07:43.701 --> 07:45.621
‫عجب گاویه

07:55.461 --> 07:57.541
‫آلیشیا، نمی‌دونستم این اتاق توئه

07:57.621 --> 08:00.021
‫شماره اتاق رو یادت باشه.
‫آخرین بارت نمیشه که میای اینجا

08:01.421 --> 08:03.621
‫و ازت می‌خوام یه لطفی در حقم بکنی

08:04.341 --> 08:05.181
‫چه لطفی؟

08:05.261 --> 08:08.381
‫یه لطف خیلی خیلی آسون. مطمئنم
‫بارها و بارها انجامش دادی

08:08.461 --> 08:10.341
‫خیلی‌خب. جوابم منفیه

08:10.421 --> 08:13.021
‫ولی اینو داشته باش، ساندویچ کلاب!
‫بهترین آیتم منو

08:13.101 --> 08:14.781
‫هی، من روم‌سرویس سفارش دادم

08:14.861 --> 08:16.261
‫پس، خودت بیا برام سِروش کن

08:16.341 --> 08:17.821
‫باشه، برو که رفتیم

08:17.901 --> 08:20.901
‫این مِنو. اگه می‌خوای یه سفارش دیگه بدی
‫می‌تونی نگه‌ش داری

08:21.421 --> 08:23.941
‫آره، ولی چیزی که می‌خوام اونجا نیست.
‫خودت می‌دونی چی می‌خوام

08:24.021 --> 08:25.541
‫فعلا گُل مُل ندارم، آلیشیا، شرمنده

08:25.621 --> 08:26.701
‫کوکائین چی

08:27.541 --> 08:28.701
‫کوکائین؟

08:28.781 --> 08:30.861
‫آها، حتما هروئین هم می‌خوای

08:30.941 --> 08:32.861
‫نذار فکرای جدید به سرم بزنه

08:33.501 --> 08:36.741
‫خائِن، خیلی آسونه.
‫تو چیزی که می‌خوام رو بهم میدی، یا...

08:36.821 --> 08:38.941
‫به همه میگم
‫پول اضافی‌ای که در میاری از کجاست

08:39.021 --> 08:40.021
‫جدی؟

08:41.261 --> 08:43.221
‫انگاری نگرفتی چی گفتم

08:43.301 --> 08:47.381
‫خودم کمکت می‌کنم. برم یه زنگی به مدیرت بزنم

08:48.021 --> 08:49.981
‫می‌دونی، تا سرعت فکر کردنت بره بالا

08:50.061 --> 08:51.861
‫بله، از اتاق 205 زنگ می‌زنم

08:52.581 --> 08:54.461
‫بله، می‌خوام با مدیرتون صحبت کنم

08:55.141 --> 08:56.461
‫جدی، می‌تونم؟

08:56.541 --> 08:58.021
‫عالیه

08:58.781 --> 08:59.861
‫یک لحظه

09:00.381 --> 09:02.941
‫هی، برگری چیزی می‌خواستی بخوری؟

09:04.661 --> 09:07.821
‫آلیشیا، چطور می‌خوای چیزی رو که ازش خبر داری
‫به پدر و مادرت توضیح بدی؟

09:08.501 --> 09:10.741
‫چون یکمی تابلوئه، به نظرم

09:11.261 --> 09:12.101
‫حالا هرچی، رفیق

09:12.181 --> 09:14.541
‫اونا زیاد ازم انتظار خاصی ندارن

09:15.421 --> 09:18.221
‫سلام، آقای مدیر، باعث افتخاره، بله...

09:18.301 --> 09:22.261
‫بعد آزمایش ادرار بعدی‌ات بهم خبر بده
‫چون بعد از اون، خب...

09:22.341 --> 09:23.941
‫خیلی خنده‌دار میشه، نه؟

09:25.221 --> 09:27.981
‫ببخشید، آلیشیا.
‫پریدم وسط صحبتت، ادامه بده

09:30.261 --> 09:31.101
‫بگو دیگه

09:37.701 --> 09:38.701
‫چیزی نیست

09:39.861 --> 09:41.581
‫ببخشید، فقط یکمی آب می‌خواستم،

09:41.661 --> 09:43.701
‫ولی انگاری مینی‌میخونه دوباره پُر شده

09:43.781 --> 09:46.181
‫روم‌سرویس اینجاست، حرف نداره

09:47.261 --> 09:49.781
‫آره، یادداشتش کن، مرسی

09:51.781 --> 09:53.781
‫دیدی؟ ازت تعریفم کردم

09:53.861 --> 09:55.861
‫آلیشیا، اگه بخوای همینجوری چوپان دروغگو
‫بازی دربیاری،

09:55.941 --> 09:58.101
‫وقتی پای یه چیز مهمی درمیون باشه،
‫دیگه کسی جدی‌ات نمی‌گیره

09:58.181 --> 09:59.581
‫فیلم هندی زیاد می‌بینی

09:59.661 --> 10:02.701
‫اگه فکر می‌کنی آخر این بازی
‫به نفع تو تموم میشه، باید بیشتر مراقب باشی

10:02.781 --> 10:04.181
‫مراقبت کن، آلیشیا

10:15.501 --> 10:19.101
‫آقای مارکوس، پیشنهاد می‌کنم اگه می‌خواید
‫صبحونه بخورید دست بجنبید

10:19.181 --> 10:21.981
‫مطمئنم نمی‌خوای خونواده‌ات رو نگران کنی

10:25.181 --> 10:26.261
‫بعدا می‌بینمتون

10:28.581 --> 10:32.221
‫به چپمم نیست که بعد از سرکارتون
‫یا بیرون از محل کار چه کارایی می‌کنید

10:32.301 --> 10:33.621
‫- بذار توضیح بدم، بابا
‫- نه، نه، نه

10:33.701 --> 10:36.461
‫وقتی اینجایی، من پدرت نیستم، رئیستم

10:36.541 --> 10:37.541
‫شیرفهم شدی؟

10:38.141 --> 10:40.581
‫خیلی خوش‌شانسید که اخراجتون نمی‌کنم

10:41.821 --> 10:43.821
‫بعضی از مهمونا یک سفر قایقی رو رزرو کردن

10:43.901 --> 10:46.541
‫یکی از همکاراتون نیست، پس باید
‫قایق رو امروز تنهایی ببری

10:46.621 --> 10:48.181
‫ساعت 1 ظهر دمه اسکله باش

10:48.261 --> 10:49.541
‫نه. هلنا باید استراحت کنه

10:49.621 --> 10:51.621
‫- بذار من به‌جاش انجام بدم
‫- سلیا!

10:51.701 --> 10:53.501
‫نباید مجبورش کنی این کار رو بکنه

10:54.741 --> 10:56.901
‫اگه فکر می‌کنی این کارت
‫چیزی رو درست می‌کنه، بدون که نمی‌کنه

10:56.981 --> 10:59.661
‫- هلنا حالش خوب نیست!
‫- ولش کن، سلیا، ولش کن

11:00.181 --> 11:01.541
‫ممنون، لوئیس، انجامش میدم

11:26.141 --> 11:27.181
‫عجب ریدمانی شده

12:02.861 --> 12:04.621
‫برای دوتا ملوان دیگه اتاق دارید؟

12:06.541 --> 12:09.061
‫آره داریم، ولی نیاین بهتره

12:09.141 --> 12:10.941
‫فکر کردی تو رو به حال خودت می‌ذاریم؟

12:11.021 --> 12:12.221
‫مرسی ازتون

12:15.101 --> 12:15.941
‫همگی بیاین پایین!

12:16.541 --> 12:17.501
‫اونجا رو باش

12:18.101 --> 12:19.501
‫سیرک اصلی اینجاست

12:19.581 --> 12:20.861
‫آره!

12:21.581 --> 12:24.221
‫- جدی؟
‫- وای خدایا، این عجب بمبیه، رفیق

12:24.301 --> 12:26.821
‫- بده من
‫- عجب روز خوبی برای کار کردنه، نه؟

12:26.901 --> 12:29.021
‫- سلام
‫- سلام، چه خبرا؟

12:29.101 --> 12:30.981
‫- عالیم
‫- چه خبرا؟

12:31.061 --> 12:33.181
‫پس قیافت چرا اینجوری شده، ناخدا؟

12:33.861 --> 12:36.221
‫فکر کنم قیافه‌ی خودت رو
‫امروز توی آینه ندیدی، نه؟

12:36.901 --> 12:38.021
‫تو چه مرگته؟

12:38.101 --> 12:40.381
‫ولش کن. اصلا نمیشه پیشش خوش گذروند

12:40.461 --> 12:41.501
‫بجنب

12:42.101 --> 12:43.581
‫اشکالی نداره این کار رو بُکُنم؟

12:43.661 --> 12:46.301
‫- باحاله، نه؟
‫- عزیزم، میای یه دستی برسونی؟

12:46.381 --> 12:48.621
‫- دارم میام
‫- نمیشه شامپاین رو آورد توی قایق

12:50.861 --> 12:52.381
‫- بیاین مهمونی رو شروع کنیم!
‫- آره بریم!

12:52.461 --> 12:53.421
‫دارمش

12:53.501 --> 12:56.621
‫- کسی عینک داره؟ کیر توش
‫- باید حرف بزنیم

12:56.701 --> 12:57.701
‫چی شده؟

12:57.781 --> 13:01.181
‫- چه باکلاس
‫- سفر بخیر

13:03.861 --> 13:08.381
‫- باید سریع‌تر بریم برو بریم!
‫- برو بریم، برو که رفتیم

13:11.861 --> 13:14.381
‫- بده من. بده من. آره!
‫- آره

13:14.461 --> 13:15.741
‫آره!

13:22.581 --> 13:24.021
‫بیشتر، بیشتر!

13:29.341 --> 13:30.821
‫هی! نمی‌خوای بپری؟

13:34.861 --> 13:36.501
‫« نمی‌تونم دست از نگاه کردنت بردارم »

13:36.581 --> 13:37.661
‫« ساعت 12 ظهر بیا آب‌درمانی »

13:37.741 --> 13:41.021
‫- من نبودم، بخدا من نبودم!
‫- هی، دارم میام

14:17.501 --> 14:18.501
‫آره!

14:22.821 --> 14:24.421
‫وای خدا

14:30.701 --> 14:32.141
‫بیا بهت نشون بدم

14:32.661 --> 14:35.701
‫رفیق، شاید دیوونه شدم، ولی بخدا
‫که بوش همونه

14:35.781 --> 14:37.421
‫- بذار بو کنم
‫- هی، دخترا

14:37.501 --> 14:40.381
‫به نظرم الان بهترین لحظه‌ست اینا
‫رو همینجا ولشون کنیم و دَر بریم

14:40.461 --> 14:41.621
‫مگه نه؟

14:43.941 --> 14:44.821
‫چه خبر شده؟

14:45.381 --> 14:47.501
‫خب، هلنا حموم کرده و متوجه
‫یه چیزی توی موهاش شده

14:47.581 --> 14:50.621
‫سلیا بسه. مگه نمی‌خواستی با اینا بری شنا کنی؟

14:50.701 --> 14:51.901
‫دختر، جدی میگی؟

14:51.981 --> 14:55.621
‫هرچی هم باشه، اون اولین نفری بود که پیدات کرد.
‫و اولین نفری بود که نگرانت شده بود

14:58.541 --> 14:59.821
‫باشه، بیا موهام رو بو بِکِش

14:59.901 --> 15:01.941
‫- چی؟
‫- بو بِکِش

15:09.501 --> 15:10.461
‫بوی چی میده؟

15:11.221 --> 15:13.301
‫شامپوی توی اقامتگاه؟

15:13.381 --> 15:16.341
‫آره. ولی از پاریس میاد، و فقط
‫برای مشتری‌هامون ساخته میشه

15:16.421 --> 15:18.621
‫بعید می‌دونم یه شبه رفته
‫باشی پاریس و برگشته باشی

15:19.821 --> 15:23.261
‫پس، ما می‌دونیم که، هرچیزی که اتفاق افتاده
‫همینجا توی اوئسیس بوده

15:23.341 --> 15:24.821
‫ولی این با عقل جور درنمیاد

15:24.901 --> 15:27.221
‫امکان نداره از شامپوی یه مهمون
‫استفاده کنی بعد یادت بره

15:28.621 --> 15:29.701
‫نمی‌دونم

15:29.781 --> 15:32.261
‫خب، حتما حمومش کردن تا از شَر
‫شواهد خلاص بشن

15:32.341 --> 15:34.021
‫شواهد؟ کدوم شواهد؟ نه

15:35.061 --> 15:37.461
‫گفتن که نتایج آزمایش نرماله، یادتون نیست؟

15:37.541 --> 15:39.381
‫و بعدشم، اگه من از قبل داخل هتل بودم،

15:39.461 --> 15:41.581
‫چرا باید امروز صبح بیرون باشم؟

15:41.661 --> 15:44.101
‫امروز چند نفر توی هتل ثبت‌نام کردن؟

15:44.181 --> 15:46.301
‫207 نفر. دیروز، 202 نفر

15:46.381 --> 15:48.541
‫دختر کو ندارد نشان از پدر

15:49.821 --> 15:51.461
‫ممکنه کار هر یکی از مهمونای اینجا باشه

15:52.061 --> 15:52.901
‫آره

15:52.981 --> 15:56.101
‫و این شامل کسایی که توی هتل کار می‌کنن نمیشه

16:10.381 --> 16:12.741
‫آماده‌ای، لورا؟

16:15.261 --> 16:16.781
‫این چیه پوشیدی؟

16:16.861 --> 16:20.261
‫لباست رو عوض کن.
‫خونواده‌ی فورت دارن میان

16:21.741 --> 16:23.941
‫همین دیشب پیش‌شون بودیم

16:24.021 --> 16:26.101
‫حالا باز باید باهاشون ناهار بخوریم؟

16:26.181 --> 16:27.381
‫من تمرین گلف داریم

16:27.461 --> 16:28.461
‫مگه بهت نگفتم؟

16:28.541 --> 16:30.021
‫آره، گفتم

16:30.101 --> 16:32.061
‫آره، آره، مطمئنم که گفتم

16:32.141 --> 16:34.661
‫ممکنه پیر شده باشم، ولی مغزم
‫هنوز کار می‌کنه

16:34.741 --> 16:37.141
‫باید بهم زودتر می‌گفتی، می‌دونی

16:38.861 --> 16:39.701
‫حق با توئه

16:40.661 --> 16:44.741
‫ولی قال گذاشتن کوله‌کش‌ات بهتر از این نیست
‫که فورت‌ها رو قال بذاری؟

16:49.861 --> 16:53.381
‫بذار آرایشت بمونه، ولی یه چیز خوشگل‌تر بپوش

16:53.461 --> 16:56.781
‫چون نمی‌خوایم فکر کنن که به همین
‫زودی بیخیال همه‌چی شدیم

16:56.861 --> 16:58.101
‫طبقه ‌پایین منتظرم

17:16.661 --> 17:19.901
‫این یه سرمایه‌گذاری اولیه‌ی
‫خیلی بزرگه. ولی البته ریسک‌های خودش هم داره

17:19.981 --> 17:21.661
‫البته که داره، خودمون می‌دونیم

17:21.741 --> 17:24.181
‫ولی توی کسب‌وکار هرکی طاووس بخواد
‫باید جور هندوستان بِکشه

17:24.261 --> 17:25.261
‫مگه نه، لورا؟

17:26.261 --> 17:27.501
‫ها؟

17:27.581 --> 17:29.421
‫اینو خودتون بهتر از هرکسی می‌دونید

17:29.501 --> 17:31.981
‫شما اولین کسایی بودید که ریسک ایجاد
‫مراکز خرید رو توی

17:32.061 --> 17:33.181
‫آمریکا کردید

17:33.701 --> 17:36.141
‫و اینکه، خوب هم پیش رفت، نه؟

17:37.821 --> 17:40.261
‫آره، خیلی جالبه که درباره‌ی تاریخچه‌ی ما
‫اطلاعات داری

17:40.341 --> 17:41.901
‫همونطور که می‌گفتم...

17:46.301 --> 17:47.741
‫می‌دونی، یه فکری به سرم زد

17:49.101 --> 17:51.021
‫- نه، نه، هیچی
‫- ما رو انگشت به دهن نذار

17:51.101 --> 17:52.981
‫نه، نه، آخه فقط...

17:53.061 --> 17:55.621
‫داشتم به این جوونا نگاه می‌کردم
‫و می‌دیدم که چقدر جذابن...

17:55.701 --> 17:58.061
‫تازه تیپ خفنی هم زدن

17:58.141 --> 18:00.901
‫اگه باهم وقت بگذرونن خیلی عالی میشه

18:00.981 --> 18:03.141
‫می‌دونی، برن سر قرار، خودشون دوتا

18:03.221 --> 18:06.301
‫بعدش دیگه نیازی نیست
‫که آدم‌های مسنی مثل ما رو تحمل کنن

18:07.381 --> 18:09.941
‫راستی، توی کدوم اقامتگاه می‌مونی؟

18:10.021 --> 18:12.541
‫- توی کندور پالمز
‫- جدی؟

18:12.621 --> 18:14.541
‫پائیاشون حرف نداره

18:14.621 --> 18:16.541
‫توام دوست داری، مگه نه لورا؟

18:16.621 --> 18:18.181
‫راستش، قبلا بهترش رو خوردم

18:18.941 --> 18:21.181
‫اگه اینجوریه، خودت باید بگی کجا بریم

18:21.261 --> 18:22.341
‫به حسابِ من، البته

18:25.221 --> 18:27.621
‫خب، ببخشید، نمی‌خواستم
‫تجربه‌ات رو خراب کنم

18:27.701 --> 18:30.621
‫عاشق اون پائیایی که توی اقامتگاه هست میشی،
‫مطمئنم

18:30.701 --> 18:33.061
‫اگه میشه من رو ببخشید

18:36.141 --> 18:37.461
‫لورا مندوزاست، درسته؟

18:37.541 --> 18:39.901
‫آره. تمرین رو ننداخته برای فردا؟

18:39.981 --> 18:41.261
‫- نه
‫- خیلی‌خب

18:44.741 --> 18:45.901
‫اوکیه، خودم ته توش رو درمیارم

18:46.501 --> 18:47.501
‫خانم مندوزا؟

18:48.941 --> 18:50.741
‫فکر می‌کردم آدم‌هایی مثل شما

18:50.821 --> 18:52.501
‫همیشه به برنامه‌شون پایبندن

18:53.581 --> 18:56.181
‫- باید از مامان‌بزرگم عصبی باشی
‫- چیزی شده؟

18:57.021 --> 18:59.781
‫نه، فقط عاشق گند زدن به زندگیمه

18:59.861 --> 19:03.341
‫ببخشید که قال گذاشتمت.
‫ولی می‌تونیم فردا تمرین کنیم؟

19:03.421 --> 19:05.621
‫- همون اول صبح
‫- نه

19:06.901 --> 19:07.901
‫بعد از ظهر چطور؟

19:08.501 --> 19:09.501
‫نه

19:10.101 --> 19:12.741
‫باشه. حتما ناراحتت کردم

19:13.421 --> 19:14.261
‫ولش

19:14.861 --> 19:16.101
‫بعدا برنامه‌ی خاصی داری؟

19:17.861 --> 19:20.221
‫گلف‌بازی کردن توی شب
‫یه چیزیه که باید حتما تجربه‌ش کنی

20:20.781 --> 20:21.821
‫این دیگه چی بود؟

20:22.421 --> 20:23.941
‫چیه؟ چی شده؟

20:25.221 --> 20:26.901
‫با باله‌ات بهم لگد زدی!

20:26.981 --> 20:28.621
‫ماکا، چته؟

20:29.141 --> 20:31.621
‫بابا اتفاقی بود.
‫ندیدمت، باشه؟

20:31.701 --> 20:32.741
‫فکر می‌کنی بامزه‌ای، آره؟

20:32.821 --> 20:34.701
‫چرا می‌خندی؟

20:34.781 --> 20:36.541
‫چرا گنده‌ش می‌کنی بابا!
‫ندیدمت، باشه؟

20:36.621 --> 20:38.941
‫آها، پس حتما عینک شنات
‫رو بخار گرفته بود، آره؟

20:39.021 --> 20:41.181
‫- اصلا حواسم نبود
‫- آره، باشه

20:41.261 --> 20:44.341
‫- ردیفی، سوفی؟ چی شده؟
‫- خوبم، خوبم، ول کن

20:46.941 --> 20:50.421
‫رفقا، من اصلا ندیدمش!
‫اینجوری بهم نگاه نکنید

20:50.981 --> 20:53.661
‫رفقا، به نظرم باید برگردیم بندر

20:55.661 --> 20:57.501
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

20:58.261 --> 20:59.181
‫ای خدا

21:01.861 --> 21:04.301
‫- ماکا، یه ثانیه صبر کن
‫- دیگه حوصله ندارم

21:04.381 --> 21:06.181
‫ماکا. ماکا، صبر کن

21:06.261 --> 21:08.221
‫- گوش بده، من طرف اون رو نگرفتم که
‫- دست از سرم بردار

21:08.301 --> 21:10.301
‫- فقط گفتم باید مراقب می‌بودی
‫- آره باشه!

21:10.381 --> 21:14.021
‫پابلو، گفت دست از سرش بردار.
‫ماکا، وایسا خب، ماکا وایسا

21:15.901 --> 21:17.661
‫بهش بگو عذرخواهی‌ش رو قبول کردم، باشه؟

21:17.741 --> 21:20.421
‫نمی‌دونم این اخیرا چش شده.
‫متاسفم

21:21.501 --> 21:24.021
‫خب، امشب بریم یه نوشیدنی بزنیم،
‫شاید اون موقع فراموشش کردم

21:24.101 --> 21:26.581
‫فکر نکنم ماکا زیاد خوشش بیاد

21:27.621 --> 21:28.941
‫منظورم ماکا نبود

21:36.661 --> 21:40.021
‫دخترا، فکر کنم اقامتگاه خیلی دوربین داشته باشه، نه؟

21:40.101 --> 21:42.021
‫مطمئنم حداقل یکیش یه چیزی رو ضبط کرده

21:42.101 --> 21:44.781
‫- بهتره چک کنیم
‫- امکان نداره، رفیق

21:44.861 --> 21:48.021
‫پدرش نمی‌ذاره.
‫بعدشم اگه مُچ ما رو بگیره، کارمون تمومه

21:48.541 --> 21:51.581
‫خب به من بگو چطوری انجامش بدم،
‫به یکی از مهمونا که سخت نمی‌گیره

21:51.661 --> 21:53.421
‫نه، قرار نیست این کار رو بُکُنی

21:54.541 --> 21:56.341
‫اگه قرار باشه انجامش بدیم، باهم انجام می‌دیم

22:05.981 --> 22:07.741
‫هی، رافا

22:07.821 --> 22:10.141
‫یه مرغ‌دریایی از در پُشتی اومده
‫و اونجا گیر کرده

22:10.221 --> 22:11.941
‫میشه دروازه رو باز کنی تا بذارم بره؟

22:12.021 --> 22:13.261
‫خیلی دلم می‌خواد

22:14.421 --> 22:16.181
‫نمی‌خواد اون رو با خودت بیاری

22:16.261 --> 22:18.661
‫اینجوری این مشکل رو برای همیشه
‫برطرفش می‌کنم

22:23.901 --> 22:25.421
‫بجنب، سریع باش

22:33.501 --> 22:35.021
‫« درحال کپی کردن فایل‌ها »

22:40.221 --> 22:41.541
‫- تف توش
‫- چی شده؟

22:42.261 --> 22:45.021
‫هیچی. احمقم دیگه.
‫کلید‌هام رو جا گذاشتم، نمی‌تونیم بریم

22:45.101 --> 22:47.461
‫- الان برمی‌گردم
‫- مطمئنی کلیدهات پیشت نیست؟

22:47.541 --> 22:49.581
‫مطمئنم.
‫توی اتاق جا گذاشتمش

22:50.181 --> 22:52.541
‫- هلنا، چقدر طول می‌کشه؟
‫- دارم اوکیش می‌کنم. ولی خیلی کُنده

22:52.621 --> 22:53.941
‫باشه، ولی احتمالا قفل نباشه

22:54.021 --> 22:56.821
‫باید دروازه رو چک کنم باز نباشه
‫تا دیگه از این اتفاقا نیفته

22:56.901 --> 22:58.021
‫- آها، اوکیه
‫- مشکلی نیست

22:58.101 --> 22:59.941
‫ولی ببین
‫فعلا بیخیالش

23:00.021 --> 23:02.021
‫بجنب، هلنا، بجنب دیگه!

23:02.741 --> 23:04.341
‫- تقریبا تمومه، باشه؟
‫- تف توش

23:04.421 --> 23:06.901
‫- اوکیه، ولی نمی‌تونم باز بذارمش
‫- هلنا، یارو داره میاد

23:06.981 --> 23:09.301
‫- دنی، 50 درصدش پُر شده. یه دقیقه وایسا
‫- بابا یارو همین بغله

23:09.381 --> 23:10.301
‫بزن بریم!

23:10.381 --> 23:12.821
‫خب، یادم بنداز به پدرم بگم
‫که چقدر حواس جمعی، رافا

23:12.901 --> 23:13.741
‫مرسی

23:13.821 --> 23:16.221
‫نیازی نیست از من تشکر کنی.
‫باید از کاری که انجام میدی تشکر کنن

23:17.701 --> 23:19.941
‫اونا همین‌جا بودن‌ها. تف توش

23:35.861 --> 23:37.581
‫بریم اون مرغ‌دریایی رو بگیریم

23:51.941 --> 23:54.461
‫- همه‌ش رو کپی کردید؟
‫- آره، به زور تونستیم

23:54.981 --> 23:56.101
‫مرغ‌دریاییت چی؟

23:56.181 --> 23:58.181
‫فعلا تلفات نداشتیم

23:58.261 --> 24:00.741
‫حالا، می‌تونیم بریم فیلم‌های دوربین‌ها رو ببینیم

24:00.821 --> 24:03.621
‫- کجا باید بریم؟
‫- منم داشتم به همین فکر می‌کردیم

24:03.701 --> 24:04.781
‫کجا بودی تو؟

24:05.821 --> 24:07.221
‫- عصر بخیر
‫- عصر بخیر

24:07.301 --> 24:10.221
‫انگاری که جلسه‌ی خانم اسپرانزا خیلی طول کشیده

24:10.301 --> 24:11.421
‫با توام

24:11.941 --> 24:13.661
‫می‌تونی بری پیشش و ببینی
‫چیزی کم و کسر ندارن؟

24:13.741 --> 24:15.421
‫لیوان‌های آب‌شون رو پُر کن، براشون
‫خوراکی بیار،

24:15.501 --> 24:16.941
‫و هرچیز دیگه‌ای که خواست براش بیار

24:17.021 --> 24:18.661
‫و خیلی هم محتاط رفتار کن

24:18.741 --> 24:21.461
‫ما نه چیزی می‌شنویم، نه چیزی می‌بینیم

24:21.981 --> 24:23.621
‫نفس که می‌تونن بکشن آره؟

24:23.701 --> 24:25.541
‫- جالب بود
‫- من میرم پیش‌شون

24:25.621 --> 24:28.661
‫به پارک‌بان بگو قبل از اینکه
‫جلسه‌ش تموم بشه ماشینش رو حاضر کنه

24:28.741 --> 24:29.661
‫چشم

24:30.421 --> 24:33.221
‫آره خب، چرا بذاریم نیروی‌کار استراحت کنه، مگه نه؟

24:33.741 --> 24:36.701
‫- پسر جوون، روز خوبی داشته باشی
‫- شمام همچنین

24:57.861 --> 24:59.861
‫- داری میری؟
‫- یه کاری دارم باید انجام بدم

24:59.941 --> 25:01.181
‫بذار ببینیم

25:19.221 --> 25:21.581
‫هی، چیکار می‌کنی؟

25:21.661 --> 25:22.501
‫چی می‌خوای؟

25:22.581 --> 25:25.861
‫هیچی، فکر کردم داری با اون دوتا
‫می‌پلکی

25:25.941 --> 25:27.501
‫ولی الان می‌بینم که نه

25:27.581 --> 25:29.261
‫یه لحظه، بذار معرفی‌ات کنم

25:29.341 --> 25:31.461
‫در عزیز، این سوفیاست.
‫سوفیا، اینم در

25:31.541 --> 25:34.261
‫حالا که باهم آشنا شدید، یکمی بهم
‫احترام بذارید، باشه؟

25:34.341 --> 25:35.181
‫باشه، حتما

25:35.261 --> 25:38.421
‫آره خب، چون انگاری این در
‫همیشه برای اون دوتا دختر بازه

25:38.501 --> 25:40.341
‫به نظرت چرا؟
‫یکمی به مغزت فشار بیار

25:40.421 --> 25:43.101
‫فکر نکنم دلت بخواد بگم چه فکری می‌کنم

25:43.181 --> 25:45.981
‫نه. دلم نمی‌خواد. داری میری؟

25:46.061 --> 25:48.981
‫آره دارم میرم.
‫چون می‌خوام امشب خوش بگذرونم،

25:49.061 --> 25:50.141
‫و...

25:50.221 --> 25:51.941
‫خب، بنازم، پس برو

25:52.021 --> 25:54.261
‫خیلی‌خب، با اون چیزت...

25:54.341 --> 25:56.221
‫با اون لپ‌تاپت خوش بگذره

26:03.581 --> 26:05.541
‫« پیام جدید از پابلو »

26:09.141 --> 26:11.301
‫- عزیزم، نمی‌خوام مزاحت بشم...
‫- آره، خب

26:11.381 --> 26:13.301
‫ولی الان توی اتاقمم، باشه؟

26:13.381 --> 26:14.261
‫وای خدایا...

26:15.061 --> 26:16.781
‫داره میگه توی اتاقشه

26:16.861 --> 26:20.061
‫می‌دونی چیه؟ بذار منتظر بمونه.
‫یا می‌تونه به سوفیا پیام بده

26:20.141 --> 26:22.421
‫- ماکا...
‫- دختر، نه! خودت مگه اونجا ندیدشون؟

26:22.501 --> 26:23.701
‫- آره
‫- من دیوونه نیستم

26:23.781 --> 26:26.501
‫آره نیستی، ولی ولش کن.
‫اونقدرام مهم نیست

26:26.581 --> 26:28.501
‫آخه، درسته...

26:28.581 --> 26:30.221
‫پابلو باید حرفت رو باور می‌کرد

26:30.301 --> 26:31.621
‫ولی خب توام بهش صدمه زدی

26:31.701 --> 26:34.141
‫- فکر کنم نادیده گرفتنش کار جالبی نبود
‫- آره

26:34.221 --> 26:36.461
‫دختر، برای همین همه‌چی عجیبه

26:36.541 --> 26:37.981
‫هی، پابلو عاشقته

26:39.621 --> 26:41.821
‫ولی چرا تو...
‫چرا نمیری باهاش حرف بزنی؟

26:41.901 --> 26:44.781
‫کسخل شدی‌ها. من باید اصلا بهش محل هم ندم

26:44.861 --> 26:46.541
‫خیلی عوضیه

26:46.621 --> 26:48.541
‫« وقتش رسیده، یادت نره، فقط خودم و خودت »

26:48.621 --> 26:52.021
‫ولی می‌دونی کی باید اونجا می‌بود
‫و نگران سوفیا جونش میشد؟

26:52.741 --> 26:53.581
‫کی؟

26:53.661 --> 26:54.941
‫خودت چی فکر می‌کنی؟ لورا دیگه

26:55.021 --> 26:57.941
‫اون همه‌چیز رو می‌پیچونه
‫ولی ما باید هنوز با این رفیق احمقش سرو کله بزنیم

26:58.541 --> 27:02.181
‫آره می‌دونم، ولی خودت می‌دونی
‫که مامان‌بزرگش چجور آدمیه

27:02.261 --> 27:04.781
‫مامان‌بزرگش؟ بیاد بره تو کونم

27:04.861 --> 27:07.501
‫- اون صدی به نود با مربی گلفش رابطه داره
‫- گُل گفتی

27:10.821 --> 27:13.501
‫فکر نمی‌کردم یه جلسه‌ی تمرین گلف اینجوری باشه

27:13.581 --> 27:15.821
‫خب، باید به مربی‌هات بیشتر اعتماد کنی

27:15.901 --> 27:17.261
‫آره، واقعا

27:19.261 --> 27:22.061
‫ببین، بخدا من اون ماه رو اونجا نذاشتم

27:27.101 --> 27:29.501
‫بعضی اوقات فکر می‌کنم
‫منم اجازه دارم که یکمی بیشتر ریلکس کنم

27:30.101 --> 27:31.301
‫می‌دونی چیش خوبه؟

27:32.221 --> 27:33.221
‫به خودت بستگی داره

27:33.741 --> 27:35.981
‫بیشتر یاد مامان‌بزرگم افتادم

27:36.501 --> 27:39.181
‫همیشه میگه می‌دونه
‫چی برام خوبه چی نیست

27:40.221 --> 27:41.861
‫چیزی که من می‌خوام براش مهم نیست

27:41.941 --> 27:43.861
‫خب، مدل عشقش اینطوریه

27:44.461 --> 27:45.541
‫یا شایدم ترسشه

27:47.981 --> 27:50.661
‫حتی به نوه‌ی خودشم اعتماد نداره

27:50.741 --> 27:53.261
‫- خیلی‌خب، تو چیکار کردی؟
‫- خیلی کارا

27:56.581 --> 27:58.461
‫نمی‌دونم. پدر مادرت چی میگن؟

27:58.981 --> 28:00.101
‫اینجا نیستن، نه؟

28:02.101 --> 28:05.621
‫- پدر مادرم وقتی بچه بودم مُردن
‫- من نمی‌دونستم. بخدا نمی‌دونستم

28:05.701 --> 28:09.221
‫- خیلی ببخشید. نمی‌دونستم
‫- نه، مشکل نداره، چیزی نیست

28:11.621 --> 28:12.781
‫ولی، آخه من...

28:13.301 --> 28:15.141
‫نمی‌خوام سرت رو درد بیارم

28:15.981 --> 28:16.981
‫نه، نه، اینطوری نیست

28:19.101 --> 28:20.461
‫نه تو اینجوری نیستی

28:21.301 --> 28:22.381
‫دقیقا برعکسی

28:23.821 --> 28:25.301
‫مطمئنی؟

28:50.901 --> 28:52.821
‫اگه مامان‌بزرگم بفهمه...

28:54.461 --> 28:55.981
‫کی می‌خواد بهش بگه؟

29:23.781 --> 29:25.981
‫می‌دونستم می‌تونم کاری کنم
‫برام یه نوشیدنی بخری، پابلو

29:31.381 --> 29:32.741
‫نترس، گاز نمی‌گیرم

29:33.341 --> 29:35.341
‫فکر نکنم زیاد اهل اجازه گرفتن باشی

29:36.981 --> 29:37.901
‫نه

29:39.341 --> 29:41.421
‫نمی‌خوام سوءتفاهمی پیش بیاد

29:42.501 --> 29:44.381
‫والا، برای من که سوءتفاهم نیست

29:48.701 --> 29:51.101
‫ولی نمی‌خوام وقت تلف کنم

29:53.501 --> 29:54.341
‫پس...

30:49.141 --> 30:51.101
‫- کمک نمی‌خوای؟
‫- چته، آلیشیا؟

30:51.181 --> 30:53.781
‫- کسی تعقیبت نکرد؟
‫- آروم باش. به هرحال اون رو باید بدی به من

30:53.861 --> 30:55.541
‫خیلی مسخره‌ست، آلیشیا

30:55.621 --> 30:58.421
‫چی مسخره‌ست؟ اینجا یه اقامتگاه لوکسه،
‫روال کارش همینه

30:58.501 --> 31:00.941
‫اگه می‌خوای بگیر، ولی توروخدا
‫از ماشینم گمشو بیرون

31:01.021 --> 31:04.061
‫اگه منو با یه مشتری زیر سن قانونی
‫بگیرن، چی باید جواب پس بدم؟

31:04.941 --> 31:05.901
‫خودت نمی‌خوای؟

31:05.981 --> 31:08.461
‫فقط با رفیقام می‌زنم، نه تو.
‫از ماشینم گمشو بیرون

31:08.541 --> 31:11.141
‫مگه من یکی از رفیقات نیستم؟
‫خیلی کیوتی، خائِن

31:11.221 --> 31:13.301
‫بیا، یکمی بزن

31:13.381 --> 31:16.741
‫تف توش! سرت رو بدزد
‫سرت رو بدزد، گی تو بختم بره

31:16.821 --> 31:20.421
‫- چه غلطی می‌کنی، آلیشیا؟
‫- دارم قایم میشم دیگه

31:24.061 --> 31:26.621
‫- آلیشیا، بلند شو
‫- چیکار می‌کنی، خائِن؟

31:27.181 --> 31:29.901
‫هی، آرماندو، ببخشید.
‫می‌خواستم برگردم سرکار

31:29.981 --> 31:31.821
‫- می‌خواستم که...
‫- خیلی‌خب، خداحافظ

31:32.341 --> 31:34.941
‫- باشه، خداحافظ
‫- موفق باشی، عزیزم، بعدا می‌بینمت

31:36.941 --> 31:39.261
‫ببخشید، آرماندو، داشتم
‫ماشین رو جابه‌جا می‌کردم

31:40.901 --> 31:42.141
‫خب، پس جابه‌جاش کن

31:42.861 --> 31:44.181
‫و برگرد سرکارت

31:48.501 --> 31:51.141
‫بیاین داخل.
‫باید اینو ببینید

31:51.661 --> 31:54.381
‫- مطمئنی همینجاست؟
‫- نگاه کنید

31:57.581 --> 31:58.581
‫این منم؟

31:59.101 --> 32:00.021
‫آره

32:00.901 --> 32:03.261
‫میری اینجا، و دیگه بیرون نمیای

32:03.981 --> 32:05.741
‫هیچی از اینا رو یادم نیست

32:15.141 --> 32:16.221
‫بزنید بریم، بجنبید

32:28.501 --> 32:29.901
‫اینجا داشتن بازسازی انجام می‌دادن،

32:29.981 --> 32:32.221
‫ولی مجبور شدن برای اینکه
‫مهمونا اذیت نشن دست بِکشن

32:32.301 --> 32:33.781
‫دوباره توی سپتامبر شروع می‌کنن

32:43.381 --> 32:44.501
‫این برات آشناست، هلنا؟

32:44.581 --> 32:46.581
‫نه، راستش نیست

32:48.501 --> 32:51.341
‫خب، پس چیز دیگه‌ای اینجا نیست، بریم

32:51.861 --> 32:52.821
‫اینجا چطور؟

33:23.501 --> 33:25.061
‫اینجا دیگه کجاست؟

33:26.101 --> 33:27.861
‫شبیه خونه‌ی ارواح می‌مونه

33:27.941 --> 33:29.501
‫اینجا مهمونی‌های موضوعی هم می‌گیرید؟ یا...

33:29.581 --> 33:31.501
‫قرار نیست این اتاق رو بازسازی کنن

33:31.581 --> 33:34.261
‫زیادی نزدیک دریچه‌ها و فن‌های کولره

33:36.781 --> 33:39.581
‫و خبر داریم کی کدوم
‫آدم شجاعی آخرین بار اینجا خوابیده؟

33:39.661 --> 33:41.181
‫حتما باید یه جایی ثبت شده باشه

33:41.261 --> 33:43.021
‫خب، من تا حالا ندیدم کسی بیاد اینجا

33:43.741 --> 33:46.381
‫هی، رفقا. یکی اینجا رو تمیز کرده

33:47.141 --> 33:48.141
‫این با عقل جور درنمیاد

33:50.901 --> 33:53.781
‫توی فیلم‌های دوربین‌ها
‫که کسی نیومد اینجا

33:53.861 --> 33:56.501
‫راه دیگه‌ای برای ورود به اینجا هست؟

33:57.341 --> 33:58.741
‫مشکل نداره، من بهتون نشون میدم

33:58.821 --> 34:00.541
‫ساعت 1 شب توی پاتوق همیشگی
‫می‌بینمتون

34:00.621 --> 34:02.061
‫باید یه چیزی رو چک کنم

34:02.901 --> 34:03.901
‫سلیا

34:04.421 --> 34:06.901
‫سلیا. سلیا، صبر کن

34:06.981 --> 34:07.981
‫همه‌چی ردیفه؟

34:08.501 --> 34:09.901
‫اگه می‌خوای، باهات بیام

34:10.421 --> 34:13.381
‫نه. نه. همینجا پیش هلنا بمون
‫تا تنها نباشه

34:14.021 --> 34:15.141
‫مطمئنی؟

34:36.781 --> 34:38.941
‫بذارید چک کنم.
‫الان برمی‌گردم

34:41.861 --> 34:43.101
‫عصر بخیر، سلیا

34:44.701 --> 34:45.821
‫آره، بیدارم

34:45.901 --> 34:47.301
‫آره، بابا. عالیم

34:47.381 --> 34:48.741
‫آره، جدی میگم

34:48.821 --> 34:51.861
‫« پس کجا موندی؟ »
‫« دوست ندارم منتظر بمونم »

34:51.941 --> 34:53.781
‫آره، حتما، نه، الان توی اتاقمم

34:54.461 --> 34:57.901
‫آره. ماکا خوابیده.
‫خیلی‌خب، دوستت دارم، فعلا

35:09.301 --> 35:10.181
‫کسی هست؟

35:12.021 --> 35:13.261
‫کسی هست؟

35:28.261 --> 35:29.141
‫کی اونجاست؟

35:43.461 --> 35:45.461
‫هیس

35:49.501 --> 35:51.981
‫می‌دونی که، ممنوعه این موقع شب بیای اینجا

35:52.061 --> 35:53.101
‫دختر بدی هستی

35:57.421 --> 35:59.141
‫حیف شد که تویی

35:59.221 --> 36:01.861
‫خیلی حشری شده بودم

36:45.101 --> 36:46.221
‫بجنب!

36:49.701 --> 36:52.181
‫بجنب، گوشی رو بردار!
‫توروخدا، گوشی رو بردار

36:56.061 --> 36:58.701
‫دنی؟ دنی، منم!
‫میشه لطفا جواب بدی؟

36:58.781 --> 37:00.221
‫من یه چیزی پیدا کردم... نه

37:09.141 --> 37:10.181
‫سلیاست

37:12.661 --> 37:13.821
‫چی شده؟

37:15.421 --> 37:16.541
‫چی گفت؟ دنی؟

37:16.621 --> 37:18.661
‫خونه‌ی سلیا کجاست؟

37:18.741 --> 37:21.501
‫- چرا، چی شده؟
‫- خونه‌ی سلیا کجاست هلنا، بگو

37:26.261 --> 37:27.341
‫دنی، از اینور

37:30.701 --> 37:32.381
‫سلیا! سلیا!

37:32.461 --> 37:34.181
‫- سلیا!
‫- سلیا!

37:34.261 --> 37:36.461
‫هی! چی شده؟ کجا میری؟

37:36.541 --> 37:39.341
‫- سلیا!
‫- چی شده؟ چه خبر شده؟

37:39.421 --> 37:41.381
‫کجاست؟ سلیا کجاست؟

37:42.621 --> 37:43.981
‫مگه پیش شما نبود؟

37:48.061 --> 37:50.581
‫دنی.
‫اونا دنبالمن، نه، نه!

38:07.901 --> 38:10.181
‫یه زلزله می‌تونه همه‌چی رو تغییر بده

38:10.261 --> 38:11.501
‫« نوار پلیس - لطفا عبور نکنید »

38:11.541 --> 38:14.541
‫دریافت شد. یه هلیکوپتر داره
‫خط ساحلی رو بررسی می‌کنه. فعلا چیزی دستگیرمون نشده

38:16.141 --> 38:17.821
‫می‌تونه هرچیزی رو ببلعه

38:20.141 --> 38:21.461
‫ساحل از کدوم طرفه؟

38:21.541 --> 38:22.781
‫از اینور. با من بیاید

38:22.861 --> 38:24.581
‫زیباترین چیزها در جهان

38:24.661 --> 38:26.101
‫ممکنه آخرش زیر خاک دفن بشن

38:31.101 --> 38:32.141
‫ببخشید

38:32.861 --> 38:34.861
‫ولی رازهامون هم همینطور

38:35.981 --> 38:37.741
‫تموم ننگِ ما

38:40.261 --> 38:43.741
‫هرچیزی که می‌تونه اون تصور ذهنی‌ای
‫که از خودمون ساختیم رو نابود کنه...

38:45.421 --> 38:47.501
‫ممکنه تا آخر مخفی بمونه

38:52.621 --> 38:55.461
‫ولی قضیه اینه، همیشه سرنخ‌هایی
‫وجود داره

38:58.381 --> 38:59.941
‫ردپاها روی شِن

39:02.661 --> 39:04.661
‫سنگ‌هایی که نباید جایی که الان
‫هستن می‌بودن

39:07.621 --> 39:10.901
‫یه چیز عجیب که با گذشت زمان، دوباره
‫سرو کله‌‌اش پیدا میشه

39:14.261 --> 39:16.701
‫شاید ما فقط باید یکمی صبور باشیم

39:17.741 --> 39:19.261
‫و اطمینان داشته باشیم
‫که دیر یا زود

39:20.261 --> 39:22.021
‫یه نفر شروع به کشف حقیقت می‌کنه

39:23.181 --> 39:24.621
‫کمک!

39:24.701 --> 39:27.821
‫لطفا، کمکم کنید!

39:27.901 --> 39:28.941
‫توروخدا!

39:30.621 --> 39:33.141
‫تا اینکه حقیقت برملا بشه

39:34.701 --> 39:37.101
‫و بیشتر از همیشه بدرخشه

39:39.021 --> 39:43.021
« Fx مترجم : ابوالفضل »

39:43.051 --> 39:48.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

39:48.051 --> 39:58.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
