WEBVTT

00:00.021 --> 00:10.021
بامابین تقدیم می‌کند
.:: Bamabin.com ::.

00:17.781 --> 00:19.541
‫بیشتر آدم‌ها نمی‌دونن که

00:20.781 --> 00:23.901
‫هر روزه چندین نفر
‫آدم ناپدید میشن

00:24.941 --> 00:27.181
‫اونا بدون هیچ سرنخی از خودشون
‫یکدفعه‌ای غیب‌شون می‌زنه

00:27.821 --> 00:30.901
‫کمک!

00:39.821 --> 00:42.941
‫ولی حقیقت اینه،
‫بیشتر پرونده‌ها حل میشن

00:43.021 --> 00:45.581
‫موقعی حل میشن که دیگه
‫خیلی دیر شده، و اونا دیگه به خونه برنمی‌گردن

00:47.221 --> 00:49.301
‫شاید اگه خودمون رو به
‫ندیدن بزنیم آسون‌تر باشه

00:50.821 --> 00:54.661
‫ولی بعضی اوقات، کسایی که اینجا نیستن
‫همونایین که بیشتر بهشون فکر می‌کنیم

00:57.861 --> 00:59.581
‫توی تابستون سلیا غیبش زد،

01:00.221 --> 01:02.701
‫هلنا و من نمی‌تونستیم
‫فکرش رو از سرمون بیرون کنیم

01:02.725 --> 01:07.725
« Fx مترجم : ابوالفضل »
.:: @PunsiferPv ::.

01:08.701 --> 01:09.901
‫ساکت!

01:10.821 --> 01:12.141
‫ساکت بشید، لطفا

01:13.541 --> 01:16.301
‫خیلی‌خب. از همه‌تون ممنونم که اومدید

01:18.581 --> 01:20.301
‫ما به خاطر این ازتون
‫خواستیم اینجا جمع بشید

01:20.381 --> 01:22.781
‫چون شبِ پیش یه نفر توی
‫اقامتگاه ناپدید شد

01:25.381 --> 01:29.981
‫از شواهدی که بدست آوردیم
‫معلوم شده که ناپدید شدن غیرعمدی،،

01:30.061 --> 01:31.701
‫و حتی با زور و خشم بوده

01:32.541 --> 01:36.061
‫- لطفا، آروم باشید، آروم باشید
‫- چه خبر شده؟

01:36.141 --> 01:38.741
‫- بسه، بسه، همگی بسه!
‫- وای خدایا. جدی میگی؟

01:38.821 --> 01:39.661
‫گوش کنید!

01:40.621 --> 01:42.661
‫- بازرس
‫- مرسی، گینس

01:42.741 --> 01:44.181
‫ما دوربین‌های مداربسته رو چک کردیم

01:44.261 --> 01:46.741
‫و همچنین رد گوشیش رو هم زدیم

01:46.821 --> 01:49.461
‫و می‌دونیم که سلیا
‫هنوز توی اقامتگاهه

01:50.381 --> 01:52.861
‫بنابراین، تا چند ساعت آینده،

01:52.941 --> 01:56.461
‫به کسی اجازه‌ی ورود به اقامتگاه
‫یا خروج از اقامتگاه داده نمی‌شه

01:56.541 --> 01:58.621
‫تا اون موقع، برگردید به اتاقاتون

01:58.701 --> 02:00.981
‫و منتظر بمونید تا برای
‫بازجویی صداتون بزنیم

02:02.261 --> 02:03.861
‫از مشارکتتون ممنونم

02:09.341 --> 02:12.261
‫باید باهم حرف بزنیم.
‫توی باشگاه می‌بینمت، باشه؟

02:14.181 --> 02:17.181
‫بچه جون. می‌خوایم ازت چندتا سوال بپرسیم

02:18.861 --> 02:20.341
‫می‌خوای با من حرف بزنی؟

02:20.421 --> 02:21.421
‫مشکلی پیش اومده؟

02:21.501 --> 02:24.061
‫- من وکیلم، دوست دارم پیشش باشم
‫- دنبالم بیاید

02:32.941 --> 02:33.861
‫هلنا

02:33.941 --> 02:35.861
‫جلسه با لوئیس توی آشپزخونه. همین الان

02:36.821 --> 02:37.701
‫ماکارِنا

02:44.541 --> 02:46.541
‫لطفا، همه حواس‌ها اینجا باشه

02:46.621 --> 02:49.141
‫می‌خوایم یه چیزی بهتون بگیم.
‫ممنونم

02:49.221 --> 02:50.701
‫دست نگه دارید، لطفا

02:50.781 --> 02:51.981
‫ممنون. خیلی‌خب

02:53.301 --> 02:54.181
‫ممنونم

02:55.141 --> 02:58.061
‫همونطور که می‌دونید، نیروهای پلیس
‫بازجویی‌شون رو شروع کردن

02:58.141 --> 03:00.381
‫و از همه‌ی شما می‌خوام،
‫تا حد امکان،

03:00.461 --> 03:02.341
‫باهاشون همکاری لازم رو داشته باشید، باشه؟

03:02.421 --> 03:06.861
‫می‌خواستم بدونم آیا واقعا سلیا
‫هنوز اینجاست یا نه، چون اونا میگن هست...

03:06.941 --> 03:08.501
‫پس شاید بهتر باشه دنبالش بگردیم

03:08.581 --> 03:11.941
‫هلنا، هیچکسی بیشتر از من
‫دلش نمی‌خواد سلیا رو پیدا کنه، خودتم می‌دونی

03:12.581 --> 03:15.701
‫ولی من نمی‌تونم ریسک کس
‫دیگه‌ای رو بکنم، فهمیدی؟

03:16.861 --> 03:20.221
‫بازم تکرار می‌کنم، بذارید نیروهای پلیس
‫کارشون رو بُکُنن، به همین سادگی

03:20.301 --> 03:23.181
‫همونطور که شاید
‫انتظارش رو داشته باشید، تفریحات بیرون دیگه کنسله

03:23.261 --> 03:26.101
‫بیشتر مهمون‌هامون
‫تصمیم گرفتن توی اتاق‌هاشون بمونن

03:26.181 --> 03:28.701
‫و من مجبورم از چند نفرتون
‫بخوام که

03:28.781 --> 03:31.181
‫علاوه بر کارهای عادی‌تون،
‫به چیزهای دیگه هم رسیدگی کنید

03:31.261 --> 03:33.221
‫ردیفه؟ برو که رفتیم

03:37.901 --> 03:38.741
‫مرسی، دنیل

03:38.821 --> 03:39.741
‫می‌تونم برم؟

03:40.341 --> 03:41.621
‫عجله‌ات برای چیه؟

03:41.701 --> 03:44.821
‫نمی‌دونم. یه چند ثانیه صبر کن
‫شاید یه چیزی یادت رفته باشه

03:44.901 --> 03:46.981
‫درک نمی‌کنم واقعا
‫انتظار داری چی بهت بگم

03:47.061 --> 03:47.981
‫هیچی

03:48.501 --> 03:49.341
‫هیچی

03:49.421 --> 03:51.221
‫فقط بعضی اوقات چیزهایی که...

03:51.301 --> 03:54.261
‫اولش به نظر مهم نیستن
‫کلید رسیدن به همه‌چی‌ان

03:54.341 --> 03:56.981
‫می‌دونید چیه؟ به جای اینکه به من
‫اتهام اون کاری که فکر می‌کنید کردم رو بزنید،

03:57.061 --> 03:59.541
‫باید بررسی کنید ببینید
‫چه اتفاقی برای هلنا افتاده

03:59.621 --> 04:02.341
‫- هلنا؟
‫- چیه؟ مگه خبر نداری؟

04:02.421 --> 04:05.021
‫از همکارت بپرس، مطمئنم خیلی
‫خوشحال میشه جریانش رو بهت بگه

04:09.821 --> 04:11.061
‫این گزارششه

04:12.181 --> 04:15.341
‫فکر کردم یه بچه‌ایه
‫که فقط یکمی زیاد مواد زده، البته الانم همین فکر رو می‌کنم

04:15.421 --> 04:18.021
‫هنوز این فکر رو می‌کنی؟
‫یعنی چی، یعنی هلنا مقصره؟

04:18.101 --> 04:20.621
‫- چه اتفاقی افتاده؟
‫- هیچی مامان، بعدا بهت میگم

04:20.701 --> 04:22.621
‫تف توش، باورم نمی‌شه، میشه برم؟

04:24.101 --> 04:25.061
‫برای امروز کافیه

04:25.141 --> 04:27.541
‫- عالیه، خیلی ممنون
‫- بیا بریم

04:29.781 --> 04:30.661
‫دنی

04:33.181 --> 04:34.381
‫دنی، آروم باش

04:36.301 --> 04:37.781
‫- تف توش واقعا
‫- دنی

04:37.861 --> 04:40.261
‫نمی‌تونم آروم باشم، مامان، باشه؟
‫نمی‌تونم این یارو رو تحمل کنم

04:40.341 --> 04:42.701
‫- هی، باید آروم باشی
‫- قضیه تو نیستی

04:44.021 --> 04:46.581
‫- خیلی ببخشید
‫- می‌دونی که می‌تونی همه‌چیز رو بهم بگی

04:46.661 --> 04:49.101
‫می‌دونم.
‫چیزی نیست. من هیچ ربطی به این قضیه ندارم

04:49.621 --> 04:52.981
‫می‌دونم، ولی نگرانم کردی
‫میشه بگی چه اتفاقی برایــ...

04:53.061 --> 04:55.661
‫توروخدا، برو طبقه‌ی بالا.
‫منم زودی میام

04:56.181 --> 04:59.461
‫خب، مطمئنم هرچیزی که بهشون گفتی
‫کمک‌شون می‌کنه تا سلیا رو پیداش کنن

04:59.541 --> 05:01.941
‫- باشه؟ خودت می‌بینی
‫- باشه

05:04.541 --> 05:05.461
‫چی شد؟

05:05.541 --> 05:07.301
‫همه‌چی رو بهشون گفتم، ولی مهم نیست

05:07.381 --> 05:09.261
‫تف توش. درست مثل وقتی
‫که من توی بیمارستان بودم

05:09.341 --> 05:12.581
‫آره. ولی نمی‌دونم چرا اینقدر سگ اینجا هست
‫اگه ازشون استفاده‌ای نمی‌کنن

05:12.661 --> 05:14.941
‫اینجوری نمی‌شه سلیا رو پیدا کرد

05:16.781 --> 05:18.181
‫آره، قرار نیست پیداش کنن

05:18.701 --> 05:21.101
‫ما باید پیداش کنیم. بجنب

05:30.421 --> 05:33.301
‫اگه چیز دیگه‌ای نیاز داشتید، بهم بگید

05:34.621 --> 05:36.941
‫با توجه به این وضعیت، من متاسفم

05:37.021 --> 05:40.061
‫ولی نمی‌تونم توی این شرایط
‫چیزی بهت بگم

05:42.901 --> 05:46.301
‫ما تموم سعی و تلاش‌مون رو می‌کنیم
‫تا اوضاع بدون مشکل پیش بره

05:52.181 --> 05:54.661
‫این اتاق حتی توی دفتر ثبتِ هتل هم نیست

05:54.741 --> 05:57.461
‫شاید فقط سلیا ازش خبر داشته، برای همین گفت
‫از پسش برمیاد

06:01.501 --> 06:02.981
‫چرا چیزی بهمون نگفت؟

06:03.061 --> 06:04.061
‫نمی‌دونم

06:33.901 --> 06:34.781
‫دنی

06:44.781 --> 06:46.781
‫این دیروز اینجا نبود، بود؟

06:47.781 --> 06:49.941
‫اندازه‌ش رو ببین، مال سلیا اینقدر نیست

07:01.781 --> 07:04.141
‫پس یعنی یکی قبل از اینکه
‫ما بریم اینجا بوده

07:14.661 --> 07:17.541
‫تف توش! دنی، آژیر آتیش‌سوزی!
‫بیا بریم بیرون

07:17.621 --> 07:18.821
‫بجنب! بجنب، بدو بریم

07:18.901 --> 07:20.781
‫- وایسا!
‫- چی؟ نه، دنی! بجنب

07:20.861 --> 07:23.061
‫سلیا اینجا نیست! فراموشش کن! بیا بریم

07:31.941 --> 07:33.301
‫تقریبا رسیدیم

07:33.381 --> 07:35.621
‫بیا. برو داخل.
‫برو، برو، برو

07:39.101 --> 07:41.661
‫- همه‌چی مرتبه
‫- ببخشید، ببخشید

07:41.741 --> 07:42.781
‫اوضاع تحت کنترله

07:44.581 --> 07:45.581
‫منو می‌بخشید

07:52.501 --> 07:53.741
‫زیاد وقت ندارم

07:53.821 --> 07:55.501
‫با توجه به این اتفاقات
‫بهونه جور کردن

07:55.581 --> 07:56.981
‫برای زنم کار آسونی نبود

07:58.541 --> 07:59.621
‫کسی که متوجه‌ات نشد؟

07:59.701 --> 08:00.701
‫نه نشد

08:06.581 --> 08:08.941
‫سه هزار دلار میدی یا تو و شوگرددی‌ات »

08:09.021 --> 08:11.061
‫« امسال تابستون سر زبون مهمونای اقامتگاه میفتید

08:11.661 --> 08:14.141
‫- شوخیه دیگه؟
‫- به نظر که شوخی نمیاد، فلیپ

08:15.261 --> 08:16.181
‫نمی‌دونم، لئو

08:16.261 --> 08:19.621
‫آخه، شاید داشتی امروز صبح
‫پیش یکی از رفیقات پُز می‌دادی، و حالا...

08:19.701 --> 08:22.541
‫پُز چی رو بدم؟
‫اینکه با یه مرد 40 ساله تو رابطه‌ام؟

08:23.141 --> 08:24.061
‫اگه پدر و مادرم بفهمن،

08:24.141 --> 08:26.261
‫می‌فرستنم مدرسه‌ی شبانه‌روزی توی سوئیس

08:26.341 --> 08:28.341
‫اگه برات مدرکی نفرستادن، پس یعنی هیچی ندارن

08:28.421 --> 08:32.541
‫شاید من زیادی بدبین‌ام، ولی ترجیح میدم
‫پولی که می‌خواد رو بدم و قال قضیه رو بِکنم

08:33.141 --> 08:34.381
‫می‌خوای پولش رو بدی؟

08:34.981 --> 08:35.861
‫منظورت هردومونه

08:36.501 --> 08:39.501
‫نمی‌تونیم بهشون پولی بدیم، چون اگه بدیم
‫دوباره درخواست پول می‌کنن

08:39.581 --> 08:42.821
‫وقتی داری با اینجور آدم‌ها سرو کله می‌زنی،
‫بهتره که چیزی بهشون ندی

08:43.381 --> 08:48.901
‫خب، می‌تونیم از این فرصتی که دارن
‫از همه بازجویی می‌کنن استفاده کنیم،

08:50.461 --> 08:52.221
‫تا بریم و به پلیس خبر بدیم

08:58.341 --> 08:59.301
‫گوش بده

09:02.221 --> 09:04.181
‫حتما کار یکی کارگرهاست

09:04.261 --> 09:06.861
‫هرکسی که پولدار باشه
‫بیشتر از این‌ها درخواست می‌کنه،

09:06.941 --> 09:07.861
‫مگه نه؟

09:07.941 --> 09:09.621
‫- کسی رو مد نظر داری؟
‫- نه

09:09.701 --> 09:11.301
‫خب، این شد اولین قدم‌مون

09:11.821 --> 09:13.141
‫دریاب کی پُشت این قضیه‌ست

09:13.661 --> 09:14.581
‫چطور؟

09:15.181 --> 09:18.301
‫باهاش پیش برو. چرا ازشون نمی‌پرسی
‫چطور قراره رابطه‌مون رو افشا کنن؟

09:19.101 --> 09:19.941
‫باشه

09:26.781 --> 09:27.621
‫و تو چی؟

09:29.141 --> 09:30.781
‫تو چطور می‌خوای انجامش بدی؟

09:40.301 --> 09:43.541
‫خیلی‌خب، می‌تونی خاموشش کنی.
‫بوی دود هم نمیده

09:44.421 --> 09:45.661
‫هیچی نیست

09:55.421 --> 09:56.341
‫اصلا امکان نداره...

10:24.421 --> 10:25.621
‫وایسا. وایسا

10:30.581 --> 10:32.581
‫خیلی‌خب. بیا. بیا پایین

10:40.581 --> 10:41.541
‫بجنب

10:45.301 --> 10:46.621
‫- شُل شده، دنی
‫- چی شده؟

10:47.141 --> 10:48.501
‫چیکار می‌کنی، هلنا؟

10:55.421 --> 10:57.501
‫هی، مطمئنی راه خروج از اینجا رو بلدی؟

10:57.581 --> 10:58.461
‫ببین

11:02.261 --> 11:04.141
‫برو، برو، برو، بجنب، بجنب

11:25.821 --> 11:27.541
‫اونا جواهرات بودن

11:32.821 --> 11:34.581
‫- وایسا!
‫- چیکار می‌کنی؟ داره میره بیرون!

11:34.661 --> 11:36.021
‫- کیسه کجاست؟
‫- چی؟

11:36.621 --> 11:37.981
‫کیسه دستش نبود که

11:39.141 --> 11:41.741
‫کجاست؟
‫حتما توی آسانسور جا گذاشته‌ش

11:43.461 --> 11:44.621
‫- تف توش
‫- برو بریم

11:45.381 --> 11:46.541
‫از این طرف، بیا

12:00.341 --> 12:03.421
‫سلام، وای دختر بیچاره.
‫نمی‌تونم از مغزم بیرونش کنم

12:03.501 --> 12:05.101
‫باورم نمی‌شه این اتفاق
‫اینجا افتاد

12:05.181 --> 12:08.901
‫آره. توام داشتی همینجوری
‫برای خودت می‌پلکیدی. باید بیشتر حواست جمع باشه، لورا

12:09.781 --> 12:11.061
‫حوصله‌ی جر و بحث ندارم، مامان‌بزرگ

12:11.141 --> 12:12.381
‫منم ندارم

12:12.461 --> 12:16.421
‫تازه‌شم نمی‌خواستم کُل دیشب
‫رو صرف جمع کردن گندکاری‌هات بُکُنم

12:16.501 --> 12:17.621
‫نیازی نبود

12:18.141 --> 12:21.061
‫بهتره که خونواده‌ی فورت
‫بدونن مام حد و مرزی داریم، نه؟

12:21.141 --> 12:22.181
‫این هم یه نوع مذاکره‌ست

12:22.261 --> 12:23.901
‫مذاکره؟

12:23.981 --> 12:25.981
‫فورت‌ها به خاطر تو اینجا گیر افتادن

12:26.061 --> 12:27.541
‫مامان‌بزرگ، من ربطی به این قضیه ندارم

12:27.621 --> 12:29.141
‫راستی،

12:29.221 --> 12:31.461
‫وقتی هتل باز بشه، قراره باهم
‫بریم مسافرت

12:31.541 --> 12:33.821
‫باید باهاشون بریم آمریکای لاتین

12:33.901 --> 12:35.501
‫باید یه حرکت‌هایی بزنیم
‫تا نشون بدیم

12:35.581 --> 12:37.781
‫هنوز برامون مهمن

12:38.421 --> 12:39.261
‫من نمیام

12:40.301 --> 12:43.021
‫- واقعا داری زورم می‌کنی که باهات...
‫- لورا، اشتباه برداشتش نکن

12:43.821 --> 12:45.901
‫فقط می‌خوام باهاشون یکمی مهربون باشی

12:45.981 --> 12:48.941
‫به جوک‌هاشون بخندی، باهاشون
‫غذا بخوری، نوشیدنی بخوری...

12:49.461 --> 12:51.861
‫نمی‌تونیم بذاریم میراث‌مون
‫از بین بره

12:51.941 --> 12:54.501
‫و همه‌ی اینا به تو بستگی داره، عزیزم

12:56.101 --> 12:57.581
‫گوش‌ات بدهکار نیست. ولش

13:02.341 --> 13:04.581
‫- روم‌سرویس خواسته بودید؟
‫- بیا داخل

13:04.661 --> 13:06.061
‫پول رو بذار توی کیسه‌ی لباس‌شویی »

13:06.141 --> 13:08.181
‫« شماره‌ی اتاق‌ت رو بنویس و بفرستش به بخش رخت‌شویی

13:13.181 --> 13:14.261
‫باید ازت یه چیزی بپرسم

13:14.341 --> 13:16.701
‫توروخدا بگو اون چیزی که دیروز ازم گرفتی
‫رو انداختیش دور

13:16.781 --> 13:18.861
‫- آره. قابلی نداشت
‫- می‌خوای ازت تشکر کنم؟

13:18.941 --> 13:22.101
‫نیازی به تشکر ندارم.
‫فقط می‌خوام یه لطف کوچولوی دیگه برام بُکُنی

13:22.181 --> 13:24.221
‫می‌خوای یه لطفی برات بُکُنم؟

13:24.301 --> 13:26.021
‫آره، منم ازت می‌خوام یه لطفی بُکُنی

13:26.101 --> 13:28.701
‫یه قایقِ فرار. توی بندره.
‫می‌تونی برام جورش کنی؟

13:28.781 --> 13:31.941
‫کار خاصی نیست. از رخت‌شویی یه
‫کیسه برام بگیر بیار اینجا، همین

13:32.021 --> 13:34.221
‫آره. لباس‌های تمیز صبح‌ها تحویل داده میشن

13:34.301 --> 13:36.941
‫خب، این یکی رو باید عصر تحویل بدی، مگه نه؟

13:39.021 --> 13:40.501
‫حواست باشه قبل از اینکه

13:40.581 --> 13:42.701
‫همه‌چی میره توی ماشین‌لباس‌شویی
‫برش می‌داری

13:42.781 --> 13:45.661
‫باشه؟ خیلی مهمه.
‫مالِ اتاق 319 هست

13:45.741 --> 13:47.581
‫آها، پس لباس‌های خودت نیستن.
‫چه جالب

13:47.661 --> 13:48.541
‫چیزی زدی؟

13:48.621 --> 13:50.221
‫خب، اگه دوست داشته باشی
‫میرم پایین،

13:50.301 --> 13:52.661
‫با پلیس‌ها حرف می‌زنم و بهشون میگم
‫برن ماشین‌ات رو برای پیدا کردن سلیا بگردن

13:52.741 --> 13:53.621
‫اینجوری خوبه؟

13:53.701 --> 13:56.541
‫مطمئنم از چیزی که قراره
‫پیدا کنن خیلی سوپرایز میشن

13:58.021 --> 14:00.421
‫حالا که داری اونا رو می‌بری، برای منم ببر

14:01.181 --> 14:03.541
‫یادت باشه، اتاق 319

14:11.261 --> 14:13.741
‫دیگه نمی‌کِشم، بخدا نمی‌کِشم

14:15.901 --> 14:16.981
‫دختر،

14:17.061 --> 14:19.621
‫پابلو فکر می‌کنه اگه مثل یه قربانی رفتار کنه
‫همه‌چی به نفع خودش تموم میشه

14:19.701 --> 14:20.769
‫تو نظرت چیه؟

14:20.793 --> 14:24.021
‫من نظرم اینه که... پابلو
‫بهتره بره پیش یه روانشانس

14:24.101 --> 14:26.541
‫اگه دلش می‌خواد تو ببخشیش، پس حتما
‫می‌دونه باید چیکار کنه

14:26.621 --> 14:28.461
‫دقیقا. بده بیاد، بذارمش اینجا...

14:29.061 --> 14:31.181
‫بجنب دیگه.
‫این کیسه‌ی لباس‌شویی مگه نیست؟

14:31.261 --> 14:33.421
‫- آره
‫- خب پس بده دیگه، لئو

14:33.501 --> 14:35.381
‫چرا نمیری لباس‌های خودتم بیاری...

14:35.461 --> 14:36.981
‫چون من فراموش کردم

14:37.061 --> 14:38.821
‫باورم نمی‌شه. عجب کصکشــ...

14:38.901 --> 14:39.821
‫سلام

14:41.101 --> 14:43.301
‫پابلو، قرار نیست برم بخش پذیرش

14:43.381 --> 14:44.621
‫چون نمیرم خب

14:45.421 --> 14:46.901
‫آره، هنوز عصبیم!

14:56.341 --> 14:57.781
‫ام... منو می‌بخشید

14:59.101 --> 15:00.101
‫سلام

15:00.621 --> 15:02.941
‫میشه اینو برام ببرید به رخت‌شویی؟

15:03.021 --> 15:04.061
‫خیلی ممنونم

15:20.221 --> 15:22.301
‫انگاری امروز
‫کسی حوصله نداره، نه؟

15:22.821 --> 15:26.381
‫- همینجاست، یکمی بالاتره
‫- باشه، بجنب

15:32.101 --> 15:33.141
‫بذار ببینم

15:39.701 --> 15:40.901
‫این دیگه چه گوهیه؟

15:43.101 --> 15:45.861
‫پشمام، چطوری باید مسئول بخش تعمیرات بشم؟

15:49.141 --> 15:50.101
‫سلام عرض شد

16:05.701 --> 16:07.341
‫می‌دونی داشتم به چی فکر می‌کردم؟

16:07.981 --> 16:10.141
‫اینکه توی اون یونیفرم چه شکلی به نظر میای

16:13.621 --> 16:14.901
‫چی می‌خوای، سوفیا؟

16:15.661 --> 16:17.741
‫هیچی... فعلا که چیزی بهم ندادی

16:17.821 --> 16:19.221
‫اون اتفاق رو فراموشش کن

16:19.301 --> 16:21.021
‫من حافظه‌ی خیلی خوبی دارم، پابلو

16:22.061 --> 16:25.861
‫پس، اگه می‌خوای چیزی رو فراموش کنم، باید
‫خودت بهم کمک کنی

16:25.941 --> 16:27.261
‫اگه اینجای من رو ببوسی،

16:27.981 --> 16:29.981
‫بیخیال اون کاری که تا الان
‫داشتم می‌کردم میشم

16:30.621 --> 16:32.261
‫ولی اگه اینجای من رو ببوسی،

16:34.021 --> 16:36.421
‫یادم میره صبحونه چی خوردم

16:37.021 --> 16:41.701
‫پس، برای اینکه من دیشب
‫رو فراموش کنم و به پلیس دروغ بگم

16:41.781 --> 16:43.301
‫خب، خودت می‌تونی حدس بزنی
‫باید چیکار کنی

16:53.701 --> 16:54.581
‫ماکا

16:55.221 --> 16:57.421
‫الان نه، پابلو

16:57.501 --> 16:59.981
‫- وایسا. کجا داری میری؟
‫- اَه

17:00.061 --> 17:03.541
‫گوش بده، من متاسفم، حق با تو بود.
‫نباید به حرف اون دختره گوش می‌دادم

17:03.621 --> 17:06.661
‫- ولی نمی‌تونی از من عصبی باشی که
‫- پس بهونه دستم نده

17:07.741 --> 17:09.981
‫ماکا، بیخیال.
‫با همه‌ی این اتفاقایی که داره میفته آخه؟

17:10.061 --> 17:12.741
‫خودت خوب می‌دونی اگه تو گُم می‌شدی
‫این اقامتگاه رو از وسط لاش می‌دادم تا پیدات کنم

17:12.821 --> 17:15.301
‫- شوخی که نمی‌کنی؟
‫- روانی می‌شدم

17:15.381 --> 17:17.221
‫روان می‌شدی؟ خدایی؟
‫چطوری مثلا؟

17:17.301 --> 17:19.701
‫- وحشی می‌شدم. خوابم نمی‌برد
‫- وحشی، آره؟

17:21.821 --> 17:22.661
‫بهتره اینا رو جدی گفته باشی

17:22.741 --> 17:25.861
‫دیگه نمی‌خوام ببینم
‫دورو ور اون می‌پلکی، شوخی هم ندارم

17:25.941 --> 17:26.981
‫باشه، حله

17:30.381 --> 17:31.341
‫بجنب

17:33.021 --> 17:35.421
‫تف توش. فکر می‌کنی پیداش می‌کنن یا نه؟

17:36.061 --> 17:37.421
‫احتمالا. ولی نمی‌دونم

17:37.501 --> 17:40.141
‫ولی فعلا، چرا نریم یکمی خوش بگذرونیم؟

17:41.021 --> 17:41.901
‫بگو ببینم

17:42.541 --> 17:43.581
‫مثلا چیکار کنیم؟

17:44.741 --> 17:46.341
‫- مهمونی بگیریم؟
‫- آها

17:46.421 --> 17:48.781
‫- مهمونی بگیریم؟ فکر نکنم
‫- آره

17:49.861 --> 17:52.141
‫ببین، می‌تونیم خودمون رو اینجا
‫زندونی کنیم،

17:52.221 --> 17:54.901
‫یا می‌تونیم بریم
‫واقعا خوش بگذرونیم ماکا، نظرت چیه؟

17:54.981 --> 17:56.421
‫حقمونه یکمی خوش بگذرونیم

17:57.701 --> 17:58.861
‫همیشه همینو میگی

18:06.901 --> 18:08.021
‫هی، وایسا ببینم

18:08.101 --> 18:10.661
‫اتاق 319 زنگ زد گفت اونا رو نمی‌خواد بشوری

18:11.181 --> 18:12.141
‫- چرا خب؟
‫- چی؟

18:12.661 --> 18:13.701
‫نگفتن چرا؟

18:13.781 --> 18:16.141
‫انگاری اشتباه کرده. کی ‌می‌دونه

18:16.221 --> 18:18.661
‫لباس‌هاش حتما خیلی حساسی
‫چیزی‌ان. نمی‌دونم

18:18.741 --> 18:21.021
‫آخه می‌دونی اینجور آدما همیشه...

18:21.981 --> 18:23.501
‫می‌دونی منظورم چیه دیگه؟

18:23.581 --> 18:25.581
‫آها، پیداش کردم، مرسی ازت

18:40.661 --> 18:41.501
‫الو؟

18:42.661 --> 18:44.181
‫- خوشت میاد؟
‫- آره، خوبه

18:44.261 --> 18:45.941
‫خیلی‌خب. عالیه

18:47.941 --> 18:50.141
‫باید یه زنگی بزنم.
‫الان برمی‌گردم

18:52.461 --> 18:54.421
‫- مراقب مامانت باش
‫- خداحافظ

19:04.341 --> 19:05.421
‫عصر بخیر

19:09.261 --> 19:11.821
‫داری دله‌بازی درمیاری، آره؟
‫می‌خوای پول مُفت به جیب بزنی؟

19:11.901 --> 19:13.461
‫نمی‌دونم داری چی میگی

19:13.541 --> 19:15.421
‫فکر می‌کنی می‌تونی همینجوری
‫ازم اخاذی کنی و در بری؟

19:15.501 --> 19:17.861
‫- بخدا نمی‌دونم داری چی میگی
‫- نمی‌دونی آره؟

19:20.581 --> 19:22.101
‫مشکل شماها همینه

19:22.181 --> 19:24.741
‫فکر می‌کنید از جیب ماهایی که
‫داریم دنیا رو می‌چرخونیم می‌تونید دزدی کنید

19:24.821 --> 19:27.061
‫محل تولدت رو نمی‌تونی انتخاب کنی، ولی گوش بده

19:27.141 --> 19:28.781
‫جایی که من ازش میام، احترام
‫با مذاکره به دست نمیاد

19:28.861 --> 19:30.501
‫داری برای من وراجی می‌کنی؟ آره؟

19:30.581 --> 19:33.381
‫نه. ولی اگه پول رو دادی، این یعنی
‫ریدی تو خودت

19:35.501 --> 19:38.661
‫ولی نیازی نیست نگران من باشی، من دهنم
‫چفت و بست داره

19:39.581 --> 19:42.381
‫البته تا زمانی که دیگه کاری به کارم نداشته باشی

19:52.621 --> 19:55.541
‫سمت جنوبی اقامتگاه امنه. تمام

20:02.341 --> 20:04.981
‫آرماندو اساسا توی
‫اتاق تعمیرات زندگی می‌کنه

20:05.061 --> 20:06.901
‫حتما یه چیزی اونجا هست

20:06.981 --> 20:08.861
‫واقعا نمی‌فهمم
‫چطور هنوز پیداش نکردیم

20:08.941 --> 20:11.021
‫ناسلامتی توی هتله

20:11.101 --> 20:12.901
‫هرچی زمان بگذره، بدتر میشه

20:12.981 --> 20:15.181
‫فکر نکنم ما رو دیده باشن، بیا از اینور

20:15.261 --> 20:17.021
‫باورم نمی‌شه

20:17.101 --> 20:19.581
‫به خشکی شانس.
‫یه داشتیم حال می‌کردیم‌ها

20:19.661 --> 20:20.941
‫یه روز نمی‌تونید صبر کنید؟

20:21.021 --> 20:23.461
‫اگه می‌خوای، می‌تونی باهامون بیای.
‫یه پیشخدمت لازم داریم

20:23.541 --> 20:24.661
‫بگو خواهرت بیاد

20:24.741 --> 20:26.741
‫دیگه نبینم اینجوری درمورد خواهرم حرف بزنی

20:26.821 --> 20:28.101
‫باشه، رفقا، بسه دیگه

20:28.181 --> 20:29.981
‫یا باید بریم، یا گیر میفتیم

20:30.061 --> 20:32.021
‫هی، بهتره مواظب خودت باشی، مردم دارن ناپدید میشن

20:32.101 --> 20:34.381
‫حرف دهنتو بفهم، کسکشِ اوبی

20:34.461 --> 20:36.341
‫گوش کن. مام دلمون می‌خواد
‫سلیا پیدا بشه، فهمیدی؟

20:36.421 --> 20:38.621
‫ولی موندن توی اتاقامون
‫به هیچکی کمک نمی‌کنه

20:43.101 --> 20:43.941
‫ردیفی؟

20:44.621 --> 20:46.181
‫- آره
‫- مطمئنی؟

20:47.021 --> 20:47.861
‫بیا داخل

20:50.661 --> 20:54.501
‫خب، اگه داری خوب میری،
‫شاید این نیازت نشه

20:55.821 --> 20:57.901
‫برات یک سری بک‌آپ آوردم

20:58.661 --> 21:01.541
‫می‌دونم، می‌دونم، قضیه
‫عشق و عاشقونه‌بازی یکمی خزه،

21:01.621 --> 21:05.221
‫ولی اینو از یکی از پکیج‌های
‫شامِ رُمانتیک گرفتم، پس...

21:06.621 --> 21:07.621
‫مرسی

21:26.901 --> 21:29.261
‫- لورا؟
‫- یه لحظه صبر کن، مامان‌بزرگ

21:32.701 --> 21:35.061
‫یه گزارشی از صادرات به دستم رسید

21:35.141 --> 21:37.301
‫می‌خوام تا فردا
‫صبح بررسیش کنی

21:37.901 --> 21:40.221
‫- چیزی می‌خوای؟ ویسکی‌ای چیزی؟
‫- نه، نه، نه

21:40.301 --> 21:41.781
‫نه، مرسی

21:44.381 --> 21:47.741
‫می‌خواستم برم بخوابم‌ها، ولی نمی‌تونم
‫قرص‌هام رو پیدا کنم

21:47.821 --> 21:50.421
‫- من می‌دونم کجان. برات میارم‌شون
‫- عه

21:50.501 --> 21:51.541
‫مرسی، لورا

22:06.061 --> 22:08.501
‫- امشب میای مهمونی؟
‫- چی؟

22:09.741 --> 22:10.861
‫- ساکت باش
‫- من فقط...

22:11.381 --> 22:12.341
‫نمی‌دونم اگه...

22:12.421 --> 22:13.421
‫نگرانش نباش

22:13.501 --> 22:15.461
‫چیزی نیست، من قرص‌ها رو می‌برم براش

22:15.541 --> 22:17.781
‫- بعدش می‌تونی دَر بری
‫- حله

22:24.381 --> 22:27.141
‫بجنب، دنی. دیگه رسیدیم

22:30.021 --> 22:30.861
‫چی شده؟

22:31.381 --> 22:35.221
‫هلنا، پابلو درسته احمقه، ولی راست میگه.
‫اگه من گیر بیفتم، فقط سرم داد می‌زنن

22:35.301 --> 22:36.821
‫ولی اگه تو گیر بیفتی...

22:36.901 --> 22:40.261
‫من دوستم برام از این شغل
‫تخمی باارزش‌تره، فهمیدی؟

22:41.501 --> 22:42.501
‫گرفتم

23:05.661 --> 23:06.581
‫ببخشید

23:30.381 --> 23:32.581
‫- هلنا، نمی‌دونم اگه...
‫- دنی، توروخدا آروم باش

23:32.661 --> 23:34.701
‫- آرماندو فقط میاد اینجا
‫- مطمئنی؟

23:34.781 --> 23:37.061
‫آره، مطمئنم، بیا اینجاست

23:38.301 --> 23:40.501
‫قفله؟ قفله، تف توش

23:51.061 --> 23:52.461
‫کمکی از دستم برمیاد؟

23:56.621 --> 23:57.621
‫برو داخل

24:09.421 --> 24:11.261
‫میشه توضیح بدید
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

24:11.341 --> 24:13.941
‫سلیا فهمیده بود داری
‫جواهرات رو می‌دزدی

24:14.461 --> 24:16.301
‫آره؟ برای همین دزدیدیش؟

24:16.381 --> 24:18.181
‫من هیچ دستی توی
‫دزدیده شدن سلیا ندارم

24:18.261 --> 24:19.621
‫بهمون بگو کجاست

24:26.261 --> 24:28.021
‫چرا این تو رو نمی‌گردید؟

24:29.341 --> 24:30.741
‫وسایل گُم شده و پیدا شده

24:33.021 --> 24:35.701
‫وقتی مهمون‌ها دنبال جواهراتی
‫که گُم کردن نمیان،

24:35.781 --> 24:37.501
‫من می‌گیرم اونا رو می‌فروشم
‫تا یه پولی به جیب بزنم

24:42.621 --> 24:43.941
‫اینا مالِ سلیاست، درسته؟

24:47.181 --> 24:48.541
‫دیروز این رو زده بود

24:49.981 --> 24:51.341
‫از کجا پیداش کردی؟

24:51.421 --> 24:53.901
‫امروز صبح، قبل از اینکه این بل بَشو‌ها
‫شروع بشه. کنار استخر پیداش کردم

24:53.981 --> 24:56.101
‫بعد به خودت زحمت ندادی چیزی بگی؟

24:56.181 --> 24:57.221
‫می‌دونی...

24:58.261 --> 25:00.981
‫پلیس همیشه یه راهی داره تا...

25:01.061 --> 25:03.941
‫به آدمی که یه مدتی
‫رو زندان بوده مشکوک بشه

25:09.461 --> 25:11.861
‫کُل روز رو داشتم باهاش کلنجار می‌رفتم

25:16.581 --> 25:18.781
‫اگه فکر می‌کنید اتهام زدن به من
‫به پیدا کردن سلیا کمک می‌کنه،

25:18.861 --> 25:20.021
‫پس هرگوهی می‌خواید بخورید

25:20.861 --> 25:23.701
‫ولی باید بدونید
‫من هیچ دستی توی این قضیه ندارم

25:30.621 --> 25:31.661
‫قهرمانِ من

25:31.741 --> 25:34.741
‫قهرمان؟ بیشتر شبیه جنده‌هام.
‫خیلی‌خب. میشه بگی اینا برای چیه، آلیشیا؟

25:34.821 --> 25:37.581
‫آروم باش، رفیق.
‫فکر نکنم دلت بخواد بدونی

25:37.661 --> 25:39.861
‫- کیسه رو گرفتی؟
‫- آره، گرفتمش

25:42.541 --> 25:45.301
‫ولی یکی از مهمون‌ها هم تهدیدم کرد.
‫میشه بگی چرا؟

25:46.741 --> 25:48.221
‫من رو که لو ندادی؟

25:49.021 --> 25:51.061
‫هرچی بخوای می‌تونی بهم بگی، ولی دیگه
‫بهم نگو خبرچین

25:51.141 --> 25:53.141
‫حالا بهم بگو قضیه چیه

25:53.221 --> 25:55.901
‫خب، اون یارو با لئو رابطه داره، فهمیدی؟

25:56.781 --> 25:57.901
‫لئو؟

25:57.981 --> 26:00.181
‫چی میگی، آلیشیا؟
‫اون یارو سن بابای لئو رو داره

26:00.261 --> 26:03.101
‫نمی‌دونم بهت توی مدرسه
‫یاد دادن بشمری یا نه،

26:03.181 --> 26:05.821
‫ولی بعضی‌هاش نیست

26:05.901 --> 26:08.261
‫جالبه. چون خیلی خوبم بهمون
‫یاد دادن بشماریم،

26:08.341 --> 26:10.901
‫چون سه هزار تقسیم بر دو میشه...

26:11.701 --> 26:13.141
‫دیوونه شدی؟

26:13.221 --> 26:15.741
‫نگران نباش. می‌تونم برم بهشون
‫بگم کی من رو فرستاده تا این کیسه رو بگیرم

26:15.821 --> 26:17.301
‫و بعد قال قضیه رو بِکنم

26:17.821 --> 26:18.981
‫باشه. پس بیا این کار رو کنیم

26:19.061 --> 26:21.581
‫پول‌ها برای خودت، ولی باید اون چیزی
‫که واقعا می‌خوام رو بدی

26:22.181 --> 26:24.461
‫نه، آلیشیا، ولم کن دیگه

26:26.941 --> 26:28.901
‫چی؟ چیکار می‌کنی، آلیشیا؟
‫ولم کن

26:28.981 --> 26:31.141
‫- چقدر می‌خوای؟
‫- ازت می‌خوام ولم کنی

26:31.221 --> 26:33.381
‫من چی؟ من رو می‌خوای؟

26:33.461 --> 26:35.021
‫چی داری میگی؟

26:35.101 --> 26:36.741
‫- خیلی واضح دارم حرف می‌زنم
‫- چیه؟

26:37.381 --> 26:40.021
‫- اینکه هنوز درگیری اکستی؟
‫- تو هیچی نمی‌دونی

26:40.101 --> 26:43.421
‫اون تو رو به چپشم نمی‌گیره.
‫بجنب، یه عدد بهم بده

26:43.501 --> 26:44.545
‫یکمی استراحت کن، باشه؟

26:44.569 --> 26:47.101
‫اینقدر بچه مثبت‌بازی
‫درنیار. می‌دونم دلت پیشِ منه

26:47.981 --> 26:48.821
‫دیوونه‌ای بخدا

26:53.581 --> 26:54.461
‫باشه

26:55.021 --> 26:55.861
‫صدتا؟

26:56.981 --> 26:57.901
‫دویست‌تا؟

26:58.781 --> 27:00.061
‫سیصد‌تا؟

27:00.141 --> 27:01.261
‫شیشصد‌تا؟

27:03.621 --> 27:04.821
‫چیه؟

27:04.901 --> 27:06.941
‫هزارتا می‌خوای، کسکش کونی؟

27:07.021 --> 27:08.141
‫باشه، بگیر همه‌ش برای خودت!

27:09.741 --> 27:10.701
‫به چپمم نیست

27:11.221 --> 27:12.781
‫به نظرم یکمی کمک لازم داری، آلیشیا

27:12.861 --> 27:14.181
‫منم ازت می‌خوام کمکم کنی!

27:14.261 --> 27:16.781
‫تو چیزی که می‌خوام رو داری،
‫پس کمکم کن

27:33.501 --> 27:35.701
‫کمکم کن

27:36.461 --> 27:37.581
‫توروخدا، کمکم کن

27:38.141 --> 27:41.181
‫- دارم همین کار رو می‌کنم
‫- نه، نه، نه، نه، ازت خواهش می‌کنم

27:41.261 --> 27:42.901
‫- بذار برم
‫- من فقط... توروخدا

27:42.981 --> 27:44.581
‫از یکی کمک بگیر. انگاری واقعا بهش نیاز داری

27:48.541 --> 27:50.661
‫پیامت روشن و واضح بهش رسید

27:51.421 --> 27:53.421
‫حاضر بودم پول بدم تا اون
‫صحنه رو نگاه کنم

28:01.181 --> 28:02.021
‫لئو

28:02.701 --> 28:03.541
‫بله؟

28:04.061 --> 28:06.581
‫باید یکمی آروم‌تر پیش بریم، باشه؟

28:07.101 --> 28:07.941
‫چرا؟

28:08.701 --> 28:11.501
‫فکر می‌کردم یکمی خطر حالت رو جا میاره

28:12.741 --> 28:14.821
‫وقتی ازم محافظت می‌کنی، من حشری میشم

28:18.101 --> 28:20.581
‫اینکه خودمون رو اینجا زندونی کنیم
‫واقعا ریسک بزرگیه، لئو

28:20.661 --> 28:23.821
‫اونم با حضور پدر مادرت، و خونواده‌ی من

28:24.421 --> 28:25.301
‫ها؟

28:26.021 --> 28:27.941
‫از کِی تا حالا خونواده‌ات
‫برات مهم شدن؟

28:28.621 --> 28:29.661
‫نه

28:29.741 --> 28:32.341
‫نه، نه، نه، نه، گیج نشو

28:34.261 --> 28:37.221
‫تنها چیزی که برام مهمه خونواده‌مه

28:49.021 --> 28:49.941
‫هی

28:50.461 --> 28:51.341
‫ناراحت نباش

28:52.501 --> 28:53.781
‫فقط برای چند روزه،

28:54.701 --> 28:57.061
‫بعدش همه‌چی دیگه
‫برمی‌گرده به حالت عادیش

28:58.581 --> 29:00.141
‫یکمی به حالِ منِ بیچاره رحم کن

29:17.301 --> 29:18.701
‫مرسی

29:18.781 --> 29:19.781
‫استراحت کن

29:22.381 --> 29:24.461
‫- اوکیه دیگه؟
‫- هی، بابا

29:27.781 --> 29:29.861
‫- چخبــ...
‫- وایسا ببینم. این لئوئه؟

29:30.781 --> 29:31.821
‫آره خودمم، سلام

29:31.901 --> 29:33.741
‫می‌دونستم. رفیق مگنوسه

29:33.821 --> 29:36.461
‫همون نقاشی که توی آخرین نمایشگاهی
‫که توی برلین گذاشتی گفتی اثرش رو بیارن

29:36.541 --> 29:39.861
‫دقیقا. داشتم همین رو ازش می‌پرسیدم.
‫می‌دونی، مگنوس

29:39.941 --> 29:41.981
‫و خیلی خوشحالم که
‫می‌شنوم حالش خوبه

29:42.061 --> 29:42.981
‫- حافظه‌ی خوبی داری
‫- ایولا!

29:43.061 --> 29:44.941
‫- عجب اتفاقی مگه نه؟
‫- باورم نمی‌شه

29:45.021 --> 29:47.181
‫تازه می‌دونستی جان هم یه هنرمنده؟

29:47.261 --> 29:49.581
‫وایسا ببینم، عکاس حرفه‌ای هستی؟

29:49.661 --> 29:51.981
‫- هنوز حرفه‌ای نشدم
‫- باید عکس‌هایی که گرفته رو ببینی

29:52.061 --> 29:53.261
‫جدی میگم

29:53.341 --> 29:54.821
‫خیلی متواضعی

29:54.901 --> 29:57.021
‫هی، دلت می‌خواد باهم بریم بیرون؟

29:57.101 --> 30:00.341
‫دارم میرم پیش یک سری
‫از رفیقام، می‌تونم توام ببرم

30:01.061 --> 30:02.701
‫خب، میای یا نه؟

30:04.301 --> 30:05.821
‫- نمی‌دونم
‫- آره. برو

30:05.901 --> 30:08.541
‫بعضی از دعوت‌ها رو نمی‌شه رد کرد

30:08.621 --> 30:12.301
‫نمی‌خوای بگی میای یا نه؟
‫به نظرم بهم میایم.

30:12.381 --> 30:14.781
‫مگه نه؟
‫نظر بابات چیه؟

30:16.021 --> 30:18.581
‫بجنب، فلیپ.
‫اینقدر ساکت نباش، جوابش رو بده

30:18.661 --> 30:19.941
‫منظورم همین خانم جوونه

30:22.421 --> 30:23.621
‫توی عکس کنارهم خوب میفتن

30:25.541 --> 30:26.781
‫خیلی‌خب، پس بریم؟

30:26.861 --> 30:28.101
‫- حله، بریم
‫- عالیه

30:28.181 --> 30:29.061
‫خوش بگذره

30:29.141 --> 30:30.101
‫خیلی‌خب

30:30.181 --> 30:31.701
‫- مرسی
‫- می‌بینمت

30:34.021 --> 30:35.181
‫خب کجا داریم می‌ریم؟

30:35.701 --> 30:36.541
‫نگران نباش

30:37.341 --> 30:38.261
‫باشه

31:01.581 --> 31:03.541
‫- همه‌ی اینا رو می‌شناسی؟
‫- آره

31:06.501 --> 31:07.781
‫- لئو!
‫- خب، خب

31:07.861 --> 31:08.861
‫رفقا!

31:08.941 --> 31:11.141
‫این پسر کوچولو رو از کجا پیدا کردی؟

31:11.221 --> 31:12.341
‫پابلو، مودب باش

31:12.861 --> 31:14.781
‫فقط می‌خوام به این رفیق
‫عجیب غریب‌مون خوش‌آمد بگم

31:14.861 --> 31:16.301
‫خودت می‌دونی دوست دارم
‫همه رو اینجا راه بدم

31:16.381 --> 31:18.141
‫- اسمش جانه
‫- به حرفاش گوش نده

31:18.221 --> 31:20.701
‫- اگرچه که تایپت نیست، هست؟
‫- خب، شاید سلیقم داره عوض میشه

31:20.781 --> 31:22.581
‫- آره والا
‫- لئو، جین و تونیکت

31:22.661 --> 31:24.061
‫مرسی. مرسی

31:24.141 --> 31:26.181
‫- این یکی برای تو بود، ولی...
‫- نه همین اوکیه

31:26.261 --> 31:28.421
‫- آره رفیق، می‌تونه چندتا پیک پُشت هم بخوره
‫- عجب جنتلمنی

31:28.501 --> 31:29.981
‫نظرت درمورد اون دوتا کفتر عاشق چیه؟

31:30.061 --> 31:32.421
‫- خیلی کیوتن
‫- آره...

31:32.501 --> 31:33.381
‫مگه نه؟

31:34.301 --> 31:35.501
‫گُل بود به سبزه نیز آراسته شد

31:40.221 --> 31:41.261
‫کی اینو دعوت کرده؟

31:41.341 --> 31:43.301
‫پس اینجا خوش می‌گذرونین آره؟

31:43.381 --> 31:45.101
‫- لورا! سلام!
‫- سوفی!

31:46.061 --> 31:47.381
‫البته باید بگم که

31:47.461 --> 31:50.461
‫با توجه به اینکه نصف اقامتگاه بسته شده،
‫رسیدن به اینجا کار آسونی نبود

31:50.541 --> 31:53.621
‫از روی کنجکاوی می‌پرسم‌ها، کی این
‫اتاق فرار رو ترتیب داده؟

31:54.301 --> 31:56.461
‫دَر همیشه بازه.
‫آها اونجاست

31:56.541 --> 31:58.301
‫- گرفتم
‫- خیلی‌خب دخترا، بجنبید

31:58.381 --> 31:59.901
‫- اینجاییم تا یکمی خوش بگذرونیم
‫- آره؟

31:59.981 --> 32:00.821
‫آره

32:01.621 --> 32:03.861
‫- من بهش درمورد مهمونی امشب اینجا گفتم
‫- آره، فهمیدم

32:03.941 --> 32:05.621
‫نذار نزدیک پابلو بشه

32:05.701 --> 32:07.661
‫مهمونی می‌گیری
‫بعد منو دعوت نمی‌کنی؟

32:07.741 --> 32:10.941
‫رفیق، بابام می‌خواد چوپ گلف بخره
‫ولی نمی‌دونه از کدوم مُدلش بگیره

32:11.021 --> 32:13.061
‫- پس کدورت‌ها رو کنار گذاشتیم دیگه، آره؟
‫- ناسلامتی داداشی هم هستیم‌ها

32:13.141 --> 32:14.901
‫اون روز یکمی مست بودم

32:14.981 --> 32:17.301
‫زیدت با زید لورا رفت
‫ولی منو بهش معرفی نکرد

32:17.381 --> 32:18.261
‫اون زیدم نیست

32:18.341 --> 32:20.621
‫خب، به نظر که خوشحالی، پس از دستش نده

32:20.701 --> 32:22.981
‫آره، از دستش نده، حق گفتی

32:23.061 --> 32:25.181
‫حالا که راه افتادی، یه خونه هم براش بگیر

32:25.261 --> 32:26.941
‫همه رو برای خودت می‌خوای، نه؟

32:27.021 --> 32:29.741
‫ولی می‌دونی، هرچی زودتر به یه چیزی برسی،
‫زودترم از دستش میدی

32:29.821 --> 32:32.501
‫و تو دختر، اگه تلاش نکنی قطعا می‌بازی

32:33.021 --> 32:35.741
‫یه مرز باریک بین
‫شیک بودن و آشغال بودن هست

32:35.821 --> 32:38.781
‫و یه خط باریک بین
‫خوش‌گذرون بودن و راهبه بودن

32:38.861 --> 32:40.941
‫- باهوشی‌ها
‫- هی دخترا، پسره خیلی خوبه

32:41.021 --> 32:42.661
‫من دوستش دارم، پس...

32:42.741 --> 32:44.541
‫- آره؟ خب...
‫- خیلی عالیه

32:44.621 --> 32:47.981
‫- محض اطمینان، مراقب باش، حله؟
‫- مراقب باش، ولی حالشو ببر

32:48.061 --> 32:50.661
‫- باورت میشه خدایی؟
‫- ردیفی، رفیق؟

32:50.741 --> 32:53.461
‫اصلا امکان نداره، من بچه شرقم؟

32:53.541 --> 32:54.621
‫هی، لئو!

32:55.181 --> 32:58.461
‫می‌بینم، چشمت اون دختر مرموز
‫اوئسیس رو گرفته، نه؟

32:59.421 --> 33:02.301
‫- مراقب باش‌ها، گاز می‌گیره
‫- حداقل بهتر از پارس کردنه

33:03.141 --> 33:04.981
‫- چی می‌خوری؟
‫- نه، من مشروب نمی‌زنم

33:05.061 --> 33:06.581
‫- مطمئنی؟
‫- آره، مرسی

33:06.661 --> 33:09.661
‫عجب ادبی. بنازم.
‫ولی انگار زیاد حرف نمی‌زنی نه؟

33:09.741 --> 33:12.381
‫آقایی که به همه‌چی نه میگه.
‫نه مشروب می‌زنی، نه چیزی می‌کِشی، نه می‌رقصی

33:12.461 --> 33:14.701
‫گفتی نمی‌رقصه؟ وایسا و ببین.
‫بیا اینجا، جان

33:14.781 --> 33:16.741
‫- من رقاص نیستم
‫- با منم یعنی نمی‌رقصی؟

33:17.821 --> 33:19.901
‫- باشه، بریم
‫- حالا شد، باریکلا

33:25.661 --> 33:27.861
‫- الان وقتِ خوبیه یا نه؟
‫- نه

33:28.381 --> 33:29.421
‫باشه

33:29.501 --> 33:30.421
‫وایسا ببینم

33:34.261 --> 33:36.221
‫هرجا بخوای می‌ریم سکس می‌کنیم

33:45.101 --> 33:47.181
‫ما گشت‌مون توی ساحل تموم شد،

33:47.261 --> 33:48.501
‫ولی اونجا چیز خاصی ندیدیم

33:48.581 --> 33:50.461
‫چی؟ استخر رو بُردن جای دیگه؟

33:50.541 --> 33:53.581
‫فکر کنم چیز مهمی باشه، همینجا وایسا.
‫الان برمی‌گردم

33:55.981 --> 33:57.061
‫هلنا، چیکار می‌کنی؟

33:57.141 --> 33:59.061
‫پلیس از همه خواسته
‫توی اتاقشون بمونن

33:59.141 --> 34:01.541
‫- تو باید برای بقیه الگو باشی
‫- می‌دونم، فقط...

34:01.621 --> 34:03.379
‫یکی باید باشه بره به
‫کلوب‌های شبونه سر بزنه

34:03.403 --> 34:03.981
‫چطور؟

34:04.061 --> 34:06.661
‫خب، یه سرو صداهایی شنیدم
‫فکر کنم یکی مهمونی گرفته

34:09.381 --> 34:10.501
‫خودم حلش می‌کنم. ممنون

34:11.821 --> 34:12.941
‫لوئیس

34:13.621 --> 34:14.741
‫ردیفی؟

34:15.861 --> 34:17.941
‫خوبم، مرسی هلنا

34:21.501 --> 34:23.301
‫یادم بنداز دیگه باهات درنیفتم

34:23.381 --> 34:24.661
‫گُل گفتی

34:35.181 --> 34:36.021
‫آره!

34:40.661 --> 34:43.181
‫لورا، می‌دونم دیوونگیه

34:43.261 --> 34:46.301
‫ولی اگه تو باشی
‫هرجا بخوای باهات میام

34:46.381 --> 34:48.421
‫تازه همه‌ی لهجه‌های محلی رو هم بلدم،
‫کامل قاطی بقیه می‌شیم

34:48.501 --> 34:50.701
‫- خب نشونم بده
‫- عزیزم. یه فنجون چای می‌خوای؟

34:50.781 --> 34:52.381
‫- چی؟ نه!
‫- نه؟ نمی‌فهمی چی میگم؟

34:52.461 --> 34:55.301
‫هوی، جقی
‫از خانم لورا دور شو

35:08.421 --> 35:10.821
‫پلیس به همه دستور داده
‫تا توی اتاقشون بمونن

35:11.421 --> 35:13.581
‫ولی انگار این درخواست برای شما زیادی بوده

35:13.661 --> 35:16.101
‫انگاری، براتون مهم نیست که
‫دختر من رو پیدا می‌کنن یا نه

35:16.701 --> 35:18.941
‫سریع اینجا رو تخلیه کنید.
‫بجنبید، بدویید ببینم

35:20.701 --> 35:21.981
‫تف توش...

35:22.061 --> 35:23.301
‫بیا بریم

35:23.381 --> 35:25.021
‫همین حالا، برید بیرون

36:24.621 --> 36:27.621
‫« انبار »

36:33.141 --> 36:33.981
‫پابلو؟

36:37.141 --> 36:37.981
‫پابلو؟

36:41.221 --> 36:42.061
‫پابلو؟

36:44.141 --> 36:45.101
‫پابلو؟

37:00.461 --> 37:02.381
‫- جوابشو بده
‫- خُل شدی مگه؟

37:02.461 --> 37:04.261
‫دیروز اینقدر جدی نبودی‌ها

37:05.381 --> 37:08.021
‫دیروز، نگران این نبودم که میری
‫به پلیس چی میگی

37:08.101 --> 37:11.021
‫هنوز نگران اینی که به پلیس چی میگم؟

37:11.101 --> 37:12.581
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

37:14.141 --> 37:15.341
‫نیازی نیست نگران باشی

37:15.421 --> 37:18.341
‫امروز ازم بازجویی کردن، و هرچی که لازم بود
‫رو بهشون گفتم

37:20.101 --> 37:22.021
‫فکر می‌کنی خیلی بامزه‌ای

37:27.781 --> 37:28.821
‫خودت باز برمی‌گردی

37:36.581 --> 37:38.381
‫لورا، وایسا.
‫بیا اینجا

37:44.701 --> 37:45.741
‫پابلو! پابلو!

37:45.821 --> 37:47.541
‫به کسی چیزی نگی، باشه؟

37:47.621 --> 37:50.181
‫- بذار بین خودمون بمونه
‫- توروخدا، رفیق، التماست می‌کنم

37:52.381 --> 37:54.101
‫آروم، آروم، آروم

37:54.181 --> 37:55.741
‫مامان‌بزرگ

38:00.341 --> 38:03.101
‫کدوم قبری بودی؟ منو ول کردی رفتی

38:17.741 --> 38:19.581
‫باور کن، با من بودن سودی برات نداره

38:19.661 --> 38:23.181
‫لوئیس اومد مستقیم منو سرزنش کرد
‫تا تو رو از مخمصه نجات بده

38:23.261 --> 38:24.141
‫جدی؟

38:24.661 --> 38:26.461
‫به نظرت دارم بهت دروغ میگم؟

39:11.381 --> 39:12.581
‫باید یکمی ریلکس کنم

39:13.541 --> 39:14.741
‫پیشنهاد خاصی داری؟

39:17.581 --> 39:19.581
‫آره دارم

39:20.101 --> 39:21.901
‫ولی باید تنها انجامشون بدی

40:06.381 --> 40:07.901
‫اینجا چیزی نیست، دنی

40:10.541 --> 40:12.061
‫قرار نیست اینجا
‫سلیا رو پیدا کنیم

40:12.141 --> 40:14.301
‫اون هلنایی که حاضر بود از پنجره
‫بپره بیرون اینو نمی‌گفت

40:14.381 --> 40:17.061
‫- پلیس قبلا اینجا رو گشته
‫- ولی...

40:17.141 --> 40:18.541
‫- تف توش
‫- گندش بزنن بره

40:24.941 --> 40:27.221
‫هلنا. یه چیزی اونجاست

40:31.061 --> 40:32.101
‫چیکار می‌کنی؟

40:32.741 --> 40:34.781
‫هلنا. هلنا!

40:51.741 --> 40:53.461
‫هی! چیکار می‌کنی؟

40:55.781 --> 40:56.621
‫بهم اعتماد کن، باشه؟

40:57.261 --> 40:58.221
‫چی؟

40:58.301 --> 40:59.981
‫وانمود کن خوشت میاد، باشه؟

41:03.301 --> 41:04.981
‫از اونجا بیاین بیرون! با شمام!

41:09.701 --> 41:10.861
‫بیاین بیرون!

41:11.901 --> 41:13.661
‫استخر بسته‌ست

41:16.661 --> 41:17.821
‫کَرید مگه؟

41:19.381 --> 41:22.221
‫اینجا منطقه‌ی ممنوعه‌ست. مگر اینکه
‫پلیسی چیزی باشید. بیاین بیرون

41:25.621 --> 41:26.741
‫هی، کَرید مگه؟

41:37.341 --> 41:39.261
‫کمک!

41:42.021 --> 41:43.261
‫کمکم کنین!

41:43.285 --> 41:48.285
« Fx مترجم : ابوالفضل »
.:: @PunsiferPv ::.

41:48.309 --> 41:58.309
!ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید
.:: Bamabin.com ::.
