WEBVTT

00:00.020 --> 00:01.420
تمامی اشخاص، اتفاقات و مکان‌ها در این سریال)
(تخیلی بوده و هیچ شباهتی با واقعیت ندارند

00:01.420 --> 00:02.653
(همچنین، فیلمبرداری از کودکان طبق دستورالعمل‌های تولید انجام شده است)

00:12.453 --> 00:14.253
مامان زود میاد دنبالت

00:15.553 --> 00:17.420
بیا

00:18.753 --> 00:22.320
تو عکس منو داری، منم عکس تو رو دارم

00:23.120 --> 00:24.720
تا وقتی این گردنبند رو داری

00:26.253 --> 00:29.353
ما همیشه با همیم، باشه؟

00:32.620 --> 00:36.753
مامان، باید بیای
باید بیای منو ببری

00:38.520 --> 00:39.820
قسمت شصت

00:42.220 --> 00:43.720
کافیه

00:45.153 --> 00:47.720
من 50 ساله که این بار رو به دوش می‌کشم

00:49.820 --> 00:51.353
باورم نمی‌شه این همه مدت نگهش داشتم

00:53.753 --> 00:54.853
وقتشه بالاخره ولش کنم

01:03.920 --> 01:07.353
...چه خبره؟ این گردنبند

01:10.720 --> 01:13.920
اینم خیلی قدیمیه، این چیه؟

01:17.320 --> 01:20.520
"نام: جانگ یون سون، متولد 4 جولای"

01:20.920 --> 01:22.653
به فرزندخواندگی در فرانسه پذیرفته شده"
"فرزندخواندگی لغو شده

01:22.653 --> 01:24.653
"بعد از بازگشت به کره، هیچ اثری از او پیدا نشده"

01:25.020 --> 01:26.286
"آخرین محل مشاهده"

01:26.286 --> 01:29.020
یه رستوران در محل ساخت‌ و ساز"
"مسکن سون گانگ توی آن هوی دونگ؟

01:31.420 --> 01:32.420
جانگ یون سون؟

01:33.053 --> 01:35.253
این اسم مامان نیست، و سنش هم نمی‌خوره

01:46.620 --> 01:47.620
...صبر کن

01:54.120 --> 01:55.653
!اون ئه

02:02.420 --> 02:04.753
با این همه عجله کجا داری می‌ری؟
صدات زدم، نشنیدی؟

02:05.720 --> 02:06.953
باید یه سر برم خونه

02:07.320 --> 02:09.520
چی؟ یهو چرا؟

02:10.020 --> 02:13.053
ناهار هم هست، قبل از جلسه برمی‌گردم

02:13.320 --> 02:14.320
بعدا زنگ می‌زنم

02:21.120 --> 02:23.120
!مامان

02:27.320 --> 02:28.320
کجا رفت؟

02:34.120 --> 02:36.553
عجیبه، قطعا همینجا بود

02:42.920 --> 02:43.920
چیکار می‌کنی؟

02:44.620 --> 02:45.720
...راستش

02:45.720 --> 02:46.720
این موقع روز اینجا چیکار می‌کنی؟

02:47.720 --> 02:51.020
مامان، می‌تونم اون گردنبندی که اینجا بود رو ببینم؟

02:51.653 --> 02:54.853
همونی که با اون جعبه‌ی پودر قدیمی بود

02:55.520 --> 02:56.520
چرا؟

02:56.520 --> 02:58.253
یه چیزی هست که باید چک کنم

02:58.820 --> 02:59.820
چک کنی؟

03:00.753 --> 03:01.820
چند وقت پیش انداختمش دور

03:02.120 --> 03:03.453
چی؟ انداختیش دور؟

03:03.720 --> 03:04.720
آره، انداختمش دور

03:04.720 --> 03:07.720
ولی تو این همه سال نگهش داشته بودی
یهو چرا انداختیش دور؟

03:09.020 --> 03:10.753
بی‌خیال، فقط بذار ببینمش

03:10.753 --> 03:12.420
نمی‌تونم چون انداختمش دور

03:12.420 --> 03:14.020
دیگه ندارمش

03:14.620 --> 03:18.020
راستش توی اپلیکیشن پیدا کردن آدم‌های جوی
...یه گردنبند دقیقا شبیه این بود

03:18.620 --> 03:20.920
نه، نمی‌دونم دقیقا همونه یا نه

03:21.153 --> 03:23.253
ولی یکی شبیهش بود، گفتم چک کنم

03:24.020 --> 03:25.020
چی؟

03:25.020 --> 03:27.820
تو هیچوقت نمی‌دونی
...شاید اون گردنبند مال مامان‌بزرگه

03:28.020 --> 03:29.753
چو اون ئه، بهت نگفتم؟

03:30.120 --> 03:32.620
!دیگه اسم اون زنیکه رو جلوی من نیار

03:32.620 --> 03:35.053
می‌فهمم چقدر ناراحتی، مامان

03:35.320 --> 03:37.920
ولی شاید اون موقع یه دلیلی داشته

03:38.120 --> 03:40.320
شاید برای همینه که الان دنبالته

03:40.753 --> 03:41.820
یه دلیل؟

03:42.320 --> 03:43.853
...چه دلیلی می‌تونه داشته باشه کسی

03:43.853 --> 03:46.920
که بچه‌اش رو مثل یه چمدون توی دست غریبه‌ها ول کنه؟

03:47.153 --> 03:49.553
...اگه یه بار دیگه اسمش رو بیاری

03:49.553 --> 03:51.720
مامان، می‌دونم

03:51.720 --> 03:53.353
فکر کنم بالاخره فهمیدم

03:53.920 --> 03:56.620
...فقط فکر اینکه چند ساعت ولم کردی

03:56.920 --> 03:58.720
بیشتر از 25 سال منو اذیت کرد

03:59.653 --> 04:03.020
...نمی‌تونم حتی تصور کنم تو چی کشیدی، ولی

04:03.020 --> 04:04.920
گفتم بسه دیگه
الان دیگه باید بهتر بدونی

04:04.920 --> 04:08.353
واقعا لازمه هی زخم‌هام رو دوباره باز کنی؟

04:09.120 --> 04:12.420
!من مامان ندارم! ندارم

04:14.220 --> 04:15.220
مامان

04:23.120 --> 04:24.453
...اگه مامانم

04:26.953 --> 04:29.320
...اون موقع سکته نکرده بود و از پا نمیفتاد

04:29.953 --> 04:32.553
چرا دوباره پای گذشته رو وسط می‌کشی؟

04:37.020 --> 04:40.153
قبل از اینکه حتی عروسی کنیم ازش مراقبت می‌کردیم

04:41.020 --> 04:42.420
بعدش هم خیلی زود فوت کرد

04:44.120 --> 04:45.820
اگه این اتفاق‌ها نمیفتاد

04:46.420 --> 04:49.320
اون‌وقت مجبور نبودیم اینجوری دست‌بسته از دستش بدیم

04:51.853 --> 04:53.220
ببخشید، یونگ هوا

04:54.120 --> 04:56.353
تو هیچ تقصیری نداری

04:57.553 --> 04:58.620
...من اونیم

04:59.920 --> 05:02.120
که یون سون رو تنها گذاشتم

05:03.520 --> 05:04.620
...به‌ عنوان مامانش

05:06.420 --> 05:09.520
نباید حتی یک روز هم تنهاش می‌ذاشتم

05:11.853 --> 05:13.920
من لیاقت مامان بودن رو ندارم

05:16.220 --> 05:17.520
حتی اگه پیداش کنم

05:19.320 --> 05:23.020
نمی‌دونم می‌تونم
توی چشم‌هاش نگاه کنم یا نه

05:23.820 --> 05:25.020
چی داری می‌گی؟

05:25.853 --> 05:28.320
تو هیچ کاری اشتباه نکردی، تقصیر من بود

05:29.520 --> 05:30.720
همه‌اش از خودخواهی من بود

05:33.220 --> 05:37.620
...فقط کاش می‌تونست یه جوری این رو ببینه

05:38.920 --> 05:41.420
!چته عزیزم؟ عزیزم

05:46.753 --> 05:48.453
!عزیزم

05:49.820 --> 05:50.820
خوبم

05:56.220 --> 06:00.320
درسته، یکی یکی
مین‌های جلوی پامون رو خنثی می‌کنیم

06:00.920 --> 06:03.120
اول، گیول و سونگ ری

06:03.720 --> 06:05.753
عملیات با هم فرستادنشون به آمریکا شروع شد

06:08.620 --> 06:09.620
پوکر فیس

06:16.720 --> 06:17.720
کجا رفت؟

06:20.320 --> 06:21.320
عزیزم

06:22.153 --> 06:24.220
حالا چیکار کنیم؟

06:25.420 --> 06:28.720
این بد شد که
به نظر میومد داشت بهتر می‌شد

06:34.020 --> 06:35.020
اون چیه؟

06:48.120 --> 06:49.120
مواظب باش

06:50.520 --> 06:52.420
بیا، دراز بکش

06:53.520 --> 06:54.720
اول داروت رو بخور

06:56.220 --> 06:57.220
ببخشید

06:58.120 --> 07:00.853
باز هم باعث نگرانیت شدم

07:01.320 --> 07:03.020
این حرف رو نزن

07:03.853 --> 07:06.820
زنگ بزنم دکتر کیم بیاد اینجا؟

07:07.920 --> 07:09.720
نه، داروم رو خوردم

07:10.553 --> 07:12.520
یه کم بخوابم خوب می‌شم

07:13.920 --> 07:17.153
فکر کنم بی‌خودی نگرانت کردم

07:20.253 --> 07:21.253
بی‌خودی؟

07:23.220 --> 07:25.153
این بزرگ‌ترین سنگینی روی قلب منه

07:29.020 --> 07:32.320
...چرا اون جای سوختگی روی پاش رو

07:33.153 --> 07:34.253
توی گزارش نگفتی؟

07:34.853 --> 07:35.853
...چون

07:36.953 --> 07:40.220
انقدر درد داره که نتونستم منتشرش کنم

07:41.753 --> 07:45.620
برای یون سو هم خوب نیست
که مجبور بشه اون خاطرات وحشتناک رو دوباره زندگی کنه

07:47.553 --> 07:49.620
اون گردنبند کافیه

07:50.820 --> 07:52.253
اگه یون سون ببینه

07:52.253 --> 07:55.053
همون لحظه می‌شناستش

07:55.753 --> 07:57.320
نه، دراز بکش و استراحت کن

08:02.720 --> 08:03.753
مدیر سو

08:04.620 --> 08:06.120
یه لحظه وقت دارین؟

08:06.353 --> 08:07.353
در مورد کاره؟

08:07.620 --> 08:10.120
نه، فکر نکنم
...دیروز روی پشت‌بوم همه‌ی حرف‌هام رو زده باشم

08:10.753 --> 08:12.520
می‌خواستم حرف‌هام رو روی پشت‌بوم بزنم

08:14.920 --> 08:15.920
بریم اتاق جلسه

08:23.420 --> 08:24.420
عذرخواهی؟

08:25.220 --> 08:26.720
چرا باید عذرخواهی کنم؟

08:27.020 --> 08:30.453
من فقط دقیقا احساسم رو گفتم

08:31.153 --> 08:33.353
...فکر می‌کنم شما اشتباه برداشت کردین و فکر کردین

08:33.820 --> 08:37.120
من بعد از رد شدن اعترافم
باز هم می‌خواستم روی مدیر تیم کو تاثیر بذارم

08:37.653 --> 08:40.420
ولی این رو فقط خود آدم‌های درگیر
می‌تونن واقعا بدونن، نه؟

08:40.453 --> 08:43.420
...یعنی می‌گی مدیر تیم کو نظرش عوض شده

08:43.820 --> 08:45.953
و احساسات تو رو پذیرفته؟

08:46.520 --> 08:49.020
...ترجیح می‌دم در مورد رابطه‌ام

08:49.020 --> 08:50.720
با مدیر تیم کو جزئیاتی نگم

08:50.720 --> 08:53.520
...ولی مدیر سویی که من می‌شناسم

08:53.553 --> 08:56.353
...آدمی نیست که انقدر بی‌ملاحظه

08:56.353 --> 08:57.953
یه حرف بی‌ادبانه بزنه

08:58.653 --> 09:01.620
نمی‌خوام ازتون ناامید بشم

09:03.120 --> 09:04.120
ناامید؟

09:05.220 --> 09:07.220
یعنی از من ناامید شدی؟

09:07.420 --> 09:10.320
بله، حداقل از دیروز عصر

09:11.520 --> 09:14.120
اگه نمی‌خواین عذرخواهی کنین، نکنین

09:14.820 --> 09:16.253
...من حتی وقت ندارم

09:16.253 --> 09:18.753
انرژیم رو برای این احساسات هدر بدم
وقتی دارم برای مسابقه آماده می‌شم

09:19.320 --> 09:20.320
من می‌رم

09:20.420 --> 09:21.853
هی، خانم چو اون ئه

09:24.120 --> 09:27.253
خودتون گفتین، نه؟
که هیچوقت نمی‌بازین

09:28.420 --> 09:29.520
منم دقیقا همینم

09:30.120 --> 09:32.253
من مطمئنم می‌برم

09:44.020 --> 09:46.053
اتفاقی افتاده؟ چرا یهو رفتی خونه؟

09:46.920 --> 09:48.420
...راستش

09:49.420 --> 09:50.420
ببخشید دیر کردم

09:50.753 --> 09:51.953
جلسه رو عقب انداختم؟

09:52.753 --> 09:54.920
نه اصلا، خودم هم تازه رسیدم

09:57.120 --> 10:00.420
خیلی از نمونه‌های خارجی
مجتمع بازنشستگی مجهز به هوش مصنوعی هستن

10:00.920 --> 10:04.153
بله، سیستم سلامت و امنیتشون
خیلی شبیه مال ماست

10:04.420 --> 10:06.420
همه رو مرتب می‌کنم و سریع می‌فرستم

10:07.253 --> 10:08.720
...اگه روندهای رایج رو دنبال کنیم

10:08.820 --> 10:11.920
در کنار مزیت‌های خاص جوی
همه‌ چیز عالی می‌شه

10:12.520 --> 10:13.553
جلسه رو شروع کنیم؟

10:14.953 --> 10:16.620
نظرسنجی چطور پیش می‌ره؟

10:16.620 --> 10:19.120
به موسسه‌ی حقوقی ای ریسرچ سپردیم
نتایج هفته‌ی بعد میاد

10:19.220 --> 10:21.620
تا دور دوم مسابقه کمتر از یه ماه مونده

10:21.653 --> 10:23.153
همه‌اتون سرعتتون رو بیشتر کنین، باشه؟

10:23.320 --> 10:24.620
بله، متوجه شدیم -
بله، متوجه شدیم -

10:25.720 --> 10:26.620
(خانم یون سو جونگ)

10:27.953 --> 10:29.353
من این تماس رو جواب می‌دم و برمی‌گردم

10:31.920 --> 10:32.920
الو؟

10:33.653 --> 10:34.753
بیاین یه استراحت کوتاه هم داشته باشیم

10:35.353 --> 10:36.853
خوبه

10:41.820 --> 10:45.253
سلام، الان؟ فهمیدم

10:46.220 --> 10:47.353
مدیرعامل داره منو صدا می‌کنه

10:47.353 --> 10:49.420
جلسه رو 30 دقیقه‌ی دیگه ادامه می‌دیم

10:49.820 --> 10:51.220
بعدا می‌بینمتون -
متوجه شدیم -

10:54.520 --> 10:57.320
تیم ما که دوباره قراره ببره، نه؟

10:58.720 --> 11:01.320
مطمئن نیستم، چرا فکر می‌کنی حتمیه؟

11:02.120 --> 11:03.120
مگه نیست؟

11:03.520 --> 11:05.820
مدیرعامل کاملا از تیم یک حمایت می‌کنه

11:06.920 --> 11:09.553
خانم هان یو جو، اگه ببریم

11:09.553 --> 11:11.453
به خاطر حمایت مدیرعامل نیست

11:12.220 --> 11:14.253
به خاطر منه، مگه نه؟ -
ببخشید؟ -

11:14.253 --> 11:17.453
هسته‌ی دور دوم مسابقه ادغام جویه

11:18.220 --> 11:20.853
می‌تونم به عنوان هم‌تیمی صادق باشم؟

11:22.020 --> 11:25.320
اگه فقط جوی نتیجه رو تعیین کنه
تیم ما صد درصد می‌بازه

11:26.320 --> 11:28.620
داشتی چیکار می‌کردی
وقتی چو اون ئه جوی رو ساخت؟

11:30.520 --> 11:31.520
چی گفتی؟

11:32.753 --> 11:36.420
چی؟ گفتین منو به عنوان عروستون قبول می‌کنین؟

11:36.553 --> 11:38.953
درسته، تصمیمم رو گرفتم

11:39.553 --> 11:40.820
قراره عروسم بشی

11:41.120 --> 11:42.653
شاید به گوشتون نخورده باشه

11:43.753 --> 11:46.520
ولی من پیشنهاد رئیس کو رو رد کردم

11:47.020 --> 11:49.420
می‌دونم، معلومه که رد کردی

11:49.753 --> 11:53.153
همونطور که گفتم، خیلی خوشحالم
که مین هو رو رد کردی

11:53.520 --> 11:56.153
خیلی ممنون، خیلی ازت ممنونم

11:57.553 --> 11:59.453
پس منظورتون الان چی بود؟

12:01.420 --> 12:02.720
این دیگه واقعا اعصاب‌ خردکنه

12:03.853 --> 12:06.053
می‌گم من تو رو
به عنوان عروس دومم می‌خوام

12:06.353 --> 12:09.120
من دارم تو رو برای گیول قبول می‌کنم

12:09.420 --> 12:10.420
خانم

12:10.420 --> 12:13.520
می‌دونم گیول کوتاه بیا نیست

12:14.020 --> 12:17.253
ولی می‌گن اصرار آخرش جواب می‌ده

12:17.653 --> 12:18.720
پس تلاشت رو بکن

12:19.453 --> 12:23.020
اگه ده بار نشد
بیست بار، سی بار، حتی صد بار تلاش کن

12:24.553 --> 12:26.153
...و اگه باز هم نشد، فقط

12:26.153 --> 12:28.520
همونطور که می‌دونین
...بین من و گیول اصلا چیزی نیست

12:28.920 --> 12:31.453
که بقیه بتونن درستش کنن

12:33.020 --> 12:35.020
یعنی از گیول دست کشیدی؟

12:35.820 --> 12:37.820
به خاطر اون کارآموزه، چو اون ئه؟

12:39.220 --> 12:40.720
اصلا غرورت کجا رفته؟

12:41.320 --> 12:43.420
می‌خوای همینجوری کوتاه بیای
جلوی یکی مثل اون؟

12:43.420 --> 12:45.153
من نگفتم کوتاه اومدم

12:45.753 --> 12:46.753
من دیگه می‌رم

12:46.753 --> 12:49.020
!وای چقدر حرصم گرفته! تشنه‌ام کرد

12:53.020 --> 12:54.020
مامان

13:01.253 --> 13:04.220
...من تا الان به خاطر احترام به خانواده‌ی رئیس

13:04.220 --> 13:05.553
و هر کاری که برامون کردن، صبر کردم

13:06.420 --> 13:08.120
ولی دیگه نمی‌تونم تحمل کنم

13:09.120 --> 13:11.920
نه یک بار، نه دو بار
می‌خواستی روی سر دختر من آب بریزی؟

13:13.120 --> 13:14.120
خب؟ حالا چی حس می‌کنی؟

13:15.620 --> 13:17.720
تو هر وقت دلت بخواد روی بقیه آب می‌پاشی

13:18.520 --> 13:20.320
حالا که خودت خیس شدی، خنک شدی؟

13:33.253 --> 13:35.153
اون آب مال منه

13:35.220 --> 13:38.620
از تشنگی دارم می‌میرم
چرا آبم رو برمی‌داری؟

13:49.653 --> 13:53.620
ببخشید، خیلی تشنه بودم

13:54.753 --> 13:56.820
واقعا که

13:57.153 --> 14:00.020
اگه تشنه بودی
می‌تونستی برای خودت یه چیزی سفارش بدی

14:00.020 --> 14:01.353
چرا این آب رو خوردی؟

14:01.720 --> 14:03.520
باید برگردم شرکت جلسه دارم

14:04.053 --> 14:05.053
مامان، خونه می‌بینمت

14:05.053 --> 14:08.153
سو سونگ ری
خوب درباره‌ی حرفی که زدم فکر کن

14:08.620 --> 14:10.420
اینجور فرصت‌هایی زیاد پیش نمیاد

14:16.653 --> 14:19.253
اون دیگه چی بود؟ یه فرصت استثنایی؟

14:19.720 --> 14:20.920
تصمیمم رو گرفتم

14:21.353 --> 14:24.320
تصمیم گرفتم سونگ ری رو به عنوان عروسم قبول کنم

14:24.853 --> 14:27.120
...چی؟ نکنه

14:27.553 --> 14:30.320
می‌خوای چراغ سبز به سونگ ری و مین هو نشون بدی؟

14:31.720 --> 14:33.853
انقدر بدبینانه حرف نزن

14:35.053 --> 14:37.620
اون رو برای عروس دومم انتخاب کردم

14:37.620 --> 14:38.620
برای گیول

14:43.853 --> 14:47.520
این دور دوم رو باید به هر قیمتی که شده ببری

14:48.020 --> 14:51.053
خودم هم با نیت بردن واردش می‌شم
ولی همه‌ چیز دست من نیست

14:52.420 --> 14:54.553
برای همین کشوندیم اینجا؟

14:55.153 --> 14:58.253
این بار شرایط کاملا با دور اول فرق داره

14:58.620 --> 14:59.620
گوش کن

15:00.453 --> 15:04.220
اون تقسیم یک‌ هشتمی
حالا تبدیل به واقعیت شده

15:05.020 --> 15:08.153
...یعنی، کسی که فقط مبهم از پیدا شدنش می‌ترسیدیم

15:08.153 --> 15:10.020
یهو جلوی رومون ظاهر شده

15:10.920 --> 15:14.620
و فقط من نیستم که ضرر می‌کنم
تو هم باهام سقوط می‌کنی

15:15.353 --> 15:16.453
برو سر اصل مطلب

15:17.620 --> 15:21.053
پس توی این جنگ
جوانمردانه بودن هیچ اهمیتی نداره

15:21.053 --> 15:25.020
باید از هر ترفندی که بلدی استفاده کنی

15:26.220 --> 15:28.953
اگه ببازی، همون روز کارمون تمومه

15:28.953 --> 15:31.920
اینکه خیلی مهم به نظر نمی‌رسه
من می‌رم

15:32.520 --> 15:35.920
صبر کن
ادغام جوی خوب پیش می‌ره؟

15:36.220 --> 15:37.353
منظورم تیمتونه

15:40.020 --> 15:43.353
چو اون ئه توی تیم گیوله
همون توسعه‌دهنده‌ی اصلی

15:44.020 --> 15:46.420
...اگه اون تونسته فقط با یه استارت آپ

15:46.420 --> 15:48.320
تا اون مرحله برسونتش

15:49.220 --> 15:51.720
احتمالا الان خیلی بیشتر پیشرفتش داده

15:52.520 --> 15:55.320
اگه دوباره می‌خوای ازم بخوای
از تیم دو اطلاعات بدزدم

15:55.320 --> 15:57.253
دیگه بهم زنگ نزن، فهمیدی؟

16:01.620 --> 16:02.653
...این بچه

16:03.220 --> 16:04.253
چه ترسناک

16:04.853 --> 16:07.720
...ولی واقعا، از کی به ارث برده

16:07.720 --> 16:10.453
که انقدر بی‌دلیل درستکار و اصولیه؟

16:12.820 --> 16:15.220
واقعا خون از آب غلیظ‌تره

16:16.253 --> 16:17.720
عین بابابزرگشه

16:20.853 --> 16:22.520
ولی راه دیگه‌ای نیست؟

16:23.320 --> 16:25.053
...یکی به جای مین هو

16:28.220 --> 16:31.220
چرا تازه الان به فکرم رسید؟
یه نابغه‌ام

16:34.553 --> 16:36.020
یه گردنبند دقیقا مثل مال خودم؟

16:36.720 --> 16:38.153
مگه همچین چیزی ممکنه؟

16:41.720 --> 16:42.720
داری چیکار می‌کنی؟

16:44.020 --> 16:45.053
هیچی

16:46.820 --> 16:48.220
درس‌هات چطور پیش می‌ره؟

16:49.220 --> 16:50.220
خوب نیست

16:51.120 --> 16:54.120
اصلا نمی‌تونم تمرکز کنم

16:55.053 --> 16:57.720
حافظه‌ام هم روز به‌ روز داره ضعیف‌تر می‌شه

16:58.520 --> 17:01.320
هر وقت هم اوضاع آروم می‌شه
یه جای دیگه یه اتفاقی میفته

17:02.053 --> 17:03.320
یه روز در میون یه دردسر جدید داریم

17:03.320 --> 17:06.553
پس پاشو

17:07.053 --> 17:08.420
بریم رقص خطی

17:08.920 --> 17:11.653
واقعا حوصله‌اش رو ندارم

17:12.353 --> 17:14.620
...چطور می‌تونم لبخند بزنم و برقصم

17:14.620 --> 17:17.053
با زنی که موهام رو کشید؟

17:17.053 --> 17:19.353
واقعا اعصابم خورده

17:19.353 --> 17:23.720
اگه اون زن یه ذره خجالت سرش بشه
دیگه برای رقص خطی نمیاد

17:23.853 --> 17:27.453
بعد از اون همه آبروریزی
چطور روش می‌شه دوباره برگرده؟

17:27.820 --> 17:31.120
گفتم نمیام، دلم نمی‌خواد

17:35.120 --> 17:36.253
با این مو درست کن

17:44.520 --> 17:45.520
کیه؟

17:45.853 --> 17:46.853
مامانم

17:48.320 --> 17:49.653
خیلی دلت برای مامانت تنگ شده؟

17:52.820 --> 17:54.420
این مدت خوب می‌خندیدی و بازی می‌کردی

17:54.420 --> 17:56.353
فکر کردم کمتر بهش فکر می‌کنی

17:56.920 --> 17:58.320
اگه گریه کنم

17:58.320 --> 18:01.920
بابا، مامان‌بزرگ، و بابابزرگ نگران می‌شن

18:02.720 --> 18:04.553
برای همین وانمود می‌کنم ناراحت نیستم

18:06.620 --> 18:11.220
وقتی ناراحتم، بلندتر می‌خندم
و بیشتر غذا می‌خورم

18:12.353 --> 18:14.853
اون‌وقت بزرگ‌ترها متوجه نمی‌شن

18:17.520 --> 18:18.553
بیت نا

18:21.520 --> 18:23.453
بیت نا، نگاهم کن

18:26.453 --> 18:27.453
این کار رو نکن

18:28.020 --> 18:30.120
اگه ناراحتی، بگو ناراحتی

18:30.920 --> 18:32.820
اگه دلت می‌خواد گریه کنی، گریه کن

18:33.420 --> 18:34.520
اینجوری سالم می‌مونی

18:35.420 --> 18:37.120
...ولی اون‌وقت، به خاطر من

18:37.120 --> 18:40.653
بابا و مامان‌بزرگ هم ناراحت می‌شن

18:42.253 --> 18:44.920
اشکالی نداره اونا یه کم ناراحت بشن

18:45.553 --> 18:47.120
اونا بزرگسالن، از پسش برمیان

18:47.920 --> 18:50.253
ولی تو هنوز بچه‌ای، بیت نا

18:51.520 --> 18:53.920
هر احساسی داری همون رو بروز بده

18:56.720 --> 18:58.320
آفرین، گریه کن

19:00.120 --> 19:01.120
بیت نا، حق داری گریه کنی

19:02.520 --> 19:03.720
!بیت نا

19:05.020 --> 19:06.253
!بابا

19:07.520 --> 19:09.853
انگار یه چیزی رفته توی چشم بیت نای بابا

19:10.420 --> 19:11.620
بابا برات فوتش می‌کنه

19:14.253 --> 19:16.553
دیدی؟ بابا همه‌ چی رو درست می‌کنه، نه؟

19:20.720 --> 19:21.720
بابا

19:22.053 --> 19:25.620
دلم برای مامان تنگ شده

19:26.120 --> 19:29.820
خیلی زیاد دلم برای مامان تنگ شده

19:32.220 --> 19:34.753
پس حست این بود

19:35.553 --> 19:37.353
انقدر دلت برای مامان تنگ شده؟

19:38.720 --> 19:41.520
...ولی بابا هم

19:42.920 --> 19:44.620
دلتنگ مامانه

19:46.720 --> 19:47.720
بیت نا

19:48.820 --> 19:51.420
هیچوقت نارحتت نمی‌کنم

19:52.020 --> 19:53.353
قول می‌دم، باشه؟

19:53.920 --> 19:57.553
قول می‌دم هیچوقت ناراحت نشی، باشه؟

20:04.920 --> 20:07.620
دلم برای مامان تنگ شده -
گریه نکن، اشکالی نداره -

20:08.653 --> 20:09.653
اشکالی نداره

20:10.720 --> 20:13.320
دلم برای مامان تنگ شده

20:26.320 --> 20:27.320
سلام، مامان

20:27.953 --> 20:29.153
حالت بهتره؟

20:32.620 --> 20:33.820
...راستش شاید

20:34.920 --> 20:37.353
به‌ زودی خیلی سریع مدیر بشم

20:39.120 --> 20:42.953
مدیرعامل یه ماموریت مهم بهم داده
...اگه خوب انجامش بدم

20:46.553 --> 20:47.753
بعدا جزئیاتش رو بهت می‌گم

20:51.720 --> 20:53.353
هان جی هون؟ توسعه‌دهنده‌ی تیم یک؟

21:06.520 --> 21:08.920
...این مدارک بررسی واحد امور اداریه

21:08.920 --> 21:10.120
برای درخواست بودجه‌ی سرمایه‌گذاری دور دوم

21:11.853 --> 21:12.853
بذارش اونجا و برو

21:16.120 --> 21:19.820
هنوز هم دنبال بهونه‌ای می‌گردین که مجبورم کنی استعفا بدم؟

21:22.153 --> 21:23.820
آره، خب می‌خوای چیکار کنی؟

21:24.820 --> 21:26.720
یه نگاهی بهش انداختم

21:27.120 --> 21:29.620
فکر می‌کنین با همچین دلیل‌هایی
می‌تونین هر وقت خواستین کارمندها رو وادار به استعفا کنین؟

21:30.520 --> 21:31.953
دیدیش؟

21:32.720 --> 21:34.820
...دیدی؟ نگاه کردن به اسناد محرمانه‌ی مدیرعامل

21:34.820 --> 21:36.620
بدون اجازه و مخفیانه

21:37.220 --> 21:39.353
این جز چه تخلفیه؟ صبر کن ببینم

21:41.020 --> 21:43.753
انگار حالا یه دلیل دارین که حتما اخراجم کنین

21:44.553 --> 21:46.120
راحت حرفتون رو بزنین

21:46.653 --> 21:49.520
بالاخره ممکنه بشی شوهر خواهرم، نه؟

21:52.220 --> 21:54.920
آقای چو، یعنی، هی

21:55.553 --> 21:56.720
سونگ جون، گوش کن

21:57.920 --> 22:00.253
...اولش

22:00.820 --> 22:03.953
خیلی به توانایی‌هات ایمان داشتم

22:05.220 --> 22:06.453
چطوری بگم؟

22:07.253 --> 22:09.753
فکر می‌کردم اگه دستیارم بشی

22:09.753 --> 22:12.520
یه دستیار فوق‌العاده می‌شی
خیلی بهتر از گوان شیک

22:14.753 --> 22:15.753
ادامه بده

22:16.720 --> 22:20.053
ولی فکر می‌کنم اشتباه می‌کردم

22:21.353 --> 22:22.353
برای همین

22:22.453 --> 22:24.220
قصد دارم یه فرد تواناتر پیدا کنم

22:24.953 --> 22:28.120
...کسی که با دیدگاهم هماهنگ باشه

22:28.120 --> 22:30.420
و بتونه دستیار رئیس گروه کانگ سو بشه

22:31.853 --> 22:35.220
پس صادقانه ازت می‌خوام

22:35.920 --> 22:38.820
به عنوان یه دوست
...به خاطر رفاقت قدیمیمون

22:38.820 --> 22:41.820
بر اساس دوستی

22:42.320 --> 22:44.053
رفاقت قدیمی یا احساسات شخصی کار نمی‌کنم

22:45.153 --> 22:48.820
یه دلیل قانع‌کننده‌ی دیگه بهم بدین

22:51.520 --> 22:52.920
نه، صبر کن

22:55.420 --> 22:56.853
این یکی اصلا نرم نمی‌شه

22:57.253 --> 22:58.320
مثل قاطر لجبازه

22:58.320 --> 23:00.220
این‌ همه صادقانه ازش خواهش کردم

23:00.220 --> 23:01.953
مودبانه و رک، حرف زدم

23:02.453 --> 23:03.553
چطور از شرش خلاص بشم؟

23:03.553 --> 23:04.920
چطور از خودم دورش کنم؟

23:05.853 --> 23:06.853
چیه؟

23:07.553 --> 23:10.020
گفتم زمان
و مکان رو مشخص می‌کنم و بهت خبر می‌دم

23:10.353 --> 23:13.753
پس زودتر مشخصش کن

23:14.320 --> 23:17.420
مگه نمی‌دونی زیاد صبر و حوصله ندارم؟

23:19.420 --> 23:23.053
می‌دونی چرا لقبم دهن‌لقه؟
...چون همه‌ جا می‌رم و

23:23.053 --> 23:24.920
الان داری تهدیدم می‌کنی؟

23:27.520 --> 23:29.220
چه خبره؟

23:29.220 --> 23:31.020
چرا توی دفتر صدات رو بردی بالا؟

23:32.220 --> 23:35.053
صبر کن، به‌ زودی باهات تماس می‌گیرم

23:37.520 --> 23:39.153
چیزی نیست

23:40.020 --> 23:42.120
...اون شخصی که

23:42.120 --> 23:44.853
خانم دنبالش می‌گرده
مشکلی داره؟

23:45.153 --> 23:46.153
بعدا حرف می‌زنیم

23:57.220 --> 24:00.220
پس این بوده، خودم هم قبلا دیدمش

24:01.120 --> 24:04.920
راستش، مامانم یه گردنبند شبیه این داره

24:06.253 --> 24:07.353
مامانت داره؟

24:07.553 --> 24:10.653
آره، برای احتیاط با عجله رفتم خونه

24:10.920 --> 24:13.253
ولی مامانم اون گردنبند رو دور انداخته بود

24:13.553 --> 24:14.553
چی؟

24:15.153 --> 24:18.820
فکر نمی‌کنم چیزی رو که این‌ همه سال نگه داشته بوده
به این راحتی دور بندازه

24:19.620 --> 24:21.320
دفعه‌ی قبل توی مغازه‌ی عتیقه‌فروشی

24:21.320 --> 24:24.820
مامان‌بزرگت مدت زیادی به یه قوطی پودر قدیمی خیره شده بود

24:25.620 --> 24:28.553
مامانم هم دقیقا همون رو داره

24:29.320 --> 24:30.320
صبر کن

24:30.553 --> 24:34.020
مامانت آهنگ "رز وحشی" رو به عنوان لالایی می‌خوند

24:34.620 --> 24:36.820
مامان‌بزرگم هم همون آهنگ رو برام می‌خوند

24:37.520 --> 24:38.520
و اون زمین بازی

24:39.220 --> 24:41.320
اونجا اولین جایی بود که مامان‌بزرگت رو دیدم

24:41.620 --> 24:43.920
ولی برای مامان من هم یه جای خیلی خاصه

24:44.420 --> 24:46.553
جایی که مامانش رو از دست داد

24:47.353 --> 24:49.753
واقعا به نظر نمیاد فقط یه اتفاق تصادفی باشه

24:50.920 --> 24:52.953
چرا مستقیم از خودش نمی‌پرسی؟

24:54.920 --> 24:55.920
...یه کم سخته

24:56.720 --> 24:58.920
...چند وقت پیش، به مامان‌بزرگ زنگ زدن

24:58.920 --> 25:00.920
و گفتن اون شخص پیدا شده
برای همین رفت حضوری ببینتش

25:01.820 --> 25:04.720
ولی اون آدم نبود، و از شدت شوک
یه مدتی افتاد توی رختخواب

25:05.553 --> 25:07.220
...پس اگه دوباره امیدوارش کنیم و اشتباه باشه

25:08.153 --> 25:09.420
می‌دونم چی می‌گی

25:10.253 --> 25:12.520
...علاوه بر این، اطلاعات شخصی نوشته‌ شده اینجا

25:12.520 --> 25:15.020
حتی اسم و سنش هم با مامانم کاملا فرق داره

25:17.220 --> 25:20.620
امشب که بابا رو ببینم بیشتر تحقیق می‌کنم

25:21.120 --> 25:23.153
حس می‌کنم شاید اون چیزی بدونه

25:23.853 --> 25:26.420
فکر خوبیه
پس، برای امروز تمومش کنیم؟

25:27.520 --> 25:28.520
مطمئن نیستم

25:29.453 --> 25:32.220
هیچوقت نشنیدم مامانت از خارج از کشور
به فرزندخوندگی گرفته شده باشه

25:33.420 --> 25:34.853
فقط شنیدم

25:34.853 --> 25:37.220
تا پایان دبیرستان
توی یتیم‌خونه‌ی جزیره‌ی گانگ‌ هوا بزرگ شده

25:37.420 --> 25:41.020
بعدش هم، توی بخش حسابداری گروه سام هو کار می‌کرده

25:42.520 --> 25:45.120
این اولین باره که می‌شنوم ممکنه اسم دیگه‌ای داشته باشه

25:46.053 --> 25:49.920
پس، شاید مامانت همه‌ی حقیقت رو بهم نگفته

25:51.220 --> 25:53.220
فکر کردم شاید تو چیزی بدونی، بابا

25:54.820 --> 25:56.420
خوب بهش فکر کن

25:56.520 --> 25:59.620
فقط به خاطر یه حدس
زخم‌های مامانت رو دوباره باز نکن

26:00.253 --> 26:02.753
باشه، برای همین هم
چیز بیشتری بهش نگفتم

26:04.420 --> 26:07.820
در هر صورت، اون کسی که مامان‌بزرگ مدیر کو
...دنبالش می‌گرده

26:08.153 --> 26:10.320
بابا، ممکنه همه‌ی اینا فقط یه اتفاق تصادفی باشه؟

26:11.153 --> 26:13.420
...نمی‌دونم چرا، ولی مدام حس می‌کنم اون دوتا

26:13.520 --> 26:14.520
اون ئه

26:16.153 --> 26:17.620
زیادی عجله نکن

26:17.920 --> 26:19.320
خودم هم آروم‌ آروم بررسیش می‌کنم

26:19.820 --> 26:21.020
باشه، همین کار رو می‌کنم

26:29.220 --> 26:30.320
پدر جان، دارین گو بازی می‌کنین؟

26:31.520 --> 26:32.820
مادر کجا رفته؟

26:33.920 --> 26:36.220
صبح رفته عطاری، چرا؟

26:37.220 --> 26:39.720
فقط اینکه یه مدته ندیدمش

26:42.020 --> 26:44.120
هی بهش می‌گم وقتی جایی می‌ره بهم زنگ بزنه

26:44.720 --> 26:46.320
چرا همیشه تنها می‌ره؟

26:47.420 --> 26:50.820
خیلی وقته که باید برمی‌گشت

26:54.620 --> 26:58.620
<i>"صدا می‌زدم، "مامان</i>

26:59.920 --> 27:03.553
<i>و یواشکی می‌چیدمشون و می‌خوردم</i>

27:04.953 --> 27:11.220
<i>توی راهی که به محل کار مامان می‌رسید</i>

27:12.520 --> 27:15.920
<i>رز وحشی سفید</i>

27:18.020 --> 27:24.020
<i>گلبرگ‌های سفید رز وحشی</i>

27:25.120 --> 27:27.920
<i>خوشمزه هم بودن</i>

27:31.220 --> 27:36.153
<i>روزهایی که گرسنه بودم</i>

27:36.720 --> 27:40.753
<i>یواشکی می‌چیدمشون و می‌خوردم</i>

27:42.820 --> 27:49.153
<i>"صدا می‌زدم "مامان، مامان</i>

27:51.553 --> 27:55.220
<i>و یواشکی می‌چیدمشون و می‌خوردم</i>

28:03.153 --> 28:07.053
<i>یواشکی می‌چیدمشون و می‌خوردم</i>

28:09.520 --> 28:14.653
<i>توی راهی که به محل کار مامان می‌رسید</i>

28:16.020 --> 28:18.620
<i>رز وحشی سفید</i>

28:19.020 --> 28:45.620
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: FATEMEH ✧ JAY ✧
✧ ادیت: سارا ✧

28:19.020 --> 28:22.320
اگه فقط جوی نتیجه رو تعیین کنه
تیم ما صد درصد می‌بازه

28:19.020 --> 28:21.320
داشتی چیکار می‌کردی
وقتی چو اون ئه جوی رو ساخت؟

28:19.020 --> 28:20.020
چی گفتی؟

28:19.020 --> 28:22.687
چی؟ گفتین منو به عنوان عروستون قبول می‌کنین؟

28:19.020 --> 28:21.420
درسته، تصمیمم رو گرفتم

28:19.020 --> 28:20.287
قراره عروسم بشی

28:19.020 --> 28:20.553
شاید به گوشتون نخورده باشه

28:19.020 --> 28:21.787
ولی من پیشنهاد رئیس کو رو رد کردم

28:19.020 --> 28:21.420
می‌دونم، معلومه که رد کردی

28:19.020 --> 28:22.420
همونطور که گفتم، خیلی خوشحالم
که مین هو رو رد کردی

28:19.020 --> 28:21.653
خیلی ممنون، خیلی ازت ممنونم

28:19.020 --> 28:20.920
پس منظورتون الان چی بود؟

28:19.020 --> 28:20.320
این دیگه واقعا اعصاب‌ خردکنه

28:19.020 --> 28:21.220
می‌گم من تو رو
به عنوان عروس دومم می‌خوام

28:19.020 --> 28:21.787
من دارم تو رو برای گیول قبول می‌کنم

28:19.020 --> 28:20.020
خانم

28:19.020 --> 28:22.120
می‌دونم گیول کوتاه بیا نیست

28:19.020 --> 28:22.253
ولی می‌گن اصرار آخرش جواب می‌ده

28:19.020 --> 28:20.087
پس تلاشت رو بکن

28:19.020 --> 28:22.587
اگه ده بار نشد
بیست بار، سی بار، حتی صد بار تلاش کن

28:19.020 --> 28:20.620
...و اگه باز هم نشد، فقط

28:19.020 --> 28:21.387
همونطور که می‌دونین
...بین من و گیول اصلا چیزی نیست

28:19.020 --> 28:21.553
که بقیه بتونن درستش کنن

28:19.020 --> 28:21.020
یعنی از گیول دست کشیدی؟

28:19.020 --> 28:21.020
به خاطر اون کارآموزه، چو اون ئه؟

28:19.020 --> 28:20.520
اصلا غرورت کجا رفته؟

28:19.020 --> 28:21.120
می‌خوای همینجوری کوتاه بیای
جلوی یکی مثل اون؟

28:19.020 --> 28:20.753
من نگفتم کوتاه اومدم

28:19.020 --> 28:20.020
من دیگه می‌رم

28:19.020 --> 28:21.287
!وای چقدر حرصم گرفته! تشنه‌ام کرد

28:19.020 --> 28:20.020
مامان

28:19.020 --> 28:21.987
...من تا الان به خاطر احترام به خانواده‌ی رئیس

28:19.020 --> 28:20.353
و هر کاری که برامون کردن، صبر کردم

28:19.020 --> 28:20.720
ولی دیگه نمی‌تونم تحمل کنم

28:19.020 --> 28:21.820
نه یک بار، نه دو بار
می‌خواستی روی سر دختر من آب بریزی؟

28:19.020 --> 28:20.020
خب؟ حالا چی حس می‌کنی؟

28:19.020 --> 28:21.120
تو هر وقت دلت بخواد روی بقیه آب می‌پاشی

28:19.020 --> 28:20.820
حالا که خودت خیس شدی، خنک شدی؟

28:19.020 --> 28:20.920
اون آب مال منه

28:19.020 --> 28:22.420
از تشنگی دارم می‌میرم
چرا آبم رو برمی‌داری؟

28:19.020 --> 28:22.987
ببخشید، خیلی تشنه بودم

28:19.020 --> 28:21.087
واقعا که

28:19.020 --> 28:21.887
اگه تشنه بودی
می‌تونستی برای خودت یه چیزی سفارش بدی

28:19.020 --> 28:20.353
چرا این آب رو خوردی؟

28:19.020 --> 28:20.820
باید برگردم شرکت جلسه دارم

28:19.020 --> 28:20.020
مامان، خونه می‌بینمت

28:19.020 --> 28:22.120
سو سونگ ری
خوب درباره‌ی حرفی که زدم فکر کن

28:19.020 --> 28:20.820
اینجور فرصت‌هایی زیاد پیش نمیاد

28:19.020 --> 28:21.620
اون دیگه چی بود؟ یه فرصت استثنایی؟

28:19.020 --> 28:20.220
تصمیمم رو گرفتم

28:19.020 --> 28:21.987
تصمیم گرفتم سونگ ری رو به عنوان عروسم قبول کنم

28:19.020 --> 28:21.287
...چی؟ نکنه

28:19.020 --> 28:21.787
می‌خوای چراغ سبز به سونگ ری و مین هو نشون بدی؟

28:19.020 --> 28:21.153
انقدر بدبینانه حرف نزن

28:19.020 --> 28:21.587
اون رو برای عروس دومم انتخاب کردم

28:19.020 --> 28:20.020
برای گیول

28:19.020 --> 28:22.687
این دور دوم رو باید به هر قیمتی که شده ببری

28:19.020 --> 28:22.053
خودم هم با نیت بردن واردش می‌شم
ولی همه‌ چیز دست من نیست

28:19.020 --> 28:21.153
برای همین کشوندیم اینجا؟

28:19.020 --> 28:22.120
این بار شرایط کاملا با دور اول فرق داره

28:19.020 --> 28:20.020
گوش کن

28:19.020 --> 28:22.787
اون تقسیم یک‌ هشتمی
حالا تبدیل به واقعیت شده

28:19.020 --> 28:22.153
...یعنی، کسی که فقط مبهم از پیدا شدنش می‌ترسیدیم

28:19.020 --> 28:20.887
یهو جلوی رومون ظاهر شده

28:19.020 --> 28:22.720
و فقط من نیستم که ضرر می‌کنم
تو هم باهام سقوط می‌کنی

28:19.020 --> 28:20.120
برو سر اصل مطلب

28:19.020 --> 28:22.453
پس توی این جنگ
جوانمردانه بودن هیچ اهمیتی نداره

28:19.020 --> 28:22.987
باید از هر ترفندی که بلدی استفاده کنی

28:19.020 --> 28:21.753
اگه ببازی، همون روز کارمون تمومه

28:19.020 --> 28:21.987
اینکه خیلی مهم به نظر نمی‌رسه
من می‌رم

28:19.020 --> 28:22.420
صبر کن
ادغام جوی خوب پیش می‌ره؟

28:19.020 --> 28:20.153
منظورم تیمتونه

28:19.020 --> 28:22.353
چو اون ئه توی تیم گیوله
همون توسعه‌دهنده‌ی اصلی

28:19.020 --> 28:21.420
...اگه اون تونسته فقط با یه استارت آپ

28:19.020 --> 28:20.920
تا اون مرحله برسونتش

28:19.020 --> 28:21.520
احتمالا الان خیلی بیشتر پیشرفتش داده

28:19.020 --> 28:21.820
اگه دوباره می‌خوای ازم بخوای
از تیم دو اطلاعات بدزدم

28:19.020 --> 28:20.953
دیگه بهم زنگ نزن، فهمیدی؟

28:19.020 --> 28:20.053
...این بچه

28:19.020 --> 28:20.053
چه ترسناک

28:19.020 --> 28:21.887
...ولی واقعا، از کی به ارث برده

28:19.020 --> 28:21.753
که انقدر بی‌دلیل درستکار و اصولیه؟

28:19.020 --> 28:21.420
واقعا خون از آب غلیظ‌تره

28:19.020 --> 28:20.487
عین بابابزرگشه

28:19.020 --> 28:20.687
ولی راه دیگه‌ای نیست؟

28:19.020 --> 28:20.753
...یکی به جای مین هو

28:19.020 --> 28:22.020
چرا تازه الان به فکرم رسید؟
یه نابغه‌ام

28:19.020 --> 28:20.487
یه گردنبند دقیقا مثل مال خودم؟

28:19.020 --> 28:20.453
مگه همچین چیزی ممکنه؟

28:19.020 --> 28:20.020
داری چیکار می‌کنی؟

28:19.020 --> 28:20.053
هیچی

28:19.020 --> 28:20.420
درس‌هات چطور پیش می‌ره؟

28:19.020 --> 28:20.020
خوب نیست

28:19.020 --> 28:22.020
اصلا نمی‌تونم تمرکز کنم

28:19.020 --> 28:21.687
حافظه‌ام هم روز به‌ روز داره ضعیف‌تر می‌شه

28:19.020 --> 28:21.820
هر وقت هم اوضاع آروم می‌شه
یه جای دیگه یه اتفاقی میفته

28:19.020 --> 28:20.287
یه روز در میون یه دردسر جدید داریم

28:19.020 --> 28:22.253
پس پاشو

28:19.020 --> 28:20.387
بریم رقص خطی

28:19.020 --> 28:21.753
واقعا حوصله‌اش رو ندارم

28:19.020 --> 28:21.287
...چطور می‌تونم لبخند بزنم و برقصم

28:19.020 --> 28:21.453
با زنی که موهام رو کشید؟

28:19.020 --> 28:21.320
واقعا اعصابم خورده

28:19.020 --> 28:23.387
اگه اون زن یه ذره خجالت سرش بشه
دیگه برای رقص خطی نمیاد

28:19.020 --> 28:22.620
بعد از اون همه آبروریزی
چطور روش می‌شه دوباره برگرده؟

28:19.020 --> 28:22.320
گفتم نمیام، دلم نمی‌خواد

28:19.020 --> 28:20.153
با این مو درست کن

28:19.020 --> 28:20.020
کیه؟

28:19.020 --> 28:20.020
مامانم

28:19.020 --> 28:20.353
خیلی دلت برای مامانت تنگ شده؟

28:19.020 --> 28:20.620
این مدت خوب می‌خندیدی و بازی می‌کردی

28:19.020 --> 28:20.953
فکر کردم کمتر بهش فکر می‌کنی

28:19.020 --> 28:20.420
اگه گریه کنم

28:19.020 --> 28:22.620
بابا، مامان‌بزرگ، و بابابزرگ نگران می‌شن

28:19.020 --> 28:20.853
برای همین وانمود می‌کنم ناراحت نیستم

28:19.020 --> 28:23.620
وقتی ناراحتم، بلندتر می‌خندم
و بیشتر غذا می‌خورم

28:19.020 --> 28:21.520
اون‌وقت بزرگ‌ترها متوجه نمی‌شن

28:19.020 --> 28:20.053
بیت نا

28:19.020 --> 28:20.953
بیت نا، نگاهم کن

28:19.020 --> 28:20.020
این کار رو نکن

28:19.020 --> 28:21.120
اگه ناراحتی، بگو ناراحتی

28:19.020 --> 28:20.920
اگه دلت می‌خواد گریه کنی، گریه کن

28:19.020 --> 28:20.120
اینجوری سالم می‌مونی

28:19.020 --> 28:20.720
...ولی اون‌وقت، به خاطر من

28:19.020 --> 28:22.553
بابا و مامان‌بزرگ هم ناراحت می‌شن

28:19.020 --> 28:21.687
اشکالی نداره اونا یه کم ناراحت بشن

28:19.020 --> 28:20.587
اونا بزرگسالن، از پسش برمیان

28:19.020 --> 28:21.353
ولی تو هنوز بچه‌ای، بیت نا

28:19.020 --> 28:21.420
هر احساسی داری همون رو بروز بده

28:19.020 --> 28:20.620
آفرین، گریه کن

28:19.020 --> 28:20.020
بیت نا، حق داری گریه کنی

28:19.020 --> 28:20.220
!بیت نا

28:19.020 --> 28:20.253
!بابا

28:19.020 --> 28:21.353
انگار یه چیزی رفته توی چشم بیت نای بابا

28:19.020 --> 28:20.220
بابا برات فوتش می‌کنه

28:19.020 --> 28:21.320
دیدی؟ بابا همه‌ چی رو درست می‌کنه، نه؟

28:19.020 --> 28:20.020
بابا

28:19.020 --> 28:22.587
دلم برای مامان تنگ شده

28:19.020 --> 28:22.720
خیلی زیاد دلم برای مامان تنگ شده

28:19.020 --> 28:21.553
پس حست این بود

28:19.020 --> 28:20.820
انقدر دلت برای مامان تنگ شده؟

28:19.020 --> 28:21.820
...ولی بابا هم

28:19.020 --> 28:20.720
دلتنگ مامانه

28:19.020 --> 28:20.020
بیت نا

28:19.020 --> 28:21.620
هیچوقت نارحتت نمی‌کنم

28:19.020 --> 28:20.353
قول می‌دم، باشه؟

28:19.020 --> 28:22.653
قول می‌دم هیچوقت ناراحت نشی، باشه؟

28:19.020 --> 28:21.720
دلم برای مامان تنگ شده -
گریه نکن، اشکالی نداره -

28:19.020 --> 28:20.020
اشکالی نداره

28:19.020 --> 28:21.620
دلم برای مامان تنگ شده

28:19.020 --> 28:20.020
سلام، مامان

28:19.020 --> 28:20.220
حالت بهتره؟

28:19.020 --> 28:20.220
...راستش شاید

28:19.020 --> 28:21.453
به‌ زودی خیلی سریع مدیر بشم

28:19.020 --> 28:22.853
مدیرعامل یه ماموریت مهم بهم داده
...اگه خوب انجامش بدم

28:19.020 --> 28:20.220
بعدا جزئیاتش رو بهت می‌گم

28:19.020 --> 28:20.653
هان جی هون؟ توسعه‌دهنده‌ی تیم یک؟

28:19.020 --> 28:21.420
...این مدارک بررسی واحد امور اداریه

28:19.020 --> 28:20.220
برای درخواست بودجه‌ی سرمایه‌گذاری دور دوم

28:19.020 --> 28:20.020
بذارش اونجا و برو

28:19.020 --> 28:22.720
هنوز هم دنبال بهونه‌ای می‌گردین که مجبورم کنی استعفا بدم؟

28:19.020 --> 28:20.687
آره، خب می‌خوای چیکار کنی؟

28:19.020 --> 28:20.920
یه نگاهی بهش انداختم

28:19.020 --> 28:21.520
فکر می‌کنین با همچین دلیل‌هایی
می‌تونین هر وقت خواستین کارمندها رو وادار به استعفا کنین؟

28:19.020 --> 28:20.453
دیدیش؟

28:19.020 --> 28:21.120
...دیدی؟ نگاه کردن به اسناد محرمانه‌ی مدیرعامل

28:19.020 --> 28:20.820
بدون اجازه و مخفیانه

28:19.020 --> 28:21.153
این جز چه تخلفیه؟ صبر کن ببینم

28:19.020 --> 28:21.753
انگار حالا یه دلیل دارین که حتما اخراجم کنین

28:19.020 --> 28:20.587
راحت حرفتون رو بزنین

28:19.020 --> 28:21.887
بالاخره ممکنه بشی شوهر خواهرم، نه؟

28:19.020 --> 28:21.720
آقای چو، یعنی، هی

28:19.020 --> 28:20.187
سونگ جون، گوش کن

28:19.020 --> 28:21.353
...اولش

28:19.020 --> 28:22.153
خیلی به توانایی‌هات ایمان داشتم

28:19.020 --> 28:20.253
چطوری بگم؟

28:19.020 --> 28:21.520
فکر می‌کردم اگه دستیارم بشی

28:19.020 --> 28:21.787
یه دستیار فوق‌العاده می‌شی
خیلی بهتر از گوان شیک

28:19.020 --> 28:20.020
ادامه بده

28:19.020 --> 28:22.353
ولی فکر می‌کنم اشتباه می‌کردم

28:19.020 --> 28:20.020
برای همین

28:19.020 --> 28:20.787
قصد دارم یه فرد تواناتر پیدا کنم

28:19.020 --> 28:22.187
...کسی که با دیدگاهم هماهنگ باشه

28:19.020 --> 28:21.320
و بتونه دستیار رئیس گروه کانگ سو بشه

28:19.020 --> 28:22.387
پس صادقانه ازت می‌خوام

28:19.020 --> 28:21.920
به عنوان یه دوست
...به خاطر رفاقت قدیمیمون

28:19.020 --> 28:22.020
بر اساس دوستی

28:19.020 --> 28:20.753
رفاقت قدیمی یا احساسات شخصی کار نمی‌کنم

28:19.020 --> 28:22.687
یه دلیل قانع‌کننده‌ی دیگه بهم بدین

28:19.020 --> 28:20.420
نه، صبر کن

28:19.020 --> 28:20.453
این یکی اصلا نرم نمی‌شه

28:19.020 --> 28:20.087
مثل قاطر لجبازه

28:19.020 --> 28:20.920
این‌ همه صادقانه ازش خواهش کردم

28:19.020 --> 28:20.753
مودبانه و رک، حرف زدم

28:19.020 --> 28:20.120
چطور از شرش خلاص بشم؟

28:19.020 --> 28:20.387
چطور از خودم دورش کنم؟

28:19.020 --> 28:20.020
چیه؟

28:19.020 --> 28:21.487
گفتم زمان
و مکان رو مشخص می‌کنم و بهت خبر می‌دم

28:19.020 --> 28:22.420
پس زودتر مشخصش کن

28:19.020 --> 28:22.120
مگه نمی‌دونی زیاد صبر و حوصله ندارم؟

28:19.020 --> 28:22.653
می‌دونی چرا لقبم دهن‌لقه؟
...چون همه‌ جا می‌رم و

28:19.020 --> 28:20.887
الان داری تهدیدم می‌کنی؟

28:19.020 --> 28:20.720
چه خبره؟

28:19.020 --> 28:20.820
چرا توی دفتر صدات رو بردی بالا؟

28:19.020 --> 28:21.853
صبر کن، به‌ زودی باهات تماس می‌گیرم

28:19.020 --> 28:20.653
چیزی نیست

28:19.020 --> 28:21.120
...اون شخصی که

28:19.020 --> 28:21.753
خانم دنبالش می‌گرده
مشکلی داره؟

28:19.020 --> 28:20.020
بعدا حرف می‌زنیم

28:19.020 --> 28:22.020
پس این بوده، خودم هم قبلا دیدمش

28:19.020 --> 28:22.820
راستش، مامانم یه گردنبند شبیه این داره

28:19.020 --> 28:20.120
مامانت داره؟

28:19.020 --> 28:22.120
آره، برای احتیاط با عجله رفتم خونه

28:19.020 --> 28:21.353
ولی مامانم اون گردنبند رو دور انداخته بود

28:19.020 --> 28:20.020
چی؟

28:19.020 --> 28:22.687
فکر نمی‌کنم چیزی رو که این‌ همه سال نگه داشته بوده
به این راحتی دور بندازه

28:19.020 --> 28:20.720
دفعه‌ی قبل توی مغازه‌ی عتیقه‌فروشی

28:19.020 --> 28:22.520
مامان‌بزرگت مدت زیادی به یه قوطی پودر قدیمی خیره شده بود

28:19.020 --> 28:21.953
مامانم هم دقیقا همون رو داره

28:19.020 --> 28:20.020
صبر کن

28:19.020 --> 28:22.487
مامانت آهنگ "رز وحشی" رو به عنوان لالایی می‌خوند

28:19.020 --> 28:21.220
مامان‌بزرگم هم همون آهنگ رو برام می‌خوند

28:19.020 --> 28:20.020
و اون زمین بازی

28:19.020 --> 28:21.120
اونجا اولین جایی بود که مامان‌بزرگت رو دیدم

28:19.020 --> 28:21.320
ولی برای مامان من هم یه جای خیلی خاصه

28:19.020 --> 28:21.153
جایی که مامانش رو از دست داد

28:19.020 --> 28:21.420
واقعا به نظر نمیاد فقط یه اتفاق تصادفی باشه

28:19.020 --> 28:21.053
چرا مستقیم از خودش نمی‌پرسی؟

28:19.020 --> 28:20.020
...یه کم سخته

28:19.020 --> 28:21.220
...چند وقت پیش، به مامان‌بزرگ زنگ زدن

28:19.020 --> 28:21.020
و گفتن اون شخص پیدا شده
برای همین رفت حضوری ببینتش

28:19.020 --> 28:21.920
ولی اون آدم نبود، و از شدت شوک
یه مدتی افتاد توی رختخواب

28:19.020 --> 28:20.687
...پس اگه دوباره امیدوارش کنیم و اشتباه باشه

28:19.020 --> 28:20.287
می‌دونم چی می‌گی

28:19.020 --> 28:21.287
...علاوه بر این، اطلاعات شخصی نوشته‌ شده اینجا

28:19.020 --> 28:21.520
حتی اسم و سنش هم با مامانم کاملا فرق داره

28:19.020 --> 28:22.420
امشب که بابا رو ببینم بیشتر تحقیق می‌کنم

28:19.020 --> 28:21.053
حس می‌کنم شاید اون چیزی بدونه

28:19.020 --> 28:21.587
فکر خوبیه
پس، برای امروز تمومش کنیم؟

28:19.020 --> 28:20.020
مطمئن نیستم

28:19.020 --> 28:21.787
هیچوقت نشنیدم مامانت از خارج از کشور
به فرزندخوندگی گرفته شده باشه

28:19.020 --> 28:20.453
فقط شنیدم

28:19.020 --> 28:21.387
تا پایان دبیرستان
توی یتیم‌خونه‌ی جزیره‌ی گانگ‌ هوا بزرگ شده

28:19.020 --> 28:22.620
بعدش هم، توی بخش حسابداری گروه سام هو کار می‌کرده

28:19.020 --> 28:21.620
این اولین باره که می‌شنوم ممکنه اسم دیگه‌ای داشته باشه

28:19.020 --> 28:22.887
پس، شاید مامانت همه‌ی حقیقت رو بهم نگفته

28:19.020 --> 28:21.020
فکر کردم شاید تو چیزی بدونی، بابا

28:19.020 --> 28:20.620
خوب بهش فکر کن

28:19.020 --> 28:22.120
فقط به خاطر یه حدس
زخم‌های مامانت رو دوباره باز نکن

28:19.020 --> 28:21.520
باشه، برای همین هم
چیز بیشتری بهش نگفتم

28:19.020 --> 28:22.420
در هر صورت، اون کسی که مامان‌بزرگ مدیر کو
...دنبالش می‌گرده

28:19.020 --> 28:21.187
بابا، ممکنه همه‌ی اینا فقط یه اتفاق تصادفی باشه؟

28:19.020 --> 28:21.287
...نمی‌دونم چرا، ولی مدام حس می‌کنم اون دوتا

28:19.020 --> 28:20.020
اون ئه

28:19.020 --> 28:20.487
زیادی عجله نکن

28:19.020 --> 28:20.420
خودم هم آروم‌ آروم بررسیش می‌کنم

28:19.020 --> 28:20.220
باشه، همین کار رو می‌کنم

28:19.020 --> 28:20.120
پدر جان، دارین گو بازی می‌کنین؟

28:19.020 --> 28:20.320
مادر کجا رفته؟

28:19.020 --> 28:21.320
صبح رفته عطاری، چرا؟

28:19.020 --> 28:21.520
فقط اینکه یه مدته ندیدمش

28:19.020 --> 28:21.120
هی بهش می‌گم وقتی جایی می‌ره بهم زنگ بزنه

28:19.020 --> 28:20.620
چرا همیشه تنها می‌ره؟

28:19.020 --> 28:22.420
خیلی وقته که باید برمی‌گشت

28:19.020 --> 28:23.020
<i>"صدا می‌زدم، "مامان</i>

28:19.020 --> 28:22.653
<i>و یواشکی می‌چیدمشون و می‌خوردم</i>

28:19.020 --> 28:25.287
<i>توی راهی که به محل کار مامان می‌رسید</i>

28:19.020 --> 28:22.420
<i>رز وحشی سفید</i>

28:19.020 --> 28:25.020
<i>گلبرگ‌های سفید رز وحشی</i>

28:19.020 --> 28:21.820
<i>خوشمزه هم بودن</i>

28:19.020 --> 28:23.953
<i>روزهایی که گرسنه بودم</i>

28:19.020 --> 28:23.053
<i>یواشکی می‌چیدمشون و می‌خوردم</i>

28:19.020 --> 28:25.353
<i>"صدا می‌زدم "مامان، مامان</i>

28:19.020 --> 28:22.687
<i>و یواشکی می‌چیدمشون و می‌خوردم</i>

28:19.020 --> 28:22.920
<i>یواشکی می‌چیدمشون و می‌خوردم</i>

28:19.020 --> 28:24.153
<i>توی راهی که به محل کار مامان می‌رسید</i>

28:19.020 --> 28:21.620
<i>رز وحشی سفید</i>

28:19.020 --> 28:45.620
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: FATEMEH ✧ JAY ✧
✧ ادیت: سارا ✧
