WEBVTT

00:00.433 --> 00:01.800
تمامی اشخاص، اتفاقات و مکان‌ها در این سریال)
(تخیلی بوده و هیچ شباهتی با واقعیت ندارند

00:01.800 --> 00:03.133
(همچنین، فیلمبرداری از کودکان طبق دستورالعمل‌های تولید انجام شده است)

00:05.100 --> 00:10.500
<i>"صدا زدن "مامان، مامان</i>

00:11.800 --> 00:14.200
<i>یواشکی چیدمشون و خوردمشون</i>

00:57.400 --> 00:59.000
اون خانم رئیس هیئت‌مدیره نیست؟

01:00.000 --> 01:01.833
دوباره اینجا چیکار می‌کنه؟

01:08.200 --> 01:09.500
...چرا داری

01:09.500 --> 01:12.800
اون پتوی بیچاره رو لگدمال می‌کنی؟

01:12.800 --> 01:15.100
سلام -
...چرا از ماشین لباسشویی استفاده نمی‌کنی -

01:15.100 --> 01:17.000
یا نمی‌ری خشکشویی؟

01:17.533 --> 01:19.900
وقتی ذهنم درگیره، این روش از همه بهتر جواب می‌ده

01:20.400 --> 01:22.000
اگه همینجوری هی پا بکوبم

01:22.533 --> 01:25.033
حس می‌کنم نگرانی‌هام یه کم غیبشون می‌زنه

01:25.033 --> 01:26.500
امان از دست این نگرانی‌های تو

01:26.500 --> 01:29.833
چرا فقط ول‌کن تو نیستن؟

01:30.400 --> 01:32.400
راستی این چیه؟

01:34.800 --> 01:36.700
...ای بابا، این اونجا چیکار می‌کنه

01:37.500 --> 01:39.500
انگار داروی گیاهیه

01:40.800 --> 01:42.700
یه کم قبل

01:42.700 --> 01:45.900
خانم رئیس هیئت‌مدیره رو توی کوچه دیدم

01:46.533 --> 01:48.333
نکنه اونجا گذاشته باشه؟

01:48.900 --> 01:49.900
چی؟

01:50.633 --> 01:52.200
اومده بود خونه‌ی من؟

02:10.100 --> 02:11.233
اون یون سون بود

02:14.133 --> 02:15.500
دخترم، یون سون

02:17.800 --> 02:19.000
...یون سون من

02:21.133 --> 02:22.800
درست جلوی چشمم بود

02:24.633 --> 02:28.500
چطور ممکنه این همه مدت نشناخته باشمش؟

02:29.900 --> 02:31.133
...چطور تونستم

02:34.433 --> 02:35.433
حق با شماست

02:36.633 --> 02:38.033
بیشتر مامان‌ها همین کار رو می‌کنن

02:40.700 --> 02:42.033
ولی بعضی‌ها اینجوری نیستن

02:44.500 --> 02:45.500
ببخشید؟

02:45.900 --> 02:48.200
بعضی‌ها زندگی خودشون رو
بیشتر از بچه‌هاشون دوست دارن

02:50.033 --> 02:51.033
...بچه‌ی خودشون رو

02:54.100 --> 02:56.600
اگه قسمت باشه آدم‌ها به هم برسن
...بالاخره همدیگه رو پیدا می‌کنن

02:57.100 --> 02:58.500
مهم نیست چقدر از هم دور باشن

02:59.700 --> 03:02.100
...و اگه قسمت نباشه، همدیگه رو نمی‌شناسن

03:02.100 --> 03:03.700
حتی اگه رو در روی هم باشن

03:05.000 --> 03:08.400
با دیدن اینکه انقدر دلتنگشین

03:08.400 --> 03:12.600
مطمئنم اونم منتظر روزیه که بتونه شما رو ببینه

03:14.000 --> 03:15.033
خواهش می‌کنم نرین

03:15.800 --> 03:17.500
...بچه‌ای که مامانش ترکش کرده

03:17.500 --> 03:20.433
تا آخر عمرش انگار مرده حساب می‌شه

03:21.200 --> 03:23.400
وقتی حتی مامانی که به دنیاش آورده ترکش کنه

03:23.400 --> 03:24.700
کجا می‌تونه بره

03:24.700 --> 03:27.100
و چطور می‌تونه جایی برای خودش پیدا کنه؟

03:27.433 --> 03:30.200
...راستی، بابا و مامانت

03:31.800 --> 03:32.900
بابا و مامانم؟

03:34.733 --> 03:35.733
من هیچکس رو ندارم

03:37.833 --> 03:41.300
بابام قبل از اینکه به دنیا بیام فوت کرد
برای همین هیچوقت نشناختمش

03:43.000 --> 03:44.000
...و مامانم

03:46.533 --> 03:48.133
اونم خیلی وقت پیش فوت کرد

03:52.600 --> 03:53.633
...چطور

03:54.300 --> 03:56.800
حتما زندگی سختی داشته

03:58.700 --> 04:00.600
حتما خیلی دلش پر بوده

04:01.900 --> 04:04.000
یون سون، منو ببخش

04:04.733 --> 04:07.200
...مامان

04:07.700 --> 04:09.600
!خیلی متاسفم

04:09.600 --> 04:12.300
!یون سون

04:20.100 --> 04:23.400
...ببخشید، خیلی ببخشید

04:26.300 --> 04:29.000
چی؟ نمی‌تونی با مامان‌بزرگ تماس بگیری؟

04:31.600 --> 04:34.200
گفت می‌ره عطاری داروی گیاهی بگیره

04:34.800 --> 04:38.233
ولی الان پنج ساعته گذشته
گوشیش هم خاموشه

04:38.900 --> 04:41.233
اتفاقی با شما تماس نگرفته؟

04:41.900 --> 04:43.833
نه، نگرفته

04:45.433 --> 04:48.000
باشه، مطمئنم به‌ زودی برمی‌گرده

04:49.100 --> 04:52.300
وقتی رسید خونه بهت زنگ می‌زنم
پس نگران نباش و برگرد سر کارت

04:52.600 --> 04:53.900
باشه، بابابزرگ

04:56.800 --> 04:58.033
کجا رفته آخه؟

04:59.133 --> 05:01.233
این چند وقت هی به خونه‌امون سر می‌زد

05:01.233 --> 05:03.100
محض احتیاط به مامان زنگ می‌زنم

05:06.300 --> 05:08.900
آره، حتما اومده بوده

05:10.100 --> 05:12.633
مامان‌بزرگ چو رونگ گفته توی کوچه دیده‌اتش

05:13.733 --> 05:16.433
یه بسته داروی گیاهی هم توی حیاط جا گذاشته

05:16.700 --> 05:18.600
من اصلا خبر نداشتم اومده بوده

05:19.133 --> 05:21.300
باشه، مامان

05:21.733 --> 05:22.833
فعلا قطع می‌کنم

05:25.800 --> 05:26.800
چی شده؟

05:28.100 --> 05:31.200
...چرا اومده و بی‌سروصدا رفته

05:34.100 --> 05:37.133
درسته به خونه‌امون سر زده
...ولی مامان رو ندیده

05:37.400 --> 05:39.900
و فقط داروی گیاهی رو توی حیاط گذاشته

05:40.700 --> 05:43.700
انگار بعد از خرید دارو برای بابابزرگ
داشته برمی‌گشته خونه

05:44.300 --> 05:45.533
ولی چرا اونجا گذاشته؟

05:46.233 --> 05:49.700
فکر می‌کنی یه چیزی فهمیده باشه؟

05:50.133 --> 05:52.100
چی؟ امکان نداره

05:52.800 --> 05:54.000
...فقط یه حس بدی دارم

05:55.133 --> 05:56.233
بریم اونجا

05:57.333 --> 05:59.400
...اونجا؟ کجا

06:12.600 --> 06:13.700
اطلاعات تیم دو رو برام بیار

06:14.200 --> 06:17.500
از این به بعد، تو طرف رئیس بعدی هستی

06:18.300 --> 06:20.133
بهت نشون می‌دم
زدن رگ خواب زندگی یعنی چی

06:31.700 --> 06:32.700
...اگه چو اون ئه باشه

06:33.733 --> 06:35.700
رمزی که زمان لاکی جوی استفاده می‌کرد

06:37.500 --> 06:38.500
خیلی خب

06:39.533 --> 06:40.533
همینه؟

06:46.933 --> 06:47.933
!آقای هان جی هون

06:50.800 --> 06:52.033
اینجا چیکار می‌کنی؟

06:53.100 --> 06:54.200
...راستش

06:55.233 --> 06:57.500
به‌ نظر می‌رسید خانم چو اون ئه
بدون خاموش کردن لپ‌تاپش رفته

06:57.800 --> 06:58.900
برای همین داشتم براش خاموشش می‌کردم

06:58.900 --> 07:00.633
و انتظار داری این رو باور کنم؟

07:05.733 --> 07:06.733
ببخشید

07:07.833 --> 07:10.500
فقط خیلی کنجکاو بودم ببینم
پروژه‌ی جوی تیم دو چطور پیش می‌ره

07:12.100 --> 07:13.200
...این دور دوم

07:14.033 --> 07:15.600
با جوی تعیین می‌شه

07:15.900 --> 07:16.900
...پس

07:17.833 --> 07:19.200
...فکر می‌کنی تیم ما برنده می‌شه

07:19.600 --> 07:21.100
اگه اطلاعات تیم مقابل رو بدزدی؟

07:22.700 --> 07:23.700
...نه، ولی

07:25.200 --> 07:27.033
من واقعا می‌خوام توی این رقابت برنده بشم

07:27.433 --> 07:28.900
شما نمی‌خواین، رئیس؟

07:30.700 --> 07:31.933
معلومه که می‌خوام برنده بشم

07:33.000 --> 07:35.500
من همه چیز زندگیم رو پای این رقابت گذاشتم

07:37.333 --> 07:38.900
اگه انقدر می‌خوای برنده بشی

07:39.400 --> 07:42.300
خوب فکر کن الان واقعا باید چیکار کنی

07:45.333 --> 07:46.333
مدیر سو

07:47.333 --> 07:48.600
هی، مدیر سو

07:49.733 --> 07:51.333
ده دقیقه‌ی دیگه جلسه رو شروع کنیم؟

07:52.333 --> 07:53.500
بله، قربان

08:05.033 --> 08:08.333
چی شده، یونگ هوا؟

08:08.733 --> 08:11.300
...عطاری داروی گیاهی رو چک کردم

08:11.300 --> 08:13.433
و بازار همیشگی‌ای که خانم می‌ره
ولی پیداشون نکردم

08:13.600 --> 08:17.433
بعد، وقتی برگشتم
خانم جلوی در بیهوش افتاده بودن

08:17.733 --> 08:19.233
خدای من

08:19.600 --> 08:21.200
مادر جون، حالتون خوبه؟

08:22.200 --> 08:23.200
متاسفم

08:24.100 --> 08:26.000
نگرانت کردم، نه؟

08:26.033 --> 08:27.500
بی‌خیال نگرانی من

08:27.500 --> 08:29.000
زود باش، ببرش اتاقش

08:29.000 --> 08:30.000
چشم

08:30.700 --> 08:31.600
مواظب باش

08:32.600 --> 08:33.833
خدایا، چرا اینجوری شد؟

08:36.433 --> 08:37.700
آروم -
وای خدا -

08:38.300 --> 08:39.900
آخرش چی شده؟

08:40.600 --> 08:43.000
چه اتفاقی افتاده که
یه آدم کاملا سالم اینجوری شده؟

08:53.600 --> 08:54.600
بله، بابابزرگ

08:55.633 --> 08:57.233
مامان‌بزرگ برگشته؟

08:59.533 --> 09:00.533
آره

09:01.433 --> 09:03.700
می‌دونی اتفاقی کجا رفته بود؟

09:06.000 --> 09:07.933
بله، بابابزرگ، باشه

09:09.533 --> 09:10.700
مامان‌بزرگت خونه‌ست؟

09:11.100 --> 09:13.200
خدا رو شکر، واقعا خیالم راحت شد

09:13.833 --> 09:14.833
می‌دونم

09:15.000 --> 09:16.600
فکر کنم زیاده‌روی کردم

09:17.200 --> 09:20.133
وقتی شنیدم به خونه‌امون سر زده
...و فقط کیفش رو جا گذاشته، من

09:20.700 --> 09:23.633
فکر می‌کنم
...بعد از کار باید برم پیش مامان‌بزرگ

09:24.700 --> 09:26.433
و ازش بپرسم امروز چی شده

09:26.600 --> 09:27.600
باشه

09:28.800 --> 09:30.300
چی؟

09:30.900 --> 09:33.200
مطمئنی؟ اون یون سونه؟

09:34.100 --> 09:36.600
آره، مطمئنم

09:39.033 --> 09:41.033
چند بار باهاش ملاقات کردم

09:42.500 --> 09:45.800
چطور ممکنه یون سون خودم رو نشناسم؟

09:47.400 --> 09:49.033
اصلا می‌تونم اسم خودم رو مامان بذارم؟

09:50.200 --> 09:52.733
واقعا من مامانشم؟

10:06.433 --> 10:07.433
مادر جون

10:08.133 --> 10:09.500
دارین گریه می‌کنین؟

10:10.833 --> 10:13.400
چی انقدر شما رو به‌ هم ریخته؟

10:13.933 --> 10:15.400
ممنون از نگرانیت

10:16.233 --> 10:17.233
تنهامون بذار

10:17.933 --> 10:20.733
...باشه، اگه کاری داشتین

10:23.500 --> 10:24.533
چشم، پدر

10:26.400 --> 10:27.400
بفرما

10:28.400 --> 10:30.833
...اول یه کم آب بخور

10:31.500 --> 10:32.733
و آروم باش

10:40.800 --> 10:44.700
یعنی بعد از اینکه جای سوختگی روی پاش رو دیدی

10:44.700 --> 10:45.800
همونجوری برگشتی؟

10:46.333 --> 10:47.633
دیگه هیچی رو بررسی نکردی؟

10:52.200 --> 10:54.233
لازم نبود چیزی رو بررسی کنم

10:55.033 --> 10:56.800
همون لحظه فهمیدم

10:57.933 --> 11:01.400
چشم‌هاش، لب‌هاش، حتی صداش

11:02.000 --> 11:04.300
همه‌ چیزش خود یون سون بود

11:05.300 --> 11:09.033
برای همین هر بار که می‌دیدمش حس می‌کردم آشناست

11:09.800 --> 11:13.000
حالا که فکر می‌کنم، دقیقا شبیه همون عکسی بود
که آقای سو آورده بود

11:13.733 --> 11:17.533
چطور اون موقع نفهمیدم؟

11:18.200 --> 11:22.300
من که مادرش بودم نشناختمش
تو چطور می‌تونستی بشناسی؟

11:22.933 --> 11:23.933
...به هر حال

11:24.200 --> 11:26.700
همون موقع باید همه‌ چیز رو بهش می‌گفتی

11:26.700 --> 11:27.900
چرا رفتی؟

11:28.400 --> 11:29.733
نتونستم

11:31.800 --> 11:33.200
گناهم خیلی بزرگه

11:34.600 --> 11:37.800
نتونستم توی چشم‌هاش نگاه کنم

11:41.633 --> 11:42.833
وقتی به خودم اومدم

11:44.300 --> 11:47.633
کنار زمین بازی قدیمی نزدیک کارگاه ساختمونی بودم

11:49.700 --> 11:52.200
اشکالی نداره، الان دیگه همه‌ چیز درست می‌شه

11:52.833 --> 11:55.300
بقیه‌‌اش رو بسپر به من

11:56.600 --> 11:58.233
می‌خوای چیکار کنی؟

11:59.800 --> 12:00.833
همه‌ چیز رو بهش می‌گم

12:02.000 --> 12:03.433
و ازش طلب بخشش می‌کنم

12:04.633 --> 12:07.133
اگه لازم باشه جلوش زانو هم می‌زنم

12:07.133 --> 12:09.300
نه، اگه قرار باشه کسی این کار رو بکنه، اون منم

12:10.300 --> 12:12.200
...تا وقتی خودم بهش نگم

12:12.900 --> 12:14.933
هر روز برام مثل یه عمر می‌گذره

12:15.600 --> 12:18.100
پنجاه سال دنبال دخترت گشتی

12:18.100 --> 12:19.233
دیگه چرا صبر کنی؟

12:19.733 --> 12:20.733
...نه

12:23.533 --> 12:27.933
کینه‌ای که توی دل یون سون هست خیلی عمیقه

12:30.400 --> 12:32.400
و احساس گناه من هم به همون اندازه بزرگه

12:34.433 --> 12:36.400
نمی‌دونم از کجا شروع کنم

12:38.133 --> 12:39.400
فقط یه کم بهم وقت بده

12:41.000 --> 12:43.000
خودم همه‌ چیز رو درست می‌کنم

12:45.800 --> 12:48.800
اینا ریشه‌ی لیریوپه، ریشه‌ی گل بادکنکی، و میوه شیزاندراست

12:48.800 --> 12:50.800
همه‌اشون برای تقویت ریه خوبن

12:51.333 --> 12:54.300
فکر کنم وقتی داروی رئیس رو میاورده اینجا هم سر زده

12:54.833 --> 12:57.000
نمی‌دونم چرا اینو خونه‌ی ما گذاشته

12:57.700 --> 12:58.800
ولی لطفا بهش پسش بده

12:58.800 --> 13:00.100
چشم

13:00.400 --> 13:02.633
امشب هم خونه‌ی پدر و مادرم می‌مونم

13:03.433 --> 13:05.000
باشه، همین کار رو بکن

13:06.600 --> 13:08.900
بیت نا، چطوره امشب با بابا بخوابی؟

13:09.100 --> 13:10.300
!دوسش دارم

13:11.300 --> 13:13.200
لازم نیست نگرانش باشی

13:13.300 --> 13:15.700
مفت که اینجا نمی‌مونی، خجالت می‌کشم

13:16.000 --> 13:17.700
نه بابا، پس من می‌رم

13:26.533 --> 13:29.233
این همه روز کجا بوده؟ یه بار هم سر نزده

13:30.100 --> 13:31.600
حتی ماهی‌هاش رو هم گرسنه گذاشته

13:36.300 --> 13:37.300
بونگ وو، بونگ نیم

13:37.900 --> 13:39.900
صاحبتون یه کم بی‌مسئولیت نشده؟

13:42.000 --> 13:43.733
داری با ماهی‌های من چیکار می‌کنی؟

13:43.900 --> 13:45.100
بهشون غذا دادم

13:45.800 --> 13:48.900
به عنوان حیوون خونگی آوردیشون
بعد حتی زمان غذا دادنشون رو هم یادت نیست

13:49.400 --> 13:50.833
اصلا می‌دونی صاحب حیوون خونگی بودن یعنی چی؟

13:51.100 --> 13:52.133
چی؟

13:52.733 --> 13:54.800
الان بهشون غذا دادی؟ -
آره -

13:55.300 --> 13:57.500
ولی الان زمان فستینگشونه

13:57.633 --> 13:58.900
فستینگ؟ چرا؟

14:00.033 --> 14:03.333
...ماهی قرمز باید هفته‌ای یه بار غذا نخوره

14:03.333 --> 14:06.533
که مریض نشه و هضم غذاش بهتر بشه

14:06.833 --> 14:08.400
واقعا هیچی نمی‌دونی

14:09.600 --> 14:11.733
پس باید از قبل بهم می‌گفتی

14:12.133 --> 14:14.300
تقصیر من شد، بونگ وو، بونگ نیم

14:14.300 --> 14:15.333
ببخشید

14:17.400 --> 14:20.900
فقط یه بار بوده، اتفاق خاصی نمیفته

14:21.433 --> 14:23.100
این دفعه ازش می‌گذرم

14:23.300 --> 14:24.700
ازم می‌گذری؟

14:24.700 --> 14:26.333
از من؟ تو؟

14:29.300 --> 14:30.300
آره

14:30.333 --> 14:31.533
هه جی چیزی بهت گفت؟

14:31.533 --> 14:33.500
درباره‌ی اینکه اون شب چه اتفاقی بینتون افتاد؟

14:33.500 --> 14:35.200
آره، گفت

14:35.200 --> 14:36.200
اتفاقا برای همین دارم حرفش رو می‌زنم

14:36.400 --> 14:38.233
فکر کنم اشتباه برداشت کردی

14:38.300 --> 14:40.200
اشتباه برداشت کردم؟ نه

14:42.233 --> 14:44.333
منظورت اون موقعه که هه جی ازت پرسید با هم قرار بذاریم

14:44.333 --> 14:46.000
و تو هم گفتی باشه؟

14:46.900 --> 14:48.100
خب که چی؟

14:48.100 --> 14:50.100
شماها به هم میاین، باید یه شانسی به خودتون بدین

14:50.100 --> 14:52.833
نه، کاملا اشتباه فهمیدی

14:52.833 --> 14:55.600
منظورم این بود که با اوه هه جی یه شانسی به رابطه‌اتون بدی

14:55.733 --> 14:56.733
...چی

15:00.800 --> 15:03.533
!هی تو! درست انجامش بده

15:04.733 --> 15:05.933
باز شروع شد

15:08.600 --> 15:11.200
یو جین سوک! کی بهت اجازه داد بشینی؟

15:11.933 --> 15:14.700
تو تازه وارد بخش اورژانسی، چه حقی داری بشینی؟

15:15.133 --> 15:17.533
فکر کنم باید دوباره آدمت کنیم

15:18.400 --> 15:20.000
بشین، پاشو

15:20.000 --> 15:21.900
!بشین، پاشو

15:24.200 --> 15:25.500
(توافق حضانت فرزند و حق سرپرستی)

15:25.500 --> 15:27.233
(محل ملاقات با توافق دو طرف تعیین می‌شه)

15:27.800 --> 15:31.433
آدم ممکنه توی زندگی بدهکار یا حتی ورشکست بشه

15:32.100 --> 15:33.700
شما دوتا هنوز جوونین

15:34.200 --> 15:36.233
باید سخت کار کنین و بدهی رو بدین

15:36.700 --> 15:38.633
...چرا باید

15:39.233 --> 15:40.800
همه‌ی اون بدهی رو تنهایی گردن بگیره؟

15:42.600 --> 15:44.100
احساس گناهش خیلی سنگینه

15:45.200 --> 15:47.500
بهش گفتم با هم بدهی رو پرداخت کنیم

15:48.500 --> 15:50.833
ولی گفت اینجوری برای بیت نا بدتره

15:51.900 --> 15:53.633
...نمی‌خواد بیت نا

15:53.900 --> 15:55.533
همیشه اونو درگیر مشکلات مالی ببینه

15:56.800 --> 15:58.900
اگه مامان بیت نا با اون وضعیت

15:59.900 --> 16:01.200
طلاق رو انتخاب کرده

16:02.600 --> 16:03.800
حتما واقعا به آخر خط رسیده بوده

16:04.733 --> 16:05.933
دیگه برو بالا

16:06.500 --> 16:09.333
بیت نا حتما منتظره تا امشب کنار باباش بخوابه

16:09.600 --> 16:11.200
چشم، بابا، شب به خیر -
باشه -

16:14.700 --> 16:15.700
چی شده؟

16:15.900 --> 16:17.800
جاییت درد می‌کنه؟

16:18.600 --> 16:22.233
این چند وقت هر روز صبح زود می‌ری بیرون، نکنه

16:22.600 --> 16:25.433
آره، صبح‌ها یه کار دیگه هم شروع کردم

16:26.100 --> 16:28.400
برای همین این مدت نتونستم بیت نا رو به مهد برسونم

16:29.100 --> 16:31.033
یه کار دیگه، چه کاری؟

16:31.200 --> 16:32.300
بار زدن و خالی کردن ماشین‌های باربری

16:33.000 --> 16:34.900
برای کار پاره وقت درآمدش خوبه

16:35.433 --> 16:37.933
ساعتش هم قبل از کلاس‌های آموزشگاهمه

16:39.133 --> 16:41.633
باید زود پول جمع کنم و برای بیت نا یه خونه بگیرم

16:42.533 --> 16:43.533
شب به خیر

17:06.933 --> 17:07.933
بیت نا

17:08.233 --> 17:09.433
...مدیتیشن

17:09.933 --> 17:12.300
باعث می‌شه همه‌ی فکرهای اضافه

17:12.600 --> 17:14.000
محو بشن؟

17:15.100 --> 17:16.133
آره، بابا

17:18.100 --> 17:19.200
پس الان

17:19.833 --> 17:21.733
بابا یه چیزی می‌خواد

17:22.800 --> 17:25.100
به بیت نای آروم و مهربون بگه

17:26.200 --> 17:27.433
آماده‌ای گوش بدی؟

17:30.833 --> 17:32.100
...مامان و بابا

17:34.800 --> 17:36.133
طلاق گرفتن

17:38.633 --> 17:41.700
ببخش که ناراحتت کردیم، بیت نا

17:42.800 --> 17:46.500
با اینکه مامان و بابا دیگه با هم زندگی نمی‌کنن

17:48.000 --> 17:51.100
ولی مامان همیشه مامانت می‌مونه

17:51.100 --> 17:53.400
این هیچوقت عوض نمی‌شه

17:54.000 --> 17:55.100
یه چیز دیگه هم هست

17:55.800 --> 17:56.900
مامان و بابا

17:58.100 --> 18:00.300
تو رو از هر چیزی توی دنیا بیشتر دوستت دارن

18:01.533 --> 18:02.633
منم

18:03.233 --> 18:07.200
منم از هر چیزی توی دنیا بیشتر مامان و بابا رو دوست دارم

18:07.500 --> 18:09.700
ممنونم، واقعا ممنونم

18:11.200 --> 18:13.433
مامان الان سرش با کار شلوغه

18:13.433 --> 18:14.933
برای همین یه مدت نمی‌تونه بیاد ببینتت

18:15.800 --> 18:19.100
ولی قول داده هر وقت دلت براش تنگ شد بتونی ببینیش

18:19.833 --> 18:21.000
پس یه کم دیگه صبر کن

18:22.900 --> 18:26.233
مامان هیچوقت ترکت نکرده

18:27.300 --> 18:31.100
تو همیشه توی دل مامان می‌درخشی

18:32.900 --> 18:35.533
بابا، می‌تونم گریه کنم؟
(بچه‌ام، قربونت بشم)

18:40.700 --> 18:41.700
حتما

18:42.600 --> 18:44.533
هر چقدر دلت می‌خواد گریه کن

18:47.033 --> 18:48.033
اشکالی نداره

18:49.600 --> 18:51.500
همه چیز درست می‌شه، گریه کن

18:56.700 --> 18:59.300
یعنی می‌گی که اصلا نمی‌دونی چی شده؟

18:59.433 --> 19:00.433
نه

19:00.833 --> 19:02.033
اون نیمه‌جون برگشت خونه

19:02.033 --> 19:05.300
مستقیم رفت توی اتاقش
و زار زار گریه کرد

19:06.000 --> 19:08.300
و از اون موقع تکون هم نخورده

19:09.000 --> 19:10.833
خدای من، چی شده؟

19:12.100 --> 19:14.800
ممکنه مثل دفعه‌ی قبل باشه؟
...شاید با

19:14.800 --> 19:16.300
یه دختر قلابی دیگه یا همچین چیزی روبه‌رو شده

19:16.300 --> 19:17.300
امکان نداره

19:17.300 --> 19:18.900
اگه اینطور بود
پدر نمی‌فهمید؟

19:20.300 --> 19:23.800
فکر می‌کنی شاید فهمیده
دختر واقعیش کیه؟

19:25.000 --> 19:26.600
منم به این فکر کردم

19:27.133 --> 19:29.633
ولی اگه واقعا اینطور بود
اوضاع انقدر آروم می‌بود؟

19:30.333 --> 19:32.700
اون خانواده ریخته بودن اینجا

19:32.933 --> 19:34.700
یا اون دوتا
سریع می‌رفتن اونجا

19:35.033 --> 19:36.200
همه جا بهم می‌ریخت

19:37.033 --> 19:38.400
نه، این نمی‌تونه باشه

19:38.500 --> 19:41.233
درسته، نمی‌تونه باشه، امکان نداره

19:41.433 --> 19:42.433
من اومدم

19:43.200 --> 19:45.133
کو گیول! چی شده اومدی اینجا؟

19:45.800 --> 19:48.000
خب، اومدم مامان‌بزرگ رو ببینم

19:48.500 --> 19:49.633
خونه‌ست؟

19:49.633 --> 19:51.133
مامان‌بزرگ حالش خوب نیست

19:51.933 --> 19:53.500
...هی، ولی اون

19:54.000 --> 19:55.233
کیسه‌ی خرید مامان‌بزرگ نیست؟

19:56.400 --> 19:58.600
فقط یه سلام می‌کنم و برمی‌گردم بیرون

20:01.733 --> 20:02.733
باورنکردنیه

20:03.000 --> 20:05.400
چرا کیسه‌ی خرید مادر دست کو گیوله؟

20:06.000 --> 20:09.800
یعنی مادر چو اون ئه
واقعا دختر مامان‌بزرگ؟

20:12.200 --> 20:15.000
یه حسی داشتیم
و معلوم شد درست بوده

20:16.533 --> 20:18.533
بهش شک داشتین؟

20:18.900 --> 20:22.000
...آره، چو اون ئه بهم گفت مادرش

20:22.000 --> 20:24.500
...دقیقا همون گردنبندی رو داشته که

20:24.700 --> 20:26.100
مامان‌بزرگ توی اپلیکیشن جوی آپلود کرده بود

20:27.133 --> 20:28.133
...پس یون سون هنوز

20:29.500 --> 20:31.400
اون گردنبند رو داشت

20:31.933 --> 20:33.933
حالا فقط کافیه شما دوتا همدیگه رو ببینین

20:34.733 --> 20:37.500
ولی مادر چو اون ئه
دچار آسیب روحی شدیدیه

20:38.100 --> 20:41.300
چو اون ئه چند بار پیشنهاد داده
مادربزرگش رو پیدا کنن

20:41.833 --> 20:42.900
ولی اون همیشه مخالفت کرده

20:44.200 --> 20:45.700
خودم رو برای این آماده کرده بودم

20:46.733 --> 20:49.800
با این حال، باید هر چه زودتر همدیگه رو ببینن

20:50.000 --> 20:52.100
حالا باید چیکار کنیم؟

20:52.300 --> 20:54.200
دلم می‌خواد همین الان بهش بگم

20:54.900 --> 20:56.433
ولی مامان‌بزرگت یه کم زمان خواست

20:57.100 --> 20:58.200
می‌خواد خودش بهش بگه

20:59.500 --> 21:00.833
بعد از این که امروز فهمید

21:01.333 --> 21:03.700
وقتی برگشت خونه
...حتی نتونست آب بخوره

21:04.833 --> 21:08.433
و تازه بعد از خوردن قرص خواب
تونست بخوابه

21:46.200 --> 21:47.733
همونطور که انتظار داشتم

21:53.800 --> 21:55.000
...فکر می‌کنی با فرار کردن از این

21:55.433 --> 21:57.400
کاری که کردی پاک می‌شه؟

21:58.433 --> 22:01.700
طبق سیاست شرکت
به‌ زودی روند رسیدگی انضباطی برگزار می‌شه

22:02.200 --> 22:04.133
اقدام انضباطی؟

22:05.100 --> 22:06.133
مدیر سو

22:06.700 --> 22:08.600
من فقط داشتم از دستورات پیروی می‌کردم، مدیر

22:09.700 --> 22:10.700
از دستورات پیروی می‌کردی؟

22:12.900 --> 22:15.400
می‌گی یکی بهت دستور داده این کار رو بکنی؟

22:19.333 --> 22:22.433
کی بهت گفت این کار رو انجام بدی؟

22:24.233 --> 22:25.300
!پرسیدم کی بود

22:25.900 --> 22:27.033
نمی‌تونم بهتون بگم

22:28.100 --> 22:31.000
...تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که تیم یک

22:32.000 --> 22:34.633
دستور داشت به هر قیمتی شده
دور دوم رو ببره

22:36.300 --> 22:37.300
دستور

22:39.300 --> 22:41.100
فلش رو بده به من و برو خونه

22:41.500 --> 22:44.700
درباره‌ی نحوه‌ی رسیدگی به این موضوع فکر می‌کنم
و به‌ زودی تصمیم می‌گیرم

22:50.300 --> 22:51.900
مدیر، مادرم بیوه‌ست و من تنها پسرشم

22:53.000 --> 22:55.800
مادرم با بیماری دست‌ و پنجه نرم می‌کنه
...پس اگه برای من هم اتفاقی بیفته

22:56.400 --> 22:57.500
نگفتم برو؟

22:58.800 --> 22:59.900
خواهش می‌کنم، فقط همین یه بار

23:01.400 --> 23:02.800
اگه این موضوع بره
پیش کمیته‌ی انضباطی

23:03.933 --> 23:05.800
چاره‌ای ندارم
جز این که همه‌ی حقیقت رو بگم

23:06.200 --> 23:07.700
اون وقت دیگه
کنترل پیامدها غیرممکن می‌شه

23:07.700 --> 23:08.700
!آقای هان جی هون

23:14.800 --> 23:16.300
بله، متاسفم مدیر

23:33.500 --> 23:36.700
فکر کنم یه مشکلی برای بابات پیش اومده

23:37.233 --> 23:39.200
ببخشید؟ -
دفعه‌ی قبل -

23:39.200 --> 23:42.000
یادت هست وقتی رفتم اون مدارک رو بهت بدم
اون مرد رو دیدیم؟

23:42.500 --> 23:44.233
همون مردی که بابا گفت نمی‌شناستش

23:45.600 --> 23:46.600
مگه چی شده؟

23:47.000 --> 23:48.033
از همون روز

23:48.500 --> 23:51.133
بابات طوری رفتار می‌کنه
که انگار کسی دنبالش کرده، همیشه مضطربه

23:51.800 --> 23:53.400
الان حتی توی اتاق کارش می‌خوابه

23:54.233 --> 23:55.700
یه چیزی ازش شنیدم

23:56.433 --> 23:58.500
فکر کنم برای فردا
قرار ملاقات با کسی گذاشته

23:58.933 --> 24:00.300
فردا؟ -
آره -

24:01.600 --> 24:05.000
یه شماره یادداشت کردم
که فکر می‌کنم مال همون مرده

24:05.533 --> 24:07.200
ولی نمی‌تونم همینطوری بی‌مقدمه بهش زنگ بزنم

24:08.633 --> 24:10.700
مامان، بابا رو می‌شناسی

24:10.900 --> 24:13.200
اون آدمی نیست
که درگیر کارهای بد بشه

24:13.633 --> 24:15.533
زیاد نگران نباش و بخواب

24:16.933 --> 24:18.900
درسته، احتمالا حق با توئه

24:19.933 --> 24:21.033
احتمالا چیزی نیست

24:22.300 --> 24:23.300
آره، برو بخواب

24:30.700 --> 24:32.600
(ساخت و ساز کانگ سو)

24:33.500 --> 24:34.633
چی شده؟

24:34.633 --> 24:36.700
واقعا وسط ساعت کاری من رو کشوندی بیرون

24:36.933 --> 24:39.433
شما بودی؟ -
چی؟ -

24:39.633 --> 24:43.533
کسی که به هان جی هون گفت
فایل ارتقای جوی تیم دو رو بدزده

24:44.400 --> 24:45.433
شما بودی، رئیس؟

24:46.633 --> 24:47.633
داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

24:47.800 --> 24:50.200
حتی اگه از این رقابت
احساس تهدید می‌کردی

24:51.000 --> 24:53.333
این دیگه زیادی نیست؟ -
!سو سونگ ری -

24:53.333 --> 24:56.800
می‌دونم از بچگی همیشه
...در برابر مدیر تیم کو

24:57.100 --> 24:58.300
احساس حقارت می‌کردی

24:58.900 --> 25:00.300
ولی واقعا لازم بود تا این حد پیش بری؟

25:00.933 --> 25:02.600
چی؟ حقارت؟

25:03.900 --> 25:04.900
پس منظورت اینه

25:05.500 --> 25:07.000
فکر کردم به کو گیول می‌بازم

25:07.700 --> 25:09.600
برای همین از روی حسادت
یه همچین کار کثیفی کردم؟

25:10.100 --> 25:11.700
اگه تو نبودی، پس کی بوده؟

25:12.433 --> 25:14.100
غیر از تو کی به هان جی هون
دستور می‌داد همچین کاری بکنه؟

25:14.800 --> 25:15.800
بی‌خیال

25:17.333 --> 25:18.500
هر چی می‌خوای باور کن

25:19.533 --> 25:21.600
انگار قبل از این که من رو بکشونی اینجا
جواب رو از قبل انتخاب کرده بودی

25:24.600 --> 25:27.433
می‌شه الان بری؟ می‌خوام تنها باشم

25:27.733 --> 25:28.733
رئیس

25:52.233 --> 25:53.233
بابا؟

25:57.000 --> 25:59.400
بگو ببینم
می‌خواستی چه اطلاعاتی بهم بدی؟

26:01.533 --> 26:03.000
از کجا شروع کنم؟

26:04.700 --> 26:06.633
اون موقع که غذاخوری رو می‌گردوندم

26:07.833 --> 26:09.300
کلی بدهی قمار داشتم

26:10.200 --> 26:13.900
هیچ راهی برای پرداختش نداشتم
برای همین نصف شب فرار کردم

26:15.633 --> 26:17.733
اون آدم‌هایی که گفته بودن
...میان دنبال یون سون

26:17.733 --> 26:19.800
بیشتر از یک ماه باهام تماس نگرفتن

26:20.100 --> 26:21.300
نمی‌تونستم بچه رو تنها رها کنم

26:22.133 --> 26:25.900
برای همین موقتا گذاشتمش
توی یتیم‌خونه‌ی هان بیت

26:26.600 --> 26:27.600
بعدش چی شد؟

26:27.800 --> 26:30.600
موضوع پیدا کردن
دختر رئیسه

26:32.233 --> 26:33.233
من مجانی حرف نمی‌زنم

26:33.300 --> 26:36.533
برای اطلاعاتی که از قبل نمی‌دونم
بهت پول می‌دم

26:37.200 --> 26:38.300
ولی هر چیزی که تا الان گفتی
از قبل می‌دونستم

26:39.600 --> 26:40.600
واقعا؟

26:41.700 --> 26:44.833
پس چیزی که الان می‌گم
چشم‌هات رو گرد می‌کنه

26:45.100 --> 26:47.400
این که اون توی فرانسه به فرزندخوندگی گرفته شد؟

26:48.000 --> 26:51.100
پنج سال بعد فرزندخوندگی لغو شد
و به کره برگشت، بعدش چی؟

26:53.233 --> 26:54.900
تو دستیار رئیس
یه شرکت بزرگ هستی

26:55.700 --> 26:57.900
فکر کنم این مقدار رو
از قبل می‌دونستی

26:59.400 --> 27:01.400
وقتی فرزندخوندگی لغو شد
بهم زنگ زدن

27:02.433 --> 27:04.133
پرسیدن می‌خوام دوباره بزرگش کنم یا نه

27:04.500 --> 27:05.933
معلومه که گفتم نه

27:06.300 --> 27:09.033
همون موقع هم به‌ زور
خرج زنم رو می‌دادم

27:10.533 --> 27:11.733
همین بود؟

27:12.800 --> 27:14.400
پس چیزی نصیبم نمی‌شه

27:15.333 --> 27:17.100
پس

27:18.000 --> 27:19.700
چون همه چیز رو از قبل می‌دونی

27:20.633 --> 27:23.333
نباید انتظار هیچ پولی
از طرف تو داشته باشم؟

27:26.600 --> 27:28.100
خب، اگه اینطوره، باشه

27:30.100 --> 27:31.100
ولی این رو بهم بگو

27:32.600 --> 27:35.933
رئیسی که براش کار می‌کنی
...یا کسی توی شرکت

27:38.600 --> 27:41.700
زن و دختری که توی لابی دیدم
می‌دونن؟

27:42.400 --> 27:44.100
که من و تو
از قدیم همدیگه رو می‌شناسیم؟

27:44.300 --> 27:45.333
!جونگ دونگ پال

27:46.500 --> 27:47.500
درسته

27:48.633 --> 27:49.933
خودمم

27:51.233 --> 27:53.300
دونگ پال، جونگ دونگ پال

27:56.100 --> 27:58.900
همون آدمی که بوی پول رو از دور می‌فهمه

28:01.900 --> 28:04.600
...فقط یه مبلغ حسابی آماده کن، اون‌وقت من

28:05.700 --> 28:09.000
برای همیشه درباره‌ی
سابقه‌ی کیفریت سکوت می‌کنم

28:09.933 --> 28:11.100
!اون دهنت رو ببند

28:12.933 --> 28:41.100
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: FATEMEH ✧ Lunamoon ✧ Sahel ✧
✧ ادیت: سارا ✧

28:12.933 --> 28:16.133
حالا که فکر می‌کنم، دقیقا شبیه همون عکسی بود
که آقای سو آورده بود

28:12.933 --> 28:16.733
چطور اون موقع نفهمیدم؟

28:12.933 --> 28:17.033
من که مادرش بودم نشناختمش
تو چطور می‌تونستی بشناسی؟

28:12.933 --> 28:13.933
...به هر حال

28:12.933 --> 28:15.433
همون موقع باید همه‌ چیز رو بهش می‌گفتی

28:12.933 --> 28:14.133
چرا رفتی؟

28:12.933 --> 28:14.266
نتونستم

28:12.933 --> 28:14.333
گناهم خیلی بزرگه

28:12.933 --> 28:16.133
نتونستم توی چشم‌هاش نگاه کنم

28:12.933 --> 28:14.133
وقتی به خودم اومدم

28:12.933 --> 28:16.266
کنار زمین بازی قدیمی نزدیک کارگاه ساختمونی بودم

28:12.933 --> 28:15.433
اشکالی نداره، الان دیگه همه‌ چیز درست می‌شه

28:12.933 --> 28:15.400
بقیه‌‌اش رو بسپر به من

28:12.933 --> 28:14.566
می‌خوای چیکار کنی؟

28:12.933 --> 28:13.966
همه‌ چیز رو بهش می‌گم

28:12.933 --> 28:14.366
و ازش طلب بخشش می‌کنم

28:12.933 --> 28:15.433
اگه لازم باشه جلوش زانو هم می‌زنم

28:12.933 --> 28:15.100
نه، اگه قرار باشه کسی این کار رو بکنه، اون منم

28:12.933 --> 28:14.833
...تا وقتی خودم بهش نگم

28:12.933 --> 28:14.966
هر روز برام مثل یه عمر می‌گذره

28:12.933 --> 28:15.433
پنجاه سال دنبال دخترت گشتی

28:12.933 --> 28:14.066
دیگه چرا صبر کنی؟

28:12.933 --> 28:13.933
...نه

28:12.933 --> 28:17.333
کینه‌ای که توی دل یون سون هست خیلی عمیقه

28:12.933 --> 28:14.933
و احساس گناه من هم به همون اندازه بزرگه

28:12.933 --> 28:14.900
نمی‌دونم از کجا شروع کنم

28:12.933 --> 28:14.200
فقط یه کم بهم وقت بده

28:12.933 --> 28:14.933
خودم همه‌ چیز رو درست می‌کنم

28:12.933 --> 28:15.933
اینا ریشه‌ی لیریوپه، ریشه‌ی گل بادکنکی، و میوه شیزاندراست

28:12.933 --> 28:14.933
همه‌اشون برای تقویت ریه خوبن

28:12.933 --> 28:15.900
فکر کنم وقتی داروی رئیس رو میاورده اینجا هم سر زده

28:12.933 --> 28:15.100
نمی‌دونم چرا اینو خونه‌ی ما گذاشته

28:12.933 --> 28:14.033
ولی لطفا بهش پسش بده

28:12.933 --> 28:14.233
چشم

28:12.933 --> 28:15.166
امشب هم خونه‌ی پدر و مادرم می‌مونم

28:12.933 --> 28:14.500
باشه، همین کار رو بکن

28:12.933 --> 28:15.233
بیت نا، چطوره امشب با بابا بخوابی؟

28:12.933 --> 28:14.133
!دوسش دارم

28:12.933 --> 28:14.833
لازم نیست نگرانش باشی

28:12.933 --> 28:15.333
مفت که اینجا نمی‌مونی، خجالت می‌کشم

28:12.933 --> 28:14.633
نه بابا، پس من می‌رم

28:12.933 --> 28:15.633
این همه روز کجا بوده؟ یه بار هم سر نزده

28:12.933 --> 28:14.433
حتی ماهی‌هاش رو هم گرسنه گذاشته

28:12.933 --> 28:13.933
بونگ وو، بونگ نیم

28:12.933 --> 28:14.933
صاحبتون یه کم بی‌مسئولیت نشده؟

28:12.933 --> 28:14.666
داری با ماهی‌های من چیکار می‌کنی؟

28:12.933 --> 28:14.133
بهشون غذا دادم

28:12.933 --> 28:16.033
به عنوان حیوون خونگی آوردیشون
بعد حتی زمان غذا دادنشون رو هم یادت نیست

28:12.933 --> 28:14.366
اصلا می‌دونی صاحب حیوون خونگی بودن یعنی چی؟

28:12.933 --> 28:13.966
چی؟

28:12.933 --> 28:15.000
الان بهشون غذا دادی؟ -
آره -

28:12.933 --> 28:15.133
ولی الان زمان فستینگشونه

28:12.933 --> 28:14.200
فستینگ؟ چرا؟

28:12.933 --> 28:16.233
...ماهی قرمز باید هفته‌ای یه بار غذا نخوره

28:12.933 --> 28:16.133
که مریض نشه و هضم غذاش بهتر بشه

28:12.933 --> 28:14.500
واقعا هیچی نمی‌دونی

28:12.933 --> 28:15.066
پس باید از قبل بهم می‌گفتی

28:12.933 --> 28:15.100
تقصیر من شد، بونگ وو، بونگ نیم

28:12.933 --> 28:13.966
ببخشید

28:12.933 --> 28:16.433
فقط یه بار بوده، اتفاق خاصی نمیفته

28:12.933 --> 28:14.600
این دفعه ازش می‌گذرم

28:12.933 --> 28:14.333
ازم می‌گذری؟

28:12.933 --> 28:14.566
از من؟ تو؟

28:12.933 --> 28:13.933
آره

28:12.933 --> 28:14.133
هه جی چیزی بهت گفت؟

28:12.933 --> 28:14.900
درباره‌ی اینکه اون شب چه اتفاقی بینتون افتاد؟

28:12.933 --> 28:14.633
آره، گفت

28:12.933 --> 28:13.933
اتفاقا برای همین دارم حرفش رو می‌زنم

28:12.933 --> 28:14.766
فکر کنم اشتباه برداشت کردی

28:12.933 --> 28:14.833
اشتباه برداشت کردم؟ نه

28:12.933 --> 28:15.033
منظورت اون موقعه که هه جی ازت پرسید با هم قرار بذاریم

28:12.933 --> 28:14.600
و تو هم گفتی باشه؟

28:12.933 --> 28:14.133
خب که چی؟

28:12.933 --> 28:14.933
شماها به هم میاین، باید یه شانسی به خودتون بدین

28:12.933 --> 28:15.666
نه، کاملا اشتباه فهمیدی

28:12.933 --> 28:15.700
منظورم این بود که با اوه هه جی یه شانسی به رابطه‌اتون بدی

28:12.933 --> 28:13.933
...چی

28:12.933 --> 28:15.666
!هی تو! درست انجامش بده

28:12.933 --> 28:14.133
باز شروع شد

28:12.933 --> 28:15.533
یو جین سوک! کی بهت اجازه داد بشینی؟

28:12.933 --> 28:15.700
تو تازه وارد بخش اورژانسی، چه حقی داری بشینی؟

28:12.933 --> 28:15.333
فکر کنم باید دوباره آدمت کنیم

28:12.933 --> 28:14.533
بشین، پاشو

28:12.933 --> 28:14.833
!بشین، پاشو

28:12.933 --> 28:14.233
(توافق حضانت فرزند و حق سرپرستی)

28:12.933 --> 28:14.666
(محل ملاقات با توافق دو طرف تعیین می‌شه)

28:12.933 --> 28:16.566
آدم ممکنه توی زندگی بدهکار یا حتی ورشکست بشه

28:12.933 --> 28:14.533
شما دوتا هنوز جوونین

28:12.933 --> 28:14.966
باید سخت کار کنین و بدهی رو بدین

28:12.933 --> 28:14.866
...چرا باید

28:12.933 --> 28:14.500
همه‌ی اون بدهی رو تنهایی گردن بگیره؟

28:12.933 --> 28:14.433
احساس گناهش خیلی سنگینه

28:12.933 --> 28:15.233
بهش گفتم با هم بدهی رو پرداخت کنیم

28:12.933 --> 28:15.266
ولی گفت اینجوری برای بیت نا بدتره

28:12.933 --> 28:14.666
...نمی‌خواد بیت نا

28:12.933 --> 28:14.566
همیشه اونو درگیر مشکلات مالی ببینه

28:12.933 --> 28:15.033
اگه مامان بیت نا با اون وضعیت

28:12.933 --> 28:14.233
طلاق رو انتخاب کرده

28:12.933 --> 28:14.133
حتما واقعا به آخر خط رسیده بوده

28:12.933 --> 28:14.133
دیگه برو بالا

28:12.933 --> 28:15.766
بیت نا حتما منتظره تا امشب کنار باباش بخوابه

28:12.933 --> 28:14.533
چشم، بابا، شب به خیر -
باشه -

28:12.933 --> 28:13.933
چی شده؟

28:12.933 --> 28:14.833
جاییت درد می‌کنه؟

28:12.933 --> 28:16.566
این چند وقت هر روز صبح زود می‌ری بیرون، نکنه

28:12.933 --> 28:15.766
آره، صبح‌ها یه کار دیگه هم شروع کردم

28:12.933 --> 28:15.233
برای همین این مدت نتونستم بیت نا رو به مهد برسونم

28:12.933 --> 28:14.866
یه کار دیگه، چه کاری؟

28:12.933 --> 28:14.033
بار زدن و خالی کردن ماشین‌های باربری

28:12.933 --> 28:14.833
برای کار پاره وقت درآمدش خوبه

28:12.933 --> 28:15.433
ساعتش هم قبل از کلاس‌های آموزشگاهمه

28:12.933 --> 28:15.433
باید زود پول جمع کنم و برای بیت نا یه خونه بگیرم

28:12.933 --> 28:13.933
شب به خیر

28:12.933 --> 28:13.933
بیت نا

28:12.933 --> 28:14.133
...مدیتیشن

28:12.933 --> 28:15.300
باعث می‌شه همه‌ی فکرهای اضافه

28:12.933 --> 28:14.333
محو بشن؟

28:12.933 --> 28:13.966
آره، بابا

28:12.933 --> 28:14.033
پس الان

28:12.933 --> 28:14.833
بابا یه چیزی می‌خواد

28:12.933 --> 28:15.233
به بیت نای آروم و مهربون بگه

28:12.933 --> 28:14.166
آماده‌ای گوش بدی؟

28:12.933 --> 28:14.200
...مامان و بابا

28:12.933 --> 28:14.266
طلاق گرفتن

28:12.933 --> 28:16.000
ببخش که ناراحتت کردیم، بیت نا

28:12.933 --> 28:16.633
با اینکه مامان و بابا دیگه با هم زندگی نمی‌کنن

28:12.933 --> 28:16.033
ولی مامان همیشه مامانت می‌مونه

28:12.933 --> 28:15.233
این هیچوقت عوض نمی‌شه

28:12.933 --> 28:14.033
یه چیز دیگه هم هست

28:12.933 --> 28:14.033
مامان و بابا

28:12.933 --> 28:15.133
تو رو از هر چیزی توی دنیا بیشتر دوستت دارن

28:12.933 --> 28:14.033
منم

28:12.933 --> 28:16.900
منم از هر چیزی توی دنیا بیشتر مامان و بابا رو دوست دارم

28:12.933 --> 28:15.133
ممنونم، واقعا ممنونم

28:12.933 --> 28:15.166
مامان الان سرش با کار شلوغه

28:12.933 --> 28:14.433
برای همین یه مدت نمی‌تونه بیاد ببینتت

28:12.933 --> 28:16.233
ولی قول داده هر وقت دلت براش تنگ شد بتونی ببینیش

28:12.933 --> 28:14.100
پس یه کم دیگه صبر کن

28:12.933 --> 28:16.266
مامان هیچوقت ترکت نکرده

28:12.933 --> 28:16.733
تو همیشه توی دل مامان می‌درخشی

28:12.933 --> 28:15.566
بابا، می‌تونم گریه کنم؟
(بچه‌ام، قربونت بشم)

28:12.933 --> 28:13.933
حتما

28:12.933 --> 28:14.866
هر چقدر دلت می‌خواد گریه کن

28:12.933 --> 28:13.933
اشکالی نداره

28:12.933 --> 28:14.833
همه چیز درست می‌شه، گریه کن

28:12.933 --> 28:15.533
یعنی می‌گی که اصلا نمی‌دونی چی شده؟

28:12.933 --> 28:13.933
نه

28:12.933 --> 28:14.133
اون نیمه‌جون برگشت خونه

28:12.933 --> 28:16.200
مستقیم رفت توی اتاقش
و زار زار گریه کرد

28:12.933 --> 28:15.233
و از اون موقع تکون هم نخورده

28:12.933 --> 28:14.766
خدای من، چی شده؟

28:12.933 --> 28:15.633
ممکنه مثل دفعه‌ی قبل باشه؟
...شاید با

28:12.933 --> 28:14.433
یه دختر قلابی دیگه یا همچین چیزی روبه‌رو شده

28:12.933 --> 28:13.933
امکان نداره

28:12.933 --> 28:14.533
اگه اینطور بود
پدر نمی‌فهمید؟

28:12.933 --> 28:16.433
فکر می‌کنی شاید فهمیده
دختر واقعیش کیه؟

28:12.933 --> 28:14.533
منم به این فکر کردم

28:12.933 --> 28:15.433
ولی اگه واقعا اینطور بود
اوضاع انقدر آروم می‌بود؟

28:12.933 --> 28:15.300
اون خانواده ریخته بودن اینجا

28:12.933 --> 28:14.700
یا اون دوتا
سریع می‌رفتن اونجا

28:12.933 --> 28:14.100
همه جا بهم می‌ریخت

28:12.933 --> 28:14.300
نه، این نمی‌تونه باشه

28:12.933 --> 28:15.666
درسته، نمی‌تونه باشه، امکان نداره

28:12.933 --> 28:13.933
من اومدم

28:12.933 --> 28:14.866
کو گیول! چی شده اومدی اینجا؟

28:12.933 --> 28:15.133
خب، اومدم مامان‌بزرگ رو ببینم

28:12.933 --> 28:14.066
خونه‌ست؟

28:12.933 --> 28:14.433
مامان‌بزرگ حالش خوب نیست

28:12.933 --> 28:14.500
...هی، ولی اون

28:12.933 --> 28:14.166
کیسه‌ی خرید مامان‌بزرگ نیست؟

28:12.933 --> 28:15.133
فقط یه سلام می‌کنم و برمی‌گردم بیرون

28:12.933 --> 28:13.933
باورنکردنیه

28:12.933 --> 28:15.333
چرا کیسه‌ی خرید مادر دست کو گیوله؟

28:12.933 --> 28:16.733
یعنی مادر چو اون ئه
واقعا دختر مامان‌بزرگ؟

28:12.933 --> 28:15.733
یه حسی داشتیم
و معلوم شد درست بوده

28:12.933 --> 28:14.933
بهش شک داشتین؟

28:12.933 --> 28:16.033
...آره، چو اون ئه بهم گفت مادرش

28:12.933 --> 28:15.433
...دقیقا همون گردنبندی رو داشته که

28:12.933 --> 28:14.333
مامان‌بزرگ توی اپلیکیشن جوی آپلود کرده بود

28:12.933 --> 28:13.933
...پس یون سون هنوز

28:12.933 --> 28:14.833
اون گردنبند رو داشت

28:12.933 --> 28:14.933
حالا فقط کافیه شما دوتا همدیگه رو ببینین

28:12.933 --> 28:15.700
ولی مادر چو اون ئه
دچار آسیب روحی شدیدیه

28:12.933 --> 28:16.133
چو اون ئه چند بار پیشنهاد داده
مادربزرگش رو پیدا کنن

28:12.933 --> 28:14.000
ولی اون همیشه مخالفت کرده

28:12.933 --> 28:14.433
خودم رو برای این آماده کرده بودم

28:12.933 --> 28:16.000
با این حال، باید هر چه زودتر همدیگه رو ببینن

28:12.933 --> 28:15.033
حالا باید چیکار کنیم؟

28:12.933 --> 28:14.833
دلم می‌خواد همین الان بهش بگم

28:12.933 --> 28:14.466
ولی مامان‌بزرگت یه کم زمان خواست

28:12.933 --> 28:14.033
می‌خواد خودش بهش بگه

28:12.933 --> 28:14.266
بعد از این که امروز فهمید

28:12.933 --> 28:15.300
وقتی برگشت خونه
...حتی نتونست آب بخوره

28:12.933 --> 28:16.533
و تازه بعد از خوردن قرص خواب
تونست بخوابه

28:12.933 --> 28:14.466
همونطور که انتظار داشتم

28:12.933 --> 28:14.133
...فکر می‌کنی با فرار کردن از این

28:12.933 --> 28:14.900
کاری که کردی پاک می‌شه؟

28:12.933 --> 28:16.200
طبق سیاست شرکت
به‌ زودی روند رسیدگی انضباطی برگزار می‌شه

28:12.933 --> 28:14.866
اقدام انضباطی؟

28:12.933 --> 28:13.966
مدیر سو

28:12.933 --> 28:14.833
من فقط داشتم از دستورات پیروی می‌کردم، مدیر

28:12.933 --> 28:13.933
از دستورات پیروی می‌کردی؟

28:12.933 --> 28:15.433
می‌گی یکی بهت دستور داده این کار رو بکنی؟

28:12.933 --> 28:16.033
کی بهت گفت این کار رو انجام بدی؟

28:12.933 --> 28:14.000
!پرسیدم کی بود

28:12.933 --> 28:14.066
نمی‌تونم بهتون بگم

28:12.933 --> 28:15.833
...تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که تیم یک

28:12.933 --> 28:15.566
دستور داشت به هر قیمتی شده
دور دوم رو ببره

28:12.933 --> 28:13.933
دستور

28:12.933 --> 28:14.733
فلش رو بده به من و برو خونه

28:12.933 --> 28:16.133
درباره‌ی نحوه‌ی رسیدگی به این موضوع فکر می‌کنم
و به‌ زودی تصمیم می‌گیرم

28:12.933 --> 28:14.533
مدیر، مادرم بیوه‌ست و من تنها پسرشم

28:12.933 --> 28:15.733
مادرم با بیماری دست‌ و پنجه نرم می‌کنه
...پس اگه برای من هم اتفاقی بیفته

28:12.933 --> 28:14.033
نگفتم برو؟

28:12.933 --> 28:14.033
خواهش می‌کنم، فقط همین یه بار

28:12.933 --> 28:14.333
اگه این موضوع بره
پیش کمیته‌ی انضباطی

28:12.933 --> 28:14.800
چاره‌ای ندارم
جز این که همه‌ی حقیقت رو بگم

28:12.933 --> 28:14.433
اون وقت دیگه
کنترل پیامدها غیرممکن می‌شه

28:12.933 --> 28:13.933
!آقای هان جی هون

28:12.933 --> 28:14.433
بله، متاسفم مدیر

28:12.933 --> 28:16.133
فکر کنم یه مشکلی برای بابات پیش اومده

28:12.933 --> 28:14.900
ببخشید؟ -
دفعه‌ی قبل -

28:12.933 --> 28:15.733
یادت هست وقتی رفتم اون مدارک رو بهت بدم
اون مرد رو دیدیم؟

28:12.933 --> 28:14.666
همون مردی که بابا گفت نمی‌شناستش

28:12.933 --> 28:13.933
مگه چی شده؟

28:12.933 --> 28:13.966
از همون روز

28:12.933 --> 28:15.566
بابات طوری رفتار می‌کنه
که انگار کسی دنبالش کرده، همیشه مضطربه

28:12.933 --> 28:14.533
الان حتی توی اتاق کارش می‌خوابه

28:12.933 --> 28:14.400
یه چیزی ازش شنیدم

28:12.933 --> 28:15.000
فکر کنم برای فردا
قرار ملاقات با کسی گذاشته

28:12.933 --> 28:14.300
فردا؟ -
آره -

28:12.933 --> 28:16.333
یه شماره یادداشت کردم
که فکر می‌کنم مال همون مرده

28:12.933 --> 28:14.600
ولی نمی‌تونم همینطوری بی‌مقدمه بهش زنگ بزنم

28:12.933 --> 28:15.000
مامان، بابا رو می‌شناسی

28:12.933 --> 28:15.233
اون آدمی نیست
که درگیر کارهای بد بشه

28:12.933 --> 28:14.833
زیاد نگران نباش و بخواب

28:12.933 --> 28:14.900
درسته، احتمالا حق با توئه

28:12.933 --> 28:14.033
احتمالا چیزی نیست

28:12.933 --> 28:13.933
آره، برو بخواب

28:12.933 --> 28:14.833
(ساخت و ساز کانگ سو)

28:12.933 --> 28:14.066
چی شده؟

28:12.933 --> 28:15.000
واقعا وسط ساعت کاری من رو کشوندی بیرون

28:12.933 --> 28:15.433
شما بودی؟ -
چی؟ -

28:12.933 --> 28:16.833
کسی که به هان جی هون گفت
فایل ارتقای جوی تیم دو رو بدزده

28:12.933 --> 28:13.966
شما بودی، رئیس؟

28:12.933 --> 28:13.933
داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

28:12.933 --> 28:15.333
حتی اگه از این رقابت
احساس تهدید می‌کردی

28:12.933 --> 28:15.266
این دیگه زیادی نیست؟ -
!سو سونگ ری -

28:12.933 --> 28:16.400
می‌دونم از بچگی همیشه
...در برابر مدیر تیم کو

28:12.933 --> 28:14.133
احساس حقارت می‌کردی

28:12.933 --> 28:14.333
ولی واقعا لازم بود تا این حد پیش بری؟

28:12.933 --> 28:14.600
چی؟ حقارت؟

28:12.933 --> 28:13.933
پس منظورت اینه

28:12.933 --> 28:14.433
فکر کردم به کو گیول می‌بازم

28:12.933 --> 28:14.833
برای همین از روی حسادت
یه همچین کار کثیفی کردم؟

28:12.933 --> 28:14.533
اگه تو نبودی، پس کی بوده؟

28:12.933 --> 28:14.600
غیر از تو کی به هان جی هون
دستور می‌داد همچین کاری بکنه؟

28:12.933 --> 28:13.933
بی‌خیال

28:12.933 --> 28:14.100
هر چی می‌خوای باور کن

28:12.933 --> 28:15.000
انگار قبل از این که من رو بکشونی اینجا
جواب رو از قبل انتخاب کرده بودی

28:12.933 --> 28:15.766
می‌شه الان بری؟ می‌خوام تنها باشم

28:12.933 --> 28:13.933
رئیس

28:12.933 --> 28:13.933
بابا؟

28:12.933 --> 28:15.333
بگو ببینم
می‌خواستی چه اطلاعاتی بهم بدی؟

28:12.933 --> 28:14.400
از کجا شروع کنم؟

28:12.933 --> 28:14.866
اون موقع که غذاخوری رو می‌گردوندم

28:12.933 --> 28:14.400
کلی بدهی قمار داشتم

28:12.933 --> 28:16.633
هیچ راهی برای پرداختش نداشتم
برای همین نصف شب فرار کردم

28:12.933 --> 28:15.033
اون آدم‌هایی که گفته بودن
...میان دنبال یون سون

28:12.933 --> 28:15.000
بیشتر از یک ماه باهام تماس نگرفتن

28:12.933 --> 28:14.133
نمی‌تونستم بچه رو تنها رها کنم

28:12.933 --> 28:16.700
برای همین موقتا گذاشتمش
توی یتیم‌خونه‌ی هان بیت

28:12.933 --> 28:13.933
بعدش چی شد؟

28:12.933 --> 28:15.733
موضوع پیدا کردن
دختر رئیسه

28:12.933 --> 28:13.933
من مجانی حرف نمی‌زنم

28:12.933 --> 28:16.166
برای اطلاعاتی که از قبل نمی‌دونم
بهت پول می‌دم

28:12.933 --> 28:14.033
ولی هر چیزی که تا الان گفتی
از قبل می‌دونستم

28:12.933 --> 28:13.933
واقعا؟

28:12.933 --> 28:16.066
پس چیزی که الان می‌گم
چشم‌هات رو گرد می‌کنه

28:12.933 --> 28:15.233
این که اون توی فرانسه به فرزندخوندگی گرفته شد؟

28:12.933 --> 28:16.033
پنج سال بعد فرزندخوندگی لغو شد
و به کره برگشت، بعدش چی؟

28:12.933 --> 28:14.600
تو دستیار رئیس
یه شرکت بزرگ هستی

28:12.933 --> 28:15.133
فکر کنم این مقدار رو
از قبل می‌دونستی

28:12.933 --> 28:14.933
وقتی فرزندخوندگی لغو شد
بهم زنگ زدن

28:12.933 --> 28:14.633
پرسیدن می‌خوام دوباره بزرگش کنم یا نه

28:12.933 --> 28:14.366
معلومه که گفتم نه

28:12.933 --> 28:15.666
همون موقع هم به‌ زور
خرج زنم رو می‌دادم

28:12.933 --> 28:14.133
همین بود؟

28:12.933 --> 28:14.533
پس چیزی نصیبم نمی‌شه

28:12.933 --> 28:14.700
پس

28:12.933 --> 28:14.633
چون همه چیز رو از قبل می‌دونی

28:12.933 --> 28:15.633
نباید انتظار هیچ پولی
از طرف تو داشته باشم؟

28:12.933 --> 28:14.433
خب، اگه اینطوره، باشه

28:12.933 --> 28:13.933
ولی این رو بهم بگو

28:12.933 --> 28:16.266
رئیسی که براش کار می‌کنی
...یا کسی توی شرکت

28:12.933 --> 28:16.033
زن و دختری که توی لابی دیدم
می‌دونن؟

28:12.933 --> 28:14.633
که من و تو
از قدیم همدیگه رو می‌شناسیم؟

28:12.933 --> 28:13.966
!جونگ دونگ پال

28:12.933 --> 28:13.933
درسته

28:12.933 --> 28:14.233
خودمم

28:12.933 --> 28:15.000
دونگ پال، جونگ دونگ پال

28:12.933 --> 28:15.733
همون آدمی که بوی پول رو از دور می‌فهمه

28:12.933 --> 28:15.633
...فقط یه مبلغ حسابی آماده کن، اون‌وقت من

28:12.933 --> 28:16.233
برای همیشه درباره‌ی
سابقه‌ی کیفریت سکوت می‌کنم

28:12.933 --> 28:14.100
!اون دهنت رو ببند

28:12.933 --> 28:41.100
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: FATEMEH ✧ Lunamoon ✧ Sahel ✧
✧ ادیت: سارا ✧
