WEBVTT

00:00.050 --> 00:01.350
(تمام شخصیت‌ها، سازمان‌ها و اتفاقات این سریال تخیلی هستند)

00:01.350 --> 00:02.650
فیلمبرداری با رعایت دستورالعمل‌های)
(مربوط به کودکان، نوجوانان و حیوانات انجام شده

00:04.383 --> 00:05.550
قسمت شصت و سوو

00:07.483 --> 00:10.850
چرا برگشتی؟ فکر کردم یه کاری برات پیش اومده

00:10.883 --> 00:13.583
ببخشید، نتونستم جلسه رو تا آخر بمونم

00:13.950 --> 00:15.083
اشکالی نداره

00:15.483 --> 00:17.850
نگو که دوباره برگشتی سر کار

00:17.850 --> 00:19.650
مجبور بودم، امروز به خاطر یه مسئله‌ی شخصی

00:19.650 --> 00:21.850
اصلا نمی‌تونستم روی کار تمرکز کنم، فعلا خداحافظ

00:22.250 --> 00:23.250
صبر کن، مدیر سو

00:24.750 --> 00:26.650
بیا یه کم قدم بزنیم -
ببخشید؟ -

00:27.050 --> 00:29.050
لازم نیست همیشه فقط پشت میزت کار کنی

00:30.283 --> 00:34.183
می‌تونیم موقع راه رفتن درباره‌ی کار حرف بزنیم
و سوءتفاهم‌ها رو هم برطرف کنیم

00:38.750 --> 00:39.783
من فرزندخونده‌ام

00:41.350 --> 00:44.450
...وقتی داشتیم از جشن تولد برمی‌گشتیم

00:45.550 --> 00:47.850
پدرم توی یه تصادف فوت کرد

00:50.383 --> 00:52.050
برای همین نتونستم به قولی که داده بودم عمل کنم

00:52.050 --> 00:54.050
اینکه هر شنبه بیام اون زمین بازی

00:55.250 --> 00:58.050
بعد از اون، بین خونه‌ی فامیل‌ها و پرورشگاه‌ها جابه‌جا می‌شدم

00:58.783 --> 01:01.850
تا اینکه پدربزرگم منو به عنوان
پسر مدیرعامل کو ده چی به فرزندی قبول کرد

01:04.050 --> 01:05.050
مدیر تیم

01:05.883 --> 01:08.550
...این تمام چیزیه

01:08.550 --> 01:10.783
که هیچوقت نتونستم بهت بگم

01:12.450 --> 01:15.483
دیگه هیچ رازی ازت ندارم

01:19.850 --> 01:21.783
حتما گفتنش برات آسون نبوده

01:24.050 --> 01:27.183
متاسفم، اصلا خبر نداشتم

01:31.583 --> 01:32.983
پس همه‌اش یه سوءتفاهم بوده

01:33.083 --> 01:34.250
آره همینطوره

01:34.983 --> 01:37.950
من هیچوقت از هان جی هون نخواستم
که همچین کاری بکنه

01:38.983 --> 01:39.983
رئیس

01:40.350 --> 01:41.350
راستش

01:42.350 --> 01:45.350
اون روز خیلی از دستت ناراحت شده بودم
که اینجوری درباره‌ام فکر کردی

01:46.450 --> 01:50.283
ولی بعد فهمیدم که حق داشتی اینطوری فکر کنی

01:52.083 --> 01:54.250
هر کسی هم نگاه کنه می‌بینه که فقط با مهارتم
نمی‌تونم گیول رو شکست بدم

01:54.950 --> 01:56.283
با این حال حاضرم هر کاری بکنم

01:57.550 --> 02:00.883
تا توی این مسابقه برنده بشم

02:02.150 --> 02:03.250
موضوع این نیست

02:04.083 --> 02:06.850
من حرفی که جلوی میز خانم چو اون ئه

02:06.850 --> 02:08.750
به آقای هان جی هون زدین رو شنیدم

02:09.150 --> 02:10.283
معلومه که می‌خوام برنده بشم

02:11.050 --> 02:13.250
من همه‌ی زندگیم رو برای این مسابقه گذاشتم

02:14.650 --> 02:16.183
اگه انقدر می‌خوای که برنده بشی

02:16.850 --> 02:19.750
خوب فکر کن ببین واقعا باید چیکار کنی

02:22.650 --> 02:24.850
هر کسی توی اون موقعیت می‌بود
ممکن بود اشتباه برداشت کنه

02:25.350 --> 02:28.783
متاسفم، بابت حرف‌هایی که روی پشت بوم زدم
معذرت می‌خوام

02:29.850 --> 02:31.383
سو سونگ ری داره ازم عذرخواهی می‌کنه؟

02:33.350 --> 02:35.950
تو هیچوقت به کسی دلیلی برای عذرخواهی نمی‌دی

02:35.950 --> 02:39.450
برای همین شنیدن عذرخواهیت خیلی عجیبه

02:40.283 --> 02:41.850
این روزها باید از آدم‌های زیادی عذرخواهی کنم

02:42.550 --> 02:45.750
نه فقط از شما بلکه از یه نفر دیگه

02:46.483 --> 02:47.483
غیر از من از کی؟

02:51.250 --> 02:52.350
چی شده؟

02:54.183 --> 02:56.850
این روزها حس می‌کنم دیگه اون سو سونگ ری
که می‌شناختم نیستی

02:57.350 --> 02:58.650
انگار کاملا یه آدم دیگه شدی

02:59.850 --> 03:00.850
حق با شماست

03:01.950 --> 03:03.950
حتی خودمم دیگه نمی‌دونم سو سونگ ری واقعی کیه

03:05.283 --> 03:06.583
منظورت چیه؟

03:08.250 --> 03:10.183
حس می‌کنم همه چیزم دروغه

03:11.350 --> 03:14.083
نه فقط خودم بلکه همه‌ی چیزهایی

03:15.950 --> 03:17.650
که همیشه بهشون باور داشتم

03:18.283 --> 03:21.650
غیر از گیول یه اتفاق دیگه هم افتاده، مگه نه؟

03:23.250 --> 03:26.650
فقط بیا بدون اینکه چیزی بگیم راه بریم

03:26.983 --> 03:28.083
قدم زدن حس خوبی داره

03:29.150 --> 03:30.250
آره، همین کار رو بکنیم

03:39.983 --> 03:43.083
فکر کردی چون مادربزرگ من، همون مادربزرگ مادری توئه

03:43.450 --> 03:46.583
دیگه نمی‌تونیم با هم باشیم، درسته؟

03:47.050 --> 03:48.050
چی؟

03:49.083 --> 03:51.983
چطور ممکنه؟

03:52.683 --> 03:56.083
اگه اینطوری باشه که ما پسردایی و دخترعمه می‌شیم

03:57.583 --> 03:58.583
خوب گوش کن

03:59.450 --> 04:02.183
مادربزرگم بعدا با پدربزرگم ازدواج کرد

04:02.583 --> 04:03.883
قبل از اون یه دختر داشت

04:04.750 --> 04:05.750
من فرزندخونده‌ام

04:07.050 --> 04:10.950
پس با اینکه مادربزرگمون یکیه

04:12.050 --> 04:15.350
هیچ مشکلی بین ما ایجاد نمی‌کنه

04:17.383 --> 04:18.650
می‌خوای ساده‌تر برات توضیح بدم؟

04:20.383 --> 04:23.150
هیچ دلیلی وجود نداره که به خاطر مادربزرگمون

04:24.950 --> 04:25.983
یا هر چیز دیگه‌ای از هم جدا بشیم

04:28.350 --> 04:30.350
یه مدت گیج شده بودم

04:32.750 --> 04:35.650
برای مامانم و مادربزرگم یه معجزه اتفاق افتاد

04:38.850 --> 04:39.883
و توی همچین روز فوق العاده‌ای

04:41.050 --> 04:43.083
یه دفعه با خودم فکر کردم

04:44.283 --> 04:45.950
پس تکلیف ما چی می‌شه

04:47.983 --> 04:49.950
از اینکه همچین فکری کرده بودم از خودم متنفر شدم

04:52.083 --> 04:53.750
با خودم فکر می‌کردم ممکنه آخرش مجبور باشیم

04:55.350 --> 04:56.450
از هم جدا بشیم

05:01.550 --> 05:02.550
چه بچه ننه‌ای

05:09.783 --> 05:12.550
نذار هیچ چیزی تکونت بده

05:14.483 --> 05:17.850
به من و خودت اعتماد داشته باش، اون ئه

05:19.550 --> 05:21.650
باشه، همین کار رو می‌کنم

05:22.983 --> 05:24.350
دیگه هیچی نمی‌تونه منو متزلزل کنه

05:37.850 --> 05:38.850
خیلی دوستت دارم

05:39.783 --> 05:42.850
چو اون ئه‌ی کوچولوی من

06:24.783 --> 06:25.783
سونگ ری

06:26.950 --> 06:27.950
چی شده؟

06:28.950 --> 06:31.350
می‌شه یه کم همینجوری بمونی؟

06:40.050 --> 06:41.350
طاقت ندارم ببینم که داری از هم می‌پاشی

06:42.050 --> 06:45.250
هر اتفاقی هم بیفته همیشه کنارت می‌مونم

06:46.050 --> 06:47.183
پس هیچوقت از هم نپاش

06:48.050 --> 06:49.150
نمی‌پاشم

06:50.550 --> 06:54.250
هیچوقت از هم نمی‌پاشم پس حالا می‌تونی ولم کنی

06:56.750 --> 06:59.650
آره، این همون سو سونگ ریه که من می‌شناسم

07:01.250 --> 07:02.250
بریم

07:24.350 --> 07:25.750
رفتی اون خانم رو ببینی؟

07:26.850 --> 07:27.850
چی گفت؟

07:29.750 --> 07:32.650
به نظر می‌رسه حال رئیس
خیلی بدتر از چیزیه که فکر می‌کردیم

07:34.150 --> 07:36.183
همین که منو دید زد زیر گریه

07:36.850 --> 07:38.483
دلم براش سوخت

07:41.083 --> 07:43.550
ولی خودمم باورم نمی‌شه

07:44.950 --> 07:47.550
جلوی کسی که خودش به خاطر رئیس کلی درد می‌کشید

07:48.750 --> 07:50.483
فقط نشستم و از خودم حرف زدم

07:50.983 --> 07:53.583
از خودت؟ چی گفتی؟

07:56.450 --> 07:58.850
درباره‌ی اینکه رها شده بودم حرف زدم

08:02.350 --> 08:04.483
حتی چیزهایی رو گفتم که هیچ وقت نتونسته بودم به تو بگم

08:05.650 --> 08:06.950
چیزهایی که هیچوقت به من نگفته بودی؟

08:07.683 --> 08:09.050
همه‌ی اینا رو تنهایی به دوش می‌کشیدی؟

08:09.783 --> 08:10.783
متاسفم، عزیزم

08:13.350 --> 08:14.650
یه سری دردها انقدر عمیق بودن

08:16.183 --> 08:18.850
که هیچوقت نمی‌تونستم به زبون بیارمشون

08:20.850 --> 08:22.683
نمی‌دونم امروز چی شد

08:23.950 --> 08:26.350
نمی‌دونم چرا هر وقت کنار اونم

08:27.450 --> 08:29.750
همه‌ی حرف‌های دلم رو براش می‌گم

08:31.683 --> 08:33.683
حتی چیزهایی که بعد از سال‌ها درد دل کردن هم

08:34.350 --> 08:38.250
نتونسته بودم به مامان‌بزرگ چو رونگ بگم
همه‌اشون خود به خود از دهنم بیرون اومدن

08:41.350 --> 08:42.350
...اون واقعا

08:45.350 --> 08:47.150
حس یه مادر واقعی رو بهم می‌ده

08:48.983 --> 08:50.150
مسخره‌ست، نه؟

08:51.383 --> 08:53.850
منی که هیچوقت مادری نداشتم که بهش برگردم

08:56.250 --> 08:59.350
فکر کنم چون آدم خیلی راحتیه

09:02.650 --> 09:03.650
عزیزم

09:04.583 --> 09:07.650
یه چیزی هست که باید بهت بگم

09:08.150 --> 09:09.150
یه چیزی که باید به من بگی؟

09:11.283 --> 09:14.183
مامان‌بزرگ، بابابزرگ -
بیت نا -

09:14.350 --> 09:17.583
بیت نا، چی شده؟ خوابت نمی‌بره؟

09:18.250 --> 09:22.150
نه، مامان‌بزرگ برام لالایی می‌خونی؟

09:22.550 --> 09:23.650
حتما

09:23.650 --> 09:25.750
بیا بریم، برات لالایی می‌خونم

09:26.150 --> 09:28.083
راستی، چی می‌خواستی بهم بگی؟

09:28.450 --> 09:29.450
چی؟

09:30.450 --> 09:32.350
هیچی

09:33.050 --> 09:34.450
برو بیت نا رو بخوابون

09:35.250 --> 09:36.950
باشه، تو هم برو دوش بگیر و بخواب

09:37.450 --> 09:39.183
بیت نا، بیا بریم

09:40.683 --> 09:41.750
بیا بریم

09:50.983 --> 09:52.683
چرا هنوز بیداری؟

09:55.050 --> 09:56.883
منتظر موندم چون یه چیزی هست
که باید به هر دوتون بگم

09:57.683 --> 09:59.450
بله، پدر، بفرمایین

10:00.150 --> 10:01.150
پدر؟

10:04.050 --> 10:06.650
داشتم فکر می‌کردم درباره‌ی مادربزرگ به مامانت بگم

10:07.883 --> 10:09.750
ولی فکر نمی‌کنم دیگه لازم باشه

10:11.150 --> 10:14.083
با اینکه این همه سال از هم دور بودن

10:14.283 --> 10:17.550
هنوز از ته دل به هم وصلن

10:18.083 --> 10:19.550
به هم وصلن؟

10:21.650 --> 10:25.483
نمی‌دونم چرا، ولی با هم احساس صمیمین
و راحت سفره‌ی دلشون رو برای هم باز می‌کنن

10:25.483 --> 10:27.250
و دلشون می‌خواد به هم تکیه کنن

10:28.983 --> 10:31.750
فکر می‌کنم مامانت مدام به سمت مادربزرگ کشیده می‌شه

10:32.650 --> 10:36.083
انگار که با یه نخ نامرئی سرنوشت محکم به هم گره خوردن

10:37.683 --> 10:40.583
فکر کنم به زودی همدیگه رو می‌شناسن

10:41.583 --> 10:43.350
و اون گره‌ی بینشون هم باز می‌شه

10:44.350 --> 10:46.150
واقعا فوق‌العاده می‌شه

10:47.150 --> 10:48.883
ولی واقعا فکر می‌کنی حالشون خوب می‌مونه؟

10:49.950 --> 10:52.183
منم نگرانم
ولی تنها کاری که از دستمون برمیاد اینه که صبر کنیم

10:52.850 --> 10:55.283
آخرش هم اونا مادر و دخترن

10:56.150 --> 10:58.283
آره، می‌فهمم چی می‌گین

10:59.650 --> 11:00.950
پس شما دوتا

11:03.550 --> 11:06.250
بی‌خیال، دیروقته، بریم داخل

11:06.650 --> 11:07.650
بله

11:16.550 --> 11:17.650
خوب خوابیدی، بابا؟

11:17.983 --> 11:20.050
آره، خوب خوابیدم

11:20.583 --> 11:23.783
!پدر، مادر هنوز توی رختخوابه

11:24.283 --> 11:25.650
بعدا براش فرنی برنج درست می‌کنم

11:26.850 --> 11:28.450
عزیزم، از پیاده‌رویت برگشتی؟

11:29.383 --> 11:32.050
مادر، حالتون خوبه؟

11:32.350 --> 11:33.683
...تا دیروز

11:33.850 --> 11:35.183
الان تقریبا کاملا خوب شدم

11:35.883 --> 11:38.650
بیا داخل، آبگوشت ماهی موردعلاقه‌ات رو درست کردم

11:39.450 --> 11:42.183
آبگوشت ماهی؟ واقعا می‌چسبه

11:42.783 --> 11:44.583
آقای جو تو هم بیا پیشمون

11:45.250 --> 11:48.450
ممنون که صبح زود تا بازار ماهی رفتی

11:50.350 --> 11:52.450
پس منم یه کاسه می‌خورم

11:53.250 --> 11:54.250
همه بیاین داخل

11:55.083 --> 11:56.550
بله -
بله -

11:59.383 --> 12:01.750
چی شده؟

12:02.450 --> 12:04.350
!چطور یه شبه انقدر کامل خوب شد

12:04.883 --> 12:05.950
جدی می‌گم

12:06.350 --> 12:09.650
دیروز کانگ یون جا براش جادو کرده یا چی؟

12:10.550 --> 12:12.550
جادو؟ چجور جادویی؟

12:13.550 --> 12:15.850
هی کو مین هو

12:16.350 --> 12:18.183
این روزها به زور می‌شه پیدات کرد

12:18.850 --> 12:21.250
آمادگی برای مسابقه چطور پیش می‌ره؟

12:21.250 --> 12:24.983
خوبه، تا وقتی شما دوتا دخالت نکنین
همه چیز خوب پیش می‌ره

12:25.150 --> 12:27.550
ما دوتا؟ ما؟

12:28.950 --> 12:31.550
هی! منظورت از این حرف چیه؟

12:35.750 --> 12:38.450
قبل از رفتنت باید صبحونه بخوری

12:38.950 --> 12:40.550
(ساخت و ساز کانگ سو)

12:40.550 --> 12:43.950
مدیر سو فهمید؟
پس بهش گفتی که من دستور دادم؟

12:44.150 --> 12:45.950
نه، معلومه که نه

12:47.150 --> 12:48.350
یه کلمه هم چیزی نگفتم

12:51.383 --> 12:52.983
ولی یه جوری، رئیس خودش فهمید

12:54.783 --> 12:57.450
ازم خواست این پیام رو به کسی
که منو وادار به این کار کرده برسونم

12:59.050 --> 13:02.350
اگه یه بار دیگه دخالت کنین، تیم یک
خود به خود رد صلاحیت می‌شه

13:02.950 --> 13:03.950
چی؟

13:05.050 --> 13:06.950
اون جغله دوباره منو تهدید کرد؟

13:08.283 --> 13:09.550
چی؟ -
کافیه -

13:10.450 --> 13:13.050
با شناختی که از مدیر سو دارم، از این قضیه راحت نمی‌گذره

13:13.850 --> 13:14.950
خودت رو برای جلسه‌ی انظباطی آماده کن

13:16.183 --> 13:17.183
قربان

13:18.483 --> 13:21.050
پس من چاره‌ای ندارم جز اینکه بگم
از دستورات شما پیروی می‌کردم

13:21.450 --> 13:23.350
چاره‌ای نداری؟ داری می‌گی دوتامون با هم بیفتیم توی چاه؟

13:23.983 --> 13:26.950
فکر کردی اینکه مجبورت کردم یه چسه
کار انجام بدی بهم آسیب می‌رسونه؟

13:27.750 --> 13:28.883
بیا پیچیده‌اش نکنیم

13:29.683 --> 13:31.850
تو تنها کسی هستی که باید پایین کشیده بشه

13:33.583 --> 13:34.650
قربان، این ناعادلانه‌ست

13:37.650 --> 13:39.283
فقط همین یه دفعه رو ازم بگذرین

13:40.750 --> 13:43.850
اگه واقعا این قضیه به کمیته انظباطی کشیده شد

13:44.550 --> 13:46.883
...فقط بگوچون می‌خواستی چو اون ئه رو شکست بدی

13:47.383 --> 13:49.850
به خاطر موقعیتی که توش بودی اشتباه کردی

13:52.450 --> 13:54.583
یه تیکه از اون اطلاعات رو هم ندزدیدی

13:55.950 --> 13:58.683
حتما کاری می‌کنم این قضیه بزرگ‌تر نشه، پس نگران نباش

13:59.850 --> 14:01.050
تازه، در بدترین حالت

14:01.750 --> 14:04.250
احتمالا با کسر حقوق یا یه اقدام انظباطی جزئی تموم می‌شه

14:04.883 --> 14:07.050
می‌فهمی دارم چی می‌گم؟

14:07.150 --> 14:08.750
بله، قربان

14:10.783 --> 14:15.550
ازت انتظار بالایی داشتم، جدی می‌گم

14:16.150 --> 14:18.550
...جایگاه مدیر رو سر یه آدمی که حتی نمی‌تونه

14:18.550 --> 14:20.183
یه وظیفه‌ی ساده رو درست انجام بده به خطر انداختم

14:24.050 --> 14:25.050
چرا هنوز اینجایی؟

14:25.650 --> 14:26.983
برو بیرون، همین الان -
بله -

14:29.150 --> 14:31.050
خیلی زود براتون جبران می‌کنم

14:32.183 --> 14:33.350
خواهش می‌کنم فقط یه شانس دیگه بهم بدین

14:36.450 --> 14:37.450
یه شانس دیگه؟

14:51.683 --> 14:53.683
برای چی داری اینطوری وسیله جمع می‌کنی؟

14:57.183 --> 14:58.183
اون عکس چیه؟

14:59.950 --> 15:01.283
...از رئیس شنیدم که

15:02.950 --> 15:05.250
همسرت دختر گم‌شده‌ی خانمه

15:07.950 --> 15:09.483
خودم هم هنوز باورم نمی‌شه

15:10.750 --> 15:13.350
بدون اینکه همدیگه رو بشناسن روبه‌روی هم قرار گرفتن

15:15.183 --> 15:16.550
همسرم هنوز خبر نداره

15:17.850 --> 15:19.150
زمان همین قدر می‌تونه ترسناک باشه

15:22.050 --> 15:25.083
...از عکس بچگی‌ای که خانم داشت استفاده کردم

15:25.850 --> 15:27.216
و یه تصویر متناسب با سنش درست کردم

15:28.583 --> 15:32.550
با اینکه بارها خودم بهش نگاه کردم، ولی به هیچی شک نکردم

15:32.950 --> 15:35.750
معلومه که نباید بکنی، اصلا تصورش رو هم نمی‌کردی

15:37.750 --> 15:40.583
این عکس رو بده به همسرت

15:42.683 --> 15:43.683
باشه

15:46.250 --> 15:47.850
این مدت خیلی چیزها رو پشت سر گذاشتی

15:48.350 --> 15:49.650
من که کاری نکردم

16:02.683 --> 16:03.750
مشکلی پیش اومده، نه؟

16:04.450 --> 16:07.650
کسی داره تهدیدت می‌کنه؟

16:10.750 --> 16:14.350
...احیانا ممکنه به اتفاقی که

16:15.450 --> 16:16.550
بیست و پنج سال پیش افتاده ربط داشته باشه؟

16:27.583 --> 16:30.450
نه، می‌خوام بیشتر بشنوم

16:31.250 --> 16:32.850
می‌خوام بقیه‌ی داستان رو هم بشنوم

16:34.050 --> 16:35.050
ببخشید؟

16:35.983 --> 16:38.150
چیزی نیست

16:39.950 --> 16:44.450
وقتی حال حرف زدن داشتی، همه چی رو بهم بگو

16:45.050 --> 16:46.750
به همه‌اش گوش می‌دم

16:47.350 --> 16:49.650
حرف‌هاتون به تنهایی برای من خیلی ارزش داره، خانم

16:50.850 --> 16:52.750
حالا که فکر می‌کنم

16:53.250 --> 16:55.450
شنیدم دارین دنبال دختر گم‌شده‌اتون می‌گردین

16:56.750 --> 16:58.850
الان که فکر می‌کنم

16:58.850 --> 17:00.983
دفعه‌ی پیش واقعا بی‌ملاحظه حرف زدم

17:02.250 --> 17:04.450
وقتی گفتین دخترتون پن‌کیک گلی دوست داشته

17:05.350 --> 17:08.550
خیلی راحت گفتم خوش‌شانس بوده

17:09.850 --> 17:11.150
متاسفم

17:11.850 --> 17:12.850
نه

17:14.250 --> 17:17.150
چیزی نیست که بخوای به خاطرش ازم عذرخواهی کنی

17:18.850 --> 17:21.150
...می‌شه بپرسم

17:23.150 --> 17:25.350
...یادت میاد

17:25.950 --> 17:28.250
آخرین بار کجا از مادرت جدا شدی؟

17:29.350 --> 17:30.350
البته

17:32.250 --> 17:33.850
چطور می‌تونم اونجا رو فراموش کنم؟

17:34.350 --> 17:38.783
پس، چرا برنمی‌گردی اونجا؟

17:39.183 --> 17:40.483
چرا باید برگردم؟

17:41.950 --> 17:43.850
چیزی جز خاطرات دردناک وجود نداره

17:44.650 --> 17:48.383
اگه تو رو رها نکرده باشه چی؟

17:49.750 --> 17:52.483
اگه فقط صرفا همدیگه رو گم کرده باشین چی؟

17:54.150 --> 17:55.383
...ممکنه مادرت کل عمرش رو

17:56.383 --> 17:58.983
دنبال دخترش گشته باشه

17:59.450 --> 18:01.350
اون همچین آدمی نیست

18:03.250 --> 18:04.850
اگه حقیقت هم داشته باشه

18:05.550 --> 18:07.450
دیگه پنجاه سال گذشته

18:12.350 --> 18:14.050
یادته قبلا بهم چی گفتی؟

18:15.183 --> 18:18.183
گفتی اگه صلاح باشه آدم‌ها همدیگه رو
ببینن، یه روز این اتفاق میفته

18:20.583 --> 18:22.050
لطفا برگرد اونجا

18:23.350 --> 18:24.650
...قلب مادرت

18:25.850 --> 18:27.783
...حتما هنوز هم

18:28.850 --> 18:33.050
به همونجایی که دخترش رو گم کرده گره خورده

18:34.850 --> 18:37.450
ممنون که این رو گفتین، ولی ردش می‌کنم

18:40.450 --> 18:42.750
‌...مطمئنم شما دخترتون رو پیدا می‌کنین

18:42.750 --> 18:44.750
چون هیچوقت از پیدا کردنش دست نکشیدین

18:57.650 --> 19:00.383
چرا به جای درس خوندن همه‌اش می‌رم توی فکر؟

19:00.683 --> 19:02.350
اصلا نمی‌تونم تمرکز کنم

19:10.583 --> 19:12.983
چی؟ می‌خوای بری رقص خطی؟

19:13.550 --> 19:15.850
آره، چرا؟ مگه تو نمی‌خوای بری؟

19:16.483 --> 19:19.850
خدایا، قبلا که ازت می‌خواستم که هی رد می‌کردی

19:20.650 --> 19:23.783
امروز قصد نداشتم برم، برای همین آماده هم نشدم

19:23.950 --> 19:27.250
منظورت از آماده شدن چیه؟ همینطوری که هستی عالی‌ای

19:27.450 --> 19:31.383
چی داری می‌گی؟ اینا لباس‌های کارمن

19:31.950 --> 19:34.550
برای رقص باید یه لباس توی یه سطح کاملا متفاوت بپوشی

19:35.350 --> 19:39.050
فقط صبر کن، سریع آماده می‌شم

19:39.183 --> 19:41.450
منم اومدم، یه لباس خوشگل بپوش و بیا بیرون

19:42.550 --> 19:44.583
مادر جون، من می‌رم دنبال بیت نا

19:45.850 --> 19:48.283
فقط برای اینکه بری دنبال بیت نا خوشگل کردی؟

19:49.050 --> 19:51.450
آره، می‌خوام به عمه‌ی خوشگلش افتخار کنه

19:52.250 --> 19:53.383
ممنون، چو رونگ

19:54.350 --> 19:56.583
یه روز باید یه لباس خوشگل برات بخرم

19:56.783 --> 19:57.850
لازم نیست

19:58.050 --> 20:00.450
این اواخر به خاطر بیت نا خیلی خوشحال بودم

20:05.650 --> 20:08.150
تادا! چطور شدم؟

20:08.750 --> 20:11.283
خدایا! واقعا خودتی؟

20:11.783 --> 20:14.483
!مامان‌بزرگ، واقعا محشر شدی

20:16.250 --> 20:19.083
قطعا دیروز یه اتفاقی بین اون دوتا افتاده

20:19.850 --> 20:22.350
...وگرنه امکان نداره مامان

20:22.683 --> 20:24.150
که عملا رو به موت بود، اینطوری با انرژی باشه

20:26.750 --> 20:30.550
نکنه همدیگه رو شناختن و پشت سرمون
می‌خوان یه کارهایی بکنن؟

20:33.183 --> 20:35.250
پس نباید همینطوری بشینم و کاری نکنم

20:36.150 --> 20:39.650
باید با دست‌های خودم از شر اون بمب ساعتی خلاص بشم

20:42.250 --> 20:44.450
من کریستال نقره‌ایم‌ها

20:48.483 --> 20:50.083
باید متفاوت باشم -
درسته، همینطوری -

20:50.083 --> 20:51.350
پس اینطوری -
آره -

20:51.550 --> 20:52.550
بانمک می‌شم

20:53.283 --> 20:54.283
مگه نه؟

20:58.650 --> 21:02.050
چی داشتین می‌گفتین؟ به محض اینکه اومدم ساکت شدین

21:02.050 --> 21:04.250
به تو مربوط نمی‌شه

21:04.283 --> 21:07.150
چقدر می‌تونی بی‌شرم باشی که
دست از پا درازتر برگردی اینجا؟

21:07.950 --> 21:08.950
عزیزم تو چت شده؟

21:09.650 --> 21:12.950
اگه می‌خواستی امروز بیای کلاس، باید با من میومدی

21:13.150 --> 21:15.650
چرا؟ یکی رو می‌خواستی کیفت رو برات بیاره؟

21:17.050 --> 21:19.050
من کی ازت خواستم کیفم رو برام بیاری؟

21:19.750 --> 21:21.283
خودت همیشه داوطلب می‌شدی

21:21.450 --> 21:22.450
باورم نمی‌شه

21:23.050 --> 21:26.983
مامان اون هیونگ، من هر ثانیه مراقبم

21:27.283 --> 21:29.383
نگرات موهات نباش

21:29.583 --> 21:30.983
نگران موهام نیستم

21:31.850 --> 21:33.450
مادر شوهرت چطوره؟

21:33.483 --> 21:36.450
چرا انقدر در مورد مادر کنجکاوی؟

21:36.850 --> 21:38.750
چی؟ -
...دیروز دقیقا داشتی چه نقشه‌ای -

21:38.750 --> 21:40.183
با مادر می‌کشیدی؟

21:41.050 --> 21:43.683
همه‌اش با غذا و اینجور چیزها پا می‌شی میای اونجا

21:44.150 --> 21:45.450
و سعی داری مادر رو توی مشت خودت بگیری

21:45.750 --> 21:47.850
دلت می‌خواد بعدا یه چیزی از توش دربیاری؟

21:49.250 --> 21:50.683
به همین خیال باش

21:51.150 --> 21:53.150
فکر کردی هر چی دلت بخواد می‌تونی بگی؟

21:53.250 --> 21:55.183
یه چیزی از توش دربیارم؟ جدی هستی؟

21:57.283 --> 21:59.050
از شنیدن این مزخرفات خسته شدم

21:59.850 --> 22:02.550
متهم کردن من کافی نبود، الان داری
کانگ یون جا رو هم متهم می‌کنی؟

22:02.650 --> 22:04.050
واقعا می‌خوای اینطوری رفتار کنی؟

22:04.783 --> 22:07.250
چطور ممکنه تو هم یهو علیه من بشی؟

22:08.083 --> 22:09.750
متوجهش شدی، نه؟

22:10.450 --> 22:11.783
...مادرم و کانگ یون جا

22:14.150 --> 22:16.983
چی؟ چی رو متوجه شدم؟

22:17.350 --> 22:18.350
ولش کن

22:18.850 --> 22:22.583
از الان به بعد، ممنون می‌شم دیگه
پات رو توی خونه‌ی ما نذاری

22:23.150 --> 22:24.783
...چطور ممکنه زن یه دستیار ساده

22:24.783 --> 22:26.983
همه‌اش بیاد خونه‌ی رئیس؟

22:28.550 --> 22:32.050
هی سعی می‌کردم کوتاه بیام

22:32.750 --> 22:36.450
ولی با دیدن رفتاری که داری، باید قبل از کلاس حلش کنم

22:36.450 --> 22:37.750
باز شروع شد

22:38.650 --> 22:41.950
چرا اون زن پیر هر دفعه که منو می‌بینه
آستین‌هاش رو می‌ده بالا؟

22:42.550 --> 22:43.950
سلام، خانم

22:44.183 --> 22:45.183
سلام

22:45.850 --> 22:46.850
سلام

22:47.050 --> 22:50.283
همه طراحی رقصی که این هفته شروع
کردیم رو یاد گرفتین دیگه؟

22:50.550 --> 22:51.550
آره -
آره -

22:51.550 --> 22:52.583
قلبم تند می‌زنه

22:52.850 --> 22:54.883
قلبم داره از جا درمیاد -
داره از جا درمیاد -

22:54.883 --> 22:56.150
شروع کنیم؟

23:14.983 --> 23:17.583
رئیس، قبل از ارائه قراره تمرین کنیم؟

23:18.450 --> 23:21.850
...تمرین؟ معلومه که می‌کنیم، برای همین هم

23:22.350 --> 23:24.650
چطوره این دفعه بذاریم چو اون ئه ارائه رو انجام بده؟

23:24.850 --> 23:26.483
بله؟ می‌خواین من ارائه بدم؟

23:27.583 --> 23:29.650
نه، شما باید ارائه بدین

23:29.650 --> 23:30.850
چطوری یه کارآموزی مثل من این کار رو بکنه؟

23:31.283 --> 23:33.850
من مقدمه و مرور کلی طراحی رو ارائه می‌دم

23:34.583 --> 23:37.250
ولی از اونجایی که ادغام جوی بخش
بزرگی از این ارائه رو تشکیل می‌ده

23:37.383 --> 23:39.450
به نظرم به عنوان توسعه‌دهنده باید
ارائه‌اش رو به عهده بگیری

23:39.750 --> 23:41.083
شما نظرت چیه، دستیار مدیر کیم؟

23:41.450 --> 23:42.850
موافقم

23:43.450 --> 23:45.283
پس، با رای اکثریت

23:46.250 --> 23:48.650
چو اون ئه ادغام نرم‌افزار رو ارائه می‌ده

23:48.750 --> 23:50.750
تمومه، اعتراضی نیست دیگه؟

23:51.150 --> 23:54.650
خودتون همه چی رو می‌برین و می‌دوزین

23:55.450 --> 23:56.783
مشکلی هست خودت مدیر تیم بشو

23:57.283 --> 23:58.350
تمومه

24:02.950 --> 24:04.250
پس حل شد

24:04.983 --> 24:07.450
همگی خسته نباشین، به این ترتیب جلسه‌ی امروز تمومه

24:07.783 --> 24:08.883
ممنون -
ممنون -

24:12.783 --> 24:14.550
آقای هان جی هون، می‌شه یه لحظه بمونین؟

24:15.050 --> 24:16.783
بله؟ حتما

24:16.883 --> 24:19.250
پس من زودتر می‌دم خونه، بعدا می‌بینمتون

24:26.650 --> 24:30.183
بعد از صحبت با رئیس، تصمیم
گرفتیم بی‌خیال این قضیه بشیم

24:35.350 --> 24:37.650
ممنون، مدیر کو

24:38.083 --> 24:39.850
...دلیل اینکه بی‌خیالش شدیم این نیست که کار اشتباهی نکردی

24:40.150 --> 24:42.183
یا اینکه موضوع جدی‌ای نبوده

24:43.283 --> 24:45.283
دلیلش اینه که الان توی وضعیت بحرانی‌ای هستیم

24:45.850 --> 24:48.683
و اول باید مرحله‌ی دوم رو پشت سر بذاریم

24:49.250 --> 24:52.050
بله، کاملا درک می‌کنم

24:52.883 --> 24:54.883
قول می‌دم دیگه همچین اتفاقی نیفته

24:57.150 --> 24:59.250
دیگه می‌تونی بری -
بله، مدیر کو -

25:33.750 --> 25:35.250
لطفا برگرد اونجا

25:36.450 --> 25:37.750
...قلب مامانت

25:39.050 --> 25:40.950
...حتما هنوز هم

25:42.050 --> 25:46.150
به همون جایی که دخترش رو گم کرده گره خورده

25:49.383 --> 25:50.383
کانگ یون جا

25:53.750 --> 25:55.850
چرا باز برگشتی اینجا؟

25:59.483 --> 26:00.550
به چی امید داشتی؟

26:03.483 --> 26:10.383
<i>توی راه کار مامانم</i>

26:13.250 --> 26:16.150
<i>گل‌های رز وحشی سفید</i>

26:30.150 --> 26:31.150
یون سون

26:42.050 --> 26:43.150
...حالا دیگه

26:44.883 --> 26:47.350
دارم صدا می‌شنوم

27:04.050 --> 27:06.783
<i>مامان" رو صدا بزن"</i>

27:08.550 --> 27:12.150
<i>به آرومی اونا رو برداشتم و خوردمشون</i>

27:14.350 --> 27:15.383
یون سون

27:39.083 --> 27:40.083
یون سون

27:42.183 --> 27:43.183
منم

27:45.183 --> 27:46.183
مامانت

27:47.183 --> 28:11.350
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Lunamoon ✧ LuvlyPink ✧
✧ ادیت: سارا ✧

28:11.350 --> 28:14.050
·˚˖𖦹 روزهای شاد ما 𖦹˖·˚

28:11.350 --> 28:13.750
آمادگی برای مسابقه چطور پیش می‌ره؟

28:11.350 --> 28:15.083
خوبه، تا وقتی شما دوتا دخالت نکنین
همه چیز خوب پیش می‌ره

28:11.350 --> 28:13.750
ما دوتا؟ ما؟

28:11.350 --> 28:13.950
هی! منظورت از این حرف چیه؟

28:11.350 --> 28:14.050
قبل از رفتنت باید صبحونه بخوری

28:11.350 --> 28:12.950
(ساخت و ساز کانگ سو)

28:11.350 --> 28:14.750
مدیر سو فهمید؟
پس بهش گفتی که من دستور دادم؟

28:11.350 --> 28:13.150
نه، معلومه که نه

28:11.350 --> 28:12.550
یه کلمه هم چیزی نگفتم

28:11.350 --> 28:12.950
ولی یه جوری، رئیس خودش فهمید

28:11.350 --> 28:14.017
ازم خواست این پیام رو به کسی
که منو وادار به این کار کرده برسونم

28:11.350 --> 28:14.650
اگه یه بار دیگه دخالت کنین، تیم یک
خود به خود رد صلاحیت می‌شه

28:11.350 --> 28:12.350
چی؟

28:11.350 --> 28:13.250
اون جغله دوباره منو تهدید کرد؟

28:11.350 --> 28:12.617
چی؟ -
کافیه -

28:11.350 --> 28:13.950
با شناختی که از مدیر سو دارم، از این قضیه راحت نمی‌گذره

28:11.350 --> 28:12.450
خودت رو برای جلسه‌ی انظباطی آماده کن

28:11.350 --> 28:12.350
قربان

28:11.350 --> 28:13.917
پس من چاره‌ای ندارم جز اینکه بگم
از دستورات شما پیروی می‌کردم

28:11.350 --> 28:13.250
چاره‌ای نداری؟ داری می‌گی دوتامون با هم بیفتیم توی چاه؟

28:11.350 --> 28:14.317
فکر کردی اینکه مجبورت کردم یه چسه
کار انجام بدی بهم آسیب می‌رسونه؟

28:11.350 --> 28:12.483
بیا پیچیده‌اش نکنیم

28:11.350 --> 28:13.517
تو تنها کسی هستی که باید پایین کشیده بشه

28:11.350 --> 28:12.417
قربان، این ناعادلانه‌ست

28:11.350 --> 28:12.983
فقط همین یه دفعه رو ازم بگذرین

28:11.350 --> 28:14.450
اگه واقعا این قضیه به کمیته انظباطی کشیده شد

28:11.350 --> 28:13.683
...فقط بگوچون می‌خواستی چو اون ئه رو شکست بدی

28:11.350 --> 28:13.817
به خاطر موقعیتی که توش بودی اشتباه کردی

28:11.350 --> 28:13.483
یه تیکه از اون اطلاعات رو هم ندزدیدی

28:11.350 --> 28:14.083
حتما کاری می‌کنم این قضیه بزرگ‌تر نشه، پس نگران نباش

28:11.350 --> 28:12.550
تازه، در بدترین حالت

28:11.350 --> 28:13.850
احتمالا با کسر حقوق یا یه اقدام انظباطی جزئی تموم می‌شه

28:11.350 --> 28:13.517
می‌فهمی دارم چی می‌گم؟

28:11.350 --> 28:12.950
بله، قربان

28:11.350 --> 28:16.117
ازت انتظار بالایی داشتم، جدی می‌گم

28:11.350 --> 28:13.750
...جایگاه مدیر رو سر یه آدمی که حتی نمی‌تونه

28:11.350 --> 28:12.983
یه وظیفه‌ی ساده رو درست انجام بده به خطر انداختم

28:11.350 --> 28:12.350
چرا هنوز اینجایی؟

28:11.350 --> 28:12.683
برو بیرون، همین الان -
بله -

28:11.350 --> 28:13.250
خیلی زود براتون جبران می‌کنم

28:11.350 --> 28:12.517
خواهش می‌کنم فقط یه شانس دیگه بهم بدین

28:11.350 --> 28:12.350
یه شانس دیگه؟

28:11.350 --> 28:13.350
برای چی داری اینطوری وسیله جمع می‌کنی؟

28:11.350 --> 28:12.350
اون عکس چیه؟

28:11.350 --> 28:12.683
...از رئیس شنیدم که

28:11.350 --> 28:13.650
همسرت دختر گم‌شده‌ی خانمه

28:11.350 --> 28:12.883
خودم هم هنوز باورم نمی‌شه

28:11.350 --> 28:13.950
بدون اینکه همدیگه رو بشناسن روبه‌روی هم قرار گرفتن

28:11.350 --> 28:12.717
همسرم هنوز خبر نداره

28:11.350 --> 28:12.650
زمان همین قدر می‌تونه ترسناک باشه

28:11.350 --> 28:14.383
...از عکس بچگی‌ای که خانم داشت استفاده کردم

28:11.350 --> 28:12.716
و یه تصویر متناسب با سنش درست کردم

28:11.350 --> 28:15.317
با اینکه بارها خودم بهش نگاه کردم، ولی به هیچی شک نکردم

28:11.350 --> 28:14.150
معلومه که نباید بکنی، اصلا تصورش رو هم نمی‌کردی

28:11.350 --> 28:14.183
این عکس رو بده به همسرت

28:11.350 --> 28:12.350
باشه

28:11.350 --> 28:12.950
این مدت خیلی چیزها رو پشت سر گذاشتی

28:11.350 --> 28:12.650
من که کاری نکردم

28:11.350 --> 28:12.417
مشکلی پیش اومده، نه؟

28:11.350 --> 28:14.550
کسی داره تهدیدت می‌کنه؟

28:11.350 --> 28:14.950
...احیانا ممکنه به اتفاقی که

28:11.350 --> 28:12.450
بیست و پنج سال پیش افتاده ربط داشته باشه؟

28:11.350 --> 28:14.217
نه، می‌خوام بیشتر بشنوم

28:11.350 --> 28:12.950
می‌خوام بقیه‌ی داستان رو هم بشنوم

28:11.350 --> 28:12.350
ببخشید؟

28:11.350 --> 28:13.517
چیزی نیست

28:11.350 --> 28:15.850
وقتی حال حرف زدن داشتی، همه چی رو بهم بگو

28:11.350 --> 28:13.050
به همه‌اش گوش می‌دم

28:11.350 --> 28:13.650
حرف‌هاتون به تنهایی برای من خیلی ارزش داره، خانم

28:11.350 --> 28:13.250
حالا که فکر می‌کنم

28:11.350 --> 28:13.550
شنیدم دارین دنبال دختر گم‌شده‌اتون می‌گردین

28:11.350 --> 28:13.450
الان که فکر می‌کنم

28:11.350 --> 28:13.483
دفعه‌ی پیش واقعا بی‌ملاحظه حرف زدم

28:11.350 --> 28:13.550
وقتی گفتین دخترتون پن‌کیک گلی دوست داشته

28:11.350 --> 28:14.550
خیلی راحت گفتم خوش‌شانس بوده

28:11.350 --> 28:12.650
متاسفم

28:11.350 --> 28:12.350
نه

28:11.350 --> 28:14.250
چیزی نیست که بخوای به خاطرش ازم عذرخواهی کنی

28:11.350 --> 28:13.650
...می‌شه بپرسم

28:11.350 --> 28:13.550
...یادت میاد

28:11.350 --> 28:13.650
آخرین بار کجا از مادرت جدا شدی؟

28:11.350 --> 28:12.350
البته

28:11.350 --> 28:12.950
چطور می‌تونم اونجا رو فراموش کنم؟

28:11.350 --> 28:15.783
پس، چرا برنمی‌گردی اونجا؟

28:11.350 --> 28:12.650
چرا باید برگردم؟

28:11.350 --> 28:13.250
چیزی جز خاطرات دردناک وجود نداره

28:11.350 --> 28:15.083
اگه تو رو رها نکرده باشه چی؟

28:11.350 --> 28:14.083
اگه فقط صرفا همدیگه رو گم کرده باشین چی؟

28:11.350 --> 28:12.583
...ممکنه مادرت کل عمرش رو

28:11.350 --> 28:13.950
دنبال دخترش گشته باشه

28:11.350 --> 28:13.250
اون همچین آدمی نیست

28:11.350 --> 28:12.950
اگه حقیقت هم داشته باشه

28:11.350 --> 28:13.250
دیگه پنجاه سال گذشته

28:11.350 --> 28:13.050
یادته قبلا بهم چی گفتی؟

28:11.350 --> 28:14.350
گفتی اگه صلاح باشه آدم‌ها همدیگه رو
ببینن، یه روز این اتفاق میفته

28:11.350 --> 28:12.817
لطفا برگرد اونجا

28:11.350 --> 28:12.650
...قلب مادرت

28:11.350 --> 28:13.283
...حتما هنوز هم

28:11.350 --> 28:15.550
به همونجایی که دخترش رو گم کرده گره خورده

28:11.350 --> 28:13.950
ممنون که این رو گفتین، ولی ردش می‌کنم

28:11.350 --> 28:13.650
‌...مطمئنم شما دخترتون رو پیدا می‌کنین

28:11.350 --> 28:13.350
چون هیچوقت از پیدا کردنش دست نکشیدین

28:11.350 --> 28:14.083
چرا به جای درس خوندن همه‌اش می‌رم توی فکر؟

28:11.350 --> 28:13.017
اصلا نمی‌تونم تمرکز کنم

28:11.350 --> 28:13.750
چی؟ می‌خوای بری رقص خطی؟

28:11.350 --> 28:13.650
آره، چرا؟ مگه تو نمی‌خوای بری؟

28:11.350 --> 28:14.717
خدایا، قبلا که ازت می‌خواستم که هی رد می‌کردی

28:11.350 --> 28:14.483
امروز قصد نداشتم برم، برای همین آماده هم نشدم

28:11.350 --> 28:14.650
منظورت از آماده شدن چیه؟ همینطوری که هستی عالی‌ای

28:11.350 --> 28:15.283
چی داری می‌گی؟ اینا لباس‌های کارمن

28:11.350 --> 28:13.950
برای رقص باید یه لباس توی یه سطح کاملا متفاوت بپوشی

28:11.350 --> 28:15.050
فقط صبر کن، سریع آماده می‌شم

28:11.350 --> 28:13.617
منم اومدم، یه لباس خوشگل بپوش و بیا بیرون

28:11.350 --> 28:13.383
مادر جون، من می‌رم دنبال بیت نا

28:11.350 --> 28:13.783
فقط برای اینکه بری دنبال بیت نا خوشگل کردی؟

28:11.350 --> 28:13.750
آره، می‌خوام به عمه‌ی خوشگلش افتخار کنه

28:11.350 --> 28:12.483
ممنون، چو رونگ

28:11.350 --> 28:13.583
یه روز باید یه لباس خوشگل برات بخرم

28:11.350 --> 28:12.417
لازم نیست

28:11.350 --> 28:13.750
این اواخر به خاطر بیت نا خیلی خوشحال بودم

28:11.350 --> 28:13.850
تادا! چطور شدم؟

28:11.350 --> 28:13.883
خدایا! واقعا خودتی؟

28:11.350 --> 28:14.050
!مامان‌بزرگ، واقعا محشر شدی

28:11.350 --> 28:14.183
قطعا دیروز یه اتفاقی بین اون دوتا افتاده

28:11.350 --> 28:13.850
...وگرنه امکان نداره مامان

28:11.350 --> 28:12.817
که عملا رو به موت بود، اینطوری با انرژی باشه

28:11.350 --> 28:15.150
نکنه همدیگه رو شناختن و پشت سرمون
می‌خوان یه کارهایی بکنن؟

28:11.350 --> 28:13.417
پس نباید همینطوری بشینم و کاری نکنم

28:11.350 --> 28:14.850
باید با دست‌های خودم از شر اون بمب ساعتی خلاص بشم

28:11.350 --> 28:13.550
من کریستال نقره‌ایم‌ها

28:11.350 --> 28:12.950
باید متفاوت باشم -
درسته، همینطوری -

28:11.350 --> 28:12.617
پس اینطوری -
آره -

28:11.350 --> 28:12.350
بانمک می‌شم

28:11.350 --> 28:12.350
مگه نه؟

28:11.350 --> 28:14.750
چی داشتین می‌گفتین؟ به محض اینکه اومدم ساکت شدین

28:11.350 --> 28:13.550
به تو مربوط نمی‌شه

28:11.350 --> 28:14.217
چقدر می‌تونی بی‌شرم باشی که
دست از پا درازتر برگردی اینجا؟

28:11.350 --> 28:12.350
عزیزم تو چت شده؟

28:11.350 --> 28:14.650
اگه می‌خواستی امروز بیای کلاس، باید با من میومدی

28:11.350 --> 28:13.850
چرا؟ یکی رو می‌خواستی کیفت رو برات بیاره؟

28:11.350 --> 28:13.350
من کی ازت خواستم کیفم رو برام بیاری؟

28:11.350 --> 28:12.883
خودت همیشه داوطلب می‌شدی

28:11.350 --> 28:12.350
باورم نمی‌شه

28:11.350 --> 28:15.283
مامان اون هیونگ، من هر ثانیه مراقبم

28:11.350 --> 28:13.450
نگرات موهات نباش

28:11.350 --> 28:12.750
نگران موهام نیستم

28:11.350 --> 28:12.950
مادر شوهرت چطوره؟

28:11.350 --> 28:14.317
چرا انقدر در مورد مادر کنجکاوی؟

28:11.350 --> 28:13.250
چی؟ -
...دیروز دقیقا داشتی چه نقشه‌ای -

28:11.350 --> 28:12.783
با مادر می‌کشیدی؟

28:11.350 --> 28:13.983
همه‌اش با غذا و اینجور چیزها پا می‌شی میای اونجا

28:11.350 --> 28:12.650
و سعی داری مادر رو توی مشت خودت بگیری

28:11.350 --> 28:13.450
دلت می‌خواد بعدا یه چیزی از توش دربیاری؟

28:11.350 --> 28:12.783
به همین خیال باش

28:11.350 --> 28:13.350
فکر کردی هر چی دلت بخواد می‌تونی بگی؟

28:11.350 --> 28:13.283
یه چیزی از توش دربیارم؟ جدی هستی؟

28:11.350 --> 28:13.117
از شنیدن این مزخرفات خسته شدم

28:11.350 --> 28:14.050
متهم کردن من کافی نبود، الان داری
کانگ یون جا رو هم متهم می‌کنی؟

28:11.350 --> 28:12.750
واقعا می‌خوای اینطوری رفتار کنی؟

28:11.350 --> 28:13.817
چطور ممکنه تو هم یهو علیه من بشی؟

28:11.350 --> 28:13.017
متوجهش شدی، نه؟

28:11.350 --> 28:12.683
...مادرم و کانگ یون جا

28:11.350 --> 28:14.183
چی؟ چی رو متوجه شدم؟

28:11.350 --> 28:12.350
ولش کن

28:11.350 --> 28:15.083
از الان به بعد، ممنون می‌شم دیگه
پات رو توی خونه‌ی ما نذاری

28:11.350 --> 28:12.983
...چطور ممکنه زن یه دستیار ساده

28:11.350 --> 28:13.550
همه‌اش بیاد خونه‌ی رئیس؟

28:11.350 --> 28:14.850
هی سعی می‌کردم کوتاه بیام

28:11.350 --> 28:15.050
ولی با دیدن رفتاری که داری، باید قبل از کلاس حلش کنم

28:11.350 --> 28:12.650
باز شروع شد

28:11.350 --> 28:14.650
چرا اون زن پیر هر دفعه که منو می‌بینه
آستین‌هاش رو می‌ده بالا؟

28:11.350 --> 28:12.750
سلام، خانم

28:11.350 --> 28:12.350
سلام

28:11.350 --> 28:12.350
سلام

28:11.350 --> 28:14.583
همه طراحی رقصی که این هفته شروع
کردیم رو یاد گرفتین دیگه؟

28:11.350 --> 28:12.350
آره -
آره -

28:11.350 --> 28:12.383
قلبم تند می‌زنه

28:11.350 --> 28:13.383
قلبم داره از جا درمیاد -
داره از جا درمیاد -

28:11.350 --> 28:12.617
شروع کنیم؟

28:11.350 --> 28:13.950
رئیس، قبل از ارائه قراره تمرین کنیم؟

28:11.350 --> 28:14.750
...تمرین؟ معلومه که می‌کنیم، برای همین هم

28:11.350 --> 28:13.650
چطوره این دفعه بذاریم چو اون ئه ارائه رو انجام بده؟

28:11.350 --> 28:12.983
بله؟ می‌خواین من ارائه بدم؟

28:11.350 --> 28:13.417
نه، شما باید ارائه بدین

28:11.350 --> 28:12.550
چطوری یه کارآموزی مثل من این کار رو بکنه؟

28:11.350 --> 28:13.917
من مقدمه و مرور کلی طراحی رو ارائه می‌دم

28:11.350 --> 28:14.017
ولی از اونجایی که ادغام جوی بخش
بزرگی از این ارائه رو تشکیل می‌ده

28:11.350 --> 28:13.417
به نظرم به عنوان توسعه‌دهنده باید
ارائه‌اش رو به عهده بگیری

28:11.350 --> 28:12.683
شما نظرت چیه، دستیار مدیر کیم؟

28:11.350 --> 28:12.750
موافقم

28:11.350 --> 28:13.183
پس، با رای اکثریت

28:11.350 --> 28:13.750
چو اون ئه ادغام نرم‌افزار رو ارائه می‌ده

28:11.350 --> 28:13.350
تمومه، اعتراضی نیست دیگه؟

28:11.350 --> 28:14.850
خودتون همه چی رو می‌برین و می‌دوزین

28:11.350 --> 28:12.683
مشکلی هست خودت مدیر تیم بشو

28:11.350 --> 28:12.417
تمومه

28:11.350 --> 28:12.650
پس حل شد

28:11.350 --> 28:13.817
همگی خسته نباشین، به این ترتیب جلسه‌ی امروز تمومه

28:11.350 --> 28:12.450
ممنون -
ممنون -

28:11.350 --> 28:13.117
آقای هان جی هون، می‌شه یه لحظه بمونین؟

28:11.350 --> 28:13.083
بله؟ حتما

28:11.350 --> 28:13.717
پس من زودتر می‌دم خونه، بعدا می‌بینمتون

28:11.350 --> 28:14.883
بعد از صحبت با رئیس، تصمیم
گرفتیم بی‌خیال این قضیه بشیم

28:11.350 --> 28:13.650
ممنون، مدیر کو

28:11.350 --> 28:13.117
...دلیل اینکه بی‌خیالش شدیم این نیست که کار اشتباهی نکردی

28:11.350 --> 28:13.383
یا اینکه موضوع جدی‌ای نبوده

28:11.350 --> 28:13.350
دلیلش اینه که الان توی وضعیت بحرانی‌ای هستیم

28:11.350 --> 28:14.183
و اول باید مرحله‌ی دوم رو پشت سر بذاریم

28:11.350 --> 28:14.150
بله، کاملا درک می‌کنم

28:11.350 --> 28:13.350
قول می‌دم دیگه همچین اتفاقی نیفته

28:11.350 --> 28:13.450
دیگه می‌تونی بری -
بله، مدیر کو -

28:11.350 --> 28:12.850
لطفا برگرد اونجا

28:11.350 --> 28:12.650
...قلب مامانت

28:11.350 --> 28:13.250
...حتما هنوز هم

28:11.350 --> 28:15.450
به همون جایی که دخترش رو گم کرده گره خورده

28:11.350 --> 28:12.350
کانگ یون جا

28:11.350 --> 28:13.450
چرا باز برگشتی اینجا؟

28:11.350 --> 28:12.417
به چی امید داشتی؟

28:11.350 --> 28:18.250
<i>توی راه کار مامانم</i>

28:11.350 --> 28:14.250
<i>گل‌های رز وحشی سفید</i>

28:11.350 --> 28:12.350
یون سون

28:11.350 --> 28:12.450
...حالا دیگه

28:11.350 --> 28:13.817
دارم صدا می‌شنوم

28:11.350 --> 28:14.083
<i>مامان" رو صدا بزن"</i>

28:11.350 --> 28:14.950
<i>به آرومی اونا رو برداشتم و خوردمشون</i>

28:11.350 --> 28:12.383
یون سون

28:11.350 --> 28:12.350
یون سون

28:11.350 --> 28:12.350
منم

28:11.350 --> 28:12.350
مامانت

28:11.350 --> 28:35.517
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Lunamoon ✧ LuvlyPink ✧
✧ ادیت: سارا ✧

28:11.350 --> 28:14.050
·˚˖𖦹 روزهای شاد ما 𖦹˖·˚
