WEBVTT

00:00.000 --> 00:14.867
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم: melina

00:14.867 --> 00:17.867
...حالا دیگه حتی توهم میزنم

00:33.967 --> 00:36.953
همینکه مامانم رو صدا میکنم

00:38.500 --> 00:42.253
‏یواشکی چیدمشون و خوردمشون‏

00:43.967 --> 00:44.967
یون سون

01:09.073 --> 01:10.073
یون سون

01:12.200 --> 01:13.200
‏منم

01:15.260 --> 01:16.260
‏مامانت

01:20.467 --> 01:22.653
‏جایی نرو. همین‌جا بمون

01:23.340 --> 01:25.767
‏زودی برمی‌گردم دنبالت

01:30.220 --> 01:31.253
‏متاسفم، یون سون

01:32.707 --> 01:34.040
‏خیلی منتظر موندی، مگه نه؟‏

01:35.920 --> 01:37.420
‏خیلی طولش دادم، نه؟‏

01:40.623 --> 01:42.090
‏چی دارید می‌گین، خانوم؟‏

01:42.598 --> 01:45.398
...‏چرا دارین

01:47.466 --> 01:48.499
‏متاسفم، یون سون

01:50.367 --> 01:53.267
‏حتی وقتی درست جلوی چشمم بودی، نشناختمت

01:55.224 --> 01:56.576
‏خیلی متاسفم، عزیزم

01:58.567 --> 02:02.044
‏تو مامان منی؟‏

02:05.041 --> 02:06.041
‏چطور ممکنه؟‏

02:08.788 --> 02:09.855
...‏چطور ممکنه تو

02:11.585 --> 02:12.585
‏درسته

02:15.031 --> 02:17.023
‏می‌دونم باورش غیرممکنه

02:18.038 --> 02:19.202
‏منم همین حس رو داشتم

02:21.409 --> 02:22.409
...‏تا همین چند روز پیش

02:23.655 --> 02:26.587
‏که جای سوختگی روی پات رو دیدم

02:29.484 --> 02:31.984
‏حتی با اینکه درست جلوی چشمم بودی، نشناختمت

02:34.500 --> 02:35.585
‏نباید این‌طوری باشم

02:37.100 --> 02:39.267
‏یه مادر نباید این‌طوری باشه

02:43.267 --> 02:46.095
‏خانوم

02:47.100 --> 02:49.604
‏ چی داری میگی؟‏

02:50.867 --> 02:55.152
‏چطور ممکنه تو مادر من باشی؟‏

02:55.320 --> 02:56.320
‏یون سون خواهش میکنم

02:59.244 --> 03:01.277
‏فقط به حرف مادرت گوش کن

03:09.020 --> 03:10.153
‏یادت میاد، مگه نه؟‏

03:12.259 --> 03:13.697
‏اون روزی که از هم جدا شدیم

03:15.700 --> 03:19.030
...‏هر کدوممون

03:19.030 --> 03:21.563
‏بس کن. تمومش کن

03:26.163 --> 03:28.063
‏مامان من مرده

03:28.966 --> 03:31.954
‏اون زن خیلی وقت پیش مرده

03:33.600 --> 03:36.531
یون سون

03:36.973 --> 03:39.930
یون سون

03:47.723 --> 03:50.255
یون سون

03:59.667 --> 04:01.100
یون سون

04:07.441 --> 04:10.041
‏چش شده؟‏
‏گوشی‌اش رو جواب نمیده

04:12.510 --> 04:13.510
بابا -
بله؟ -

04:13.510 --> 04:15.158
...‏مادربزرگ سون بون گفت

04:15.158 --> 04:17.547
‏اونا بعد از کلاس رقص با هم اومدن خونه

04:18.700 --> 04:21.685
‏بعدش اومده خونه و دوباره رفته بیرون

04:24.867 --> 04:25.867
‏بله، بابابزرگ

04:26.860 --> 04:28.394
‏چی؟ مامانبزرگ؟‏

04:29.338 --> 04:31.597
‏باشه
‏منم دنبالش می‌گردم و بهت خبر میدم

04:33.034 --> 04:35.813
‏چه خبر شده؟‏
‏اونم نتونسته با مامانبزرگت تماس بگیره؟‏

04:35.913 --> 04:38.633
‏نه، اون بعدازظهر رفت بیرون و هنوز برنگشته

04:39.585 --> 04:42.048
‏فکر می‌کنی ممکنه الان با هم باشن؟‏

04:42.227 --> 04:43.227
‏با هم؟‏

04:44.200 --> 04:45.362
...‏پس شاید اونا

04:46.129 --> 04:47.537
‏یه حسی بهم میگه اونا اونجان

04:47.537 --> 04:49.390
‏بریم چک کنیم -
‏ منم میام -

04:49.391 --> 04:51.286
‏نه بابا. تو همین‌جا بمون

04:51.467 --> 04:53.426
‏شاید وقتی ما نیستیم مامان برگرده خونه

04:53.709 --> 04:55.640
‏باشه. زود برگردین

04:58.824 --> 05:01.062
‏این وقت شب کجا می‌تونه رفته باشه؟‏

05:02.363 --> 05:04.267
‏اصلا خبر داری ممکنه کجا باشه؟‏

05:04.567 --> 05:08.456
‏گیول رفته دنبالش، پس نگران نباش و برو تو اتاقت

05:09.267 --> 05:11.600
...‏گیول؟ پس یعنی

05:12.113 --> 05:14.166
‏گیول می‌دونه مامان کجاست؟‏

05:14.167 --> 05:16.073
‏گفتم برو تو اتاقت

05:16.148 --> 05:19.640
‏بابا
‏اونم فقط نگران مادره

05:19.641 --> 05:20.874
...‏اگه بخوای ادامه بدی

05:21.967 --> 05:23.894
‏گفت برو، پس فقط برو

05:24.467 --> 05:28.198
‏از واکنش رئیس معلومه که‏
‏مطمئنم حالش خوبه

05:28.867 --> 05:31.258
‏چی؟ تو هم چیزی می‌دونی؟‏

05:32.167 --> 05:33.354
‏آخه چه خبره اینجا؟‏

05:33.355 --> 05:35.934
‏یعنی همه می‌دونن جز ما؟‏

05:39.752 --> 05:40.819
‏واقعا که

05:40.985 --> 05:44.159
‏واقعا انقدر از همه جا بی‌خبری؟ ای خدا

05:44.492 --> 05:47.286
‏یونگ مان هیونگ
...‏می‌دونم که مثل برادر بودیم

05:47.290 --> 05:49.390
‏بیشتر از 60 ساله هم رو میشناسیم
‏ولی این دیگه زیاده‌روی نیست؟‏

05:49.917 --> 05:51.486
‏من هنوزم مدیرعاملم

05:51.731 --> 05:53.223
‏منم هنوز آقای جو هستم. خب که چی؟‏

05:55.001 --> 05:56.781
‏واقعا نمی‌تونم باهاش کنار بیام

05:56.781 --> 06:00.879
‏چرا این روزا هیچ‌کس به حرفم گوش نمیده
‏چه تو خونه چه تو شرکت؟‏

06:01.224 --> 06:02.605
‏کریستال من، من میرم تو اتاق

06:05.700 --> 06:08.067
‏دارم دیگه عقلم رو از دست میدم

06:18.113 --> 06:19.955
‏اون مامان کیه؟‏

06:23.056 --> 06:24.056
‏امکان نداره

06:25.826 --> 06:29.027
‏چطور ممکنه اون مامانم باشه؟ آخه چطور؟‏

06:43.228 --> 06:44.228
مامانبزرگ

06:48.244 --> 06:49.244
‏گیول

06:49.637 --> 06:50.954
‏مامان‌بزرگ، حالت خوبه؟‏

06:51.646 --> 06:54.419
‏شما دو تا اینجا همدیگه رو دیدین؟‏

06:56.167 --> 06:58.033
‏آره، دیدیم

06:59.709 --> 07:01.755
‏من یون سون خودم رو پیدا کردم

07:07.628 --> 07:08.628
...‏مامان‌بزرگ

07:13.157 --> 07:14.324
‏خدای من

07:15.767 --> 07:19.567
‏باورم نمیشه که اون ئه دختر یون سون منه

07:24.070 --> 07:25.452
‏حالا فهمیدم

07:26.666 --> 07:29.618
چرا ‏نتونستم چشم ازت بردارم
‏بدون اینکه حتی دلیلش رو بدونم

07:32.200 --> 07:34.500
‏تو کپی برابر اصل مامانتی

07:36.363 --> 07:38.385
‏کپی یون سون خودمی

07:40.070 --> 07:43.637
‏حس می‌کردم هر دوتون رو اینجا پیدا می‌کنم

07:46.178 --> 07:49.316
‏مامانم کجاست؟‏

07:50.392 --> 07:51.598
‏هنوز خونه نیومده؟‏

07:52.666 --> 07:55.990
‏اصلا خوب نیست
‏خیلی وقته که رفته

07:56.467 --> 07:59.867
‏شاید یه جایی نشسته تا بتونه‏
‏بعد از اون شوک، خودش رو جمع‌وجور کنه

08:00.395 --> 08:01.395
‏امیدوارم همین‌طور باشه

08:02.791 --> 08:06.512
سرپرست کو، اول مامان‌بزرگ رو ببر خونه

08:06.900 --> 08:09.130
من و بابا میریم باز دنبال مامام بگردیم

08:09.767 --> 08:12.300
‏شاید تا الان خودش برگشته باشه خونه

08:12.300 --> 08:15.998
‏باشه. من مامان‌بزرگ رو می‌برم خونه
‏تو هم برو خونه، اون‌ ئه شی

08:16.452 --> 08:18.152
‏به محض اینکه مادرت رو پیدا کردی بهم خبر بده

08:18.152 --> 08:19.252
‏حتما

08:20.583 --> 08:21.777
‏حالا باید چیکار کنم؟‏

08:22.363 --> 08:23.430
‏یون سون من

08:24.145 --> 08:28.383
‏دوباره یه زخم دیگه به دلش زدم

08:29.139 --> 08:31.327
‏مامان‌بزرگ، بیا اول بریم خونه

08:31.800 --> 08:33.552
‏پدربزرگ خیلی نگرانت بود ‏باشه؟‏

08:34.488 --> 08:35.712
‏حالا باید چیکار کنم؟‏

08:36.958 --> 08:37.958
مامانبزرگ

09:21.867 --> 09:23.340
...‏می‌ترسیدم این حقیقت داشته باشه

09:25.267 --> 09:26.509
که اون زنده و سالمه

09:30.755 --> 09:32.062
‏فکر می‌کردم‏
...‏شاید تصادف کرده

09:33.020 --> 09:36.044
‏یا مریض شده و فوت کرده‏
‏و نتونسته بیاد دنبالم

09:39.300 --> 09:42.008
‏چرا پیدات شد؟‏

09:43.688 --> 09:44.962
‏فکر می‌کردم مردی

09:46.530 --> 09:48.251
‏فکر می‌کردم دیگه تو این دنیا نیستی

09:48.539 --> 09:51.800
‏باید همون‌طور غیب می‌شدی‏
‏و می‌ذاشتی به زندگیم ادامه بدم

09:53.048 --> 09:56.515
‏چرا الان پیدات شد؟ چرا الان؟‏

10:17.531 --> 10:18.598
‏مراقب باش

10:21.424 --> 10:25.497
‏مامانبزرگ، امروز به هیچی فکر نکن
‏فقط سعی کن خوب بخوابی

10:26.367 --> 10:28.185
‏باشه، همین کار رو می‌کنم

10:28.621 --> 10:30.116
‏خیلی نگران نباش

10:30.800 --> 10:33.424
‏من پیشش می‌مونم

10:34.302 --> 10:37.609
...‏مهم‌تر از اون، یون سون چی شد
‏منظورم مامان اون ئه‌ست

10:37.688 --> 10:41.519
‏اون ئه و خانواده‌اش دارن دنبالش می‌گردن
‏پس به‌زودی ازشون خبردار می‌شیم

10:41.998 --> 10:43.965
‏مطمئنم حالش خوب می‌شه

10:44.967 --> 10:48.100
‏از اینجا به بعد
...‏فقط باید قدم به قدم پیش بریم

10:48.423 --> 10:50.158
‏همون‌طوری که باید باشه

10:50.491 --> 10:51.991
‏چشم بابابزرگ. شب بخیر

11:01.467 --> 11:02.856
...یون سون من

11:04.167 --> 11:07.986
‏حتما الان خیلی درد می‌کشه
‏باید چیکار کنم؟‏

11:09.771 --> 11:12.367
‏انگار تمام دردهایی که قبلا بهش داده بودم‏
‏کافی نبود

11:13.767 --> 11:17.713
و ‏دوباره قلبش رو شکستم

11:18.967 --> 11:22.351
‏اوضاع کم‌کم بهتر می‌شه

11:23.567 --> 11:25.949
‏بعد از اینکه این‌همه سال‏
‏اون‌همه کینه رو با خودش حمل کرده

11:26.437 --> 11:28.556
‏چطور ممکنه یه‌شبه همه‌چیز ناپدید بشه؟‏

11:33.431 --> 11:34.431
مامان

11:35.767 --> 11:38.348
‏تمام این مدت اینجا بودی؟‏
‏اصلا نمیدونستم

11:38.852 --> 11:39.885
‏چراغ رو خاموش کن

11:40.031 --> 11:42.526
‏بیا دیگه. بریم تو

11:43.005 --> 11:44.916
‏بابا منتظرته

11:45.409 --> 11:47.869
‏بیا بریم تو با بابا حرف بزنیم، باشه؟‏

11:47.952 --> 11:50.119
‏حرف بزنیم که چی بشه؟ من حرفی ندارم

11:50.413 --> 11:54.533
‏نمی‌تونم دقیقا درک کنم‏ ‏الان چه حسی داری

11:55.109 --> 11:58.666
‏ولی مامانبزرگ هم تمام عمرش‏ ‏دنبال تو می‌گشت

11:59.589 --> 12:01.989
‏وقتی برنامه ادم یاب رو‏ ‏براش نصب کردم

12:01.989 --> 12:03.505
...‏فقط از نگاهش می‌تونستم بفهمم

12:05.967 --> 12:09.498
‏که چقدر با تمام وجودش می‌خواست پیدات کنه

12:10.024 --> 12:11.783
‏بس کن. تو چی می‌دونی؟‏

12:21.167 --> 12:23.447
‏خب، چی شد؟‏

12:23.988 --> 12:25.552
‏می‌دونی چرا مامان‌بزرگ این‌طوری رفتار می‌کنه؟‏

12:28.400 --> 12:31.066
‏بابات داره ازت یه چیزی می‌پرسه
‏چرا جواب نمی‌دی؟‏

12:31.517 --> 12:33.759
‏مامانبزرگت رو کجا پیدا کردی؟‏

12:34.467 --> 12:37.816
‏به نظرم بهتره بعدا خودت از زبون‏
‏مامان‌بزرگ و بابابزرگ بشنوی

12:39.163 --> 12:40.163
‏ببخشید

12:44.013 --> 12:45.013
‏هی

12:46.091 --> 12:48.377
‏جدی؟ خیلی خوشحالم که برگشته خونه

12:48.723 --> 12:51.256
‏به مامانبزرگ خبر می‌دم. خداحافظ

12:52.663 --> 12:55.041
‏کی برگشته خونه؟ کی؟ از کجا؟‏

12:55.516 --> 12:57.202
‏من دیگه باید برم

12:58.013 --> 13:00.907
هی، مگه ما حق نداریم بفهمیم چه خبره؟

13:01.909 --> 13:04.208
‏چه خبر شده؟ چرا همه اینجا جمع شدن؟‏

13:09.267 --> 13:11.622
‏چی شده؟ اتفاقی افتاده؟‏

13:11.623 --> 13:13.315
‏چرا این‌قدر دیر اومدی خونه؟‏

13:13.316 --> 13:15.757
‏تو حتی نمی‌دونی‏
‏توی این خونه چه خبره

13:30.367 --> 13:31.367
‏حداقل یه لیوان آب بخور

13:40.838 --> 13:42.005
‏خیلی سختی کشیدی، مگه نه؟‏

13:43.600 --> 13:46.869
‏با این حال، اینکه دوباره همدیگه رو پیدا کردین
این یه معجزه نیست؟‏

13:47.491 --> 13:48.491
‏معجزه؟‏

13:49.873 --> 13:51.154
‏کجای این ماجرا معجزه بنظر میاد؟‏

13:51.967 --> 13:56.255
‏می‌دونم الان دل‌شکسته و عصبانی هستی

13:57.891 --> 13:59.751
...‏اما ته دلت

13:59.752 --> 14:01.679
‏همه‌تون بهتره ساکت شین

14:02.126 --> 14:05.075
‏لطفا جوری رفتار نکنین که انگار چیزی می‌دونین
‏وقتی هیچی نمی‌دونین

14:08.598 --> 14:10.690
‏اون حتما سال‌ها دنبالت گشته

14:12.341 --> 14:15.219
...‏اون دهه‌ها دنبالت می‌گشته

14:15.514 --> 14:16.816
‏چو سونگ جون

14:24.067 --> 14:26.955
‏داری چی میگی؟‏
‏کارت رو تموم کردی؟‏

14:27.849 --> 14:30.270
یوبو

14:31.049 --> 14:33.505
‏چیزی که خیلی وقت بود‏
...‏توی دلم نگه داشته بودم

14:34.100 --> 14:36.648
‏یهو توی یه لحظه حل شد

14:38.221 --> 14:40.859
‏ یکم احساس خالی بودن می‌کنم

14:42.567 --> 14:45.167
‏اما در عین حال خیلی هم آروم شدم

14:49.828 --> 14:51.390
‏ولش کن. بیا بریم داخل، یوبو

14:52.620 --> 14:53.748
‏سونگ وو، به بابات کمک کن -
‏بله؟‏ -

14:54.231 --> 14:56.198
‏سونگ ری، این جعبه رو بذار توی اتاق کار بابا

14:56.599 --> 14:58.260
‏پاشو. بیا دیگه

14:58.716 --> 15:01.388
بابا، از این طرف

15:02.967 --> 15:04.633
‏مواظب باش

15:12.909 --> 15:15.016
(‏دوشنبه ساعت ده. یه کار بزرگ)

15:16.009 --> 15:18.899
(‏فراموش نکن. اگه بزنی زیر قولت)

15:19.509 --> 15:23.118
(‏کارت تمومه. از طرف جونگ دونگ پال)

15:24.038 --> 15:25.038
‏جونگ دونگ پال؟‏

15:33.267 --> 15:34.267
‏حال بابا چطوره؟‏

15:35.337 --> 15:36.939
‏همون لحظه از حال رفت

15:38.449 --> 15:39.790
‏آخه چه اتفاقی افتاده؟‏

15:40.023 --> 15:41.790
‏بابا خیلی بهم‌ریخته به نظر می‌رسید

15:43.137 --> 15:44.800
‏می‌دونی چه خبره؟‏

15:45.300 --> 15:47.263
‏احتمالا چیز خاصی نیست
‏نگرانش نباش

15:49.634 --> 15:50.634
‏ولش کن

15:50.934 --> 15:54.044
‏شاید به قیافه‌م نیاد
‏ولی من یه جنتلمن واقعیم

16:08.500 --> 16:11.973
‏پس بالاخره مامان با مامانبزرگ ملاقات کرد

16:13.237 --> 16:14.237
‏حالش چطوره؟‏

16:14.738 --> 16:16.869
‏هنوزم براش سخته که‏ ‏با این قضیه کنار بیاد

16:17.463 --> 16:19.230
‏ترومای مامان خیلی عمیقه

16:19.767 --> 16:21.848
‏اونا قبلا چند بار همدیگه رو دیده بودن

16:22.514 --> 16:24.035
‏چطور همدیگه رو نشناختن؟‏

16:24.444 --> 16:28.422
...‏به هر حال، 50 سال زمان کمی نیست

16:29.067 --> 16:30.533
‏به اندازه یه عمر آدمه

16:30.767 --> 16:34.180
‏صبر کن. پس تو‏ ‏و سرپرست کو چی میشین؟

16:34.785 --> 16:36.487
...‏رابطه خانوادگیتون

16:37.867 --> 16:40.866
‏می‌دونم چی می‌خوای بگی
‏ولی رابطه ما هیچ ایرادی نداره

16:40.935 --> 16:42.169
‏منظورت چیه؟‏

16:42.273 --> 16:44.159
چطور ممکنه هیچ ایرادی نداشته باشه؟

16:44.559 --> 16:45.559
سرپرست کو

16:47.642 --> 16:49.713
‏وقتت رو برای نگرانی در مورد اون هدر نده

16:50.024 --> 16:51.740
...‏کاری که هر سه تامون باید انجام بدیم

16:51.834 --> 16:54.879
‏اینه که کمک کنیم مامان قلبش رو برای مامانبزرگ باز کنه

16:54.880 --> 16:56.272
‏باید یه راهی براش پیدا کنیم

16:56.600 --> 16:59.032
‏آره، حق با توئه، اون ئه

17:02.382 --> 17:03.926
‏بیت نا، بیدار شدی؟‏

17:04.463 --> 17:06.290
بابا

17:09.260 --> 17:11.606
‏بوی عجیبی می‌دی

17:12.366 --> 17:15.010
‏بو؟ همین الان دوش گرفتم

17:16.635 --> 17:19.256
‏حالا که گفتی
‏بوی چسب‌های ضد درد رو حس می‌کنم

17:20.134 --> 17:22.205
تویی؟ -
چی؟ نه -

17:25.867 --> 17:26.867
‏چه خبره اون هیونگ؟‏

17:27.188 --> 17:30.755
‏داشتی چیکار می‌کردی
‏به جای درس دادن داشتی آجر جابه‌جا می‌کردی؟‏

17:31.438 --> 17:33.287
...راستش

17:43.000 --> 17:45.783
‏کانگ یون جا
‏فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟‏

17:46.395 --> 17:48.308
‏اصلا می‌دونی ساعت چنده؟‏

17:48.467 --> 17:50.741
‏اومدم خانوم رو ببینم. خونه هستن؟‏

17:52.100 --> 17:54.891
‏خانوم؟ منظورت مادرمه؟‏

17:58.256 --> 17:59.494
‏باورنکردنیه

18:00.214 --> 18:02.801
...‏اول صبحی همین‌طوری سرت رو انداختی اومدی تو

18:03.191 --> 18:04.512
‏و انتظار داری ببینیش؟‏

18:04.842 --> 18:06.655
‏این همه هیاهو برای چیه؟‏

18:08.767 --> 18:09.767
‏داخل هستن؟‏

18:13.567 --> 18:14.567
‏برو تو

18:15.267 --> 18:16.300
بابا

18:20.200 --> 18:22.652
‏شما دو تا اینجا بمونین. باهاتون کار دارم

18:28.805 --> 18:30.759
‏بیا تو و بشین، یون سون

18:32.230 --> 18:34.448
‏من نیومدم‏
‏که بخوام رو در رو باهات بشینم

18:40.313 --> 18:41.313
بفرما

18:44.185 --> 18:45.985
‏خدای من

18:48.363 --> 18:51.022
‏تمام این مدت نگهش داشته بودی؟‏

18:51.967 --> 18:54.472
...‏آره. دلم نیومد

18:54.473 --> 18:56.562
‏که دورش بندازم

18:56.840 --> 18:58.440
‏اومدم که به صاحب اصلیش پسش بدم

18:59.024 --> 19:00.024
یون سون

19:00.948 --> 19:03.581
‏اون یون سونی که دنبالش می‌گردی‏
‏دیگه وجود نداره

19:04.067 --> 19:06.819
‏جانگ یون سون
...‏کسی که توسط مادر خودش رها شد

19:07.084 --> 19:09.568
‏و مثل یه تیکه بار بین خونواده‌های فرزندپذیر
...‏فرزندپذیری‌های ناموفق

19:09.776 --> 19:11.092
‏و پرورشگاه‌ها دست‌به‌دست شد، دیگه وجود نداره

19:11.206 --> 19:12.456
‏اسم من کانگ یون جاست

19:12.855 --> 19:14.955
‏من از همون اول هم مادری نداشتم

19:17.420 --> 19:21.223
‏فکر کنم منظورم رو واضح رسوندم

19:22.048 --> 19:23.981
دیگه میرم -
نه -

19:25.742 --> 19:29.162
‏خواهش می‌کنم. فقط به حرفم گوش کن

19:30.049 --> 19:31.305
‏به من دست نزن

19:32.295 --> 19:33.495
‏حالم ازت بهم می‌خوره

19:36.388 --> 19:38.442
بابا

19:39.267 --> 19:41.448
‏کانگ یون جا واقعا دختر مامانه؟‏

19:42.452 --> 19:43.452
‏مطمئنی؟‏

19:44.923 --> 19:46.129
...‏ولی تو که همه چیز رو می‌دونی

19:48.442 --> 19:52.541
‏بابا، چطور می‌تونی اینقدر مطمئن باشی؟‏

19:53.717 --> 19:54.717
‏چی؟‏

19:54.717 --> 19:56.789
...‏یه گردنبند مثل اون

19:56.790 --> 19:59.108
شاید از یه جایی شنیده و کپیش رو زده

19:59.507 --> 20:02.929
‏فکر کنم باید آزمایش دی ان ای بدن

20:03.367 --> 20:05.601
‏منم موافقم، بابا

20:06.016 --> 20:09.007
‏اگه آقای چو و کانگ یون جا‏
...‏از قبل این نقشه رو کشیده باشن

20:09.008 --> 20:10.973
‏و عمدا به شما نزدیک شده باشن چی؟‏

20:11.473 --> 20:15.033
‏چه راست باشه چه دروغ
‏آزمایش دادن ضرری نداره

20:15.791 --> 20:18.744
‏اتفاقا من یه آزمایشگاه ‏خیلی خوب می‌شناسم

20:18.957 --> 20:20.275
...‏اگه بسپریدش به من، من

20:20.276 --> 20:21.417
‏کو دائه چی

20:23.743 --> 20:25.622
‏بابابزرگ، چی شده؟‏

20:28.800 --> 20:32.305
‏تمام شب رو بیدار موندم و بهش فکر کردم

20:33.349 --> 20:36.149
‏چطور نتونستم بشناسمت؟‏

20:39.490 --> 20:42.179
‏اصلا فکرش رو هم نمی‌کردم زنی‏
...‏که دخترش رو ول کرد و رفت

20:42.366 --> 20:43.919
...‏بتونه با یه آدم پولدار ازدواج کنه و بشه زن

20:43.919 --> 20:45.832
‏رئیس یه شرکت بزرگ

20:46.767 --> 20:48.798
‏حتی بعد از اینکه شنید‏م ‏یه دختر گمشده داشتی

20:49.409 --> 20:51.783
‏حتی بعد از دیدن‏
...‏اون پنکیک‌های گل‌دار چندش‌آور

20:54.063 --> 20:55.841
فکر کنم بالاخره به آرزوت رسیدی

20:57.301 --> 21:00.120
‏حالا می‌فهمم چرا دخترت رو ول کردی

21:01.267 --> 21:03.357
‏این حقیقت نداره، یون‌سون

21:03.667 --> 21:05.194
‏اصلا این‌طور نیست

21:08.369 --> 21:12.149
‏اون موقع تو سوختگی‌های شدیدی داشتی

21:13.223 --> 21:16.323
‏و من حتی پول نداشتم‏
‏هزینه‌های درمانت رو بدم

21:17.638 --> 21:19.527
‏بچه نازنینم داشت از دست می‌رفت

21:20.395 --> 21:22.859
‏و من یه مادر بیچاره و درمونده بودم

21:24.831 --> 21:26.550
...‏رئیس کل تو رو از اون شعله‌ها نجات داد

21:27.523 --> 21:30.780
‏و تا آخرش مسئولیتت رو به عهده گرفت. اون ناجی من بود

21:33.399 --> 21:37.461
‏تا بتونی تحصیلات درستی داشته باشی‏
...‏و خوب بزرگ بشی

21:37.816 --> 21:41.907
یعنی میخوای بگی
بخاطر من یه زندگی بهتر رو انتخاب کردی؟

21:41.907 --> 21:43.307
‏منظورت همینه؟‏

21:45.223 --> 21:46.788
‏دیگه حرفی برای گفتن بین ما نمونده

21:48.323 --> 21:51.748
‏من دیگه اون دختر هفت‌ساله‌ای نیستم
که فکر می‌کرد بدون مادرش می‌میره

21:52.981 --> 21:55.455
تا چشم رو هم بذارم از شصت رد کردم

21:57.820 --> 22:01.367
‏دیگه هیچ‌وقت نذار ریختت رو ببینم

22:01.767 --> 22:02.767
‏فهمیدی؟‏

22:04.084 --> 22:07.114
‏نه! یون‌سون

22:09.534 --> 22:12.122
یون سون

22:13.523 --> 22:14.523
یون سون -
من میرم دنبالش -

22:14.800 --> 22:16.334
همین جا بمون -
بابا -

22:16.467 --> 22:18.068
‏بابا، هیچ کاری نکن

22:19.803 --> 22:21.913
‏اون بمب ساعتی بالاخره منفجر شد

22:22.323 --> 22:23.815
‏دارم دیوونه می‌شم

22:25.067 --> 22:27.107
‏یون‌سون، لطفا

22:27.802 --> 22:29.234
‏خواهش می‌کنم به حرفم گوش کن

22:30.121 --> 22:32.862
‏من هیچ‌وقت ولت نکردم

22:32.863 --> 22:34.255
‏ولم کن

22:36.313 --> 22:37.313
یون سون

22:38.674 --> 22:39.674
یون سون

22:47.428 --> 22:50.028
‏همه این‌ها تقصیر منه

22:51.356 --> 22:55.455
‏اون موقع، پدر و مادرم بهم گفتن‏
‏که بچه رو همون‌جا بذارم

22:56.663 --> 23:00.002
‏نقشه‌م این بود که اول ازدواج کنم‏
‏و بلافاصله برگردم دنبالت

23:01.091 --> 23:03.151
‏اما بعد مادرم سکته کرد

23:03.800 --> 23:05.367
‏یک ماه بعد هم از دنیا رفت

23:06.267 --> 23:10.025
‏بعد از مراسم خاکسپاری،‏
...‏برگشتیم دنبالت، اما

23:11.667 --> 23:15.515
‏داستان خیلی غم‌انگیزیه

23:16.516 --> 23:18.149
‏هر اتفاقی که اون موقع افتاده

23:19.267 --> 23:21.059
‏دیگه هیچ ربطی به من نداره

23:22.523 --> 23:24.288
من دیگه میرم -
خواهش میکنم -

23:26.495 --> 23:28.528
‏فقط مادرت رو مقصر ندون

23:29.773 --> 23:33.042
‏اون تو تمام اون سال‌ها به سختی زندگی می‌کرد

23:33.891 --> 23:36.813
‏تمام عمرش رو با حسرت دیدن تو گذروند

23:49.634 --> 23:52.287
‏خیلی درد داشت، آجوشی؟‏

23:54.067 --> 23:55.067
‏متاسفم

23:55.800 --> 23:58.559
‏نه. اصلا درد نداشت

23:59.867 --> 24:03.969
‏فقط خیلی خوشحالم که تو چیزیت نشد
‏یون سون

24:06.367 --> 24:09.440
‏از تو نمی‌خوام که ما رو ببخشی

24:10.167 --> 24:14.702
‏اما لطفا کینه‌ای که از مادرت داری رو‏ ‏کنار بذار

24:16.009 --> 24:17.393
‏التماست می‌کنم، یون سون

24:20.117 --> 24:24.055
‏من ازش کینه‌ای ندارم

24:25.567 --> 24:29.034
‏کینه فقط وقتی وجود داره‏
‏که هنوز احساسی باقی مونده باشه

24:30.338 --> 24:34.222
‏همون‌طور که 50 سال گذشته رو‏
‏بدون شناختن هم زندگی کردیم

24:34.223 --> 24:36.334
‏بیا همین‌طوری به زندگی ادامه بدیم

24:38.195 --> 24:39.462
‏دیگه هیچ‌وقت دنبالم نگرد

24:40.903 --> 24:42.487
یون سون

24:43.190 --> 24:44.287
یوبو

24:46.609 --> 24:48.676
‏من می‌رسونمش خونه
‏شما دو تا برید داخل

25:06.074 --> 25:09.962
‏یوبو، چی شده؟‏
‏تمام صبح کجا بودی؟‏

25:10.755 --> 25:11.988
‏اون اومده بود خونه‌مون

25:11.988 --> 25:13.788
‏از دیدن مامانبزرگ تازه برگشته

25:14.709 --> 25:15.990
‏فهمیدم

25:16.783 --> 25:19.344
‏مامان، اوضاع بین تو و مامانبزرگ خوب پیش رفت؟‏

25:19.981 --> 25:20.981
مامانبزرگ؟

25:24.681 --> 25:25.681
سرپرست کو

25:26.745 --> 25:28.779
‏متأسفم، ولی باید از اینجا بری

25:29.059 --> 25:30.059
‏چی گفتی؟‏

25:30.500 --> 25:34.473
‏هنوز سه ماه از اجاره‌ت مونده
ولی چاره دیگه‌ای ندارم

25:34.874 --> 25:37.961
‏جریمه‌ش رو می‌دم، همین امروز برو

25:38.189 --> 25:39.189
مامان

25:39.752 --> 25:40.952
‏یوبو، این‌طوری نکن

25:40.952 --> 25:43.144
‏اون که کار بدی نکرده

25:43.549 --> 25:46.348
‏زنی که من رو رها کرد
... تا با ازدواج به زندگی بهتری برسه

25:47.237 --> 25:50.740
‏بعد از 50 سال یهو پیداش شد و ادعا کرد مادر منه

25:53.462 --> 25:54.894
...چطور میتونم

25:55.784 --> 25:58.155
‏انگار هیچ اتفاقی نیفتاده
با نوه‌ش زیر یه سقف زندگی کنم؟‏

25:58.156 --> 25:59.523
‏نمی‌تونم

26:02.113 --> 26:04.977
‏ای داد بیداد، داری چی می‌گی؟‏

26:06.981 --> 26:10.901
‏اگه سرپرست کو، نوه مادر یون‌جا باشه

26:10.902 --> 26:12.452
...‏پس همسر رئیس

26:17.800 --> 26:20.167
یوبو

26:20.467 --> 26:22.958
‏مادربزرگ، بعد همه چیز رو برات توضیح می‌دم

26:22.962 --> 26:25.980
‏خدای من. خیلی شوکه شدم

26:26.187 --> 26:29.387
‏این سوپ سویائه. ناهار رشته بخور، باشه؟‏

26:29.883 --> 26:31.394
‏باشه، ممنون مامانبزرگ

26:31.395 --> 26:34.269
‏ای وای بر من

27:07.449 --> 27:09.087
‏تو از بابام پول خواستی، مگه نه؟‏

27:11.200 --> 27:13.126
‏هم سلولیم عجب زبون‌دراز بوده

27:14.113 --> 27:15.752
‏همین الان اینا رو بهت گفت؟‏

27:16.517 --> 27:18.484
‏صاف رفت پیش دخترش همه چیز رو وا داد؟‏

27:18.720 --> 27:22.253
‏اگه بخوای همین‌طوری ادامه بدی
به جرم تهمت و اخاذی ازت شکایت می‌کنم

27:23.856 --> 27:25.472
‏خب، بذار ببینیم

27:26.267 --> 27:30.651
‏تهمت یعنی یه چیزی رو از خودت دربیاری
که حقیقت نداره

27:31.367 --> 27:32.367
‏پس دقیقا چی رو از خودم درآوردم؟‏

27:34.300 --> 27:36.770
‏اینکه به یه سابقه‌دار بگی سابقه‌دار، تهمته؟‏

27:36.931 --> 27:38.804
‏چی گفتی؟‏ -
...‏بابات -

27:39.113 --> 27:41.638
‏و من 25 سال پیش توی زندان با هم بودیم

27:42.637 --> 27:44.862
‏پنج سال توی یه سلول بودیم

27:45.749 --> 27:48.016
‏همین الان ازت شکایت می‌کنم
پس بهتره خودت رو آماده کنی

27:48.280 --> 27:49.280
‏شکایت کنی؟‏

27:53.667 --> 27:55.267
‏گوش کن خانم کوچولو

27:57.359 --> 27:58.926
‏بابای تو یه قاتله

27:59.667 --> 28:01.367
‏اون یه نفر رو کشته

28:01.367 --> 29:01.367
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم: melina

28:01.367 --> 28:02.495
‏سونگ وو، به بابات کمک کن -
‏بله؟‏ -

28:01.367 --> 28:03.334
‏سونگ ری، این جعبه رو بذار توی اتاق کار بابا

28:01.367 --> 28:03.028
‏پاشو. بیا دیگه

28:01.367 --> 28:04.039
بابا، از این طرف

28:01.367 --> 28:03.033
‏مواظب باش

28:01.367 --> 28:03.474
(‏دوشنبه ساعت ده. یه کار بزرگ)

28:01.367 --> 28:04.257
(‏فراموش نکن. اگه بزنی زیر قولت)

28:01.367 --> 28:04.976
(‏کارت تمومه. از طرف جونگ دونگ پال)

28:01.367 --> 28:02.367
‏جونگ دونگ پال؟‏

28:01.367 --> 28:02.367
‏حال بابا چطوره؟‏

28:01.367 --> 28:02.969
‏همون لحظه از حال رفت

28:01.367 --> 28:02.708
‏آخه چه اتفاقی افتاده؟‏

28:01.367 --> 28:03.134
‏بابا خیلی بهم‌ریخته به نظر می‌رسید

28:01.367 --> 28:03.030
‏می‌دونی چه خبره؟‏

28:01.367 --> 28:03.330
‏احتمالا چیز خاصی نیست
‏نگرانش نباش

28:01.367 --> 28:02.367
‏ولش کن

28:01.367 --> 28:04.477
‏شاید به قیافه‌م نیاد
‏ولی من یه جنتلمن واقعیم

28:01.367 --> 28:04.840
‏پس بالاخره مامان با مامانبزرگ ملاقات کرد

28:01.367 --> 28:02.367
‏حالش چطوره؟‏

28:01.367 --> 28:03.498
‏هنوزم براش سخته که‏ ‏با این قضیه کنار بیاد

28:01.367 --> 28:03.134
‏ترومای مامان خیلی عمیقه

28:01.367 --> 28:03.448
‏اونا قبلا چند بار همدیگه رو دیده بودن

28:01.367 --> 28:02.888
‏چطور همدیگه رو نشناختن؟‏

28:01.367 --> 28:05.345
...‏به هر حال، 50 سال زمان کمی نیست

28:01.367 --> 28:02.833
‏به اندازه یه عمر آدمه

28:01.367 --> 28:04.780
‏صبر کن. پس تو‏ ‏و سرپرست کو چی میشین؟

28:01.367 --> 28:03.069
...‏رابطه خانوادگیتون

28:01.367 --> 28:04.366
‏می‌دونم چی می‌خوای بگی
‏ولی رابطه ما هیچ ایرادی نداره

28:01.367 --> 28:02.601
‏منظورت چیه؟‏

28:01.367 --> 28:03.253
چطور ممکنه هیچ ایرادی نداشته باشه؟

28:01.367 --> 28:02.367
سرپرست کو

28:01.367 --> 28:03.438
‏وقتت رو برای نگرانی در مورد اون هدر نده

28:01.367 --> 28:03.083
...‏کاری که هر سه تامون باید انجام بدیم

28:01.367 --> 28:04.412
‏اینه که کمک کنیم مامان قلبش رو برای مامانبزرگ باز کنه

28:01.367 --> 28:02.759
‏باید یه راهی براش پیدا کنیم

28:01.367 --> 28:03.799
‏آره، حق با توئه، اون ئه

28:01.367 --> 28:02.911
‏بیت نا، بیدار شدی؟‏

28:01.367 --> 28:03.194
بابا

28:01.367 --> 28:03.713
‏بوی عجیبی می‌دی

28:01.367 --> 28:04.011
‏بو؟ همین الان دوش گرفتم

28:01.367 --> 28:03.988
‏حالا که گفتی
‏بوی چسب‌های ضد درد رو حس می‌کنم

28:01.367 --> 28:03.438
تویی؟ -
چی؟ نه -

28:01.367 --> 28:02.367
‏چه خبره اون هیونگ؟‏

28:01.367 --> 28:04.934
‏داشتی چیکار می‌کردی
‏به جای درس دادن داشتی آجر جابه‌جا می‌کردی؟‏

28:01.367 --> 28:03.216
...راستش

28:01.367 --> 28:04.150
‏کانگ یون جا
‏فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟‏

28:01.367 --> 28:03.280
‏اصلا می‌دونی ساعت چنده؟‏

28:01.367 --> 28:03.641
‏اومدم خانوم رو ببینم. خونه هستن؟‏

28:01.367 --> 28:04.158
‏خانوم؟ منظورت مادرمه؟‏

28:01.367 --> 28:02.605
‏باورنکردنیه

28:01.367 --> 28:03.954
...‏اول صبحی همین‌طوری سرت رو انداختی اومدی تو

28:01.367 --> 28:02.688
‏و انتظار داری ببینیش؟‏

28:01.367 --> 28:03.180
‏این همه هیاهو برای چیه؟‏

28:01.367 --> 28:02.367
‏داخل هستن؟‏

28:01.367 --> 28:02.367
‏برو تو

28:01.367 --> 28:02.400
بابا

28:01.367 --> 28:03.819
‏شما دو تا اینجا بمونین. باهاتون کار دارم

28:01.367 --> 28:03.321
‏بیا تو و بشین، یون سون

28:01.367 --> 28:03.585
‏من نیومدم‏
‏که بخوام رو در رو باهات بشینم

28:01.367 --> 28:02.367
بفرما

28:01.367 --> 28:03.167
‏خدای من

28:01.367 --> 28:04.026
‏تمام این مدت نگهش داشته بودی؟‏

28:01.367 --> 28:03.872
...‏آره. دلم نیومد

28:01.367 --> 28:03.456
‏که دورش بندازم

28:01.367 --> 28:02.967
‏اومدم که به صاحب اصلیش پسش بدم

28:01.367 --> 28:02.367
یون سون

28:01.367 --> 28:04.000
‏اون یون سونی که دنبالش می‌گردی‏
‏دیگه وجود نداره

28:01.367 --> 28:04.119
‏جانگ یون سون
...‏کسی که توسط مادر خودش رها شد

28:01.367 --> 28:03.851
‏و مثل یه تیکه بار بین خونواده‌های فرزندپذیر
...‏فرزندپذیری‌های ناموفق

28:01.367 --> 28:02.683
‏و پرورشگاه‌ها دست‌به‌دست شد، دیگه وجود نداره

28:01.367 --> 28:02.617
‏اسم من کانگ یون جاست

28:01.367 --> 28:03.467
‏من از همون اول هم مادری نداشتم

28:01.367 --> 28:05.170
‏فکر کنم منظورم رو واضح رسوندم

28:01.367 --> 28:03.300
دیگه میرم -
نه -

28:01.367 --> 28:04.787
‏خواهش می‌کنم. فقط به حرفم گوش کن

28:01.367 --> 28:02.623
‏به من دست نزن

28:01.367 --> 28:02.567
‏حالم ازت بهم می‌خوره

28:01.367 --> 28:03.421
بابا

28:01.367 --> 28:03.548
‏کانگ یون جا واقعا دختر مامانه؟‏

28:01.367 --> 28:02.367
‏مطمئنی؟‏

28:01.367 --> 28:02.573
...‏ولی تو که همه چیز رو می‌دونی

28:01.367 --> 28:05.466
‏بابا، چطور می‌تونی اینقدر مطمئن باشی؟‏

28:01.367 --> 28:02.367
‏چی؟‏

28:01.367 --> 28:03.439
...‏یه گردنبند مثل اون

28:01.367 --> 28:03.685
شاید از یه جایی شنیده و کپیش رو زده

28:01.367 --> 28:04.789
‏فکر کنم باید آزمایش دی ان ای بدن

28:01.367 --> 28:03.601
‏منم موافقم، بابا

28:01.367 --> 28:04.358
‏اگه آقای چو و کانگ یون جا‏
...‏از قبل این نقشه رو کشیده باشن

28:01.367 --> 28:03.332
‏و عمدا به شما نزدیک شده باشن چی؟‏

28:01.367 --> 28:04.927
‏چه راست باشه چه دروغ
‏آزمایش دادن ضرری نداره

28:01.367 --> 28:04.320
‏اتفاقا من یه آزمایشگاه ‏خیلی خوب می‌شناسم

28:01.367 --> 28:02.685
...‏اگه بسپریدش به من، من

28:01.367 --> 28:02.508
‏کو دائه چی

28:01.367 --> 28:03.246
‏بابابزرگ، چی شده؟‏

28:01.367 --> 28:04.872
‏تمام شب رو بیدار موندم و بهش فکر کردم

28:01.367 --> 28:04.167
‏چطور نتونستم بشناسمت؟‏

28:01.367 --> 28:04.056
‏اصلا فکرش رو هم نمی‌کردم زنی‏
...‏که دخترش رو ول کرد و رفت

28:01.367 --> 28:02.920
...‏بتونه با یه آدم پولدار ازدواج کنه و بشه زن

28:01.367 --> 28:03.280
‏رئیس یه شرکت بزرگ

28:01.367 --> 28:03.398
‏حتی بعد از اینکه شنید‏م ‏یه دختر گمشده داشتی

28:01.367 --> 28:03.741
‏حتی بعد از دیدن‏
...‏اون پنکیک‌های گل‌دار چندش‌آور

28:01.367 --> 28:03.145
فکر کنم بالاخره به آرزوت رسیدی

28:01.367 --> 28:04.186
‏حالا می‌فهمم چرا دخترت رو ول کردی

28:01.367 --> 28:03.457
‏این حقیقت نداره، یون‌سون

28:01.367 --> 28:02.894
‏اصلا این‌طور نیست

28:01.367 --> 28:05.147
‏اون موقع تو سوختگی‌های شدیدی داشتی

28:01.367 --> 28:04.467
‏و من حتی پول نداشتم‏
‏هزینه‌های درمانت رو بدم

28:01.367 --> 28:03.256
‏بچه نازنینم داشت از دست می‌رفت

28:01.367 --> 28:03.831
‏و من یه مادر بیچاره و درمونده بودم

28:01.367 --> 28:03.086
...‏رئیس کل تو رو از اون شعله‌ها نجات داد

28:01.367 --> 28:04.624
‏و تا آخرش مسئولیتت رو به عهده گرفت. اون ناجی من بود

28:01.367 --> 28:05.429
‏تا بتونی تحصیلات درستی داشته باشی‏
...‏و خوب بزرگ بشی

28:01.367 --> 28:05.458
یعنی میخوای بگی
بخاطر من یه زندگی بهتر رو انتخاب کردی؟

28:01.367 --> 28:02.767
‏منظورت همینه؟‏

28:01.367 --> 28:02.932
‏دیگه حرفی برای گفتن بین ما نمونده

28:01.367 --> 28:04.792
‏من دیگه اون دختر هفت‌ساله‌ای نیستم
که فکر می‌کرد بدون مادرش می‌میره

28:01.367 --> 28:03.841
تا چشم رو هم بذارم از شصت رد کردم

28:01.367 --> 28:04.914
‏دیگه هیچ‌وقت نذار ریختت رو ببینم

28:01.367 --> 28:02.367
‏فهمیدی؟‏

28:01.367 --> 28:04.397
‏نه! یون‌سون

28:01.367 --> 28:03.955
یون سون

28:01.367 --> 28:02.367
یون سون -
من میرم دنبالش -

28:01.367 --> 28:02.901
همین جا بمون -
بابا -

28:01.367 --> 28:02.968
‏بابا، هیچ کاری نکن

28:01.367 --> 28:03.477
‏اون بمب ساعتی بالاخره منفجر شد

28:01.367 --> 28:02.859
‏دارم دیوونه می‌شم

28:01.367 --> 28:03.407
‏یون‌سون، لطفا

28:01.367 --> 28:02.799
‏خواهش می‌کنم به حرفم گوش کن

28:01.367 --> 28:04.108
‏من هیچ‌وقت ولت نکردم

28:01.367 --> 28:02.759
‏ولم کن

28:01.367 --> 28:02.367
یون سون

28:01.367 --> 28:02.367
یون سون

28:01.367 --> 28:03.967
‏همه این‌ها تقصیر منه

28:01.367 --> 28:05.466
‏اون موقع، پدر و مادرم بهم گفتن‏
‏که بچه رو همون‌جا بذارم

28:01.367 --> 28:04.706
‏نقشه‌م این بود که اول ازدواج کنم‏
‏و بلافاصله برگردم دنبالت

28:01.367 --> 28:03.427
‏اما بعد مادرم سکته کرد

28:01.367 --> 28:02.934
‏یک ماه بعد هم از دنیا رفت

28:01.367 --> 28:05.125
‏بعد از مراسم خاکسپاری،‏
...‏برگشتیم دنبالت، اما

28:01.367 --> 28:05.215
‏داستان خیلی غم‌انگیزیه

28:01.367 --> 28:03.000
‏هر اتفاقی که اون موقع افتاده

28:01.367 --> 28:03.159
‏دیگه هیچ ربطی به من نداره

28:01.367 --> 28:03.132
من دیگه میرم -
خواهش میکنم -

28:01.367 --> 28:03.400
‏فقط مادرت رو مقصر ندون

28:01.367 --> 28:04.636
‏اون تو تمام اون سال‌ها به سختی زندگی می‌کرد

28:01.367 --> 28:04.289
‏تمام عمرش رو با حسرت دیدن تو گذروند

28:01.367 --> 28:04.020
‏خیلی درد داشت، آجوشی؟‏

28:01.367 --> 28:02.367
‏متاسفم

28:01.367 --> 28:04.126
‏نه. اصلا درد نداشت

28:01.367 --> 28:05.469
‏فقط خیلی خوشحالم که تو چیزیت نشد
‏یون سون

28:01.367 --> 28:04.440
‏از تو نمی‌خوام که ما رو ببخشی

28:01.367 --> 28:05.902
‏اما لطفا کینه‌ای که از مادرت داری رو‏ ‏کنار بذار

28:01.367 --> 28:02.751
‏التماست می‌کنم، یون سون

28:01.367 --> 28:05.305
‏من ازش کینه‌ای ندارم

28:01.367 --> 28:04.834
‏کینه فقط وقتی وجود داره‏
‏که هنوز احساسی باقی مونده باشه

28:01.367 --> 28:05.251
‏همون‌طور که 50 سال گذشته رو‏
‏بدون شناختن هم زندگی کردیم

28:01.367 --> 28:03.478
‏بیا همین‌طوری به زندگی ادامه بدیم

28:01.367 --> 28:02.634
‏دیگه هیچ‌وقت دنبالم نگرد

28:01.367 --> 28:02.951
یون سون

28:01.367 --> 28:02.464
یوبو

28:01.367 --> 28:03.434
‏من می‌رسونمش خونه
‏شما دو تا برید داخل

28:01.367 --> 28:05.255
‏یوبو، چی شده؟‏
‏تمام صبح کجا بودی؟‏

28:01.367 --> 28:02.600
‏اون اومده بود خونه‌مون

28:01.367 --> 28:03.167
‏از دیدن مامانبزرگ تازه برگشته

28:01.367 --> 28:02.648
‏فهمیدم

28:01.367 --> 28:03.928
‏مامان، اوضاع بین تو و مامانبزرگ خوب پیش رفت؟‏

28:01.367 --> 28:02.367
مامانبزرگ؟

28:01.367 --> 28:02.367
سرپرست کو

28:01.367 --> 28:03.401
‏متأسفم، ولی باید از اینجا بری

28:01.367 --> 28:02.367
‏چی گفتی؟‏

28:01.367 --> 28:05.340
‏هنوز سه ماه از اجاره‌ت مونده
ولی چاره دیگه‌ای ندارم

28:01.367 --> 28:04.454
‏جریمه‌ش رو می‌دم، همین امروز برو

28:01.367 --> 28:02.367
مامان

28:01.367 --> 28:02.567
‏یوبو، این‌طوری نکن

28:01.367 --> 28:03.559
‏اون که کار بدی نکرده

28:01.367 --> 28:04.166
‏زنی که من رو رها کرد
... تا با ازدواج به زندگی بهتری برسه

28:01.367 --> 28:04.870
‏بعد از 50 سال یهو پیداش شد و ادعا کرد مادر منه

28:01.367 --> 28:02.799
...چطور میتونم

28:01.367 --> 28:03.738
‏انگار هیچ اتفاقی نیفتاده
با نوه‌ش زیر یه سقف زندگی کنم؟‏

28:01.367 --> 28:02.734
‏نمی‌تونم

28:01.367 --> 28:04.231
‏ای داد بیداد، داری چی می‌گی؟‏

28:01.367 --> 28:05.287
‏اگه سرپرست کو، نوه مادر یون‌جا باشه

28:01.367 --> 28:02.917
...‏پس همسر رئیس

28:01.367 --> 28:03.734
یوبو

28:01.367 --> 28:03.858
‏مادربزرگ، بعد همه چیز رو برات توضیح می‌دم

28:01.367 --> 28:04.385
‏خدای من. خیلی شوکه شدم

28:01.367 --> 28:04.567
‏این سوپ سویائه. ناهار رشته بخور، باشه؟‏

28:01.367 --> 28:02.878
‏باشه، ممنون مامانبزرگ

28:01.367 --> 28:04.241
‏ای وای بر من

28:01.367 --> 28:03.005
‏تو از بابام پول خواستی، مگه نه؟‏

28:01.367 --> 28:03.293
‏هم سلولیم عجب زبون‌دراز بوده

28:01.367 --> 28:03.006
‏همین الان اینا رو بهت گفت؟‏

28:01.367 --> 28:03.334
‏صاف رفت پیش دخترش همه چیز رو وا داد؟‏

28:01.367 --> 28:04.900
‏اگه بخوای همین‌طوری ادامه بدی
به جرم تهمت و اخاذی ازت شکایت می‌کنم

28:01.367 --> 28:02.983
‏خب، بذار ببینیم

28:01.367 --> 28:05.751
‏تهمت یعنی یه چیزی رو از خودت دربیاری
که حقیقت نداره

28:01.367 --> 28:02.367
‏پس دقیقا چی رو از خودم درآوردم؟‏

28:01.367 --> 28:03.837
‏اینکه به یه سابقه‌دار بگی سابقه‌دار، تهمته؟‏

28:01.367 --> 28:03.240
‏چی گفتی؟‏ -
...‏بابات -

28:01.367 --> 28:03.892
‏و من 25 سال پیش توی زندان با هم بودیم

28:01.367 --> 28:03.592
‏پنج سال توی یه سلول بودیم

28:01.367 --> 28:03.634
‏همین الان ازت شکایت می‌کنم
پس بهتره خودت رو آماده کنی

28:01.367 --> 28:02.367
‏شکایت کنی؟‏

28:01.367 --> 28:02.967
‏گوش کن خانم کوچولو

28:01.367 --> 28:02.934
‏بابای تو یه قاتله

28:01.367 --> 28:03.067
‏اون یه نفر رو کشته

28:01.367 --> 29:01.367
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈
◈✥━━━━══ korefaa.com ══━━━━✥◈
مترجم: melina
