WEBVTT

00:00.050 --> 00:00.950
(تمام شخصیت‌ها، سازمان‌ها و اتفاقات این سریال ساختگی هستند)

00:00.950 --> 00:01.850
فیلم‌برداری مطابق دستورالعمل‌های)
(مربوط به کودکان، نوجوانان و حیوانات انجام شده

00:01.850 --> 00:02.750
در بعضی از صحنه‌ها)
(از فناوری هوش مصنوعی مولد استفاده شده

00:02.750 --> 00:14.750
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: JAY ✧ Riven ✧ padideh ✧
✧ ادیت: سارا ✧

00:19.750 --> 00:20.750
...بابا

00:24.250 --> 00:25.383
قسمت هفتاد و یکم

00:33.883 --> 00:34.883
...بابا

00:37.783 --> 00:40.950
اگه خواب نباشه چی؟
اگه یه خاطره باشه چی؟

00:41.850 --> 00:42.850
خاطره؟

00:43.050 --> 00:44.350
...مطمئن نیستم، ولی

00:45.150 --> 00:47.650
...اگه همیشه همون صحنه‌ها

00:47.650 --> 00:49.250
و همون اتفاق‌ها دوباره و دوباره تکرار می‌شن

00:49.550 --> 00:51.650
...شاید یه خاطره باشه که توی ناخودآگاهت ذخیره شده

00:51.650 --> 00:53.283
و به شکل خواب برمی‌گرده

00:54.650 --> 00:58.083
...اینکه هر روز توی خواب‌هام ظاهر می‌شدی

01:01.283 --> 01:04.650
اون آخرین لحظه‌‌ات بود؟

01:39.183 --> 01:40.550
چرا هنوز برنگشته خونه؟

01:54.483 --> 01:55.483
سلام، اونی

01:56.383 --> 01:58.250
فکر نکنم امشب بتونم بیام خونه

01:58.683 --> 02:00.550
منتظرم نمون، برو بخواب، باشه؟

02:04.450 --> 02:05.450
وای

02:05.450 --> 02:06.483
دیگه ساعت یک صبحه

02:07.650 --> 02:08.750
واقعا امشب نمی‌ری خونه؟

02:08.983 --> 02:10.150
چاره‌ای ندارم

02:10.150 --> 02:11.750
زمان تحویل فردا صبحه

02:13.083 --> 02:14.083
تو چی؟

02:14.083 --> 02:15.750
من هم همینطور

02:15.750 --> 02:17.783
احتمالا باید تا صبح بیدار بمونم
که این رو تموم کنم

02:18.650 --> 02:20.250
جلسه‌ی امروز بعدازظهر
خیلی طول کشید

02:20.250 --> 02:22.050
برای همین، همه‌ی کارهام عقب افتاده

02:22.383 --> 02:23.383
هر طور راحتی

02:35.550 --> 02:36.550
(اداره‌ی پست ذهن)

02:38.183 --> 02:40.450
(کاربران متصل، 1234 نفر)

02:40.783 --> 02:42.650
باز هم اون خواب رو دیده؟

02:43.150 --> 02:44.650
چرا هنوز این ساعت بیداره؟

02:47.050 --> 02:48.050
با این حال، خوشحالم

02:49.083 --> 02:51.550
حداقل می‌تونه با این کار
حرف‌های توی دلش رو خالی کنه

02:56.683 --> 02:57.683
مدیر تیم کو کجاست؟

02:57.783 --> 02:59.650
صبح زود رفت سر کار
گفت یه کاری داره

02:59.883 --> 03:02.150
صبح زود؟ چقدر زود؟

03:03.050 --> 03:04.350
فکر کنم، حدود ساعت پنج

03:05.083 --> 03:07.283
مسابقه همین چند روز پیش تموم شد

03:07.483 --> 03:08.883
انقدر سرش شلوغ شده؟

03:09.183 --> 03:10.183
نمی‌دونم

03:10.350 --> 03:12.783
تیممون هنوز حتی
جلسه‌های رسمی رو شروع نکرده

03:13.483 --> 03:15.850
بعدا براش ناهار می‌پیچم
خودت براش ببر

03:16.250 --> 03:17.283
باشه، می‌برم

03:17.583 --> 03:20.450
اون‌ نیم امروز هم صبحونه نمی‌خوره؟

03:20.450 --> 03:23.183
آره
اون‌ نیم دیشب خونه نیومد

03:23.183 --> 03:24.483
گفت توی استودیو تا صبح کار می‌کنه

03:24.783 --> 03:26.250
چی؟ دختر بیچاره

03:26.683 --> 03:28.683
اگه همینطور ادامه بده
سلامتیش رو به خطر میندازه

03:29.650 --> 03:31.650
برای اون‌ نیم هم ناهار آماده می‌کنم

03:31.883 --> 03:34.650
آدرس استودیوش رو که می‌دونی، نه؟

03:35.150 --> 03:36.883
آره، آدرس رو پیامک می‌کنم

03:46.450 --> 03:47.983
می‌خوام برای مامان بفرستم

03:48.250 --> 03:51.450
فکر کردم دوست داره بدونه
امروز صبحونه چی خوردم

03:51.450 --> 03:53.850
بیت نا، مرتب با مامانت در ارتباطی؟

03:54.050 --> 03:56.250
آره، گاهی عکس هم برام می‌فرسته

03:56.783 --> 03:59.950
مثلا اینکه کجا رسیده
یا چی داره می‌خوره

04:00.650 --> 04:03.650
خیلی خوبه، حتما خوشحالی

04:06.150 --> 04:07.350
دیگه می‌رم

04:07.750 --> 04:09.083
بیت نا، روز خوبی توی مهدکودک داشته باشی

04:09.083 --> 04:10.083
باشه، بابا

04:13.850 --> 04:15.983
شنیدم بار زدن و خالی کردن
کامیون‌های حمل‌ و نقل خیلی سخته

04:16.250 --> 04:19.050
اگه زیادی به خودش فشار بیاره
و از حال بره چی؟

04:19.850 --> 04:22.450
بابا از حال می‌ره، مامان‌بزرگ؟

04:22.650 --> 04:23.683
چی؟

04:23.683 --> 04:25.150
نه، معلومه که نه

04:25.250 --> 04:28.250
مامان‌بزرگ فقط نگران بابات شد، همین

04:29.483 --> 04:31.783
درسته، بیت نا
من الکی نگران شدم

04:32.050 --> 04:34.350
بابات از حال نمی‌ره
پس نگران نباش

04:35.083 --> 04:36.283
من هم می‌رم سر کار

04:36.283 --> 04:37.350
خوب غذا بخور، بیت نا

04:39.550 --> 04:40.883
اشکالی نداره، بخور

04:42.050 --> 04:43.850
(ساخت و ساز کانگ سو)

04:47.950 --> 04:49.083
چی شده؟

04:49.250 --> 04:50.750
چرا بدون اینکه چیزی بگی
تنهایی اومدی سر کار؟

04:51.183 --> 04:53.250
صبح زود یه ایده‌ی یهویی به ذهنم رسید

04:53.983 --> 04:56.050
الهام گرفتم
برای همین خواستم یه کم کار کنم، ببخشید

04:56.683 --> 04:57.983
چه ایده‌ای؟

04:58.850 --> 05:00.283
وقتی یه کم بیشتر روش کار کردم
بهت می‌گم

05:00.983 --> 05:03.250
راستی، مامانم برامون صبحونه فرستاده

05:03.650 --> 05:06.383
هنوز وقت داریم
بیا با هم توی آبدارخونه بخوریم

05:06.683 --> 05:07.750
واقعا لازم نبود

05:07.883 --> 05:10.150
می‌تونستم یه وعده رو بی‌خیال بشم

05:10.550 --> 05:11.650
بعدا برای ناهار می‌خورمش

05:11.650 --> 05:12.650
نه

05:12.783 --> 05:13.850
...وقتی کانگ چونگ حرف می‌زنه

05:14.750 --> 05:16.683
درسته، او هونگ گوش می‌کنه

05:20.083 --> 05:21.850
مدیر، تازه رسیدین؟

05:22.083 --> 05:23.083
بله

05:35.650 --> 05:38.683
دیگه برای شب‌ بیداری پیر شدم

05:40.183 --> 05:42.250
چرا فقط برای شستن صورتش
انقدر طولش داد؟

05:43.350 --> 05:45.050
!خانم چو

05:45.750 --> 05:48.050
خانم چو، چی شده؟

05:53.950 --> 05:56.650
شیر آب رو باز کردم که صورتم رو بشورم
...ولی سر دوش

05:57.950 --> 05:59.650
حالا چیکار کنم؟

06:00.550 --> 06:01.950
...اول

06:02.983 --> 06:04.650
اول، درشون بیار

06:04.650 --> 06:05.850
چی؟ درشون بیارم؟

06:06.450 --> 06:08.750
اول باید لباس‌هات رو خشک کنی

06:08.750 --> 06:09.983
چطوری می‌خوای بری خونه؟

06:12.483 --> 06:13.483
این رو بپوش

06:14.250 --> 06:16.183
من می‌رم خشکشویی
و لباس‌هات رو خشک می‌کنم

06:16.450 --> 06:17.483
فقط لباس‌های خیس رو بهم بدین

06:28.683 --> 06:30.683
بیا، می‌سپرمش به خودت

06:31.883 --> 06:32.883
باشه

06:34.783 --> 06:35.783
مامان

06:36.550 --> 06:37.883
خانم

06:39.650 --> 06:41.183
...چو اون نیم، تو

06:41.950 --> 06:43.150
...موضوع اینه که

06:43.383 --> 06:45.150
سلام

06:45.150 --> 06:46.683
...من وبتون آرتیست، سو بونگ وو هستم

06:46.750 --> 06:48.850
نه، من سو سونگ وو هستم

06:48.850 --> 06:50.250
تو کی هستی دیگه؟

06:50.850 --> 06:52.550
اینجا چه خبره؟

06:52.950 --> 06:55.250
تو با دخترم چیکار کردی؟

06:55.450 --> 06:58.050
...چی؟ نه، هیچ کاری نکردم

06:58.550 --> 07:00.250
مامان، اون چیزی نیست که فکر می‌کنی

07:00.250 --> 07:01.850
سر دوش آب رو اشتباه پاشید
...برای همین

07:02.050 --> 07:03.283
...تو

07:03.283 --> 07:04.983
!عوضی

07:05.150 --> 07:06.750
!عوضی بی‌ همه‌ چیز -
چرا این کار رو می‌کنین؟ -

07:06.783 --> 07:08.883
با دخترم چیکار کردی؟

07:10.083 --> 07:11.350
...این زن چی می‌گه

07:11.783 --> 07:13.150
!هی، خانم

07:13.450 --> 07:14.550
!مامان

07:14.683 --> 07:16.650
مامان، اینجا چیکار می‌کنی؟

07:16.983 --> 07:18.150
برو کنار -
صبر کن -

07:18.150 --> 07:19.250
!هی -
نه -

07:19.350 --> 07:21.550
داری با پسر عزیزم چیکار می‌کنی؟

07:21.950 --> 07:23.883
خوبه، درست سر وقت اومدی

07:23.950 --> 07:25.483
!پسرت این کار رو با دخترم کرده

07:25.483 --> 07:27.650
!مامان، خواهش می‌کنم! یه سوتفاهمه

07:27.650 --> 07:29.383
آره، واقعا همینطوره

07:29.383 --> 07:31.550
ما کاملا بی‌تقصیریم

07:31.683 --> 07:32.950
چی؟ بی‌تقصیرین؟

07:32.950 --> 07:35.050
لباس‌هاش رو نصفه از تنش درآوردی
بعد می‌گی بی‌تقصیری؟

07:35.150 --> 07:37.350
چطور بزرگت کردن؟

07:37.450 --> 07:39.883
...تو

07:39.883 --> 07:41.150
!آدم بی‌شرم

07:41.350 --> 07:42.950
...آدم بی‌شرم -
چی گفتی؟ -

07:44.150 --> 07:45.450
عقلت رو از دست دادی؟

07:45.750 --> 07:47.050
!برو کنار

07:47.083 --> 07:48.250
مامان، لطفا آروم باش

07:49.150 --> 07:50.150
برو کنار

07:50.150 --> 07:51.183
خواهش می‌کنم، آروم باش

07:51.183 --> 07:53.383
قیافه‌ات شبیه پسرهای خوشگل پول‌ بگیره

07:53.383 --> 07:55.183
هی! می‌خوای با این چیکار کنی؟

07:55.250 --> 07:56.250
می‌خوای چیکار کنی، عوضی؟

07:56.383 --> 07:58.850
خب؟ -
چی؟ پسر پول‌ بگیر؟ -

07:59.983 --> 08:01.783
!برو کنار! گفتم برو کنار

08:02.550 --> 08:04.550
!برو کنار -
!مامان -

08:04.750 --> 08:05.750
...تو

08:06.850 --> 08:07.850
...باید

08:09.750 --> 08:11.550
چی؟ کانگ یون جا

08:13.150 --> 08:14.150
یو جونگ ران

08:20.883 --> 08:22.383
!درد گرفت

08:23.683 --> 08:25.883
واقعا، مشکلت چیه؟

08:26.083 --> 08:28.150
ما اصلا چیکار کردیم؟

08:29.250 --> 08:31.250
پشتت کیسه بوکسه؟

08:31.383 --> 08:32.950
چرا هی می‌ذاری بقیه بزننت؟

08:32.950 --> 08:34.650
واقعا... خدایا -
چرا؟ -

08:34.950 --> 08:35.950
...نکنه عصبانی شدی

08:35.950 --> 08:37.983
چون مامان خانم چو به پشتم زد؟

08:38.283 --> 08:39.883
!خودت هم الان داری به پشتم می‌زنی

08:40.050 --> 08:41.850
...اون فرق داره، هیچکس

08:41.850 --> 08:43.250
جز من حق نداره به پشتت دست بزنه

08:43.350 --> 08:44.250
...واقعا -
هیچکس-

08:44.250 --> 08:46.050
مامان، خواهش می‌کنم

08:47.950 --> 08:51.050
می‌دونم این اواخر
یائسگیت بدتر شده

08:51.750 --> 08:53.050
ولی این دیگه زیادیه

08:53.250 --> 08:56.050
چطور می‌تونی استرست رو
با زدن به پشت پسر خودت خالی کنی؟

08:57.783 --> 08:58.783
از این به بعد

08:59.250 --> 09:01.150
حق نداری بری اون استودیو

09:01.483 --> 09:02.483
چی؟

09:03.083 --> 09:05.483
ولی ما اونجا باید با هم کار کنیم

09:05.750 --> 09:06.750
پس من چیکار کنم؟

09:07.550 --> 09:08.650
بهم ربطی نداره

09:09.350 --> 09:11.883
حتی یه ثانیه هم تنها
با اون دختر نمون، فهمیدی؟

09:12.683 --> 09:14.650
ولی مگه شما دوتا با هم دوست نبودین؟

09:14.650 --> 09:16.150
و باباهامون هم با هم دوستن

09:17.383 --> 09:19.783
اونجا سوءتفاهم رو برطرف کردی

09:19.783 --> 09:22.450
پس‌ چرا هنوز اینجوری رفتار می‌کنی؟

09:23.150 --> 09:24.150
فقط وانمود کردم که برطرفش کردم

09:24.750 --> 09:27.150
اگه انقدر به دخترش اهمیت می‌ده
باید بدونه منم به پسرم اهمیت می‌دم

09:27.950 --> 09:29.350
خب که چی اگه دختر اون خانم باشه؟

09:30.150 --> 09:31.750
باورم نمی‌شه

09:34.350 --> 09:35.183
انقدر نذار مردم بزننت

09:35.183 --> 09:37.850
چرا هی کتک می‌خوری؟ -
!باشه -

09:43.083 --> 09:45.483
دیگه به اون استودیو نرو

09:46.083 --> 09:47.150
مامان، چت شده؟

09:47.550 --> 09:49.950
من همه چیز رو توضیح دادم
سوءتفاهم رو برطرف کردیم

09:50.183 --> 09:51.883
گفتم نرو

09:52.150 --> 09:55.483
شما دو نفر تمام شب رو توی اون اتاق کوچیک بیدار موندین

09:55.983 --> 09:57.450
اصلا خبر نداشتم

09:57.550 --> 09:58.983
!داشتیم فقط کار می‌کردیم

09:59.250 --> 10:01.083
بسه دیگه، همین الان برو طبقه‌ی بالا

10:01.950 --> 10:04.383
از امروز، رفتن به اون استودیو ممنوع می‌شه، فهمیدی؟

10:04.383 --> 10:05.383
!مامان

10:05.383 --> 10:06.550
!برو طبقه‌ی بالا

10:06.883 --> 10:08.983
باید برم دنبال بیت نا

10:09.550 --> 10:11.550
پس جرات نکن بری توی اون استودیو

10:15.750 --> 10:17.450
این دیگه چه فاجعه‌ایه؟

10:18.750 --> 10:20.950
اصلا مگه ما چیکار کردیم؟

10:24.083 --> 10:25.250
مامان‌بزرگ، من می‌رم دنبال بیت نا

10:26.183 --> 10:27.850
یون جا ازت خواست بری؟

10:28.683 --> 10:30.250
نه، همینطوری می‌خواستم برم

10:30.383 --> 10:31.850
پس بشین

10:32.550 --> 10:33.750
...اون ازت نخواست

10:33.750 --> 10:36.450
و تازه اینجوری نیست که داریم کار شاقی می‌کنیم

10:36.650 --> 10:38.650
زیاده‌روی نمی‌کنی؟

10:39.450 --> 10:40.783
زیاده‌روی؟ بی‌خیال

10:41.050 --> 10:43.050
من خیلی وقته که بیت نا رو می‌برم و میارم

10:43.050 --> 10:44.983
...مردم توی مهدکودک دارن فکر می‌‌کن

10:44.983 --> 10:46.550
مامان بیت نا تویی

10:46.550 --> 10:48.483
با این شرایط هیچوقت ازدواج نمی‌کنی

10:48.483 --> 10:50.183
بی‌خیال، مامان‌بزرگ

10:50.450 --> 10:51.750
واقعا چیزهای خنده‌داری می‌گی

10:52.050 --> 10:54.850
اگه اون ئه یه مرد درست و حسابی می‌شناسه

10:55.250 --> 10:56.650
بگو بهت معرفیش کنه

10:57.250 --> 11:00.450
...آخرین آرزوی من اینه که نوه‌ام با مردی ازدواج کنه

11:01.550 --> 11:03.350
که توی یه شرکت معتبر کار می‌کنه

11:03.450 --> 11:04.450
باز دوباره شروع شد

11:04.750 --> 11:06.983
مامان‌بزرگ، من عاشق ارتباط‌های طبیعیم

11:07.350 --> 11:09.550
ارتباط‌های طبیعی؟ اون دیگه چیه؟

11:09.850 --> 11:11.983
منظورم اینه که می‌خوام یه نفر رو به صورت طبیعی ببینم

11:12.183 --> 11:14.650
از قرارهای از قبل تعیین شده و واسطه‌ها متنفرم

11:15.650 --> 11:17.783
...یه روز یه نفر که به طور طبیعی و غیرمنتظره

11:18.383 --> 11:20.950
جذبش بشم، خودش پیداش می‌شه

11:20.950 --> 11:21.950
پس نگران نباش

11:21.950 --> 11:23.950
"طبیعی و غیرمنتظره"

11:24.850 --> 11:26.850
گفتنش برای تو آسونه

11:26.850 --> 11:29.383
‌...تو که هر روز

11:29.383 --> 11:31.050
توی این مغازه‌ی کوچیک بیندتوک حبس شدی

11:31.050 --> 11:32.650
اصلا چطوری می‌خوای طبیعی یه نفر رو ملاقات ‌کنی؟

11:34.150 --> 11:35.683
!بابا

11:35.683 --> 11:37.650
!بیت نای من

11:38.750 --> 11:40.350
توی مهدکودک خوش گذشت؟ -
آره -

11:41.350 --> 11:43.250
تازه تموم شده؟ بیا بریم داخل

11:43.350 --> 11:45.183
قبل از اینکه بری تدریس کنی، باید یه چیزی بخوری

11:45.183 --> 11:46.550
وقت ندارم غذا بخورم

11:46.550 --> 11:48.750
باید لباس عوض کنم، صورتم رو بشورم
و بلافاصله دوباره بزنم بیرون

11:48.883 --> 11:50.450
بازم

11:50.683 --> 11:52.883
برای اینکه بتونی کار کنی، باید غذا بخوری

11:53.083 --> 11:55.350
یه رول گیمباپ از مغازه‌ی تنقلات نزدیک مدرسه می‌گیرم

11:56.250 --> 11:57.283
بیت نا، بریم داخل؟

11:57.283 --> 11:58.283
باشه، بابا

11:59.083 --> 12:00.550
!بابا، خون

12:00.950 --> 12:01.950
خون؟

12:02.650 --> 12:03.650
اون هیونگ

12:06.083 --> 12:08.983
این اواخر شب‌ها بیدار می‌مونم تا کتاب‌های
کمک آموزشی تعطیلات تابستون رو درست کنم

12:09.550 --> 12:10.950
نگران نباش بیت نا، بابا حالش خوبه

12:12.383 --> 12:13.383
خون؟

12:13.950 --> 12:14.950
اوپا

12:15.383 --> 12:16.450
وای خدای من؟ -
...خب -

12:19.050 --> 12:20.050
...نگاهش کن

12:21.150 --> 12:22.150
ممنونم، چو رونگ

12:22.450 --> 12:23.650
بیت نا، بیا بریم داخل

12:24.050 --> 12:25.150
این خیلی ناراحت‌کننده‌ست

12:28.283 --> 12:29.983
اوپا حالش خوب می‌شه؟

12:30.150 --> 12:32.950
انقدر توی همه چیز سرک نکش
!و بیا این جوانه‌ها رو آماده کن

12:39.850 --> 12:40.850
!تو

12:41.150 --> 12:42.150
چی؟

12:42.283 --> 12:43.350
تو الان یقه‌ی من رو گرفتی؟

12:43.750 --> 12:45.550
!هی، آقای چو! یه عکس بگیر

12:45.550 --> 12:46.750
!این رو ضبط کن! بجنب

12:47.350 --> 12:49.583
نمی‌ذارم این قضیه همینطوری تموم بشه

12:49.750 --> 12:50.750
!عجله کن

12:51.350 --> 12:53.450
داری چیکار می‌کنی؟ بس کن

12:58.250 --> 12:59.983
...اون عوضی

13:00.650 --> 13:01.983
قسم می‌خورم انگار داشت از توی
چشم‌هاش لیزر می‌زد بیرون

13:03.350 --> 13:05.150
هنوزم دنبال اینه که برام دردسر درست کنه یا چی؟

13:07.150 --> 13:08.150
بیا ببینم چیکار می‌تونی بکنی

13:08.850 --> 13:09.983
از همون لحظه‌ای که من رئیس بشم

13:09.983 --> 13:12.583
تو برای همیشه از گروه کانگ سو اخراج می‌شی

13:14.950 --> 13:15.950
بیا داخل

13:18.450 --> 13:20.450
این الف‌بچه رو نگاه کن، فکر کردی کی هستی

13:20.450 --> 13:22.250
بدون یه ذره ترس، همینطوری می‌پری توی دفتر مدیرعامل؟

13:22.750 --> 13:25.350
قربان، من نمی‌تونم اینطوری تنهایی سقوط کنم

13:26.283 --> 13:27.983
قرار بود دوشنبه‌ی هفته‌ی دیگه برگردم سر کارم

13:28.650 --> 13:30.250
اگه تا اون موقع جلوی فرستادنم
به کمیته‌ی انضباطی نگیرین

13:31.650 --> 13:33.150
چاره‌ای ندارم جز اینکه همه چز رو لو بدم

13:34.883 --> 13:36.550
چی؟ اعتراف کنی؟

13:37.350 --> 13:39.283
او‌ن‌وقت شما هم قرار نیست قسر در برین

13:40.450 --> 13:42.483
...شما بهم گفتین اطلاعات تیم 2 رو لو بدم

13:42.683 --> 13:44.383
اونم با وسوسه کردن من با وعده‌ی ارتقای شغلی

13:44.683 --> 13:46.250
...و خود شما همونی هستین که بهم دستور دادین

13:47.050 --> 13:48.050
...آسانسور رو از کار بندازم

13:48.350 --> 13:50.583
و فیلم دوربین‌های مداربسته رو موقع مسابقه پخش کنم

13:51.483 --> 13:52.483
!کافیه

13:54.950 --> 13:55.950
هی

13:56.083 --> 13:59.183
پخش کردن اون فیلم‌ها از همون اول هم فکر خودت بود

13:59.783 --> 14:03.050
و من اصلا روحمم خبر نداشت
مدیر تیم کو اختلال پنیک داره

14:03.050 --> 14:04.050
به هر حال

14:04.950 --> 14:07.483
این منم که قراره تمام تقصیرها رو گردن بگیرم

14:09.683 --> 14:10.750
باید مسئولیتش رو به عهده بگیرین

14:11.150 --> 14:12.250
خوب گوش کن

14:12.250 --> 14:14.450
اگه واقعا می‌خواستن تو رو بفرستن کمیته‌ی انضباطی

14:14.550 --> 14:17.550
همون روز بعد اتفاق میفتاد
ولی تا الان هیچ اتفاقی نیفتاده، مگه نه؟

14:17.783 --> 14:18.950
به نظرت این چه‌ معنی می‌ده؟

14:19.083 --> 14:21.183
این یعنی اونا فقط می‌خوان کل قضیه رو ماستمالی کنن

14:23.450 --> 14:24.450
واقعا اینطوری فکر می‌کنین؟

14:25.483 --> 14:27.450
...دقیقا به خاطر همینه که

14:27.950 --> 14:30.050
هیچوقت نباید کارهای مهم رو با آدم‌های احمق‌ انجام بدم

14:30.350 --> 14:31.350
...فهمیدم

14:31.350 --> 14:33.383
منظورت چیه "فهمیدم"؟
!همین الان برو بیرون

14:34.250 --> 14:36.683
قربان، پس من بهتون اعتماد می‌کنم

14:38.250 --> 14:39.250
باشه

14:40.850 --> 14:42.050
رئیس

14:42.450 --> 14:44.050
چی تو رو کشونده اینجا، آقای هان؟

14:44.750 --> 14:46.450
!تو تعلیق می‌شی

14:48.550 --> 14:49.650
متاسفم

14:50.850 --> 14:53.483
یه موضوع فوری پیش اومده بود که
باید با مدیرعامل در میون می‌ذاشتم

14:54.950 --> 14:56.250
الان می‌رم

15:00.450 --> 15:02.350
...پس‌ اون ‌کارمند تعلیق شده

15:02.950 --> 15:04.650
چی شده اومدی اینجا؟

15:05.950 --> 15:08.283
ما تصمیم گرفتیم که آقای هان جی هون
رو به کمیته‌ی انضباطی نفرستیم

15:08.983 --> 15:10.050
واقعا؟

15:10.550 --> 15:13.950
پس مدیر تیم کو و کارآموز چو دردسر‌ درست نمی‌کردن؟

15:14.250 --> 15:17.583
نه، اون دوتا بودن که پیشنهاد دادن
بی‌خیال این قضیه بشیم

15:19.750 --> 15:20.750
...خب

15:21.250 --> 15:24.250
جنجال به پا کردن فقط باعث می‌شه توجه‌ها
بره سمت مشکلات سلامتی مدیر تیم کو

15:24.250 --> 15:27.350
درسته، فکر می‌کنم تصمیم درستی بود

15:28.183 --> 15:29.183
بابا

15:29.883 --> 15:31.783
لطفا همین الان بس کن

15:32.450 --> 15:35.050
منظورت چیه "بس کنم"؟ مگه‌ چیکار کردم؟

15:35.750 --> 15:37.150
...تو بودی که حرف‌های‌ گنده گنده می‌زدی

15:37.150 --> 15:39.050
و درنهایت دور دوم رو به گیول باختی

15:39.450 --> 15:40.983
هنوز دور سوم مونده

15:41.783 --> 15:43.450
به خاطر جوی، دور دوم رو باختیم

15:43.450 --> 15:44.550
ولی در مورد دور سوم خیلی اعتماد به‌ نفس دارم

15:44.983 --> 15:45.983
فقط وایسا و ببین

15:48.950 --> 15:50.850
این داره دیوونه‌ام می‌کنه

15:50.850 --> 15:52.583
همه دارن علیه من می‌شن

15:53.350 --> 15:56.283
کسایی که به ظاهر دوست صداشون می‌کنم
!یه کارمند سطح پایین و حتی پسر‌ خودم

15:58.383 --> 15:59.383
واقعا که

16:05.550 --> 16:07.850
آقای سو، اگه بعد از کار وقت آزاد داری

16:08.083 --> 16:09.150
چطوره نوشیدنی بخوریم؟

16:10.450 --> 16:11.450
چی؟

16:12.150 --> 16:13.483
بیا یه کم گپ بزنیم، چند وقتی گذشته

16:13.883 --> 16:16.183
فردا آخر هفته‌ست، پس‌ هیچ فشاری وجود نداره

16:16.750 --> 16:17.983
البته، چرا که نه؟

16:20.883 --> 16:22.850
سلام، چی شده؟

16:33.450 --> 16:36.150
اون دستگیر شده؟ باشه فهمیدم

16:37.950 --> 16:39.783
چی؟ بازجویی از یه شاهد؟

16:40.050 --> 16:42.550
چون اتفاقی مکالمه‌ی تلفنی رو شنیدین، گزارش دادین

16:43.150 --> 16:45.350
ولی شماره‌اتون توی لیست تماس‌ها ثبت شده بود

16:45.850 --> 16:48.250
من فهمیدم این یه کلاهبرداری تلفنیه و جواب ندادم

16:48.750 --> 16:50.083
اصلا حتی قربانی دومی وجود نداشته

16:50.083 --> 16:52.183
پس چرا اصرار دارین از من مثل یه شاهد بازجویی ‌کنین؟

16:53.683 --> 16:56.550
نه، دیگه حرفی برای گفتن ندارم

16:57.450 --> 16:58.450
خیلی خب

17:03.083 --> 17:04.750
پلیس بود؟

17:06.283 --> 17:08.883
آره، گفتن اون یارو دستگیر شده

17:09.050 --> 17:10.750
واقعا؟ خب معلومه کار خودش بوده

17:11.283 --> 17:14.583
ولی مطمئنی که هیچ ربطی به این قضیه نداری، نه؟

17:15.283 --> 17:16.950
می‌خوای هی حرف‌هام رو تکرار کنم؟

17:17.483 --> 17:19.083
بیا بریم -
باشه -

17:19.650 --> 17:21.450
باید یه چیزی بگم، بشین

17:26.983 --> 17:30.250
چی؟ مادر خانم چو اون ئه، دختر خانمه؟

17:30.883 --> 17:32.350
باورم نمی‌شه

17:32.783 --> 17:34.750
باورم نمی‌شه خانم چو دخترعمه‌امه

17:35.983 --> 17:38.950
...اگه دخترعمه‌ی توئه

17:39.650 --> 17:41.450
پس دخترعمه‌ی مدیر تیم کو هم هست

17:44.650 --> 17:47.750
...بهم نگو که چون فامیلن

17:48.283 --> 17:49.950
انتظار چیزی داری

17:50.983 --> 17:53.350
همونطور که می‌دونی، گیول به سرپرستی گرفته شده

17:53.883 --> 17:56.350
و مادر خانم چو هم دختر خونی بابابزرگمون نیست

17:57.950 --> 18:00.250
این چیزی رو بین اون دوتا تغییر نمی‌ده

18:01.283 --> 18:04.283
پس امیدوار نشو، حتی یه ذره

18:05.050 --> 18:06.950
اونطور نیست
بد برداشت نکن

18:07.250 --> 18:08.483
درسته، راستی

18:08.883 --> 18:10.483
نمی‌دونم شنیدی یا نه

18:10.483 --> 18:12.950
ولی بابابزرگم تصمیم گرفته قبل مرگش مراسم ختم بگیره

18:13.183 --> 18:15.083
چی؟ مراسم ختم قبل مرگ؟

18:17.650 --> 18:19.550
چی؟ بابتش ازت حق‌السکوت گرفته؟

18:19.950 --> 18:21.550
داشتم دنبال صاحب اون غذاخوری

18:22.250 --> 18:24.750
کنار محل ساخت‌ و ‌ساز می‌گشتم تا زنت رو پیدا کنم

18:25.883 --> 18:28.850
و معلوم شد توی زندان هم‌بندیم بوده

18:30.483 --> 18:33.950
ازم پول خواست و تهدید کرد که به
...خانواده‌ام و کل شرکت می‌گه

18:34.783 --> 18:35.850
که سابقه‌ی کیفری دارم

18:37.350 --> 18:38.550
...پس برای همین

18:39.750 --> 18:42.150
صبر کن
مگه نگفتی به همه‌اش رسیدگی شده؟

18:42.850 --> 18:43.850
آره

18:44.883 --> 18:46.850
اون به خاطر یه جرم دیگه دستگیر شده بود

18:47.650 --> 18:49.050
خب، چیز خوبیه، مگه نه؟

18:50.050 --> 18:52.183
من هم اولش همین فکر رو کردم

18:52.583 --> 18:55.550
ولی فکر کنم سونگ ری کسی بود که حلش کرد

18:55.950 --> 18:56.950
چی؟

18:57.283 --> 19:00.283
چطور ممکنه مدیر سو حلش کرده باشه؟

19:00.550 --> 19:02.650
من هم از جزئیاتش خبر ندارم

19:04.450 --> 19:06.350
...فهمیدن اینکه سابقه‌ی کیفری دارم

19:07.383 --> 19:08.983
حتما شوک بزرگی براش بوده

19:18.350 --> 19:20.850
گوان شیک، یه کم آروم باش

19:29.150 --> 19:30.150
صبر کن

19:30.150 --> 19:31.383
بیا یه استراحت کوتاه بکنیم

19:33.650 --> 19:36.150
بی‌خیال، بعد فقط سه کیلومتر دیگه رمق نداری؟

19:36.450 --> 19:38.450
...کسی که هر روز می‌دوئه

19:38.450 --> 19:40.150
با کسی که سالهاست ندوییده قابل مقایسه نیست

19:49.250 --> 19:50.283
هوای شب حس خوبی داره

19:52.283 --> 19:53.283
واقعا

19:53.750 --> 19:54.850
ولی جریان چیه؟

19:55.083 --> 19:58.050
چرا یهویی دلت خواست هر شب با هم بدوییم؟

19:58.483 --> 20:01.283
چون می‌خوام هر لحظه رو با تو بگذرونم

20:01.983 --> 20:03.150
چرا؟ دوستش نداری؟

20:03.183 --> 20:04.750
خدایا

20:04.750 --> 20:07.350
انگاری کاملا عاشقم شدی

20:07.350 --> 20:08.850
این مشکل‌ساز می‌شه

20:08.950 --> 20:10.783
بعد یه دوی ساده مثل این

20:11.350 --> 20:12.883
یه دوش آب گرم

20:13.383 --> 20:14.683
باعث می‌‌شه بهتر بخوابی

20:15.250 --> 20:16.283
این راز خواب شب منه

20:19.750 --> 20:21.050
...در مورد اون رویاها

20:21.850 --> 20:23.750
حق با تو بود

20:24.150 --> 20:25.683
منظورت چیه؟

20:25.950 --> 20:28.950
رویا نبودن، خاطره بودن

20:30.483 --> 20:32.350
متوجهم

20:33.550 --> 20:35.350
...حتما خاطره‌ی خیلی دردناکی بوده

20:35.950 --> 20:37.750
که هی به عنوان کابوس برمی‌گرده

20:38.750 --> 20:41.983
نمی‌دونم چرا این همه وقت نمی‌تونستم به یاد بیارمش

20:43.183 --> 20:46.383
هنوز باورم نمی‌شه که کاملا فراموشش کرده بودم

20:47.783 --> 20:49.183
دنبالش گشتم

20:49.983 --> 20:53.450
وقتی یه نفر نتونه از پس یه ترومای شدید یا استرس بربیاد

20:53.850 --> 20:55.683
...ذهنش ممکنه موقتا

20:55.683 --> 20:57.850
جلوی خاطرات رو بگیره تا از خودش مواظبت کنه

20:58.683 --> 21:01.950
ممکنه یه شکل از فراموشی انتخابی باشه

21:02.350 --> 21:04.150
فراموشی انتخابی؟

21:05.450 --> 21:09.850
پس، یعنی ممکنه خاطراتی باشن که هنوز به خاطر نیارمشون؟

21:11.283 --> 21:15.750
به دیدن یه متخصص فکر کردی؟

21:16.550 --> 21:18.250
یعنی رفتن پیش روانپزشک؟

21:19.150 --> 21:20.550
هنوز به اونجا نرسیدم

21:21.550 --> 21:23.883
به علاوه، به نظرم راه خودم رو برای مقابله باهاش پیدا کردم

21:24.650 --> 21:25.650
راه خودت؟

21:25.783 --> 21:27.583
همون اپلیکیشن اداره‌ی پست ذهن که تو طراحی کردیه

21:28.350 --> 21:30.750
...ازش استفاده می‌کردم تا نامه‌هایی بنویسم

21:30.750 --> 21:32.550
که خودم هرگز نمی‌تونستم بفرستم

21:33.950 --> 21:35.083
عالیه، واقعا

21:36.950 --> 21:37.950
...ممنون

21:38.450 --> 21:40.850
که انقدر بهم اعتماد کردی که اون نامه‌ها رو بنویسی

21:41.483 --> 21:42.583
نگران نباش

21:42.850 --> 21:44.583
ممکنه به نظر نیاد، ولی واقعا قویم

21:45.350 --> 21:46.350
چی؟

21:46.583 --> 21:48.950
چی باعث شد فکر کنی قوی‌ای؟

21:49.850 --> 21:51.983
قوی بودن فیزیکی نه، ذهنی

21:52.083 --> 21:54.283
و عضلات فیزیکیم هم خیلی تاثیرگذارن

21:54.283 --> 21:55.283
بی‌خیال -
می‌خوای دست بزنی؟ -

21:57.350 --> 21:59.183
پس نگران نباش

22:01.250 --> 22:02.250
دوباره دویدن رو شروع کنیم؟

22:02.383 --> 22:03.383
چی؟

22:03.383 --> 22:05.050
!صبر کن

22:16.050 --> 22:17.283
...کو ده چی

22:18.250 --> 22:20.550
...چقدر دیگه

22:23.983 --> 22:25.450
مادرجون، چیکار می‌کنین؟

22:26.150 --> 22:30.050
دارم یه لیست درست می‌کنم از کسایی که اون روز ممکنه بیان

22:30.850 --> 22:33.850
نیاز دارم بدونم چقدر غذا باید آماده کنم

22:34.683 --> 22:37.750
...مادر، به نظرتون واقعا اشکالی نداره

22:37.850 --> 22:39.583
که باهاش مثل یه مهمونی برخورد کنیم
درست جوری که پدر می‌خواد؟

22:40.050 --> 22:42.550
هر چی هم که باشه، مراسم ختمه

22:42.950 --> 22:45.583
پس فقط به عنوان یه جشن خانوادگی بهش نگاه کن

22:46.383 --> 22:47.950
این چیزیه که اون می‌خواد

22:48.083 --> 22:51.350
جشن؟ این مهمونیه

22:51.983 --> 22:54.650
پس من اون روز گرداننده‌ی مهمونی می‌شم

22:55.183 --> 22:58.450
و این بار اون دسر فرانسوی و همه چی رو حذف می‌کنیم

22:58.650 --> 22:59.650
چرا؟

23:00.550 --> 23:02.850
هی در مورد فرانسه حرف می‌زدی

23:03.383 --> 23:05.450
...نمی‌تونم دوباره پز دادن کانگ یون جا رو تحمل کنم

23:10.450 --> 23:13.550
لطفا با دخترم کنار بیا، مامان مین هو

23:14.150 --> 23:15.150
بله؟

23:15.583 --> 23:17.350
می‌دونم ممکنه در موردش ذوق‌زده نباشی

23:17.350 --> 23:18.550
ولی حالا که اوضاع اینطوری شده

23:19.383 --> 23:22.583
ازت می‌خوام که با دخترم کنار بیای

23:24.150 --> 23:26.983
چیزی نیست که بخوام کنار بیام

23:27.483 --> 23:29.483
...تا وقتی که به ثبت خانوار اضافه نشه

23:32.150 --> 23:34.683
ولی مادر، چطور همدیگه رو شناختین؟

23:35.183 --> 23:37.250
اولش، هیچکدومتون متوجه نشدین

23:37.883 --> 23:38.883
درست می‌گی

23:39.583 --> 23:43.383
نمی‌دونم چطور نشناختمش وقتی که درست جلوی چشمم بود

23:44.550 --> 23:46.850
...من و شوهرم از قبل

23:46.983 --> 23:48.650
...نتایج تست دی‌ان‌ای رو گرفته بودیم

23:48.950 --> 23:50.050
الان چی گفتی؟

23:51.050 --> 23:52.050
تست دی‌ان‌ای؟

23:52.983 --> 23:54.250
خدای من

23:54.783 --> 23:57.683
...یعنی تو و بابای مین هو

23:58.383 --> 24:00.350
قبل از من می‌دونستین؟

24:01.350 --> 24:02.350
حقیقت داره؟

24:03.983 --> 24:05.683
متاسفم، پدر، مادر

24:12.583 --> 24:14.650
کجا داری می‌ری؟ زمین گلف؟

24:15.050 --> 24:17.150
آره، هفته‌ی بعد بازی دارم

24:17.150 --> 24:18.250
برای همین گفتم یه کم تمرین کنم

24:18.250 --> 24:19.550
امیدوارم هنوز بتونم ضربه بزنم

24:19.950 --> 24:22.450
گلف، ورزش خوبیه

24:24.483 --> 24:25.783
می‌دونی

24:26.283 --> 24:28.283
من اخیرا دنیای رقص رو کشف کردم

24:28.850 --> 24:29.850
نظرت چیه؟

24:30.483 --> 24:31.650
همه خوبن

24:32.150 --> 24:34.150
ولی چه گلف باشه چه رقص

24:34.150 --> 24:37.050
کلید هر ورزشی آرامشه

24:37.283 --> 24:39.150
دیدی؟ اصلا تنشی نیست

24:40.550 --> 24:41.550
من خودم رو سفت گرفتم؟

24:41.750 --> 24:42.950
نه اصلا -
!کو ده چی -

24:46.583 --> 24:47.650
پدر

24:48.650 --> 24:49.650
!بیا توی اتاقم

24:50.183 --> 24:53.050
یهویی چی شده؟

24:54.150 --> 24:56.183
تو هم همینطور، عروس -
من هم؟ -

24:56.550 --> 24:59.250
می‌تونم بپرسم چی شده، رئیس؟

25:00.850 --> 25:02.150
...صبر کن

25:04.983 --> 25:05.983
چرا انقدر عصبانیه؟

25:06.450 --> 25:07.850
فقط بیا تو

25:12.050 --> 25:14.550
حتما یه گند دیگه زده

25:14.883 --> 25:17.950
خدایا، ده چی

25:17.950 --> 25:18.950
واقعا که

25:19.650 --> 25:21.950
دقیقا چی توی سرت می‌گذشت؟

25:22.250 --> 25:25.750
چطور تونستی حتی بعد تست دی‌ان‌ای مخفی نگهش داری؟

25:28.583 --> 25:29.583
متاسفم، پدر

25:30.450 --> 25:33.083
متاسفی؟ به نظرت "تاسف" کافیه؟

25:34.283 --> 25:36.450
من و مادرت ناامیدانه دنبالش می‌گشتیم

25:37.250 --> 25:38.483
اسم خودت رو می‌ذاری پسر؟

25:40.350 --> 25:43.383
بهونه‌ای ندارم

25:45.083 --> 25:46.650
ولی می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم، پدر

25:48.150 --> 25:49.983
من واقعا پسرتم؟

25:50.650 --> 25:51.650
چی؟

25:52.283 --> 25:53.650
من توی این خانواده چیم؟

25:54.450 --> 25:55.650
منصفانه بگم

25:55.650 --> 25:57.950
بدتر از آقای سو یا حتی گیول باهام رفتار می‌کنی

25:58.750 --> 26:00.383
اگه از اول باهام صادق بودی

26:01.350 --> 26:02.750
تا اینجا پیش نمی‌رفتم

26:03.550 --> 26:05.550
تو هی من رو پس می‌زدی

26:05.550 --> 26:07.750
به این می‌گی بهونه؟

26:08.150 --> 26:09.150
واقعا؟

26:10.283 --> 26:13.150
پدرجون، همه‌اش تقصیر منه

26:13.350 --> 26:15.183
لطفا خیلی اون رو سرزنش نکنین

26:16.050 --> 26:17.383
من اول فهمیدم

26:17.850 --> 26:21.150
...و تهش گیس‌های کانگ یون جا رو کشیدم، برای همین اون

26:22.650 --> 26:24.583
موهای یون سون رو کشیدی؟

26:26.583 --> 26:28.383
دقیقا کی؟

26:29.850 --> 26:30.883
...خب

26:33.850 --> 26:34.850
...اون

26:35.383 --> 26:38.950
یه کم بعد از رفتن گیول

26:39.183 --> 26:40.183
چی؟

26:41.250 --> 26:44.650
چطور تونستی این همه وقت بدونی و از ما مخفیش کنی؟

26:48.150 --> 26:50.683
جفتتون خوب گوش کنین

26:51.950 --> 26:54.950
می‌خوام یون سون رو به ثبت خانوارم اضافه کنم

26:57.450 --> 26:58.450
چی؟

26:59.050 --> 27:00.050
!پدر -
!پدر -

27:00.483 --> 27:21.483
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: JAY ✧ Riven ✧ padideh ✧
✧ ادیت: سارا ✧

27:21.483 --> 27:24.050
·˚˖𖦹 روزهای شاد ما 𖦹˖·˚

27:21.483 --> 27:23.050
مامان بیت نا تویی

27:21.483 --> 27:23.416
با این شرایط هیچوقت ازدواج نمی‌کنی

27:21.483 --> 27:23.183
بی‌خیال، مامان‌بزرگ

27:21.483 --> 27:22.783
واقعا چیزهای خنده‌داری می‌گی

27:21.483 --> 27:24.283
اگه اون ئه یه مرد درست و حسابی می‌شناسه

27:21.483 --> 27:22.883
بگو بهت معرفیش کنه

27:21.483 --> 27:24.683
...آخرین آرزوی من اینه که نوه‌ام با مردی ازدواج کنه

27:21.483 --> 27:23.283
که توی یه شرکت معتبر کار می‌کنه

27:21.483 --> 27:22.483
باز دوباره شروع شد

27:21.483 --> 27:23.716
مامان‌بزرگ، من عاشق ارتباط‌های طبیعیم

27:21.483 --> 27:23.683
ارتباط‌های طبیعی؟ اون دیگه چیه؟

27:21.483 --> 27:23.616
منظورم اینه که می‌خوام یه نفر رو به صورت طبیعی ببینم

27:21.483 --> 27:23.950
از قرارهای از قبل تعیین شده و واسطه‌ها متنفرم

27:21.483 --> 27:23.616
...یه روز یه نفر که به طور طبیعی و غیرمنتظره

27:21.483 --> 27:24.050
جذبش بشم، خودش پیداش می‌شه

27:21.483 --> 27:22.483
پس نگران نباش

27:21.483 --> 27:23.483
"طبیعی و غیرمنتظره"

27:21.483 --> 27:23.483
گفتنش برای تو آسونه

27:21.483 --> 27:24.016
‌...تو که هر روز

27:21.483 --> 27:23.150
توی این مغازه‌ی کوچیک بیندتوک حبس شدی

27:21.483 --> 27:23.083
اصلا چطوری می‌خوای طبیعی یه نفر رو ملاقات ‌کنی؟

27:21.483 --> 27:23.016
!بابا

27:21.483 --> 27:23.450
!بیت نای من

27:21.483 --> 27:23.083
توی مهدکودک خوش گذشت؟ -
آره -

27:21.483 --> 27:23.383
تازه تموم شده؟ بیا بریم داخل

27:21.483 --> 27:23.316
قبل از اینکه بری تدریس کنی، باید یه چیزی بخوری

27:21.483 --> 27:22.850
وقت ندارم غذا بخورم

27:21.483 --> 27:23.683
باید لباس عوض کنم، صورتم رو بشورم
و بلافاصله دوباره بزنم بیرون

27:21.483 --> 27:23.050
بازم

27:21.483 --> 27:23.683
برای اینکه بتونی کار کنی، باید غذا بخوری

27:21.483 --> 27:23.750
یه رول گیمباپ از مغازه‌ی تنقلات نزدیک مدرسه می‌گیرم

27:21.483 --> 27:22.516
بیت نا، بریم داخل؟

27:21.483 --> 27:22.483
باشه، بابا

27:21.483 --> 27:22.950
!بابا، خون

27:21.483 --> 27:22.483
خون؟

27:21.483 --> 27:22.483
اون هیونگ

27:21.483 --> 27:24.383
این اواخر شب‌ها بیدار می‌مونم تا کتاب‌های
کمک آموزشی تعطیلات تابستون رو درست کنم

27:21.483 --> 27:22.883
نگران نباش بیت نا، بابا حالش خوبه

27:21.483 --> 27:22.483
خون؟

27:21.483 --> 27:22.483
اوپا

27:21.483 --> 27:22.550
وای خدای من؟ -
...خب -

27:21.483 --> 27:22.483
...نگاهش کن

27:21.483 --> 27:22.483
ممنونم، چو رونگ

27:21.483 --> 27:22.683
بیت نا، بیا بریم داخل

27:21.483 --> 27:22.583
این خیلی ناراحت‌کننده‌ست

27:21.483 --> 27:23.183
اوپا حالش خوب می‌شه؟

27:21.483 --> 27:24.283
انقدر توی همه چیز سرک نکش
!و بیا این جوانه‌ها رو آماده کن

27:21.483 --> 27:22.483
!تو

27:21.483 --> 27:22.483
چی؟

27:21.483 --> 27:22.550
تو الان یقه‌ی من رو گرفتی؟

27:21.483 --> 27:23.283
!هی، آقای چو! یه عکس بگیر

27:21.483 --> 27:22.683
!این رو ضبط کن! بجنب

27:21.483 --> 27:23.716
نمی‌ذارم این قضیه همینطوری تموم بشه

27:21.483 --> 27:22.483
!عجله کن

27:21.483 --> 27:23.583
داری چیکار می‌کنی؟ بس کن

27:21.483 --> 27:23.216
...اون عوضی

27:21.483 --> 27:22.816
قسم می‌خورم انگار داشت از توی
چشم‌هاش لیزر می‌زد بیرون

27:21.483 --> 27:23.283
هنوزم دنبال اینه که برام دردسر درست کنه یا چی؟

27:21.483 --> 27:22.483
بیا ببینم چیکار می‌تونی بکنی

27:21.483 --> 27:22.616
از همون لحظه‌ای که من رئیس بشم

27:21.483 --> 27:24.083
تو برای همیشه از گروه کانگ سو اخراج می‌شی

27:21.483 --> 27:22.483
بیا داخل

27:21.483 --> 27:23.483
این الف‌بچه رو نگاه کن، فکر کردی کی هستی

27:21.483 --> 27:23.283
بدون یه ذره ترس، همینطوری می‌پری توی دفتر مدیرعامل؟

27:21.483 --> 27:24.083
قربان، من نمی‌تونم اینطوری تنهایی سقوط کنم

27:21.483 --> 27:23.183
قرار بود دوشنبه‌ی هفته‌ی دیگه برگردم سر کارم

27:21.483 --> 27:23.083
اگه تا اون موقع جلوی فرستادنم
به کمیته‌ی انضباطی نگیرین

27:21.483 --> 27:22.983
چاره‌ای ندارم جز اینکه همه چز رو لو بدم

27:21.483 --> 27:23.150
چی؟ اعتراف کنی؟

27:21.483 --> 27:23.416
او‌ن‌وقت شما هم قرار نیست قسر در برین

27:21.483 --> 27:23.516
...شما بهم گفتین اطلاعات تیم 2 رو لو بدم

27:21.483 --> 27:23.183
اونم با وسوسه کردن من با وعده‌ی ارتقای شغلی

27:21.483 --> 27:23.050
...و خود شما همونی هستین که بهم دستور دادین

27:21.483 --> 27:22.483
...آسانسور رو از کار بندازم

27:21.483 --> 27:23.716
و فیلم دوربین‌های مداربسته رو موقع مسابقه پخش کنم

27:21.483 --> 27:22.483
!کافیه

27:21.483 --> 27:22.483
هی

27:21.483 --> 27:24.583
پخش کردن اون فیلم‌ها از همون اول هم فکر خودت بود

27:21.483 --> 27:24.750
و من اصلا روحمم خبر نداشت
مدیر تیم کو اختلال پنیک داره

27:21.483 --> 27:22.483
به هر حال

27:21.483 --> 27:24.016
این منم که قراره تمام تقصیرها رو گردن بگیرم

27:21.483 --> 27:22.550
باید مسئولیتش رو به عهده بگیرین

27:21.483 --> 27:22.583
خوب گوش کن

27:21.483 --> 27:23.683
اگه واقعا می‌خواستن تو رو بفرستن کمیته‌ی انضباطی

27:21.483 --> 27:24.483
همون روز بعد اتفاق میفتاد
ولی تا الان هیچ اتفاقی نیفتاده، مگه نه؟

27:21.483 --> 27:22.650
به نظرت این چه‌ معنی می‌ده؟

27:21.483 --> 27:23.583
این یعنی اونا فقط می‌خوان کل قضیه رو ماستمالی کنن

27:21.483 --> 27:22.483
واقعا اینطوری فکر می‌کنین؟

27:21.483 --> 27:23.450
...دقیقا به خاطر همینه که

27:21.483 --> 27:23.583
هیچوقت نباید کارهای مهم رو با آدم‌های احمق‌ انجام بدم

27:21.483 --> 27:22.483
...فهمیدم

27:21.483 --> 27:23.516
منظورت چیه "فهمیدم"؟
!همین الان برو بیرون

27:21.483 --> 27:23.916
قربان، پس من بهتون اعتماد می‌کنم

27:21.483 --> 27:22.483
باشه

27:21.483 --> 27:22.683
رئیس

27:21.483 --> 27:23.083
چی تو رو کشونده اینجا، آقای هان؟

27:21.483 --> 27:23.183
!تو تعلیق می‌شی

27:21.483 --> 27:22.583
متاسفم

27:21.483 --> 27:24.116
یه موضوع فوری پیش اومده بود که
باید با مدیرعامل در میون می‌ذاشتم

27:21.483 --> 27:22.783
الان می‌رم

27:21.483 --> 27:23.383
...پس‌ اون ‌کارمند تعلیق شده

27:21.483 --> 27:23.183
چی شده اومدی اینجا؟

27:21.483 --> 27:23.816
ما تصمیم گرفتیم که آقای هان جی هون
رو به کمیته‌ی انضباطی نفرستیم

27:21.483 --> 27:22.550
واقعا؟

27:21.483 --> 27:24.883
پس مدیر تیم کو و کارآموز چو دردسر‌ درست نمی‌کردن؟

27:21.483 --> 27:24.816
نه، اون دوتا بودن که پیشنهاد دادن
بی‌خیال این قضیه بشیم

27:21.483 --> 27:22.483
...خب

27:21.483 --> 27:24.483
جنجال به پا کردن فقط باعث می‌شه توجه‌ها
بره سمت مشکلات سلامتی مدیر تیم کو

27:21.483 --> 27:24.583
درسته، فکر می‌کنم تصمیم درستی بود

27:21.483 --> 27:22.483
بابا

27:21.483 --> 27:23.383
لطفا همین الان بس کن

27:21.483 --> 27:24.083
منظورت چیه "بس کنم"؟ مگه‌ چیکار کردم؟

27:21.483 --> 27:22.883
...تو بودی که حرف‌های‌ گنده گنده می‌زدی

27:21.483 --> 27:23.383
و درنهایت دور دوم رو به گیول باختی

27:21.483 --> 27:23.016
هنوز دور سوم مونده

27:21.483 --> 27:23.150
به خاطر جوی، دور دوم رو باختیم

27:21.483 --> 27:22.583
ولی در مورد دور سوم خیلی اعتماد به‌ نفس دارم

27:21.483 --> 27:22.483
فقط وایسا و ببین

27:21.483 --> 27:23.383
این داره دیوونه‌ام می‌کنه

27:21.483 --> 27:23.216
همه دارن علیه من می‌شن

27:21.483 --> 27:24.416
کسایی که به ظاهر دوست صداشون می‌کنم
!یه کارمند سطح پایین و حتی پسر‌ خودم

27:21.483 --> 27:22.483
واقعا که

27:21.483 --> 27:23.783
آقای سو، اگه بعد از کار وقت آزاد داری

27:21.483 --> 27:22.550
چطوره نوشیدنی بخوریم؟

27:21.483 --> 27:22.483
چی؟

27:21.483 --> 27:22.816
بیا یه کم گپ بزنیم، چند وقتی گذشته

27:21.483 --> 27:23.783
فردا آخر هفته‌ست، پس‌ هیچ فشاری وجود نداره

27:21.483 --> 27:22.716
البته، چرا که نه؟

27:21.483 --> 27:23.450
سلام، چی شده؟

27:21.483 --> 27:24.183
اون دستگیر شده؟ باشه فهمیدم

27:21.483 --> 27:23.316
چی؟ بازجویی از یه شاهد؟

27:21.483 --> 27:23.983
چون اتفاقی مکالمه‌ی تلفنی رو شنیدین، گزارش دادین

27:21.483 --> 27:23.683
ولی شماره‌اتون توی لیست تماس‌ها ثبت شده بود

27:21.483 --> 27:23.883
من فهمیدم این یه کلاهبرداری تلفنیه و جواب ندادم

27:21.483 --> 27:22.816
اصلا حتی قربانی دومی وجود نداشته

27:21.483 --> 27:23.583
پس چرا اصرار دارین از من مثل یه شاهد بازجویی ‌کنین؟

27:21.483 --> 27:24.350
نه، دیگه حرفی برای گفتن ندارم

27:21.483 --> 27:22.483
خیلی خب

27:21.483 --> 27:23.150
پلیس بود؟

27:21.483 --> 27:24.083
آره، گفتن اون یارو دستگیر شده

27:21.483 --> 27:23.183
واقعا؟ خب معلومه کار خودش بوده

27:21.483 --> 27:24.783
ولی مطمئنی که هیچ ربطی به این قضیه نداری، نه؟

27:21.483 --> 27:23.150
می‌خوای هی حرف‌هام رو تکرار کنم؟

27:21.483 --> 27:23.083
بیا بریم -
باشه -

27:21.483 --> 27:23.283
باید یه چیزی بگم، بشین

27:21.483 --> 27:24.750
چی؟ مادر خانم چو اون ئه، دختر خانمه؟

27:21.483 --> 27:22.950
باورم نمی‌شه

27:21.483 --> 27:23.450
باورم نمی‌شه خانم چو دخترعمه‌امه

27:21.483 --> 27:24.450
...اگه دخترعمه‌ی توئه

27:21.483 --> 27:23.283
پس دخترعمه‌ی مدیر تیم کو هم هست

27:21.483 --> 27:24.583
...بهم نگو که چون فامیلن

27:21.483 --> 27:23.150
انتظار چیزی داری

27:21.483 --> 27:23.850
همونطور که می‌دونی، گیول به سرپرستی گرفته شده

27:21.483 --> 27:23.950
و مادر خانم چو هم دختر خونی بابابزرگمون نیست

27:21.483 --> 27:23.783
این چیزی رو بین اون دوتا تغییر نمی‌ده

27:21.483 --> 27:24.483
پس امیدوار نشو، حتی یه ذره

27:21.483 --> 27:23.383
اونطور نیست
بد برداشت نکن

27:21.483 --> 27:22.716
درسته، راستی

27:21.483 --> 27:23.083
نمی‌دونم شنیدی یا نه

27:21.483 --> 27:23.950
ولی بابابزرگم تصمیم گرفته قبل مرگش مراسم ختم بگیره

27:21.483 --> 27:23.383
چی؟ مراسم ختم قبل مرگ؟

27:21.483 --> 27:23.383
چی؟ بابتش ازت حق‌السکوت گرفته؟

27:21.483 --> 27:23.083
داشتم دنبال صاحب اون غذاخوری

27:21.483 --> 27:23.983
کنار محل ساخت‌ و ‌ساز می‌گشتم تا زنت رو پیدا کنم

27:21.483 --> 27:24.450
و معلوم شد توی زندان هم‌بندیم بوده

27:21.483 --> 27:24.950
ازم پول خواست و تهدید کرد که به
...خانواده‌ام و کل شرکت می‌گه

27:21.483 --> 27:22.550
که سابقه‌ی کیفری دارم

27:21.483 --> 27:22.683
...پس برای همین

27:21.483 --> 27:23.883
صبر کن
مگه نگفتی به همه‌اش رسیدگی شده؟

27:21.483 --> 27:22.483
آره

27:21.483 --> 27:23.450
اون به خاطر یه جرم دیگه دستگیر شده بود

27:21.483 --> 27:22.883
خب، چیز خوبیه، مگه نه؟

27:21.483 --> 27:23.616
من هم اولش همین فکر رو کردم

27:21.483 --> 27:24.450
ولی فکر کنم سونگ ری کسی بود که حلش کرد

27:21.483 --> 27:22.483
چی؟

27:21.483 --> 27:24.483
چطور ممکنه مدیر سو حلش کرده باشه؟

27:21.483 --> 27:23.583
من هم از جزئیاتش خبر ندارم

27:21.483 --> 27:23.383
...فهمیدن اینکه سابقه‌ی کیفری دارم

27:21.483 --> 27:23.083
حتما شوک بزرگی براش بوده

27:21.483 --> 27:23.983
گوان شیک، یه کم آروم باش

27:21.483 --> 27:22.483
صبر کن

27:21.483 --> 27:22.716
بیا یه استراحت کوتاه بکنیم

27:21.483 --> 27:23.983
بی‌خیال، بعد فقط سه کیلومتر دیگه رمق نداری؟

27:21.483 --> 27:23.483
...کسی که هر روز می‌دوئه

27:21.483 --> 27:23.183
با کسی که سالهاست ندوییده قابل مقایسه نیست

27:21.483 --> 27:22.516
هوای شب حس خوبی داره

27:21.483 --> 27:22.483
واقعا

27:21.483 --> 27:22.583
ولی جریان چیه؟

27:21.483 --> 27:24.450
چرا یهویی دلت خواست هر شب با هم بدوییم؟

27:21.483 --> 27:24.283
چون می‌خوام هر لحظه رو با تو بگذرونم

27:21.483 --> 27:22.650
چرا؟ دوستش نداری؟

27:21.483 --> 27:23.050
خدایا

27:21.483 --> 27:24.083
انگاری کاملا عاشقم شدی

27:21.483 --> 27:22.983
این مشکل‌ساز می‌شه

27:21.483 --> 27:23.316
بعد یه دوی ساده مثل این

27:21.483 --> 27:23.016
یه دوش آب گرم

27:21.483 --> 27:22.783
باعث می‌‌شه بهتر بخوابی

27:21.483 --> 27:22.516
این راز خواب شب منه

27:21.483 --> 27:22.783
...در مورد اون رویاها

27:21.483 --> 27:23.383
حق با تو بود

27:21.483 --> 27:23.016
منظورت چیه؟

27:21.483 --> 27:24.483
رویا نبودن، خاطره بودن

27:21.483 --> 27:23.350
متوجهم

27:21.483 --> 27:23.283
...حتما خاطره‌ی خیلی دردناکی بوده

27:21.483 --> 27:23.283
که هی به عنوان کابوس برمی‌گرده

27:21.483 --> 27:24.716
نمی‌دونم چرا این همه وقت نمی‌تونستم به یاد بیارمش

27:21.483 --> 27:24.683
هنوز باورم نمی‌شه که کاملا فراموشش کرده بودم

27:21.483 --> 27:22.883
دنبالش گشتم

27:21.483 --> 27:24.950
وقتی یه نفر نتونه از پس یه ترومای شدید یا استرس بربیاد

27:21.483 --> 27:23.316
...ذهنش ممکنه موقتا

27:21.483 --> 27:23.650
جلوی خاطرات رو بگیره تا از خودش مواظبت کنه

27:21.483 --> 27:24.750
ممکنه یه شکل از فراموشی انتخابی باشه

27:21.483 --> 27:23.283
فراموشی انتخابی؟

27:21.483 --> 27:25.883
پس، یعنی ممکنه خاطراتی باشن که هنوز به خاطر نیارمشون؟

27:21.483 --> 27:25.950
به دیدن یه متخصص فکر کردی؟

27:21.483 --> 27:23.183
یعنی رفتن پیش روانپزشک؟

27:21.483 --> 27:22.883
هنوز به اونجا نرسیدم

27:21.483 --> 27:23.816
به علاوه، به نظرم راه خودم رو برای مقابله باهاش پیدا کردم

27:21.483 --> 27:22.483
راه خودت؟

27:21.483 --> 27:23.283
همون اپلیکیشن اداره‌ی پست ذهن که تو طراحی کردیه

27:21.483 --> 27:23.883
...ازش استفاده می‌کردم تا نامه‌هایی بنویسم

27:21.483 --> 27:23.283
که خودم هرگز نمی‌تونستم بفرستم

27:21.483 --> 27:22.616
عالیه، واقعا

27:21.483 --> 27:22.483
...ممنون

27:21.483 --> 27:23.883
که انقدر بهم اعتماد کردی که اون نامه‌ها رو بنویسی

27:21.483 --> 27:22.583
نگران نباش

27:21.483 --> 27:23.216
ممکنه به نظر نیاد، ولی واقعا قویم

27:21.483 --> 27:22.483
چی؟

27:21.483 --> 27:23.850
چی باعث شد فکر کنی قوی‌ای؟

27:21.483 --> 27:23.616
قوی بودن فیزیکی نه، ذهنی

27:21.483 --> 27:23.683
و عضلات فیزیکیم هم خیلی تاثیرگذارن

27:21.483 --> 27:22.483
بی‌خیال -
می‌خوای دست بزنی؟ -

27:21.483 --> 27:23.316
پس نگران نباش

27:21.483 --> 27:22.483
دوباره دویدن رو شروع کنیم؟

27:21.483 --> 27:22.483
چی؟

27:21.483 --> 27:23.150
!صبر کن

27:21.483 --> 27:22.716
...کو ده چی

27:21.483 --> 27:23.783
...چقدر دیگه

27:21.483 --> 27:22.950
مادرجون، چیکار می‌کنین؟

27:21.483 --> 27:25.383
دارم یه لیست درست می‌کنم از کسایی که اون روز ممکنه بیان

27:21.483 --> 27:24.483
نیاز دارم بدونم چقدر غذا باید آماده کنم

27:21.483 --> 27:24.550
...مادر، به نظرتون واقعا اشکالی نداره

27:21.483 --> 27:23.216
که باهاش مثل یه مهمونی برخورد کنیم
درست جوری که پدر می‌خواد؟

27:21.483 --> 27:23.983
هر چی هم که باشه، مراسم ختمه

27:21.483 --> 27:24.116
پس فقط به عنوان یه جشن خانوادگی بهش نگاه کن

27:21.483 --> 27:23.050
این چیزیه که اون می‌خواد

27:21.483 --> 27:24.750
جشن؟ این مهمونیه

27:21.483 --> 27:24.150
پس من اون روز گرداننده‌ی مهمونی می‌شم

27:21.483 --> 27:24.750
و این بار اون دسر فرانسوی و همه چی رو حذف می‌کنیم

27:21.483 --> 27:22.483
چرا؟

27:21.483 --> 27:23.783
هی در مورد فرانسه حرف می‌زدی

27:21.483 --> 27:23.550
...نمی‌تونم دوباره پز دادن کانگ یون جا رو تحمل کنم

27:21.483 --> 27:24.583
لطفا با دخترم کنار بیا، مامان مین هو

27:21.483 --> 27:22.483
بله؟

27:21.483 --> 27:23.250
می‌دونم ممکنه در موردش ذوق‌زده نباشی

27:21.483 --> 27:22.683
ولی حالا که اوضاع اینطوری شده

27:21.483 --> 27:24.683
ازت می‌خوام که با دخترم کنار بیای

27:21.483 --> 27:24.316
چیزی نیست که بخوام کنار بیام

27:21.483 --> 27:23.483
...تا وقتی که به ثبت خانوار اضافه نشه

27:21.483 --> 27:24.016
ولی مادر، چطور همدیگه رو شناختین؟

27:21.483 --> 27:23.550
اولش، هیچکدومتون متوجه نشدین

27:21.483 --> 27:22.483
درست می‌گی

27:21.483 --> 27:25.283
نمی‌دونم چطور نشناختمش وقتی که درست جلوی چشمم بود

27:21.483 --> 27:23.783
...من و شوهرم از قبل

27:21.483 --> 27:23.150
...نتایج تست دی‌ان‌ای رو گرفته بودیم

27:21.483 --> 27:22.583
الان چی گفتی؟

27:21.483 --> 27:22.483
تست دی‌ان‌ای؟

27:21.483 --> 27:22.750
خدای من

27:21.483 --> 27:24.383
...یعنی تو و بابای مین هو

27:21.483 --> 27:23.450
قبل از من می‌دونستین؟

27:21.483 --> 27:22.483
حقیقت داره؟

27:21.483 --> 27:23.183
متاسفم، پدر، مادر

27:21.483 --> 27:23.550
کجا داری می‌ری؟ زمین گلف؟

27:21.483 --> 27:23.583
آره، هفته‌ی بعد بازی دارم

27:21.483 --> 27:22.583
برای همین گفتم یه کم تمرین کنم

27:21.483 --> 27:22.783
امیدوارم هنوز بتونم ضربه بزنم

27:21.483 --> 27:23.983
گلف، ورزش خوبیه

27:21.483 --> 27:22.783
می‌دونی

27:21.483 --> 27:23.483
من اخیرا دنیای رقص رو کشف کردم

27:21.483 --> 27:22.483
نظرت چیه؟

27:21.483 --> 27:22.650
همه خوبن

27:21.483 --> 27:23.483
ولی چه گلف باشه چه رقص

27:21.483 --> 27:24.383
کلید هر ورزشی آرامشه

27:21.483 --> 27:23.350
دیدی؟ اصلا تنشی نیست

27:21.483 --> 27:22.483
من خودم رو سفت گرفتم؟

27:21.483 --> 27:22.683
نه اصلا -
!کو ده چی -

27:21.483 --> 27:22.550
پدر

27:21.483 --> 27:22.483
!بیا توی اتاقم

27:21.483 --> 27:24.350
یهویی چی شده؟

27:21.483 --> 27:23.516
تو هم همینطور، عروس -
من هم؟ -

27:21.483 --> 27:24.183
می‌تونم بپرسم چی شده، رئیس؟

27:21.483 --> 27:22.783
...صبر کن

27:21.483 --> 27:22.483
چرا انقدر عصبانیه؟

27:21.483 --> 27:22.883
فقط بیا تو

27:21.483 --> 27:23.983
حتما یه گند دیگه زده

27:21.483 --> 27:24.550
خدایا، ده چی

27:21.483 --> 27:22.483
واقعا که

27:21.483 --> 27:23.783
دقیقا چی توی سرت می‌گذشت؟

27:21.483 --> 27:24.983
چطور تونستی حتی بعد تست دی‌ان‌ای مخفی نگهش داری؟

27:21.483 --> 27:22.483
متاسفم، پدر

27:21.483 --> 27:24.116
متاسفی؟ به نظرت "تاسف" کافیه؟

27:21.483 --> 27:23.650
من و مادرت ناامیدانه دنبالش می‌گشتیم

27:21.483 --> 27:22.716
اسم خودت رو می‌ذاری پسر؟

27:21.483 --> 27:24.516
بهونه‌ای ندارم

27:21.483 --> 27:23.050
ولی می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم، پدر

27:21.483 --> 27:23.316
من واقعا پسرتم؟

27:21.483 --> 27:22.483
چی؟

27:21.483 --> 27:22.850
من توی این خانواده چیم؟

27:21.483 --> 27:22.683
منصفانه بگم

27:21.483 --> 27:23.783
بدتر از آقای سو یا حتی گیول باهام رفتار می‌کنی

27:21.483 --> 27:23.116
اگه از اول باهام صادق بودی

27:21.483 --> 27:22.883
تا اینجا پیش نمی‌رفتم

27:21.483 --> 27:23.483
تو هی من رو پس می‌زدی

27:21.483 --> 27:23.683
به این می‌گی بهونه؟

27:21.483 --> 27:22.483
واقعا؟

27:21.483 --> 27:24.350
پدرجون، همه‌اش تقصیر منه

27:21.483 --> 27:23.316
لطفا خیلی اون رو سرزنش نکنین

27:21.483 --> 27:22.816
من اول فهمیدم

27:21.483 --> 27:24.783
...و تهش گیس‌های کانگ یون جا رو کشیدم، برای همین اون

27:21.483 --> 27:23.416
موهای یون سون رو کشیدی؟

27:21.483 --> 27:23.283
دقیقا کی؟

27:21.483 --> 27:22.516
...خب

27:21.483 --> 27:22.483
...اون

27:21.483 --> 27:25.050
یه کم بعد از رفتن گیول

27:21.483 --> 27:22.483
چی؟

27:21.483 --> 27:24.883
چطور تونستی این همه وقت بدونی و از ما مخفیش کنی؟

27:21.483 --> 27:24.016
جفتتون خوب گوش کنین

27:21.483 --> 27:24.483
می‌خوام یون سون رو به ثبت خانوارم اضافه کنم

27:21.483 --> 27:22.483
چی؟

27:21.483 --> 27:22.483
!پدر -
!پدر -

27:21.483 --> 27:42.483
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: JAY ✧ Riven ✧ padideh ✧
✧ ادیت: سارا ✧

27:21.483 --> 27:24.050
·˚˖𖦹 روزهای شاد ما 𖦹˖·˚
