WEBVTT

00:00.050 --> 00:01.450
(تمام شخصیت‌ها، سازمان‌ها و اتفاقات این سریال ساختگی هستند)

00:01.450 --> 00:02.750
فیلم‌برداری مطابق دستورالعمل‌های)
(مربوط به کودکان، نوجوانان و حیوانات انجام شده

00:04.550 --> 00:07.150
هر دوتون خوب گوش کنین

00:08.450 --> 00:11.450
می‌خوام یون‌ سون رو به ثبت خانوادگیمون اضافه کنم

00:13.050 --> 00:14.050
چی؟

00:14.350 --> 00:15.350
!پدر -
!پدر -

00:15.950 --> 00:18.250
اگه دلیل موجهی هست که نباید ثبتش کنم، بهم بگین

00:19.150 --> 00:22.650
و اون حرف‌های بی‌ربط درباره‌ی اینکه از خون
من نیست رو هم کنار بذارین

00:23.083 --> 00:25.983
پدر، همونطور که قبلا هم گفتم

00:26.383 --> 00:28.383
اگه اسمش وارد ثبت خانوادگی بشه

00:28.583 --> 00:31.650
...بعدا موقع تقسیم ارث ممکنه

00:32.550 --> 00:36.483
پس با اینکه می‌دونستی، به خاطر همین مخفیش کردی؟

00:37.650 --> 00:41.283
چون می‌ترسیدی بعد از مرگم سهمت کمتر بشه؟

00:44.283 --> 00:45.883
نگران اون نباش

00:47.483 --> 00:49.150
همونطور که قبلا اعلام کردم

00:50.450 --> 00:54.383
نتیجه‌ی مسابقه مشخص می‌کنه اون 20 درصد به کی برسه

00:55.250 --> 00:57.950
و درباره‌ی اون 20 درصد باقی‌ مونده، خودتون
خوب می‌دونین، مگه نه؟

01:00.283 --> 01:03.350
ما می‌دونیم؟ منظورتون چیه؟

01:04.550 --> 01:06.250
گاوصندوق رو باز کردین

01:06.950 --> 01:08.650
!یعنی حتما وصیت‌نامه رو دیدین

01:10.350 --> 01:11.650
گاوصندوق رو باز کرده؟

01:11.950 --> 01:13.583
نه، نکردم

01:14.550 --> 01:17.183
وصیت‌نامه رو ندیدیم، نتونستیم، پدر

01:17.550 --> 01:20.950
الان هم می‌خواین باز کردن گاوصندوق رو انکار کنین؟

01:21.183 --> 01:24.650
...نه، اینطور نیست، بازش کردم، ولی

01:25.383 --> 01:27.250
مین هو یهو اومد تو

01:27.550 --> 01:30.250
...بله، پدر، مین هو اومد تو

01:30.250 --> 01:32.650
و گفت اگه همچین کاری بکنیم، دیگه پسرمون نیست

01:32.650 --> 01:33.883
برای همین هم بستیمش

01:34.350 --> 01:37.583
انگار دوربین نصب کردین، پس لطفا بررسیش کنین

01:38.183 --> 01:40.050
...واقعا هیچ کاری نکردیم که ازش خجالت بکشیم

01:40.950 --> 01:43.750
چی؟ هیچ کاری نکردین که خجالت بکشین؟

01:46.550 --> 01:50.150
اول از یون سون می‌پرسم خودش چی می‌خواد

01:51.050 --> 01:52.350
بعد درباره‌ی ثبتش توی خانواده تصمیم می‌گیرم

01:53.283 --> 01:55.350
تو و مامان مین هو از اتاق برین بیرون

01:56.083 --> 01:57.150
پسر، تو بمون

01:58.350 --> 01:59.350
چشم، پدر

02:10.850 --> 02:14.050
وای خدای من

02:14.050 --> 02:15.850
چیه؟ چی شده؟

02:15.850 --> 02:17.250
یه کلمه هم حرف نزن

02:17.950 --> 02:19.583
نگاه کن، خودش گند زده، حالا هم عصبانیه

02:20.150 --> 02:22.750
...چطور نمی‌تونی حتی یه روز هم

02:22.750 --> 02:24.950
بدون دردسر درست کردن سر کنی؟

02:25.150 --> 02:26.150
!آجوشی

02:28.350 --> 02:29.983
چی شده؟

02:29.983 --> 02:30.983
اتفاقی افتاده؟

02:31.150 --> 02:32.150
مین هو

02:32.250 --> 02:33.850
باز چرا اینطوری می‌کنی؟

02:34.183 --> 02:36.983
مامان و بابات حسابی به دردسر افتادن

02:37.183 --> 02:38.250
کاملا بی‌پشت‌ و پناه موندیم

02:38.850 --> 02:39.950
...سهام پدربزرگ

02:40.850 --> 02:41.850
من رفتم

02:42.650 --> 02:43.850
هی، کجا می‌ری؟

02:44.350 --> 02:45.950
نکنه می‌خوای بری پیش سونگ‌ ری؟

02:46.650 --> 02:49.150
نه، نرو! جدی می‌گم

02:52.783 --> 02:54.650
اون عوضی سنگدل

02:56.883 --> 02:59.083
خدا رو شکر

02:59.650 --> 03:01.283
حداقل مثل پدر و مادرت نشدی

03:01.783 --> 03:02.783
داری چی می‌گی؟

03:03.650 --> 03:04.983
واقعا که

03:09.750 --> 03:12.550
دیگه نمی‌تونم اینطوری زندگی کنم، واقعا نمی‌تونم

03:13.850 --> 03:17.550
این بار با خودم گفتم شاید آخرین فرصتم باشه

03:18.250 --> 03:21.650
بدون اینکه حتی به مادرت بگم، دنبال یون سون می‌گشتم

03:22.550 --> 03:24.483
...مادرت تازه

03:25.150 --> 03:26.850
فهمیده که دوباره دنبالش می‌گشتم

03:27.550 --> 03:29.750
اما چرا نتونستی صبر کنی؟ چرا؟

03:32.550 --> 03:34.983
...اینکه هیچوقت بهت

03:35.683 --> 03:38.083
...درباره‌ی دختر مادرت نگفتم

03:38.783 --> 03:40.283
به خاطر این بود که تو رو می‌شناسم

03:41.950 --> 03:45.450
اگه می‌فهمیدی، یا مخالفت می‌کردی
یا سنگ مینداختی جلوی راهمون

03:46.983 --> 03:48.383
سنگ مینداختم؟

03:49.150 --> 03:51.383
اگه از همون اول بهم می‌گفتی و بعد دنبالش می‌گشتی

03:51.383 --> 03:53.150
منم کار رو به اینجا نمی‌کشوندم

03:53.750 --> 03:57.183
دستت رو روی وجدانت بذار و فکر کن

03:58.083 --> 04:00.550
اگه از همون اول می‌دونستی، چیکار می‌کردی؟

04:03.983 --> 04:06.750
پنجاه سال گذشته

04:07.383 --> 04:09.550
مادرت بیشتر از بچه‌ی خودش
دوستت داشت و بزرگت کرد

04:10.850 --> 04:12.950
...و دختری رو که

04:14.550 --> 04:16.950
آخرین آرزوی مادرت بود پیدا کردی
اما از ما مخفی کردی

04:16.950 --> 04:20.083
چطور می‌تونم تو رو ببخشم؟

04:21.283 --> 04:22.883
با این حال

04:23.650 --> 04:27.150
...اضافه کردن دختر مادر به ثبت خانوادگیمون

04:28.183 --> 04:29.250
کو ده چی

04:30.250 --> 04:33.383
دیگه وقت زیادی برام نمونده

04:34.783 --> 04:36.183
...چطور می‌تونم

04:36.950 --> 04:40.150
با خیال راحت چشم‌هام رو ببندم
و تو رو اینطوری رها کنم؟

04:40.950 --> 04:41.950
پدر

04:42.683 --> 04:45.183
چرا خواسته‌ی پدرت رو نمی‌فهمی؟ چرا؟

04:47.083 --> 04:50.850
...نمی‌تونم دست‌کم ببینم که عاقل‌تر شدی

04:50.850 --> 04:52.850
قبل از اینکه برم؟

04:53.683 --> 04:54.683
پدر

04:55.383 --> 04:58.283
واقعا دلم می‌خواد تاییدم کنی و پسر خوبی برات باشم

04:58.783 --> 05:02.283
و چرا مدام از رفتنت حرف می‌زنی؟

05:20.550 --> 05:23.750
اعتصاب غذا کردی؟

05:24.750 --> 05:27.983
چرا از دیشب تا حالا هیچی نخوردی؟

05:28.683 --> 05:30.750
گفتم الان وقت غذا خوردن ندارم

05:31.183 --> 05:33.450
این رفتارت به خاطر اینه که گفتم
دیگه نری استودیو، درسته؟

05:34.283 --> 05:35.750
درسته؟ -
آره، درسته -

05:37.450 --> 05:40.383
بهت گفتم همه‌اش یه سوءتفاهم بود

05:40.750 --> 05:41.750
این کارهات واقعا منطقیه؟

05:41.750 --> 05:44.150
وقتی با یکی همکارم، چطور می‌تونی نذاری برم استودیو؟

05:44.150 --> 05:47.050
هر کدومتون جدا کار کنین، اگه هم جلسه لازم شد

05:47.050 --> 05:49.683
همون جلسه‌ی تصویری یا هر چی هست برگزار کنین

05:49.950 --> 05:52.583
تا الان هم بدون استودیو خیلی خوب کار می‌کردی

05:52.783 --> 05:54.783
پس چرا انقدر بهش گیر دادی؟

05:55.150 --> 05:58.650
اصلا می‌خوای دوباره با اون جوجه‌خوش‌تیپ
توی یه اتاق چیکار کنی؟

05:58.650 --> 06:01.983
مامان! واقعا ناامیدم کردی

06:02.683 --> 06:04.083
چی؟ ناامیدت کردم؟

06:04.250 --> 06:05.950
پس چرا همچین چیزی رو نشونم دادی؟

06:07.350 --> 06:10.050
دخترم با موهای خیس و نیمه‌برهنه کنار یه مرد بود

06:10.050 --> 06:12.950
کدوم مادری همچین صحنه‌ای ببینه، چیزی نمی‌گه؟

06:12.950 --> 06:14.650
کی نیمه‌برهنه بود؟

06:15.583 --> 06:16.950
جدی می‌خوای همینطور ادامه بدی؟

06:18.550 --> 06:21.750
اگه این بار وبتون طبق برنامه منتشر نشه

06:22.150 --> 06:23.350
همه‌اش تقصیر توئه

06:25.850 --> 06:29.050
پس برام ساعت رفت‌وآمد تعیین کن

06:29.550 --> 06:30.550
ساعت رفت‌وآمد؟

06:30.950 --> 06:32.883
جدی الان داری از ساعت رفت‌وآمد حرف می‌زنی؟

06:33.050 --> 06:34.050
آره

06:34.783 --> 06:36.950
...هر اتفاقی هم بیفته، باید

06:36.950 --> 06:39.650
...تا ساعت یازده شب خونه باشی، وگرنه

06:40.750 --> 06:42.583
واقعا قرن بیست و یکه؟

06:42.983 --> 06:44.883
نکنه با ماشین زمان برگشتم گذشته؟

06:46.183 --> 06:49.550
وقتی دیدم رابطه‌ی اونی و مدیر
تیم رو انقدر راحت پذیرفتی

06:49.550 --> 06:51.683
فکر کردم واقعا آدم روشن‌فکری هستی

06:52.350 --> 06:54.750
ولی حالا می‌بینم نه، اصلا روشن‌فکر نیستی؛ کاملا متعصبی

06:55.383 --> 06:56.383
بسه دیگه

06:56.883 --> 07:00.250
ساعت رفت‌وآمدت رو رعایت کن، از هفته‌ی
بعد هم می‌تونی بری استودیو

07:00.683 --> 07:02.950
چرا هفته‌ی بعد؟ چرا از امروز نه؟

07:03.083 --> 07:05.183
امروز جلسه‌ی خانوادگی داریم

07:05.183 --> 07:06.750
خونه هم باید حسابی تمیز بشه

07:07.450 --> 07:10.550
اگه همینطوری ادامه بدی، دوباره نمی‌ذارم بری استودیو

07:11.150 --> 07:13.950
باشه، خیلی نسل قدیمی‌ هستی

07:14.383 --> 07:15.950
تازه الان فهمیدی مامانت از نسل قدیمیه؟

07:16.683 --> 07:18.250
راستی، خواهرت کجا رفته؟

07:18.750 --> 07:21.483
کی می‌دونه؟ احتمالا یه جا با مدیر تیم قرار گذاشته

07:26.050 --> 07:28.250
مگه با اون ‌ئه نبودی؟

07:28.850 --> 07:30.550
نه، مگه توی اتاقش نیست؟

07:30.950 --> 07:31.983
من که ندیدمش

07:32.150 --> 07:34.850
ناهار سوپ مرغ داریم، یه کم دیگه بیا پایین

07:35.083 --> 07:36.350
چشم، متوجه شدم -
باشه -

07:38.550 --> 07:39.683
آخه کجا رفته؟

07:45.050 --> 07:47.483
...پس کل شب رو صرف درست کردن این کردی

07:47.650 --> 07:49.350
که مدیر تیم دیگه کابوس نبینه؟

07:49.650 --> 07:52.483
...آره، ولی وصل کردن این مهره‌ها خیلی سخت بود

07:52.483 --> 07:54.250
برای همین آوردم اینجا که کمکم کنی

07:56.450 --> 07:59.050
!تادا! تموم شد

08:00.750 --> 08:01.750
قشنگ شده

08:02.683 --> 08:05.650
می‌گن از دل بره، به دل می‌شینه؛ با این
همه عشقی که براش گذاشتی

08:05.883 --> 08:07.783
احتمالا مدیر تیم دیگه کابوس نمی‌بینه

08:07.783 --> 08:09.083
واقعا امیدوارم همینطور باشه

08:12.083 --> 08:14.283
سلام، مدیر تیم، خونه‌ی چو رونگم

08:15.450 --> 08:16.650
باشه، الان میام

08:17.683 --> 08:19.083
چی؟ می‌گه زود بیا؟

08:19.883 --> 08:21.383
می‌گه یه لحظه هم بدون تو نمی‌تونه سر کنه؟

08:21.383 --> 08:23.150
نه، اینطوری نیست

08:24.150 --> 08:26.150
یعنی چی که اینطوری نیست؟

08:26.150 --> 08:28.750
مگه فقط یه ساعت نیست که اینجایی؟

08:29.050 --> 08:32.283
انگار زنش فرار کرده و می‌خواد برگردونتش

08:33.450 --> 08:34.983
برگردونتش؟

08:35.350 --> 08:37.550
یعنی خیلی دوستش داره

08:40.750 --> 08:41.750
هی، اون‌ ئه

08:42.150 --> 08:44.383
عشق سر جاش

08:44.550 --> 08:46.850
ولی یه فکری هم برای چو رونگ من بکن

08:46.950 --> 08:48.683
اگه توی شرکتتون یه پسر خوب هست

08:49.050 --> 08:51.150
بهش معرفیش کن، باشه؟

08:51.150 --> 08:53.450
مامان‌بزرگ، معرفی یعنی چی؟

08:53.483 --> 08:54.750
من دوست دارم آشنایی خودبه‌خود پیش بیاد

08:54.950 --> 08:57.550
می‌خوام همه چیز طبیعی پیش بره

08:57.650 --> 09:00.083
ای بابا، طبیعی به درک

09:00.650 --> 09:02.250
چشم، مامان‌بزرگ، سعی می‌کنم یکی پیدا کنم

09:02.483 --> 09:04.250
خداحافظ، چو رونگ، ممنون که کمکم کردی

09:04.583 --> 09:05.583
باشه، خداحافظ

09:06.650 --> 09:08.750
چی درست کرده بود؟

09:08.750 --> 09:09.783
دریمی؟

09:09.783 --> 09:11.883
"دریمی" نیست، "دریم‌کچره"

09:12.650 --> 09:14.183
ظاهرا مدیر تیم مدام کابوس می‌بینه

09:14.450 --> 09:16.650
اون چیز گرد چیه؟

09:16.650 --> 09:18.850
جلوی کابوس رو می‌گیره؟ -
آره -

09:23.450 --> 09:25.150
خودت اینو درست کردی؟

09:25.550 --> 09:27.583
آره، وسایلش رو اینترنتی سفارش دادم

09:27.583 --> 09:28.883
و از دیشب تا الان مشغول درست کردنش بودم

09:29.350 --> 09:31.650
چو رونگ هم یه کم توی وصل کردن مهره‌ها کمکم کرد

09:33.283 --> 09:35.950
...می‌گن اگه اینو آویزون کنی، کابوس‌ها توی تورش گیر کیفتن

09:35.950 --> 09:38.650
و با نور صبح از بین می‌رن، برای همین
فقط خواب‌های خوب می‌مونن

09:39.050 --> 09:41.150
...علاوه بر اون

09:41.150 --> 09:42.883
این حکاکی شبدر رو هم که پدرت برات
ساخته بود، بهش وصل کردم

09:43.483 --> 09:45.450
فکر کنم از امشب دیگه راحت بخوابی

09:46.450 --> 09:47.450
ممنونم

09:47.683 --> 09:50.083
و بابت اینکه نگرانت کردم، معذرت می‌خوام

09:50.683 --> 09:52.083
برای چی عذرخواهی می‌کنی؟

09:53.250 --> 09:56.150
مادر گفت برای ناهار سوپ مرغ
درست کرده و زود بریم پایین

09:56.450 --> 09:58.583
ایول! یه غذای مقوی، بیا زود بریم پایین

10:09.083 --> 10:10.550
...همیشه این همه غذا درست می‌کنین

10:10.950 --> 10:11.950
مادر، دستتون درد نکنه

10:12.350 --> 10:13.350
خواهش می‌کنم، بخورین

10:14.450 --> 10:16.683
این سوپ صدف رو سونگ‌ ری درست کرده

10:16.950 --> 10:19.750
چی؟ سونگ‌ ری اینو درست کرده؟ -
آره -

10:19.950 --> 10:22.750
بابا دیشب زیادی نوشیده بود، برای همین
سوپ رفع خماری درست کردم

10:23.450 --> 10:26.183
بابا، می‌گن صدف برای رفع خماری خوبه، امتحانش کن

10:26.450 --> 10:27.450
ممنونم، دخترم

10:33.050 --> 10:34.050
چطوره؟

10:34.350 --> 10:36.783
خوبه، خیلی می‌چسبه

10:38.450 --> 10:39.850
اگه عمرت قد بده، همه چی می‌بینی

10:40.350 --> 10:43.650
سونگ‌ ری ما که هیچوقت جز رامیون چیزی نپخته

10:44.350 --> 10:46.250
به خاطر اینکه تو میومدی، خودش غذا درست کرده، داماد

10:47.050 --> 10:49.050
مامان، گفتم این سوپ رفع خماری باباست

10:49.850 --> 10:52.150
و دیگه بهش نگو داماد

10:52.150 --> 10:53.250
هر چی که هست

10:53.750 --> 10:55.850
بذار غذای دخترم رو بچشم

11:01.950 --> 11:03.983
پس این غذای سو سونگ‌ ریه؟

11:03.983 --> 11:04.983
ببینیم

11:09.283 --> 11:10.383
وایسا، این چیه؟

11:10.950 --> 11:12.283
الان شن جویدم؟

11:14.783 --> 11:16.183
فکر کنم همه‌ی دندون‌هام شکست

11:16.650 --> 11:18.250
الان چیکار کردی سو سونگ‌ ری؟

11:18.750 --> 11:19.750
شن؟

11:22.183 --> 11:23.450
صدف‌ها رو نذاشتی شنشون خالی بشه؟

11:23.950 --> 11:25.983
خودت گفتی همه‌ی کارها رو انجام می‌دی و نذاشتی دست بزنم

11:26.550 --> 11:28.283
...شنشون خالی بشه؟ مگه نباید

11:28.283 --> 11:29.683
فقط می‌شستمشون و می‌ریختم تو؟

11:30.450 --> 11:32.283
وایسا

11:35.183 --> 11:37.650
خیلی می‌چسبه، فوق‌العاده‌ست

11:40.083 --> 11:41.450
هیونگ، تفش کن

11:41.683 --> 11:43.983
با این وضع، آخرش باید ایمپلنت کنی

11:43.983 --> 11:44.950
زود باش تفش کن

11:45.083 --> 11:46.083
نه

11:46.950 --> 11:48.650
چرا؟ خیلی خوشمزه‌ست

11:49.383 --> 11:50.683
خوشمزه‌ست یعنی چی؟

11:50.883 --> 11:52.550
هم تلخه هم پر از شنه

11:53.350 --> 11:55.883
اگه شوره، یه کم آب بریزین

11:56.183 --> 11:58.350
...و گوشت صدف رو هم می‌تونین

11:58.850 --> 12:00.483
قبل از خوردن با آب بشورین

12:02.950 --> 12:05.650
این خوشمزه‌ترین غذاییه که توی عمرم خوردم

12:06.483 --> 12:09.283
هیونگ، حتی اگه از عشق کور شدی

12:09.383 --> 12:10.750
چطوری می‌تونی این رو بخوری؟

12:11.850 --> 12:13.950
برای همینه که سو سونگ‌ ری هیچ آدابی نداره

12:14.950 --> 12:16.350
الان گفتی آداب؟

12:30.550 --> 12:32.583
می‌گن تا تنور داغه باید نون رو چسبوند

12:33.150 --> 12:34.950
دوباره ازش خواستگاری نمی‌کنی؟

12:35.183 --> 12:38.050
عزیزم، بذار راحت غذامون رو بخوریم، بس کن

12:38.350 --> 12:41.150
فکر کردی مین‌ هو رو فقط برای غذا دعوت کردم؟

12:45.050 --> 12:46.183
ببخشید وسط غذا بلند شدم

12:47.883 --> 12:49.250
چرا داری این رو می‌خوری؟

12:49.450 --> 12:50.783
بعدا می‌خوای تقصیرش رو گردن کی بندازی؟

12:52.283 --> 12:54.350
چیه؟ به نظر من که خوشمزه‌ست

12:54.883 --> 12:56.783
همین که مزه‌اش درست شده بود، ازم گرفتی

12:59.150 --> 13:00.150
با آب درست می‌شه

13:00.783 --> 13:03.283
سونگ‌ ری یه جورایی فرق نکرده؟

13:03.883 --> 13:06.350
چرا واقعا وقتی مین‌ هو هیونگ صداش زد، دنبالش رفت؟

13:06.750 --> 13:07.850
تو هم همین فکر رو می‌کنی، نه؟

13:08.850 --> 13:11.650
انگار یه شبه خیلی عوض شده

13:12.050 --> 13:13.050
یه شبه؟

13:13.050 --> 13:15.583
باز می‌خوای چرت و پرت بگی؟

13:15.783 --> 13:18.783
چرا چرت و پرت؟ سونگ‌ ری واقعا عوض شده

13:19.250 --> 13:22.150
قبلا فقط اسم آوردن مین‌ هو که می‌شد، قاطی می‌کرد

13:22.450 --> 13:25.250
حالا براش غذا می‌پزه، باهاش غذا
می‌خوره و باهاش سر قرار می‌ره

13:25.383 --> 13:27.483
خواهشا انقدر جلوتر از موعد ذوق نکن، خواهش می‌کنم

13:31.583 --> 13:33.383
شاید باید اون اتاق کار رو جمع کنم

13:34.650 --> 13:36.583
مگه توی اون اتاق عسل قایم کرده؟

13:37.250 --> 13:40.350
اعلی‌حضرت، منم برم استودیو

13:40.350 --> 13:41.350
سو سونگ‌ وو

13:41.983 --> 13:44.883
جز من هیچکس حق نداره به پشتت بزنه

13:45.650 --> 13:48.450
...اگه یه بار دیگه از یکی دیگه کتک بخوری

13:50.950 --> 13:52.450
چرا انقدر خوشحالی؟

13:52.650 --> 13:53.850
معلومه که خوشحالم

13:55.150 --> 13:58.250
قبلا حتی نمی‌ذاشتی یه وعده غذا دعوتت کنم

13:59.050 --> 14:01.650
...ولی الان باهام غذا می‌خوری

14:01.650 --> 14:04.450
و حتی به قرارم جواب مثبت دادی

14:09.050 --> 14:11.350
یه چیزی می‌خوام ازت بپرسم

14:12.183 --> 14:13.850
...هنوز هم

14:14.983 --> 14:16.150
قصد داری بری خارج درس بخونی، نه؟

14:16.450 --> 14:19.483
آره، چرا باید بی‌خیالش بشم؟ ارشد مدیریت کسب‌وکار رویامه

14:19.483 --> 14:22.883
ولی گفتی رابطه‌ی گیول و خانم چو رو قبول کردی

14:23.850 --> 14:26.750
پس هنوز هم به خاطر گیول می‌خوای بری خارج؟

14:27.083 --> 14:29.283
دیگه درس خوندن من توی خارج ربطی به گیول نداره

14:29.950 --> 14:32.550
فقط می‌خوام چیزی که دوست دارم رو ادامه بدم

14:34.683 --> 14:36.250
آروم‌آروم براش آماده می‌شم

14:37.050 --> 14:38.950
دارم به جاهایی غیر از نیویورک هم فکر می‌کنم

14:39.483 --> 14:40.483
واقعا؟

14:40.950 --> 14:43.050
پس منم کاملا پشتتم

14:43.550 --> 14:47.183
یا شاید از این فرصت استفاده کنم و با تو برای خارج آماده بشم

14:48.083 --> 14:49.150
رئیس کو

14:49.550 --> 14:51.083
نمی‌خوای برای مرحله‌ی سوم مسابقه آماده بشی؟

14:51.250 --> 14:52.250
درسته

14:53.150 --> 14:55.050
یه آتیش دیگه هم باید خاموش کنیم

14:56.050 --> 14:59.383
پس بعد از مراسم تشییع زنده پدربزرگ

15:00.183 --> 15:02.550
آستین بالا بزنیم و برگردیم سر کار

15:02.650 --> 15:04.950
باشه، من هر وقت تو آماده باشی آماده‌ام

15:06.450 --> 15:07.450
ممنون، سونگ‌ ری

15:07.750 --> 15:08.750
برای چی؟

15:09.083 --> 15:10.650
اگه تو نبودی

15:11.550 --> 15:14.083
...خودم رو فقط به خاطر حس حقارتم نسبت به

15:14.750 --> 15:16.450
گیول توی این مسابقه غرق می‌کردم

15:16.983 --> 15:18.283
و از هر روشی استفاده می‌کردم

15:19.850 --> 15:22.683
تنها دلیلی که عوض شدم، تو بودی

15:23.950 --> 15:25.050
هر وقت کنارتم، سو سونگ‌ ری

15:26.850 --> 15:28.750
به خودم می‌گم باید آدمی بشم که ازش خجالت نکشم

15:29.650 --> 15:30.883
یه آدم بهتر

15:32.283 --> 15:33.550
هر روز

15:35.650 --> 15:37.783
پس ممنون

15:39.150 --> 15:41.750
نه، به خاطر من نیست

15:43.183 --> 15:44.950
تو از قبل هم آدم خوبی بودی

15:49.350 --> 15:50.350
سونگ‌ ری

15:55.750 --> 15:56.750
راستی

15:57.150 --> 15:59.550
برای مراسم تشییع زنده رئیس می‌خوای چیکار کنی؟

16:00.250 --> 16:01.950
هنوز برنامه‌ی مشخصی نداریم

16:02.483 --> 16:04.050
باید از الان بهش فکر کنیم

16:04.350 --> 16:07.150
همه چیز رو مرتب می‌کنم و تا فردا یه طرح می‌دم

16:07.783 --> 16:09.983
همون مغز متفکر بخش برنامه‌ریزی

16:11.150 --> 16:12.650
سرمون شلوغه، بریم

16:13.383 --> 16:14.383
آره، بریم

16:22.150 --> 16:24.550
...بابا خودش چوب‌ها رو خرید

16:24.783 --> 16:26.250
و سه روز وقت گذاشت تا این نیمکت رو ساخت

16:26.250 --> 16:29.350
جدی؟ پدر خودش این رو ساخته؟

16:30.250 --> 16:32.150
...داشتم توی اینترنت می‌گشتم، دیدم ساختن مبلمان

16:32.150 --> 16:34.150
انقدرها هم سخت به نظر نمیاد، گفتم امتحان کنم

16:34.683 --> 16:35.850
ولی اصلا آسون نبود

16:37.750 --> 16:39.350
با این حال، ده ساله دووم آورده

16:40.983 --> 16:42.450
تموم شد -
آره -

16:44.050 --> 16:45.650
اگه تموم کردین، بیاین هندونه بخورین

16:45.650 --> 16:46.683
باشه -
بیت‌ نا هم بیا -

16:46.683 --> 16:47.950
چشم، مامان‌بزرگ

16:49.983 --> 16:53.450
به لطف بیت‌ نای ما، حتما گل‌ها حسابی جون گرفتن

16:56.550 --> 16:59.483
راستی، چرا اصلا اون‌ نیم رو ندیدم؟

16:59.983 --> 17:01.450
حتی برای سوپ مرغ هم نیومد

17:01.883 --> 17:03.250
از دستم ناراحته

17:03.250 --> 17:04.583
تازه، الان هم سرش با وب‌تونش شلوغه

17:04.883 --> 17:06.350
چرا؟ چی شده؟

17:06.750 --> 17:08.550
چیزی نیست، بعدا بهت می‌گم

17:09.683 --> 17:12.350
سوپ مرغ و هندونه، امسال
تابستون رو درست حسابی می‌گذرونیم

17:13.550 --> 17:16.250
بابا، نظرت چیه بعد از مدت‌ها بریم چشمه؟

17:16.250 --> 17:17.750
سر راه برگشت هم یه حموم عمومی بریم

17:17.750 --> 17:19.783
کی توی این گرمای جهنمی می‌ره حموم؟

17:19.783 --> 17:21.750
آدم همونجوری نشسته هم عرق می‌کنه

17:21.750 --> 17:23.983
نه، مگه نشنیدی می‌گن گرما رو با گرما درمان کن؟

17:24.483 --> 17:25.983
تا قبل از اینکه اون‌ هیونگ ازدواج کنه

17:25.983 --> 17:28.050
یه آخر هفته هم از دست نمی‌دادیم

17:29.450 --> 17:31.783
حالا که کارها تموم شده، بریم؟

17:31.983 --> 17:33.683
باشه، آماده می‌شم و میام

17:36.283 --> 17:37.950
چیکار می‌کنی؟ زود باش برو آماده شو

17:38.183 --> 17:39.583
من؟ منم؟

17:40.383 --> 17:41.950
معلومه که تو هم با ما میای

17:42.383 --> 17:44.183
این رسم مردهای خانواده‌امونه

17:44.350 --> 17:46.983
روز تعطیل می‌ریم حموم و پشت همدیگه رو کیسه می‌کشیم

17:48.250 --> 17:50.550
...ولی دقیقا باید چی

17:50.950 --> 17:52.250
فقط یه دست لباس زیر بردار

17:52.550 --> 17:53.950
بقیه‌ی وسایل توی حموم هست

17:54.650 --> 17:55.650
باشه -
برادر کوچیک‌تر -

17:56.050 --> 17:57.450
تا حالا حموم عمومی نرفتی؟

17:58.750 --> 18:00.250
وقتی بچه بود چند بار با بابام رفتم

18:00.850 --> 18:02.550
منظورم پدر واقعیمه، قبل از اینکه فوت بشه

18:05.350 --> 18:06.350
متوجهم

18:06.883 --> 18:08.483
الان می‌رم بلافاصله حاضر می‌شم

18:08.783 --> 18:10.150
می‌رم دستشویی -
باشه -

18:10.850 --> 18:12.550
منم آماده می‌شم -
حتما -

18:14.950 --> 18:17.250
خیلی هیجان‌زده به نظر می‌رسه که با هم بریم حمام

18:18.450 --> 18:21.050
کی و چطور پدر واقعیش فوت شد؟

18:21.383 --> 18:22.650
جزئیات رو نمی‌دونم

18:22.650 --> 18:25.850
فقط مدیر تیم وقتی 7 سالش بود توی یه تصادف از دستش داد

18:26.983 --> 18:28.750
تا وقتی که خودش اول مطرح نکرده نپرس

18:29.350 --> 18:31.050
فقط زخم‌های قدیمی رو دوباره باز می‌کنی

18:33.750 --> 18:37.383
فکر می‌کنی پدر واقعا قصد داره اسم
کانگ یون جا رو توی ثبت خانوادگی ثبت کنه؟

18:39.050 --> 18:40.950
تا به حال دیدی پدر چیزی بگه که منظوری نداشته باشه؟

18:43.150 --> 18:45.650
چرا باید از چیزی که مربوط به
گذشته‌ست صرف نظر می‌کردی؟

18:46.950 --> 18:47.950
همین رو بگو

18:48.650 --> 18:50.283
مشکلم چیه؟

18:50.350 --> 18:52.850
نمی‌تونم قیافه‌ام رو بی‌تفاوت نگه دارم، و
نمی‌تونم دهنم رو بسته نگه دارم

18:57.150 --> 19:00.250
راستی، پدرت زودتر بهت گفت که عقب بمونی

19:00.483 --> 19:01.550
چی گفت؟

19:02.650 --> 19:03.750
در مورد مادر بود

19:04.650 --> 19:07.750
گفت که 50 سال من رو مثل پسر خودش بزرگ کرده

19:07.750 --> 19:10.250
پس چطور می‌تونستم مانع پیدا کردن دخترش بشم؟

19:10.250 --> 19:11.750
بهم گفت بزرگ بشم

19:11.850 --> 19:14.450
خب، الان داری به خودت فکر می‌کنی؟

19:15.550 --> 19:18.083
با این قاطعیت پدر، چه چاره‌ای دارم؟

19:18.783 --> 19:21.850
اگه نمی‌تونم صادقانه فکر کنم
حداقل باید وانمود کنم که هستم

19:22.250 --> 19:25.983
عزیزم، اگه خوب فکر کنی، ما خیلی هم اشتباه نمی‌کنیم

19:26.483 --> 19:28.150
می‌دونی طبیعت انسان چیه، مگه نه؟

19:28.350 --> 19:31.950
همه همینطور حس می‌کنن

19:32.950 --> 19:35.350
این عبارت درست نیست

19:35.950 --> 19:39.050
به اندازه‌ی کافی درست بود، منظورم رو فهمیدی

19:39.750 --> 19:42.550
و خیلی جلوتر از زمان نگران نباش

19:43.250 --> 19:45.350
فقط آرزوی پدر اینه که اسمش رو توی خانواده ثبت کنه

19:45.483 --> 19:47.250
به این معنی نیست که خود اون هم همین‌ رو بخواد

19:48.550 --> 19:50.950
می‌گی کانگ یون جا ممکنه مخالفت کنه؟

19:51.150 --> 19:53.350
دقیقا

19:54.150 --> 19:56.650
کریستال، اگه جای اون بودی

19:56.650 --> 19:58.450
واقعا اون پیشنهاد رو رد می‌کردی؟

19:59.150 --> 20:01.950
یه شبه، رئیس دختر گروه کانگ سو می‌شه

20:01.950 --> 20:04.150
هم از نظر قانونی و هم از نظر اجتماعی

20:05.050 --> 20:07.050
...اگه من بودم؟ قطعا

20:08.850 --> 20:10.150
رد نمی‌کردم

20:10.783 --> 20:13.283
اگه واقعا بدون تردید قبولش کنه چی؟

20:15.283 --> 20:17.550
بعد از عرق ریختن حالم خیلی بهتر شده

20:18.850 --> 20:21.183
اون هیونگ، شنیدم خون دماغ شدی

20:22.683 --> 20:23.683
...پس مامان بهت گفت

20:23.950 --> 20:26.450
مدام بهش گفتم به کسی نگه

20:27.383 --> 20:30.850
می‌دونم چی می‌خوای بگی
اما باید از چیزی دست بکشی

20:31.383 --> 20:32.850
بدنت دروغ نمی‌گه

20:33.983 --> 20:36.483
هر کاری می‌کنی، بلندمدت بهش فکر کن

20:37.150 --> 20:39.883
فکر می‌کنی کار کردن بی‌وقفه برای
پول زندگیت رو عوض می‌کنه؟

20:40.850 --> 20:42.150
به بیت نا هم فکر کن

20:42.783 --> 20:44.983
آره، دقیقا می‌فهمم منظورت چیه

20:46.550 --> 20:47.950
این در مورد تو هم هست، مدیر تیم کو

20:48.650 --> 20:51.683
فیلم مسابقه رو دیدم، و خیلی خسته به نظر می‌رسیدی

20:52.250 --> 20:54.083
بخوام صادق باشم، توی حالت خوبی نیستم

20:54.650 --> 20:56.650
ولی دارم سخت کار می‌کنم که بهتر بشم

20:57.750 --> 21:00.350
سعی نکن تنهایی از پس همه چی بربیای

21:00.950 --> 21:03.750
اگه داری زجر یا درد می‌کشی، بیانش کن

21:04.450 --> 21:06.250
چیزهای خوب دو برابر می‌شن وقتی حرف می‌زنی

21:06.550 --> 21:09.483
و چیزهای بد نصف می‌شن

21:10.450 --> 21:11.450
می‌دونی منظورم چیه، درسته؟

21:11.950 --> 21:12.950
آره

21:15.750 --> 21:16.750
چرا اینطوری نگاهم می‌کنی؟

21:17.783 --> 21:18.983
ممنون، پدر

21:25.050 --> 21:26.050
سلام، رئیس

21:27.050 --> 21:28.050
این عصر؟

21:29.850 --> 21:32.450
آره، فهمیدم، بعدا میام

21:33.350 --> 21:34.350
بابابزرگم بود؟

21:35.250 --> 21:38.850
آره، من و همسرم رو دعوت کرد که امشب بریم پیشش

21:40.250 --> 21:41.450
این ممکنه در مورد چی باشه؟

21:44.650 --> 21:46.450
چی؟ ثبت خانوادگی؟

21:47.283 --> 21:51.250
حالا که سیستم قدیمی ثبت از بین
رفته ممکنه خیلی معنی نداشته باشه

21:52.650 --> 21:55.350
...ولی دوست دارم به طور رسمی

21:56.550 --> 21:58.650
ثبت کنم که تو فرزند مایی

22:00.750 --> 22:03.383
واقعا تا حالا در موردش فکر نکردم

22:05.150 --> 22:07.350
ملاقات با مامان برام بیشتر از حد کافی بود

22:07.850 --> 22:09.750
اون هم درسته

22:10.850 --> 22:13.850
ولی چرا بیشتر بهش فکر نمی‌کنی؟

22:16.783 --> 22:19.083
نظرت چیه؟ تو هم همین حس رو داری؟

22:20.350 --> 22:22.850
منم همون حس رو دارم، رئیس

22:23.583 --> 22:26.783
همین که شما دو نفر پدر و مادرمون باشین برامون کافیه

22:27.450 --> 22:29.650
یه تیکه کاغذ چه فرقی ایجاد می‌کنه؟

22:31.650 --> 22:32.850
...فقط

22:33.450 --> 22:36.350
بعد از اینکه یون سون ازمون جدا شد و
از جایی به جای دیگه نقل مکان کرد

22:36.783 --> 22:38.350
...هیچوقت فرصتی نداشت

22:39.283 --> 22:43.450
که واقعا خودش برای خودش ریشه درست کنه

22:43.983 --> 22:45.450
همیشه روی قلبم سنگینی می‌کرد

22:47.850 --> 22:49.850
آره، می‌فهمم منظورتون چیه

22:51.050 --> 22:52.050
...من

22:53.083 --> 22:55.350
قبل از اینکه جواب بدم خوب بهش فکر می‌کنم

22:56.283 --> 22:58.350
خوبه، انجامش بده

23:00.083 --> 23:02.983
دوست دارم نوه‌هام رو ببینم

23:03.950 --> 23:06.783
به جز اون ئه، هنوز فرصتی برای صحبت باهاشون نداشتم

23:07.450 --> 23:10.183
...اگه وقت داری

23:10.650 --> 23:12.883
قبل از تشییع جنازه‌اش، بیارشون

23:13.550 --> 23:15.783
دوست دارم براشون غذا درست کنم

23:16.983 --> 23:18.183
باشه، مامان، حتما

23:40.250 --> 23:42.250
اون نمونه‌ی بارز مدیر هانه

23:43.550 --> 23:45.350
گیول هستی، مگه نه؟

23:47.583 --> 23:51.050
مدیرعامل شرکت پدرتم

23:52.083 --> 23:53.083
چند سالته؟

23:53.683 --> 23:55.050
نمی‌تونه صحبت کنه

23:56.550 --> 23:57.550
ببخشید؟

23:58.350 --> 24:00.483
شاید به خاطر اینکه شاهد اتفاقی بود که
برای پدرش درست جلوی چشمش افتاد

24:01.283 --> 24:03.683
از اون روز یه کلمه هم حرف نزده

24:03.683 --> 24:04.683
ببخشید

24:05.550 --> 24:06.550
فقط یه لحظه

24:17.550 --> 24:20.950
پدرت واقعا مرد بی‌نظیری بود

24:22.150 --> 24:23.150
...از بهشت

24:24.383 --> 24:26.283
حواسش بهت هست

24:27.883 --> 24:28.883
...پس

24:31.483 --> 24:35.050
چطور می‌تونست چشم‌هاش رو با آرامش ببنده
و همچین بچه‌ی کوچیکی رو تنها بذاره؟

24:37.183 --> 24:38.550
مدیر هان

24:41.050 --> 24:42.350
درسته، آقای جو

24:43.450 --> 24:44.950
چرا زودتر بهش فکر نکردم؟

24:49.883 --> 24:53.350
ببخشید؟ می‌خواین جریان نقدی تیم مالی رو پیگیری کنم؟

24:53.950 --> 24:57.150
آره، حواسم بهش بوده

24:57.683 --> 24:58.950
و یه چیزی اونجا درست نیست

25:00.683 --> 25:03.483
...همچنین، با احتیاط

25:03.850 --> 25:04.983
به رابطه‌ی بین مدیرعامل شرکت و مدیر مالی نگاه کنین

25:05.850 --> 25:06.850
آره

25:09.250 --> 25:13.050
اگه امکانش هست، می‌تونی چیزی در مورد مدیر مالی بهم بگی؟

25:15.383 --> 25:16.850
مدیر مالی؟ چرا؟

25:17.550 --> 25:19.750
ظاهرا شخصا به رئیس نزدیکه

25:20.250 --> 25:22.150
بنابراین می‌خواستم بدونم چیزی هست که بتونم بدونم

25:24.050 --> 25:26.850
در مقابلت احساس شرمندگی می‌کنم

25:28.550 --> 25:31.450
ایرادهای پسرم رو اینطوری مطرح می‌کنم

25:32.350 --> 25:33.350
نه اصلا

25:34.183 --> 25:35.883
کاملا بررسیش می‌کنم و گزارش می‌دم

25:37.150 --> 25:38.150
مراقب خودتون باشین

25:44.450 --> 25:45.450
قربان

25:45.450 --> 25:46.450
!گیول

25:49.250 --> 25:51.050
چی انقدر زود تو رو کشونده اینجا؟

25:51.250 --> 25:52.250
برای دیدن رئیس اومدی؟

25:52.250 --> 25:53.850
نه، اومدم شما رو ببینم

25:54.383 --> 25:55.950
من؟ چرا من؟

25:56.883 --> 26:00.050
بیست و پنج سال پیش اومدین
مراسم خاکسپاری بابام، درسته؟

26:00.250 --> 26:02.150
چی؟ آره

26:02.383 --> 26:03.983
با رئیس رفتم

26:04.350 --> 26:05.850
چرا یهویی بحثش رو آوردی؟

26:06.250 --> 26:08.450
خیلی ممنون که اون موقع اومدین

26:09.483 --> 26:12.483
خیلی بچه بودم، پس مدت زیادی فراموشش کرده بودم

26:13.383 --> 26:14.850
نیازی نیست ازم تشکر کنی

26:16.183 --> 26:18.683
برای به پسر کوچولو شوک بزرگی بود

26:18.950 --> 26:20.583
حتی یه مدت نمی‌تونستی حرف بزنی

26:22.283 --> 26:24.550
...اما شک دارم این همه راه تا اینجا اومده باشی

26:24.550 --> 26:26.550
انقدر زود تا فقط ازم تشکر کنی

26:26.783 --> 26:30.383
...آره، چیزی در مورد

26:30.383 --> 26:31.450
حادثه‌ی پدرم می‌دونین؟

26:31.650 --> 26:34.250
چه نوع تصادفی بود، و چطور اتفاق افتاد؟

26:35.283 --> 26:38.750
تا جایی که می‌دونم، فقط یه تصادف رانندگی بود

26:39.950 --> 26:42.683
...یه ماشین با سرعت زیاد توی جاده توی شب

26:43.683 --> 26:46.350
...سعی کرد از ماشین بابات سبقت بگیره

26:50.450 --> 26:51.450
آقای سو

26:53.450 --> 27:18.883
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Parniya ✧ یاسی ✧ سارا ✧
✧ ادیت: سارا ✧

27:18.883 --> 27:21.650
·˚˖𖦹 روزهای شاد ما 𖦹˖·˚
